چرا تپق مي زنم ؟

 

من موقع صحبت كردن با اطرافيانم، خيلي زياد، تپق ميزنم و واقعا از اين وضعيت ناراحتم لطفا كمكم كنيد !

خوشحاليم بار ديگرشما مخاطب ما هستيد اميدواريم راهنماي خوبي در رابطه با اين موضوع براي شما باشيم.

همانطور كه مي دانيد قدرت بيان يك مهارت است.مانند برخي از افراد كه اطلاعات بسيار خوب و ارزنده دارند اما قدرت تدريس و بيان آنها را ندارند يا فردي كه از لحاظ تئوري رانندگي را بلد است اما قدرت و مهارت عملي رانندگي را ندارد.لذا بايد بدنبال علل ضعف در قدرت بيان شما بود و بعلت اينكه اطلاعات كمي در موردشخصيت شما داريم به راحتي نمي توان راهكارهاي اختصاصي را خدمتتان بيان داريم لذا سعي مي كنيم تا كليات اين موضوع را خدمتتان بيان داريم و شما آنها را با وضعيت خودتان ارزيابي نماييد. يكي از عوامل سازنده كيفيت بيان و تكلم، احساسات دروني است.

معمولا افرادي كه از درون داراي آرامش كافي نبوده و . . . .

ادامه نوشته

اوتیسم (Autism)


 
کودکی پنج ساله است هنگام سخن گفتن سرش را به این طرف و آن طرف می چرخاند. نمی تواند به تنهایی به توالت برود و با دیگران ارتباط برقرار کند. از نگاه کردن به دیگران اجتناب می کند. اعمال حرکتی محدودی را انجام میدهد مثل انداختن یک شی، بلند کردن آن وانداختن مجدد آن. هنگامی که می نشیند با ریتم معینی به جلو و عقب می رود و هر تغییری در کارهای روزانه برایش سخت است. اوتیسم از نادرترین اختلالات رشد است ویک اختلال شدید رفتاری است که در اوایل کودکی بعد از دوره کوتاهی از رشد طبیعی آغاز می شود. در حدود سه تا چهارنفر درهر ده هزار نفر روی می دهد و در پسرها چهار برابر بیشتر از دخترهاست. درباره معنی و مورد استفاده کلمه اوتیسم در نوشته های تخصصی به معنی نوعی تفکر غیر واقع بینانه و خود محورانه که تحت کنترل نیازها و خواهش های شخصی بوده و با واقعیت خارجی ارتباط ندارد. این نوع تفکر در مواقع رویا، خیال بافی روزانه و خیال پردازی در همه افراد دیده می شود، با این تعبیر اوتیسم پدیده طبیعی است به شرط اینکه صاحب فکر خود بتواند بین واقعیت و خیال فرق قائل شده و نگذارد تحریف ناشی از اوتیسم سررشته افکار او را به دست بگیرد.

علائم اوتیسم:
به نظر می رسد که بچه های اوتیسم کارها و رفتارهایی را که از بچه های عادی و سالم سر می زند انجام نمی دهد. مادران بچه های اوتیسم متوجه شده اند که این کودکان هیچگاه دست خود را برای گرفتن چیزی دراز نمی کنند. هیچ وقت لبخند نمی زنند و به دیگران نگاه نمی کنند و هرگز به رفت و آمد انسانهای دیگر توجه ندارند و    .............

ادامه نوشته

گفتار در کودکان

از زمانی که نوزاد شما در لحظه تولد گریه می کند، درواقع روند رشد گفتار خود را آغاز کرده است. در روزها و ماه های اول، به تدریج از گریه او کم شده و بر صداسازی هایش افزوده می شود. کم کم فرزند شما اصطلاحا قان و قون می کند و بعد یاد می گیرد از هجاهای یکسان کلماتی مثل دد، قاقا بسازد که او را به آنچه می خواهد برساند.

در یک سالگی کودک دستورهای ساده (مثل بده، بگیر، ببر، بنداز، بردار و...) را می فهمد و انجام می دهد. سعی می کند صداهایی مثل آنچه از شما می شنود، بگوید. اسم چیزهای آشنا را (مثل بابا، مامان، ماشین، چشم، پا، گوشی، کلید و...) می داند. در حدود 10 کلمه ساده به کار می برد و می داند که برای جلب توجه بزرگترها به جای گریه کردن باید از گفتار یا صداهای دیگر استفاده کند.

در دو سالگی می تواند تعدادی از اشیا معمولی اطرافش را نام ببرد و بین 100 تا 200 کلمه می گوید. گفتارش از عبارت های یک یا دو کلمه ای تشکیل شده و حداقل دو حرف اضافه (مثل تو، رو، زیر) به کار می برد. از ضمیر من و تو به درستی استفاده می کند. سوالاتی مثل توپ کو؟ یا این چیه؟ می پرسد و می تواند به درخواستهای چند کلمه ای (مثل چشماتو نشونم بده) پاسخ دهد. در این دوره کودک از گوش کردن داستان های ساده لذت می برد و   ...   ...   ...

ادامه نوشته

ناروانی طبیعی چیست و چگونه با كودك ناروان رفتار كنیم؟ ـ 28 توصیه ی گفتاردرمانی

تعريف ناروانی طبیعی:

ناروانی طبیعی گفتار معمولا در سنین 5-2 سالگی در كودكان دیده می شود. معمولا80% کودکانی که دچار ناروانی طبیعی هستند بهبودی خود به خودی پیدا می کنند و بقیه دچار لکنت می شوند بنابراین بهتر است برای اینکه بهبودی به 100% برسد برنامه مشاوره و درمان را توسط گفتار درمان برای کودکان نلروان طبیعی اجرا کنیم .

