آداب سخن و سخنوری ، اصول تبلیغ دینی و وظایف مبلغان دینی (3)
آداب سخن و سخنوری ، اصول تبلیغ دینی و وظایف مبلغان دینی (۳)
10-رعايت مناسبتهاي ويژه
(وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسي بِآياتِنا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَي النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِي ذلِكَ لآَياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ)(131)
و در حقيقت، موسي را با آيات خود فرستاديم [ و به او فرموديم ]كه قوم خود را از تاريكيها به سوي روشنايي بيرون آور، و روزهاي خدا را به آنان يادآوري كن، كه قطعاً در اين [ يادآوري ]براي هر شكيبايِ سپاسگزاري عبرتهاست.
مجالسي كه در مناسبتهاي خاص و يا در زمان مواليد ائمه ( علیهم السلام ) و يا شهادت ايشان برگزار ميگردد و يا بهطور كلي در ماههاي خاص مثل رجب، شعبان، رمضان و غيره تشكيل ميشود بهصورت ضمني جهتدهي منبر را مشخص ميكند. مبلّغ در هر زمينهاي ـ اعتقادي و اخلاقي و اجتماعي ـ بخواهد سخن گويد، بايد اشارهاي به اين مناسبتها داشته باشد.
از ميان معارف موجود براي اين ماهها، و وقايع تاريخي مرتبط با آن، بسياري از كلمات ديني را ميتوان به مردم منتقل كرد. در دعاها، تعقيبات نماز، مناجاتها و يا احاديث پر بار اهل بيت ( علیهم السلام ) همه چيز نهفته است و فقط مراجعه، مطالعه و انس با آن است كه نياز يك مبلّغ را برطرف ميكند.
در مراجعه به بعضي مجالس مشاهده ميشود كه مبلّغ و يا سخنران بهگونهاي دور از مناسبت خاص سخن ميگويد كه بهخوبي عدم مطالعة او در اين مناسبت و عدم رجوعش به كتابها در اين زمينه ملموس است، او از محفوظات گذشتة خود در موضوعات متفرقه، وقت منبر و مجلس را پر مينمايد.
توجه به مناسبتهاي ويژة متناسب با مستمعين
مبلّغ بايد مناسبتهاي زماني و مكاني را با حال مستمعين متناسب كرده و سخني را مطرح كند كه ضمن در برداشتن مناسبتهاي ويژة متناسب با مخاطب اعم از جوانان، زنان، دولت مردان، كارمندان، كارگران ، معلمان و اساتيد باشد.
دربارة هر انديشه و فكري و در اطراف موضوعات مرتبط با هر گروه، مطالب بسياري است كه ميتواند مورد بحث قرار گيرد، ولي بايد مهمترين و بهترينش را انتخاب كرد.
پس در يك محفل، گزينههاي متفاوت بايد مد نظر مبلغ باشد:
1ـ مناسبت زماني و مكاني
2ـ علم و ويژگيهاي مخاطبين
3ـ انتخاب موضوعي كه متناسب با اين دو باشد.
روايات
1ـ امام علي ( علیه السلام ) فرمود:
لِكلِّ مقامٍ مَقالٌ (132)
براي هر موقعيت و جايگاهي، سخني مرتبط با آن لازم است.
2ـ پيامبر اكرم ( صلی اللّه علیه و آله وسلم ) فرمود:
الْعِلْمُ أَكْثَرُ مِنْ أَنْ يُحْصَي فَخُذْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ أَحْسَنَهُ.(133)
علم زيادتر از آن است كه شمرده شود، پس از هر چيزي بهترين آن را بگير.
3ـ امام علي ( علیه السلام ) فرمود:
كانَ رَسُولُ الله ( صلی اللّه علیه و آله وسلم ) يَخْطِبُنا فَيُذَكِّرنا بِأَيَّامِ اللهِ.(134)
رسول خد ( صلی اللّه علیه و آله وسلم ) هرگاه خطبه ميخواند ما را به ايام الله يادآوري ميكرد.
