اصول فن خطابه ( دینی ) 8

ویژگی های خطیب

خطیب و اعتماد به نفس
 

اعتماد به نفس یا خودباوری ، ازویژگی های باطنی دیگری است که خطیب باید ازآن برخوردار
باشد و بهره مندی ازاین موهبت و قدرت ، جز با خودشناسی ، مقدور نیست .

تاکنون درباره خودباوري زياد صحبت شده ، اما هنوز شناخت درستي از معناي آن وجود ندارد. برخي گمان
مي کنند خودباوري يعني خودپسندي و حتي از خود متشکر بودن . بعضي ديگر خودباوري را به معني باور
داشتن و قبول داشتن خود در نظر مي گيرند؛ اما خودباوري معنايي وسيع تر و کامل تر دارد که نبايد با
خودشيفتگي که نوعي اختلال است اشتباه شود.

به طور خلاصه ، تعریف عمومی خودباوري عبارت است از اين که انسان ، خود را فردي شايسته ی رويارويي
با مسائل و مشکلات زندگي و نيز لايق شادي ها و موفقيت ها بداند ، يعني خودباوري از دو جزء تشکيل شده :
قسمت اول که کارآمدي شخصي ناميده مي شود و به اين معناست که به توانايي خود براي ياد گرفتن ، 
انتخاب کردن و تصميم گيري مناسب ، اعتماد و اطمينان داشته باشد و جزو دوم يا عزت نفس ،
بدين مفهوم است که موفقيت ، دوستي ، احترام ، محبت ، شاد بودن و رضايت را حق خود بداند

روان شناسان معتقدند خودباوري براي رشد و تکامل انسان بسيار ضروري است و بدون خودباوري ، رشد
روانشناختي در مراحل اوليه متوقف مي شود .

خطیبی که خود باور نیست ، حالت شخص بيگانه اي دارد که در منزل کسي ديگر زندگي مي کند. او نمي داند
چه چيزي را انتخاب کند يا چه تصميمي بگيرد و وقتي کسي از اهالي منزل او را دوست بدارد يا به او احترام
بگذارد، گمان مي کند اين دوست داشتن و احترام متعلق به او نيست ، بلکه متعلق به کس ديگر است
و او لايق آن نيست . در حقیقت ، نوعي حالت بلاتکليفي و خود نبودن به او دست مي دهد و به همين دليل است 
که براي کساني که خودباوري پاييني دارند ، سخن گفتن وایراد خطابه ، مثل غول وحشت آوري جلوه مي کند يا
انعطاف پذيري آنها در برابر مشکلات سخن گفتن در حضور جمع ، بشدت کم است و اغلب به جاي آن که
به دنبال کسب جرات و شجاعت باشند و با سخن گفتن ، موفقيت هائی کسب کنند ، تنها تلاششان اين است
که از جمع خارج شده وسخنی نگویند و یا خطابه ای ایراد نکنند .. 

اگر چه عوامل زيادي در موفقیت خطیب موثرند، اما يکي از مهم ترين آنها ، خود باوری و اعتماد به
توانمندی های باطنی و روحی اوست که در ديگر مسائل زندگي او نظير تصميم گيري ها، انتخاب هاي
صحيح ، رضايت از زندگي ، روابط موفق و بسياري زمينه هاي ديگر نيز تاثير زيادي دارد و می تواند
آن هارا به مخاطبان نیز منتقل کند 

خطیبی که خود باوری ضعیفی دارد ، اغلب نياز دارد خود را براي ديگران اثبات کند. او به نوعي زندگي
ناآگاهانه تن مي دهد تا خود حقيقي اش را فراموش کند. آرزوهاي او کوچک و پيش پاافتاده است
و مدام به خود مي گوید برای ایراد خطابه ، توانائی لازم ندارد.
خطیبی که خودباوري بالا دارد ، براي مبارزه در جهت رسيدن به اهداف و مقابله با مشکلات ، آماده است
و پس از شکست هم سريع تر خود را بازيافته و توان لازم براي آغاز دوباره را به دست مي آورد.
او صادق تر و روراست تر و در روابط سازگارتراست و چون عقايد خود را ارزشمند مي داند ، از آن ها
دفاع می کند و از ابراز آنها ، ترسی ندارد و به روابطي مبهم و همراه با دورويي و حيله ، رو نمي آورد .


