فن بیان،اصول سخنرانی و هنرگویندگی وگفتگو

آشنائی با فن خطابه ، اصول مخاطب شناسی ، مناظره ،مباحثه ، تدریس ،قصه گوئی ،دکلمه ، مجریگری و زبان بدن

ضرورت آشنایی با فن بیان و اصول سخنرانی از دیدگاه سید محمد فقیه سبزواری

 

سید محمد فقیه سبزواری :

آشنایی با فن بیان ، ضرورتی برای آحاد جامعه و برای مبلغین و مصلحین و مرشدین ، واجب است تا ضمن اقناع مخاطبان با بیان فصیح و بلیغ ، آن هارا به ترک گناهان و حتی مکروهات و انجام واجبات و رعایت اصول شهروندی ترغیب و تشویق کنند .

 
یادگرفتن فن بیان واجب کفایی است
 
 
مدیرپایگاه مجازی فن بیان و گویندگی با تاکید براینکه فن بیان یکی از فنونی است که مردم جامعه به آن نیازمند هستند، اظهار کرد: مردم برای آشنایی با فن بیان می‌توانند در کلاس‌های آموزشی که با همین مضمون توسط اساتید برجسته برگزار می‌شود شرکت کنند یا خودشان با مطالعه شخصی از این فن خاص آگاهی یابند...

1394/06/02

مدیرپایگاه مجازی فن بیان و گویندگی با تاکید براینکه فن بیان یکی از فنونی است که مردم جامعه به آن نیازمند هستند، اظهار کرد: مردم برای آشنایی با فن بیان می‌توانند در کلاس‌های آموزشی که با همین مضمون توسط اساتید برجسته برگزار می‌شود شرکت کنند یا خودشان با مطالعه شخصی از این فن خاص آگاهی یابند.
 سید محمد فقیه سبزواری افزود: تمرین و ممارست فراوان در جمع خانواده و تکرار تمرین‌ها در یادگیری فن بیان بسیار حائز اهمیت است و نباید بین تمرین‌ها توقف ایجاد شود تا این سیره در فرد به‌صورت ملکه در بیاید.
وی بیان کرد: علما همواره از یاد گرفتن فنون بیان به عنوان یک واجب کفایی یا عینی یاد و برای کسانی که احساس وظیفه می‌کنند این مسأله یک واجب عینی است و .......
 

برچسب‌ها: فقیه سبزواری, فن بیان, سید محمد فقیه سبزواری
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ۲ شهریور۱۳۹۴ساعت ۲۱:۳ بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

چکیده یکصد کتاب فن بیان و اصول سخنرانی از نویسندگان مختلف در یکصد مقاله

 

مفید برای علاقمندان یاد گیری شیوه های پیشرفته و خلّاقانه  :

انواع سخنرانی ، تدریس ، سخنرانی های دانشگاهی و دفاع از پایان نامه ، گویندگی ، مجریگری ، مدیریت همایش ها ، قصه گویی ، وکالت قضایی ، مناظره ، مباحثه ، گفتگوهای سیاسی ، اجتماعی و علمی ، دوبلاژ ، بازی در تئاتر و سینما ، بازاریابی و ارتباطات نیرومند اجتماعی

 

جهت دریافت این مجموعه ارزشمند ،  با این نشانی مکاتبه کنید :

yaldashow@gmail.com

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳ آبان۱۳۹۲ساعت ۱۳:۷ بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری 

قابل توجه علاقمندان به فن بیان

 

 شیوه های پرورش صدا

مایلید صاحب صدایی گرم و رسا و دلنشین شوید ؟

صدای زیبا و دلنشین ، سرمایه شما و نخستین شرط موفقیت برای گویندگی ، مجریگری ، سخنرانی ، تدریس و حتی گفتگوهای اثر گذار  و به یاد ماندنی با خانواده و دوستان است .

با دقت بسیار و با تکیه بر تجربه ها ، دهها مقاله علمی ، تخصصی و کاربردی ، بخاطر شما و برای صداسازی شما فراهم شده است . مطمئنا دریافت  این مجموعه  بی نظیر ، ارزشمند  و کارشناسانه ؛ و مطالعه مقالات و اجرای دستورهای مفید و  علمی و ساده ارائه شده در این مجموعه  ، شمارا از تحمل زحمات و  پرداخت هزینه های بسیار بی نیاز خواهد کرد و  خیلی زود و راحت  ، صاحب صدایی گیرا و گرم خواهید شد . صدایی شایسته شخصیت شما برای حضور و فعالیت پربار و رضایت بخش در تمام حوزه ها و عرصه هایی که باید از صدای زیبای خود برای گسترش ارتباطات و تاثیر بر مخاطبان ، استفاده کنید .

برای دریافت این مجموعه کامل مرتبط با بهداشت صدا و حنجره و توان افزایی صوتی ، با این نشانی مکاتبه کنید :

yaldashow@gmail.com

 

+ نوشته شده در  جمعه ۳ آبان۱۳۹۲ساعت ۲:۱۷ قبل از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

انجام تحقیقات دانشجویی

 

نو آوری ، دقت بالا ، جامعیت پژوهش ، صحت و اعتبار مطالب

پژوهش هایتان را به ما بسپارید

yaldashow@gmail.com

+ نوشته شده در  سه شنبه ۳۰ مهر۱۳۹۲ساعت ۰:۳۶ قبل از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

 

قابل توجه دانشجویان عزیز کلیه رشته ها در همه مقاطع

 

چگونه پروپوزال و پایان نامه تهیه کنیم و در دفاع از آن چگونه سخنرانی کنیم ؟

 

برای دریافت فایل مجموعه مقالات مفید و برگزیده با نشانی زیر مکاتبه کنید :

yaldashow@gmail.com

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۳ مهر۱۳۹۲ساعت ۲۱:۲۷ بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

 

قابل توجه متقاضیان استخدام و اشتغال

چنانچه قصد شرکت در مصاحبه های شغلی و استخدامی بخش خصوصی و دولتی را دارید ، برای آشنایی با رمز و راز و پرسش ها و ترفندها و اصول و شگردهای اینگونه مصاحبه ها که از طرف کارفرمایان و مسئولان گزینش مطرح و اعمال می شود ، این مجموعه  مقالات  تخصصی و مفید را که حاوی نکته های دقیقی می باشد دریافت و مطالعه فرمایید .

تقاضای خودرا برای دریافت فایل مجموعه مقالات مربوط به مصاحبه های استخدامی و شغلی به این نشانی ارسال فرمایید :

yaldashow@gmail.com

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۲ مهر۱۳۹۲ساعت ۲۲:۴۷ بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

۱۰۰ مقاله تخصصی و کاربردی فن بیان و اصول سخنرانی

 

برای آشنایی با اصول ابتدایی ، سطحی و عالی فن بیان و سخنرانی ، نیازی به حضور در کلاس های مربوطه و خرید دهها کتاب با هزینه های سنگین نخواهید داشت اگر برای دریافت فایل حاوی یکصد مقاله برگزیده ، با این نشانی مکاتبه کنید :

 

yaldashow@gmail.com

 

  دریافت و مطالعه دقیق مقالات منتخب ، یعنی ایجاد سهولت برای شما و صرفه جویی در پرداخت هزینه های سنگین برای خرید کتاب های متعدد با محتوای مشابه و صرفه جویی در وقت .

مجموعه این مقالات ، مناسب برای هر خواست و سلیقه ؛ و پاسخگوی تمام پرسش های حوزه بیان و سخنرانی برای تدریس ، صحبت های روز مره ، مناظره ، دفاع از پایان نامه و خصوصا سخنرانی های عمومی بدون ترس و اضطراب و استرس ؛ و همراه با اعتماد به نفس و آرامش می باشد .


+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۲ مهر۱۳۹۲ساعت ۱۸:۲۹ بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

 

برای مطالعه مقالات مرتبط با تمرین های ضروری جهت سخنرانی ، گویندگی ، مجریگری ، تدریس ، قصه گویی ، مذاکره ، مباحثه ، گفتگو با دیگران ، مناظره و مصاحبه ، به این لینک مراجعه فرمایید :

http://fann-e-bayan.blogfa.com/cat-42.aspx

+ نوشته شده در  جمعه ۲۰ بهمن۱۳۹۱ساعت ۱۲:۱۴ بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

فصاحت

 فصاحت

فصاحت واژه ها ، عبارت ها و جمله ها و فصاحت سخنران و گوینده ، یکی از ارکان فن بیان و از اصول مهم خطابه و سخنرانی است . فصاحت یعنی سادگی ، زیبائی ، روانی و نهایتا شیوائی کلمه ها همراه با فراز و فرودهای مناسب هنگام تلفظ ، موسیقی دلنشین و زیبای واژه ها و جمله ها .

علاوه بر این ها ، تصویر بیانی از زیبائی ها و شگفتی ها و استفاده از تمثیل ،حس آمیزی ، کنایه ،استعاره ، تشخیص ، ایهام ، تشبیه و سایر آرایه های لفظی و معنوی ، می تواند به فصاحت کلمه ، کلام و متکلم ، کمک کند .

جز آشنائی کامل با آرایه های ادبی لفظی و معنوی ، مطالعه پیوسته آثار شاعران بزرگ گذشته و خصوصا نوپردازان معاصر و تمرین و تمرین و تمرین ، می تواند سخنران و گوینده را در انتخاب واژه های ساده ، پر قدرت ، متنوع ، رسا ، پویا ، به روز و زیبا و فصیح گفتن و فصیح شدن ، یاری دهد .


برچسب‌ها: فصاحت
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ۱ مهر۱۳۹۱ساعت ۲۰:۰ بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

ويژگيها و شكلهاي مختلف آزار كلامي

ويژگيها و شكلهاي مختلف آزار كلامي


آزار كلامي عبارت است از كلماتي مهاجم و آسيب رساننده كه به دروغ از كسي سخن مي گويند يا باعث مي شوند شخص كذبي را باور كند.


مشخصه هاي عمومي آزار كلامي
۱- آزار كلامي جريحه دار كننده و درد آور است؛ به خصوص كه مورد انكار هم قرار بگيرد. وقتي استنباط همسر از آزار كلامي ناديده گرفته شده و به واقعيت وي هم هيچ اعتباري داده نشود، بخشي از رنج زن به سردرگمي او منتهي خواهد شد.
۲- آزاركلامي ماهيت و تواناييهاي زن را مورد حمله قرار مي دهد. زن ممكن است كم كم به اين باور برسد كه يك جاي كارش ايراد دارد يا توانايي انجام خيلي از كارها را ندارد.
۳- آزار كلامي يا آشكار است (شليك هاي خشم، ناسزاگويي و دادن القاب ناجور) يا پنهان و بسيار بسيار نامحسوس (مثل شستشوي مغزي). آزار كلامي آشكار، معمولأ سرزنش آميز و منتقدانه است و در نتيجه باعث گيجي زن مي شود. آزار كلامي پنهان كه نوعي تهاجم مخفي است، حتي گيج كننده تر است. هدف اين است كه زن بدون آن كه بويي ببرد، به كنترل درآيد.
۴- تحقير در قالب آزار كلامي ممكن است به طريقه اي بسيار بي غل و غش و با دلواپسي ادا شود. به نمونه اي كه نرگس برايم تعريف كرد، توجه كنيد:
وقتي شوهرم آرام و با ملاحظه به من گفت: «دليل واقعي اين كه ما هيچ وقت راجع به يك كتاب صحبت نكرده ايم اين است كه معني بعضي از عبارتهاي پيش پا افتاده را كه يك امريكايي متوسط هم مي فهمد، تو نمي فهمي، فكر كردم شايد دليل اين كه ما در ارتباطمان آن قدر دچار اشكال هستيم، همين باشد و شديدأ ناراحت و مأيوس شدم؛ از همه بدتر، علت همه ي ناراحتيهايم به گردن خودم افتاده بود!
۵- آزار كلامي، فريبكارانه و كنترل كننده است. معمولأ زن از اين كه شوهرش او را فريب مي دهد يا كنترل مي كند، بي خبر است. با اين همه، ممكن است متوجه شود كه زندگي اش زمين تا آسمان با چيزي كه در سر مي پرورانده است، تفاوت دارد و آن قدرها كه دلش مي خواست، خوشحال نيست
۶- آزار كلامي موذيانه و غافلگير كننده است.
آزار كلامي، زن را به طريقي مورد بي اعتنايي، بي احترامي و تحقير قرار مي دهد كه:

