بسم الله الرحمن الرحیم

آداب و اخلاق اسلامی سکوت و گفتگو

مقدمه

علامه طباطبایی (ره) در تفسیر المیزان می نویسد:« ادب را ظرافت و زیبایی یک رفتار تعریف کرده اند ، هیات نیکویی که شایسته است رفتار مطابق آن باشد»

وقتی سخن از ادب به میان می آید ، نوعی رفتار خاص و سنجیده با  دیگران در نظر می آید. این رفتار که از تربیت شایسته نشات می گیرد، به نحوه ی سخن گفتن، راه رفتن، نگاه، درخواست، سوال ، جواب و .. مربوط می شود. اسلام چنان که درباره ی اخلاق سخن گفته است از آداب هم تمجید کرده و آنها را محترم شمرده است. یکی از روش های تربیت و خودسازی فراگیری آداب و عمل به آنان است. اینکار که به خود ادب کردن مشهور است به معنی این است که اگر از کارهای ناپسند دیگران انتقاد می کنیم،همان کارها و صفات در ما نباشد.خود ادب کردن یعنی ادب از بی ادبان آموختن.

حضرت امیرالمومنین(ع) می فرمایند: در ادب کردن تو نسبت به خویشتن ، همین تو را بس که آنچه را از دیگری ناپسند می بینی از آن پرهیز کنی.

ادب یکی از جلوه گاه های اخلاق نیکو و نسب شایسته است. به همین خاطر ادب را شرافت دهنده می دانند  و گفته اند کسی که بی اصل و تبار و حسب و نسب باشد، اگر ادب  داشته باشد، شرافت می یابد.

حضرت امیرالمومنین(ع) می فرمایند: خوبی ادب، نسب و تبار نامناسب را می پوشاند.

آداب سلام

سلام اطمینان دادن به طرف مقابل است و نوعی درود و تحیت اسلامی که دو مسلمان به هم می گویند.دست دادن و دست هم را صادقانه و به گرمی فشردن، نشان دیگری از محبت و صمیمیت و خیرخواهی است.سلام و دست دادن آغاز ایجاد روابط اجتماعی سالم است.

حضرت پیامبر(ص) می فرمایند : هرگاه یکدیگر را دیدار کردید، با سلام و دست دادن با هم دیدار کنید.

ارزش سلام به قدری است که در حدیث دیگری گفته شده است: اگر کسی پیش از سلام شروع به سخن کرد، جواب ندهید.زود تر از دیگری سلام دادن، بلند سلام دادن، به کودکان سلام کردن و ... از آدابی است که برای سلام ذکر شده است.

حضرت پیامبر(ص) می فرمایند:  کوچک به بزرگ سلام کند ، یک نفر به دونفر، جمعیت کم به جمعیت فراوان، سواره بر پیاده ، رهگذر بر کسی که ایستاده است و ایستاده بر کسی که نشسته است.

بلند سلام کردن نیز از آداب مهم سلام است. زیرا اگر آهسته سلام کنیم ممکن است دیگری صدای ما را نشنود و باعث سوتفاهم برای هر دو طرف شود.

امام صادق (ع) می فرمایند: هرگاه یکی از شما سلام می دهد ، سلامش را آشکارا بگوید. نگوید که سلام دادم ولی جوابم ندادند، شاید سلام داده ولی آنان نشنیده باشند! و هرگاه یکی از شما جواب سلام می دهد، جواب را آشکارا و بلند بگوید ، تا آن مسلمان دیگر نگوید که سلام کردم ولی جوابم را ندادند!

بیان این جزییات دقیق در احادیث نشان دهنده ی اهمیتی است که ائمه (علیهم السلام) برای سلام کردن قائل می شوند. گاهی ممکن است شخصی به ما سلام کند ولی ما به خاطر این که او را نمی شناسیم و یا با او صمیمیتی نداریم جواب او را ندهیم ، در حالی که سلام نقطه ی آغاز دوستی و شناخت است.علاوه بر آن سلام کردن به افراد غریبه ،خود نوعی تمرین کسب اعتماد به نفس است.

