خلاصه کتاب " سخن و سخنوری " مرحوم آقای فلسفی


مقدمه

مقاله ی حاضر، گزیده ی کتاب ارزش مند، سخن و سخنوری از آثارمرحوم حجه الاسلام والمسلمین آقای فلسفی است.

در گزیده نویسی، سعی شده است رهنمودهای کلی و اساسی کتاب،استخراج شود، از این رو، از آوردن مثال ها و توضیحات دیگرخودداری شده است. ترتیب بحث ها، مطابق خود کتاب است.

پیش گفتار

یا کمیل! مامن حرکه الا و انت محتاج فیها الی معرفه.

تسلط بر فن خطابه و سخنوری از ویژگی های مهم برای هر خطیب است و هر گوینده باید تا جایی که می تواند، این فن را بیاموزد، ودر کرسی سخن به کار بندد، تا نفوذ کلامش افزایش یابد و درشنونده گان تاثیر شایسته تری داشته باشد.

کتاب سخن و سخنوری یکی از آثار خوب درباره این موضوع است ومی تواند کم و بیش برای تمام سخنرانان در رشته های مختلف مفید وسودمند باشد.

هدف اصلی نگارنده از نوشتن این مجموعه، برای ذکر پاره ای ازنکات فنی سخن است.

این نکات دستاورد تجربه نویسنده، در سال های طولانی وعظ است وبه رغم محاسن فراوانی که دارد، حاوی تمام نکات فنی خطابه نیست.

زبان، فضیلتی برای انسان

آفریده گار جهان، به مشیت حکیمانه خود، انسان را به گونه ای آفریده است که می اندیشد و سخن می گوید. نیروی تفکر و تکلم،نعمت بزرگ حضرت باری تعالی است که به آدمیان اعطا فرموده وابزارو لوازم آن را به طور طبیعی در وجود آنان به امانت گذارده است. در پرتو این نعمت گران قدر، بشر از انواع حیوانات برتری یافته است.

گویایی و تکلم در انسان به اندازه ای پر ارج است که امام علی(ع) انسان بدون قدرت تکلم را حیوانی در صورت انسان، محسوب داشته و فرموده است: ما الانسان لولااللسان الا صوره ممثله اوبهیمه مهمله. (1)

زبان، پلی است که مغزهای جدا از هم را به یکدیگر پیوند می زندو متاع ارزش مند علم را منتقل می کند، امام علی(ع) در این باره می فرماید:

للانسان فضیلتان: عقل و منطق. فبالعقل یستفید و بالمنطق یفید. (2)

سخن و سکوت

سخن گفتن، از دو دیدگاه شایان دقت است: یکی از جهت طبیعت سخن ودیگری از جهت اخلاق.

روایاتی که نطق و بیان را مهم شمرده و آن را در ردیف عقل به حساب آورده، به نیروی تکلم و آفرینش این سرمایه گران قدر دروجود آدمی عنایت داشته است و روایاتی که سکوت و لب فرو بستن را مهم دانسته و آن را از عوامل نجات انسان به حساب آورده، به تربیت اخلاقی و نگه داری زبان از گناه و ناپاکی توجه داشته است.

سه عنصر مهم در سخنوری

عوامل مهم و مؤثر در گفتار عبارت اند از:

یکم، شخصیت ناطق و قدر و منزلتی که در افکار عمومی دارد.

هرقدر ناطق محبوب تر باشد و مقبولیتش در جامعه بیش تر، به همان میزان، اقبال مردم به سخن او زیادتر و اثر کلامش فزون تر خواهدبود.

دوم، موضوع بحث است، هر قدر اعتبار دینی و فرهنگی و سیاسی واجتماعی و اقتصادی موضوع در نظر مردم، بیش تر باشد میل آنان به شنیدن سخن، بیش تر خواهد بود.

سوم، هنر سخنران در بیان مطالب است. هنر سخنوری، اگر از موضوع سخن مهم تر نباشد، از آن، کم تر نیست. افرادی که بی بهره از هنرسخنوری هستند، چه بسا، مطالب مهم را، طوری بیان کنند که درشنونده گان اثر شایان توجه ای نگذارد و چه بسا ناطق هنرمندی که مطلب غیر مهمی را به گونه ای تصویر کند که شنونده گان مبهوت ومسحور شوند.

آگاهی و آگاه سازی

نخستین وظیفه سخنور، آگاهی از موضوع سخنرانی است. او بایدبداند که چه می خواهد بگوید و با چه نظم و ترتیبی. بهتر این است که گوینده، در آغاز سخن، با عباراتی کوتاه، شنونده را ازموضوع سخن آگاه کند و مثلا بگوید: «بحث امروز، درباره یکتاپرستی و توحید در عبادت است.».

