زبان بدن یک مهارت کلیدی در مذاکره

 

تکمیل کردن رزومه به صورت دستی رو به افول است. در عصر کامپیو‌تر و تکنولوژی‌های سایبرنتیک، بیشتر کارفرمایان، متقاضیان شغل به صورت بر خط (آنلاین) را ترجیح می‌دهند. این در حالی است که متقاضیان کار نیز برای پیدا کردن شغل بیشتر از هر منبع دیگری به اینترنت مراجعه می‌کنند، اما نکته‌ای که همچنان به قوت خود باقی است، زبان بدن (Body Language) متقاضی شغل است در هنگام مصاحبه و چگونگی اثرگذاری اولیه او در زمان ورود به اتاق مصاحبه.

چه نوع شخصی هستید؟

مصاحبه‌کننده، متناسب با زبان بدن شما می‌تواند بفهمد که آیا به خودتان اطمینان دارید، آیا خجالتی یا اهل دوستی و مراوده هستید، آیا تکرو یا اینکه اهل تیم و گروه هستید یا حتی اینکه دارید راستش را می‌گویید یا خدای ناکرده موضوعات غیرصحیح می‌گویید. این مصاحبه‌کننده‌ها می‌توانند بگویند که آیا قادر به انجام آن شغل هستید، آیا وفاداری شغلی دارید و اینکه می‌توانید با بقیه کارکنان کنار بیایید یا نه. مصاحبه‌کننده مبتنی‌بر سوالاتی که مطرح می‌کند نه تنها به پاسخ شما توجه می‌کند، بلکه به نحوه پاسخ دادن شما نیز دقت می‌کند. مصاحبه‌کننده عموما متناسب با صلاحیت و سطح توانایی خود قادر به یافتن پاسخ سوالات مطرح شده است. توانایی شما در درک و رمزگشایی زبان بدن مصاحبه‌کننده و   .....

ادامه نوشته

گفتار بي صدا

 

چقدر در ارتباطات موفق بوده ايد كه بدون زبان حرف بزنيد ؟ 

آيا تاكنون به اين نكته فكر كرده ايد كه گاهي ما بدون استفاده از زبان ؛ حرف ميزنيم ؟

سوال اینکه : چقدر خود را ميشناسيد ؟ چقدر با خود رفیق هستید ؟ چقدر اندام خود را تحت كنترل داريد ؟ چقدر در ارتباطات موفق بوده ايد كه بدون زبان حرف بزنيد ؟ اگر پاسخ شما عاليست كه هيچ و اگر از عالي كمتر است خواندن مطلب ذيل مفيد ميباشد .

بهترين و الزامي ترين محل استفاده گفتار بيصدا در برخوردهاي اوليه ميباشد ؛ زيرا براي ايجاد اثر در ديگران فقط يكبار فرصت داريد و اين زمان بسيار كمي است و جبران اشتباه بسيار سخت و گران است .در برخوردها يمان با ديگران اول ميبايست بدانيم چه هدفي داريم مثلا : بعنوان هم صحبت ؛ بعنوان طلب كمك ؛ بعنوان همدردي ؛‌ بعنوان ........... و بعناوين ديگر كه هركدام طريقه استفاده اجزا بدن در ان متفاوت است و حال مختصرا اعضاي سخنگو را برايتان بيان مي كنم :

1- چشمها : نگاههاي طولاني – نگاه به چشمان طرف مقابل – نگاه به پائين – نگاه قدرتي – و.........در تمامي اين امور ؛ حركت چشم ها به مخاطب پيامي ميرساند .

2- ابروها : جهش و چرخش ابروها خود حاوي پيام به مخاطب است .

3- طرز اندامها : در حالت هاي ايستاده و نشسته و در حال راه رفتن حاوي پيامهاي شادي و قدرت ضعف و اينگونه ميگوئيم : من قوي هستم ؛ من مسلط هستم ؛ من ترسيده ام ؛ من ضعيف هستم را دارد و مثلا : براي ابراز مسلط بودن ميبايست در حال راه رفتن قد راكشيد سر را بالا نگهداشت و   ....

ادامه نوشته

برون فکنی عواطف چهره ، زبان بدن

 

 


برون فکنی عواطف چهره ، زبان بدن

یکی از مهمترین کانالهای نشت عواطف صورت یا چهره است . دلیل اهمیت چهره بیان احساسات و نگرش های فرد نسبت به دیگران می باشد.همچنین چهره نقش مهمی در تعاملات اجتماعی بازی می کند . در بیشتر موارد تغییرات حالات چهره که در صدم ثانیه اتفاق می افتد قابل رؤیت و تفسیر جهت دستیابی به اصل هیجانات و احساسات فرد مورد نظر است.
تمامی پژوهشگرانی که در این باره تحقیق و تعمق کرده اند در نهایت به هفت برون فکنی احساسی در انسان از هر فرهنگ ونژادی ، دست یافته اند . که در تمامی این فرهنگها مشترک است .این هفت حالت عبارتند از : شادی ، تحقیر ، خشم ، تنفر ، غم ، تعجب و ترس.
جهت تفسیر این حالات نیاز مند آشنائی با نحوه فعالیت واحد های کنشی بر روی چهره هستیم از این رو در ادامه به بررسی واحدهای کنشی در هفت حالت گفته شده می پردازیم
در ابتدای امر چهره را جهت بررسی به سه بخش تقسیم می کنیم.

بخش اول : پیشانی و   . . . .

ادامه نوشته

رفتار غیر کلامی اهمیت و تاریخچه ( زبان بدن )

ارتباطات غیر کلامی فرایندی ارتباطی است . که پیام از طریق ارسال و دریافت غیر از کلام صورت می گیرد. ( بیشتر بصری است. ) گاهی هم از نشانه های بین مردم این نوع از ارتباط ایجاد می گردد.
پیام ها را می توان از طریق حرکات و لمس، نحوه ایستادن، فاصله فیزیکی، بیان صورت و تماس با چشم، که همه نوعی ارتباطات غیر کلامی است ارسال نماییم.
گفتار در رفتار غیر کلامی شامل عناصر غیر شفاهی معروف به عنوان paralanguage، از جمله، کیفیت صدا، سرعت، حجم و سبک صحبت کردن، و همچنین ویژگی های عروضی مانند ریتم، زیر و بمی صدا و استرس است. به همین ترتیب، متون نوشته شده دارای عناصر غیر شفاهی مانند سبک دست خط، آرایش فضایی از کلمات، و یا طرح های فیزیکی از یک صفحه است.
شرایط محیطی که در آن ارتباط ایجاد می گردد در فضای زیر بررسی می گردد :
ویژگی های فیزیکی و نحوه برقراری ارتباط
نحوه رفتار در طول تعامل
با این حال، بسیاری از مطالعه ارتباطات غیر کلامی در تعامل چهره به چهره خلاصه می گردد، که می توان آن را به سه حوزه اصلی طبقه بندی کرد

اهمیت
ارتباطات غیر کلامی نشان دهنده دو سوم از تمام ارتباطات است. ارتباطات غیر کلامی می تواند یک پیام را به صورت کلامی و یا سیگنال های درست بوسیله بدن به تصویر بکشد. سیگنال های بدن شامل ویژگی های فیزیکی و حرکات خودآگاه و ناخودآگاه، از فضای شخصی افراد است.می تواند از انتقال پیام اشتباهی جلوگیری نماید ارتباطات غیر کلامی می تواند باعث تقویت اولین برداشت در شرایط معمول مانند جذب شریک و یا در یک مصاحبه کسب و    . . . . .

ادامه نوشته

تفسیر زبان بدن


اولین نگرش برای تفسیر زبان بدن که با آن آشنا می شویم مربوط به وجود انرژی اطراف بدن است .در این نظریه بیان می شود انسانها فراتر از یک جسم متحرک بوده و منشا حرکات در یک انرژی اثیری هستند .در این نوع نگرش هر عضو بدن مرکز انرژی مربوط به خود را دارد . این مراکز در فرهنگ ها و علوم مختلف مورد مطالعه قرار گرفته و با نام هایی از قبیل چاکرا ، مریدیان ، نقطه انرژی ، ورتکس و غیره ثبت شده است . از دید این افراد دستها از اهمیّت زیادی برخوردار هستند . در ادامه به تفسیر های ارائه شده می پردازیم .
پنهان کردن دست چپ = پنهان کردن مسایل شخصی
پنهان کردن دست راست = پنهان کردن مسایل خارجی
درهم قفل کردن انگشت ها یا چسباندن نوک انگشت ها به هم = تلاش برای قدرتمند به نظر رسیدن
نگه داشتن انگشت شست = اضطراب ، شک ونگرانی ، احساس ترس
سفت و کشیده کردن شست یا دیگر انگشتان دست = میل به حفظ موضع با یک دندگی ، سلطه طلبی
خاراندن یا مالیدن بالای سر = پریشانی و درماندگی
مالیدن پیشانی بین انگشت شست و چهار انگشت دیگر = تردید و نگرانی
فشار وارد کردن یا ضربه زدن به ناحیه بین ابروها = تلاش برای به خاطر آوردن
مالیدن چشم ها = خستگی فکری ، درماندگی تحت فشار کار زیاد
گرفتن ، فشار دادن ، خاراندن یا مالیدن بینی = احساس تحت سلطه یا در فشار بودن
لمس کردن شقیقه با نوک انگشت = اشباع فکری
پوشاندن دهان هنگام گوش دادن = ارزیابی منتقدانه ، باور نکردن چیزی که می شنود
پوشاندن دهان هنگام صحبت کردن = ترس از بیان ، پنهان کاری ، خجالتی بودن
نگه داشتن چانه = احساس حقارت و   ...   ...