خوش رفتاری

در مواجهه ی دو نفر با یکدیگر، پیش از هر سخن وعمل ، دو صورت با هم روبه رو می شود. مواجهه ی دو انسان با هم و کیفیت این رویارویی چهره ها، نقش عمده در نحوه ی گفتار و رفتار دارد. خوش رفتاری و خوش رویی هم در نگاه مطرح است و هم در لبخند. هم در لحن بیان مطرح است و هم در اصالت کلام.

امام باقر(ع) می فرمایند: لبخند انسان به چهره ی برادر دینی اش «حسنه » است.

مهم تر و بالاتر از خوش رویی، غم زدایی از چهره ی برادران ایمانی است.

امام صادق (ع) می فرمایند: کسی که از چهره ی برادر دینی اش، رنج و اندوهی را بزداید ، خداوند به پاداش آن ، ده حسنه در نامه ی اعمالش می نویسد.

بخش دیگری از خوش رفتاری، خوش گویی و مودبانه سخن گفتن است. ارزش انسان و جوهره ی وجودی اش را زبان و بیان روشن می سازد.تشویق ، تحسین و تقدیر و ایجاد امید از مولفه های خوش گویی است. انسان خوش رفتار به جای تحقیر دیگران  آنها را تشویق به عمل صالح می نماید  و از عیب جویی و ملامت کردن در سخن دوری می نماید.

حضرت پیامبر(ص) می فرمایند: هر کس برادر با ایمانش را با گفتن کلامی ملاطفت آمیز وغم زدا ، مورد تکریم قرار دهد تا وقتی او شادمان است، گوینده ی آن سخن همواره در سایه ی رحمت گسترده ی الهی به سر می برد.

امام صادق (ع) نیز می فرمایند: هر کس به برادر مومن خود «مرحبا» بگوید، خدای متعال تا روز قیامت برای او مرحبا و آفرین می نویسد.

این یک تجربه ی ثابت شده است که کسی که گفتار مودبانه داشته باشد ، دیگران نیز با او مودبانه صحبت می کنند.

حضرت امیرالمومنین (ع) می فرمایند: زیبا خطاب کنید ، تا جواب زیبا بشنوید!

زشت ادا کردن اسامی افراد نشانه ی بی ادبی است و باعث ایجاد کینه و ناراحتی در افراد و شکسته شدن عزت نفس آنان می شود.

دشنام

دشنام و توهین صفتی زشت و ناشی از جهالت و غضب بیجاست. کسی که به دیگران دشنام می دهد ، از ادب فاصله گرفته و کرامت اخلاقی خود و دیگران را زیر پا می نهد.

حضرت پیامبر(ص) می فرمایند: دشنام گوئی مومن مانند کسی است که در پرتگاه هلاکت است.

کسی که شروع به دشنام دادن می کند، خشم طرف مقابل را بر می انگیزد و اسباب گناه را برای او نیز فراهم می آورد. از این جهت است که امام کاظم (ع) درباره ی دو مردی که به هم دشنام می دهند می فرمایند:

آنکه آغاز به دشنام کرد، ستمکارتر است و گناه او و گناه رفیقش به گردن اوست تا زمانیکه از ستم کشیده و مظلوم معذرت بخواهد.

 گذشت و صبر

کینه توزی و لجاجت ، ویژه ی روح های حقیر و همت های پایین است، بر عکس آنان که نظر بلند و روح بزرگ دارند، پوزش ها را می پذیرند ، از خطاهای دیگران چشم می پوشند و از حق شخصی خویش در می گذرند.عفو و گذشت تمرین صبر کردن نیز هست. افرادی که حاضر می شوند از خطای دیگران چشم پوشی کنند صبر و تحمل را در خود تقویت می کنند.کسی که سعه ی صدر و تحمل داشته باشد، از یاری و حمایت دیگران برخوردار خواهد شد.

حضرت امیرالمومنین(ع) می فرمایند: با صبر و تحمل ، دوستان زیاد می شوند و مردم ،پشتیبان و حامی تو می گردند.