تفاوت ناروانی طبیعی با لکنت:
1- تکرار های فردی لکنتی نا منظم است ولی در فرد ناروان دارای نظم خاصی است .
2- مدت زمان سرعت تکرار در فرد لکنتی سریعتیر از حد معمول است ولی در ناروان طبیعی با بقیه گفتارش تفاوتی ندارد.
3- دددر زمان تکرار در فرد لکنتی تنش و انقباض عضلانی وجود دارد ولی در فرد ناروان وجود ندارد.
4- فرق لکنتی به درجاتی مشکل خود را می شناسد و   ....    .... 

ادامه نوشته

انواع اختلالات صوت

انواع مختلفی از اختلالات صوت در میان افراد میتلا دیده می شود . در نوع تقسیم بندی اختلالات صوت ، این اختلالات به دو دسته اختلالات عضوی و روانزاد تقسیم بندی می شوند : ( آوا )

· اختلالات عضوی
این اختلالات به دلیل یک انقطاع یا گسیختگی در سطح تقریبا صاف صوتی رخ می دهد . این اختلالات شامل موارد زیر می باشد :
· گل های صوتی ( تشکیل پینه بر روی تارهای صوتی )
· لارنژیت ( التهاب حنجره )
· پولیپ های صوتی ( تشکیل کیسه های پر از آب بر روی تارهای صوتی )

· تومور های حنجره
· زخم خای تماس
· فلج تار های صوتی ( به دلیل ضربه یا آسیب به عصب حنجره )

· بیماری مسدود کننده مزمن ریه ها
· جراحی ( مثل برداشتن حنجره ) ( آوا )

اختلالات روانزاد :
همانطور که ویژگی های شخصیتی و صوتی با هم در ارتباط دارند ، مشکلات روانی ، فشار های محیطی و انواع آسیب های روانی نظیر افسردگی ، کزوفرنی نیز بر روی ویژگی های صوتی تاثیر می گذارند . این اختلالات شامل :
عاطفی و تنش اسکلتی – عضلانی : معمولا بد و نادرست استفاده کردن می باشد که   .......

ادامه نوشته

آواشناسی

 

آن دسته از صداها که توسط اندام گفتاری تولید میشوند،صداهای زبانی نام دارد. آواشناسی از واژه یونانی به معنای صدا یا صوت ،شاخه ای از زبان شناسی است که به مطالعه صوت گفتاری انسان می پردازد و به شاخه های متعدّدی تقسیم می شود:
1-آوا شناسی شنیداری:درک گفتاری از طریق گوش صورت می گیرد. (کودک بسیاری از آموخته های خود را چه قبل و چه بعد از ورود به مدرسه از این طریق کسب می کند).

2-آوا شناسی فیزیکی: با خصوصیّات فیزیکی گفتار به عنوان امواج صوتی سروکار دارد.مثل فرکانس صداها بین افراد مختلف.
3- آواشناسی تولیدی:به مطالعه نحوه تولید آواها می پردازد.از جمله:
*دو لبی: م – ب - پ
*لبی دندانی: واو – ف
*دندانی:ای
*دندانی لثوی:د – ت
*لثوی: ز – س – ن – ر – ل
*کامی: ی

واج شناسی:
واج در زبان شناسی کوچکترین جزء کلام است که به کمک آن ها تکواژها ساخته می شود. مثلا کلمه "ما" از دو واج "م" و "ا" ساخته شده است. واج با حرف متفاوت است . حرف صورت مکتوب واج است .
در زبان فارسی این ارتباط یک به یک نیست . مثلا   ........

ادامه نوشته

پولیپ بینی

 

پولیپ بینی تودۀ خاکستری و گاهی بی رنگی است که معمولا ازمخاط سینوسها و گاها از خود بینی منشاء میگیرد. در غالب موارد پولیپهای بینی پایه دار و متعدد بوده و در داخل هر دو بینی ظاهر میشوند هر چند که ممکن است فقط در یک بینی و به طور منفرد نیز دیده شود. ظاهر پولیپهای بینی شبیه دانه های انگور است . اگر پزشک با وسیله ای این پولیپها را لمس کند ، متحرک هستند یعنی با لمس میتوان آنها را جابجا کرد و ضمنا لمس آنها دردناک نیست. در مواردي كه پوليپ خيلي بزرگ شود از سوراخ بيني نيز قابل رويت است و گاهي مي تواند از پشت بيني وارد حلق شود و اگر بيمار دهانش را باز كند در داخل حلقش قابل رويت باشد .

علت ایجاد پولیپ بینی کاملا مشخص نیست اما بدون شک التهابات و عفونتهای مزمن داخل بینی از عوامل اصلی پیدایش پولیپ بینی هستند. پوليپ بيني معمولا به دليل آلرژي بيني ايجاد مي شود كه ممكن است با حساسيت هاي ديگري مثل آسم و يا حساسيت هاي پوستي نيز همراه باشد. بدليل حساسيت ، مخاط بيني متورم شده و كم كم به شكل نسج اضافي درمي آيد كه داخل بيني وسينوسها را پرمي كند و به تدريج بر ميزان آن افزوده مي شود . با توجه به نقش انکار ناپذیر حساسیت مزمن بینی در ایجاد پولیپ بینی ،درمان به موقع آلرژی میتواند ازپیدایش پولیپ جلوگیری کرده و   ...

ادامه نوشته

گفتار درمانی

بعضی از بچه‌ها در گفتن حروف یا کلمات مشخصی مشکل دارند. این موضوع می‌تواند آزاردهنده باشد، چون دیگران ممکن است متوجه نشوند که آن کودک سعی دارد چه بگوید. اما خبر خوب این است که این‌جور بچه‌ها می‌توانند پیش یک متخصص گفتار درمانی بروند و مشکلشان را حل کنند.

