مباني خبرنويسي - بخش اول
مباني خبرنويسي - بخش اول
مقدمه:
يكي از مشكلات روابط عموميها در كشور ما فقدان منابع علمي و مكتوب در اين حوزه ميباشد از ديرباز و از زماني كه روابط عمومي بعنوان يك رشته و حرفه در كشور ما متولد شد، به دليل آن كه تولد اين حرفه جديد براساس نيازها و زيرساختهاي موجود در كشور ما جوابگوي اين نهاد اجتماعي نبود، ساز و كارهاي مناسب هم براي توسعه و ارتقاء روابط عمومي ايجاد نشد ولي با گذشت زمان و ايجاد نيازهاي جديد در جامعه در حال گذار ايران نياز به داشتن روابطعموميهاي كارآمد بيش از پيش احساس شد. با سواد شدن درصد بيشتري از مردم، ايجاد تمايلات تساويطلبانه، بالا رفتن توقعات مردم از حكومتها، گسترش وسايل ارتباط جمعي، اهميت يافتن هرچه بيشتر افكار عمومي، رشد صنايع و شركتهاي سهامي و ... از جمله اين عوامل به شمار ميروند.
اداره كل تبليغات معاونت امور مطبوعاتي و تبليغاتي به عنوان متولي روابط عموميهاي كشور همواره كوشيده است با همكاري و هماهنگي روابطعموميها، ساز و كارهاي لازم را جهت پيشرفت و توسعه روابط عموميهاي كشور فراهم سازد.
در اين ميان توجه به امر آموزش از اولويتهاي كاري اين اداره به حساب ميآيد كه هم ميتواند راهنماي عملي براي كارورزان روابط عموميهاي كشور باشد و هم منابع علمي مورد نياز دانشجويان روابط عمومي را تامين كند.
اداره هماهنگي روابط عموميهاي اداره كل تبليغات آماده است تا از نظرات و پيشنهادات همه كارشناسان و اعضاي خانواده روابط عمومي كشور براي اعتلاي برنامههاي روابط عمومي استفاده كنند.
اشاره:
اصليترين كاركرد يك روابط عمومي تنظيم رابطه صحيح ميان سازمان و مردم است و اين وظيفه ارتباطي عمدتاً از كانال پيام رساني كاربردي و منطقي دنبال ميشود.
بار اصلي اين ماموريت ارتباطي كه به دنبال درك متقابل و دوسويه است، بر دوش خبررساني استوار ميباشد.
نوشتن خبر (News Writing) يا بيانيههاي مطبوعاتي (press Release) بايد از مهارتهاي ثابت و رشد يابنده روابط عموميها باشد.
- خبر چيست؟
- ارزشهاي خبري كدامها هستند؟
- عناصر خبري از چه مواردي تشكيل ميشود؟
- سبكهاي خبرنويسي كدام است؟
- چطور يك خبر را شروع كنيم؟
- مواردي كه هميشه بايد آنها را رعايت كرد.
هدف اين نوشتار يك كنكاش كاربردي درباره همين شش پرسش است. پاسخها ميتواند به مهارتهاي خبرنويسي و نوشتن بيانيههاي مطبوعاتي در روابط عموميها بيفزايند.
خبرچيست؟
تعاريف گوناگوني درباره خبر (News) ارايه شده و كماكان نيز ارايه ميشود. تعاريف مربوط به خبر پيوسته تغيير ميكند، چون عادات ما پيوسته در حال تغيير است.
برخي از تعاريف ارايه شده در زمينه خبر از اين قرار است:
خبر، گزارش واقعيتهاست، اما هر واقعيتي را نميتوان خبر ناميد؛
خبر، پيامي است كه احتمال صدق و كذب در آن وجود دارد؛
خبر، رويدادي است كه قرار است اتفاق بيفتد؛
اطلاعات مربوط به آنچه رخ داده است، خبر ناميده ميشود؛
مجموعهاي از لغات و عبارات است كه انجام كاري را اطلاع دهد؛
خبر، گزارش مناسب، خلاصه و دقيق يك رويداد است، نه خود رويداد؛
شامل هر انديشه و عمل واقعي است كه براي عده كثيري جالب است؛
خبر، نقل ساده و خالص وقايع جاري است؛
خبر، محصول جهان سياسي و اجتماعي است كه آن را گزارش ميكند؛
خبر، مردم است.
خبر، ...
هريك از اين تعاريف از زاويه خاصي به تعريف خبر پرداختهاند و همين تفاوتها نشان ميدهد كه تعريف و تعيين قلمرو مفهومي براي خبر، كار چندانسادهاي نيست.
