X
تبلیغات
فن بیان،اصول سخنرانی و هنرگویندگی وگفتگو - سخنرانی ها و مصاحبه های مربوط به فن بیان

فن بیان،اصول سخنرانی و هنرگویندگی وگفتگو

آشنائی با فن خطابه ، اصول مخاطب شناسی ، مناظره ،مباحثه ، تدریس ،قصه گوئی ،دکلمه ، مجریگری و زبان بدن

مصاحبه با یک گفتاردرمانگر

قول داده بودم که در مورد دوتا مساله براتون توضیح بدم:

1. گفتاردرمانی چیه و آسیب شناس گفتار و زبان چی کار میکنه.
2. گفتاردرمانگر به افرادی که اختلال صوت ناشی از مشکلات شخصیتی دارن چه کمکی میکنه.
از اولی شروع میکنم...
برای جواب دادن به این سوال فکر کردم که بهترین راه اینه که از صحبتهای استاد عزیزم خانم بیات استفاده کنم.... در واقع مصاحبه پایین، بخش اول از یک مصاحبه با یه کارشناس ارشد گفتاردرمانیه که به خیلی از سوالای شما در مورد گفتاردرمانی جواب میده... منتظر ادامۀ این مطلب باشین...
منم منتظر بفیه سوالاتون هستم!!
§ چه کسانی به شما مراجعه می کنند؟
کسانی که اختلال ارتباط انسانی دارند یعنی در ابتدایی ترین ابزلر ارتباط انسانی که گفتار و زبان و بعدها خواندن و نوشتن می باشند، دچار مشکل باشند. اختلالات زبان یعنی اشکال در توانایی بالقوۀ افراد برای استفاده از کدهای صوتی برای انتقال مفاهیمی که در ذهنشان هست. که شامل تواناییهایی از قبیل کاربرد واژه ها، مربوط کردن واژه ها به هم و در سطوح بالاتر استفاده از زبان مجازی شامل ضرب المثلها، کنابه ها و استعاره ها می باشد.
اختلالات زبان را به دو دسته تقسیم می کنیم:
1. اختلالاتی که در دوران رشد بروز می کنند. نمونۀ این اختلالات را در کودکانی می بینیم که دیر شروع به حرف زدن می کنند. علت تاخیر ممکن است عقب ماندگی ذهنی، کم شنوایی و... باشد.
2. اختلالاتی که بعد از رشد کامل زبان و گفتار در اثر صدمه به بخشهایی از مغز که مسئول درک و بیان گفتار هستند، ظاهر می شوند. این صدمه می تواند ناشی از انواع ضربه های مغزی، سکتۀ مغزی، بیماری هایی مثل MS و... باشد.
§ آیا این درست است که بگوییم فرد دچار اختلال زبانی از درک آنچه دیگران می گویند و   ...   ...   ..


برچسب‌ها: گفتار درمانگر, اختلالات گفتاری, اختلالات زبانی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 11 شهریور1392ساعت 3:2 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

روایت رادیویی‌ها از گرایش مجریان رادیو به تلویزیون

روایت رادیویی‌ها از گرایش مجریان رادیو به تلویزیون

 
 
 

مجموعه گفتگوهای خبرگزاری مهر درباره گرایش مجریان رادیو به اجرا در تلویزیون  

 
 

رافعی: تجربه فضای جدید مجریان رادیو را به تلویزیون کشانده است

 بنفشه رافعی که این روزها برنامه "تیتر یک" با اجرای او از شبکه اول پخش می‌شود، یکی از دلایل علاقمندی مجریان رادیو برای اجرا در تلویزیون را تجربه فضای جدید ذکر کرد.

بنفشه رافعی درباره انگیزه‌اش برای اجرا در تلویزیون گفت: دلیل عمده آن به رشته‌ تحصیلی‌ام برمی‌گردد که کارگردانی تئاتر است. ضمن اینکه همیشه از تجربه درعرصه‌های جدید استقبال می‌کنم. البته در حد بضاعتم. تلویزیون مجال بیشتری برای فعالیت در این رشته را به من می‌دهد تا خود را محک بزنم. من با توجه به قانون رادیو که به آن احترام می گذارم، ملزم به فعالیت در یکی از این دو رسانه هستم.

این مجری که در زمان انتخابات اجرای برنامه "جریان" را به عهده داشت، درباره دلایل علاقمندی مجریان رادیو به تلویزیون گفت: همه علاقمند به پیشرفت و تجربه در فضای جدید هستند. من منکر شهرت طلبی نیستم، اما می‌توان نگاه زیباتر و خوشبیانه‌تری هم داشت و آن هم پیشرفت در کار است. حال نه اینکه تلویزیون از رادیو پیشرفته‌تر است، اما به دلیل گستردگی تلویزیون و امکانات بصری که در اختیار دارد شاید امکان بیشتری را برای مجری فراهم کند.

رافعی یکی دیگر از دلایل ورود مجریان رادیو به تلویزیون را مسائل مالی برشمرد و گفت: گرچه در حیطه مسئولیت من نیست تا در این‌باره صحبت کنم، اما متاسفانه دستمزدها در رادیو پایین است و اختلاف مالی در این دو رسانه مشهود است. هر چند که کسب درآمد از تلویزیون هم مرارت‌های خاص خودش را دارد.

وی درباره علاقمندی برنامه‌سازان تلویزیون برای جذب مجریان رادیو افزود: برنامه‌سازان تلویزیون به دنبال چهره‌های جدید برای اجرا هستند و طبیعی است که به سراغ مجریان رادیو بیایند، چون رادیو مکان خوبی برای گذراندن آزمون‌های دشوار است. البته جسارت نمی‌کنم که بگویم این اتفاق در تلویزیون نیفتاده است، اما مجری‌های رادیو قابلیت و توانایی خود را همیشه نشان داده‌اند.

صوفی: بحران مجری در تلویزیون منجر به جذب مجریان رادیو شده است

تهیه‌کننده برنامه "نقره" یکی از عوامل ورود مجریان رادیو به تلویزیون را بحران مجری در تلویزیون و نیاز این رسانه به چهره‌های جدید برای اجرا دانست.

محمد صوفی درباره انتخاب یک مجری رادیویی برای اجرای برنامه "نقره" به خبرنگار مهر گفت: اجرای سری اول "نقره" به عهده کیومرث مرادی بود، اما به دلایلی نمی‌توانست در سری دوم با ما همکاری کند. من و منصور ضابطیان نویسنده برنامه به دنبال جذب یک مجری جدید بودیم و نمی‌خواستیم از کسی استفاده کنیم که چهره‌ای شناخته‌شده برای مخاطبان تلویزیون باشد.

وی ادامه داد: علاقمند بودم یک مجری برای "نقره" بیاورم که بعدها او را با اعتبار این برنامه بشناسند. تا اینکه احسان کرمی انتخاب شد که چند بار اجرای او را در برنامه "مکث 95" از رادیو تهران شنیده بودیم. او اجرایی گرم و روان داشت و شنونده را همراه خود می‌کرد. بعد از اینکه او را دیدم، احساس کردم برای اجرای برنامه "نقره" بهترین گزینه است.

این تهیه‌کننده درباره علاقمندی برنامه‌سازان تلویزیون برای جذب مجریان رادیو گفت: ما برای "نقره" دنبال یک چهره جدید بودیم و اینطور نبود که حتماً مجری رادیو باشد. از سوی دیگر تلویزیون با بحران مجری رو به رو است و این احساس نیاز منجر به جذب مجریان رادیو شده است. البته باید برای انتخاب مجری همیشه دقت لازم را کرد.

صوفی در پایان گفت: در دو سال اخیر مجریان محبوبی در رادیو داشتیم که با انتخاب اشتباه برای اجرا در تلویزیون نه تنها موفقیتی در تلویزیون کسب نکردند، بلکه شکست آنها باعث شد تا کاملاً کنار گذاشته شوند. بنابراین انتخاب اول مجریان رادیو برای اجرا در تلویزیون اهمیت زیادی دارد که باید آگاهانه انجام شود.

منافی: رفتن من برای اجرا در تلویزیون اشتباه بود

فرشید منافی معتقد است پذیرفتن اجرای برنامه تلویزیونی"صبح آمد" در دو سال گذشته اشتباه بوده و نباید رادیو را ترک می‌کرد، چرا که شنوندگان رادیو با صدای او زندگی می‌کنند.

فرشید منافی درباره ورود مجریان رادیو به تلویزیون گفت: به نظرم وقتی مجری‌ای از رادیو می‌خواهد برنامه‌ای در تلویزیون اجرا کند، باید به دقت همه جوانب را بررسی کند که آیا نوع اجرای او با برنامه تلویزیونی همخوانی دارد یا نه؟ من دو سال پیش برنامه "صبح آمد" را برای شبکه سه اجرا کردم که رفتن من به تلویزیون اشتباه محض بود و بعد از گذشت دو ماه متوجه این اشتباه شدم.

وی در ادامه افزود: موفقیت مجریان رادیو در تلویزیون بستگی به موارد زیادی دارد. یک مجری در رادیو با لحن‌های مختلف صحبت می‌کند. من جایگاه خوبی در رادیو دارم، حتی می‌توانم ادعا کنم که کارم از خیلی از گویندگان رادیو بهتر است، اما در تلویزیون موفق نبودم.

این مجری ادامه داد: خیلی کم پیش می‌آید یک مجری محبوب رادیو در تلویزیون هم بتواند همان محبوبیت را کسب کند. دلیل این مسئله هم ساده است، چون وقتی مجری دو ساعت در روز یک برنامه‌ حجیم را اجرا می‌کند شنونده با صدای او زندگی می‌کند و برای خودش ذهنیتی از آن مجری ترسیم می‌کند. بنابراین وقتی آن مجری به تلویزیون می‌آید انتظار او به حقیقت نمی‌پیوندد.

منافی یادآور شد: اما افرادی که در رادیو برنامه‌های روتین و حجیم را اجرا نکردند و بیشتر مجری بازیگر بودند بنابراین با انتخاب درست در تلویزیون می‌توانند موفق باشند نمونه آن فرزاد حسنی است. او دوست من و از مجریان موفق و محبوب تلویزیون است.

وی اشاره کرد: وقتی من هم اجرا در تلویزیون را پذیرفتم دوست داشتم بتوانم همان موفقیت و محبوبیت رادیو را کسب کنم، اما این اتفاق خوب نیفتاد. در این مسئله هم مقصر نیستم.

این مجری درباره دلایل گرایش مجریان رادیو به تلویزیون گفت: اولین مسئله دستمزد خوب اجرا در تلویزیون است که مجری را قلقلک می‌دهد. البته شهرت هم بی‌تاثیر نیست، اما تعداد کمی از مجریان به دنبال این مسئله هستند. خودم همیشه از شهرت فراری بودم.

جعفرپور: دستمزد پائین دلیل گرایش مجریان رادیو به تلویزیون است

آرزو جعفرپور که برنامه "قطره" را روی آنتن شبکه یک دارد، یک دلیل گرایش مجریان رادیو را به اجرا در تلویزیون دستمزد پائین در رادیو ذکر کرد و اجرای "قطره" را تجربه فضایی جدید برای خود دانست.

جعفرپور درباره پذیرش اجرای برنامه "قطره" که هر روز ساعت 16:30 از شبکه یک پخش می‌شود به خبرنگار مهر گفت: قبل از "قطره" برنامه‌های دیگری هم در تلویزیون به من پیشنهاد شده بود. محوریت این برنامه صرفه‌جویی در آب است. این نوع برنامه‌ را در رادیو اجرا کرده و در این باره اطلاعات دارم، به همین دلیل اجرای برنامه تلویزیونی "قطره" برایم جذابیت داشت.

وی ادامه داد: علاقمند بودم با اجرا در تلویزیون یک فضای جدید را تجربه کنم، چرا که اجرا در تلویزیون ویژگی‌های خودش را دارد. البته در گذشته هم مسابقه‌ای در تلویزیون اجرا کردم که توانست جوایز خوبی را از جشنواره سیما کسب کند. بنابراین با فضای سیما آشنا بودم. گرچه فضای اجرا در رادیو و تلویزیون در ظاهر متفاوت است، اما در گفتگو و نتیجه‌گیری تفاوتی ندارد.

این مجری افزود: مجری تلویزیون باید مراقب ظاهر و اشاره‌های کارگردان و دیگر عوامل هم باشد، اما در رادیو باید روی صدا کار کند تا محتوا برای شنونده جذاب باشد. گرچه در رادیو این قانون وجود دارد که گویندگان اگر در تلویزیون اجرا داشته باشند دیگر نمی‌توانند به رادیو برگردند، اما افرادی که پروژه‌ای با تلویزیون همکاری کنند قانون شامل حالشان نمی‌شود.

جعفرپور درباره انتقاد برخی منتقدان به مجریان رادیو که نباید با اجرا در تلویزیون چهره‌هایشان شکسته شود، توضیح داد: این انتقاد در دهه‌های گذشته کاربرد داشت، اما در حال حاضر با وجود وسائل ارتباط جمعی این حرف مفهومی ندارد، چون از طریق اینترنت مخاطبان تصاویر مجریان مورد علاقه خود را پیدا می‌کنند.

وی ارزیابی خود را از گرایش مجریان رادیو به اجرا در تلویزیون را اینگونه بیان کرد: ما نباید تکفیکی میان اجرا در رادیو و تلویزیون قائل شویم، چون مجریان رادیو که در کار خود توانا هستند می‌توانند در تلویزیون هم اجرا کنند. به نظرم جذب مجریان توانای رادیو در تلویزیون خیلی بهتر از آن است که فردی از بیرون برای اجرا انتخاب و مدتی هم صرف آزمون و خطا شود.

مجری برنامه "قطره" ادامه داد: البته اگر رادیو و تلویزیون خصوصی داشتیم می‌توانستیم به راحتی آزمون و خطا داشته باشیم، اما زمانی که رادیو و تلویزیون ما دولتی است بنابراین بهتر است از نیروهای متبحر استفاده کرد.

جعفرپور یکی از دلایل گرایش مجریان رادیو را به تلویزیون دستمزدهای پائین رادیو ذکر کرد و گفت: دستمزد اجرا در رادیو و تلویزیون تفاوت زیادی دارد. همکاران ما در رادیو دلی کار می‌کنند. از سوی دیگر شهرت هم بی‌تاثیر نیست، اما من شخصاً برای شهرت به تلویزیون نیامدم، بلکه بیشتر دوست داشتم یک فضای جدید را تجربه کنم.

وی اشاره کرد: علاوه بر آن اجرا در تلویزیون شرایط بهتری را برای مجری در رشته‌های مختلف از جمله برنامه‌سازی فراهم می‌کند، چون یک نیروی تازه‌نفس به کار تزریق شده است. در مجموع مجریان رادیو و تلویزیون سعی می‌کنند اطلاعاتشان به روز باشد تا در برنامه‌های مختلف بتوانند اطلاعات مناسب در اختیار برنامه‌سازان قرار دهند.

کرمی: شهرت و دستمزد خوب مجریان رادیو را به تلویزیون می‌کشاند

احسان کرمی شهرت، دستمزد مناسب و فراهم شدن شرایط کار در زمینه‌های مختلف را از عواملی دانست که مجریان رادیو را برای اجرا در تلویزیون ترغیب می‌کند.

کرمی که جمعه‌ها برنامه "نقره" را در شبکه یک اجرا می‌کند درباره موج اخیر ورود مجریان رادیو به تلویزیون به خبرنگار مهر گفت: اجرای مجریان رادیو در تلویزیون مسئله‌ای تازه نیست، چرا که در گذشته هم مجریان بزرگ از خانواده رادیو مثل هرمز شجاعی‌مهر و جواد آتش‌افروز در تلویزیون برنامه اجرا کردند. البته اجرای همه مجریان رادیو در تلویزیون و برعکس را تایید نمی‌کنم.

وی در ادامه افزود: مجریان رادیو توانایی‌های زیادی دارند، اما اجرا در رادیو و تلویزیون تفاوت دارد. یک مجری رادیو قبل از پذیرفتن اجرا در تلویزیون باید آن برنامه را از همه جوانب بررسی کند و ببیند آیا محوریت برنامه با نوع اجرا، شخصیت و چهر‌ه‌ او‌ همخوانی دارد یا نه و بعد اجرا را بپذیرد. مجریان توانمندی در رادیو داشتیم که با یک انتخاب اشتباه برای اجرا در تلویزیون با شکست رو به رو شدند.

مجری برنامه "نقره" اشاره کرد: اجرا در رادیو مشکلتر از تلویزیون است، چون در رادیو مجری فقط با صدا سر و کار دارد و باید محتوا را به بهترین شکل به شنونده خود منتقل کنید، اما در تلویزیون می‌توانید از چهره هم بهره‌مند شوید. بنابراین اگر انتخاب نوع برنامه درست باشد، مسلماً مجری موفق می‌شود.

کرمی دلایل گرایش مجریان رادیو به تلویزیون را دستمزد پائین رادیو، شهرت و فراهم شدن شرایط کار در زمینه‌های مختلف در تلویزیون برشمرد و گفت: دستمزدها در رادیو قابل مقایسه با تلویزیون نیست. همکاران در رادیو با عشق و علاقه کار می‌کنند و مجبورند به خاطر کافی نبودن دستمزد در جای دیگر هم کار کنند، اما وقتی در تلویزیون کار می‌کنید دیگر می‌توان به عنوان شغل روی آن حساب کرد.

وی ادامه داد: البته شهرت هم مسئله کوچکی نیست، اما شخصاً شهرت‌طلب نیستم. از سوی دیگر با اجرا در تلویزیون شرایط کار بیشتر برای مجری فراهم می‌شود. به نظرم بهتر است یک کمیته کارشناسی از کسانی که تجربه اجرا در رادیو و تلویزیون دارند همچون ژاله صادقیان، اسماعیل میرفخرایی و محمدرضا شهیدی‌فر نظر بدهند که چه کسانی می‌توانند همزمان با اجرا در رادیو در تلویزیون هم اجرا داشته باشند.

کرمی درباره پذیرفتن اجرای برنامه "نقره" گفت: من سه سال پیش هم می‌توانستم به تلویزیون بیایم، اما اجراهایی که پیشنهاد شد با نوع اجرای من تفاوت زیادی داشت، اما وقتی برنامه "نقره" به من پیشنهاد شد احساس کردم با نوع اجرا و شخصیت من همخوانی دارد. از سوی دیگر این برنامه بازخوانی خاطرات است و من هم به لحاظ شخصیتی خاطره‌باز هستم و بیان خاطرات را خیلی دوست دارم.

مجری "نقره" در پایان افزود: از سوی دیگر همکاری با منصور ضابطیان و محمد صوفی نویسنده و تهیه‌کننده برنامه "نقره" خیلی خوب بود. دکور برنامه هم یکی دیگر از عواملی است که در اجرای مجری هم موثر است. دکور برنامه "نقره" هم ضمن سادگی، متفاوت است. در واقع همخوانی بودن همه موارد باعث شد اجرا این برنامه را بپذیرم.

تلویزیون سقف آرزوهای مجریان رادیو است

نیوشا صدر: با وجود این که سال‌هاست کم و بیش شاهد حضور مجریان رادیو در تلویزیون هستیم این اواخر به طور قابل توجهی به تعداد این مجریان افزوده شده است که با اینکه بسیاری به ویژه مجریان تلویزیون استقبال چندانی از این روند نمی‌کنند، اما بنا به دلایلی به نظر اتفاق میمونی می‌رسد.

علاقمندی مجریان رادیو برای اجرا در تلویزیون به چند دلیل قابل بررسی است. اول اینکه اغلب مجریان رادیو، برخلاف بسیاری از مجریان تلویزیون که صرفا به دلیل آشنا بودن با این مدیر و آن مدیر و یا داشتن آشنایی یا نسبت فامیلی با سایر مجریان و بازیگران مطرح پا به این عرصه گذاشته‌اند، دارای بیان قدرتمند ، استعداد و خلاقیت در بداهه‌پردازی هستند و قادرند فضای یک برنامه را گرم نگه دارند.

