پریکلس ، نخستین سخنور یونانی

بقلم آقای جمال الدین جمالی

تاریخ تشکیلات سیاسی و حقوقی در جهان‌ -9- حکمای یونان

دانشمندان و حکمای یونانی کسانی بودند که در شئون عالم و امور مربوطه‌ بآن مطالبی درک کرده و از روی طبع و فطرت نکته‌سنج و نصیحت‌گو باشند صاحبان فکر و مستعد یونانی که اهل تحقیق بودند بتفکر در حقیقت امور عالم‌ میپرداختند بسفر و سیاحت میرفتند در عادات و اخلاق و قوانین و رسوم ملل دیگر مطالعه و تفحص مینمودند با بزرگان و دانشمندانی در کشورهای شرقی مانند مصر و کلده و بابل و ایران ملاقات میکردند و در حدود امکان از اطلاعات و علوم آنان‌ استفاده مینمودند این مطالعات که سیری از آفاق و انفس بود با طبع مخصوص یونانی‌ که قریحه سرشار و آزاد علمی و برهانی داشت آمیخته میشد مردمی مجرب و دانشمند بوجود میآورد نخستین کس از این سلسله مردم دانشمند مجرب در یونان ثالس‌ ملطی سر سلسله حکمای ایونی بود که در اواخر قرن ششم قبل از میلاد میزیسته‌ ولی قابل تردید نیست که دانش این طبقه از حکمای باستانی یونان بمقتضای عصر و نبودن وسائل محدود بمقداری از مقدمات ریاضی و نجوم و فرضیه‌های کلی متکی‌ بقرائن و قیاسات راجع بکیفیت خلقت و حقیقت وجود جسمانیات بوده ولی‌ بروزات ذهنی و قوای عقلائی دانشمندان یونانی در حال رشد و نمو بوده و مراحل‌ تکاملی را میپیموده افکار حکمای آن اوان همواره بجرح و تعدیل در موضوعات علمی و اخلاقی و سیاسی مشغول بود دانشمندان نظریات علمی و سیاسی و اجتماعی‌ خود را بوسیله سخنرانیها در مجامع عمومی بیان و در معرض افکار عمومی‌ قرار میدادند علاوه تصمیمات و انتخاب مأمورین و محاکمه متداعیین و مجروحین‌ بشرحی که قبلا اشاره شد و در فصول آینده بتفصیل بیان خواهد شد با حضور و تصویب جمعیت و صاحبان رأی اتخاذ میگردید در این جلسات در اطراف فرضیه- های علمی و نظریات سیاسی و اجتماعی بحث و مشاوره و مباحثه بعمل میآمد طبعا کسانیکه در تقریر و بیان زبردست‌تر در دفن سخنوری بودند بهتر و بیشر میتوانستند جلب افکار و توجه عمومی را بنمایند در اثبات نظریات خود اعم از موضوعات علمی‌ یا سیاسی یا اجتماعی توفیق بیشتری حاصل میکردند مخصوصا کسانیکه در فن‌ سخنوری استاد بودند رأی خود را از پیش میبردند و نزد مردم موقعیتی بیشتر احراز نموده و مرجعیت عامه پیدا میکردند و غالبا بریاست و زمام‌داری کشور میرسیدند بنابراین یکی از عوامل مهم احراز موقعیت‌های اجتماعی اشخاص تقریر و بیان و نفوذ کلام بود در قرن پنجم تا قرن چهارم پیش از میلاد غالبا مردان سیاسی‌ یونان از دانشمندان سخنور بشمار میرفتند روی این اصل فن سخنوری که پایه و ملاک احراز مقام و موقعیت سیاسی و اجتماعی بود در یونان قدیم بمرحله کمال‌ رسید نخستین مرد سیاسی و سخنور یونانی که چهل سال در آتن فرمانروائی کرد پرتکلس بود در آتن نفوذ کلمه فوق العاده داشت مورخین نوشته‌اند اول کسیکه‌ گفتار خود را در مجامع عمومی قبلا تهیه و یادداشت میکرد پریکلس بوده است پس‌ از پریکلس هم اغلب مردان سیاسی و زمامداران