اصول فن خطابه ( دینی )  3

هماهنگی گفتار و رفتار خطیب دینی


( اخلاص - تقوا )


مسلمان پرهیزگار و شایسته کسی است که پیام های رهائی بخش خدای متعال را بدون تأخیر ،
بی چون و چرا و بدون کاهش و افزایش ، به کاربندد و ضمن پرهیز ازآنچه نهی فرموده ،
به آنچه امرفرموده ، با اخلاص و بی قید و شرط ، عمل کند .
خطیب یا خطیبه اسلامی ، تافته جدابافته از دیگران نیست و پیش از آنکه سخندان و سخنور باشد ،
خود یکی از آحاد مسلمین است ووظیفه دارد به تعالیم الهی و مقررات اسلامی که برنامه رفتاری
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام و تکلیف همه علماء و خطباء
و توده ها و اقشار مسلمین است ، مؤمنانه و مخلصانه عمل کند و قبل از آن که بر کرسی خطابه
در مجالس و محافل ، پیرامون احکام الهی به ایراد خطابه بپردازد ، خود ، عامل به آن ها باشد چراکه
دین حق ، فقط برای مردم ، نیامده است و خطیب و خطیبه ای که معارف دینی را تبلیغ می کند ،
سزاوارتر از دیگران برای اجرای دقیق تمام آموزه های دینی و هماهنگی گفتارورفتار خویش است
تا کلامش نافذ و رفتارش برای دیگران ، سر مشق باشد .

امام صادق علیه السلام ، به عبدالله بن جندب فرمود :
خدا رحمت کند گروهی را که چراغ روشن و کانون و پایگاه نور هستند . با رفتار و تلاش های خود ،
مردم را به سوی ما دعوت می کنند .
رحم اللّه قوما کانوا سراجا و منارا، کانوا دعاة الینا باعمالهم و بجهود طاقتهم
تحف العقول / ص 301

بدون تردید ، به کاربستن ظرائف و لطائف وورود به راز و رمزهای فن خطابه ، سبب افزایش گیرائی
بیان شده و به کلام خطیب و خطیبه ، جاذبه و زیبائی می بخشد اما ، اخلاص ، پرهیزگاری و هماهنگی
گفتار و رفتار خطیب ، به مراتب مهم تر و اثرگذار تر از ارائه علم و هنر خطابه است چراکه همگرائی
گفتار و رفتار واعظ ، تبلیغ عملی از ارزش های انسانی و دینی و کارامدترین روش تبلیغ و مورد تأکید
حضرات معصومین علیهم السلام است که همگان را دعوت به استفاده از این شیوه تبلیغی کرده اند .

امام صادق(ع) می فرمود:
برشما باد ترس از خدا و پارسايي و كوشش (در راه علم و تقوا) و راست گويي
و امانت داري و خوش خلقي و نيك همسايه داری و با غیر زباننان مردم‌ را به‌ مذهب‌ خویش‌ دعوت‌ كنید،
زینت‌ ما باشید، ننگ‌ ما نباشید
عليكم بتقوي الله والورع والاجتهاد و صدق الحديث و اداءالامانه و حسن الخلق و حسن الجوار و كونوا
دعاة الی انفسکم بغیر السنتکم و کونوا لنا زينا و لاتكونوا علينا شيناً.
بحار الانوار / ج75 / ص199 /ح 25 - وسايل الشيعه، ج 8، ص401


امیرالمؤمنین علیه السلام به مردی که درخواست موعظه کرده بود ، ضمن شمارش برخی کارها
که نباید انجام دهد ، این تذکررا نیز به اوداد که :

درردیف کسانی نباشد که از ناروائی ها دیگران را نهی می کند و خود پرهیز نمی کند . به اموری امر
می کند که خودش انجام نمی دهد . صالحان را دوست دارد اما مطابق اعمال آن ها ، رفتار نمی کند .
دشمن گناهکاران است و خود یکی از آنان است
ينهي و لا ينتهي و يأمر بما لا يأتي... يحب الصالحين و لا يعمل عملهم ويبغض المذنبين و هو أحدهم
سفینة البحار / ج2 / ص 671 (وعظ )

امام صادق علیه السلام می فرمود :
هرگاه عالم به علم خود عمل نکند ، موعظه او از دل ها می لغزد و در دل ها ، جای نمی گیرد .
مثل باران که ازروی سنگ های سخت می لغزد و فرو می افتد .
ان العالم اذا لم یعمل بعلمه زلت موعظته عن القلوب کما یزل المطر عن الصفاة
کافی / ج1 / ص 44

از پیشوایان معصوم علیهم السلام ، روایات بسیاری با تأکید بر ارزش و اهمیت و لزوم هماهنگی گفتار و رفتار ،
در کتب اخبار وجوددارد که شایسته است دانشجویان محترم علوم حدیث ، توجه بیشتری به عمق کلام
معصومین علیهم السلام دراین زمینه داشته باشند تا تدریس و تبلیغ و مدیریت آن ها ، اثرگذار باشد .

در خطبه 175 نهج البلاغه ، این عبارت را از امیرالمؤمنین علیه السلام می خوانیم که :
ای مردم ! سوگند به خدا که هیچگاه شمارا به طاعتی ترغیب ننمودم مگر آن که خود ، پیش از شما به آن
سبقت گرفتم و هیچ وقت شمارا از معصیتی نهی نکردم مگر آن که خودرا پیش از شما ، از آن باز داشتم .
ایها الناس والله ما احثکم علی طاعه الا و اسبقکم الیها ولاانها کم عن معصیه الا و اتناهی قبلکم عنها

در مورد دیگری فرموده اند :
برای گمراهی یک انسان ، کافی است که مردم را به چیزی امر کند که خود ،
عامل به آن نیست و از چیزی نهی کند که خود از آن باز نمی ایستد .
کفی بالمرا غوایة ان یامرالناس بمالا یاتمر به و ینهاهم عما لا ینتهی عنه
فهرست غرر / ص 408

و فرموده است که :
بهترین سخن آن است که عمل خوب گوینده ، آن را تصدیق کند .
احسن المقال ، ما صدقه حسن الفعال
غرر / ص 560

