فن بیان،اصول سخنرانی و هنرگویندگی وگفتگو

آشنائی با فن خطابه ، اصول مخاطب شناسی ، مناظره ،مباحثه ، تدریس ،قصه گوئی ،دکلمه ، مجریگری و زبان بدن

چگونه با فرزندمان درباره مواد مخدر حرف بزنيم؟


چگونه با فرزندمان درباره مواد مخدر حرف بزنيم؟
 
ترجمه: دکتر ريحانه مرتضي‌زاده
 
تقريبا همه پدر و مادرها مي‌دانند که فرزندان آنها براي مبتلا نشدن به بيماري‌هاي عفوني و خطرناک بايد واکسن بزنند. اما اکثر اين والدين نمي‌دانند که اگر در سنين کودکي با فرزندان خود در مورد مواد مخدر صحبت کنند، کاري درست شبيه به واکسن‌ زدن عليه اعتياد انجام داده‌اند. کودکاني که پدر و مادرشان هيچ‌وقت در مورد چنين مسايلي اطلاعات کافي به آنها نمي‌دهند، در نوجواني دچار مشکلات بيشتري نسبت به بقيه خواهند شد. چنين نوجواناني در اولين برخوردها با مواد مخدر، ترديدها و سوالات بي‌شماري پيدا مي‌کنند اما چون قبلا چنين صحبت‌هايي بين آنها و والدين‌شان رد و بدل نشده باز هم نمي‌توانند خيلي راحت با والدين خود در اين مورد حرف بزنند. بنابراين اکثر اين نوجوانان جواب سوالات خود را جاي ديگري جست‌و‌جو مي‌کنند و ممکن است هر نوع جواب و نتيجه‌اي هم به دست‌ آورند. اگر شما جزو والديني هستيد که قصد دارند فرزند خود را عليه اعتياد واکسينه کنند، بهتر است بدانيد روش صحبت کردن و نوع جملات براي همه سنين يکي نيست و اين روش بسته به سن فرزند شما فرق مي‌کند.
 سنين پيش از دبستان
 صحبت کردن هدفمند با کودکان زير 7 سال، ابتکار عمل فوق‌العاده‌اي مي‌خواهد. هميشه بايد هوشيار باشيد و به محض اينکه زمينه‌اي ايجاد شد، نهايت استفاده را از آن ببريد. به عنوان نمونه وقتي فرزندتان مريض شده و قرص آنتي‌بيوتيک يا تب‌بر به او مي‌دهيد يکي از بهترين موقعيت‌هاست. مي‌توانيد براي فرزند خود توضيح دهيد که هر دارويي به دليل اثر خوب و مفيد آن ساخته شده ولي اگر از همين دارو در جايي نامناسب و به شکلي غيرطبيعي استفاده شود آثار وحشتناکي دارد. ذهن بچه‌ها در اين سن آماده آموختن و به خاطر سپردن است. حتي مي‌توانيد با الهام گرفتن از شخصيت‌هاي کارتوني معروف اين بحث‌ها را آغاز کنيد. مثلا وقتي در يک کارتون کسي سيگار مي‌کشد رشته‌کلام را به دست بگيريد و در مورد اينکه سيگار و موادمخدر، انسان را زشت و بيمار مي‌کند، صحبت کنيد. البته چند نکته مهم را هميشه به خاطر داشته باشيد؛ اول اينکه با لحني ملايم حرف بزنيد و کلماتي به کار ببريد که کودک معني آنها را بفهمد. علاوه بر آن هميشه آثار منفي مواد مخدر را خيلي واضح و کامل براي فرزند خود توضيح دهيد. مثلا امکان بروز افسردگي يا توهم، احتمال مرگ به دليل مصرف غيرقابل کنترل مواد يا بروز انواع مشکلات جسمي و خانوادگي. يادتان باشد همه اين حقايق را بگوييد ولي به زبان بچه‌ها.
 8 تا 12 سالگي
 اگر فرزندي در اين گروه سني داريد، مي‌توانيد هر بار پس از توضيحات خود، نظر او را هم در اين مورد بپرسيد. البته وقتي جواب او را شنيديد نبايد فورا شروع به قضاوت کنيد. چون اين کار شما باعث مي‌شود فرزندتان در نوبت‌هاي بعدي نظر اصلي خود را مخفي کند و آنچه شما دوست داريد، بشنويد را بگويد. بچه‌ها در اين سن و سال هنوز تمايل دارند مسايل کوچک و بزرگ زندگي خود را با والدين‌شان در ميان بگذارند. پس شما هم بايد طوري برخورد کنيد که در اين رابطه باز بماند. يعني هميشه شنونده خوبي باشيد تا چنين صحبت‌هايي در آينده هم بين شما و فرزندتان وجود داشته باشد. موضوعاتي مثل خبر دوپينگ در يک ورزشکار حرفه‌اي، نقطه خوبي براي شروع يک مکالمه هدف‌دار با کودکي در اين سن و سال است. وقتي در چنين بحث‌هايي نظر فرزند خود را مي‌پرسيد ممکن است در آن لحظه هيچ جوابي از او نشنويد اما مطمئن باشيد اين فکر در ذهن کودک شما باقي مي‌ماند و خودش دوباره اين موضوع را پيش خواهد کشيد.
 13 تا 17 سالگي
 بيشتر بچه‌ها در اين سن دوست دارند، بدانند کدام يک از همکلاسي‌هايشان سيگار مي‌کشند يا احيانا از موادمخدر استفاده مي‌کنند. حتي سعي مي‌کنند دوستاني پيدا کنند که موتورسواري يا رانندگي بلدند. اگر اهل حرف زدن با فرزند خود باشيد، حتي در اين سن هم آنها تمايل دارند احساسات خود را با شما در ميان بگذارند. وقتي اين فرصت دست داد و مثلا فرزندتان از علاقه‌اش به رانندگي گفت لازم نيست يک شنونده خنثي باشيد. درواقع بهتر است در چنين موقعيتي تمام خطرهاي رانندگي با سرعت زياد، بدون دقت و حتي رانندگي پس از مصرف مواد را کاملا براي او توضيح دهيد. حتي خطر جريمه شدن، زندان رفتن، نقص عضو و احتمال کشتن افراد ديگر را هم شرح دهيد. اگر فرزندتان به سن قانوني رسيد و خواست شروع به رانندگي کند، از همان ابتدا قوانيني براي او بگذاريد. مثل اينکه چند روز در هفته يا چه ساعت‌هايي در روز مي‌تواند رانندگي کند. يا اينکه اجازه دارد تا چه مسافتي از منزل ماشين ببرد. به او بگوييد که اگر خودش يا دوستانش در ماشين سيگار بکشند حداقل تا 6 ماه آينده، ديگر ماشين را در اختيار او نمي‌گذاريد. به جز اين مورد، در سنين نوجواني مساله ديگري هم وجود دارد که ممکن است زمينه مصرف موادمخدر را در فرد ايجاد کند. اين مساله مهم و اجتنا‌ب‌ناپذير ميهماني‌هايي است که فرزندتان به آنها مي‌رود.
 وقتي فرزندتان کمتر از 17، 18 سال دارد بايد به او بگوييد که پس از ميهماني خودتان دنبال او خواهيد رفت. يعني اجازه ندهيد افراد ديگر او را برسانند يا شب را همان جا بماند. البته نبايد نوجوان خود را در محدوديت بيش از حد قرار دهيد. يعني اگر مثلا ميهماني تا 2 شب ادامه دارد و همکلاسي‌هاي ديگر هم آنجا هستند شما هم بايد تا همان ساعت بيدار بمانيد و به دنبال او برويد. اين کار در عمل واقعا کار سختي است اما يادتان باشد که هيچ نتيجه خوبي بدون زحمت به دست نمي‌آيد. اگر مي‌خواهيد پدر و مادر خوبي باشيد و فرزند سالمي پرورش دهيد، تحمل بعضي سختي‌ها اجتناب‌ناپذير است. در ضمن به ياد داشته باشيد بچه‌هايي که دوستان سيگاري يا معتاد دارند بيش از بقيه در خطر معتاد شدن هستند. پس سعي کنيد دوستان فرزندتان را بشناسيد و حتي با خانواده‌هاي آنها هم‌ آشنا شويد. حتي بهتر است در فعاليت‌هاي فوق‌برنامه‌اي که مدرسه فرزندتان ترتيب مي‌دهد هم شرکت کنيد تا بتوانيد هرچه بيشتر محيط پيرامون او را ارزيابي کنيد.


منبع:www.salamat.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 8:47 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

کتابشناسی فن بیان : چگونه حرف بزنیم تا نوجوانها گوش بدهند


 چگونه حرف بزنیم تا نوجوانها گوش بدهند و چگونه گوش بدهیم تا نوجوانها حرف بزنند

ادل فیبر، الین مازلیش، مهدی قراچه داغی (مترجم) 
 
مشخصات کتاب

تعداد صفحه: 184
نشر: مهر (01 دی، 1388)
شابک: 978-964-6142-53-4
قطع کتاب: رقعی
وزن: 550 گرم 
 
 
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 8:23 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

چگونه با زبان بدن حرف بزنیم ؟

چگونه با زبان بدن حرف بزنیم ؟

body language» (زبان حرکات بدن ) چیست ؟

 قسمت اول

 متخصصان علم ارتباط می گویند تنها 7 درصد از پیام های ما از طریق واژه های مخاطب منتقل می شود و 33 درصد از طریق لحن و تن صدا و 60 درصد آن هم از طریق زبان بدن منتقل می شود. حالا این زبان بدن چیست که حتی از حرف های ما بیشتر اطلاعات منتقل می کند؟ به زبان علمی، پیام هایی که توسط اعضای بدن و حرکات صورت منتقل می شوند، زبان بدن را تشکیل می دهند.
 از طرفی خواسته یا ناخواسته در فضایی که آن را سکوت و خاموشی می نامیم و با زبان بی زبانی تنها با آنچه «body language» یا زبان حرکات بدن و اجزای آن خوانده می شود، می تواند به خوبی احساسی را انتقال داده یا معنای کلامی را تغییر دهد. هرگز اظهار دوستی و علاقه شخصی در حالی که اخم کرده و ترشرویی نشان می دهد، قابل قبول نیست. بنابراین به کارگیری این ۲ زبان در یک جهت و راستا می تواند به خوبی در بیان هیجانات، عواطف و احساسات به کار رود. اما در میان دنیای خاموش و بی زبانی، زبان های گویای دیگری هم هستند.
 زبان بدن شامل دو قسمت است . یکی زبان حرکات بدن و دیگری زبان آرایش و ظاهر بدن :
 بازکردن دکمه های کت:
افرادی که باشما بی ریا وصمیمی هستند غالباٌ دکمه های کت خود را باز کرده یا حتی آنرا از تن در می آورند اما در یک مذاکره رسمی اینچنین نیست . در این شرایط افراد زمانی کت خود را در می آورند که امکان دسترسی به توافق وجود داشته باشد , به عبارت دیگر هرقدر هوای اطاق گرم باشد اگر طرفین احساس دسترسی بهتوافق را نداشته باشند کتشان را در نمی آورند.
 انداختن پاروی پا:
 در هنگام مذاکرات هر گاه یکی از طرفین یا هر دو ی آنها پاهای خودرا روی هم می اندازند نشانه این است که وارد مرحله جدیدی از مذاکره می شوید , مرحله ایی که امکان تفاهم کمرنگ می شود . اگر انداختن پا روی پای دیگر با گذاشتن دستها در زیر بغل بصورت ضربدر همراه باشد اوضاع وخیم تر است و باید یک فکر جدی برای تغییر وضعیت انجام دهید تا طرف مقابل از حالت تدافعی خارج شود.
 کشیدن دست به چانه :
 این علامتی از زبان رفتار است که در هنگام تصمیم گیری بکار می رود. کشیدن دست به روی چانه معمولا” با حالتی از چهره همراه است که در آن چشم ها کمی جمع می شود. افرادی دیگر ممکن است در این حالت لب بالایی را لمس کنند وآنرا بکشند و بعضی مردها با سبیل یا ریش خود بازی کنند که همگی دلیل بر تعمق و ارزیابی است. در بازی شطرنج نیز افرادی که قرار است حرکت بعدی را انجام دهند در بسیاری از موارد چنین اشاره ایی را از خود نشان می دهند که پس از تصمیم گیری متوقف می شود .
 برداشتن عینک:
 برداشتن آهسته عینک جهت تمیز کردن آن در شرایطی که نیازی به این عمل نیست اشاره تعویقی است, این عمل در طی یک مذاکره ممکن است چندین بار انجام بگیرد. در چنین حالتی شخص می خواهد با طفره رفتن از پاسخ یک سؤال یا ایجاد تاخیر در پاسخ مطالبی را در ذهن خود بررسی کرده وموقعیت خود را مرور نماید. در هر حال این افراد می خواهند زمانی رابرای پرسش یا پاسخخود در اختیار بگیرند. اشاره مشابه دیگر می تواند برداشتن عینک در کنار دهان باشد.
 دست زدن به بینی:
 این علامت رفتاری ویا مالیدن با انگشت اشاره نشانه شک وتردید در مورد مطالب گفته شده در یک گفتگـــو یا مذاکره میباشد؛ به ویژه اگر این اشاره همراه با متمایل شدن شخص به انتهای صندلی باشد. اما مراقب باشید که این اشاره را با کسی که بینی خود را‎ می خاراند اشتباه نکنید. اشاره دیگری در این زمینه مالیدن پشت گوش یا کنـار آن است که حاکی از شک وتردید در ارائه یک پاسخ یا سبک وسنگین کردن آن است. در بسیاری از مواقع پس از این عمل دست به سمت چشم رفته وعمـل مالیـدن چشـم انجام می شود.
 ضرب گـرفتـن روی مـیـز:
 کسی که با ریتمی یکنواخـت وکسل کننده به روی میز ضرب میزند می خواهد احساس بی قراری خود را بیان کند.اشارات مشابه دیگـر می تواند این با شد که فرد مرتباٌ‌ دکمه خودکار خود را بالا وپایین می زند ویا باپاشنه پا به زمین ضربه میزنـد. پیام مستقیم این اشارات برای شما این است که باید دریابید که حرفهایتان کسل کننده یا بی روح است ویا اینکه برای طرف مقابل تازگـی نــــدارد.

 قراردادن مچ یک پا به روی مچ پای دیگر:
 این اشاره اشاره ایست که در مواقع بسیاری بروز می کند. مثلا”‏در جلسات دوستانه یا رسمی که شخص تحت فشار روانی ؛ تنش یا استرس قرار گرفته است.
 مهمانداران هواپیما در این زمینه تجربیات مفیدی دارند ،آنها به راحتی می تواننـد افرادی که از مسافرت با هواپیما می ترسند را تشخیص دهنـد زیرا این افراد با پاهای گره خورده وقراردادن یک مچ به روی مچ دیگر می نشینند به خصوص در هنگـام برخواستن هواپیما.
 همچنین بسیاری از افراد در موقعیت های تنش زا مانند شرکت در مصاحبه یا آزمونی برای استخدام ،مچ پاهای خود راروی هم می اندازند. اصولاّ علائم زبان رفتار بیشتر با یکدیگر ودر یک مجموعـه ظـاهر می شوند وبه همین ترتیب باید با هـم تعبیر شونـد.به عنوان مثال اگرفرد مقابل شمـا پایش را از روی پا بردارد و کمـی به طرف شما خم شود شما می توانید نتیجه بگیرید که وی به سخنان شما علاقمند است و مایل است بیشتر بداند.
 پس توجه به زبان رفتار را در خود تقویت کنید وهمواره در هنگـام مواجـه شدن با واکنش منفی از طرف مقابل در صدد متعادل کـردن اوضــاع برآیید. در این مواقع بهتر است به جـای ایـنکه شـیوه قـبلی خود را ادامه دهید و بر آن اصــرار ورزید سیاست جدیدی را در پیش گیرید،چراکه اگر فردی از رفتار یا گفتار شما ناراحت یا عصبانی باشد علائم رفتاری او پیشاپیش این موضوع را به شما هشدار می دهند .
 
علائم منفـی زبـان رفتـار:
 - نوک پاهـا در جهت مخالـف شماست یا به سمت درب خـروجی است
 -تمـاس چشمـی محدود
 -تکان دادن سریع سـر به جهـت تائیـــد
 - لمس کردن و مالیدن پشـت گـردن
 - نگـاه کردن به سقـف وآسمـان
 - چرخـیدن به دور واطــراف و سـایر اشـاراتی که در بــالا به آنهــا اشاره شد.
چشمها
 سطح چشمها:
 در یک گـروه، مـعمـولا فـردی کـه سطح دیـد چشمانش از سایرین بالاتر است رهبر محسوب میگردد. هنگامی که شما ایـستـاده باشید و دیگران نشسته قطعا شما را در موضع قدرت قرار میدهد.
 مالش چشم:
 زمانی که فردی چشمش را با انگشت اشاره مالش می دهـد نـشـانـگر فریب و نیرنگ می باشد. از آنجایی که فرد میـخواهد تماس دیداری را قطع کند بهانه ای بدست می آورد که به این طرف و آن طرف نگاه کند. ایـن حـرکت غیر ارادی یـک افــشـاگر حسابی است که فرد دارد دروغ می گوید.
 چشم برگرداندن:
 این معمولا یک علامت مسلم از نیرنگ، گناه و دروغگویی است.
 چشمان بسته:
 هرگاه چشمان یک فرد برای لحظه ای طولانی تـر از چـشم بر هم زدن متعارف بسته و ابروها نیز برخاسته شود پیـام چنـیـن اسـت: “بـه حرف زدن خود خاتمه بده.”
 حرکت چشم به سمت بالا:
 این نشانه غضب و عصبانیت است.
 نگاه مختصر به اطراف:
 این ژستی خـجـالت گـونه و عشوه گرانه است. فرد جسورانه خیره میشود در حالیکه سرش را پایین انداخته و به سمت مخالف کج میکند. اشـاره بـر کمرویی بی باکانه دارد.
 نگاه ممتد:
 این بی تردید یک نشانه گرایش جنسی است. شخصی که تماس چشمی برقرار می کند، چشم برگردانده، سپس مجددا به چشمان شما نگاه می کند میـگویـد: “مایلم با شما بیشتر آشنا شوم”
 نگاه خیره شدید:
 این نشانه خلق تهاجمی، سلطه جویانه و تهدید آمیز است.
 نگاه به بالا و پایین:
 هنگامی که آقایی نگاهش را به سر تا پای یک خانم میاندازد به او می فهماند که به اندام فیزیکی وی علاقه مند است.
 چشمک:
 چشمک یک علامت غـرض آلود است. نـشانـگر آن اسـت کـه رمز و رازی میـان فردی که چشمک میزند و فردی که به او چشمک زده می شود برقرار است.
 بالا انداختن همزمان دو ابرو:
 در میان یک اتاق شلوغ، مفهوم آن کاملا واضح و روشن است: مایلم با شما ملاقات کنم.
 بالا انداختن یک ابرو:
 زمانی که یک ابرو بالا انداخته میشود در حالی که ابرو دیگر پایین باقی میماند مفهومش این است: حرف شما را باور نمیکنم.
 ابروهای گره خورده:
 زمانی که هر دو ابرو به سمت همدیگر کشیده میشود باعث پدید آمدن شیار بین آن دو می شـود که دلالت بر اضطـراب، درد، تـرس و یـا آمـیـزه ای از ایــن هیجانات دارد.
 پوشاندن صورت:
 زمانی که دست بر روی صورت می آید مـفـهومش چنین است: شوکه شده ام. این ژست بین فرد و موقعیت مزاحم و مـتـجاوز فاصله می اندازد.
 زبان
 خنده زورکی:
 این نیشخند کنترل شده تا چشمها گسترش نمی یابد.
 دهان کجی:
 گوشه لبها را مانند پوزخند به عقب برده و دندانها را نمایان میگرداند.
 تبسم با دهان گشوده:
 دندانهای بالا نمایان شده و بـه شـخـصـی کـه بـا شـما گفتگو میکند می فهماند که مایل هستید بیشتر با او آشنا شوید.
 تبسم با لبان بسته:
 این لبخند تنها برای ادای احترام و ادب و نزاکت است.
 در هم کشیدن لبها:
 هرگاه فردی لبهایش را در هم کشید به مفهوم آن است که طرف مقابلش را جذاب و دلربا یافته.
 لبهای سفت و جمع شده:
 دال برتنش و عدم پذیرش است.
 جویدن لبها:
 وقتی فردی لب پایین خود را جویده و سرش را تکان میدهد نشانگر خشم فرد است.
 تماس با لب ۱:
 هرگاه انگشت اشاره بطور عمودی برای لحظه ای به طرف بالا آید میگوید: ساکت باش.
 تماس با لب ۲:
 ولی هرگاه انگشت اشاره به لب پایین تماس پیدا کند و دهـان انـدکـی باز شود مفهومش چنین است: “می خواهم با شما صحبت کنم”
 خمیازه کشیدن:
 خواب آلودگی تنها علت خمیازه نمی باشد بلکه “خمیازه اجتماعی” نیز وجود دارد. خمیازه ای که در یک موقعیت استرس زای خفیف پدید می آید. هنگامیکه مردد هستید چه کاری میخواهید انجام دهید خمیازه روشی است برای خریدن زمان

منبع :

http://www.iran-eng.com/

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 آبان1387ساعت 7:43 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

بلد نیستیم حرف بزنیم

بلد نیستیم حرف بزنیم

یکی از مشکلات عمومی کشور که متاسفانه در همه ابعاد و حوزه‌ها واضحتر از آن است که نیازی به استدلال و مصداق داشته باشد، این است که ما کلا بلد نیستیم درست با هم حرف بزنیم!

جالب است که این عیب بزرگ فرهنگی ـ اگر نگویم بیماری بزرگ فرهنگی ـ در همه اجتماعات ما مشهود است. از اجتماع کوچک یک خانواده گرفته تا حتی اجتماعات نخبگان و بزرگان کشور ما.

در خانواده‌های ما یکی از مهمترین دلایل اختلافات این است که زوج‌های جوان و حتی مسن بلد نیستند حرف‌های دلشان را بر زبان بیاورند. به محض اینکه یکی از طرفین هم شجاعت به خرج داده و شروع به گفت‌وگو می‌کند، طرف دیگر به محض شنیدن چند سوال و جواب، صدایش بالا می‌رود و بگو و مگوی شدیدی در گرفته و بعد از چند ماهی از ازدواج عاشقانه‌شان ناگهان بهترین و اولین راه حل مشکلات خود را در طلاق جستجو می‌کنند!

این رویه بی‌ظرفیتی در گفت‌وگو و تحمل نظرات همدیگر، در بین نخبگان ما هم تسری دارد. یعنی اصلا بلد نیستند معقولانه با هم حرف بزنند. عیوب همدیگر را بگویند خوبی‌های همدیگر را هم متذکر شوند و دلسوزانه در پی زیاد کردن نقاط قوت و کاستن از نقاط ضعف بروند.

این عیب بزرگ فرهنگی از چند چیز ناشی می‌شود که به ترتیب در مورد هر کدام از این موارد چند کلمه ای می نویسم.

1. خودخواهی:
کسانی که جز به منافع خود، گروه خود، خانواده خود و... به هیچ چیز دیگری نمی اندیشند برایشان بسیار دشوار است که خدا را جایگزین خود کنند و از حقوق دیگران هم مثل حقوق خود محافظت کنند.

2. نداشتن سعه صدر و کم ظرفیتی:
کسانی که ظرفیت های لازم برای احراز مقامی را ندارند و با دل های کوچک و ذهن های محدود می خواهند کارهای بزرگ انجام دهند در تناقض بین این دو ضدّ، کمترین نقد و نظر مخالف را با شمشیرکشی و تیغ آختن پاسخ می دهند، در حالی که شرح صدر نعمتی است که بزرگان دین و حتی انبیاء و اولیاء الهی دائما از درگاه احدیت درخواست کرده اند که "رب اشرح لی صدری" و بدون این شرح صدر "یفقهوا قولی" هم اتفاق نخواهد افتاد.

3. نداشتن استنادات کافی:
یک روانشناس بزرگ می گوید هر کسی که برای به کرسی نشاندن حرفش به گستاخی و بد دهنی رو می آورد معلوم است که در دل اعتقادی و بر زبان استدلالی برای اثبات حقانیت اندیشه خود ندارد!

4. دوری از ارزش های اخلاقی اسلام:
چه بیانی برای مصداق یابی از این بیان نورانی پیامبر رحمت و ادب و شفقت بر خلق حضرت محمد بن عبدالله(ص) اولی که فرمود: "بعثت لاتمم مکارم الاخلاق". پس چگونه است که ما همه خود را ارزشی می نامیم و ارزش مدار ولی از آموزه های دینی و اخلاق محمدی به اندازه خردلی در باور و رفتار و اخلاق، نشانی به همراه نداریم؟

5. باور نداشتن عمیق به آموزه های دینی:
حضرت اباعبد الله الحسین (ع) در صحرای تفتیده کربلا در مقابل سپاه کفر

اولا ـ تا دم آخر دم از نصیحت و اندرز نکشیدند و با کسانی که کمر به شهادت او بسته بودند از در نصیحت در آمدند پس چگونه است که ما پیروان او که هر سال در محرم به یاد او گریبان می درانیم و چندان دست بر سینه می کوبیم تا سینه مان کبود می شود، در مقابل برادران و خواهران دینی خود که سال ها برای پیروزی نهضت حسینی خمینی در کنار هم و برای رضای خدا با طاغوت و در دفاع مقدس با صدام خونخوار جنگیده ایم، به محض شنیدن کمترین نظر مخالفی چنگ به صورت هم می کشیم و با تهمت و دروغ و افترا و به هر قیمتی تا به در کردن رقیب و ساقط کردن او بر جای نمی نشینیم و آبروی افراد که در روایات اهمیت حفظ آن از حفظ حرمت کعبه اولی است پشیزی در نزد ما ارزشمداران!!؟ ارزشی ندارد؟

ثانیا ـ وقتی که از اثرپذیری آن نابکاران نومید شدند قریب به مضمون فرمودند: دین لقلقه زبان شماست. یعنی دین به جان و دل و اندیشه شما رسوخ نکرده است. آنگاه فرمودند اگر دین ندارید لااقل در زندگی تان آزاده باشید.

آیا کسی که به ارزش ها و اخلاق محمدی اندک باوری داشته باشد هرگز حتی با دشمنان و کفار چنین روا می دارد که ما با دوستان خود روا می داریم؟

6. بی بصیرتی:
رهبر معظم انقلاب از سال ها قبل بر داشتن بصیرت، کسب قدرت تحلیل سیاسی، عبرت پذیری از تاریخ اسلام و ایران، توجه به تهاجم فرهنگی دشمن، پرهیز از میکروب ارتجاع و... تاکید داشتند چرا که اگر بنا باشد نخبگان جامعه اسلامی که باید در برابر تعویض ارزش ها بایستند و خود در قول و عمل نماد ارزش ها باشند، خود مبلغ بی تقوائی و ناپارسائی و باندبازی و ... باشند چگونه می توان از عموم مردم انتظار ارزش مداری و اخلاق داشت؟

اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی
بر آورند غلامان او درخت از بیخ !

7. اخلاص:
اکسیر این روزها نایاب عرصه های سیاسی یعنی "اخلاص" این روزها بدجوری به کار مسئولین و حاکمان ما می خورد. من نمی دانم چه رازی است در این قدرت که همه در جهت جلب رضای خدا برای کسب آن تلاش می کنند ولی هیچ کس برای رضای خدا آن را رها نمی کند!!

آیا اگر همه خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود می دانستند و هدفشان جلب رضایت او می بود ما امروز شاهد این همه دروغ و تهمت و پشت هم اندازی و زیر پا خالی کردن و رذالت هائی که دامن گیر حتی بعضی خواص ما شده است، بودیم؟ آیا این دعواها و درگیری ها برای رضای خداست؟ آیا واقعا هدف انجام تکلیف است؟ نیت خدمت به مردم است؟....

8. قدرنشناسی و عدم وجود اعتدال در گفتار ورفتار:
زیر سوال بردن خدمات و نکات مثبت دولت های گذشته و دولت فعلی و فقط و فقط بزرگنمائی ضعف ها چنان که گوئی در همه سی سال گذشته قدمی برای خدمت به مردم برداشته نشده و همه در حال خیانت و چپاول بیت المال بوده اند یا تفکری که همه اقدامات دولت فعلی را در جهت تضعیف نظام و خیانت به مردم می پندارند تفکراتی اعتدالی و از باطن هائی مطهر و روان هائی سالم بر می خیزد؟

در جریان حوادث بعد از انتخابات، عزیزی می گفت اگر رهبری معظم انقلاب بعد از اولین مناظره تند بین دو نامزدی که با توهین هائی به حاضرین و غائبین همراه بود دو خط می نوشتند و از صداوسیما در علن می خواستند که به این نوع مناظره ها پایان دهند شاید هیچ کدام از این فتنه ها در پی نمی آمد. به او گفتم در بین روحانیون و اسلام شناسان موجود شخصیتی به روشنفکری واقعی و روشن اندیشی و مدارا با مخالفین و علاقه مند به ایجاد فضای باز فکری مثل آیت الله خامنه ای نمی شناسم (البته حتما هستند کسانی که با این نظر حقیر موافق نباشند وبه عنوان یک دانشگاهی از نظرات جامعه دانشگاهی و میزان مخالفین و موافقین آن هم کاملا مطلعم).

بعد از گذشت سی سال از پیروزی انقلاب احساس و تدبیر این سید صداقت مدار به او می گفت که باید تاکنون خواص و نخبگان جامعه اسلامی به چنان درجه ای از پختگی و بلوغ و عمق فکری و روحی رسیده باشند که فضا را باز کنیم و بگذاریم هر کس با هر ایده ای (آنهم حداقل بین نیروهای نظام) نظرات خود را با نهایت صراحت با مردم در میان بگذارند و مردم هم در این تضارب افکار و ایده ها راه درست را انتخاب کنند و انتخاباتی پرشور رقم بخورد.

و دیدیم که تدبیر او بسیار کارساز بود و حضور مردم بعد از سی سال پر شورتر از همیشه. حال آیا اگر مردم فهیم ما با ظرفیت کامل با این موج اطلاعات مواجه شدند اما به اصطلاح نخبگان جامعه ما در برخورد با این امواج به کلی چپ کردند! و در بیان نظرات خود بدترین شیوه ها را برگزیدند و حتی بعد از به هم ریختن کشور (بر اثر این لجاجت های بچه گانه طرفین) باز هم قاطعانه!! بر آن پای فشردند این از ضعف رهبری است یا نخبگان؟

پس کی باید امیدوار بود که بعد از سی سال از گذشت انقلاب ما بیاموزیم که همه حق نزد ما نیست و در کشاکش این بحث ها و گفتگوها ضعف ها مبرهن و نقاط قوت نیز آشکار می گردد و اهل خرد از این تصادم های فکری باید نعمت ها حاصل و برکات برداشت کنند؟

و غمگنانه باید گفت که مثل همیشه مردم مخلص و بی ادعا از نخبگان پر سروصدا و پر ادّعا در شناخت حق و تشخیص دشمن پیش افتادند و مردم راهبر نخبگان شدند و این آزمون خوبی برای نخبگان ما نبود.

شاید اگر در برخورد با امواج سهمگین و قابل پیش بینی نقدهای منصفانه و غیرمنصفانه این نوشته ام من هم چپ نکردم! در این خصوص بیشتر بنویسم...

منبع :

http://www.tabnak.ir/fa/news/75655

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 آبان1387ساعت 8:8 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

چگونه مذاکره‌کننده‌ بهتری باشیم


چگونه مذاکره‌کننده‌ بهتری باشیم
 

آموزش زندگی خانواده (F.L.E)
 

1- تعریف:
 

   مذاکره یک مهارت یاد گرفتنی است در جهت انتقال و دریافت اطلاعات، احساسات و نگرشها بین حداقل دو نفر که می‌تواند رویاروی یا غیر رویاروی باشد مذاکره کننده خوب با دیدگاه من علیه او مذاکره نمی‌کند بلکه دیدگاه ما علیه مشکل می‌باشد.
 


2- اهمیت:
 

   مذاکره مؤثر: روش اصلی و پایه ایجاد ارتباط صحیح است در حالیکه باافزایش فاصله بین افراد خانواده افزایش انحراف در فرزندان و همسران افزایش دیده می‌شود.
 
3- عوارض:
 

   عدم مذاکره مؤثر مشکلاتی بوجود می‌آورد که از جمله:
 

الف: احساس ضعف در حل مشکلات
 

ب: احساس عدم خوشبختی
 

ج: غیرواقعی شدن توقعات
 

د: دخالت وابستگان در امور زندگی
 

ه: افزایش طلاق و کاهش بهره‌وری درخانواده
 

ی: کهنه شدن مشکلات و لاینحل ماندن آن
 

ع: غیرواقعی شدن توقعات
 

غ: عدم همکاری در زندگی مشترک
 

ف: افزایش بزه‌کاری و انحر افات در فرزندان
 

   طبق ماده 1103 قانونی مدنی زن و شوهر مکلف به حسن معاشرت با هم می‌باشد.
 

آداب مذاکره کردن:
 

   مذاکره آداب خاصی دارد که شامل 6 مرحله اصلی می‌باشد که به ترتیب زیر یکی بعد از دیگری باید انجام شوند.
 

1-

 شناختن یکدیگر
 

2-

 تعیین اهداف
 

3-

 شروع مذاکره
 

4-

 اظهار مخالفت و اختلاف
 

5-

 تجدید نظر در مصالحه
 

6-

   به توافق رسیدن
 


7- زمان و مکان مناسب
 

سبب شناسی:
 

   روانشناسان نقش باورهای غلط را در ایجاد مشکلات زناشوئی یک اصل می‌دانند که شایع‌ترین باورهای غلط با خطاهای شناختی که شایع می‌باشند عبارتند از:
 

الف: حکم‌کنندگی:
 

   مثلاً هرگاه رفتار یا ویژگی خاصی را از همسر خود متوقع باشید و با برآورده نشدن آن دچار احساس خشم شکست و خودخوری شوید نمونه این توقعات را در جمله‌های زیر می‌توانید مطالعه کنید:
 

1-

   همسر من باید همیشه نسبت به من و خواسته‌هایم حساس باشد.
 