متخصص گفتار درمانی به چه کسانی کمک می‌کند؟
متخصصان گفتار درمانی می‌توانند به آدم‌هایی از هر سن و با هرنوع مشکل و ناتوانی در حرف زدن کمک کنند. بعضی از ناتوانی‌های گفتاری عبارتند از:

اختلالات بیان: اگر بچه‌ای در گفتن بعضی از حروف مشخص مثل "ر" و "س" مشکل داشته باشد، گفته می‌شود که دچار اختلالات بیان است. این‌جور بچه‌ها معمولاً نوک زبانی حرف می‌زنند و مثلاً‌ به جای کلمه‌ی "ران" می‌گویند "وان" يا مثلا "يان"!!
مشكل لُکنت زبان: بعضی از بچه‌ها وقتی می‌خواهند یک کلمه را به زبان بیاورند، یک حرف مشخص از آن را مدام تکرار می‌کنند و نمی‌توانند کلمه را به طور کامل ادا کنند. مثلاً اگر چنین بچه‌ای بخواهد بگوید "استراحت"، ممکن است روی حرف "س" گیر کند و بگوید "اِس- اِس- اِس- استراحت"، یا مثلاً حرف "س" را بی‌اختیار بِکِشد و بگوید "اِسسسستراحت".
اختلالات صدایی: ممکن است بچه‌ای اختلال صدایی داشته و   ...   ...   ...

ادامه نوشته

صوت درمانی

 

اين روش درمانى ساده ‏ترين تعريف را دارد: استفاده از امواج صوت براى شفاى بيمارى‏ها.
نيروي درماني صدا اولين بار به وسيله پزشكان در اواخر قرن نوزدهم شناخته شد. گفته مي­شود, ارتعاشات صوتي با موجهايي در فركانسهاي مختلف در اعمال معين فيزيولوژيكي و هيجاني، مانند ضربان قلب و تنفس تأثيرگذار هستند. حتي صوتهايي در فركانسهاي مافوق ميزان شنوايي گوش انسان (آستانه شنوايي) مي‌توانند تأثير داشته باشند. درمانگر‌ها از شيوه‌هاي متفاوتي استفاده مي‌كنند. و با يك صدا يا وسايل موزيكال يا الكترونيكي براي توليد امواج صوتي، كه آنها مدعيند، تعادل را به بدن بر مي‌گرداند و خود التيامي را افزايش مي‌دهد,کارمي­کنند. صوت درمانيها در غرب و   ....   ....    .....  

ادامه نوشته

تاثیرات صدای ما بر دیگران

تاثیرات صدای ما بر دیگران

صدای آدمی را می‌توان به یك آلت موسیقی تشبیه كرد كه طبعا نت‌های یكنواخت را نمی‌نوازد. وقتی زخمه‌ای بر چنگ دل خویش می‌زنید، كلمات را با لحنی خشن، ملایم یا معمولی و با زیر و بمی متفاوت، ملایم یا یكنواخت ادا می‌كنید.

تمام این خصوصیات در برداشت شنونده از پیام شما نقشی اساسی دارد. كارشناسان معتقدند كه 38 درصد از استنباط اولیه از هر عبارت، بستگی به نحوه آن دارد. در حقیقت مردم از طرز گفتار ما درباره ما به قضاوت می‌نشینند.

نگاه كردن به آینه امروزه امری طبیعی است و هر كس حداقل یك بار در روز به آینه نگاه می‌كند و به چهره خویش خیره می‌شود. در مقابل، شما هرگز صدای خود را آن گونه كه دیگران می‌شنوند، نمی‌شنوید. برای اولین بار كه شما صدای خود را از طریق ضبط صوت شنیده‌اید، غالبا برایتان عجیب بوده و گاه تكان‌دهنده یا مایوس‌كننده. شما ممكن بود اصلا صدای خود را نشناسید و تصور كنید صدا، صدای دیگری است. در حقیقت صدای هر انسانی منحصر به فرد است. برای آن كه صدای هر انسان فقط خاص او باشد و نه كس دیگری. برخلاف بسیاری از ما انسان‌های عادی، هنرپیشگان، آوازخوانان و سخنرانان دقیقا می‌دانند كه صدای آنان چگونه است و   ...   ...   ...

ادامه نوشته

۶‏‎ ‎نکته برای تشخیص مشکلات صوتی‎

 

۶‏‎ ‎نکته برای تشخیص مشکلات صوتی‎ 

از جمله دلایل معمول ایجاد تغییر در صدا چیست؟‎

تغییر صدا گاهی اوقات در پی عفونت دستگاه تنفسی فوقانی ایجاد می شود که تا دو هفته بیشتر به طول نمی انجامد.

عفونت ‏قسمت بالای سیستم تنفسی که در پی سرما خوردگی ایجاد می شود سبب تورم تارهای صوتی شده و در نتیجه میزان ارتعاش ‏انها را تغییر می دهد و باعث می شود که   ...   ...  ..

ادامه نوشته

هشت راه برای نازک / کلفت شدن صدا

 

هشت راه برای نازک / کلفت شدن صدا

صدا یکی از مهمترین عوامل تشخیص زن یا مرد بودن است، تراجنسی ها در حین انجام مراحل تغییر باید برای صدای خود نیز برنامه ای بریزند تا اعتماد به نفس بیشری به دست آورند. معمولا اولین راهی که برای اصلاح صدا به ذهن انسان می رسد داروها و جراحی سیبک گلو است اما این روش ها کم اثرترین روش برای تغییر صدا است. برای نازک یا کلفت شدن صدا بهترین و موثرترین راه تمرین هایی است که حنجره و پرده صوتی را برای صدای جدید آماده سازد
در این مطلب ۸ راه ساده ولی موثر برای کلفت یا نازک شدن صدا رابا هم مرور خواهیم کرد.