دوم اینکه رادیو نسبت به تلویزیون محدودیت‌های کمتری دارد و مجریان آن به ویژه مجریان مربوط به برنامه‌های سرگرم‌کننده و برنامه‌های مختص جوانان شوخی‌های کلامی بیشتری رد و بدل می‌کنند و کمتر بودن محدودیت‌ها، موجب افزایش دایره لغات مجری و امکان استفاده او از لغات بیشتر می‌شود که آنها خوشبختانه این قابلیت را با خود به تلویزیون می‌آورند و با این کار ارتباطی زنده‌تر و تا حدی متفاوت با ارتباط مرده و سنگی مجریانی که دائما تلاش می‌کنند خوشبین، مودب و با مزه باشند با مردم برقرار می‌شود.

دلیل سوم: مجریان رادیو، معمولا از اطلاعات عمومی بیشتری بهره‌مند هستند. دلیل چهارم: اما حضور آنها مشکلاتی را هم به همراه دارد از جمله اینکه ممکن است ذهنیت مخاطبان را نسبت به آن مجری و صدایش به هم بریزد و ببینیم که صدایی پخته و پدرانه که مدت‌ها با آن ارتباط دلی داشته‌ایم متعلق به یک مرد جوان باریک اندام است و یا صدایی پر شر و شور و بازیگوش متعلق به بانویی که ظاهرش همخوانی چندانی با این صدا ندارد و ... تمام اینها تا مدت‌ها ارتباط میان مجری و مخاطب را مختل یا کمرنگ می‌کند.

دلیل پنجم: برخی از مجریان رادیو هنگامی که به تلویزیون می‌آیند در برنامه‌هایی با موضوعاتی متفاوت از آنچه در آن تبحر و اطلاعات دارند به کار مشغول می‌شوند. ممکن است یک مجری هنری در برنامه‌ای سیاسی و یا یک مجری برنامه‌های طنز اجتماعی در برنامه‌ای ورزشی آغاز به کار کند و این نوع گزینش‌ها به معنی شکست و ناموفق بودن مجری و برنامه در همان ابتدای راه است.

باید توجه داشت که فقط داشتن صدای حرفه‌ای و بیان درست و حاضر جواب بودن نیست که موجب موفقیت یک مجری می‌شود، بلکه اشراف او بر آنچه می‌گوید از مهمترین شروط است. مسئله اینجاست که مجریان رادیو که در تلویزیون با شکست رو به رو می‌شوند، عملاً کمتر می‌توانند موفقیت پیشین‌شان را در رادیو تکرار کنند چون مخاطب چهره آنها را شناخته است و ضعف آنها را به صورتی دیگر در یک برنامه تصویری به چشم دیده است.

دلیل ششم: بیشترین دلیل تمایل مجریان رادیو برای حضور در تلویزیون به دلیل تفاوت قیمت‌های این دو رسانه است، به صورتی که حتی قیمت‌های تلویزیون قابل قیاس با رادیو نیست. در شرایطی که رادیو و تلویزیون هر دو دولتی هستند و هر دو از منبع واحدی تغذیه مالی می‌شوند، تفاوت‌هایی به این اندازه در دستمزد مجریان و هنرمندان غیر‌قابل پذیرش است. به ویژه که کمتر پیش می‌آید کسی برای مدتی به طور مداوم رادیو گوش کند و به بهتر بودن سطح کیفی و تنوع بیشتر برنامه‌های آن نسبت به برنامه‌های تلویزیونی اعتراف نکند.

آنچه مهم است این است که مسئولان صدا و سیما پیش از هر کس دیگر باید به این نتیجه برسند و تبعیض عجیب و غریب میان گویندگان رادیو و تلویزیون را کنار بگذارند و از منبع سرشار درآمد این تریبون به طور منصفانه استفاده کنند.

 

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-209.aspx

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 بهمن1387ساعت 10:21 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

چرایی افول ستارگان رادیو در آسمان تلویزیون

 

چرایی افول ستارگان رادیو در آسمان تلویزیون

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

در مطلب قبلی از علت رفتن گویندگان رادیو به تلویزیون بحث شد و این که قدرت عمومیت تصویرگری تلویزیون است که اهل هنر را مسحور می کند تا هنر خویش را به تمام کمال به رخ جمعیت انبوهی بکشند و بدین طریق به رضایتمندی هرچه بیشتر از جلوه گری هنر خود برسند. اما در باره ضرر و زیان این رفت و آمد گویندگان بین دو رسانه رادیو و تلویزیون چند سال قبل در مقاله "رادیو چیست؟"چنین نوشته بودم: "... حضور گویندگان رادیو بر صفحه تلویزیون یک اشتباه حرفه ای و کاری ناشیانه است و هر دو رسانه از این اشتباه متضرر می شوند. رادیو قهرمان خود را از دست می دهد و تلویزیون قهرمان شکست خورده ای را به صحنه می آورد. شکست این قهرمان، زمانی است که تصویرش در صفحه تلویزیون با تصور و تخیل ما از او سازگار نباشد که اغلب اوقات چنین است.قهرمان رادیو، گوینده و یا هنر پیشه قصه های رادیو است که در غبار مه آلود ذهن شنونده همیشه حضوری مبهم دارد و ما با همه تلاش نمی توانیم تصویر روشنی از او ارائه دهیم و ذهن شنونده، همیشه درگیر تعیین ویژگی های ظاهری و حتی گاهی حالت چهره و خطوط صورت او است. گرمی رادیو، به این حضور همیشگی پر راز و رمز قهرمانانش در ذهن پر تخیل و رؤیایی مخاطبانش وابسته است."

اما ورای این امر دلایل دیگری نیز وجود دارد که به تفاوت و کارکرد گویندگی در رادیو وتلویزیون مربوط است. هر گوینده و مجری رادیویی در یک برنامه دو نقش را تواماً اجرا می کند. این دوگانگی همزمان در اجرا و ایفای نقش، به گویندگان رادیو خصوصاً مجریان اعتبار و شأن خاصی می بخشد. اکثر تهیه کنندگان تلویزیون از این کارکرد دوگانه غافلند. تلویزیون بر حسب ماهیتش فقط به یکی از این دو کارکرد نیاز دارد. شاید این راز شکست ستارگان رادیو در آسمان دگرسان تلویزیون باشد.

مجری و گوینده رادیو دو نقش ایفامی کند.

1- وصل: اولین نقشی که گویندگان و مجریان به عهده دارند ایجاد وصل بین شنوندگان و برنامه است. آن ها از طریق خواندن متن یا طرح سؤال و پرسش یا گفت وگو و ... موجب وصل میان برنامه و مخاطب می شوند. این کارکرد و نقش مشترکی میان دو رسانه رادیو و تلویزیون است. در این حالت ویژگی های فیزیکی صوتی گوینده یا مجری در رادیو و مختصات تصویری گوینده یا مجری در تلویزیون زمینه مهمی برای قبول و وصل مخاطب و همراهی او با برنامه است. از این جا به بعد شرایط و زمینه های بین دو رسانه کاملاً متفاوت است. لذا نقش و کارکرد گوینده و مجری رادیویی با تلویزیونی تفاوت اساسی پیدا می کند.

2- بسط: نقش دومی که مجریان و گویندگان رادیو دارند کمک به بسط خیال پردازی شنونده درباره برنامه و معنا و مفهوم آن است. در برنامه های گوینده محور رادیو این وظیفه به عهده نویسنده است تا با کم و زیاد کردن کلمات و جملات مطالب لازم را برای بسط در اختیار گوینده قرار دهد، حال آن که در برنامه های مجری محور این کار به عهده شخص مجری است. اگر بسط در رادیو امری الزامی و ضروری است در تلویزیون مخل و ممل محسوب می شود و موجب رنجش بینندگان آن است. زیرا تلویزیون همواره کسی را برای وصل می خواهد تا تصاویر پی درپی درمعرض قرار گیرد و معنا و مفهوم خود را به مخاطب بچشاند.

مهارت و قدرت "بسط" برخی گویندگان رادیو، تهیه کنندگان تلویزیون را گمراه می کند و دل به چیزی می بندند که برای تلویزیون نه تنها مزیتی نیست بلکه آفتی محسوب می شود( البته اگر تلویزیون از رویه تولید خودش استفاده کند یعنی تحرک در تصویر ونه از رویه تولید رادیو که کلام است). از طرفی مجریان و گویندگان رادیو که از هنر "بسط" برخوردارند به خطا آن را قابل عرضه به عموم از تلویزیون می دانند. در حالی که این "پر طاووس" اگرچه زیبا و فریبنده است اما دشمن طاووس است و او را به کام نیستی می فرستد.

راز افول ستارگان رادیو را باید در این جستجو کنید که آن ها دارای هنری هستند که تلویزیون آن را برنمی تابد و در سیاه چال محاق خود پنهان می کند تا جایی که اگر جلوه ای از آن هنر تلألؤ کند، هنرمند را حقیر و کم بها می سازد.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-205.aspx

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 بهمن1387ساعت 10:17 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

گفتگو با علیرضا معینی رئیس انجمن گویندگان ایران

گفتگو با علیرضا معینی رئیس انجمن گویندگان ایران

آموزش کارگاهی، نیاز امروز

علیرضا معینی، 52 ساله، متولد 1335 در اصفهان، فارغ‌التحصیل رشته تولید برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی از دانشکده صدا و سیما و یکی از گویندگان صاحب سبک و متبحر به ویژه در حوزه شعرخوانی و دکلمه آثار فاخر ادبی ایران و جهان است. در ادامه  گفت وگوی کوتاه و دوستانه روابط‌ عمومی رادیو فرهنگ با وی تقدیم حضور می گردد


با کدامیک از پیشکسوتان همدوره بوده‌اید و برنامه اجرا کرده‌اید؟

با همه پیشکسوتان و صداهای ممتاز رادیو کار کردم و در حین کار بعضی آنها را در جایگاه استادی می‌دیدم و برای آنها شاگردی می‌کردم همچون زنده‌یاد حمید عاملی، خانم فیروزه امیرمعز و استاد امیر نوری.

کدامیک از برنامه‌هایی که تا به حال اجرا کرده‌اید بیشتر به دلتان نشسته است؟

برنامه رادیویی <آواز پرجبرئیل> که در این برنامه به غیر از گویندگی، نویسندگی و سردبیری آن را به عهده دارم این برنامه نزدیک 7 سال هر روز صبح از شبکه فرهنگ به روی آنتن می‌رود. علت جذابیت این برنامه برای من دقت و وسواس خاص در تهیه مطالب و انتخاب اشعار است چرا که بهترین اشعار را در این زمینه با حساسیت ویژه برمی‌گزینم و با شیوه خاص خودم نیز گویندگی می‌کنم.

شروع کارتان با رادیو فرهنگ از کی بوده است؟

از ابتدای تشکیل شبکه فرهنگ، من به طور جدی و فقط در همین شبکه به کار گویندگی و سردبیری و تهیه‌کنندگی برنامه‌ها پرداختم حتی الان هم که نزدیک به 3 سال از بازنشستگی‌ام می‌گذرد، همچنان پرکارتر از گذشته فعالیت دارم.

چرا دیگر شاهد ظهور و حضور صداهای طلایی دوره 40 و 50 کشورمان نیستیم؟ آیا مشکل در گزینش و انتخاب گویندگان است یا در آموزش آنها؟

مشکل در گزینش و آموزش غیرکاربردی به آنهاست. راه حل نیز استفاده از همین معدود پیشکسوتان برای آموزش و انتقال تجربیاتشان به گویندگان نسل جوان است. نکته قابل توجه دیگر در این زمینه هم عدم وجود کتاب و راهنمای قابل توجهی در این باره است. اخیرا من کتابی در این زمینه به نام <پرنیان بیان>‌ در دست نگارش دارم که در آن بسیاری از تجربیات خود در کلاس‌های گویندگی با شاگردانم را در آن جمع‌آوری کردم و به صورت کارگاهی نیز آموزش می‌دهم که برخی از آنها که مشغول گویندگی در صداوسیما هستند. همچنین به تازگی انجمن گویندگان ایران تشکیل شده که در آن بیش از 100 نفر از گویندگان رادیو و تلویزیون عضو هستند و در انتخابات عمومی از جمله پیشکسوتانی مانند بهروز رضوی، فاطمه آل‌عباس، علیرضا خضرایی و کیوان همتی را به عنوان هیات رئیسه انجمن انتخاب کردند و بنده نیز به عنوان رئیس انجمن گویندگان انتخاب شدم. این انجمن برای رفع این معضل برنامه‌هایی را در دست اقدام دارد که آموزش کارگاهی به گویندگان و علاقه‌مندان واجد شرایط، از آن جمله است.

نظرتان در مورد برگزاری جشنواره‌های رادیویی چیست؟ آیا کمک و الگویی به گویندگان جوان ارائه می‌شود تا آنها نقاط ضعف خود را جبران کنند؟

به صورت این شیوه‌های متداول و خالی از نوآوری و کلیشه‌ای خیر. ولی به طور کلی این جشنواره‌ها محلی برای ارتقای کیفیت برنامه‌سازی در رادیو و شناخت روش‌های تازه در تهیه و تولید برنامه‌هاست و از آنجایی که انتخاب گویندگان برتر در این جشنواره‌ها معمولا با انصاف و عدالت همراه نیست و بسیاری از گویندگان جوان و آینده‌دار زمینه‌ای برای معرفی و فرصتی برای بروز و تشویق نمی‌یابند، تاثیر چندانی هم در پرورش و تربیت گویندگان ندارد. لااقل تا حالا نداشته است.

و کلام آخر؟

من صدایم را در این دم شسته‌ام

من، من خود را به شبنم شسته‌ام

من نمی‌خوانم مگر نازم کنی

ساکتم من تا تو آوازم کنی

روابط ‌عمومی رادیو فرهنگ

 منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-203.aspx

+ نوشته شده در  شنبه 19 بهمن1387ساعت 10:9 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

مهران دوستی: رادیو در درجه اول گوینده می خواهد، نه بازیگر

 

مهران دوستی: رادیو در درجه اول گوینده می خواهد، نه بازیگر

مهران دوستی آدم فوق العاده صریحی است. از همان سال 60 که شال و کلاه کرده و

آمریکا را به قصد بازگشت به وطن ترک کرده است. یک راست به رادیو  آمده و گویندگی شده حرفه اش.

نمک رادیو ما را پابند کرده...!!!

به میزان صراحتش حرفه ای هم هست؛ چه به عنوان گوینده رادیو و زمانی که در استودیو می نشیند و چه زمانی که به عنوان مصاحبه شونده رو به روی ما. در هر دو حالت، تا جایی که میتواند، حرف هایش را بی پرده می زند و به قول خودش سربزنگاه، با یک جمله همه حرف هایش را جمع می کند و زهرشان را می گیرد. می گوید ازقولش تیتر بزنیم رادیو در درجه اول گوینده می خواهد، نه بازیگرند و اگر این طوری ادامه بدهند، با این تریپ خفن بازی، دیر یا زود از رادیو کنار زده شده و محو می شوند. گفت و گوی ما با مهران دوستی در یک روز سرد و بارانی در آلاچیقی انجام شد که گویا پاتوق مهران است و دوستان، آلاچیقی روبه روی ساختمان پخش مرکزی جام جم. هرچند مهران دوستی آن قدر حرف برای گفتن داشت که نمی دانیم اگردوستانش می آمدند. اساسا مجالی برای حرف زدن پیدا می کردند یا نه؟!

  • دررادیو این قدر کارهای کلیشه ای انجام شده که وقتی یکی پیدا می شود و یک کار متفاوت ارائه می دهد توجه همه را جلب می کند، مثل گوینده هایی که به خاطر تفاوت اجرایشان حسابی گل کرده اند.

بله! در رسانه هایی که همه شبیه هم هستند و همه را کوتوله بار آورده اند، یک کسی می آید و در این دنیای کوتوله ها، یک کم بلند تر است حرف هایی می زند که مثلاً باب میل خیلی ها نباشد بله، این گل می کند.

  • حرف ها و نوع اجرایی که البته باب میل خیلی ها هم هست.

ببینید! اول اجازه بدهید تکلیف یک موضوعی را مشخص کنم. بحث گویندگی از اجرا و بازیگری جداست. دوستان ما در رادیو جوان، گوینده نیستند، مجری – بازیگر هستند. کار گویندگی، مادام العمر است اما بازیگری و مجریگری نه. من 27 سال است که در رادیو گویندگی می کنم. بارها هم اخراج شده ام؛ 2 سال، 3 سال، حتی 5 سال. ولی چون گوینده هستم. باز برگشته ام. کسانی که می آیند و با بازیگری مدتی گل می کنند و مطرح می شوند. خیلی زود هم فید می شوند.

  • پس تفاوت دراجرایشان را قبول دارید؟

بله اما من یک چیزی می گویم و دوست دارم تیترش کنید همه رسانه ها در جهان ابتدا به گوینده نیاز دارند. نه بازیگر و نه حتی مجری. الان همین آقایی که دارد از این جا رد می شود، بیاید و میکروفن بدهید دستش و بگویید درباره فلان چیز حرف بزند یا آب و هوا را گزارش کند، مثل بلبل این کار را می کند. این می شود مجری. برای همه رسانه ها هم مجری، ریخته است. اما بیا به همین آقا بگو امسال سال مولاناست. می توانید یک بیت شعر از مولانا بخوانید؟ ایشان هم می گوید شرمنده. من نمی توانم. خیلی از گوینده های ما دو بیت شعر حافظ نمی توانند بخوانند ولی اگر به همان آدم بگویید ادای راننده تاکسی را در بیاور، می تواند! این مدل اجرا کردن، تاریخ مصرف دارد، متفاوت بودن آن هم دربه کار بردن بعضی عبارات نسل سومی، تاریخ مصرف دارد. چنین مجری هایی امروز می روند توی بورس و فردا هم خیلی راحت کنار می روند.

  • پس گوینده کارش این است که با نوع اجرایش مخاطب را جذب کند؟

نه به این معنا. کار گوینده اطلاع رسانی است؛ اطلاع رسانی درست و به موقع، یا مثلا گفت و گو های چالشی.

  • من خودم آمده بودم بگویم بعضی گوینده های رادیو به هر چیزی متوسل می شوند که مخاطب را جذب کنند ولی گویا شما خودتان شاکی هستید!

ببینید، درمجموع باید از این حرکتی که رادیو جوان شروع کرده است حمایت کرد. من خودم از این دوستان گوینده حمایت می کنم. ولی می ترسم کسی بیاید که این شیوه را قبول نداشته باشد. مدیر جدیدی بیاید و بگوید نه. حرف من این است که ابتدا باید گوینده حرفه ای شد، بعد رفت دنبال بازیگری. فرشید منافی، نیما رئیسی خانم صداقتی خانم رافعی و بسیاری از بچه های که آمدند در شبکه جوان و این شبکه را متحول هم کردند، در عین حال اشتباهات بزرگی هم دارند خیلی هایشان بازیگری می کنند این ها اگر در دراز مدت همین روند را ادامه بدهند، رادیو کنارشان می زند. چون اینها رقیب پیدا می کنند رادیو گوینده می خواهد و گوینده را هم نگه می دارد. رشد برخی دوستان رشد بادکنکی است. رشد می کنند و بعد هم می ترکند!

  • بعضی گوینده ها هم که فتوکپی یکدیگرند. صدا ها خیلی شبیه هم است.

