X
تبلیغات
فن بیان،اصول سخنرانی و هنرگویندگی وگفتگو - چگونه زیباتر حرف بزنیم

فن بیان،اصول سخنرانی و هنرگویندگی وگفتگو

آشنائی با فن خطابه ، اصول مخاطب شناسی ، مناظره ،مباحثه ، تدریس ،قصه گوئی ،دکلمه ، مجریگری و زبان بدن

فن بیان

 

فن بیان
 
از این پس،برای علاقه مندان درس "فنّ بیان" ،مطالب مهمّی را که تاکنون آموزش داده ام و مفید واقع شده، ارائه می کنم.با توجه به اینکه به همراه این سلسله مطالب ،لازم است به شکل عملی نیز تمرین هایی صورت گیرد و چون امکان چنین چیزی میسّر نیست،سعی می کنم   فعلا مباحث نظری را مطرح و در آینده  تمرین ها را نیز ارائه نمایم.

 حدود ۵۵  سال پیش ، شادروان ملک الشعرای بهار،در کتاب گرانمایه اش "سبک شناسی"، ضعف نحوه ی سخن گویی ما را امری کلّی دانست و از ضایع شدن آهنگ صدای ما و جویده حرف زدن  بیشتر انسانها، سخن گفت و از قول مردی فاضل ، نقل کرد که  :مردم ما به جای سخن گفتن ، ناله می کنند.به همین خاطر، از همگان دعوت کرد تا به ورزش صدا بپردازند و طریق سخن گویی درست و فصیح را با آهنگ استوار و متین، بیاموزند.

از آن هنگام تا کنون نه تنها  دعوت بهار اجابت نشده ، بلکه کسانی که به اقتضای حرفه ی خود با سخن گفتن و بیان ، سرو کار دارند نیز آنگونه که باید ، در پی حل این مشکل برنیامده اند.این موضوع ، شامل گویندگان و بازیگران تئاتر و سینما می شود که با این غفلت ، اغلب قادر نیستند از صدای خود به نحوی "کارآ و ماهرانه " استفاده کنند.

برای پی بردن به ادعّای بنده ، کافی ست به تماشای یک تئاتر بنشینید و با دقّت ، به بیان بازیگران گوش کنید.ببینید آیا ادای دیالوگ ها با آگاهی و احساس آنها نسبت به آنچه که می گویند ، ارتباط مستقیم دارد؟نه تنها بازیگران تئاتر، بلکه این نشانه ها را می توانید در بازیگران سینما و دوبلور ها نیز پیدا کنید.

نکته ی مهمّی که لازم است بگویم  این است که هرچه آگاهی و احساس شما نسبت به آنچه می گویید بیشتر باشد ، بیان شما ، دقیق تر ، عمیق تر و موثر تر خواهد بود.به عبارت دیگر، صدای شما ، هرچند از لحاظ فیزیکی ، کامل و دارای تنی گرم و دلنشین باشد ، تا زمانی که با آگاهی کافی و احساسی نیرومند نیامیزد، نمی تواند گفتاری دقیق و موثر ، عرضه کند.

صدا ، جلوه ای از شخصیت شماست.با صدا می توانید درون خود را به دیگران بنمایید. چگونگی تن صدا ، حالت  و انتقال  احساس  آن ، اگر خوش آهنگ باشد موجب تلطیف روح مخاطب و پذیرش شما خواهد گردید.هنگام سخن گفتن ، نگاه کردن به طرف مقابل ، هم نشان دهنده ی اعتماد به نفس شما ، هم احترام گذاشتن به اوست.

شمرده سخن گفتن، کمک شایانی به شما خواهد کرد تا مطالبی را که در نظر دارید بگویید، در ذهن خویش، مرور و بهتر آنرا ادا کنید.پیشنهاد می کنم همیشه به واکنش مخاطب توجّه داشته باشید.این موضوع کمک می کند که آیا وی راغب به گوش کردن به ادامه ی صحبت شما هست یا نه.

به وجود آوردن اشتیاق  در شخص مقابل شما ، نفوذ در وی را بهتر و آسان تر می کند.نفوذ ، به معنای راهیابی به زوایای پنهان ذهن اوست تا بتوانید  انگیزه ی  گوش کردن به آنچه می گویید را  در وی ،تقویت  نمایید.

ایجاد اعتماد در مخاطب ، یکی دیگر از نکات  اساسی  گوش کردن به سخنان شماست. دستیابی به آنچه آمد، مستلزم این است که شما، کمی با علم روانشناسی  مخاطب  آگاهی داشته باشید. برای روانشناسی گیرنده ی پیام ، لزومی به تحصیلات آکادمیک در زمینه ی روانشناسی ، نیست. کافی است او را ببینید و انعکاس گفته هایتان در وی را به تماشا بنشینید و به ارزیابی او بپردازید.

در پایان این بخش ، پیشنهاد می کنم:

_به قصد درک سخنان مخاطب به  وی گوش کنیم ، نه به نیت مخالفت با او.

تلاش نماییم  به نرمی  و مهربانی سخن بگوییم.به بیان دیگر ، در گفته هامان ، آثاری از تحکّم نباشد.

و کلام  آخر، اینکه :

            از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر           یادگاری که در این گنبد دوّار بماند


د ر بخش پیشین ، گفتم که : صدای شما ، یکی از جلوه های شخصیت شماست .به وسیله ی صد است که شما با دیگران، ارتباط برقرار می کنید.اینک ادامه ی مبحث را در خدمت شما هستم و لازم می دانم تشکر کنم از دوستان ارجمندی که چه از طریق پیام و چه با ای میل ، اظهار لطف داشته اند و خواستار ادامه ی این مهّم و  برخی نیز پرسشهایی مطرح کردند که به آنها پاسخ دادم.

هرچند که ظاهر شما،(حرکات،لباس، اشارات  غیر ارادی) نیز خبر از شخصیت شما می دهد ، ولی شما با صدا، اندیشه ها و احساسات دقیق خود را بیان می کنید.