به هر تعريفي كه در ارتباط با خبر تن دهيم و به عنوان مثال اين تعريف را بپذيريم كه «خبر: 1- اطلاعات مربوط به يك رويداد يا تحول است كه در جايي چاپ يا پخش شود و 2- هر نوع اطلاع جديد و غيرعادي (Funk & Wagnalls Dictionary) باز نميتوانيم با خيال راحت كار را تمام شده تلقي كنيم. اكثراً اين احتمال وجود دارد كه كساني كه خبرهاي ما را ميخوانند، پس از خواندن خبر بگويند: «به من چه؟!» و يا بگويند: «خودم ميدانستم».
مورد اول (به من چه؟!) نشان ميدهد ما نتوانستهايم ربط خبر به مخاطب را تشخيص بدهيم و مورد دوم (خودم ميدانستم) حاكي از آن است كه خبر كهنهاي را به مخاطب تحويل دادهايم. من ميخواهم اين نتيجه را بگيرم كه «فراگيري» (Impact) و سرعت (Immediacy) جا نمايه، خميرمايه و كانون اصلي را در هر تعريف از خبر شكل ميدهند. پس بنابراين، صرف اينكه خبرها مربوط به آدمها، مكانها، اشياء و رويدادهاي واقعي باشند، كافي نيست. فراگير بودن خبرها و حساس بودن اطلاعات آنها نسبت به زمان اهميت فراواني دارد و به همين دلايل است كه دستاندركاران روابط عموميها و به ويژه عدهاي كه در واحدهاي خبري اين نهادها فعاليت ميكنند، بايد مثل روزنامهنگاران اين عادت را در خود به وجود بياورند كه به جاي مخاطبان فكر كنند و ببينند مخاطبان به چه چيزهايي احتياج دارند (روابط خبر به مخاطب) و كدام چيزها را به سرعت ميخواهند (حساس بودن نسبت به عنصر زمان) .
اين دو نكته، سنگ پايه تشخيص رويدادهايي است كه از ارزش خبري برخوردارند. سنگ پايهاي كه ميتواند مانع طرح دو نكته پيش گفته باشد: «به من چه!؟» و «خودم ميدانستم».
ارزشهاي خبري
ارزشهاي خبري (News Values) معيارهايي هستند كه با كمك آنها ميتوانيم رويدادهاي مناسبي را براي مخاطبان انتخاب كنيم. ارزشهاي خبري در درون رويدادها قرار دارند و به عبارت بهتر، هر رويدادي ميتواند در درون خود يك ارزش خبري يا مجموعهاي از ارزشهاي خبري را داشته باشد و همين ارزشها هستند كه رگه اصلي رويدادها را براي تبديل شدن به خبر تشكيل ميدهند. سنگي كه در درون خود رگههايي از طلا يا فيروزه دارد، با ارزشتر از ساير سنگهاست، اين موضوع در مورد رويدادها هم حاكم است، رويدادي كه رگههايي از ارزشهاي خبري را دارد، از بقيه رويدادها مهمتر و با ارزشتر است.
درك ارزشهاي خبري در دنياي امروز روابط عموميها و در عرصه روزنامهنگاري ديگر يك مقوله دشوار قلمداد نميشود. اين ارزشها شناسايي شدهاند و حالت استاندارد به خود گرفتهاند.
هفت ارزش خبري كه شناخت آنها ميتواند ضامن انتخاب رويدادهاي مناسب براي تبديل شدن به خبر باشد، به قرار زير است:
فراگيري يا دربرگيري (Impact):
هر رويدادي كه جمع وسيعي را در بر بگيرد و يا به ديگر سخن به جمع فراواني مربوط باشد و برآنها تأثيرگذار باشد، از فراگيري برخوردار است.
اين تأثير چه مثبت و چه منفي باشد، تفاوتي نميكنند، مهم دامنه دربرگيري يك خبر است. به عنوان مثال اين موضوع داراي ارزش فراگيري است: شرايط استخدام در روابط عموميهاي وزارتخانهها اعلام شد.
شهرت (prominency/ Fame):
افراد، نهادها و اشيايي كه داراي شهرت هستند، هميشه طرف توجه مردم ميباشند. بنابراين ميتوانند هميشه در خبرها جايگاه ويژهاي را به خود اختصاص بدهند. البته معيار معروف بودن تداعي شكل در ذهن است.
