آداب سخن و سخنوری ، اصول تبلیغ دینی و وظایف مبلغان دینی (۱)

تقديم به :

مبلّغ راستي و صداقت حضرت خاتم الأنبياء محمد ( صلی اللّه علیه و آله وسلم )

و منادي حق و عدالت امير المؤمنين علي ( علیه السلام )

و مدافع حريم ولايت امّ الأئمة النجباء حضرت فاطمة زهرا ( علیها السلام )

و فرزندان پاك و طاهرين آن حضرت، تبيين كنندگان حقيقي هدايت.

و تقديم به محضر مولا و مقتداي صالحان،

حضرت حجة بن الحسن المهدي ( عَجَّل‏ اللّه‏ تعالي فرجَه الشریف ) نجات بخش بشريّت از گمراهي و ضلالت.

وثواب آن بر روح پدر بزرگوارم مرحوم حاج ذبيح الله اسلامي فر و همة شهداي اسلام، خصوصاً برادر شهيدم، محمد جواد اسلامي فر.

پيش‌گفتار

اهميت تبليغ دين

(الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللَّهَ وَكَفي بِاللَّهِ حَسِيباً)(1) ؛ همان كساني كه پيام‌هاي خدا را ابلاغ مي كنند و از او مي ترسند و از هيچ كس جز خدا بيم ندارند. و خدا براي حسابرسي كفايت مي كند.

تبليغ و بيان احكام و معارف ديني براي مردم و آشنا كردن آنان با پيام آسماني از وظايف مهم انبياي الهي بوده است. آنان زندگي خود را در راه تبليغ پيام الهي و آشنا كردن مردم با خداوند و احكام پاك او گذرانده‌اند، چرا كه نجات و سعادت انسان‌ها در گرو انجام تكاليف و دوري از همة‌ آفات و انحرافات مي‌باشد. اين مهم يعني تبليغ معارف ديني در قرآن كريم نيز به‌عنوان يكي از بهترين اعمال، شناخته شده است و مبلّغان از مقام و جايگاه رفيعي برخوردار گشته‌اند.

از ميان همة روش‌هايي كه براي تبليغ دين، امروزه در دسترس مي‌باشد، روش مشافهه‌اي و مستقيم اولي يا (داراي اولويت است.) به نظر مي‌رسد، اگرچه رسانه‌ها و وسايل نرم افزاري جديد به شكل‌هاي مختلف مي‌تواند مورد بهره‌برداري قرار گيرد ولي تذكر مستقيم و تبليغ معارف ديني به‌صورت دوستانه و در يك محفل انس ديني تأثيرات ويژه‌اي داشته كه هميشه مورد توجّه بزرگان دين بوده است. استفادة صحيح از منابر و محافل ديني از تأثير گذارترين ابزار تبليغ دين است.

از آنجا كه روحانيون و طلاب محترم در مواطن مختلف و زمان‌هاي گوناگون به اين مهم مي پردازند، آگاهي از اسباب تأثير گذاري و يا علل عدم موفقيت به‌عنوان پيش نياز هر طلبه و مبلّغ لازم و ضروري است.

بسياري از روحانيون به‌جهت وجود مشاغل خاص و گرفتاري در امور اجرايي و يا تحصيل و تدريس گوشة انزوا را برگزيده و از اهميت تبليغ دين و وظيفة اوّلية خود غافل گشته‌اند.

در زماني كه افرادي هدفشان بي اعتقاد كردن جوانان، سست كردن پايه‌هاي اعتقادي مردم و وارونه جلوه دادن حقايق دين است، بايد فرصت استثنايي جواني و تبليغ را غنيمت شمرد. حوزه‌هاي علميه اگرچه تلاش‌هاي بي وقفه‌اي را در راستاي تربيت جوانان مستعد و طلاب خوش فكر انجام داده‌اند ليكن در ايجاد فضاي مطلوب براي تعليم علم بيان و زمينه‌سازي براي پياده شدن دانستني‌هاي فراوان در اين باب بايد قدم‌هاي بيشتري را برداشته و طلاب جوان را با شيوه‌هاي بهتر استفاده كردن از ابزار مهمي مثل منبر و تبليغ رو در رو و همچنين در مرحلة بعدي استفاده از قلم و نوشتن مقالات علمي ـ پژوهشي بيش از پيش آشنا سازند تا همگان در بيان احكام و معارف دين، ممتاز و در نوشتن مقالات علمي و ثبت معلومات و تراوشات پاك ذهني موفق باشند.

لذا بر آن شديم تا با در نظر گرفتن همة جوانب، سبك‌ها و روش‌هاي پياده كردن يك منبر موفق را در قالب اين نوشتار به طلاب عزيز منتقل نموده و از اجر و ثواب مبلّغين بهره‌اي برده باشيم.

در زمينة سخن و شيوة بيان و وظايف مبلّغان كتاب‌هاي متعددي نگاشته شده است و هر كدام نيز در نوع خود قابل استفاده مي‌باشد و از آن جمله مي توان كتاب «سخن و سخنوري»، نوشتة خطيب توانا و دانشمند شهير مرحوم حجة‌الاسلام و المسلمين آقاي فلسفي و كتاب «تبليغ بر پاية قرآن و حديث» نوشتة حجةالاسلام و المسلمين محمدي ري شهري را نام برد.

قبل از مطالعة كتاب، توجه به چند نكته ضروري است:

1ـ در بخش اول، از آنجا كه محور مباحث، هميشه قرآن و عترت است، در ابتداي هر قسمت و بحث، آيه‌اي از قرآن و در انتهاي آن، احاديث معصومين ( علیهم السلام ) آورده شده است.

2ـ شرح و توضيح آيات به طلاب عزيز واگذار گرديده است تا با مطالعة تفاسير به معلومات و معارف بيشتري دست يابند.

3ـ در بخش دوم، هدف، بيان روش و شيوه بوده است و مي طلبد تا عزيزان طلبه در جلسات تمرين، ضمن پياده كردن شيوه ها، به غناي آن بيفزايند.

4 ـ در بخش سوم كتاب، تذكراتي در رابطه با مرثيه و مصيبت‌خواني ارائه گرديده كه اميد است مورد توجه طلاب و مداحان محترم قرار گيرد.

ادب اقتضا دارد از دوستان عزيز حجةالاسلام سالم و حجةالاسلام محمد قادري و برادر عزيز سيد ناصر ماهاني كه در جهت غناي بيشتر مباحث و تنظيم آن اينجانب را ياري رساندند، تشكر و قدرداني نمايم.

جعفر اسلامي‌فر

بخش اوّل : بايسته‌هاي مبلّغ دين

تذكّر

كسي كه هدفي دارد و در راه آن كوشش مي‌كند، براي رسيدن به هدف، بايد ابزار مورد نياز و راه‌هاي منتهي به هدف را بشناسد و تمامي آنچه در اين راه ضروري است تهيه نمايد، ظرفيت‌هاي موجود را به‌خوبي شناخته و بر مبناي آن برنامه‌ريزي كند و به قول بزرگان مقتضي را ايجاد و موانع را برطرف نمايد.