ادامه نوشته

«body language» (زبان حرکات بدن ) چیست ؟

 


«body language» (زبان حرکات بدن ) چیست ؟
یکی از مهم ترین خصوصیات انسان که او را نسبت به سایر موجودات برتری می دهد قدرت تکلم و سخن گفتن اوست. او می تواند با به کارگیری کلمات و جملات احساسات و نیات درونی اش را بیان کند و دیگران را از آن آگاه نماید.

از طرفی خواسته یا ناخواسته در فضایی که آن را سکوت و خاموشی می نامیم و با زبان بی زبانی تنها با آنچه «body language» یا زبان حرکات بدن و اجزای آن خوانده می شود، می تواند به خوبی احساسی را انتقال داده یا معنای کلامی را تغییر دهد. هرگز اظهار دوستی و علاقه شخصی در حالی که اخم کرده و ترشرویی نشان می دهد، قابل قبول نیست. بنابراین به کارگیری این ۲ زبان در یک جهت و راستا می تواند به خوبی در بیان هیجانات، عواطف و احساسات به کار رود. اما در میان دنیای خاموش و    .....    ....   ... 
ادامه نوشته

مهارت گوش دادن، پایه ارتباط مؤثر با دیگران است.

مهارت گوش دادن، پایه ارتباط مؤثر با دیگران است.
 
نشسته اید رو به روی دوست صمیمی تان، دارید خاطرات یک سال پیش را با هم مرور می کنید؛ خاطرات روزهایی که داشتید زیر فشار های خانوادگی و درسی، له می شدید. دارید همه موضوع هایی که آن موقع در موردش حرف می زدید و درد دل می کردید را یکی یکی به ذهن می آورید. هیجان آن روزهای تلخ در ذهنتان تازه می شود. همین طور که دارید حرف می زنید، یکدفعه متوجه می شوید که دوست شما چند تا از مهم ترین چیزهایی که آن روزها برایتان اتفاق افتاده را به یاد ندارد.

مطمئن اید که در مورد آن موضوع ها برایش خیلی حرف زده اید. اولین چیزی که به ذهنتان می رسد چیست؛ اینکه دوست شما حرف هایتان را گوش نداده است؟ چه حسی به شما دست می دهد؟ حالا جایتان را با هم عوض کنید. می خواهید بدانید چطور می توانید فعالانه تر به حرف های دوستتان گوش دهید؟

«گوش دادن با شنیدن فرق می کند.» این اولین جمله ای است که استادان رشته های روان شناسی، مشاوره و . . . .

ادامه نوشته

حرف زدن با زبان بدن

هنگامی که افراد در یک جمع لب به سخن می گشایند ، تنها سخن افراد نیست که طرف مقابل را متقاعد می کند بلکه زبان بدن نقش مهمی دارد.
حرف زدن بدون سخن گفتن
فرآیند ارتباط به طور کلی ارسال و دریافت پیام ها را ممکن می سازد. افراد در یک خانواده ، در جامعه، در گروه دوستان نیازمند این امر هستند که به طور کلی درباره ارتباط غیر کلامی و کلامی مهارت و دانش لازم را داشته باشند. به طور مثال کلاس درس را در نظر بگیرید، افرادی که در کلاس کنفرانس می دهند، حالت های مختلفی را به مخاطبین خود القاء کرده که نشان از ارتباطی به نام ارتباط غیر کلامی است.
صحنه اول: نگاهش می کنید، مؤدب پاهایش را روی هم انداخته ونشسته است، با چشمانی با صلابت و اقتدار خاص مشغول سخن گفتن است.
صحنه دوم: دستانش را زمان سخن گفتن تکان می دهد. چرا که فکر می کند با این کار مطلب را کامل ادا کرده است.کمی که می نگرید، احساس می کنید که می خواهد به همه کلاس مسلط شود.

صحنه سوم: صدایش از عمق وجود می لرزد. سخنان را تکه تکه بیان می کند. نگاهش را به آخر کلاس دوخته است، از افراد داخل کلاس صرف نظر کرده، چرا که   ....

ادامه نوشته

نگرش های بین فردی ، زبان بدن

نگرش های بین فردی در تفسیر زبان بدن 


در تعاملات بین فردی حالت بدن می تواند ما را به نگرش فرد نسبت به اطرافیان یا فرد مخاطب رهنمون سازد. حیوانات با قیافه گرفتن ، عدم ترس خود را برای مخاطب ارسال می کنند .با انبساط قفسه سینه قدرت، راحتی و بی خیالی را در رابطه با سلطه گری خود به مخاطب نشان می دهند . حال همین عمل در زمان جفت گیری از سوی حیوان نر برای به نمایش درآوردن و عرضه خود استفاده می شود .در واقع ریشه ی این نمایش در این مطلب نهفته است که : حیوان این پیغام را ارسال می کند که برای جفت گیری و تولید مثل دارای ژنهای قوی تری برای بقای نسل نسبت به سایر نرهاست . در انسان نیز این حالت در نرها دیده می شود . حیوانات در زمان شکست واکنش متفاوتی از خود نشان می دهند آنها زمانی که شکست را بپذیرند بدن خود را پائین آورده و به سطح زمین نزدیک می کنند . این حالت در انسان نیز قابل رؤیت است ؛ برخی حالتها مانند خم کردن سر ، پائین انداختن شانه و یا مشغول شدن به بستن بند کفش یعنی این که خود را در موضع ضعف می بینند .
در یک جمع بندی می توان بدین نتیجه رسید که : افراد با پهن کردن و انبساط قفسۀ سینه ، زدن دست به کمر و بالا کشیدن تمام قد خود حالت سلطه گری و تسلط را نمایش می دهند . آنها زمانی که سر را به زیر می اندازند و شانه ها را آویزان کرده و    . . . .
ادامه نوشته

منشأ ژست : زبان بدن





حیوانات خیلی کم از ژست استفاده می کنند . از لحاظ زیست شناختی ، دست ها برای گرفتن و دستکاری اشیاء ( و از جمله حیوانات دیگر ) تکامل یا فته اند . دست ها بخصوص با به تصویر در آوردن اشیاء و حرکات قادرند اطلاعات را منتقل کنند .
در پستانداران عالیتر و انسان ناحیۀ وسیعی از مغز با دست ها ارتباط دارند . نخستی ها از ژست به این دلایل استفاده می کنند :
1 ) برای بیان نگرش های خود نسبت به دیگران ( مثلاً با زدن و کوبیدن پا بر زمین [ حرکات هدفمند ناقص] )
2 ) به عنوان فعالیت های جانشین ( مثل پنجه کشیدن و خراشیدن ، در حالات تعارض با یأس ) ،
3 ) برای اشاره و نشان دادن کانون توجه . نخستی ها قادر به یادگیری زبان ( اشاره ) نیز هستند ، اما ظاهراً خود به خود از آنها استفاده نمی کنند .
کودکان انسان از همان اوایل زندگی برای ارتباط از ژست استفاده میکنند . در 9 ماهگی کودکان قادرند انواعی از ژست ها را بکار برند :
1 - دست درازی و بعدها دست درازی نسبی ، همراه با نگاه به یک بزرگسال .
2 – دادن ، نشان دادن ، اشاره کردن به اشیاء دور از دسترس .
3 – عادات اجتماعی ؛ مثل دست تکان دادن به نشانۀ خداحافظی ، سلام دادن ، دالی موشه و.....
4 – در آوردن ادای خوردن ، نوشیدن ، خرامیدن و ........
ادامه نوشته

جنبش شناسی ( زبان بدن )