یونان مخصوصا آتن سخنور بودند چون سخنوری در محاکمات از عوامل غلبه بر خصم و در حکومت دمکراسی آتن رابطه‌ مستقیم بر ترقی اشخاص داشت نسبت بفن نطق و خطابه و سخنوری مخصوصا از طرف جوانان‌ با استعداد یونانی که جویای نام و مقام بودند استقبال و ابراز علاقه فوق العاده شد جمعی‌ از حکما و دانشمندان موقع‌شناس و کاردان کسوت معلمی پوشیده و در مقابل دریافت اجرت فن خطابه و سخنوری را تعلیم میدادند این جماعت سوفیست یا سوفسطائی‌ نامیده میشدند چن تعلیم سخنوری و فنون مربوطه باین فن در مقابل اجرت بود تنها کسانی از علوم سوفسطائیان بهره‌مند میشدند که قادر بپرداخت حق التعلیم بوده‌ باشند جوانان با استعداد آتنی و سایر بلاد یوان که توانائی داشتند در فراگرفتن‌ این فن نزد حکمای یونانی بر یکدیگر سبقت میگرفتند اساتید فن در تعلیم‌ دانشجویان خود با یکدیگر رقابت مینمودند لذا تنها هدف سوفسطائیان و پیروان‌ آنها غلبه بر خصم و جلب توجه عمومی بود در فرضیه‌های علمی و موضوعات سیاسی‌ حقیقت و مصلحت در کار نبود بلکه تفوق و غلبه بر خصم هدف نهائی قرار داشت لذا سفسطه و مغالطه در مکتب سوفسطائی سهم بسزائی یافت و بهمین مناسبت این سلسله‌ از دانشمندان بسوفسیت معروف گردیدند حتی سوفسطائیان مدعی شدند اصولا حقیقتی‌ در عالم وجود ندارد بلکه حقیقت عبارت از ادراک شخصی میباشد و لو احساس و ادراک افراد در یکمورد متناقض باشد برای هر فرد حقیقت همان ادراک او است در اینمورد گفته(پروتاگوراس)یکی از اساتید سوفسطائی معروف است که(انسان‌ مقیاس همه اشیاء است)در مفهوم و مراد گفته(پروتاگوراس)تفسیرهای مختلفی‌ شده بعضی گفته‌اند مراد از بیان وی این است که علم مخلوق حواس و سایر استعدادات انسانی است و لذا ارزش علم بیش از یکنوع قرارداد بشری نیست افلاطون‌ گفته پروتاگوراس را تفسیر کرده باینکه هرکس آنچه انتخاب کند که بدان معتقد باشد در حدود اعتقادش حقیقت دارد و با سلب اعتقاد شخص از منتخب حقیقت آن‌ شیئی سلب میشود درهرحال رواج سفسطه و مغالطه در مهد علم و دانش بمنزله اعلام‌ خطری بود که سیر تکاملی معرفت را متوقف یا تبدیل بجهل مرکب نماید لذا دست‌ توانائی لازم بود که بتواند با هدف عوام فریب سوفسطائی که مورد قبول عامه بود مبارزه کند و انقلاب عظیم تحول عقلی و سیر تکاملی بروزات ذهنیه بشری را رهبری‌ نماید جای تردید نیست که هدف و مکتب سوفسطائی اخلاق مردان سیاسی بلکه عامه مردم را به فساد سوق میداد این وظیفه سنگین را سه تن از حکمای بزرگ‌ یونان که روابط روحی آنان برشته معنوی پیوسته بود و نسبت بیکدیگر سمت‌ استادی و شاگردی داشته‌اند در عهده خود قرار دادند از این سبب نام بلند ایشان‌ در لوحه حکمای بزرگ جهان و استاد مطلق علم و فلسفه بشمار آمدند.

این سه حکیم بزرگوار سقراط و شاگرد او افلاطون و شاگرد افلاطون‌ ارسطو میباشند که در عالم کمال و دانش بشری سقراط خداوند اخلاق و افلاطون‌ مجذوب عشق و اشراق و ارسطو کاشف براهین عقلانی میباشند.

 

منبع :

نشریه کانون » سال هشتم، اردیبهشت 1343 - شماره 2