وقتي خطیبی فقط خود و سلایق خود را مي ستايد و ديگران برايش اهميتي ندارند، نمي توانيم
بگوييم خودباوريش بالاست . چنين خطیبی بيشتر خودشيفته است . در ضمیر او جايي 
برای دوست داشتن ديگران وجود ندارد و خودباوري او سالم نيست ، بلکه نشان دهنده احساس 
حقارتي است پنهان و ناآشکار که با پوسته رضايت افراطي از خود ، پوشيده شده است .
خطیب خودشيفته ، اکثرا تنهاست و نمی تواند در رسيدن به خواسته ها و آرزوهايش و در پر کردن
خلاهای عاطفی ، موفقيت کسب کند و در ایراد خطابه و برقراري روابط موثربا محاطبان نیز ،
توفيقي به دست نمي آورد.

خودباوري برای خطیب ، می تواند يک تجربه دروني باشد که در باطن او قرار دارد و با تصور ديگران 
درباره او ارتباطي ندارد. خطیب ممکن است از عشق خانواده ، همسر ، دوستان و مخاطبان برخوردار باشد،
ولي خود را دوست نداشته باشد. حتي مي تواند مورد تحسين وابستگان قرار گيرد، اما خود را بي ارزش بداند. 
ممکن است تصوير بظاهر درخشاني از اعتماد به نفس نشان دهد، به طوري که همه را فريب دهد، اما در درون
حس عميقي از عدم شايستگي و بي کفايتي داشته باشد. مي تواند در خطابه ها به دیگران نیروی مثبت منتقل کند ،
ولي براي خود ناتوان باشد. حتي مي تواند مورد ستايش ميليون ها نفر قرار گيرد اما هر روز صبح با احساس
بيمارگونه پوچي از خواب بيدار شود و زندگي کسالت باري داشته باشد. 

خويشتن پذير بودن برای خطیب ، به معناي پذيرش افکار و احساسات خود است و در واقع نوعي احترام و همدلي
نسبت به خود است ، حتي وقتي برخي اعمال و احساسات او مورد پسند ديگران نباشد .. 
در خويشتن پذيري ، خطیب باید افکار و اعمال و احساسات را متعلق به خود بداند. آنها را انکار نکرده ،
از آنها فرار نکند بلکه آنها را از آن خود بداندو سپس به اصلاح آنها بپردازد . درست مانند مادري
مهربان که فرزندان خود را دوست دارد و صرف نظر از رفتارهاي خوب يا بد آنان ، همه را عزیز
خود مي داند و سپس ، به تربيت آنان مي پردازد.

خود مسئولی خطیب

خود مسوولي خطیب یعنی درک اين واقعيت که مسوول گزينش ها و اعمال خود هست و هيچ کس ديگري 
قرار نيست موفقیت براي خطیب به ارمغان بياورد؛ البته خود مسوولي به معناي پذيرش مسووليت مواردي
که خارج از کنترل خطیب قرار دارند نيست ، يعني خطیب مسوول اعمال ديگران نیست ، بلکه تنها مسوول
اعمال خود هست . بدين ترتيب خود مسئولی برای خطیب يعني پذيرفتن مسووليت رسيدن به اهداف ،
انتخاب ها، شيوه تعامل و رفتار با خود و مخاطبان و نظاير اينها.

خود تأییدی خطیب

خودتاييدي يعني احترام خطیب به مقام و منزلت علمی و رعایت مرزها . یعنی ، رفتار احترام آميز با خود 
و تمايل به اين که همان گونه باشد که در حقيقت هست و بگذارد ديگران هم خود واقعي اورا ببينند؛
همچنين خودتاييدي به اين معناست که براي جلب تاييد، حمايت يا خوشايند کسي ، ارزش ها و باورها 
و ادراکات خود را به گونه اي ديگر جلوه ندهد . 
در مبحث بعد ، توضیحات بیشتری در زمینه مرزشناسی و رعایت مرزهائی خاص از سوی خطیب ،
خواهیم داد .


