ابدا قصد تفسیر کردن ندارم . بلکه از دید جامعه شناسی و نوع رفتار های ادمیان از قران مثال می آورم . و به عنوان درس هایی که می شود از این کتاب مقدس گرفت را با هم مطالعه میکنیم .

سوره شعرا . آیه ۱۶ تا انتهای مبحث


به سراغ فرعون بروید و بگویید " ما فرستاده پرودگار جهانیان هستیم ". (1)
بنی اسرائیل را با ما بفرست ( آنها به سراغ فرعون رفتند ) (۲)
فرعون گفت : آیا ما تو را در کودکی در میان خود پرورش ندادیم ؟ (۳) و سالهایی از زندگی ات را در میان ما نبودی ؟!!
و سرانجام آن کارت را که نمی بایست انجام دهی(۴) انجام دادی و یک نفر از ما را کشتی و تو از ناسپاسانی !

موسی گفت : من آن کار را انجام دادم (۵) در حالی که از بی خبران بودم . پ
 
س هنگامی که از شما ترسیدم فرار کردم و پروردگارم به من حکمت و دانش بخشید و مرا از پیامبران (۶) قرار داد

آیا این منتی است (۷) که تو بر من میگذاری که بنی اسرائیل را برده خود ساخته ای ؟! (۸)

فرعون گفت پرودگار عالمیان چیست ؟ !! (۹)
 
موسی گفت : پروردگار آسمان ها و زمین و آنچه میان آن دو است .(۱۰) ا گر اهل یقین هستید .

فرعون به اطرافیانش گفت : آیا نمی شنوید این مرد چه میگوید ؟!! (۱۱)
 
موسی گفت : او پروردگار شما و پروردگار نیاکان شماست . (۱۲)
 
فرعون گفت : پیامبری که به سوری شما فرستاده شده مسلما دیوانه (۱۳) است
 
موسی گفت : او پروردگار مشرق و مغرب و آنچه میان آن دوست (۱۴) می باشد . اگر شما عقل و اندیشه خود را به کار میگرفتید .

فرعون خشمگین شد و گفت: و اگر معبودی غیر از من برگزینی تو را از زندانیان (۱۵) قرار خواهم داد !

موسی گفت : حتی اگر نشانه آشکاری بیاورم ، باز ایمان نمی آوری ؟ !! (۱۶)
 
فرعون گفت : اگر راست میگویی آن را بیاور ! (۱۷)
 
در این هنگام موسی عصای خود را افکند و ناگهان مار عظیم و آشکاری شد
 
و دست خود را در گریبان فرو برد و بیرون آورد و در برابر بینندگان سفید روشن بود (۱۸)
 
فرعون به گروهی که اطراف او بودند گفت : این ساحر آگاه و ماهری است ………. (۱۹)


تجزیه تحلیل نوع گفتار و مذاکره دو نفر از دید نفوذ کلام :

(۱): اعلام همگانی به بزرگترین قدرت زمانه آن روز
(۲) : خواهش موسی از خدا و تغییر زمان … در حقیقت خداوند جلو تز از موسی حرکت میکرد که در قران نوشته آن ها به سراغ فرعون رفتند . در حالیکه در آیه قبل هنوز موسی با خداوند در حال گفتگو بود .
(۳) : یادآوری نقش پدری و دلسوزی ها توسط فرعون و شرمنده کردن موسی از انجام عملش
(۴) : بزرگ جلوه دادن عمل بد موسی : به طوریکه خود عمل را نمیگوید .. بلکه در جمع دربار میگوید : کاری که نباید میکردی انجام دادی . در حقیقت ابهام بزرگی از گناه موسی را در فضا منتقل میکند .

(۵) : تصدیق موسی . و نترسیدن از عملش و اعتراف به آن . در حقیقت موسی این باز با اعلام صادقانه خود قدرت نفوذ کلام را دوباره بدست می آورد .

(۶) : اعلام موسی مبنی بر اینکه من پیامبر جهانیان هستم .
 
(۷) : و متوجه شدن کلام زیرکانه فرعون . برای منت گذاشتن سرپرستی موسی . و اعلام توسط موسی

(۸) : و اعلام آشکار خطاهای فرعون مبنی بر آزار و اذیت قوم بنی اسراییل

(۹) : طفره رفتن فرعون از جواب بالا و عوض کردن مبحث مذاکره

(۱۰) : نشان دهنده قدرت پرودگار به تمام و کمال و استفاده خوب بردن از سوال فرعون

(۱۱) : تخریب شخصیت موسی به عنوان فاعل در انظار . در حقیقت این جا خود موسی به اهانت گرفته میشود و نه پرودگارش

(۱۲) : بی توجهی موسی به کلام فرعون و ادامه دادن اوصاف پروردگارش . ( قدرت خود را چند برابر میکند )

(۱۳) : تخریب شخصیت موسی توسط فرعون

(۱۴) : ادامه دادن دیگر خصوصیات پروردگار جهانیان

(۱۵) : خشمگین شدن فرعون از ازدیاد نفود کلام

(۱۶) : عوض کردن نوع مبحث توسط موسی و اینبار معامله کردن با فرعون از لحاظ قدرت های پرودگار و قدرت های تو و آوردن نشانه ها . در حقیقت موسی تلاش میکند هنوز در جمع سخن از پرودرگارش به میان بیاید و بحث از بین نرود . این کار را زمانی انجام میدهد که فرعون کاسه صبرش تمام شده است . و دیگر راهی برای تخریب شخصیت ندارد و او را تهدید به زندان میکند .

(۱۷) : دوباره تخریب شخصیت و باور نکردن حرفهای او . با ابزار مسخره کردن

(۱۸) : معجزه های عظیم در ملاء عمومی و دوباره برگ برنده به دست موسی می افتد .

(۱۹) : در مصر ساحری رواج داشته است . این بار اینگونه به تخریب میپردازد که موسی یک ساحر و استاد همه شماست …

(۲۰) بی شک فرعون بسیار زیرک و دانا بوده است … اما غرور او …

http://irvani.com/weblog/archives/168