11-توجه به نظم و انضباط در زمان جلسات
(بَلي مَنْ أَوْفي بِعَهْدِهِ وَاتَّقي فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ)(135)
آري، هر كه به پيمان خود وفا كند، و پرهيزگاري نمايد، بي ترديد خداوند، پرهيزگاران را دوست دارد.
تمام رفتار مبلغين عزيز در تحت نظر و مراقبت شديد مردم است. گاهي يك عمل مباح و يا مكروه كه از جايگاه روحاني و معنوي يك مبلغ ديني بعيد است، باعث دوري افراد از او شده و سخنان او را بي تأثير مينمايد. گاهي يك عمل خلاف شأن روحاني، او را از ديد مستمعين مياندازد و تمام علم و فضل او را تحتالشعاع خود قرار ميدهد، تا چه رسد به اينكه يك روحاني و سخنران دچار معصيتي شود و يا حقوق ديگران را ناديده بگيرد.
وقتي صاحب مجلس و مستمعين منتظر آمدن شخص مبلغ هستند و وقت خود را جهت شنيدن آيات و روايات گذاشتهاند، اما ببينند در ساعت مقرر مجلس شروع نشد و علت آن بي نظمي سخنران و يا بدقولي او ميباشد، نسبت به اين قشر عظيم مبلغين دين چه ديدگاهي پيدا خواهند كرد؟
گاهي عزيزان روحاني تعداد جلساتي را كه متعهد به شركت و سخنراني در آن ميشوند، در يك شب آنقدر زياد است كه حتي فرصت استراحت در بين آن را ندارند و از مجلسي به مجلس ديگر دويدن و نگاههاي تند و معنا دار مردم آنقدر او را از چشم مردم مياندازد كه چندين عذرخواهي و عذرتراشي هم قانع كنندة آنان نيست.
رعايت تقوا در گرو رعايت نظم
تقوا و پاكي در گرو نظم حاصل ميشود و كسي كه نظم ندارد بيشك بيتقوايي كرده است. مبلغ بايد سعي نمايد در مدت زماني كه به مجالس گوناگون قول ميدهد، نسبت به رفت و آمد از مجلسي به مجلس ديگر و حتي براي پاسخگويي به سؤالات مستمعين بعد از جلسه، نيز زماني را اختصاص دهد تا دچار مشكل نشود.
در وصيت حضرت علي ( علیه السلام ) ، تقوا در كنار نظم آمده است، يعني يكي از راههاي رسيدن به تقوا، نظم در كارهاست و بي نظمي باعث گناه و يا ظلم به ديگران خواهد بود.
روايات
1ـ امام علي ( علیه السلام ) فرمود:
أُوصِيكُمَا وَجَمِيعَ وُلْدِي وَأَهْلِي وَمَنْ بَلَغَهُ كِتَابِي بِتَقْوَي اللَّهِ وَنَظْمِ أَمْرِكُم(136)
شما (حسن و حسين ( علیهم السلام ) ) و همه فرزندانم و اهل و عيالم و هر كس نامهام به او ميرسد سفايش مي كنم به تقواي الهي و نظم در كارها.
2ـ امام علي ( علیه السلام ) ميفرمايد:
الْمَسْئُولُ حُرٌّ حَتَّي يَعِد.(137)
كسي كه چيزي از او خواستهاند، تا وعده نداده، آزاد است.
3ـ امام علي ( علیه السلام ) فرمود:
اَلْمَنْعُ الجَمِيلُ اَحْسَنُ مِنَ الْوَعْدِ الطَّوِيل.(138)
رد كردن ديگران بهصورت زيبا، بهتر است از وعده دادن و آنها را معطل خود كردن.
4ـ امام علي ( علیه السلام ) فرمود:
لا تَعِدَنَّ عِدَةً لاتَثِقُ مِنْ نَفسِكَ بِانِجازِها.(139)
به چيزي كه اطمينان به برآورده كردن آن نداري وعده نده.