هرچه صدای شما حسّاس تر و کارآتر باشد ، درون و منظور شما با جلوه ی بهتری  بیان می شود.این صدا، درونمایه ی لطیف و عمیق شما را به مخاطب منتقل خواهد کرد و به منظور نفوذ در دیگران ،لازم است شمرده و با وقار سخن بگویید.برای دستیابی به این هدف ، ابتدا نفس عمیقی بکشید ، سپس صوت را به آهستگی همچون نسیمی که آرام می وزد، آنرا به گوش شنونده ی خود برسانید. در چنین حالتی ، اعتماد به نفس  شما بیشتر می شود و با نگریستن در چشمان بیننده یا مخاطب خود ، می توانید بازتاب آنرا در چشمان وی ببینید.هرچه این عمل ،پر طنین تر باشد ، واکنش مخاطب را بهتر و دلانگیز تر خواهید دید. نگاه کردن به مخاطب ، لایه های پنهان روح و روان او را می تواند به شما بنمایاند به شرطی که  کمی روانشناسی بدانید.

برای نفوذ در دیگران ، نیازی به گذراندن دوره های روانشناسی نیست.از راه دل و با دل سخن گفتن ، آرام و متین بودن همراه تن صدای روح نواز، بهترین عوامل راهیابی به درون هر کس است.

افراد ، در زندگی روزمره ، انتهای کلمات ، به خصوص انتهای آخرین کلمه از هر جمله را معمولا نا مفهوم و سست ادا می کنند.چند جمله را به صورت یکنواخت بیان کرده و کلمات را با تکیه و تاکید ادا نمی کنند.صدا ،برد لازم را نسبت به محیط خود ندارد.آهنگ آن مطبوع نیست. عبارات ، معنای دقیق خود را به شنونده منتقل نمی کنند. به علت تنفس غلط ، برای بیان قسمت آخر کلام – اگر کمی طولانی باشد – نفس کافی ندارند.لذا به تار های صوتی ، فشار وارد می کنند یا نفس را در ریه ها حبس می نمایند و در نتیجه ، کلمات را بسیار بد ادا می کنند.تو دماغی یا جیغ صحبت می کنند.همه ی حروف به دلیل ورزیده نبودن عضلات سازنده ی آنها ، سست و کم جان ادا می شود. بعضی از کلمات را درست تلفّظ نمی کنند.عدّه ای لهجه دارند.عده ای بسیار تند و بریده سخن می گویند و برخی نیز بسیار کند ، کشدار و خسته کننده.

در بخشهای پیشین ،گفتم که عدّه ای بسیار تند و بریده بریده سخن می گویند و برخی هم بسیار کند ، کشدار و خسته کننده. این مشکلات بیانی در زندگی روزمره ی مردم ، به صورت  عادتی همگانی در آمده . به همین علّت ، معمولا به عنوان نقص یا عیب بزرگی در ایجاد ارتباط محسوب نمی شود ، اما در روی صحنه ی تئاتر برای بازیگر ، عیبی محسوس و غیر قابل گذشت به حساب می  آید.        

 متاسفانه اکثر مردم از تکلم ، این امکان مهم و بزرگ که منحصر به انسان است ، استفاده ی کامل نمی کنند.تا آنجا که می توان گفت بخشی از مشکلات عدم ارتباط و نبود تفاهم میان افراد ، از آشنا نبودن به آنها نسبت به بهره گیری درست از این وسیله ی انتقال افکار و احساسات است.اما در روی صحنه تئاتر که تماشاگر ،به قصد درک و فهم تمام وکمال آن مشاهده می کند ، باید آنچه در پس رفتار ها و گفتار هاست را درک کند و به درستی از آن آگاه شود. این مهم باعث می گردد تا عواطف او نسبت به آنچه در صحنه می گذرد را عمیق تربفهمد و دریافت کند.بنا براین ، بازیگر باید بیش از هر چیز به پرورش صدا و بیان خود بپردازد.

این موضوع را نیز نباید از نظر دور داشت که منظور از تمرینهای پرورش و بیان ، صرفا پرداختن به جنبه های ظاهری صدا جهت برخورداری از صدایی صاف و با برد قوی نیست ، بلکه این گونه تمرینات به قصد کسب قدرت انتقال مفاهیم و احساسات و عواطف گوناگون است و زیبایی ، رسایی و برد صدا در خدمت این هدف اصلی است.


وزن و ريتم در تمام زندگي ما و نظام هستي ، وجود دارد.در همه ي آنچه ما

مشاهده مي كنيم و مي شنويم.در رشد گياهان ، صداي پرندگان ، در خنده و

 گريه ، در جنبش برگ درختان ،در آواي موسيقي آب نهر ها و رودخانه ها، در

وزش باد ، در ضربان قلب موجودات زنده و خلاصه در تمامي ذرات زندگي و

طبيعت به ويژه در گفتگوي روزمره ي افراد انساني با يكديگر ، وزن و ريتم

 جريان دارد.

 توجه به ريتم در بيان ، يگانگي نوع ارتباط با اصل طبيعت را كه بر اساس ريتم

 ، بنا شده است ، تضمين مي كند.اين را هم بگويم كه ريتم در موسيقي

وآواز با ريتم در گفتگو ، متفاوت است.اما ، از آنجا كه همه ي پديده ها داراي

ريتم هستند ، ناهماهنگي در ريتم در هر يك از رشته هاي هنري ، نشان

نقصان و بيماري ست .بنابراين ، در تمرينهاي بدني و بياني ، خواندن اشعار و

توجه و دقت نسبت به ديده ها و شنيده ها  را مورد توجه خاص قرار دهيم و

جزيي از زندگي خود نماييم.

هنگامي كه ريتم را بشناسيم، متوجه مي شويم كه  به عنوان مثال :لازم

است غزليات حافظ را با ريتم كند و اشعار فردوسي را با ريتم تند بيان كنيم.به

 همين منوال ، در مكالمات روزمره ،چگونه با ريتم كند و برخورداري از

احساس شوق انگيز ، با ديگران ارتباط برقرار كنيم كه اثر مطلوبي بر آنان

بگذاريم.


