لطفا حرفهايم را گوش كن !
لطفا حرفهايم را گوش كن !
... گوش كن ببين چي ميگم. گوش كن ديگه، اي بابا... هي ميپري وسط حرفام و نميذاري حرف بزنم، بابا اول گوش كن ببين من چي ميگم، بعد ا گر جواب لازم داشت، تو جواب بده...
از اينگونه گفت و شنودها هر روز چندين بار ميشنويم و رنج ميبريم و آنگاه كه اين حرفها بين زن و شوهر اتفاق ميافتد رنجش بيشتر خواهد بود.
زن و شوهر براي شناخت متقابل از ارتباط كلامي ناگزير ميباشند و لازم است كه روزانه به طور مداوم با يكديگر حرف بزنند تا بتوانند همديگر را بهتر بشناسند و بهتر به نيازهاي هم پاسخ بدهند.
ولي گاه اتفاق ميافتد كه زن يا شوهر بيش از آنكه حوصله گوش كردن داشته باشد دوست دارد حرف بزند و به همين دليل است كه انديشمندان حوزه ارتباط كلامي بر اين عقيدهاند كه در يك ارتباط كلامي گوش كردن به مراتب سختتر از حرف زدن است. زيرا كسي كه حرف ميزند آنچه را كه دوست دارد يا فكر ميكند كه درست است بيان ميكند ولي كسي كه گوش ميدهد بعضا حرفهايي را كه با انديشه و عواطفش نيز مخالفت است بايد گوش كند.
انديشمندان اين حوزه ضمن اينكه گوش دادن را به گوش كردن فعال و منفعل تقسيم ميكنند براي گوش دادن كاركردهايي را نيز قائل ميباشند.
كاركردهاي گوش دادن:
الف: لازم است كه هنگام گوش دادن روي پيامهايي كه از ديگران ميرسد تمركز كافي داشته باشيم.
ب: لازم است كه سعي كنيم تا درستترين برداشت را از حرفهاي ديگران داشته باشيم. به عبارت ديگر هر چه گيرنده پيام يا كسي كه گوش ميدهد پيامهاي نزديك به ذهن فرستنده يا گيرنده را بيشتر و بهتر دريافت كند آن ارتباط موثرتر است.
ج: گوش كردن باعث ميشود تا علاقه و ميل بين طرفين ايجاد شود، يا ازدياد پيدا كند، يا اينكه توجه طرف را جلب و او را از نگراني بيرون آورد.
د: باعث ميشود كه طرف مقابل صادقانه و آزادانه مطالب و مكنونات خود را بيان كرده و تخليه شود و به عبارت ديگر نوعي سوپاپ اطمينان در روابط اجتماعي ميباشد.
هــ : باعث ميشود تا «ديگر مداري» جاي «خود مداري» را بگيرد و ديگران در ذهن فردمهم جلوه كند.
به هر حال ما در ارتباطات روزمرهمان ناگزير هستيم كه حرفهاي ديگران را تا حدودي گوش كنيم يا به حرفهاي ديگران گوش بدهيم.
آورده شد كه گوش دادن به دو قسم فعال و منفعل تقسيم ميشود. در «گوش دادن فعال» فرد رفتارهايي از خود بروز ميدهد كه بيانگر توجه مخاطب يا گيرنده به فرستنده پيام يا كسي است كه صحبت ميكند.
ولي «گوش دادن منفعل» حالتي از گوش دادن است كه مخاطب يا گيرنده پيام حالت يا رفتاري از خود بروز نميدهد كه مبين اين نكته باشد كه به حرفهاي طرف مقابل گوش ميدهد ولي همه حرفهاي طرف مقابل را ميشنود و از آن استفاده خواهد كرد. ولي چون عكسالعملي ندارد و از سوي او بازخوردي به فرستنده يا كسي كه حرف ميزند برنميگردد گوينده احساس رضايت نميكند و نميتواند تصميم بگيرد كه حرفهايش را قطع كند يا ادامه دهد و اگر قرار است ادامه دهد چقدر و چگونه ادامه دهد.
در يك تعامل اجتماعي يا ارتباط كلامي مفيد و مثمرثمر كه «گوش دادن فعال» در آن حرف اول را ميزند، شاهد يك جريان مستمر بازخوردي از جانب طرفين تعامل و محيط فيزيكي هستيم. شايد ما نتوانيم همه بازخوردها را هشيارانه درك كنيم و اين عدم درك ما به معناي نبود بازخورد مداوم نيست. در واقع فيلتر ادراكي ما است كه اجازه ورود يا خروج برخي از اطلاعات را ميدهد و ما با توجه به آن فيلتر يا صافي تنها بخشي از دادههاي اطرافمان را درك يا دريافت كنيم و پرواضح است كه اطلاعات و دادههاي پيرامون ما به مراتب بيشتر از آنچه است كه ما توان دريافت آن را داشته و دريافت ميكنيم. به هر حال در ارتباط كلامي بين همسران يا زن و شوهر ضروري است هر يك از آنها بيشتر از آن كه بخواهند حرفشان را به ديگري بزنند و بگويند كه من حرف دارم، لازم است گوش بدهند و با گوش دادن به حرفهاي طرف مقابل، آن هم گوش دادن فعال، به او اعتماد بدهند كه حرفهايي كه ميزند مهم است و او از حرف زدن طرف مقابل لذت ميبرد. به عبارت ديگر از يك ارتباط «خود محور» به سمت «ارتباط ديگر محور» حركت نمايند.
مثل خردمندان فكر كنيد اما با مردم به زبان خودشان حرف بزنيد.