جنبش شناسی ( Kinesics )
به مطالعه جنبه های ارتباطی اشاره و حرکات بدن جنبش شناسی می گویند . این مطالعات و تحقیقات بر روی حالت بدن ، حرکت دستها و پاها ، بازوها ،تنه و حرکات بدنی متمرکز است .پیام حاصله از این نوع رفتار را زبان بدن می نامند. شایان ذکر است که واژه زبان بدن یا همان Bodylanguage از منظر علمی صحیح نمی باشد زیرا پیا مهای ارسالی یک نظام زبانی را شکل نمی دهد .( زبان اشاره ای ناشنوایان از این قضیه مستثنی است )
به واقع با استفاده از این واژه در خصوص این علم مبالغه شده است . افراد در تعاملات اجتماعی خود به صورت خود آگاه و ناخود آگاه از حرکات بدنی متعددی استفاده می کنند . ژست ،معمولا به معنی حرکات ارادی است ،که فرد به وسیله دست ها ، پاها و سایر بخشهای بدن به منظور انتقال پیام مورد استفاده قرار می دهد . در صورتی که برون ریزی عواطف مسئله متفاوتی است و جنبه غیر ارادی ( ناخودآگاه ) دارد.در بخش رفتار غیر کلامی کارکردهای رفتار غیر کلامی را بررسی کردیم . در واقع بیشتر این کارکردها از طریق حالات بدن فرد منعکس می شود و توجه به آنها ما را در تفسیر یک حالات بدنی یاری می کند ، اما مسئله مهم در مورد مطالعه و تفسیر رفتار جنبشی ، محیط ، موقعیت ، فرهنگ ، تربیت ، خاستگاه های جغرافیای و   ......
ادامه نوشته

زبان بدن ، رفتار غیر کلامی

رفتار غیر کلامی

مقدمه
یکی از مهمترین نیازهای موجود در دنیا ایجاد ارتباط و انتقال پیام برای رساندن مفهوم مد نظر است . اهمیت این موضوع باعث شکل گرفتن تحقیقات گسترده ای در این زمینه از حیوانات تا انسان شده است ، در خلال این تحقیقات مشخص گردید که با توجه به رفتار اجتماعی انسانها برای بقا در متن جامعه به مرور زمان سعی بر پنهان سازی احساسات خود می کنند، این پنهان سازی گاه به دلیل فرهنگ ، اقتصاد ، سیاست ، وضعیت شغلی و... می باشد .
حال با توجه به موارد بالا نیاز روز افزونی برای دستیابی به اصل تصمیم اتخاذ شده توسط انسانها چه در زمان گذشته ، حال وآینده احساس می شود که این موضوع در آموزشهای جدید در علوم روانشناسی ، مدیریت و ... کاملا مشهود است . در این خلال و از دل تحقیقات دانشمندان مبحثی به نام رفتار غیر کلامی سر برآورد که بارقه های اولیه ی این علم توسط داروین وزمانی که برای اثبات نظریه تکامل خود کوشش می کرد به صورت علمی در کتاب The Expression Of The Emotions In Man And Animal درغالب تکوین هیجان از حیوان تا انسان پرداخت ، این کتاب باعث شد که فصل جدیدی در مطالعه حالات صورت و اندام شکل گرفته و   . . .
ادامه نوشته

تفسیر زبان بدن

چشمان ما یكی از اعضای پر معنی در رساندن پیا‌م‌های غیركلامی به دیگران است. كم یا زیاد همه ما بدون این‌كه بدانیم چطور یا چرا چشم دیگران را می‌خوانیم و به‌نظر می‌رسد این یك توان ذاتی است.

تفسیر زبان بدن

چشم‌ها و به‌ویژه آگاهی بالای ما از آنچه در چشم دیگران می‌بینیم، باور نكردنی است، حتی اگر با كسی تماس چشمی داشته باشیم كه در فاصله‌ای دور از ما و در 40 – 30 متری ما قرار دارد؛ این توانایی هم در ما وجود دارد كه بتوانیم چشمان كسی كه به ما نگاه نمی‌كند و حتی نگاهی بدون معنی یا نگاهی پرمعنی دارد و حتی چشمی كه كمی قبل‌تر اشك ریخته را بخوانیم.

 
از چشم‌ها چطور كمك بگیریم ؟

** هنگامی كه از شما پرسیده شود آخرین فردی كه امروز صبح ملاقات كردید چه كسی بود؟ شما بـا حـركت دادن چشم‌ها به سمت بالا و چپ می‌توانید آن را بهتر به خاطر بیاورید.

** هنگامی‌كه مشاهده كردید شخصی در پاسخ به پرسش‌های شما به بالا و سـمـت راست چشم می‌دوزد؛ احتمالا در فكر فریب و یافتن پاسخی ساختگی است.

** اگر كارفرما هستید و مطلبی را از كارمندتان پیگیری می‌كنید، به راحتی می‌توانید با نگاه‌كردن به چشمان او به دروغ و راست حرف‌های او پی ببرید.

** اگر قصد ازدواج دارید با یك نگاه به چشمان طرف مقابل می‌توانید نشانه‌های احساس، عاطفه، دروغ و فریب درونی او را دریابید.
 
چشم‌هایی كه به راست یا چپ  نگاه می‌كنند

چشم‌ها زمانی كه مغز در حال تصویر‌سازی‌ و خلق چیزی است تمایل به نگاه به راست دارند و زمانی كه در حال به یادآوردن و یافتن واقعیت است به چپ نگاه می‌كنند. این مربوط به نیمكره راست و چپ مغز است، بخشی كه به احساسات و خلاقیت(راست) و منطق و حافظه(چپ) مربوط می‌شود.

تحت شرایط خاص خلاقیت می‌تواند به معنای دروغ گفتن باشد. البته نگاه به راست موقع توضیح حقیقت لزوما به معنای دروغ گفتن نیست و می‌تواند به این معنا باشد كه فرد پاسخ را نمی‌داند و براساس حدس و گمان صحبت می‌كند.

مالیدن چشم یا چشم ها: نشانه ناراحتی و خستگی است. مالیدن یك چشم یا چشم‌ها می‌تواند نشان‌دهنده ناباوری باشد مثل این‌كه فرد بخواهد بینایی خود را امتحان كند. اگر پیام با یك نگاه طولانی همراه باشد بیشتر خستگی را نشان می‌دهد

انواع نگاه

بررسی انواع متفاوت نگاه‌ها و البته معنای متفاوت آن‌ها می‌تواند كمك كند این بار معنای نگاه دیگران را بهتر بفهمیم، ‌طوری كه بتوانیم در ارتباط‌های مختلف به موقع عكس‌العمل نشان دهیم:

نگاه به راست ( به طور کلی): نشانه خلق كردن، ساختن، حدس زدن و گاهی دروغ گفتن است. خلق كردن در اینجا به معنای ساختن چیزی و بیان آن است؛ بسته به مفهوم این می‌تواند دروغ‌بافی باشد اما در تفصیل‌های دیگر می‌تواند خواندن داستان برای بچه‌ها هم باشد كه كاملا طبیعی است.

 چشم های تنگ شده: نشانه ناامیدی است. نگاه با چشمان منقبض پیام ناامیدی می‌دهد مانند نگاه كردن به آسمان برای كمك.

نگاه به راست و بالا: نشانه تصور بصری، ساختن، دروغ گفتن و استفاده از قوه مخیله است. این حركت می‌تواند علامت هشداری برای ساختن دروغ با قوه تخیل باشد به‌خصوص زمانی كه از فردی خواسته‌اید حقیقت را بگوید.
 
نگاه به راست و پهلو: نشانه تجسم اصوات جدید و بازیابی صداست. این حركت به معنای بازیابی صداست كه می‌تواند شامل این مورد باشد كه فرد در حال به یادآوردن این است كه چه كس دیگری این جمله را گفته.

 تفسیر زبان بدن

نگاه به چپ و بالا: نشانه دستیابی به خاطرات بصری، تصویر ذهنی یادآوری شده و بازیابی حقیقت است. این مربوط به دسترسی به حافظه است و ربطی به تصویرسازی ندارد. این یك نشانه اطمینان بخش درصورت است كه حاكی از به یادآوری حقیقت در فرد است.
 
نگاه به چپ و به پهلو: شانه دستیابی به خاطرات صوتی، افتراق تن صدا و یادآوری صداهاست. نگاه به پهلو نشان‌دهنده صدا و نگاه به چپ نشان‌دهنده یادآوری است و می‌تواند یادآوری آنچه توسط شخص گفته شده باشد.
 
نگاه مستقیم به چشم ( هنگام صحبت کردن): نشانه راستی و صداقت است. ارتباط چشمی مستقیم اغلب نشانه صداقت است هرچند دروغگویان با تجربه این را می‌دانند و پیام جعلی می‌فرستند.

 نگاه به راست و پایین: نشانه دسترسی به احساسات، عواطف، احساس سردی وگرمی، درد، فشار، حركت و جاذبه است. این حالت پیامی تولید می‌كند كه می‌تواند نشانه این باشد كه شخص از خود درباره احساساتش سوال می‌كند.