2-

   من باید به آسانی رفتار همسرم را در دست داشته باشم.
 

3-

   من باید همیشه در به دست آوردن محبت موفق باشم.
 

4-

 سعی کنید در گفته‌های خود به جای کلمه باید از کلمه ترجیح میدهم استفاده کنید تا باعث بروز احساسات منفی در همسرتان نشود.
 

   مثال: ترجیح می‌دهم همسرم نسبت به من و خواسته‌هایم حساس باشد اما نه همیشه
 

ب: نیازمندی:
 

   بعضی مواقع باورهای غیرمنطقی الزاماتی را بوجود می‌آورد که به نظر فرد برای خوشبختی او ضروری است مثلاً در صورتی شاد هستم که همسرم مرا دوست بدارد.
 

    من دیگر هیچ‌گاه نمی‌توانم فردی به این جالبی پیدا کنم این افراد برای دریافت محبت همسیر همیشه مضطرب هستند و اگر تامین نشوند دچار رفتارهای عصبی و افسردگی میشوند.

ج: تحمل کم برای ناکامی
 

   برخی افراد به طور غیر منطقی به خود قبولانده‌اند که قادر به تحمل مشکلاتی که در روابط پیش می‌آیند یا پیش‌بینی می‌شوند نیستند زوجها با این اعتقاد که زندگی باید آرام و بدون هیچ مشکل عمده‌ای باشد برای خود دردسر ایجاد می‌کنند زیرا باعث درماندگی بیشتری می‌شود.
 

بایدهای غیرمنطقی که در خانواده‌ها ایجاد مشکل می‌کنند:
 

زن نباید بدون اجازه مرد کاری انجام دهد.


مرد باید همیشه سر ساعت مشخص به منزل بازگردد.


لذت بردن از روابط زناشویی فقط حق مرد است.


ابراز احساسات زن کار سبکی است.


زن خوب کسی است که خشم و عصبانیتش را درون خودش بریزد.


عدم قدردانی کلامی معادل عدم علاقه است.


و…

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 آبان1387ساعت 7:34 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

گوش دادن مهارتی لازم برای مذاکره

گوش دادن مهارتی لازم برای مذاکره


شنیدن با گوش دادن متفاوت است زیرا ارزیابی و تفسیر شنیده‌ها را گوش دادن می‌گویند لذا ما باید سعی کنیم شنوندگان بهتری باشیم یک روش آسان که می‌تواند به شما کمک کند تا شنونده بهتری باشید گوش دادن انعکاسی است. گوش دادن انعکاسی به صحبت کننده نشان میدهد که شما دارید به او گوش میدهید او را می‌فهمید و احساس او را درک می‌کنید این نوع گوش دادن حسن تفاهم به وجود می‌آورد.مثال همسر شما با ناراحتی به شما می‌گوید که با رئیس یا کارفرمای خود مشکل جدی دارد شما جواب می‌دهید از این مشکل خیلی ناراحتی یا نه؟ این پاسخ شما او را متوجه می‌کند که به حرفهایش گوش داده‌اید و به او توجه دارید.


بعنوان تمرین 5 دقیقه درباره مشکلی با دوست خود صحبت کنید دوست شما باید هر از چند لحظه آنچه را شنیده است را به شما منعکس کند و با تکان دادن سر، تبسم کردن یا گفتن عبارتهایی مثل "می‌فهمم" "خوب بیشتر تعریف کن" علاقمندی خود را به سخنان شما نشان دهد حالا می‌توانید نقش خود را عوض کنید به احتمال زیاد استفاده از این روش (انعکاسی) در دفعات اول مشکل است اما نتایج خوبی به بار می‌آورد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 آبان1387ساعت 7:22 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

چگونه انتقاد کنیم تا نتیجه بگیریم


چگونه انتقاد کنیم تا نتیجه بگیریم
 
شما در مقابل انتقاد چگونه عمل می‌کنید؟
 

   آیا انتقاد سبب خشم و عصبانیت شما می‌شود؟
 

   آیا شما نیز گه‌گاه با سخنان انتقادآمیز خود موجب رنجش دیگران می‌شوید؟ آیا از ترس این‌که مبادا کسی را از خود برنجانید، در بیان مطالبی که آن را مفید می‌دانید، تردید می‌کنید؟
 

   پاسخ این پرسش‌ها اغلب مثبت می‌باشد چرا که مردم  معمولاً‌ تمایل دارند انتقاد را به شکل منفی به کار برند و تعبیر و تفسیر کنند و یا به دلیل منفی بودنش از انتقاد کردن خودداری نمایند. اگر چند نفر را به طور اتفاقی انتخاب کنید و از آنان بپرسید « معنی انتقاد چیست؟» به احتمال زیاد خواهند گفت: «انتقاد اظهارنظری است مخرب، تحقیر‌کننده یا خصومت‌آمیز که هدفش عیبجویی است.»
 

چرا انتقاد در مفهوم رایج خود دارای تاثیر تا بدین حد مخرب و منفی است؟

در انتقادهای متداول، انتقاد کننده معمولاً به شکلی غیرمنصفانه فقط روی نقاط ضعف انگشت می‌گذارد.


انتقاد به صورت متداول خود جریانی منحصراً‌ یکسویه است.


انتقاد نادرست احتمال رشد و پیشرفت را از بین می‌برد. این شیوه با تمرکز بر روی اعمال گذشته فرد روزنه هر نوع جبران و پرهیز از خطا را می‌بندد. وقت آن رسیده که در تعریف انتقاد تجدید نظر کنیم و بدین ترتیب مفهوم قبلی آن را تغییر داده، در روند انتقاد کردن و انتقاد شنیدن تحول و اصلاحاتی ایجاد کنیم. به تعاریف جدید توجه کنید:

انتقاد عبارت است از انتقال اطلاعات به دیگران به نحوی که افراد مورد انتقاد بتوانند آن را در جهت مصالح خود به کار برند. و یا انتقاد وسیله ای است برای تشویق و افزایش رشد فردی و روابط اجتماعی
 

   برای اینکه انتقادمان سازنده باشد و از آن احساس خشنودی کنیم، باید به یک پرسش کلیدی پاسخ دهیم:
 

   اطلاعاتی را که می‌خواهیم به فرد مخاطب بدهیم، چگونه بیان کنیم که از یک طرف مخاطب ما آن را بپذیرد و از آن سود ببرد و از طرف دیگر به بهبود روابط ما با او کمک کند "به عبارتی دیگر" چه بگوییم؟ "و" چگونه بگوییم؟"
 

   این پرسش، مرکز ثقل مساله را از عیبجویی به حل مشکل تغییر می‌دهد.
 

برای طرح یک انتقاد سازنده و مؤثر باید موارد ذیل را مدنظر داشته باشید:
 

رفتار مورد انتقاد را مشخص کنید.


انتقاد خود را تا حدامکان واضح و مشخص بیان کنید.


اطمینان حاصل کنید که اعمال و رفتاری را که مورد انتقاد قرار می‌دهید، قابل تغییر است. در غیر این‌صورت از انتقاد صرف‌نظر کنید.


از عبارت نظر شخصی من این است استفاده کنید و از تحمیل نظریات خود بپرهیزید.

واضح و شمرده سخن بگویید، به طوری که طرف مقابل انتقاد شما و دلیل مطرح کردن آن را بفهمد.
 

موضوع را کش ندهید و انتقاد را به سخنرانی تبدیل نکنید، زیرا شنونده بی‌حوصله می‌شود و توجهی به آن نمی‌کند.


بکوشید انگیزه‌هایی برای تغییر رفتار پیدا کنید و خود را متعهد بدانید که انتقاد شونده را در حل مشکلش کمک کنید.


اجازه ندهید گفته هایتان از احساسات منفی شما رنگ بگیرد. مواظب باشید صدایتان بلند و لحن کلامتان خشن و طعنه‌آمیز نباشد.


از ژست‌های خشم‌آلود، مانند گره کردن دست، اخم کردن، گره به ابرو انداختن و نظائر آن بپرهیزید.


حالت و رفتار شما می‌بایست گفته‌های شما را تقویت کند نه آنکه آنها را نفی کند.


با مشکلات و احساسات طرف مقابل، همدلی نشان دهید.


شتابزده انتقاد نکنید.


بکوشید با پیش‌بینی واکنش‌های منفی شخصی که مورد انتقاد قرار می‌‌گیرد، از بروز آن جلوگیری کنید. جملاتی مانند: « می دانم که به من این اجازه را می دهید که در مورد … حرف بزنم، چون معتقدم که برای شما مفید خواهد بود.» در کاهش واکنش‌های منفی مؤثر می‌باشد.


اگر نتیجه انتقاد خود را در رفتار انتقاد شونده مشاهده نمودید، وی را تحسین کنید.

منبع: «هیچ کس کامل نیست» ترجمه: پریچهر معتمد گرجی
 
دانشگاه علوم پزشکی و خدمات  بهداشتی درمانی استان فارس - معاونت بهداشتی - واحد بهداشت روان

+ نوشته شده در  شنبه 25 آبان1387ساعت 7:15 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

چگونه می توانم با فرزندم گفتگوی مناسب داشته باشم ؟

چگونه می توانم با فرزندم گفتگوی مناسب داشته باشم ؟
 

بهترین نوع گفتگو با کودکان


  برای گفتگو  و درک بهتر کودک مراحل زیر را بکار ببرید .

ابتدا به حرفهای او خوب گوش کنید . صبر کنید کودک خوب احساس خود را بیان یا تخلیه کند سپس احساسات اورا شناخته و تصدیق کنید . به هیچ عنوان پند و اندرز و نصیحت نکنید ? سعی کنید نوعی احساس همدلی با او داشته باشید بطور کلی نباید در برابر مشکلات کودک راه حلهای کلی و فوری ارائه داد .
 

 صریح و رک باشید .

اغلب دستورات پدر و مادرها خیلی کلی است . مثلاً « کارهای خوب کن » و یا « شلوغ نکن » چنین راهنمایی های کلی ممکن است برای افراد مختلف معانی گوناگونی داشته باشد . اگر رفتاری را که از آنها انتظار داریم به طور مستقیم و به روشنی بیان کنیم . بچه ها بهتر متوجه منظورمان خواهند شد . یک دستور ویژه به آنها می گوید که چه کاری باید انجام دهند : مثال : « در یک مطب آهسته صحبت کن » یا وقتی می خواهیم از خیابان رد شویم دست مرا بگیر . این روشی است که فرزندانتان شما و دستوراتتان را بهتر می پذیرند .
 

به آنها فرصت انتخاب دهید .

در بسیاری موارد می توانید به آنها انتخاب های محدودی را ارائه کنید تا تصمیم بگیرند و در نتیجه از شما اطلاعات کنند . دادن آزادی در انتخاب? به کودک احساس قدرت و تسلط می دهد در حالی که گستاخی او را کم می کند مثال: « وقت خواب است – آیا قبل از خواب به حمام می روی » یا « وقت لباس پوشیدن است خودت لباست را انتخاب می کنی یا من این کار را انجام دهم » .
 

 قاطع باشید

در موارد مهم که نتیجه آن عدم پذیرش والدین از طرف فرزندان است باید قاطعانه دستور را پیاده کنیم . دستور قاطع به آنها می گوید که باید رفتار ناخوشایند خود را کنار بگذارند و فوراً آن طور که می خواهید عمل کنند . مثال : اسباب بازی برای پرت کردن نیست . این گونه دستورات همراه با تغییر صدا و به صورت دستور و قیافه جدی بهتر است .


از طرف دیگر ? قاطع نبودن در چنین مواردی ? موجب می شود که بچه ها فکر کنند در انجام دادن یا انجام ندادن کاری قدرت انتخاب دارند . مثال : «چرا اسباب بازی هایت را به اطراف پرت می کنی» یا « تکلیفت را انجام نمی دهی ؟» « همین حالا بیا خانه »  ?«امیدوارم که بتوانی کارهایت را خودت انجام دهی »این دستور دادن هنگامی به کار می رود که از بچه می خواهید کاری را انجام دهد  ولی انجام آن ضرورتی ندارد . برای رفتارها و کارهایی که باید انجام شوند بهتر است در دستور دادن قاطع باشید .
 

  دستورات مثبت به کار ببرید .

بچه ها دستور انجام بده را بهتر از انجام نده می پذیرند . دستورات نکن یا بس کن تنها به آنها می گوید چه کاری قابل قبول نیست ولی توضیح نمی دهد که به جای آن چه کاری باید انجام دهند . به طور کلی بهتر است به آنها مستقیماً بگوییم که چه کاری انجام بدهند ? نه اینکه چه کاری انجام ندهند . پدران و مادران منفی دستور منفی و والدین مثبت دستور مثبت به کار برند . 
 

 رفتار بد را سرزنش کنید نه بچه بد را

هر چقدر هم که رفتاری که از بچه سرزده بد باشد آن رفتار را سرزنش کنید نه خود بچه ها را. به جای گفتن «پسربد» (سرزنش کردن کودک) بگویید : «دعوا ممنوع» (تقبیح رفتار)
 

  لحن استفهامی (سوالی) داشته باشید .

سعی کنید وقتی کودک خطایی کرد به صورت سوالی رفتارش را مورد بررسی قرار دهیم . مثلاً فکر نمی کنی الان شب است و نباید سرو صدا کرد ؟ فکر نمی کنی نباید به وسایل دیگران دست زد ؟ این باعث می شود اولاً کودک کمی فکر کند و دوماً فرصت جواب داشته باشد سوماً جلوی لجبازی کودک گرفته شود .


 احساسات خود را کنترل کنید .

پژوهشها نشان می دهد که وقتی پدرها و مادرها عصبانی هستند ? فرزندان خود را بیشتر مورد تنبیه زبانی و بدنی قرار میدهند . اوقاتی وجود دارد که باید خونسردی را حفظ کرد ? نفس عمیقی کشید و تا شماره ?? بشماریم . هدف ما آموزش رفتار درست به بچه هاست و هنگامی که عصبانی هستید ? اموزش موثر نخواهد بود . بنابراین به جای واکنش سریع و خشمگین در برابر بچه ها و گفتن این جمله که «چه کار کردی ؟» یک دقیقه صبر کنید با حفظ خونسردی بپرسید ؟ «چه خبر است»
 

 سعی کنید شما به دنیای کودک وارد شوید .

سعی کنید شما به دنیای کودک وارد شوید نه اینکه کودک را وادار کنید مثل بزرگترها رفتار کند و به دنیای شما وارد شود . باید ببینید کودک در چه سنی هست . هر سن خصوصیات خاص خود را دارد یک بچه ? ساله لجباز است وا ین ماهیت سن اوست . یک بچه ? ساله شیطان است . یک بچه ? ساله نمی تواند مانند بزرگترها مبادی آداب باشد . نباید کودک را به خاطر اینکه مانند ما رفتار نمی کند سرزنش کنیم . باید سن او را درک کرده و وارد دنیای او شویم تا ارتباط بهتری با کودک ایجاد کنیم . البته ممکن است برخی روشها منطبق با نوع تربیت و فرهنگ خانواده شما نباشد روشهایی که فکر می کنید در خانه شما قابل اجراست را بکار ببرید.

منبع :

http://m33.parsiblog.com/

+ نوشته شده در  جمعه 24 آبان1387ساعت 7:7 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

قدرت تأثیر سخنان مثبت

قدرت تأثیر سخنان مثبت


هر آنچه کودکان می شنوند همان می شوند

وقتی جودی  فُستر جایزه اسکار را به عنوان بهترین هنرپیشه فیلم دریافت کرد او از مادرش قدردانی کرد بخاطر اینکه مادرش به او گفته بود « همه نقاشیهای او مثل پیکاسو است و هرگز نباید از چیزی بترسد » . این لغات در دوران نخستین کودکی به او گفته شد و باعث افزایش اعتمادبنفس در او گردید که در نهایت منتج به دو جایزه آکادمی شد .


ولی چه اتفاقی می افتاد اگر بجای جملات بالا گفته می شد « با نقاشیهایت منو اذیت نکن . تکالیفت را تمام کن . شما هرگز یک هنرمند نمی شی . لغات و عبارات انتقادی یک اثر پایدار روی کودکان می گذارد و در خیلی از مواقع آثار آن می تواند بسیار مخرب تر از آسیب بدنی باشد . درست است که این لغات در یک زمان کوتاه گفته می شود ولی اثر آن مثل صدای آنکه « من تو را دوست ندارم » سالیان سال می ماند .


« چوب و سنگ می تواند استخوانهایم را بشکنند ولی اسم گذاشتن ، لقب دادن ها ، کلمات منفی ، عبارات منفی هرگز ضرر نمی رساند . » یک دروغ آشکار است این لغات نه تنها آسیب می رسانند بلکه جراحتی ایجاد می کنند که یک عمر زمان می برد تا بهبود یابد . 


هر آنچه کودکان می شنوند همان می شوند .


مطالب زیر درباره قدرت تأثیر کلمات بر زندگی کودکان می باشد . کلمات بر افراد اثر می گذارد . هر لغت و جمله ای که به کودکان گفته می شود به همراه خود پیام مهمی درباره کودک و رابطه او با دنیای خویش دارد .


هنگامی که کودک پیامهای دریافتی را درونی می سازد این پیامها تبدیل به یک باور می شوند که تجربیات آینده او را معین می کنند حتی اگر او از این باور ناآگاه باشد آن باور هنوز هم اثرات خود را بر همه شئونات زندگی او دارد . متأسفانه کودکان به آن توانایی نرسیده اند تا مطالبی را که به ذهنشان وارد می شود جداسازی کنند و مانع بعضی از آنها شوند . آنها نمی توانند بگویند « من این تعریف را می پذیرم و آن انتقاد را نمی پذیرم » . دیدگاه یک کودک نسبت به والدینش به عنوان اینکه آنها عقل کل هستند و همه چیز را می دانند و سخنانشان مثل یک قانون و حکم قدرتمند است ، می باشد . ابتدا او یک شنونده ای منفعل در برابر والدینش است . بعداً کودک می تواند بازگردد و برنامه های اولیه خود را بازنگری کند .


در امریکا خیلی از زندانیان معتقدند پیامهای اولیه ای را که از والدینشان دریافت کرده اند این بود : « یکی از همین روزها سر از زندان در می آوری »


در زیر مثالهایی از اثرات کاربرد منفی لغات در زندگی کودکان را ملاحظه می کنید .

جملات آزاردهنده


باور منفی کودکان
 

پیامد مخرب زندگی
 
صدایت را برایم بلند نکن

عصبانیت من بد است . من نمی توانم احساساتم را آشکارا بیان کنم


کودکان ناراحتی خود را مخفی می کنند تا باعث خشنودی دیگران شوند

تو مرا می کشی


من باعث درد مادرم شدم


کودک فکر می کند مسئول مشکلات دیگران است و وقتی بزرگ شد بعنوان یک بزرگسال او اجباراً سعی می کند مشکل دیگران را حل کند .

چرا مثل برادرت نیستی


من فرد مقبول و شایسته ای نیستم
 

کودک خود را با دیگران مقایسه می کند و احساس خودکم بینی می کند .

کارشما هیچوقت درست نیست


من احمق هستم ، من بی کفایت و نالایق هستم


کودک دلسرد و افسرده می شود . او به این باور است که نمی تواند موفق باشد . بنابراین هرگز سعی و تلاش نمی کند .
 


تجربیات زیر آثار کاربرد نادرست جملات یا لغات را نمایان می سازد ، هر چند که هنوز هم ممکن است در زندگی شما بکار برده شود . به دوران کودکی خود بازگردید و لغات ، اصطلاحات ، جملات منفی که توسط والدین ، دوستان ، معلم و ... به شما گفته شده است را به یاد بیاورید امواج کلمات ، جملات منفی بکاربرده شده مکرراً به گوشتان می رسد عبارات زیر باعث تجدید خاطره در شما می شود .


کلماتی که آسیب و آزار می رساند


هرگز به چیزی نمی رسی


نمی توانی کاری را درست انجام دهی


من همیشه نگران تو هستم


اطاقت همیشه نامرتب است


کی می شه تو یادبگیری


توبدترکیب زشت هستی


تو تنبل هستی


تو چاق هستی


تو مغرور هستی


تو ضعیف هستی


چرا مثل خواهر و برادرت نیستی


اگربلدنیستی چیزخوبی بگویی هیچ وقت صحبت نکن


ای کاش تو هرگز بدنیا نیامده بودی


مرا اذیت نکن


پسر بزرگ گریه نمی کند


همش تقصیر تو است


شما « دختر » و « پسر » بدی هستی


و ...

 

منبع :

http://m33.parsiblog.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 آبان1387ساعت 6:47 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

چگونه با کودک حرف بزنیم؟

چگونه با کودک حرف بزنیم؟


 مقدمه
 سن یک سالگی ، سنی است که کودک شما زبان باز می کند. راهکارهای ساده‌ای در جهت تقویت مهارت‌های گفتاری کودکان وجود دارد که در این جا به تعدادی از آنها اشاره شده است. نقطه عطف دوران کودکی فرزندتان زمانی است که او اولین کلمه را بر زبان می‌آورد و این زمان دوست داشتنی ، در آلبوم کودکتان ثبت شده و جزء یکی از خاطرات فراموش نشدنی زندگی‌تان به حساب می‌آید و اما گاهی ممکن است حرف نزدن کودکان نوپا باعث نگرانی والدین شود. به عقیده یکی از متخصصین ، بسیاری از والدین ابراز نگرانی می‌کنند که آیا پیشرفت زبانی فرزندانشان معمولی به نظر می‌رسد! در حالی که بیشتر اوقات اضطراب آنها بیهوده و بی‌اساس است.
 

آیا همه کودکان در باید در یک زمان مشخص شروع به صحبت کردن کنند؟
 بطور طبیعی ، زمان زبان باز کردن در کودکان بسیار متفاوت است. بیشتر کودکان ، حتی آنهایی که بطور ذاتی ساکت هستند، بالاخره در این محدوده زمانی زبان باز می‌کنند. در حالی که تعدادی از بچه‌های ۱۲ ماهه چند کلمه ساده ، مانند مامان ، بابا ، بالا و دد ،‌ که کلماتی مشترک در بین اکثر بچه‌ها است، می‌توانند بگویند. اما کودکانی هم هستند که تا سن ۱۵ تا ۱۸ ماهگی نمی‌توانند صحبت کنند. به نظر دکتر رسکورلا ، کودکان بین ۱۳ تا ۱۸ ماهگی اولین کلمه را می‌گویند.
 

مهارت‌های زبانی کودکان
 هنگامی که کودکان به سن ۲ سالگی می‌رسند، در حدود ۷۰ درصد آنها ۵۰ تا ۲۵۰ کلمه را بر زبان می‌آورند، که معمولا کلماتی مانند اسم‌ها ، فعل‌ها و صفات هستند و همچنین می‌توانند کلمات را کنار یکدیگر قرار دهند و جملات دو یا سه کلمه‌ای بسازند مانند: شیر می‌خوام، هاپو بازی کنیم). به ندرت هم کودکانی هستند که بتوانند جملات پیچیده‌تری بگویند مثل ، بابا کی می‌یاد به خونه تا باهاش توپ بازی کنم؟
 
تعداد قابل ملاحظه‌ای از کودکان ، در حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد ، در این سن از لحاظ گفتاری از دیگران عقب‌تر هستند. اگر کودک شما در ۲ سالگی کمتر از ۵۰ کلمه می‌گوید و یا نمی‌تواند جملات دو کلمه‌ای بسازد، از جمله کودکانی است که دیر به حرف می‌افتند. به عقیده دکتر رسکورلا ، دیر به حرف افتادن کودکان زنگ خطری به حساب نمی‌آید ولی بخصوص در مورد بچه‌های ۵ ساله بهتر است که موضوع را با پزشک کودک در میان بگذارید.
 
نگران کننده‌تر از همه عقب ماندگی در مورد فهمیدن گفتار و یا آنچه که فرزندتان درک می‌کند، می‌باشد. یکی از کارشناسان می‌گوید: بیشتر کودکان یک ساله می‌توانند دستورات ساده را عمل کنند. به عنوان نمونه ، کفشت را پیدا کن. اگر فرزند ۱۸ ماهه شما به نظر می‌رسد که بعضی چیزها را نمی‌فهمد، بهتر است که با دکتر او مشورت کنید.
 
اگر حرف‌های کودک شما برای همگان غیر از شما نامفهوم است. اصلا نگران نشوید. یکی از متخصصان با مطالعه بین بچه‌های ۱۸ ماهه برآورد کرده است که تنها ۲۵ درصد از آنچه که فرزندتان می‌گوید، می‌تواند برای دیگران قابل درک باشد. (در مقابل نیز شما فقط ۹۵ درصد از صحبت‌های او را متوجه می‌شوید). در آخر دکتر رسکورلا اضافه می‌کند: توانایی صحبت کردن در میان کودکان متفاوت است، تا ۳ سالگی نگران حرف زدن فرزند خود نباشید.
 

بایدها و نبایدها
 اگر کودک شما می‌گوید:
 

آبه- آبه.
 من دستشویی رفته باشم.
 به آب میوه اشاره می‌کند.
 با حرکات سر و صورت به حیوانات پشمالو اشاره می‌کند.
 

شما نگوئید
 
آبه می‌خوای
 نه، رفته باشی، نیست. من رفتم
 من به تو چیزی نمی‌دم مگر این که آب میوه بگی.
 آیا خرگوش صورتی خودت را می‌خوای؟
 

شما بگوئید
 

آب می‌خواهی
 بله ، شما دستشویی رفتید
 آب میوه ، تو آب میوه می‌خواهی
 آیا خرگوش صورتی خودت را می‌خواهی یا خرس آبی‌ات؟
 کمک به شکوفایی گفتار در کودکان
 والدین در پیشرفت زبانی کودکانشان نقش کلیدی دارند. دکتر استیو برمن ، متخصص در پیشرفت‌های زبانی و استاد دانشگاه در آمریکا می‌گوید: تحقیقات نشان داده که در پیشرفت زبان دو بخش حیاتی حائز اهمیت است: تعداد کلماتی که کودک می‌شنود و دوم مقدار کمکی که از دیگران می‌گیرد. با تشویق و صحبت کردن بیشتر شما با کودکتان ، دایره لغات او گسترش می‌یابد.
 

برخی از روش‌هایی که نقش اساسی در مکالمه کودک دارد
 بلند و رسا صحبت کنید.
 به عقیده یکی از کارشناسان: هر کاری که کودک شما انجام می‌دهد،‌ از لباس پوشیدن گرفته تا خوابیدن، فرصت خوبی برای استفاده از کلمات است. یک داستان دنباله‌دار ، همراهی کردن با اشاره ، لباست این جاست، سرت را بالا کن ، لغات جدیدی را در ذهن او می‌سازد و همچنین نشان می‌دهد که هر چیزی ، اسمی دارد.
 

با آهنگ و موزون صحبت کنید.
 از زمانی که کودکان قبل از حرف زدن با دانش حرکات آشنا می‌شوند، صحبت کردن به صورت آهنگین و با حرکات دست بازی کردن برای آنها بسیار سودمند و مفید است. مانند: با دست مثل عنکبوت راه رفتن یا حرکات دایره‌وار چرخ‌های اتوبوس. کلپرلژنژ کارشناس کودکان زیر سه سال می‌گوید: معمولا بچه‌ها بیشتر کلماتی را که در ترانه‌ها می‌شنوند را به آسانی به خاطر می‌سپارند.
 

کلمات را یکی یکی اضافه کنید.
 دکتر رسکورلا می‌گوید: وقتی که فرزند نوپای شما بعضی چیزها را خود به خود می‌گوید، آن لغت را به کلمات دیگرش اضافه کنید. به عنوان نمونه ، اگر او ، توپ ، می‌گوید به او بگوئید: توپ قرمز یا توپ بزرگ. این راهکار نه تنها دامنه لغات او را افزایش می‌دهد، بلکه به او یاد می‌دهد که کلمات را ترکیب کند.
 

با اسم کلمات بازی کنید.
 کودک شما باید بداند که هر چیزی اسمی دارد و همچنین می‌تواند با استفاده از همین اسامی ارتباط برقرار کند. کتاب‌های مصور برای نشان دادن و نامیدن اسامی بسیار مفید است. کودک از سن ۱۲ تا ۱۵ ماهگی ، به اسم‌های ساده متکی است. در ۱۵ تا ۱۹ ماهگی کلماتی مانند فعل دویدن ، خوردن یا نشستن یا صفاتی مثل بنفش ، کوچک و سرد به لغات او افزوده می‌شود. پیش از درخواست او پاسخ ندهید (مثل تیری که از تفنگ رها شود). به فرزندتان اجازه دهید تا نیازهایش را قبل از این که شما بپرسید ، بیان کند.
 
اگر اغلب پس از بیدار شدن از خواب تشنه است، فورا برای او آب نیاورید. بلکه در عوض اجازه دهید تا او از شما بخواهد، سپس بگوئید: تشنه هستی! الان برایت کمی آب می‌آورم. تمرین کنید و باز هم تمرین و تمرین. به فرزندتان اجازه دهید تا در هر فرصت مناسب از مهارت‌های زبانی‌اش، بخصوص با هم سن و سال‌هایش استفاده کند. به عقیده یکی از کارشناسان: وقتی که کودک شما می‌بیند که بچه‌های دیگر صحبت می‌کنند، او نیز برای حرف زدن با دیگران تشویق می‌شود. بعضی از کارشناسان گفتاری معتقدند که استفاده از پستانک ، شیشه شیر و لیوان‌های دردار که باعث مکیدن به مدت طولانی می‌شوند، باعث نوک زبانی بچه‌ها شده و ممکن است حروف س و ز را ناجور تلفظ کنند.
 
تحمل کنید و صبور باشید. یکی از متخصصین می‌گوید: زمانی که کودکان دنبال کلماتی هستند که می‌خواهند بیان کنند، فرصت دهید، اگرچه معمولا برای والدین خسته کننده است. همچنین از پریدن بین حرف‌های کودکان جهت کامل کردن جملاتشان خودداری کنید. با این کار به آنها فرصت می‌دهید تا از کلمات ذهنی خود استفاده کنند و شما توانایی‌های آنها را باور خواهید کرد و این راه بهترین تشویق و ترغیب در همه مراحل است

منبع :

http://www.persian-area.com/

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 آبان1387ساعت 6:33 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

چگونه با کودکان حرف بزنیم ؟


چگونه با کودکان حرف بزنیم ؟

برنامه‌های درازمدت و کوتاه مدت
 
در مقاله ی پیش در پی جواب به سوال «چگونه می توان بین اهداف مطلوب و اعمال روزانه ارتباط بر قرار کرد؟» بودیم . حال گام به گام پیش می رویم:
 
 
 
نخستین گام در برنامه ی دراز مدت این است که تصمیم بگیریم به احساسات درونی و افکار باطنی فرزندان‌مان نیز توجه داشته باشیم، نه اینکه فقط به اطاعت یا عدم اطاعت ظاهری‌شان توجه کنیم.
 
 
 
ما چگونه می‌توانیم از احساسات و افکار درونی کودکانمان آگاه شویم؟
 
خود آنها ما را راهنمایی می‌کنند. به هنگام صحبت، در کلامشان و در لحن کلامشان، در طرز ایستادن و در حرکات و اشاراتشان آنان احساسات خود را بیان می‌کنند. و چیزی که ما محتاجش هستیم، گوشی است برای شنیدن آنچه که می‌گویند، چشمی است برای زیر نظر گرفتن آنچه که انجام می‌دهند، و آخر از همه، قلبی است که احساساتشان را درک کند.
 
شعار درونی ما این است: بگذار درک کنم، بگذار نشان بدهم که درک می‌کنم، بگذار با کلام خود نشان بدهم که اتوماتیک‌وار انتقاد یا اهانت نمی‌کنم.
 
وقتی کودک، ساکت و آهسته و بی‌حال از مدرسه به خانه می‌آید، از طرز قدم برداشتن او می‌توانیم بگوئیم که حادثه‌ای ناخوشایند برایش اتفاق افتاده است. با پیروی از شعار خود، ما نباید گفتگوی‌مان را با یک گفته ی انتقادی نظیر گفته‌های زیر آغاز کنیم:
 
 
 
«لب و لوچه‌ات چرا آویزان است؟»
 
«این دیگر چه جور قیافه‌ای است؟»
 
چکار کردی، بهترین دوستت را از دست دادی؟»
 
«این دفعه چه دسته گلی به آب دادی؟»
 
«امروز دیگر دردت چیست؟»
 
 
 
از آنجا که ما به واکنش‌ درونی کودک توجه داریم، باید از گفته‌هایی که فقط انزجار و نفرت در درون او ایجاد می‌کنند، از گفته‌هایی که کودک با شنیدنشان آرزو می‌کند که ای کاش دنیا خراب می‌شد، پرهیز کنیم.
 
 
 
در عوض، پدر یا مادر می‌تواند با هر کدام از گفته‌های زیر فهم و درک خود را نشان دهد:

 
 
«حتماً امروز اتفاق ناخوشایندی برایت افتاده».
 
«حتماً امروز روز خوبی برایت بود.»
 
«حتماً امروز روز سختی بود.»
 
«احتمالاً کسی باعث ناراحتی تو شده است.»
 
 
 
این گفته‌ها  بر سوالات «چته؟ چه اتفاقی افتاده‌؟» ارجحیت دارند. این سوالات کنجکاوی را نشان می‌‌دهد و آن گفته‌ها همدردی را.
 
 
 
نمی‌توان از این واقعیت گریخت که کودک آنچه را که در زندگی می‌بیند یاد می‌گیرد. حال اگر زندگیش با انتقاد و سرزنش همراه باشد، احساس مسئولیت را یاد نخواهد گرفت. در زندگی توأم با سرزنش، او یاد می‌گیرد که خودش را محکوم کند و از دیگران ایراد بگیرد. او یاد می‌گیرد درباره ی قضاوت خودش به شک بیفتد، توانایی خود را دست کم بگیرد و به مقاصد دیگران اعتماد نکند. علاوه بر این‌ها، او یاد می‌گیرد که در زندگی خود در همه حال، به انتظار یک بدبختی قریب الوقوع باشد.
 