۱- خواننده شوید

یکی از بهترین روش های تغییر در صدا همراهی با خواننده مورد علاقه خود است. به عنوان مثال خواننده زن مورد علاقه خود را پخش کنید و با صدای بلند با آن همخوانی کنید و سعی کنید صدای خود را تا جای ممکن به آن شبیه کنید. سعی کنید خواننده ای را انتخاب کنید که   ...   ....    ....

ادامه نوشته

صدا درمانی

صدا درمانی

صدا درمانی یا تمرین صدا به روش‌هایی گفته می‌شود که برای تغییر در صدای انسان بدون نیاز به جراحی استفاده می‌شود.جراحی زنانه سازی صدا با روش‌های صدا درمانی متفاوت است.جراحی زنانه سازی صدا به روش‌های دارویی و درمانی تغییر صدا می‌گویند در حالی که صدا درمانی به روش‌های تمرینی تغییر صدا گفته می‌شود.

صدا به عنوان یکی از شاخصه‌های مهم تشخیص جنسیت شناخته می‌شود. معمولا تراجنسی‌های زن صدا درمانی را به عنوان بخشی از مراحل تغییر انجام می‌دهند تا راحت‌تر توسط جامعه به عنوان زن شناخته شوند.

مبدل‌پوشان نیز ممکن است مایل باشند صدا درمانی را انجام دهند تا به صدای زنانه برسند.

خلاصه
زمانی که هوا از ریه به سمت حنجره می‌آید و از چاکنای عبور می‌کند، تارهای صوتی به لرزش در‌می‌آیند و صدا به وجود می‌آید. لرزش تارهای صوتی باعث ایجاد صدا می‌شود و  ............

ادامه نوشته

"ل" مثل لکنت

 

چطور با یکی از اعضای خانواده که دچار لکنت است ارتباط برقرار کنیم؟
به خاطر داشته باشید که اگر زمان حرف زدن با کودک یا بزرگسالی که دچار لکنت است احساس ناراحتی کنید، این احساس منفی به طرف مقابل هم القا می شود. البته بروز لکنت عمدتا در کودکان مشاهده می شود و شاید به جرات بتوان گفت که حدود یک درصد از افراد در جامعه ممکن است در بزرگسالی دچار لکنت باشند اما در کل هستند خانواده هایی که درگیر این مساله بوده و لذا...........

ل مثل لکنت
لکنت یک اختلال در جریان روانی گفتار فرد می باشد . اینکه علت واقعی و معین لکنت چیست، موضوعی است که هنوز به طور کامل کشف نشده اما تحقیقات دانشمندان نظریات متفاوتی را در این زمینه ارائه کرده است. آنچه روشن است اینکه علتهای متفاوتی سبب لکنت در افراد مختلف می شود. اما اینکه مهمترین علت چیست جای سۆال است.

حدود 55 میلیون نفر از مردم دنیا ، بزرگسال یا کودک دارای لکنت می باشند که این تعداد حدوداً 1% از جمعیت مردم در کشورهای مختلف جهان راتشکیل داده است. طبق آخرین برآورد در ایران احتمالاً این جمعیت حدود نیم میلیون می باشد. پس خود این آمار نشان می دهد که ضروری است همه ما طرز برخورد با یک فرد مبتلا به لکنت را بیاموزیم به خصوص اگر این فرد یکی از اعضای خانواده یا نزدیکان ما باشد.
به خاطر داشته باشید که اگر زمان حرف زدن با کودک یا بزرگسالی که دچار لکنت است احساس ناراحتی کنید، این احساس منفی به طرف مقابل هم القا می شود.

البته بروز لکنت عمدتا در کودکان مشاهده می شود و شاید به جرات بتوان گفت که حدود یک درصد از افراد در جامعه ممکن است در بزرگسالی دچار لکنت باشند اما در کل هستند خانواده هایی که درگیر این مساله بوده و لذا برای مواجهه با این شرایط باید اموزش ببینند. خصوصا که که طرز رفتار خانواده با این دست افراد خصوصا کودکان، در شکل گیری اعتماد به نفس آنها در آینده و   .....

ادامه نوشته

چگونه «گفتار درونی» می‌تواند ما را بیشتر به خودمان بشناساند

صدایی از درون:

«در اندرون منِ خسته دل ندانم کیست/ که من خموشم و او در فغان و در غوغاست». حافظ شیرازی که از ناله‌های درونش به‌ستوه آمده، این‌گونه سروده است. اما واقعا آن صدا چیست که درون سر ماست و گاهی به ما نصیحت می‌کند، گاهی برحذر می‌دارد، گاهی مجادله می‌کند و...؟ ماهیت‌اش چیست؟ وجودش چقدر برای ما مفید است؟ صداهای درونی ما بیش از آن‌که ممکن است تصور کنید، بر افکار و تصمیم‌های ما اثر دارند. مقالۀ حاضر، کاوشی است جذاب دربارۀ این موضوع.

چارلز فرنیهو، ترجمه: فرهاد سلطانی‌نژاد، منبع: نیوساینتیست/ این موضوع هر جایی می‌تواند رخ دهد. هنگام رانندگی، قدم زدن در کنار رودخانه یا بی‌حرکت نشستن در برابر یک صفحۀ خالی. گاهی اوقات ناگهانی، و گاهی به‌تدریج و غیر قابل درک، من از حضور کلماتی آگاه می‌شوم که هیچ‌کس دیگری نمی‌تواند بشنود؛ کلماتی که به من چیزهایی می‌گویند، راهنمایی‌ام می‌کنند یا اقدام‌هایم را ارزیابی می‌کنند. من کاری کاملا معمولی انجام می‌دهم ــ فکر می‌کنم ــ و این فکر، شکل یک صدا را در درون سر من به خود می‌گیرد.