بعضي، در راه تبليغ، اين عدم موفقيت خود را، به موانع خارج از خود نسبت مي‌دهند ولي بايد پرسيد آيا حقيقتاً طلاب عزيز و مبلّغين معارف ديني تمامي مقتضيات را درخود ايجاد نموده‌اند و آيا تمامي عيب‌هاي نهفته در نوع نگرش و نوع بيان و سخن و غيره را برطرف كرده‌اند؟ تا زماني كه ما و مبلّغين معارف ديني نتوانسته‌ايم تمامي ظرفيت‌هاي خود را به‌كار ببنديم و جميع موانع موجود در رفتار و روش‌هاي خود را اصلاح كنيم هرگونه نسبت عدم موفقيت به خارج از خود، نوعي فرار از مسئوليت است.

پس بر طلاب و مبلّغين عزيز است تا، بايدها و نبايدهاي تبليغي را دانسته و در راه اصلاح خود و يا رشد بيش از پيش برآيند و در روش‌ها و شيوه‌هاي خود تجديد نظر كنند. ما در اين كتاب، بخش اول را به اين موضوع اختصاص داده و بايدهاي فردي و اجتماعي و موارد لازم و ضروري در حين سخنراني را يادآور شده‌ايم.


فصل اول : فردي

1-اخلاص

(قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ * وَأُمِرْتُ لأَِنْ أَكُونَ أَوَّلَ الْمُسْلِمِينَ)(2)

بگو: «من مأمورم كه خدا را - در حالي كه آيينم را براي او خالص گردانيده ام- بپرستم. * و مأمورم كه نخستينِ مسلمانان باشم.»

همة افراد جامعه نياز به زاد و توشه براي آخرت دارند و روحانيون نيز از اين امر مستثني نيستند، اگر چه شكل ظاهري فعاليت‌هاي آنان در مسير دين و الهي است، ولي روشن است كه بدون نيت پاك و خالص، حتي نماز كه بالاترين عبادت است ارزش خود را از دست مي دهد. پس مبلّغ دين بايد بيش از ديگران در اين راه كوشا بوده و نيت خود را براي ذات باري تعالي خالص گرداند.

جاودانگي و حيات طيبة انسان و ماندگاري سخنان او در قلب‌ها و بهره‌مندي از آثار وضعي و دنيايي اعمال، همه و همه در گرو اخلاص و پاكي نيت است. بايد دانست كه مخلَص شدن و از تيررس شيطان در امان گشتن و در مأمن و حصن الهي قرار گرفتن زماني ميسر است كه آدمي خود و روح خود را مخلِص كرده باشد. او بايد در حد توان اخلاص را رعايت كند تا امداد الهي و عنايات خاص پروردگار نيز شامل او شده و جزو مخلَصين و عبادالرحمان قرار گيرد. ريا و خودنمايي و شهرت طلبي از راه‌هاي نفوذ شيطان در مبلّغين دين مي‌باشد.

روايات

1ـ پيامبر اكرم ( صلی اللّه علیه و آله وسلم ) فرمود:

«اَلْعُلَماءُ كُلُّهُمْ هَلْكي إلاَّ الْعامِلوُنَ وَالْعامِلُونَ كُلُّهُمْ هَلْكي إلاَّ الْمُخْلِصُونَ وَالْمُخْلِصُونَ عَلي خَطَر» (3)

علما نابود شونده‌اند، مگر اين‌كه به علم خود عمل كنند و عاملين به علم نابود شونده‌اند مگر آن‌كه اخلاص در عمل داشته باشند و مخلصين در معرضا خطر قرار دارند.

2ـ پيامبر اكرم ( صلی اللّه علیه و آله وسلم ) فرمود:

«اِعمَلْ لِوَجْهٍ واحِدٍ يَكفِيكَ الْوُجُوهَ كُلَّه» (4)

براي خداوند كارها را انجام بده، خداوند تو را از ديگران كفايت خواهد نمود.

3ـ پيامبر اكرم ( صلی اللّه علیه و آله وسلم ) فرمود:

«مَا أَخْلَصَ عَبْدٌ لِلَّهِ عَزَّ وَجَلَّ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً إِلاَّ جَرَتْ يَنَابِيعُ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَي لِسَانِه» (5)

هيچ بنده‌اي چهل روز اخلاص را رعايت نكرد، مگر اين‌كه چشمه‌هاي حكمت از قلب او بر زبانش جاري شد.

4ـ امام علي ( علیه السلام ) فرمود:

«فِي الاِِخْلاصِ يَكُونُ الْخَلاصُ» (6)

رهايي در قيامت، در گرو اخلاص در عمل است.

5ـ امام صادق ( علیه السلام ) فرمود:

«الإِبْقَاءُ عَلَي الْعَمَلِ حَتَّي يَخْلُصَ أَشَدُّ مِنَ الْعَمَلِ» (7)

حفظ عمل از ريا و بقاي بر اخلاص، سخت‌تر از خود عمل است.

2-توكل

(وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّما عَلي رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِينُ * اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ وَعَلَي اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ)(8)

و خدا را فرمان بريد و پيامبر [ او ]را اطاعت نماييد، و اگر روي بگردانيد، بر پيامبر ما فقط پيام رسانيِ آشكار است. خدا [ ست كه ]جز او معبودي نيست، و مؤمنان بايد تنها بر خدا اعتماد كنند.

(وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَي اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ)(9)

و از جايي كه حسابش را نمي كند، به او روزي مي رساند، و هر كس بر خدا اعتماد كند او براي وي بس است. خدا فرمانش را به انجام رساننده است. به راستي خدا براي هر چيزي اندازه اي مقرّر كرده است.

همگان براي انجام امور سخت به دنبال تكيه‌گاهي مي‌گردند تا در زمان مواجهه با مشكل از او استمداد طلبيده و با كمك او مشكل را حل نمايند. هر چه كار سخت تر باشد، نياز به تكيه گاهي قوي‌تر و مطمئن‌تر بيشتر احساس مي‌شود.

تبليغ دين، ياري دين خداست و خداوند به كسي كه دين او را ياري كند وعدة ياري داده است. پس اگر هدف مبلّغ، ياري دين خدا و رساندن پيام الهي به مردم است بايد مطمئن باشد پروردگار او را ياري مي‌كند، زيرا او خلف وعده نمي‌كند، اين ما هستيم كه بايد در نيت خود اصلاحاتي را ايجاد كنيم و تكيه‌گاهي جز او را براي خود انتخاب نكنيم. تكيه‌گاه مبلّغ بايد خدا باشد و بس. فكر، هوش و ذكاوت، جواني، قدرت بيان و داشتن مطالب ناب و جالب توجه، هيچكدام نمي‌تواند قابل اعتماد باشد، چرا كه توجه به اين‌ها آفات فراواني به بار مي آورد كه هر كدام در سقوط آدمي كافي است. كبر يا حسادت نسبت به ديگران و غفلت از ذات احديت، هر كدام گناهي شكننده است و در مقابل، توجه به خداوند و توكل بر او، اعتماد به نفس و آرامش روحي را براي مبلّغ به ارمغان مي آورد.