 
 
از جنگ تا صلح
 
والدینی که درگیر یک جنگ خواسته و یا نا خواسته با کودکانشان بر سر کارهای روزانه و مسئولیت‌ها هستند، باید این واقعیت را درک کنند که در این جنگ نمی‌توانند برنده باشند. ما هر چقدر وقت و توان برای  زور گفتن به آنان داشته باشیم، آنها وقت و انرژی بیشتری برای مقاومت در برابر ما دارند. حتی اگر هم در جنگ ببریم و موفق شویم که اراده‌مان را بر آنان تحمیل کنیم، آنان شاید با بی روح شدن، عصبی شدن و یا با نافرمانی و قصور در کارها، انتقام بگیرند.

تنها یک راه هست که ما را به پیروزی می‌رساند: کودکان را با حرف‌هایمان متقاعد سازیم. شاید این کار ناممکن بنظر می‌رسد: اما فقط دشوار است، و ما این ظرفیت و توانایی را در خودمان داریم که بر آن چیره شویم. حتی اگر هم فعلاً روابط دوستانه با کودک نداریم، چنین روابطی را می‌توانیم در آینده ی نه چندان دور ایجاد کنیم.
 
 
 
والدین با استفاده از روش‌های زیر می‌توانند تغییرات مطلوبی در کودکانشان بوجود آورند:
 
 
 
1- گوش دادن  با حساسیت:

هنگامی که والدین به احساسات و افکار کودکانشان بی‌توجه به‌نظر می‌رسند، کودکان دچار ناامیدی و رنجش خاطر می‌شوند. به همین خاطر، آنها چنین نتیجه‌گیری می‌کنند که عقایدشان احمقانه و غیرقابل توجه هستند و اینکه دوست داشتنی نیستند و کسی آنها را دوست ندارد.
 
پدر یا مادری که با دقت به حرف کودکش گوش می‌دهد، به او می‌فهماند که برای عقایدش ارزش قایل می‌شود و به خود او هم احترام می‌گذارد. چنین احترامی سبب می‌شود که کودک نسبت به خودش ارزش قایل شود و این ارزش قایل شدن کودک نسبت به خود، سبب می‌شود که او بتواند با دنیای حوادث و با مردم درست برخورد کند.
 
 
 
2- جلوگیری از «خوشه‌های خشم»:
 
والدین بایستی از واژه‌ها و گفتارهایی که مایه ی نفرت و رنجش کودک می‌شوند، پرهیز کنند:
 
توهین‌ها: تو مایه ی شرمساری مدرسه‌ات هستی و آبرویی هم برای خانواده‌ات باقی نگذاشته‌ای.
 
نام‌های گوناگون نهادن بر کودک: مفت‌خور، پر فیس و افاده‌، کوتوله، احمق.
 
پیشگویی کردن: سرانجام کارت به دارالتأدیب خواهد کشید، آنجا جایی است که جناب عالی تا ابد در آن خواهی بود.
 
تهدید‌ها: اگر مثل یک بچه‌ آدم یک گوشه‌ ننشینی، فکر و خیال اینکه اجازه کاری را به تو بدهم از کله‌ات بیرون کن.
 
اتهامات: همیشه اولین کسی هستی که دردسر را شروع می‌کنی.
 
ارباب منشی کردن بر کودک: «حرف زیادی نزن، و بگذار یکی دو چیز را حالیت کنم.»
 
 
 
3- بیان احساسات و افکار بدون حمله‌ور شدن:

در موقعیت‌هایی که مشکلی پیش آمده است، والدین اگر احساسات و افکار خودشان را بدون حمله‌ور شدن به شأن و شخصیت کودکنشان بیان کنند، بیشتر موثر خواهند بود.

 
 
هنگامی که والدین با حساسیت گوش می‌دهند، گفتارهای تند و تیز و نیشدار را به تأخیر می‌اندازند و احساسات و خواسته‌هایشان را بدون اهانت بیان می‌کنند، آنگاه تغییری در کودک حاصل می‌شود. جوی که همدردی بر آن حاکم است، کودک را به والدین نزدیک‌تر می‌کند؛ رفتارهای درست، ملاحظه و نزاکت والدین مورد توجه و هم‌چشمی کودک واقع می‌شود. این تغییرات یک شبه صورت نمی‌گیرند و زمان لازم دارند، اما تلاش‌ها سرانجام نتیجه خواهند داد. پدر یا مادر با پذیرش و انجام این رفتارها و اعمال جدید، بخش عمده‌ای از آموزش مسئولیت به کودک را جامه ی عمل خواهد پوشاند، اما با این حال، نمونه و سرمشق بودن برای کودک به تنهایی کافی نیست. هر کودکی احساس مسئولیت را از طریق تلاش‌ها و تجربه ی خودش کسب می‌کند. زمانی که رفتار نمونه ی پدر یا مادر جومطلوبی برای یادگیری ایجاد می‌کند، تجربه ها ی یادگیری را تقویت کرده و آن را بخشی از صفات شخصیتی کودک می‌سازند. بنابر این، مهم است که تعیین کنیم در مراحل مختلف رشد و بلوغ، چه مسئولیت‌های ویژه‌ای را به کودک بدهیم.

منبع : سایت تبیان
 
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 آبان1387ساعت 6:29 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

چگونه حرف بزنیم تا شخصیت جذابی داشته باشیم

چگونه حرف بزنیم تا شخصیت جذابی داشته باشیم

 

بیشتر اوقات زندگی روزمره ما به مراوده و گفتگو و تعامل با دیگران میگذرد. در منزل، محل کار، خیابان، تاکسی، مغازه، کلاس درس و … در این میان همیشه عده‏ای انگشت شمار از افراد در میان دیگران برتر بوده و نامشان زبانزد دیگران است. همچنین همیشه باعث جذب سایرین شده و در کل افرادی پرنفوذ و تاثیرگذار هستند. البته جذابیت شخصیتی با جذابیت زیبا بودن فرق دارد. جذابیت و گیرایی شخصیتی کاملا اکتسابی است و آگاهانه و یا ناآگاهانه کسب میشود. اینگونه افراد هیچ فرقی با دیگران ندارند؛ مثلا ستاره داشته و یا اینکه جادوگری بدانند بلکه به صورت دانسته و یا ناخودآگاه یک سری قوانین را همیشه رعایت می‏نمایند که همین قوانین عامل برتری و جذب دیگران و عامل نفوذ در اذهان است. ما نیز می‏توانیم اینطور باشیم. در اینجا به بعضی از این عوامل اشاره‏ای مختصر می‏نمایم :

1- کمتر حرف بزنیم : این بدان معنا نیست که حرف نزنیم و یا سرمان در لاک خودمان باشد. بلکه هرجا نیاز به صحبت کردن بود خود را نشان داده و نظر خود را ایراد کنیم. متاسفانه بعضی افراد اینطور برداشت می‏نمایند که کم گویی یعنی هیچ‏گویی و همین امر باعث منزوی شدن و دور شدن از اجتماع می‏گردد.

2- قبل از شروع صحبت حداقل ۳۰ ثانیه فکر کنیم : فکر کردن قبل از شروع صحبت هر چند کم و کوتاه باعث گزیده‏گویی شده و از هرگونه گاف زدن و همچنین بیهوده گویی و با عجله صحبت کردن جلوگیری می‏کند. حتما دیده‏اید افرادی که پس از شنیدن حرفی یا سوالی مدت زمانی کوتاه آنرا حلاجی نموده و سپس بیان می‏نمایند و اکثر اوقات جواب آنها بسیار متین و درست است و هیچ جای ایراد نیست. اما امان از افرادی که آنچه به ذهنشان می‏آید را بیان می‏نمایند، بدون اینکه حتی لحظه‏ای در مورد آن فکر کنند. به اصطلاح با صدای بلند فکر ‏می‏کنند و اکثر اوقات حرفهایی می‏زنند که باعث پشیمانیشان می‏گردد. فکر کردن آسان است. تمرین کنیم.

3- با صدای بلند نخندیم : خنده با صدای بلند شخصیت انسان را زیر سوال می‏برد. هیچ انسان گرانمایه‏ای را نخواهید دید که با صدای بلند خندیده و یا قهقهه بزند. از بازیگران معروف سینما (در زندگی شخصی) گرفته تا بزرگان و دانشمندان. با صدای بلند خندیدن باعث جلب توجه دیگران شده و با توجه به اینکه دیگران نمی‏دانند مطلب شما چقدر خنده‏دار است، باعث سوء برداشت آنها می‏شود.

4- لبخند بزنیم : یک لبخند کوچک باعث جذب می‏شود. هر انسان دارای کودک درونی است که آن کودک درون به آنچه که خود بخواهد جذب می‏شود چه بخواهیم و چه نخواهیم. اخلاق کودک درون دقیقا مانند کودکان است و به چیزهای زیبا عکس العمل مثبت نشان می‏دهد. پس همانطور که یک کودک جذب یک لبخند می‏شود، ما نیز جذب چهره‏های بشاش و خنده‏رو می‏شویم. همچنین لبخند باعث زیباشدن چهره می‏شود.

5- در امور دیگران دخالت نکنیم : برایتان چقدر پیش آمده که با تلفن همراه یا شخصی دیگر صحبت می‏کرده ‏اید که دقیقا پس از پایان صحبت، یک نفر دیگر آمده وگفته "چی شده؟"؟ حتما برایتان پیش آمده است که این قضیه کمی باعث تنفر شما شده است. امور دیگران به ما ربطی ندارد زیرا اگر ربط داشت، با ما نیز در میان گذاشته می‎‏شد. دخالت در امور دیگران باعث دفع آنها شده و نوعی دورشدن را ایجاد می‏نماید. زیرا با توجه به شناختی که افراد از شخص فضول دارند، از رفت و آمد و حتی صحبت مقابل وی خودداری می‏کنند.

6- شوخ طبع باشیم ولی بسیار بسیار کم شوخی کنیم : شوخی هرقدر هم کوچک می‏تواند باعث رنجش شود مگر اینکه این شوخی با فکر قبلی و بررسی بیان شده و یا انجام شود. مثلا شوخی‏هایی که با شخصیت افراد رابطه دارد باعث قتل شخصیت می‏شود. شوخی اگر در حد یک لبخند کوچک و ملیح باشد، بسیار شیرین است و نه بیشتر. شوخی فراوان انرژی ذهنی را کاسته و جذابیت را از بین می برد. چراکه شوخی بتدریج پرده های حرمت را پاره کرده و کم کم موجب بی احترامی می شود. با این حال تبسم به چهره جذابیتی عمیق می بخشد. در تبسم سنگینی و متانت موج می زند ولی در خنده زیادی و شوخی سبکی و کاهش جذابیت نهفته است.

7- آنچه هستیم باشیم : از بیان حرفهای بیخودی و دروغ و بزرگ کردن خود بپرهیزیم. آنچه که هستیم باشیم به این معنا که خود را بزرگتر از آنچه هستیم جلوه ندهیم و سعی نکنیم خود را به زور در دل مردم جای دهیم.

8- به وضع ظاهری خود برسیم : یکی از عواملی که باعث تاثیرگذاری در بین سایرین می‏شود، خوش لباسی، خوشبویی و خوش صورتی است. مطمئنا هیچ کس دوست ندارد با شخصی که دهان او بوی بد می‏دهد و یا لباسش پاره است دمخور شود. ضمن اینکه هماهنگی و پاکیزگی ناخودآگاه باعث جذب مردم می شود. البته باید دقت شود که لباس های عجیب و غریب باعث جذب نمی شود. تمیزی و اطوی لباس، موهای مرتب، دهان خوشبو مجذوب کننده است. اما آراستگی ظاهری فقط به پوشش داخل و خارج خلاصه نمی شود بلکه حرفهای زیبا، جملات مثبت، اعمال درست نیز باعث جذب است.

9- سکوت را تمرین کنیم : بعضی افراد می پندارند که هر چه شلوغتر و پر صداتر باشند بیشتر جذب می شوند ولی اینطور نیست. سکوت تاثیری ذهنی در افراد می گذارد. هنگام سکوت، در اطراف خود ایجاد خلاء می نماییم و این خود باعث جاذبه است. ضمن اینکه سکوت انسان را عاقلتر و با تجربه تر نشان می دهد، زمینه ای مناسب برای صمیمیت است. البته سکوت ناشی از ترس و عدم اعتماد بنفس، باعث کاهش جذابیت است. همچنین نرم و با ملایمت صحبت کنیم چراکه جیغ، داد و هوار، بلند صحبت کردن و خشن و عصبی بودن باعث قطع اعتماد مردم می شود.

10- فرد محترمی باشیم : به خود و دیگران احترام بگذاریم. بی ادبی در کلام و گفتار و رفتار از جذابیت بسیار می کاهد. باید در ظاهر آراسته و در باطن وارسته بود. شخص مودب و متین و محترم بی تردید جذاب تر از بی ادبان است. هتاکی و ناسزا گفتن حتی به افراد بدصفت و بی شخصیت و همچنین تحقیر و تمسخر و غیبت و بدگویی مخالف با احترام است.

11- در رفتار و کلام قاطعیت داشته باشیم : سست عنصر نبودن و پای تصمیمات و تعهدات ماندن موجب جذابیت است. افرادی که شخصیتی قاطع دارند هدفهای مشخص و ارزشهای معینی و برنامه های مدونی دارند و بلااستثنا جذابند. قدرت "نه" گفتن به درخواست های بی ارزش دیگران موجب رویش جذابیت است. بعضی افراد خود را فدای این و آن می کنند و هرکار مثبت یا منفی را قبول میکنند و اینطور می خواهد در دل دیگران رخنه کنند که نمی شود. جذابیت یعنی مصمم بودن و قاطعیت در رفتار و گفتار.

12- مراقب امیال و غرایز شخصی خود باشیم : افراد دارای شخصیت مسلط و چیره بر غرایز و امیال، دارای تسلط بیشتری هستند. کسانی که بر میل جنسی، میل غذا خوردن، عواطف و هیجانات خود مسلط هستند، جذابیت معنوی دارند. تاثیر روانی گذاشته و انرژی مثبت از وجودشان فوران می کند. کسانی که غریزی و هوی هوسی هستند و مدام در پاسخ به امیال خود به سر می برند و نمی توانند خود را کنترل نمایند و خصوصا به زبان و نگاه خود مسلط نیستند، هیچگاه به جذابیتی که انتظار دارند دست نخواهند یافت و مسلما بدون کسب جذابیت از تاثیرگذاری هم خبری

منبع :

http://www.iranibax.com/showthread.php?p=25366

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 آبان1387ساعت 6:18 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

چگونه فردی جذاب، با نفوذ و تاثیرگذار باشیم؟

چگونه فردی جذاب، با نفوذ و تاثیرگذار باشیم؟

بیشتر اوقات زندگی روزمره ما به مراوده و گفتگو و تعامل با دیگران میگذرد. در منزل، محل کار، خیابان، تاکسی، مغازه، کلاس درس و … در این میان همیشه عده‏ای انگشت شمار از افراد در میان دیگران برتر بوده و نامشان زبانزد دیگران است. همچنین همیشه باعث جذب سایرین شده و در کل افرادی پرنفوذ و تاثیرگذار هستند. البته جذابیت شخصیتی با جذابیت زیبا بودن فرق دارد. جذابیت و گیرایی شخصیتی کاملا اکتسابی است و آگاهانه و یا ناآگاهانه کسب میشود. اینگونه افراد هیچ فرقی با دیگران ندارند؛ مثلا ستاره داشته و یا اینکه جادوگری بدانند بلکه به صورت دانسته و یا ناخودآگاه یک سری قوانین را همیشه رعایت می‏نمایند که همین قوانین عامل برتری و جذب دیگران و عامل نفوذ در اذهان است. ما نیز می‏توانیم اینطور باشیم. در اینجا به بعضی از این عوامل اشاره‏ای مختصر می‏نمایم :
 
1- کمتر حرف بزنیم : این بدان معنا نیست که حرف نزنیم و یا سرمان در لاک خودمان باشد. بلکه هرجا نیاز به صحبت کردن بود خود را نشان داده و نظر خود را ایراد کنیم. متاسفانه بعضی افراد اینطور برداشت می‏نمایند که کم گویی یعنی هیچ‏گویی و همین امر باعث منزوی شدن و دور شدن از اجتماع می‏گردد.
 
2- قبل از شروع صحبت حداقل ۳۰ ثانیه فکر کنیم : فکر کردن قبل از شروع صحبت هر چند کم و کوتاه باعث گزیده‏گویی شده و از هرگونه گاف زدن و همچنین بیهوده گویی و با عجله صحبت کردن جلوگیری می‏کند. حتما دیده‏اید افرادی که پس از شنیدن حرفی یا سوالی مدت زمانی کوتاه آنرا حلاجی نموده و سپس بیان می‏نمایند و اکثر اوقات جواب آنها بسیار متین و درست است و هیچ جای ایراد نیست. اما امان از افرادی که آنچه به ذهنشان می‏آید را بیان می‏نمایند، بدون اینکه حتی لحظه‏ای در مورد آن فکر کنند. به اصطلاح با صدای بلند فکر ‏می‏کنند و اکثر اوقات حرفهایی می‏زنند که باعث پشیمانیشان می‏گردد. فکر کردن آسان است. تمرین کنیم.
 
3- با صدای بلند نخندیم : خنده با صدای بلند شخصیت انسان را زیر سوال می‏برد. هیچ انسان گرانمایه‏ای را نخواهید دید که با صدای بلند خندیده و یا قهقهه بزند. از بازیگران معروف سینما (در زندگی شخصی) گرفته تا بزرگان و دانشمندان. با صدای بلند خندیدن باعث جلب توجه دیگران شده و با توجه به اینکه دیگران نمی‏دانند مطلب شما چقدر خنده‏دار است، باعث سوء برداشت آنها می‏شود.
 
4- لبخند بزنیم : یک لبخند کوچک باعث جذب می‏شود. هر انسان دارای کودک درونی است که آن کودک درون به آنچه که خود بخواهد جذب می‏شود چه بخواهیم و چه نخواهیم. اخلاق کودک درون دقیقا مانند کودکان است و به چیزهای زیبا عکس العمل مثبت نشان می‏دهد. پس همانطور که یک کودک جذب یک لبخند می‏شود، ما نیز جذب چهره‏های بشاش و خنده‏رو می‏شویم. همچنین لبخند باعث زیباشدن چهره می‏شود.
 
5- در امور دیگران دخالت نکنیم : برایتان چقدر پیش آمده که با تلفن همراه یا شخصی دیگر صحبت می‏کرده ‏اید که دقیقا پس از پایان صحبت، یک نفر دیگر آمده وگفته "چی شده؟"؟ حتما برایتان پیش آمده است که این قضیه کمی باعث تنفر شما شده است. امور دیگران به ما ربطی ندارد زیرا اگر ربط داشت، با ما نیز در میان گذاشته می‎‏شد. دخالت در امور دیگران باعث دفع آنها شده و نوعی دورشدن را ایجاد می‏نماید. زیرا با توجه به شناختی که افراد از شخص فضول دارند، از رفت و آمد و حتی صحبت مقابل وی خودداری می‏کنند.
 
6- شوخ طبع باشیم ولی بسیار بسیار کم شوخی کنیم : شوخی هرقدر هم کوچک می‏تواند باعث رنجش شود مگر اینکه این شوخی با فکر قبلی و بررسی بیان شده و یا انجام شود. مثلا شوخی‏هایی که با شخصیت افراد رابطه دارد باعث قتل شخصیت می‏شود. شوخی اگر در حد یک لبخند کوچک و ملیح باشد، بسیار شیرین است و نه بیشتر. شوخی فراوان انرژی ذهنی را کاسته و جذابیت را از بین می برد. چراکه شوخی بتدریج پرده های حرمت را پاره کرده و کم کم موجب بی احترامی می شود. با این حال تبسم به چهره جذابیتی عمیق می بخشد. در تبسم سنگینی و متانت موج می زند ولی در خنده زیادی و شوخی سبکی و کاهش جذابیت نهفته است.
 
7- آنچه هستیم باشیم : از بیان حرفهای بیخودی و دروغ و بزرگ کردن خود بپرهیزیم. آنچه که هستیم باشیم به این معنا که خود را بزرگتر از آنچه هستیم جلوه ندهیم و سعی نکنیم خود را به زور در دل مردم جای دهیم.
 
8- به وضع ظاهری خود برسیم : یکی از عواملی که باعث تاثیرگذاری در بین سایرین می‏شود، خوش لباسی، خوشبویی و خوش صورتی است. مطمئنا هیچ کس دوست ندارد با شخصی که دهان او بوی بد می‏دهد و یا لباسش پاره است دمخور شود. ضمن اینكه هماهنگی و پاکیزگی ناخودآگاه باعث جذب مردم می شود. البته باید دقت شود که لباس های عجیب و غریب باعث جذب نمی شود. تمیزی و اطوی لباس، موهای مرتب، دهان خوشبو مجذوب كننده است. اما آراستگی ظاهری فقط به پوشش داخل و خارج خلاصه نمی شود بلکه حرفهای زیبا، جملات مثبت، اعمال درست نیز باعث جذب است.
 
9- سکوت را تمرین کنیم : بعضی افراد می پندارند که هر چه شلوغتر و پر صداتر باشند بیشتر جذب می شوند ولی اینطور نیست. سکوت تاثیری ذهنی در افراد می گذارد. هنگام سکوت، در اطراف خود ایجاد خلاء می نماییم و این خود باعث جاذبه است. ضمن اینکه سکوت انسان را عاقلتر و با تجربه تر نشان می دهد، زمینه ای مناسب برای صمیمیت است. البته سکوت ناشی از ترس و عدم اعتماد بنفس، باعث کاهش جذابیت است. همچنین نرم و با ملایمت صحبت كنیم چراكه جیغ، داد و هوار، بلند صحبت کردن و خشن و عصبی بودن باعث قطع اعتماد مردم می شود.
 
10- فرد محترمی باشیم : به خود و دیگران احترام بگذاریم. بی ادبی در کلام و گفتار و رفتار از جذابیت بسیار می کاهد. باید در ظاهر آراسته و در باطن وارسته بود. شخص مودب و متین و محترم بی تردید جذاب تر از بی ادبان است. هتاکی و ناسزا گفتن حتی به افراد بدصفت و بی شخصیت و همچنین تحقیر و تمسخر و غیبت و بدگویی مخالف با احترام است.
 
11- در رفتار و كلام قاطعیت داشته باشیم : سست عنصر نبودن و پای تصمیمات و تعهدات ماندن موجب جذابیت است. افرادی که شخصیتی قاطع دارند هدفهای مشخص و ارزشهای معینی و برنامه های مدونی دارند و بلااستثنا جذابند. قدرت "نه" گفتن به درخواست های بی ارزش دیگران موجب رویش جذابیت است. بعضی افراد خود را فدای این و آن می کنند و هرکار مثبت یا منفی را قبول میکنند و اینطور می خواهد در دل دیگران رخنه کنند که نمی شود. جذابیت یعنی مصمم بودن و قاطعیت در رفتار و گفتار.
 
12- مراقب امیال و غرایز شخصی خود باشیم : افراد دارای شخصیت مسلط و چیره بر غرایز و امیال، دارای تسلط بیشتری هستند. کسانی که بر میل جنسی، میل غذا خوردن، عواطف و هیجانات خود مسلط هستند، جذابیت معنوی دارند. تاثیر روانی گذاشته و انرژی مثبت از وجودشان فوران می کند. کسانی که غریزی و هوی هوسی هستند و مدام در پاسخ به امیال خود به سر می برند و نمی توانند خود را کنترل نمایند و خصوصا به زبان و نگاه خود مسلط نیستند، هیچگاه به جذابیتی كه انتظار دارند دست نخواهند یافت و مسلما بدون كسب جذابیت از تاثیرگذاری هم خبری نیست.

منبع :

http://www.iran-eng.com/
 

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 آبان1387ساعت 5:53 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

چگونه در تصميم گيري ها منطقي برخورد کنيم؟

چگونه در تصميم گيري ها منطقي برخورد کنيم؟ 
 
 
 تصميم گيري، هنر و شاخص مهمي براي شناخت رشد عقلي، عاطفي، اجتماعي و رواني افراد مي باشد، کساني که  به چنين رشدي نرسيده باشند، احتمال بيشتري وجود دارد که اجازه دهند ديگران براي آنان تصميم گيري کنند.   
  تصميم گيري، بخش مهمي از زندگي را تشکيل مي دهد، ما هر روزه خود بارها مجبور به تصميم گيري هاي کوچک و بزرگ  هستيم. مانند کجا برويم؟ چه بخوريم؟ چه لباسي را بخريم؟با فلاني چگونه حرف بزنيم؟ به چه کسي راي بدهيم؟  هنگام عصبانيت چه بکنيم؟ چه شغلي، چه دوستي و يا همسري را انتخاب کنيم؟  تصميمات، زندگي ما را شکل مي دهند، ما از طريق انتخاب ها و تصميم هايمان قدرت مي گيريم.
 تصميم گيري، قضاوت و انتخاب بين دو يا چند چيز و يا راه حل است که هرکس در زندگي شخصي و محيط کار و اجتماع  خود با هر مقام و مسئوليتي که باشد انجام مي دهد و گاه مي تواند بسيار مهم و حياتي باشد. تصميم گيري، نشانه  رشد و بلوغ و مسئوليت پذيري افراد است.
تصميم گيري درست و سنجيده موجب شادي و احساس موفقيت در فرد  شده و سازگاري و اعتماد به نفس او را افزايش مي دهد و اين حالت نه تنها در تصميم گيرنده، بلکه در اطرافيانش اثر  مثبت گذاشته و بهداشت رواني فرد و اعضاي خانواده را تامين مي کند.
 تصميم گيري، هنر و شاخص مهمي براي شناخت رشد عقلي، عاطفي، اجتماعي و رواني افراد مي باشد، کساني که  به چنين رشدي نرسيده باشند، احتمال بيشتري وجود دارد که اجازه دهند ديگران براي آنان تصميم گيري کنند.   
از آن جايي که تصميم گيري از مهارت هاي زندگي محسوب مي شود، در اين جا به 15 راهکاردر تصميم گيري  درست و منطقي اشاره مي نماييم.
1-  در تصميم  گيري بهتر است با افراد آگاه، متخصص و با تجربه مشورت نماييم. 
2-  در مورد تصميمات گروهي يا خانوادگي بهتر است نظر تمامي افراد گروه را نيز جويا شويم.
3-  براي اين که تصميم گيرنده خوبي باشيم، سعي کنيم خود آگاهي مان را افزايش دهيم.
4-  در مورد مسائل شخصي با حفظ و تقويت اعتماد به نفس، اجازه ندهيم ديگران براي ما تصميم بگيرند.
5-  مسئوليت پيامدهاي تصميم خود را شخصا برعهده بگيريم.
6-  با مديريت و کنترل هيجان هاي خود تصميمات منطقي تري بگيريم. همان طور که حضرت علي (ع) فرمودند: هنگام  خشم، نه تصميم، نه تنبيه، نه دستور.
7-  در تصميم  گيري هاي خود به تمام جوانب موضوع توجه کنيم.
8-  سعي کنيم قبل از اجراي تصميم خود پيامدهاي مثبت و منفي آن را بررسي کنيم و امتياز بدهيم.
9- نگاه مثبت، توام با تفکر و شناخت باعث مي شود که تصميم هاي درست تر و منطقي تر بگيريم.
10-  فرصت تصميم گيري را از ديگران به ويژه فرزندانمان دريغ نکنيم و به آن ها اجازه دهيم در مسائل مربوط به خودشان  تصميم گيري نمايند.
11-  شهامت تصميم گيري را در خود و ديگران تقويت کنيم.
12-  به عوامل موثر در تصميم گيري مانند اطلاعات درست، تاثير فشار گروه ها و دوستان، هنجارها (جامعه، فرهنگ و  مذهب)، رسانه  هاي جمعي و ... توجه نماييم.
13-  به منظور جلب توجه فرزندانمان به پيامدهاي هر تصميم  گيري،در مورد برخي از مخاطره آميزترين تصميم  هاي دوره  نوجواني با آن ها گفتگو کنيم.
14-  هدف  گذاري در زندگي، مقدمه تصميم  گيري است. به عبارت ديگر افرادي که اهداف کوتاه وبلند مدت خود را در  کليه شئونات زندگي مشخص کرده باشند، راحت تر و مناسب  ترتصميم  مي گيرند.
15-  مطالعه زندگينامه انسان  هاي موفق در عرصه علم و ادب و اقتصاد مي تواند زمينه تصميم  گيري هاي  مناسب  تر را در فرد مهيا سازد.

منبع :

http://www.shaparakdaily.ir/shaparak/News.aspx?NID=9390
 

+ نوشته شده در  شنبه 18 آبان1387ساعت 5:26 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

چگونه نق موثر بزنیم

چگونه نق موثر بزنیم
 
«هر روز خانه را تمیز کن، ظرف ها را بشور، زباله ها را بیرون ببر» و... نق زدن های دنباله دار؛ نق زدن های مرتب که نه تنها شریک زندگی و اطرافیان تان را دیوانه و عصبانی می کند؛ بلکه همه را می رنجاند و به صمیمیت و روابط تان که سال ها برای به دست آوردنش زحمت کشیده اید، آسیب می رساند....
اما به هر حال ما آدم هستیم و گاهی خسته می شویم و نق هم می زنیم. اما چه کنیم که این گاهی به همیشه نق زدن تبدیل نشود؟! به جای «نق زدن»، این مطلب را بخوانید.
جالب است بدانید برخلاف تصور ما که فکر می کنیم تعریف «نق زدن» را می دانیم و طبق این تعریف فکر می کنیم «نق نقو» نیستیم، باید بدانید نق زدن از تذکر دادن، درخواست کردن، خواهش کردن به صورت زبانی و مداوم و با حالت ناراحتی شکل می گیرد.
اگر شخصی با خودش و حتی در درونش فکر کند که «چه یک بار بگویم چه صد بار یک گوشش در است یک گوشش دروازه یا آنقدر گفتم که خودم هم خسته شدم»، این رفتار نشانه بارزی از نق زدن است و اکثر افرادی که نق می زنند، خودشان متوجه نق زدنشان نیستند و فکر می کنند این کار به آنها کمک می کند در حالی که نتیجه عکس می دهد.
زمانی فرد شروع به نق زدن می کند که یک تذکر مفید به یک اصرار تبدیل می شود و وقتی یک تذکر به نق تبدیل شود، افراد از شنیدن آن رنجیده و آزرده می شوند. پس این رفتار به این موضوع بستگی دارد که فرد مورد تذکر چگونه آن را بشنود و به احساس فردی که تذکر می دهد بستگی ندارد.
 

 

خانم ها بیشتر نق می زنند
چگونگی حس کردن و احساسات درونی نقش بزرگی در نق زدن و نق شنیدن دارند و با احترام باید بگوییم که خانم ها نقش اصلی در نق زدن را به دلیل همین احساساتی بودن بازی می کنند. زیرا برای آنها مشکل است که در روابط شان مستقیما نیازهایشان را مطرح کنند و در تله نق زدن و نالیدن گرفتار می شوند غافل از اینکه نالیدن و نق زدن مردها را به حالت تسلیم درنمی آورد و یک روند نادرست به وجود می آید: هر چه بیشتر مرد نسبت به خواسته زنش بی اعتنایی می کند زن بیشتر نق می زند و مرد هم کمتر تمایل پیدا می کند که در برابر خواسته زنش واکنش نشان دهد.
نکته مهم بعدی این است که این عمل هم مانند هر عمل و رفتار دیگری یک خیابان دوطرفه است و اگر فردی احساس کند که به خواسته هایش واکنش نشان داده می شود، پس دیگر لازم نمی بیند که مساله را بزرگ کند و در چنین محیطی خیلی راحت می توان جلوی نق زدن را گرفت و هر چه طرف مقابل بهتر واکنش نشان دهد، نق زدن هم کمتر اتفاق خواهد افتاد.
 

 

چگونه نق موثر بزنیم؟
اینکه چگونه یک نفر شکوه و شکایت خود را ابراز کند مشخص می کند که فرد مقابل چگونه واکنش نشان خواهد داد. وقتی فردی با حالت عصبانی شروع می کند به انتقاد کردن از دیگری و نق زدن بر سر او، بدن فرد مقابل خطر را احساس می کند و به حالت فرار تغییر حالت می دهد. چون او نمی خواهد با او بجنگد؛ پس از او فرار می کند! هرچند ممکن است این اتفاق مدتی طول بکشد به هر حال اتفاق می افتد پس تا طرف مقابلتان را فراری نداده اید، شعله نق زدنتان را پایین بکشید.
 

 

چگونه «نق» نزنیم؟
۱) کنترل آب و هوا: یک تکنیک برای جلوگیری از نق زدن وجود دارد به اسم «کنترل آب و هوا». افراد نیاز دارند یاد بگیرند که چگونه در روابط شان نیازهایشان را بیان کنند و این نیاز به گفت وگو در محیطی آرام دارد که در آن از آنچه شما گفته اید و کرده اید و آنها چه احساسی نسبت به آن داشته اند بتوانند صحبت کنند.
۲) عمل گرایی: تکنیک دیگر، عمل کردن به جای سخنرانی است. چگونه؟
نق زدن را بی خیال شوید و به جای آن عمل کنید. مهارت شنیدن فعال به افراد اجازه می دهد تا یاد بگیرند همان طور که با هم حرف می زنند همان طور هم به یکدیگر گوش کنند. اغلب اوقات وقتی افراد گرم گفت وگو با هم بر سر یک موضوع داغ هستند بیشتر سرگرم دفاع کردن از خودشان می شوند و نمی توانند عمیقا به یکدیگر گوش کنند و حرف ها و احساسات هم را نمی شنوند. اگر آنها روش جنگ عادلانه را یاد بگیرند می توانند به خوبی صحبت طرف مقابل شان را بشنوند و دیگر احتیاجی به نق زدن نخواهد بود.
۳) یاد ایام: وقتی احساس می کنید می خواهید شروع کنید به نق زدن روی تجربیات مثبتی که در گذشته با آن فرد داشته اید تمرکز کنید. به زمانی که چیزی جز نق زدن شما را به نتیجه رسانده است. به زمانی فکر کنید که چیزی را از آن فرد خواسته اید و او به خواسته شما توجه کرده است. فکر کنید که آن موقع چطور عمل کردید که جواب دلخواهتان را گرفتید. از موقعیت های گذشته درس بگیرید و موقعیت های آینده را تغییر دهید به گونه ای که احتیاج به نق زدن نداشته باشید.
 