کار گشایی

از توفیقات مهم یک انسان ، آن است که گشایش معضلات مردم به دست او باشد. کارگشایی ، از مقدس ترین خدماتی است که یک فرد مسلمان می تواند در حق دیگران انجام دهد.

امام رضا(ع) می فرمایند: خداوند را در روی زمین ، بندگانی است که کارشان تلاش برای رفع نیاز و حاجت مردم است. آنان روز قیامت ، ایمن و آسوده اند.

حضرت پیامبر(ص) می فرمایند:بهترین مردم کسی است که مردم از او سود  و بهره ببرند.

سنگ اندازی و کمک نکردن به دیگران -در حالی که می توان به آنها کمک کرد- از بیماری های روحی ناشی می شود.انسان سالم همیشه در پی خدمت رسانی و کمک به دیگران است.

روایت است که امام سجاد(ع) از راهی که می گذشت ، هر گاه در میان جاده به کلوخی بر می خورد، از مرکب خویش پیاده می شد و آن را با دست خود از وسط راه بر می داشت، آنگاه سوار شده ، به راه خود ادامه می داد...

رازداری

راز به اقتضای حرمتش باید پنهان و پوشیده بماند وگرنه نمی توان نام آن را راز گذاشت. افشای اسرار، نشانه ی ضعف نفس و سستی اراده است. خواه این اسرار ، اسرار شخصی انسان باشد یا اسرار دیگران. به عکس کتمان راز دلیل قوت روح و کرامت نفس است. در حکمت های عالی آمده است که : سینه های آزاد مردان ، گور رازهاست.

امام صادق (ع) می فرمایند: راز تو از خون توست، پس نباید جز در رگ های خودت جاری شود.

عامل مهم و اصلی افشای اسرار پر حرفی است. افراد پرحرف و وراج ناخواسته اسرار خود و دیگران را افشا می کنند و از این طریق به آبرو و حیثیتشان ضربه وارد می کنند. در حالی که راز امانت است و رازداری امانت داری!

صفت رذیله ای که بعضی را به افشای اسرار وا می دارد سخن چینی است. سخن چینی رذیلتی است زشت که حسودان و بیماردلان برای جدائی انداختن بین دوستان از آن استفاده می کنند.

حضرت امیرالمومنین(ع) می فرمایند : بدترین شما آن کسانی هستند که سخن چینی کنند و میان دوستان جدائی افکنند و برای پاک دامنان عیب جویند.

گوش دادن و شنونده بودن

گفتن و شنیدن دو خط ارتباطی با مردم است. دو نعمت بزرگ الهی قدرت گویایی و شنوایی است. بی اعتنایی به حرف های گوینده ، نشان بی ادبی است. بر عکس حسن توجه و ابراز علاقه ، علامت ادب و تربیت اجتماعی و بهادادن به موقعیت انسانی مخاطب و گوینده است.

تاریخ نقل کرده است که پیامبر(ص) به حرف های دیگران گوش می داد، حتی به سخن آنان که بیمار دل بودند و روی اغراض شوم حرف هایی می زدند.

گوش دادن به سخن دیگران ، قطعا یکی از آداب مهم اسلامی است ولی در این میان اگر گوینده فردی حکیم و دانا باشد این رفتار اهمیت فوق العاده ای پیدا می کند.

امام سجاد (ع) می فرمایند: حق آنکس که عهده دار آموزش تو است، آن است که احترامش کنی مجلس او را بزرگ و گرامی بداری و به او خوب گوش دهی.

بسیاری از انسان ها ، دل های آکنده از غم و مشکلات دارند که آنان را در فشار روحی قرار می دهد. اینگونه افراد در پی دو گوش شنوایند که با آن ها در دل کنند و با بازگویی دردمندیهایشان سبک شوند. آنکه به درد دل انها گوش کند و به سخنانشان علاقه نشان دهد با آنان همدردی کرده است. این روحیه ی همدردی بزرگ و ستودنی و پسندیده است.

حضرت امیرالمومنین(ع) می فرمایند: از بزرگواری و آقایی است که انسان برای گوش سپردن به شکوی و ناله ی دردمند، تحمل و صبر داشته باشد.