هدف ، موقعیت ، احساس و رابطه ی ما نسبت به هر جمله ای که بر زبان می آوریم، چگونگی لحن ما را مشخص می کند.یک جمله ی واحد می تواند با تغییری ولو اندک، معانی گوناگون یا متضادی را به شنونده ، القا کند. گفتن یک مطلب در ارتباط کلامی  بین انسانها ، گاه بیش از خود آن مطلب مهم می نماید. بدین لحاظ، اشخاص در روابط اجتماعی ، هنگام گفتگو با هم ، در رفتار و نگاه و لحن مخاطب خود در جستجوی انگیزه و احساس واقعی او هستند.منظورم آن انگیزه  ایست که در پس کلام ظاهری او نهفته است.

برخی اوقات ، اتفاق می افتذ که شنونده در بطن آوایی که به گوشش می رسد، با توجه به لحن گوینده ، معانی دیگری جز آنچه مورد نظر فرستنده ی پیام است را دریافت می کند که این موضوع بر می گردد به چگونگی نگرش وی به محیط زندگی و اینکه کیست و با چه ادراکی رشد کرده است.با این توصیف، هر حرف درست و منطقی ، صرفا به دلیل درست و منطقی بودن آن مورد توجه و قبول مردم واقع نمی شود.چراکه صداقت لازم را در لحن گوینده ی آن نمی بیند و در می یا بد که فکر اصلی گوینده ، بر خلاف چیزی است که می گوید.

این موضوع ، گذشته از آنچه در زندگی  واقعی مشاهده می کنیم ، در نمایش هایی که شخصیت های آن از نظر روانی و اجتماعی به دقت وتحلیل نیاز دارد نیز کاملا مشهود است. از آن جمله: می توان به آثار ماندگار شکسپیر و چخوف اشاره کرد که انسان را با تمام ابعاد پیچیده ی روانی خود تصویر کرده اند.


ادامه ی مبحث " لحن " در بیان:

   برخی از دوستان خواسته اند مبحث " لحن " در بیان را بیشتر بنویسم.ضمن سپاس از همگی ، توجه شما را به ادامه ی آن جلب می کنم:

   ویژگی های شخصیتی و رفتاری افراد نیز در لحن و چگونگی بیان، تاثیر دارد.کافی ست با دقت به بیان اشخاص متکبر گوش کنید.آنها حتی به عنوان درخواست چیزی از کسی ، لحن آمرانه شان به خوبی محسوس است. مثلا اگر بخواهند کتابی از شما  بگیرند، گرچه ظاهر جمله شان مودبانه است ، اما حالت دستوری را نمی توانند از گفته شان حذف کنند. به این جمله توجه کنید:

   لطفا کتاب داستان " مدیر مدرسه " را به من بدهید. واژه ی " من " را چنان با تاکید و طنین بیان می کنند که روح خواهش در جمله ، رنگ می بازد. صورت دیگر اینکه کسی بدون استفاده از کلمه ی " لطفا "، همین تقاضا را با فروتنی  ادا کند. در چنین حالتی ، شخص گوینده  ارتفاع صوت خود را به جای بالا بردن ، پایین می آورد و کلمه ی " من " را آهسته تر از کلمات دیگر بیان می کند.

   این مثالهای ساده که به طور ملموسی در برخورد های روزمره با آن مواجه هستیم ، ما را متوجه این واقعیت می کند که لحن اشخاص بسته به انگیزه ، شخصیت ، رابطه ، احساس و موقعیت آنها متفاوت است و نمود بیرونی این تفاوتها در تاکید ها ، سکون ها ، وزن و ضرباهنگ ، افت و خیز ها ، قوت و ضعف طنین صدا آشکار می شود.

   اگر بخواهیم این مهم را به بازیگران تعمیم دهیم، می توان گفت که بازیگر با استفاده از امکانات صدای خود، می تواند از آن به مراتب موثر تر و کارا تر از یک ساز در جهت انتقال افکار و عواطف خود استفاده کند.

یکی از مهم‎ترین راه‎های ارتباط ما با دیگران، صداست. گرچه "زبان تن" و ظاهر افراد نیز گونه‎های دیگر ایجاد ارتباط را رقم می‎زند؛ اما تنها وسیله‎ای که می‎شود با آن اندیشه و احساس خود را بهتر بیان کرد، صداست. حدود ۵۵  سال پیش، شادروان ملک الشعرای بهار، در کتاب گرانمایه‎اش "سبک شناسی"، ضعف نحوه‎ی سخن گویی ما را امری کلّی دانست و از ضایع شدن آهنگ صدای ما و جویده حرف زدن  بیشتر انسان‎ها، سخن گفت و از قول مردی فاضل نقل کرد که : «مردم ما به جای سخن گفتن، ناله می‎کنند». به همین خاطر، از همگان دعوت کرد تا به ورزش صدا بپردازند و طریق سخن‎گویی درست و فصیح را با آهنگ استوار و متین، بیاموزند.

  از آن هنگام تا کنون نه تنها  دعوت بهار اجابت نشده؛ بلکه کسانی که به اقتضای حرفه‎ی خود با سخن گفتن و بیان، سرو کار دارند نیز آن‎گونه که باید، در پی حل این مشکل برنیامده‎اند. این موضوع، شامل گویندگان و بازیگران تئاتر و سینما می‎شود که با این غفلت، اغلب قادر نیستند از صدای خود به نحوی "کارآ و ماهرانه" استفاده کنند.

 برای پی بردن به ادعّای بنده ، کافی است به تماشای یک نمایش بنشینید و با دقت، به بیان بازیگران گوش کنید. مشاهده نمایید آیا ادای دیالوگ‎ها با آگاهی و احساس آن‎ها -نسبت به آن‎چه که می‎گویند- ارتباط مستقیم دارد؟ نه تنها بازیگران تئاتر، بلکه این نشانه‎ها را می‎توانید در بازیگران سینما و دوبلورها نیز پیدا کنید.