الف) معمولأ بدون آن كه خود بداند، مناعت طبعش به تدريج كاهش مي يابد.
ب) بدون آن كه بداند، اتكا به نفس خود را از دست مي دهد
ج) ممكن است به طور خودآگاه يا ناخودآگاه سعي كند رفتارش را چنان تغيير دهد كه باعث ناراحتي شوهرش نشود و در نتيجه ديگر خودش هم ناراحتي نكشد.
د) ممكن است به طور نامحسوسي بدون آن كه خود بداند، شستشوي مغزي شود.
همان طور كه «فرشته» توصيه مي كند:
شما هرگز بر اساس آنچه دوستانتان مي بينند و به زبان مي آورند و چيزهايي كه شوهرتان راجع به خودش و رابطه تان مي گويد، قادر نيستيد بگوييد مورد آزار كلامي واقع مي شويد. شما نسبت به آن شرطي مي شويد، گيج و منگ به دور خود مي چرخيد و بعد نمي فهميد چه دارد به سرتان مي آيد.
۷- آزار كلامي غيرقابل پيش بيني است. غيرقابل پيش بيني بودن، يكي از مشخصه هاي مهم آزار كلامي است. زن - همان طور كه قبلأ شرح داديم - در اثر گوشه و كنايه ها، زخم زبانها، سيخونكهاي غضبناك، تحقيرها يا اظهار نظرهاي جريحه دار كننده، جا مي خورد و دچار ضربه و عدم تعادل روحي مي شود. زن هر قدر هم باهوش، نكته سنج يا دقيق باشد، هرگز نه واقعأ مي تواند آن را پيش بيني كند و نه اكثرأ سر درمي آورد چرا اين برخوردهاي ناراحت كننده پيش مي آيند و اصلأ چگونه بايد جلوي آنها را گرفت.
8- آزار كلامي، مقوله اي است مربوط به روابط بين دو نفر. وقتي يك زوج در باره ي مسأله اي واقعي جر و بحث مي كنند، مثلأ اين كه چطور بچه ها را تربيت كنند يا چه مدت را جدا از يكديگر يا با هم باشند، هر دو ممكن است احساس خشم كنند، ولي هر دو مي توانند بگويند: «اين چيزي است كه از دست آن عصباني هستم...» يا «اين چيزي است كه مي خواهم» و در نتيجه اگر طرفين نيت خوبي داشته باشند،‌ مسأله حل مي شود. در يك رابطه ي آزارنده از نظر كلامي، هيچ ضديت خاصي وجود ندارد. مسأله فقط آزار رساندن است و اين مسأله اي نيست كه حل بشود، به عبارتي تعطيل پذير نيست.
9- آزار كلامي، پيامي مضاعف در بردارد. بين آنچه شوهر بر زبان مي آورد و آنچه واقعأ احساس مي كند، ناهماهنگي وجود دارد. به عنوان مثال، ممكن است در عين خرده گيري از همسرش صادق و بي تكلف به نظر بيايد، يا ممكن است بگويد: «بنده عصباني نيستم» در حالي كه خون جلوي چشمانش را گرفته و از فرط عصبانيت مثل لبو سرخ شده يا مثلأ همسرش را براي شام بيرون ببرد و از اول تا آخر شام حالتي سرد، بي اعتنا و نچسب به خود بگيرد.
و حال بشنويم از زبان خانمها:
«مي گويد مرا دوست دارد و مي گويد هرچه دلش خواست مي تواند به من بگويد»
«مي گويد نظر همه برايش محترم است،‌ ولي به من خرده مي گيرد، از من انتقاد مي كند و نظرات و احساسات مرا قبول ندارد»
«مي گويد آدم آرام و آسان گيري است، اما روزي نيست كه ناراحت و عصباني نباشد»
«مي گويد حامي من است، در حالي كه من احساس مي كنم با وجود او تنها و منزوي هستم».
10- آزار كلامي معمولأ پيشرونده است و از نظر شدت، تواتر و تنوع رو به افزايش مي رود. به عنوان مثال، در اوايل، فرد آزارنده ممكن است با تحقيرهايي كه شكل شوخي به خود گرفته اند يا با دريغ داشتن جواب، همسرش را اذيت كند. كم كم ساير اشكال آزار كلامي اضافه مي شوند. (اين اشكال را تحت عنوان دسته بنديهاي آزار كلامي در ذيل آورده ايم
در موارد بسيار متعددي، آزار كلامي به آزار جسماني تغيير سطح مي دهد. آزار جسماني با هل دادنها، تنه زدنها و ... تو سري زدنهاي اتفاقي به شكل نامحسوسي آغاز مي شود و كم كم به كتك كاري واقعي منجر مي شود. يكي از خانم ها مي گفت كه اين اواخر وقتي او و شوهرش نزديك هم مي ايستادند، كه مثلأ به نقشه اي نگاه كنند، مي ديد كه شوهرش عمدأ روي پاي او ايستاده است. وقتي صدايش درمي آمد، شوهرش طوري رفتار مي كرد كه گويي اصلأ متوجه نشده است و اين عمل بارها و بارها تكرار شد.
همچنان با شدت يافتن آزار كلامي به سمت آزار جسماني، فرد آزارگر ممكن است فضاي همسرش را اشغال كند. يكي از خانم ها مي گفت، هربار كه با يك فنجان قهوه و بالش در يك صندلي قرار مي گرفت و بنابر پيشامد يا كاري، لحظه اي اتاق را ترك مي كرد، موقع برگشتن مي ديد كه شوهرش در صندلي او جا خوش كرده است. او مي گفت فرقي نمي كرد من در چه صندلي يي مي نشستم. شوهرم هميشه از خالي كردن آن صندلي خودداري مي كرد. بعدها او متوجه شد كه وقتي مي خواهد به يخچال يا ظرف شويي نزديك شود، شوهرش جلوتر از او پيشقدم مي شود. توجه به تغيير ماهيت آزار كلامي به آزار جسماني مهم است، زيرا تجربه ي باليني درمانگراني كه به درمان زنان كتك خورده مبادرت مي كنند، نشان مي دهد كه همه ي زنان كتك خورده قبلأ از نظر كلامي تحت آزار و اذيت قرا ر مي گرفته اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲۳ مهر۱۳۹۳ساعت ۱۶:۴۶ بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

متن‌های بلند را چگونه حفظ می‌کنید؟

متن‌های بلند را چگونه حفظ می‌کنید؟

در هر شغلی که مشغول به کار باشید، چه یک بازیگر باشید و چه یک دانشجو، به هر حال در زندگی شما حتما «موقعیتی پیش می‌آید که مجبور شوید یک متن بلند را در مدت زمان کوتاه حفظ کنید. ظاهرا» غیر ممکن به نظر می‌رسد اما در چنین موقعیتی بهتر است به جای اینکه نا‌امید و مضطرب شوید سعی کنید از راه درست این کار را انجام دهید تا موفق شوید.
 

قبل از اینکه حفظ کردن متن مورد نظر را آغاز کنید دو یا ۳ بار آن را از اول تا آخر بخوانید. انجام این کار زیاد طول نمی‌کشد و به شما کمک می‌کند که با الگو و جریان متنی که قرار است حفظ کنید کاملا «آشنا شوید.
 متن بلند خود را به چند قسمت تقسیم کنید. یکباره حفظ کردن یک متن بلند تقریبا» غیرممکن است. بنابراین متن رابه بخشهای کوچک تقسیم کنید و این قسمت‌ها را یک به یک حفظ کنید.
 این قسمتهای کوچک را شماره گذاری کنید تا بتوانید به ترتیب آن‌ها را به یاد بیاورید زیرا با این روش مغز شما راحت‌تر اطلاعات ذخیره شده را بازیابی می‌کند. در هنگام حفظ کردن هم بهتر است این قسمت‌ها را به ترتیب حفظ کنید تا هنگام بخاطر آوردن کمتر دچار مشکل شوید.
 برای اینکه متن را راحت‌تر حفظ کنید با صدای بلند آن را بخوانید. از آنجایی که قرار است یک متن بلند را در مدت کوتاه به خاطر بسپارید بهتر است هم از طریق گوش و هم از طریق چشم اطلاعات را وارد مغزتان کنید.
 برای حفظ کردن هر قسمت از متن زمان کافی اختصاص دهید و بعد از اینکه یک قسمت را کاملا «حفظ کردید سراغ قسمت بعدی بروید.
 همینطور که پیش می‌روید و قسمت به قسمت متن را حفظ می‌کنید، قسمتهای قبلی را هم حتما» مرور کنید. تکرار کردن قسمتهای حفظ شده با صدای بلند هم بسیار مفید است و کار را برای شما آسان‌تر می‌کند.

+ نوشته شده در  جمعه ۲ خرداد۱۳۹۳ساعت ۱۹:۴۱ بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

چگونه در یک بحث شرکت کنیم

 

همیشه بحث های جالبی وجود داشته اند که می خواستیم در آنها شرکت کنیم. با خواندن این چگونه، بهتر شرکت کردن در بحث ها را خواهیم آموخت.


۱

چگونه به بحث آن گروه و یا افراد گوش دهید، هرگاه که مناسب بود، با بیان عقیده تان و یا ارائه پرسشی مرتبط، در بحث شرکت کنید. اگر دقیقا نمی دانید در چه موردی صحبت می کنند ولی صحبت هایشان برایتان جالب به نظر آمد، از آنها در مورد صحبت شان سوال کنید. البته دقت داشته باشید که گاهی، سوال کردن از دیگران در مورد موضوع صحبت شان آنها را ناراحت می کند، چرا که شما را عضوی از گروه خود نمی دانند. این مرزها را تشخیص دهید و سعی نکنید که به این صورت در بحث شرکت کنید.

۲
 

بهتر است که همیشه با یک نظر کوچک شروع کنید و صبر کنید تا دیگران نسبت به حرف تان بازخورد نشان دهند و سپس حرف های خود را ادامه بدهید.

۳
 

دقت کنید که اگر آنها در مورد چیزی صحبت می کنند که شما اطلاعی در آن باب دارید، بهتر است با ادب و طمانینه، دانش خود را انتقال دهید. بین حرف آنها نپرید تا حرف خود را به کرسی بنشانید. اگر موضوع را متوجه نشدید، از یکی از دوستان تان در گروه بخواهید تا آن را برایتان توضیح دهد.

نکات و هشدارها
 
تا مشخص شدن موضوع صحبت افراد گروه، در بحث شرکت نکنید.
 
قبل از ملحق شدن به بحث، از زبان بدن افرادی که صحبت می کنند، موضوع را حدس بزنید. ببینید آیا در حال آرام صحبت کردن هستند و یا معمولی صحبت می کنند. آیا صحبتی جدی است که باید آنها را تنها بگذارید و یا اینکه گروه از ورود شما به بحث استقبال می کنند. برای ماندن در بحث پافشاری نکنید و اگر احساس ناراحتی از دیکران دیدید، بحث را ترک کنید.
 
اگر افراد هم شما را در بحث شریک کنند، امکان دارد که بعضی اعضای گروه شما را پس بزنند. به آنها توجه نکنید. این مشکل خودشان است.
 
در بحث های شخصی و خصوصی دخالت نکنید.
 
بزرگترین قاتل مکالمه خودآگاهی است. نگران اینکه چیز احمقانه ای بگویید نباشید؛ این ممکن است برای هر کسی پیش بیاید. بدترین چیز این این است که در موقعیت نامناسب حرف بزنید.

+ نوشته شده در  جمعه ۱۹ اردیبهشت۱۳۹۳ساعت ۱:۸ قبل از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

چگونه کمتر حرف زدن و خوب گوش کردن را تمرین کنیم

همه می خواهند که حرفایشان شنیده شود. هیچ اشکالی ندارد که عقاید و احساسات خود را با افراد دیگر در میان بگذاریم. البته بیان عقاید، زمانی که بیش از اندازه باشد، برای طرف مقابل آزاردهنده و یا خجالت آور خواهد بود. یکی از مهم ترین راه های یک دوست یا سخنور خوب بودن، خوب گوش کردن است. 
 
۱

چگونه راه حلی برای مشکل تان بیابید. اگر به این نتیجه رسیده اید که زیاد صحبت می کنید و می خواهید راهی بیابید تا از حرف زدن خود بکاهید، اینگونه فکر نکنید که “خب درسته، من مشکل دارم؛ ولی نمی تونم مشکلمو حل کنم”. اگر یادگرفتن مسائلی پیچیده، چون نواختن ساز، بازی کامپیوتری، آشپزی، باغبانی و کارهایی از این دست برای شما شدنی است، مطمئن باشید از پس این کار هم بر می آیید.

۲

به صورت هوشیارانه، برای بیشتر گوش دادن و کمتر حرف زدن، تلاش کنید. گوش دادن به این معنی است که به طرف مقابل و صحبتی که می کند، اهمیت می دهید. مردم یک شنونده خوب را همیشه می ستایند، چرا که جالب است بدانید که همه عاشق این هستند که از خودشان برای کسی دیگر صحبت کنند. هیچ موضوعی مهم تر و جالب تر از خودشان وجود ندارد که دوست داشته باشند در مورد آن صحبت کنند. به یاد داشته باشید که اگر به آنها اجازه صحبت دهید (سوالی بی انتها بپرسید، حرف او را قطع نکنید، با زبان بدن او تعامل داشته باشید و با او تماس چشمی داشته باشید) و البته سوالاتی که در این باب پیش می آیند از او بپرسید. خواهید دید که با صحبت کم، آنها شما را سخنوری زیرک و باهوش می پندارند. اغلب تصور می کنند که حرف زدن زیاد، نشان از زیرکی و سخنور بودن است. به عنوان مثال، اگر یک مهمان غذایی که یک تنه، نیمی از غذایی که برای چند نفر است را خودش بخورد، آیا شما او را مهمان خوبی قلمداد می کنید؟ مطمئنا او را مهمان خوبی نمی دانید و بیشتر او را بی ادب، خودخواه و کسی که مبادی آداب رفتار نمی کند، می دانید.

۳

تمام ساعات سکوت را لازم نیست پر کنید. این موضوع بیشتر در بین یک گروه از افراد اتفاق می افتد. مکث معمولا زمانی است که فرد دیگر در حال فکر کردن می باشد و البته ممکن است زمانی برای تاکید روی عبارتی خاص یا موضوعی باشد. بعضی ها اینگونه اند که زمانی را ساکت می مانند تا فکر کنند و بعد به سوال دیگر پاسخ دهند. اینگونه نیست که بین هر سکوتی باید شما صحبت کنید؛ با پریدن بین صحبت دیگران، رشته افکار آنان را پاره خواهید کرد. ۵ ثانیه صبر کنید و اگر دیدید که کسی صحبت نکرد، با ایراد یک پرسش، و نه نظر، دیگران را به حرف درآورید.

۴
 
لازم نیست همه موضوعات کم اهمیت حاشیه ای را در زمان توضیح مساله ای به زبان آورید. می توانید مثل یک سخنرانی دانشگاهی صحبت را شروع کنید و یا به جای آن، خلاصه ای از موضوع را ارائه دهید و یا اینکه پرسش مستقیم آنان را پاسخ دهید و منتظر بمانید و ببینید که آیا طرف مقابل، از شما اطلاعات بیشتری می خواهد یا خیر. اگر اطلاعات بیشتر بخواهند، از شما سوال می کنند. در غیر این صورت، حرف تان را با یک آها و یا تکان دادن سر، تایید خواهند کرد.

۵
 
یک مکالمه خوب مثل یک رالی به سمت عقب و جلو است. اگر کسی سوالی از شما پرسید (برای مثال، تعطیلات را چگونه گذراندی؟)، بعد از اینکه در مورد سفر و تجربه تان پاسخ دادید، باید به طور خلاصه و مربوط صحبت کنید. سپس شما همین سوال را (مثلا، شما چطور؟ قصد ندارین به مسافرت یا جایی برین؟ یا خب این از من، تعطیلات شما چطور بود؟ خانم بچه ها چطورن؟) از طرف مقابل بپرسید.

