بیان احساسات
اگر چیزی در ذهن دارید، کاملاً طبیعی است که آنرا بر زبان بیاورید، هر زمان که خواستید می توانید "نه" بگویید، و برای خود مرز و محدوده تعریف کنید و به فرد مقابل صادقانه بگویید که چه فکر می کنید و چه احساسی دارید. شاید این امر کار ساده ای نباشد چرا که ممکن است توانایی خود را در تشخیص احساسات واقعیتان از دست بدهید و یا شاید شجاعت بیان چیزی را که در درونتان می گذرد نداشته باشید، زیرا همواره از کودکی به شما آموزش داده اند که شاید واقعاً چنین احساسی نداشته باشید
و اکثراً در یک چنین مواقعی شما را تصحیح کرده باشند؛ اما بیان احساس مقوله ای است که با کمی تمرین می توانید آنرا یاد بگیرید. بیان احساس از زمانی آغاز می شود که شما احساس کنید در درونتان احساسات و عواطفی وجود دارد که درست و یا نادرست هستند. در چنین حالتی با استفاده از لغات می توانید ارتباط برقرار کرده و احساساتتان را با دیگران در میان بگذارید.
شاید صداقت در احساسات قدری ترسناک باشد. ممکن است با انجام این کار به احساسات طرف مقابل لطمه وارد کنید و یا خودتان را در معرض آسیب پذیری قرار دهید. همه افرادی که اطراف شما هستند، انسان های خوبی به شمار نمی روند. آنها هم راههایی را یاد گرفته اند که به واسطه آن می توانند نارضایتی خود را نشان دهند از جمله:
آه حسرت کشیدن، اخم کردن و فریاد کشیدن در مورد یک موضوع دیگر، و یا حمله ور شدن به طرف مقابل. شما می توانید آنها را تشویق کنید که به حرف هایتان گوش بدهند و به آنها بفهمانید حرف هایی که می زنید فقط اطلاعاتی است که در مورد خودتان به آنها می دهید و لازم نیست که حتماً با آن موارد موافق باشند و یا چیزی را تغییر بدهند و درست کنند. تنها خواسته تان این است که سعی کنند تا شما را بهتر بشناسند، و متوجه شوند که چه چیزی در درونتان می گذرد.
بیشتر افراد تصور می کنند، زمانی که ریسک پذیر شده و احساسات واقعی خود را بیان می کنند، به طرف مقابل نزدیک تر شده و دیگر لازم نمی بینند که آن کمال ابتدایی را همچنان ثابت نگه دارند. ما هر چقدر بیشتر صداقت احساسی را تجربه کنیم، بیشتر پذیرش فردی، عشق و احترام دو جانبه را تجربه خواهیم کرد. به سرعت متوجه خواهید شد که صداقت احساسی دو رویکرد مختلف را در بر می گیرد: علاوه بر اینکه می گویید چه احساسی دارید، متوجه خواهید شد که دیگران هم دارای احساسات و عواطف مخصوص به خودشان هستند و شما باید بدون پیش داوری، انتقاد و یا قصد تغییر آنها، به حرف هایشان گوش دهید.
آدمی با احساس خود زنده است. اگر انسانی نتواند بخندد، نتواند گریه کند، نتواند لذت ببرد، نتواند از تماشای شبنم صبحگاهی بر گلبرگ شقایق احساس شعف کند، چگونه انسانی است؟ اگر انسانی معنای لبخند و شادمانی یک کودک را در لحظه نوازش مادر درک نکند، اگر اندوه دیگران را نفهمد، اگر احساسات دیگران را درک نکند تا هنگام نیاز کمکی بر درد آنها باشد، چگونه انسانی است؟
ما هرچه بیشتر بر احساسات خود مسلط و آگاه باشیم با محیط پیرامون خود نیز آگاهانه تر و مسوول تر برخورد کرده و از سرچشمه انرژیای که در وجودمان جاریست برای بهترساختن شرایط استفاده میکنیم.
چرا احساسات و بروز آنها اهمیت دارند؟
واقعیت این است که ما نیاز داریم احساسات خود را بشناسیم. نیاز داریم تا بدانیم چه چیزهایی این احساسات را در ما به وجود میآورد؟ نیاز داریم تا بدانیم انسانهای پیرامون ما چه احساسی دارند و چه چیزهایی آنها را خوشحال یا ناراحت میکند و ما در قبال آن باید چگونه رفتاری داشته باشیم؟ همچنین ما نیاز داریم تا هیجانات شدید خود را به گونهای کنترل کنیم تا کمترین آسیب را به خود و پیرامونمان وارد کنیم. ما نیاز داریم بیاموزیم تا چگونه در موقع لزوم از دیگران کمک بگیریم و چگونه به دیگران هنگام نیاز آنها کمک کنیم زیرا ما انسانیم.
آیا میتوانید به برخی از احساسات شایع انسانها اشاره کنید؟
احساسات بخشی از زندگی هر انسان را تشکیل میدهند. همه ما زمانی بوده که غمگین بودهایم، خشمگین بودهایم، از چیزی متنفر و بیزار بودهایم، حسادت کردهایم، لذت بردهایم، شاد بودهایم، ترسیدهایم، مضطرب یا دلتنگ بودهایم. همه اینها احساسات ما انسانهاست که از راههای مختلف کلامی و غیرکلامی آنها را بروز میدهیم. بنابراین باید با حالات هیجانی و احساسی خود آشنا شویم و همچنین احساسات انسانهای پیرامون خود را بشناسیم و از حالتهای کلامی و غیرکلامی دیگران به احساسات آنها پی ببریم زیرا وقتی با حالات هیجانی و احساسی دیگران آشنا شویم، میتوانیم پاسخ و واکنش مناسبی را نشان دهیم.