اگر از کسی بخواهید تا بر جریان آگاهی‌اش تمرکز کند، معمولا چنین تجربه‌ای را شرح خواهد داد. نام آن عموما «گفتار درونی» است؛ هرچند به‌ آن صدای درونی، تک‌گویی یا مکالمۀ درونی، یا فکر شفاهی هم گفته می‌شود. با این‌که فیلسوفان مدت‌هاست به رابطۀ میان زبان و فکر علاقه‌مندند، بسیاری پیش از این اعتقاد داشتند گفتار درونی موضوعی خارج از قلمرو دانش است. اما با آزمایش‌های تجربی نو برای بررسی بیشتر این موضوع و مخصوصا استفاده از ابزارهای تصویربرداری مغز، این روند هم‌اکنون در حال تغییر است. ما شروع به درک این موضوع کرده‌ایم که تجربۀ گفتار درونی چگونه در مغز شکل می‌گیرد، ویژگی‌های اختصاصی آن چیست و در فرایندهایی مثل کنترل بر خود و خودآگاهی چه نقشی دارد. صدای درون سر ما سرانجام در حال آشکار کردن رازهای خود است، و همان‌قدر قدرتمند است که تصورش را می‌کردیم.

الهام‌بخش بسیاری از تحقیقات کنونی، نظریات یک دانشمند روس است که مدت زمان طولانی مورد بی‌توجهی قرار گرفته بودند. «ال. اس. ویگوتسکی» (L. S. Vygotsky) روان‌شناسی بود که فعالیت حرفه‌ایش مقارن با سال‌های آغازین حکومت اتحاد جماهیر شوروی بود. تا زمان مرگ نابهنگام‌اش از بیماری سل در اواخر دهۀ سی سالگی، ویگوتسکی تنها حدود ۱۰ سال در زمینۀ روان‌شناسی مطالعه و تحقیق کرد. (همین موضوع باعث شده برخی او را «موتسارت روان‌شناسی» بنامند.) ویگوتسکی که کارش را با مشاهدۀ کودکانی که در حین بازی با خودشان حرف می‌زدند آغاز کرد، فرضیه‌ای را مطرح کرد مبنی بر این‌که این «گفتار خصوصی» از دل مکالمۀ اجتماعی با والدین و مراقبان شکل می‌گیرد. در طول زمان، این حرف‌های زیرلبی بیشتر درونی می‌شوند تا سرانجام گفتار درونی را شکل می‌دهند.

اگر ویگوتسکی درست گفته باشد، گفتار درونی باید ویژگی‌های خیلی خاصی داشته باشد. چون از دل تعاملات اجتماعی شکل می‌گیرد، باید برخی از کیفیت‌های مکالمه را داشته باشد؛ یعنی تبادل افکار بین دیدگاه‌های مختلف. ویگوتسکی همچنین پیشنهاد کرد که گفتار درونی در فرایند درونی شدن، تغییر و تحول‌های مهمی را از سر می‌گذراند؛ مثلا نسبت به گفتار بیرونی خلاصه‌تر و فشرده‌تر می‌شود. برای نمونه، وقتی صدای برخورد فلز را شب‌هنگام از بیرون می‌شنوید و درمی‌یابید که مقصر گربه است، ممکن است فقط بگویید: «گربه»؛ چون همین خرده‌گفتار، تمام اطلاعات لازم برای شرح ماجرا به شما را در خود دارد.

تا حدی به این دلیل که دولتمردان شوروی مانع پیشرفت کارهای ویگوتسکی می‌شدند، بسیار طول کشید تا ایده‌های او در غرب شناخته شوند؛ و باز هم بیشتر طول کشید تا پژوهشگران دریابند آیا افراد وجود این ویژگی‌ها را گفتارهای درونی‌شان گزارش می‌کنند یا خیر. در نخستین تحقیق از این نوع، که در سال ۲۰۱۱ در دانشگاه دورهام در انگلستان انجام شد، من و همکارم «سایمون مک‌کارتی-جونز» دریافتیم که ۶۰ درصد از افراد عنوان کرده‌اند که گفتار درونی‌شان ویژگی رفت و برگشتیِ یک مکالمه (دو نفره) را دارد.

شنودِ افکار

روش‌های موسوم به «گزارش از خود» محدودیت‌های خاص خودشان را دارند؛ نه‌فقط برای این‌که از افراد خواسته می‌شود به پس بنگرند و دربارۀ تجربه‌های درونی‌شان نظر بدهند. روش دیگر که تصویر بهتری از افکار افراد را در یک بازۀ زمانی خاص به‌دست می‌دهد، از سوی روان‌شناسی به نام «راسل هارلبرت» (Russell Hurlburt) از دانشگاه نوادا در لاس وگاس پیشنهاد شده است. در این روش، به شرکت‌کنندگان آموزش داده می‌شود تا در واکنش به صداهای رندوم (تصادفی) یک دستگاه پیجر، توصیف‌های بسیار دقیق از تجربه‌های درونی‌شان را بیان کنند. چنین مطالعاتی نشان داده که افراد عموما قطاری از افکار را گزارش می‌دهند که سریع‌تر از چیزی که آن موقعیت خاص اجازه می‌دهد، گسترش می‌یابند، و در عین حال نشانی از شتاب‌زدگی در این فرایند وجود ندارد؛ که خود می‌تواند شاهدی بر فشردگی جملات باشد که ویگوتسکی مطرح کرده بود.