۶

بی دلیل اسمی را در مکالمه نیاورید. اگر دوست تان علی، در همسایگی شما را نمی شناسد، در مکالمه خود بگویید که همسایمون، علی و یا اینکه در جمله بعدتان، توضیحی درباره آن شخص بدهید. ذکر نام ناآشنا، شنونده را سردرگم می کند.

۷

آرام و شمرده صحبت کنید. امروزه با پیشرفت تکنولوژی، بیشتر افراد عادت به سریع حرف زدن پیدا کرده اند. بعضی ها هم وقتی خیلی تحت تاثیر قرار می گیرند، ممکن است سریع و یک نفس صحبت کنند و ممکن است فراموش کنند که مکالمه، صحبتی دوطرفه است. این یک خودخواهی محض است. باید به ذهن سپرد که آرامش خود را حفظ کن. نفسی عمیق کشیده و بعد خبر یا اطلاع جالبی را که می خواهید، به دوست تان منتقل بسازید. به طور خلاصه، قبل از حرف زدن، درست فکر کنید. راستش را بخواهید، قضیه خاصی که دارید تعریف می کنید، وقتی جالب خواهد بود که قبل آن درست فکر کنید و آن را آرام بیان کنید.

۸
 
اگر هیچ چیزی را یاد نگرفتید، لااقل یاد بگیرید که در میان صحبت دیگران نپرید. باید یاد بگیرید که چگونه در صحبت کردن نوبت دیگران را رعایت کنید و بین حرف آنها نپرید.

۹
 
علت و معلول را در نظر بگیرید. از خود بپرسید که چرا اینقدر پرگو هستید. آیا کمتر شنیده می شوید؟ آیا در کودکی نادیده گرفته شدید؟ آیا حس بی لیاقتی در خود می بینید؟ آیا همیشه از زمان عقب هستید و در صحبت کردن عجله می کنید؟ همیشه الگوی صحبت کردن خود را مانیتور (آنالیز) کنید. در صورتی که تند صحبت می کنید، کمی آرام تر صحبت کنید.

۱۰

یاد بگیرید که خود را به شیوه ای سرگرم کننده توصیف نمایید. می توانید موضوع را به صورت یک داستان بیان کنید تا برای طرف مقابل جالب به نظر برسد. مختصر و مفید بودن مکالمه تان یکی از نکات کلیدی در مکالمه است. هرچه مکالمه تان خلاصه تر باشد، می توانید بیشتر شنونده تان را بخندانید یا روی آن تاثیر بگذارید.

+ نوشته شده در  جمعه ۱۹ اردیبهشت۱۳۹۳ساعت ۱:۳ قبل از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

در سنین مختلف چگونه با کودک صحبت کنیم

 

مهم ترین مسئله در تربیت کودک ، چگونگی صحبت کردن با وی است. در هر سن ، بسته به شرایط فکری و سنی کودک باید به روش خاصی با او حرف زد. این که بدانیم چه انتظاری را در چه سنی باید از کودک داشته باشیم بسیار مهم است. برخی اوقات والدین می خواهند کودک انتظاراتی که فراتر از توان کودک است را برایشان براورده کند.

به این گفتگو توجه کنید:

 

پدر: کدوم شلوارتو دوست داری، آبیه یا قرمزه؟

کودک: هیچ کدوم، اصلاً امروز نمی خوام برم مدرسه!!

 

روشن است که هر شیوه ارتباطی، در زمان و مرحلهٔ خاصی کارکرد مثبت دارد. مشکل اینجاست که وقتی تازه درمی یابید چه طور باید با فرزندتان صحبت کنید او بزرگتر شده است و متأسفانه شیوهٔ پیشین صحبت شما دیگر نتیجه نمی دهد. از این رو، شایسته است الگوهای گفتگوی والدین با کودکان، متناسب با مراحل رشد و ویژگی های شخصیتی آنان تغییر یابد.

آنچه در پی می آید، شیوه های ارتباط کودکان با محیط از بدو تولد تا ۱۱ سالگی و الگوهای مناسب توجیه شده برای ارتباط والدین با کودک براساس سنین موردنظر می باشد.

بینش از سنی تا سن دیگر

شیرخواران و نوپایان (تولد ۲ سالگی)

کودکان چگونه ارتباط برقرار می کنند:

۱) گریه اولین شیوهٔ برقراری ارتباط با پیرامون از طریق اصوات است.

از ۴ هفتگی گریه های نوزاد بنابر نوع نیاز او (مانند گرسنگی، درد، خیس بودن جا و دوری از مراقب) حالت های خاصی پیدا می کند. در عرض چند ماه کودک شروع به آغوم کردن همراه با شادی و تعجب می کند. ظرف سه چهار ماه کودک هنگام صدا درآوردن از خود متوجه واکنش اطرافیان می شود، زمانی که مراقب شیرخوار به گریهٔ او پاسخ نشان می دهد، کودک کم کم به ابزار ارتباطی خود اعتماد پیدا می کند چرا که نیازش برآورده شده است. در شش ماه دوم شیرخواران شروع به غان و غون کردن مطابق با زبان خانواده می کنند.

 

۲) کودکان کلمات را خارج از بافت و زمینهٔ آن متوجه نمی شوند. اطفال زیر ۲ سال کلمات را در همراهی با وضعیت بدنی، لحن صدا و حالت صورت شما متوجه می شوند.

۳) در ۲۴ ۱۸ ماهگی، کودکان شروع به استفاده از کلمتی می کنند که اعمال را نشان می دهند. این کلمات آنچه را آنها می بینند یا می خواهند بیان می کنند، و از صفات و سایر قوانین دستور زبان استفاده نمی کنند. آنها ممکن است عباراتی کوتاه را مانند: ”مامان میره“، ”کفش بپوشم“ به کار ببرند. آنها در ضمن از طریق ژست ها و لحن صدا صحبت می کنند. آنچه آنها به صورت بدنی نشان می دهند به اندازهٔ همان که بر زبان می آورند اهمیت دارد.

۴) کودکان کلمات و جملات کوتاه را به کار می برند تا قاطعیت پیدا کنند. کودک از ”نه“ و ”مال خودمه“ استفاده می کند تا معی محدودهٔ خود باشد و دنیای جدید خود را در اختیار بگیرد. کاربرد این کلمات از نظر تکاملی برای یک شیرخوار اهمیت دارد. به دست آوردن عدم وابستگی، یک قدم نیمه ابتدائی به سمت ”آدم خود شدن“ می باشد. فردی مستقل از شما.

شما چگونه ارتباط برقرار کنید

۱) به عنوان اولین گام ارتباطی، آنها را لمس کنید، در آغوش بگیرید، نوازش کنید، برایشان زمزمه کنید. زمانی که بچه ها گریه می کنند شما می توانید آنها را با حضور خود و لحنی ملایم و آرامش بخش دلگرم سازید. نوزادان قادر هستند نسبت به عواطفی که شما نشان می دهید با نگریستن، گوش دادن یا حس کردن واکنش نشان دهند. آنان نسبت به غمگینی، عصبانیت، شادی یا رضایت شما والدین پاسخ نشان می دهند.

۲) بدانید که لحن و پیام های بدنی شما روی شیرخواران تأثیر می گذارد. گاهی کودک وقتی می شنود که به او می گوئید: ”بسه!“ گریه می کند، چرا که او به آمرانه و بلند بودن دستور شما واکنش نشان می دهد. به همین ترتیب یک ”شب بخیر“ نرم و عاشقانه وقتی که او را در بسترش می گذارید، کودک را به دلیل لحن آرام بخش آن خشنود خواهد کرد.

۳) به عنوان راهی برای برقراری رابطه با کودک، با او تماس جسمانی داشته باشید. کودکان دوست دارند به والدین خود نزدیک باشند. کنار خود نگاه داشتن، آرامش و اطمینان را به آنان منتقل می کند، استفاده از یک آغوش گرم به شما کمک می کند تا ضمن نزدیک بودن با او به کارهای زندگی خود نیز برسید.

۴) زیاد متعجب نشوید اگر وقتی با تلفن صحبت می کنید، کودک شما گریه سر می دهد. بچه ها به خوبی می دانند چه موقع به آنها توجه نمی کنید و اینکه چه طور توجه شما را به خود معطوف سازند. در شرایط غیرمعمول مثل مجالس و مهمانی ها معمولاً گریه و ناراحتی شیرخوار تشدید می شود. در این موقعیت ها با آگاه بودن از علتی که باعث واکنش کودک شده است، می توانید آرامش خود را حفظ کنید و به موقع با وضعیت فوق مدارا کنید.

۵) کلام کودک را به سمت مکالمهٔ دوطرفه سوق دهید. خواندن و زمزمه کردن ترانه های کودکانه او را تشویق می کند تا پاسخ هد. او ترغیب می شود تا جریان خوشایندی از اصوات را تولید کند که نهایتاً به تکلم منتهی می گردد.

۶) گسترش و بسط صداها و کلمات مهارت های کلامی را تقویت می کند. اگر کودک می گوید: ”بریم خونه!“ بگوئید، ”می خوای بری خونه؟ چند دقیقه دیگه با هم می ریم“.

۷) حتی اگر مطمئن نیستید کودک شما چقدر از حرف های شما را متوجه می شود با او صحبت کنید. حرف زدن به اندازهٔ در آغوش گرفتن و بوسیدن برای حفظ ارتباط با کودک مهم است. صحبت با کودک کمک می کند تا او بتواند احساسات و افکارش را با اصوات پیوند بزند.

سنین پیش از مدرسه (۵ ۲ سالگی)

کودکان چگونه ارتباط برقرار می کنند:

۱) در ۳ ۲ سالگی بسیاری از کودکان شروع به استفاده از جملات پیچیده تر می کنند. البته این بدان معنی نیست که همهٔ کلمات بزرگسالان با مفاهیم انتزاعی را متوجه می شوند. درک و فهمشان از افکار بسیار عینی می باشد. بسیاری تازه شروع می کنند تا به شیوهٔ منطقی فکر کنند و ترتیب وقایع را متوجه شوند.

۲) کودکان به مرور کلام والدین و نفوذ آن را بر زندگی خویش دریافته اند و به تدریج این درک را پیدا می کنند که کلام خودشان نیز قابلیت تغییر دادن شرایط را دارد. آنان با استفاده از گنجینهٔ کلامی رو به رشدی که دارند معانی غنی تری را خلق می کنند.

۳) ”نه“ و ”چرا“ در گفتار کودکان پیش از دبستان کلمات شایعی هستند. ”نه“ گفتن روشی است که کودک پیش دبستانی به وسیلهٔ آن استقلال خود را طلب می کند. ”چرا“ گفتن نشان دهندهٔ اشتیاق او برای فهم بهتر جهان پیرامون است. همچنین ”چرا“ کلمه ای است که اقتدار دیگران را زیر سؤال می برد. در پس این ”چرا“ آنان می پرسند: ”چرا وقتی می خواهم خودمداری ام را به دست آورم جلوی مرا سد می کنی؟“

۴) کودکان علاقه مند به مشارکت در تصمیم گیری ها هستند. تصمیم گیری به کودکان احساس تسلط و استقلال می دهد. آنان ممکن است این طور فکر کنند: ”اگر بگویم چه چیزی می خواهم دیگر بچهٔ بزرگی می شوم“ یا ”من می توانم تکالیفم را از مادرم جدا کنم و دوست دارم که این طور باشد“.

۵) کودکان پیش دبستانی عاشق تقلید کلمات دیگران هستند. آنان اغلب توصیه ها، عبارات و جملات را تقلید می کنند. گاهی خصوصاً هنگام نقش بازی کردن عبارات را به صورت نادرست به کار می برند. مثلاً ممکن است کودک به عروسک خود بگوید: ”این قدر بدی که باید ۱۰۰ سال تو زندون بمونی“.

۶) کودکان دوست دارند یک قضیه را بارها و بارها بشنوند و توصیف کنند. با گفتن و شنیدن قصه ها، آنان باورهای خود را نسبت به جهان شکل می دهند و اینکه چگونه با آن انطباق حاصل کنند. آنها می گویند: ”بازم تعریف کن“، چرا که شنیدن پیاپی یک داستان آنان را امن و آرام می سازد. و تصور یک داستان جدید را برای کودک ممکن می کند.

۷) کودکان دوست دارند بتوانند خودشان توضیح بدهند، این مسئله به معنی دار شدن آنچه تازه سعی در فهمیدنش کرده اند کمک می کند. برای مثال ممکن است یک کودک پیش دبستانی اندوهش را از پایان یافتن زمستان این طور عنوان کند: ”وقتی برف آب می شه، یعنی داره گریه می کنه“.

۸) در محدودهٔ ۳ تا ۵ سالگی درک کودکان از رابطهٔ علت و معلولی تصحیح می شود.

پیش دبستانی های بزرگتر، توضیحات سادهٔ روابط علی را می فهمند، مانند: ”دارو کمک می کنه تا بهتر بشی“ یا ”اگر غذای سالم بخوری، زودتر بزرگ و قوی می شوی“.

۹) کودکان با استفاده از بدن، بازی و هنر خود صحبت می کنند. در واقع در این سن ارتباط کلامی هنوز شیوهٔ غالب ادراک دنیا و ابراز خود نیست.

شما چگونه ارتباط برقرار کنید

۱) به کودک خود توجه کامل داشته باشید. حتی یک رابطهٔ سریع اما با توجه می تواند نیاز کودک شما را به ارتباط برآورده سازد. اگر او می گوید: ”با من بازی کن“ اما این کار در آن لحظه ممکن نیست. چراییش را برای او توضیح دهید یا بگوئید: ”امروز کارم خیلی سخت بود، دو سه دقیقه صبر کن تا خستگی ام در بره. بعدش باهات بازی می کنم“. آنها می توانند به درجاتی احساس شما را درک کنند پس صراحت شما را تحسین خواهند نمود.

۲) از لحن کلام خود خبر باشید. به دلیل تازه کار بودن کودکان در جمله سازی، آنها حساسیت زیادی به لحن صدا و پیام های بدنی شما دارند.