 مالیدن چشم یا چشم ها: نشانه ناراحتی و خستگی است. مالیدن یك چشم یا چشم‌ها می‌تواند نشان‌دهنده ناباوری باشد مثل این‌كه فرد بخواهد بینایی خود را امتحان كند. اگر پیام با یك نگاه طولانی همراه باشد بیشتر خستگی را نشان می‌دهد.

 چشم گشاد و بزرگ شده: نشانه تحسین و تمایل است. مردمك چشم معمولا در تاریكی و روشنایی باز و بسته می‌شود؛ همانطور كه تاریكی می‌تواند باعث گشاد شدن مردمك چشم شود، هیجان و جذابیت هم می‌تواند این كار را بكند.
 
پلک زدن مداوم: نشانه هیجان و فشار است. میزان چشمك زدن طبیعی انسان بین 6 تا 20 بار در دقیقه تخمین زده شده است. بیشتر از این مقدار نشانه هیجان یا فشار است. میزان پلك زدن می‌تواند به 100 بار در دقیقه هم برسد و این ربطی به دروغ گفتن ندارد.

http://www.ariyaei.com/

توانایی برقراری رابطة مؤثر


مهارتهای زندگی ، توانایی های روانی ، اجتماعی برای رفتار انطباقی هستند که افراد را قادر می سازد تا به طور موثری با مقتضیات و چالشهای روزمره مقابله کند .  آموزش این مهارتها موجب ارتقاء رشد شخصیتی و اجتماعی ، ممحافظت از حقوق انسانها و پیشگیری از مشکلات روانی – اجتماعی می شود .
 
مهارتهای زندگی شامل ده مهارت اصلی و اساسی هستند که غالباً بصورت جفت جفت طبقه بندی می شوند ، زیرا بین هر جفت ارتباط طبیعی وجود داشته ودرحقیقت به منزله دو روی یک سکه هستند .
 
این مهارتها عبارتند از :
 
۱٫ خودآگاهی                       ۲٫ همدلی
 
۳٫ برقراری رابطه موثر         ۴٫ روابط بین فردی
 
۵٫ تصمیم گیری                   ۶٫ حل مساله
 
۷٫ تفکر خلاق                       ۸٫ تفکر انتقادی
 
۹٫ مقابله با هیجانات              ۱۰٫ مقابله با استرس
 
برقراری ارتباط مؤثر:
 
در دنیای امروز ، ارتباط محور اصلی زندگی انسانها را تشکیل می دهد و مهارتهای ارتباطی از منحصر به فرد ترین و مهم ترین مواردی است که فرد را به سوی موفقیت سوق می دهد .  ارتباط مؤثر مهارتی است که می توان آن را پرورش داد و تقویت نمود و بدیهی است که اینکار نیاز به اطلاعات و آگاهی و تمرین آگاهانه و کاربرد شیوه ها و روشهای آن دارد و از طریق تمرین ، مهارتها افزایش یافته و درک ما را از فرآیندهای ارتباطی خود و دیگران عمیق تر می گرداند و نیز عاملی است که ما را به اهداف خود رسانده تا به موفقیت نائل شویم ؛ در واقع نیاز به ارتباط یک نیاز روانی – اجتماعی است برای همه انسانها در هر زمان و مکان و در هر سن و شرایطی .
 
چرا ارتباط برقرار کنیم ؟
 
اگر از شما سؤال شود که چرا و با چه انگیزه برقرار می کنید ؟  چه پاسخی خواهید داد ؟ طبعاً خواهید گفت :  برای برقراری دوستی ، برای کسب اطلاعات ، برای بیان منظور خود ، برای یاد گرفتن ، برای سرگرمی ، برای اجتماعی شدن ، برای افزایش اعتماد به نفس و …
 
ارتباط صحیح و سالم ضامن سلامت جامعه خواهد بود و ضعفهای ارتباطی باعث فقدان شور و اشتیاق و انجام کار ، بی کفایتی ، نا امیدی ، فقدان روحیه اجتماعی و نهایتاً مانع تحقق اهداف مطلوب خواهد بود .
 
مواد تشکیل دهنده یک ارتباط مؤثر :
 ü        فرستنده پیام
 ü        گیرنده پیام
 ü        خود پیام
 ü        شرایط زمانی و مکانی
 ü        نبود عوامل مزاحم
 
پیامی که فرستاده می شود باید :  ۱٫    واضح باشد     ۲- قابل اجرا باشد .
 
اگر فرستنده پیام نتواند شفاف و واضح صحبت کند پیام گرفته نمی شود و پیام های ضعیف و مبهم نیز به مقصد نمی رسند و گیرنده پیام نیز باید بتواند پیام را بفهمد . لذا در خصوص ایجاد ارتباط مؤثر با افراد به خصوص کودکان و نوجوانان به تناسب پیام با شرایط سنی ( ویژگی های روانی ) باید به آنها توجه نمود تا پیامها را به سادگی و همانگونه که هست دریابند و بپذیرند ؛  که این عمل شرط ایجاد تفاهم بین افراد است .
 
شرایط زمان و مکان نیز از عوامل ایجاد کننده ارتباط مؤثر است . مثل : عوامل مخل فیزیکی و محیطی و نیز عدم درک حالات و شرایط روانی پیام دهنده و پیام گیرنده .
 
اصول ارتباط :
 
۱٫       همه کارهای ما نوعی ارتباط است :  گفتارهای ما به عنوان منشاء اصلی ایجاد ارتباط تنها بین ۷ تا ۲۴ درصد از کل پیام ما را تشکیل می دهد و حرکات ( پیام های غیر زبانی ) عمدی یا غیر عمدی نیز جزء دیگری از  پیام های ما هستند .  حتی لباسی که می پوشیم ، خانه ای که در آن زندگی می کنیم ، ماشینی که سوار می شویم بیانگر گرایشات و احساسات درونی ماست که می تواند منشاء پیام باشد .  اما آنچه معمولاً به عنوان شکل های مهم مهارتهای ارتباطی بیان می گردد ، چه بصورت کلامی یا غیر کلامی می توان در سخن گفتن و سؤال کردن ، گوش دادن ، نگاه کردن و … یافت .
 
۲٫       نحوه ارسال پیام همواره بر روی نحوه دریافت آن تأثیر می گذارد :  علاوه بر استفاده از واژه ها و الفاظ مناسب ، نوع درجه صدا و لحن بیان ، میزان ارتباط چشمی ، وضعیت بدن و زاویه سر نسبت به گردن ، گیرنده پیام را یاری می دهد تا کلمات ما را تفسیر نموده و معانی آن را به نحو خاص و مؤثر از شیوه ارسال دریابد .
 
۳٫       ارتباط درواقع همان پیامی است که دریافت می شوند نه آن پیامی که ارسال شده است : بسیار امکان دارد که پیام دریافت شده با مقصود اصلی گوینده متفاوت باشد و ارتباط واقعی همان پیامی است که توسط پیام گیرنده دریافت می شود .
 
۴٫        نحوه شروع ارسال پیام اغلب تعیین کننده نتیجة آن پیام است : گاه اگر مراقب نباشیم ، چند کلمه اول فرد مقابل باعث نوعی عدم توجه و بی اعتنایی در حالت تدافعی و عدم پذیرش مخاطب گردد .
 
۵٫        ارتباط یک خیابان دو طرفه است :  ماباید همانگونه که پیام ها را دریافت می کنیم ، آنها را ارسال نمائیم .  اگر ارتباط را شامل عمل متقابلی که حداقل ۲ نفر در آن رابطه فعالند بدانیم ، تمام اشکال ارتباطی متشکل از یک متکلم ( فرستنده ) و یک یا چند مخاطب ( گیرنده ) خواهد بود  و لذا ارتباط های یک طرفه ارتباط های مؤثری نخواهد بود .  یک ارتباط موفق دارای دو عنصر اساسی است : دادن اطلاعات مفید و گرفتن اطلاعات مفید و چنانچه یکی از دو مورد ذکر شده انجام نگیرد ، هیچ گونه ارتباطی برقرار نخواهد شد .
 