 

۶ نکته درباره «نق»
۱) نق می زنید و به شدت پریشان حال شده اید چرا که فکر می کنید اطرافیان شما را درک و به خواسته هایتان اعتنا نمی کنند.
۲) هر وقت از فردی خواسته ای دارید به شدت حالت تدافعی به خود می گیرید و اصلا شرایط او را نمی بینید؛ پس نق می زنید.
۳) چیزهایی که شما را آزار می دهند مدام بیشتر و بزرگ تر می شوند.
۴) خشم و رنجش شما واگیردار است هر چقدر شما بیشتر آزرده و عصبانی شوید اطرافیان شما هم بیشتر آزرده و خشمگین می شوند.
۵) نقاط ضعف در رابطه تان مرکز توجه تمرکز شما می شوند و نکات مثبت را نمی بینید.
۶) و آشکارترین نشانه اینکه شما تمایل به نق زدن دارید این است که: شما یک چیز را حداقل به ۵ شیوه مختلف و در ۵ زمان مختلف گفته اید و هنوز هم آن را ادامه می دهید.

منبع :

تبیان زنجان

 

+ نوشته شده در  جمعه 17 آبان1387ساعت 5:20 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

چگونه با خودتان حرف می زنید ؟

چگونه با خودتان حرف می زنید ؟

1-گفتگوی مثبت با خود رمز مقابله با الفاظ منفی درمورد خودتان است

کاملاً ثابت شده که کلمات هم قدرت دارند و همه ما از تاثیر کلمات منفی بر افکار و اعمالمان آگاه هستیم اما همین الفاظ و کلمات منفی می‌توانند بر سلامت ما هم تاثیر بد بگذارند مگر اینکه شروع کنیم وقتی می‌خواهیم در مورد خودمان حرف بزنیم از الفاظ و کلمات مثبت استفاده کنیم.

2-نقل قول‌های معروف

کلمات قدرت شفا، ویرانی و تغییر دنیای شما را دارند. جملات معروف زیر را خوب بخوانید و ببینید چطور این جملات توانستند دنیا را عوض کنند.

“من یک رویا دارم..”

3-کلمات قدرت دارند؛ گفتگو با خود برای موفقیت
باقدرت ترین کلمات آنهایی هستند که هر روز با خودتان تکرار می‌کنید. منظور آن گفتگویی است که در طول روز با خودتان دارید. آیا تا به حال دقت کرده‌اید که چطور با خودتان حرف می‌زنید؟ من متوجه شده‌ام که مردم حرفهایی را به خودشان می‌زنند که هیچوقت به کس دیگری نخواهند زد. حرفهایی مثل، “من چاقم” یا “برای انجام اینکار به اندازه کافی باهوش نیستم”. خیلی کم پیش می آید که از خودشان پیش خود تعریف کنند.

4-همه ما سخت گیرترین منتقد خودمان هستیم.

کلمات قدرتمندند و تاثیر چشمگیری روی سلامت ما دارند. آیا تابه حال شنیده اید که بگویید، “من وقت برای ورزش کردن ندارم” یا ” فقط یک کلمه که کاری نمی کند”. آیا معمولاً می گویید “خسته ام” یا “استرس دارم”؟ کلماتی مثل این همان احساس را در شما ایجاد می کند. این احساسات موجب رفتارهایی از طرف شما می شود که این احساسات منعکس می کند و بعد موجب تقویت این حس در شما می شود.

5-کلمات قدرت دارند؛ با کلمات خوب برای سلامتتان برنامه ریزی کنید

کلماتی که استفاده می‌کنید مثل کدهای کامپیوتری می‌مانند که نرم افزار ذهن شما می‌شوند. شما با کلماتی که ادا می‌کنید مغزتان را برنامه ریزی می کنید. اگر از نتایجی که در زندگی می‌گیرید رضایت ندارید، باید برنامه ریزی نرم افزار ذهنتان را تغییر دهید. البته کشتن ویروس های این برنامه زمان می‌برد اما هدف این است که هوشیارانه تصمیم بگیرید که چه می‌خواهید، از کلمات و افکار متناسب با آن هدف استفاده کنید و بعد رفتارتان را هم از روی آن افکار دنبال کنید.

6-کلمات قدرت دارند؛ سالم حرف بزنید- سالم فکر کنید

با خودتان مثبت حرف بزنید تا افکارتان هم مثبت شود. با خودتان فکر کنید، “افراد سالم به جای کیک شکلاتی سبزیجات می‌خورند” و “افراد لاغر بیشتر روزهای طول هفته را ورزش می‌کنند پس من هم از همین امروز به باشگاه می‌روم”. همه افکاری را که با این هدف تناقض دارد را دور بریزید و افکاری را وارد ذهنتان کنید که رفتارهایی سالم در شما ایجاد کند. خودتان را فردی سالم بدانید و کلماتی سالم درمورد خودتان به زبان بیاورید و بعد رفتارهایی سالم در شما ایجاد خواهد شد.

باور کنید که کلمات واقعاً قدرت دارند…

منبع :

http://www.ravanshena30.mihanblog.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 آبان1387ساعت 4:56 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

فکرکنیم گوش کنیم حرف بزنیم

فکرکنیم گوش کنیم حرف بزنیم


به نظر می رسد مردان و زنان نه تنها در گوش دادن بلکه هیچگاه در روابطشان هم درست عمل نمی کنند.شما می بینید عدم توانایی در برقراری ارتباط یکی از دلایلی است که بسیاری از روابط و ازدواج ها را با شکست روبه رو می کند.
عدم توانایی در شنونده بودن یکی دیگر از دلایل اصلی عصبانی شدن مردم از یکدیگر است. گاهی فکر می کنیم که حرف زدن بیشتر به نفع ماست تا گوش دادن. یکی از بزرگترین مزایای حرف زدن این است که فرصت کنترل افکار و اعمال دیگران را فراهم می کند.
دلیل دیگر این که مردم به حرف زدن بیشتر از گوش کردن تمایل دارند این است که فکر می کنند بدین ترتیب احترام و تحسین دیگران را به دست می آورند و اگر ساکت بمانند گوشه گیر و بی ارزش به نظر می رسند.
اما واقعیت این است که اگر می خواهید دیگران را به وسیله کلمات جذب و متقاعد کنید(خصوصا همسرتان را)اول باید ببینید چه می گویند. دلیل اصلی اینکه ما شنونده خوبی نیستیم این است که:
۱) گوش دادن نیازمند تغییرات جسمی است، وقتی که فردی به دیگری گوش فرا می دهد یکسری تغییرات در بدن وی صورت می گیرد. شنوایی افزایش می یابد دمای بدن بالا رفته و تنفس سریع تر می شود. البته اگر به تمام این تغییرات توجه کنید در حقیقت به آنچه که دیگران می گویند توجه نخواهید داشت.
▪ نکته:
برای جلوگیری از حواس پرتی در نتیجه به رفتار خودتان نسبت به آنچه که دیگران می گویند هوشیار باشید و روی پیام حرف هایشان تمرکز کنید.
۲) افکار سریع، انسان قادر است واژه ها را سریع تر از آنچه می تواند صحبت کند بفهمد. یک فرد عادی می تواند در دقیقه تا ۶۰۰ کلمه راپردازش کند در حالی که نرخ تکلم همین فرد حدود ۱۲۵ تا۱۵۰ کلمه در دقیقه است. بنابراین از آنجایی که مغز ما کلمات را سریع تر از آنکه بیان کند پردازش می کند و می فهمد وقتی پای صحبت کسی می نشینیم علاوه بر آن که می توانیم متوجه حرف های او باشیم وقت اضافی زیادی هم برای افکار شخصی خود در اختیار داریم.
▪ نکته:
به جای این که از این فرصت اضافی برای رد یا تقابل با صحبت های همسرتان استفاده کنید عقاید، شکایات یا بازتاب های وی را درک کنید.
۳) فرضیات غلط، اغلب اوقات مردم، گوش نمی کنند چون فکر می کنند آنچه که دیگری می خواهد بگوید را می دانند یا اینکه موضوع به قدری پیچیده است که متوجه آن نخواهید شد یا آنقدر مهم نیست که به آنها گوش دهند.
▪ نکته:
به جای این که فرض کنید افکار همسرتان خیلی روشن، ساده، پیچیده یا خیلی کم اهمیت تر از آن است که به آنها توجه شود باید به دقت به آنها گوش کنید. قبل از اینکه صحبت فرد به پایان برسد در مورد او قضاوت یا ارزشیابی نکنید. قبل از این که در مورد همسرتان قضاوت کرده باشید بکوشید عقایدش را بفهمید. اول خوب گوش کنید و مطمئن شوید که فهمیده اید و سپس ارزشیابی کنید.
۴) گرفتاری های شخصی، وقتی خیلی در فکر مشغله های شخصی خود باشیم باعث می شود نتوانیم فرایند گوش دادن را به درستی انجام دهیم. بعضی وقت ها به گونه ای تحت فشار قرار می گیریم یا نگرانی هایی در ما وجود دارد که مانع از آن می شود که روی پیام صحبت های دیگران تمرکز داشته باشیم.
▪ نکته:
به جای این که برای بی ادبانه جلوه نکردن رفتارتان وانمود کنید که دارید به همسرتان گوش می کنید باید به او بگویید که در حال حاضر مسایل و نگرانی هایی در ذهن شما وجود دارد که نمی گذارد با دقت به حرف های او گوش کنید. ممکن است با گفتن این مساله حالا او شنونده حرف های شما شود.
۵) تعداد زیاد صحبت کننده ها، ما زندگی پرمشغله ای داریم. هر روز به همسرانمان، فرزندانمان، والدینمان، خواهر و برادرانمان، معلمانمان ،همکارانمان، رسانه ها، همسایه ها، فروشنده ها و حتی غریبه ها گوش می دهیم.
غیرممکن است که بخواهیم به تمام آنها و پیام حرف هایشان به دقت گوش دهیم. بنابراین گاهی اوقات نیاز پیدا می کنیم توجهمان رامعطوف به چیزی نکنیم. یا به صورت گزینشی به پیام ها گوش کنیم تا بتوانیم به مهم ترین آنها توجه کنیم.
▪ نکته:
حق تقدم در گوش دادن را به آنهایی بدهید که برای شما عزیزترند و یا آنهایی که طبق روال زندگی با آنها سر و کار دارید مثل همسر، فرزندان، خانواده، همکاران و رییسان. کم توجهی را برای وقتی بگذارید که تلویزیون تماشا می کنید یا رادیو گوش می دهید.
۶) حواس پرتی، پزشکان را به آن پارازیت خارجی می گویند. صدای بلند تلویزیون در پس زمینه، موسیقی، محاوره دیگران ( در پس زمینه) ترافیک، شرایط جوی و نظایر آن می توانند بر قابلیت گوش دادن شما تاثیر بگذارند.
▪ نکته:
اگر می بینید که نمی توانید درست به همسرتان گوش کنید یا تمرکز روی صحبت های او مشکل است، سعی کنید عوامل حواس پرتی را کاهش داده و یا از بین ببرید، تلویزیون را خاموش کنید، پنجره را ببندید ، صدای موسیقی را کم کنید و یا به مکان ساکت تری بروید.

منبع :

http://www.iranhalls.com/

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 آبان1387ساعت 4:43 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

مهارت ارتباط كلامي ميان فردي در قرآن (قسمت دوم/پاياني)

مهارت ارتباط كلامي ميان فردي در قرآن (قسمت دوم/پاياني)

اشاره

نويسنده در قسمت اول اين مقاله، ذيل عنوان كلي آن، به مباحثي در "اهميت سخن گفتن"، "واژه شناسي مهارت و ارتباط"، "مهارت‌هاي ارتباط كلامي ميان فردي در قرآن" و "مهارت شناختي" پرداخته و در ذيل بخش اخير به بررسي "به كارگيري واژه مثبت و آرامش‌زا؛ اعتماد آفريني؛ عناصر اعتمادآفرين در روابط گفتاري؛ در نظرگرفتن سطح فهم و نياز مخاطب؛ و اجتناب از واژه‌هاي زشت و نفرت‌انگيز" نشست. اينك دومين و واپسين قسمت اين نوشته، پيش روي شماست.

معارف


مهارت‌هاي رفتاري:

1. رعايت ادب و احترام متقابل

يكي از مهارت‌هاي ايجاد ارتباط كلامي مؤثر رعايت ادب و حفظ احترام مخاطب است.

بي‌احترامي و حرمت شكني حتي در نحوة صدا زدن و يا هرگونه نگاه كردن حالت رواني را براي مخاطب به وجود مي‌آورد كه سخنان گوينده را نمي‌پذيرد بلكه آتش خشم و تنفر از گوينده را در درون وي به وجود مي‌آورد. از اين جهت رعايت ادب و احترام مخاطب حتي در مواردي كه مخاطب پايبندي به آن را ندارد ضرورت مي‌يابد.

از اين جهت است كه حضرت ابراهيم(ع) در گفتگوي منطقي خويش با توهين عمويش آزر روبرو مي‌شود و تهديد او را مي‌شنود بازهم حرمت او را نگه مي‌دارد و بزرگوارانه مي‌فرمايد: "قَالَ سَلامٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي إِنَّهُ كَانَ بِي حَفِيًّا؛ (ابراهيم) گفت: سلام بر تو! من به زودي از پروردگارم برايت تقاضاي عفو مي‌كنم؛ چرا كه او همواره نسبت به من مهربان بوده است".1

اين نوع برخورد حضرت ابراهيم(ع) نشان مي‌‌دهد كه از عوامل مؤثر در ارتباط كلامي پاس داشتن رعايت ادب و احترام در گفتگو مي‌باشد.

از نحوة گفتگوي موعظه‌اي لقمان حكيم با فرزندش بر تأثير پند و اندرز استفاده مي‌شود كه از مهارت‌هاي ارتباط كلامي مؤثر رعايت ادب و احترام به خصوص نسبت به كوچكترها مي‌باشد.

"وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لابْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ؛ (به خاطر بياور) هنگامي را كه لقمان به فرزندش در حالي كه او را موعظه مي‌كرد. گفت: پسرم! چيزي را همتاي خدا قرار مده كه شرك، ظلم بزرگي است"2

تعبير، يا بني حاكي از نهايت احترام و ادب لقمان همراه با مهرباني در ارتباط كلامي او با فرزندش است.

بدون رعايت احترام در گفتگو نه تنها گفتگو تأثير مثبت ندارد بلكه به تنش‌ها و مشكلات مي‌افزايد و متكلم را از مقصود وي كه همان رساندن پيام و تأثير در مخاطب مي‌باشد بازمي‌دارد. از اين روي است كه خاموشي در بعضي از مواقع بهتر از سخن گفتن است كه به همراهش پشيماني بياورد.

علي(ع) فرمود: "صَمْتُ يَكْسُوك الكَرامَةَ خَيْرٌ من قولٍ يَكسِبُكَ النَّدامَةَ؛ خاموشي كه بزرگواري را در تو پوشد بهتر از سخني است كه پشيماني براي تو بار آورد".3همچنين فرمود: "صَمْتٌ تَحْمَدُ عاقِبَتُهُ خَيرٌ من كلامٍ تَدَمُّ مَغَبَّتُهُ؛ خاموشي كه پايانش پسنديده باشد خوشتر از سخني است كه بازگفتنش نكوهيده باشد".4

و به بيان رسول اكرم(ص): "اَلصُّمْتُ زينٌ للعالمِ و سَتْرٌ للجاهِلِ؛ خاموشي ماية زينت براي دانشمند و پوشش براي نادان است".5

از اين روي است كه گفته مي‌شود از مهارت‌هاي لازم در ارتباط كلامي مؤثر رعايت ادب و حفظ احترام مخاطب است.

2. رسايي كلام

يكي ديگر از مهارت‌هاي كلامي، رسايي و بليغ بودن آن است.

به اين معنا كه گوينده با عباراتي روشن و شفاف و به دور از هرگونه پيچيدگي و ابهام كلامش را به مخاطب برساند، چه آن كه هدف از سخن گفتن با شنونده (مخاطب) رساندن خواسته متكلم است و اين مهم وقتي تحقق مي‌پذيرد كه گوينده بدون ابهام تكلم كند.

سخنگوي بليغ كسي است كه سخنش خوب و رسا باشد.6

به قول راغب: يعني گوينده، مقصود و امري را در نظر داشته باشد و با وجهي نيكو و شايسته آن را ايراد كند به طوري كه مورد قبول و پذيرش طرفِ سخن يا وافي به هدف سخن باشد.7

علي(ع) فرمود: "اَحْسَنُ الكلامِ مازانَهُ حُسْنُ النّظامِ وَ فَهِمَهُ الخاصُّ و العام؛ بهترين گفتار آن است كه به حسن تربيت و نظم آراسته باشد و عالم و عامي آن را بفهمد".8

و همچنين در معني بلاغت كلام فرمود: "اَلُبَلاغَةُ ماسَهُلَ عَلي الْمَنْطِقِ و خَفَّ علي الفِطْنَةِ؛ بلاغت آن است كه به گفتار، روان و به فهم، آسان باشد".9 امام صادق(ع) فرمود: "ثَلاثَةُ فيهِنّ البَلاغَةُ: التَّقَرُّبُ منْ معني البُغيةِ و التَّبَعُّدُ من حَشْو الكلامِ و الدّلالةُ بالقليل علي الكثير؛ بلاغت در سه چيز است: نزديك شدن به معناي مورد نظر، دوري كردن از گفتار حشو و زايد و رساندن معناي زياد به عبارت كم".10و همچنين فرمود: "و إِنَّما سُمِّيَ البليغُ لِأَنَّهُ يَبْلِغُ حاجَتَهُ بِأَهْوَنِ سعْيِهِ؛ به اين جهت او را بليغ خوانده‌اند كه به كمترين تلاش به مقصودش دست مي‌يابد".11


قرآن كريم به رسا بودن كلام توصيه نموده است: آن جا كه خداوند ماهيت منافقان را آشكار مي‌سازد به پيامبر اسلام(ص) دستور مي‌دهد با بياني رسا منافقان را پند و اندرز دهد. "وَقُلْ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلا بَلِيغًا؛ و آنها را اندرز ده، و با بياني رسا، نتايج اعمالشان را گوشزد نما".12

در جاي جاي قرآن كريم از اين روش به بهترين وجه استفاده شده است.

براي نمونه، وقتي به متواضعان و تسليم‌شوندگان بشارت مي‌دهد، بلافاصله به طور موردي و جزيي، ويژگي‌هاي آنان را ذكر مي‌كند. "وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ * الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِينَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِيمِي الصَّلاةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ؛ و بشارت ده متواضعان و تسليم‌شوندگان را ـ‌ همان‌ها كه چون نام خدا برده مي‌شود دل‌هايشان پر از خوف (پروردگار) مي‌گردد و شكيبايان در برابر مصيبت‌هايي كه به آنان مي‌رسد، و آن‌ها كه نماز را برپا مي‌دارند و از آن چه به آنان روزي داديم انفاق مي‌كنند".13

به جهت اهميت تأثير رسايي كلام در مخاطب، حضرت موسي(ع) از خداوند تقاضا مي‌كند كه هارون، برادرش، در بيان افصح از اوست مددكارش قرار دهد. "وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي * وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي * هارُونَ أَخِي؛ و گره از زبانم بگشا ـ تا سخنان مرا بفهمند ـ و وزيري از خاندانم براي من قرار ده ـ برادرم هارون را".14

منظور از گشودن زبان، اين نبوده است كه زبان موسي(ع) به خاطر سوختگي در دوران طفوليت يكنوع گرفتگي داشته ، بلكه منظوراز گره هاي سخن آن است كه مانع درك و فهم شنونده مي‌گردد، يعني آن چنان فصيح و بليغ و رسا و گويا سخن بگويم كه هر شنونده‌اي منظور مرا به خوبي درك كند، شاهد ديگر بر تفسير اين آيه است. "وَأَخِي هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَانًاً؛ برادرم هارون زبانش از من فصيحتر است"15.

"فصيح" از ماده "فصح" به معناي پاك شدن چيزي است از آن چه كه آلوده اش مي كند و اصلش درباره شير پاك و خالص به كار مي رود. فصيح كسي است كه سخن و معنا و مفهوم كلام را روشن اداء كند.16

روشن است وقتي كلام به دور از ابهام و پيچيدگي باشد متكلم به هدف خويش نزديك مي‌گردد، و الا مقصود گوينده به مخاطب منتقل نمي‌شود تا كلام تأثير خويش را بر مخاطب بگذارد. از اين روي بر گويندگان و در هر گفت‌وگوي كلامي، ناگزير از به كارگيري اين راهكار قرآني در تأثير ارتباط كلامي هستيم.

3. به نرمي سخن گفتن

يكي ديگر از مهارت‌هاي ارائه شده در قرآن بر ايجاد ارتباط كلامي مؤثر، به نرمي سخن گفتن با مخاطب است، چه آن كه سخن گفتن با خشونت، آدمي را از مطلوب واقعي در گفتار، كه همان تأثيرگذاري باشد دور مي‌كند.

براي نفوذ در قلوب مردم (هرچند افراد گمراه و بسيار آلوده) نخستين دستور قرآن برخورد ملايم و توأم با مهر و عواطف انساني است، هر نوع توسل به خشونت مربوط به مراحل بعد است، كه برخورد دوستانه اثر نگذارد. هدف آن است كه مردم جذب شوند، متذكر و راه را پيدا كنند يا از عواقب شوم كار خود بترسند.17

خداوند به حضرت موسي(ع) و برادرش هارون دستور مي‌دهد كه به سوي (پادشاه قدرتمند و ستمگر) فرعون بروند و او را به بيان و سخني نرم و به دور از تندي و خشونت به سوي حق دعوت كنند. "اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى * فَقُولا لَهُ قَوْلا لَيِّنًا لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى".18

عامل كارساز در دعوت فرعون به سوي خدا مطابق آيه فوق، به نرمي سخن گفتن بيان شده است. براساس همين اصل قرآني انسان‌ها در ايجاد ارتباط كلامي مؤثر ناگزير از به كارگيري اين راهكار قرآني هستند.

چه آن كه سخن خشن و تند اثر سوءاش از زخم تير بيشتر است. امام علي(ع) فرمود: "رُبَّ كلامٍ أنفَذَ من سِهامٍ بسا سخني، كه از تيرها كارگرتر است".19

به همين دليل است كه آن فرمانرواي خودمحور كه خود را پروردگار مردم مي‌دانست و هيچ سخن مخالفي را برنمي‌تافت در مقابل سخنان نرم و فروتنانة موسي(ع) عكس العمل مناسبي نشان داد و نه تنها ارتباط كلامي را با دستور خشن خود قطع نكرد، بلكه به ادامه ارتباط نيز متمايل گشت و به سؤال درباره خداي موسي(ع) روي آورد.20

4. همگامي

بي‌گمان در فرايند گفتگو و روابط ميان فردي، غالباً اختلاف‌نظرهايي برخاسته از تفاوت ديدگاهها، باورها و سليقه‌ها وجود دارد. از سوي ديگر، برخورد با باورهاي اشخاص، در واقع، برخورد با حقيقت آنهاست. و انگيزه و نظر ما، هرچند خيرخواهانه و روا باشد، آن‌گاه كه براي بيان اشتباه ديگران به كار مي‌رود، روند ارتباط را به مخاطره مي‌افكند. واكنش احتمالي مخاطب در اين گونه شرايط، موضعگيري تدافعي است و بهترين شيوه در اين حالت استفاده از روش همگام شدن است. 21

روشي كه قرآن كريم، با هدف برقراري ارتباط مؤثر و نفوذ در مخاطب، پيش داشته،در اين آيه مشهود است. "قُلِ اللَّهُ وَإِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلَى هُدًى أَوْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ؛ بگو خدا! و ما يا شما بر (طريق) هدايت يا در ضلالت آشكاري هستيم".22

روشن است كه پيامبر(ص) هدايت يافتگان را از گمراهان بازمي‌شناسد و در حقانيت راه خويش، ترديدي ندارد.

"آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ".23اين گونه گفتگو و اتّخاذ شيوة همگاني، اثر رواني خاصي بر مخاطب مي‌نهد كه وي را از حالت تدافعي جبهه‌گيرانه، خارج مي‌كند و به انديشيدن وا مي‌دارد. ثمرة چنين برخوردي، دوري از نگرشهاي جزئياست.

تحليل اين نكته آن است كه: انسان تنها انديشه و خرد نيست تا فقط در برابر قدرت استدلال تسليم گردد، بلكه علاوه بر آن، مجموعه‌اي از "عواطف" و "احساسات" گوناگون كه بخش مهمي از روح او را تشكيل مي‌دهد در وجود او نهفته است كه بايد آن‌ها را به طرز صحيح و معقولي اشباع كرد.24

رعايت اين گونه جنبه‌هاي رواني و اخلاقي، شيوه‌اي براي اقناع بعد عاطفي و در نتيجه، نفوذ و تأثيرگذاري بر مخاطب است، چرا كه وي با اين كار، درمي‌يابد كه هدف گوينده حق‌گويي و حقيقت‌جويي است نه برتري طلبي و تحميل سخنان خود، و انگيزه‌اش خيرخواهي و دلسوزي است و نه سودجويي و تحقير ديگران.25

5. شايستگي سخن

كميت و كيفيت سخن و در نظر داشتن معيارهاي سخن شايسته و ارزشي از عوامل مهم برقراري ارتباط مؤثر است.خداوند فرمود: "وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلا مَعْرُوفًا".26

معروف اسمي است براي هركاري كه با عقل و شريعت نيكو شناخته شده است.27

علامه طباطبايي در باره سخن شايسته مي نويسد: سخن شايسته آن است كه از نظر كمي و كيفي و محتوا در چارچوب موازين عقلي و ارزشهاي ديني و‌ آداب و سنن اجتماعي قرار گيرد و شنونده را به پذيرش وادارد. 28

معيارهاي سخن شايسته

الف)صراحت در گفتار

انبياء در ابلاغ رسالتشان و در بيان هدفي كه از نهضتشان داشتند به هيچ وجه اجمال گوئي نمي‌كردند و هنگامي كه با مخالفينشان روبه‌رو مي‌شدند با صراحت سخن مي‌گفتند كه عقيده ما مخالف عقيده شماست. 29

حضرت ابراهيم(ع) با صراحت به دشمنان خدا و بت‌پرستان مي‌گفت: "وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ و ميان ما و شما عداوت و دشمني هميشگي آشكار شده است. تا آن زماني كه به خداي يگانه ايمان بياوريد".30

در سوره كافرون خداوند به پيامبر، صراحت در گفتار با كفار را آموزش مي‌دهد. "قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ * لا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ * وَلا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ * وَلا أَنَا عَابِدٌ مَا عَبَدْتُمْ * وَلا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ * لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ".31

خداوند در اين سوره به پيامبر دستور مي‌دهد كه به صراحت با آن‌ها سخن بگويد، اين چيزي نيست كه من در بارة آن با شما مصالحه كنم.

ب)علم و آگاهي

قرآن يكي ديگر از معيارهاي گفتار ارزشي را علم و آگاهي مي‌داند.

به خاطر اهميت اين معيار خداوند از نمازي كه انسان در حال مستي بخواند منع مي‌كند. "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ".32

و همچنين يكي از دلايل حقانيت سخن حضرت نوح(ع) را علم و آگاهي مي‌داند. "أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاتِ رَبِّي وَأَنْصَحُ لَكُمْ وَأَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لا تَعْلَمُونَ".33

ج)صداقت و راستگويي در گفتار

سخنی شايسته است كه گوينده با صداقت و راستگويي آن را بيان كند.

قرآن راستگويي را از جمله اوصاف بندگان شايسته ذكر مي كند.،چنان كه مي فرمايد:. الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنْفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالأسْحَارِ" 34

د)عمل به گفتار

در عرف عموم اين يك اصل پذيرفته شده و اساسي است كه به سخن شخصي ارزش و اعتبار مي‌نهند كه به گفته‌هاي خويش عمل كند. قرآن كريم هم كه به زبان فطرت نازل شده است يكي از معيارهاي ارزشي گفتار را عمل كردن گوينده به سخن خويش مي‌داند، و افرادي را كه فقط حرف مي‌زنند و شعار مي‌دهند و درپي عمل به گفته‌هاي خود نيستند را مذمت مي‌كند. "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لا تَفْعَلُونَ * كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لا تَفْعَلُونَ".35و همچنين فرمود: "أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلا تَعْقِلُونَ".36

فراموش كردن به معناي از ياد بردن نيست بلكه به اين معناست كه به گفته خود عمل نكند، چرا كه ممكن است سخن خودش يادش باشد ولي به آن عمل نكند.

هـ)فروتني و ادب در گفتار

درباره سخن گفتن با والدين توصيه به رعايت ادب در گفتار شده است. "وَقُلْ لَهُمَا قَوْلا كَرِيمًا".37 منظور از قول كريم در اين آيه، همان سخن مؤدبانه است.38

و)اعراض از سخن لغو

"وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ".39 سخني شايسته است كه با دقت و انديشه باشد.

لغو در سخن و كلام خبري است كه قابل توجه نيست و از روي دقت و انديشه گفته نشود. 40

ح) انصاف در سخن گفتن

"وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا".41

عدل در لغت به معناي حد وسط و ميانه است.42

علامه طباطبايي ذيل اين آيه مي‌نويسد: معني آيه اين است كه ،بايد مراقب گفتارهاي خود باشيد و زبان خود را از حرف هايي كه براي ديگران نفع و يا ضرر دارد حفظ كنيد و عاطفه قرابت و هر عاطفه ديگري شما را به جانبداري بي جا از احدي وادار نكند و با تحريف گفته هاي ديگران و تجاوز از حق و شهادت به ناحق يا قضاوت ناروا وادار نسازد.43

ط)آسان‌گويي در گفتار

" فَقُلْ لَهُمْ قَوْلا مَيْسُورًا".44 با گفتار نرم و آميخته با لطف با آن ها سخن بگو.

ي)رعايت تناسب‌ها، شرايط و اقتضائات

در ارتباطات بر اين نكته تأكيد شده است كه يكي از شرايط ارتباط استاندارد و مطلوب، استفادة به موقع از جملات كوتاه و بلند است. در برخي شرايط، كوتاهي پيام بيش از بلندي آن اثرگذار است و در برخي شرايط درست عكس اين قضيه صادق است. آن چه كه تعيين‌كننده كوتاهي يا بلندي پيام در ارتباط كلامي است، مثلث گوينده و شنونده و محيط و شرايط است. 45

قرآن براساس اين اصل در شرايط ويژه‌اي كوتاه سخن گفته و در شرايط خاصي به تفصيل درباره نكته‌اي توضيح داده است. مثلاً در پاسخ يهوديان كه از پيامبر اكرم(ص) درباره روح سؤال كردند مي‌فرمايد: "وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلا قَلِيلا".46 و از تو درباره روح سئوال مي كنند. بگو روح از فرمان پروردگار من است و جز اندكي از دانش، به شما داده نشده است.

در اين آيه قرآن به يك سخن كوتاه درباره روح اكتفا مي‌كند و بي‌درنگ در ادامه، دليل كوتاهي بيان را، دانش اندك شنونده معرفي مي‌كند. يعني هرگاه ظرفيت نهايي مخاطب براي فهم و دريافت نكته‌اي محدود است و بيان تفصيلي براي او مشكلي را حل نمي‌كند، بايد به بيان اجمالي و كوتاه بسنده كرد. نه سؤال را بي‌پاسخ گذاشت و نه بيهوده آن را طولاني كرد.

در آيه ديگري از پيامبر اكرم(ص) درباره قتال ماه‌هاي حرام سؤال مي‌شود و قرآن پاسخ آن را به طور مفصل بيان مي‌كند.

"يَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِيهِ قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَصَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَكُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَلا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا وَمَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ؛ از تو، در باره جنگ در ماه حرام، سؤال مي‌كنند، بگو جنگ در آن، (گناهي) بزرگ است ولي جلوگيري از راه خدا و كفر ورزيدن نسبت به او و هتك احترام مسجد الحرام، و اخراج ساكنان آن، نزد خداوند مهم‌تر از آن است، و ايجاد فتنه، حتي از قتل بالاتر است. و مشركان، پيوسته با شما مي‌جنگند، تا اگر بتوانند شما را از آيينتان برگردانند. ولي كسي كه از آيينش برگردد، و در حال كفر بميرد، تمام اعمال نيك (گذشته) او، در دنيا و آخرت، بر باد مي‌رود و آنان اهل دوزخند، و هميشه در آن خواهند ماند".47

در اين آيه كريمه، قرآن متناسب با كاربردي بودن و مورد نياز بودن سؤال، به شنونده پاسخ طولاني داده است هرچند كه اگر قرآن به همان عبارت آغاز آيه " قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ" بسنده مي‌كرد تا اندازه‌اي پاسخ سؤال روشن مي‌بود، اما شنونده در مقام شنيدن پاسخ تفصيلي است و ظرفيت و شرايط و نياز فهم آن را دارد. 48

در آيه ديگري موضوع تناسب و رعايت شرايط از زاويه ديگري مورد توجه قرار گرفته است و آمده است. " وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ إِنَّ أَنْكَرَ الأصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ؛ (پسرم) در راه رفتن، اعتدال را رعايت كن، از صداي خود بكاه (و هرگز فرياد مزن) كه زشت‌ترين صداها صداي خران است.

در اين آيه به كنترل آهنگ صدا هنگام ارتباط كلامي ميان فردي اشاره شده است و لقمان به پسرش دستور مي‌دهد كه تعادل و حركت موزون و متناسب را در همه زندگي سرلوحه برنامه‌هاي خود قرار دهد".49


سوتيترها

مهارت‌هاي رفتاري عبارتند از:1.رعايت ادب و احترام متقابل 2.رسايي كلام 3.به نرمي سخن گفتن 4.همگامي 5.شايستگي سخن.

