مطالعات ، تجربه ها و تمرین های ضروری برای تدریس ، سخنرانی ، گویندگی ، گفتگو و مناظرات

۲۸ - اصلاح ، حفظ و مهار زبان و مبارزه با آفت های بیان

( آسیب شناسی زبان سخنرانی و گفتگو )

۹۵

چرا بدون علم سخن می گویید؟


₪ همسایه ها می گن پسر همسایه بغلی رو گرفتن !
₪ معاون وزیر 3 تا خونه تو بهترین نقطه تهران داره !
₪ شنیدم كه احمد آقا رو به خاطر چك برگشتی گرفتن !
₪ ولی من از دور و بری ها چیزهای دیگه ای شنیدم و ...
 
این قبیل جملات را هر روز از زبان یكدیگر می شنویم و گاهی ناخواسته آنها را تایید و یا با سكوت خود با گویندگان آنها همراهی می كنیم و از این طریق به آتش شایعه در جامعه دامن می زنیم و قبیح تر آنكه گاهی شایعه سازان پا فراتر نهاده و نسبت به بزرگان دین یا مسئولین نسبتهای ناروایی می دهند و پروایی از این اعمال ندارند. غافل از اینكه این اعمال شنیع مورد غضب خداوند است. تمام كسانی كه در پرورش و تولید شایعه نقش دارند از سوی خداوند مورد عتاب واقع می شوند. برای روشن تر شدن موضوع به یكی از موارد شایعه در صدر اسلام اشاره می كنیم و امیدواریم كه با تبیین آن اذهان روشن گردد و حداقل امر این باشد كه ما با سكوت خود یا جملاتی از این دست كه ما نمی دانیم بر موج شایعه دامن نزنیم و مورد غضب حق تعالی قرار نگیریم.
 
در آیات 11 ـ 26 سوره نور درباره داستانی سخن گفته شده كه منافقین و بیماردلان برای خانواده پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) ساختند و از این راه خواستند تا بین مسلمین تفرقه بیندازند. این آیات به همین مناسبت به آیات افك معروف شده است.
 
افك در لغت به چیزی می گویند كه از حالت اصلی و طبیعی اش دگرگون شود و در اصطلاح سخنی است كه از حق منحرف شود و به خلاف متمایل گردد و از جمله آن دروغ و تهمتی است كه بزرگی آن به حدی باشد كه از صورت اصلی اش دگرگون گردد.
داستان افك با دو شأن نزول مختلف از آیه از زبان شیعه 1 و اهل سنت 2قل شده است. اهل سنت فحشا را به عایشه نسبت می دهند و شیعیان به ماریه قبطیه ! اما اینكه چه اصراری است كه به این دو شخص نسبت داده شود، زیرا با نزول آیات افك تهمت از متهم برداشته شد و مردم به خاطر این تهمت سرزنش شدند. البته لازم به ذكر است كه بر خلاف اهل سنت كه همگی فقط شأن نزول مربوط به عایشه را معتبر می دانند و اصلاً از احتمال دیگر سخن نمی گویند اغلب مفسران شیعه هر دو احتمال را نقل كرده و هر دو را بررسی نموده اند. اما آنچه درباره شأن نزول آن آمده از این قرار است كه: در یكی از غزوات، عایشه به همراه پیامبر به سفر رفت در بین راه از قافله جا ماند و مجبور شد در همان منزلی كه جامانده بماند تا كسی برای یافتن او بیاید. صفوان بن معطل سلمی به قصد بردن آنچه از قافله در منزل قبلی جامانده بود بازگشت و عایشه را دید و بر شترش سوار كرد و راهی منزل بعدی شدند. بعد از اینكه سفر به پایان رسید و به مدینه بازگشتند، شایعه، دهان به دهان گشته و آن تهمتی بود كه به همسر پیامبر (صلی الله علیه و آله) زدند و او را به فحشا متهم ساختند .
 
این سخن به سرعت بین مردم منتشر شد تا اینكه حدود یك ماه از ماجرا گذشت. عایشه در طول این مدت بیمار بود و از طرفی از جانب پیامبر كم لطفی احساس می كرد. برای جستجو از منبع خبر به خانه پدری اش رجوع كرد. پیامبر نیز كه از این سخنان آزرده خاطر شده بودند نزد عایشه رفته و از او حقیقت ماجرا را پرسیدند. عایشه فقط به گفتن این جمله اكتفا كرد: «فصبر جمیل و الله المستعان علی ما یصفون». هنوز پیامبر از خانه ابوبكر بیرون نرفته بودند كه فرشته وحی نازل شد و‌ آیات موسوم به افك را بر پیامبر عرضه كرد و با این آیه اتهام فحشا از عایشه برداشته شد. پیامبر نیز پس از اطمینان از منبع انتشار شایعه عاملان آن را احضار و حد را بر آنان جاری كرد.
 