در گویندگی یک اصل وجود دارد به اسم «صدای خوب» که متاسفانه در رسانه ما خیلی کم در نظر گرفته می شود و کم رعایت می شود. برای همین است که همه صدا ها در رادیو شبیه هم هستند خانم ها را که به جرات می توانم بگویم همه شان شبیه هم اند. باز گوینده های مرد به دلیل مسائل فیزیکی می توانند تغییر لحن بدهند ولی خانم ها نه. بعد از انقلاب به خاطر تعداد زیاد شبکه ها، مجبور شدند افراد زیادی را جذب کنند. بدون در نظر گرفتن یک سری ملاک ها از جمله صدا الان دو سه سالی است که متوجه این قضیه شده اند و می گویند گوینده باید صاحب صدا هم باشد. گوینده و مجری باید دود چراغ بخورد. باید سختی بکشد توهین بشنود. حتی بدتر از سربازی. الان به خاطر گستردگی شبکه ها، مدیرها کاری نمی توانند بکنند شبکه ها 24 ساعته اند و آنتن نباید بخوابد. ایشان را می بینند با من آشنا ست، می آیند او را هم وارد کار می کنند. البته الان بهتر شده. پنج شش سال پیش که وحشتناک بود.

  • یعنی رابطه بازی دیگر؟ یا مثلا سفارشیها.

شما می گویید رابطه، من می گویم اجبار. 6 شبکه 24 ساعته که بالاخره باید برای آن نیرو جذب کرد.

  • پس با این اوصاف، نباید انتظار زیادی از برنامه های رادیویی داشت؟

شما اگر جای مدیر رادیو باشید و 24 ساعته هم بخواهید برنامه پخش کنید و به شما بگویند بودجه ما این است و فعلا از همین نیروهایی که دارید استفاده کنید چه کار می کنید؟ می آیید 20 تا گوینده تربیت می کنید؟

  • خب این به خاطر این است که ما می خواهیم از حداقل امکانات و هزینه حداکثر بهره را ببریم!

دقیقا. گوینده مثل بازیگر نیست. 30 سال می ماند. ماندگار است امین حیایی می آید و نهایتا 2 سال ، 5 سال می ماند روی بورس، اما گوینده خوب 30 سال کار می کند. خب، برای چنین چیزی باید هزینه کرد. یکی از هزینه هایش گزینش مناسب است؛ آن هم نه از طریق مراکز دولتی هزینه دیگر، در اختیار قرار دادن استودیوها برای جوانان است یکی از بهترین دوره ها این است که این ها بیایند و بنشینند کنار من گویندگی کلاس آموزشی ندارد فوت و فن قرائت را شاید بشود یاد داد، اما لحن را نمی شود. ولی شما 5 سال می آیی می نشینی کنار من و کم کم یاد می گیری که البته چنین چیزی هم درحال حاضر به خاطر حجم بالای برنامه ها مقدور نیست.

تا یادم نرفته بگویم آن بحث رابطه ای را که شما گفتید نقض نمی کنم اما همه جا این طور نیست. ضمن این که تاکید می کنم گاهی اجبار هم در کار است؛ برای جذب نیرو و پر کردن آنتن.

  • شاید همین اجبار است كه ما را برده است به سمت یك سری برنامه ها و اجراهای سطحی و سبك.

مثلاً همین اجراهای دو نفره ای كه یك آقا و خانم می نشینند كنار هم و گاهی از شدت بی مزگی اجرا، شنونده موج را عوض می كند و یا اصلا رادیو را خاموش می كند!

  • شاید هدف گذاری برنامه ها ایراد دارد.

بله. شخصا معتقدم باید هدف را شناخت. مثلا یك برنامه فرهنگی می رود روی آنتن ولی چون من درگیر مسائل روزانه هم هستم، یكهو وسط این برنامه فرهنگی می زنم به گوجه فرنگی! ما چون جوگیر هستیم، وسط حافظ خواندن می زنیم به این تیپ چیزها. به هر حال یك رسانه پیشرو باید هشدار بدهد. شبكه جوان دارد این كار را می كند و مثل زنگ خطری است كه برای مسوولین به صدا در می آید این خیلی خوب است. دوستان من در شبكه جوان كه به جرات می گویم یك شبكه آوانگارد است، دارند كارهایی می كنند كه اولین مخالفانش هم از همكاران خود ما درصدا وسیما هستند حالا باید از این حركت حمایت كنید چون اگر جلوی حركتی كه شبكه جوان شروع كننده آن بوده گرفته شود، ما بر می گردیم به 30 سال پیش من نمی خواهم از شبكه ای نام ببرم كه برنامه هایشان شبیه 30 سال پیش است ولی حتما خودتان می شنوید.

  • شما می گویید اگر ما خوب نباشیم، شنونده موج را عوض می كند. من می گویم درحال حاضر شنونده اگ از شبكه جوان هم راضی نباشد، دیگر كجا را می خواهد بگیرد؟!

خب. از طریق رادیو دیجیتال كه به زودی می آید و البته الان هم آمده، شما می توانید 100 هزار موج رادیو را با كیفیت FM بگیرید. دیگر انتخاب سخت نیست.

  • می خواهم بگویم همین شبكه جوانی هم كه از آن به عنوان شبكه آوانگارد نام می برید، دچار نوعی تكرار شده است. بچه های رادیو، خودشان دارند خودشان را تكرار می كنند از «ما دانشجوییم» و «كاملا جوانانه» بگیرید بیایید جلو. این فرمی كه شما دارید از آن می گویید، دائما دارد تكرار می شود.

به طور كلی  با حرف شما موافقم. بعضی جاها فقط اسم عوض می شود والا برنامه، مثل همین برنامه «روی خط جوانی» است اما در بین خود برنامه سازها در شبكه جوان، رقابت وجود دارد. این رقابت در ذات رسانه است ولی چون حق انتخاب دیگری ندارید، ولی می خواهم بگویم در همین فضا و در همین شبكه جوان، دارد یك سری نوآوری هایی تجربه می شود كه با همه تكرارش از خیلی از رادیو های دیگر پیشروتر است. این هم بر می گردد به فرم برنامه ها. مثلا این كه ابتدای برنامه ها سلام علیك نمی كنیم، یا در مراكز استان ها هم دارد تقلید می شود. اما همین فرم هم در دراز مدت جواب نمی دهد باید مفهوم و اندیشه هم در برنامه هایمان باشد.

  • مجموع این حرف ها را مگر كسانی كه كار در دستشان است نمی دانند؟

می دانند. در جلساتی كه هست خیلی چیزها منتقل می شود این كه رادیو به سمت لمپنیزم رفته. این كه گوینده هایی كه در شبكه جوان دارند گویندگی می كنند، لمپنیزم را دارند رواج می دهند. زبان فارسی در خط است و... ولی این ها ایستاده اند چون می دانند كه اگر همین شبكه هم نبود. رادیوی ما به آن جایی می رسید كه خاموش می شد. ضمن این كه بعضی وقت ها این جا سرمایه گذاری می كنند، ولی در تلویزیون برداشت می شود. برای این كه انگیزه های شهرت تصویر و نام و امضاء گرفتن و این جور چیزها در ذهن آقایان حلول می كند و می روند آن جا.

  • چطور است كه بچه های رادیو با این امكانات و بضاعت مادی كم، حاضرند باز هم كار كنند؟ فقط خواهش می كنم به عشق ربطش ندهید.

نه، عشق مال هفته اول زندگی است. هفته بعد دماغ كج می شود و...

ولی این جا گرفتار نمك رادیو می شوند. ممكن است پول هم نگیرد، اما مثل خانه اش می شود. برای این كه شما احساس می كنی یك بلند گویی داری كه می توانی با یك عده همزاد پنداری كنی. همین . و گرنه فكر می كنید طرفی كه می آید با 150 هزار تومان سردبیری می كند. دنبال چیست؟

  • با همه این اوصاف چقدر امیدوار به آینده رادیو؟

رادیو روند بسیار مثبتی دارد. البته ما نیاز به نقد داریم. نقد واقعی، نیاز به بازنگری در راهمان داریم. كمتر روزنامه ای را دیده ام كه بیاید و نقد درست و حسابی نسبت به وضعیت رادیو داشته باشد. البته پیش از این كه شما ما را نقد كنید، ما باید خودمان خودمان را نقد كنیم. زمانی این نقد سازنده می شود كه كاربردی هم باشد، نه این كه بیاییم جلسه بگذاریم،  موز و همبرگر بخوریم و بعد هم برویم خانه و بگوییم دیدید همدیگر را نقد كردیم؟

  • گفتید نقد فكر نمی كنید در اجراهایتان زیاد حرف می زنید؟ آدم بعضی وقت ها با خودش می گویند بابا! بگذار ببینم مصاحبه شونده چه می گوید؟

من این طور احساس می كنم كه طرف، دارد حرفش را تكرار می كند بعضی ها به من می گویند بی ادبی است، ولی بعضی ها هم می گویند شاهكار است. برای این كه نوع جدیدی را به وجود آورده ای كه در آن خیلی مودب نیستی، خیلی با كلاس نیستی و می پری توی حرفش. معتقدم نوع جدیدی از مصاحبه است و جواب هم می دهد.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-189.aspx

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 بهمن1387ساعت 9:43 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

گویندگی در خبر، گویندگی در برنامه های تولیدی

 
گویندگی در خبر، گویندگی در برنامه های تولیدی

در جایی از استادی می خواندم كه می گفت: «گوینده خوب می تواند به شما آرامش دهد، هستی دهد، زندگی دهد و درست مثل یك جراح مغز عمل كند!» می گفت: یك گوینده خوب باید هنرپیشگی را بشناسد، آواز را، موسیقی را بشناسد، باید خوب بشنود، خوب ببیند و عملی كه انجام می دهد در مغز كنترل و در زبان پخش كند.»
گوینده حاصل كار مجموعه عوامل برنامه ساز، تشكیل شده از محقق، نویسنده، تهیه كننده... را در معرض شنیدن و قضاوت قرار می دهد. گوینده باید شخصیت خود را طوری در صدایش منعكس كند كه صدایش دارای «قدرت برقراری ارتباط»، «قدرت انتقال فكر»، «قدرت انتقال حس»، «منعكس كردن شخصیت» و «تلفظ و ادا كردن درست كلمات» باشد معنی در پیام نیست، در ذهن مخاطب است. وظیفه گوینده پیوند پیام با ذهن مخاطب است به گونه ای كه پیام در ذهن او متناسب با نظر فرستنده، معنی شود.گوینده خبر یا گوینده تولید می داند كه مردم مطالب او را نمی خوانند بلكه گوش می دهند. پس تنها یك بار فرصت دارد مطالب را به آنها تفهیم كند.


گویندگی در تولید و خبر
صدا اولین شرط گویندگی است. صدایی رسا و شفاف. در برنامه تولید، گوینده از صدایش راحت تر بهره می گیرد، سرعت و اوج و فرود و مكث ها و همچنین نفس گیری بهتر، در اختیار خودش است.
لیكن از آنجا كه گوینده خبر می بایست یك متن خبری را نه در شرایط راحت، بلكه با رعایت همه مواردی كه به كاری از جنس خبر مربوط می شود، بخواند، لذا باید بتواند به این صدای رسا و شفاف چنان انرژی و برد كافی بدهد تا بتواند از ابتدا تا انتهای یك خبر یا بخش خبری را بدون افت صدا و احساس خستگی بخواند.
گوینده برنامه تولیدی به راحتی احساسش را درگیر متنی كه به او داده شده می كند، انعطاف بیشتری در اجرا دارد، با موسیقی حس بهتری را نیز می تواند به دست آورده و القا كند، به شنونده یا بیننده نزدیك می شود. صمیمی مثل یك دوست؛ برایش شعر می خواند، حكایت می گوید، با او غمگین می شود و باز با او شادمان! انگار در كنار هم اند! اما گوینده خبر می بایست پیش از آغاز كار، یك متن بسیار رسمی و خبری را با فهم معانی و مفاهیم و اهداف آن، مطالعه كند. او باید در حین گویندگی، واژه ها و مفاهیمی را كه دارای بار خبری بیشتری هستند برجسته تر كند. لحن متناسب با محتوا و فراز و نشیب ها و همچنین مكث و عطف و تاكیدها بیشتر از آنچه كه گوینده پخش (تولید) رعایت می كند باید توسط گوینده خبر رعایت شود.
اینجا سرعت نیز نقش متفاوتی دارد. خبرها از روی متن خوانده می شود و به دلخواه گوینده سرعتش تعیین نمی شود. این یك قانون است؛ بیش از ۱۰۰ كلمه فارسی در یك دقیقه! وگرنه سرعتی مناسب نخواهی داشت! گوینده خبر در برابر یك مسئله دیگر نیز قرار می گیرد و آن اینكه بدون پیش بینی گاهی باید در نقش یك مجری برنامه خبری ایفای نقش كند. اینجاست كه این گوینده به جز همه مواردی كه تقدیم حضور شد باید خبر را خوب بشناسد، اهمیت و اولویت و حساسیت های آن را بداند، همچنین به چگونگی تنظیم و بیان تاثیر گذار خبر آگاهی داشته باشد. او باید حالا توانایی اداره منظم و هدفمند یك بخش یا برنامه خبری را داشته باشد.
بداهه گویی:بداهه گویی یعنی هنر پروراندن مفهومی كه گاهی به طور ناگهانی گوینده را در دام می اندازد چرا كه تا زمانی كه گوینده متن می خواند، مصونیت نسبی دارد و به محض خارج شدن از متن آسیب پذیر می شود.گوینده خبر هم تپق می زند اما! در خبر به راستی كه تلفظ غلط و یا القای مفهوم در غیرمنظور، خطایی فاحش است و نابخشودنی.
لحن در خبر عامل تعیین كننده ای است. این لحن و آهنگ مناسب گوینده است كه مخاطب را به شنیدن خبر ترغیب می كند. لحن یا همان شیوه گفتار باید متناسب با بخش خبری یا مخاطبان و موضوع خبر باشد. كه گوینده خوب خبر آن است كه با حفظ شأن خبر بتواند، شیوه گفتار مناسبی داشته باشد. گوینده باید صدا و لحن خود را با متن و مفهوم خبر هماهنگ كند. به عنوان مثال لحن خواندن یك خبر علمی - فرهنگی با لحن خبر حمله یا حادثه متفاوت است.به قول (استاد) حسین توفیقیان، اولین گوینده خبر در رادیو، «كسی كه صدایش انعطاف داشته و بتواند در هر قسمت، آن را با حال و هوای برنامه و شرایط آن وفق دهد، به دلیل جذب بیشتر شنونده دارای امتیاز بالاتری است.»
برجسته خوانی در هر متنی (خبری یا غیرخبری) از شرایط و ویژگی های یك گوینده خوب است.در هر متن خبری حداقل یك مفهوم مهمتر و برجسته تر است. مثلاً شماره یك كالابرگ، میزان ریشتر یك زمین لرزه و...
رادیو: از آنجا كه تنها ابزار ارتباطی گوینده رادیو كلام است، گوینده خبر رادیو باید از توانایی های كلامی، فردی و حرفه ای ویژه برخوردار باشد مثلاً سكوت گوینده در رادیو (تولید یا خبر)، سكوتِ رسانه است. گوینده خوبِ رادیو باید بتواند خبری را كه به خوبی تنظیم شده تصویرپردازی كند.
تلویزیون: آراستگی ظاهری، از ویژگی های گوینده تلویزیون است. شیوه نشستن، نگاه كردن و حركات دست و چهره او معنادار است و باید حساب شده، دقیق و حرفه ای باشد و بالاخره اینكه گویندگان خبر، دروازه بانان خبرند. مسئولیت آنها به عنوان دروازه بان خبر این است كه متن نهایی را طوری تنظیم كنند كه عاری از هرگونه اشتباه مفهومی، دستوری و مانند آن باشد. همچنین او باید توانایی ایجاد ارتباط، القای منظور و انتقال مفهوم را داشته باشد.
 

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-112.aspx

+ نوشته شده در  شنبه 12 بهمن1387ساعت 9:15 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

راههاي جذب شنوندگان به راديو را بشناسيم

 راههاي جذب شنوندگان به راديو را بشناسيم

راديو به عنوان رسانه اي كوچك و فراگير در بين مردم جايگاه خوبي در زمينه ارايه اطلاعات در زمينه هاي  مختلف دارد
  بسياري از كارشناسان داخلي و خارجي حاضر در اجلاس بين المللي راديو در اصفهان - عناصري مانند "گوينده خوب "- "مطلب قوي "- "اعلام تازه ترين اخبار""فركانس هاي  قوي راديويي " و "پخش زنده " را از جمله مواردي عنوان كردند كه مي تواند شنوندگان بسياري را به خود جذب كند.
  خانم "ديورا اسيل " سردبير راديو استراليا (ا بي سي ) معتقد است گوينده اصلي ترين  عنصر براي جذب شنونده در راديو  مي باشد .


  وي در دومين روز ازاين اجلاس در گفت وگویی افزود: گوينده راديو بايد داراي انعطاف صدا و گرمي كلام باشد تا از طريق صدايش بتواند فضاي مجازي مطلب را در ذهن شنوده ترسيم كند .
  وي با اشاره به اين كه در كشورش از افراد متخصص در زمينه اجرا استفاده مي شود افزود: اجراي برنامه هاي پزشكي با پزشكان  مهندسي و فني با مهندسان و كودكان با كودكان مي باشد كه  به اين عده آموزش گويندگي نيز داده مي شود .
   "بهروز رضوي " از گويندگان با سابقه راديو و تلويزيون با تاكيد بر صداي خوب گفت : "مطلب " بيش از صدا  مي تواند در اين زمينه تاثير گذار باشد .
  وي كه با 30 سال سابقه گويندگي  برنامه هاي مستند- سينما- نيايش و سنگين مذهبي را در كارنامه  خود دارد افزود: وقتي برنامه يي متن و مطلبي جذاب و گيرا نداشته باشد- هرچند بهترين گوينده را هم بكار بگيرد باز اين برنامه نمي تواند برنامه موفقي باشد .
  "حميد ياسيني" ديگر گوينده راديو و تلويزيون نيز در اين گفت و گو اطلاع رساني و سرگرم شدن را عامل اصلي در جذب شنونده برنامه هاي راديو عنوان كرد .
  وي افزود: زماني كه تهيه كننده  نيازهاي اقشار مردم نظير دانش آموز و دانشجو- خانه دار- دكتر و مهندس و غيره را بتواند بشناسد و مطابق با آن گوينده يي را كه براي اجرا برنامه مناسب باشد- انتخاب كند- مي تواند بر جذابيت برنامه خود بيفزايد .
  به گزارش ايرنا- دبير كل اتحاديه سازمان هاي  راديو تلوزيوني آسيا و اقيانوسيه هم ضمن اعلام موارد فوق وجود فركانسهاي قوي و مطلوب - كوچك بودن اندازه راديو بابيشترين و بهترين موج هاي راديويي را از عوامل تاثير گذار در جذب شنونده دانست  .

  "ديويد استلي " با بيان اينكه راديوي كوچك هميشه همراه فرد است - افزود: دستيابي مخاطب از هر گروه شغلي و سني به كسب اطلاعات از راديوي بدون اختلال امواج - موجب جذابيت اين رسانه كوچك  مي شود .
  وي با بيان اين كه در تمام دنيا راديو از سختگيري و جايگاه ويژه يي از  نظر تامين نيرو و اطلاعات برخوردار است  گفت : تمامي كشورها نيز بايد در اين مقوله توجه  لازم را بخصوص در زمينه اطلاعات و مطلب براي هر گروه و قشري داشته باشند .
  استلي  با اشاره به اين كه بايد مسوولان راديو مانند سالهاي گذشته راديو را پيشتاز اطلاع رساني كنند-توصيه كرد: بهتر است تهيه كنندگان  علاوه برتهيه  مطلب خوب - گوينده يي كه آموزش گويندگي را فرا گرفته بكار بگيرند زيرا اين
خود اولين احترام به شنونده و كليد موفقيت برنامه است .

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-106.aspx

+ نوشته شده در  جمعه 11 بهمن1387ساعت 9:11 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

چگونگي بكاربردن زبان توسط گويندگان راديو

چگونگي بكاربردن زبان توسط گويندگان راديو

«استفاده گويندگان راديو از يك زبان غيررسمي و سريع كه مخاطبان جوان مي‌پسندند، منافاتي با زبان معيار ندارد. البته برخي از شبكه‌ها از اين امر به صورت نادرست استفاده مي‌كنند.»