 نکته‎ی مهمی که لازم است اشاره شود این است که هرچه آگاهی و احساس شما نسبت به آن‎چه می‎گویید بیشتر باشد؛ بیان شما  دقیق‎تر، عمیق‎تر و موثرتر خواهد بود. به عبارت دیگر، صدای شما، هرچند از لحاظ فیزیکی، کامل و دارای تنی گرم و دلنشین باشید، تا زمانی که با آگاهی کافی و احساسی نیرومند نیامیزد، نمی‎تواند گفتاری دقیق و موثر، عرضه کند.

 گفته‎اند : «صدا، جلوه‎ای از شخصیت ماست. با صدا می‎توانیم درون خود را به دیگران، نشان دهیم.» چگونگی تُن صدا، حالت  و انتقال  احساس  آن، اگر خوش‎آهنگ باشد باعث لطافت روح مخاطب و پذیرش ما خواهد گردید. هنگام سخن گفتن، نگاه کردن به طرف مقابل، هم نشان دهنده‎ی اعتماد به نفس ماست و هم احترام گذاشتن به اوست.

شمرده سخن گفتن، کمک شایانی به ما خواهد کرد تا مطالبی را که در نظر داریم بگوییم، در ذهن خویش، مرور و بهتر آن‎را ادا کنیم. پیشنهاد می‎کنم همیشه به واکنش مخاطب توجه داشته باشید. این موضوع  به ما کمک می‎کند تا بدانیم آیا وی راغب به گوش کردن به ادامه‎ی صحبت هست یا نه.

به وجود آوردن اشتیاق  در شخص مقابل، نفوذ در وی را بهتر و آسان‎تر می‎کند. نفوذ، به معنای راهیابی به زوایای پنهان ذهن اوست تا بتوانیم انگیزه‎ی  گوش کردن به آن‎چه می‎گوییم را  در وی، تقویت  نماییم. ایجاد اعتماد در مخاطب، یکی دیگر از نکات  اساسی گوش کردن به سخنان ماست. دستیابی به آن‎چه آمد، مستلزم این است که  کمی با علم  مخاطب‎شناسی، آگاهی داشته باشیم. برای آشنایی با این علم، لزومی به تحصیلات آکادمیک در رشته‎ی روان شناسی، نیست. کافی است مخاطب را نگاه کنیم و انعکاس گفته‎هایمان  را به تماشا بنشینیم و به ارزیابی او بپردازیم.

هرچند که ظاهر ما، (حرکات، لباس، اشارات  غیر ارادی) نیز خبر از شخصیت ما می‎دهد؛ ولی ...

ادامه ی مطلب را از اینجا در سایت " آکادمی هنر " بخوانید:

http://www.academyhonar.com/rtl-languages/education/1288-bayan.html

در مباحث فن بیان پیشین ، قول دادم که در مورد "تن صدا "، " ارتفاع صدا " و" حجم صدا "توضیح دهم که در این بخش – در حد حوصله ی این ستون – به آن خواهم پرداخت.

صدای آدمی ، در برابر هر دشواری ، حساس است.این حساسیت به سرعت موجب تنش  و سر انجام ، منتج به محدودیت صدا می گردد.یکی از نگرانی های بازیگران تئاتر این است که صدایشان ، آن گونه که باید در سالن نمایش به گوش تماشاگران نرسد.این مهم ، بر می گردد به این که هنرپیشه ، واضح و دقیق صحبت کند و بی آن که بدون دلیل دیالوگ هایش را " بلند "  ادا کند ، تمام سالن را بپوشاند. این ویژگی صدا را " برد صدا " می گویند که با حجم صدا تفاوت دارد.

حجم صدا به چگونگی بلند یا آهسته بودن صدا اشاره دارد ، در حالی که زیر یا بم بودن صدا را " ارتفاع صدا " می گویند. لازم است تاکید کنم که بلند بودن صدا به تنهایی کافی نیست . حتمن شما ، تماشاگر نمایشی بوده اید که هنرپیشه ای با صدای بسیار بلند سخن می گفته ، ولی چیزی از کلماتش فهمیده نمی شده است.

به بیانی دیگر، صدای بلند یا حجم صدا در برخی صحنه ها لازم است، اما برد صدا به نفوذ و رسایی آن اشاره دارد. هنگامی که هنرپیشه ای ، بتواند با صدای آهسته - حجم کم-  آن چنان سخن بگوید که گفته هایش در تمامی سالن به وضوح شنیده شود ، می گوییم دارای برد صدای خوبی است.

باید تاکید کنم که هدف از پرورش صدا و بیان ، از بین بردن ویژگی های فردی  به منظور  یاد گرفتن شیوه ی تلفظ و بیان استاندارد یا رسمی نیست.به عبارت دیگر ، شیوه ی استاندارد نباید بدان منجر شود که گفتار ما ، از سر زندگی و انعطاف خود دور شود و در نتیجه حالتی ساختگی ، بی روح و رسمی پیدا کند. بنابراین ، به مصداق " هرچیز به جای خویش نیکوست" ، خوب است که فن بیان را با همه ی فراز و فرود هایش ، فرا بگیریم  به شرطی که به شیوایی سخن ما ، لطمه ای وارد نکند.

http://newway.blogfa.com/cat-3.aspx


برچسب‌ها: فن بیان, مهارت های ارتباطی, حرف زدن, چگونه زیباتر حرف بزنیم
+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 دی1391ساعت 6:55 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  | 

ارتباط موثر و قدرت تاثیر گذاری در دیگران

 