نظریۀ ویگوتسکی برخی از روش‌هایی را که طی آنها گفتار درونی در مغز ساخته می‌شود، شرح می‌دهد. اگر همان‌طور که خود او گفته بود اینها از گفتار بیرونی ناشی شده باشند، انتظار می‌رود که شبکه‌های عصبی یکسانی را تحریک کنند. سال‌ها پس از درگذشت ویگوتسکی، روش‌های تصویربردای اف.ام.آر.آی نشان داده که گفتار درونی با بخشی از مغز شامل منطقه‌ای موسوم به ناحیۀ بروکا در ارتباط است که می‌دانیم در تولید گفتار هم نقشی حیاتی دارد.

این‌که گفتار درونی و بیرونی چقدر هم‌پوشانی دارند، امری است که هنوز محل بحث است. برمبنای یک دیدگاه، گفتار درونی همان گفتار بیرونی بدون بیان کلمات (با ابزارهای تولید صدا در آدمی) است. به این معنا که مغز گفتاری را طرح‌ریزی می‌کند، اما ماهیچه‌ها را درگیر حرکت برای تلفظ آنها نمی‌کند. اگر این‌گونه باشد، صدای درونی ما باید همان تُن، زیر و بمی و لهجۀ گفتار بیرونیِ معمول ما را داشته باشد.

سرنخ‌هایی در دست است که نشان می‌دهد ممکن است قضیه به همین شکل باشد. در آزمایشی در انگلستان، از شرکت‌کنندگانی از بخش‌های شمالی و جنوبی کشور با لهجه‌های متفاوت، خواسته شد قطعه‌شعرهایی را که روی صفحه می‌دیدند، در ذهن بازخوانی کنند.

با ردگیری حرکت چشم شرکت‌کنندگان، محققان دریافتند وقتی قافیۀ شعر با لهجۀ آنها هم‌خوان نبود، در فرایند خواندن اختلال ایجاد می‌شد. گرچه این تحقیق نشان می‌دهد که گفتار درونی قطعا لهجه‌دار است ــ و احتمالا سایر ویژگی‌های گفتار زبانی را هم دارد ــ اما شاید گفتار درونی ناشی از خواندن یک متن، با آن نوع گفتار درونی خودانگیخته و هر روزۀ ما فرق داشته باشد؛ که خود نشان می‌دهد آزمایش‌های دقیق‌تری برای بررسی این موضوع باید طرح‌ریزی شود.

حرف‌های روحیه‌بخش

خب تا اینجا دربارۀ ویژگی‌های اختصاصی گفتار درونی خیلی صحبت کردیم. اما این گفتار واقعا چه کارکردی دارد؟ اصلا کار خاصی انجام می‌دهد؟ ویگوتسکی عنوان کرده بود که کلمات در گفتار درونی، ابزارهای روان‌شناختی برای تغییر شکل کارِ مورد نظر هستند؛ همان‌طور که مثلا استفاده از پیچ‌گوشتی، کارِ سر هم کردن یک سرپناه را تغییر شکل می‌دهد. ریختن افکار در قالب کلمات، شکلی ملموس‌تر به آنها می‌بخشد که باعث می‌شود استفاده از آنها آسان‌تر شود. شاید هم تفکر شفاهی اجازۀ ارتباط میان سایر سیستم‌های شناختی مغز را صادر می‌کند که در نتیجه، زبانی مشترک را برای مغز فراهم می‌کند.

یکی از جالب‌ترین پیشگویی‌های ویگوتسکی این بود که گفتار درونی و خصوصی، با استفاده از کلمات برای هدایت اقدام‌های ما، راهی را برای کنترل رفتارمان در اختیار ما می‌گذارند. مثلا وقتی در تراکم ترافیک به سمت یک میدان می‌رانم، به خودم می‌گویم: «راه را برای سمت راستی‌ها باز کن»؛ مخصوصا اگر تازه در خارج از کشور رانندگی کرده باشم. بنابراین اگر سیستم‌های ایجادکنندۀ گفتار درونی مختل شوند، کارایی ما در برخی امور که نیازمند طرح‌ریزی و کنترل است با تاخیر یا مشکل مواجه خواهد شد؛ و این امر می‌تواند پایۀ طراحی آزمون‌هایی قوی برای راستی‌آزمایی این نظریه باشد.

در چنین آزمایش‌هایی معمولا از شرکت‌کنندگان خواسته می‌شود در حین انجام یک کار، کلمه‌ای را بلند با خودشان تکرار کنند تا مانع ظهور افکار شفاهی شوند (به این تکنیک، «سرکوب زبانی» می‌گویند). با این روش، «جین لیدستون» (Jane Lidstone)، یکی از همکاران من در دانشگاه دورهام، کارایی تعدادی کودک ۷ تا ۱۰ ساله را بررسی کرد که یک بازی فکری موسوم به «برج لندن» را انجام می‌دادند. (در این بازی، توپ‌های رنگی باید بین سه میله با اندازه‌های متغیر جابه‌جا شوند تا الگویی خاص ساخته شود.) لیدستون دریافت که عملکرد بچه‌ها در حالتی که مجبور بودند کلمه‌ای را بلند تکرار کنند، بدتر از حالتی بود که با یک پایشان مرتب به زمین می‌زدند. نتایج مشابهی از تحقیق روی بزرگسالان به دست آمده است. گرچه آزمایش‌هایی نظیر اینها ممکن است مصنوعی به‌نظر برسند، اما ابزارهایی را برای کنترل شرایط در اختیار محققان قرار می‌دهد که هر فعالیت علمیِ سالم (مخصوصا برای موضوعی همچون بررسی کنترل بر خود)، به آن نیاز دارد. عرصۀ علم، جایگاه حدس و گمان‌های بی‌پایه نیست.