همانگونه كه روزنامهنگاران از خبرهاي مربوط به مشاهير غفلت نميكنند، روابط عموميها هم بايد از همين رويه تبعيت كنند. به عنوان مثال اين خبر براي دستاندركاران روابط عمومي داراي ارزش خبري شهرت (و همچنين ارزش فراگيري) است: كتاب نظريه روابط عمومي دكتر حميد نطقي منتشر شد.
كشمكش، برخورد، تضاد، اختلاف (Conflict):
رويدادهايي كه از اين ويژگيها برخوردارند و در واقع از يك التهاب دروني برخوردار هستند، براي مخاطبان جالب به نظر ميرسند، همه انسانها نسبت به اين خبرها حساس هستند و به همين دليل است كه حجم وسيعي از خبرهاي رسانهها حول همين رويدادها دور ميزند، اين خبرها غالباً بار منفي هم دارند. در نظر بگيريد اگر متأسفانه چنين واقعهاي رخ دهد، چقدر ميتواند طرف توجه روابط عموميها، روزنامهنگاران و يا اصحاب ارتباطات قرار بگيرد: انجمن روابط عمومي ايران منحل شد.
استثنا، شگفتي، غيرعادي بودن (Oddity):
اتفاقات عجيب و غريب، نادر و استثنايي هميشه توجه انسانها را به خود جلب ميكند، حتي يكي از تعريفهاي كه درباره خبر ارايه شده، متمركز برهمين موضوع است: «اگر سگي پاي كسي را گاز بگيرد، خبر نيست، ولي اگر كسي پاي سگي را گاز بگيرد خبر است».
توجه داشته باشيد كه اين نوع رويدادها را ميتوان از طريق پسوند صفت عالي(ترين) شناسايي كرد: كوچكترين كامپيوتر دنيا، بلندقدترين مرد جهان، شديدترين زلزله و ... و بالاخره يك مثال استثنايي: عضويت در روابط عمومي تخصص نميخواهد!
بزرگي و فراواني تعداد و مقدار (Magnitude):
هر امري كه در آن تعداد و عدد و رقم بالا باشد، ميتواند توجه مخاطبان را به خود جلب كند و مهم نيست اين ارقام و يا فراوانيها مربوط به چه چيزي باشد.
در واقع فراواني تعداد و مقدار، شكل ديگري از همان ارزش فراگيري است: كارشناسان جهاني 500 تعريف براي روابط عمومي ارايه كردهاند.
تازگي (Timelyness):
در بحث خبر چيست از ضرورت تازگي به عنوان يكي از خميرمايههاي اصلي خبر حرف زدم و گفتم خبر علاوه بر فراگير بودن بايد نسبت به زمان حساس باشد.
نهادها و روزنامههايي موفقتر هستند كه خبرهايشان را زودتر و تازهتر از رقيبان خود عرضه ميكنند. هرچه فاصله وقوع رويداد تا زمان انتشار آن كوتاهتر باشد، خبر تازهتر خواهد بود. البته در پارهاي از مواقع جنبههاي تازهاي از يك خبر كهنه نيز آشكار ميشود كه عليالقاعده در اين صورت هم از ارزش خبري برخوردار است.
در هر صورت، خبر تازه مثل نان تازه است و خبر كهنه مثل نان بيات: مجلس لحظاتي پيش طرح مشاركت روابط عموميها در برنامه توسعه را تصويب كرد.
مجاورت، نزديك بودن (Proximity):
مردم ترجيح ميدهند، ابتدا از خبرهايي مطلع شوند كه در اطراف محل زندگي آنها رخ ميدهد، چرا كه چنين رخدادهايي ميتواند بر نحوه زندگي و يا تصميمات آنها تأثيرگذار باشد. به ديگر سخن، شايد روال منطقي كسب اخبار براي انسانها به ترتيب از كوچه، محله، منطقه، شهر، كشور و كشورهاي همجوار شروع شود، مجاورت فقط مفهوم جغرافيايي ندارد، بلكه به هر صورتي كه معنادار باشد ميتواند طرف توجه قرار بگيرد. به عنوان مثال كميسيون جهاني آموزش روابط عمومي از جنبه مكاني جغرافيايي با ايران فاصله زيادي دارد، اما يافتههاي پژوهشي آن براي دستاندركاران روابط عمومي در ايران از اهميت فوقالعادهاي برخوردار است: كميسيون آموزش روابط عمومي پيشنيازهاي روابط موفق را اعلام كرد.