روايات

1ـ «سَأَلَ النَّبِيُّ ( صلی اللّه علیه و آله وسلم ) عَنْ جَبْرَئِيلَ مَا التَّوَكُّلُ عَلَي اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ؟ فَقَالَ الْعِلْمُ بِأَنَّ الْمَخْلُوقَ لا يَضُرُّ وَلا يَنْفَعُ وَلا يُعْطِي وَلا يَمْنَعُ وَاسْتِعْمَالُ الْيَأْسِ مِنَ الْخَلْق» (10)

پيامبر اكرم ( صلی اللّه علیه و آله وسلم ) از جبرئيل پرسيد: توكل چيست؟ گفت: علم به اين‌كه مخلوق ضرر و نفعي نمي رسانند و بخشش و منع از جانب آنها نيست و حقيقتاً از خلق مأيوس و دل بريده باشد.

2ـ امام علي ( علیه السلام ) فرمود:

«اَصْلُ قُوَّةِ الْقَلْبِ، اَلتَّوَكُّلُ عَلَي اللهِ» (11)

ريشة قوت قلب، توكل بر خداست.

3ـ امام علي ( علیه السلام ) فرمود:

«كَـيْفَ يَتَخلَّصُ مِنْ عَناءِ الْحِِرْصِ مَنْ لَمْ يَصْدُق تَوَكّلُه» (12)

چگونه از رنج و اسارت حرص خلاص مي شود كسي كه صادقانه توكل بر خدا نكرده است؟

4ـ و باز امام علي ( علیه السلام ) فرمود:

«مَنْ تَوَكَّلَ عَلَي اللهِ اَضاءَتْ لَهُ الشُّبَهاتِ.»

كسي كه توكل بر خدا كند، شبهات براي او روشن خواهد شد.

5ـ امام صادق ( علیه السلام ) فرمود:

«إِنَّ الْغِنَي وَالْعِزَّ يَجُولانِ فَإِذَا ظَفِرَا بِمَوْضِعِ التَّوَكُّلِ أَوْطَنَ».(13)

بي‌نيازي و عزت در تكاپو هستند، وقتي موضع توكل را يافتند همان‌جا آرام مي‌گيرند و مي‌مانند.

3-ايمان راسخ به رازقيت پروردگار (مناعت طبع)

(قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ)(14)

و تو اميدوار نبودي كه بر تو كتاب القا شود، بلكه اين رحمتي از پروردگار تو بود. پس تو هرگز پشتيبان كافران مباش.

(وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلي رَبِّ الْعالَمِينَ)(15)

و بر اين [ رسالت ]اجري از شما طلب نمي كنم. اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست.

خداوند بندگانش را آفريد و رزق آنان را ضمانت نمود. هر مخلوقي نزد پروردگار رزقي دارد كه قطعاً به آن خواهد رسيد (چه كم و چه زياد). اگر چه خداوند مسير طبيعي و اسباب و علل مادي را وسيلة ارتزاق قرار داده، ولي بر مبلّغ ديني كه هدفش عالي و ابزارش قرآن و دين است وظيفه است كه اين امور را ابزاري براي رسيدن به دنيا و يا دنياي بيشتر قرار ندهد.

البته امكان دارد كه خداوند رزق او را در همين مسير يعني بيان معارف ديني قرار داده باشد ولي باز اعتماد به رازقيت او و توكل بر خالق هستي بيش از پيش براي او لازم است تا از هر گونه چشم داشتي به مال مردم و يانظر به دست ديگران و گاهي كوچك شدن و اظهار ذلت در برابر ديگران براي رسيدن به مقداري از مال دنيا پرهيز داشته باشد. مبلّغ دين با خدا معامله مي كند و اجير اوست و نبايد اجر عظيم خود را با ثمن بخس دنيايي عوض كند.

مبلّغ بايد وظيفه‌اش را انجام دهد، رزق او و فرزندانش برعهدة خداوند است و خداوند با حفظ عزّت وي، رزق او را از جايي كه گمان نمي برد تأمين خواهد كرد، اما مع‌الأسف مشاهده مي‌شود عزيزاني از روحانيون، خود را تحقير كرده و براي مقدار كمي از مال دنيا، عزت به‌دست آمده از سلف صالح را فدا مي‌كنند. بايد اين جمله را باور داشت كه:

(وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً * وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ)(16)

و هر كس از خدا پروا كند، [ خدا ]براي او راه بيرون شدني قرار مي دهد. و از جايي كه حسابش را نمي كند، به او روزي مي رساند،

روايات

 1ـ امام علي ( علیه السلام ) فرمود:

«مَنْ عَمِلَ لِدِينِهِ كَفَاهُ اللَّهُ دُنْيَاهُ» (17)

كسي كه براي دين عمل كند خدا دنياي او را كفايت مي‌كند.

2ـ امام باقر ( علیه السلام ) فرمود:

«لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ ( صلی اللّه علیه و آله وسلم ) ... وَرَجُلًا احْتَاجَ النَّاسُ إِلَيْهِ لِفِقْهِهِ فَسَأَلَهُمُ الرِّشْوَةَ» (18)

پيامبر خدا چند گروه را لعنت كردند كه از آن جمله مردي است كه مردم به علم و فقاهت او نياز دارند و او از مردم طلب رشوه (پول) كند.

4-توسل به اهل بيت ( علیهم السلام )

به ويژه به امام زمان ( عَجَّل‏ اللّه‏ تعالي فرجَه الشریف )

(فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَيْهِ قالُوا يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنا إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ)(19)

پس چون [ برادران ]بر او وارد شدند، گفتند: «اي عزيز، به ما و خانواده ما آسيب رسيده است و سرمايه اي ناچيز آورده ايم. بنابراين پيمانه ما را تمام بده و بر ما تصدّق كن كه خدا صدقه دهندگان را پاداش مي دهد.»

(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ)(20)

اي كساني كه ايمان آورده ايد، از خدا پروا كنيد؛ و به او [ توسل و ] تقرب جوييد; و در راهش جهاد كنيد، باشد كه رستگار شويد.

مبلّغ دين قبل از اين‌كه مبلّغ و رسانندة پيام باشد، بايد مدافع خوبي از حريم اهل بيت ( علیهم السلام ) باشد زيرا او مي‌خواهد مظلوميت امامان معصوم را به مردم برساند وحقانيت ايشان را ثابت كند.

او در واقع يكي از شاگردان اين مكتب است؛ پس بايد از اهل‌بيت ( علیهم السلام ) طلب ياري كند و از ايشان بخواهد تا در دعاهاي خود او را ياد كنند و براي موفقيت او در مسير ارشاد و هدايت ديگران دعا نمايند، مخصوصاً از حضرت حجة بن الحسن العسكري ( علیه السلام ) كه او واسطة فيض از جانب خداست.