ژاله صادقيان ـ گوينده برنامه‌هاي راديويي و تلويزيوني ـ با بيان اين مطلب در خصوص چگونگي بكاربردن زبان توسط گويندگان راديو گفت: در برخي از برنامه‌هاي راديو جوان و جنگ‌هاي طنز شبكه سراسري نوعي طرز صحبت كردن وجود دارد كه بوي ادب و فرهنگ ايراني را نمي‌دهد. چنان‌چه فردي در خيابان همان طرزصحبت كردن رابه كار برد، احساس بدي به عابران دست مي‌دهد؛ خانواده‌هايي هستندكه به فرزندانشان اجازه نمي‌دهند كه با چنين لحني صحبت كنند.

وي افزود: درست است كه زبان پويايي دارد، شكستگي در كلمات اجتناب‌ناپذيراست و با سرعت تكنولوژي تغييراتي در زبان ايجاد مي‌شود اما زبان فاخر لزوما زباني نيست كه مخاطب جوان نتواند با آن ارتباط برقرار كند. جوانان امروز ايران به راحتي درست را از غلط تشخيص مي‌دهند. بسيار دردناك است كه نسل‌هاي بعدي با زبان فارسي بيگانه و با زبان كوچه و بازاري آشنا باشند.

اين مجري برنامه‌هاي راديو و تلويزيون ادامه داد: راديوهاي ايران، شبكه‌هاي رسمي كشور و مظهر زبان ملي هستند. چنان‌چه راه درست انتخاب شود، مي‌توان با در گويندگي وجود شيطنت‌ها و شور و شر جواني، زبان فاخر را نيز حفظ كرد. اين بحث در خصوص راديوهاي محلي به كلي متفاوت است. در چنين راديوهايي چند جوان نه به عنوان گوينده بلكه به عنوان مخاطب مي‌توانند در زبان تغييراتي ايجاد كنند.

وي تصريح كرد: جوان امروز با سرعت فزاينده‌اي به جلو در حركت است. يك گوينده‌ي راديو نبايد همانند 30 سال پيش با آرامش با او صحبت كند. جوان امروز اين آرامش را نمي‌پذيرد. هنگام صحبت با او بايد سريع موضوع را گفت و تمام كرد.

صادقيان خاطرنشان كرد: بسياري از برنامه‌هاي مثال‌زدني در گذشته چنين بودند. سرعت زبان با فاخر بودن آن منافات ندارد. راديويي كه براي جوانان طراحي شده است، نبايد همانند خودشان در كوچه و بازار با آنها صحبت كند. البته در چنين شبكه‌هايي در زمان كوتاهي، نمي‌توان تغيير ايجاد كرد. بلكه اين كار بايد به تدريج و با برنامه‌ريزي صحيح صورت گيرد.

وي درباره‌ي حضور گوينده‌هاي راديويي در تلويزيون گفت: اين مساله ممكن است به خيال‌انگيز بودن راديو لطمه بزند. البته در حال حاضر مخاطب راديو تا حدي با خيال‌انگيزي فاصله گرفته است. آن‌ها ديگر در ذهن خود گوينده مورد علاقه‌شان را فرشته تصور نمي‌كنند.

اين گوينده برنامه‌هاي راديويي و تلويزيوني افزود: گوينده‌اي كه در راديو صداي مخملي دارد اما چهره خوبي ندارد، بزرگ‌ترين اشتباه است كه در تلويزيون برنامه اجرا كند. البته حضور گوينده راديو در تلويزيون بستگي به توانايي‌هاي او نيز دارد. گوينده‌اي كه بتواند از عهده‌ي دو نوع اجرا به خوبي برآيد، چه ايرادي دارد كه همزمان در راديو و تلويزيون فعاليت كند؟ از بسياري مخاطبان شنيده‌ام زماني كه چهره گوينده‌اي را از تلويزيون ديده‌اند، صداي او براي آنها دلنشين‌تر شده است. اين يك امتياز مثبت است كه تلويزيون به راديو مي‌دهد.

وي كه گوينده برنامه ستاره چين راديو برون‌مرزي صداي آشناست، در خصوص نحوه‌ي اجراي برنامه‌هايي كه مخاطب خارج از كشور دارند،ادامه داد: مخاطبان خارج از كشور چنان چه حس قربت را از صداي گوينده راديو درك نكنند، مطمئنا به گوش دادن برنامه ادامه نمي‌دهند. همان‌طور كه مخاطب برنامه‌هايي با موضوع‌هاي مختلف، نوع اجراي خاص آن موضوع را از گوينده توقع دارد.

صادقيان با بيان اين‌كه ستاره چين برنامه‌اي است با موضوع فرهنگي – هنري تصريح كرد: در برنامه ستاره‌چين نحوه توصيف گوينده براي مخاطبان داخل و خارج كشور درباره جشنواره‌اي كه در ايران در حال برگزاري است، كاملا با هم تفاوت دارد. مخاطب داخلي، ممكن است نيازي به توصيف‌هايي كه براي مخاطب خارج كشور مي‌شود، نداشته باشد.

وي با اشاره به نوع زباني كه گوينده برنامه‌هاي برون‌مرزي بايد به كار برد، خاطرنشان كرد: هرچند من موافق ساختارشكني زبان در برنامه‌هاي داخلي نيستم، اما بصورت كامل آنرا رد نمي‌كنم.اما ذهن مخاطب خارج از كشور بخصوص كودك پاك، و آماده پذيرش هر نوع زباني است. بنابراين گوينده در چنين برنامه‌هايي بايد از زبان معيار استفاده كنند.

مجري برنامه ستاره چين راديو برون‌مرزي صداي آشنا گفت: ايرانيان خارج از كشور در بيرون از خانه به زباني غير از زبان مادريشان حرف مي‌زنند. بهتر است گوينده راديويي به نحوي صحبت كند كه ذهنيت درست براي آنها بخصوص كودكان ايجاد شود. چنان چه اين امر اتفاق افتد، زماني كه به ايران خواهند آمد حداقل كلمات را درست ادا مي‌كنند.

وي در خصوص نوآوري در اجراي برنامه‌هاي برون‌مرزي افزود: در هر رسانه‌اي نوآوري معقول در شرايط درست، زيباست. البته نوآوري عجيب و غريب، مقداري برنامه را زير سوال مي‌برد. به عنوان مثال گوينده تلويزيوني براي توصيف هواي باراني به محوطه‌ي بازي مي‌رود و همان‌طور كه قطرات باران از چترش مي‌چكد فضا را براي مخاطب ترسيم مي‌كند. درحالي كه او مي تواند در استوديو روي صندلي بنشيند و هواي باراني را توصيف كند. كدام‌يك براي مخاطب دلپذيرتر است؟

صادقان در پايان از همكاري با گروه اجتماعي راديو ايران به عنوان بازيگر در برنامه‌هاي سيب نقره‌اي خبر داد. همچنين در شبكه دو سيما در برنامه‌اي كه به معرفي شبكه جام جم مي‌پردازد، همكاري مي‌كند. اين برنامه پل ارتباطي شبكه جام جم با مخاطبان داخل و خارج كشور است.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-101.aspx

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 بهمن1387ساعت 9:7 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

ویژگی و چگونگی گفتار در برنامه‌های طنز و تفریحی رادیو

 ویژگی و چگونگی گفتار در برنامه‌های طنز و تفریحی رادیو 

در نشست علمی آموزشی معاونت صدا گفتار در برنامه‌های رادیویی ویژگی و چگونگی گفتار در برنامه‌های طنز، سرگرمی و تفریحی با حضور داریوش مودبیان (کارگردان، بازیگر و مدرس دانشکده صدا و سیما)، دکتر فرزان سجودی (عضو هیات علمی دانشگاه تهران) و محمدحسین سروش (مدرس گویندگی) بررسی شد.

به گزارش ایسنا، داریوش مودبیان، در ابتدای سخنانش درباره چرخه طنز، از فرآیند تلفیق خنده و اندیشه گفت و خاطرنشان کرد: چرخه طنز از حضور و کارکرد متقابل و پیوسته دو عنصر خنده و اندیشه به وجود می‌آید. این دو عنصر به ظاهر متضاد هستند، اما ظهور و حضورشان در چرخه طنز ضروری است. ابزاری که این داده‌ها در درون طنز پرداز ایجاد می‌کنند، جهان‌بینی آن است.

به اعتقاد وی خنده هدف طنز نیست بلکه ابزار آن است و مختص انسان می‌شود.

داریوش مودبیان با طرح این پرسش که چرا ما به اشیاء می‌خندیم؟ خاطرنشان کرد: دیدن وجهی از فرد در این اشیاء ما را به خنده وا می‌دارد. هدف طنز برانگیختن اندیشه است. خنده و اندیشه باید در هم بیامیزد و گاه تلفیق این دو تجمعی است مانند آنچه در بذله‌گویی و بازی با کلمات اتفاق می‌افتد.

پس از داریوش مودبیان، دکتر فرزان سجودی، ‌نشانه‌شناس و مترجم با پرداختن به جزئیات زبان طنز، تصریح کرد: ما تنها می‌گوییم طنز ، اما اگر وارد جزئیات شویم، متوجه خواهیم شد که بین هجو، هزل، بذله‌گویی و طنز تفاوتهای بسیار به لحاظ سبک و الگو وجود دارد.

وی با تکیه بر صحبتهای داریوش مودبیان ، خاطرنشان کرد: هرگز طنز در خلا اتفاق نمی‌افتد؛ اگر چنین رخدادی روی دهد، یک فاجعه محسوب می‌شود. همواره در طنز باید وجه آگاهی‌دهنده وجود داشته باشد و کار رسانه هم همین است.

فرزان سجودی همچنین جسارت، خلاقیت و آشنایی شهودی با شگردهای طنز کلامی را از ویژگی‌های یک طنز آگاهی دهنده برشمرد.

داریوش مودبیان هم در ادامه صحبتهای سجودی یادآور شد: حتی در کمدی محض(کمدی بوف) که از سر بی‌خردی گفته می‌شود، خردی وجود دارد که از سوی نویسنده لوث و پنهان می‌شود. در برخی برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی این مساله دیده می‌شود.

در ادامه فرزان سجودی، با اعتقاد به این که طنز قاعده جهانی ندارد اما از دستورهای جهانی پیروی می‌کند، خاطرنشان کرد: بافتهای فرهنگی، زمینه‌ متفاوتی را در طنز و لطیفه ایجاد می‌کند. بر حسب بافتهای فرهنگی فضای طنز تغییر می‌کند اما مضامین غالب، سیاسی و اجتماعی، نژادی و جنسی هستند.

طنز خلاق و آفرینش‌گر می‌داند چگونه از این مضامین استفاده و از بافتهای قومی ، بومی و جنسی پرهیز کند.

وی ادامه داد: در رادیو تنها با صدا سر و کار داریم؛ یعنی از طرفی با محدودیتهای بصری مواجه هستیم و از طرفی شاید این محدودیت، فشار را به ویژگی‌های کلامی منتقل ‌کند که باعث طنز کوبنده‌تر شود.

عضو هیات علمی دانشگاه تهران معتقد است که در رادیو همواره یک درام در حال رخ دادن است؛ چرا که گوینده طنز مدام در موقعیتهای دیالوگی و تغییر شخصیت قرار می‌گیرد.

فرزان سجودی، در توضیح این مطلب گفت: در این شرایط طنز از سطح کاغذ به تحقق می‌رسد و قابل دریافت می‌شود.

وی درباره لزوم نگاه دانشی به حوزه طنز در رادیو افزود: همواره جدالی بین عمل‌گریان و کسانی که آن حوزه را مطالعاتی می‌کنند، وجود دارد. من تنها به این طبقه‌بندی‌ها اعتقاد ندارم، بلکه معتقدم باید یک گفت وگوی دو سویه‌ بین حوزه عمل و دانش مدون زبانشناسی وجود داشته باشد، تا هم طنزپرداز از آن سو تغذیه شود و هم سوی دیگر با اطلاع از حوزه عمل آگاهانه‌تر نظریه دهد.

پس از صحبتهای دکتر فرزان سجودی، محمدحسین سروش مدرس دانشگاه به ایراد سخنرانی پرداخت.

وی با تاکید بر اینکه سخنان یک جوان بر روی اعمال و دل انسان بسیار اثر می‌کند، خاطرنشان کرد: اگر این دیدگاه آرمان شبکه جوان باشد، اگر چه آرمانی است اما می‌توان به آن نزدیک شد.

سروش سپس به طرح این پرسش‌ها پرداخت که آیا شبکه جوان رادیو نیم‌نگاهی به این مفاخر پایدار انسانی دارد و درون جوان را درک می‌کند؟ و آیا امروز برنامه‌های شبکه جوان در این مسیر قرار دارد؟

وی ادامه داد: اگر شبکه جوان در این مسیر قرار دارد که خدا قوت! و اگر نیست، چرا؟!

محمدحسین سروش با تاکید بر تمایز طنز با هجو، فکاهی ، هزل وغیره، گفت: گاه در برنامه‌های رادیویی این سوالات با هم درهم می‌آمیزد و گوینده سردرگم می‌شود.

وی در این نشست همچنین ابراز امیدواری که روزی شبکه‌های رادیویی به جای عنوان پرمخاطب از عنوان «خوش مخاطب» استفاده کنند.

این مدرس دانشگاه پیشنهاد داد که برنامه‌سازان رادیویی لطایف عبید زاکانی، حکایتهای گلستان و لطایف نصرالدین را مطالعه و در متن برنامه‌ها از آنها استفاده کنند.

وی از هزل به عنوان لطیفه و بیهوده‌گویی یاد کرد و عبید زاکانی را در زمره افرادی قرار داد که در این عرصه قلم زده است.

سروش، هجو را عیب کسی برشمردن و دشنام‌گویی دانست که در ادبیات جاهلی ایران دیرینه دارد و افزود: در ادبیات جاهلی ما هجو به کمک دشنه و چاقو می‌آمده و مکمل عملکرد آن می‌شده است.

وی ادامه داد: فکاهه خوش‌طبعی و مزاح است. فکاهی زشتی هزل را ندارد و به بی‌پروایی هجو نیست؛ بلکه ملایم است؛ اما طنز شیوه‌ای خاص از شوخ‌طبعی است و باید موقعیت برنامه‌های رادیو جوان را بر اساس معیار طنز سنجید.

این مدرس گویندگی، از طنز مهران مدیری که به «خرید وجدان» اختصاص داشت، به عنوان نمونه‌ای برای طنز موفق یاد کرد.

وی ادامه داد:‌ طنز ترکیبی از نقد، خنده و رمز است؛ طنز با شرم و حیا همراه است اما هزل از گفتن کلمات خلاف ادب ابا نمی‌کند؛ قصد طنز اصلاح است اما هزل تنها می‌خنداند؛ نوعی وارونگی کلمات، در طنز باید رعایت شود تا نوعی نهیب و طعنه‌ ایجاد کند.

وی از طنز به عنوان نوعی قضاوت یاد و ابزار امیدواری کرد که روزی برنامه‌سازان رادیو جوان بدانند که طنز به معنای روکم‌کردن و تحقیر افراد نیست.

سروش خاطرنشان کرد: اشک‌هایی که در طنزنویس وجود دارد، باید در لحن مجری و گوینده شنیده شود.

به گزارش خبرنگار سرویس رادیو ایسنا، بخش دیگری از این نشست به نقد و بررسی برنامه «هفت شنبه» رادیو جوان با حضور معاون صدا مدیر کل اداره پژوهشهای رادیو، مدیر رادیو جوان و مدیر طرح و برنامه این شبکه اختصاص داشت.

داریوش مودبیان، در ابتدای این بخش با بیان این که هدف این نشست، نقد و بررسی برنامه «هفت شنبه» نیست، خاطرنشان کرد: هدف ما پیداکردن مصادیقی برای 9 حوزه طنز در این برنامه است.

پس از بیان این نکته از سوی مودبیان، بخشهایی از برنامه «هفت شنبه»، برای حاضران در سالن اجتماعات ساختمان شهدای رادیو پخش شد.

داریوش مودبیان در ادامه به ارائه نظریات طنز به صورت فهرست‌وار پرداخت و افزود: 9 حوزه طنز وجود دارد که از این میان 3 حوزه به الگوهای طنزپردازی تبدیل شده‌اند.

وی یکی از الگوهای طنزپردازی را «برتری» برشمرد و افزود: در این الگو علت خندیدن، برتردیدن خود است‌. در رادیو از آنجا که نمی‌توان از جلوه‌های بصری استفاده کرد، از صدا استفاده می‌شود؛ اما از این الگو اغلب بدون آگاهی دادن استفاده شده است.

پس از داریوش مودبیان، محمدحسین سروش خطاب به دکتر حسن خجسته(معان صدا) گفت: شبکه جوان از آنجا که خط شکنی و لحن خسته‌کننده گذشته را متحول کرده است، قابل تحسین و مقبول است؛ باید چنین شبکه‌ای می‌آمد و لحن دو –سه دهه پیش مردم را از رادیو به تدریج دور می‌کرد؛ این کار با تدبیر معاون صدا انجام ‌شد.

وی ادامه داد: اما این نکته که به مرور پیکره برنامه‌های رادیو جوان دگرگون شده و احساس می‌کنیم صدای برخی منقدان در آمده است، پرسشی است که شاید باید مدیر رادیو جوان پاسخ دهند.

وی سه ویژگی را برای زبان رادیو قائل شد و افزود: سطحی‌گویی، ساده‌گویی و فاخر‌گویی، سه ویژگی زبان رسانه است. امروز موفق‌ترین شبکه‌ها و مدیران با شیوه ساده‌گویی ، با جان و دل مخاطبان خود سخن می‌گویند؛ مهارت مدیر موفق رسانه این است که پیچیده فکر کند و ساده سخن بگوید.

به اعتقاد سروش زبان شبکه جوان باید با مخاطب خود تناسب داشته باشد.

وی در توضیح این مطلب گفت: ادعای ما این است که به زبان جوانان کوچه وبازار امروز صحبت کنیم؛ اما آیا جوانان ما هر چه قدر هم که نازل سخن بگویند در فضای عمومی جامعه هم نازل سخن می‌گویند؟! این پرسشی است که متوجه مدیران ماست.

این مدرس گویندگی با اعتقاد به این که غلط‌های رادیویی امروز کمتر در شبکه‌ها مشاهده می‌شود، ادامه داد: رادیو جوان در میان کم‌غلط‌ ترین شبکه‌های رادیویی قرار می‌گیرد.

محمدحسین سروش با اشاره به بخشهایی از برنامه «هفت شنبه» که برای حضار پخش شد، خاطرنشان کرد: آیا شنیدن برخی از این واژه‌ها احساس بدی به مخاطب نمی‌دهد؟ برخی از این واژه‌ها حتی به هتاکی آلوده هستند و اگر برخی مدیران چنین کلماتی را نمی‌شنوند، شاید علاقه‌ای به شنیدن آن ندارند. شیوه بیان نادرست حتی در لحن برنامه «هفت شنبه» نیز مشهود است.

به اعتقاد وی در برنامه‌های رادیویی گاه به ذوق زبانی مردم ایران توهین می‌شود.

محمدحسین سروش در این باره تصریح کرد: زبان رسانه باید مراقب شعور ملی باشد و به غرور و شعور ملی توهین نکند.

این مدرس گویندگی تاکید کرد: شبکه جوان برای اینکه طرح جدیدی خلق کرده تا از آن لحن خسته و فرتوت گذشته فاصله بگیرد، باید تحسین شود؛ اما باید مراقب این چند نکته هم باشد؛ به ویژه گاهی نثر قوی است، اما گوینده و مجری ضعیف عمل می‌کنند. لحن، امروز یک ابزار معتبر مصرف نثر محسوب می شود.