در پايان اين بحث، به نظر ميرسد اين نكته مهم را بايد يادآوري كنم كه براي انتخاب رويدادهايي كه مناسب تبديل شدن به خبر هستند، نبايد به صورت تك بعدي برخورد كرد. به ديگر زبان، نبايد براين گمان بود كه هر رويداد فقط ممكن است داراي يك ارزش خبري باشد و به طور كلي نگاه ما به رويدادها بايد نگاهي چندوجهي و به قول دستاندركاران روشهاي آماري، يك نگاه فاكتوريايي (Factorial) باشد. براي اينكه اهميت اين موضوع، بيشتر درك شود، من از بين هفت ارزش خبري چهار ارزش خبري را انتخاب ميكنم و با استفاده از حرف اول معادل انگليسي آنها اين ارزشها را در يك جدول فاكتوريال ميريزم تا ببينيد چطور اين ارزشها عمدتاً در تركيب با يكديگر قرار ميگيرند. طبيعي است كه ميتوانيم همه ارزشهاي خبري را در جدول فاكتوريال بريزيم كه من براي سهولت و درك مساله فقط چهار ارزش را انتخاب كردم.
من در اين جدول، معادلهاي زير را براي ارزشهاي خبري مورد نظرم انتخاب ميكنم:
I براي فراگيري (Impact)
C براي كشمكش (Conflict)
P براي شهرت (Prominency)
O براي شگفتي (Oddity)
حالا به جدول نگاه كنيد. من ارزش فراگيري (I) را به عنوان يك ارزش مسلط در بالاي جدول قرار دادهام. اين ارزش خبري براي نيمه سمت راست جدول اعمال خواهد شد و براي نيمه دوم جدول اعمال نخواهد شد. همين وضعيت در مورد ارزش خبري شهرت (P) هم صدق ميكند. اين ارزش كه در سمت چپ جدول حكم ارزش مسلط را دارد، براي قسمت بالاي جدول (سمت چپ) اعمال ميشود و براي قسمت پايين (سمت چپ) اعمال نميشود. حالا به وضعيت نهايي جدول و تركيبها نگاهي بيندازيد تا ببينيد با ضرب شدن P و I در O و C چه اتفاقاتي افتاده است.
همانگونه كه ميبيند در خانه اول جدول كه CPI است با رويدادي مواجه هستيم كه همزمان داراي ارزشهاي خبري كشمكش، شهرت و فراگيري است، در خانه دوم ارزشهاي شهرت، شگفتي و فراگيري را داريم و در خانه سوم جدول با ارزشهاي شهرت و فراگيري مواجه هستيم. در خانه چهارم شهرت و كشمكش را دارمي و اين در حالي است كه در خانه پنجم جدول با شهرت و شگفتي مواجه هستيم، در خانه ششم فقط ارزش خبري شهرت را داريم، خانه هفتم داراي كشمكش و فراگيري است، در خانه هشتم شگفتي و فراگيري داريم، در خانه نهم فقط با ارزش خبري فراگيري مواجه هستيم در خانه دهم جدول كشمكش و در خانه يازدهم فقط ارزش خبري شگفتي را داريم و بالاخره در خانه دوازدهم جدول با هيچ ارزش خبري سر و كار نداريم.
بسيار بديهي است كه رويدادي كه در خانه اول جدول است (CPI) بسيار مهمتر از رويداد خانه دوازدهم است كه در آن هيچ ارزش خبري وجود دنارد، اين وضعيت براي رويدادي كه در خانه دوم جدول است (POI) نيز صدق ميكند.
عناصر خبري
اگر ارزشهاي خبري به اخبار قدر و منزلت و اهميت ميدهند عناصر خبري (News Elements) آنها را به نمايش ميگذارند. عناصر خبري در مجموع از شش عنصر تشكيل ميشوند كه در ادبيات روزنامهنگاري براي آنكه كاملاً به خاطر سپرده شوند، آنها را به صورت 5WTH? نمايش ميدهند. پنج w در اين فرمول عبارتند از what, when, where, who و H.why هم حرف اول How است.
عناصر خبري در واقع شش پرسش هستند كه اسكلت و استخوانبندي خبر را ميسازند. به ديگر سخن، جوابهاي اين شش پرسش چيزي نيست جز موادي كه براي ساختن يك خبر به آنها احتياج داريم. بديهي است كه هر خبري كه جواب يكي از اين پرسشها را ندارد، خبر كاملي نيست و نقص دارد.
پس اجازه بدهيد ابتدا با هم مروري در اين شش پرسش داشته باشيم. تعمق در اين پرسشها به ما كمك ميكند تا تصوير جامعتري از يك رويداد در قالب خبر ارايه كنيم. علاوه بر اين، هرچقدر بهتر با كاركرد عناصر خبري آشنا شويم، شروع بهتري در خبرنويسي خواهيم داشت، بحثي كه در انتها دوباره به آن خواهم پرداخت.
