بررسی ظرفیتهای مدیحهسرایی و نقالی در جامعهی امروز ایران
علیرضا امیدی*
بررسی ظرفیتهای مدیحهسرایی و نقالی در جامعهی امروز ایران
چکیده:
نقالی عاملی مهم،در دفاع از حیثیت ملی و حفظ ملیت هنری است که طی آن نقال با بیان شعر روایت داستانی میکوشد با نصایح و اندرزها پیرامون زندگی و گرایش بیشتر جامعه به سمت معنویت،خواستهای حقیقتگرا را با رنگوبوی محلی توأم با روح حماسی بیان کند.در گسترهی فرهنگ ملی،مدیحهسرایی و نقالی،بهعنوان بخشی از خرده فرهنگهای ملی،از برجستگیها و جاذبههای خاصی برخوردار است. چراکه هر قوم آروزها و احساسات خود را در قالب آن نسبت به شرایط مختلف تاریخی،فرهنگی،اجتماعی و حوادثی که به سرنوشت جمعی او یا دیگران که با آنها احساسات یکسان دارند،بازگو کند.
مدیحهسرایی و نقالی هنر است و هنر زیباست و زیبایی آرامبخش، روح و درواقع آدرس خانه خدا است.در قرآن میفرماید:
هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن
(چیزی که هم اول و هم انتهاست و هم آشکار است و هم پنهان و در کل همهچیز است زیبایی مطلق است و آن خداست)
واژگان کلیدی:
نقالی،مدیحهسرایی،تعزیه،شعرآینی،نقلگویی
مقدمه
در تعزیهی نواحی ایران موسیقی آیینی و مذهبی بهمثابه عنصری اساسی و پویا هنر کهن تعزیه را به زیبایی به برانگیختگی شجاعت، همت،پاسخگویی خلاءها و نیازهای امروز و فردا رهنمون میکند. زمینهای برای ایجاد روح انقلابی و نگاه حماسی،ظلمستیزی و بیداری و بهعنوان تنها هنر نمایشی دنیای اسلام است،بهعلت متناسب با فرهنگ ایرانی،هنری کامل و منطبق با اصول کلاسیک بوده و عقل را رشد و تعالی میدهد و آن را به عقل رحمانی مبدل میسازد.
واقعهی عاشورا ظرفیتهای ادبی بالایی دارد که میتوان از آن استفاده کرد.در شعر آیینی ایران ویژگیهای فرهنگ و رنگ خاص ادبی و هنر متعالی انسان معاصر را برای رسیدن به معبود و معشوق رهبری میکند.انسان امروز در تعزیه با وظایف خود با چشم باز و حقیقتبین در مصاف با استعمار فرهنگی آشناتر میگردد.
نقالی حیرتزا
تعزیه بهعنوان نمایشی بومی و عامیانه طبعا از گفتارهای معمولی کوچه-بازاری استفاده میکند.مبنای گفتوگوهای تعزیه پر شعر است و شعر اساسیترین تجلیگاه ذوق ایرانیان و ظرفی است برای انعکاس ذوقیات و عواطف و اندیشهها تا بدانجا که بزرگان ادب ایران تقریبا همهی فرهنگ ایرانی و اسلامی آن روزگار را که فرهنگ جهانی محسوب میشد در خود جای داده است.از دیگر عناصر سازندهی تعزیه و تعزیهخوانی توجه به نکات روانشناسی است ایجاد صحنهها،صدای خوش،بهره بردن از همهی استعدادهای ذوقی،دریافت نیاز مردم و انعکاس و تجلی و بروز آن،لعنت و نفرین به معاندین(حتی شمر و یزید و عمر سعد و سایر اشقیا خوانان بخود)احترام به اولاد و ذریه رسول اکرم و خاندان علی(ع)و تمسخر مخالفان در تعزیههای شاد و بروز اخلاص و ایمان صمیمانه به کار تعزیهخوانی و بسیاری نکات دیگر هم از ابزاری است که باید مورد استفاده قرار گیرد.