5ـ امام صادق ( علیه السلام ) فرمود: پيامبر اكرم ( صلی اللّه علیه و آله وسلم ) فرمودند:
إِنَّ أَقْرَبَكُمْ مِنِّي غَداً وَأَوْجَبَكُمْ عَلَيَّ شَفَاعَةً أَصْدَقُكُمْ لِلْحَدِيثِ وَآدَاكُمْ لِلْأَمَانَةِ وَأَحْسَنُكُمْ خُلُقاً وَأَقْرَبُكُمْ مِنَ النَّاسِ.(140)
نزديكترين شما به من در روز قيامت راستگوترين در گفتار و امانتدارترين و با وفاترين (شما در عهد و پيمان) و خوش اخلاق ترين و نزديكترين شما به مردم است.
6ـ امام رضا ( علیه السلام ) فرمود:
إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ نَرَي مَا وَعَدْنَا عَلَيْنَا دَيْناً كَمَا صَنَعَ رَسُولُ اللَّه ( صلی اللّه علیه و آله وسلم ) .(141)
ما اهل بيتي هستيم كه آنچه وعده دهيم برخود دَين ميدانيم، همانگونه كه رسول خد ( صلی اللّه علیه و آله وسلم ) چنين بود.
12-هدف، تربيت و اصلاح
(هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الأُْمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ)(142)
اوست آن كس كه در ميان بي سوادان فرستادهاي از خودشان برانگيخت، تا آيات او را بر آنان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت بديشان بياموزد، و [ آنان ]قطعاً پيش از آن در گمراهي آشكاري بودند.
در يك محفل ديني و يا سخنراني، تمامي امكانات مادي و معنوي در اختيار مبلّغ قرار ميگيرد. وقت مخاطبين، فكر و ذهن آنها كه از با ارزشترين نعمتهاي الهي است در اختيار مبلغ است و يا به عبارت ديگر، مردم اين نعمتهاي ارزشمند را در اختيار او ميگذارند تا مطلبي بر معلوماتشان و نوري بر معرفتشان افزوده شود. مبلغ بايد هدف خود را تبليغ دين و رساندن پيام انبيا قرار دهد، تا در پرتو كلام قرآن و اولياي الهي ( علیهم السلام ) ، مردم به نور هدايت دست يابند.
وظيفة مبلّغ در مجالس ترحيم
بعضي از آفات سخنرانيهاي مبلّغين اين است كه، هدفها به فراموشي سپرده شده و سخنان تحت تأثير وقايع و انگيزههاي ديگر قرار ميگيرد. كه از آن جمله ميتوان به موارد ذيل اشاره كرد:
الف: تعريف و تمجيد از اشخاصي كه داراي فعاليتهاي نيكو و پسنديدهاي هستند. تعريف از شخصي كه معصوم نيست و احتمالاً در كنار كارهاي بهظاهر پسنديده، رفتارهاي ناپسند ديگري هم داشته باشد، كه مبلغ و سخنران از آن بي خبر است، در حالي كه مردمي كه شنوندة سخن او هستند آن عيبها را ميدانند و اين تمجيدها موجب تمسخر و يا ريشخند حضار ميشود. بايد در اين گونه مواقع، رفتار خوب و عمل پسنديده را تمجيد كرد، نه شخص را، همانگونه كه در تذكر دادن و نصيحت كردن، بايد از عمل زشت فرد ابراز نرضاايتي و انزجار كرد نه از شخص.
ب: در محافل سوگواري، مبلغ تمام هدف و همت خود را تزكية حضار و استفادة صحيح از مجلس سوگواري و حضور عزاداران قرار دهد و در اين مكان و زمان كه همة دلها متوجة عالم آخرت است تذكرات خود را متوجة حضار كند، تمجيد از ميت و ذكر كلماتي شبيه خلد آشيان، جنّت مكان و.... كه ماية دلخوشي مصيبت ديدگان است، جز از دست دادن زمان نصيحت و فرصت انذار، چيز ديگري عايد مبلغ نميكند.