باید توجه داشت که آگاه سازی، زمانی شنونده گان را به دقت وامی دارد و آنان را پابه پای سخنران پیش می برد، که او، از موضوع سخن خارج نشود و به مسایل متفرقه نپردازد.

اقناع شنونده گان

دومین وظیفه سخنور، اقناع شنونده گان است. سخنور، باید درموضوعی که از آن بحث می کند، آن قدر قوی و مسلط باشد که بتواندعقل شنونده گان را در صحت واصالت سخنانش اقناع کند و آنان رابا خود همراه کند.

برای انجام این وظیفه، باید سخنران، مطابق علم و دانش خویش،موضوع سخن را برگزیند.

ترغیب شنونده گان

سومین وظیفه سخنران، ترغیب شنونده گان برای عمل به شنیده هااست. این وظیفه، اگر سخت تر از اقناع عقلی و شرعی شنونده گان نباشد، از آن آسان تر نیست.

علم، مقدمه عمل است. سخنور، آن گاه موفق است که مردم را به عمل وا دارد و گرنه، زحمات او به هدر رفته است و تنها، خود را به زحمت انداخته و زبان خویش را خسته کرده است.

سخنوری و بصیرت

هر سخنوری، باید در موضوع سخنش، بینا و بصیر باشد تاشنونده گان براساس صلاحیت علمی و اطلاعاتی او، گفته هایش را بادقت بشنوند و با حسن قبول بپذیرند. کسی که خود، مطلبی را به خوبی درک نکرده و آن طور که باید، از آن آگاهی ندارد، چگونه می تواند، دیگران را آگاه کند؟

خشک ابری که بود ز آب تهی ناید از وی صفت آب دهی

همچنان که در سوره یوسف آیه 109 آمده است:

(قل هذه سبیلی ادعو الی الله علی بصیره انا و من اتبعنی).

یکی از نتایج زیانبار سخن گفتن بدون علم، تحقیر و کاستن ارزش خود است. از دیگر عوارض سخن بدون علم، اتهام است. اگر خطیبی،در مجلسی، تنها، یک مطلب برخلاف علم بگوید، همان مطلب خلاف علم،می تواند شنونده گان را درباره سایر مطالبش به تردید اندازد.

سخنرانی بدون آمادگی قبلی

گاهی گوینده، درباره موضوعی بحث می کند که در حیطه تخصص اونیست و از آن بی اطلاع است و گاهی موضوع سخن، در حیطه فن اواست، ولی بدون مراجعه و مطالعه سخن می گوید.

این شیوه از سخنرانی، تنها سزاوار کسانی است که از نظر مطالب و محفوظات، آن قدر غنی هستند که می توانند ظرف چند لحظه، ازآن چه در حافظه دارند، مطلب متناسبی را برگزینند و به شکلی تنظیم کنند که متناسب مجلس باشد. آنانی که چنین نیستند، بایداز قبول سخنرانی ارتجالی شانه خالی کنند; زیرا، ممکن است موجبات تحقیر خود را فراهم آورند.

رعایت ظرفیت ذهنی شنونده گان

هدف سخنرانی های دینی، ارشاد و هدایت مردم است، از این رو بایدمیزان فهم و درک مخاطبین را در نظر گرفت.

تمام پیامبران الهی و اوصیای معصوم(علیهم السلام) به هنگام تبلیغ دین، موظف به رعایت این نکته بودند.

حضرت رسول (ص) در این باره می فرماید:

انا معاشرالانبیاء امرنا ان نکلم الناس علی قدر عقولهم;ما، جامعه پیامبران، ماموریت داریم که با مردم به قدر عقل شان سخن گوییم.

هماهنگی میان قول و عمل

مهمتر از سخنوری، هماهنگی گفته های سخنران با اعمال او است.

خطیب دینی، پیش از آن که مبلغ اسلام باشد، خود یکی از مسلمانان است و مسلمان واقعی کسی است که اوامر الهی را بی چون و چرا،اطاعت کند.

خطیب اسلامی اگر تقوا و درستکاری را در همه احوال رعایت کند،مردم، به او با دیده تکریم و احترام می نگرند و گفته هایش را باعلاقه مندی و رغبت به کار می بندند و حتی اگر از جهت فن سخنوری ضعیف باشد، پاکی و تقوا، ضعف اش را جبران می کند. مردم، از عموم کسانی که دیگران را امر و نهی می کنند، به ویژه از خطبا وسخنوران اسلامی، توقع دارند که خود به آن چه می گویند، عمل کنند.