۳) عواطف ناگفتنی کودکان را منعکس کنید. بدین ترتیب به کودک کمک می کنید احساساتش را به کلام درآورد. اگر در پارک، نوبت تاب به کودک شما نرسیده می توانید بگوئید: ”می خواستی سوار تاب بشی، مگه نه“ یا ”خیلی عصبانی به نظر می آی!“

۴) از کودک برای تبیین مشکلات کمک بخواهید برای مثال ممکن است بگوئید: ”تو اون فیلم چیزی تو رو ترسوند؟“ ”اگر کودک جواب نداد، می توانید این طور ادامه دهید: ”شاید قیافهٔ آقاهه ترسناک بوده!“.

۵) به کودک کمک کنید تا هشیاری عاطفی در او رشد پیدا کند. حتی اگر کودک بدرفتاری کرده است شما می توانید درباره کارش با او صحبت کنید. اکثر بچه های پیش دبستانی توانائی درک چنین جملاتی ار دارند، ”من بعضی اوقات خیلی عصبانی می شم، اگه برم یه اتاق دیگه و چند تا نفس عمیق بکشم خیلی آروم تر می شوم“.

۶) انتخاب هائی را که توصیه می کنید محدود سازید. کودکان پیش از دبستان وقتی خودشان تصمیم می گرند احساس تسلط بر اوضاع پیدا می کنند. می توانید بگوئید: ”می خوای اول لباس بپوشی یا اول صبحانه بخوری؟“

۷) جملهٔ خود را با کلمهٔ ”باشه؟“ تمام نکنید مگر اینکه آماده باشید نه گفتن کودک خود را بپذیرید اگر از کودک درخواستی بکنید که منوط به موافقت او باشد در دام بحث های طولانی و حتی جنگ قدرت گرفتار می شوید. مثلاً به جای ”الان وقت خوابه، برو تو جات بخواب!“ اگر بگوئید ”برو بخواب عزیزم. باشه؟“ کودک فرصتی برای چون و چرا کردن خواهد یافت.

۸) با استفاده از خیال پردازی کودک به آرزوهای او بهاء بدهید. اگر کودک شما از این غمگین است که باید عروسکش را با دیگری شریک شود، می توانید به او بگوئید: ”دوست داشتی این عروسک فقط مال خودت بود؟ فکر کن باهاش چه کار می کردی؟“ با توصیف آرزوی کودک و صحبت در مورد آن. حتی در صورت عدم تحقق آرزو، کودک به تدریج آرام می گیرد.

۹) فرصت های امنی برای بیان احساسات شدید بچه ها فراهم کنید. به عنوان مثال، اگر کوک شما بی نهایت عصبانی است به جای گفتن ”داد نزن دیگه!“ بهتر است بگوئید: ”برو تو حمام و یه دقیقه هر چه قدر می تونی بلند داد بزن!“

۱۰) زیادی توضیح ندهید. اثربخشی توضیحات ساده معمولاً بیش از بحث های طولانی است. وقتی کودک قشقرق راه انداخته است. او را نزدیک خود نگه داشت… یا حتی کنار او ماندن… می تواند بیش از هر کلام دیگری که می توانستید بگوئید مؤثر باشد.

سنین مدرسه (۱۱ ۶ سالگی)

کودکان چگونه ارتباط برقرار می کنند

۱) کودکان مدرسه رو شروع می کنند تا جهان را به شیوه های پیچیده تری نگاه کنند. در این مرحله. کودکان اغلب از تفکر عینی به سوی تفکر انعکاسی پیش می روند. نسبت به حوادث جهان منطقی تر می ا ندیشند، گرچه هنوز چشم اندازشان از محیط جنبهٔ شخصی دارد. شروع می کنند تا دنبال دلایل بگردند و سؤالات چالش برانگیزی می پرسند.

۲) در سنین ۱۱ ۶ سالگی کودکان هدفمند می شوند. آنها از پیش دربارهٔ چیزی که می خواهند فکر می کنند و یا اغلب برای رسیدن به آن نقشه می ریزند.

از آنجائی که شیوه ارتباطی آنان تکانشی و منطبق با نیازهایشان است درون دوست داشتنی عمیق و خردمند آنان را پوشیده نگاه می دارد.

۳) بچه های مدرسه رو به تناوب نسبت به والدین خود احساس استقلال، وابستگی، مقاومت یا حتی سرکشی دارند. این رفتار گیج کننده می تواند برای والدین کاملاً آزاردهنده باشد. کودکان گاهی روزها وابستگی خود را نشان می دهند و بعد ناگهان قشقرق راه می اندازند. اگر احساس کنند بچه گانه با آنان رفتار شده آزرده خاطر می شوند. با این حال آنها ترجیح می دهند همان دختر یا پسر کوچولوی مامان باشند.

۴) سؤالات بچه مدرسه ای ها والدین را به شک می اندازد و از آنها انتقاد می کند. آنها دیگر فکر نمی کنند والدین یگانه مظاهر قدرت هستند. این نوع پرسش کردن طبیعی و نشانهٔ رشد تفکر نقادانه در آنها است. به نظر می رسد کسانی را که بیش از همه دوست می دارند طرد می کنند یا از آنان دور می شوند.

۵) کودکان الگوهای ارتباطی خود را در تعامل با محیط شکل می دهند. کودکان خردسالتر معمولاً به یک شیوه بحث می کنند بدون اینکه در نظر بگیرند کجا یا با که هستند. با بزرگتر شدن و دور شدن از خانه، الگوهای گفتاری آنها با تبعیت از دوستان، رسانه ها و مجامع عمومی تنوع می یابد.

 

۶) بچه های مدرسه رو افکارشان را خصوصی می دانند. در این دوره حتی وقتی روابط مثبتی میان کودک و والدین وجود داشته باشد، کودک تلاش می کند افکارش را برای خود نگاه دارد. اینک زمانی است که زندگی خارج از خانه با زندگی خانوادگی او رقابت می کند.

 

۷) حس شوخ طبعی در کودکان ۶۰۱۱ ساله بیشتر شکل می گیرد. آنها از گفتن مطالب خنده دار و سر به سر گذاشتن و بازی های پیچیده تر لذت می برند آنها می توانند مطالب پیچیده تر رسانه ها را درک کنند و قواعد و اصول بازی ها را تجلیل نمایند.

 

شما چگونه ارتباط برقرار کنید

۱) وقتی را پیدا کنید تا با او حرف بزنید، در مقایسه با یک کودک پیش دبستانی شما فرصت زیادی برای صحبت کردن با کودک دبستانی خود ندارید. یا بزرگتر شدن کودک، او کمتر به سراغ شما می آید، بنابراین شما باید تلاش مخصوصی به عمل آورید تا بتوانید اوقاتی را با او بگذرانید.

۲) با کودکان سنین مدرسه بالغانه صحبت کنید. آنها دوست دارند بزرگ شدنشان را تأیید کنیم. به آنها برمی خورد اگر احساس کنند مانند بچه ها با آنها صحبت می شود (حتی اگر مانند کوکان رفتار کنند) به جای ”چند بار باید بهت بگم مشقت را بنویس؟!“ بگوئید: ”فکر کنم مشق داشته باشی، کی می خوای اونها را شروع کنی؟“

۳) با کودک خود محترمانه برخورد کنید. یک راه برای درک کودک و نیازهایش کمک گرفتن از خود اوست. اگر شما تصدیق کنید که فرزندتان اطلاعاتی دارد که شما ندارید، او خواهد فهمید که به او احترام می گذارید. یا اینکه تصمیم گیرندهٔ نهائی شما هستید.

۴) از کودکان مدرسه رو به جای سؤالات کلی، پرسش های مشخصی بپرسید. به جای پرسیدن سؤالاتی مثل: ”مدرسه چه طور بود؟“ می توانید بپرسید: ”معلمتون راجع به تحقیقت چیزی گفت؟“ همچنین از پرسیدن سؤالات جهت دار بپرهیزید، به جای: ”فکر می کنی این جوری صحبت کردن با یک بزرگتر درسته؟“ بگوئید: ”خیلی عصبانی می شم وقتی با این لحن با من حرف می زنی“

 

۵) به حرف های کودک گوش فرا دهید بدون آنکه آنها را تکذیب کنید. به جای اینکه بگوئید: ”چه مسخره!“ به سادگی می توانید بگوئید: ”هوم!“ یا ”واقعاً“ سپس سؤالات مشخصی را بر مبنای موقعیتی که کودک توصیف کرده است بپرسید.

۶) آنچه کودک می گوید تکرار کنید، اما بالغانه تر، شما می توانید جملات او را به شکل یک سؤال منعکس کنید. به این صورت که: ”آیا من درست فهمیدم؟“ با این روش شما به هوش و فهم کودکتان احترام گذاشته و باعث شده اید احساس کند او را می فهمید و تشویقش می کنید تا بیشتر صحبت کند.

۷) کمی بخندید و اشتباهات خود را بپذیرید. گاهی، شوخ طبعی بهترین راه برای رفع یک درگیری، یا واکنش نشان دادن به خواسته یا ناراحی کودک است همچنین می توانید از فرزند خود کمک بخواهید تا مشکل رفع شود. بچه ها عاشق این هستند که از والدین بشنوند که اشتباه کرده اند وقتی خطائی مرتکب می شوید اقرار کنید و بگوئید: ”خرابکاری کردم، نه؟ می شه با هم کمک کنیم تا یه جوری اوضاع را درست کنیم؟“

۸) برای قانونگذاری و تعیین محدودیت ها برای کودک از خود او کمک بگیرید. وقتی لازم است به او ”نه“ بگوئید از گفتن نهراسید اما با ذکر دلیل، او نیز می تواند قوانینی را وضع کند. برای مثال از کودک بخواهید تا ساعت موجهی را برای انجام تکالیف مدرسه مشخص کند. دکتر گیلیان مک نامی توصیه می کند از کودک بخواهید رئیس تصمیم گیری در این مورد باشد که (با توجه به دستورات آموزگار) چه کمکی باید به او شود، چه قدر و کی. به این ترتیب، کودک احساس می کند بر دنیای خود تسلط دارد.

۹) ارتباط کلامی خود را با فرزندتان حفظ کنید. حتی وقتی او تمایلی ندارد. دکتر مایکل تامپسون می گوید: ”ممکن است گاهی شما احساس کنید نزد فرزندتان بی اعتبار هستید“. در چنین شرایطی اگر سکوت کنید، یا شخصاً واکنش های تکانشی بروز بدهید اوضاع خیلی بدتر پیش می رود. اما به یاد داشته باشید آنها اغلب دارند سعی می کنند استقلال خود را تثبیت کنند.

 

http://www.hidoctor.ir/

 

+ نوشته شده در  شنبه ۶ اردیبهشت۱۳۹۳ساعت ۰:۳۷ قبل از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

نحوه صحیح حرف زدن با کودک را یاد بگیرید!


 
حرف زدن با کودک
 
 
امروزه کودکان در دنیایی پرورش می یابند که هجمه کلمات خوشایند و ناخوشایند را از طرق های مختلفی دریافت می کنند، اما اینکه خانواده از این کلمات و جملات در تربیت کودکشان چگونه استفاده می کنند، تاثیر شگفت انگیزی در عمل کودک دارد با این جملات آشنا شویم
 

جملات خوشایند
 

1- خودت تصمیم بگیر:

کودک و دوستش در اتاق مشغول بازی هستند. سر و صدای آنها باعث اذیت و آزار شماست. بهتر است بگویید: بچه ها تصمیم بگیرید یا بی سر و صدا بازی کنید، یا از اتاق خارج شوید. اگر بعد از 5 دقیقه هنوز سر و صدا ادامه داشت ، بگویید: خوب می بینم تصمیم گرفتید از اتاق بیرون بروید. این جمله شما را از داشتن نقش منفی نجات می دهد، زیرا آنها می دانند این تصمیم آنها بوده که منجر به این نتیجه شده است. به این ترتیب کودک مسئول عمل خودش است.
 

2- من تو را دوست دارم ولی این کار تو را نمی پسندم:
 
اگر می خواهید لفظی را به کودک بیاموزید، کار خوب و بد را برایش مشخص کنید. به او بیاموزید ما کار خوب و کار بد داریم، نه بچه خوب و بچه بد. هدف از وضع قانون آموزش رفتارهای مناسب است نه تنبیه کودک. اگرچه به رفتار ناپسند او اعتراض می کنید ولی محبت خود را به او قطع نمی کنید.
3- از تو می خواهم مشکل مرا حل کنی: اگر کودک مرتکب عملی می شود که باعث رنجش شماست، به او بگویید که دچار مشکل شده اید. مثلا به او بگویید: " صدای بلند تلویزیون باعث می شود دچار سردرد شوم." و از او بخواهید در حل مشکل به شما کمک کند. در این صورت او که خود را دشمن شما نمی بیند خود را موظف می داند کاری انجام ندهد که برای شما مشکل آفرین باشد.
 

4- احساس تو را درک می کنم:
 
وقتی کودک عصبانی است جملاتی را بکار می برد تا دیگران را متوجه احساس خود کند. مثلا می گوید: " از تو متنفرم" یا " خیلی بدی" .این تنها جملاتی است که همه ذهن او را پر کرده. شما می توانید به او کمک کنید تا جمله مناسب را بکار ببرد.
5- افراد متفاوت، نیازهای متفاوتی دارند. اغلب کودکان در اعتراض به والدین می گویند: عدالت را رعایت کنید و منصف باشید. و این جملات زمانی مطرح می شود که کودک می خواهد وسیله خاصی برایش تهیه شود. صرفا به این دلیل که برای برادرش تهیه شده است. باید به کودکان بیاموزیم که انصاف و عدالت این است که هر فرد، هرچه را نیاز دارد تهیه کند.
با مقایسه کودکان، آنها احساس می کنند در مرتبه پایین تری قرار گرفته اند و این راه مناسبی برای واداشتن انها به فعالیت نیست. زمانی که کودک خود را پایین تر از دیگری احساس کند، روحیه خود را می بازد و دست از فعالیت خواهد کشید. شما باید ضعف و قوت کودکان را بپذیرید و آنها را بر اصلاح رفتار خودشان تشویق کنید

جملات ناخوشایند
 

1- مناسب سن خودت رفتار کن!

گاه والدین به رفتار کودک انتقاد می کنند، زیرا آن رفتار تاثیر بدی بر بزرگترها داشته است. در صورتی که رفتار کودک ، نشان دهنده احساس درونی اوست و والدین وظیفه دارند احساس کودک را درک کنند.
 