آیا چیزهایی که افراد میگویند یا انجام میدهند روی احساسات دیگران تأثیرگذار است؟
بله. همینطور است. به طور کلی فهمیدن اینکه احساساتی که توسط ما تجربه میشود توسط دیگران هم تجربه میشود و سایر افراد هم احساساتی مشابه ما دارند، به سلامت روان ما کمک میکند. البته احساساتی مثل شادی، اندوه، حسادت و خشم نیز برای دیگران قابل تجربه است اما ممکن است نحوه بروز این احساسات و شدت آن در افراد مختلف متفاوت باشد.
نظرتان در خصوص احساسات شدید انسانها چیست؟
مدیریت و مدارا بهترین شیوه برخورد با احساسات شدید است. تشخیص و پذیرفتن اینکه همه افراد حدودی از احساسات و هیجانات شدید را در زمانهای مختلف تجربه میکنند و شناختن راههایی که به وسیله آنها میتوان با احساسات و هیجانات شدید به طور موثری مدارا کرد از دیگر ویژگیهای سلامت روان است. همیشه در پیرامون ما وقایعی روی میدهد که ما را عصبانی و خشمگین کند. زمانهایی بوده که کلمات در بیان احساس، غم و اندوه ما ناتوان بودهاند، زمانی تمام وجودمان در نفرت و انزجار غوطه خورده و زمانی نیز غبطه خوردهایم، رشک بردهایم یا در آتش حسادت سوختهایم اما ما باید یاد بگیریم با این احساسات مدارا کنیم.
اگر بخواهیم عشق و احساس خود را در زندگی زناشویی ابراز کنیم، چه نکاتی را باید رعایت کنیم؟
من برای شما چند جمله طلایی را مثال میزنم تا بتوانید عشق و احساس عشق خود را به همسرتان ابراز کنید. اینها عباراتی هستند که همسر شما دوست دارد بیشتر آنها را بشنود: «من به تو اعتقاد دارم»، «مایه افتخار منی»، «تو عشق منی»، «دوستت دارم»، «همواره برایم عزیز و محترمی و من در کنار تو آرامش دارم»، «تو تکیهگاه منی»، «کارت عالی بود» و «نمیتوانم ناراحتیات را ببینیم»، «متشکرم»، «عزیزم»، «دلبر و سرورم». هر چه عشق و محبت بیشتری ابراز کنید مطمئن باشید که عشق و محبت بیشتری دریافت خواهید کرد. اگر میتوانید گاهی اوقات در طول روز با او تماس بگیرید فقط برای اینکه به او بگویید «دوستت دارم». وقتی صحبت میکند، به او توجه کرده، سخنان مثبتی به زبان بیاورید و او را تایید کنید. شکسپیر میگوید: «آن چه در زن قلب مرا تسخیر میکند مهربانی اوست نه روی زیبایش، من زنی را دوست دارم که مهربانتر باشد».
دین اسلام نیز به بروز احساسات اهمیت ویژهای میدهد.
خداوند متعال در قرآن کریم محبت و علاقهای که بین زن و شوهر وجود دارد را از نشانههای قدرت خویش شمرده است. امام رضا (ع) زنانی را که به شوهرانشان اظهار عشق و محبت میکنند را بهترین غنیمت برای شوهرانشان معرفی مینمایند و پیامبر گرامی اسلام (ص) نیز بهترین زنان را زنانی که دارای عشق و محبت باشند میداند حتی گاهی اوقات بغل کردن همسر یا فرزند و اظهار محبت کردن در تحکیم روابط بسیار موثر است. گرچه محبت وقتی اثرگذار است که از صمیم قلب باشد ولی محبت قلبی تنها کافی نیست و لازم است که آشکارا اظهار شود و آثار آن در بروز احساسات زبانی، افعال و رفتار نمایان شود بنابراین اظهار عشق و علاقه به همسرتان باید آشکارا و بدون احتیاط باشد و در حضور و غیاب از او تعریف کنید و محبت خود را برسانید. برای بروز احساسات مثبت در زندگی این دو کلمه «دوستت دارم» را که هیچ کس از شنیدن آن خسته نمیشود در روابط با همسر خود زیاد تکرار کنید.
در پایان کلام
اگر نتوانیم عواطف منفی خود را احساس کنیم، کم کم قدرت درک و احساس عواطف مثبت را نیز از دست می دهیم. تغییر عادات در نحوه بیان خواسته ها و احساساتمان یکروزه میسر نمی شود و نیاز به انگیزه و ممارست دارد.
در اولین گام شناخت و پذیرش سایر ابعاد احساسات و تأثیر آنها بر روابط زناشویی بسیار مؤثر است.
در دومین گام، آگاهی و زیر نظر گرفتن نحوه بیان و محتوای گفتارمان در لحظات بحرانی و در زندگی روزانه در یک دوره زمانی مشخص بسیار ضروری است.
در سومین گام که همزمان با گام دوم باید اجرا شود ما می توانیم با اجرا و تمرین این نحوه بیان و گفتار در کنار تغییر نگرش هایمان به موفقیتی ماندگار در روابطمان دست پیدا کنیم.
در آخرین گام، انتقال این اطلاعات به طرف مقابلمان و آشنا کردن وی با این نگرش ها و محتوای پنج گانه احساسات و نحوه بیان و تمرین عملی این روش ها با وی تکمیل کننده موفقیت ما خواهد بود.
منبع :
http://www.ravanpajoh.com/index.php?option=com_content&task=view&id=1837&Itemid=39
مثل خردمندان فكر كنيد اما با مردم به زبان خودشان حرف بزنيد.