اگر خطبای اسلامی بخواهند به سعادت ابدی دست یابند، باید دین خدا را در کمال صداقت و راستی، آن طور که هست، به مردم بگویندو خود، به آن، با خلوص و بدون ریا، عمل کنند.

«مقدمه » سخن

گاهی ذکر مقدمه در سخنرانی لازم و گاهی زاید است. و همچنین مقدمه گاهی کوتاه و گاهی طولانی است.

الف) لزوم و عدم لزوم مقدمه

مقدمه، برای سخن، در جایی لازم است که مطلب، بدون ذکر مقدمه،آنطور که شایسته است، روشن نمی شود و شنونده گان، از هدف گوینده، به خوبی، آگاه نمی شوند و گرنه ذکر مقدمه لازم نیست،بلکه گاهی، خلاف بلاغت خواهد بود.

مثلا، خطیبی می خواهد آیه شریفه:

(یا ایها الذین امنوا... اذا دعاکم لما یحییکم) را موضوع سخن قرار دهد، در این جا، لازم است که سخنران مقدمه ای را بیان کند، تا مردم متوجه شوند که انسان دارای دو نوع حیات است:

حیات حیوانی و حیات انسانی; زیرا، بدون توضیح این مقدمه،معنای آیه، معلوم نمی شود.

ب) کمیت و کیفیت مقدمه

مقدمه، باید در ارتباط با موضوع باشد و مطلب اصلی را روشن کند; زیرا، مقدمه، پلی است که شنونده گان را به سوی اصل مطلب می برد.

سخنران باید مواظب باشد که مقدمه به درازا نکشد و در نظرشنونده گان طوری وانمود نشود که سخنران، ذی المقدمه را بی ارزش تلقی کرده و یا آن را از یاد برده است.

خطابه و زاویه منحرف

از «زاویه منحرف » سخن گفتن، یعنی در ابتدا مطلب را طوری بیان کنی که شنونده، انتظار آن را ندارد و با امور عادی وعرفی زندگیش نمی سازد. این شیوه از بیان در بعضی از روایات آمده است. مثلا روزی حضرت رسول اکرم(ص) به مسلمانان فرمود:

«کدام یک از شما، مال وارث خود را بیش از مال خود دوست دارد؟» . همه جواب دادند:

«ای رسول خدا(ص)! بین ما هیچ کس نیست که چنین باشد.».

آنگاه حضرت (ص) فرمودند:

«مال تو، آن مالی است که می خوری و مصرف می کنی و صدقه می دهی و...

و هرچه غیر این ها است [و باقی می ماند] مال وارث است.

این شیوه گفتار، محتوای سخن را در اعماق ذهن شنونده جای می دهد.

خطیب و پیام سخن

اگر خطیب، علاوه بر سخنرانی مفید، بتواند از مجموع گفته های خود، مطلبی کوتاه و آموزنده را برگزیند و در پایان، به شنونده گان یادآوری کند، پیامی ماندگار در ذهن و خاطره آنان به وجود خواهد آورد.

سخنرانی و اعتدال مزاج

سخنران باید در موقع سخنرانی حالات جسمی و روحی اش عادی و طبیعی باشد و در هنگامی که گرسنه، بی خواب و دردمند است، سخنرانی نکند.

توان علمی و سخنوری

یک خطیب باید حد علمی و... خود را نگه دارد و بلند پروازی نکند.

بلندپروازی، انسان را در معرض هلاکت و نابودی قرار می دهد.

حضرت علی(ع) در این باره گفته است:

«لاعقل لمن یتجاوز حده و قدره.».

سخنرانی که کتب حدیثی را مطالعه نکرده و یا تنها اندکی ازآن ها را دیده، اگر از او سؤال شود که: «فلان حدیث چه گونه است؟»، حق ندارد بگوید: «من، آن را در کتب ندیده ام و یا به خاطر ندارم.»، بلکه باید بگوید، «نمی دانم.».

سخنرانی که می داند از نظر اجتماعی کاری از او ساخته نیست،نباید، خود را وارد معرکه ای اجتماعی کند. این گونه افراد، آبروی خود را می برند و زحمت دیگران را زیاد می کنند.

نظم در سخن

همانطور که خطیب، قبل از آغاز سخن، لازم است مطالب مورد نیازسخنرانی را فراهم آورد، باید آن مطالب را به خوبی تنظیم کند وبداند از کجا باید شروع کند و چه مسیری را بپیماید و به کجاختم کند.