خطیبی که خودشناسی نکرده و خودباور و هدفمند نیست ، ممکن است انگيزه هاي لحظه اي يا اعمال
غيرقابل مهار يا تصادف و احتمال ، خطابه اورا هدايت کنند و دچار انفعال شود و اين نوع انفعال ، 
با تجربه خودباوري سازگار نيست
اگر خودباوري خطیب بالا باشد متوجه مي شود کانون کنترل او بر خطابه هایش ، به جاي اين که 
درجهان خارج قرار داشته باشد، در درون او جاي دارد و اگر پايين باشد ، به صورت انفعالي با مسائل 
و مشکلات برخورد مي کند و کمتر پيش مي آيد که هدف مشخصي را براي خود تعيين کند و در راه 
رسيدن به آن ، به چالش بپردازد.

زماني که خطیب به قول خود وفادارانه عمل مي کند و با ديگران روراست و صادقانه برخورد مي کند ، 
به نوعي به خود اعتمادي مي رسد که به خودتاييدي منجر مي شود؛ اما برعکس ، اگر با ديگران فريبکارانه ،
غيرشرافتمدانه و با قصد سوء استفاده برخورد کند ، احساسي به او دست مي دهد که مخرب تر از تاييد
نشدن است . در اين حالت ، او خود را انکار مي کند و انکار خود، دشمن خودباوري است.

خودباوري ، هم يک نياز مهم رواني برای خطیب و هم ، یک نیاز همه جانبه است
که برای انجام بهینه وظیفه اش که هدایت و ارشاد مردم است و انجام بهينه ديگر امور ، ضرورت دارد.
اين ضرورت را مي توان اين طور خلاصه کرد:آموختن اصول عملي و راه هايي که منجر به تقويت حس
شايستگي و ارزشمندي مي شوند و اين ضرورت و نیازی بزرگ برای خطیب است .

برای مطالعه بیشتر

خودشناسی در احادیث

مردى نزد رسول خدا(ص) آمد و پرسيد:
«كيف الطريق الى معرفه‏الله‏»؟ 
«راه‏شناخت‏حق كدام است؟». 
حضرت فرمود: «معرفه‏النفس‏» «شناخت‏خود». 
بحار، ج‏70، ص 72

حضرت علی علیه السلام :
«افضل العقل، معرفه الانسان بنفسه، فمن عرف نفسه عقل و من جهلهاضل‏» 
«برترين آگاهى، اين است كه انسان خود را بشناسد، پس هركس خودرا شناخت 
آگاه شد و هركس نشناخت گمراه گشت‏». 
غرر الحكم، ج‏2، ص 288

من عرف نفسه فقد عرف ربه
هر كه خود را شناخت ، پروردگارش را شناخته است
شرح غررالحكم و دررالحكم، (خوانسارى)،
ج‏5، ص 194 
«خواجه نصيرالدين طوسى‏» اين حديث را به اين صورت در كتاب خودآورده است:
«من عرف نفسه فقد عرف ربه، تفكروا فى آلاءالله و لا تتفكروا فى‏الله‏» 
«هركس نفس خود را بشناخت، خداى را بشناخت، فكر در نعمتهاى‏خداى كنيد نه در خداى‏». 
اخلاق محتمشى، ص‏8، چاپ دانشگاه تهران. 

حضرت على(ع) : 
«العارف من عرف نفسه فاعتقها و نزهها عن كل ما يبعدها ويوبقها»
.«عارف و دانا كسى است كه خود را بشناسد، موجبات آزادى خويش‏را فراهم آورد 
و نفس را از هر عاملى كه باعث دورى از سعادت و كمالش مى‏شود،منزه دارد». 
فهرست غرر، ص 243

حضرت علی علیه السلام :
«عجبت لمن ينشد ضالته و قد اضل نفسه فلا يطلبها»
.«تعجب‏مى‏كنم از كسى كه هميشه سراغ گمشده خود را مى‏گيرد ولى خود را گم كرده 
و هيچ‏در طلب آن نيست‏». 

«عجبت لمن يجهل نفسه كيف يعرف ربه؟»
.«در شگفتم از كسى كه خود رانشناخته، چگونه خدايش را مى‏شناسد». 

«من عرف نفسه فقد انتهى الى غايه كل معرفه و علم‏».«
هركس خود را شناخت‏به پايان هر شناخت و آگاهى رسيده است‏». 