در ادامه صحبتهای سروش، مودبیان با طرح این پرسش که آیا باید باهر چه که مدنظر ماست شوخی کرد؟ خود پاسخ داد: می‌توان با همه چیز شوخی کرد، مگر آن چه متعلق به همگان است؛ چرا که پایه‌های آن سست می‌شود.

دکتر فرزان سجودی نیز با اعتقاد به این که «هفت شنبه» الگوهای «صبح جمعه با شما» را دنبال می‌کند، ادامه داد: الگوهای این برنامه تکراری و پیش پا افتاده است و برنامه خاصی نیست. مضامین این برنامه تکراری است و نقدهای بی‌مایه‌ای به مسائل اجتماعی و شهری در این برنامه صورت می‌گیرد.

این مدرس دانشگاه تاکید کرد: برنامه‌های قدیمی تشخصی برای خود داشتند و با ساخت برنامه‌ای مانند هفت شنبه نباید وهم برمان بردارد که برنامه خاصی تولید کرده‌ایم؛ هفت‌شنبه همان مضامین صبح جمعه با شما را دارد، با این تفاوت که جیغ و دادش بیشتر است.

عضوهیات علمی دانشگاه تهران با اشاره به برنامه هفت‌شنبه یادآور شد: روز گذشته برای حضور در جلسه امروز، مشغول شنیدن این برنامه بودم که فرزند 25 ساله‌ام پس از مدتی هدفون را برایم آورد و گفت پدر اگر تو مجبور به شنیدن این برنامه هستی، ما اجباری به شنیدن آن نداریم!

وی با اشاره به جمله‌ای تحت عنوان «کسانی که برنامه ما را دوست ندارند، غلط می‌کنند رادیو را روشن می‌کنند» که در برنامه هفت‌شنبه مطرح شد، خاطرنشان کرد: این جمله ما را به یاد شخصیتی در سریال مهران مدیری می‌اندازد، با این تفاوت که این شخصیت در ذهن مخاطب جا افتاده بود. بیان این جمله از سوی مجری، آن هم در شروع یک برنامه حتی به شوخی اصلا جایگاهی ندارد.

دکتر فرزان سجودی، با اشاره به گرایش کثرت‌گرایانه به زبان، تصریح کرد: جوانان در محل‌های مختلف با زبان‌های مختلف صحبت می‌کنند و رادیو جوان باید این نسیبت را رعایت کند.

عضو هیات علمی دانشگاه تهران، درباره شیوه اجرایی برنامه هفت شنبه ابراز عقیده کرد: روالی در حال جا افتادن در شبکه‌های رادیویی است که در شبکه‌های ماهواره‌ای لس آنجلس بسیار دیده می‌شود؛ چند نفر دور هم می‌نشینند و صحبت می‌کنند؛ این در حالی است که گپ زدن آدمها با یکدیگر و خرج کردن به حساب مخاطب، چه معنایی می‌تواند داشته باشد ؟!

به گفته‌ وی گاه حتی برخی رمزهایی که بین گویندگان برنامه‌ها رد و بدل می‌شود، به حدی شخصی است که مخاطب فکر می‌کند این حرفها به من چه ربطی می‌تواند داشته باشد و چرا باید به آن گوش دهم؟

این مدرس دانشگاه همچنین تاکید کرد که هر چیز متفاوتی که ابداع محسوب نمی‌شود.

دکتر فرزان سجودی در عین حال گفت: رادیو جوان برنامه‌هایی هم تولید و پخش می‌کند که به طنز مطلوب نزدیک می‌شود؛ البته برنامه‌هایی هم وجود دارد که احساس می‌شود مرز بین طنز و احساس گرفتن موقعیت برتر و دست انداختن افراد، در هم آمیخته شده است.

این مدرس دانشگاه معتقد است در برنامه «هفت‌شنبه» صدا به دل نمی‌نشیند.

وی در مقام یک شنونده، در این باره گفت:‌ چه کسی می‌گوید چنین صداهایی خوشایند است؟! باید از گویندگان این برنامه پرسید که آیا هدف از ساخت این برنامه رنجاندن مخاطب است ؟! چنین صداهایی ربطی به خلاقیت ندارد؛ باید فکری به حال این صداهای ناهنجار کرد.

به گزارش ایسنا، در بخش پرسش و پاسخ ، سرور پاک‌نشان ، یکی از گویندگان قدیمی رادیو با اشاره به صحبتهای محمدحسین سروش که اعتقاد داشت لحن گویندگان قدیمی خسته‌کننده ‌شده بود، تصریح کرد:‌ آیا برای تحول باید این گونه وارد عمل شد؟! ضمن این که این شیوه اجرا برای برخی شبکه‌ها جواب می دهد. برخی مخاطبان رادیو هم هستند که دوست دارند شعر حافظ را کامل و درست بشنوند؛ ما مخاطبان فرهیخته‌ای هم داریم که شاید خیلی به لحن گویندگان رادیو جوان علاقه نداشته باشند.

سروش در پاسخ به این اظهارات، گفت: نمی‌توان منکر این تحول در گویندگی شد. شبکه جوان در این امر جسارت به خرج داده است؛ اما وسط کار احساس می‌شود این شبکه کم آورده است و نمی‌دانم چرا در حال حاضر به این روز افتاده‌ایم؟!

در پایان این نشست دکتر شهرام گیل‌آبادی ، مدیر رادیو جوان به ایراد سخنرانی پرداخت.

وی با بیان این که وجه طنز و کمدی در ایران در هم آمیخته است ، ادامه داد: در رادیو به سمت کمدی پیش نمی‌رویم، چرا که بسیار سخت و دشوار است. در کمدی، وجه جدی غالب است که با نگاه دراماتیکی که در رادیو داریم شاید سازگاری نداشته باشد.

وی برگزاری دوره‌ای طنز برای برنامه‌سازان رادیو را ضروری دانست و افزود: این کلاسها اتفاقا باید با پرداختن به مقوله کمدی شروع ‌شوند.

مدیر رادیو جوان خاطرنشان کرد: نمی‌توانیم اشتباهات فاحشی که در پاره‌ای موارد داریم رد کنیم و بر این عقید‌ه‌ایم که این اشتباهات را باید به حداقل برسانیم.

شهرام گیل‌آبادی با اعتقاد به این که در برنامه هفت‌شنبه، بداعت صورت گرفته است تصریح کرد: نباید زحمات دوستان را نادیده گرفت؛ اگر برنامه‌ی صبح جمعه را مرور کنید، متوجه این بدعت خواهید شد.

وی فرم و ساختار هفت‌شنبه را یکی از ویژگی‌های این برنامه برشمرد و افزود: حذف گوینده و رسیدن به فضای دراماتیک، حرکتی جدید در برنامه‌های صبح جمعه رادیو محسوب می‌شود. نظرسنجی‌ها نشان می دهد که سادگی کلام، در حال حاضر در برنامه‌ هفت شنبه وجود دارد و جوان احساس می‌کند جمعی از همسالانش در کنارش نشسته‌اند و با او صحبت می‌کنند.

پس از صحبتهای گیل‌آبادی، داریوش مودبیان، با تذکر این که کمدی و طنز با هم تفاوتی ندارند،‌ تصریح کرد که نباید این‌ها را از هم تفکیک کرد؛ بلکه طنز می‌تواند زیربنای کمدی هم باشد.

گیل‌آبادی در ادامه با اشاره به جمله احمد شاملو که حکمت در کوچه و بازار است اظهار کرد: هر چه بتوانیم به زبان جوان کوچه و بازار نزدیک شویم، البته با در نظر گرفتن پالایش زبانی ، موفق‌تر خواهیم بود.

مدیررادیو جوان درباره اعتقاد فرزان سجودی به شنیدن صداهای ناهنجار در برنامه هفت شنبه ادامه داد: اعتقاد ندارم که صدای همکارانم ناهنجار است؛ اما گاه اختلاط صداها برای مخاطب مشکل ساز خواهد بود.

در پایان این نشست، دکتر حسن خجسته با مثبت ارزیابی کردن نشستهای عملی –آموزشی بررسی گفتار در برنامه‌های رادیویی، درباره طنز رادیویی گفت: طنز صبح جمعه کلاسیک و سنتی و مبتنی بر طنزهای مکتوب بود. این نوع طنز به دلیل توفیقی که داشت به مجلات هم کشیده شد و هنوز هم در رادیو وجود دارد.

وی ادامه داد: این طنز با اشکالاتی هم مواجه بود؛ در این طنزها برخی موارد همواره تحقیر می‌شدند که این مساله در رادیو اصلاح شد.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-70.aspx

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 بهمن1387ساعت 9:3 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

گویندگی یک هنر است ؟

گویندگی یک هنر است ؟

یک خاطره، سالها پیش که کارم را در صداو سیمای مرکز کرمان شروع کردم یکدست لباس پلو خوری داشتم و برای تلویزیون می پوشیدم و دم در منتظر می ماندم تا آفیش شوم به همراه چند کارآموز دیگر برویم داخل ...یک تهیه کننده قدیمی هم داشت مرکز کرمان ،این بنده خدا هر روز می امد قبل از ورود به ما می گفت بچه ها من جای شما بودم هر روز این میله های پرچم دم در سازمان را یک ماچ ! می کردم و بعد ازیک تعظیم وارد می شدم !! چند بار این موضوع تکرار شد تا یک دفعه دل به دریا زدم و پرسیدم اقای خ.الف چرا باید اینکار را بکنیم ...؟ نگاهی به ماها انداخت و گفت : اخه اگر آنزمان (شاه )بود کی شما ها را با این قیافه ها و صدا ها به رادیو وتلویزیون راه می دادند !!

واقعا گوینده بودن یک هنر است ؟ برخی اساتید به من می گویند بله و خود من می گویم نه !! حالا چرا ... خیلی از علاقمندان این شغل ، به صدا و تصویر خوب فکر می کنند ...شاید این دو فاکتور مهم باشند ولی در دنیای رسانه ای امروز دیگر کافی نیست ؟! ... بلکه عامل مهمتری برجسته شده آنهم دانش مجریان است ، به عنوان مثال عادل فردوسی پور را در نظر بگیرید به لحاظ فنی از صداو  بیان معمولی برخوردار است ولی دانش خوب و به روز او ، عادل را از سایر گزارشگران متمایز می کند ، واقعیت این است که گسترش شگفت آور وسایل ارتباطاتی ودسترسی مخاطبان به کانالهای مختلف خبری و اطلاع رسانی ، مهلتی را برای زنگ خبر باقی نمی گذارد و برای مواجهه با مخاطب امروزی باید طرحی نو در انداخت،معتقدم حرکت رسانه ملی باید به سمت جذب وتربیت مجری - کارشناسان و سپس ستاره سازی از این شخصیتها برای مخاطبان باشد نکته ای که اگر در نهایت در نزد مخاطب مشروعیت پیدا کند ، بر اعتبار رسانه خواهد افزود

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-55.aspx

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 بهمن1387ساعت 8:58 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

اتوکیو

 اتوکیو 

یکی از دوستان گوینده به من می گفت ، روزی در خیابان یکی از بینندگان عزیز من را دید و گفت شما چقدر حقوق می گیرد تا همه این خبرها را حفظ کنید ! واقعا کار سختی است ... به عنوان یک اصل ،در کار رسانه ای تلویزیون  هر چه نگاه یک گوینده به مخاطب خودش بیشتر ، ملموس تر و نزدیکتر باشد ، قطعا در جذب او موفق تر خواهد بود برای اینکا ر ما در کار گویندگی از وسیله ای بنام اتوکیو که  ترجمه فارسی آن متن نما استفاده می کنیم این وسیله که شکل آن را در زیر این متن می بینید برای تسهیل حالت محاوره ای گوینده است ، این وسیله ارتباط چشمی و محاوره ای گوینده خبر با مخاطب را محکم می کند و گوینده خبر تلاش می کند با نگاه کردن به اتو کیو ( نه خیره شدن ) توجه شما بینندگان عزیز ! را به خود ودر نهایت خبر جلب کند ، شکل کلی هم به اینصورت است که جلوی لنز دوربین یک صفحه LCD  قرار می گیرد و متن خبر بر روی آن بوسیله پدالی که زیر  پای گوینده است حرکت می کند در واقع هماهنگی حرکت چشمها بر روی متن و میزان فشردن پدال که سرعت حرکت متن را بر روی صفحه کامپیوتر را تعیین می کند اصول فنی بکارگیری اتوکیوست . بنابراین اگر دیدید گوینده محترم مدام سرش پائین است بدانید مطمئنا از اتوکیو استفاده نمی کند و قطعا این گوینده محترم در محاوره ای کردن خبر موفق نیست !

مازیار ناظمی

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-46.aspx

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 بهمن1387ساعت 8:47 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

می خواهم گوینده شوم. صورت سنگی ها Stone-Face

 می خواهم گوینده شوم. صورت سنگی ها Stone-Face

برگردیم به روزگار گذشته ، حدودا دهه 60 و تا خرداد 76 را مد نظر بگیرید ، چهره گویندگان خبر را بیاد آورید .... بسیار جدی و به گونه ای که ناخود آگاه خودت را جلوی سیما جمع می کردی ! در آن سالها ( خصوصا دوران جنگ ) به لحاظ شرایط کشور و حساسیت های موجود ، گویندگی خبر هم شرایط خاص خودش را داشت .یکی از گویندگان قدیمی برای من تعریف می کرد حتی سلام و علیک هم برای گوینده نوشته می شد و ما نمی توانستیم جمله ای را از خودمان اضافه کنیم ، اگر هم لبخند می زدی بعدا از شما سوال می شد که علت اینکار چه بوده است ؟ من از این گروه گویندگان به عنوان نسل اولیها نام می برم  که در مباحث تخصصی از این شیوه گویندگی به عنوان صورت سنگی ها یاد می کنند .....اما گذر زمان و تحولات اجتماعی و به طبع آن گسترش وسایل ارتباط جمعی و صد البته تغییر ذائقه مخاطبان ایرانی به لحاظ دسترسی به منابع دیگر خبرگیری نظیر ماهواره و اینترنت ، شرایط را به گونه ا ی پیش برد که شیوه های سنتی دیگر پاسخگو نبود و رسانه ملی به فکر افتاد تا از کورس رقابت در این قسمت عقب نیفتد و شما کم کم  حضور نسل دوم گویندگان را شاهد بودید ، نگاههای صمیمی ، دوستانه و مهربان به چهره های گویندگان خبر راه یافت ! در برنامه های تولیدی هم که گویندگانش به لحاظ  تفاوت کار از قدیم ، آزادی عمل زیادی در اجرا داشتند ، شیوه بگو و بخند ، حتی بین مجریان مرد و زن بیشتر دیده شد ، نگاه با احساس به مخاطب و به نوعی ستاره سازی شبکه ها موجب شد تا در این زمان که از نیمه دوم سال 76می شود ،برخی اسامی بیشتر و بیشتر مطرح شود و معروفیت گویندگان به سبب سواد و احاطه آنها بر فنون اجرا باشد تا نمایش مدام آنها بر صفحه تلویزیون ! ...من با اجازه شما در اواخر دوره صورت سنگی ها وارد صداو سیما شدم وکار را از آنها یاد گرفتم  و بخش مهمی از فعالیتم را به عنوان نسل دوم پیش بردم و معتقدم این نسل وظیفه دشوارتری را برای شکستن برخی سنتها داشت مثلا در سال 1377 که من از تولید به خبر آمدم و شیوه یا حداقل سبکی نو را در خبر ورزشی ارایه کردم که با مقاومتهای زیادی روبرو شد خاطرم هست یکی از اساتید که الان هم خدمتشان هستم می گفت این شیوه خبر گفتن تو ! مثل این است که آدم با پیژامه برود میهمانی !! ...خوب امروز خودتان قضاوت کنید ، آیا چنین است ؟  در بخش دیگر این مبحث به ظهور گویندگان نسل سوم و برخی خطاهای این گروه  می پردازم

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-43.aspx

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 بهمن1387ساعت 8:44 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

با فرشيد منافي گوینده راديو جوان

 با فرشيد منافي گوینده راديو جوان

بايد صفحه اي را در مورد برنامه هاي راديو کار مي کرديم و من مرتب از زيرش شانه خالي مي کردم چرا که اين رسانه را خوب نمي شناختم و خيلي وقت بود که شنونده راديو نبودم مگر راديو پيام آن هم براي اينکه بدانم مسيرم را چگونه انتخاب کنم که فقط با يک ساعت تاخير به قرارم برسم. يک روز، صلات ظهر، وسط ترافيک تهران يک صداي پرانرژي توجه مرا جلب کرد؛ «يه بوق بزن، جان من يه بوق بزن، من بميرم يه بوق بزن.» و راننده ناخودآگاه يک بوق زد و من همراه صداي بوق او، نظير آن را از چند ماشين ديگر هم شنيدم. بوق هايي بي دليل به بهانه با هم بودن. و اينجا بود که متوجه شدم اين برنامه و اين مجري حرف هاي زيادي براي گفتن دارند. برنامه اي با نام «زير آفتاب» با اجراي «فرشيد منافي» از شبکه جوان. از فرشيد منافي دعوت کردم تا با هم گفت وگويي داشته باشيم، پذيرفت و هنوز آفتاب داغ زمين را مي سوزاند که با هم به گفت وگو نشستيم.

---

با يک سوال کلي شروع مي کنم. مخاطبين راديو چه کساني هستند؟

راديو مخاطب خاصي ندارد، مخاطبين راديو عام هستند. از يک کارگر ساختماني تا يک سرباز، يا يک دانشجوي دکترا، از آدم هاي خيلي عادي که در مترو هستند تا خانم هاي خانه دار، دخترها و پسرها. اما همه اينها بستگي به نوع زندگي شان دارد. اينکه آيا ماشين دارند که راديوش را روشن کنند و يا در مکاني حضور دارند که دسترسي به راديو هست يا نه.

سال ها پيش برنامه اي چون «صبح جمعه با شما» طرفداران زيادي داشت و بيشتر مردم به آن توجه مي کردند و با آن سرگرم مي شدند. به رغم احترامي که براي اين برنامه موفق و عواملش قائل هستم اما دو دليل عمده را عامل اين موفقيت مي دانم. اول اينکه در آن زمان مردم راحت تر سرگرم مي شدند و انگولک کردن يک مساله کوچک اجتماعي به راحتي آنها را مي خنداند و نکته دوم اينکه رسانه اي به نام تلويزيون تنوع و گسترش حالا را نداشت. حتي مي توانم مورد سومي هم به اين دو نکته اضافه کنم که مردم به واسطه اينترنت و ماهواره به روز هم نبودند اما موفقيت يک شبکه يا يک برنامه راديويي و همچنين يک مجري جوان در حال حاضر کار ساده اي نيست.

سوال من از شما اين است که در شرايط کنوني چطور يک شبکه به نام جوان و يک مجري جوان به نام فرشيد منافي تا اين اندازه موفق شده که طبق آمار 85 درصد مخاطب راديويي دارد، به بيان ديگر چه چيزي موجب مي شود براي مثال يک راننده موقعي که مي خواهد CD موسيقي اش را عوض کند، يک آن صداي شما را بشنود، با نوع کلام شما ارتباط برقرار کند و راديو را به CD مورد علاقه اش ترجيح دهد.