ج: در اين گونه مجالس، وظيفه اين است كه معارف الهي و حكمت پروردگار و ارزش مؤمنين در اطاعت از خداوند را گوشزد كنيم، تسليم مقدرات خدا بودن و همة مقدرات او را بر خواسته از حكمت دانستن، كه از ويژگيهاي مهم مؤمن است، مورد توجه باشد و به پاداش صابرين در مصائب و اجر فراوان آنها اشاره شود و اينكه مؤمنان واقعي در مصائب شاكرند و صابر؛ به عالم آخرت توجه دارند و زندگي دنيا را محل گذر و منزل موقت ميدانند.
روايات
1ـ امام رضا ( علیه السلام ) فرمود:
التَّهْنِئَةُ بِآجِلِ الثَّوَابِ أَوْلَي مِنَ التَّعْزِيَةِ بِعَاجِلٍ الْمُصِيبَةِ.(143)
تهنيت گفتن به خاطر ثواب فراوان آخرتي اولي وسزاوارتر است از تعزيه و تسليت بر مصيبت دنيايي.
2ـ امام باقر ( علیه السلام ) فرمود:
تَعْزِيَةُ الْمُسْلِمِ لِلْمُسْلِمِ الَّذِي يُعَزِّيهِ اسْتِرْجَاعٌ عِنْدَهُ وَتَذْكِرَةٌ لِلْمَوْتِ وَمَا بَعْدَهُ وَنَحْوُ هَذَا مِنَ الْكَلام.(144)
تعزيه و تسليت مسلمان به برادرش به اين است كه، كلمة استرجاع را نزد او بخواند (إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) و او را يادآوري به مرگ و بعد از مرگ و مانند آن از احوال قيامت كند.
13-حفظ آرامش و وقار
(الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ)(145)
همان كساني كه ايمان آورده اند و دلهايشان به ياد خدا آرام مي گيرد. آگاه باش كه با ياد خدا دلها آرامش مي يابد.
حفظ آرامش و اطمينان روحي براي سخنران از ضروري ترين مسائل است. او نيازمند تمركز و توجه خاص به محفل و مطلب مورد بحث است و تمركز فكر بر مطلب، در زمان آرامش و اعتماد به نفس ممكن است نه در زمان اضطراب و تزلزل روحي، اسباب و عللي كه باعث تزلزل روحي مي شود چند چيز است:
علل تزلزل روحي
1ـ حضور بعضي از بزرگان يا شخصيتهاي علمي در مجلس
2ـ خروج بعضي از مستمعين از جلسه، كه در ذهن متكلم و گوينده، عدم رضاايت او از سخنان خطور خواهد كرد.
3ـ سؤالات بعضي از مستمعين در بين سخن، در حاليكه مبلّغ محترم رشتة كلام را از دست ميدهد.
4ـ گوشزد كردن خطاي گوينده به او از جانب مستمعين
هر كدام از اينها به نوعي تشويش خاطر و اضطراب را در گوينده ايجاد ميكند. لذا با توجه به قسمتهاي قبل كه دربارة آمادگي كامل و اعتماد به نفس و توكل بيان شد، مبلغ بايد كنترل جلسه را همچنان در دست داشته باشد و با ذكر و ياد پروردگار و يا فرستادن صلوات جمعي، ادامة سخنان خود را بيان كند. صبر و تحمل و بيتاب نشدن لازمة تبليغ معارف دين است.
روايات
1ـ پيامبر اكرم ( صلی اللّه علیه و آله وسلم ) در ضمن نصايحي به شمعون فرمودند:
فَطُوبَي لِمَنْ تَوَقَّرَ وَلِمَنْ لَمْ تَكُنْ لَهُ خِفَّةٌ وَلا جَاهِلِيَّةٌ وَعَفَا وَصَفَح(146)
خوشا به حال كساني كه وقار و متانت داشته باشند و از كارهاي جاهلانه و سبك و جلف دور باشند ، خطاي ديگران را بخشيده و از آنان درگذرند.