عزت نفس

جان آدمی عزیز است و رفاه و برخورداری دوست داشتنی است، اما انسانیت انسان بالاتر از هر چیزی است و شخصیت و آبرو ، قیمتی بسیار بالاتر از مال و اندوخته دارد. کرامت نفس نیز ارزش برتر از معادلات و محاسبات منفعت گرایانه و مادی دارد.

حضرت امیر المومنین(ع) می فرمایند: بدانید که برای جان ها و وجودهای شما، قیمت و بهایی جز بهشت نیست.آگاه باشید و خود را جز به بهشت نفروشید.

از عوامل اصلی و مهم شکست عزت نفس، خواستن است. خواستن سند احتیاج است و نشانه ی فقر و نداری! گاهی یک آبرو در گرو یک درخواست قرار دارد و با گشودن دست نیاز آن آبرو و حیثیت سالیان دراز، یکباره بر خاک می ریزد و بر باد می رود.

حضرت امیرالمومنین(ع) می فرمایند: آبروی تو جامد است و با سوال و درخواست ، قطره قطره می ریزد . بنگر که قطرات آبرو را پیش چه کسی می ریزی!

قناعت راهکاری عالی برای حفظ  و نگهداری کرامت نفس و مانع خواستن و اظهار احتیاج است.

حضرت امیرالمومنین(ع) می فرمایند: عزت، همراه با ناامیدی از دست مردم است.

یکی دیگر از عوامل شکست عزت نفس ، تواضع بی جا و بی موقع است. هر چند در دین ما به تواضع و دوری از کبر و غرور توصیه شده است ، اما این تواضع نباید باعث ذلت شود.برای مثال اگر کسی ثروتمندی را به خاطر پولش احترام کند، عزت و شرافت نفس خود را از دست داده است.

حضرت امیرالمومنین(ع) می فرمایند: هر کس نزد ثروتمندی رود و به خاطر توانگری و ثروتش در مقابل او کرنش و فروتنی کند ، دو سوم دینش رفته است!

بندگی فقط برای خدای متعال شایسته است و در برابر دیگران زشت و زننده است.

حضرت امیرالمومنین(ع) می فرمایند: جابه جا کردن صخره ها از قله ی کوه ها، نزد من از تحمل منت مردم محبوب تر است. من تلخی همه ی اشیا را چشیده ام. هیچ چیز تلخ تر از سوال و درخواست نیست.

شوخی و مزاح

خستگی جسم و روح با تفریحات سالم و مزاح و لطیفه گویی بر طرف می شود. پرداختن به نشاط روحی و شادابی روان ، در سایه ی لطایف و ظرایف امری طبیعی و مقبول و مورد حمایت شرع و دین است، البته با مراعات خاص.

امام صادق (ع) می فرمایند: هیچ مومنی نیست مگر اینکه در او «دعابه» است. راوی از امام پرسید: دعابه چیست؟ حضرت فرمود: یعنی مزاح و شوخی.

در سیره ی ائمه ی معصوم ما نیز مزاح و شوخی سالم بسیار دیده می شود. از جمله در امیرالمومنین علی (ع). غاصبان خلافت  همین موضوع را یکی از بهانه های غصب خلافت کردند به طوریکه خود آن حضرت در خطبه 84 نهج البلاغه به آن اشاره می کنند که عمروعاص در منطقه ی شام چنین وانمود و تبلیغات می کند که فرزند ابوطالب، مزاح گر و بذله گو و بازیگر است! 

غاصبان خلافت تصور می کردند که کسی که مردم از او بیشتر بترسند برای خلافت مناسبتر است در حالی که حضرت پیامبر(ص) می فرمایند: هر که به مومنی نگاه کند –نگاهی که او را بترساند- خدای عزوجل در روزیکه سایه ای (رحمتی) جز سایه ی او نیست ، او را بترساند.

باید توجه داشت ابهت با ترساندن تفاوت بسیاری دارد. بسیاری از افراد برای به دست آوردن ابهت به ترساندن و ایجاد وحشت در دیگران اقدام می کنند که امری بسیار ناپسند است.