آنها امانت داران اميني هستند كه اگر كسي قبل از تبليغ و يا قبل از شروع بحث، خود را و فكر و نفس خود را به آنها بسپارد و از آنها بخواهد تا در هر زمان از منبر و سخن گفتن آنچه را خير او و مردم است به ذهن و فكر او حواله كنند تا بر زبانش جاري شود قطعاً امامان معصوم ( علیهم السلام ) اين حاجت اخروي و ديني او را برآورده خواهند كرد.

آنان براي هدايت انسان‌ها آمده‌اند و وظيفة خود را هدايت به صراط مستقيم مي‌دانند و اگر كسي از آنها طلب هدايت كند قطعاً زودتر از هر حاجت ديگر به او لبيك خواهند گفت؛ لذا توسل به اهل‌بيت ( علیهم السلام ) هميشه بايد مد نظر مبلّغ دين باشد.

توسل به اهل بيت ( علیهم السلام ) عامل مؤثري در موفقيت مبلّغ است.

روايات

در صلوات مرويه از امام سجاد ( علیه السلام ) در ماه شعبان آمده است:

«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ الْكَهْفِ الْحَصِينِ وَغِيَاثِ الْمُضْطَرِّينَ وَمَلْجَإِ الْهَارِبِينَ وَمُنْجِي الْخَائِفِينَ وَعِصْمَةِ الْمُعْتَصِمِين...»

و در زيارت جامعة كبيره، امام هادي ( علیه السلام ) فرموده:

«يَا مَواليَّ إِنَّ بَيْنِي وَبَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ ذُنُوباً لا يَأْتِي عَلَيْهَا إِلاَّ رضااكُمْ فَبِحَقِّ مَنِ ائْتَمَنَكُمْ عَلَي سِرِّهِ وَاسْتَرْعَاكُمْ أَمْرَ خَلْقِهِ وَقَرَنَ طَاعَتَكُمْ بِطَاعَتِه...»

و در جاي ديگر مي فرمايد: «بِكُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَبِكُمْ يَخْتِم».


5-علم براي عمل و تزكية نفس

(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ * كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ)(21)

اي كساني كه ايمان آورده ايد، چرا چيزي مي گوييد كه انجام نمي دهيد؟ نزد خدا سخت ناپسند است كه چيزي را بگوييد و انجام ندهيد.

(وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَلكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَي الرضا وَاتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ)(22)

و اگر مي خواستيم، قدر او را به وسيله آن [ آيات ]بالا مي برديم، امّا او به زمين [ دنيا ]گراييد و از هواي نَفْس خود پيروي كرد. از اين رو داستانش چون داستان سگ است [ كه] اگر بر آن حمله‌ور شوي زبان از كام برآورد، و اگر آن را رها كني [ باز هم ]زبان از كام برآوَرَد. اين، مَثَل آن گروهي است كه آيات ما را تكذيب كردند. پس اين داستان را [ براي آنان ]حكايت كن، شايد كه آنان بينديشند.

علم هيچگاه پايان نمي پذيرد و تعطيل نمي شود ـ دانسته هاي ما محدود و دايرة علم بسيار وسيع است لذا يك مبلّغ كامل و موفق كسي است كه پيوسته در افزودن علم خود كوشش كند و فريفتة معلومات خود نشود و به آن اكتفا نكند. هم در كسب علوم جديد كوشا باشد و هم در ايجاد روش‌ها و سبك‌هاي جديد فكر كند. مبلّغ خوب در واقع يك معلم است كه در جايگاهي مقدس قرار گرفته است؛ پس در طلب علم بيشتر بكوشد و سعي نمايد مطابق معلومات و گفته‌ها عمل كند. درك صحيح مطالب و نورانيت علم در گرو عمل كردن به آن است تا امداد الهي نصيب انسان شود و خداوند درهاي جديدي از معرفت و علم را برروي وي بگشايد.

نكته: تلاش براي يادگيري و مطالعة بيشتر احاديث اهل‌بيت ( علیهم السلام ) بايد در جهت خودسازي و تزكية نفس باشد، نه اين‌كه فقط براي تذكرات ديني، تا ديگران به سعادت برسند ولي شخص خطيب و منبري به‌خاطر دور بودن از عمل و ناديده گرفتن آن همچنان اسير دنيا و هوس‌ها باشد. منبري و واعظ موفق آن كسي است كه مردم را با خود به‌سوي خدا ببرد نه اين‌كه فقط مردم را به‌سوي خدا بفرستد.

مطالبي را انتخاب كند كه يا عمل كرده و يا درصدد عمل كردن باشد تا تأثير گذاري آن بيشتر باشد. خداوند در قرآن كريم دربارة علماي يهود و نصارا تصريح مي‌فرمايد كه به‌خاطر گناهان و هواپرستي، بهرة عظيمي از آيات الهي را فراموش كرده و از دست دادند. (فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ)(23)

روايات

1ـ امام علي ( علیه السلام ) مي‌فرمايد:

اعْقِلُوا الْخَبَرَ إِذَا سَمِعْتُمُوهُ عَقْلَ رِعَايَةٍ لا عَقْلَ رِوَايَةٍ فَإِنَّ رُوَاةَ الْعِلْمِ كَثِيرٌ وَرُعَاتَهُ قَلِيلٌ.(24)

وقتي خبري را مي شنويد آن را براي عمل حفظ كرده و بر روي آن تعقل كنيد نه براي نقل به ديگران، به‌درستي كه راويان علم بسيارند و عمل كنندگان به آن كم.

2ـ امام علي ( علیه السلام ) مي‌فرمايد:

اِنَّما زُهدُ الناسِ فِي طَلَبِ الْعِلْمِِ كَثْـرَِةُ ما يَرَوْنَ مِنْ قِلَّةِ مَنْ عَمِلَ بِما عَلِمَ (25)

اين‌كه مردم علاقه‌اي به طلب علم (معارف ديني) ندارند به خاطر اين است كه بسيار مي‌بينند، عالمان كمتر به علمشان عمل مي‌كنند.

3ـ امام صادق ( علیه السلام ) مي‌فرمايد:

إِنَّ الْحَسْرَةَ وَالنَّدَامَةَ وَالْوَيْلَ كُلَّهُ لِمَنْ لَمْ يَنْتَفِعْ بِمَا أَبْصَرَهُ وَلَمْ يَدْرِ مَا الأَمْرُ الَّذِي هُوَ عَلَيْهِ مُقِيمٌ أَ نَفْعٌ لَهُ أَمْ ضَرٌّ.(26)

حسرت و ندامت و ويل بر كسي است كه از آنچه مي داند نفع نبرد (و عمل نكند) و كسي كه نداند، آنچه را دارد، به نفع اوست يا به ضرر او؟

4ـ امام صادق ( علیه السلام ) فرمود:

إِنَّ الْعَالِمَ إِذَا لَمْ يَعْمَلْ بِعِلْمِهِ زَلَّتْ مَوْعِظَتُهُ عَنِ الْقُلُوبِ كَمَا يَزِلُّ الْمَطَرُ عَنِ الصَّفَا.(27)

چون عالم به علمش عمل نكند اندرز و موعظه‌اش از دل‌هاي شنوندگان بلغزد چنان‌كه باران از سنگ صاف بلغزد.