2ـ امام علي ( علیه السلام ) در صفات متقين فرمود:
فِي الزَّلازِلِ وَقُورٌ وَفِي الْمَكَارِهِ صَبُورٌ.(147)
در سختي ها آرام و در ناگواريها بردبار است.
14-پرهيز از گفتار، رفتار و حركات اضافه و غير ضروري
هدف گوينده و مبلغ دين اين است كه، مطلب خودش را به خوبي به شنوندگان برساند و مفاهيم مورد نظر خود را به آنها تفهيم كند، ولي اگر كلامي و يا حركتي كه جلب توجه مخاطب كرده و او را از اصل سخن دور كرده و به عبارت ديگر، حواس او را از حقيقت بحث پراكنده ميكند از مبلغ صادر شود، در واقع با هدف او در تضاد است و زحمات او را بيثمر ميكند. مواردي كه ميتواند توجه مخاطب را از اصل مطلب دور كند بسيارند:
ذكر چند مورد :
1ـ بلند كردن صدا بيشتر از حد نياز، و يا عدم رعايت تناسب بين صدا و موضوع، اگر بحث حماسي است يا تاريخي و يا سخن در موعظه و تذكرات اخلاقي است، در هر كدام بايد صدا و بلند و كوتاهي آن مورد دقت قرار گيرد.
2ـ يكنواختي از ابتدا تا انتها و عدم تغيير صدا و لحن بيان
3ـ عدم رعايت عدالت در نگاه كردن به مستمعين و خيره شدن به فردي خاص و يا به سَمتي معين و عدم توجه و نگاه به افراد ديگر.
4ـ تكرار كلمات به صورت غلط و يا دور از ذهن مخاطب، مثل اينكه «يِك» را «يَك» بگويد.
5ـ تكرار بعضي كلمات ويژه به صورت عادت مثل: «به عرضا ميرساند، عرضا شود به اينكه، مثلاً، في المثل» و يا اين كه بعضي بعد از جملهاي كلمهاي را تكرار ميكنند مثل كلمة: «چي شد؟ توجه كرديد؟» كه تكرار بي روية آن، براي مخاطب خسته كننده و ملالآور است.
6ـ حركات اضافي و خارج از متعارف دست و سر، مثل چرخاندن زبان به دور لبها و تكرار آن، صاف كردن صدا و سرفه كردن زياد، حركت زيادي دست ها و بيش از اندازه بالا و پايين بردن آنها، كه هم مبلغ را از وقار و متانت خارج نموده و هم براي مخاطب زجرآور ميشود.
روايات
1ـ امام صادق ( علیه السلام ) فرمود:
الْعَالِمُ لا يَتَكَلَّمُ بِالْفُضُولِ(148)
عالم به سخنان اضافي سخن نميگويد.
2ـ امام علي ( علیه السلام ) فرمود:
طُوبَي لِمَنْ... أَنْفَقَ الْفَضْلَ مِنْ مَالِهِ وَأَمْسَكَ الْفَضْلَ مِنْ قَوْلِهِ(149)
خوشا بحال كسي كه اضافه از مالش را انفاق كند و اضافه از زبانش را نگه دارد.
3ـ امام علي ( علیه السلام ) ميفرمايد:
كَثْرَةُ الْهَذْرِ يُمِلُّ الْجَليسَ وَيُهينُ الرَّئيسَ.(150)
زيادي خطا و باطل در سخنان، همنشين را ملول كرده و موجب پستي و خواري رئيس خواهد بود.