ارتباط موثر و قدرت تاثیر گذاری در دیگران

یکى از ابعاد وجودى انسان، «بعد اجتماعى» او است؛ به گونه‏اى که گفته‏اند: انسان موجودى اجتماعى است و باید در بستر اجتماع با هم نوعان خود زندگى کند. پس همان‏طور که در دیگر ابعاد مانند بُعد شناختى و زیستى از رشدى مناسب برخوردار مى‏شود؛ بعد اجتماعى انسان نیز باید به رشد و تکامل کافى برسد تا بتواند به تدریج در صحنه‏هاى گوناگون با دیگران، روابط مناسب‏ترى داشته باشد؛ مهارت‏هاى اجتماعى را یاد بگیرد و در تکامل با هم‏نوعان خود، به یک رشد هماهنگ در تمام ابعاد وجودى خود دست یابد.
 حال اگر به هر دلیلى، فرآیند اجتماعى شدن و یادگیرى مهارت‏هاى ارتباطى با دیگران و اطرافیان، به درستى تحقق پیدا نکند؛ فرد دچار اضطراب و فشارهاى روانى ناشى از آن مى‏شود و زمانى که به صحنه‏هاى متنوع و مختلف اجتماعى گام مى‏نهد، فشار و ناراحتى و کم‏رویى را بیشتر احساس مى‏کند. اگر نتوانیم به دیگران احترام بگذاریم،اگر جرأت نداشته باشیم درباره خواسته ها و یا نیازهایمان با دیگران صحبت کنیم.اگر نتوانیم غیر از حرف های خودمان را بپذیریم و اگر ما با دیگران بدرفتاری کنیم آن وقت تنهایی را تجربه می کنیم و شادی و لذت دوستی های خوب را تجربه نخواهیم کرد.
 برای رسیدن به یک وضعیت مطلوب ارتباطی لازم است تا مهارتهای متفاوتی را فرا گرفته و در مرحله عمل آنها را اجرا نماید.رسیدن به این هدف یعنی برقراری ارتباط مؤثر با دیگران و مورد احترام دیگران بودن و بعنوان فردی قابل احترام مطرح شدن و تأثیرپذیرى یا تأثیرگذارى و حدود و کیفیت آنها، بستگى به توانایى‏ها و قابلیت‏هاى انسان در ابعاد مختلف دارد. مهم‏ترین امورى که در رسیدن به این هدف دخالت دارد، ویژگى‏هاى معنوى و روحى - از قبیل اراده استوار، اخلاق نیکو، حسن معاشرت - و آگاهى‏ها و توانش‏هاى علمى بالا است. اثرگذاری مثبت نیز به میزان انعطاف‏پذیرى و حقیقت‏طلبى شخص، ارتباط دارد و عدم تأثیرگذاری برخاسته از ضعف آگاهى و اراده است. بنابراین هر اندازه در تقویت اراده خود و گسترش صفات حسنه و خلق و خوى پسندیده و افزون‏سازى آگاهى‏ها ودانش‏هاى خویش به ویژه در زمینه مسائل دینى، فرهنگى و اجتماعى و ارتباطات تلاش کنید، به تدریج توان تاثیرگذارى بیشترى خواهید داشت.
 تعریف
 ارتباط مؤثر رابطه ای است که در آن شخص بگونه ای عمل می کند که در آن علاوه بر اینکه می تواند در افراد تاثیرگذاشته و به خواسته هایش برسد، افراد مقابل نیز احساس رضایت دارند. این توانایی به فرد کمک می کند تا بتواند از طریق ارتباط کلامی و غیر کلامی و مناسب با فرهنگ جامعه و موقعیت، خواسته های خود را بیان کند بدین معنی که فرد بتواند نظرها، عقاید، خواسته ها، نیازها و هیجان های خود را ابراز و به هنگام نیاز بتواند از دیگران درخواست کمک و راهنمایی نماید.
 انواع ارتباط
 الف) ارتباط قدرت مدار خود محور
 شخصی که چنین رفتاری دارد معمولاً :
 1.می خواهد نظر خودش را به دیگران تحمیل کند
 2.حوصله گوش دادن به حرفهای دیگران را ندارد
 3.بیشتر نصیحت می کند، پند و اندرز می دهد
 4.رفتارش مستبدانه و دیکتاتوری است
 5.حرف،حرف خودش است دائم فرمان می دهد
 6.دیگران را از عاقبت کارهایشان می ترساند
 ب) ارتباط منفی و منفعل
 در این روش شخص آگاهانه سعی می کند:
 1.از درگیری اجتناب کند حتی اگر نتیجه اش رنج بردن خودش باشد
 2.به جای عمل ،عکس العمل نشان می دهد
 3.خواسته های دیگران را به خواسته های خود ترجیح می دهد و اطرافیان هم بیشتر از رفتار او سوءاستفاده کرده و از طرف آنها تصمیم می گیرند و سهم آنها را در رابطه انکار می کنند یا به آنها کار بیشتری ارجاع می دهند.
 ج) ارتباط مؤثر و مثبت
 شخصی که رفتاری مثبت و تأثیر گذار دارد:
 1.در درجه اول با خودش و درونش رابطه ای آگاهانه دارد
 2.خود و دیگران را آنطور که هستند می پذیرد
 3.به نیازها،احساس ها،افکار و ارزشهای خود واقف است
 4.به رهبری اراده خود برای نیازهای خود فعالیت می کند
 5.در صورتیکه در این زمینه به کمک دیگران نیاز پیدا کند،آن را بیان می کند و از دیگران کمک می خواهد و در عین حال برای دیگران و حقوقشان هم احترام قائل است
 6.از سلامت روانی برخوردار است
 7.برای کسب حقوقش مقاومت می کند
 8.می تواند احساسها،خواسته ها و عقاید خود را صادقانه بیان کند
 9.قابل اعتماد،سازگار،باز و روراست است
 10.نظر و اراده خود رابه دیگران تحمیل نمی کند
 11.به حقوق دیگران آسیب نمی رساند
 12.از عزت نفس بالایی برخوردار است و برای رسیدن به خواسته هایش قدم اول را برمی دارد.