۶٫        ارتباط ، نظیر حرکات موزون دو دست است :  ارتباط فرآیندی دو جانبه و چیزی بیش از داد و ستد پیام هاست . ما تنها یک گوینده نیستیم بلکه ارتباط برقرار می کنیم و اگر پیام مشابهی را بارها به افراد مختلف انتقال دهیم  ، نحوة ارسال پیام هر بار متفاوت خواهد بود و در هر لحظه به طور متفاوت عمل می کنیم .  دریافت افراد مختلف مردم از یک پیام یکسان نیز متفاوت است چون دانش قبلی و نظام اعتقادی آنها با هم متفاوت و متعاقباً ارتباط ها نیز متفاوت می گردند .   لذا لازم است که تمامی تلاش خود را برای ایجاد یک ارتباط موفق با همه مردم به خصوص نوجوانان و جوانان به کار بگیریم .  مهارتهای گفتاری از دوران کودکی در فرد ایجاد و تقویت می شود و عامل اصلی تقویت نیز پدر و مادر می باشند .  در آرامش سخن گفتن به کودکان ، تشویق های به جا و مناسب دادن به مرور زمان توانمندی گفتاری را در فرد ایجاد می کند تا بتواند با آرامش و اعتماد به نفس ، افکار خود را بیان نماید.
 
در دوره نوجوانی به دلیل رشد اجتماعی ، نیاز به ارتباط برقرار کردن با نوجوانان از نیازهای روانی و اساسی آنها است و همچنین از نشانه های موفقیت اجتماعی نوجوانان این است که بتوانند به آسانی با دیگران رابطه برقرار کنند و آنچه را که در ذهن و درون آنها می گذرد با کسی یا دوستی در میان بگذارد . اگر والدین این توانایی را در فرزندان ایجاد و تسهیل نکرده باشند از وظایف مربیان و معلمان تصحیح و تقویت این ویژگی است که فرد بتواند مسائل و اندیشه های خود را به دیگران بفهماند و این یکی از عوامل موفقیتهای اجتماعی است .
 
عوامل مؤثر در ارتباط موفق :
 
یکی از عوامل مؤثر در ایجاد رابطه ، ذهنیتی است که نسبت به طرف مقابل داریم و به جای ایجاد ارتباط ، از طریق تصور و درک صحبتهایی که از یکدیگر داریم ،  سخن می گوییم ، این نوع رابطه ها بیهوده و بی نتیجه خواهد بود .  در این شرایط باید لحظه ای تأمل نمود و از خود پرسید :  که من تحت تأثیر کدام باور ذهنی قرار گرفته ام ؟  و پس از بررسی علت و رفع مشکل ، خود را با شرایط سازگار و ارتباط مؤثری برقرار کنیم .  به سه واژه  هم کلامی ، همدلی ، همدردی و تفاوتهای آنها نیز توجه نمائیم . هم کلامی تنها چیزی گفتنی و گاه پایان ارتباط است ، زیرا ما نمی توانیم با کسی که نسبت به ما یا آنچه که می گوییم بی تفاوت است ، ارتباط خوب و طولانی برقرار  کنیم .  همدردی نیز به معنی احساسی نظیر وابستگی نزدیک با فرد مقابل است . همدلی یعنی دیدن یک موقعیت از دیدگاه فرد دیگر و الزاماً به معنی موافقت با آن هم نیست .
www.migna.ir
 
گاه ممکن است شما با مسئله ای کاملاً مخالف باشید ولی در عین حال قادر باشید آن را از دیدگاه فرد دیگر هم ببینید . همدلی ما را به یکدیگر نزدیک می سازد و به این ترتیب می توانیم هنگام برقراری ارتباط با دیگران عقاید آنها را درک نموده و آنها را به حساب آوریم .  این کار کمک می کند تا به شیوه ای ارتباط برقرار کنیم که هر گونه مقاومت یا واکنش تدافعی را در دیگران کاهش دهیم و به دیگران نیز کمک می کند تا حرفهای ما را با آمادگی بیشتری بشنوند .
 
شناخت مخاطب :
 
اگر ما بتوانیم انسانها و افراد را که با آنها زندگی می کنیم و معاشرت داریم به گونه ای بشناسیم که بدانیم چه مسائلی برای آنها اهمیت دارد یا چه گذشته ای دارند و چگونه می اندیشند ، ارتباط برقرار کردن با آنها آسان تر است .  زیرا می توانیم مسائل را از دیدگاه آنها ببینیم . زمانی که تفاوتهای افراد کم و مشابهت آنها به لحاظ سن ، تجارب زندگی ، نوع تربیت و … زیاد باشد ؛  همدلی به آسانی صورت می گیرد ولی زمانی که تفاوتهای فراوانی بین دو نفر وجود داشته باشد ، به کار گرفتن مهارتهای همدلی برای ایجاد یک ارتباط مؤثر از اهمیت اساسی برخوردار است و این ، معنای واقعی همدلی است .  به همین دلیل گفته اند « همدلی هسته مرکزی ارتباط است »  .  همدلی نظیر سایر مهارتها باید آن چنان تقویت شود که بصورت عادت پدیدار گردد . خود را به جای دیگران بگذارید و وقایع را از دیدگاه آنها بنگرید . حس همدلی را در خود تقویت کنید و فکر کنید اگر به جای طرف مقابل بودید در این شرایط خاص چه می کردید ؟  این کار را با افرادی که می شناسید تمرین کنید و به مرور با کسانی که با شما در این زمینه تفاوت دارند تجربه نمایید .
 
احترام متقابل :
 
همانگونه که پیام خود را ارسال می کنید به همان طریق نیز دریافت می کنید .  لذا احترام متقابل لازمة ارتباط موفق است .  یعنی اول باید به خود احترام بگذارید در غیر این صورت فرد دیگر اینکار را نمی کند . دوم آنکه به فرد مقابل هم احترام بگذاریم .  ابراز احترام یک راه مطمئن برای کسب احترام است و بدون این موارد هرگز ارتباط موفق بوجود نمی آید .
 
انتخاب واژگان مناسب :
 
اگر چه محتوای پیام چیزی فراتر از واژه های تشکیل دهنده آن است ولی بدان معنی نیست که اهمیت لغات را انکار نماییم .  لغات نقش مهمی را در پیام دریافت شده دارند لذا باید سعی کنید آنها را با دقت بیشتری انتخاب نمایید و بدون فکر یا براساس عادت ، لغات را به کار نبرید . لغات ، گاه حالت تدافعی ایجاد کرده و به جر وبحث منتهی می شود و گاه اثر مثبت دارد . استفاده از عبارات دوستانه با لحن مؤدبانه به ایجاد ارتباط مؤثر کمک می نماید .
 
لغات را براساس شش اصل انتخاب می نماییم :
 
۱٫        اصل وضوح
 
۲٫        اصل اختصار
 
۳٫        اصل کامل بودن
 
۴٫        اصل رعایت ادب
 
۵٫        اصل صحیح بودن
 
۶٫        اصل صراحت ( دقت ) :  در صحبت کردن باید از طرف خود صحبت کنیم نه از طرف مردم . استفاده از کلمه « من »  یکی از شیوه های مهم بیان قاطع است . « ما فکر می کنیم » « ما می خواهیم » نمونه ای از صحبت کردن از طرف دیگران است و برای زمانی قابل قبول است که شما به عنوان سخنگوی یک گروه انتخاب شده باشید ، اما عباراتی نظیر « فکر می کنم » « به نظر من » صحبت کردن از طرف خود است .
 
صحبت کردن از جانب خود مالکیت داشتن بر پیام ، توجه به انتقاد دیگران ، دادن پاسخ منفی در صورت لزوم ونشان دادن احترام به فرد مقابل ؛ همگی می تواند موجب پیشرفت ما در ارتباط ها گر دند ، همچنین تقاضا کردن به جای دستور دادن ، مقاومتهای فرد مقابل را از بین برده و به تسهیل ارتباط کمک می کند .
 
سخن گفتن :
 
یکی از مهم ترین مهارتهای ایجاد ارتباط ، « سخن گفتن » است و همه انسانها این توانایی را دارند که بتوانند به نوعی از این طریق اهداف ، مقاصد ، عواطف و احساسات خود را به دیگران انتقال دهند .  بنابراین وقتی انسان وارد محیطی می شود که زبان مردم آنجا را نمی فهمد ، نمی تواند به راحتی ارتباط برقرار کند .
 
کلمات به تنهایی دارای اهمیت  هستند اما فقط بخش ناچیزی از پیام دریافت شده را تشکیل می دهند . چگونگی ادای آن کلمات یعنی لحن صدا ، زیر و بمی ، درجه صدا و سرعت ادای کلمات و تأکید ، کل معنای پیام را تغییر می دهد که اغلب به صورت ناخود آگاه صورت گرفته و احساس واقعی ما را بیان می کند .  برخی از این صداها آهنگ دارند ؛ برخی قوی ؛ برخی گرم و دوستانه ؛ برخی مهربان و نوازش دهنده و برخی صاف و یکنواخت هستند که تأثیر و حس موجود ، در پیام لحن ( کیفیت صوتی صدا ) نهفته است . تغییر لحن صدا ، بیان حالات احساسات و تفاوتهای درونی است . زیر و بمی صدا همان شدت درجه و نوع صدایی است که با آن صحبت می کنیم ، سرعت زیر و بمی صدا ترکیب نیرومندی را بوجود می آورد .
 