گاهی، در خلال سخن، مطلب جالبی به یاد سخنران می آید که با بحث مناسبت دارد و برای گفتن آن، باید کلام را قطع کند. دراین جا،برای این که رشته کلام از دستش خارج نشود، باید جایی را که قطع کرده، به ذهن بسپارد، تا پس از گفتن آن نکته جالب، بتواند به نظم قبلی باز گردد.

نقل شنیده ها

یک خطیب، مانند سایر مردم، گاهی از این و آن، مطالبی رامی شنود که بعضی از آن ها جالب و جاذب است، ولی او حق ندارد، هرآن چه می شنود را بازگو کند. به گفته حضرت علی(ع) برای دروغگوبودن فرد، همین بس که هرچه شنیده، بازگو کند.

افرادی که به حفظ آبرو و عزت اجتماعی خود علاقه دارند، باید ازگفتن شنیده هایی که به نظر دروغ و غیر قابل قبول می آید، خودداری کنند.

حضرت علی(ع) سخن گهرباری در این باره دارد:

من طال لسانه و حسن بیانه فلیترک التحدث بغرائب ما سمع! فان الحسد لحسن ما یظهر منه، یحمل اکثر الناس علی تکذیبه.

پیامدهای سخن

یکی از مسایل مهمی که همواره، باید مورد توجه سخنوران نافذالکلام باشد، دقت در مطلبی است می خواهند بگویند. خطیب توانا،قبل از آغاز سخن باید موضوع گفتار خود را از جهات مختلف به سنجد و واکنش ها را در نظر بگیرد و پس از بررسی کامل و اطمینان خاطر بر کرسی سخن بنشیند.

گفتار روان و سلیس

خطیب، در کرسی سخن باید کلمات و جملاتی را به کار برد که روان و روشن باشد و عموم شنونده گان آن را بفهمند.

ترکیب کلمات، زننده نباشد و فهم آن را دشوار نسازد. تکرارهای بی جا تنها باعث آزار شنونده می شود.

سخنران فصیح، کسی است که به اندازه لازم بر لغات فصیح و کلمات روان مسلط باشد و بتواند در هر مورد و برای بیان هر مطلب، به آسانی از آن لغات استفاده کند و همچنین باید دارای ذوق طبیعی و استعداد فطری باشد که بتواند آن الفاظ فصیح و زیبا را به صورتی جذاب و دلنشین ترکیب کند و مقصود خود را; به شکلی جذاب برای شنونده گان بیان کند.

کسی که می خواهد سخنور باشد باید آن قدر تمرین کند که سخن، درزبان او، مانند موم نرمی باشد که در دست قرار گرفته است.

برای این کار لازم است که هر روز، در حضور یک یا دو نفر ازدوستانش درباره یکی از آیات یا روایات و... چندین بار باعباراتی مختلف سخن بگوید. و همچنین سخنان خود را ضبط کند و باکمک دوستان و گوش دادن به نوار، ضعف های خود را برطرف کند.

گزینش لغات

گاهی برای ادای یک مطلب، چند کلمه روان و فصیح وجود دارد،سخنران باید روان ترین آن ها را برگزیند. مثلا از میان سه کلمه ی «پیشامد» و «حادثه » و «رویداد»، کلمه آخر از همه زیباتراست.

کلمات ناپسند

متکلم فصیح باید مراقبت کند که در کرسی خطابه، سخنانش به لغات زشت و الفاظ قبیح، آلوده نشود; زیرا، این گونه سخن گفتن، ازمنزلت اجتماعی انسان می کاهد. به گفته ی حضرت علی(ع): افرادشریف را از انسان دور می کند و فرومایه گان را در گرداگرد اوجمع می کند.

شیوه گفتار

خطیب فصیح نه آنچنان تند سخن می گوید که کلمات نامفهوم شود ونه آن چنان کند که شنونده را خسته کند.

نه آن قدر بلند سخن می گوید که گوش ها را بیازارد و نه چنان آهسته که شنونده گان را برای شنیدن به زحمت اندازد

بلاغت در سخن

یکی از جهات اساسی بلاغت، توجه به مقدار کلام است. سخنور تواناباید به گونه ای سخن بگوید که وافی به مقصود باشد، از این رودر جایی توضیح بیشتری می دهد و در جایی اختصار می ورزد.

حرف های بی مورد و نابه جا، خواه از ناحیه خطیب باشد یا فردی عادی، بر خلاف موازین عقل و دین است و به طور قطع عوارض نامطلوب و احیانا زیانباری را درپی دارد.

