تاریخ سخنوری : اخطب خوارزم ( موفق خوارزمی ) 2
تاریخ سخنوری
اخطب خوارزم (موفق خوارزمی) ۲
موفق بن احمدبن محمد مکّي خوارزمي . ملقب به اخطب ، خطيب . در نامه دانشوران آمده : اگرچه بعنوان خطيب خوارزمي و به کنيه اي که ابوالمويد است هم اشتهار داردو لکن به اخطب خوارزم پيش از آن دو عنوان و بيش از اسمش که موفق بن احمدبن محمد است شهرت دارد. لهذا شرح احوال او را در ذيل عنوان اخطب خوارزم بياورديم . اين دانشور جليل و استاد نبيل در فن فقه و علم حديث و صناعت ادب مسلم زمان و مقدم اقران بوده است و جمعي کثير از مشاهير نحارير در اين فنون نزد وي تلمذ نموده و شيخ ابوالفتح ناصربن عبدالسيد مطرزي از عظماء علماي حنفيه ، حديث بسيار از او گرفته . بر جاراللّه علامه زمخشري صاحب الکشاف شاگردي کرده است و او را در انشاءخطب و نظم اشعار مهارت کامل حاصل بوده و مشهورترين کتب وي که بر صفحه روزگار باقي مانده و مطاوي و مطالب آن در ميان علما امت مورد تداول و تلقي افتاده کتاب مناقب است که از اخبار و احاديث ماثوره در حق حضرت اميرالمومنين سلام اللّه عليه يسيري از کثير در آن کتاب بقلم آن محدث نحرير جاري گرديده و کتب و مصنفاتي که در موضع مناقب آل اللّه عليهم صلوات اللّه پرداخته شده مشحون است از نقل و روايت از کتاب مسطور مولي مصطفي بن عبداللّه قسطنطيني . در زير عنوان مناقب علي بن ابي طالب رضي اللّه تعالي عنه گفته : للامام احمدبن حنبل ذکر في فضايل العشرة و لابي المويد موفقبن احمد الخوارزمي . الخ .
و اخطب خوارزم را کتابي نيز در مناقب ابوحنيفه است . کاتب چلبي مذکور در زير عنوان مناقب الامام الاعظم ابي حنيفة النعمان نوشته : و الامام موفقبن احمد المکي الخوارزمي اَلًّف َ کتاباً رتبه علي اربعين باباً و توفي سنة ثمان و ستين و خمسة مائة.
صاحب روضات الجنات در ترجمه علامه زمخشري گفته و نام ابوالمويد ملقب به اخطب خوارزم موفق بن احمدبن ابي سعيد است نه محمد چنانکه صاحب رجال زعم برده و اين موفقبن احمد صاحب فقه و ادب و حديث و خطب و اشعار و کتابي در مناقب اهل بيت اطهار است سلام اللّه عليهم و علامه سيوطي در بغيةالوعاة في طبقات النحاة گفته که وي در سال پانصد و شصت و هشت از سراي فاني درگذشت و مقصود از صاحب رجال در عبارت جامع روضات که گفته است در اسم اخطب خوارزم بخطا رفته و بجاي موفق محمد نگاشته ، محدث نيشابوري ميرزا محمد اخباري متاخر است که در کتاب رجال خود اخطب خوارزم را در باب محمدين عنوان کرده و همانا از بابت اشتراک کنيت و نسبت و منصب خطابت نام اخطب خوارزمرا به نام ابوالمويد خوارزمي اشتباه کرده چه اسم ابوالمويد خوارزمي که هم از مشاهير نحارير علماي عصر مستعصم خليفه عباسي است محمد بوده و به يک سال قبل از قتل خليفه و استيلاي تاتار بر بغداد وفات يافته و از مردم خوارزم بود و شغل خطيبي نيز مدتي داشته ودر زماني که غولان مغولستان سلطان محمد خوارزمشاه رااز تخت پادشاهي ممالک اسلام ازعاج کردند و بر قلمرو او عموماً و بر خطه خوارزم خصوصاً دست يافتند اين ابوالمويد محمد خطيب خوارزمي بقضاء خوارزم منصوب گرديد و بعد از مدتي اين منصب را از کراهت اختلاط تُرک ترک گفت چنانکه در جواهر مضيئة تاليف شيخ عبدالقادربن محمد حنفي و غيرها مذکور است سيد اجل استادالاساتذه و نقادالجهابذه فخرالحفاظ الکابرين و ذخرالفحول المعاصرين امير حامد حسين الهندي صاحب عقبات الانوار في امامة الائمة الاطهار در مجلد سادس از کتاب مستطاب عقبات که آن مجلد را