رادیو رسانهای است ساده که هیچ گاه با سادهاندیشی میانهای نداشته و ندارد. قرارگیری گفتار، جلوههای صوتی، موسیقی و گاه سکوت در کنار یکدیگر و شکلگیری پیکری به نام «برنامه»؛ گرچه در نگاه نخست، ساده مینماید و جلوهای آسانگیر و سادهپسند به فرایند برنامهسازی در رسانه جمعی رادیو میدهد، اما اگر نیک بنگریم و به ژرفای حضور و فعالیت در چنین رسانهای جمعی، آگاه و مسلط شویم، درمییابیم که به حقیقت: «هزار نکته باریکتر ز مو اینجاست/ سخنشناس نئی جان من، خطا اینجاست...»
پیچیدگیهای حاکم بر درک و دریافت مجموعه انتظارها، خواستها و نیازهای مخاطبان هدف، و دشواریهای مسلط بر شناخت و فهم پیدا و پنهان مجموعه تحولات و دگرگونیهای رخداده و در پیشرو که عرصههای مختلف حیات جامعه و محیط پیرامون منطقهای و بینالمللی آن را دربرمیگیرد، جملگی باید با بهرهگیری از عناصر سادهنمای پیش گفته چون: گفتار، جلوههای صوتی، موسیقی و گاه سکوت، به بروز و ظهور در پیکری منسجم و یکپارچه به نام «برنامه» در ایستگاههای رادیویی رسد و بسته به توانمندیها و صلاحیتهای حرفهای دستاندرکاران برنامهساز؛ چه در جایگاه و نقش اجرا و گویندگی، تهیهکنندگی و سردبیری، و دیگر عوامل دستاندرکار، به صورتی جذاب و مخاطبپسند ارائه و عرضه شود تا از رهگذر آن، به تأثیرگذاری موردنظر سیاستگذاران و برنامهریزان دست یابد.
هم جذب و جلب توجه و هم راهنمایی و هدایت توجه، دوگام به همپیوسته در درک و شناخت چرایی حضور و چگونگی فعالیت برنامهسازان و سپس، برنامهریزان و سیاستگذاران در رویارویی و مواجهه با مخاطبان هدف و تحقق آمال و اهداف موردنظر در قالب برنامههای مختلف ایستگاههای رادیویی است.
آشنایی و تسلط بر اصول و شیوههای برنامهسازی و درک و شناخت بهنگام از استعدادها، توانمندیها و ظرفیتهای قالبهای مختلف برنامهسازی در طراحی، ساخت و ارائه پیامهای موردنظر، از جمله الزامات و ضرورتهای گریزناپذیر فعالیت برنامه سازان در رسانهای است که به «پیچیدگی جراحی مغز» دارای ظرایف و لطایفی است که اگر به درستی نگریسته شود، میتواند آن را به چنان پایهای از اهمیت، تأثیرگذاری و نفوذ در سپهر رسانهای جامعه رساند که «سلطان بلامنازع اندیشه و ذهن ناخودآگاه» مخاطبان نام گیرد و آنها را به سرمنزل آرمانها و اهداف دستاندرکاران برنامهساز و برنامهریز هدایت سازد و سببساز دیدهشدن رادیو و شنیدهشدن پیامهای رسانهای آن در جامعه و در نزد مخاطبان هدف شود.
«گزارش» از جمله قالبهای برنامهسازی است که میتواند دارای اینچنین جایگاه و نقشی در رسانه جمعی رادیو باشد. گزارش؛ چه در شکل حضور گزارشگر در محل حادثه و رخداد و بیانی توصیفگونه از آن چه در حال انجام است و چه در شکل بررسی و پیگیری حادثه و رخدادی خاص در مطبوعات، دیگر ایستگاههای رادیویی، کانالهای تلویزیونی، پایگاههای اطلاعرسانی و حتی به صورت تلفنی و چهرهبهچهره از سوی گزارشگر و ارائه گزارش با بیان خود یا گوینده و مجری برنامه، از جمله توانمندیها و ظرفیتهای رادیو در اطلاعرسانی بهنگام و حضور بیواسطه و درلحظه در متن جامعه و حوادث و رخدادهای آن بهشمار میآید که میتواند در صورت استمرار شایسته در بهکارگیری و سرمایهگذاری مناسب در پشتیبانی، تولید و تهیه آن، به منزله برگبرنده فعالیتها و عملکردهای رسانهای ایستگاههای مختلف رادیویی در جامعه و در نزد مخاطبان هدف، برداشت و تلقی شود.