مردم همچنان منتظر اين هستند که يک چيزي باشد تا بخندند و باز هم دوست دارند آن شادي و نشاط و صميميت را بشنوند اما متاسفانه الان راديو و تلويزيون خيلي صادق نيستند. نه برنامه سازها و نه مجري ها حتي با خودشان هم صادق نيستند و گاهي هم اصلاً متوجه اين عدم صداقت نمي شوند و اگر روزي کنارشان بنشيني و هزاران دليل بياوري که اين چيزهايي که ابراز مي کني کيلومترها از انديشه و باورهايت فاصله دارد در نهايت متوجه مي شود تبديل به يک انسان مکانيکي شده که عادت کرده کاري را انجام بدهد يا برنامه اي را داشته باشد که عرف است يا کاراکتر فلان مجري موفق را الگوبرداري کند. اما من سعي کردم خودم باشم و هيچ توجهي هم به اين نداشتم که نوع اجراي فلان مجري راديويي يا تلويزيوني چطور است. من خودم را زندگي کردم و حتي در اجرا هم خودم هستم. علاوه بر اين با آدم هاي اطرافم هم زندگي کردم؛ آدم هايي که خيلي از آنها تهراني هم نيستند چرا که همين آدم ها هستند که جامعه را تشکيل مي دهند. مني که در اطرافم هم مذهبي دارم، هم شهرستاني، هم کم درآمد و هم متمول يعني در حقيقت در بطن جامعه هستم و مي توانم از نزديک با زندگي مردم آشنا شوم، مي توانم ببينم دغدغه هاي آنها چيست، چطور حرف مي زنند، به چه چيزهايي مي خندند و از چه چيزهايي لذت مي برند و اينها الگوي من مي شوند، يعني در حقيقت الگوي اجراي من مي شوند و به اين ترتيب مي توانم راحت تر با مخاطب ارتباط برقرار کنم و از طرفي من سعي کردم نگران اين نباشم که اين جمله اي که مي خواهم بگويم شايد تا به حال هيچ کس در راديو نگفته باشد. خيلي راحت و عادي گفتم و اين از برنامه «روي خط جواني» شروع شد، من گفتم و شد. حالا هم خيلي ها فهميده اند که مي شود اين گونه هم برنامه اجرا کرد و مي توان اين را هم گفت.

در اينترنت که جست وجو مي کردم، جايي آقاي دکتر «شهرام گيل آبادي» مدير شبکه جوان گفته بودند که هر چه را که از زبان مجري ها مي شنويد برنامه ريزي شده است و اين گفته با صحبت هاي شما مغايرت دارد.

فکر نمي کنم منظور ايشان نوع اجرا و تکيه کلام ها باشد. گرچه متني که در اختيار من قرار مي گيرد، تعيين شده است اما بخشي از واکنش ها و خنديدن هاي شنونده برمي گردد به آن اتفاقاتي که در برنامه به صورت بداهه چاشني آن مي کنم به همين دليل برنامه «روي خط جواني» که از نظر من يکي از بهترين برنامه هاي راديو بوده، توانسته موفق باشد.

مثلاً همين نمونه اي که شما گفتيد «يه بوق بزن» ممکن است در متن آمده باشداما من سعي کردم آن را مال خود بکنم و چند تا کلمه يا پسوند و پيشوند به آن اضافه کنم تا آن چيزي که مي خواهم بشود. همان طور که گفتم «يه بوق بزن، جون من يه بوق بزن، مرگ من بزن» و لحن من موجب شد که شنونده يک صميميتي را حس کند و همان اتفاقي بيفتد که شما به آن اشاره کرديد و مرا بسيار تحت تاثير قرار داد. من چيزي را که با آن ارتباط برقرار نکنم هرگز نمي گويم.

به صحبت هاي شما يک چيزي را هم من اضافه مي کنم. شما گفتيد از همه قشري شنونده داريد اما يک قشر خاص هم داريم که احساساتشان با ديگران فرقي ندارد اما چون خيلي شيک هستند حاضر نمي شوند حتي يک بوق بزنند اما شما کم کم آنها را هم وسوسه مي کنيد. سوال بعدي من اينکه معمولاً وقتي در جامعه هنري کسي خلاقيت داشته باشد در محيط کار با مشکلاتي روبه رو مي شود، شما چطور؟

من در راديو دوستان خيلي خوبي دارم. خيلي دوستشان دارم و مي دانم آنها هم مرا دوست دارند اين به آن معنا نيست که هيچ اختلافي پيش نمي آيد، بارها حتي توبيخ هم شده ام اما اين مسائل در هر محيط کاري عادي است. من يک تزي براي خودم دارم و آن اينکه زندگي يک بازي است و من بازيگر. اما هرگز رل بازي نمي کنم. نقش من در مقابل افرادي که روبه رويم قرار مي گيرند متفاوت است؛ نقشي که الان مقابل شما دارم، نقش من در موقع اجرا يا حتي نقشي که در مقابل همسرم دارم. اما سعي مي کنم طوري باشم که نه ضرر کنم نه ضرر برسانم. من از ارتباطم با آدم ها راضي هستم. اما شايد همين باوري که در من وجود دارد از طريق ميکروفن به شنونده انرژي مي دهد تا با برنامه اي که اجرا مي کنم ارتباط برقرار کند.

پس چکيده کلام شما اين است که مخاطب يک رسانه صداقت را خيلي خوب حس مي کند و اين شرط ارتباط اوست.

بله، کاملاً همين طور است. خيلي از رسانه اي ها مخاطب را ساده فرض مي کنند در حالي که اين طور نيست به خصوص حالا که در اوج شعور است و خيلي زود درک مي کند. باور مي کنيد که مخاطب با ديدن يا شنيدن يک برنامه، حتي پس از يکي، دو آيتم مي تواند حدس بزند که پشت صحنه چه خبر است. مخاطب را نمي توان گول زد اگر هم بشود من بلد نيستم. اين را هم اضافه کنم در مورد صحبت قبلي که گفتيد؛ «شما مي توانيد آدم هاي شيک را هم وادار کنيد بوق بزنند» بايد بگويم من خيلي از اين شنونده ها داشته ام؛ شنونده هايي که سال ها بود با راديو قهر بودند و دقيقاً سر همين اتفاق CD درآوردن و گذاشتن و در همين فاصله شنونده برنامه شدند. در جامعه ما خيلي از تکنولوژي ها در بدو ورود بيشتر از آنکه جذابيت داشته باشند کلاس دارند مثل ماهواره، ويدئو، موبايل يا حتي اينترنت. مثلاً وقتي يک رئيس از اينها استفاده مي کند کارمندش هم فکر مي کند با تهيه آن به موقعيت رئيس اداره نزديک مي شود و اين سلسله مراتب ادامه دارد و شانسي که ما آورديم اين بود که يکسري آدم هايي برنامه ما را گوش دادند که راه را براي عده ديگري باز کرد و راديو جايگاه خاص خودش را دوباره پيدا کرد.

به نظر شما رفتن از راديو به سمت تلويزيون يک حرکت رو به رشد محسوب مي شود؟

به نظر من خير، چرا که من راديو را دوست دارم و به رغم پيشنهادهاي متعددي که از تلويزيون به من شد هميشه از اين واهمه داشتم که اين امر موجب قطع ارتباطم با راديو شود. ضمن اينکه تصوير داشتن، مشکلات خاص خودش را هم دربردارد.

من در اجتماع بودن را دوست دارم، دوست دارم به راحتي بين مردم باشم، قدم بزنم و خيابان وليعصر را بالا و پايين بروم و حتي در بين راه يک بستني بخورم. يک چهره تلويزيوني از آنجا که يک الگو است بايد هميشه مواظب رفتارش در اجتماع باشد و اين مرا آزار مي دهد. در حال حاضر همين که چند نفري مرا در انظار بشناسند و با من سلام و عليک کنند يا عده اي مرا از روي صدايم بشناسند خشنود مي شوم اما اگر تصوير داشته باشم همه چيز فرق مي کند. از طرفي کساني هم هستند که از چهره شدن لذت مي برند و براي آنها مسلماً حرکت از راديو به سمت تلويزيون مي تواند يک پيشرفت محسوب شود ضمن اينکه از نظر مالي راديو درآمد چنداني ندارد و نمي توان از آن به عنوان يک حرفه براي گذران زندگي به تنهايي بهره برد. مثلاً عمده درآمد من از کارهاي تبليغاتي است که انجام مي دهم و از راديو و دوبله درآمد خاصي ندارم. اما تلويزيون از نظر مالي شرايط بهتري دارد.

فکر مي کنم مجري گري در تلويزيون براي شما چندان آسان هم نباشد چرا که خط قرمزهاي تلويزيون به مراتب پررنگ تر از راديو است و خيلي از بحث هايي که در راديو به آن مي پردازيد يا با آن شوخي مي کنيد يک برنامه ساز تلويزيوني حتي جرات نمي کند از کنارش رد شود.

بله، همين طور است اما اگر قرار باشد در تلويزيون باشم مي خواهم باز هم اجرايي متفاوت از من ديده شود و خيلي از خودم دور نشوم به همين دليل خودم را کنترل کردم و احساسم را زير پا گذاشتم و هنوز به تلويزيون نرفته ام.

در مورد اين مساله که يک فرد نمي تواند در آن واحد هم در راديو و هم در تلويزيون باشد توضيح مي دهيد؟

مساله حضور نيست. در حقيقت کسي که مجري راديو باشد نمي تواند همزمان يک برنامه تلويزيوني را هم اجرا کند.

اين در مورد فرزاد حسني هم صدق مي کند؟

خير، فرزاد حسني جزء استثناهاي اين قانون است. البته او خيلي هم در راديو اجرا ندارد.

يک سوال شخصي دارم. با اين اشاره شروع مي کنم که نيکلاس کيج وقتي براي فيلم «ترک لاس وگاس» کانديداي اسکار شد قبل از مراسم و اينکه اين مجسمه را لمس کند در يک مصاحبه گفته بود برادرزاده فوردکاپولا بودن خيلي هم آسان نيست. وقتي که مي خواستم وارد اين عرصه شوم به من گفت مواظب نام من باش به همين دليل من نام خانوادگي کاپولا را از شناسنامه هنري ام حذف کردم چرا که مي خواستم خودم باشم و کاستي هايم و موفقيت هايم را به او نسبت ندهم. شما پسر آقاي «علي منافي» هنرمند باسابقه راديو هستيد. اين نسبت چه امتيازهايي براي شما داشته و از طرف ديگر آيا محدوديت هايي را هم به وجود آورده. اين را هم بگويم به نظر من نسبت ها و وابستگي ها مي تواند موجب حضور کسي شود اما هرگز نمي تواند باعث دوام آن شخص باشد مگر اينکه خود او چيزي در چنته براي رو کردن بيابد.

نه اينکه بخواهم خودم را نيکلاس کيج بدانم يا پدرم را فوردکاپولا اما روزهاي اول من هم همين حس را داشتم. گاهي با خودم فکر مي کردم اي کاش مي توانستم نام خانوادگي ام را عوض کنم. حتي گاهي با پدر مخالفت مي کردم و وقتي مي گفت پيش فلاني رفتم و سفارشت را کردم ناراحت مي شدم. يادم مي آيد يک روز مريض بودم و نتوانستم سرکار بروم، توبيخ هم شدم. پدر اصرار داشت که بيماري ام را اطلاع دهد اما من نمي خواستم، گرچه او بالاخره کار خودش را کرد. آنقدر حساسيت پيدا کرده بودم که اگر کسي صحبتي از پدر به ميان مي کشيد فوري مي گفتم؛ «علي منافي پدر من است. من فرشيدم.» اما حالا ديگر اين طور نيست گرچه پدرم استاد بوده و هست. اما من جايگاه خودم را پيدا کرده ام و اين جايگاه کاملاً از جايي که پدرم در آن قرار دارد تفکيک شده است. مسلم اينکه از روي متن خواندن، اشتباه نداشتن و اينکه لحن يک مجري و ژانرهاي مختلف نظير سياسي، اجتماعي يا طنز بايد چطور باشد را از پدر ياد گرفتم اما وقتي که اين مرحله را گذراندم و توانستم يک گوينده خوب باشم بعد از آن ديگر خودم بودم. مثلاً نوع اجراي من و اينکه الان مي توانم يک برنامه زنده را اجرا کنم همه و همه با آزمون و خطا به دست آمده. اجرايي که کاملاً با کارهاي پدرم متفاوت است.

از کارهايتان بگوييد.

مدت يک سال و نيم «روي خط جواني» بودم. کار بسيار موفقي بود و از آن خيلي لذت بردم. مدتي هم مجري «پارازيت» بودم که جدا از سليقه من بود و به همين خاطر رهايش کردم و حالا هم از ساعت 12/30 تا 13 برنامه «زير آفتاب» را به سردبيري «مجتبي اميري» و تهيه کنندگي خانم شايان اجرا مي کنم.

در حرفه شما برخي عقيده دارند «گوينده» با «بازيگر-مجري» فرق مي کند، نظر شما چيست؟

در جايي خواندم که «مهران دوستي» گفته بود؛ «فرشيد منافي يک بازيگر است تا يک گوينده، در حقيقت يک مجري -بازيگر، مجري- بازيگر رفتني است و گوينده ماندني. گوينده واقعي و حرفه اي ما هستيم.»

دراين باره بايد بگويم افرادي نظير مهران دوستي دقيقاً يک گوينده واقعي و حرفه اي هستند؛ کاملاً متعلق به راديو و ماندني در آن. اما فرشيد منافي در حين اينکه گويندگي حرفه اي در راديو را ادامه مي دهد به واسطه نيازي که حس مي کند براي ارتباط بهتر با مخاطب از اين توانايي و تخصص مضاعفي که در وجودش هست نيز بهره مي گيرد و يک وجه تازه اي به گويندگي و اجراي راديويي مي بخشد. واقعاً متاسفم اگر علاقه وافر برخي از گويندگان به نوع اجراي من به دليل عدم توانايي باعث خاموش شدنشان مي شود.

و صحبت هاي پاياني...

در انتها باز هم خواهش مي کنم که دروغ نگوييد، خودتان باشيد اگرچه دوستتان دارم حتي اگر دروغ بگوييد و خودتان نباشيد.

---

در اين بعدازظهر گرم تابستاني در حالي با فرشيد منافي گفت وگو کردم که سالروز ازدواجش بود و در حين گفت وگو تلفني از دوستان نزديک دعوت مي کرد تا يک برنامه غافلگير کننده براي همسرش داشته باشند.

از ما خداحافظي کرد و رفت. چند دقيقه بعد او را در مسير ديدم که پياده به سمت خانه مي رفت.

شايد مي خواست سر راه براي همسرش کادويي تهيه کند.

شايد مي خواست با مردم ارتباط نزديک داشته باشد و از آنها براي اجراي برنامه اش کمک بگيرد.

شايد به حرف هايي که زده بود فکر مي کرد.

و شايد مي خواست اين بار زير سايه و نه آفتاب راه برود.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-128.aspx

+ نوشته شده در  شنبه 5 بهمن1387ساعت 8:35 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

اوضاع اجرا در راديو به مراتب بهتر از تلويزيون است

 اوضاع اجرا در راديو به مراتب بهتر از تلويزيون است

امیرحسین مدرس: اوضاع اجرا در راديو به مراتب بهتر از تلويزيون است
--------------------------------------------------------------------
امير حسين مدرس گفت: من از سال 65 وارد كار اجرا شدم اما برنامه نيمرخ در سال 76 اتفاق افتاد و آن برنامه به دليل تفاوت عمده‌اي كه با ساير برنامه‌ها داشت شروعي دوباره بود و مورد توجه مردم قرار گرفت.
وي ادامه داد: شايد كسي كه نتواند خوب كتاب درسي‌اش را بخواند تا مقاطع بالاتر با همين مشكل روبرو است و سرمايه‌گذاري براي پرورش مجري در هيچ سالي انجام نگرفته است. ضمن اينكه اوضاع اجرا در راديو به مراتب بهتر از تلويزيون است.
راديو يك رسانه ديرپاي فرهنگي است با سابقه طولاني.
وي ادامه داد: تلويزيون مردم را فريفته رنگ و لعاب كرد ولي راديو اصالت خود را حفظ كرده است. هنوز راديو با تمام مشكلات و تنگناهايش رسانه مهم و تاثيرگذاري است.
مدرس در رابطه اينكه در نحوه اجراي خود از چه كساني تاثير گرفته گفت: از شخص خاصي نمي‌توانم نام ببرم ولي اساتيدي بودند كه نسل من از وجود آنها خيلي بهره برده است. اين مجري برنامه‌هاي راديويي و تلويزيني اظهار داشت: نوع ارتباط با مخاطب، تلفظ واژگان، انتخاب و استخدام كلمات، به كارگيري اشعار و امثال در بيان، تامل و تدبيري كه همزمان با خواندن متن در ذهن ايجاد مي‌شود و نوع خواندن مطالب از اهميت بالايي در اجرا برخوردار است ولي متاسفانه ما مجري‌ها كبر كاذبي داريم و كسر شانمان مي‌شود براي اجراي بهتر از كسي سوال بپرسيم.
وي درباره حضور افراد چهره در ميزان موفقيت برنامه‌ها نيز گفت: برنامه‌اي كه بناست موفق باشد با چهره‌ها موفق نيست. برنامه بايد آنقدر قوي باشد كه اگر چهره‌اي هم وارد اين برنامه مي‌شود در كنار آنها قرار بگيرد. اگر كسي توانايي انجام كاري دارد بر اوست كه كار را انجام بدهد.
در ادامه مراسم تجليل از بهروز رضوي‌نژاد سيد مصطفي موسوي به شعرخواني پرداخت و ترجيع‌بندي را در مدح حضرت علي (ع) قرائت كرد و پس از آن هداياي بهروز رضوي با حضور هنرمندان حاضر در مراسم و حضور اعضاي خانواده اش روي سن به او تقديم شد.

سونيا پوريامين گوينده و مجري برنامه‌هايي چون تهران 20،‌ درباره ويژگي هاي يك گوينده خوب گفت: بين مجري تلويزيوني و مخاطب فرق وجود دارد. مجري كسي است كه وقتي كارش را ديدند بگويند او از ما بهتر است و غلط‌هاي مصطلح را بشناسد .
وي افزود: ما مجري‌ها بايد كلمات را خوب ادا كنيم كه اين احتياج به دوره‌هاي آموزشي دارد.
در اين ميان خواندن اشعار كهن و معاصر خيلي مهم است. فردي در اين زمينه موفق است كه بتواند با شعر همزاد پنداري كند و در اين صورت است كه به دل مخاطب مي‌نشيند.
وي ادامه داد: درك ما از اشعار ضعيف است و معني برخي از آنها را نمي‌دانيم به همين خاطر نمي‌توانيم خوب آنها را منتقل كنيم.
همچنين اجراي تلويزيوني يكي از سخت‌ترين نوع ارتباط‌گيري است . وقت مردم را نبايد گرفت و مسايل شخصي مجري نيز نبايد روي آنتن مطرح شود. الان در جايگزيني مجري‌هاي جديد با مجري‌هاي قديمي دچار تزلزل هستيم و از بين مجري‌هاي جديد بايد انتخاب كرد در حالي كه در دوره‌هاي قبلي همه خوب كار مي‌كردند. ما به كارمان اعتقاد داشتيم و حرمت‌هايي بينمان رعايت مي‌شد.
پوريامين تصريح كرد: البته مجريان جديد تقصير ندارند چون تلويزيون به سبك و سياق جديد نياز دارد. شايد مقصر تلويزيون است كه درباره شيوه‌هاي جديد تحقيق نمي‌كند. آنتن جاي آزمون و خطا نيست و هضم آن با علامت سوال مواجه مي‌شود. وقتي به چيزي اعتماد و اعتقاد داريم از آن توقع خطا نداريم.
اين مجري تلويزيوني با بيان اينكه تلويزيون به همه جور اجرا و پتانسيل نياز دارد گفت: همه ما نياز داريم كه يكسري اطلاعات بروز به ما داده شود.
ما مجريان در خط مقدم قرار داريم يعني آموزش در طول كار به ما كمك مي‌كند تا اعتماد مردم به رسانه ملي بيشتر شود. الان تلويزيون اگر در زمينه اجرا موفقيت‌هايي دارد مرهون تجربيات شخصي است و ما سعي كرده‌ايم اعتماد مردم را جلب كرده و با آنها صادقانه رفتار كنيم. 