و درروایتی دیگر از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل شده است که فرمود :
با غیر زبان خود ، خیر و خوبی را به مردم یاددهید و آنان را به نیکوکاری دعوت کنید با اعمال
پسندیده خود و همیشه ، در عمل ، ملازم راستی و تقوا باشید .
علموا الناس الخیر بغیر السنتکم و کونوا دعاه القوم بفعلکم‏و الزموا الصدق والورع

تاریخ یعقوبی / ص 152‏

یکی از آثار اخلاص و تقوا برای خطیب ، جبران ضعف او در به کارگیری فن خطابه است .
ممکن است خطیبی در ایراد خطابه ، نطّاق ، نیرومند و چیره باشد اما به دلیل فقدان اخلاص و تقوا و
ناهماهنگی گفتار و رفتار ، علاوه بر بی اثربودن کلامش در مخاطبان ، از اعتباری شایسته نیز در جامعه ،
برخوردار نخواهد بود و ممکن است خطیبی در ایراد خطابه ، ضعیف باشد اما ، هماهنگی قول و عملش
که ناشی از اخلاص و تقوای اوست ، مردم را در مقابل کلامش تسلیم و اثرپذیر و شخصیت و ارزش
خودرا در جامعه ، والا و برجسته می کند .

یکی دیگر از آثار شگفت انگیز اخلاص ، دگرگونی قلب بنده درستکار و مخلص است که خاستگاه بینش
و دانائی می شود و زلال حکمت را برزبان ، جاری می کند .

از پیامبر بزرگوار اسلام (ص) نقل شده است که فرمود :
بنده ای نیست که چهل روز رفتارش را برای خدا خالص کند مگر این که چشمه های حکمت از قلبش
برزبانش جاری و ظاهر شود .
ما من عبد يخلص العمل اللَّه تعالى اربعين يوماً الا ظهرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه؛
محجة البيضاء، ج 8، ص 126.
جامع السعادات / ج2 / ص 313

در نظام فریبکاری ووسه انگیزی شیطان ، این قاعده حاکم است که برای گمراهی هرگروه خاص از بندگان
خدا ، شیطانی متناسب با ویژگی های فردی و شخصیت اجتماعی و حرفه و تخصص افراد همان گروه از سوی
ابلیس اعزام می شود . برای وسوسه و فریب و گمراه کردن کارگری بی سواد و ساده لوح ، شیطانی
درشأن او ، و برای ضلالت و اغوای یک عالم ، شیطانی دانشمند و با تجربه ، مامور می شود که گفته اند :
شیطان الفقهاء فقیه الشیاطین و به مناسبت این بحث می توانیم بگوئیم : شیطان الخطباء خطیب الشیاطین .
برای ضلالت ووسوسه خطیب و بازداشت او از رویکرد به اخلاص و تقوا ، شیطانی عالم و هنرمند و با تخصص
در فن خطابه و آشنا با راز و رمزهای آن ، اعزام می شود .
گام نخست برای موفقیت خطیب یا خطیبه اسلامی ، قصد قربت ، رویکرد به هماهنگی گفتار و کردار و باور
اخلاص و تقوا به عنوان رأس فضیلت ها و شرط قبول و صحت اعمال است و خطیب از شرّ شیطان نیز رها
نخواهد شد مگر اخلاص داشته باشد که شیطان خود وعده داده است :
إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ
سوره الحجر / آیه 40

وظیفه ای که انجامش را خطیب به عهده گرفته ، نتیجه اش هدایت مردم است . اگر به قصد قربت و با اخلاص
و برای جلب رضای خدا باشد ، عبادت بزرگی است که افزون بر اجر اخروی ، از پاداش در این جهان نیز ،
بی نصیب نخواهد بود .
حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها فرموده است :
هرکس عبادت خالص و بی ریای خودرا به سوی خدا بالا فرستد ، خدای بزرگ هم بهترین خیر و مصلحت اورا
در این جهان ، برای او فرو می فرستد .
من اصعد الی الله خالص عبادته اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته
مجموعه ورام / ج2 /ص 108


احترام به باور مردم که توقع دارند خطیب اسلامی آنچه را می گوید ، عمل کند ، وظیفه واعظ و
سخنوراست و اگر جزاین باشد ، موجبات تحقیر و کاهش رتبه اجتماعی و کاهش مقام و منزلت علمی
و دینی او ، در جامعه فراهم می شود و از دیدگاه مردم ، خطیب اسلامی غیرعامل به مواعظ و نصائح
خود ، عنصری متخلف ووظیفه ناشناس خواهد بود .
پیامبر گرامی اسلام می فرمود :
مثل عالمی که به مردم خیر و خوبی را آموزش می دهد و خودش به آن عمل نمی کند ، همانند
چراغی است که مردم را روشن می کند و خودرا می سوزاند .
مثل الذی یعلّم الخیر و لا یعمل به مثل السراج یضیء للناس و یحرق نفسه
میزان الحکمه / ج9 / ص54

علاوه بر ناگواری هائی که دردنیا متوجه واعظ غیرمتعظ می شود ، مجازات اخروی نیز در انتظار او خواهد
بود و در آتشی که خود در این جهان برافروخته است ، خواهد سوخت .
رسول اکرم (ص) به اباذر فرمود :
اباذر ! درقیامت ، گروهی از اهل بهشت به گروهی از اهل دوزخ اشراف می یابند . ازآنان می پرسند :
چه عاملی شمارا وارد آتش نموده است با آن که ما در پرتو آموزش های شما به بهشت راه یافتیم ؟ !
پاسخ می دهند : ما شمارا به خوبی و درستکاری امر می کردیم ولی خودمان عمل نمی کردیم !
يا أباذر :ي طلع قوم من أهل الجنة على قوم من أهل النار فيقولون: ما أدخلكم النار؟
وقد دخلنا الجنة بتأديبكم وتعليمكم!! فيقولون إنا كنا نأمر بالخير ولا نفعله !
امالی شیخ طوسی / ج2 / ص140

