گزارش و گزارشگري در ايران

 

جهانگير كوثري
اين نام ها در ورزش ما چه جايگاهي دارند؟ نقش آنها در باروري ورزش چه اندازه بوده است؟ آيا گزارشگران ورزشي راديو و تلويزيون طي اين 60 سال را مي  توان در رديف قهرمانان ملي قرار داد. فرهنگ در الفاظ و واژه هاي اين جماعت اندك كه تعدادشان پس از عبور از صافي به 10 نفر هم نمي  رسد، چه حجمي از ورزش را اشغال خواهد كرد. بهمنش، روشن زاده، خدابخشيان، كوثري، وارث، شفيع، فردوسي پور و... توانسته اند از دو رسانه عمومي در ترويج و تعميم ورزش سهم داشته باشند؟

نهضت ورزش نوين ايران از سال 1313 آغاز شد و 24 سال بعد با شركت در المپيك 1948 لندن به جرگه كشورهاي شركت كننده در المپيك پيوست. فعاليت ورزشي در آموزشگاه ها از 89 سال پيش انجام مي  شد. در دانـشكــده افـســري نـيــز بـه دليـل حضـور تحصيلكرده هاي ايراني كه از آلمان آمده بودند، در رشته هاي ژيمناستيك فعاليت گسترده اي جريان داشت. سرهنگ گرانمايه كه خود از قهرمانان و شيفتگان اين رشته بود، با قراردادن آن در برنامه صبحگاهي پادگان و خواندن سرودهاي مهيج، اين رشته پايه را در بين نظاميان رواج داد. مرحوم قاسم فارسي نقل قول مي  كرد كه بعدها اين حركات از طريق راديو پخش و فني تعليم داده مي  شد. در واقع گزارش اين حركات، همان صحبت ها و فرمان هايي بود كه او به دانشجويان نظامي مي  آموخت. گرانمايه صداي رسايي داشت و داراي اندام ورزيده اي بود. قاسم فارسي بعدها خود مسوول گزارش ژيمناستيك شد و با پاي پياده از راديو به دانشكده افسري مي  آمد و برمي گشت.
او در برنامه  اي با نام ورزش در خانه تعليم ژيمناستيك مي  داد. قاسم فارسي نيز از قهرمانان ژيمناستيك بود.
در توسعه و تعميم ورزش به ويژه ژيمناستيك مرحوم نصيرالدوله بدر، وزير فرهنگ وقت نقش زيادي داشت و در نهايت سيد محمدتدين بود كه قانون اجباري ورزش را در مجلس به تصويب رساند.
آغاز كار گزارش ورزشي به همان اوايل دهه بيست شمسي بازمي گردد.
در اواخر سال 1318 در نخستين دوره مسابقات قهرمان كشور كه به المپيك كوچك معروف بود، بازي ها از طريق راديو به شكل ضبط شده پخش مي  شد. گزارش ها هم حالت انتقال اطلا عات داشت و هم تعليم و آموزش. اين بازي ها را ابوالقاسم شكرايي كه يك سال بعد به رياست اداره تربيت بدني رسيد، گزارش مي  كرد.
در واقع نمي  توان هيچ يك از اين نوع صحبت ها يا گزارش ها را يك گزارش ورزشي ناميد.
حيدر گوهرشناس نيز در۶۰ سال پيش ورزش باستاني را با صداي زيبا گزارش كرد، اما نوع گزارش نيز بيشتر حالت خبري داشت و در ضمن آن، از شاهنامه نيز ابياتي خوانده مي  شد. مانند شرح مسابقات گوي و چوگان در ايران باستان كه به شكل تمثيلي از شاهنامه گرفته مي شد. يك گروه يا تيم را به سردستگي سياوش و گروه ديگر را بــه نــام افــراسيـاب مي ناميدند و اشعاري از ايـن دسـت خـوانـده مي شد:
همان روز گردان به ميدان شدند
گـرازان و با روي خندان شدند
چـنيـن گفت پس شاه توران بدوي
كه ياران گزينيم در زخم گوي
ســيــاوش چنيـن گفت با شهريار
كه كي باشدم دست چوگان به كار
برابر نيارم زدن با تو گوي
هـميـدان هماورد ديگر بجوي
معمولا  اين اشعار را در ضمن مسابقه براي تماشاگران مي خواندند و گزارشگر يا راوي بايد صـداي رسـا و قـوي مي داشت، راويان قديم در اصـل گزارشگران جـنـگ و ورزش نيـز بودند.