رضوي : راديو و تلويزيون از هم جدا نيستند
---------------------------------------------------------
بهروز رضوي گفت: هر كس دانشكده فني را طي مي‌كند، مهندس مي‌شود. يا هر كس پزشكي بخواند پزشك خواهد شد اما همه اين افراد هنرمند و بازيگر نيستند . اين گونه حرفه‌ها بايد از كودكي در نهاد آدمي باشد و از دوره دبيرستان استعدادها را شناسايي كند. گويندگي اصلا شغل نيست بلكه دلمشغولي است.
وي افزود: عالم هنر اصلا اين طور است و اگر فردي از كودكي و نوجواني با اين محافل اخت نشده باشد اين كاره نمي‌شود . گوينده دلنشيني كه نگاه مهربانش مخاطبان را يكباره جذب مي‌كند و حرف زدن برايش حرف زدن است بايد با سرمايه‌گذاري و صرف وقت تربيت شود.
وي اظهار داشت: همچنين اين تصميم اشتباهي است كه اگر يك گوينده در تلويزيون اجرا كرد ديگر در راديو نباشد يا اگر در راديو بود ديگر به تلويزيون نيايد. اين تصميم غلط تلويزيون است و منجر شده كه برخي از تهيه‌كنندگان فاميل‌هاي خود را كه هيچ سنخيتي با اجرا ندارند مجري كنند.
تلويزيون در دست ما امانت است و به ويژه در حال حاضر بسياري از گزارشگران ما نمي‌توانند خوب حرف بزنند چون فقط به واسطه ارتباطي كه با برخي از مسئولان داشتند به اين عرصه پا گذاشته‌اند و من به عنوان مخاطب چرا بايد قيافه غير حرفه‌اي اين افراد را تحمل كنم.
رضوي گفت: تلويزيون و راديو يك كاسه است. در راديو بايد گويندگان كار را فرا بگيرند و پس از آن براي تلويزيون از آنها تست گرفته شود. تمام مجريان موفق تلويزيون گويندگان راديو بوده‌اند.
اين مجري راديو و تلويزيون گفت: من هرگز راديو را به تلويزيون ترجيح نمي‌دهم و خودم راديو را انتخاب كرده‌ام. 40 سال در اين عرصه فعاليت كرده‌ام و همه جور مدير ديده‌ام. من در اين 40 سال چندين مدير و مسئول عوض كرده‌ام اما به دليل قبول و رضايت مردم است كه تا به حال ماندگار شده‌ام.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-168.aspx

+ نوشته شده در  جمعه 4 بهمن1387ساعت 8:29 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

گفت وگو با عليرضا معيني گوينده پيشكسوت راديو فرهنگ

گفت وگو با عليرضا معيني گوينده پيشكسوت راديو فرهنگ

عليرضا معيني متولد 1335 در شهرستان اصفهان، فارغ التحصيل رشته توليد برنامه هاي راديوئي و تلويزيوني از دانشكده صدا و سيما است. وي يكي از گويندگان صاحب سبك و متبحر به ويژه در حوزه شعر خواني و دكلمه آثار فاخر ادبي ايران و جهان مي باشد.
سابقه درخشان اين گوينده پيش كسوت راديو بهانه اي دست داد تا با وي در خصوص فعاليتش در حوزه صدا به گفتگو بنشينيم كه ماحصل اين گفتگو را در ذيل مي خوانيم:
 

با كداميك از پيش كسوتان هم دوره بودید و برنامه اجرا كرده ايد؟
من با همه پيش كسوتان و صدا هاي ممتاز راديو كار كردم  و در حين كار بعضي از آنها را در جايگاه استادي مي ديدم و برايشان شاگردي مي كردم همچون زنده ياد استاد حميد عاملي، خانم فيروزه امير معز و استاد امير نوري.
 

كداميك از برنامه هائي كه تا به حال اجرا كرديد بيشتر به دلتان نشسته است ؟
برنامه راديوئي «آواز پر جبرئيل» كه در اين برنامه به غير از گويندگي،نويسندگي و سردبيري آن را به عهده دارم. اين برنامه نزديك هفت سال است كه هر روز صبح از شبكه فرهنگ به روي آنتن مي رود.
علت جذابيت اين برنامه براي من، دقت و وسواس خاص در تهيه مطالب وانتخاب اشعار است. چرا كه بهترين اشعار را در اين زمينه با حساسيت ويژه برمي گزينم و با شيوه خاص خودم نيز گويندگي مي كنم.
 

شروع فعالیتتان با راديو فرهنگ از چه زماني بوده؟
از ابتداي تشكيل شبكه فرهنگ من به طور جدي به كار گويندگي و سردبيري و تهيه كنندگي برنامه پرداختم حتي الان هم كه نزديك به سه سال از بازنشستگي ام مي گذرد همچنان پر كارتر از گذشته فعاليت دارم.
 

چرا ديگر شاهد ظهور و حضور صداهاي طلايي دوره 40 و50 كشورمان نيستيم؟ آيا مشكل در گزينش و انتخاب گويندگان است يا در آموزش آنها؟
مشكل در گزينش و آموزش غير كاربردي به آنهاست. راه حل نيز استفاده از همين معدود پيشكسوتان براي آموزش و انتقال تجربياتشان به گويندگان نسل جوان است.
نكته قابل توجه ديگر در اين زمينه هم عدم وجود كتاب و راهنماي قابل توجهي در اين باره است.  اخيرا من كتابي در اين زمينه به نام «پرنيان بيان» در دست نگارش دارم كه در آن بسياري از تجربياتم  در كلاسهاي گويندگي با شاگردانم را در آن جمع آوري كردم. همچنين به صورت كارگاهي نيز آموزش مي دهم و گويندگان برجسته اي هم داشته ام كه اكنون مشغول گويندگي در صدا وسيما هستنند. همچنين به تازگي انجمني به نام  انجمن گويندگان ايران تشكيل شده كه در آن بيش از صد نفر از گويندگان راديو و تلويزيون عضو هستند. و در انتخابات عمومي چند گوينده  از جمله پيش كسوتاني مانند بهروز رضوي، فاطمه آل عباس، عليرضا خضرائي و كيوان همتي را به عنوان هيئت رئيسه  انجمن انتخاب كردند و من نيز به عنوان رئيس انجمن گويندگان انخاب شدم اين انجمن براي رفع اين معضل برنامه هائي را در دست اقدام دارد، كه آموزش كارگاهي به گويندگان و علاقه مندان واجد شرايط ، از آن جمله است.
 

نظرتان در مورد برگزاري جشنواره هاي راديوئي چيست آيا كمك و الگوئي به گويندگان جوان ارائه مي شود تا آنها نقاط ضعف خود را جبران كنند؟
به صورت اين شيوه هاي متداول و خالي از نو آوري و كليشه اي خير، ولي به صورت كلي اين جشنواره ها محلي براي ارتقائ كيفيت برنامه سازي در راديو و شناخت روشهاي تازه در تهيه وتوليد برنامه هاست. از آنجائي كه انتخاب گويندگان برتر در اين جشنواره ها معمولا با انصاف و عدالت همراه نيست و بسياري از گويندگان جوان و آينده دار زمبنه اي براي معرفي و فرصتي براي بروز و تشويق نمي يابند، تاثير چنداني هم در پرورش و تربيت گويندگان ندارد، لااقل تا حالا نداشته است.
 

وكلام آخر؟
من صدايم را در اين دم شسته ام
                                     من، من خود را به شبنم شسته ام
من نمي خوانم مگر نازم كني
                                     ساكتم من تا تو آوازم كني
                               


گفتگو وتنظيم:ژاله ايزدي خبرنگار پايگاه اطلاع رساني راديو فرهنگ

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-188.aspx

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 بهمن1387ساعت 8:26 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

بنفشه رافعی، مجری رادیو جوان: آینه ای نشکن برای مخاطبان خود باشیم!

 بنفشه رافعی، مجری رادیو جوان: آینه ای نشکن برای مخاطبان خود باشیم! 

گویندگان و مجریان رادیو نیازمند تأمین امنیت شغلی هستند تا بتوانند به کسب جایگاه و ایفای نقش مؤثر خویش دست یابند. با تأمین امنیت شغلی است که می توان از یک گوینده و مجری آماده سازی احساسی و حرفه ای شایسته، کسب نگاه علمی و به روز از جامعه و درک ظرایف و لطایف برقراری ارتباط مؤثر انسانی با مخاطب را انتظار داشت. باور کنیم مخاطب رادیو در آینه صدای یک گوینده و مجری به رادیویی جذب و از آن طرد می شود!

رادیو، رسانه همراه است و این همراهی، حداکثر صداقت و ارتباط درست انسانی را طلب می کند. باید پذیرفت که یک برنامه رادیویی و حتی بالاتر از آن، یک ایستگاه رادیویی زمانی به کامیابی در جذب مخاطب دست می یابد که بتواند از توانمندی های گویندگان و مجریان بدرستی بهره گیرد تا از دالان ارتباطی بی واسطه و صمیمانه به ارتباطی اطمینان بخش با مخاطبان خود دسترسی پیدا کند.متأسفانه علی رغم کوشش های صورت گرفته، نتوانسته ایم آنچنان که باید از استعدادها و ظرفیت های لازم برای توانمندسازی گویندگان و مجریان رادیو بهره بگیریم. گویندگان و مجریان رادیو نیازمند تأمین امنیت شغلی هستند تا بتوانند به کسب جایگاه و ایفای نقش مؤثر خویش دست یابند. با تأمین امنیت شغلی است که می توان از یک گوینده و مجری آماده سازی احساسی و حرفه ای شایسته، کسب نگاه علمی و به روز از جامعه و درک ظرایف و لطایف برقراری ارتباط مؤثر انسانی با مخاطب را انتظار داشت. باور کنیم مخاطب رادیو در آینه صدای یک گوینده و مجری به رادیویی جذب و از آن طرد می شود!

 

· از سابقه فعالیت های خود در رادیو بگویید.
اسفند1380بود که وارد مجموعه رادیو شدم. ابتدا گوینده و مجری راديو شهركرد، مرکز استان چهارمحال و بختياري، بودم. گرچه پیشتر از آن در دوره ای كوتاه در گروه نمايش راديو اصفهان نیز فعالیت می كردم. بعد از يك  سال و نيم از راديو شهركرد به راديو اصفهان بازگشتم. در ادامه به راديو تهران آمدم. درحال حاضر حدود سه سال است كه به راديو جوان آمده ام و گوینده و مجری برنامه های صبحگاهی و عصرگاهی آن هستم.

· شما که سابقه گویندگی و اجرا در رادیوهای محلی شهرکرد، اصفهان و تهران و رادیوی سراسری جوان را دارید، کمی از تفاوت های فضای کاری این رادیوها بگویید. آیا به نظر شما تفاوتی ميان این راديوها وجود دارد؟
گرچه به لحاظ فني، امكانات و شاید الگوهای برنامه سازي تفاوت چندانی وجود ندارد، ولي به طورحتم نگاهی متفاوت بر فضای کاری این رادیوها حکمفرماست. هر راديو بنا به مخاطباني كه دارد نوع نگاهی متفاوت را طلب می کند. راديو شهركرد مخاطبانی بومي دارد، ولي راديوجوان دارای فضایی بزرگ تر است و سلايق و توقعاتی بالاتر در پیش رو دارد. فضای کاری تهران پیچیدگی های خاصی دارد که گاه از زمین تا آسمان با فضای کاری شهرستان متفاوت است. البته گویندگی و اجرا در راديوهای محلي به من كمك كرد كه كار در فضایي بزرگ تر را بهتر تجربه کنم. هرچند خواست خود من در ابتدا اين بود كه كار را با تجربه فضایي بزرگ تر آغاز كنم. از ابتدا دوست داشتم در تهران و در رادیوهای سراسری فعاليت كنم.

· بنفشه رافعی تا چه اندازه برنامه های خود را را از دريچه ذهن مخاطبان هدف مي شنود و به ایجاد ارتباط مؤثر با آنها می اندیشد؟
بسیار سعي مي كنم با مخاطب ارتباطی بي رنگ و ريا داشته باشم. به مخاطب خيلي نزديك می شوم، گرچه شاید بسيار يكي شدن هم درست نباشد. تلاش دارم تا نظرات مخاطبان را بشنوم و با آنها همذات پنداري كنم. حتی خودم را به جاي آنها بگذارم و كاملا از دريچه ذهن آنها به زندگي و مسایل مختلف جامعه نگاه كنم.

· «حضور در راديوجوان و گویندگی و اجرای برنامه های مختلف در این رادیوی اختصاصی، نقطه عطف فعالیت های شما در رادیو به شمار می آید.» تا چه اندازه با درستی این گزاره موافق هستید؟
کاملا موافق هستم. زيرا راديوجوان بستری خوب و مناسب برای فعالیت های من فراهم کرد و اين امكان را به من داد تا نسبت به فضاهاي قبلي کاری خود، چند گام بیشتر به سمت جلو بردارم.

· شما به عنوان گوینده و مجری رادیوجوان چه ويژگي هایی در این راديو می بینید كه آن را از دیگر راديوها متمايز مي كند؟
نخستین برگ برنده راديوجوان، نام آن است. می دانید که اكثريت جمعيت ایران جوان هستند. بنابراین در رادیوجوان به ضرورت باید مؤلفه ها و فاكتورهايي كه مدنظر جوانان است، مورد توجه قرارگیرد تا در همان چارچوب با مخاطبان جوان ارتباط برقرار شود.

· آيا راديوجوان را دارای اين توانايي می بینید كه گويندگان و مجریان آن نسبت به دیگر راديوها متمایز و گاه شاخص باشند؟
بله. راديوجوان اين بستر را بري گويندگان و مجریان خود فراهم کرده است. اما این به شرطي محقق می شود كه گويندگان و مجریان هم محیط فعالیت، استراتژی رادیو و فرهنگ کاری آن را بدرستی بشناسند و از آن به طور صحيح استفاده كنند. بستر فعالیت در رادیوجوان به اندازه  فرصت، تهديد است. مخاطب راديوجوان به شدت گوينده و مجری رادیو و توانمندی های او را در برقراری ارتباط با خود زير ذره بين دارد.

· شما فارغ  التحصیل رشته کارگردانی نمایش هستید. تا چه اندازه از فنون و مهارت های اکتسابی نمایش در گویندگی و اجراهاي خود بهره می گیرید؟
خط اصلي اجرای برنامه را نمایش(تئاتر) به من داده است. شاید بتوان گفت تمام خطوط و داشته های اصلي اجرای امروز من از آن نمایش(تئاتر) است. فن بيان، لحن، آوا، ارتباط روانشناسانه با تماشاگر و... جمله مهارت هایی است که از عرصه نمایش(تئاتر) با خود به همراه آورده ام.

· گویندگان و به ویژه مجريان تا چه اندازه مي توانند از استعدادها و خلاقيت هاي خود در روند تولید و ساخت يك برنامه راديويي بهره گيرند؟
در راديوجوان تا اندازه ای اين اتفاق افتاده است. در این راديو نوعی گوينده محوري وجود دارد. چرا که مخاطب، گوينده و مجری را خوب مي شناسد و با او ارتباط برقرار می کند. از این رو، گوينده مي تواند از استعداد و خلاقيت خود به خوبی استفاده كند. من فكر مي كنم درحال حاضر در برخی برنامه هاي راديوجوان ابتدا گوينده و مجری را انتخاب مي كنند و سپس به دنبال متن و دیگر عوامل برنامه مي گردند.

· به نظر شما وقتي يك برنامه رادیویی با قالب و اجرایی خاص به مرز اشباع براي مخاطبان مي رسد، چه باید کرد؟
خود من تا کنون چنین تجربه ای را نداشته ام. عموما اگر احساس كنم كه به تكرار دچار شده ام، یا از برنامه فاصله می گیرم و يا اينكه قبل از رسيدن به چنين حالتی خودم را از آن فضا رفته رفته دور می کنم. مثلا در برنامه سه شنبه خط خطي رادیوجوان احساس کردم ممکن است برنامه در آینده ای نزدیک  به تکرار و به قول شما اشباع نزدیک شود.

· به نظر شما راديوجوان تا چه اندازه توانسته است به جريان سازي های مناسب فکری و فرهنگی در جامعه دست زند؟
شاید بتوان گفت جريان سازي يكي از عمده ترين فعاليت هاي هر رسانه در جامعه است. راديوجوان نیز توانسته است تا اندازه ای اين كار را انجام دهد. گرچه مهم تر آن است كه بدانیم جريان سازي ها تا چه اندازه اصولی و هدفمند است. بايد ديد كه آیا اين جريان سازي ها بر روي پايه هاي درستي انجام شده است يا نه؟ يا اينكه آیا مجال مناسب براي چنین جريان سازي هایی به راديوجوان داده شده است يا نه؟ البته راديوجوان تا آنجا كه توانسته است به جريان سازي های متناسب دست زده است، اما با پراكندگي بسيار يك جريان مستقيم و هدفمند را دنبال نكرده است. شايد به خاطر تنوع تفكرات است. بهتر است كه انسجامی بيشتر در تفكر عوامل برنامه ساز ایجاد شود. جایگاه ونقش گوينده و مجری در اين ميان در راديویی چون جوان كه گوينده محور است بسيار مؤثر و حایز اهمیت است.

· مثلث سردبير، گوينده و تهيه كننده در یک برنامه رادیویی چگونه می تواند به جذب مخاطبان بیشتر كمك و یاری رساند؟
اگر سردبير و تهيه كننده یک برنامه هردو در يك راستا باشند، مديريت دوگانه اي در استودیو ایجاد نمی شود. متأسفانه سردبيران و تهيه كنندگان وقت مناسبی برای همگامی با یکدیگر نمي گذارند. به همین دلیل، گوينده و مجری با دو فضاي جداگانه مديريتي روبه رو می شود. ما در اجراهاي راديو جوان مي بينيم كه گويندگان و مجریان از دو نفر دستور می گيرند. الگویي واحد براي دستورگرفتن وجود ندارد. گاه كار تهيه كننده را سردبير انجام مي دهد و تهيه كننده از مسئوليت خود فاصله می گیرد و بيشتر به يك اپراتور دستگاه ریل و سي دي تبديل می شود. این درحالي است كه تهيه كنندگان خوش ذوق، كاركشته وتحصيل كرده بسيار داريم. ما بايد تعريفی درست از سردبير و تهيه كننده داشته باشیم و خط مشی مشخصی را در برنامه هایمان اعمال کنیم. 

· تا چه اندازه با پدیده ستاره سازي در راديوهاي امروز موافق و بدان معتقد هستید؟
اعتقاد من این است که گرچه گوینده و مجری یکی از زیرمجموعه های گروه برنامه ساز و در حقیقت، تهیه کننده به شمار می آید، اما عموما زمانی برنامه مؤفق می شود و با مخاطب خود ارتباط درستی برقرار می کند که گوینده یا بهتر بگوییم مجری در هیأت یک ستاره ظاهر شود و بتواند انتقال دهنده خوبی برای پیام مورد نظر باشد. اما این برای همه برنامه ها و همه گویندگان مصداق ندارد. البته در توانمندی یک گوینده واقعی برای تبدیل شدن به یک ستاره شکی نیست. ما متأسفانه بضاعت و ظرفیت لازم را برای ستاره سازی نداریم، منتها در نادر مواردی که این اتفاق رخ داده است، شاهد مؤفقیت های چشمگیری بوده ایم.