 

موضوع دیگری که خطیب در آخرت با آن مواجه خواهد شد ، عرضه خطابه خطیب و سوال از انگیزه خطیب
در طرح برخی از موضوعات ضمن خطابه اش و حسابرسی خداوند می باشد که قبلا در بحث تعریف
خطیب اسلامی و با استناد به آیه شریفه الذین یبلغون رسالات الله ..... به آن اشاره کردیم .
رسول اکرم (ص) به اباذر فرمود :
یا اباذر ! ما من خطیب الا عرضت علیه خطبته یوم القیامه و ما اراد بها
هیچ خطیبی نیست مگر آن که در قیامت ، خطبه او و قصدش از ایراد آن خطبه ، به وی عرضه می شود .
امالی شیخ طوسی / ج2 / ص 143

 


امام صادق علیه السلام از پیامبربزرگوار اسلام روایت نموده که :
در قیامت ، شدیدترین افسوس و پشیمانی ، از آن کسی است که بنده ای را به خدا دعوت نموده
و آن بنده ، دعوت را پذیرفته و اوامر الهی را اطاعت کرده و بر اثر پذیرش و اطاعت خداوند ،
بنده مطیع را به بهشت برده ولی دعوت کننده را درآتش دوزخ ، جای داده اند به این دلیل
که به دستور خدای متعال عمل نکرده و از هوای نفس ، پیروی کرده است .

أَشَدَّ أَهْلِ النّارِ نِدامَةً وَ حَسْرَةً رَجُلٌ دَعا عَبْدًا إِلَى اللّهِ فَاسْتَجابَ لَهُ وَ قَبِلَ مِنْهُ فَأَطاعَ اللّهَ
فَأَدْخَلَهُ اللّهُ الْجَنَّةَ وَ أَدْخَلَ الدّاعِىَ النّارَ بِتَرْكِهِ عِلْمَهُ.
مشکوة الانوار / ص 141

از دیگر آثار قصد قربت ، اخلاص و تقوای خطیب اسلامی ، گرایش و اهتمام او به طهارت ( وضو) ،
تلاوت آیاتی از قران کریم ، دعا و توکل به خدا ، پیش از ایراد خطابه و با هدف اشراف بر بیان و
اثر گذار بودن خطبه و پذیرش دعوت او به ارزش ها ، از سوی مخاطبان است .

طهارت ( وضو )
وضو ، نور است و چنانچه خطیب پیش از ایراد هر خطابه ، خودرا ملزم به رعایت این سنت حسنه کند
و با وضو ، بر کرسی خطابه بنشیند ، بیانی شیرین و دلپذیر خواهدداشت و از توفیق بیشتری برای ارشاد
مخاطبان ، برخوردار خواهد شد .

تلاوت آیاتی از قران کریم و دعا
قران کریم ، پناهگاه محکم و آرام بخشی برای صیانت خطیب ازآفت ها و آسیب های روحی و جسمی ناشی
از حضور در جمع ، ایراد سخنرانی و القاء مطالب و مقاصد است .
پیش از حضور در جمع و قرار گرفتن در جایگاه سخنرانی ، شایسته است خطیب مخلص ، با تلاوت برخی
از آیات قران کریم مانند آیة الکرسی ( سوره بقره / آیه 255 ) و دعای حضرت موسی علی نبینا و علیه السلام :
رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي
( سوره طه / آیه 25 تا 28 )
قصد قربت کند و بدون ترس و نگرانی و
بدون لکنت زبان ، خطابه اش را با موفقیت ، ایراد کند .
هم چنین ، ذکر شریف ماشاء الله لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم ، توسل به
ائمه اطهار علیهم السلام و زمزمه دعاهائی که برای چنین موقعیت هائی توصیه شده ، در پیروزی
خطیب ، آثار شگفتی دارد و خطیب را برای ایراد خطابه ای توأم با نفوذ و اثرگذاری کلام در مخاطبان
و بیانی بدون لکنت و چالش و لغزش ، تجهیز و تقویت می کند .

توکل بر خدا
انسان ، در طول زندگی ، در معرض بارها لغزش و سقوط از اوج و بلندای ارزش ها به حضیض
ضد ارزش هاست و افرادی از گروه هائی خاص به دلائلی ، بیشتر مواجه با لغزش های گوناگون
می شوند .
خطیب ، یکی از چهره های مورد توجه مردم و انگشت نمای اقشار مختلف جامعه است و به
همین دلیل ، احتمال رویاروئی و برخورد او با عوامل موثر در ایجاد جریان های مخرّب ، بی ارزش ،
ضد ارزش و مغایر با شئون خطیب اسلامی ، بیشتر است که بعدا ، در مبحث آسیب شناسی خطیب
و خطابه ، توضیح داده خواهد شد .
توکل برخدا ، از ضرورت های زندگی همه مومنان برای برخورداری از سلامت و امنیت و نعمت های
دیگر خداوند است اما خطیب ، نیاز بیشتری به توکل بر خدا ، به منظور برخورداری از توفیق الهی
برای تبلیغ رسالت های دینی و جاری شدن کلام حق برزبانش توأم با بصیرت و شجاعت از طریق
ایراد خطابه هائی متین و محکم و اثرگذار و بدون لغزش ، دارد و اگر بر خدا توکل کند ،
خداوند اورا کفایت می کند ومن یتوکل علی الله فهو حسبه .