5ـ امام علي ( علیه السلام ) فرمود:

إِنَّ أَوْضَعَ الْعِلْمِ مَا وَقَفَ عَلَي اللِّسَانِ وَأَرْفَعَهُ مَا ظَهَرَ فِي الْجَوَارِحِ وَالأَرْكَان‏.(28)

بي‌ارزش ترين علم و دانش دانشي است كه بر سر زبان است و برترين علم علمي است كه در اعضا و جوارح آشكار است.

6ـ امام صادق ( علیه السلام ) فرمود:

الْعِلْمُ مَقْرُونٌ إِلَي الْعَمَلِ فَمَنْ عَلِمَ عَمِلَ وَمَنْ عَمِلَ عَلِمَ وَالْعِلْمُ يَهْتِفُ بِالْعَمَلِ فَإِنْ أَجَابَهُ وَإِلاَّ ارْتَحَلَ عَنْه‏.(29)

علم همدوش عمل است، هر كه بداند بايد عمل كند و هر كه عمل كند بايد بداند، علم عمل را صدا زند اگر پاسخش گويد بماند والاّ كوچ كند.

7ـ امام باقر ( علیه السلام ) : در تفسير آية (فَكُبْكِبُوا فِيها هُمْ وَالْغاوُونَ)(30)؛ «گمراه شد‌گان و گمراه كنند‌گان در دوزخ سرنگون گردند» فرمود:

قَالَ هُمْ قَوْمٌ وَصَفُوا عَدْلاً بِأَلْسِنَتِهِمْ ثُمَّ خَالَفُوهُ إِلَي غَيْرِه.(31)

اينان كساني هستند كه عدالت را بستايند ولي در عمل به ستم گرايند.

6-تواضع و فروتني در برابر مردم

(وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَْقْرَبِينَ * وَاخْفِضْ جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ * فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِي‏ءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ * وَتَوَكَّلْ عَلَي الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ)(32)

و خويشانِ نزديكت را هشدار ده. و براي آن مؤمناني كه تو را پيروي كرده اند، بال خود را فرو گستر. و اگر تو را نافرماني كردند، بگو: «من از آنچه مي كنيد بيزارم. و بر [ خدايِ ]عزيزِ مهربان توكّل كن.

گسترش دين در طول زمان علاوه بر علما و دانشمندان ديني، مديون مؤمنيني است كه خالصانه دين را پذيرفتند و در برابر آن تسليم بودند. انسان‌هاي پاك و بي پيرايه كه به عشق الهي و اسلام و مخصوصاً اهل بيت عصمت و طهارت ( علیهم السلام ) ، براي كسب ثواب‌ها در مجالس و محافل وعظ شركت كردند، اين مجالس را برپا نمودند و خدمتگزاري كردند، تا يك عالم ديني بتواند در آن به وعظ و خطابه بپردازد كه اگر اين پاكان از مؤمنين و عشق آنان به آل پيامبر نبود قطعاً براي واعظ دين و يك مبلّغ مكاني براي تبليغ فراهم نمي شد.

در مناطق دور افتاده، كشاورز زحمت‌كش، روستايي با اخلاص و عاشق، منزلش را در خدمت روحاني گذاشته، فرزندانش را خدمتگزار او قرار مي دهد تا از پرتو اين عمل، براي خود زاد و توشه‌اي بردارد، روحاني و مبلّغ دين مديون آنان است و در برابر ايشان بايد تواضع و فروتني را پيشه كند.

كبر در برابر مردم و خود را برتر ديدن نه تنها تبليغ نيست بلكه آنان را از دين دور مي كند. اگر تكبر و غرور آفت است، براي مبلّغ بيشتر مضر است و اگر تواضع ارزش است براي مبلغ ديني سزاوارتر است. مبلّغين عزيز، حال را نبينند و به علم و دانش خود غره نشوند كه اصل، عمل و عاقبت به‌خيري است و كسي از آن خبر ندارد. چه بسا كساني كه پاي منبر ما مي‌نشينند، در نزد پروردگار معتبرترند و روز قيامت، بر آنها و مقام آنها غبطه خواهيم خورد.

پيش قدم شدن در سلام كردن و عدم توقع احترام از جانب آنان و بلكه احترام گذاشتن به آنها از دستورات دين و وظايف يك مبلّغ دين است.

7-دوري از شهرت طلبي

(اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكاثُرٌ فِي الأَْمْوالِ وَالأَْوْلادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطاماً وَفِي الآخِرَةِ عَذابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرضاوانٌ وَمَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُور)(33)

بدانيد كه زندگي دنيا، در حقيقت، بازي و سرگرمي و آرايش و فخرفروشيِ شما به يكديگر و فزون جويي در اموال و فرزندان است. [ مَثَل آنها ]چون مثل باراني است كه كشاورزان را رُستني آن [ باران ]به شگفتي اندازد، سپس [ آن كشت ]خشك شود و آن را زرد بيني، آنگاه خاشاك شود. و در آخرت [ دنيا پرستان را ]عذابي سخت است و [ مؤمنان را ]از جانب خدا آمرزش و خشنودي است، و زندگاني دنيا جز كالاي فريبنده نيست.

همگان مي‌دانند كه دنيا و آنچه در اوست في نفسه مذموم نيست. اگر دنيا به عنوان وسيله و ابزاري براي آخرت باشد بهترين است. اساساً رسيدن به نعمت‌هاي آخرت و مقام قرب پروردگار بدون گذر از دنيا امكان پذير نيست. آنچه كه مذموم است طلب دنيا و ترجيح آن بر آخرت است.

كسي كه وظيفة تبليغي را به عهده گرفته است در معرضا ديد مردم قرار دارد و براي رساندن پيام حق به مردم بايد در بين مردم باشد و چه بسا پس از مدتي نام او و چهرة او براي مردم آشنا باشد، اين نوع از شهرت در بين مردم تا حدي طبيعي است و نمي توان از آن فرار كرد مگر اينكه عزلت پيشه كند و جداي از مردم زندگي كند و اهل عبادت باشد كه آنگاه جز يك عابد كوچك چيز ديگري نيست. عالم از عابد بهتر است؛ چرا كه عابد خودش را نجات مي‌دهد و عالم خود و مردم را، و چنين چيزي بين مردم بودن را مي طلبد، شهرت مي‌آورد تا مردم او را به پاكي بشناسند و سخنانش را به‌جان بپذيرند.

پس آنچه مذموم است طلب شهرت است. يك مبلّغ بايد در خودسازي و تقوي چنان باشد كه حقيقتاً شهرت و عدم شهرت برايش فرقي نكند، نامش را به بزرگي ببرند و يا اين‌كه از كنار او بي‌توجه بگذرند، هيچكدام در نزد او مهم تلقي نشود. او بايد به‌دنبال انجام وظيفه يعني تبليغ دين خدا باشد و بس و محبت دنيا را كه رأس همة خطاهاست از دل بيرون كرده باشد.