برخورد با باورهاي اشخاص، در واقع، برخورد با حقيقت آنهاست. انگيزه و نظر ما، هرچند خيرخواهانه و روا باشد، آن‌گاه كه براي بيان اشتباه ديگران به كار مي‌رود، روند ارتباط را به مخاطره مي‌افكند. واكنش احتمالي مخاطب در اين گونه شرايط، موضعگيري تدافعي است و بهترين شيوه در اين حالت استفاده از روش همگام شدن است.

در مجموع مي‌توان معيارهاي "سخن شايسته" را در موارد ذيل دانست: الف)صراحت در گفتار ب)علم و آگاهي ج)صداقت و راستگويي در گفتار د)عمل به گفتار هـ)فروتني و ادب در گفتار و)اعراض از سخن لغو ح) انصاف در سخن گفتن ط)آسان‌گويي در گفتار ي)رعايت تناسب‌ها، شرايط و اقتضائات.


پي‌نوشت:


1 . مريم/47.

2 . لقمان،13

3 . غررالحكم، 476.

4 . همان/476.

5 . نهج الفصاحه، 358.

6 . فرهنگ فارسي عميد، 317.

7 . مفردات الفاظ قرآن، 1/309.

8 . منتخب ميزان الحكمه /80.

9 . همان/80..

10 . همان/80.

11 . تحف العقول، 650.

12 . نساء/63.

13 . حج/34 . 35.

14 . طه/27 . 30.

15 . قصص/ 34

16 . مفردات،3/62

17 . تفسير نمونه، ج13، ص212 و213.

18. طه/43 . 44.

19. منتخب ميزان الحكمه، 494.

20 . احمدزاده، مصطفي، فصلنامه پژوهشهاي قرآني، ش 46 . 47ص313.

21 . فرهنگ روابط اجتماعي در آموزه‌هاي اسلامي، 2/453.

22 . سبأ/24.

23 . بقره/285.

24 . تفسير نمونه، ج18، ص87.

25 . فرهنگ روابط اجتماعي در آموزه‌هاي اسلامي، ج2، ص454.

26 . نساء/5.

27 . مفردات الفاظ قرآن، ج2، ص586.

28 . فرهنگ روابط اجتماعي در آموزه‌هاي اسلامي، ج2، ص463.

29 . اخلاق در قرآن، ج3، ص329.

30 . ممتحنه/4.

31 . كافرون/1 . 6.

32 . نساء/43.

33 . اعراف/62.

34 . آل عمران/17.

35 . صف/2.

36 . بقره /44.

37 . اسراء/23.

38 . اخلاق در قرآن، ج3، ص332.

39 . مؤمنون/3.

40 . مفردات،3/140

41 . انعام/152.

42 . المصباح المنير،150

43 . الميزان،7/575

44 . اسراء/28.

45 . فصلنامه پژوهشهاي قرآني، ش 46 . 47، ص318.

46 . اسراء/85.

47 . بقره/217.

48 . فصلنامه پژوهشهاي قرآني، ش 46 . 47،ص319.

49 . لقمان/19.

منبع :

http://www.maarefmags.com/article.asp?Art=1821

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 آبان1387ساعت 10:29 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

مهارت ارتباط كلامي ميان فردي در قرآن (قسمت اول)

مهارت ارتباط كلامي ميان فردي در قرآن (قسمت اول)

درآمد

يكي از مواهب بزرگ خداي سبحان بر آدمي استعداد سخن گفتن است. چه آن كه آدمي با سخن گفتن آنچه را كه در درون خويش دارد آشكار مي‌كند و مقصود خويش را با سخن گفتن بيان مي‌كند. قرآن كريم به اين ويژگي انسان تكيه نموده و فرموده است:

"الرَّحْمَنُ * عَلَّمَ الْقُرْآنَ * خَلَقَ الإنْسَانَ * عَلَّمَهُ الْبَيَانَ".1

بيان يعني ظاهرنمودن، با زبان انسان مكنونات ضمير خودش را، امور پنهاني كه در ضميرش است براي ديگري آشكار مي‌كند و آن ديگري براي او آشكار مي‌كند.2

و در سوره بلد هم به اين نعمت مهم تصريح نموده است:

"أَلَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ * وَلِسَانًا وَشَفَتَيْنِ".3

از اين روي گفته مي‌شود: اصل استعداد و قدرت بر سخن گفتن امری خدادادي است كه به لطف خود، در آفرينش انسان به وديعت نهاده است، اما شکل گرفتن، فعليت يافتن و شكوفايي آن به صورت‌هاي مختلف و پيدايش زبان‌ها و لغت‌هاي گوناگون، شكل قراردادي دارد.4

سؤال اساسي كه ما در اين قسمت از بحث به دنبال آن هستيم پاسخ به اين مطلب اساسي است كه قرآن كريم چه نوع مهارت‌هايي را براي ارتباط كلامي ميان فردي مؤثر ارائه داده است تا آدمي در پرتو آن مهارت‌ها توان يابد، در گفتگوي خويش با هم ‌نوع خود به مقصود و مطلوبش برسد و پيام خود را به راحتي به ديگران برساند. اگر چه در تفاسير و كتب اخلاقي پيرامون آداب سخن گفتن مباحثي را بيان فرمودند ولي از آن جايي كه آن مطالب دسته بندي نشده و خصوصاً با عنوان انتخاب شده در نوشته ها به صورتي كه ما ارائه داديم ديده نشد بر آن شديم بخشي از خلاء موجود در عنوان ارائه شده را پر كنيم.

اهميت سخن گفتن

از آنجا كه آدمي در رساندن مافي‌الضمير خويش ناگزير به تكلم است و اندوخته‌هاي علمي خويش و تجربيات زندگي را به وسيله مهم‌ترين نعمت الهي كه همان سخن گفتن است ارائه مي‌دهد و بسياري از تنش‌ها و چالش‌هاي زندگي را با گفتار بايد حل و فصل نمايد روشن مي‌شود سخن گفتن در زندگي آدمي نقش غيرقابل انكاري دارد و از اهميت بالايي برخوردار است كه خدا اين نعمت خدادادي (استعداد سخن گفتن را) را نصيب انسان‌ها نموده است. شهيد مطهري در اهميت سخن گفتن مي‌فرمايد: "اين كه انسان با حيوان‌ها متفاوت است، به موجب همان استعدادي است كه در او براي گفتن و نوشتن نهفته شده است. يعني اگر همين يك استعداد را از انسان بگيريم انسان با حيوانات فرقي نمي‌كند. اگر بيان و قلم نبود انسان تا دامنه قيامت همان وحشي اوليه بود، محال بود به اصطلاح امروز، فرهنگ و تمدن به وجود بيايد، چون فرهنگ محصول تجارب بشر است، با بيان، انسان آن چه را كه تجربه مي‌كند و مي‌آموزد به همزمان هاي خودش منتقل مي‌كند، كه قلم هم اين خاصيت را دارد."5

واژه شناسي مهارت و ارتباط

مهارت در فرهنگ فارسي به معناي زيركي و رسايي در كار،استادي و زبر دستي آمده است.6 ودر لغت نامه دهخدا به معناي، ماهر بودن در كار،استادي ،زيركي ،چابكي و زبر دستي آمد.7

با توجه به معناي لغوي واژه مهارت ، مهارت ارتباط كلامي در اصطلاح عبارت است از آنكه آدمي در پرتو شناخت صحيح و رفتار درست به توانايي لازم در انتقال پيام و خواسته هاي ما في الضمير به مخاطب دست يابد.

ارتباط ميان فردي، فرايندي است كه در آن، اطلاعات، مفاهيم و احساسات را با پيامهاي كلامي و غيركلامي با ديگران درميان مي‌گذاريم.8

به تعبير ديگر: ارتباط هر عمل متقابلي است كه شامل انتقال پيام باشد.9

ارتباط ميان فردي نشانه هويت و تكامل آدمي است. ارتباط مؤثر موجب شكوفايي افراد و به فعليت رسيدن استعدادها و بهبود كيفيت روابط و رسيدن به آسايش در زندگي دنيايي است.

به همين خاطر در آموزه‌هاي ديني بر ارتباط مؤثر تأكيد شده است.

بديهي و آشكار است كه مهمترين راه برقراري ارتباط انسان‌ها، ارتباط كلامي است.

مهم آن است كه آدمي قدرت ارتباط كلامي مؤثر داشته باشد تا بتواند به راحتي و به نحو شايسته از اين نوع ارتباط بهره گيرد. قرآن كريم، كتاب زندگي، مهارت‌هايي را بر ارتباط كلامي مؤثر ارائه داده است كه ما در اين بخش آن‌ها را مورد بحث و بررسي قرار مي‌دهيم.


مهارت‌هاي ارتباط كلامي ميان فردي در قرآن


مهارت شناختي:

1ـ به كارگيري واژه مثبت و آرامش‌زا

نتيجه مثبت يا منفي يك ارتباط كلامي ميان فردي ارتباط تنگاتنگي با نحوه شروع و پايان آن، ارتباط دارد. اگر ارتباط كلامي با كلمات مثبت (امنيت‌آور و آرامش‌زا) شروع شود، تداوم ارتباط، براي طرفين، دلنشين و خوشايند خواهد بود، همان‌گونه كه به كارگيري كلماتي كه داراي بار منفي است در ارتباط طرفين ايجاد اختلال مي‌كند.

قرآن كريم در آياتي به سلام كردن در آغاز و پايان مكالمه توصيه نموده و از سلام به عنوان يك واژه مثبت و آرامش‌دهنده در ارتباط كلامي ميان فردي به نيكي ياد نموده است.

1ـ "وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ؛ هرگاه كساني كه به آيات ما ايمان دارند نزد تو آيند، به آن‌ها بگو: سلام بر شما".10

2ـ زماني كه فرشتگان براي تخريب شهر لوط به نزد حضرت ابراهيم(ع) آمدند در آغاز ملاقات به آن حضرت سلام كردند.

"وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا سَلامًا قَالَ سَلامٌ؛ فرستادگان ما (فرشتگان) براي ابراهيم بشارت آوردند، گفتند: سلام (او نيز) گفت: سلام".11

3ـ به مؤمنين دستور داده شده به هنگام ورود در خانه ديگران طلب استيناس نموده و سلام كنند. "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا؛ اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! در خانه‌هايي غير از خانه ‌خود وارد نشويد تا اجازه بگيريد و بر اهل آن خانه سلام كنيد".12

4ـ زماني كه حضرت ابراهيم(ع) خواست از آزر جدا شود به او سلام كرد. "قَالَ سَلامٌ عَلَيْكَ".13

باتوجه به معناي واژه سلام، بنابر گفته راغب كه عبارت از، صلح و آشتي است.14 از مجموع اين آيات و آيات ديگر به دست مي‌آيد كه قرآن كريم اين اصل (به كارگيري واژه مثبت و آرامش‌زا) را در ارتباط كلامي مؤثر ميان فردي به عنوان يك اصل ثابت و مسلم پذيرفته است.

ناگفته نماند واژه مثبت و آرامش‌زا منحصر به سلام نيست، بلكه هر واژه مثبتي كه آرامش را به همراه داشته باشد استفاده از آن نيكو و پسنديده است، كه البته در فرهنگ قرآني به پيروان كتاب زندگي دستور داده شده است ابتداي سخن با سلام شروع شود. بر اساس همين نگرش وحياني، معصومين(ع) بر شروع سخن با سلام تأكيد نمودند. رسول اكرم(ص) فرمود: "اَلسَّلامُ تَحِيَّةٌ لِمِلَّتِنا و اَمان لِذِمَّتِنا"15 واژة (سلام) درود جامعة ما و حافظ ذمّة ماست.

مردي با امام حسين(ع) آغاز سخن كرد كه خدا عافيت بخشد، حالت چگونه است. حضرت فرمود: "اَلسَّلامُ قَبْلَ الكلامِ عافاكَ الله، لاتَأذَنُوا لِأحَدٍ يُسَلِّمَ".16

خدا عافيت دهد، سلام كردن بر سخن گفتن مقدم است. تا كسي سلام نداده به او اجازه سخن ندهيد.

براساس همين بينش توحيدي بخيل واقعي كسي است كه از سلام نمودن بخل ورزد. امام حسين(ع) فرمود:‌ "اَلْبَخيلُ مَنْ بَخِلَ بالسَّلامِ؛ بخيل كسي است كه از سلام كردن بخل ورزد ".17

شايد يكي از حكمت‌هاي سلام اين باشد كه هر انساني در زندگي خود پيوسته نگراني‌ها، ترس‌ها و اضطراب‌هايي دارد و با هركسي هم كه برخورد مي‌كند، چون احتمال مي‌دهد كه از سوي او ضرري متوجهش شود، نوعي نگراني و اضطراب به او روي مي‌آورد. بنابراين نخستين چيزي كه در هر ملاقات و برخورد انسان‌ها مطلوب و شیرین است برطرف شدن این نگرانی و دلهره خواهد بود تا انسان احساس آرامش كند و مطمئن شود كه از سوي آن شخص هيچ ضرري به او نمي‌رسد و خطري او را تهديد نمي‌كند. بنابراين در اولين برخورد، بهترين چيزي كه بايد مسلمان‌ها رعايت كنند، دادن امنيت و آرامش به طرف مقابل و مخاطب خويش است تا مطمئن شود كه از طرف مقابل ضرري متوجه او نيست. 18

ارتباط كلامي كه گام نخست روابط اجتماعي به شمار مي‌آيد، مانند هر رابطه اجتماعي ديگر بايد براي انسان احساس امنيت و آرامش فراهم سازد، و قرآن باتوجه به همين نكته از مؤمنان خواسته است كه آغاز و پايان ارتباطات كلامي خود را با سلام زينت بخشند تا فضاي سلامتي براي گيرنده علاوه بر فضاسازي براي شكل‌گيري يك ارتباط شاداب و اثرگذار ميان يكديگر، زمينه را براي پاسخ سلام خود از جانب گيرنده كه متقابلاً سلامتي را براي فرستنده طلب مي‌كند فراهم مي‌سازد، در نتيجه، ارتباط در محيطي كاملاً فعّال، واقعي، سالم و مملو از مهرباني شكل مي‌گيرد كه هم براي ارتقاء سطح بهره‌وري ارتباط كلامي ميان فردي مي‌افزايد و هم بهره‌وري از زمان را براي هر دو طرف گفتگو به ارمغان مي‌آورد. 19

2ـ اعتماد آفريني20

از عوامل مهم ارتباط مؤثر و نفوذ در مخاطب، كسب اعتماد او به گفتار و انگيزه گوينده است که ميان افزايش عناصر اعتماد ‌آفرين با افزايش پذيرش مخاطب، رابطه مستقيمي وجود دارد.

قرآن كريم با اشاره‌اي نغز در داستان ابراهيم، اين واقعيت را بيان كرده است: هنگامي كه جمعي از فرشتگان براي نابودي قوم لوط به صورت ناشناس، نزد حضرت ابراهيم(ع) آمدند و از خوردن غذا خودداري ورزيدند. ابراهيم(ع) احساس بيگانگي و دلهره كرد و از گفتگو با آنان، خودداري نمود ولي پس از شناسايي و دريافت بشارت از آنان، باب گفتگو را دربارة مأموريت آنان و شفاعت از قوم لوط گشود.

"فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الرَّوْعُ وَجَاءَتْهُ الْبُشْرَى يُجَادِلُنَا فِي قَوْمِ لُوطٍ؛ هنگامي كه ترس ابراهيم فرونشست، و بشارت به او رسيد، درباره قوم لوط با ما مجادله مي‌كرد".21

از اين آيه برمي‌آيد كه پيش شرط گفتگوهاي مؤثر و سازنده، ايجاد فضايي امن، همراه با اعتمادي متقابل است.


عناصر اعتمادآفرين در روابط گفتاري:22

الف، راستگويي

از عوامل مؤثري كه موجب ايجاد و تحكيم اعتماد مخاطب مي‌گردد، صداقت گوينده است، به طوري كه براي شنونده، از روي قرائن يا شناخت قبلي كاملاً محسوس و ملموس باشد، چه آن كه، هيچ‌گونه اعتمادي به دروغ‌گو نيست.

امام باقر(ع) فرمود: "تعلّموا الصدق قبل الحديث".23

راستگويي را پيش از سخنگويي بياموزيد.

ب، خيرخواهي

تصور خيرخواهي و دلسوز بودن گوينده در ذهن مخاطب، تحكيم اعتماد وي را به دنبال دارد و در نتيجه تأثير فزونتر گفتار بر دل و جان او را باعث مي‌گردد.

از اين روي، پيامبران هنگام دعوت و گفتگو، بر خيرخواهي و دلسوزي خود تأكيد مي‌ورزيدند.

از حضرت نوح(ع) نقل شده است: "أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاتِ رَبِّي وَأَنْصَحُ لَكُمْ؛ رسالت‌هاي پروردگارم را به شما ابلاغ مي‌كنم، و خيرخواه شما هستم".24

ج، پرهيز از خودمحوري

غرور و خود برتربيني در گفتگو و بي‌توجهي به نگرشهاي طرف مقابل سلب اعتماد وي از برقراريِ ارتباطي مفيد و مؤثر را به دنبال خواهد داشت.

اشراف قوم نوح به خاطر خود برتربيني و تصور دروغگو بودن آن حضرت حاضر به گوش دل دادن گفتار آن حضرت نشدند: "وَمَا نَرَى لَكُمْ عَلَيْنَا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِينَ؛ و براي شما فضيلتي نسبت به خود نمي‌بينم، بلكه شما را دروغگو تصور مي‌كنم".25


د، معرفي خود

از روشهاي اعتمادآفريني، معرفي خود و هدف خويش با واژگاني صميمانه و نيز، بيان توانمندي و تخصص خويش است تا راه بر هرگونه پيش‌داوري و گمانه‌زني بسته شود. از اين روي پيامبران الهي، در گام نخست، به معرفي خويش و اهداف خود پرداختند.

براي نمونه حضرت نوح(ع) مي‌فرمود: "إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ * فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ * وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ مسلما من براي شما پيامبري امين هستم. تقواي الهي پيشه كنيد و مرا اطاعت نماييد. من براي (دعوت) هيچ مزدي از شما نمي‌طلبم".26

3ـ اجتناب از واژه‌هاي زشت و نفرت‌انگيز

به طوركلي ارتباط آدمي با يكديگر براساس دو بينش كرامت و اهانت برقرار مي‌گردد.

از ديدگاه قرآن كريم، ارتباطي سالم است كه بر پايه تكريم شخصيت و عزت نفس و احترام متقابل افراد انساني صورت گيرد. بديهي است، زماني متكلم با الفاظ زشت و دشمني‌زا سخن بگويد، در مخاطب نه تنها تأثير نمي‌گذارد بلكه زمينه‌ساز اختلال در ارتباط را فراهم مي‌آورد. علي(ع) فرمود: "ايّاكَ و مُسْتَهْجَنَ الكَلامَ فَإِنَّهُ يَوغِرُ القلب؛ از سخن زشت بپرهيزيد كه دلها را به كينه آورد".27

چه آن كه طبع آدمي با الفاظ زشت، تنفر دارد و هيچ وقت گوش دل، به سخنان كسي كه در مورد او با واژه‌هاي زشت بهره گرفته مي‌شود، نمي‌دهد و آن را پذيرا نمي‌شود. براساس اين كه طبع آدمي به الفاظ نيك گرايش دارد خداوند دستور به سخن نيك مي‌دهد. "و قولوا للناس حُسناً؛ و به مردم نيك بگوييد".28

آدمي در ايجاد ارتباط كلامي مؤثر ناگزير به اجتناب نمودن از واژه‌هاي زشت است.

امام باقر(ع) فرمود: "قُولُوا لِلنّاسِ أَحْسَنَ ما تُحِبُّونَ اَنْ يقال لَكُمْ؛ با مردم به نيكوترين سخن كه دوست داريد آنان به شما بگويند، سخن بگوييد".29

قرآن به پيروان خويش دستور مي‌دهد از ناسزا گويي اجتناب كنند. "وَلا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ؛ كساني كه غير خدا را مي‌خوانند دشنام ندهيد، مبادا آن‌ها (نيز) از روي (ظلم و) جهل، خدا را دشنام دهند".30

كتاب زندگي، مؤمنين را از آشفته گويي و به كارگيري كلمات زشت پرهيز داده و فرموده است: "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلا سَدِيدًا؛ اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! تقواي الهي پيشه كنيد و سخن حق بگوييد".31 "وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلا مَعْرُوفًا؛ و با آن‌ها سخن شايسته بگوئيد".32 "وَقُلْ لِعِبَادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلإنْسَانِ عَدُوًّا مُبِينًا؛ به بندگانم بگو: سخن بگوئيد كه بهترين باشد، چرا كه شيطان ميان آن‌ها فتنه و فساد مي‌كند، هميشه شيطان دشمن آشكاري براي انسان بوده است".33

و همچنين مؤمنان را از صدازدن ديگران با القاب زشت بازداشته و فرموده است: "وَلا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَلا تَنَابَزُوا بِالألْقَابِ؛ و با القاب زشت و ناپسند يكديگر را ياد نكنيد".34

4ـ در نظرگرفتن سطح فهم و نياز مخاطب

گوينده بايستي به سطح فهم و خرد مخاطب توجه داشته باشد چه آن كه عدم توجه به اين اصل گوينده را از مقصود خويش كه همان رساندن پيام به مخاطب است بازمي‌دارد. مخاطب هنگامي تحمل شنيدن را در خود ايجاد مي‌كند كه مطالب متكلم به فراخور فهم و دانش او باشد و إلاّ احساس خستگي و بيگانگي از گفته‌هاي گوينده را در خود مشاهده مي‌كند.

براساس همين اصل محوري، پيام‌آوران الهي در مرحلة نخست به زبان قوم خويش سخن مي‌گفتند: "وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ؛ ما هيچ پيامبري را، جز به زبان قومش، نفرستاديم تا (حقايق را) براي آن‌ها آشكار سازد".35

تبيين حقايق زماني قابل تحقق است كه سطح فكري مخاطب رعايت شود.

رسول خدا(ص) فرموده است: "إِنّا معاشِرَ الانبياءِ أُمِرْنا أن نُكَلِّمَ الناس علي قدر عقولِهِمْ؛ ما پيامبران مأموريم تا با مردم به اندازه درك و عقلشان سخن گوئيم. توجه به عنصر ياد شده، در گفتگو با كودكان از ضرورتي مضاعف برخوردار است. چه آن كه درك محدود و اطلاعات اندك آنان نيازمند گشودن زبان كودكي با آنان است.".36

رسول اكرم(ص) مي‌فرمايد: "من كان عِنْدَهُ صَبِيٌّ فليتصاب له؛ هركس كودكي نزد اوست، بايد كه برايش كودكي كند".37

سوتيترها

تفاوت انسان با حيوان، به موجب همان استعدادي است كه در او براي گفتن و نوشتن نهفته است؛ يعني اگر همين يك استعداد را از انسان بگيريم انسان با حيوان فرقي ندارد. اگر بيان و قلم نبود انسان تا دامنه قيامت همان وحشي اوليه بود.

قرآن كريم در آياتي به سلام كردن در آغاز و پايان مكالمه توصيه نموده و از سلام به عنوان يك واژه مثبت و آرامش‌دهنده در ارتباط كلامي ميان فردي به نيكي ياد مي‌كند.

واژه مثبت و آرامش‌زا منحصر به سلام نيست، بلكه هر واژه مثبتي كه آرامش را به همراه داشته باشد استفاده از آن نيكو و پسنديده است.

پي‌نوشت:


1 . الرحمن /1 . 4.

2 . آشنايي با قرآن، ج6، ص16.

3 . بلد/8 . 9.

4 . مصباح يزدي، محمدتقي، اخلاق در قرآن، ج 3، ص328

5 . آشنايي با قرآن، ج6، ص16.

6 . فرهنگ عميد

7 . لغت نامه دهخدا،ذيل ماده ميم،ص16

8 . هارجي، اُوِن و كريستين ساندرز و ديويد ايسكون، به نقل از فرهنگ روابط اجتماعي در آموزهاي اسلامي، ج 2، ص 448.

9 . ماهوان، سعيد، آشنايي با مهارت‌هاي زندگي، ص128.

10 . انعام/54.

11 . هود/69.

12 . نور/27.

13 . مريم/47.

14 . مفردات الفاظ قرآن، 2/250.

15 . كرمي فريدي، نهج الفصاحه، ص341

16 . گروه حديث پژوهشكده باقرالعلوم، فرهنگ جامع سخنان امام حسين(ع)، ترجمه علی مویدی، ص813

17 . همان، 813.

18 . اخلاق در قرآن، ج3، ص255.

19 . احمدزاده، سيدمصطفي، اصول حاکم بر ارتباطات کلامی میان فردی ازدیدگاه قرآن،فصلنامه پژوهشهاي قرآني، دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی، ش 46 . 47 ص311 - 312.

20 . گروه پژوهشي علوم قرآن و حديث دانشگاه علوم اسلامي رضوي، فرهنگ روابط اجتماعي در آموزه‌هاي اسلامي، ج2، ص451.

21 . هود/74.

22 . فرهنگ روابط اجتماعي در آموزه‌هاي اسلامي، ج2، ص452.

23. منتخب ميزان الحكمه، 314.

24. اعراف/62.

25. هود/27.

26. شعراء /107 . 109.

27. غررالحكم، 192.

28 . بقره/83

29. تحف العقول، 534.

30 . انعام/108.

31 . احزاب/70.

32 . نساء/5.

33 . اسراء/53.

34 . حجرات/11.

35 . ابراهيم/5.

36 . تحف العقول،60.

37 . محمد، محمدي ري‌شهري، حكمت‌نامه كودك، ترجمه عباس پسنديده، ص 266.

منبع :

http://www.maarefmags.com/article.asp?Art=1798

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 آبان1387ساعت 10:24 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

کتابشناسی فن بیان : چگونه حرف بزنيم تا نوجوانها گوش بدهند

چگونه حرف بزنيم تا نوجوانها گوش بدهند و چگونه گوش بدهيم تا نوجوانها حرف بزنند

نویسنده: ادل في بر- الاين مازليش

مترجم: مهدي قراچه داغي

ناشر: مهر

قطع کتاب: رقعی

نوع جلد: شمیز

تعداد صفحه: 180

شابک: 4-53-6142-964-978

در اين كتاب به زباني ساده و با آوردن مثال‌هاي مختلف، به بهبود روابط ميان نوجوانان و والدين آن‌ها كمك می شود.

برخي از راه‌كارهايي پيشنهادی به والدين بدين‌قرارند:

  1. تصديق كردن احساسات نوجوان
  2. شناسايي انديشه و احساسات او
  3. بيان مساله به جاي دستور دادن
  4. بيان احساسات خود به جاي حمله به نوجوانان
  5. اطلاعات دادن به جاي سرزنش كردن
  6. به اجمال حرف زدن به جاي سخنراني مفصل
  7. حرف زدن از انتظارات خود به جاي اشاره به اشتباهات نوجوان
  8. استفاده از نوشته به جاي غر زدن
  9. حل كردن مساله به اتفاق نوجوان
  10. ملاقات با نوجوان
  11. بيان احساسات و انتظارات خود به جاي ابزار دلخوري‌ها.
+ نوشته شده در  سه شنبه 14 آبان1387ساعت 4:23 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

سخن و سخنوری از منظر امیر سخن حضرت علی علیه السلام

سخن و سخنوری از منظر امیر سخن حضرت علی علیه السلام


بس نکته غیر حُسن بباید که تا کسی مطبوعِ طبعِ مردمِ صاحبنظر شود

از یک جهت، تبلیغ بر سه گونه است:

1. تبلیغ با گفتار

2. تبلیغ با نوشتار

3. تبلیغ با رفتار

از جهت فزونی، تبلیغ با گفتار فراوانتر و رایجتر است؛ ولی غمگنانه باید این واقعیت تلخ را پذیرفت و گفت که شماری از ما مبلّغان اگر نگوییم بسیاری از ما هنگام تبلیغ با گفتار، به مقدمات، شرایط، اصول و روش های «سخن گفتن» چندان توجه نمی کنیم و حال آنکه در این زمینه باید دست کم به دو امر مهم توجه کنیم:

1. سخنِ خوب گفتن

2. خوب سخن گفتن

می توانیم امر اول را در حوزه محتوای سخن و گفتار و امر دوم را در حوزه قالب سخن و گفتار در نظر آوریم که هر دو، لازم و ملزوم یکدیگرند؛ اما جای بسی شگفتی است اگر برای «چگونه گفتن» به اندازه «چه چیز گفتن» ارزش و اهمیت قائل نشویم.

به همین منظور و در سال امیر سخن، حضرت امیر مؤمنان علی علیه السلام ، 40 سخن از سخنان نغز و پر مغز ایشان در زمینه تبلیغ گفتاری و بویژه در حوزه قالب گفتار و چگونه سخن گفتن را با شما، مبلّغان گرامی، در میان می نهیم و با عنوان هایی تأمل برانگیز و گاه اشعاری زیبا از شاعران این مرز و بوم به قلم می آوریم تا شاید قبول خاطر حضرتش ارزانی مان شود.

شایان گفتن است 40 حدیث زیبایی را که آورده ایم، از کتاب «مُعجَم الفاظ غُرَر الحِکَم و دُرَر الکَلِم، چاپ اول، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، 1413» برگرفته و شماره صفحه هر حدیث را در پایان ترجمه آن و درون پرانتز ذکر کرده ایم.
1. شخصیت ما به سخنان ما بستگی دارد

«تکلّموا تعرفوا فإنّ المرء مخبوء تحت لسانه؛

سخن بگویید تا شناخته شوید؛ زیرا (شخصیت) آدمی زیر زبانش نهفته است.» (ص 994)
تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد

***
زبان در دهان ای خردمند چیست کلید در گنجِ صاحبْ هنر
چو درْ بسته باشد چه داند کسی که جوهرفروش است یا پیله ور
2. چرا زیبا سخن نمی گوییم؟

«جمیل القول دلیل وفور العقل؛

زیبایی سخن، نشانه فزونْ خِرَدی است.» (ص 946)
3. اگر پاسخ زیبا می خواهیم

«أجملوا فی الخطاب تسمعوا جمیل الجواب؛

سخن گفتن (با دیگران) را زیبا کنید تا پاسخ زیبا (از آنان) بشنوید.» (ص 294)
4. از روی حقیقت، سخن بگوییم

«إیّاک و الکلام فیما لاتعرف طریقته و لاتعلم حقیقته... ؛

از سخن گفتن در موردی که راه و چاره آن را نمی شناسی و حقیقت آن را نمی دانی بپرهیز.» (ص 995)
زبانْ بُریده به کُنجی نشسته صُمٌّ بُکم بِه از کسی که زبانش نباشد اندر حُکم
5. چرا سخنان گرانپایه نمی گوییم؟

«المرء یوزن بقوله و یقوّم بفعله فقل ما ترجّح زنته و افعل ما تجلّ قیمته؛

انسان به گفتارش سنجیده و به رفتارش ارزشگذاری می شود. بنابراین، چیزی بگو که گرانپایه و کاری بکن که گرانبها باشد.» (ص 1264)
غلام آن کلماتم که آتش انگیزد نه آب سرد زند در سخن بر آتش تیز
6. سخن بلیغ این است

«البلاغة ما سهل علی المنطق و خفّ علی الفطنة؛

سخن رسا آن است که بآسانی بر زبان آید و بسادگی فهمیده شود.»(ص 111)
7. مجاز و ایجاز سخن نیکو بُوَد

«أبلغ البلاغة ما سهل فی الصّواب مجازه و حسن إیجازه؛

رساترین سخن آن است که افزون بر درستی، مجاز آن آسان(فهم) و کوتاهی آن نیکو (و در خور) باشد.»(ص 111)
درخشنده روشن روانِ کسی که کوتاه گوید به معنی بسی
سخن گوید آن سان که دلخواهتر ز لفظ، آن گُزیند که کوتاهتر
8. گویا و خردمندانه سخن بگوییم

«ءایة البلاغة قلب عقول ولسان قائل؛

نشانه بلاغت، داشتن اندیشه ای سرشار از خِرَدورزی و زبانی سرشار از گویایی است.» (ص 111)
سخن چون برابر بُوَد با خِرَد ز گفتار گوینده رامِش بَرَد
9. امان از تکرار و تکرار و تکرار!

«علامة العیّ تکرار الکلام عند المناظرة... ؛

نشانه درماندگی، تکرار سخن هنگام گفت و گو است.» (ص 995)
سخن گر چه دلبند و شیرین بُوَد سزاوار تصدیق و تحسین بُوَد
چو یک بار گفتی، مگو باز پس که حلوا چو یک بار خوردند، بس
10. در پرتو اندیشه سخن بگوییم

«فکّر ثمّ تکلّم تسلم من الزّلل؛

نخست اندیشه کن آن گاه سخن گوی تا از لغزش ها در امان باشی.» (ص 994)
سخن کان از سر اندیشه ناید نوشتن را و گفتن را نشاید

***
اول اندیشه وانگهی گفتار پای بست آمده است و پس، دیوار

***
سخندانِ پرورده، پیر کهن بیندیشد، آن گه بگوید سخن
مزن بی تأمل به گفتار دَم نکو گو و گر دیرگویی چه غم؟
بیندیش و آن گه برآور نَفَس و زان پیش بس کن که گویند بس
به نطق، آدمی بهتر است از دواب دواب از تو بِه، گر نگویی صواب
11. نرم و روان سخن بگوییم

«من لانت کلمته وجبت محبّته؛

هر کس سخن گفتنش نرم و روان باشد، دوست داشتنش نیز بایسته باشد.» (ص 994)
درشتی ز کَس نشنود، نرم گوی سخن تا توانی به آزرم گوی
12. دوست داری تو را سرزنش نکنند؟

«عوّد لسانک حسن الکلام تأمن الملام؛

زبان خویش را به سخنان پسندیده عادت ده تا از سرزنش (دیگران) در امان باشی.» (ص 995)
13. چرا سخنان خود را دسته بندی نمی کنیم؟

«أحسن الکلام ما زانه حسن النّظام و فهمه الخاصّ و العامّ؛

زیباترین سخن آن است که با نظم و ترتیبی زیبا آراسته شده و برای خاص و عام قابل فهم باشد.» (ص 995)
بیارای! سخنگویِ چابک سرای بساط سخن را یکایک به جای
14. الفاظ پیچیده و نامأنوس به کار نبریم

«أحسن الکلام ما لاتمجّه الاذان و لایتعب فهمه الأفهام؛

زیباترین سخن آن است که برای گوش ها ناخوشایند و دریافت آن برای فهم (مردم) رنج آور نباشد.» (ص 995)
بشنو موعظه اهل عُقول کَلِّمِ النّاس علی قدر عُقول
اصل، معنی است نه تزیین کلام سخن آن است که فهمند عوام
15. راست ترین سخن چه سخنی است؟

«أصدق المقال ما نطق به لسان الحال؛

راست ترین سخن آن است که زبان حال نیز گویای آن باشد.» (ص 948)
بیان شوق چه حاجت، که سوز آتش دل توان شناخت ز سوزی که در سخن باشد
16. به عمل کار برآید، به سخنرانی نیست

«أحسن المقال ما صدّقه حسن الفعال؛

نیکوترین سخن آن است که رفتار نیک (گوینده اش) بر آن گواهی دهد.» (ص 948)
بزرگی سراسر به گفتار نیست دو صد گفته چون نیم کردار نیست
17. از سخنان یاوه و بیهوده بپرهیزیم

«أسوء القول الهذر؛

بدترین سخن گفتن، یاوه گویی است.» (ص 946)
18. چرا تناقض گویی؟

«شرّ القول ما نقض بعضه بعضا؛

زشت ترین سخن آن است که پاره ای از

آن، پاره دیگرش را نقض کند.»(ص946)
19. نکند از کلمات زشت استفاده کنیم!