2- شوخی کردم:
 
دست انداختن کودک اگرچه ظاهرا شرایط را شاد می کند ولی در واقع به شدت مخرب است. هنگامی که کودک عصبانی است، خندیدن به او باعث می شود احساس بدتری پیدا کند. شما به عنوان والدین کودک وظیفه دارید او را حمایت کنید نه اینکه باعث اذیت و آزار او شوید. اگر چنین منظوری ندارید هنگامی که کودک ناراحت است ، شاد نباشید.
 

3- چرا مثل فلانی نیستی:
 
با مقایسه کودکان، آنها احساس می کنند در مرتبه پایین تری قرار گرفته اند و این راه مناسبی برای واداشتن آنها به فعالیت نیست. زمانی که کودک خود را پایین تر از دیگری احساس کند، روحیه خود را می بازد و دست از فعالیت خواهد کشید. شما باید ضعف و قوت کودکان را بپذیرید و آنها را بر اصلاح رفتار خودشان تشویق کنید.

 

4- ندو وگرنه می افتی!
 
علی رغم تمام توجه شما به محافظت از کودک، به کار بردن این نوع جملات باعث می شود کودک بیفتد، زیرا به او القا می کنید منتظرید که او به زمین بخورد و این برای کودکی که تلاش می کند مستقل باشد بسیار مضر است. بهتر است در این مورد بگویید: قبل از دویدن از محکم بودن بند کفش هایت مطمئن باش." در این صورت شما در مورد اشکال کفش صحبت کرده اید نه ناتوانی کودک.
هجوم کلمات به کودکم
 

5- چی بهت گفتم؟
 
چرا سوالی را می پرسید که خودتان جواب را می دانید؟ انتظار دارید کودک چه پاسخی بدهد؟ وقتی می پرسید: لباست را کجا پرتاب کردی؟ لبخندی موذیانه می زند و می گذرد. اگر از رفتار او رنجیده اید بگویید: " من متاسفم که مجبورم برای بار سوم تکرار کنم که لباست را روی چوب لباسی آویزان کن."
 

6- به تو قول می دهم که ...:
 
به کودکان باید نه وعده داد و نه وعده از آنها گرفت. روابط ما با فرزندانمان باید بر اساس اعتماد و اطمینان باشد.
 
وعده ها باعث می شوند که توقعات غیر واقعی در کودکان بوجود بیاید. وقتی به کودک وعده داده می شود که او را به باغ وحش ببرند، او آن وعده را یک تعهد به حساب می آورد و فکر می کند که بر اساس این تعهد ، در روز موعود نه باران خواهد بارید، نه اتومبیل عیب و ایرادی پیدا خواهد کرد و نه خود او مریض خواهد شد.
از طرفی نباید از کودکان وعده گرفت که در آینده رفتاری خوب داشته باشند یا رفتار بدشان را اصلاح کنند. وقتی کودک وعده ای ناخواسته می دهد، وعده ای که متعلق به خود او نیست، در واقع چکی بانکی می کشد که در آن بانک اصلا حساب ندارد. ما نباید مشوق و محرک این قبیل اعمال فریب آمیز باشیم.
 

7- چند بار باید یک حرف را تکرار کنم؟
 
پدر یا مادری که در استفاده از سخنان نیشدار و طعنه آمیزاستعداد ذاتی دارد، خطر و تهدیدی جدی برای سلامت روانی کودک به حساب می آید. والدین با بیان این واژه ها، مانعی در برابر ایجاد ارتباط موثر برقرار می کند و مانع از پدید آمدن رابطه ای مثبت بین والدین با کودک می شود. پدر و مادر با اظهار نظر های توهین آمیز، کودک را تحریک کرده و ذهن او را از نقشه های خیالی انتقام، پر می سازد و در نتیجه باعث مسدود شدن راه ارتباطی بین خود او و کودکش می شود.

 

 


+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۲ آذر۱۳۹۲ساعت ۲۰:۵۸ بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

حرف زدن والدین با بچه ها





برای بسیاری از والدینی که کودکان دو تا سه ساله دارند، یاد دادن استفاده صحیح از کلمات به کودکان در راه رسیدن به خواسته آنان، امری غیر ممکن بنظر میرسد. امّا در واقع آموزش به کودکان برای بیان احساساتشان از طریق گفتار، بهترین راه برای کاهش پرخاشگری و گریه های نا بجای آنان است.
 
 
کودکان وقتی نمیتوانند منظور و خواسته خود را بیان کنند، در وهله اول به عنوان تنها راه حل فوری، شروع به پرخاشگری یا گریه میکنند زیرا نمی توانند به راه دیگری برای تخلیه احساساتشان فکر کنند. هر چه زودتر کودکان دریابند که کلمات به آنها کمک میکند تا به راحتی خواسته خود را بیان کرده و به آنچه میخواهند برسند، بیشتر سعی در یادگیری کلمات نموده و کمتر با گریه یا عصبانیت منظور خود را بیان میکنند.
 
 
اما یاد دادن کلمات به بچه ها بطوری که کودک به جای تکرار طوطی وار آنها، مفهوم آنها را دریابد، کاری بس ظریف و هنرمندانه است و نیاز به حوصله فراوان دارد که امیدواریم شما نیز فردی پر حوصله باشید.

 
 

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۲ آذر۱۳۹۲ساعت ۲۰:۴۴ بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

اصولي براي حرف زدن با نوزادان

 

اگر با نوزادتان بيشتر حرف بزنيد، او نيز بهتر با شما حرف خواهد زد. اما اين‌كار روش‌هاي خاص خودش را دارد. نوزادان بايد جذب صداها و كلمات شوند و والدين بايد با نحوه انجام اين‌كار آشنا باشند. شما به طور غريزي صدا و سبك حرف زدن خود را تغيير مي‌دهيد. اين‌كار را پدربزرگ و مادربزرگ‌ها نيز انجام مي‌دهند. وقتي كودكان نيز مي‌دانند كه بايد به هنگام حرف زدن با يك نوزاد لحن كلام و صداي خود را عوض كنند، شما آرام‌تر از حالت معمول با او حرف مي‌زنيد. در پايان هر جمله مكث مي‌كنيد تا او به حرف‌ها و كلمات شما بيشتر توجه كند. لحن شما به گونه‌اي است كه گويي برايش ترانه‌اي مي‌خوانيد و روي برخي كلمات تاكيد بيشتري مي‌كنيد. جملات شما كوتاه و ساده هستند و بسيار هم تكراري به نظر مي‌رسند. شما آن چيزي را كه نوزادتان مي‌گويد، تكرار مي‌كنيد؛ مثلا نوزادتان مي‌گويد: «كفش» و شما تكرار مي‌كنيد «بله داري كفش‌هايت را به پا مي‌كني، اين كفش‌ها آبي هستند».

مكالمات كوتاه

ديالوگ‌هاي اوليه بين شما و فرزندتان معمولا چند لحظه كوتاه بيشتر طول نمي‌كشد؛ اما همين مكالمات كوتاه بسيار مهم‌اند، زيرا او مي‌فهمد كه هم شنيده مي‌شود و هم اينكه براي شما مهم است و به همين دليل او را براي هم صحبتي انتخاب كرده‌ايد. نوزاد از اين راه پي به اين نكته مي‌برد كه اين صحبت كردن ارزش زيادي دارد و او بايد تلاش خود را بكند. كودك تقريبا در اواخر يكسالگي اصلا نمي‌خواهد در مكالمات جا گذاشته شود و حتي براي جلب توجه شما داد مي‌زند و فرياد مي‌كشد، تا شما به او توجه كنيد. نوزادان در اين مرحله سني واقعا دوست دارند كه حضورشان احساس شود؛ به خصوص وقتي كه بقيه ساكت هستند. لذا زماني را به حرف زدن مستقيم با او اختصاص دهيد؛ حتي اگر بسيار پر مشغله باشيد. او به مكالمه رو در رو با شما نياز دارد. هر چه به هنگام حرف زدن با او احساسات و عواطف خود را بيشتر نشان دهيد، او نيز انگيزه بيشتري به ادامه اين‌كار پيدا مي‌كند. سعي كنيد حركات و صداهايي را كه ايجاد مي‌كند بفهميد. مسير نگاهش را دنبال كنيد تا بدانيد از چه چيزهايي احساس خطر مي‌كند و در آن هنگام از خودش صداي «بوم» در مي‌آورد. به صداهايي كه در مي‌آورد، توجه كنيد و همان كلمه‌اي را كه منظورش بوده است، يك‌بار ديگر به صورت صحيح تلفظ كنيد؛ اما توقع نداشته باشيد كه او دقيقا آن كلمه را همانگونه تكرار كند. نوزادان از طريق گوش دادن و تماشا كردن منظور حرف‌هاي ديگران را درك مي‌كنند. آنها انواع اطلاعات كوچك را در كنار هم مي‌چينند تا بيشتر بفهمند چه چيزي گفته شد، چه كسي گفت، كي گفت و كجا گفته شد. آنها مي‌دانند كه وقتي دست‌هاي‌تان را به طرفين باز مي‌كنيد، يعني «بيا در آغوشم». در ابتدا براي شما دشوار است كه بدانيد آيا نوزادتان پيام شما را دريافت كرده و به منظور شما پي برده است يا نه. او از حركاتي كه برايش آشنا هستند، در زمان‌هاي مناسب استفاده مي‌كند. مثلا وقتي كه غريبه‌اي دست‌هايش را براي او باز مي‌كند تا او را در آغوش بگيرد، او شروع به تكان دادن سرش مي‌كند. اين حركت براي او به اندازه كلمات معنا و مفهوم دارد. در طول چند ماه گذشته، نوزاد شما مهارت‌هاي هماهنگي دست‌ها و چشم‌ها را افزايش داده است و مي‌تواند چيزهايي را كه برايش جالب هستند، بردارد. در نه ماهگي مي‌تواند مسير نگاه و انگشتان شما را دنبال كند تا پي ببرد كه شما به چه چيزي اشاره مي‌كنيد و شما مي‌توانيد از اين طريق توجه او را به برخي چيزهاي جالب جلب كنيد؛ مثل تصاوير جالب داخل يك كتاب.

 

ريشه‌هاي زبان

 

 نوزاد مي‌تواند توجه شما را به چيزي كه مي‌خواهد، جلب كند. به راحتي اشاره مي‌كند و مي‌گويد: «اونو مي‌خوام». در ده ماهگي او به چيزي اشاره و بعد به شما نگاه مي‌كند و با استفاده از صداهاي مخصوص به خود منظورش را به شما مي‌رساند. او مي‌داند كه شما حتي با همين صداهاي محدود نيز منظور او را مي‌فهميد. كم كم نوزاد شما استفاده از برخي لغات و كلمات خاص را شروع مي‌كند. او در هشت ماهگي مي‌تواند دستورالعمل‌هاي بسيار ساده را دنبال كند؛ به خصوص اگر با راهنمايي‌هاي ديدني همراه باشد؛ مثلا اگر به او بگوييد: «اونو به بابا بده» و دست‌تان را به سمت او دراز كنيد، مي‌بينيد كه نوزادتان منظور شما را چقدر زود مي‌فهمد. يا اينكه وقتي يكي از افراد خانواده، آب مي‌خواهد، او به سراغ فنجان خودش مي‌رود.

 

زندگي اجتماعي

 در پايان يكسالگي، بي‌شك نوزاد با تمام چيزهايي كه براي رابطه برقرار كردن نياز دارد، آشناست. او اشتياق يا عدم اشتياق به چيزي را با اشاره نشان داده و چهره‌اش را متناسب با آنها تغيير مي‌دهد. از رقصيدن، بازي‌هاي دست زدني، موسيقي و آهنگ لذت مي‌برد و خودش نيز مي‌تواند برخي صداهاي شبيه ترانه را از خود در آورد. برخي كلمات را از شما و اطرافيانش تقليد مي‌كند، ولي همچنان معني آنها را نمي‌داند. دو سه كلمه عجيب مي‌گويد و فقط كساني كه با او زندگي مي‌كنند، منظور او را به هنگام اداي آنها مي‌فهمند. او در يك‌سالگي در كنار مهارت‌هاي زباني، به مهارت‌هاي اجتماعي نيز دست مي‌يابد. حالا ديگر نوزادتان مي‌داند كه يكي از روش‌هاي بسيار موثر اجتماعي بودن، حرف زدن و استفاده از كلام است. در اين سن بهتر است از كتاب‌هاي تصويري استفاده كنيد، نه كارتون‌ها؛ چرا كه او تصاوير واقعي و ساده كتاب‌ها را راحت‌تر تشخيص مي‌دهد. البته تعجب نكنيد اگر او به جويدن كتاب بيشتر از تماشا كردنش علاقه نشان دهد! وقتي كه چيزي را با هم نگاه مي‌كنيد، با دست به آن اشاره كنيد و راجع به آن با او حرف بزنيد؛ اما وقتي كه احساس كرديد علاقه‌اي به ادامه اين‌كار ندارد، شما نيز اصراري براي ادامه نداشته باشيد. در پايان يكسالگي، اغلب نوزادان گفتن برخي كلمات را شروع مي‌كنند. در 12 ماه گذشته به اندازه كافي شنيده‌اند و مهارت‌هاي شنيداري و تمركزي خود را تقويت و در بسياري مواقع هماهنگ كردن لب‌ها و زبان را تمرين كرده‌اند تا برخي صداهاي جالب را به وجود آورند. اكثر نوزادان يكساله مي‌توانند روي دو پاي خود راه بروند و آنقدر بزرگ شوند كه لذت حرف زدن را نيز تجربه كنند.

