شيوه قرآن در بيان، يكی از تمهيدات الهی در مصونيت اين كتاب آسمانی 


 آيات تحدّی دلالت دارد كه همانند هيچ يك از سُوَر قرآن نمی‌توان آورد و لازمه عدم امكان آوردن مثل يك سوره، نفی اكثر انواع و شقوق تحريف قرآن است.

نفی تحريف به زياده (يك سوره كامل) با آيات تحدّی: اگر سوره‌ای به قرآن كريم اضافه شده باشد، بايد بتوان مانند آن، سوره‌ای فراهم كرد؛ چون آن يك سوره، سخن خدا نيست كه نتوان مثل آن را آورد، حال آن‌كه واقعاً مانند هيچ يك از سُوَر قرآن را نمی‌توان آورد؛ پس در بين سوره‌های قرآن موجود، سوره‌ای ساخته فكر بشر وجود ندارد.

نفی تحريف به زياده كمتر از يك سوره: آيات تحدّی اين نوع تحريف را هم نفی می‌كند كه قسمتی از يك سوره حذف شده و به جای آن، سخنی بشری افزوده شده باشد؛ زيرا بر فرض كه چنين باشد، بايد بتوان مانند چنين سوره‌ای را آورد؛ به دليل آن كه امكان آوردن همانند آن بخش افزوده شده و ساخته فكر انسان وجود دارد.

بخش ديگر آن نيز كه كمتر از يك سوره است، دليلی بر عدم امكان همانند آوری آن در دست نيست؛ چون مقتضای آيات تحدّی آن است كه همانند يك سوره قرآن را نمی‌توان آورد؛ اما می‌بينم كه امكان آوردن همانند هيچ يك از سور قرآن موجود نيست؛ پس چنان سوره تحريف شده‌ای در قرآن وجود ندارد؛

نفی تحريف به تغيير و تبديل مخل اعجاز: اگر تحريف ادعا شده در زمينه تغيير و تبديل آيات در حدی باشد كه در عين حفظ تعداد آيات در سُوَر و كم و زياد نشدن آن‌ها، نظم ظاهر يا محتوايی قرآن نازل شده به‌گونه‌ای تغيير دهد كه تفاوت نظم موجود با نظم اعجازآميز برای اهل فن روشن باشد، چنين تحريفی را نيز آيات تحدی نفی می‌كند؛ زيرا در اين صورت، نظم اعجازآميزی كه از سوی خداوند نازل شده بود و امكان آوردن مانندش نبود، به هم خورده و نظمی فروتر از حد اعجاز پديد آمده است و بايد بتوان مثل آن را آورد؛ ولی اگر تغييری باشد كه چنين اختلال نظمی را به وجود نياورد، آيات تحدی آن را نفی نمی‌كند.

آيات تحدّی از اثبات عدم تحريف قرآن به صورت حذف يك سوره كامل قرآن، ناتوان است؛ زيرا در صورتی كه چنين تحريفی رخ داده باشد، باز هم مفاد آيات تحدّی كه می‌فرمايد همانند سور موجود قرآن نمی‌توان سوره‌ای آورد، درست است.

همچنين آيات بيانگر اوصاف عام مربوط به تمام قرآن هستند در اين دليل، مصونيت قرآن با تكيه بر چند مقدمه به اثبات می‌رسد:

أ. ظهور و ادعای نبوت از سويی و آوردن كتابی به نام قرآن و تحدی كردن به آن از سوی پيامبر اسلام، از مسلّمات تاريخ است.

ب. از مسلّمات تاريخ است كه قرآنِ رايجِ كنونی، فی‌الجمله همان قرآن ارائه شده از سوی پيامبر اسلام(ص) است و همواره اين قرآن در ميان مسلمانان رواج داشته است.

ج. با بررسی قرآن كنونی مشاهده می‌كنيم كه قرآن، خود را به اوصاف عامی كه مربوط به همه آيات آن می‌شود، توصيف و به آن‌ها تحدی می‌كند؛ مانند فصاحت و بلاغت، عدم اختلاف، در بر نداشتن هيچ مطلب نادرست و ذكر، نور و هدايت بودن.

د. دقت در آيات قرآن كنونی اين نكته را روشن می‌‌كند كه همه بخش‌های آن از اين اوصاف عام برخوردار است.

نتيجه: با توجه به مقدمات يادشده، اگر در قرآن تحريفی مؤثر در معنای آن رخ داده بود، اين صفات نبايد دست‌كم بر برخی از آيات آن منطبق می‌شد؛ ولی چنان كه گذشت، بررسی قرآن، انطباق دقيق اين اوصاف به بهترين وجه بر همه آيات قرآن را نشان می‌دهد؛ بنابر اين اگر تحريفی در قرآن روی داده باشد، بايد در اموری كه در اين اوصاف مؤثر نيست (مانند حذف آيه‌ای مكرر يا اختلاف در اعراب يا نقطه‌های برخی كلمات) رخ داده باشد.

اين استدلال، افزايش، كاهش و تغييراتی را نفی می‌كند كه اوصاف يادشده (هدايت، ذكر، حق و ...) را دگرگون كند؛ امّا اگر پاره‌ای از تغييرات جزئی فرض شود كه هيچ‌گونه تأثيری در اين اوصاف نداشته باشد، با اين دليل نفی نمی‌شود؛ همچنين اين دليل خود به خود نظری به آينده ندارد و تحريف مفروض در آينده را نفی نمی‌كند.

http://www.iqna.ir/samen/news_detail.php?ProdID=395100