«إیّاک و ما یستهجن من الکلام فإنّه یحبس علیک اللّئام و ینفّر عنک الکرام؛

از سخنان زشت پرهیز کن؛ زیرا فرومایگان را به گِردت نگه می دارد و گرانپایگان را از گِردت می راند.» (ص 1289)
سخن، خوب است ز اول، خاطر کَس را نرنجاند که بعد از گفت و گو، سودی ندارد لب گَزیدن ها
20. مطالعه و سرمایه علمی مهمتر است

«ینبغی أن یکون علم الرّجل زائدا علی نطقه و عقله غالبا علی لسانه؛

سزاوار است که دانش آدمی از سخن گفتن او فزونتر و خِرَدورزی وی بر زبانش چیره تر باشد.» (ص 1397)
21. آنچه از دل بر آید ...

«إذا طابق الکلام نیّة المتکلّم قبله السّامع و إذا خالف نیّته لم یحسن موقعه فی قلبه؛

هرگاه سخن گوینده با باور درونی اش یکسان باشد، شنونده آن را می پذیرد. و هر گاه با باور درونی اش یکسان نباشد، در جان شنونده از جایگاه خوبی برخوردار نمی شود.» (ص 1331)
22. دلمان به این خوش نباشد

«من أعجبه قوله فقد غرب عقله؛

سخن هر کس او را خوش کند، بی گمان

از خِرَدورزی اش دور مانَد.» (ص 947)
مشو غرّه به حُسن گفتار خویش به تحسین نادان و پندار خویش
23. پژوهشگرانه سخن بگوییم

«من تفقّد مقاله قلّ غلطه؛

هر کس سخنش پژوهشگرانه باشد، اشتباهش نیز اندَکانه باشد.» (ص 948)
سخن باید به دانش دَرج کردن چو زر سنجیدن آن گه خرج کردن
نخست اندیشه کن، آن گاه گفتار که نامحکم بُوَد بی بیخ، دیوار
24. چرا مطالب را جمع بندی نمی کنیم؟

«من قام بفتق القول و رتقه فقد حاز البلاغة؛

هر کس بتواند دامنه سخن را بگستراند و سپس آن را خوب جمع بندی کند، بی گمان به رسایی سخن دست یافته است.» (ص 111)
25. هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد

«لاتتکلّمنّ إذا لم تجد للکلام موقعا؛

هر گاه برای سخن گفتن جایگاهی (درخور) نیافتی، هرگز سخن نگو.» (ص 994)
مجال سخن تا نیابی، مگوی چو میدان نبینی، نگه دار گوی
26.چرا هر چه را می دانی می گویی؟

«لاتتکلّم بکلّ ما تعلم فکفی بذلک جهلا؛

هر چه را می دانی نگو؛ زیرا برای نادانی (تو) همین بس است.» (ص 994)
27. وای از این سخنوری!

«لاتقل ما یکسبک وزرا أو ینفّر عنک حرّا؛

سخنی نگو که گناهی را برای تو به بار آورد و یا آزاده ای را از تو براند.» (ص 945)
28. با احاطه علمی سخن بگوییم

«لاتخبر بما لم تحط به علما؛

از چیزی که دانشی فراگیر نسبت به آن نداری، سخن نگو.» (ص 282)
سخن کز علم گویی راست آن است مرا از اهل دل درخواست آن است
29. بر هر شنیده ای تکیه نکنیم

«لاتحدّث النّاس بکلّ ما تسمع فکفی بذلک خرقا؛

هر چه را می شنوی با مردم در میان نگذار؛ زیرا برای نادانی و سست انگاری (تو) همین بس است.» (ص 197)
30. سخنی را نگو که تکذیبت کنند

«لاتحدّث بما تخاف تکذیبه؛

از چیزی که بیم آن داری دروغش پندارند، سخن نگو.» (ص 197)
سخن را به اندازه ای دار پاس که باور توان کردَنَش در قیاس
31. این پاسخ، از شخصیت ما نمی کاهد

«لایستحیینّ أحد إذا سئل عمّا لایعلم أن یقول لاأعلم؛

اگر چیزی را از کسی پرسند که پاسخ آن را نمی داند، هرگز شرم نکند از اینکه گوید: «نمی دانم».» (ص 945)
32. سخنرانی را این همه طولانی نکنیم

«ءافة الکلام الإطالة؛

درازگویی بیماری سخنگویی است.» (ص 995)
گفتار دراز مختصر باید کرد از یار بدآموز حذر باید کرد
33. چرا زوائد و حواشی سخن زیاد می شود؟

«کثرة الکلام تبسط حواشیه و تنقص معانیه فلایری له أمد و لاینتفع به أحد؛

پُرگویی، سخن را درازدامن و تُنُک مایه می کند به گونه ای که هیچ پایانی برای آن دیده نمی شود و هیچ کسی از آن بهره مند نمی گردد.» (ص 1362)
سخن را سر است ای خردمند و بُن میاور سخن در میان سخن
خداوند تدبیر و فرهنگ و هوش نگوید سخن، تا نبیند خموش
34. چرا شنوندگان از ما خسته می شوند؟

«کثرة الکلام تملّ السّمع؛

پُرگویی گوش را خسته می کند.» (ص 995)
سخن را مَطلَع و مَقطَع بباید که پُر گفتن ملالت می فزاید
35. بهترین سخنرانی این است

«خیر الکلام ما لایملّ و لایقلّ؛

بهترین سخن آن است که هم خسته کننده نباشد و هم اندک نباشد.» (ص 995)
با آنکه سخن به لطف آب است کم گفتن هر سخن صواب است
آب ار چه همه زلال خیزد از خوردن پُر، ملال خیزد
کم گوی و گُزیده گوی چون دُر تا ز اندک تو جهان شود پُر
لاف از سخنِ چو دُر توان زد آن خشت بُوَد که پُر توان زد
یک دسته گُلِ دماغ پرور از خرمن صد گیاه بهتر
36. دوست داری تو را تحسین کنند؟

«من أمسک عن فضول المقال شهدت بعقله الرّجال؛

هر کس از گفتن اضافات سخن بپرهیزد، بزرگان به خِرَدورزی اش گواهی دهند.» (ص 948)
37. با روش غیر مستقیم هم سخن بگوییم

«من اکتفی بالتّلویح استغنی عن

التّصریح؛

هر کس به اشاره گویی بسنده کند، از آشکارگویی بی نیاز شود.» (ص 1032)
38. در دادن پاسخ، شتابان نباشیم

«من أسرع فی الجواب لم یدرک الصّواب؛

هر کس در دادن پاسخ شتاب نماید، از دادن پاسخِ درست باز مانَد.»

(ص 170)
39. با نابِخرَدان چگونه سخن بگوییم؟

«ترک جواب السّفیه أبلغ جوابه؛

ندادن پاسخ به نابِخرد، رساترین پاسخ به اوست.» (ص 170)
40. چه شیرین است شیرین سخنی!

«من عذب لسانه کثر إخوانه؛

هر کس شیرین سخن باشد، برادران او فراوان شوند.»(ص 1028)
به گفتار شیرین، فریبنده مرد کند آنچه نتوان به شمشیر کرد

***
همی همچو جان زان نگردد کهن که فرزند جان است شیرین سخن

منبع :
مجله مبلغان، شماره 11 ، مهدی فاطمی؛

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 آبان1387ساعت 8:45 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

قرآن کریم و نیکو سخن گفتن

قرآن کریم و نیکو سخن گفتن


مهدی تجلیل
 
مقدمه
 
چنان که می‏دانیم آدمی یک خود فردی دارد و آن مجموعه‏ای از اندیشه‏ها، آمال، امیال، خواست‏ها و شهوات اوست که در این قلمرو، کارهای عادی خود را انجام می‏دهد. این مرتبه را می‏توان مرتبه«دانی و حیوانی»او نامید و دیگری خود«علوی، انسانی و ملکوتی»اوست.خود حیوانی و خاکی آدم تنها وسیله و مرکبی برای رسیدن به خود انسانی وی به شمار می‏رود.«اما خود متعالی»انگیزه معنوی و الهی دارد، پایگاه کرامت ذاتی انسان محسوب می‏شود و با این جنبه از وجود خود است که آدمی ارزش، قداست و تعالی پیدا می‏کند.
 باری همین خود ملکوتی انسان است که سرچشمه ارزش‏های متعالی و انسانی می‏شود و به اخلاق معنایی فراتر از سود و مصلحت می‏بخشد.بنابراین، با قبول این جنبه از خود انسانی، ارزش‏های اخلاقی انسان اثبات می‏شوند و به منصه ظهور می‏رسند.
 در این مقاله، ابتدا کلیاتی را تحت عنوان«نکته‏ها»در خصوص آثار نیکو سخن گفتن و خوش کلامی از زبان پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم)و ائمه معصومین (علیهم السلام)می‏آوریم، آن‏گاه به متن قرآن و تفسیر وارد می‏شویم و آیاتی را در زمینه خوش کلامی و با یکدیگر به نیکی سخن گفتن نقد و تحلیل می‏کنیم.
 
الف)نکته‏ها
 
در ستایش سخن خوش و نیکو روایات بسیار است.در این‏جا به نمونه‏هایی از آن‏ها به شرح زیر اشاره می‏کنیم:
 1.رسول خدا(ص)فرمود: ثلاث من لقی اللّه تعالی‏ بهنّ دخل الجنّة من ایّ باب شاء:من حسن خلقه، و خشی اللّه فی المغیب و المحضر، و ترک المراء و ان کان محقّاً. 1
 ترجمه:«سه چیز است که هر که خدا را با آن‏ها ملاقات کند، از هر دری که بخواهد داخل بهشت می‏شود کسی که خلقش نیکو باشد، کسی که در نهان و آشکار از خدا بترسد، و کسی که ترک جدال کند، اگر چه حق با او باشد.»
 2.و فرمود:خوش کلامی و اطعام شما را در بهشت جای می‏دهد. 2
 3...و فرمود:در بهشت غرفه‏هایی هست که(از درخشندگی)بیرون آن‏ها از درون و درون آن‏ها از بیرون دیده می‏شود. خدا آن‏ها را برای کسانی آماده کرده است که مردم را اطعام کنند و خوش سخن باشند. 3
 4...و فرمود:الکلمة الطّیّبة صدقة. 4
 ترجمه:«سخن نیکو صدقه است.»
 5.امام باقر(ع)فرمود:قولوا للنّاس احسن ما تحبّون ان یقال لکم.
 ترجمه:«با مردم به نیکوترین وجهی که می‏خواهید با شما سخن گفته شود، سخن بگویید.»
 6.همچنین، پیامبر اکرم(ص) فرمودند 5 :
 -سه چیز است که در هر که نیست، کارش انجام نگیرد:تقوایی که وی را از گناه باز دارد، اخلاقی که با مردم بسازد و مدارا کند و حلمی که با آن سبکی را از نادان سبکسر دفع کند.
 -خدا مهربان و دارنده رفق است و کسی را که چنین باشد، دوست دارد و آن پاداشی که بر رفق و نرمی می‏دهد، بر عنف و درشتی نمی‏دهد.
 -هر کس در کار خود رفق داشته باشد، به آنچه از مردم بخواهد، می‏رسد.
 -هر که را رفق و نرمی دادند، خیر دنیا و آخرت به او دادند و هر که را از رفق محروم ساختند، او را از خیر دنیا و آخرت محروم کردند.
 7.امام کاظم(ع)نیز فرمودند 6 : «نصف عیش و زندگی آدمی رفق و نرمی است.»
 و به تجربه دریافت و مکرر ملاحظه شده است که اموری که با رفق و مدارا اجرا می‏شوند، هرگز با خشونت و درشتی به انجام نمی‏رسند.و هر پادشاهی که به لشکر و رعیت خود مهربان و نرم است، امور مملکت او منتظم و سلطنت او دوام دارد.
 
ب)قرآن کریم و نیکو سخن گفتن
 
اکنون می‏پردازیم به بحث اصلی خود، یعنی دیدگاه قرآن کریم درباره نیکو سخن گفتن:
 قرآن کریم می‏فرماید:
 ...و قولوا للنّاس حسناً و اقیموا الصّلاة و آتوا الزّکاة. 7
 ترجمه:«و با مردم(به زبان) خوش سخن بگویید و نماز را به پای دارید، و زکات را بدهید.»
 
بیان تفسیری آیه از دیدگاه تفاسیر
 
1.صاحب تفسیر«منهج الصادقین»وجه آوردن«حسن»را در «قولوا للنّاس حسناً»به منظور مبالغه می‏داند و مراد از آن را تخلّق و ارشاد یاد می‏کند.ایشان آیه را چنین معنا می‏کند:«با عامه مردم گفتاری نیکو داشته باشید و با اخلاق حسنه رفتار کنید و ایشان را به راه صواب و رشد رهنمون باشید.» 8
 2.صاحب تفسیر«نور الثقلین» در ذیل آیه شریفه‏«قولوا للنّاس حسناً...»به ذکر سه روایت از سه کتاب اکتفا کرده است که به آن‏ها اشاره می‏کنیم:
 در کتاب شریف«کافی»به نقل از ابی عمرو الزبیری از ابی عبد اللّه(ع)نقل شده است که:«خداوند تبارک و تعالی ایمان را بر اعضای بدن آدمی واجب کرده و وظیفه‏های هر یک را جداگانه توضیح داده است.از جمله:«گفتن را بر زبان، و بیان را بر قلب و هر چه باور دارد نزدیک کرده است.در همین راستا خداوند می‏فرماید:و قولوا للنّاس حسناً». 9
 و در کتاب«مصباح الشریعه»از قول حضرت صادق(ع)نقل شده است که فرمود:«با هر لحنی و در هر حالی مردم را نخوانید و دعوت نکنید.خداوند عزوجل فرمود:با مردم به زبان خوش رفتار کنید.» 10
 *** در جای دیگری قرآن کریم می‏فرماید:قول معروف و مغفرة خیر من صدقة یتبعها اذی و اللّه غنیّ حلیم. 11
 ترجمه:«گفتاری پسندیده(در برابر نیازمندان)و گذشت(از اصرار و تندی آن‏ها)، بهتر از صدقه‏ای است که آزاری به دنبال آن باشد و خداوند بی‏نیاز بردبار است.»
 
بیان تفسیری آیه
 
در تفسیر«مجمع البیان»، ذیل ترکیب«قول معروف»تعبیرهای گوناگونی نقل شده است:
 -در یک تعبیر، در معنای«سخن و کلام نیکو و زیبا»نقل شده و با آن مترادف دانسته شده است و در تعبیری دیگر، در مفهوم«دعای خوب و شایسته»آورده است. 12
 در بیان دیگر(به نقل از ضحاک) در«اصلاح ذات البین»به کار رفته است.
 از پیامبر(ص)ذیل آیه شریفه نقل شده است که فرمود:«چون سائلی از شما چیزی خواهد، خواسته او را بر وی قطع مکنید، تا آن‏که از آن فارغ شود.سپس با وقار و نرمی به او پاسخ دهید که آن پاسخ به وجه نیکو اندک چیزی است به او.»
 گاهی کسی به سوی شما می‏آید که نه انسان است نه جن.حق تعالی فرشته‏ای را به صورت سائلی نزد شما می‏فرستد تا شما را بیازماید که با وی چگونه رفتار می‏کنید(در عین لطف و تفضلی که به شما ارزانی داشته است). 13
 *** و همچنین، قرآن کریم در بیان برخورد با کسی که می‏خواهد بین پیامبر(ص)و دشمنان آن حضرت کینه و نفاق ایجاد کند، فرموده است:...ادفع بالّتی هی احسن فاذا الّذی بینک و بینه عداوة... 14
 ترجمه:«بدی را با آنچه بهتر است دفع کن، آن‏گاه کسی که میان تو و میان او دشمن است...»
 
بیان تفسیری آیه
 
صاحب تفسیر«نور الثقلین»، مراد از«ادفع بالّتی هی احسن...»را «ادفع سیّئة من اساء الیک بحسنتک» می‏داند، یعنی:«بدی کسی را که به تو زشتی کرده است، با نیکی کردن از خود دور کن.» 15
 مرحوم طبرسی در ذیل این آیه و این که آیه خطاب به پیامبر گرامی(ص) است، در تفسیر«مجمع البیان» می‏گوید:«مراد از آیه‏ادفع بالّتی هی احسن...، ادفع بحقّک باطلهم و بحلمک جهلهم و بعفوک اساءتهم» است.
 در واقع، خداوند رسول گرامی(ص)را مورد خطاب قرار می‏دهد و به وی می‏گوید:«با حق خودت، باطل دیگران و با حلم خودت، جهل آن‏ها و با بخشش خودت، بی‏احترامی و بدی آن‏ها را از خود دور کن.» 16
 آن‏گاه خدای سبحان دفع به أحسن را به بهترین و بلیغ‏ترین وجه، ستوده و فرموده است:و ما یلقّاها الاّ الّذین صبروا، و ما یلقّاها الاّ ذو حظّ عظیم.
 ترجمه:«کسی این سفارش را نمی‏پذیرد، مگر کسانی که صبور هستند و نیز آنان که بهره‏ای بزرگ از کمال انسانیت و صفات نیک برده‏اند.»
 در مضون این آیه شریفه علاء بن حضرمی، یکی از شاعران عرب، شعری سروده است که در این‏جا نقل می‏کنیم:
 و حیّ ذوی الاضغان تسبّ قلوبهم
 تحیّتک العظمی فقد یرفع النّغل
 فان اظهروا خیراً فجاز بمثله
 و ان خنسوا عنک الحدیث فلا تسل
 فانّ الّذی یؤذیک منه سماعه
 فانّ الّذی قالوا وراءک لم تقل
 17 ترجمه:
 1.گروهی کینه‏جو هستند و همیشه دل‏هایشان نفرین می‏فرستد- اما این اسلام بزرگ و مؤثر توست که هرگونه کینه و نفاق را از بین می‏برد.
 2.هرگاه آن‏ها خیری ظاهر کنند، تو متقابلاً پاداش نیک بده-اما هرگاه از تو رویگردان شدند، تو از آن‏ها رویگردان مباش.
 3.در برابر کسی که به تو آزار رسانده و سخنان بد از او شنیده‏ای-آن‏ها که پشت سر تو حرف زده‏اند، حرف بدی نزن و با آن‏ها به مقابله و جدال نپرداز.
 لازم به ذکر است که پیامبر(ص) پس از شنیدن شعر علاء بن حضرمی، خطاب به وی فرمود:«بعضی از شعرها، حکمت‏ها را می‏سرایند و پاره‏ای از بیان‏ها، نوعی سحر هستند.همانا شعر تو نیکوست و به راستی که کتاب خدا(قرآن)از همه نیکوتر است.»
 *** و نیز خداوند در قرآن می‏فرماید: و اذا حییتم بتحیّة فحیّوا باحسن منها او ردّوها انّ اللّه کان علی‏ کلّ شی‏ءٍ حسیباً. 18
 ترجمه:«و چون به شما درود گفته شد، شما به(صورتی)بهتر از آن درود گویید، یا همان را(در پاسخ) برگردانید، که خدا همواره به هر چیزی حسابرس است.»
 
بیان تفسیر آیه
 
در کتاب«عوالی اللئالی»، علی بن ابراهیم از امام صادق(ع) مطالبی نقل کرده و طی آن، مراد از «تحیت»در گفتار خداوند را«سلام و درود»و موارد دیگری از قبیل «نیکی و احسان»دانسته است. 19
 مرحوم طبرسی در مجمع البیان، ذیل آیه شریفه:«و اذا حییتم فحیّوا باحسن منها...»می‏گوید:«شخصی خدمت پیامبر اکرم(ص)رسید و عرض کرد:السّلام علیک. پیامبر(ص)فرمود:علیک السّلام و رحمة اللّه.
 دیگری عرض کرد:السلام علیک و رحمة اللّه.پیامبر(ص) فرمود:و علیک السلام و رحمة اللّه و برکاته.
 شخص دیگری خدمت حضرت رسید و گفت:السلام علیک و رحمة اللّه و برکاته.پیامبر(ص) فرمود:و علیک السّلام و رحمة اللّه و برکاته.
 هنگامی که از پیامبر اکرم(ص) سؤال شد:چرا تحیت اول و دوم را با تحیت بیش‏تری پاسخ دادید، اما بر تحیت سوم چیزی نیفزودید؟ فرمود:او چیزی از تحیت برای من باقی نگذاشت.از این رو، همان را به او بازگردانیدم.» 20
 سلمی یکی دیگر از شاعران عرب در این باره گوید:
 انّا محیّوک یا سلمی‏ فحیّینا
 و ان سقیت کرام النّاس فاسقینا
 من کلّ ما نال الفتی‏
 قد تلته الاّ التّحیّة
 21 1.ای سلمی، ما تو را درود می‏فرستیم، تو نیز ما را درود فرست -اگر خواستی بهترین مردم را بهره‏مند سازی، ما را هم بهره‏مند کن.
 2.به هر مقصدی که فتوت و جوانمردی رسیده-من هم به آن نائل می‏شوم، جز ادای درود و سلام(از عهده ادای حق سلام بر نمی‏آیم).
 در آیه دیگری خداوند می‏فرماید:
 و قل لعبادی یقولوا الّتی هی احسن انّ الشّیطان ینزغ بینهم. 22
 ترجمه:«و به بندگانم بگو:آنچه را که بهتر است بگویند، چرا که شیطان میان آن‏ها را به هم می‏زند.»
 
بیان تفسیری آیه
 
مرحوم طبرسی در مجمع البیان ذیل آیه فوق، مطالبی را نقل کرده است.از جمله این که:«سخنانی را بگویید و از روش‏هایی پیروی کنید که بهترین و عالی‏ترین باشد.در آن مطالب گفتارها و سخنان زیر تجلی‏ می‏کند:
 1.گروهی گفته‏اند، مراد از گفتن بهترین گفتار، ذکر و گفتن شهادتین و هر آنچه خداوند از ذکرها واجب کرده است.
 2.منظور آیه این است که خداوند به آنچه فرمان داده، امر به کار بستن آن را کرده و از آنچه نهی فرموده، ما را باز داشته است.
 3.گفته شده، مراد این است که مردم با یکدیگر به نیکوترین وجه صحبت کنند و از کلمات و ترکیباتی چون«رحمک اللّه»، یعنی خداوند تو را ببخشاید، استفاده کنند.
 4.مفهوم آیه فوق در آیه شریفه:
 لهم البشری‏ فبشّر عباد الذین یستمعون القول فیتّبعون احسنه اولئک الّذین هداهم اللّه و اولئک هم اولوا الالباب. 23
 ترجمه:آنان را مژده باد، پس بشارت ده به آن بندگان من که به سخن گوش فرا می‏دهند و بهترین آن را پیروی می‏کنند.اینانند که خدا هدایتشان کرد و اینان همان خردمندان هستند.
 نمایان است و بدین معنی در مقام مقایسه بین سخن بر حق پیامبر(ص) و سخن باطل مشرکان تبعیت از سخن حق رسول گرامی(ص)به عنوان گفتار احسن و پسندیده لازم الاتباع شمرده می‏شود.» 24
 *** و نیز می‏فرماید:ادفع بالّتی هی احسن السّیّئة نحن اعلم بما یصفون. 25
 ترجمه:«بدی را به شیوه‏ای نیکو دفع کن.ما به آنچه وصف می‏کنند داناتریم.»
 
بیان تفسیری آیه
 
مرحوم طبرسی(ره)در تفسیر «مجمع البیان»، ذیل این آیه، به نکات ظریف دیگری اشاره کرده که بدین شرح هستند:
 وی با اشاره به موضوع چشم‏پوشی و بخشش آیه را بیان کرده و فرموده است:«ادفع بالّتی هی احسن السّیّئة...در این معناست که بدی بد رفتار را با چشم‏پوشی و بخشش دفع و از خود دور کن.» 26
 و نیز نقل کرده است که:«آیه در معنای دیگری نیز گفته شده است. این که، عمل باطل مشرکان را با بیان دلایل، با لطیف‏ترین راه‏ها، روشن‏ترین و نزدیک‏ترین سخن‏ها برای قبولشان دفع کن.» 27
 
زیر نویس
 
--------------------------------------------------------------------------------
(1).المولی المهدی النراقی، جامع السعادات، ترجمه دکتر سید جلال الدین مجتبوی.ج دوم. ص 381 و 382.
 (2).همان.
 (3).همان.
 (4).همان.
 (5).همان، ج اول، ص 373.
 (6).همان، ص 371.
 (7).سوره البقرة، آیه 83.
 (8).ملا فتح اله کاشانی، تفسیر منهج الصادقین، ج 1، ص 225.
 (9).العروسی الحویزی و الشیخ عبد علی ابن جمعه، نور الثقلین، ج 1، ص 94.
 (10).همان، ص 95.
 (11).سوره البقرة، آیه 263.
 (12).ابو علی فضل بن الحسن الطبرسی، مجمع البیان لعلوم القرآن، ج 2، ص 375.
 (13).همان.
 (14).سوره فصّلت، آیه 34.
 (15).تفسیر نور الثقلین، ج 4، ص 549.
 (16).تفسیر مجمع البیان، ج 9، ص 12.
 (17).تفسیر نور الثقلین، ج 4، ص 550.
 (18).سوره النساء، آیه 86.
 (19).تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 525.
 (20).تفسیر مجمع البیان، ج 3، ص 85.
 (21).همان، ص 84.
 (22).سوره الإسراء، آیه 53.
 (23).سوره الزمر، آیات 17 و 18.
 (24).تفسیر مجمع البیان، ج 6، ص 421.
 (25).سوره المؤمنون، آیه 96.
 (26).تفسیر مجمع البیان، ج 7، ص 117.
 (27).همان.
 
منابع
 
1.قرآن کریم.
 2.الطبرسی، ابو علی فضل بن الحسن. مجمع البیان لعلوم القرآن.شرکة المعارف الاسلامیة.1379 ق.
 3.العروسی الحویزی و العلامة الخبیر الشیخ عبد علی ابن جمعه.تفسیر نورالثقلین.علمیه قم.
 4.کاشانی، ملافتح اله.تفسیر کبیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین.چاپخانه محمد حسن علمی.اردیبهشت 1333.
 5.النراقی، المولی المهدی.جامع السعادات. ترجمه دکتر سید جلال الدین مجتبوی.تهران. انتشارات حکمت، ج دوم.
 6.آیت ا.الله تجلیل تبریزی، ابوطالب، ارزش‏ها و ضد ارزش‏ها در قرآن.دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم. 1366.
 7.عبد الباقی، محمد فؤاد.المعجم المفهرس لألفاظ القرآن الکریم.قاهره. دار الکتب المصریه.1364.
 8.طباطبایی، محمد حسین.تفسیر المیزان. بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی با همکاری مرکز نشر فرهنگی رجا.

منبع :

http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,10845

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 آبان1387ساعت 8:38 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

سخن گفتن

بااجازه مافوقترين نيروي قدرت و عظمت
يك محيط سعادت درخشنده وحدت نوين جهاني

رهنمون حشمت الله دولتشاهي

كتاب گلهاي راهنمايي جلد دوم

سخن گفتن

به  روشن   بيني   و    فكر   توانا

به  تدبير   و   خرد  با  چشم   بينا

ز  خاموشي    خصالي   به  نباشد

كند  صحبت  به  موقع   مرد   دانا

نمي گويم  دهان   مگشا  به گفتار

نكو گو وقت حاجت  هست  رعنا

كه  باشد  هر   مقامي   را   كلامي

چو  ناطق  را  روش  باشد به اسنا

به   هنگام   سخن   لغزش  نشايد

كه  خاطر   را  ملال  آرد  در  اثنا

وقار و  صبر  و  گفتن   با   متانت

كمال   عقل   انساني   است   مانا

طريق حشمت است اين درس تنزيل

چنين  آمد  بيان  بر   پير   و   برنا

وسيله سخنگوئي
خداوند متعال وسائلي به انسان عطا فرموده تا احساسات درون خود را به ديگران بيان دارد. اين وسيله دهان و زبان است كه از راه حس گويائي و دستگاه مخصوصي كه در مغز و كالبد انسان قرار داده شده به وسيلة هوائي كه از حنجره عبور مي كند و به وسيله حركات لازم در زبان و در لبها و دهان اصوات بيرون مي آيد و آن را سخت گفتن مي نامند.

دست به چه كار مي آيد ؟
دست براي كار كردن به انسان داده شده، وقتي بخواهيم باري را از زمين بلند كنيم، بايد عضلات دست را آماده ساخت، بار را گرفت و آن را به ارتفاع لازم از سطح زمين برداشت. آيا ديده ايد عاقلي پيدا شود كه بدون احتياج به برداشتن بار يا انجام يك كار، بيهوده دست خود را تكان دهد و بالا و پائين بياورد و جنبشي كه براي انجام يك عمل لازم است به طور هرزه و بيهوده به بازوي خود بدهد؟

عاقل دست را بيهوده حركت نمي دهد
البته مي گوئيد چنين كاري را در فرد عاقل نديده ام و انتظار نداريم. درست است اما همين افراد كه ادعاي عقل و خرد مي كنند و از تكان دادن بيهوده و بي مصرف دست خود ابا دارند دستگاهي را كه براي سخن گفتن به آنها اعطا گرديده بيهوده و نابجا مصرف مي نمايند.

صرفه جوئي
با رعايت كردن امساك در كلام كه بيان خواهد گرديد انرژي و نيروي مغز و حافظه كه صرف سخن گفتن مي گردد صرفه جوئي مي شود زيرا بيهوده مصرف نشده و زائد نگفته. آيا اين امر براي بشر بهترين درس نيست؟ آيا هيچ ديده شده كه آدم عاقلي اتومبيل نويي را بنزين و روغن كند و بيهوده از اين طرف به آن طرف بدون هيچ مقصد و هدفي آن را راه ببرد و نيرويش را مصرف نمايد و ماشين را مستهلك كند؟ كمتر كسي هست كه چنين عملي انجام دهد زيرا ضرر مادي آن را بالعيان مي بيند اما بسيارند اشخاصي كه انرژي مغز و كالبد خود را كه از راه زبان مصرف مي شود بيهوده به كار انداخته ساعتها كلام بيهوده و بي فايده و بي نتيجه و بي مقصد مي گويند. آيا انرژي عزيز و با ارزش و قدرتمند مغز و كالبد از يك ماشين و چند ليتر بنزين كمتر ارزش دارد؟

كم سخن گفتن علامت رشد است

اين نكته را بايد بدانيد كه بشر هنگامي به پايگاه رشد مي رسد كه در سخن گفتن صرفه جو و در رفتار بردبار و صبور باشد، كم بگويد و بسيار بردباري كند. براي مردمان عاقل و فهيم بسيار سخن گفتن صلاح نيست و بايستي بيشتر شنيد. هنگامي كه كسي با شما سخن مي گويد مطلب او را به دقت بشنويد و بسنجيد. آنگاه به طور مختصر و مفيد جواب گوئيد زيرا در بسيار سخن گفتن ممكن است اشتباهي رخ دهد و ماية گمراهي و آزار طرف گردد.

زبان را به لقلقة بيهوده عادت ندهيد

آري زبان و دستگاه سخنگويي براي آن اعطا شده كه آنرا براي منظوري درست، هدفي صحيح و بجا بكار اندازند اما بيشتر مردم را عادت بر اين امر ناپسند بلكه زيان بخش جاري شده كه سخن خود را در راههاي نامناسب، غير لازم، هزل، بيهوده و نابجا بكاراندازند. نه تنها سودي از اين عمل آنها متصور نيست بلكه زيان آن مسلم است و كوچكترين زيان آن مصرف انرژي و قدرت بدني در راه هرز و بيهوده است. مثل آبي است كه آن را هرز در بيابان رها كنند و هدر بدهند و مثل پولي است كه در طريق باطل و غير لازم مصرف گردد در حالي كه انرژي بدني هم از پول و هم از آن آب مهمتر است. زيرا هر چيز خوب در عالم هست توسط انرژي بدني بشر قابل حصول است. هم پول و هم آب بوسيلة كوشش انسان پيدا و قابل استفاده مي شود.

سخن بيهوده نابجا است
پس روشن گرديد كه بيهوده سخن گفتن بسيار نابجا است و اگر انسان بخواهد اين روش را اختيار كند خاموشي از آن خيلي بهتر است و در اين مورد بايد گفت كه بهتر از خاموشي صفتي وجود ندارد. مرد دانا آن است كه خاموشي اختيار كند و به موقع براي كار لازم سخن بگويد نه اينكه انرژي بدني خود را در صحبت به طور هرز در بيابان محيط بفرستد.