نتیجه
از ضرورت های اولیه ورود به عرصه خطابه اسلامی برای داوطلبی که حائز شرائط خاص فعالیت
و اشتغال در این حوزه خطیر و مقدس است ، شناسائی و به موقع اجرا گذاشتن تمام نکته های پیدا
و پنهان پیش نیازهای اصلی این فن شریف یعنی : قصد قربت ، اخلاص ، تقوا ، شرح صدر ، وظیفه شناسی ،
مسئولیت شناسی و مسئولیت پذیری اجتماعی است که نهایتا ، موجب توانمندی خطیب برای مدیریت
اخلاق خود و هماهنگی گفتار و رفتارش می شود .
برای نیل به این مقصود ، شایسته است خطیب ، اولا ، قران کریم را کتاب راهنمای خود قرار دهد و با تفسیر
آیاتی که مربوط به سیره تبلیغی پیامبران بزرگوار و آیاتی که مربوط به تزکیه نفس ، اخلاص ، تقوا ،
امر به معروف و نهی از منکر است ، همیشه مأنوس باشد و با جهاد مداوم اکبر که مبارزه با نفس امّاره است
و با تمرین و ممارست معنوی ، " هماهنگی گفتارورفتار " رادر خود ، ملکه کند .
ثانیا ، علاوه بر ژرف نگری در سخنان اولیای گرانقدر اسلام پیرامون قصد قربت ، اخلاص و تقوا که حاوی
نکته ها و آموزه های بسیاردقیق و ظریف است ، سیره عملی آن بزرگواران را نیز در زمینه ابلاغ
رسالت های الهی و تبلیغ ارزش های دینی و هماهنگی گفتارورفتار آنان را ، الگو قرار داده و در خود ،
عملیاتی کند تا به نفوذ کلام در مخاطبان و اثر گذاری بر جامعه ، دسترسی پیدا کند .

با دقت اگر به زندگی پیامبر بزرگوار اسلام نگاه کنیم ، می بینیم سیره نظری و عملی آن حضرت ،
هماهنگ و همگرا بود و موجب شد مردم با اطمینان خاطر به آئین نوظهوراسلام در عصر جاهلیت
و دوران بدویت ، با علاقه ای شدید ، گرایش پیدا کنند چرا که می دیدند پیامبر دین حق ،
به گفته های خود عمل می کند و پیش از آن که رسالت های الهی را تبلیغ کند ، خود به موقع اجرا
می گذارد و همین هماهنگی گفتار و کردار پیامبر ، یکی از مهم ترین دلائل گرایش مردم به اسلام
و پایداری و توسعه آخرین مکتب الهی بود .

در باب هماهنگی گفتارورفتار ، اخلاص و تقوای خطیب اسلامی ، تذکر این نکته مهم ضروری است که
خطیب اسلامی ، وظیفه اش را با قصد قبول عمل او از سوی خداوند متعال انجام می دهد و بنا به تأکید
روایات ، شرط قبول عمل ، خلوص نیت است .
امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمود :
علیک بالاخلاص فانه سبب قبول الاعمال
فهرست موضوعی غررالحکم ، ص 93
بر تو باد که عملت را با خلوص نیت انجام دهی چرا که خلوص نیت ، موجب قبول اعمال است .
ونیز فرموده است :
من لم یصحب الاخلاص عمله لم یقبل
کسی که عمل خوبی را بدون اخلاص انجام دهد ، در پیشگاه الهی ، مورد قبول واقع نمی شود .
فهرست موضوعی غررالحکم ، ص 93

بحث " هماهنگی گفتارورفتار " خطیب را با نقل کلام امام صادق علیه السلام که موعظه وواعظ
برتر را تعریف فرموده است ، به پایان می بریم :
بهترین و زیباترین پند و اندرزها آن است که سخن ازمرز درستی و راستی ، و عمل ، ازمرز اخلاص
و پاکی ، فراتر نرود .
اَحسَنُ المَوعظة مالا تَجاوَزَ القولُ حَدّ الصِدق والعَمَلُ حَدَّالاِخلاص
مصباح الشریعه / ص49

" هماهنگی گفتار و رفتار " ، یعنی : به درستی و راستی سخن گفتن و پاک و خالص و بی ریا
عمل کردن واین ویژگی ، نشانه بزرگی برای شناسائی خطیب اسلامی است .

خلاصه بحث " هماهنگی گفتارورفتار "

( قصدقربت - اخلاص - تقوا )

> اجرای احکام دین حق ، تکلیف همه مسلمانان است و همه ، ملزم به رعایت اوامر و نواهی الهی هستند .

> مقررات اسلامی ، برنامه اجرائی و رفتاری پیامبر گرامی اسلام (ص) و ائمه معصومین (ع) و تکلیف همه
علماء ، خطباء و توده های مختلف مسلمین است .

> خطیب اسلامی ، عضوی از جامعه مسلمانان است و پیش از آن که دیگران را به احکام الهی آشنا کند ،
خود باید گفتارورفتارش را هماهنگ کند تا کلامش نافذ و رفتارش برای مخاطبان ، سرمشق باشد .

> هماهنگی گفتارورفتار خطیب ، تبلیغ عملی از ارزش های دینی و مؤثرترین شیوه تبلیغ و روش تبلیغی
پیامبرگرانقدر اسلام و ائمه معصومین علیهم السلام از تعالیم و معارف اسلامی است .

> روایات بسیاری از اولیای محترم اسلام درزمینه ارزش ها و آثار شگفت " هماهنگی گفتار و رفتار " علما
و وعاظ و خطبای اسلامی وارد شده که باید دستور کار وعاظ و سخنوران اسلامی باشد .

> به فرموده امام صادق علیه السلام ، " زمانی که عالم به علم خود عمل نکند ، موعظه او از دل ها ،
می لغزد و دردل ها جای نمی گیرد . مثل باران ، که از روی سنگ های سخت ، می لغزد و فرو می افتد .

> از آثار اخلاص ، یکی هم این است که بر اساس فرموده پیامبر عزیز ما ، قلب بنده مخلص ، دگرگون
می شود و حتی اگر چهل روز رفتارش را برای خدا ، خالص کند ( و برای خوشایند دیگران حرفی نزند و
کاری نکند ) ، خداوند چشمه های حکمت را از قلبش برزبانش ، جاری می کند .

> خطیب توانای بدون اخلاص و تقوا ، کلامش بی اثر ، و خطیب ضعیف و ناتوان از نظر به کارگیری هنر
خطابه اما پرهیزگار و با اخلاص ، کلامش نافذ ومورد احترام وتوجه مردم است .

> شیطان ، بیشتر از اقشار دیگر ، درکمین علماء و خطباء برای ضلالت و اغوای آن هاست مگر علماء و
خطبائی که پرهیزگارو با اخلاص باشند .