گوش کردن :
 
یکی دیگر از مهارتهای ارتباطی گوش کردن است همانگونه که گوینده باید اصولی را رعایت کند ، شنونده و گیرنده پیام هم باید بتواند پیام را آنگونه که هدف گوینده است درک نمایند و هم عامل و هم انگیزه ای برای ادامه ارتباط باشند .  گوش کردن یعنی شنیدنی هدفمند و آگاهانه که نقش مهمی در کیفیت ارتباط دارد .  در واقع خوب گوش کردن هدیه ای است که می توان به طرف مقابل داد .  گوش  دادن واقعی نه تنها توسط گوش ها بلکه توسط قلب و چشم ها صورت می گیرد .  لازمة گوش کردن واقعی این است که موقتاً افکار ، انتظارات و خواسته های خود را کنار بگذاریم تا بتوانیم تمرکز داشته و دنیا را از دید گویندة سخن ، تجربه کنیم .
 
گوش کردن ، فنی پیچیده است و به تمرین بسیار نیاز دارد .
 
دلایل به دقت گوش نکردن :
 
دلایل زیادی برای به دقت گوش نکردن وجود دارد که برخی از آنها شامل موارد زیر می باشد :
 
§          فکر می کنیم چیزهای بهتری برای گفتن داریم .
 
§          فکر می کنیم آنچه قرار است گفته شود از پیش می دانیم .
 
§          صداهای مزاحم فراوانی وجود دارد .
 
§          به گوینده یا موضوع علاقمند نیستیم .
 
§          خیلی شتابزده نیتجه گیری می کنیم .
 
§          بیشتر ترجیح می دهیم که حرف بزنیم زیرا فکر می کنیم نقش فعال تری خواهیم داشت .
 
§          گوش می دهیم تا در اولین فرصت ، صحبت فرد مقابل را قطع نموده و خود سخن بگوییم و …
 
خوب گوش کردن در ایجاد والقاء روابط مفید و اجتناب از درگیری ها و سوء تفاهم ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
 
مهارتهای غیر کلامی :
 
ما همه روزه به صورت ناآگاهانه از ارتباط غیر کلامی استفاده می کنیم .  در یک نگاه خیلی واضح متوجه می شویم که آیا شخص مقابل ما رفتار دوستانه دارد ؟  راستگو و قابل اطمینان است یا خیر ؟  اشارات غیر کلامی بخش عمده ای از پیام مورد نظر ما را انتقال می دهد .  با آگاهی از بعضی اشارات غیر کلامی می توانیم قدرت شرکت خویش در ارتباطات را افزایش دهیم ونیز مطمئن باشیم علائم ارتباط غیر کلامی که ما برای دیگران می فرستیم ، پیام های مورد نظرمان را تقویت می کند و از این طریق می توان سوء تفاهم و عدم توافق ها و همچنین نشانه های حمایت و توافق ها را فوراً تشخیص داد .  ارتباطات غیرکلامی که اغلب از طریق بدن و به طور ناآگاهانه صورت می پذیرد اگر چه به تنهایی وسیله مطمئنی برای انتقال پیام نیست اما همراه با مهارتهای دیگر ارتباطات ما مؤثرتر می شوند .  از سوی دیگر اشارات غیر کلامی بازگوکننده ذهنیات ما می باشد لذا آنچه موفقیت ما را تشکیل می دهد ، نگرش نسبت به خودمان و نیز احترام به نفس و خود شناسی ما می باشد .
 
منظور از احترام به نفس ، ارزشی است که ما به عنوان انسان  برای خود قائل می باشیم و انتظاراتی است که از خود داریم . ما خود بزرگترین تأثیر را بر رفتار خود می گذاریم ؛  اگر خود را فردی کم حرف و ضعیف در ارتباط بدانیم ،  مسلماً دیگران نیز چنین نظری راجع به ما خواهند داشت . ما با تعیین تصوراتی که از خود می داریم به تعیین چگونگی ارتباط خود با سایرین می پردازیم .
 