همزمان با تاسيس فدراسيون هاي ورزشي در سال 1326، موضوع اشاعه ورزش از طريق راديو نيز جدي شد و به فراخور هر مسابقه عده اي گوينده آن را در راديو به شكل خبر اعلا م مي داشتند و گاه نظراتي نيز در آن بيان مي شد. مثلا  در تيرماه سال 1326 كه نخستين تيم ملي ايران در مسابقات جهاني شركت كرد، مهندس حسين صادق بهلسينكي كه سرپرستي تيم را به عهده داشت از مسوولا ن راديو خواست تا گزارش هاي ايـن مسابقات را در راديــو اعـلا م كننـد. نـامجـو، سلمـاسـي، مـهينــي، رئـيسـي و مـيـرقـوامـي قهرمانان اعــزامــي بـودنـد كـه سرپرستي و مربيگري آنـان بـه عهـده داود نصيري بود. (نصيري در اكثر رشته ها تبحر و مطالعه داشت و داور فوتبال نيز بود)
در راديو براي اولين بار اين خبر را با شكلي حــمـاسـي و حسـي نـاسيوناليستي اعلا م داشتند. گوينده آن را به خاطر ندارم، اما هيجان خاصي به خبر داده بود و خـود بـرافروخته و هيجانزده از قهرمانان وزنــه بـرداري چـون پهلوانان شاهنامه ياد مي كرد. اين نخستين بار بـــود كــه احـســاس ملي گرايي در ورزش خود را نشان مي داد.
به دنبال آن، اعزام تـيـم هـا به مسابقات رسمي و غير رسمي و جـهــانـي آغـاز شـد. وزنه برداري به ايتاليا رفت و در مسابقات جهاني سوم شد. تيم كشتي آزاد در سال 1333 در توكيو در مسابقات جهاني نيز به مقام سوم رسيد و عباس زندي و جهانبخت توفيق اول شدند. تيم بسكتبال نيز به استانبول رفت و در مسابقات بين المللي چهارم شد. المپيك 1952 نيز اين فرصت را به ايران داد تا در 4 رشته و با 23 ورزشكار به مسابقات برويم. راديو اين مسابقات را به شكل زيبايي ضبط و پخش كرد.
كار خبر و گزارش ورزشي از زماني جدي شد كه اولين باشگاه ورزشي ايران در تهران شكل گرفت. عده اي از اعيان و اشراف به اتفاق نمايندگان سياسي ديگر كشورها اقدام به تاسيس كلوبي به نام كلوب اسب سواري و چوگان كردند و براي تبليغ آن در راديو و در برنامه هاي جداگانه مسابقات آن را تفسير مي كردند. به دنبال آن كلوب هاي ديگري تشكيل شد تا سال 1322 كه باشگاه هاي شعاع و نيكنام آغاز به كار كردند و باشگاه دوچرخه سواران نيز پا گرفت كه بعدها به تاج تغيير نام داد و در نهايت استقلا ل شد. از سال 1330 به بعد بايد كار گزارش و گزارشگري را جدي گرفت. عطاءالله بهمنش، اولين گزارشگر واقعي بود كه در راديو مسابقات دووميداني را گزارش مي كرد. او معيارها و اصول گزارشگري را بر اساس قـريحـه و عشق دروني خود به ورزش به ويژه دووميداني، منسجم و مدون كرد. بهمنش گزارش فوتبال از راديو را به گونه اي انجام مي داد كه شنوندگان خود را در ورزشگاه حس مي كردند. لحن نرم، واژه هاي فارسي زيبا و تسلط بر فضاي مسابقه، از او يك گزارشگر مبتكر ساخت. بهمنش به مرور زمان در رشته هاي فوتبال و كشتي تسلط بيشتري پيدا كرد و با مطالعه در اين زمينه به عنوان بدعتگذار اين حرفه شناخته شد. بهمنش در هيچ دانشگاه يا مدرسه اي درس گـزارشگري نخوانده بود. آنچه در زمينه گزارشگري راديو و تلويزيون اتفاق افتاد، نتيجه تلا ش و كنكاش شخص بهمنش بود كه بعدها به عنوان الگو و نمونه قابل تقليد گزارشگران، جوان ترها به آن اعتماد داشتند. حبيب روشن زاده و مانوك خدابخشيان، ديگر گزارشگران نسل هاي بعد و همزمان با بهمنش بودند كه خدابخشيان با تخصصي كردن گزارش هاي خود در رشته فوتبال به آن ابعاد تازه اي داد و تفسير و تحليل را به گزارشگري اضافه كرد. با تاكيد برتاريخ هاي ياد شده درمي يابيم كه اين حرفه در ايران بسيار جوان و بي تجربه است و با وجود رشد فزاينده ورزش در جهان، گزارشگران ما هنوز اين امكان را ندارند كه در يك كلا س يا دانشكده امور اوليه آن را بياموزند. گزارشگران جوان امروزي نيز ارزش هاي خود را دارند وگرچه بار فني و فرهنگي آنان ضعيف تر شده است، اما توانسته اند با جريان روز اين حرفه خود را هماهنگ كنند.

منبع :

http://www.hamshahrionline.ir/hamnews/1384/840201/Irshahr/armansh.htm