با این حساب، می‌دانیم که گفتار درونی نقشی در تنظیم رفتارهای ما بازی می‌کند، اما آیا در برانگیختن آن هم نقش دارد؟ تحقیق روی گفتار خصوصی کودکان، نشان می‌دهد که این گفتار اغلب با احساس یا انگیزش همراه است. ورزشکاران عموما پیش از حضور در میدان، در هنگامۀ آن و همین‌طور پس از پایان کار، با خودشان حرف می‌زنند و کلمات روحیه‌بخش می‌گویند. در پژوهش روی کیفیت گفتار درونی، من و مک‌کارتی-جونز دریافتیم که دو سوم دانشجویان عنوان کرده‌اند از گفتار درونی برای ارزیابی رفتار خود یا ایجاد انگیزه در خود استفاده می‌کنند.

گفتار درونی حتی ممکن است کمک کند ما نسبت به خودمان به‌عنوان «فرد»، آگاه‌تر شویم. برخی فیلسوفان عنوان کرده‌اند که آگاهی از گفتار درونی، برای درک فرایندهای ذهنی‌مان (یکی از جنبه‌های چیزی که روان‌شناسان «فراشناخت» می‌خوانند) ضروری است. بچه‌ها عموما تا سن حدود ۴ سالگی، از وجود گفتار درونی‌شان آگاهی نمی‌یابند؛ هرچند معلوم نیست این امر نشان‌دهندۀ ناتوانی آنها برای تمرکز روی فرایند افکارشان است یا این حقیقت که گفتار درونی تا آن سن هنوز کاملا درونی نشده است. «آلن مورین» (Alain Morin)، روان‌شناس در دانشگاه مونت رویال در کالگری کانادا، دریافته است افرادی که عموما از گفتار درونی استفاده می‌کنند، «خود-ادراکی» بالاتری از خود نشان می‌دهند. او می‌گوید: «گفتار درونی به ما اجازه می‌دهد که احساسات، انگیزه‌‌ها، افکار و الگوهای رفتاری‌مان را با کلمات ارزیابی کنیم.» او می‌افزاید: «این فرایند، امکان می‌دهد آن‌چه را که در نبودِ آن بیشتر در قلمرو ناخودآگاه باقی می‌ماند، به ردیف جلوی آگاهی و خودآگاهمان بیاوریم.»

در حالی‌که محققان همچنان در حال جمع‌آوری شواهد هستند، این نتایج بی‌شک نشان می‌دهد که صدای درون سر ما برای بسیاری از فرایندهای شناختی مهم است. اما کسانی که به هر دلیلی به‌شکل معمول با خودشان حرف نمی‌زنند چه؟ همان‌طور که انتظار می‌رود، افراد ناشنوا که از طریق زبان اشاره ارتباط برقرار می‌کنند، با خودشان هم اغلب به زبان اشاره حرف می‌زنند. در عین حال، افراد مبتلا به «اوتیسم» که اغلب در زمینۀ ارتباطات زبانی دچار مشکل هستند، ظاهرا از گفتار درونی برای طرح‌ریزی استفاده نمی‌کنند؛ هرچند آن را برای مقاصد دیگر نظیر حافظۀ کوتاه‌مدت به‌کار می‌برند. مشکل مهم‌تر در افرادی است که نواحی مرتبط با زبان در مغز آنها آسیب دیده است؛ طوری که می‌تواند صدای درونی را کاملا خاموش کند. یکی از این افراد گزارش داده پس از سکته‌ای که سیستم زبانی او را دچار آسیب کرد، خودآگاهی‌اش مختل شد. این موضوع، دیدگاه مورین را که تفکر زبانی برای درک از خود اهمیت دارد، تقویت می‌کند.   

توجه به تفاوت‌ها میان افراد، ممکن است رویۀ تاریک گفتار درونی را هم به ما نشان بدهد؛ چرا که دریافته‌ایم تک‌گویی درونی همیشه هم برای سلامت ما مفید نیست. وقتی ما نگرانیم و عمیقا در فکریم، معمولا کلمات در سرمان می‌چرخند؛ و گفتار درونی شاید با نگه داشتن فکرها در سر ما (که بهتر بود دور ریخته می‌شدند)، نگرانی و افسردگی ما را بیشتر ‌می‌کند. اما گفتار درونی شاید مهم‌ترین نقش خود را در تجربه‌ای بازی می‌کند که اغلب با سایر انواع اختلال‌های ذهنی در ارتباط است. افراد مبتلا به عارضه‌های روانی خاص (به‌ویژه اسکیزوفرنی)، و همچنین اقلیت کوچکی از کسانی که هیچ بیماری روانی‌ای ندارند، می‌گویند گاهی اوقات صدای کسی را می‌شنوند در حالی‌که کسی پیش آنها نیست. صداشنوی، یا «توهم زبانی شنیداری»، پدیده‌ای معماگونه است که پایه‌های شناختی و عصبی آن هنوز کاملا شناخته نشده است. بهترین نظریۀ فعلی ما بیان می‌کند که این پدیده، این‌گونه اتفاق می‌افتد که شخص کلماتی را در گفتار درونی‌اش تولید می‌کند که تشخیص نمی‌دهد متعلق به خود اوست. نتیجه این است که تکه‌ای گفتار که در واقع تولیدشده توسط خود فرد است، به شخص دیگری ــ یک صدای بیگانه ــ نسبت داده می‌شود.