روايات

1ـ امام صادق ( علیه السلام ) مي‌فرمايد:

إِذَا رَأَيْتُمُ الْعَالِمَ مُحِبّاً لِدُنْيَاهُ فَاتَّهِمُوهُ عَلَي دِينِكُمْ فَإِنَّ كُلَّ مُحِبٍّ لِشَيْ‏ءٍ يَحُوطُ مَا أَحَبَّ وَقَالَ ( صلی اللّه علیه و آله وسلم ) أَوْحَي اللَّهُ إِلَي دَاوُدَ ( علیه السلام ) لا تَجْعَلْ بَيْنِي وَبَيْنَكَ عَالِماً مَفْتُوناً بِالدُّنْيَا فَيَصُدَّكَ عَنْ طَرِيقِ مَحَبَّتِي فَإِنَّ أُولَئِكَ قُطَّاعُ طَرِيقِ عِبَادِيَ الْمُرِيدِينَ إِنَّ أَدْنَي مَا أَنَا صَانِعٌ بِهِمْ أَنْ أَنْزِعَ حَلَاوَةَ مُنَاجَاتِي عَنْ قُلُوبِهِم.(34)

چون عالم را دنيا دوست ديديد او را نسبت به دينتان متهم دانيد زيرا دوست هر چيزي گرد محبوبش مي گردد و خدا به داوود ( علیه السلام ) وحي فرمود كه: ميان من و خودت عالِم فريفتة دنيا را واسطه قرار مده كه تو را از راه دوستيم خارج كند، زيرا كه ايشان راهزنان بندگان جوياي منند همانا كمتر كاري كه با ايشان كنم اين است كه شيريني مناجاتم را از دلشان بركنم.

2ـ امام باقر ( علیه السلام ) فرمود:

مَنْ طَلَبَ الْعِلْمَ لِيُبَاهِيَ بِهِ الْعُلَمَاءَ أَوْ يُمَارِيَ بِهِ السُّفَهَاءَ أَوْ يَصْرِفَ بِهِ وُجُوهَ النَّاسِ إِلَيْهِ فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ إِنَّ الرِّئَاسَةَ لا تَصْلُحُ إِلاَّ لأهْلِهَا.(35)

هر كه علم جويد براي اين‌كه بر علما ببالد يا بر سفها ستيزد يا مردم را متوجه خود كند بايد آتش دوزخ را جايگاه خود گيرد همانا رياست جز براي اهلش شايسته نيست.

3ـ پيامبر اكرم ( صلی اللّه علیه و آله وسلم ) فرمود:

اِنَّ الصَّفا الزّلالَ الَّذي لا تَثْبُتُ عَلَيهِ اَقْدامُ العُلَماءِ الطَّمَعُ.(36)

آن مسير صاف و لغزنده كه قدم‌هاي علما هم بر آن ثابت نمي ماند طمع ورزي است.

8-پرهيز از گفتار به غير علم و شجاعت در گفتن «نمي‌دانم»

(...أَ لَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِمْ مِيثاقُ الْكِتابِ أَنْ لا يَقُولُوا عَلَي اللَّهِ إِلاَّ الْحَقَّ وَدَرَسُوا ما فِيهِ وَالدَّارُ الآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ)(37)

آيا از آنان پيمان كتاب [ آسماني ]گرفته نشده كه جز به حقّ نسبت به خدا سخن نگويند، با اينكه آنچه را كه در آن [ كتاب ]است آموخته اند؟ و سراي آخرت براي كساني كه پروا پيشه مي كنند بهتر است. آيا باز تعقّل نمي كنيد؟

علم دين بسيار گسترده و عميق است. شاخه‌ها و رشته‌هاي گوناگوني در علوم ديني نهفته است و هر كدام اقيانوس بيكران است كه قطعاً انسان با عمر كوتاه خود در همة اين زمينه ها نمي‌تواند تخصص يافته و صاحب نظر شود.

يك انسان نمي‌تواند در تمام رشته‌ها از اصول و فقه و كلام و فلسفه و رجال و حديث و علوم قرآني و معاني و بيان و غيره تخصص يابد؛ پس گفتن كلمه "نمي دانم" در جواب سؤالاتي كه براي مبلغ مجهول است نبايد سخت باشد و نبايد آنرا دالّ بر عدم علم و آگاهي و موجب شكست شخصيتي خود تلقي نمايد، مضافاً بر اينكه سخن گفتن دربارة چيزي كه اطلاعي از آن نداريم گناهي بزرگ است و اين مسأله نه تنها در مسائل ديني مضر است كه در علوم ديگر نيز سپردن مسئوليت به كساني كه تخصصي در آن ندارند، ظلم به مردم مي‌شود. اي كاش به حدي از تقوي برسيم كه به آساني بتوانيم از كلمه "نمي‌دانم" استفاده كنيم.

روايات

1ـ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ( علیه السلام ) مَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَي الْعِبَادِ قَالَ أَنْ يَقُولُوا مَا يَعْلَمُونَ وَيَقِفُوا عِنْدَ مَا لا يَعْلَمُونَ.(38)

زراره گويد: از امام صادق ( علیه السلام ) پرسيدم: حجت خدا بر بندگان چيست؟ فرمود: اينكه هر آنچه را مي دانند بگويند و آنچه را نمي دانند سكوت كرده و وارد آن نشوند.

2ـ امام علي ( علیه السلام ) فرمود:

مَنْ تَرَكَ قَوْلَ لا أَدْرِي أُصِيبَتْ مَقَاتِلُه‏(39)

كسي كه از گفتن نمي دانم روي گردان است به هلاكت و نابودي مي‌رسد.

3ـ سَأَلْتُهُ عَنْ مَجْدُورٍ أَصَابَتْهُ جَنَابَةٌ فَغَسَّلُوهُ فَمَاتَ قَالَ قَتَلُوهُ أَلاَّ سَأَلُوا فَإِنَّ دَوَاءَ الْعِيِّ السُّؤَال‏.(40)

از امام صادق ( علیه السلام ) پرسيدم كه مردي آبله‌دار جنب شد، او را غسل دادند و مُرد. فرمود: او را كشتند، چرا نپرسيدند همانا دواي ناداني پرسش است.

4ـ امام صادق ( علیه السلام ) فرمود:

إِنَّ هَذَا الْعِلْمَ عَلَيْهِ قُفْلٌ وَمِفْتَاحُهُ الْمَسْأَلَة.(41)

بر در اين علم قفلي است كه كليد آن پرسش است.

5ـ در حديثي امام صادق ( علیه السلام ) فرمود: «الله اعلم» براي علما شايسته است ولي غير علما بايد با صراحت بگويند «نمي‌دانم» زيرا با گفتن «الله اعلم» سؤال كننده را در شك و ترديد مي اندازند. (ولي وقتي بگويد نمي دانم مورد اين تهمت‌ها قرار نمي گيرد.)(42)

فصل دوم : اجتماعي

1-بهره‌گيري از اساتيد بزرگ

(.... يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ وَاللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ)(43)

و كساني را كه دانشمندند [ بر حسب ]درجات بلند گرداند، و خدا به آنچه مي كنيد آگاه است.