نخستين كلمـاتي كـه نوزادان مي‌گويند

آيا مي‌دانيد نخستين كلمات نوزادان كدام‌ها هستند؟ چيزهايي كه بيشتر از ديگر چيزها آنها را هيجان زده مي‌كند. ممكن است نوزاد شما حرف زدن را با كلماتي مثل مامان يا بابا شروع نكند. اغلب نوزادان دوست دارند اسم كسي را بياورند كه فقط گاهي اوقات او را مي‌بينند و معمولا در جمع خانوادگي‌شان غايب است. او حرف زدن را با كلمات ساده‌اي كه هر روز با آنها سر و كار دارد، شروع مي‌كند؛ مثل فنجان، آب، توپ و ... چيزهايي كه بتواند به آنها اشاره كند و معني آنها را به طور واضح بفهمد. مهارت‌هاي زباني او به هيچ وجه كامل نيست و اين نخستين كلمات احتمالا فقط براي اعضاي خانواده مفهوم است. اما او همچنان مي‌خواهد چيزي بگويد و به طور مداوم با شما حرف بزند. وقتي كه در مي‌يابد شما كلماتش را مي‌فهميد، از توجه‌تان لذت مي‌برد و باز هم آنها را تكرار مي‌كند. او مي‌داند كه ديگران دوست دارند او حرف بزند و اين يك شروع خوب براي اوست. در سنين 1-2 سالگي، او درك بيشتري از زندگي به دست مي‌آورد و دانسته‌هايش از دنياي پيرامون بيشتر از چيزهايي است كه مي‌تواند بگويد؛ مثلا وقتي كه برادر بزرگ‌ترش مي‌خواهد به مدرسه برود و او با احساس اينكه زمان رفتن به مدرسه رسيده است، مي‌رود و كيف او را بر مي‌دارد و با خود مي‌آورد.

گسترده‌تر شدن دايره لغات

 معمولا تا يكسالگي نوزادان 10 كلمه را مي‌شناسند و از آنها استفاده مي‌كنند و در دو سالگي هر ماه حدود 20 كلمه جديد را ياد مي‌گيرند. اين اتفاق از طريق بازي‌ها، قصه‌ها، شعرها و ترانه‌هايي كه براي‌شان مي‌خوانيد و تك‌تك مكالمه‌هايي كه با آنها داريد رخ مي‌دهد. او به طور فعال شنونده است و به تمام صداها توجه مي‌كند. شما مي‌توانيد به او كمك كنيد تا با لغات بيشتري آشنا شود. با او بيشتر حرف بزنيد و او را با لغات همراه با برخي حركات آشنا كنيد. نوزادان معمولا به كلمات وسعت زيادي مي‌دهند؛ مثلا به تمام مردهاي اطراف خود «بابا» و به همه حيوانات «هاپو» مي‌گويند و گاهي اوقات نيز برعكس عمل مي‌كنند؛ يعني فقط به گربه خانگي‌شان «گربه» مي‌گويند و ساير گربه‌ها را گربه نمي‌دانند. اولين كلماتي كه نوزادان مي‌گويند، عبارتند از: از اشيا: توپ، كتاب، ماشين، صندلي، فنجان، شام، شير، كفش و قاشق.از مردم: مامان، بابا و برخي اسامي. از افعال: شانه زدن، نوشيدن، خوردن، افتادن، رفتن، بوس دادن، خاموش كردن، روشن كردن، خوابيدن، خواستن و شستن. از ضماير: من، مال من، تو، اون. از صفات: بزرگ، تميز، كثيف، داغ، كوچك، قشنگ، آن و اين.

http://mehremadarcenter.blogfa.com/post/18

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۲ آذر۱۳۹۲ساعت ۱۷:۴۶ بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

سخن گفتن با کودکان


عبارت رایجی که والدین به کودکان می‌گویند و تعبیری که کودکان از این عبارات دارند:

اگر شما از آن پدرومادرهایی هستید که می‌خواهند کودک‌شان به بهترین شکل رشد پیدا کند و تربیت شود، بهتر است از به کار بردن عبارات دوپهلو و نامفهوم در برخورد با کودک‌تان اجتناب کنید. برای مکالمه با او کلمات آسانی را انتخاب کنید و با کلمات سخت، باعث سردرگمی‌ او نشوید. اگر نمی‌دانید چگونه می‌توانید این کار را انجام بدهید، با ما همراه شوید. این مطلب نگاهی می‌اندازد به ۷ عبارت رایجی که والدین در ارتباط با کودکان خود از آنها استفاده می‌کنند و تعبیری که کودکان از این ۷ عبارت دارند و البته طرز درست‌تر بیان کردن هر کدام از این عبارات را نیز ذکر می‌کند.

۱) وقتی به کودک می‌گویید: «تو بهترینی»؛ او این‌طور می‌شنود: «همیشه همین‌طور باش تا من از تو راضی باشم!»

پس بهتر است به او این را بگویید که:‌ «تو باید به خودت افتخار کنی که این‌قدر سخت‌ برای رسیدن به هدفت تلاش می‌کنی.» سال‌هاست که اعتقاد بیشتر ما بر این پایه استوار است که افزایش حس اعتماد به نفس در کودک نقش مهمی در پیشرفت و موفقیت او دارد. اما امروزه نظر بیشتر متخصصان و روان‌پزشکان کودک این است که تعریف و تمجید بیش اندازه نتیجه عکس دارد و اگر شما بیش از اندازه از استعدادها و کارهای خوب فرزندتان تعریف کنید، او به مرور زمان تبدیل به فردی بی‌عرضه و خودخواه می‌گردد و اعتبار خود را در بین گروه هم‌سالانش از دست می‌دهد. اگر شما به دخترتان بگویید: «تو زیباترین دختر کلاس‌تان هستی» از او فردی خودپسند و مغرور ساخته‌اید ولی در صورت گفتن این جمله که: «تلاش‌های فراوان تو برای رسیدن به هدف‌ها و قله‌های موفقیت از تو الگویی مناسب برای دیگر دانش‌آموزان ساخته و من برای کوشش تو در زندگی ارزش قایل هستم.»، شما می‌توانید حس اعتماد به نفس مثبت و پویا را در فرزندتان تقویت کنید.

2) وقتی به کودک می‌گویید: «این چه طرز از حرف زدن است؟»؛ او این‌طور می‌شنود: «اصلا نمی‌خواهم حرف‌های تو را بشنوم!»

پس بهتر است بگویید: «من خوشحال می‌شوم وقتی تو برای حرف زدن پیش من می‌آیی اما این کلماتی که تو برای صحبت کردن از آنها استفاده می‌کنی نامناسب و اهانت‌آمیز هستند؛ لطفا دیگر از آنها استفاده نکن.» لازمه اینکه فرزندان از کلمات معقول و مناسب در خانه یا محیط های دیگر استفاده کنند، این است که والدین‌شان از به کار بردن جملات و کلمات رکیک نسبت به آنها یا دیگران خودداری کنند. شما نمی‌توانید توقع داشته باشید در حالی که خودتان به زمین و زمان بد و بیراه می‌گویید فرزندتان کاملا مؤدب و متین باشد. بنابراین اولین قدم در راستای اصلاح گفتاری فرزندان، والدین هستند.

۳) وقتی به کودک می‌گویید: «من نمی‌توانم این را برای تو بخرم»؛ او این‌طور می‌شنود: «پول چاره همه مشکلات است!»

بهتر است بگویید: «فروشگاه‌ها پر از اسباب‌بازی‌های مختلف و بزرگ و کوچک هستند که ما خیلی از آنها را در خانه‌مان داریم و دیگر جایی برای نگهداری چیزهای جدید برای‌مان باقی نمانده. اینکه ما تصمیم بگیریم هر چیز قشنگی که دیدیم بخریم و با خودمان به خانه ببریم درست نیست. آن‌وقت دیگر جایی برای خودمان در خانه باقی نمی‌ماند.» آیا فرزند شما واقعا به یک بازی کامپیوتری یا عروسک بیشتر نیاز دارد؟ البته که نه. اما با تکرار اینکه پول کافی برای خرید کالای مورد علاقه فرزندتان را ندارید، کم‌کم به او القا می‌کنید که پول منبع رسیدن به تمام چیزهای خوب و دوست‌داشتنی در زندگی است. حتی اگر شما شرایط مالی مناسب برای برآورده کردن تمام نیازهای مادی کودک‌تان را هم داشته باشید، نباید این کار را بکنید زیرا با این کار افراط و زیاده‌روی را به فرزندتان آموخته و داشتن حس سپاس‌گزاری و تشکر را از او سلب نموده‌اید. هیچ‌گاه هم این نکته مهم را فراموش نکنید که مسایل مادی نباید تنها پل ارتباطی بین فرزندان با شما باشد.

۴) وقتی به کودک می‌گویید: «نگران نباش، درست می‌شه»؛ او این‌طور می‌شنود: «قیافه‌ات داد می‌زند که نگرانی!»

بهتر است بگویید: «من که بالاخره می‌فهمم چه اتفاقی افتاده است. پس بهتر است بیایی تا در موردش با هم حرف بزنیم، شاید بتوانیم به نتیجه‌ای برسیم که تو را آرام کند.» وقتی که کودکی ناراحت و غمگین از شکست در یک مسابقه محلی یا درگیر شدن با یکی از دوستانش به خانه برمی‌گردد، وظیفه والدین‌اش دلداری دادن و ابراز هم‌دردی با اوست. هر چند که شما بدانید مشکلی که برای فرزندتان به وجود آمده بی‌اهمیت و کوچک است و او خیلی آن را مهم شمرده، باز هم نباید مشکل‌اش را بی‌ارزش به حساب آورید و با گفتن جملاتی مانند: «بی‌خیال بابا، حالا مگه چی‌ شده؟!»، ناراحتی او را به تمسخر بگیرید؛ بلکه باید شرایطی را فراهم آورید تا فرزندتان بتواند احساسات خودش را برای شما شرح دهد و بتواند از طریق صحبت کردن و درد دل با شما کمی بار غم و غصه را از روی دوش خودش بردارد. به عبارتی دیگر، والدین هرگز نباید بگذارند فرزندشان در غم و افسردگی غوطه‌ور شود. سوالاتی مانند: «فکر می‌کنی چرا این اتفاق افتاد؟» یا «نظری در مورد اینکه دفعه بعد بتوانی بهترین کار را انجام بدهی، نداری؟»، می‌تواند به کودک شما یادآوری کند که او به صحبت کردن در مورد وضعیتی که به وجود آمده نیاز دارد.

۵) وقتی به کودک می‌گویید: «با غریبه‌ها حرف نزن»؛ او این‌طور می‌شنود: «همه غریبه‌ها قصدشان صدمه زدن به توست!»

بهتر است بگویید: «با کسانی که احساس راحتی با آنها نمی‌کنی و ضرورتی برای هم‌کلام شدن‌ با آنها وجود ندارد، حرف نزن.» امروزه کودکان برای پیشبرد امور خود نیاز دارند که با افراد غریبه زیادی مانند مغازه‌دار، صندوق‌دار فروشگاه، راننده اتوبوس یا تاکسی یا حتی دکتر یا دندانپزشک‌شان صحبت کنند. بنابراین گفتن این جمله که با غریبه‌ها حرف نزن، کاملا بیهوده و غیرعملی است چون شما نمی‌توانید لیست خاصی از افراد تهیه کنید و به فرزندتان بگویید که مثلا با این گروه از افراد می‌توانی صحبت کنی و با این گروه نه. پس چاره چیست؟ اول اینکه، یک نگاه واقع‌بینانه و آماری نشان می‌دهد تعداد کودکانی که در خیابان توسط به اصطلاح بچه‌دزدها ربوده شده‌اند، یک درصد و حتی کمتر از آن است. مطالعات نشان داده‌اند که اذیت و آزاری که برخی کودکان می‌بینند بیشتر از جانب آشنایان به خصوص والدین یا خواهر و برادرهای بزرگ‌تر‌شان است (نه غریبه‌ها)، بنابراین به جای منع کردن فرزندتان از حرف زدن با افراد ناآشنا بهتر است به او آموزش دهید که با افرادی که احساس راحتی با آنها نمی‌کند و ضرورتی برای هم‌‌کلامی با آنها ندارد، صحبت نکند. دومین و مهم‌ترین نکته هم این است که والدینی که فرزندشان زیاد با اینترنت کار می‌کند و وارد چت‌روم‌ها شده و با دوستان جدیدی آشنا می‌شود باید هشدارهای لازم را به کودک‌شان بدهند که اطلاعات ضروری مانند نام خانوادگی، آدرس منزل یا مدرسه یا شماره تلفن خود را در اختیار دیگران قرار ندهند تا از آنها سوءاستفاده نشود.

۶) وقتی به کودک می‌گویید: «اسباب‌بازی‌های‌ات را با پسرعموی‌ات تقسیم ‌کن»؛ او این‌طور می‌شنود: «تو باید حق خودت را به دیگران ببخشی!»

بهتر است بگویید: «پسر عموی تو دوست دارد چند دقیقه با ماشین مسابقه‌ای تو بازی کند اما چون متعلق به توست و تو صاحب‌اش هستی، حتما آن را به تو پس خواهد داد.» اگر کمی واقع‌بین باشید می‌بینید که شما به هیچ عنوان سوییچ ماشین خود را به بیرون پرتاب نمی‌کنید یا روی آن جا نمی‌گذارید تا هر کسی که دوست داشت بتواند از آن استفاده کند. پس چه‌طور توقع دارید که فرزندتان به راحتی از کنار قطار، هواپیما، خرس یا عروسک مورد علاقه‌اش بگذرد و آن را به دیگران ببخشد؟ اگر تقاضای مکرر شما برای تقسیم کردن وسایل کودک‌تان با دیگران زیاد باشد، فرزندتان به نوعی دچار حس گریز از جمع می‌شود و از بچه‌ها و افراد دیگر متنفر می‌گردد. او خود را با بچه‌های دیگر وفق نمی‌دهد تا مجبور نباشد وسایل‌اش را با آنها تقسیم کند و این یک امر طبیعی برای بچه‌های تا سن ۸ سال و حتی بیشتر است. با تمام این حرف‌ها، شما دو راه پیش رو دارید: اول اینکه فرزندتان را مطمئن کنید که دوستش بعد از کمی بازی وسیله‌اش را به او بازخواهد گرداند و دوم اینکه روی اسباب‌بازی‌های فرزندتان اسم بگذارید. با این حساب شما به جای اینکه مثلا بگویید: «آرش، خرس‌ات را بده.»، می‌گویید: «آرش، تدی را چند لحظه به نیما قرض می‌دهی؟» در این صورت فرزندتان دیگر احساس نمی‌کند که حق و حقوق و مالکیت‌اش نسبت به اموالش پایمال شده.