البته همان طور كه اشاره شد در صحت این شأن مواردی وجود دارد كه غالب مفسیرین شیعه آن را نقل كرده و به ایرادهای وارد بر آن نیز پرداخته اند. به عنوان مثال در این شأن نزول آمده است كه پیامبر نسبت به عایشه تغییر حالت داد یعنی نسبت به او سوء ظن پیدا كرد، در حالی كه شخصیت پیامبر اجل از این است كه نسبت به مؤمنین سوء ظن داشته باشد.
 
البته این یك نمونه از اشكالات وارد بر این شأن نزول است. موارد عدیده ای در كتب تفسیری آمده است كه ذكر آن در این مقام به تفصیل می انجامد.
 
اكنون به بیان شأن نزول دوم می پردازیم كه غالب مفسرین شیعه آن را نقل كرده اند: اینكه ماریه قبطیه خادمی داشت كه این مرد خادم كارهای روزمره او را انجام می داد و این رابطه باعث به وجود آمدن شایعاتی درباره او و آن مرد خادم شد. پیامبر نیز به امیرالمؤمنین (علیه السلام) دستور دادند تا در این مورد تحقیق به عمل آورد. پس از تحقیق معلوم شد كه آن مرد خادم، نه زن است و نه مرد و به این جهت رفت و آمد او با ماریه قبطیه مشكل ساز نبوده است.
 
البته در همین داستان نیز خلل و اشكالاتی وارد است كه یكی از آنها بحث تاریخی موضوع است. به این صورت كه طبق گواهی تاریخ این آیات پس از غزوه بنی مصطلق در سال پنجم هجرت نازل شده است در حالی كه ماریه قبطیه در سال هفتم هجرت به عنوان هدیه به پیامبر اعطا شد. با این توضیح چگونه می توان این آیات را مربوط به قضیه ماریه قبطیه دانست در حالی كه دو سال قبل از ازدواج ماریه با پیامبر این آیات نازل شده است.
 
از آنچه گفته شد اهمیت این موضوع آشكار می شود كه شایعه و شایعه پراكنی بزرگ ترین معضل اجتماعی است كه تبعات منفی فراوانی بر تمام اقشار جامعه، از رهبر آن جامعه گرفته تا عادی ترین مردم دارد و چون موریانه ریشه های مستحكم جامعه اسلامی را می خورد و باعث نفوذ منافقین و دشمنان به بدنه جامعه اسلامی می گردد. هنگامی كه دشمن قادر نیست از طریق رویارویی صدمه وارد كند دست به پخش شایعه می زند و از این طریق افكار عمومی را نگران و به خود مشغول ساخته و از مسایل ضروری و حساس منحرف می كند.
 
شایعه در حقیقت بازار سیاه اطلاعات است. اما الزاماً دروغ نیست هر چند كه بالأخره به خطا می رسد و به مرور از حقیقت فاصله می گیرد. در پشت پیام ظاهری شایعه پیام پنهانی هم وجود دارد و همین پیام پنهان است كه موجب ارضای شدید عاطفی می شود. در داستان افك بیان شد كه منافقین چون از حمله رویارو ناامید بودند این قضیه را بهانه قرار دادند برای پرورش تهمت و شایعه؛ همراه بودن عایشه یا ماریه با مرد نامحرم را اولین بذر شایعه خود قرار داده و آن را به تنهایی كاشتند.
 
اما با كمك بقیه مسلمین آن را آبیاری كردند و بارور ساختند و اگر نزول این آیه نبود؛ چه توطئه هایی كه در پس آن برای شخص پیامبر در نظر گرفته بودند. اما علل دیگری نیز باعث شد دیگران هم به این روند كمك كنند و این مسأله در اكثر شایعات وجود دارد.
 
جامعه شناسان دلایل پخش شایعه را به پنج دسته تقسیم كرده اند: سخن گفتن برای مجاب كردن دیگران، سخن گفتن برای رهایی از فشار عصبی، سخن گفتن برای خوشایندی دیگران، سخن گفتن بی هدف، منحرف كردن افكار عمومی كه مهم ترین دلیل و اصلی ترین و خطرناك ترین آنهاست. زیرا با این حربه ضربه های جبران ناپذیری به پیكره اجتماع وارد می آید. اما چرا شایعه تا حد زیاد قابل باور است؟
 
مأخذ باور پذیری شایعه می تواند اولین عامل در پذیرش آن باشد. وقتی شایعه پرداز متوجه می شود كه مخاطبان باور خود را از دست داده اند؛ برای جلوگیری از افت باور، صلاحیت مأخذ را مطرح می كند و مدعی می شود كه در رد صلاحیت مأخذ نمی توان شك كرد. همان طور كه در برخی جراید از كلمه «یك منبع آگاه» استفاده می شود، همان گونه كه در داستان افك دیده شد، هیچ كس این صحنه را به عینه ندید و فقط دهان به دهان گشت. دومین عامل در میزان باورپذیری شایعه اعتماد است كسانی كه برای ما خبر می آورند؛ اتفاقی و بدون حساب و كتاب به سراغ ما نمی آیند زیرا اگر مطمئن باشند كه ما آنها را قبول نداریم هرگز به سراغ ما نمی آیند. منافقین صدر اسلام ظاهراً مورد قبول جامعه مسلمانان بودند زیرا كفرشان را اظهار نمی كردند و به سبب همین ایمان ظاهری اعتماد عمومی را جلب كرده بودند لذا بعد از شنیدن اخبار دروغ آنها را انكار نكردند زیرا قرآن می فرماید: «چرا وقتی شنیدید انكار نكردید؟»
 