(قالَ لَهُ مُوسي هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلي أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً)(44)

موسي به او گفت: «آيا تو را -به شرط اينكه از بينشي كه آموخته شده اي به من ياد دهي- پيروي كنم؟»

(... نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ)(45)

درجات كساني را كه بخواهيم بالا مي بريم و فوق هر صاحب دانشي دانشوري است.

(قالَتْ يا أَيُّهَا الْمَلأَُ أَفْتُونِي فِي أَمْرِي ما كُنْتُ قاطِعَةً أَمْراً حَتَّي تَشْهَدُونِ)(46)

گفت: «اي سران [ كشور ]در كارم به من نظر دهيد كه بي حضور شما [ تا به حال ]كاري را فيصله نداده ام.»

اعتماد به نفس يكي از امتيازات بشري است ولي بايد مراقب بود كه اعتماد به نفس به خود اتكايي و دوري از عالمان و فرهيختگان منجر نشود. انسان‌هاي بزرگ هميشه در كنار علماي بزرگ پرورش يافته‌اند، لذا بر يك مبلغ دين لازم است علاوه بر مطالعات فراوان و تحقيقات گسترده، از خرمن پر فيض علماي دين نيز بهره مند شود؛ چرا كه هيچ محفل انس و يا مجلس وعظي نيست مگر اينكه مطلبي بر معلومات انسان افزوده مي‌شود و يا تجربه‌اي كسب مي‌گردد. مبلغ هيچگاه از حضور در نزد علما و كسب فيض از محضر آنها بي‌نياز نيست و هر چه از علوم داشته باشد باز (فَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ)(47)؛ «و برتر از هر صاحب علمي، عالمي است».

فوايد انس با علما

انس با علماي دين داراي فوايد بسياري است، از جمله:

الف: انتقال معلومات گوناگون به انسان، از طريق مراودات علمي با استادان.

ب: انتقال تجربيات ارزنده.

ج: گشوده شدن درهاي حكمت و معرفت بر روي طالب علم دين. چه بسا مواردي كه با يك سخن عالمي بزرگ و استادي گرانقدر دريچه‌اي از اقيانوس حكمت و علم و معرفت بر روي آدمي باز مي‌شود كه قبل از آن هرگز در فكر او خطور نكرده است.

د: شناخت حق از باطل و معرفت نسبت به عالمان دروغين و عالم نماها كه به جاي هدايت كننده، گمراه كننده‌اند.

مرحوم علامة طبرسي در تفسير خود در شرح آية شريفة (وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ)(48)؛ و شاعران را گمراهان پيروي مي كنند. مي‌فرمايد: اينان كساني هستند كه علم و‌آگاهي خود را از منبع علم حقيقي و محكم نگرفته‌اند پس هم گمراهند و هم گمراه كننده «هُمْ قومٌ تعلَّموا وَتفَهَّموا بغير علمٍ فضَلَّوا فَاَضَلَّوا.» (49)

مشورت با ديگران (عرضة مطالب بر اساتيد)

كارهاي بزرگ معمولاً با همفكري و ياري افراد مستعد و گروهي انجام مي‌شود. تحقيقات ماندگار و كامل از بهره‌مندي افكار مختلف منشأ دارد. يك انسان هر قدر هم متفكر باشد چه بسا اموري از ذهن او دور و از مطالب مهمي غافل شود، لذا براي تشخيص جوانب مختلف هر مسأله، مناسب است با عالمان و صاحب‌نظران آن فن مشورت شود. پيشنهاد مي‌شود مطالبي را كه مبلغين مورد مطالعه و تحقيق قرار دادند به ديگران عرضاه كنند تا از نظرات آنان نيز استفاده گردد. مثلاً اگر قرار است مسأله‌اي شرعي مطرح شود و يا مبحث اخلاقي و اعتقادي مورد بررسي قرار گيرد، استفاده از عقل‌هاي مختلف با سيلقه‌هاي گوناگون در بيان مسأله و كيفيت ورود به بحث و همچنين استفاده از منابع و يا موضوعات ديگر جهت توضيح بهتر بحث، مي‌تواند در غناي بيشتر آن كمك كرده و به عمق آن بيافزايد.

روايات

1ـ پيامبر اكرم ( صلی اللّه علیه و آله وسلم ) فرمود:

الْحَزْمُ أَنْ تَسْتَشِيرَ ذَا الرَّأْيِ وَتُطِيعَ أَمَرَهُ(50)

دورانديشي و استحكام در كار اين است كه با صاحب رأي مشورت كرده و سخن او را بپذيري.

2ـ امام علي ( علیه السلام ) فرمود:

شاوِرْ قَبْلَ اَنْ تَعزِمَ وَفَكِّرْ قَبلَ اَنْ تَتَقَدَّمَ.(51)

قبل از هر تصميم مشورت كن و قبل از هر اقدام فكر كن.

3ـ امام علي ( علیه السلام ) فرمود:

مَنِ اسْتَقْبَلَ وُجُوهَ الآرَاءِ عَرَفَ مَوَاقِعَ الْخَطَإ.(52)

آن كس كه از افكار و آراي گوناگون استقبال كند، صحيح را از خطا به خوبي مي‌شناسد.

4ـ پيامبر اكرم ( صلی اللّه علیه و آله وسلم ) فرمود:

اَلْعُِلَماءُ وَرَثةُ الاَنِبياءِ يُحِبُّهُمْ اَهْلُ السَّماءِ وَيَستَغْفِرُ لَهُمْ الحِيتانُ فِي الْبَحْرِ اِذا ماتُوا اِلي يَومِ الْقِيامَةِِ.(53)

علما ورثة انبيا هستند، اهل آسمان ايشان را دوست دارند، بعد از مرگ ايشان ماهيان دريا تا قيامت برايشان استغفار مي‌كنند.

5ـ امام صادق ( علیه السلام ) در ضمن حديثي فرمودند: علما ورثة انبيا هستند و علوم و احاديث آنها را به ارث مي‌برند. بعد حضرت فرمودند:

فَمَنْ أَخَذَ شَيْئاً مِنْهَا فَقَدْ أَخَذَ حَظّاً وَافِراً فَانْظُرُوا عِلْمَكُمْ هَذَا عَمَّنْ تَأْخُذُونَه‏(54)

هر كس چيزي از احاديث انبيا را دارد حظّ وافري برده است پس بنگريد كه علم خود را از چه كسي مي‌گيريد.

6ـ امام باقر ( علیه السلام ) فرمود:

عَالِمٌ يُنْتَفَعُ بِعِلْمِهِ أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِينَ أَلْفَ عَابِد(55)

عالمي كه خود و ديگران از علم او بهره ببرند بهتر است از هفتاد هزار عابد.

7ـ امام علي ( علیه السلام ) فرمود:

رَأْيُ الشَّيْخِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ جَلَدِ الْغُلَام(56)

انديشة پير در نزد من از تلاش جوان خوشايند تر است.