گزارش که از همنشینی «خبر» و «پژوهش» و جستجوگری درباره آن برمیخیزد، به معنای «بازسازی هنرمندانه حادثهها، صحنهها، موضوعها و واقعیتهای مهم اجتماعی» از سوی گزارشگر است. خبر در پرتو چنین معنایی بر «بیان چگونگی حوادث، رخدادها و وقایع جالب، غیرمعمولی و عینی زندگی اجتماعی مخاطبان هدف و بررسی افکار و عقاید عمومی جامعه درباره آن ها» متمرکز میشود و در راه طراحی، ساخت و ارائه گزارشهای رادیویی تأثیرگذار و حرفهای به کار میآید؛ بسته به آن که گزارشگران و گروههای پشتیبان برنامهساز و برنامهریز بتوانند با درک شایسته و شناخت مناسب از الزامات و ضرورتهای شکل گیری گزارشهای رادیویی به معنای حقیقی کلمه، به ترکیبی درخور میان خبر و پژوهش دستیابند و بر بنیان آن، به برپاساختن بنای موردنظر، که دارای نمایی جذاب و مخاطبپسند و درونمایهای تأثیرگذار و هدایت گر است، همت گمارند.
آشنایی هرچه افزونتر با اصول و بایستههای حضور و فعالیت پرثمر در عرصه گزارش و گزارشگری رادیویی، و پاسخگویی با نگاهی انتقادی به پرسشهای حاصل از آن از سوی دستاندرکاران میتواند گام آغازین در برپاساختن چنین بنایی رفیع به شمار آید؛ وابسته به آنکه پرسشهای ساده و صریح، پاسخهایی انتقادی و توأم با شفافیت و صداقت بیابند تا بتوانند در آسیبشناسی وضعیت موجود و درانداختن چشمانداز مطلوب، بهدرستی بهکار آیند و مثمرثمر باشند:
1- اصل وحدت: تا چه اندازه بخشهای مختلف گزارشهای ارائه شده در خدمت یکدیگر برای پروراندن موضوع موردنظر دستاندرکاران و توانا در القای دغدغههای مطلوب آنها در جامعه و در نزد مخاطبان هدف هستند؟
2-اصل تناسب: تا چه اندازه نسبتی منطقی میان «کمیّت» و «کیفیّت» زمان ارائه گزارش ها برقرار است؟ به دیگر سخن، تا چه اندازه در ارائه گزارشها میتوان در کوتاهترین زمان از رساترین کلمات و واژگان در بیان مناسب موضوع بهره گرفت و توجه مخاطب را به گزارش، جلب و با آن، همراه ساخت؟
3- اصل عینیت: تا چه اندازه گزارشها بر پایه تصویرپردازی شایسته گزارشگران و توصیف مبتنی بر درک مناسب واقعیتهای اجتماعی از سوی آنها شکل گرفته اند؟ به بیان دیگر، تا چه اندازه گزارشها با پرهیز از ذهنیبودن و با تأکید بر وفاداری به واقعیتهای موجود، طراحی، تهیه و ارائه میشوند؟
4- اصل بازگویی: تا چه اندازه گزارشگران، توانا به بازگویی جزئیات حوادث و رخدادها، متناسب با درک و دریافت مخاطبان هستند و میتوانند با درنظرگیری همزمان تنگناها و چارچوبهای اخلاقی و حقوقی فعالیت در رسانه، مخاطبان را به این باور برسانند که چون ضبط صوت یا دوربین عکاسی به ثبت و ضبط دقیق و هنرمندانه جزئیات موردنیاز آنها میپردازند؟
5- اصل بیطرفی: تا چه اندازه گزارشها با اعتقاد و التزام به چنین باوری، تولید و تهیه میشوند که به دور از پیشداوریها و جانبداریهای نخنماشده پیشپاافتاده، تنها به بیان و توصیف حوادث و رخدادها بپردازند و داوری نهایی را بر عهده مخاطبان بگذارند؟
6-اصل صحت: تا چه اندازه مخاطبان با شنیدن و گوشدادن به گزارشها به درستی آن، باور و به نگاه واقعبینانه آن، اعتقاد مییابند و وجود هرگونه ناراستی و نگاه آمیخته با اغراق را در ارائه آن، انکار میکنند؟
7- اصل گیرایی: تا چه اندازه شیوههای ارائه گزارشها، جذاب در جلب توجه و نظر مخاطبان است و میتواند آنها را به پیگیری گزارشها و تداوم شنیدن و گوشدادن به آن ها وادارد و ترغیب سازد؟