۷) وقتی به کودک می‌گویید: «این چه کارهایی است که می‌کنی؟»؛ او این‌طور می‌شنود: «باز هم اشتباه کردی!»

بهتر است بگویید: «من فکر می‌کنم دیر آمدن تو به خانه به خاطر این باشد که به تو خیلی در مهمانی خوش گذشته و بنابراین زمان را فراموش کرده‌ای اما عزیزم، این کار درستی نیست. ما خیلی نگران شدیم.» برخی از والدین با سوالات زیاد و گوناگون فرزندان خود را در مقابل اشتباه‌شان به طور مستقیم مورد سرزنش قرار می‌دهند: «فکر نمی‌کنی وقتی به خانه می‌آیی باید لباس‌هایت را روی جالباسی قرار دهی؟... ببین با خواهرت چه کرده‌ای؟» می‌تواند از شما پدر یا مادری دیکتاتور در ذهن کودک‌ بسازد. بهتر است اشتباه فرزندتان را با آرامش به او گوشزد کنید تا او نسبت به انجام آن کار پشیمان و شرمنده باشد، نه گستاخ. مثلا بگویید: «درست است که خواهرش بدون اجازه اسباب‌بازی او را برداشت ولی نمی‌دانم کتک زدن یک دختربچه آن هم توسط برادر بزرگ‌ترش که باید حامی‌اش باشد، کار درستی بوده یا نه؟» مطمئن باشید که با این جملات فرزند عصبانی شما شرمگین شده و برای عذرخواهی اقدام خواهد کرد اما همیشه هم فرزندتان را در همه امور مقصر ندانید تا از کینه‌ای یا سرخورده شدن او جلوگیری به عمل آورید.

 منبع: ریدرز دایجستپ

ترجمه: ندا احمدلو

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۱ آذر۱۳۹۲ساعت ۱۷:۳۹ بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

راه های تشويق كودكان به سخن گفتن



مسلم است سخن گفتن پدر و مادر با كودك، موجب احساس لذت بيشتر كودك از سخن گفتن مي شود و مهارت هاي زباني و كلامي را در وي افزايش مي دهد راه هاي متعددي جهت ترغيب و تشويق كودك به سخن گفتن وجود دارد كه در اين مقاله به بعضي از آنها اشاره شده است.


 زماني كه كودكان زبان به سخن باز مي كنند، از خزانه لغات محدودي برخوردار بوده و نياز دارند مورد توجه و حمايت خانواده قرار گيرند و در مسير زبان آموزي، تقويت كننده هايي دريافت كنند. تمامي كودكان مسير رشد مشخصي در يادگيري زبان دارند. آنها ممكن است تعداد كمي كلمه بلد باشند و حتي در ابتدا معناي بسياري از كلمات را ندانند، اما دوست دارند آنها را به كار ببرند. مسلم است سخن گفتن پدر و مادر با كودك، موجب احساس لذت بيشتر كودك از سخن گفتن مي شود و مهارت هاي زباني و كلامي را در وي افزايش مي دهد راه هاي متعددي جهت ترغيب و تشويق كودك به سخن گفتن وجود دارد كه در اين مقاله به بعضي از آنها اشاره شده است.

شعر خواني

شعر به دليل داشتن وزن و قافيه براي كودكان بسيار جذاب بوده و بهتر است از شخصيت هاي داستاني و كارتوني محبوب كودك استفاده كرده و شعر را بارها براي كودك خواند و بعد از بارها تكرار، تكنيك زير را به كار برد:

وسط شعر ناگهان پدر يا مادر سكوت كرده و از كودك بخواهيد بقيه شعر را بخواند و هر دفعه قسمت توقف تغيير كند. به اين ترتيب پدر يا مادر شاهد خواهند بود كودكان پس از مدتي، دقت و توجه و تمركز بيشتري بر روي شعرها داشته و به تنهايي قادر به خواندن خواهند بود. اين روش حافظه شنيداري كودك را نيز تقويت مي كند.

بحث هاي خانوادگي

كودكان پس از طي سني به خوبي قادرند سخناني را كه مي شنوند تجزيه و تحليل كرده و بفهمند. متاسفانه بعضي خانواده ها در حضور كودكان كلمات و جملاتي را به كار مي برند، بدون توجه به اينكه كودك قادر به تشخيص مثبت و منفي بودن جمله هست. از اين رو، توصيه شده در بحث هاي خانوادگي، زماني كه كودك حضور دارد، با وي نيز صحبت شود. به عنوان مثال اگر گفتگو در مورد خريد لوازم خانه يا رنگ لباس جريان دارد، از كودك نيز نظرسنجي شود. با اين روند نه فقط فرآيند كلامي تقويت مي شود، بلكه تصميم گيري و ابراز نظر و عزت نفس كودك نيز افزايش پيدا مي كند. در اين مواقع اگر كودك در بحث شركت داده نشود،‌ سعي خواهد كرد به طرق مختلف توجه والدين را به خود جلب كند و دست به اعمالي بزند كه نگاه ها به سوي او برگردد بسياري از شيطنت هاي كودكان در اين حالت بروز مي كند.

بازي با كلمات

بازي تاثير شگفت انگيزي بر رشد كلامي كودكان دارد. هر زمان و در هر مكان جديدي والدين مي توانند اسم اشيا موجود در محل را از كودئك بپرسند و در صورتي كه جواب را نمي داند، كلمه و اسم آن وسيله را به آرامي در گوش كودك زمزمه كرده و از او بخواهند تا تكرار كند.

بهتر است اين بازي از اشياء و مكان هايي شروع شود كه والدين مي دانند كودك جواب ها را مي داند. اين امر موجب بالا رفتن اعتماد به نفس كودك مي شود. در ضمن فراموش نشود بعد از بيان نام اشياء، بهتر است كاركرد آنها نيز به صورت مختصر جهت تكميل اطلاعات كودك ذكر شود.

بهره جويي از تكنولوژي

كودكان تمايل زيادي به تلفن و وسايل ارتباط جمعي دارند و از اين رو، مي توان از اين علاقمندي در جهت تقويت و رشد كلامي آنان استفاده كرد. به عنوان مثال صحبت كردن با اقوام و خانواده و يا دوستان، به وسيله تلفن، كودك را به حرف زدن ترغيب مي كند. در اين حالت مجبور مي شود بدون ديدن طرف مقابل، به تلفظ ها دقت بيشتري كرده و حافظه شنيداري خود را تقويت كند.

صحبت در مورد كارهاي روزانه

هنگامي كه مادر كارهاي روزانه را انجام مي دهد، بهتر است در مورد تك تك كارها با كودك حرف بزند. مانند خريدهايي كه بايد اجام دهد، شستن ظرف ها و حتي مرتب كردن خانه كه هر كدام از وسايل چگونه بايد تميز شود. گاهي نيز مي توان از كودك كمك خواست. به طور مثال از او پرسيد: «به نظر تو، اول لباس ها را به اتوشويي ببريم يا خريد كنيم؟» و... «اگر برويم پارك دوست داري با كدام وسيله بازي كني؟» مي توان در مورد محيط و تمامي كارها سوالات بيشماري براي كودكان طرح كرد. پرسيدن وقايع روزمره نه فقط كودك را وادار به حرف زدن مي كند، بلكه خانواده هايي كه فرزندشان به مهدكودك مي رود، از اين طريق مي توانند اطلاعات مفيدي از نحوه وقت گذراندن و فعاليت هاي كودك به دست بياورند.

ضبط تصوير و صداي كودك

هيچ فعاليتي هيجان انگيزتر از اين نيست كه صداي كودكان را ضبط كنيد. آنان به اين متد علاقه بسيار دارند و تمامي سعي خود را مي كنند تا تمامي كلمات و جملاتي را كه بلد هستند به كار ببرند. ضبط صدا، يا گرفتن فيلم از كودك، روشي بسيار هيجان انگيز براي كودكان است. از كودك بخواهيد شعر بخواند و صدايش را ضبط كنيد، يا از وي فيلم بگيريد، در اين حالت كودك براي جلب توجه بيشتر تلاش بيشتري براي هنرنمايي مي كند، حتي براي كودكاني كه تا حدودي كلام شان روان تر است، ترتيب دادن گروه نمايش و گرفتن فيلم از نمايش و سخنان آنان مفيد است. كودكان هنگامي كه خودشان را روي صفحه تلويزيون ببينند، يا صداي خودشان را بشنوند، به انجام اين فعاليت ها بيشتر ترغيب مي شوند.

مجله خانواده/ شماره ۵۰۰/ نيمه دوم دي ماه ۹۲/ ستاره حميدي/ صفحه ۲۶

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۱ آذر۱۳۹۲ساعت ۱۷:۲۰ بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

هنرمندانه زاويه بگيريد


زاويه گرفتن در اين جا به اين معنا است که شما مطلبي را براي مخاطب بيان مي کنيد که در نظر اول غير قابل قبول است و يا بسيار مبهم است. به طوري که مخاطب کنجکاو مي‌شود معناي اين سخن شما چيست. بعد که مقصود و مراد را بيان کرديد، مطلب به خوبي در ذهن او جا مي گيرد.

در اين مقاله کمي درباره زاويه گرفتن در سخنراني سخن خواهيم گفت. اين کار يکي از مواردي است که مي‌تواند مخاطب را جذب کرده و سخن را بهتر در ذهن او بنشاند.
حضرت حسين بن على (عليه السلام) فرموده است: اموالت، اگر براى تو نباشد، تو براى آن خواهى بود. ثروتت را باقى مگذار و در راه رضاى خدا صرف كن، كه اگر آن را باقى گذارى، ثروت تو را باقى نمى‏گذارند. اموالت را بخور، پيش از آن كه اموال، تو را بخورد.
خطيب اسلامى، اگر بخواهد از اين روش بسيار مؤثر استفاده كند و سخن آموزنده مفيد خود را در قالبى بريزد كه داراى زاويه انحرافى باشد، مى‏تواند درباره بعضى از روايات دقت كند و آن‏ها را سرمشق خويش قرار دهد، و به گونه‏اى سخن را القا نمايد كه در آغاز به نظر غير قابل قبول آيد، و پس از آن كه توضيح داده شد، مطلب روشن شود. اين قسم سخن در اعمال فكر مستمعين اثر مى‏گذارد و . . . .


برچسب‌ها: اصول سخنرانی, فن بیان, زاویه هنرمندانه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۴ مهر۱۳۹۲ساعت ۰:۱۶ قبل از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

جذاب سخن بگویید


در باره بلاغت در مقالابت پيشين مطالبي خدمت شما عرض شد. همانطور که گفتيم رعايت زمان، يکي از مهم‌ترين شاخصه هاي يک کلام بليغ است. زمان را به سه قسم زمان طبيعي، زمان تاريخي و زمان اجتماعي تقسيم کرديم.

توضيحات قسم اول گذشت. در اين مقاله پيرامون قسم دوم، يعني زمان تاريخي با شما سخن خواهيم گفت. پس با ما همراه باشيد.

در آيين مقدس اسلام، سالگرد زمان‏هاى تاريخى، از قبيل فرا رسيدن ماه روزه و حج، يا روزهاى مواليد و وفيات اولياى دين، يا ايام رويدادهاى مهم، از قبيل هجرت، غدير، و عاشورا، ديگر امورى از اين قبيل، متعدد است.
خطيب بليغ اسلامى، بايد زمان‏هاى تاريخى دينى را در گفتار خود رعايت نمايد و پيرامون هر يك از آن‏ها، به مناسبت بحث كند و خاطره‏هاى گران‏قدر اسلامى را در اذهان شنوندگان زنده نگاه دارد. تا بدين‏وسيله، از طرفى وظيفه تبليغى خويشتن را به شايستگى انجام دهد و از طرف ديگر، توقع به جاى مسلمين را بر آورده سازد.

البته قدر و منزلت زمان‏هاى تاريخى، در نظر مردم، به اعتبار واقعه‏اى كه در آن زمان رخ داده، متفاوت است. جايى كه زمان، طرف رويدادهاى بسيار مهم و بزرگ بوده و مجلس به احترام آن واقعه تشكيل گرديده است، اگر خطيب، آن طور كه بايد واقعه روز را مورد احترام آن واقعه تشكيل گرديده است، اگر خطيب، آن طور كه بايد واقعه روز را مورد توجه قرار ندهد و . . . .


برچسب‌ها: اصول سخنرانی, بلاغت, زمان شناسی, زمان طبیعی, تاریخی و اجتماعی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۴ مهر۱۳۹۲ساعت ۰:۲ قبل از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

يک شرط حياتي در سخنوري ، احترام به مخاطبان

 

 سخنوری

از جمله امورى كه لازم است همواره مورد توجه خطباى بليغ و موقع شناس باشد، اين است كه شخصيت مستمعين را قولاً و عملاً محترم بشمرند.

بايد طورى سخن بگويد و رفتارشان به گونه‏اى باشد كه شنوندگان از آن برداشت حقارت و پستى نكنند و خويشتن را ناچيز و موهون احساس ننمايند، علاوه بر اين، آرام و متين سخن گفتن، زمينه را براي درک و فهم بهتر مخاطب فراهم مي‌کند.

سخنراني متين، اين مطلب را براي مخاطبين القا کرده که سخنران، بر سخن خود تسلط داشته و با آرامش و به رواني، سخن مي‌گويد.

بعلاوه، سخن درشت، و تند گويي، از آن جهت که سيره جهال و کم خردان است، با جايگاه و شان سخنوري تناسب نداشته و مخالف توقع مخاطبين از يک سخنور پخته و . . .


برچسب‌ها: اصول سخنرانی, فن بیان, تکریم مخاطبان, ارتباط موثر با مخاطبان
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۳ مهر۱۳۹۲ساعت ۲۳:۵۳ بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

مخاطب سنجی


در این مقاله بخشی از روایات در باره سخن و سخنوری را خدمت شما ارائه می‌کنم. نکاتی که در این روایات بیان شده، کلیدهایی است برای کسانی که می‌خواهند سخنرانی خوبی ارائه دهند.

و عنه (علیه السلام) ینبغى آن یكون علم الرجل زائدا على نطقه و عقله غالبا على لسانه.(1)
و نیز (علی علیه السلام) فرموده است: شایسته و سزاوار آن است كه علم آدمى از نطقش فزون‏تر باشد و عقلش بر زبان وى غالب و پیروز.