مهم ترین اشارات غیر کلامی عبارتند از :
 ü        برخورد  راحت و صمیمانه
 ü        وضعیت  بدنی استوار
 ü        لبخند به جا و مناسب
 ü        دست دادن
 ü        لحن مناسب
 ü        نحوة‌نشستن
 ü        ارتباط  چشمی و دیگر عکس العمل های درست و سنجیده .
 هفت گام اساسی در برقرای ارتباط موثر :
 یکی از ویژگیهای انسان سالم و موفق، مهارت و توانایی برقراری ارتباط مؤثر و سازنده با دیگران است. آیا شما این ویژگی را دارید؟ کسب این مهارت مهم و ضروری در زندگی اجتماعی خیلی مشکل نیست. فقط باید بخواهید و تمرین کنید. در این نوشتار ما به هفت گام اساسی برای یادگیری این مهارت اشاره می کنیم.
 گام اول: گوش دادن
 درحالی که به نظر می‌رسد گوش دادن به دیگران بسیار ساده است، اما اگر شنونده فن گوش دادن را نتواند به درستی به‌کار ببندد ارتباط دچار مشکل می شود. گوش دادن فقط شنیدن کلامی که طرف مقابل به زبان می آورد نیست، بلکه شامل برخی موارد به شرح زیر است:
 - اینکه گوینده کیست؟
 - دیدگاه او نسبت به مسئله مطرح شده چیست؟
 - چه مسائلی او را نگران می کند، احساساتش چگونه است و چه انتظاری از ما دارد؟
 علاوه به اینها یک شنونده موفق بخوبی می تواند هماهنگی لازم بین ارتباط کلامی و غیرکلامی برقرار نماید، قادر است به کلیه ژستها و حالات بدنی گوینده توجه کند و خود نیز به هنگام گوش دادن از ژستها و حالات بدنی مناسب جهت تایید و اعلام درک طرف مقابل استفاده کند. او هیچگاه با خمیازه کشیدن و یا با نگاه کردن به سرعت و به اطراف، نگاه خود را از گوینده نمی گیرد و دائما” درصدد است تا با تماس چشمی مناسب این موضوع را به گوینده منتقل نماید که علاقمند است به حرفهای او گوش دهد.
 به خاطر داشته باشید تا زمانی که شما به جای تمرکز و دقت در سخنان دیگران به افکار درونی خود گوش می دهید، قادر نخواهید بود شنونده خوبی باشید.
 گام دوم: صریح و صادق بودن
 صراحت و صادق بودن فرایندی است که در ارتباطات انسانی به شکل نامحسوس اما بسیار موثر نقش بازی می کند. تاکید میشود این فرآیند قابل دیدن یا شیندن نمی باشد. بلکه دو طرف درگیر ارتباط، آن را  حس می کنند.
 اگر ارتباطی فاقد صراحت و صداقت باشد، بدون شک، یا قطع خواهد شد و یا به شکل مخدوش، مبهم و ناسالم ادامه می یابد. اگر نتوانیم یا نخواهیم منظور خود را با صراحت بیان نماییم طرف مقابل به اشتباه می افتد و به حدس و گمان متوسل می شود و از واقعیت دور می گردد.
 به خاطر داشته باشیم ابهام و عدم صدات در ارتباطات انسانی سرمنشاء بسیاری از مسائل و مشکلات در ارتباطات فردی است.
 گام سوم: همدلی و همدردی
 اغلب ما زمانی که با یکدیگر ارتباط برقرار می کنیم همواره افکار، آرزوها ، تمایلات، نگرانیها و ترسهای خود را آشکار می سازیم.  بدین جهت نیاز داریم که دیگران اولا” درک درستی از ما داشته باشند و ثانیا” با ما در زمینه نگرانیها، ترسها و مشکلاتمان همدلی و همدردی کنند. همدردی تلاشی است برای درک و فهم دنیازی ذهنی طرف مقابل. برای همدلی باید بتوانیم خود را جای دیگران بگذاریم و از دریچه چشم آنها نگاه و احساس کنیم. در همدلی شما می توانید سخن طرف مقابل را تکرار کنید تا بداند که شما منظور او را دریافته اید. مثال: دوستتان به شما می گوید: هم اتاقی‌ام اعصاب من را خرد کرده است به هیچ وجه نمی توانم او را تحمل کنم، با استفاده از طرز رفتار همدلانه می توانید به او بگویید: ( مثل اینکه از دست او خیلی عصبانی هستی، این طور نیست؟ )
 به خاطر داشته باشید که در برخورد همدلانه مجبور نیستید در جهت موفقیت با طرف مقابل خود حرف بزنید. به جای آن با تکرارصحبت او احساساتش را تصدیق کنید. در ضمن لازم نیست در مقابل حرفهای طرف مقابل قضاوت و نتیجه گیری کنید. نکته قابل ذکر اینکه میان همدلی و همدردی تفاوت وجود دارد، در همدردی شنوندنه سعی می کند با احساسات و عواطف گوینده همنوایی داشته باشد. بدین معنی که خوشحال شدن به خوشحالی او و متاسف شدن به ناراحتی او منجر می شود ولی همانطور که اشاره شد در همدلی، شما الزاما” درصدد تایید و موافقت با طرف مقابل خود نمی باشید.
 همدلی و همدردی هر دو در تداوم ارتباط نقش بازی می کنند، با این تفاوت که در همدلی نقش منطق قوی‌تر از احساس است و شنونده با همدلی به خوبی به حرفهای گوینده گوش میدهد تا بتواند برای حل مسئله به او کمک کند، ولی در همدردی صرفا” با تخلیه هیجانات و عواطف منفی به او کمک می کند.
 گام چهارم: حفظ آرامش و احترام به طرف مقابل
 ما اغلب در ارتباطات خود با دیگران درصدد ارزیابی آنها برمی آییم و گاه فکر می کنیم یا باید نظرات و احساسات آنها را رد کنیم و یا به نوعی (مستقیم و غیرمستقیم) نظرات و احساسات خودمات را به آنها تحمیل نماییم. ارتباطاتی که بر پایه این روش شکل می گیرد  غالبا” تداوم نمی یابد و هر دو طرف درگیر در ارتباط را دچار مشکل می سازد. همانطور که قبلا” نیز اشاره شد، ما بدین دلیل با یکدیگر ارتباط برقرار می کنیم تا از طریق آن به حل مسائل و مشکلات، رفع تضادها و تعارضات، رد و بدل کردن اطلاعات ، درک بهتر خود و رفع نیازهای اجتماعی دست یابیم، در روابطی که (( ارزیابی دیگران )) عنصر اصلی آن می باشد نه تنها اهداف مذکور تحقق نمی یابد، بلکه آرامش لازم در ارتباطات انسانی نیز از بین می رود. باید به خاطر داشته باشیم همه ما می‌خواهیم دیگران با نظرات ما موافقت  کنند و یا حداقل به افکار و احساسات ما احترام بگذارند و آنها را تایید کنند، زیر عقاید و نظرات ما برای خودمات کاملا” اهمیت ندارند، اگر در ارتباط با دیگران این تصور پیش آید که به نظرات آنها احترام نمی گذاریم، ارتباط روند مناسب و هدفمند خود را طی نمی نماید.
 در نظر گرفتن این نکته که اغلب مردم مانند ما فکر نمی کنند، احساس نمی کنند و به روش خود به دنیا نگاه می کنند بسیار اساسی است.
 گام پنجم: مخالفت نمودن به شیوه مناسب
 اگر بتوانیم بپذیریم که دیگران مانند ما نیستند آن وقت می توانیم به شیوه مناسب با نظرات و عقاید آنها که به نظر ما صحیح نیستند مخالفت کنیم. به عبارت دیگر بدون بحث و جدل مخرب که غالبا” همراه با بلند کردن صدا، داد و فریاد، خشم و غضب است می توانیم به نتیجه مناسب دست یابیم. یکی از مناسب‌ترین شیوه‌ها برای مخالفت کردن با نظرات و عقاید دیگران روش خلع سلاح است. در این روش، فرد در سخنان طرف مقابل حقیقتی را پیدا می کند (حتی اگر با مجموعه سخنان او موافق نیست ) و سپس در مقام موافقت و تایید آن حرف می زند.. این روش بر طرف مقابل تاثیر آرام بخش عجیبی می گذارد.
 ممکن است روش خلع سلاح را نپذیرد ولی جدل، بی فایده و همیشه بی سرانجام است، با این شیوه در واقع شما پیروز از بحث خارج می شوید و طرف مقابل نیز احساس پیروزی می کند و با آمادگی بیشتری به حرفهای شما گوش می دهد.
 مثال: همکلاسی شما می گوید: اصلا” حرفهای تو را قبول ندارم! پاسخ شما: بله حق باتوست، ما همیشه نباید دربست و به صورت صددرصد حرفهای دیگران را نپذیریم.
 باید به خاطر داشت که لحن پاسخ شما نیز مهم است. اگر پاسخ تحقیرآمیز باشد این روش اثر مطلوب را نخواهد داشت.
 گام ششم: خودشناسی و افزایش آگاهی
 شناسایی دنیای ذهنی دیگران، همدلی و همدردی کردن با آنها و یا به نتیجه رسیدن بحثهای ما با دیگران نیازمند خوشناسی و تلاشی برای افزایش اطلاعات و آگاهیهای خود جهت شناسایی دیگران و محیط زندگی است.
 آگاهی از نقاط قوت و ضعف، ترسها، امیال،‌ آرزوها و نیازهای خود و پذیرش صادقانه آنها، کمک می کند ویژگیها و وخصوصیات دیگران را واقع بینانه‌تر ببینیم و آنها را بپذیریم.
 در خودشناسی پاسخ دادن به سئوالاتی نظیر پرسشهای زیرکمک کننده است:
 -دوست دارم دوستان و افرادی که با آنها ارتباط نزدیک دارم چه ویژگیهایی داشته باشند؟
 -آیا می توانم رابطه صمیمانه و بدون قید و شرط را با دیگران برقرار نمایم؟
 -از درگیر شدن در یک رابطه دوستانه چقدر لذت میبرم؟
 -میزان تعهد من در ارتباطات اجتماعی چقدر است؟
 -در مواقع ضروری چقدر می توانم به دوستانم کمک کنم؟
 -آیا در دوستی و ارتباط با دیگران پیش قدم می شوم؟
 -زمانی که مسئله یا  مشکلی در ارتباط با دیگران پیدا می کنم چگونه عمل می کنم؟
 -آیا انتظارات من از دیگران واقع بینانه است؟
 باید به خاطر داشت خوشناسی و افزایش آگاهی مستلزم صرف وقت، صبوری و تلاشی در جهت تغییر ویژگیهای منفی خود است. علاوه بر عوامل فوق کمک گرفتن از افراد متخصص نظیر روانشناسان و مشاوران نیز ضروری است.
 گام هفتم: شناسایی افکار تحریف شده
 اکثر ما در ارتباط با دیگران در چارچوب افکار خود و احساسات از پیش تعیین شده و کلیشه‌ای خود رفتار می کنیم. در بسیاری از این افکار، تصویر صحیحی از واقعیتها موجود نمی باشد. بدین معنی که ما در فرآیند پردازش اطلاعاتی که نسبت به دیگران داریم دستخوش خطای شناختی می شویم. برای روشن‌تر شدن مطلب مثالی بیان می کنیم:
 آیا تاکنون برای شما پیش آمده است که سایه یک شیء مثل یک تکه چوب باریک و بلند یا ریسمانی را روی دیوار به شکل مار ببینید؟ مطمئنا” همه ما در طول زندگی بارها تجربیاتی از این دست داشته‌ایم به این قبیل تجربیات در علم روانشناسی احساس و ادراک، (( خطای حسی )) گفته میشود.
 سیستم شناختی ما نیز بعضا” دچار خطا و تحریف میشود. این خطاها را روانشناسان شناختی (( تحریف شناختی یا خطای شناختی )) می نامند. تحریفهای شناختی مثل آینه و یا دوربینی هستند که اشکال را به همان گونه که هستند بازنمایی نمی‌کنند، بلکه شکلهای عجیب و غریب و نادرستی را نشان می دهند.
 تحریفهای شناختی در ارتباطات انسانی مشکلات فراوانی ایجاد می‌کنند، لذا باید آنها را شناخت و در جهت تصحیح آنها گام برداشت. در اینجا به برخی از مهمترین تحریفهای شناختی همراه با مثال اشاره می کنیم.
 مثال: یکی از همکلاسی‌ها را در دانشکده می‌بینید و سلام می کنید، اما او جواب سلام شما را نمی دهد و بی تفاوت از کنار شما می گذرد.
 در این حادثه: ذهنی که دچار تحریف و خطای شناختی است، امکان دارد به یکی از شیوه‌های زیر این رفتار را تعبیر و تفسیر نماید.
 -او چقدر خودخواه و مغرور شده است ( پیش داوری )
 -حتما” من کاری کرده‌ام ( شخصی سازی )
 -همیشه دیگران را نادیده می گیرد ( تعمیم مبالغه آمیز )
 -رابطه‌ام را باید با او قطع کنم ( نتیجه گیری و یا تصمیم گیری شتابزده )
 همانطور که می بینید، هر کدام از شیوه‌های مذکور به نوعی منجر به قطع یا مخدوش شدن ارتباط ما با دیگران میشود، در حالی که شاید مسئله اساسی، عدم توان ما در پردازش اطلاعات صحیح و مبتنی بر واقعیت باشد، که باعث بوجود آمدن این مسئله شده است.
 باید به خاطر داشت زیر بنای تحریفهای شناختی باورهای غیرمنطقی است. برای شناسایی این دسته باورها و مبارزه با تحریفهای شناختی علاوه بر آگاهی، کمک گرفتن از افراد متخصص نظیر روانشناسان بسیار کمک کننده است. سعی می کنیم این گامها را به خاطر بسپاریم، آنها را به کار بندیم تا بتوانیم روابط اجتماعی موثر و مستحکم تری با دیگران برقرار کنیم.