من لم يعرف نفسه بعد عن سبيل النجاه و خبط فى الظلال و الجهالات؛ 
كسى كه خويشتن را نشناسد از راه رستگارى دور مى‏شود و به گمراهى و نادانيها مبتلا مى‏شود. 
شرح غررالحكم و درر الحكم (خوانسارى)، ج‏5، ص‏426

لا تجهل نفسك فان الجاهل معرفة نفسه جاهل بكل شى‏ء
شرح غررالحكم و درر الحكم (خوانسارى)، ج‏6، ص 304

معرفه النفس انفع المعارف؛ 
خودشناسى سودمندترين دانشهاست. 
شرح غررالحكم و دررالحكم (خوانسارى)، ج‏6، ص‏148. 

غايه المعرفة ان يعرف المرء نفسه؛ 
نهايت معرفت آن است كه انسان خود بشناسد. 
شرح غررالحكم و دررالحكم (خوانسارى) ج‏4، ص‏272


نال الفوز الاكبر من ظفر بمعرفة النفس
كسى كه به شناخت خود دست يابد به بزرگترين رستگارى و پيروزى رسيده است. 
شرح غررالحكم و دررالحكم (خوانسارى)، ج‏6، ص 172

افضل الحكمه معرفة الانسان نفسه؛ 
بزرگترين حكمت آن است كه انسان خود را بشناسد. 
شرح غررالحكم و دررالحكم (خوانسارى)، ج‏2، ص‏419

اعظم الجهل جهل الانسان امر نفسه؛ 
بزرگ‏ترين نادانى خود ناشناسىِ انسان است. 
شرح غررالحكم و دررالحكم (خوانسارى)،ج‏2، ص 387

كفى بالمرء جهلاً ان يجهل نفسه
در جهل انسان همين بس كه خود را نشناسد. 
شرح غررالحكم و دررالحكم (خوانسارى)،ج‏4، ص 575

آمدى، در كتاب غرر و درر از كلمات قصار حضرت على(ع) در حدود 22 حديث در معرفت نفس
روايت كرده است. 



امام باقر(ع) :
«ولا معرفه كمعرفتك بنفسك‏»
«هيچ شناختى همچون‏شناخت وجود خود نيست‏». 
تحف العقول، ص‏208

در كتب پيامبران گذشته اين كلام معروف است كه باانسان گفت:
«يا انسان اعرف‏نفسك تعرف ربك‏»
«اى انسان خود را بشناس تا خدايت را بشناسى‏». 
كيمياى سعادت، غزالى، ج‏1، ص‏41

كيفيه النفس ليس المرء يدركها فكيف كيفيه الجبار ذى القدم هو الذى انشاء الاشياء مبتدعا فكيف يدركه مستحدث النسم 
اكنون كه انسان به كيفيت نفس خويش آگاهى نتواند داشت، پس چگونه مى‏تواند به‏چگونگى پروردگار قديم خود آگاهى يابد؟ 
اخلاق محتشمى، ص‏8.
خود شناسی از دیدگاه علم روانشناسی

در بحث قبل ، ضرورت ها و آثار خودشناسی از دیدگاه قران کریم و احادیث شریف که
آشنائی با نعمت ها وقدرت های درونی ونهانی انسان برای آگاهی از فلسفه آفرینش خود
به منظور آشنائی با تکالیف ووظایف وعمل به آن ها وقرار گرفتن در مسیر هدایت برای
شناخت خدا و رسیدن به کمال بود ، بررسی شد .

علاوه بر اهتمام خطیب به شناخت خود بر اساس آموزه های اخلاقی و عرفانی ، خطیب
می تواند برای شناخت ابعاد مختلف روحی و شخصیتی خود خصوصا در بعد اعتماد به نفس
و تنظیم رفتارهای اجتماعی و شناخت ابعاد مثبت و منفی حالات روحی خود و تبدیل ناهنجارها 
به هنجارها ، مطالعاتی در حوزه علم روانشناسی داشته باشد که علاوه برآشنائی با نکته های
ظریف این علم برای بکارگیری در ایراد خطابه ها و ایجاد رابطه عمیق تر با مخاطبان ،
با شخصیت خود نیز بیشتر آشنا می شود .

تست ها و آزمون های علمی مختلفی برای خودشناسی وجوددارد که به عنوان نمونه ، 
می توان پرسش های تست خودشناسی پایگاه های اینترنتی زیررا پاسخ داد و نتیجه
آزمون رادریافت کرد و بیشتر ، با شخصیت و ابعاد روحی و اخلاقی " خود " ، آشنا شد :

http://www.rahezendegi.com/test.asp

و پایگاه زیر :

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=14213