حضرت پیامبر(ص) می فرمایند: من مزاح می کنم ولی جز حق نمی گویم.

شوخی در گفتار و مطایبه در رفتار، نباید فلسفه ی حیات را به پوچی و خامی تبدیل کند و به اصطلاح شوخی نباید به لودگی برسد. لودگی رفتاری زشت و زننده است که کرامت نفس آدمی را مخدوش می سازد و هیبت و آبروی انسان را می برد.

امام باقر (ع) می فرمایند: از شوخی بپرهیز، چرا که شوخی هیبت و آبروی انسان را می برد.

حضرت پیامبر (ص) نیز می فرمایند: شوخی بیش از اندازه و بسیار، آبرو را می برد و خنده ی زیاد ایمان را محو می کند.

همانطور که اسلام دین تعادل و عدالت است در امور اخلاقی نیز تعادل را برای مسلمین انتخاب می کند و از افراط و تفریط دوری می ورزد.

امام صادق (ع) می فرمایند: خداوند شوخ و مزاح کننده در میان جمع را دوست می دارد، اگر به گناه کشیده نشود.

اگر مزاح و شوخی از حد عادی فراتر رود منجر به درگیری و نزاع می شود. نمونه های فراوانی را می توان یافت که یک شوخی نا به جا ، خشم گروهی را بر انگیخته است.

امام حسن عسکری(ع) می فرمایند: شوخی مکن ، که بر تو گستاخ می شوند.

به هر حال در شوخی کردن هم باید به ظرفیت طرف مقابل توجه شود و هم از افراط و تفریط دوری شود. شوخی نباید از دایره ی ادب نیز خارج شود.

نقد پذیری

صلاح و اصلاح فرد و جامعه ، در سایه ی شناختن عیوب و تلاش برای زدودن آنهاست. این هر دو مورد، احتیاج به نقد پذیری دارد.در واقع نقد پذیری یک خصوصیت تعالی دهنده است.کسی که نقد پذیری ندارد خود را در حصار خصلت های زشت و آزار دهنده اسیر می کند.

حضرت امیرالمومنین(ع) می فرمایند: نادان ترین مردم کسی است که فریب ستایشگر چاپلوس را بخورد، ثناگری که زشت را در نظر او زیبا جلوه می دهد و خوبی را در نظر او منفور می سازد.

با این حال باید توجه داشت که نقد نیز باید با بیانی زیبا و لطیف بیان شود تا موجب آزار طرف مقابل نشود و در او کارگر بیافتد . کسی که دیگران را نقد می کند ، خود نیز باید نقد پذیر باشد.

حضرت امیرالمومنین (ع) می فرمایند: از فروغ واعظ  و پنددهنده ای که خود پند پذیر است ، روشنایی برگیرید و نصیحت نصیحت گر بیدار را پذیرا باشید.

نقد و تذکر باید در خفا انجام شود تا عزت نفس طرف مقابل را خدشه دار نکند.

حضرت امیرالمومنین(ع) می فرمایند: نصیحت و پند دادن تو در میان مردم و حضور دیگران ، کوبیدن و خرد کردن است.

مچ گیری و عیب جویی

نقد و نقد پذیری هر چند صفاتی خوب و اصلاح کننده هستند اما باید توجه داشت که این خصلت مثبت به صفت رذیله ای به نام مچ گیری و عیب جویی و ملامت نیانجامد.

امام باقر (ع) می فرمایند: نزدیکتر چیزی که بنده به کفر دارد اینست که با مردمی عقد برادری در دین بسته باشد و لغزش ها و خطاهای او را شماره کند که روزی او را با آنها سرزنش کند.

سرزنش غیر از نصیحت است و باعث ناامیدی و ناراحتی افراد می شود. از طرف دیگر کسی که دیگری را سرزنش می کند در واقع بر او فخر می فروشد و غضب الهی را بر می انگیزد.

امام صادق (ع) می فرمایند: هر که مومنی را به گناهی سرزنش کند ، نمیرد تا آنرا مرتکب گردد.  

برداشت آزاد از کتاب اخلاق معاشرت جواد محدثی