> این که خطیب اسلامی ، خود عامل به مواعظ و نصائح خود و گفتار و رفتارش هماهنگ باشد ، حق
مردم است و خطیب باید به حق و باور و توقع مردم ، احترام بگذارد و گرنه ، عنصری متخلف و
وظیفه ناشناس ، از دیدگاه مردم خواهد بود .


> تلاش خطیب ، اگر به قصد قربت و همراه با اخلاص و تقوا باشد ، عبادت است و به فرموده حضرت
فاطمه زهرا سلام الله علیها ،علاوه بر اجر اخروی ، از پاداش دراین جهان نیز ، بهره مند خواهد شد .

> علاوه بر ناگواری هائی که دردنیا متوجه واعظ غیر متعظ می شود ، حسرت و ندامت و مجازات اخروی
نیز در انتظار او خواهد بود .
پیامبر گرامی اسلام فرموده است : " خطیبی نیست مگر آن که در قیامت ، خطبه و قصدش از ایراد آن خطبه ،
به وی عرضه می شود " و حسابرسی کلمه به کلمه خطابه هایش ، با خداوند است .

> از پیش نیازهای اصلی فن شریف خطابه اسلامی ، قصد قربت ، اخلاص ، تقوا ، شرح صدر ، وظیفه شناسی ،
مسئولیت شناسی ، مسئولیت پذیری و دسترسی به مدیریت قوی بر اخلاق تبلیغی است .

> یکی از عوامل مهم در توسعه و پایداری دین مبین اسلام و گسترش و دوام مذهب برحق جعفری و گرایش
همراه با اطمینان خاطر و علاقه شدید مردم به پذیرش تعالیم اسلامی ، هماهنگی گفتارورفتار پیامبر بزرگوار
اسلام (ص) و ائمه معصومین علیهم السلام است .

> شایسته است خطیب اسلامی ، با آیات مربوط به سیره تبلیغی پیامبران بزرگوار و آیات مربوط به تزکیه
نفس ، اخلاص ، تقوا، امر به معروف و نهی از منکر و سایر آیات اخلاقی قران کریم و هم چنین با روایات
پیامبرعزیز اسلام و اهل بیت بزرگوارش در زمینه ویژگی های خطیب اسلامی و با سیره نظری و عملی آن
بزرگواران و هماهنگی گفتارورفتارشان در ابلاغ رسالت ها و تبلیغ آئین اسلام ، مأنوس باشد و با جهاد اکبر
که مبارزه با نفس امّاره است و تمرین و ممارست ، هماهنگی گفتارورفتاررا ملکه خود برای ایراد خطابه های
تبلیغی اثرگذار کند .

> موعظه برتروزیبای هرواعظ و خطیب ، ، به فرموده امام صادق علیه السلام ، با دو نشانه همراه است :
صداقت در کلام و اخلاص در عمل .

> گرایش و اهتمام خطیب به وضو ، تلاوت آیاتی از قران کریم ، دعا و اتکال به خدا پیش از ایراد خطابه هایش ،
نشانه هائی از اخلاص و از آثار قصد قربت و تقوای اوست و در اشراف او بربیان و تأثیرکلامش در مخاطبان ،
آثارشگفتی دارد .

برای مطالعه بیشتر

برگزیده ای از احادیث مربوط به مباحث گذشته

بهترين سخن‏

v رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله : أحسَنُ الكلامِ كلامُ اللَّهِ .
پيامبر خدا صلى الله عليه وآله : بهترين سخن ، سخن خداست.


v الإمامُ عليٌّ عليه السلام : أحسَنُ الكلامِ ما لا تَمُجُّهُ الآذانُ ولا يُتعِبُ فَهمُهُ الأفهامَ .
امام على عليه السلام : بهترين سخن ، آن است كه گوشها از شنيدن آن رنجه و بيزار نشود و فهميدن آن ،
انديشه‏ها را به رنج نيندازد .


v عنه عليه السلام : أحسَنُ الكلامِ مازانَهُ حُسن‌ُ‏النِّظامِ ، وفَهِمَهُ الخاصُّ والعامُّ .
امام على عليه السلام : بهترين سخن ، آن است كه به انسجام زيبا (حُسن تأليف و تركيب) آراسته باشد
و خاصّ و عام آن را بفهمند .


v عنه عليه السلام : خَيرُ الكلامِ ما لا يُمِلُّ ولا يَقِلُّ .
امام على عليه السلام : بهترين سخن آن است كه نه (طولانى باشد و) ملال آورَد و نه اندك باشد (و ابهام فزايد) .


ارزش و برترى خوش سخنى‏


«وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً» .
«و با مردم (به زبان) خوش سخن بگوييد».


«وَقُلْ لِعِبادِي يَقُولُوا الَّتِي هِي أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلْإِنسانِ عَدُوّاً مُبِيناً» .
«و به بندگانم بگو: آنچه را كه بهتر است بگويند. همانا شيطان، ميانشان را بر هم مى‏زند. راستى
كه شيطان براى انسان دشمنى آشكار است».


v رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله - لمّا سَألَهُ رجُلٌ عن أفضَلِ الأعمالِ - : إطعامُ الطَّعامِ ، وإطيابُ الكلامِ .
پيامبر خدا صلى الله عليه وآله - در پاسخ به مردى كه پرسيد برترين كارها كدام است ؟ - :
اطعام كردن و نيكو سخن گفتن .


v الإمامُ زينُ العابدينَ‏عليه السلام : القَولُ الحَسَنُ يُثرِي المالَ، ويُنمي الرِّزقَ ، ويُنسِئُ في الأجَلِ ،
ويُحَبِّبُ إلَى الأهلِ ، ويُدخِلُ الجَنَّةَ .
امام سجّاد عليه السلام : گفتار نيك ، دارايى را زياد مى‏كند و روزى را افزايش مى‏دهد و اجل را
به تأخير مى‏اندازد و انسان را نزد خانواده محبوب مى‏گرداند و (شخص را) به بهشت مى‏برد .