روش سخن گفتن
البته مقصود آن نيست كه كسي صحبت نكند بلكه فقط بايد صحبتي كرد كه نكو و پاكيزه باشد و سخني نيكو شمرده مي شود كه به موقع باشد يعني به آن حاجت افتد. مرد روشن بين و عاقل و يك فرد كه با اخلاق وحدت مجهز است، روشن بين است يعني مي داند كه مقام كلام كجا است و هر سخن را چه مقامي است و چه موقع بايد سخن گفت و چه موقع بايد خاموشي گزيد. او مي داند كه هر وقتي اقتضاي چه سخني دارد. روشن بيني، ناطق را در مورد نحوة كلام يا سكوت رهبري مي كند و بهترين بيان را براي بهترين موقع بر مي گزيند.

سنجش كلام با تفكر
او كلام خود را با فكر توانا مي سنجد و قبل از اين كه بر لب آورد، درست دربارة آن فكر مي كند و آن را سبك و سنگين مي سازد و كليه روشهاي تدبير و خرد را در بارة آن اجرا مي كند و وقتي كلام را بر زبان جاري مي سازد كه از كلية‌ بوته هاي آزمايش عقل و تدبير بيرون آمده باشد. آنگاه با بصيرت سخن مي گويد يعني خوب مي نگرد كه اين كلام مثل تيري كه به هدف معيني زده شود براي چه هدفي در نظر گرفته شده. او تير را به طور هرز با چشم بسته و كوركورانه رها نمي سازد بلكه براي آن هدف در نظر مي گيرد.

دقت در سخن
اين نكته را بايد هميشه به خاطر بسپريد، مبادا صحبتي كنيد كه از آن گزند روحي يا جسمي به كسي وارد شود. در حقيقت روزه و امساك در كلام بهمين مقصود است. هر كس صحبت زائد بيشتر كند بيشتر در معرض لطمه خوردن از اين راه است. چون اشخاص بي شكيب و بي رويه در جامعه هستند و سخن دهان به دهان منتقل مي شود بسياري از سخنها كه بدون قصد از دهان خارج مي شود و ظاهراً به نظر گوينده فايده يا ضرري ندارد در اثر دهان به دهان گشتن ايجاد ضرر مي كند و جلو خيرها را سد مي نمايد.

مثلاً شما براي كسي كاري انجام داده ايد و از كمك چند نفر در اين راه استفاده كرده ايد. چه لزومي دارد اين مطلب را به اين و آن بگوئيد. ممكن است آنهائي كه از روي نيت خير با شما كمك كرده اند از شايع شدن اين مطلب ضرر ببينند و يا اشخاص در اثر اين شهرت به ايشان هجوم كنند و نتوانند تقاضايشان را برآورند و باعث خجلت و ناراحتي و زيان آنها گردد. آن وقت شما در مقابل عمل خيري كه آنها در حقتان كرده اند پاداش نامناسب داده ايد. آيا درست است؟

خودداري از لغزش
از ديگر قواعد كلام خودداري از لغزش است و اين كار با توجه و دقت و تفكر و تمرين هاي شايسته انجام مي شود و هر كسي بايد در سخن گفتن تمرين كند و بر اجتماعات صحيح و مكاتب تربيتي است كه اشخاص را در سخن گفتن عادت دهند و به تمرين و ورزش وادارند. لغزش در كلام باعث ملال خاطر و تخفيف و كوچك كردن گوينده خواهد شد.

اشتباه قابل برگشت نيست
بارها اتفاق افتاده كه شخصي از روي عدم تفكر و غفلت و نسنجيدن و دقت نكردن كلامي بر زبان آورده كه باعث زحمت و گرفتاريهاي غير منتظره براي خود او گرديده يا اينكه باعث رنجش و ملالت مخاطبان او اعم از نزديكان مثل زن و فرزند و خويشان يا بيگانگان شده است. كلامي كه از دهان خارج گرديد برگشت آن امكان ندارد و هر چند كه گذشت زمان يا معذرت خواهي و رفع و رجوع كردن تا حدي مي تواند شدت ملال را تخفيف دهد اما آثار آن را به طور كلي نمي زدايد. معروف است كه مي گويند كلام تا از دهان بيرون نيامده بنده تو است و چون بيرون آمد تو بندة اوئي زيرا بسا اتفاق افتاده كه زبان سرخ سر سبز را بر باد داده است. پس چه بهتر كه بياموزيم و تمرين و ورزش كنيم و بسنجيم و دقت و تفكر روا داريم كه اصولاً كلام زشت و نامناسبي از دهان ما خارج نگردد كه ناچار به معذرت و ترميم آن باشيم.

متانت و صبر
در هنگام سخن گفتن اتخاذ وقار و متانت كامل و صبر و خودداري از عجله و شتاب نشانه كمال عقل و خرد سخنگو است. اين است موجزي از آداب بيان و سخن گفتن كه طي شعر و نثر براي آموزش پير و برنا و مرد و زن بيان داشتم و اين است روشي از وحدت براي آموزش فن كلام و سخنگويي اميد است مورد استفاده همگان قرار گيرد.

يك نصيحت از وحدت
آنانكه روش خود را مبارزه با ساير اديان و بدگويي و تخطئه و تخريب مذاهب ديگر قرار داده اند ناچار مقداري از وقت و نيروي گرانبهايشان در اين راه مصرف مي شود و چيزي كه ما به ازاء اين عمل دريافت مي دارند جز مشتي كلام درشت و سخن ناروا از قبيل همان سخناني كه خود گفته اند نيست و اين مبارزه متقابل همچنان ادامه مي يابد و به طور تصاعدي وسعت مي گيرد. در حالي كه اگر انسان روش وحدت و مسالمت و محبت را پيش گيرد در مقابل جز محبت و كلام پاكيزه نخواهد شنيد. خداوند يار و ياور كساني است كه روش وحدت و اصول پاكيزه آن را اختيار مي كنند.

منبع :

http://www.vahdat.org/Persisch/artikel/idology/014sokhangoftan.htm

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 آبان1387ساعت 4:37 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

صریح سخن گفتن ، بهترین روش

صريح سخن گفتن و بيان آن چه مي‌خواهيم و انتظار داريم به طريق مستقيم و شفاف بهترين روش براي انتقال ايده‌ها و تفكرات يك مدير به مجموعه‌اش است. گفتن مطالب و خواسته‌ها به صورت غيرمستقيم و توسط افراد نامرتبط به موضوع باعث سر در گمي كاركنان مي‌شود.
به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، در وبلاگ"خاطرات يك مدير" به نشاني http://yekmodir.irآمده است: اگر از سبك كار يا روند پيشرفت كارها راضي نيستيم، بهترين كار بيان دقيق علت نگراني با فرد مسؤول اين كار است.

بيان اين موارد با افرادي كه مستقيم با موضوع درگير نيستند يا اصلا كار به آن‌ها مرتبط نيست باعث تشويش ذهنيت كساني مي‌شود كه درگير كار هستند، يا در انتقال اين خواسته‌ها به علل مختلف سهوي يا عمدي تغيير ايجاد مي‌شود كه رسيدن پيام يا ايده را دچار اختلال مي‌كند.
مدير توليد در اجراي برنامه توليد ماه دچار مشكل است، بهترين كار تشكيل جلسه‌اي با او براي براي بررسي مشكلات و خواستن گزارش از او است، ولي اگر بيايم و از روند كار او به مدير فني و مدير بازرگاني و… انتقاد كنيم و آن‌ها با نيت خوب يا بد اين موارد را منتقل كنند، اولين ناراحتي براي مدير توليد اين است كه چرا مسائل مرتبط با من با ديگران در ميان گذاشته مي‌شود. يا اگر فرياد و نگراني از نرسيدن ملزومات توليد را كه وظيفه تداركات است بر سر مدير فني خالي كنيم در ايجاد ارتباط درست و بي تنش موفق عمل نكرده‌ايم.


كاركنان دوست دارند كارشان به طور مستقيم و شفاف مورد ارزيابي قرار گيرد. از پيشرفت كارشان قدرداني شود و كندي كارشان مورد بررسي منصفانه قرار گيرد....

منبع :

http://www.niksalehi.com/new/archives/033547.php

+ نوشته شده در  شنبه 11 آبان1387ساعت 12:55 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

چه طور یک کنفرانس خبری را پوشش بدهیم

چه طور یک کنفرانس خبری را پوشش بدهیم 
 
 
 کنفرانس خبری قاعدتا باید محل اعلام آخرین تحولات باشد. اما آخرین تحول لزوما همیشه جذاب نیست. خیلی وقت ها سخنگویان کنفرانس خبری یا حرف های کلیشه ای می زنند یا نکته جدیدی را بیان نمی کنند.  
 
مجبور نیستیم کنفرانس های خبری را به طور کامل پوشش بدهیم. اگر در یک کنفرانس خبری هفتگی موضوع جذابی پیدا نمی کنید یا اظهارات به روشن شدن تحولات کمکی نمی کند می توانید به کلی از خیر آن بگذرید.

دو راه برای پوشش کنفرانس های خبری:

۱) خبر درباره یک موضوع

به جای این که یک کنفرانس خبری هفتگی را هر هفته از ابتدا تا انتها پوشش بدهید تحولات را دنبال کنید و یک یا دو موضوع را انتخاب کنید و بر اساس آخرین تحولات (اگر در صحبت های مثلا سخنگوی وزارت خارجه گفته جدیدی شنیده می شود) یک خبر بنویسید.

اگر یک دیپلمات ایرانی در عراق دستگیر شده این حتما خبر است و آنچه سخنگوی وزارت خارجه در این باره می گوید اگر جمله ای جدید باشد – یعنی پله ای بر آنچه تا به حال گفته شده یا انجام شده بیفزاید – آن یک جمله حتما خبر است.

بر اساس این یک جمله – اگر جمله به روشن کردن آخرین تحولات کمک می کند و باز هم تاکید می کنم آن جمله تکراری و همچنین کلیشه ای نیست (مثلا این که وزارت خارجه بگوید «داریم تلاش می کنیم تا مشکل را حل کنیم») – می توانید یک خبر جدید درباره ربوده شدن دیپلمات ایرانی در عراق بنویسید.

می توانید لید را روی آخرین اظهار نظر سخنگوی وزارت خارجه متمرکز کنید. در جمله بعد از لید مقداری پیشینه بدهید که مثلا ماجرا چگونه و کی اتفاق افتاد. یا اگر مثلا وزیر امور خارجه تقصیر را بر گردن نیروهای امریکایی در عراق انداخته اما نیروهای امریکایی دست داشتن خود را در قضیه رد کرده اند می توانید در پاراگراف پیروی لید بنویسید «نیروهای امریکایی می گویند کار انجام نبوده …»

در جملاتی که در پی می آید باز می توانید آخرین اظهار نظرها و تحولات را مربوط دیگر را شرح دهید. و الی آخر.

به این ترتیب شما از میان اظهارات سخنگوی وزارت خارجه یک موضوع را انتخاب کرده و بر اساس آن یک خبر نوشته اید. دیگر نیازی هم نیست در انتهای آن خبر مثلا اشاره کنید سخنگوی وزارت خارجه همچنین گفت که سفر وزیر آموزش و پرورش بنین به ایران مفید بود.

خبر دیگر می تواند مثلا مربوط به برنامه هسته ای ایران و آخرین اظهار نظرها باشد که باز هم اگر اظهار سخنگوی وزارت خارجه کمکی به قضیه می کند و آن اظهارات جدید است و اهمیت دارد می توانید آن را هم یک خبر بکنید.

گاه همچنین این امکان وجود دارد که مثلا در یک کنفرانس خبری رییس جمهور اظهاراتی گفته شود که برخی از آنها به درد سرویس اجتماعی می خورد (مثلا به بیمه همگانی مربوط می شود) برخی به درد سرویس اقتصادی (آنجا که به مسکن مربوط می شود) و الی آخر. اگر درباره یک موضوع می نویسید، باید قانون نقل قول های طلایی را پاس بدارید. حداکثر دو یا سه نقل قول کوتاه کافی است. از نقل قول های کوتاه، شفاف استفاده کنید که صاف می رود سر اصل مطلب.

۲) راه دیگر: یک خبر با چند موضوع

برای این کار از یک (لید جمع بندی کننده) Summary_Lead استفاده کنید.

در این لید به دو یا سه موضوعی که بیشتر از سایر گفته ها اهمیت دارند اشاره کنید و در طول خبر به ترتیب اهمیت هر موضوع را با ذکر پیشینه، جزییات، نقل قول های مرتبط و توضیحات لازم بیاورید. تیتر چنین مطلبی می تواند مربوط به پر اهمیت ترین بخش خبر باشد.

این نوع خبرها بیشتر برای پوشش یک سخنرانی یا یک کنفرانس خبری با حضور یک مقام عالرتبه مملکتی مناسب است که اظهارات آنها در زمینه های مختلف مهم است. اما یادتان باشد تا این اظهارات را با پیشینه و آخرین تحولات پیرامونی شان همراه نکنید معنادار نخواهند شد.
  
   مهدی مهرپویان  
 
   مقالات ارسالی به آفتاب
 

+ نوشته شده در  شنبه 11 آبان1387ساعت 11:50 قبل از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

چگونه کنفرانس بدهیم ؟

چگونه کنفرانس بدهیم ؟

وقتى در مقام عرضة یک کنفرانس برمى آیید، چهار عامل اساسى وجود دارد که تأثیر نهایى شما را در شنوندگانتان رقم مى زند. این چهار عامل عبارت است از:

1. ساختار و محتواى سخن؛

2. شیوة ارائه آن؛

3. بهره گیرى از وسایل کمکى تصویرى؛

4. پاسخ گویى به پرسش هاى حضار.

دربارة هر یک از این چهار عامل به ترتیب بحث خواهد شد، پیش از آن مناسب است به پاره اى از مقدمات پرداخته شود.

قبل از آغاز مراحل آماده سازى کنفرانس بهتر است سئوالات زیر را با خود در میان گذارید:

* هدف از سخنرانى شما چیست؟ آیا هدف اطلاع رسانى به مخاطبان است یا متقاعدکردن یا سرگرم کردن آنان؟

* نکات کلیدى که مى خواهید مستمعان شما از این کنفرانس دریابند، چیست؟ براى دست یابى به این نکات چه مقدار وقت صرف کرده اید؟

* اطلاعات شنوندگان شما راجع به موضوع سخنرانى تان چقدر است؟

پاسخى که به این سئوالات مى دهید، نحوة عملکردتان را در هر یک از چهار حوزه اى که از این پس مطرح خواهد شد، معین مى کند.

1. ساختار

یک سخنرانى داراى بخش مقدماتى، بخش اصلى و بخش پایانى است. بخش آغازین یا مقدمة کنفرانس شما مى باید مشتمل بر توضیحى دربارة محتوا و ساختار سخنرانى تان باشد. این بخش باید شنونده را با محتوا و مضمون کنفرانس آشنا نماید. این امر به ویژه براى شنونده اى که اطلاع زیادى از حوزة مورد بحث شما ندارد بسیار مهم است. علاوه بر این، مقدمه مى باید بیانگر اهداف سخنرانى باشد (اطلاع رسانى، اقناع، سرگرم کردن؟).

پیکرة اصلى سخنرانى علمى مى باید به صورت منطقى پیش رود. لازم است نکات مورد نظر را به وضوح و روشنى تمام بیان نمایید و با استفاده از عبارت هایى نظیر «آنچه هم اکنون بیان کردم نشان مى دهد که ...» یا «از اینجا روشن مى شود که ...»، ارتباط منطقى بخش هاى مختلف سخنرانى تان را به مخاطبان خود نشان دهید. این امر به ویژه هنگامى که موضوع بحث را عوض کرده، به طرح نکات جدیدى مى پردازید، اهمیت مى یابد. لازم است به گونه اى پیش روید که شنوندة شما دریابد که سخن گفتن دربارة موضوع(الف) را به پایان رسانده و اکنون دربارة موضوع (ب) مشغول سخن گفتن هستید. استفاده از عباراتى نظیر «پس از طرح این نکته که ... به سراغ این بحث مى روم که ...» مى تواند شما را در اجراى این امر یارى رساند.

در بخش پایانى سخنرانى، مى باید خلاصه اى از نکات اصلى سخنرانى تان را بیان دارید. این نکته حایز اهمیت است که سخنرانى خود را به صورت«شسته رفته» به پایان رسانید و از اینکه کنفرانس شما در حالت سردرگمى و آشفتگى به پایان رسد، بپرهیزید. مى توانید این کار را با اظهار چند جمله نتیجه گیرى که با اهدافى که در آغاز بیان کردید مرتبط باشند، به انجام رسانید. براى مثال، مى توانید از این عبارت که: «امیدوارم که در این جلسه و در خلال بحث از ... توانسته باشم نشان دهم که ...» استفاده کنید.

2. ارائه

هر قدر ساختار سخنرانى شما مناسب باشد، نحوة بیان و ارائه مطالب براى شنوندگان نقش و اهمیت خاص خود را دارد. در اینجا نیز آمادگى حرف اول را مى زند.

مى باید قبل از ارائه کنفرانس خود تمرین لازم را کرده و آن قدر بر مطالب مسلط شده باشید که نیازى به قرائت سخنرانى از روى برگه هاى کاغذ نباشد. حداکثر مى باید از کارت ها یا اوراقى که بر روى آن سرفصل ها و عناوین اصلى یا عبارت هاى کلیدى سخنرانى تان نوشته شده استفاده نمایید.

در خلال سخنرانى به چهرة شنوندگان خود نگاه کنید و به زمین، سقف، دیوار مقابل یا پردة پروژکتور اورهد خیره نشوید! فقط به شنوندگانتان نگاه کنید! عبارات خود را شمرده ادا کنید و تا حدى سرعت و آهنگ کلامتان را تغییر دهید تا توجه حضار را به طور مستمر به خود جلب نمایید. از زبانى که با شنوندة شما تناسب دارد، بهره گیرید. این امر، به ویژه آن هنگام که مطالب تخصصى را براى افراد غیرمتخصص بیان مى کنید، اهمیت دارد.

قبل از آغاز سخنرانى، با توجه به محل ارائة کنفرانس و تعداد شنوندگان، تصمیم بگیرید که ایستاده یا نشسته سخن گویید. اگر در حالت ایستاده سخنرانى مى کنید، اندکى پیرامون محل استقرار خود حرکت کنید تا به دلیل یکنواخت نبودن، توجه شنوندگان در طول کنفرانس به شما باشد. باید درحین سخنرانى متناسب با محتواى سخن، حرکات دست و صورت خود را تنظیم نمایید، زیرا این عمل کمک مى کند تا شنوندگان مطالب شما را بهتر بفهمند. در هر حال، تلاش کنید تا در نظر مخاطبان خود، آسوده حال و طبیعى جلوه کنید، هر چند فى الواقع چنین احساسى نداشته باشید.

به یاد داشته باشید که تقریباً همة مردم در حالت سخنرانى احساس نگرانى و ناآرامى دارند.

تمرین قبل از سخنرانى مى تواند کمک زیادى به شما بکند و حالت عصبى شما را در حین کنفرانس کاهش دهد. افزایش تعداد سخنرانى هاى شما نیز بى تأثیر نخواهد بود. البته به نظر مى رسد که این امور، وقتى که براى اولین بار اقدام به سخنرانى مى کنید، کمک چندانى به شما نخواهد کرد.

به خاطر داشته باشید که عموماً شنوندگان در جناح شما قرار دارند بدین معنا که علاقه مندند شاهد موفقیتتان باشند و اشتباهاتى که احتمالاً در نظر شما بسیار بزرگ جلوه مى کند ممکن است اصلاً مورد توجه مخاطبانتان واقع نشود. اگر در حین سخنرانى ناگهان دچار اشتباهات زیادى شدید و عنان سخن را از کف دادید (امرى که نه تنها براى شما بلکه براى هر کس ممکن است اتفاق بیافتد)، سخنتان را قطع کنید؛ نگاهى به نوشته هایتان بیافکنید؛ حالت اولیه خود (در چهره و ...) را دوباره به دست آورید؛ نفس عمیقى بکشید و سپس با حالتى که گویا هیچ اتفاق خاصى رخ نداده است، بحثتان را ادامه دهید.

به یاد داشته باشید که هیچ کس انتظار ندارد سخنرانى شما بى عیب و نقص باشد.

از قبل با وسایل تصویرى اى که براى سخنرانى خود انتخاب کرده اید، تمرین کنید به گونه اى که در خلال سخنرانى کاملاً بر رفتار خود مسلط باشید. هر زمانى که در خلال سخنرانى تان کارى با پروژکتور اورهد یا اسلاید ندارید، آن را خاموش کنید و در مواقع لزوم، دوباره آن را روشن نمایید. وقتى مى خواهید توجه شنوندگان تان را به مطلب خاصى بر روى صفحه اورهد جلب کنید، به خود طلق اشاره کنید نه به صفحه نمایش.

اگر براى کنفرانس خود محدودیت زمانى دارید، آن را کاملاً مراعات کنید؛ نه بحث خود را از زمان مقرر طولانى تر کنید و نه آنکه آن را زودتر از موعد مقرر به اتمام رسانید.

3. وسایل کمکى تصویرى

استفاده از وسایل کمکى تصویرى به شما کمک مى کند تا مطالب را به گونه اى به مخاطبان خود منتقل نمایید که آن را با سهولت بیشترى درک کنند.

انواع متعددى از وسایل کمک آموزشى تصویرى وجود دارد؛ مانند دستگاه اورهد، تخته سیاه، تخته سفید (وایت بُرد)، نمودار، اسلاید و ... . توجه به این امر لازم است که هدف از به کارگیرى وسایل کمک آموزشى تقویت عناصر شفاهى کنفرانس و سخنرانى است و از این رو، تنها زمانى باید از آنها استفاده کرد که در خدمت اظهارات شفاهى سخنران باشد. این وسایل باید کاملاً بامحتواى سخنرانى هماهنگ و متناسب باشند و در مواقع لزوم نکات مهم را برجسته کرده، توضیح دهند. قبل از ارائه کنفرانس خود درباره اهدافتان از به کارگیرى یک وسیله کمک آموزشى خاص و نیز روش هاى دیگر ارائه همان اطلاعات بیاندیشید. چه بسا ممکن است اهداف خود را با استفاده از وسیله دیگرى بهتر تأمین کنید. بکوشید مطالب خود را، تا آنجا که امکان دارد، ساده و روشن بیان نمایید. ارائه اطلاعات بسیار زیاد با استفاده از یک وسیله تصویرى سبب مى شود که شنوندگان شما نتوانند همه مطالب روى صفحه را بخوانند. سعى کنید وسائل تصویرى مورد استفاده شما تا حد امکان سخنانتان را جذاب تر و دلپذیرتر نماید.

4. پرسش و پاسخ

در این بخش شنوندگان شما فرصت مى یابند که در برنامة کنفرانس مشارکت نمایند، فهم خود را از مطالب شما تعمیق بخشند و به صورت غیرمستقیم، برداشت خود شما را از موضوع بیازمایند. کنفرانس شما هنوز تمام نشده است. این مطلب مهم است که عمیقاً بدانید راجع به چه سخن مى گویید.

در آغاز سخنرانى خود اعلام کنید که چه زمانى آمادگى دریافت پرسش را دارید. برخى افراد علاقه مندند که سئوالات شنوندگان را در خلال سخنرانى خود و برخى دیگر تمایل دارند که پرسش ها را در پایان سخنانشان دریافت کنند. این امر کاملاً به نظر خود شما بستگى دارد چرا که این سخنرانى،سخنرانى شما است. اگر در خلال سخنرانى پرسشى مطرح شد که آمادگى پاسخگویى به آن را در آن وضعیت ندارید، این مطلب را براى شخص پرسش کننده بیان کرده، اشاره نمایید که در پایان سخنانتان به مسأله مورد نظر وى باز خواهید گشت.

وقتى یکى از حضار سئوالى را طرح مى کند، ابتدا مطمئن شوید که پرسش او را کاملاً فهمیده اید. اگر اطمینان ندارید، از وى بخواهید که سئوال خود را تکرار کند یا توضیح بیشترى دربارة آن بدهد و سپس به آن به صورت واضح و روشن پاسخ دهید. اگر توانِ پاسخ گفتن به سؤالى را ندارید، راه مطمئن تر آن است که صریحاً ناتوانى خود را اظهار دارید بدون آنکه بکوشید به هر طریق ممکن جوابى براى آن دست و پا کنید. این امر به ویژه زمانى اهمیت مى یابد که شنوندة شما درباره موضوع سخنرانى تان داراى اطلاعاتى است.

منبع :

http://www.modiriatstudents89.blogfa.com/post-9.aspx

+ نوشته شده در  جمعه 10 آبان1387ساعت 11:7 قبل از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

بلر ، گرانقیمت ترین سخنران عمومی در جهان

بلر ، گرانقیمت ترین سخنران جهان

يك روزنامه انگليسي نوشت: توني بلر، نخست وزير سابق انگليس از زمان ترك پست نخست وزيري سالانه حدود 12 ميليون پوند درآمد دارد.
 
به گزارش فارس به نقل از روزنامه «ديلي‌تلگراف»، بلر براي سخنراني به كشورهاي مختلف جهان سفر مي‌كند و مي‌تواند براي يك سخنراني 90 دقيقه‌اي حدود 157 هزار پوند دريافت كند.

بنابر اين گزارش، بلر در سال اول پس از ترك قدرت از «بيل كلينتون»، رئيس جمهوري سابق آمريكا درآمد بيشتري كسب كرده است.

به نوشته اين روزنامه، سازمان ملل نگران آن است كه تمركز بلر بيشتر از آنكه بر نمايندگيش در كميته چهارجانبه صلح خاورميانه باشد، بر منافع اقتصادي تكيه كند.

بلر به شخصيت محبوبي در «گروه كارليل» در واشنگتن تبديل شده و ماه آينده قرار است در كنفرانسي در جمع سرمايه‌گذاران اروپايي اين گروه در پاريس درباره «ژئوپولتيك» سخنراني كند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 آبان1387ساعت 2:25 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

رفتار با مخاطبان دشوار

رفتار با مخاطبان دشوار

همه ما هر روز با افراد دشوار سر و کار داریم. گاهی اوقات کافی است در آیینه نگاه کنیم تا یکی از آنها را ببینیم. شما نمی‌توانید همیشه از افراد مسئله ساز دوری کنید. شناخت این افراد و چگونگی برخورد با آنها به شما کمک خواهد کرد تا ارتباطات بهتری داشته باشید. این مقاله روشهایی را برای شناخت و برقراری ارتباط با افراد دشوار بیان می کند.
                                                                مقدمه
اداره موقعیتهای دشوار، بخشی از زندگی روزانه ماست. همه ما هرروز با افراد دشوار سر و کار داریم و این افراد را می شناسیم. شاید هیچ چیز به اندازه برخورد با این افراد، خسته کننده و ملال آور نباشد. این افراد انرژی ما را تحلیل می برند، احساساتمان را تحریک می کنند، حوصله همه را سر می برند و ما را در حالتی نامطلوب قرار می‌دهند. این رفتارها در محل کار براحتی می توانند یک محیط شاد را نابود کنند، کارایی را کاهش دهند و روحیه افراد را پایین آورند. هر یک از ما نیز به نوعی در درون خود شخصیت دشواری را پنهان کرده ایم. گاهی اوقات کافی است در آیینه نگاه کنیم تا آن را بهتر ببینیم.

برخی از ما می‌توانیم این شخصیت را بخوبی مخفی کنیم اما گاهی در موقعیتهای رقابتی و شرایط حاد( مثل رانندگی در ترافیک، انجام یک بازی رقابتی و ...) آن را نشان می‌دهیم.
متاسفانه جامعه به ما یاد داده است که بهترین روش رفتار با افراد مسئله سازی که ما را آزار می دهند، نادیده گرفتن آنهاست. به همین علت از کودکی آموخته ایم با چنین افرادی معاشرت نکنیم. اما نادیده گرفتن این موقعیتها به ضرر ماست چرا که نحوه برخورد ما با شخصیت دشوار درونی و دیگر افراد بدقلق هنری است که هر فردی از آن اطلاعی ندارد. برخورد مناسب با این افراد باعث می شود از فشارهای عصبی ناشی از رفتارهای ناشایست دیگران بکاهیم و کار خود را موثرتر و سودمندتر انجام دهیم.
افراد دشوار( افراد بدقلق یا افراد مسئله ساز) در هر شکل و لباسی ظاهر می شوند، ولی خصوصیات مشترک همه آنها این است که رفتار و برخورد آنها همیشه برای یک نفر ایجاد مشکل می کند. هنگام برخورد با افراد دشوار باید علائمی را که از خود بروز می دهند بشناسیم و ماهیت آن را تشخیص دهیم. به این ترتیب می توانیم اثر نامطلوب رفتار آنها را به کمترین حد برسانیم. این یک واقعیت مسلم است که هنگامی می توانیم در دیگران نفوذ کنیم که آنها را همانطور که هستند ببینیم نه آنگونه که آنها می خواهند یا خودمان میل داریم.

باید از خود بپرسیم چرا این افراد برای ما مسئله ساز هستند و سعی کنیم نگرش منفی نسبت به این اشخاص را در خود از بین ببریم، زیرا گاهی اوقات علت رفتارهای دشوار دیگران، رفتارهای غیر اصولی خود ماست. وقتی با یک فرد دشوار برخورد می کنیم باید به این موضوع توجه کنیم که چه چیز باعث می شود یک نفر چنین گفتار و رفتاری داشته باشد، در این صورت در موقعیتی قرار می گیریم که نه تنها می توانیم شرایط دشوار را کنترل کنیم، بلکه طرف مقابل را نیز یاری می دهیم مشکل خود را حل کند.

 

 

                                       انواع اشخاص مسئله ساز و روش برخورد با آنها
شما همیشه نمی توانید از افراد مسئله ساز دوری کنید. شناسایی انواع رفتارهای مسئله ساز به شما کمک می کند تا به نحو مطلوب موقعیتهای دشوار را بخصوص در سازمان اداره کنید. طبقه بندیهای مختلفی از انواع رفتارهای دشوار در مقالات و نوشته های گوناگون انجام شده است. در این مقاله سعی شده است تا با بهره گیری از منابع مختلف، انواع عمده افراد دشوار وبدقلق و روش برخورد با آنها مورد بررسی قرار گیرد. به طور کلی می توان انواع اصلی افراد دشوار را به صورت زیر طبقه بندی کرد:
1- زورگو و متخاصم
این شخصیت عصبانی و متخاصم است و عصبانیت خود را با اعمال زور نشان می دهد. خصومت، کینه توزی، استفاده از کلمات نیشدار، امتناع از کارهای گروهی وخودپسندی و تکبر از جمله ویژگیهای این افراد است. آنها دلشان می خواهد همیشه غالب و مسلط باشند و سعی می کنند با توسل به هر شیوه و روشی به خواسته های خود برسند.
راه حل: درمقابل آنها بایستید، اما سعی نکنید با آنها بجنگید. هرگز رفتار آنها را تحمل نکنید بلکه در مقابل آنها قاطع، محکم، جسور و با اعتماد به نفس باشید.
2- همیشه شاکی
از نظر این افراد تنها چیزی که زندگی به آنها عطا کرده، بدشانسی است. آنها به جای پیدا کردن راه حل برای مسائل و مشکلات، عادت کرده اند که شکایت کنند و بهانه بگیرند. نگرشهای این افراد مسموم و متاسفانه بیماری آنها واگیر است.این افراد بندرت سعی می کنند شرایط ناخواسته را تغییر دهند، در عوض دائم دقیقا مثل بچه ای که به او اجازه کاری داده نمی شود رفتار می کنند. اجازه ندادن باعث منفی بافی او می شود. جمله معروف آنها این است: « هیچ کس مرا دوست ندارد».
راه حل: به این افراد نشان دهید که مسائل آنها را می بینید و می شنوید، زیرا آنها به محیط حمایتی و تشویق احتیاج دارند. همچنین باید سطح فشار و استرس را برای این افراد پایین آورد. علاوه بر این به آنها اجازه شکایت کردن ندهید، مگر زمانی که راه حلی برای مشکل پیش آمده داشته باشند.
3- وسواسی و کمال گرا
این افراد دلشان می خواهد کارها به بهترین نحو ممکن انجام گیرد. چنین افرادی درعین حال که ممکن است خسته‌کننده و ملال آور به نظر رسند، اما دارای مهارتهای تجزیه و تحلیلی اند که مستلزم توجه زیاد به جزئیات است. استانداردهای عملکرد این افراد در سطح بسیار بالایی قرار دارد. در برخی مواقع کار خوبی که توسط دیگران مورد تمجید واقع می شود از نظر این افراد قابل قبول نیست. جمله معروف آنها این است:« این کار می توانست بهتر انجام شود».
راه حل: در صورتی که در برخورد با این افراد، واقعیتها و منطق را ارائه دهید، می توانید بهترین بهره را از آنها ببرید. در عین حال حرفهای این افراد را درباره بهتر انجام شدن کارها جدی نگیرید. آنها معمولا نقاط ضعف خودشان را بیان می کنند نه نقاط ضعف شما را. سعی کنید با این افراد به گونه ای کار کنید تا بتوانند انتظارات واقعی برای خود و دیگران داشته باشند و مطابق انتظارات واقعی عمل کنند.
4- افراد یخی
این افراد برای تغییر آمادگی ندارند وهر تغییری – هر چند کوچک – می تواند آنها را نگران و آشفته سازد و آغازی برای رفتار منفی در آنها باشد. جمله معروف آنها این است:« راه قدیمی بهتر است».
راه حل: در مقابل این افراد صبور باشید، زیرا ممکن است در مسیر انجام تغییرات مانع تراشی کنند. این افراد را در تغییر درگیر کنید یا از تغییرات تدریجی برای ایجاد فرصت مناسب برای آنها استفاده کنید.
5- افراد بسته
راههای برقراری ارتباط با این افراد مسدود است. این افراد بسیار تودار و دیرجوش هستند و تنهایی و خلوت را به بودن در میان جمع ترجیح می دهند. آنها هرگز درباره تفکرات و احساسات خود صحبت نمی کنند و به همین دلیل ارتباطات محدودی دارند. « حوصله ندارم» یا « فعلا وقت ندارم» از جملاتی است که آنها برای فرار از جمع از آن استفاده می کنند.
راه حل: برای برقراری ارتباط با این افراد باید حوصله کنید. ممکن است مدتی طول بکشد تا این گونه افراد احساس راحتی بکنند و با شما راحت تر و بهتر برخورد کنند. هنگام صحبت با این افراد از سوالات باز استفاده کنید و آنها را به شرکت در بحثها تشویق کنید.
6- کم حرف و منفعل
این افراد زیاد سخن نمی گویند. حتی اگر اصرار کنید، فریاد بکشید یا از آنها خواهش کنید، جوابی بیشتر از آری یا خیر نخواهید شنید. این افراد حتی زمانی که باید از حقوق خود دفاع کنند، ساکت می‌مانند. در نتیجه غالباً مورد ظلم قرار می گیرند. فرد منفعل همیشه احساس ناامنی می کند واعتماد به نفس بسیار پایینی دارد. آنها غالباً از شرکت در تصمیم گیریها امتناع می کنند و یا نظری ارائه نمی دهند.
راه حل: این افراد شدیداً به اعتماد به نفس و حمایت احتیاج دارند و باید بطور مستقیم از آنها انجام اموری را که می توانند انجام دهند خواسته شود. تشویق نیز در ایجاد اعتماد به نفس آنها بسیار موثر است.
7- افرادی که می گویند: «کار من نیست»
این افراد دائم از زیر بار قبول مسئولیتهای بیشتر شانه خالی کرده و منفی بودن خود را با رد کردن انجام کارهایی که باید برعهده بگیرند، ظاهر می کنند.
معمولاً دوستان و همکاران این افراد باید کارهای مربوط به آنها را انجام دهند و این در حالی است که این افراد انجام آن کارها را جزء وظایف آنها می دانند نه وظایف خودشان_ جمله معروف آنها این است: «‌این کار جز وظایف و شرح شغلی که من باید انجام دهم نیست».
راه حل: سعی کنید شرح شغل این افراد را واضح و روشن در اختیار آنها قرار دهید، تا جایی برای توجیهات آنها باقی نماند. بازرسی و کنترل غیر محسوس نیز در برخی مواقع می تواند کارساز باشد.
8- شایعه پراکن ها
این افراد از شایعه بعنوان سلاح قوی جهت کنترل روی دیگران و محیط استفاده می کنند. آنها با پخش شایعه و درگیر کردن دیگران در مسائل مربوط به آن لذت می برند و احساس مهم بودن می کنند. جمله معروف آنها این است: « اجازه بده من بگویم چه اتفاقی دارد می افتد».
راه حل: بهترین راه جلوگیری از شایعه سازی در سازمان، دادن اطلاعات و حقایق لازم و کافی به افراد است. وقتی افراد سازمان از کلیه اطلاعات مربوط به مسائل سازمان آگاهی داشته باشند، به شایعه و افراد شایعه پراکن توجهی نمی کنند. در نتیجه انگیزه ای برای این افراد بمنظور ایجاد شایعه و پخش آن باقی نمی ماند.