8-اصل مخاطبگرایی: تا چه اندازه در انتخاب و گزینش موضوع و فرایند بسط و گسترش آن در قالب گزارش؛ انتظارها، خواستها، نیازها و در کوتاه سخن، دغدغههای مخاطبان برجسته میشود و مورد توجه دست اندرکاران قرار میگیرد؟
9- اصل کاربرد تجسم و تخیل: تا چه اندازه از توان تجسم و تخیل در ساخت گزارشها برای کمک به بازسازی حوادث، مسائل و واقعیتهای اجتماعی در اندیشه و ذهن مخاطبان استفاده میشود؟ آیا چنین توانی در خدمت بیان واقعیت بوده و ریشه در واقعیت دارد؟
10- اصل فقدان کاربرد صفت: تا چه اندازه در ارائه گزارشها، بهجای کاربرد «صفت» که مبتنی بر ذهنیسازی گزارش و پیشداوری گزارشگر است، اهمیت حوادث و رخدادها به شکلی ملموس نشان داده میشود و جنبه های عینی آن در بازسازی واقعیتهای اجتماعی بهصورتی محسوس در پیشروی مخاطبان قرار میگیرد؟
نگاهی کوتاه به مجموعه تلاشها، فعالیتها و کوششهای گزارشگران و دیگر دست اندرکاران مرتبط برنامهساز و برنامهریز در طراحی، ساخت و ارائه گزارشهای متفاوت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در ایستگاههای رادیویی مختلف عمومی، اختصاصی و تخصصی صدای جمهوری اسلامی، نشاندهنده آسیبها و کاستیهای درخور تأمل در بهرهگیری شایسته دستاندرکاران از استعدادها، توانمندیها و ظرفیتهای این قالب برنامهسازی مؤثر در ایستگاههای رادیویی ماست:
فقدان استعدادیابی، پرورش و تربیت گزارشگران متبحر و متخصص همراه با فقدان پشتیبانیهای ضروری مادی و معنوی از فعالیتهای آن ها که بتواند امکان خطرپذیری را در اطلاعرسانی اعتمادساز و باورپذیر و حضور درلحظه و شایسته توجه در متن حوادث رخدادها و واقعیتها فراهم آورد؛ و در کنار آن، شکاف و گسستگی اندیشهای و ذهنی در درک، شناخت و فهم جایگاه، سهم و نقش امروزین قالب گزارش در روند برنامهریزیها و برنامهسازیهای رادیویی از سوی برنامهسازان، برنامهریزان و سیاستگذاران خرد و کلان رادیو در ایران امروز، منجر به آن شده است تا ایستگاه های رادیویی مختلف صدای جمهوری اسلامی؛ چه در دستیابی به «سرآمدی و تشخص» در انجام مأموریتها و وظایف ذاتی خود و چه در «حفظ مخاطب فعلی و جذب مخاطب جدید» در بروز و ظهور رسانهای مؤثر خود، از ابزار و قالبی تأثیرگذار و مهم که بتواند با درنظرگیری ویژگیهای مزیتآفرین رادیو چون: انعطافپذیری در پذیرش تحولات و تغییرات پیرامونی، و سرعت در اطلاعرسانی و پردازش موضوعها و واقعیتها، به دستیابی مناسب به آرمانها و اهداف موردنظر در عمل بینجامد، محروم شوند؛ آسیب و کاستی که میتواند بیش از همیشه تهدیدساز در رقابت و نبرد تنگاتنگ رسانهای با رسانهها و رادیوهای فارسی زبان بیگانه در عرصههای پیامرسانی مؤثر و مخاطب شناسی همهجانبه باشد و چالشآفرین در تحقق مأموریتها و وظایف ذاتی ایستگاههای رادیویی مختلف عمومی، اختصاصی و تخصصی صدای جمهوری اسلامی بهشمار آید.
* باید اصول و بایستههای حضور و فعالیت پرثمر در عرصههای گزارش و گزارشگری رادیویی را دوباره خواند و گاه از نو شناخت؛
* باید به پرسشهای ساده و صریح برخاسته از اصول، پاسخی ساده و صریح توأم با شفافیت و صداقت داد و نگاه انتقادی را جزء جداییناپذیر فعالیتها و پیشه اصلی خود قرار داد؛
* باید دانست که گزارشگری و گزارشنویسی، چشم عقاب برنامهسازی در ایستگاههای رادیویی است و گزارشگران، چشمان تیزبین چنین عقابی تیزپر هستند؛ و
* باید منصفانه از خود پرسید: آیا دوچشم تیزبین چنین عقابی، بیسو نیست؟!
منبع :
خبر آنلاین