v الإمامُ الباقرُعليه السلام - في قولِ اللَّه‌ِ‏عزّ و عجل : «وقُولُوا للنّاسِ حُسْناً» - : قولوا للناسِ أحسَنَ ما
تُحِبُّونَ أن يُقالَ فيكُم .
امام باقر عليه السلام - درباره آيه «و با مردم (به زبان) خوش سخن بگوييد» - : بهترين سخنى را كه
دوست داريد درباره شما گفته شود ، به مردم بگوييد .


v الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : مَعاشِرَ الشِّيعَةِ ، كونوا لنا زَيناً ولا تكونوا علَينا شَيناً ، قولوا لِلناسِ حُسناً ،
واحفَظُوا ألسِنَتَكُم ، وكُفُّوها عنِ الفُضولِ وقَبيحِ القَولِ .
امام صادق عليه السلام : اى گروه شيعه ! مايه زيور ما باشيد و باعث عيب و ننگ ما نباشيد .
با مردم نيكو سخن بگوييد و زبانهايتان را نگه داريد و از زياده‏‌گويى و سخن زشت ، بازشان داريد .


کتاب منتخب میزان الحکمه / بخش 48

نصیحت و خیرخواهی

«أُبَلِّغُكُمْ رِسَالَاتِ رَبِّي وَأَنَا لَكُمْ نَاصِحٌ أَمِينٌ» .
«پيام‏هاى پروردگارم را به شما مى‏رسانم و من براى شما خيرخواهى امين هستم».

v رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله : قالَ اللَّهُ‏عزّ و عجل : أحَبُّ ما تَعَبَّدَ لي بهِ عَبدي ، النُّصحُ لي .
پيامبر خدا صلى الله عليه وآله : خداوند عزّ و جل فرمود : محبوبترين چيزى كه بنده‏‌ا‌م به وسيله آن
مرا عبادت كرد ، خيرخواهى (و خلوص) براى من است .

v عنه صلى الله عليه وآله - لأصحابهِ - : الدِّينُ النَّصيحَةُ ، قُلنا : لِمَن ؟ قالَ : للَّهِ ، ولكِتابِهِ ، ولرَسولِهِ ،
ولأئمَّةِ المُسلِمينَ ، وعامَّتِهِم .
پيامبر خدا صلى الله عليه وآله - خطاب به اصحاب خود - : دين ، نصيحت و خيرخواهى است . عرض كرديم :
نصيحت و خيرخواهى براى چه كسى ؟ فرمود : براى خدا ، براى كتاب او ، براى پيامبر او ، براى پيشوايان
مسلمانان و براى همه مردم .

v عنه صلى الله عليه وآله : إنّ أعظَمَ النّاسِ مَنزِلَةً عِندَ اللَّهِ يَومَ القِيامَةِ أمشاهُم في أرضِهِ بالنَّصيحَةِ لِخَلقِهِ .
پيامبر خدا صلى الله عليه وآله : با منزلت‏ترين مردم نزد خداوند در روز قيامت ، كسى است كه در راه
خيرخواهى براى خلق او بيش از ديگران قدم بر دارد .

v الإمامُ عليٌّ عليه السلام : امحَضْ أخاكَ النَّصيحَةَ ، حَسَنةً كانَت أو قَبيحَةً .
امام على عليه السلام : برادرت را خالصانه نصيحت كن ، خواه آن نصيحت خوشايند باشد يا ناخوشايند .

علَيكُم بالنُّصحِ للَّهِ في خَلقِهِ ، فلَن تَلقاهُ بعَمَلٍ أفضَلَ مِنهُ .
امام‏صادق عليه السلام : بر شما باد خيرخواهى براى‏خدا نسبت به‏ خلق او ؛ زيرا هرگز خداوند را با عملى
بهتر از اين كار ملاقات نخواهى كرد .

v رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله : أمّا علامَةُ النّاصِحِ فأربَعةٌ : يَقضي بالحَقِّ ، ويُعطي الحَقَّ مِن نَفسِهِ ،
ويَرضى‏ للنّاسِ ما يَرضاهُ لنَفسِهِ ، ولا يَعتدي على‏ أحَدٍ .
پيامبرخدا صلى الله عليه وآله : نشانه شخص خيرخواه چهار چيز است : به حقّ قضاوت مى‏كند و از خود
به ديگران حقّ مى‏دهد ، براى مردم همان مى‏پسندد كه براى خود مى‏پسندد و به (حقّ) هيچ كس درازدستى نمى‏كند .

v الإمامُ عليٌّ عليه السلام : حَسبُ المَرءِ ... مِن نُصحِهِ نَهيُهُ عَمّا لا يَرضاهُ لنَفسِهِ .
امام على عليه السلام : در خيرخواهى انسان همين بس كه از آنچه براى خود نمى‏پسندد (ديگران را نيز) نهى كند .

v عنه عليه السلام : إنّ أنصَحَ النّاسِ لِنَفسِهِ أطوَعُهُم لِرَبِّهِ ، وإنّ أغَشَّهُم لِنفسِهِ أعصاهُم لِرَبِّهِ .
امام على عليه السلام : خيرخواه‏ترين مردم نسبت به خود ، فرمانبردارترين آنان از پروردگار خويش است
و خيانتكارترين آنان نسبت به خود ، كسى است كه در برابر پروردگارش نافرمانتر باشد .

کتاب منتخب میزان الحکمه / بخش 53

امر به معروف و نهى از منكر

«وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ اُمَّةٌ يَدْعُونَ إلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ
وَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» .
«بايد از ميان شما گروهى باشند كه به خير دعوت كنند و امر به معروف و نهى از منكر. اينان رستگارانند».

«كُنْتُمْ خَيْرَ اُمَّةٍ اُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أهْلُ الْكِتابِ
لَكانَ خَيْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأكْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ» .
«شما بهترين امتى هستيد كه براى مردم پديد آمده است، امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنيد و
به خدا ايمان داريد. اگر اهل كتاب نيز ايمان بياورند برايشان بهتر است. بعضى از ايشان مؤمنند
ولى بيشترشان فاسق‏اند».

«وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ» .
«مردان مؤمن و زنان مؤمن سرپرستان يكديگرند، امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنند».

v رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله : مَن أمَرَ بِالمَعروفِ ونَهى‏ عَنِ المُنكَرِ فهُوَ خَليفَةُ اللَّهِ في الأرضِ ،
وخَليفَةُ رَسولِهِ .
پيامبر خدا صلى الله عليه وآله : هر كه امر به معروف و نهى از منكر كند ، او جانشين خدا و
جانشين رسول او در زمين است .

v عنه صلى الله عليه وآله : إنَّ اللَّه‌َ‏عزّ و عجل لَيُبْغِضُ المُؤْمِنَ الضَّعيفَ الّذي لا دِينَ لَهُ ، فقيلَ لَهُ :
وما المُؤْمِنُ الّذي لا دِينَ لَهُ ؟ قالَ : الّذي لا يَنهى‏ عَنِ المُنكَرِ .
پيامبر خدا صلى الله عليه وآله : خداوند عزّ و جل از مؤمن ضعيفى كه دين ندارد نفرت دارد .
عرض شد : مؤمنى كه دين ندارد كيست ؟ فرمود : كسى كه نهى از منكر نمى‏كند .

v الإمامُ عليٌّ عليه السلام : قِوامُ الشَّريعَةِ الأمرُ بِالمَعروفِ ، والنَّهيُ عَنِ المُنكَرِ ، وإقامَةُ الحُدودِ .
امام على عليه السلام : پايندگى شريعت به امر به معروف و نهى از منكر و بر پاداشتن حدود (الهى) است .

v عنه عليه السلام : وما أعمالُ البِرِّ كُلِّها والجِهادُفي سَبيلِ اللَّهِ عِندَ الأمرِ بِالمَعروفِ والنَّهيِ عَنِ المُنكَرِ ،
إلّا كَنَفثَةٍ في بَحرٍ لُجِّيٍّ .
امام على عليه السلام : همه كارهاى خوب و جهاد در راه خدا ، در مقايسه با امر به معروف و نهى از منكر
چيزى نيست ، مگر همچون آب دهانى كه در دريايى ژرف انداخته شود .

v عنه عليه السلام : الأمرُ بِالمَعروفِ أفضَلُ أعمالِ الخَلقِ .
امام على عليه السلام : امر به معروف برترين كارهاى مردم است .

v عنه‏عليه السلام: اعلَموا أنَّ الأمرَ بِالمَعروفِ والنَّهيَ عَنِ المُنكَرِ لَم يُقَرِّبا أجَلاً ، ولَم يَقطَعا رِزقاً .
امام على عليه السلام : بدانيد كه امر به معروف و نهى از منكر ، اجل كسى را نزديك نكرده‌‏اند
و روزى كسى را نبريده‌‏اند .

v الإمامُ الحسينُ عليه السلام : كانَ يُقالُ : لا تَحِلُّ لِعَينٍ مُؤمِنَةٍ تَرَى اللَّهَ يُعصى‏ فتَطرِفُ حتّى‏ يُغَيِّرَهُ .
امام حسين عليه السلام : گفته مى‏شد : بر هيچ چشمى كه مؤمنِ به خدا باشد روا نيست كه
ببيند خدا نافرمانى مى‏شود و خود را فرو بندد مگر آن وضع را تغيير دهد .

v الإمامُ الباقرُ عليه السلام : إنَّ الأمرَ بِالمَعروفِ والنَّهيَ عَنِ المُنكَرِ سَبيلُ الأنبياءِ ، ومِنهاجُ الصُّلَحاءِ ،
فريضَةٌ عَظيمَةٌ بِها تُقامُ الفَرائضُ ، وتَأمَنُ المَذاهِبُ ، وتَحِلُّ المَكاسِبُ ، وتُرَدُّ المَظالِمُ ،
وتَعمُرُ الأرضُ ، ويُنتَصَفُ مِنَ الأعداءِ ، ويَستَقيمُ الأمرُ .
امام باقر عليه السلام : امر به معروف و نهى از منكر راه پيامبران است و شيوه نيكوكاران .
فريضه بزرگى است كه ديگر فرايض به واسطه آن برپا مى‏شود و راه‏ها امن مى‏گردد و
درآمدها حلال مى‏شود و حقوق و اموالِ به زور گرفته شده به صاحبانش بر مى‏گردد و
زمين آبادان مى‏شود و از دشمنان انتقام گرفته مى‏شود و كارها سامان مى‏پذيرد .

خطر رها كردن امر به معروف و نهى از منكر

v رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله : لَتَأمُرُنَّ بِالمَعروفِ ولَتَنهُنَّ عَنِ المُنكَرِ ، أو لَيَعُمَّنَّكُم عَذابُ اللَّهِ .
پيامبر خدا صلى الله عليه وآله : يا امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنيد ، يا عذاب خدا همه
شما را فرا مى‏گيرد .

v الإمامُ عليٌّ عليه السلام - مِن وَصِيَّتِهِ لِلحَسَنَينِ عليهما السلام بعدَ أن ضَرَبَهُ ابنُ مُلجَمٍ - :
لا تَترُكوا الأمرَ بِالمَعروفِ والنَّهيَ عَنِ المُنكَرِ فَيُوَلّى‏ عَلَيكُم شِرارُكُم ثُمَّ تَدعونَ فلا يُستَجابُ لَكُم .
امام على عليه السلام - سفارش آن حضرت به حسنين عليهما السلام پس از ضربت خوردن
توسط ابن‏ملجم - : امر به معروف و نهى ازمنكر را رها مكنيد ، كه در اين صورت اشرار شما
زمام امورتان را به دست مى‏گيرند و آن گاه هر چه دعا كنيد ، مستجاب نخواهد شد .