نمایش مصیبت،سرآغاز سوگی است برای خون به هدر رفته هابیلیان و مرثیهای است برای از قفا بریده شدن سر سیاوشها و تأثر و تأسفی است بر پیکر بیجان امام حسین(ع)که غریب و صبور در قتلگاه افتاده و پلی است بین معنی و عملکرد.
نقالی معناگرا
بیان غمناک آوازی در دستگاههای معین موسیقی ایرانی که مظلوم خوانها به کار می برند بازماندهی نقالی مذهبی است،و بیان غلوشدهی پر از طمطراق و تحرک و شکوه که اشقیا به کار میبردند و بازماندهی نقالی حماسی است.
نقال باید حسن اعجاب و تحسین شنوندگان را برانگیزد و از فضایل اخلاقی،گذشت و جوانمردی و عفو و اغماض یا دلیری و پایداری (*)محقق و پژوهشگر
قهرمانان سخن بگوید و نتیجهی اخلاقی حکایات و گرایشهای آموزشی را بازگوید و به ذم و نکوهش رذایل و تقلب و دورویی و جبن و...بپردازد.به وقایع جاری روزانه التفات داشته باشد و بهاصطلاح بر متن داستانها بیفزاید و«حاشیه»برود.در این حاشیه رفتنها-اگر گوینده باذوق و بلیغ و موقعشناس باشد-به لطف کلام وی میافزاید و آن را زندهتر و باروحتر میکند و داستان بیاثر کهنه را(حالت میرایی حوادث) به زندگی جاری و متحول و پرتحرک(وضعیت پویای وقایع)روزانه شنوندگان ربط میدهد.
در عالم نقالی،افزودن شاخ و برگ و حواشی-خود نوعی استفاده از تخیل ابداعی به شمار میرفت.مردان گفتار و سرایندگان اشعار نغز نیز با تکیه به ذهن خلاق گلواژههای رزمی و حماسی و دینی را از کتب مختلف میگرفتند.
نقالی تحولگرا
نقالی هنری است که طی آن نقال شعری یا داستانی را با همهی وجود بااستفاده از همهی استعدادهای خود برای جمعی نقل و روایت میکند تا به آنجا که شنوندگان را نهتنها سرگرم بلکه به حیرت مینشاند و در طی آن میکوشد نصایح و اندرزهای جالبی را بیان کند.با این اوصاف مسلم است که نقال باید به صدای خویش کاملا مسلط بوده و در هرجا و به موقع و متناسب مضمون لحن را تغییر دهد و بنا به میل و اراده و نیاز مطلب آرام یا بلند سخن گوید و حتی بر حالات و دگرگونیهای چهرهی خود در ابراز خشم یا محبت یا عصیان یا ستم مسلط باشد و بتواند به سهولت و نرمی تمنیات و خواستهای درون خود را همراه با بیان و لحن سخن درآمیزد و انعکاس آن را در چهره خود نشان دهد.از زبان قهرمانان سخن براند و با آنان بخندد و بگرید و فریاد شوق برکشد و با آنان به ماتم و اندوه بنشیند.
نقالی مذهبی
معنی لغوی تعزیه با معنی اصطلاحی آن تفاوت دارد.تعزیه در لغت به معنی سوگواری و عزاداری و برپا داشتن عزیزان درگذشته است اما در اصطلاح به نوعی نمایش مذهبی با آداب و رسوم و سنتهایی خاص اطلاق م شود و برخلاف معنی لغوی آن غمانگیز بودن شرط حتمی آن نیست و ممکن است گاهی خندهآور و شادیبخش نیز باشد. این نوع نمایشها در آغاز به منظور یادآوری مظلومیت شهیدان دین و مذهب برپا شده و نوع فرحزای آن بعدها و درنتیجهی تکامل این هنر بدان مزید گشته است.از همین جا بود که در تعزیهخوانی برای عواطف تماشاچیان مرزبندی تازهای به وجود آمد و جای مشخصی برای خندیدن و خنداندن در نظر گرفته شد.