 


 راهکارهایی برای رسیدن به یک ارتباط موثر و تاثیر گذار
 1- اعتماد دیگران را جلب کنید.
 مردم خود به خود در مقابل افرادی که می خواهند نظراتشان را تغییر دهند هشیارانه رفتار می کنند. به همین دلیل است که جلب اعتماد آنها یکی از مهمترین قدم ها است. باید به آنها ثابت کنید که فردی بی ریا و صادق هستید و نظرات مفیدی دارید. باید تسلط کامل روی صحبت های خود داشته باشید.باید این نکته را فراموش نکنید عنصری که در اعتمادسازی نقش مؤثری دارد عنصر شناخت است؛ یعنی سطح شناختی و درک افراد را باید در نظر گرفت و براساس میزان درک و شناخت آنها با آنها صحبت کرد. توجه به این سه عنصر عاطفی، شناختی و انگیزشی در افراد موجب ایجاد اعتماد در آنها نسبت به خود می شود. وقتی که شما این اعتماد را در آنها نسبت به خود ایجاد کردید آنگاه می توانید تأثیرگذار باشید .
 2- نقطه ی مشترک پیدا کنید.
 افراد زیادی در مورد مسائل و موضوعات مختلف نقطه نظرات مشابهی دارند. به مخاطبین خود نشان دهید که افکار و ایده های شما با مال آنها سازگار است. باید خودتان را جای آنها بگذارید، نگرانی های آنها را بفهمید و نسبت به احساساتشان همدلی نشان دهید.از این طریق مى‏توان خود را به جاى یک فرد قرار داد و به دنیاى درونى و تجربه‏هاى شخصى او راه پیدا کرد. بدین وسیله مى‏توان تجربه‏هاى هیجانى مختلف، نگرانى‏ها، اضطراب‏ها، غم‏ها و مشکلات دیگرى را درک کرد. طرف مقابل نیز احساس‏هاى خود را به طور کلامى بیان خواهد کرد و ارتباط بیشتر و بهتر ایجاد خواهد شد. در چنین وضعیتى است که فرد مى‏تواند به بررسى هر چه بیشتر گفته‏هاى او بپردازد و به تدریج علت تجربه‏هاى تلخ و مشکلاتش را جویا شود و به حل آنها بپردازد. خداوند، پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله وسلم را چنین توصیف مى‏کند: «لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِمتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُفٌ {رَحِیمٌ»A توبه (9)، آیه 159).؛ «رسولى از خود شما به سویتان آمد که رنج‏هاى شما بر او سخت است و اصرار به هدایت شما دارد و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است». عبارت «من انفسکم» اشاره به شدت ارتباط آن حضرت با مردم است؛ گویى پاره‏اى از جان مردم و از روح جامعه در شکل پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم ظاهر شده است و هرگونه ناراحتى و زیان و ضررى که به مردم برسد، براى او سخت ناراحت کننده است. او نسبت به مردم بى‏تفاوت نیست و از رنج‏هاى آنان رنج مى‏برد. این صفت باطنى پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم بود که توانست در دل و قلب مردم جاى گیرد و تأثیرگذارى‏اش را چندین برابر کند.
 3-شنونده خوبی باشید.
 بکوشید شنونده خوبى باشید و زمینه‏اى فراهم آورید که دیگران درباره خود، براى شما حرف بزنند. اگر کسى احساس کند شنونده خوبى براى سخنان خود یافته است، به راحتى مى‏تواند افکار و احساسات خود را به او منتقل کند و به ایجاد ارتباط با او اقدام نماید. در این مرحله شنونده مى‏تواند به تأثیرگذار خوبى تبدیل شود. پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله وسلم شنونده بسیار خوبى بود. همین خلق نیکوى آن حضرت، یکى از مهم‏ترین عوامل مقبولیت و محبوبیت او بین مردم بود و موجب شد که آن حضرت بتواند تأثیرات عمیقى بر مردم به جاى گذارد.
 4- ابراز علاقه کنید.
 کسی افراد خودخواه و مغرور را دوست ندارد. حتی اگر بدانید و مطمئن باشید که نظر شما بهترین است، اگر خودبین و خودخواه باشید دیگر کسی به حرفهایتان گوش نخواهد داد. صمیمانه دیگران را دوست داشته باشید و محبت قلبى خود را به آنان اظهار دارید. پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله وسلم فرموده است: «هرگاه یکى از شما به برادر [دینى‏] خود علاقه‏مند شد، محبت خود را به او ابراز کند. این کار افراد را بیشتر به هم پیوند مى‏دهد»«اذا احبّ احدکم اخاه فلیعلمه فانّه اصلح لذات البین؛...»، (رى شهرى، محمد، دوستى در قرآن و حدیث، ترجمه سید حسن اسلامى) علاقه قلبى و ابراز آن مهم‏ترین گشاینده راه ارتباط مفید و مؤثر است.
 5- صادق باشید.
 هر دو جنبه ی مثبت و منفی نظراتتان معرفی کنید. این کاری بسیار معقول است. هیچوقت در مورد نقاط منفی آن دروغ نگویید چون اگر مخاطبین این مسئله را متوجه شوند که آنها را فریب داده اید از شما خشمگین خواهند شد. و هیچوقت دوباره به شما اعتماد نمی کنند.نقطه نظرات و دیدگاه‏هاى خویش را بر دیگران تحمیل نکنید. مردم سخن چنین کسى را نمى‏پذیرند و با فردى که همچون یک سرپرست با ایشان رفتار کند، دوستى نمى‏ورزند و به او اعتماد نمى‏کنند.
 6- منافع شخصیشان را به آنها یادآور شوید.