. شرايط كسى كه امر به معروف مى‏كند

v رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله : مَن أمَرَ بِمَعروفٍ فليَكُنْ أمرُهُ ذلكَ بِمَعروفٍ .
پيامبر خدا صلى الله عليه وآله : كسى كه امر به معروف مى‏كند ، بايد اين كار را با شيوه خوبى انجام دهد .

v عنه صلى الله عليه وآله - لَمّا قيلَ لَهُ : لا نَأمُرُ ولا نَنهى‏ إلّا بِما عَمِلنا بِهِ أو انتَهَينا عَنهُ كُلِّهِ - :
لا ، بَل مُروا بِالمَعروفِ وإن لَم تَعمَلوا بِهِ كُلِّهِ ، وانهَوا عَنِ المُنكَرِ وإن لَم تَنتَهوا عَنهُ كُلِّهِ .
رسول خدا صلى الله عليه وآله - در پاسخ به اين سخن كه گفته شد : ما تنها به چيزهايى امر و نهى مى‏كنيم
كه خودمان به طور كامل آنها را رعايت كنيم - : نه ، بلكه به خوبيها فرمان دهيد هر چند خودتان به همه
آنها عمل نكنيد و از زشتيها باز داريد ، گرچه خود از همه آنها خوددارى نورزيد .

v الإمامُ عليٌّ عليه السلام : إنّي لأَرفَعُ نَفسي أن أنهى‏ النّاسَ عَمّا لَستُ أنتَهي عَنهُ ، أو آمُرَهُم بِما لا أسبِقُهُم إلَيهِ بعَمَلي .
امام على عليه السلام : من شأن خود را بالاتر از آن مى‏دانم كه آنچه را خودم ترك نمى‏كنم ، مردم را
از آنها باز دارم ، يا به كارى فرمانشان دهم كه خود جلوتر به آن عمل نكنم .

v عنه عليه السلام : لَعَنَ اللَّهُ الآمِرينَ بِالمَعروفِ‏التّارِكينَ لَهُ ، والنّاهينَ عَنِ المُنكَرِ العامِلينَ بِهِ .
امام على عليه السلام : نفرين خدا بر كسانى كه به خوبى فرمان مى‏دهند و خود آن را فرو مى‏گذارند
و بر كسانى كه از زشتى باز مى دارند و خود مرتكب آن مى‏شوند .

v عنه عليه السلام : وانهَوا عَنِ المُنكَرِ وتَناهَوا عَنهُ ؛ فإنَّما اُمِرتُم بِالنَّهيِ بَعدَ التّناهي .
امام على عليه السلام : نهى از منكر كنيد و خود از آن باز ايستيد ؛ زيرا دستور داريد كه ابتدا
خود از كار زشت باز ايستيد و سپس ديگران را نهى كنيد .

v الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : إنَّما يَأمُرُ بِالمَعروفِ ويَنهى‏ عَنِ المُنكَرِ مَن كانَت فيهِ ثَلاثُ خِصالٍ :
عامِلٌ بِما يَأمُرُ بِهِ وتارِكٌ لِما يَنهى‏ عَنهُ ، عادِلٌ‏فيما يَأمُرُ عادِلٌ فيما يَنهى‏ ، رَفيقٌ فيما يَأمُرُ ورَفيقٌ فيما يَنهى‏ .
امام صادق عليه السلام : كسى (بايد) امر به معروف و نهى از منكر كند كه سه خصوصيت در او باشد :
(اوّل) به آنچه فرمان مى‏دهد ، خود عمل كند و آنچه را نهى مى‏كند ، خود نيز ترك گويد . (دوم)
در امر و نهى خود عدالت را رعايت كند و (سوم) در امر و نهيش ، طريق ملايمت و نرمى پيش گيرد .

کتاب منتخب میزان الحکمه / بخش 36

ورع ( پارسائی )

v عنه عليه السلام : مَن أحَبَّنا فلْيَعمَلْ بعَمَلِنا ولْيَستَعِنْ بالوَرَعِ ؛ فإنّهُ أفضَلُ ما يُستَعانُ
بهِ في‏أمرِ الدُّنيا والآخِرَةِ .
امام على عليه السلام : هر كه ما را دوست دارد بايد به‏كردار ما رفتار كند و از پارسايى مدد گيرد ؛
زيرا كه پارسايى ، بهترين مدد رسان در كار دنيا و آخرت است .

v الإمامُ عليٌّ عليه السلام : ثَمَرَةُ الوَرَعِ صَلاحُ‏النَّفسِ والدِّينِ .
امام على عليه السلام : نتيجه پارسايى، درست‏شدن نفس و دين است .

v عنه عليه السلام : الوَرَعُ يحجِزُ عَنِ ارْتِكابِ الَمحارِمِ .
امام على عليه السلام : پارسايى، مانع‏ارتكاب حرام‏ها مى‏شود .

v عنه عليه السلام : الوَرَعُ أساسُ التَّقوى‏ .
امام على عليه السلام : پارسايى ، بنياد تقواست .

v عنه عليه السلام : لا يَزكو العِلمُ بغَيرِ وَرَعٍ .
امام على عليه السلام : علم (و معرفت)بدون پارسايى رشد نمى‏يابد .

v عنه عليه السلام - في وصيَّتِهِ لِعَمرِو بنِ‏سعيدٍ - : اُوصيكَ بتَقوَى اللَّهِ والوَرَعِ والاجتِهادِ ،
واعلَم أ نّهُ لا يَنفَعُ اجتِهادٌ لا وَرَعَ فيهِ .
امام صادق عليه السلام - خطاب به عمرو بن سعيد - : تو را به تقواى الهى و پارسايى
و كوشش (در عبادت) سفارش مى‏كنم و بدان كه كوششى كه در آن پارسايى نباشد ، سودى نمى‏دهد .

v رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله : كُفَّ عَن مَحارِمِ اللَّهِ تَكُن أورَعَ النّاسِ .
پيامبر خدا صلى الله عليه وآله : از حرام‏هاى‏خدا باز ايست، تا پارساترين مردم باشى .

v الإمامُ عليٌّ عليه السلام : أورَعُ النّاسِ أنزَهُهُم عَنِ المَطالِبِ .
امام على عليه السلام : پارساترين مردم ، دورترين آنها از خواهش‏ها و نيازخواهى است

کتاب منتخب میزان الحکمه / بخش 57 .