8 ـ در حديث قدسي خداوند بعد از بيان صفات اهل دنيا فرمود:

يَا أَحْمَدُ إِنَّ عَيْبَ أَهْلِ الدُّنْيَا كَثِيرٌ فِيهِمُ الْجَهْلُ وَالْحُمْقُ لَايَتَوَاضَعُونَ لِمَنْ يَتَعَلَّمُونَ مِنْهُ وَهُمْ عِنْدَ أَنْفُسِهِمْ عُقَلَاءُ وَعِنْدَ الْعَارِفِينَ حَمْقَاء.(57)

اي احمد عيب اهل دنيا زياد است. ناداني و احمقي دارند. در نزد معلم خود فروتني نكنند و در پيش خود دانشمند و عاقل اند ولي نزد عارفين احمقند.

2-برنامه‌ريزي و تدوين بحث قبل از جلسه

(اذْهَبْ أَنْتَ وَأَخُوكَ بِآياتِي وَلا تَنِيا فِي ذِكْرِي * اذْهَبا إِلي فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغي * فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشي * قالا رَبَّنا إِنَّنا نَخافُ أَنْ يَفْرُطَ عَلَيْنا أَوْ أَنْ يَطْغي * قالَ لا تَخافا إِنَّنِي مَعَكُما أَسْمَعُ وَأَري)(58)

تو و برادرت معجزه هاي مرا [ براي مردم ]ببريد و در يادكردنِ من سستي مكنيد. به سوي فرعون برويد كه او به سركشي برخاسته، و با او سخني نرم گوييد، شايد كه پند پذيرد يا بترسد.» آن دو گفتند: «پروردگارا، ما مي ترسيم كه [ او ]آسيبي به ما برساند يا آنكه سركشي كند.» فرمود: «مترسيد، من همراه شمايم، مي شنوم و مي بينم،

در هر كاري، داشتن طرح و برنامه امري معقول است و انسان‌هاي موفق هميشه داراي طرح و برنامه و تدبير براي زندگي هستند. روشن است كه داشتن برنامه و تدبير با توكل و اعتقاد به تأثير گذار بودن قدرت لايزال الهي منافات ندارد.

يكي از مسائل مهم براي هر سخنران و يا معلم اين است كه، در هر جلسه‌اي كه به عنوان سخنران در معرضا ديد و نظر مردم قرار مي‌گيرد طرح و برنامة دقيقي داشته باشد و اين طرح بايد در برگيرندة همة جوانب و پاسخگوي اين سؤالات باشد:

1ـ فضاي حاكم بر اين جلسه چگونه است؟

2ـ سطح تحصيلات مستمعين در چه حد و اندازه است؟

3ـ مخاطبين از چه گروهي هستند؟ (جوانان ـ زنان ـ ...)

4ـ آيا موضوع انتخابي از مباحث مورد نياز براي جمع حاضر است يا ...؟

5ـ از شاخه هاي گوناگون مرتبط با اين مبحث، كداميك از ضرورت بيشتري برخوردار است؟

آرامش روحي

كساني كه با فكر و انديشه و يك برنامة منسجم و صحيح بر روي منبر قرار مي‌گيرند، آرامش روحي و اطمينان خاطر داشته و با تسلط ويژه‌اي سخنان خود را ادامه مي دهند؛ ولي آنان كه بدون برنامه وارد ميدان سخنوري شوند، اضطراب و تشويش خاطر آنان را فرا گرفته و معمولاً اين اضطراب در گفتار ايشان و پراكندگي سخنانشان محسوس است. پس تا آمادگي كامل براي سخن نداريم، اين مسئوليت سنگين را قبول نكنيم، زيرا هم روح خودمان را آزار مي‌دهيم و هم استفادة زيادي به ديگران نمي‌رسانيم.

ايجاد شبهه

كساني كه بدون تدبير و تفكر سخن مي‌گويند، معمولاً مطالب سؤال برانگيز را، بدون پرداختن بجا و صحيح به جواب آن، در منابر مطرح مي‌كنند كه در موارد خاصي اين شبهات سال‌ها در ذهن مخاطب باقي مانده و به پاسخ قانع كننده‌اي هم نمي‌رسد و يا از اهل فن و عالمان دين نمي پرسد. پس با توجه به آثار سوء سخنراني‌هاي بدون تدبير و برنامه، بايد از آن جداً پرهيز نمود.

تمرين قبل از اجرا

مبلغ بايد قبل از اجرا و پياده كردن مبحث مورد نظر، تمرين كرده و مطالب را در ذهن خود مرور و در نزد خود بازگو نمايد. خداوند نيز هنگامي كه موسي ( علیه السلام ) را به پيامبري برگزيد و معجزه‌اي را در اختيار او قرار داد، به موسي ( علیه السلام ) امر كرد تا در بيابان يكبار اجرا كند تا بعد از ورود بر فرعون با آمادگي كامل معجزه را در بين كفار پياده نمايد.

(وَ أَلْقِ عَصاكَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّي مُدْبِراً وَلَمْ يُعَقِّبْ يا مُوسي لا تَخَفْ إِنِّي لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ)(59)

و عصايت را بيفكن. پس چون آن را همچون ماري ديد كه مي جنبد، پشت گردانيد و به عقب بازنگشت. «اي موسي، مترس كه فرستادگان پيش من نمي ترسند.

روايات

1ـ امام علي ( علیه السلام ) مي‌فرمايد:

اِذا قَدَّمتَ الفِكرَ فِي جَميعِ اَفعالِكَ حَسُنَتْ عَواقِبُك(60)

اگر قبل از شروع در هر كاري تفكر و تعقّل نمايي، عاقبت آن خوب خواهد بود.

2ـ امام علي ( علیه السلام ) ‌فرمود:

الظَّفَرُ بِالْحَزْمِ وَالْحَزْمُ بِإِجَالَةِ الرَّأْيِ وَالرَّأْيُ بِتَحْصِينِ الأَسْرَار.(61)

پيروزي در دور انديشي و دور انديشي در به كارگيري صحيح انديشة و انديشة صحيح به راز داري است.

3ـ امام حسن عسكري ( علیه السلام ) فرمود:

وَاِنَّ .... وَلِلْحَزْمِ مِقْدَاراً فَإِنْ زَادَ عَلَيْهِ فَهُوَ جُبْن.(62)

براي دور انديشي و حزم هم اندازه‌اي است، اگر از حد خود گذشت دور انديشي نيست بلكه ترس و جُبن است.

4ـ‌ امام علي ( علیه السلام ) فرمود:

اِذا كَتَبْتَ كِتاباً فَعُدِ النَّظَر قَبلَ خَتْمِهِ فَاِنَّما تَخْتِمُهُ عَلي عَقْلِكَ.(63)

هر چه نوشتي قبل از مهر زدن و تمام كردنش بر گرد بازنگري كن كه نوشتار را بر پاية عقل و خرد خود مهر مي زني. (يا اينكه نوشتارت حاكي از عقل و خرد توست.)

http://www.islamicecenter.com/