مسئله سخن گفتن در خور فهم شنوندگان، آن قدر مهم و شایان ملاحظه است كه تمام پیامبران الهى، در راه تبلیغ دین خدا، مأموریت یافتند این وظیفه اساسى را همواره رعایت نمایند.

قال رسول الله على الله علیه و آله انا معاشر الانبیاء امرنا ان نكلم الناس على قدر عقولهم.(2)
رسول اكرم صلى الله علیه و آله فرموده است: ما، جامعه پیامبران، مأموریت داریم كه با مردم به قدر عقلشان سخن بگوییم.

ما كلم رسول الله صلى الله علیه و آله العباد بكنه عقله.(3)
هرگز، رسول گرامى، با مردم، به عمق عقل و كنه خرد خود سخن نگفت. یعنى میعار گفتار آن حضرت با مردم، درجات عقل آنان بود.

سلمان و ابوذر، دو انسان شایسته و با ایمان مكتب آسمانى اسلام بودند. پیشواى اسلام به هر دو علاقه و محبت داشت، ولى نیروى درك و قدرت فهم آن دو بقدرى متفاوت بود كه در حدیث چنین آمده است:

عن ابى عبدالله (علیه السلام) قال ذكر التقیه یوما عند على بن الحسین (علیه السلام) فقال والله علم ابوذر ما قلب سلمان لقتله.(4)
امام صادق (علیه السلام) فرمود: روزى در محضر حضرت سجاد، على بن الحسین علیهماالسلام، سخن از تقیه به میان آمد. حضرت قسم یاد كرد كه اگر ابوذر . . . .


برچسب‌ها: مخاطب شناسی, مخاطب سنجی, هنرارتباط با مخاطبان
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۳ مهر۱۳۹۲ساعت ۲۳:۳۸ بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

وظايف سخنران ، ترغيب و ايجاد انگيزه

تا کنون درباره سخن و سخنوري مطالبي خدمت شما عرض شد که اگر خواننده اين مجموعه باشيد و مباحث ما را دنبال کنيد، متوجه شديد که مقالات گذشته بيشتر مقدمه‌ بود و هم اکنون وارد مباحث اصلي مي‌شويم.

در اين نوشتار پيرامون وظايفي که بر عهده يک سخنران است مباحثي ارائه مي‌شود. اشاره به اين نکته لازم و ضروري است که علاوه بر دقت در به کارگيري فنون و مهارت هاي سخنراني، لازم است با وظايفي که به عهده يک سخنران است نيز آشنا شويم. وظايف و نکاتي که بيشتر ناظر به اثر گذاري مطالب سخنور است. اگر چه مي تواند به جذابيت آن نيز کمک کند.
آگاهي از مطالبي که موضوع سخنراني است و نظم و ترتيب به آن و همچنين اقناع مخاطبين، دو محور مورد بحث ما در اين مقاله هستند.
آگاهى سخنران به ماده و صورت سخن و به آغاز و انجام كلام، به گفته‏هاى وى نظم و ترتيب مى‏بخشد، دچار پريشان فكرى و پريشان گويى نمى‏شود،
1. آگاهى و آگاه‏سازى
اولين وظيفه اساسى سخنور آن است كه از مطالبى كه مى‏خواهد در مجلس، مورد بحث قرار دهد، آگاه باشد. يعنى بداند چه مى‏خواهد بگويد يا چه مسايلى را باشنوندگان در ميان مى‏گذارد، و با چه نظم و ترتيبى آن را ادا مى‏كنند.
به شرحى كه بعدا توضيح داده خواهد شد، آگاهى سخنران به ماده و صورت سخن و به آغاز و انجام كلام، به گفته‏هاى وى نظم و ترتيب مى‏بخشد، دچار پريشان فكرى و . . . .


برچسب‌ها: اصول سخنرانی, فن بیان, ترغیب و ایجاد انگیزه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۳ مهر۱۳۹۲ساعت ۲۱:۲۷ بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

لزوم مقدمه در سخنوري


يکي از مهم ترين و اصولي ترين نکات در سخنراني، ايراد مقدمه است، اگر شما بتوانيد با يک مقدمه مختصر، زيبا و جذاب، سخنراني را آغاز کنيد، آن وقت مي‌توانيد مخاطب خود را وارد جلسه کرده و او را همراه با خودتان به هدفي که در نظر داريد برسانيد.

حال، اين مقدمه مي‌تواند به اقتضاي موضوع سخن و محتواي آن متفاوت باشد. ممکن است از يک بيت شعر شروع کنيد، شايد هم يک سوال و يا يک داستان بسيار کوتاه و حتي يک ضرب المثل مرتبط با موضوع، مقدمه شما را تشکيل دهد. به هر حال در بسياري از سخنراني ها ايراد مقدمه، لازم و ضروري است.

مقدمه، براى سخن، از دو ديدگاه قابل بحث است. يكى از جهت لزوم و عدم لزوم، و آن ديگر از جهت كميت و كيفيت، كه بايد در آن ملحوظ گردد. در اينجا، به اختصار پيرامون هر دو قسمت توضيح داده مى‏شود.
حال، اين مقدمه مي‌تواند به اقتضاي موضوع سخن و محتواي آن متفاوت باشد. ممکن است از يک بيت شعر شروع کنيد، شايد هم يک سوال و

برچسب‌ها: سخنوری, مقدمه, اصول سخنرانی, فن بیان
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۳ مهر۱۳۹۲ساعت ۲۱:۱۷ بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

چگونه بايد سخن گفت؟

 

اشتباه نکنيد. اينطور نيست که همه ی سخنراني در «چه گفتن؟» خلاصه شود. بلکه يکي از ارکان مهم سخن، چگونه گفتن است. به بيان ديگر، سخن به منزله يک مايع است که بايد آن را درون ظرف مناسب خودش ريخت تا با شکل و شاکله مناسب خودش به مخاطب ارائه شود.
خيلي ها از نظر محتواي علمي، بسيار برجسته اند ولي چون نمي‌ دانند، دانسته هاي خود را بايد چگونه ارائه دهند، نمي توانند به صورت کامل مخاطبين را به خود جذب کنند.

تنظيم محتويات بحث، در ذهن، از جمله مسائل مهم در فن سخن است.
به عنوان مثال، سخنراني هاي اخلاقي، بيان ملايم و عاطفي را مي‌طلبد و بر عکس سخنراني هاي سياسي و نظامي، يک بيان محکم و صداي بلند و قوي نياز دارد. البته همه مسائل در صدا و چگونگي آن نيست. با ما همراه باشيد تا نکاتي در اين زمينه خدمت شما ارائه کنيم.

همان طور كه خطيب، قبل از آغاز سخن، لازم است مواد مورد بحث خود را در نظر بگيرد بايد بداند هر يك از مواد مورد بحث را در كجا و چگونه به كار برد، و . . . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۳ مهر۱۳۹۲ساعت ۲۰:۲۷ بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

آموزش فصاحت در سخنراني

 

اگر شما هم پيگير اين مساله بوده ايد که سخنراني خوبي داشته باشيد

خطيب، در كرسى سخن، بايد كلمات و جملاتى را به كار برد كه روان و روشن باشد، به طورى كه عموم شنوندگان بفهمند و از گفتن الفاظ پيچيده و نامأنوس اجتناب نمايد. چه، اين قبيل كلمات، براى بسيارى از مستمعين سنگين و خسته كننده است، معنى آن را نمى‏فهمند و از حسن استماع باز مى‏مانند.
سخنران فصيح كسى است كه از يك طرف به اندازه لازم بر لغات فصيح و كلمات روان مسلط باشد و بتواند در هر مورد و براى بيان هر مظلب، به آسانى از آن لغات استفاده كند و از طرف ديگر، داراى ذوق طبيعى و استعداد فطرى باشد كه بتواند آن الفاظ فصيح و زيبايى را كه در ذهن خود حاضر دارد، به صورتى جذاب و دلنشين تركيب كند و مقصود خود را با شكلى مطبوع و جذاب براى شنوندگان بيان نمايد.
واعظى، روز اول ماه رمضان، در مسجدى سخن مى‏گفت كه معلومات اكثر حضار، در حد خواندن و نوشتن بود. او درباره روزه صحبت كرد و چندين بار گفت: بر روزه‏دار واجب است از مفطرات كف نفس نمايد. بسيارى از افراد كه در آن مجلس بودند، معنى كف نفس را نمى‏فهميدند و . . .


برچسب‌ها: فصاحت, تلفظ صحیح حروف و کلمات, اختلالات تکلم, لکنت زبان
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۳ مهر۱۳۹۲ساعت ۱۹:۰ بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

سبک های ارتباطی با رفتارها و گفتارهای متفاوت

 

ما در طول هر روز با هزار تا آدم ارتباط و رفتار ارتباطي داريم؛ از پول دادن به راننده تاکسي ارتباط به حساب مي آيد تا جرو بحثي که سر قيمت لباسي که تازه خريده ايم با بزرگترها مي کنيم. واقعاً خيلي سخت است که همه اين رفتارهاي ريز و درشت ارتباطي را در چند تا طبقه يک کاسه کنيم اما روان شناس ها اين کار را کرده اند آنها مي گويند ما در ارتباط با ديگران، يا پرخاشگرانه برخورد مي کنيم يا منفعلانه يا منفعل-پرخاشگر يا جرأتمندانه. خوبي اين طبقه بندي اين است که ضمن دسته بندي کردن، پيشنهادهاي کاربردي هم دارد. در واقع روان شناسان ها مي گويند تا جايي که مي توانيد از 3 سبک ارتباطي اول (يعني پرخاشگرانه، منفعلانه و منفعل - پرخاشگر) اجتناب کنيد و به جايش سبک ارتباطي جرأتمندانه را دريابيد؛ به هيمن خاطر ما 3 سبک اول را در بخش تقسيم بندي مي آوريم و سبک جرأتمندانه را به عنوان پيشنهاد؛ فقط يادتان باشد که هر کدام از ما ممکن است همه اين سبک ها را در زندگي روزه مره مان با آدم هاي مختلف امتحان کنيم اما چيزي که . . . .


برچسب‌ها: زبان بدن, ارتباط های غیرکلامی, رفتار غیر کلامی, سبک های ارتباطی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۳ مهر۱۳۹۲ساعت ۱۷:۳۳ بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

مراحل آشتي‌كنان بعداز يك دعواي حسابي

مي‌گويند دعوا نمك زندگي است و هيچ زندگي بدون دعوا نمي‌شود ولي مسلما هيچ‌كسي زندگي خيلي شور نمي‌خواهد، براي اين‌كه زندگي‌‌تان شور نشود براي شما راهكارهايي ويژه داريم تا به سرعت صميميت را به زندگي‌تان بازگردانيد

سكوت... جواب‌هاي سربالا... پريشان خاطري...احساس ناراحتي و دوري در اين شرايط مي‌خواهيد موي سر خود را بكنيد. دوباره دعواي‌تان شده‌است و حسابي اعصاب‌تان خرد است واقعا ديگر فكري به ذهن‌‌تان نمي‌‌رسد كه چه كاري بكنيد و چگونه دوباره شادي را به زندگي‌تان برگردانيد. خيلي نگران نباشيد چون در زندگي بحث و دعوا بخشي از روابط شما با همسر‌تان يا نامزد‌تان را شكل مي‌دهد، امكان ندارد 2 نفر با 2 تربيت خانوادگي متفاوت با هم زندگي كنند و اختلافي بين‌شان وجود نداشته باشد. مهم اين است كه چگونه دعواها و اختلاف نظرهاي‌تان را مديريت كنيد تا به صميميت و رابطه شما لطمه‌اي وارد نشود.


اول آمادگي كامل بعد...


اگر احساس مي‌كنيد كه حتي يك درصد براي مصالحه و سازش آمادگي نداريد به هيچ وجه پيش نرويد زيرا ممكن است كه صحبتي شود و شما كنترل خود را از دست دهيد و اوضاع از اين‌كه هست بدتر شود. براي همين گفته مي‌شود كه از لحاظ روحي، آمادگي كامل داشته باشيد و ........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۳ مهر۱۳۹۲ساعت ۰:۴۲ قبل از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

نحوه درست صحبت کردن

شاید فکر کنید این مقاله برای افراد متاهل هست اما اشتباه نکنید در این مقاله حتی یاد میگیرید چه طوری باهر کسی درست صحبت کنیم و بتونیم در شناخت طرف مقابلمون کارهای موثر انجام بدیم. من که مجردم خوب میخونم چون نمیخوام فردی در آینده باشم با دیدی بسته و باوری غلط. به تمام مجرد های عزیز حتماً پیشنهاد میکنم بخونید چون یک مطلب دقیق از یکی از مهمترین درد های جامعه ما و نوعی آمار طلاق هست چون پل ارتباط با دیگر صحبت کردن هست حالا اگه این پل ما خراب باشه پس ارتباطی هم نیست .

یکی از لذت بخش ترین تجربیات زندگی مشترک این است که حرف مبهمی را بزنید و بدانید که همسرتان دقیقاً منظور شما را می فهمد.

توانایی در صحبت خودمانی، ایماء و اشاره، نکته پرانی و چشمک زدن و نظایر آن، نشانه ی نزدیکی و صمیمیت است. گفت و گویی که پایان خوش دارد نشانه صمیمیت است. طرفین می دانند که دیگری چه می گوید و تدریجاً از این که می توانند آزادانه حرف بزنند و منظور یکدیگر را بفهمند لذت می برند. اما در ازدواج های ناموفق ، لذت گفت و گو در فضای شکایت ها و گله مندی های خشمگینانه و سوءتفاهم ها گم می شود و جای اشارات دلنشین ابروها و چشمک های خوشایند را نگاه های خیره و اشارات انتقادی و بهانه گیری ها و تهدیدها پر می کند. چه اتفاقی می افتد؟ چرا صحبت های دلنشین از دست می روند؟ مسئله اینجاست که به مرور شیوه های متفاوت صحبت، منافع و


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۳ مهر۱۳۹۲ساعت ۰:۳۷ قبل از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

مطالب قدیمی‌تر