پرده‏خواني

پرده‏اي از عشق خواهم كرد باز گويم از عشق حقيقي يا مجاز

گوش كن تا بر تو خوانم از وفا قصّه‏اي از عاشقان كربلا.

يكي از تأثيرات مهمّ تشيّع در هنر اسلامي، اثرگذاري مناقب و فضايل و مصايب اهل بيت عليهم‏السلام بر نقش‏آفريني صور گويا و زيبا و موسوم به «شمايل‏نگاري» (از قلمرو هنرهاي بصري و ديداري) و «پرده‏خواني» (از حيطه هنرهاي نمايشي) است. شمايل‏نگاران، اين هنرمندان عارف و آگاه درباره همه روايات مربوط به خاندان رسول اللّه صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ، به ويژه فاجعه كربلا، با دقتي تمام، شمايل‏سازي و صحنه‏پردازي مي‏كنند و پرده‏خوانان ماهر نيز در به زبان آوردن و به حرف كشاندن چهره‏ها ـ به شيوه زبان‏حال ـ همّتي قابل تحسين نشان مي‏دهند. پرده‏خوانان همواره از وجاهت اوليا و كراهت اشقيا سخن مي‏گويند و به اقتضاي حضور چهره‏ها در صحنه‏ها، در ضمن شرح مجالس، به معرفي يك يك شخصيت‏ها مي‏پردازند.

مثلاً، عمر بن سعد در گوشه‏اي از ميدان ايستاده و خدمتگزارانش بر سر اين لعين خبيث، چتر رنگي گرفته‏اند. پرده‏خوان عصايش را با شتاب و پر از قهر و عتاب بر سر تصوير عمر بن سعد مي‏كوبد و مي‏گويد:

اين ظالمي كه ريشش سفيد و دلش سياست اين «ابن سعد» ملعون بي حياست.

و سپس عمله ظلم را در پشت جبهه مي‏نماياند:

و آن ظالمي كه تيغ به فرقش عيان نمود اين «صديف» آن سگ ملعون بي حياست.

اما وقتي كه به معرفي قدسيان مي‏پردازد، پرده‏خوان به مهر و وفا و شوق و صفا از چهره‏ها ياد مي‏كند:

اين مه‏لقا كه مشك به دوش و عَلَم به دست عبّاس، شير جنگي صحراي كربلاست.

معرفي حضرت علي اكبر عليه‏السلام :

گل هميشه بهار حسين عليه‏السلام ، تشنه جگر شبيه خاتم پيغمبران علي اكبر

شبيه ختم رسل، ماه مشرقين است اين نه مصطفي صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ، علي اكبرِ حسين عليه‏السلام است اين.

معرفي حضرت سجّاد عليه‏السلام :

آدم كوي سر انديب بلا نوح درد و غصّه اين زين العباست.

«شمايل‏نگاري» هنري است طرفه، و شمايل‏نگاران وقايع‏نگار تصويري مربوط به پيشاني‏نوشته اوليا هستند. آنان عشق و نفرت خود را و دوستي و دشمني خود را به روشني در پرده‏ها منعكس مي‏كنند. شمر را در هر قيافه‏اي كه باشد، با تركيبي ناساز و نفرت‏بار تصوير مي‏كنند و امام حسين عليه‏السلام را حتي در قتلگاه ـ پس از آن‏همه به خاك و خون آغشته‏شدن، با آن همه زخم و درد و اندوه ـ همچنان تميز و آراسته ترسيم مي‏كنند و هر دم به اداي احترام مي‏پردازند كه:

السلام اي پرده‏دارت حضرت روح الامين السلام اي ركن ايمان، عروة الوثقاي دين.

دل پرده‏خوان از توصيف مظالم و ستم رفته بر اولياء اللّه مي‏سوزد و داستان ديگري بازگو مي‏كند:

باز افتاده شراري در دلم سوخته برق مصيبت حاصلم

در دل ويرانه دارم شور و شين از غم ويران‏نشينان حسين عليه‏السلام .

مراحل پرده‏خواني در خور تأمّل هستند. پرده‏خوان، نخست به سخن محزون، «پيش‏واقعه‏خواني» مي‏كند و به عنوان پيش‏گفتار چنين مي‏گويد:

كنم چه چاره منِ بينواي سرگردان؟ رسيده است مه ماتم، اي عزاداران

بيا عزاي حسين علي عليه‏السلام بپا داريم عزاي نور دو چشمان مصطفي صلي‏الله‏عليه‏و‏آله داريم.

سپس «مناجات» مي‏خواند:

الاكريم احد، خالق زمين و زمان منزّه از همه عيبي و خالي از نقصان

هزار دشمنم ار مي‏كنند قصد هلاك گرم تو دوستي، از دشمنان ندارم باك.

«فضايل‏خواني و مناقب‏خواني» مرحله ديگر از پرده‏خواني است:

اين پرده تا قيام قيامت به روزگار بر پرده‏هاي كلّ جهان دارد افتخار.

http://www.artqazvin.ir/Default.aspx?page=7983§ion=litem&mid=20935&id=57047