با توجه به این که علت تشکیل مجالس متفاوت است، لازم است که خطیب، قبلا از ویژگی های مجلس و علت تشکیل آن آگاه شود تابتواند مطالبی را برای سخنرانی انتخاب کند که با هدف مجلس سازگار باشد.

به هنگام گزینش موضوع سخن، لازم است که خطیب، خود را از تمام احساسات شخصی و افکار خصوصی، خالی کند تا بتواند مطابق اقتضای مجلس سخن بگوید.

سخنرانی در مناسبت ها

هر خطیب توانا، باید در هنگام سخنرانی به مناسبت های طبیعی(مانند زلزله و...) و تاریخی (مانند 22 بهمن و...) و اجتماعی و سیاسی و... توجه داشته باشد و با مراعات آن ها سخن بگوید.

فرض کنید که در مکانی زلزله ویرانگر رخ داده است و خطیبی می خواهد سخن بگوید، حال اگر به جای صحبت از زلزله به عنوان یک رویداد طبیعی و تسلی مردم و دعوت به بازسازی از ازدواج و...

سخن بگوید، چه قدر ناپسند است!

احترام به شخصیت شنونده گان

از جمله اموری که لازم است همواره مورد توجه خطبای بلیغ و موقع شناس باشد، این است که شخصیت شنونده گان را در گفتار و عمل محترم شمارند و به گونه ای عمل نکنند که آن ها، احساس حقارت و... بکنند.

یکی از راه های احترام به شخصیت شنونده گان آن است که خطیب، بانرمی و ملایمت سخن بگوید; زیرا، شنونده گان، خشونت گوینده رااهانت به خود محسوب می داند و حالت مقاومت و عدم پذیرش به خودمی گیرند.

از جمله اموری که لازم است خطیب، در مقام تکریم شخصیت شنونده گان رعایت کند، این است که تمام حاضران مجلس را مخاطب خود به حساب آورد.

همچنین باید در موقع اندرز دادن یا انتقاد کردن، فرد مخصوصی را مخاطب نسازد; زیرا، انتقاد علنی، نه تنها در او اثرنمی گذارد، بلکه ممکن است بر جسارتش در اقدام به خطا بیفزاید.

هماهنگی چهره گوینده با موضوع گفتار

به طور طبیعی، کسی که خشمگین است، از چهره او پیدا است و درکلامش نیز ظاهر است و نیز اگر خوشحال باشد، همینطور در حالات دیگر. یک خطیب ماهر باید میان موضوع سخن و گفتار و وضع چهره او هماهنگی باشد; مثلا، اگر از غفران و رحمت و... سخن می گویدبا لحنی مهربان و چهره ای امیدوار سخن براند و...

خطیب و شجاعت دینی

شجاعت، برای خطیب مذهبی، به شرط آن که از مرز شرع تجاوز نکندو رنگ تهور به خود نگیرد، امری لازم و ضروری است; زیرا، اینان از دین خدا سخن می گویند و اوامر الهی را که مخالف هوای نفس واعمال غیر مشروع است، ابلاغ می کنند.

مبلغان دینی اگر شجاع نباشند و در مقابل تهدید حکام مستبد،خود را ببازند یا براثر تخویف گناه کاران و کسانی که از مجاری غیر مشروع ارتزاق می کنند، لب فرو بندند و عقب نشینند، برای دین اسلام، گران و سنگین و برای مسلمانان موجب خجلت وسرافکنده گی است.

دوری از بیان مطالب شبهه ناک

لازم است خطیب، در کرسی خطابه، با حضور مردمی که سطح درک ومعلومات شان متفاوت است، از طرح شبهاتی که درباره بعضی ازعقاید یا احکام اسلام القا شده، پرهیز کند; زیرا این کار نه تکلیف شرعی و نه ضرورت اجتماعی است. علاوه بر این ممکن است بعضی از شنونده گان براثر شنیدن شبهه، دچار تزلزل عقیده شوند ومسوولیت آن در پیشگاه الهی دامنگیر خطیب شود.

اگر خطیب، در شرایطی قرار گرفت که ناچار به طرح شبهه ای شد،برای آن که شنونده گان، دچار تشویش خاطر نشنوند و عقاید صحیح دینی خود را به رایگان از دست ندهند، بهتر آن است که در آغاز،پاسخ شبهه را به صورت یک بحث اساسی توضیح دهد، سپس شبهه راطرح کند.

پی نوشت ها:

1- میزان الحکمه، جلد 8، ص 490.

2- غررالحکم، ص 853.