 وقتی منافع شخصی افراد را از یک ایده به آنها توضیح دهید، شانس بیشتری برای متقاعد کردن آنها دارید. چون آنچه از این نظر نصیب آنها می آید آن چیزی است که همه به آن فکر می کنند. برای انجام این مسئله ابتدا باید نیازهای مخاطبینتان را دریابید. توجه آنها را با گفتن نیازهایشان جلب کرده و به آنها بگویید که چور می توانید آنها را راضی کنید.
 7-پذیرش مثبت بدون شرط داشته باشید.
 کاری کنید که طرف مقابل احساس کند او را به دلیل ارزش ذاتى‏اش پذیرفته‏اید و به او اهمیت مى‏دهید و به عنوان یک انسان مورد احترام صادقانه و خالصانه شما قرار گرفته است و بدون توجه به نکات ضعف و عیوبى که دارد مورد پذیرش شما است. این توجه و پذیرش مثبت، به طرف مقابل احساس ارزشمندى مى‏بخشد و تأثیر پذیرى‏اش را نسبت به شما افزایش مى‏دهد. بنابراین باید طرف مقابل را بدون قید و شرط و صرفاً به خاطر ارزش ذاتى و ماهیت انسانى‏اش، پذیرفت و به او احترام صادقانه گذاشت.
 8-ابراز احساسات کنید.
 یکى دیگر از عوامل مؤثر در برقرارى ارتباط مؤثر، تشخیص دقیق احساسات طرف مقابل و برجسته کردن آنها است. با بازگردانى احساسات به گوینده، به او القاء مى‏کنیم که سخنانش را فهمیده و براى او ارج و احترام قائلیم. شنونده خوب، آن است که با ابراز احساسات مثبت، به عنوان بازخورد، تأثیرگذارى خود را افزایش دهد. ابراز احساسات، نظیر حرکت سر به نشانه تأیید گفتار طرف مقابل، باز کردن چشم‏ها و کشیدگى صورت به موقع شگفت زدگى، تحسین زبانى واستفاده از بعضى تکیه کلام‏ها چون آفرین، چه جالب و... است. به عبارت دیگر به پیام‏هاى کلامى و غیرکلامى مخاطبان، پاسخ و واکنشى صادقانه، عینى، دلسوزانه و همدلانه داشته باشید تا آنان دریابند شما به آنچه آنها مى‏گویند، گوش فرا مى‏دهید و صحبت‏هاى آنان را دنبال مى‏کنید
 9-عدم سرزنش مستقیم.
 در صورتى که اشتباه و لغزشى در طرف مقابل مشاهده کردید، به طور مستقیم از او گلایه نکنید و وى را مورد انتقاد مستقیم و سرزنش قرار ندهید. وقتى تذکر اخلاقى با کنایه و اشاره گفته شود، زودتر اثر مى‏بخشد تا اینکه با صراحت از گناه یا اشتباه نام برده و انتقاد گردد. چه بسا برخورد مستقیم و بى‏پرده با گناه و لغزش در مراحل اولیه، سبب گستاخى و جرأت بیشتر وى شود و زشتى کار در نظر او رنگ باخته و به توجیه آن بپردازد و یا به شکل دیگرى مقاومت کند. بنابراین باید مانند یک دوست دلسوز یا مشاورى دانا با او برخورد شود. امیرمؤمنان على‏علیه السلام مى‏فرماید: «موقعى که جوان نورسى را به سبب گناهانش، نکوهش مى‏کنى، مراقب باش که قسمتى از لغزش‏هایش را نادیده انگارى و از تمام جهات مورد اعتراض و توبیخش قرار ندهى، تا جوان به عکس العمل وارد نشود و نخواهد از راه عناد و لجاج، بر شما پیروز گردد(ابن ابى الحدید، عبدالحمید، شرح نهج‏البلاغه، تحقیق مجدد ابوالفضل ابراهیم)
 10- از نقطه مثبت آغاز کنید.
 چیزهایی را پیدا کنید که مخاطبینتان به آن افتخار می کنند، چه مربوط به استعدادهایشان باشد و چه مشغولیاتشان. وقتی شما افراد را تحسین می کنید، نشان می دهید که توانایی های آنها را شناخته اید. با این کار آنها میل بیشتری به شنیدن حرفهایتان خواهند داشت. یک یا چند نکته مثبت و ارزشمند را در طرف مقابل شناسایى و برجسته سازید و با تحسین صادقانه به جهت وجود آن امر مثبت، ارتباط خود را با وى محکم سازید و هیچ‏گاه رابطه خود را با نکته‏اى منفى آغاز نکنید.
 11- از متخصصین استفاده کنید.
 همه افراد متخصص را دوست دارند. اگر کارشناسی چیزی در مورد موضوعی بگوید، حتماً حرف درستی زده است. حرف های خود را با حرف های متخصصین و کارشناسان مربوطه تطبیق دهید.
 12- فعال باشید.
 با دوستان و نزدیکان سرسخن را باز کنید و درباره یکی از موضوعات روز و عمومی صحبت کنید و یا درباره نقطه نظرات دیگران فعال برخورد کنید و اظهار نظر نمایید تا با روش و روحیه مواجهه با دیگران آشنا شوید و توان روانی و روحی شما بالا برود.
 13- زمانبندی خوبی داشته باشید.
 برای خوب زمانبندی کردن نیاز به حس ششم دارید. هیچوقت موقعی که افراد زیر استرس و فشارهای روحی هستند سراغشان نروید. وقتی سراغ آنها بروید که راحت بتوانند به حرفهایتان گوش دهند.
 14-خودگشایی کنید.
 قبل از انتقاد از دیگران، مى‏توانید به برخى از اشتباهات، شکست‏ها و ناکامى‏هاى خود در زندگى و چگونگى اصلاح و بهبود آن اشاره کنید. خودگشایى باعث نزدیکى به او شده و فضاى صمیمیت را مى‏گشاید. در اینجا اطلاعاتى در زمینه‏هاى مختلف و برخى مشکلات و پیشینه خود ارائه مى‏دهید. که با زمینه مراوده شما با دیگران مرتبط است. خودگشایى، اضطراب را کاهش مى‏دهد؛ چون آنان اطمینان مى‏یابند که در احساسات یا ترس‏ها، تردیدها، مشکلات، سختى‏ها و ناکامى‏هاى خود تنها نیستند. البته در استفاده از این روش نباید افراط کرد؛ زیرا موجب مى‏شود توجه دیگرى بیش از حد به شخص شما معطوف شود. از طرف دیگر این مسئله نباید موجب افشاى اسرار و رازهاى پنهان آدمى شود.
 15- منحصر به فرد باشید.