اصطلاح شبیه از قدیم هم برای واقعهای که به وسیله شبیهخوانها درآورده میشد و هم در مورد هریک از افراد واقعه به کار میرفت و در معنای اخیر عبارت از نقشی است که یک شبیهخوان درمیآورد.در چنان موقع و شرایطی ارزشهای جدید تعزیه در مجالسی نظیر عروسی رفتن فاطمه زهرا(س)و شهادت یحیی به زکریا،راه آفرینش تازهای را میگشاید.
آشنایی با موسیقی آوازی
«آشنایی با موسیقی آوازی»و دستگاهها و گوشههای موسیقی (به تصویر صفحه مراجعه شود) سنتی ایرانی مربوط به نقشها و موقعیتهای متفاوتی است که باید بر صحنه مجسم گردند.وقتی آواز و گفتوگو بهطرزی خاص تنها به جهت جلب توجه یا تحریرهای اضافی همراه باشد یا متظاهرانه است یا سهلانگارانه و این مسأله،هدف اصلی را که رسانیدن پیام و تأثیر در مخاطب است،تحت الشعاع قرار میدهد.
هر موافقخوان باید آوازها و مایههای موسیقی خاص در هر مجلسی را حفظ کند.امامخوانها اغلب در مایههای متین رهاوی،پنجگاه و نوا، عباسخوان در چهارگاه،حر در عراق و ماهور و گاه برای اظهار شهادت در چهارگاه میخوانند.
در گذشته موسیقی،هیکل و اندام شبیهخوانان،لباس و...در تعزیه اهمیت داشتند ولی اکنون نه شبیهخوانان به آن قد و قامت مناسب پیدا میشوند و نه حرکات درستی وجود دارد.
شناخت مجالس تعزیه براساس«دیدگاه پژوهشی»:
الف-شناخت نظری:کنجکاوی در خاستگاه نمایش مذهبی،بحث در ریشههای فرهنگی نمایش(شبیه)،التفات به کرونولوژی وقایع مجالس تعزیه،توجه به جنبههای اسطورهای-آیینی و سنتی مجالس شبیهخوانی و...
ب-شناخت عملی:حضور عینی در مجالس تعزیه و تماشای مقتل به چشم سر و کنجکاوی در بخش حرکات نمایشی و ضبط و ثبت آنها و نظاره بر تناوب و توالی حواث در صحنه نمایش.
ح-شناخت تطبیقی:بررسی نمایش مصیبت در فرهنگ ملل و التفات به جنبههای مقایسهای و تطابق صحنهها،فی المثل برای نمایاندن ظرافت هنری آیا میشود مجلس ذبح اسماعیل را در عهد عتیق و در تعزیه ابراهیم و اسمعیل-بلاتشبیه-با صحنه پیشنهاد قربانی شدن «این ژنی»در قلمرو و اسطورههای یونانی،عفاف و پاکدامنی سیاوش را با معصومیت یوسف و همچنین گذر سیاوش از آتش آزمون کیکاوسی را با عبور حضرت ابراهیم خلیل اللّه از آتش نمرودی مقایسه کرد؟
ویژگیهای نقالان:
-داشتن وجه و اعتماد در بین مردم کوچه و بازار
-دارا بودن حس تشخیص و درک و قدرت تجسم و صاحب قریحه و ذوق.
-برخورداری از حافظهی قوی و سرعت انتقال در ذکر کلام و انتقال از داستانی به داستانی دیگر بدون تکلف و گمگشتگی.
-قدرت ضبط و ربط مطلب و گریز زدن به گوشههای مختلف از قصههای گوناگون.
-متکی بودن بر بلاغت و فصاحت و آگاهی از فن بیان.
-اتکا به روانشناسی عامیانه به منظور شناخت روحیهها و جلب نظر تیپهای مختلف.
-دارا بودن استعداد بازیگری.
-داشتن صدای زنگدار و نافذ و خوش.
-قابلیت نقلگویی و قدرت توصیف پردهها و صحنهها.
-قدرت قصهخوانی و گردآوری افسانهها و نقل به موقع و توجه به اقتضای زمان و مکان و حوادث روزمره
-موقعشناسی و توجه به اوضاع و احوال
-تیپشناسی و انعطافپذیری دربرابر شخصیتهای متفاوت.
-ایجاد هیجان در مسیر واقعه.