· راديوهاي ما تا چه اندازه از ظرفیت های تبليغاتی خود در جذب مخاطبان استفاده مي کنند؟ آیا ما در رادیوهای خود چیزی به نام تبلیغات برنامه ای و ایستگاهی داریم؟
تبليغات رادیوهای ما بسیاركم است. مثلا در رادیوجوان، هرچند قبلا يكسري كلاه ها و دیگر اقلام تبلیغاتی در مراسم و جشن های مختلف رادیو به مدعوین و مردم داده مي شد كه آرم راديوجوان بر روي آن بود، اما اين حداقل كاري بود كه مي شد انجام داد. شايد چون راديوهاي ما خصوصي نيستند خيلي تبليغات را برازنده خود نمی دانند. شاید هم نخواسته اند اختلافي میان راديوهای مختلف در ارایه خود در جامعه باشد. اما اينها توجيه خوبي نيست. رسانه بايد خود را تبليغ کند. هنوز در ساختار رسانه ای ما جا نيفتاده است كه باید به تبليغات روی آوریم. ريزتر كه به مسایل نگاه مي كنيم این خود افراد هستند كه در چنين عرصه ای تلاشی به خصوص نكرده اند. سيستم هم که به آنها ياد نداده است كه تبليغات جايگاه و نقشی ضروری و انکارناپذیر در فرآیند تولید برنامه دارد.

· بسیار پیش می آید که در نبود گوينده و مجری اصلي يك برنامه در رادیوجوان و جايگزينی گوينده و مجری ديگر، برنامه دچار افت و ریزش مخاطب گاه وحشتناک می شود. به نظر شما چه تدبيري بايد انديشيد تا چنین معضلی در روند برنامه های یک رادیو کمتر ايجاد شود؟
ايده آل آن است كه برنامه بر اساس گوينده و مجری خاص تدارک دیده شود. نويسنده آنچنان براي گوينده ای خاص بنويسد که اگر متن مکتوب را به گوينده ای ديگر دهند، اين متن و كار خوب از آب در نیايد. تهيه كننده و سردبير براساس توانمندی گوينده و مجری، برنامه را طراحی و اجرا كنند. اما همیشه اوضاع بدین منوال باقی نمی ماند. اینجاست که سردبيران ما بايد آماده مواقعي كه گوينده و مجری مورد نظر به دلایلی حضور ندارد، باشند و بتوانند متن و ريتم برنامه را به گونه ای تغيير دهند كه گوينده بعدي بتواند به راحتي برنامه را اجرا كند و مخاطب هم پذيراي آن اجرا باشد. متأسفانه اين اتفاق نمي افتد. نه خود عوامل و نه شرايط سيستم ايجاب نمي كند كه اين اتفاق بیفتد.

· در راديوهاي امروز تا چه اندازه به مسأله جذب، نگهداشت و بارورسازي خلاقيت گويندگان و مجریان اهميت داده مي شود ؟
متأسفانه به ندرت به این مسأله اهميت داده مي شود. ما از حد استاندارد خیلی فاصله داریم. امنیت شغلی گوینده از هر لحاظ نکته حایز اهمیتی است.

· برای یک ارتباط گر رسانه ای در سویی، مخاطب و در سویی دیگر، سازمان و حکومت قرار دارند. تا چه اندازه توانسته ايد ميان نيازهای مخاطبان و مصلحت هاي سازمانی و حکومتی در عرصه گویندگی و اجرا تعادل برقرار  كنيد؟
هنر اصلي یک گوينده و مجری ایجاد تعادل ميان دو مقوله نیاز و مصلحت است. درغير اين صورت مانند فردي مي ماند كه روي لبه ديوار حركت مي كند و به پایین پرتاب مي شود. خود من در عرصه اجرا هرچند برخي مواقع به ناچار دستم را در يك طرف و شايد در مرحله اي دستم را در طرف ديگر بگيرم، ولي درهرحال باز آن تعادل را رعايت مي كنم. اين را نبايد فراموش كرد که ما هم خدمتگزار مردم و هم گوينده و مجری سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران هستیم. البته نبايد ميان اين دو شكاف زيادي ايجاد كرد. نوسان ميان اين دو را بايد کنترل و در محدوده ای متعادل كرد. تلاش من همواره اين بوده است كه اين تعادل را برقرار سازم. تعادلی که با آزمون و خطا به دست آمده است. درحقیقت، ما همزمان با كارمان آموزش مي بينیم. شايد بهتر بود ابتدا آموزش مي ديديم و بعد به كار مي پرداختيم. متأسفانه درحال حاضر اينطور نيست.  

· می خواهم نظر شما را به عنوان مجری برنامه های صبحگاهی و عصرگاهی رادیوجوان درباره چینش جدول پخش(کنداکتور) برنامه های راديو و استفاده متناسب از توانمندی گویندگان و مجریان رادیو بدانم.
چینش جدول پخش(کنداکتور) نه تنها در راديوجوان بلكه در ساير راديوها هم خيلي كارشناسانه،  دقيق و حساب شده نیست. اما در راديوجوان باز به آن بيشتر توجه شده است، گرچه از حد مطلوب خود فاصله بسیار دارد. امروزه برنامه سازان رادیو؛ به ویژه رادیوجوان، به اين باور رسيده اند كه از كدام گوينده براي كدام برنامه استفاده كنند. خود گويندگان هم اخیرا به اين مسأله توجه ويژه اي نشان داده اند. البته خود گوينده هم بايد اين توانايي را داشته باشد كه در فضاهاي مختلف اجرای خوبی داشته باشد. مثلا شیوه اجراي برنامه هاي صبحگاهی و عصرگاهی من با شیوه اجراي برنامه های شبانگاهی من يكسان نيست، چون فضا و ریتم زمانی متفاوت دارد.

· در قسمتی از پاسخ های خود اشاره کردید که گويندگان و مجریان در رادیوجوان به خوبی مي توانند از استعدادها و خلاقيت های خود استفاده كنند. تا چه اندازه معتقد به این سخن هستيد كه بايد امكان به ثمر رساندن خلاقيت گويندگان و ستاره سازي از مجریان در رادیوهای مختلف فراهم شود؟
شايد من نوعی برخي مواقع با خود فكركنم كه در حوزه های مختلف خلاقيت دارم و در مقابل، ده نفر ديگر از عوامل بگويند كه من نوعي به درد اين حوزه نمي خورم و اين هدر دادن سرمايه و انرژي يك مجموعه است. معتقدم به خاطر مناسبات بهتر عوامل برنامه و پيدا كردن تعريفی بهتر از نياز مخاطب و اقبال به نوع اجراها بد نیست آزمونی خيلي كوتاه از گويندگانی که مایل هستند خودشان را در ساير حوزه ها امتحان كنند، داشته باشیم و نتايج آن را درنظر بگیریم. این می تواند به روند اصلي برنامه سازي هاي ما بهتر كمك كند. مثلا خيلي از افراد فكر مي كنند صداي خوبي براي گويندگي دارند، ثبت نام مي كنند وتست مي دهند. نمي خواهم بگويم كه اينگونه آزمون ها هدردادن انرژي و سرمايه است، ولي مشخص است وقتی فلان كس با اين كه صداي خوبي دارد ولي ساير عوامل گويندگی را ندارد و نمي تواند يك گوينده خوب شود، مي آيد و آزمون و تست مي دهد، انرژی و سرمایه ای هزینه می شود. البته ايرادي ندارد در اين میان افراد و استعدادهايي باشند كه كشف شوند و با تعليم دادن آنها گويندگانی خوب از آنها ساخته شود. اما نبايد ميان سرمايه و انرژي و توانمندي افراد بي تعادلي برقرار شود.

· به نظر می رسد ما همچنان در به کارگیری درست واژگان دچار مشکل هستیم. مثلا میان معنای واژه «گوینده» و «مجری» هیچ تفاوتی قایل نمی شویم. در نتیجه، گاه دچار سوءتفاهم های بسیار در عرصه عمل می شویم. آیا به نظر شما بهتر نيست مديران و برنامه ریزان رادیو تفاوت های بارز واژگان مجري و گوينده را در برنامه ریزی های خود بهتر بیان و مدنظر قرار دهند تا از سوءتفاهم هاي احتمالی جلوگيري شود؟
شايد از ابتدا بايد اين اتفاق مي افتاد و دو حوزه گويندگي و اجرا از هم تفکیک و متمايز می شد. خوشبختانه حركت خوبي كه در جشنواره داخلی راديوجوان در سال 1387رخ داد، آن بود كه اجرا و گويندگي از یکدیگر متمایز و مجزا شد. حتی جوايز جداگانه اي برای هر حوزه درنظرگرفته شد. چنین تفكيك و تمایزی این اجازه و فرصت را به ما مي دهد كه بدانيم براي ستاره سازي از چه كسي در چه حوزه اي باید استفاده كنیم.

· شما رفته رفته به یک دهه تجربه کاری خود در مجموعه رادیو نزدیک می شوید. می خواهم بدانم که از نظر شما تا چه اندازه برنامه سازان راديو توانسته اند از ظرفيت هاي منحصربه فرد راديو براي به تكامل رساندن ایده ها و برنامه ها بهره بگيرند؟
من در این عرصه روند رو به رشد خيلي پرسرعتي نديده ام. حتی در بسیاری موارد درجا زدن و عقبگرد را ديده ام. انتظاری بيشتر از برنامه سازان رادیو وجود دارد كه در عمل محقق نمی شود. فكر مي كنم از بضاعت و ظرفیت های راديو استفاده چندانی نشده است تا حداقل انتظارات برآورده شود. راديوجوان در ابتدای تأسیس و حتی در چند سال گذشته توانست قدم هایي بلندتر نسبت به دیگر رادیوها بردارد. رادیوجوان فقط به «بودن» های خود اكتفا نكرد، بلکه گام های خوبي برای اثبات «هست» های خود نیز برداشت.

· بنفشه رافعی، گوینده و مجری رادیو جوان، مهم ترين دليل جذب جوانان به راديوجوان را در چه مؤلفه هایی جستجو می کند؟
صداقت نخستین حرف را در جذب مخاطبان جوان مي زند. رودررويي بي واسطه، تعامل و ارتباط نفس با نفس، مخاطبان را به اين باور مي رساند كه با آنها صادق هستي. شايد براي مخاطب مهم باشد که بداند من گوينده چند سال دارم؟ چه درسی خوانده ام؟ و... پس نخستين عامل همين رو راستي است. بعد، آن ایجاد و القای انرژي احساسی است كه جوان امروز طالب آن است. جوان امروز به شدت طالب احساس و محبت است. گوينده و مجری است که باید اين انرژي احساسی را در او ایجاد و القا کند.

· از دلایل جذب و گسیل جوانان به رادیوجوان گفتید. حال از مهم ترين دلايل گريز جوانان از راديوجوان بگویید.نمي توان گفت آن مخاطب جوانی که جذب برنامه های رادیوجوان نمی شود نيازمند انرژي احساسی و محبت نيست و از صداقت گریزان است. شاید تعريف او از این مفاهیم با دیگران متفاوت است. هنر راديویی مانند جوان بايد اين باشد كه آن مخاطب هدف را با تعريف خودش از این مفاهیم هم راستا كند. البته این انتظاری بیهوده است كه بتوانیم تمام سلايق و نیازهای مخاطبان را برآورده و تأمین كنيم. كسي كه جذب ما نمي شود احتمالا انرژي احساسی برنامه ها را مناسب نمي یابد. شايد هم آن صداقت را باور نمي كند. حتی ممکن است تعریف درستی از احساس و صداقت برنامه ها نداشته باشد. بايد بپذيریم كه مخاطب ما سخت گير است. به راحتی نمي شود او را تحت تأثير قرار داد. چه بسا هم راستا شدن با اين مخاطب تلاش، زحمت و خلاقيت بيشتر از پیش را طلب می کند.

· به پرسش پایانی رسیدیم. اولويت های پیشنهادی شما با تجربه ای نزدیک به ده سال اجرا در تحقق شعار کلیدی «حفظ مخاطب فعلی و جذب مخاطب جديد» با تأکید بر عنصر اجرا و گویندگی چیست؟
1.دارا بودن حداكثر صداقت در گویندگی و اجرا.
2.بهره گیری مناسب از شیوه های درست و مؤثر ارتباط انساني.
3.توانایی ایجاد و القای انرژي احساسی در جامعه و مخاطبان هدف.
4.کسب آگاهی همه جانبه از مسایل و جريانات روز.
5.تبادل اطلاعات با مخاطبان. امروزه مخاطبان ما حتي از رسانه ها نيز جلوتر مي زنند تا جایی که گاه بايد به دنبال آنها دويد.

منبع :

اداره کل پژوهش های رادیو

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 بهمن1387ساعت 8:15 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

سخنرانی از مهمترین شیوه‌های اطلاع‌رسانی دینی است ( گفتگو )

 

سخنرانی از مهمترین شیوه‌های اطلاع‌رسانی دینی است

ا توجه به اینکه یکی از اساسی‌ترین اصول اولیه تبلیغ و اطلاع رسانی دینی و فرهنگی سخنرانی است، توجه به مبانی و شرایط این نوع اطلاع‌رسانی از اهمیت زیادی برخوردار است. به همین جهت خبرگزاری مهر در گفتگو با کارشناسان و مسئولان کشور ویژگیهای مبلغ و محتوای سخنرانی را به بحث گذاشته است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 24 شهریور1386ساعت 9:46 قبل از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

مخاطب‌شناسی از ضرورتهای سخنرانی مذهبی است ( گفتگو )


مخاطب‌شناسی از ضرورتهای سخنرانی مذهبی است ( گفتگو )

سخنران یا مبلغ باید مخاطب را به درستی بشناسد و با رعایت همه جوانب، به زبان همان گروه

 با آنها سخن گوید، در واقع با توجه به درک و نیاز مردم سخنرانی کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 شهریور1386ساعت 11:54 قبل از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

مبلغ در سخنرانی خود تعادل را رعایت کند ( گفتگو )


مبلغ در سخنرانی خود تعادل را رعایت کند ( گفتگو )

هدف سخنران رساندن پیام الهی است، بنابراین باید بر مسئله تعادل متمرکز و از افراط و تفریط بپرهیزد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 شهریور1386ساعت 11:7 قبل از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

مبلغ باید به محتوای سخنرانی توجه ویژه ای داشته باشد ( گفتگو )


مبلغ باید به محتوای سخنرانی توجه ویژه ای داشته باشد ( گفتگو )

سخنران باید آموزش محتوا ببیند یعنی مسائل فکری، اخلاقی و دینی را آموزش دیده و از آن 

استفاده کند، زیرا محتوا در سخنرانی از شرایط جلب مخاطب و بسیار تأثیرگذار به شمار می رود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 شهریور1386ساعت 11:33 قبل از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

مبلغ باید از شرایط و نیازهای روز آگاه باشد ( گفتگو )


مبلغ باید از شرایط و نیازهای روز آگاه باشد ( گفتگو )

مبلغ باید با شجاعت، در برخی موارد موج مثبت ایجاد و در موارد لازم نیز شکننده 

برخی موج های مخرب باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 20 شهریور1386ساعت 11:26 قبل از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

آشنایی با افکار مخاطب از ضرورتهای سخنرانی مذهبی است ( گفتگو )

 

آشنایی با افکار مخاطب از ضرورت های سخنرانی مذهبی است ( گفتگو )

ادبیات و بیان سخنران با توجه به مخاطب تعیین می شود، سخنران باید ضمن احاطه بر موضوع،

فصاحت و بلاغت یعنی شیوایی سخن را داشته و متناسب با حال و مقام و مخاطب صحبت کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 19 شهریور1386ساعت 9:56 قبل از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

بهره گیری از آیات الهی عاملی برای جاذبه و نورانیت سخنرانی است ( گفتگو )


بهره گیری از آیات الهی عاملی برای جاذبه و نورانیت سخنرانی است ( گفتگو )

خطیب و سخنران باید در سخنرانی خود از آیات الهی که جاذبه و نورانیت خاصی دارد بهره گیری کرده 

و باید ره یافته باشد تا بتواند مردم را راهنمایی کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 18 شهریور1386ساعت 12:36 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

ظاهر و باطن سخنران مذهبی باید یکی باشد ( گفتگو )


ظاهر و باطن سخنران مذهبی باید یکی باشد ( گفتگو )

خواندن قرآن زمینه های لازم برای تقویت دین و تلاش برای تهذیب نفس ایجاد و منجر می شود

 ظاهر و باطن سخنران یکی شود تا دین را وسیله دنیا قرار ندهد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 17 شهریور1386ساعت 11:13 قبل از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

سخنران مذهبی باید منبع غنی اطلاعات باشد ( گفتگو )

 

سخنران مذهبی باید منبع غنی اطلاعات باشد ( گفتگو )

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی محتوای سخنرانی مذهبی را بسیار مهم دانست و گفت: سخنران باید منبع غنی اطلاعات بوده و ضمن گزینش مطلب و داشتن هدف و پیام، بیانگر فرامین الهی، پیام رسول خدا و ائمه باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 شهریور1386ساعت 9:36 قبل از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

مبلغ باید عامل به سخنان خود و فرامین الهی باشد ( گفتگو )


مبلغ باید عامل به سخنان خود و فرامین الهی باشد ( گفتگو )

هنگامی که مخاطب دریافت مبلغ از صمیم قلب صحبت کرده و خود عامل به آن چیزی است که می گوید، انگیزه مخاطب برای عمل به دستورها و آموزه های اسلام که در قالب سخنرانی ایرائه می شود، بیشتر خواهد بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 12:42 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

محتوای سخنرانی باید از قوت لازم برخوردار باشد ( گفتگو )


محتوای سخنرانی باید از قوت لازم برخوردار باشد ( گفتگو )

مبلغ و یا سخنران باید از مستندات استفاده کند تا پیام او به مخاطب منتقل و جذابیت لازم 

در این زمینه فراهم شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 13 شهریور1386ساعت 11:20 قبل از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

روش سخنرانى ( گفتگو )

روش سخنرانى ( گفتگو )

بقایاى ساختمان هاى قدیمى از یونانى ها نشان مى دهد که این اقوام مکان هایى براى وعظ و خطابه داشته اند و حتى در معمارى طورى آنها را طراحى کرده اند که مشکل انتقال صدا نداشته باشند.

اولیاى دینى نیز با توجه به اهمیتى که براى بیدارى نسل ها قائل مى باشند، توجه ویژه اى به منبر به عنوان یک رسانه ى کارآمد دارند. مجالس وعظ و سخنرانى پیامبر اکرم(ص) و ائمه ى معصومین(ع) در جاى جاى تاریخ مطرح شده است و به استناد همین روایات گاه تعداد شرکت کنندگان این مجالس به حدى مى رسید که براى رسیدن صداى سخنران به جمعیت، تعدادى از جوانان که   ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 6 فروردین1385ساعت 9:14 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

نگاهی به بایدهای تبلیغ

نگاهی به بایدهای تبلیغ

سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین مسعودی

اشاره:

آنچه پیش رو دارید اقتباس از سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین مسعودی در اولین گردهمایی مبلغان هجرت بلند مدت استان خراسان است . در این سخنرانی پس از بیان مقدمه ای درباره اهمیت تعقل و تفکر در تبلیغ، نکاتی درباره بایدهای تبلیغ مورد بحث قرار گرفته است .

× × ×

از وجود مقدس مولای متقیان حدیثی نقل می شود که «هبط جبرئیل علی آدم علیه السلام فقال یا آدم انی امرت ان اخیرک واحدة من ثلاث فاخترها و دع اثنتین . فقال له آدم: یا جبرئیل و ما الثلاث؟ فقال: العقل و الحیاء و الدین . فقال آدم: انی قد اخترت العقل . فقال جبرئیل للحیاء والدین انصرفا و دعاه، فقالا یا جبرئیل انا امرنا ان نکون مع العقل حیث کان; (1) جبرئیل بر حضرت آدم علیه السلام نازل شد و فرمود:   ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 19 فروردین1384ساعت 6:9 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

این است تبلیغ اسلام


این است تبلیغ اسلام

یکی دو هفته پیش، جوانی به منزل ما آمد. سلام علیکم ـ و علیکم السلام.

(با یک قیافه ی حق به جانبی) بنده فلانی هستم. مبلّغ اسلامی در آمریکا.

ـ خوب بفرمایید آقا چه درس هایی خوانده اید؟   .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 فروردین1384ساعت 10:56 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

مطالب قدیمی‌تر