 این یک قانون است، هر چیزی که تک تر و منحصر به فرد تر است، قیمت بالاتری هم دارد. خودتان و ایده ها و نظراتتان را منحصر به فرد و تک نمایید. با این کار شنونده هایتان بیشتر خواهند شد. این کار را می توانید با بالا بردن اطلاعات و معلومات در موضوعات و موارد خاص انجام دهید. سعی کنید در کلاس درس درباره یکی از موضوعات رشته تحصیلی و مواد درسی خود, مطالعه بیشتری انجام داده و در قالب کنفرانس و یا سؤال و جواب , مطالب گردآوری شده را به دیگر دانشجویان منتقل کنید.
 16- بی پروا باشید و اعتماد به نفس داشته باشید.
 ممکن است همه جا برای انجام هر کاری این توصیه را شنیده باشید. زیرا واقعاً مسئله ی مهمی است. شما خود باید به عقاید و نظراتتان ایمان داشته باشید تا بتوانید دیگران را هم متقاعد به قبول آنها کنید. سعی کنید اعتماد به نفس خود را بالا ببرید که لازمه آن تسلط داشتن بر موضوع سخن است و باید این اهرم را در اختیار داشته باشید و بعد از آن در برابر هر ذهنیتی که به شما ناتوانی را القا می کند ایستادگی کرده و بلکه خود را کاملا" مسلط و توانا بشمارید و همین اوصاف را به خود تلقین کنید و با خود بگوئید من توانا, قادر, مسلط بر خود, سخنرانی ماهر و زبردست هستم و تحت تاثیر جو و محیط و ایرادات دیگران و حتی مزاحمتهای شنوندگان قرار نمی گیرم.
 17- قدرت بیان داشته باشید.
 وقتی با یکنواختی صحبت کنید، کم کم شنونده هایتان را از دست خواهید داد. باید با انرژی و جالب صحبت کنید، نشان دهید که خودتان هم از نظراتتان به هیجان آمده اید. زیاد مطالعه کنید تا با واژه ها و کلمات و جمله بندی های مختلف بیشتر آشنا شده و هنگام نیاز از آن استفاده کنید و سطح قدرت و توان خود را بالا ببرید. کتاب هایی که درباره سخن و سخنوری و فن ایراد سخنرانی نوشته شده است مطالعه کنید. مانند ((آیین سخنرانی , دیل کارنگی )) انتشارات پیمان و نیز سخن و سخنوری , نوشته مرحوم فلسفی .
 18- معقول باشید.
 مردم دوست دارند معقول جلوه کنند، پس روی منطقشان کار کنید. منطق در کار بسیار مهم است. صحبتهایتان باید قالبی معقول داشته باشد.
 19-انعطاف داشته باشید.
 در عین جدى بودن و جدى رفتار کردن، باید همواره انعطاف‏پذیرى مناسب را حفظ نمود. نباید انتظار داشت تغییر و اصلاح در اندیشه و رفتار طرف مقابل ناگهانى، بلافاصله و یک مرتبه انجام گیرد؛ زیرا این مسئله نیازمند زمان و تدریج است. بنابراین باید به طرف مقابل، زمان و فرصت کافى داد تا به تدریج و تحت تأثیر سخن شما تغییر و تحول لازم را در خود ایجاد کند. خداوند متعال نیز پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله وسلم را به خاطر داشتن چنین ویژگى مى‏ستاید و آن را یکى از علل موفقیت آن حضرت معرفى مى‏کند فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ( آل عمران (3)، آیه 159.)«به واسطه رحمت خدا با مردم، خوش خوى و مهربان شدى و اگر تندخوى سخت دل بودى، مردم از گرد تو پراکنده مى‏شدند...». بنابراین اگر کسى بخواهد پیامبرگونه تأثیرگذارى مثبت داشته باشد، باید از انعطاف و بردبارى کافى در برابر ناآگاهى‏ها، نقص‏ها و ضعف‏هاى دیگران برخوردار باشد.
 20- برخورد با نشاط داشته باشید.
 اولین فنّ مؤثر ارتباطى به منظور جلب نظر دیگران و تأثیرگذارى بر آنها، داشتن برخورد شاد و با نشاط است. لحظه اول ملاقات از اهمیت زیادى برخوردار است به نحوى که موفقیت یا شکست در ایجاد ارتباط مؤثر، به آن بستگى دارد. سلام و احوال پرسى کردن، تبسم بر لب داشتن، احترام به طرف مقابل و پذیرش وى راه نفوذ در قلب او است. در فرهنگ اسلامى نیز نسبت به امورى از قبیل سلام کردن، مصافحه، تبسم، احترام، ابراز محبت و علاقه قلبى به دیگران سفارش و اهتمام زیادى وجود داردبا شنوندگانتان همان طوری باید رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود. با تُن مناسب صحبت کنید و سر آنها داد نکشید و صدایتان را هرگز بالا نبرید. مهمتر اینکه، کاری نکنید که احساس نادان بودن به آنها دست دهد. به یاد داشته باشید که شما می خواهید با آنها گفتگو کنید نه مشاجره. احترام گذاشتن به مخاطبینتان نباید فراموش شود.
 جهت مطالعه بیشتر به کتابهای زیر رجوع کنید:
 1.آیین سخنوری دیل کارنگی، ترجمه مهرداد مهرین، نشر آریان
 2.چگونه مطلب خود را به صورت موفقیت آمیز بیان کنیم، ترجمه کیوان سپانلو
 3.چگونه زیبا سخن بگوییم، محمد رضا تقدمی
 4.چگونه درجمع سخن بگوییم، ترجمه ادوارد عیسی بیک
 5.ارتباط کلامی، جرالد میلر، ترجمه علی ذکاوتی قراگزلو، چاپ سروش
 6.رمز پیروزی مردان بزرگ، آیت‏الله جعفر سبحانی.
 7.آئین دوست یابى، دیل کارنگى
 8.دوستى و دوستان، سید هادى مدرسى، انتشارات آستان قدس رضوى
 9.دوستى در قرآن، محمدى رى شهرى

http://www.nedayesahar-group.blogsky.com/1390/10/24/post-223/


برچسب‌ها: فن بیان, مهارت های ارتباطی, حرف زدن, چگونه زیباتر حرف بزنیم
+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 خرداد1391ساعت 11:24 بعد از ظهر  توسط سید محمد فقیه سبزواری  |