9- افراد منفی گرا
این افراد نگرش بدی نسبت به دنیا دارند. آنها فکر می کنند که دنیا بر سرشان خراب شده است. آنها از شیوه انجام امور ناراضی هستنــد و مهم نیست شماچقدر تلاش کنید تا کاری برایشان انجام دهید. در واقع این افراد همیشه نیمه خالی لیوان را می‌بینند و برای انجـــام یک کار بیشتر بر عواقب منفی آن تأکید دارند تا نتایج مثبت. این افراد اعضای خوبی برای کارهای گــــروهی نیستند. جمله معروف آنها این است:« من می دانـم این کار شدنی نیست».
راه حل: تغییر نگرش افراد منفی گرا کار آسانی نیست. اما شما باید آنها را مجبور به تطبیق با عادتهای مثبت کنید تا از عادتهای منفی دور شوند. ایجاد تفکرات مثبت و نشان دادن نتایج خوب کارهایی که او امیدی به انجام آنها نداشته است، می تواند به این اشخاص کمک کند.
10- افراد غیر متعهد
این افراد آن‌قدر برای انجام کاری بهانه می آورند تا شخص دیگری آن را انجام دهد و یا آن‌قدر در انجام تصمیمی تعلل می کنند که ارزش آن از بین می رود. آنها کار خود را بطور جدی انجام نمی دهند، زیرا کار برای آنها اولویت ندارد. انجام امور شخصی و پرداختن به مسائل غیر کاری برای آنها مهمتر از انجام کارهای سازمانی است. جمله معروف آنها این است: « او می تواند منتظر شود».
راه حل: دلیل اصلی تأخیر و تعلل آنها را سوال کنید. این افراد معمولاً احتیاج به اهداف و استانداردهای واضح و انتظارات رسمی دارند و اینها باید به او ابلاغ شود. همچنین آنها به یک سیستم نظارتی بسته نیازمندند تا نتوانند براحتی از زیر کار شانه خالی کنند.
11- افراد همیشه منتقد
این افراد همیشه با کلمات نیشدار و انتقادات بی‌مورد خود، دیگران را آزار می‌دهند.آنها درباره هر ایده ای، انتقادات خاص خود را دارند؛ چه آن ایده، خوب باشد یا بد_ هدف این افراد مخالفت با تمام چیزهایی است که گفته می‌شود. آنها هر جا می روند مشکلات را پیدا می کنند. جمله معروف این افراد این است:«ایده بدی است».
راه حل: در مذاکره و گفتگو با افراد انتقاد کننده بر اطلاعات تمرکز کنید. از آنها درباره علت انتقاد و مخالفتشان سوال کنید و همیشه آنها را برای اطلاعات بیشتر تحت فشار قرار دهید. هرگز رفتارهای نامناسب چنین افرادی را تأیید نکنید.
12- افراد خودخواه
افراد خودخواه، همیشه می خواهند راه خود را ادامه دهند و فکر می کنند همه چیز را می دانند. در واقع این افراد می خواهند نداشتن امنیت خود را به گونه ای پنهان کنند.
راه حل: با این افراد تنها بر اساس حقایق و واقعیتها رفتار کنید. قبل از ملاقات با آنها تمام اطلاعات مورد نیاز را بدست آورید و خود را برای پاسخ به سوالات آنها آماده کنید. به یاد داشته باشید برخورد تهاجم آمیز یا تسلیم در برابر آنها کارساز نخواهد بود.


13- افراد فداکار( قربانی)
این افراد قلب خونین سازمان هستند. آنها زود سرکار می آیند و دیر می روند و یار و پشتیبان همکاران و دوستانشان هستند. ازآنها هرکاری که بخواهید انجام می‌دهند، زیرا این افراد معمولاً به دلیل مسائل شخصی ترجیح می دهند بیشتر اوقات زندگی خود را در محیط سازمان بگذرانند. در صورتی که از خدمات آنها قدردانی نکنید، منفی گری آنها آغاز می شود. جمله معروف افراد فداکار این است:« من زندگی ام را وقف این شرکت کردم، ولی برای هیچ کس مهم نیست».
راه حل: به حرفهای این افراد گوش دهید و به آنها نشان دهید که وجودشان تا چه اندازه برای سازمان اهمیت دارد. از تلاشها و همکاری آنها صمیمانه قدردانی کنید و این کار را در حضور دیگر کارکنان انجام دهید.
14- افراد خود سرزنش کن
این افراد همواره کمبودهایی را در عملکرد کاری و رفتاری خود می یابند و دائم خود را ملامت می کنند. آنها از هیچ
یک از جنبه های زندگی شخصی و کاری خود راضی نیستند. جمله معروف آنها: « من توبیخ خواهم شد. من می توانستم این کار را بهتر انجام دهم».
راه حل: اعتماد به نفس آنها را بالا ببرید و از کارهای مثبت و خوب آنها قدردانی کنید. به آنها نشان دهید آن‌طور که خودشان فکر می کنند بی دست و پا و کار خراب کن نیستند.
15- افراد پرحرف
این افراد به قدری حرف می زنند که اجازه صحــــبت به افراد دیگر نمی دهند. جالب اینجاست کـه بیشتر حرفهای آنها اصلاً ربطی به موضوع مورد بحث ندارد و صرفاً از دست دادن وقت و زمان مفید است.
راه حل: برخورد با این افراد این است که به آنها تنها چند دقیقه فرصت صحبت کردن داده شود. در صورتی که باز هم به حرف زدن ادامه دادند، به هیچ وجه رفتار آنها را تحمل نکنید. به آنها بگویید، باید بروید و فرصتی برای گوش دادن به حرفهای آنها ندارید.
16- افراد نامنظم
این افراد در انجام وظایف و شرکت در جلسات، نظم و ترتیب را رعایت نمی کنند ونوعی آشفتگی در رفتار و کردار آنها دیده می شود. آنها دائم به دنبال وسائل خود می‌گردند و همیشه در جلسات تأخیر دارند.
راه حل: برای برخورد با این افراد نظم و انضباط را عامل مهمی در ارزیابی عملکردشان اعلام کنید و آنها را به مرتب بودن تشویق کنید.
17- افراد بی مسئولیت
این افراد تحمل قبول مسئولیت یا توبیخ بابت اشتباه را ندارند. آنها از زیر بار مسائل شانه خالی می کنند و انگشت اتهام خود را همیشه به سمت دیگران نشانه می روند. جمله معروف آنها این است: « من این کار را نکردم، فلانی آن کار را انجام داد».
راه حل: با آنها قاطع برخورد کنید و بطور مستقیم اشتباهشان را با دلیل برایشان توضیح دهید تا نتوانند اشتباه را به دیگری منتقل کنند.
18- افراد پوست تخم مرغی
این افراد بسیار حساس هستند و بی‌اهمیت ترین مسائل آنها را ناراحت می‌کند. روحیه حساس آنها باعث می شود دیگران در برخورد با آنها بسیار محتاط باشند و از برقراری ارتباط با آنها احساس راحتی نکنند.
راه حل: بازخورد، به این افراد باید سریع و مستقیم نباشد، بلکه به آرامی و با توجه به شخصیت آنها باشد. در برقراری ارتباط با آنها شخصیت حساسشان را در نظر بگیرید.
19- افراد ریزنگر
این افراد همواره می گویند:« من احتیاج به چک کردن مجدد کار دارم، شاید چیزی از زیر دستم رد شده باشد.» آنها به جزئی‌ترین و ریزترین موارد یک مسئله توجه می کنند و گاهی به خاطر یک مسئله کوچک اوقات دیگران را تلخ می کنند.
راه حل: آنها را عادت دهید در کنار توجه به جزئیات به مسائل کلی و اصلی توجه کنند. آنها باید یاد بگیرند کلیات و جزئیات را با هم در نظر بگیرند و به دلیل مسائل جزئی کل پروژه را به تأخیر و خطر نیاندازند.
20- افراد خیلی خوب
این افراد به نظر می رسد که با شما موافق هستند، اما چنانچه کاری را که آنها از شما خواسته اند انجام ندهید، مسئله ساز می شوند.
راه حل: این افراد به تأیید بسیار نیاز دارند. به آنها نشان دهید، دوستشان دارید و برایشان ارزش قائلید.

                                            نکاتی در برخورد با افراد دشوار
همه افراد در برخی شرایط غیر قابل پیش بینی و تحریک پذیر می شوند. در برخورد با افراد مسئله ساز موارد زیر را همواره به خاطر داشته باشید:
- تفاوتهای افراد را بیشتر و بیشتر بشناسید. تفاوتها همواره منجر به اصطکاک می شود. اگر تفاوت میان انسانها را یک موهبت- نه یک مسئله- بدانید، می توانید به خوبی موقعیتهای دشوار را اداره کنید.
- مطمئن باشید که همه افراد سازش و هماهنگی را دوست دارند. این اندیشه که دیگران به دنبال تحقیر و صدمه زدن به ما هستند، درست نیست. مطمئن باشید همه توافق و یکدلی را دوست دارند. با اعتقاد به این مسئله شما فرصت پیدا می کنید، درهای گفتگو را برای رسیدن به توافقات دوجانبه باز کنید.
- باور کنید که می توانید در کنار افراد مسئله ساز بدون تنش و اصطکاک کار کنید. شما ممکن است که با افراد دشوار دوست و صمیمی نباشید، اما می توانید با آنها رفتار مسالمت آمیز داشته باشید. سعی کنید به خواسته های هم احترام بگذارید.
- در تله افراد دشوار گرفتار نشوید. وقتی دیگران به گونه ای رفتار می کنند که شما عصبانی و خشمگین می شوید، در واقع شما را در تله خود گرفتار کرده اند. ما اغلب در تله رفتارها، گفتارها، لبخندها و نگاههای افراد گرفتار می شویم. نباید اجازه دهیم رفتارهای افراد مسئله ساز، ما را در کنترل رفتارمان دچار مشکل سازد و آنها را بر ما مسلط گرداند.
- گوش کنید؛ گوش کنید؛ گوش کنید_ وقتی دیگران بدانند شما حرفهای آنها را می شنوید و به مسائلشان اهمیت می دهید، کمتر رفتارهای دشوار را از خود بروز می‌دهند.
- برای ایجاد رابطه بهتر افراد را با نام صدا بزنید(نام هر فرد گرمترین آهنگی است که او می شنود و دوست دارد بشنود).
- افراد را سرزنش نکنید. سرزنش افراد، آنها را برای بروز رفتارهای مسئله ساز مستعد می سازد.
- مراقب بلندی و لحن صدا و زبان بدن خود باشید. استفاده از زبان بدن به شما کمک می کند ارتباط بهتری را با دیگران برقرار سازید. با برقراری ارتباطات عمیق و اصولی، فرصت کمتری برای نشان دادن تعارضات و رفتارهای دشوار ایجاد می‌شود.
- از به کار بردن کلمات زیر پرهیز کنید: باید، ولی، من می خواهم...، متاسفم، نمی‌توانی و......
- اگر طالب صداقت هستید با دیگران نیز صادقانه برخورد کنید و به تعهدات خود عمل کنید.
- استفاده از کلمات جادویی را بیاموزید. در دامنه لغات ما، کلمات زیادی وجود دارند که اثرات فوق العاده ای بر جای می گذارند. این کلمات را بیابید و از آنها استفاده کنید.
- فنون مذاکره را یاد بگیرید چرا که موفقیت در زندگی امروز در گرو ارتباطات خوب است و مذاکره در این راه به شما کمک می‌کند.

                                                              منبع :

www.mabaniertebatat.persianblog.ir    

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 آبان1387ساعت 11:4 قبل از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

چگونه کنفرانس بدهیم ؟

چگونه کنفرانس بدهیم ؟
 
وقتى در مقام عرضة یک کنفرانس برمى آیید، چهار عامل اساسى وجود دارد که تأثیر نهایى شما را در شنوندگانتان رقم مى زند. این چهار عامل عبارت است از:

1. ساختار و محتواى سخن؛

2. شیوة ارائه آن؛

3. بهره گیرى از وسایل کمکى تصویرى؛

4. پاسخ گویى به پرسش هاى حضار.

دربارة هر یک از این چهار عامل به ترتیب بحث خواهد شد، پیش از آن مناسب است به پاره اى از مقدمات پرداخته شود.

قبل از آغاز مراحل آماده سازى کنفرانس بهتر است سئوالات زیر را با خود در میان گذارید:

* هدف از سخنرانى شما چیست؟ آیا هدف اطلاع رسانى به مخاطبان است یا متقاعدکردن یا سرگرم کردن آنان؟

* نکات کلیدى که مى خواهید مستمعان شما از این کنفرانس دریابند، چیست؟ براى دست یابى به این نکات چه مقدار وقت صرف کرده اید؟

* اطلاعات شنوندگان شما راجع به موضوع سخنرانى تان چقدر است؟

پاسخى که به این سئوالات مى دهید، نحوة عملکردتان را در هر یک از چهار حوزه اى که از این پس مطرح خواهد شد، معین مى کند.

1. ساختار

یک سخنرانى داراى بخش مقدماتى، بخش اصلى و بخش پایانى است. بخش آغازین یا مقدمة کنفرانس شما مى باید مشتمل بر توضیحى دربارة محتوا و ساختار سخنرانى تان باشد. این بخش باید شنونده را با محتوا و مضمون کنفرانس آشنا نماید. این امر به ویژه براى شنونده اى که اطلاع زیادى از حوزة مورد بحث شما ندارد بسیار مهم است. علاوه بر این، مقدمه مى باید بیانگر اهداف سخنرانى باشد (اطلاع رسانى، اقناع، سرگرم کردن؟).

پیکرة اصلى سخنرانى علمى مى باید به صورت منطقى پیش رود. لازم است نکات مورد نظر را به وضوح و روشنى تمام بیان نمایید و با استفاده از عبارت هایى نظیر «آنچه هم اکنون بیان کردم نشان مى دهد که ...» یا «از اینجا روشن مى شود که ...»، ارتباط منطقى بخش هاى مختلف سخنرانى تان را به مخاطبان خود نشان دهید. این امر به ویژه هنگامى که موضوع بحث را عوض کرده، به طرح نکات جدیدى مى پردازید، اهمیت مى یابد. لازم است به گونه اى پیش روید که شنوندة شما دریابد که سخن گفتن دربارة موضوع(الف) را به پایان رسانده و اکنون دربارة موضوع (ب) مشغول سخن گفتن هستید. استفاده از عباراتى نظیر «پس از طرح این نکته که ... به سراغ این بحث مى روم که ...» مى تواند شما را در اجراى این امر یارى رساند.

در بخش پایانى سخنرانى، مى باید خلاصه اى از نکات اصلى سخنرانى تان را بیان دارید. این نکته حایز اهمیت است که سخنرانى خود را به صورت«شسته رفته» به پایان رسانید و از اینکه کنفرانس شما در حالت سردرگمى و آشفتگى به پایان رسد، بپرهیزید. مى توانید این کار را با اظهار چند جمله نتیجه گیرى که با اهدافى که در آغاز بیان کردید مرتبط باشند، به انجام رسانید. براى مثال، مى توانید از این عبارت که: «امیدوارم که در این جلسه و در خلال بحث از ... توانسته باشم نشان دهم که ...» استفاده کنید.

2. ارائه

هر قدر ساختار سخنرانى شما مناسب باشد، نحوة بیان و ارائه مطالب براى شنوندگان نقش و اهمیت خاص خود را دارد. در اینجا نیز آمادگى حرف اول را مى زند.

مى باید قبل از ارائه کنفرانس خود تمرین لازم را کرده و آن قدر بر مطالب مسلط شده باشید که نیازى به قرائت سخنرانى از روى برگه هاى کاغذ نباشد. حداکثر مى باید از کارت ها یا اوراقى که بر روى آن سرفصل ها و عناوین اصلى یا عبارت هاى کلیدى سخنرانى تان نوشته شده استفاده نمایید.

در خلال سخنرانى به چهرة شنوندگان خود نگاه کنید و به زمین، سقف، دیوار مقابل یا پردة پروژکتور اورهد خیره نشوید! فقط به شنوندگانتان نگاه کنید! عبارات خود را شمرده ادا کنید و تا حدى سرعت و آهنگ کلامتان را تغییر دهید تا توجه حضار را به طور مستمر به خود جلب نمایید. از زبانى که با شنوندة شما تناسب دارد، بهره گیرید. این امر، به ویژه آن هنگام که مطالب تخصصى را براى افراد غیرمتخصص بیان مى کنید، اهمیت دارد.

قبل از آغاز سخنرانى، با توجه به محل ارائة کنفرانس و تعداد شنوندگان، تصمیم بگیرید که ایستاده یا نشسته سخن گویید. اگر در حالت ایستاده سخنرانى مى کنید، اندکى پیرامون محل استقرار خود حرکت کنید تا به دلیل یکنواخت نبودن، توجه شنوندگان در طول کنفرانس به شما باشد. باید درحین سخنرانى متناسب با محتواى سخن، حرکات دست و صورت خود را تنظیم نمایید، زیرا این عمل کمک مى کند تا شنوندگان مطالب شما را بهتر بفهمند. در هر حال، تلاش کنید تا در نظر مخاطبان خود، آسوده حال و طبیعى جلوه کنید، هر چند فى الواقع چنین احساسى نداشته باشید.

به یاد داشته باشید که تقریباً همة مردم در حالت سخنرانى احساس نگرانى و ناآرامى دارند.

تمرین قبل از سخنرانى مى تواند کمک زیادى به شما بکند و حالت عصبى شما را در حین کنفرانس کاهش دهد. افزایش تعداد سخنرانى هاى شما نیز بى تأثیر نخواهد بود. البته به نظر مى رسد که این امور، وقتى که براى اولین بار اقدام به سخنرانى مى کنید، کمک چندانى به شما نخواهد کرد.

به خاطر داشته باشید که عموماً شنوندگان در جناح شما قرار دارند بدین معنا که علاقه مندند شاهد موفقیتتان باشند و اشتباهاتى که احتمالاً در نظر شما بسیار بزرگ جلوه مى کند ممکن است اصلاً مورد توجه مخاطبانتان واقع نشود. اگر در حین سخنرانى ناگهان دچار اشتباهات زیادى شدید و عنان سخن را از کف دادید (امرى که نه تنها براى شما بلکه براى هر کس ممکن است اتفاق بیافتد)، سخنتان را قطع کنید؛ نگاهى به نوشته هایتان بیافکنید؛ حالت اولیه خود (در چهره و ...) را دوباره به دست آورید؛ نفس عمیقى بکشید و سپس با حالتى که گویا هیچ اتفاق خاصى رخ نداده است، بحثتان را ادامه دهید.

به یاد داشته باشید که هیچ کس انتظار ندارد سخنرانى شما بى عیب و نقص باشد.

از قبل با وسایل تصویرى اى که براى سخنرانى خود انتخاب کرده اید، تمرین کنید به گونه اى که در خلال سخنرانى کاملاً بر رفتار خود مسلط باشید. هر زمانى که در خلال سخنرانى تان کارى با پروژکتور اورهد یا اسلاید ندارید، آن را خاموش کنید و در مواقع لزوم، دوباره آن را روشن نمایید. وقتى مى خواهید توجه شنوندگان تان را به مطلب خاصى بر روى صفحه اورهد جلب کنید، به خود طلق اشاره کنید نه به صفحه نمایش.

اگر براى کنفرانس خود محدودیت زمانى دارید، آن را کاملاً مراعات کنید؛ نه بحث خود را از زمان مقرر طولانى تر کنید و نه آنکه آن را زودتر از موعد مقرر به اتمام رسانید.

3. وسایل کمکى تصویرى

استفاده از وسایل کمکى تصویرى به شما کمک مى کند تا مطالب را به گونه اى به مخاطبان خود منتقل نمایید که آن را با سهولت بیشترى درک کنند.

انواع متعددى از وسایل کمک آموزشى تصویرى وجود دارد؛ مانند دستگاه اورهد، تخته سیاه، تخته سفید (وایت بُرد)، نمودار، اسلاید و ... . توجه به این امر لازم است که هدف از به کارگیرى وسایل کمک آموزشى تقویت عناصر شفاهى کنفرانس و سخنرانى است و از این رو، تنها زمانى باید از آنها استفاده کرد که در خدمت اظهارات شفاهى سخنران باشد. این وسایل باید کاملاً بامحتواى سخنرانى هماهنگ و متناسب باشند و در مواقع لزوم نکات مهم را برجسته کرده، توضیح دهند. قبل از ارائه کنفرانس خود درباره اهدافتان از به کارگیرى یک وسیله کمک آموزشى خاص و نیز روش هاى دیگر ارائه همان اطلاعات بیاندیشید. چه بسا ممکن است اهداف خود را با استفاده از وسیله دیگرى بهتر تأمین کنید. بکوشید مطالب خود را، تا آنجا که امکان دارد، ساده و روشن بیان نمایید. ارائه اطلاعات بسیار زیاد با استفاده از یک وسیله تصویرى سبب مى شود که شنوندگان شما نتوانند همه مطالب روى صفحه را بخوانند. سعى کنید وسائل تصویرى مورد استفاده شما تا حد امکان سخنانتان را جذاب تر و دلپذیرتر نماید.

4. پرسش و پاسخ

در این بخش شنوندگان شما فرصت مى یابند که در برنامة کنفرانس مشارکت نمایند، فهم خود را از مطالب شما تعمیق بخشند و به صورت غیرمستقیم، برداشت خود شما را از موضوع بیازمایند. کنفرانس شما هنوز تمام نشده است. این مطلب مهم است که عمیقاً بدانید راجع به چه سخن مى گویید.

در آغاز سخنرانى خود اعلام کنید که چه زمانى آمادگى دریافت پرسش را دارید. برخى افراد علاقه مندند که سئوالات شنوندگان را در خلال سخنرانى خود و برخى دیگر تمایل دارند که پرسش ها را در پایان سخنانشان دریافت کنند. این امر کاملاً به نظر خود شما بستگى دارد چرا که این سخنرانى،سخنرانى شما است. اگر در خلال سخنرانى پرسشى مطرح شد که آمادگى پاسخگویى به آن را در آن وضعیت ندارید، این مطلب را براى شخص پرسش کننده بیان کرده، اشاره نمایید که در پایان سخنانتان به مسأله مورد نظر وى باز خواهید گشت.

وقتى یکى از حضار سئوالى را طرح مى کند، ابتدا مطمئن شوید که پرسش او را کاملاً فهمیده اید. اگر اطمینان ندارید، از وى بخواهید که سئوال خود را تکرار کند یا توضیح بیشترى دربارة آن بدهد و سپس به آن به صورت واضح و روشن پاسخ دهید. اگر توانِ پاسخ گفتن به سؤالى را ندارید، راه مطمئن تر آن است که صریحاً ناتوانى خود را اظهار دارید بدون آنکه بکوشید به هر طریق ممکن جوابى براى آن دست و پا کنید. این امر به ویژه زمانى اهمیت مى یابد که شنوندة شما درباره موضوع سخنرانى تان داراى اطلاعاتى است.

منبع :

کتاب دانشجوی موفق، نویسنده: مت هکتور تیلور، ماری بونسال؛ مترجم: دکتر محمد سعیدی مهر؛ فصل ششم، صص 125-119.

http://www.feyze-sabet.blogfa.com/post-16.aspx

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 آبان1387ساعت 11:0 قبل از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

مدیریت اثربخش جلسات


مدیریت اثربخش جلسات


● مقدمه
 دردنیای امروز به دلیل پیچیدگی ساختارها و فعایتهای سازمانها مدیران برای انجام بهتر وظایف و اداره موثر سازمان جلساتی را به منظور همفكری و تعامل باسایراعضاء جهت تبادل اطلاعات و اتخاذ تصمیمات برگزار می نمایند. این جلسات زمانی به بهبود و كارائی سازمان منجر خواهد شد كه از مدیریت مناسب برخوردار باشد. درمقاله حاضر ابتدا تعریفی از جلسه سپس انواع و اركان جلسه همراه با وظایف آنها ارائه خواهد شد. درضمن موانع و مشكلات جلسات و نیز اثربخشی جلسات را عنوان خواهیم نمود.
 ● تعریف جلسه :
 درفرهنگ معین جلسه را به معنی یك بار نشستن درفرهنگ دهخدا جلسه اجتماع جمعی از مردم برای انجام امری با شنیدن نطق و داشتن یك رئیس تعریف شده است .
 جلسه عبارتست از گردهمایی افراد مشخص كه ازطریق بحث و گفتگو پیرامون یك موضوع یا موضوعات مختلف برای رسیدن به یك هدف یا اهداف گوناگون درزمان ومكان معین .
 ● انواع جلسات:
 ۱) جلسه حل مساله : دراین جلسه آنچه اهمیت دارد این است كه وضعیت موجود باید تغییر یابد تا مشكل حل شود. مشكل میتواند شامل ابهام در مورد یك سری مقررات جدید نداشتن نام برای محصول و ... باشد.( جلسه حل مسئله برخورد با مساله است والزاما" تصمیم گیری نیست )
 ۲) جلسه تصمیم گیری : دراین جلسات هدف تصمیم گیری نهائی است . تعداد اعضاء گروه نباید كمتر از۱۵ نفر باشد. و قبل از جلسه باید اطمینان حاصل شود كه همه افراد از نحوه تصمیم گیری آگاه هستند و آن را قبول دارند.
 ۳) جلسه گزارش دهی واطلاع رسانی : درصدی از جلسات اداری مخصوص گزارش دهی و استفاده از اطلاعات است . هدف از این جلسات حصول اطمینان از انجام كارها میباشد. ازطریق مبادله اطلاعات كاركنان می توانند مشكل سازمان خودرا حل و فصل نمایندو ازطرفی مدیر از تمام دانشها و تجربیات اعضاء به منظور پیشبرد اهداف سازمان استفاده می نماید. مبادله اطلاعات ( از بالا به پائین) نسبت به مبادله اطلاعات افقی( میان مقامات همسطح) از اهمیت بیشتری برخورداراست .
 ۴) جلسه ارزیابی : درچنین جلساتی افراد زیادی اظهار نظرو پیشنهاد ارائه می كنند. این گونه جلسات باید سازمان یافته و برنامه ریزی شده باشد.
 ● اركان جلسه :
 ▪ اركان جلسه عبارتند از
 ۱) رئیس
۲) دبیر
۳) عضو
 ۱) رئیس جلسه:
 كسی است كه تمایل افراد را درراه رسیدن به هدفهای جلسه جلب می نماید وی دستور نمی دهد بلكه تعادل بین هدفهای فردی و گروهی را برقرار می سازد و درخاتمه جلسه نظرات اعضاء را گردآوری تلخیص و استنتاج می نماید.
 ● وظایف رئیس جلسه:
 ▪ ایجاد محیط آرام جهت بحث و گفتگو
 ▪ هدایت جریان بحث و مذاكره بطور صحیح
 ▪ ایجاد فرصت جهت ارائه نظرات كلیه اعضاء
 ▪ حفظ بحث و مذاكره درحدود دستور جلسه
 ▪ ارائه خلاصه پیشرفت مذاكره
 ▪ ایجاد و حفظ نظم درجلسه
▪ استفاده از توانائیهای خاص افراد درجلسه
 ▪ جلوگیری از عوامل بازدارنده
 ▪ شروع و ختم به موقع جلسه
 ۲) دبیر جلسه:
كسی است كه نسبت به تنظیم دستور جلسه واعلام آن به اعضاء اقدام نموده و درنگهداری سوابق و تمهیدات برگزاری جلسه تلاش نماید و حكم منبع اطلاعاتی را دارد كه هروقت اعضاء سوالی داشته باشند پاسخ روشن بدهد.
 ● وظایف دبیر جلسه:
 ▪ سوابق و مدارك لازم را درصورت نیاز جهت ارائه آماده داشته باشد
 ▪ قبل ازتشكیل جلسه از آماده بودن وسایل و لوازم مورد نیاز اطمینان حاصل نماید
 ▪ مطمئن باشدكه كلیه اعضاء جلسه آگاهی لازم را دررابطه با موضوع زمان و مكان برگزاری جلسه را داشته باشد
 ▪ درتمام طول مدت جلسه ضمن یادداشت و یا ضبط مطالب ارائه شده از سوی اعضاء برای ارائه مدارك و سوابق امر آماده باشد.
 ▪ اطمینان حاصل كند كه عینا" ارائه راه كار و راه حل یك مشكل را كه توسط یك عضو جلسه ارائه شده یادداشت كرده باشد.
 ▪ رازدار و محرم جلسه است نباید مطالبی كه دراختیار دارند را برله و یا علیه سایر اعضاء بطور مستقیم یا غیر مستقیم استفاده كند
 ▪ پس از تنظیم صورتجلسه نسبت به ارسال به كلیه اعضاء اقدام نماید
 ▪ مواردی كه درجلسه بعد باید عنوان گردد نسبت به ثبت آن اقدام نماید
 ▪ اگر به افراد عضو درجلسه مسئولیتهایی محول شده پیگیری واقدام نماید
 ▪ خودرا برای جلسه بعد آماده نماید
 ۳) اعضاء جلسه: مشاركت كننده فعال درجلسات میباشند.
 ● وظایف اعضاء جلسه:
 ▪ به موقع درجلسه حاضر شوند
 ▪ به گفته حاضران خوب گوش كنند( هنر شنیدن)
 ▪ دربحث ها فعالانه شركت كنند
 ▪ هوشمندانه سوال كنند
 ▪ واقع بیننانه به مسائل بنگرند
 ▪ پیشنهادهای عملی و سازنده ارائه دهند
 ▪ خارج از موضوع بحث صحبت نكنند
 ▪ از نظرات درست دیگران به زعم خود حمایت كنند
 ▪ تا مطالب به طور كامل تحلیل نشده قضاوت نكنند
 ▪ در اداره صحیح و نظم جلسه كمك كنند
 ▪ مطالب مهم وكلیدی را یادداشت كنند
 ▪ با ارزیابی دقیق جلسه به رئیس بازخورد دهند
 ▪ تصمیماتی را كه مورد توافق قرارگرفته است به مرحله اجرا درآورند
 ● موانع و مشكلاتی كه سبب بی حاصلی جلسه ها می شود:
 ▪ نداشتن برنامه كار
 ▪ غیبت افراد اصلی
▪ آماده نبودن شركت كنندگان درجلسه
 ▪ رئیس جلسه سلطه جو
 ▪ انحصار طلبی های اعضاء درجلسه
 ▪ برخوردهای شخصی
▪ نداشتن تسهیلات و امكانات
▪ ایجاد وقفه به لحاظ عوامل برونی
 ▪ تصمیم نگرفتن و به نتیجه نرسیدن
 ▪ هدر دادن هزینه ها بصورت نامرئی
 ▪ تبدیل جلسات به كانون قدرت و قدرت طلبی
● توصیه هایی برای اثر بخشی جلسات:
 ▪ اهداف جلسه مشخص باشد
 ▪ تنظیم دستورجلسه
 ▪ محدودیت شركت كنندگان درجلسه
 ▪ تمركز محور بر موضوعات مورد بحث
 ▪ وقت شناس بودن
 ▪ تعیین زمان اتمام جلسه
 ▪ اجرا جلسه بدون وقفه
 ▪ انتخاب مكان مناسب جلسه
 ▪ جمع بندی و نتیجه گیری نهائی
 ▪ تعیین وقت جلسه بعدی

سایت سازمان تربیت بدنی جمهوری اسلامی ایران

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 آبان1387ساعت 10:50 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

مطالب قدیمی‌تر