 میگنا

۱۸ نکته برای ارتقای زبان جسمانی

مطالعات ، تجربه ها و تمرین های ضروری برای تدریس ، سخنرانی ، گویندگی ، گفتگو ، مناظره ، مجریگری ، مباحثه ، مذاکره و مصاحبه استخدامی و رسانه ای .

۴۱ - تمرین موارد و توجه به نکته هایی مهم برای ارائه سخنرانی و انجام گفتگویی موفق و مؤثر

۴۶

۱۸ نکته برای ارتقای زبان جسمانی

در این مقاله قصد داریم شما را با راه های جدیدی آشنا کنیم که از طریق آن زبان بدن خود را ارتقاء دهید. ارتقاء زبان بدن تغییر چشمگیری در مهارت های اجتماعی، جذابیت  . . .

ادامه نوشته

اثر شگفت انگیز کلمات

مطالعات ، تجربه ها و تمرین های ضروری برای تدریس ، سخنرانی ، گویندگی ، گفتگو ، مناظره ، مجریگری ، مباحثه ، مذاکره و مصاحبه استخدامی و رسانه ای .

۴۱ - تمرین موارد و توجه به نکته هایی مهم برای ارائه سخنرانی و انجام گفتگویی موفق و مؤثر

۴۲

اثر شگفت انگیز کلمات

ارسطو گفته است : " انسان ، چون ناطق است ، انسان است . " توان سخن گفتن ، بخش مهمی از ارتباطات میان فردی را تشكیل می دهد . در یك پژوهش علمی ، مشخص شده است كه . . .

 

ادامه نوشته

مهارتهای ارتباطی و گفتگو

مطالعات ، تجربه ها و تمرین های ضروری برای تدریس ، سخنرانی ، گویندگی ، گفتگو ، مناظره ،

مجریگری ، مباحثه ، مذاکره و مصاحبه استخدامی و رسانه ای .

۴۱ - تمرین موارد و توجه به نکته هایی مهم برای ارائه سخنرانی و انجام گفتگویی موفق و مؤثر

۲۴

مهارتهای ارتباطی و گفتگو

ادامه نوشته

واقعیت‌های ارتباطات غیرکلامی

مطالعات ، تجربه ها و تمرین های ضروری برای تدریس ، سخنرانی ، گویندگی ، گفتگو ، مناظره ،

مجریگری ، مباحثه ، مذاکره و مصاحبه استخدامی و رسانه ای .

۳۱- تمرین برقراری ارتباط مؤثر با مخاطبان و شنوندگان

۱۶

واقعیت‌های ارتباطات غیرکلامی

ارتباطات را می توان فرایند انتقال یامبادلة اطلاعات بین موجودات زنده دنیا تفسیر کرد که یکی از نیازهای اساسی و مهم وجود انسانهاست.

تجربه نشان داده است که انسانها زمانیکه . . .

ادامه نوشته

الفباي زبان بدن وارتباط آن درشناخت مخاطب

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرین های ضروری برای تدریس ، سخنرانی ، گویندگی ، گفتگو و مناظرات

۲۹ - مخاطب شناسی و شیوه های متقاعد کردن ، اقناع و ترغیب مخاطبان

۱۸

الفباي زبان بدن وارتباط آن درشناخت مخاطب

زبان بدن مي‌تواند به‌خوبي احساسي را انتقال داده يا معناي كلامي را تغيير دهد. هرگز اظهار دوستي و علاقه فردي درحالي‌كه اخم كرده و ترشرويي نشان مي‌دهد، قابل‌قبول نيست، پس بايد ياد گرفت چگونه زبان بدن را در زندگي روزمره وارد كرد .

شايد براي اكثر ما مصداق ارتباط برقرار كردن؛ گفتار و به عبارتي حرف زدن باشد ولي بايد بدانيد بيشتر ارتباط بين افراد از طريق زبان بدن است. در واقع . . .

ادامه نوشته

مطالعات ، تجربه ها و تمرین های ضروری برای سخنرانی و . . . 28 - حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفتهای آن

 

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت های بیان

( آسیب شناسی زبان سخنرانی و گفتگو )

۷۱

11 قانون اصلی برای ارتباطات انسانی

ادامه نوشته

مطالعات و تمرین های ضروری برای سخنرانی،گویندگی وگفتگو : 22- ارتباطات غیرکلامی و استفاده از زبان بدن

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرین های ضروری برای سخنرانی ، گویندگی و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غیر کلامی و استفاده از زبان بدن ( زبان جسمانی - زبان اشاره )

۳۲

اصول خواندن چشم‌ها

ادامه نوشته

مطالعات و تمرین های ضروری برای سخنرانی،گویندگی وگفتگو : 22- ارتباطات غیرکلامی و استفاده از زبان بدن

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرین های ضروری برای سخنرانی ، گویندگی و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غیر کلامی و استفاده از زبان بدن ( زبان جسمانی - زبان اشاره )

۳۱

وقتی با نگاه سخن می گوییم

ادامه نوشته

مطالعات و تمرین های ضروری برای سخنرانی،گویندگی وگفتگو : 22- ارتباطات غیرکلامی و استفاده از زبان بدن

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرین های ضروری برای سخنرانی ، گویندگی و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غیر کلامی و استفاده از زبان بدن ( زبان جسمانی - زبان اشاره )

۳۰

ارتباط موفق با زبان بدن

ادامه نوشته

مطالعات و تمرین های ضروری برای سخنرانی،گویندگی وگفتگو : 22- ارتباطات غیرکلامی و استفاده از زبان بدن

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرین های ضروری برای سخنرانی ، گویندگی و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غیر کلامی و استفاده از زبان بدن ( زبان جسمانی - زبان اشاره )

۲۹

زبان بدون دخالت زبان

ادامه نوشته

مطالعات و تمرین های ضروری برای سخنرانی،گویندگی وگفتگو : 22- ارتباطات غیرکلامی و استفاده از زبان بدن

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرین های ضروری برای سخنرانی ، گویندگی و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غیر کلامی و استفاده از زبان بدن ( زبان جسمانی - زبان اشاره )

۲۸

زبان بدن

چشم ها ، ابروها ، صورت ، دست ها ، پاها

ادامه نوشته

مطالعات و تمرین های ضروری برای سخنرانی،گویندگی وگفتگو : 22- ارتباطات غیرکلامی و استفاده از زبان بدن

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرین های ضروری برای سخنرانی ، گویندگی و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غیر کلامی و استفاده از زبان بدن ( زبان جسمانی - زبان اشاره )

۲۷

زبان چشم ها

ادامه نوشته

مطالعات و تمرین های ضروری برای سخنرانی،گویندگی وگفتگو : 22- ارتباطات غیرکلامی و استفاده از زبان بدن

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرین های ضروری برای سخنرانی ، گویندگی و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غیر کلامی و استفاده از زبان بدن ( زبان جسمانی - زبان اشاره )

۲۶

زبان بدن را بهبود بخشیم

ادامه نوشته

مطالعات و تمرین های ضروری برای سخنرانی،گویندگی وگفتگو : 22- ارتباطات غیرکلامی و استفاده از زبان بدن

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرین های ضروری برای سخنرانی ، گویندگی و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غیر کلامی و استفاده از زبان بدن ( زبان جسمانی - زبان اشاره )

۲۵

گوش دادن هم ارتباط کلامی است

ادامه نوشته

مطالعات و تمرین های ضروری برای سخنرانی،گویندگی وگفتگو : 22- ارتباطات غیرکلامی و استفاده از زبان بدن

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرین های ضروری برای سخنرانی ، گویندگی و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غیر کلامی و استفاده از زبان بدن ( زبان جسمانی - زبان اشاره )

۲۴

دست ها بلندتر از کلمات حرف می زنند !

ادامه نوشته

مطالعات و تمرین های ضروری برای سخنرانی،گویندگی وگفتگو : 22- ارتباطات غیرکلامی و استفاده از زبان بدن

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرین های ضروری برای سخنرانی ، گویندگی و گفتگو

۲۲ - ارتباطات غیر کلامی و استفاده از زبان بدن ( زبان جسمانی )

۲۳

« دست » ، زبان است

ادامه نوشته