مطالعات ، تجربه ها و تمرین های ضروری برای سخنرانی و ... ۲۳- نفوذ در دل ها ، محبوبیت ، جذب مخاطبان
مطالعات ، تجربه ها و تمرین های ضروری برای سخنرانی ، گویندگی و گفتگو
۲۳- نفوذ در دل ها ، محبوبیت ، جذب مخاطبان
۵
عوامل کسب محبوبیت
پرسش:
با توجه به متفاوت بودن فرهنگ ها و ملت ها چه عواملی موجب می شود انسان بتواند محبوبیت و مقبولیت اجتماعی مورد نیاز خود را به دست آورد؟
پاسخ:
در بخش نخست پاسخ به این سوال ضمن تاکید بر اینکه همه خیرها و خوبی ها و از جمله محبوبیت از جانب خداست به عامل ایمان به خدا و عمل صالح برای کسب محبوبیت اشاره کردیم. اینک در ادامه دنباله مطلب را پی می گیریم:
وقتی بدانیم خداوند مقلب القلوب است و می تواند در یک لحظه همه چیز را تغییر دهد، پس باید بپذیریم مطمئن ترین راه برای محبوب شدن، تحصیل رضایت تغییر دهنده قلب هاست. پیامبر اکرم(ص) می فرماید:
هنگامی که خداوند کسی از بندگانش را دوست بدارد به فرشته بزرگش جبرئیل می گوید: «من فلانی را دوست دارم، او را دوست بدار. جبرئیل، وی را دوست خواهد داشت. سپس در آسمان ها ندا می دهد که ای اهل آسمان! خداوند فلانی را دوست دارد. وی را دوست بدارید و به دنبال آن، همه اهل آسمان او را دوست می دارند؛ سپس پذیرش این محبت در زمین منعکس می شود! (تفسیر نمونه، ج13، ص146)
این حدیث نشان می دهد که ایمان و عمل صالح، بازتابی به گستره عالم هستی دارد و شعاع محبوبیت حاصل از آن، پهنه گیتی را فرامی گیرد و در قلب های اهل آسمان و زمین پرتوافکنی می کند.
با توجه به این عامل مهم، می توان به رمز محبوبیت مردان بزرگ تاریخ مانند پیامبران و اولیای الهی پی برد که بدون برخورداری از امکانات ظاهری، توانستند دل های میلیون ها نفر را در طول زمان به سوی خود بکشانند. استاد مطهری می گوید:
شاگردان فلاسفه فقط متعلم اند و فلاسفه، نفوذی بالاتر از نفوذ یک معلم ندارند؛ اما انبیا نفوذشان از قبیل نفوذ یک محبوب است؛ محبوبی که تا اعماق روح محب راه یافته و پنجه افکنده است و تمام رشته های حیاتی او را در دست گرفته است. (جاذبه و دافعه امام علی(ع)، ص77
تاریخ، نام دل باختگان به رسول اکرم (ص) چون ابوذر غفاری، بلال حبشی، عمار یاسر و دیگران را ثبت کرده است که با بررسی و مرور سرگذشت آنان، می توان اذعان کرد که درهیچ مکتبی این چنین شیفتگی ها و بی قراری ها و از خودگذشتگی ها یافت نمی شود. ابوذر غفاری در جنگ تبوک درهوای گرم بر روی ریگ های گداخته به راه می افتد. با این که خستگی و تشنگی او را سخت آزار می دهد، اما از آب سرد و گوارا چشم می پوشد و می گوید: هرگز نمی آشامم تا دوستم رسول الله (ص) بیاشامد. مشکش را پر از آب می کند و به دوش می گیرد و خود را به پیامبر(ص) می رساند. حضرت فرمود: زود به او آب برسانید. ابوذر می گوید: آب همراه دارم. حضرت فرمود: آب داشتی و از تشنگی نزدیک به هلاکتی؟ گفت: آری، وقتی که آب را چشیدم، دریغم آمد که قبل از دوستم رسول الله (ص) از آن بنوشم. (همان، ص 79) ابن ابی الحدید می گوید: کسی سخن رسول اکرم (ص) را نمی شنید، مگر این که محبت وی در دلش جای می گرفت و متمایل به او می شد؛ لذا قریش مسلمانان را در دوران مکه، صباه (شیفتگان و دل باختگان) می نامیدند و می گفتند: بیم آن است که ولید بن مغیره، دل به دین محمد بدهد و اگر وی- که گل سرسبد قریش است- دل بدهد، تمام قریش بدو دل خواهند سپرد.
می گفتند: سخنانش جادوست، بیش از شراب، مست کننده است. فرزندان خویش را از نشستن با او نهی می کردند که مبادا با سخنان و قیافه گیرای خود آنها را جذب نماید. هرگاه پیغمبر درکنار کعبه درحجر اسماعیل می نشست و با آواز بلند قرآن می خواند و یا خدا را یاد می کرد، انگشت های خویش را در گوش های خود فرو می کردند که نشنوند (همان، ص 88)
منبع:
روزنامه کیهان : ۸ / ۴ / ۱۳۸۹
مثل خردمندان فكر كنيد اما با مردم به زبان خودشان حرف بزنيد.