تأملی در اعجاز قرآن ؛ در فصاحت و بلاغت
| تأملی در اعجاز قرآن ؛ در فصاحت و بلاغت |
ابن سكّيت از امام هادی (ع) پرسيد: چرا خداوند متعال، معجزه پيامبر اسلام (ص) را قرآن كريم قرار داد؟ امام هادی (ع) فرمودند: هنر رايج در زمان پيامبر اسلام (ص) سخنوری و چكامهسرايی بود؛ از اين جهت خدای متعال قرآن كريم را با زيباترين اسلوب، نازل فرمود تا برتری اعجازآميز آن را بازشناسند. درباره معنای فصاحت و بلاغت بايد گفت فصاحت به معنای شيوايی كلمات و روانی تلفظ و گوشنواز بودن و بلاغت به معنای رسايی و گويايی است و منظور از بلاغت آن است كه معنايی كه مورد توجه گوينده است؛ با توجه به مقتضيات حال و مقام با شواترين لفظ ممكن و زيباترين و خوشآهنگترين عبارات بيان شود، بهطوری كه بيان آن معنا با توجه به مقتضيات حال و شرايط زمانی و مكانی به بهتر از آن وجه ميسر نباشد. دانشمندان علوم ادبی اين دو موضوع را تا حد بسيار زيادی ضابطهمند و قواعد و اصولی را به منظور درك و سنجش اين دو ويژگی، در گفتار انسان مشخص كردهاند، شيوايی و روانی و گوشنوازی با آهنگ دلنشين داشتن، ارتباط مستحكمی دارد. همچنين درباره فصاحت و بلاغت قرآن نيز بايد گفت كه آهنگ ويژه قرآن از آغاز نزول قرآن تاكنون مورد توجه بوده و حتی ديگر دانشمندان ديگر اديان را به خود جلب كرده است. آنچه مورخان و قرآنپژوهان در اين زمينه آوردهاند، ما را از پرداختن به اين موضوع بینياز میكند و نيز شهادت اديبان بزرگ عرب از صدر اسلام تاكنون، بر فوق توان بشر بودن فصاحت و بلاغت قرآن، بهترين دليل خدايی بودن قرآن از اين جهت است. به همين جهت به سراغ آياتی میرويم كه اين جنبه از اعجاز قرآن را دلالت دارند. در اينجا به ذكر آيات تحدی و اعجاز قرآن در فصاحت و بلاغت میپردازيم. هر چند در آيات تحدّی، آيه يا تعبيری وجود ندارد كه بر اعجاز قرآن در فصاحت و بلاغت بهروشنی دلالت كند؛ ولی با تأمل در اين آيات به بيانی در ذيل میآيد، روشن میشود كه اين وجه از اعجاز در تناسب معجزات با علوم و فنون عصر مدّ نظر است و برداشت همه اصحاب و علما و بزرگان از تحديات قرآن اين بوده كه دستكم يك وجه اعجاز آن، همين فصاحت و بلاغت قرآن است: أ. هماهنگی معجزات با پيشرفت مردم پيامبران برای امتهای خود، معجزاتی هماهنگ و همسنخ با آنچه در زمان آنان رواج يافته و اوج گرفته بود، میآوردند تا صدق مدعايشان به روشنترين وجه اثبات شود؛ اين نكته در روايات نيز آمده است. در روايتی كه از حضرت رضا ـ عليه آلاف التحية والثناء ـ نقل شده، آن حضرت در پاسخ ابن سكيت كه از آن حضرت سؤال كرد: چرا معجزه حضرت موسی (ع) يد بيضاء و عصا، و معجزه حضرت عيسی (ع) رموز مربوط به پزشكی، و معجزه پيامبر اسلام كلام و سخن بود؛ همين مطلب را ذكر فرمودند كه چون در زمان حضرت موسی (ع) سحر و در زمان حضرت عيسی (ع) طب، و در زمان پيامبر (ص) سخن اينها و سخنان و اشعار فصيح و بليغ رواج داشته و ارتقا يافته بود، خدا در هر زمان معجزهای متناسب با امر پيشرفته آن دوران به پيامبرانش عنايت فرمود. ب. عدم ترقی مخاطبان اوليه قرآن در غير فصاحت و بلاغت مخاطبان نخستين قرآن در آيات تحدّی نيز، كسانی بودند كه از جهت فرهنگی و ديگر وجوه اعجاز مطرح شده در مورد قرآن، از برجستگی خاصی برخوردار نبودهاند تا بگوييم: روی سخن در آيات تحدّی نسبت به آنان، خارقالعاده بودن محتوای قرآن است؛ بلكه چنان كه گذشت، فصاحت و بلاغت مورد توجه آنان بود و جنبه برجسته فرهنگ ايشان را تشكيل میداد. ج. تكيه مخالفان به همانندآوری در فصاحت و بلاغت قرآن از سوی ديگر، مخالفان پيامبر و مدعيان نبوت در عصر آن حضرت و اندكی پس از آن، در مقام همانندآوری قرآن، بر اين بعد تكيه كرده و نمونههای خود را از نظر سبك، ساختار و آهنگ، همانند قرآن ساخته و پرداخته بودند يا در مقام عجز از همانندآوری، به چنين امری (وجه بلاغت فوق توان بشری قرآن) اشاره داشتهاند. نسبت شاعری دادن به پيامبر نيز، از اين امر حكايت دارد. د. تحدی قرآن به مثليت در فصاحت و بلاغت قرآن اينكه در آيات مختلف تحدی تعبير كرده كه مثل قرآن يا حديثی مثل قرآن يا سورهای مثل قرآن بياوريد، اين مثليت قدر متيقنش بر حسب نظر مفسران و علمای كلام ما شامل بلاغت میشود يعنی بليغتر از سخن قرآن و حتی كلامی در حد بلاغت قرآن امكان ندارد |
مثل خردمندان فكر كنيد اما با مردم به زبان خودشان حرف بزنيد.