شواهد زیادی در دست است که این دیدگاه را تقویت می‌کند. یکی از نخستین شواهد این بوده که افرادی که این صداها را می‌شنوند، حرکت‌هایی بسیار جزئی را در هنگام شنیدن صداها در ماهیچه‌های گفتاری‌شان تولید می‌کنند. شناخت-رفتار درمانی برای مداوای صداشنوی، اغلب بر مسدود کردن حلقۀ صوت‌شناسی متمرکز است؛ که از طریق بازداشتن تولید اصوات یا گوش کردن به موسیقی انجام می‌شود، تا گفتار درونیِ نابکار نتواند تولید شود. اما پدیدۀ صداشنوی بی‌شک پیچیده تر از این است. مک‌کارتی-جونز عنوان می‌کند: «در حالی‌که به‌نظر می‌رسد گفتارِ درونی پایۀ برخی از صداهاست، بقیه، خاطرات واقعی یا تغییرشکل‌یافتۀ رویدادهای گذشتۀ زندگی (معمولا رویدادهای ناگوار) هستند.» بسیاری از پژوهشگران هم‌اکنون معتقدند که این صداها معناهای مهمی برای افراد دارند، و بنابراین لازم است درک شوند نه این‌که سرکوب شوند.

بارانی از کلمات

هنوز بسیاری چیزها هست که در مورد نقش گفتار درونی در افکار و رفتارمان باید بیاموزیم. برخی از دانسته‌های ما ممکن است از سوی کسانی ارائه شود که بی هیچ ناتوانی خاصی، هرگز صداهای درونی را نشنیده‌اند. برای برخی از این افراد، گفتار درونی شاید حضور داشته باشد، اما آن‌قدر فشرده و خلاصه است که دیگر شبیه زبان نیست. همچنین، بررسی پیامدهای تلاش افراد برای سرکوب صدای درونی‌شان (و در واقع تمام افکار آگاهانه‌شان) از طریق اشکال گوناگون مدیتیشن، موضوعی جالب توجه است.

یکی از چیزهایی که می‌توانیم درباره‌اش مطمئن باشیم، این است که گفتار درونی شکل‌های مختلفی به خود می‌گیرد. برخی از آنها برای تنظیم صریح رفتارها و ایجاد انگیزش مفیدند؛ و برخی بیشتر به نوعی از تفکر عمیق بدون هیچ کیفیت صدایی خاصی شبیه هستند. در حقیقت، درک بهتر و دقیق‌تر ماهیت گفتار درونی، به ما کمک خواهد کرد تا منظورمان از واژۀ مبهم «فکر کردن» را روشن‌تر بیان کنیم؛ و از این طریق در حل برخی مسائل دیرینۀ فلسفی در مورد این‌که زبان، شناخت و آگاهی چگونه با هم کار می‌کنند، پیشرفت حاصل کنیم.

وقتی من دربارۀ گفتار درونیِ خودم فکر می‌کنم، مدام به ایده‌های ویگوتسکی دربارۀ «فشرده‌سازی» می‌رسم. گاهی اوقات مچ خودم را در میانۀ یک بحث داغ با خودم، در حالی‌که دارم دربارۀ موضوعات از دیدگاه‌های مختلف صحبت می‌کنم، می‌گیرم. اما بیشتر اوقات، این تجربه بیشتر چندپاره است: فکرها و حس‌هایی که تقریبا می‌توان آنها را در قالب زبان ریخت، اما هنوز کاملا به نوعی از گفتار که می‌توان بلند آنها را شنید، تبدیل نشده‌اند. ویگوتسکی این گذارِ افکار به گفتار را به «ابری که جریانی از واژه‌ها را می‌بارد» ربط داده بود. این گفت‌وگوی درونیِ غنی، فشرده یا گسترده، قطعا باید سرنخ‌هایی را برای درک ویژگی‌های تفکر انسانی ــ پدیده‌ای که به‌شکلی بارز خلاق و انعطاف‌پذیر است ــ در خود داشته باشد.

چارلز فرنیهو (Charles Fernyhough) نویسنده و روان‌شناسی است که در دانشگاه دورهام مشغول به فعالیت است. او مدیر پروژۀ Hearing the Voice است، پروژه‌ای دربارۀ صداشنوی و گفتار درونی. رمان جدید او «جعبه‌ای از پرندگان» نام دارد.

http://www.moazami.ca/pe/media/mkmag/

گفتاردرمانی و موارد لزوم مراجعه به گفتار درمان  

 

گفتاردرمانی یا آسیب‌شناسی گفتار و زبان رشته‌ای از علوم توانبخشی است که به بررسی ماهیت انواع اختلالات گفتار و زبان و نیز روشهای تشخیص و درمان این اختلالات می‌پردازد. عده‌ای ارزیابی و تشخیص اختلال در بلع را نیز در حیطه تخصص متخصصان گفتار درمانی می‌دانند.زبان از دو بخش درکی comprehensiv و بیانی expressive تشکیل شده و گفتار دارای چهار قسمت می‌باشد که عبارتند از:تولید articulation، روانی fluancy، صوت voic و تشدید resonance.

گفتار درمانگران به درمان کودکانی می‌پردازند که در فراگیری زبان مادری یا استفاده صحیح از گفتار دچار مشکل هستند و نیز بزرگسالانی که به دلیلی، توانایی گفتاری خود را از دست داده‌اند.متخصصین گفتاردرمانی در طول دوران تحصیل با آناتومی و فیزیولوژی اندام گفتار و نیز مباحث زبانشناسی و روانشناسی آشنا می‌شوند. به همین جهت گفتار درمانی یک رشته بین رشته‌ای به حساب می‌آید.

در موارد زیر مراجعه به یک گفتار درمانگر الزامی است:

۱- تاخیر در شروع گفتار در کودکان

۲- اشکال در تلفظ اصوات گفتاری

۳-عدم برقراری ارتباط کلامی یا غیر کلامی از سوی کودک

۴-کم شنوایی یا ناشنوایی

۵-اشکال در درک کلام

۶-اختلال در بلع

۷-در صورت تشخیص بروز هر یک از اختلالات فلج مغزی، اوتیسم، اختلال یادگیری

http://majlesi-st.com/index.php?option=com_content&view=article&id=95&Itemid=90