كسانی كه عاقلانه می اندیشند و خردمندانه به مسایل می نگرند با بینش و بصیرت شنیده ها را تحلیل می كنند همان گونه كه خداوند می فرماید: «و ان جاءكم فاسق بنبأ فتبینوا...» 3 باید در نظر داشت همان طور كه منافقین جو جامعه را آلوده كردند تا شخصیت پیامبر و خانواده ایشان را زیر سؤال ببرند و از این آب گل آلود ماهی بگیرند؛ در جوامع اسلامی نیز چنین معضلی مشاهده می شود. تخریب شخصیت ها و آلوده ساختن چهره ایشان از موارد شایعی است كه متأسفانه هیچ مقابله ای ازسوی اشخاص صورت نمی گیرد. از این رو بایستی برای جلوگیری از تولید و انتشار شایعه فكری اندیشید، آگاه ساختن مردم نسبت به رویدادها و از جمله آن آگاهی دادن مردم نسبت به وضعیت معیشتی و خانوادگی مسئولین و رهبران در جلوگیری از انتشار این آفت بی تأثیر نخواهد بود. اسلام در راه تحقق بخشیدن به صیانت و حفظ آبروی اشخاص و جلوگیری از وقوع خطرهای بزرگ علاوه بر عدالت گزارش دهنده و تعداد مخبر در موضوعات حساس اجتماعی، شرایط دیگری را در مخبر لازم دانسته كه بدون آن شرایط كم ترین ارزش قضایی و اجتماعی نخواهد داشت. مثلاً شاهد باید دقت نظر و هوشیاری كافی داشته باشد. به طوری كه در اثر دقت نظر مطالب خود را كم و زیاد نكند و یا اینكه در امور حسی و لمسی باید گواهی از طریق یكی از حواس به دست آمده باشد و هرگز به تخمین و گمان اعتقاد نورزند و كسانی كه بدون ملاك به مطلبی گواهی دهند؛ بی درنگ باید تعزیر شوند و به مردم معرفی گردند تا دیگران سخنان آنها را نپذیرند. در فقه اسلامی این افراد به فسق ابدی محكوم هستند. مطابق قوانین جزایی ایران ساخت، پردازش و انتقال شایعه به خودی خود عملی محرمانه محسوب نمی شود و تا زمانی كه قصد اضرار به غیر یا كتمان حقیقت انجام نشود مجازاتی به دنبال نخواهد داشت. اما همین شایعه وقتی به قصد اضرار به غیر، اشاعه فحشا، تشویش اذهان عمومی و یا مقامات رسمی تولید می شود مشمول اصل 27 از كتاب 5 قانون مجازات اسلامی می گردد طبق این قانون (ماده 698) تشویش اذهان عمومی با قصد اضرار به غیر به وسیله نامه، شكواییه، گزارش و به صورت اظهارات كذب و یا نسبت دادن هر موضوع خلاف واقع به اشخاص حقیقی و حقوقی، حبس از 2 ماه تا یك سال و یا شلاق تا 74 ضربه به دنبال خواهد داشت.
 
در اینجا مناسب است بار دیگر نظری به آیات افك بیفكنیم. مهم نیست كه این آیه در شأن كدام همسر پیامبر نازل شده؛ مهم اینست كه بدانیم قرآن چگونه مؤمنین را از پذیرفتن و پخش شایعه برحذر می دارد. آنجا كه می فرماید: «وقتی افك را شنیدید به جای اینكه نسبت به مؤمنین متهم حسن ظن داشته باشید به تراشنده افك حسن ظن داشتید؟ چرا بدون علم درباره اهل ایمان سخن گفتید؟ به راستی اگر مؤمنین در همان ابتدا كه شایعه ای را می شنوند بگویند: هذا افك مبین! این همه شایعه به وجود نخواهد آمد؟ و وقاحت دشمنان به حدی برسد كه سایتهای اینترنتی پخش شایعه بسازند و در آن به بهترین شایعه ماه و سال جایزه بدهند! در پایان بار دیگر آیات نورانی قرآن را متذكر می شویم و از خداوند متعال استعانت می جوییم تا گوشهایمان را از شنیدن سخنان كذب مصون بدارد كه:  ان السمع و البصر و الفؤاد كل اولئك مسئولاً

 

پی نوشت:
 
1.   طباطبایی، محمد حسین؛ تفسیر المیزان،
2.   فخر رازی؛ تفسیر كبیر،
3.   سوره حجرات، آیه 6


 شمیم نرجس 20