What يا چه؟ در واقع پرسش است كه دنبال اين ميگردد تا ببيند چه چيزي رخ داده است و به عبارت بهتر عمدتاً بر ماهيت رويدادي كه قرار است به خبر تبديل شود، متمركز است. اين عنصر يكي از مهمترين عناصر خبري است و غالباً جواب آن هميشه جمله يا جملات ابتدايي خبر را ميسازد.
Who يا چه كسي يا چه نهادي؟ اين پرسش دنبال آن است تا به خالق يا خالقان رويداد دست يابد و ببيند چه كساني باعث اتفاق مورد نظر شدهاند. به عبارت ديگر، هر وقت خبري تهيه ميكنيم بايد عوامل درگير در آن را دقيقاً معرفي كنيم، اطلاعاتي مثل نام، نام خانوادگي، سن، شغل، موقعيت و .... از اين جمله است.
Where يا كجا؟ پرسش است كه پاسخ آن از محل وقوع رويداد خبر ميدهد. هر رويدادي بالاخره در يك يا چند مكان رخ ميدهد كه بايد آن را به اطلاع مخاطب رساند. نميتوان خبري را داد و محل وقوع آن را اعلام نكرد. مخاطب به خصوص اگر رويداد در اطراف محل زندگي او رخ داده باشد، توجه بيشتري به آن خواهد كرد (ارزش خبري مجاورت كه قبلاً راجع به آن بحث كرديم). اگر محل رويداد گمنام است بايد با اطلاعات بيشتري كه به دست ميآوريم، آن را براي مخاطبان شناختهتر كنيم.
When كي، چه وقت، چه هنگام؟ اين هم يكي از عناصر خبري است كه حتماً بايد جواب آن را به دست آوريم. همانگونه كه رويدادها از مختصات و موقعيت مكاني برخوردارند، از موقعيت و مختصات زماني هم برخوردار ميباشند و به ديگر سخن، هر رويدادي داراي مختصات مكاني و زماني است كه هنگام تبديل شدن به خبر بايد آنها را به همراه داشته باشد و عليالقاعده هرچه رويداد از نظر زماني تازهتر باشد، با ارزشتر است (ارزش خبري تازگي). به طور كلي شما نميتوانيد رويدادي را بدون اعلام زمان وقوع آن به مخاطبان ارايه كنيد.
Why يا چرا؟ اين عنصر كه از جنبه تحليلي براي خبر اهميت دارد. علت وقوع رويداد را به مخاطب اعلام ميكند.
يادمان باشد كه جواب «چرا» را خود ما نميدهيم و هميشه بايد جواب آن را از كارشناسان مربوطه دريافت كنيم. اينكه يك سمينار چرا به تعويق افتاده است را مسئولان آن سمينار بايد پاسخ بدهند و نه ما با حدس و گمان جواب بدهيم. بايد مراقب باشيم كه اگر خودمان پاسخ چراها را بدهيم خبر (News) را با نظر (views) مخلوط كردهايم و اين كار نه تنها پذيرفتني نيست، بلكه ممكن است به خاطر پاسخ غلط ما را با مشكل هم مواجه كند.
How يا چطور؟ اين عنصر از جنبه تشريحي و توصيفي براي خبر اهميت دارد و مخاطبان را از نحوه و مكانيزم وقوع رويداد مطلع ميسازد. اين عنصر خبري براي روزنامهنگاران عضو سرويسهاي حوادث در روزنامهها يك عنصر جذاب است، چون آنها ميتوانند با اتكا به اين عنصر دست به فضاسازي براي عرضه خبر بزنند. اما اين امر به اين معنا نيست كه اين عنصر به كار دستاندركاران روابط عموميها نميخورد، دشواريهاي اجراي يك پروژه اگر درست تبيين شود، اهميت كار را باري مخاطبان آشكار خواهد ساخت.
همين جا بايد متذكر شوم كه عناصر خبري ضمن اينكه خبر را به نمايش در ميآورند ميتوانند ارايه منطقي و روان بودن يك خبر را هم تضمين كنند. اين يك مساله بسيار مهم است كه ما كدام عنصر را در آغاز خبر بياوريم و كدام را به بخشهاي پايينتر خبر منتقل كنيم. پس بحث درباره سبكهاي خبرنويسي دوباره به اين نكته تحت اين عنوان كه چگونه يك خبر را آغاز كنيم، خواهم پرداخت.
منبع :
مثل خردمندان فكر كنيد اما با مردم به زبان خودشان حرف بزنيد.