-دارا بودن قدرت چابکی و حرکت.
-استفاده از لغات مأنوس.
-قدرت پیوستن کلام منظوم و منثور
-بدیههگویی و دارا بودن نقل فی البداههی مجالس پهلوانی و مذهبی و...
-افزودن شاخ و برگ و حواشی بر اصل داستانها.
-انتخاب موضوع مناسب و مناسبخوانی.
نتیجه:
تعزیه دراصطلاح به نوعی نمایش مذهبی با آةاب و رسوم و سنتهای خاصی اطلاق میشود بررسی انواع نقالی در تعزیه نواحی، پارادایمهای شجاعت و همت و سخاوت را در مردم نواحی گوناگون بیدار و پویا نموده،لطف کلام نقالان را افزوده و گلواژه های رزمی و حماسی را سرازیر زندگی جاری مردمان مینماید نقال با ذم و نکوهش رذایل و تقلب و دورویی و جین و-عواطف تماشاچیان را به مبارزه با ظلم و هر گونه پلیدی فرامیخواند.
بررسی انواع نقالی در تعزیهخوانی امیران،نصایح و اندرزهای متنوع را در تمام طبقات جامعه با وجه حماسی با گفتارهای معمولی کوچه بازاری موردپسند عموم قرار میدهد.در تعزیه نواحی موسیقی آیین و مذهبی عنصر اساسی محسوب میگردد و بیان غمناک آوازی در دستگاههای معین موسیقی ایرانی که مظلومخوانها به کار میبرند بازماندهی نقالی مذهبی است.وقتی آواز و گفتوگو با ادای کلمات به طرزی خاص تنها بهجهت جلبتوجه یا تحریرهای اضافی همراه باشد یا متظاهرانه است یا با وضعیت پویاست که هردو تأثیر در مخاطب را تحت الشعاع قرار میدهد.
نقال باید حس اعجاب و تحسین شنوندگان را برانگیزد و از فضایل اخلاقی و پایداری قهرمانان سخن بگوید و یافتن راه نجاتی از ذلت که «هیهات منا الذله»
منابع:
چلکوفسکی،پیتر.تعزیه هنر بومی پیشرو ایران،ترجمهی داود حاتمی،تهران:شرکت علمی و فرهنگی،1367.
-همایونی،صادق.تعزهی و تعزیهخوانی،جشن هنر،تهران،1350.
-عناصری،جابر.نمایش و نیایش در ایران،جهاد دانشگاهی تهران، 1366.
-حسینی،حسین.سامنامه،تهران:انتشارات نمایش،1380.
-ناصر بخت،محمد حسین.نقشپوشی در شبیهخوانی،انتشارات نمایش،1379.
-عناصری،جابر.شناخت اساطیر ایران،تهران:سروش،1384.
-صالحیراد،حسین.مجالس تعزیه.تهران:سروش،1380.
-کرمی،علی.جلوههای عزت و آزادگی در نهضت امام حسین(ع) تهران:نشر حاذق،1381.
-چکیده مقالات کنگره بین المللی امام خمینی(ره)و فرهنگ عاشورا،تهران:مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)،1374.
-ایمانی،حسین.درسها و عبرتهای عاشورا،قم:انتشارات عصر ظهور،1377.
براکت-او.جی.تاریخ تئاتر جهان،ترجمهی هوشنگ آزادیور، تهران:نشر نقره.
-بیضایی،بهرام.نمایش در ایران،تهران،1344.
-صادقی،قطب الدین.دیالوگ در تعزیه از دیدگاه درامشناسی، فصلنامه هنر،ش 24.
-عناصری،جابر.تعزیه و تعزیهخوانی در ایران.
-یاحقی،محمد جعفر.فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی،تهران:سروش،1375.
-دوگوبین،ژ.ک.تئاتر در ایران،ترجمهی جلال ستاری،فصلنامه تئاتر،ش 11 و 12.
-جنتی عطایی،ابو القاسم.بنیاد نمایش در ایران،تهران،1356.
مثل خردمندان فكر كنيد اما با مردم به زبان خودشان حرف بزنيد.