در کلام بر حديث شريف تشبيه تلفيق و تصنيف کرده است و بر منکرين ثبوت و صحت و روايت آن که بعضي از متاخرين محدثين اهل سنت و جماعت ميباشند انکار شديد آورده و حديث تشبيه را خود از طرق اهل سنت و جماعت به اعلي درجه اثبات رسانيده و از جمعي کثير و جَمّي غفير از ثقات محدثين و مشايخ مسندين اين خبر را نقل کرده از آن جمله است اخطب خوارزم صاحب اين ترجمه که در کتاب مناقب اميرالمومنين عليه السلام روايت حديث تشبيه کرده و از چند طريق اين منقبت عظمي و مکرمت کبري را نقل کرده و رسم معتاد و سيرت مالوف و سنت جاريه صاحب عقبات الانوار است که از جهت تشييد اساس احتجاج و اتقان بنيان استدلال هر حديث که از هر طريق اثبات ميکند نقله و روات و رجال آن طريق را ترجمه ميفرمايد و شرح احوال و مراتب وثاقت و عدالت ايشان را از کتب معتبره قوم ايراد مي کند و غالباً بر سبيل استطراد و تصحيح اعتماد و استناد بر شهادت موثقين و معدلين ايشان تراجم موثقين و معدلين را نيز از مظان ّ معتبر و مواطن معتمد اخراج کرده و در خلال سخن مندرج ساخته و هکذا بقدر مساس الحاجة در ذکر مراتب اعتبار نقله آن اخبار که محل تنازع و تشاجر است بکوشيده فبناء علي هذه السيرة المالوفة و السنة الجارية و الرّسم المعتاد و الشرط المنعقد عليه الکتاب آنجناب شرح احوال و ترجمه اخبار اخطب خوارزم را در ضمن وجه شانزدهم از وجوه اثبات حديث تشبيه و ابطال انکارش عنوان کرده و از مواضع کثير و مواقع معتبر بر حالات و اخبار وي دست يافته و نقل نموده است و بمقتضاي سبک مشاراليه و اسلوب سابقالذکر بتراجم معدلين و موثقين وي نيز المام فرموده و براحوال کساني که از اخطب خوارزم روايت ميکنند نيز اشارت آورده و عبارات آن جماعت را هم که مشتمل است بر نقل و روايت از اخطب خوارزم از کتب ايشان اخراج کرده و در ضمن سخن اندراج داده است و احياناً تعرفه آن کتب را هم از کشف الظنون بل و غيره بازنموده و گاهي علي عادته المتعارفة از فاتحه تصانيف و تاليفاتي که از آنها نقل کلام ميکند نيز لختي بعينها مياورد تا بر شرائط و التزامات و تعهدات مصنف آنها و يا بر جهات و مطالب ديگر که در مقام احتجاج و استدلال بکار است تنبيه فرموده باشد علي الجمله آن مير نحرير و حبر کبير مئونه تتبع و تجشم استقراء را در اين ترجمه و بسياري از تراجم علماء عظام و فحول فخام از ما کفايت فرموده است . شکر اللّه مساعيه و اَيًّده في مستقبل عمره کما ايّده في ماضيه . و ما در هر ترجمه و شرح احوالي که از عقبات الانوار نقل ميکنيم تصرفي که ضرور داريم فقط ترجمان برخي از عبائر عربيه است که براي خروج از عهده شرطي که در ابتداي تاليف اين نامه نامي التزام شده است ناچار ميبايد جميع تراجم اين کتاب را بر يک نسق و اسلوب ساخت و گرنه ذکر احوال ديگر رجال بر سبيل اجمال در ضمن شرح اخبار کسي بمناسبات و تقريباتي که پيش مي آيد در حقيقت خود اکمال شرح احوال آنکس است علاوه آنکه در کتب رجاليه هرچه اسامي رجال و مصاديق موضوع تاليف بيشتر مذکور افتد و مکرر معرفي شوند مطلوب است اگرچند هريک از آنها عنوان مخصوص و ترجمه عليحده نيز داشته باشند. باري صاحب عقبات الانوار ميفرمايد وجه شانزدهم از وجوه اثبات حديث تشبيه و ابطال انکار مخاطب وجيه آنکه ابوالمويد موفقبن احمد ابي سعيد اسحاق المعروف باخطب خوارزم اين حديث شريف را بطرق متعدده روايت کرده چنانچه در کتاب المناقب بعد نقل حديثي به اين اسناد:
مثل خردمندان فكر كنيد اما با مردم به زبان خودشان حرف بزنيد.