15-نوشتن سخنان بعد از سخنراني
يكي از چيزهايي كه براي سخنران لازم است، نوشتن آن بعد از انجام سخنراني است. فضاي معنوي جلسات ديني پر از رحمت و الطاف الهي است كه هر لحظه شامل شركت كنندگان ميشود كه از جملة اين عنايات، نكاتي است كه در ذهن گوينده آمده و از بايگاني ذهن او خارج شده و ضرورت طرح آن نكته يا داستان يا واقعة تاريخي و يا حديث كه حقيقتاً مرتبط با موضوع مورد بحث هم هست احساس ميشود و حال آنكه قبل از منبر هر چه فكر كرده اين مطالب به ذهن او خطور نكرده است؛ لذا ميتوان گفت: بعضي از احاديث و يا قضاياي تاريخي و يا حتي سبك ورود به بحث و يا ضربالمثلهاي مطرح شده در بين سخنراني از عنايات و الطاف الهيه است كه به بركت مجلس اهلبيت ( علیهم السلام ) شامل حال گوينده و شنونده شده است، پس اين لطف خاص را بايد غنيمت شمرد و با نوشتن از فراموشي مجدد آن جلوگيري نمود.
بعضي از اساتيد، ضمن تأكيد اين نكته، بيان داشتند يك موضوع را در سه محفل و در سه زمان متفاوت مطرح، هر دفعه نكات جديد و دقيقي بيان شد و در واقع احساس گرديد اين مطالب هدية خداوند به مخاطبان بود كه بر زبان ما جاري كرد، پس قدر مجلس اهلبيت ( علیهم السلام ) و شركت كنندگان عزيز در محفل ديني را بايد دانست كه اينان باعث رشد علمي و عنايات خاص پروردگار به سخنران ميشوند.
فوايد نوشتن و يادداشت كردن سخنان:
1ـ مطالب گفته شده فراموش نميگردد.
2ـ اگر اشكال و يا نقصي در مطالب و بيان آن بوده، مورد توجه و دقت بيشتر قرار ميگيرد.
3ـ تعيين مقدار پراكندهگويي.
4ـ محاسبة نفس و ارزيابي عمل.
روايات
1ـ پيامبر اكرم ( صلی اللّه علیه و آله وسلم ) فرمود:
الْمُؤْمِنُ إِذَا مَاتَ وَتَرَكَ وَرَقَةً وَاحِدَةً عَلَيْهَا عِلْمٌ تَكُونُ تِلْكَ الْوَرَقَةُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ سِتْراً فِيمَا بَيْنَهُ وَبَيْنَ النَّار.(151)
وقتي مؤمن ميميرد و از خود كاغذي كه بر آن علمي نوشته شده به جا ميگذارد، آن كاغذ بين او و آتش ستر و پوشش خواهد بود.
2ـ پيامبر اكرم ( صلی اللّه علیه و آله وسلم ) فرمود:
قَيِّدُوا الْعِلْمَ بِالْكِتَاب(152)
علم را به وسيلة نوشتن در بند كنيد.
3ـ امام كاظم ( علیه السلام ) فرمود:
لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُحَاسِبْ نَفْسَهُ فِي كُلِّ يَوْمٍ فَإِنْ عَمِلَ حَسَناً اسْتَزَادَ اللَّهَ وَإِنْ عَمِلَ سَيِّئاً اسْتَغْفَرَ اللَّهَ مِنْهُ وَتَابَ إِلَيْهِ.(153)
از ما نيست كسي كه هر روز به حساب خود رسيدگي نكند، پس اگر كار خوبي كرده از خدا تشكر و طلب توفيق بيشتر نمايد و اگر عمل زشتي انجام داده استغفار و توبه كند.
4ـ امام علي ( علیه السلام ) فرمود:
لَوِ اعتَبَرْتَ بِما صَنَعتَ مِنْ ماضِي عُمْرِكَ لَحَفِظْتَ ما بَقِيَ(154)
اگر به آنچه در گذشته كردهاي عبرت بگيري ما بقي عمر را مراقبت بيشتر خواهي كرد.
5ـ امام علي ( علیه السلام ) فرمود:
مَنْ اَعْجَبَه قَولُهُ فَقَدْ غَرَبَ عَقْلُه(155)
كسي كه از گفتار خودش خوشش آيد عقلش از او دور شده است.
6ـ امام صادق ( علیه السلام ) فرمود:
الْقَلْبُ يَتَّكِلُ عَلَي الْكِتَابَةِ(156)
دل به نوشته اطمينان و آرامش پيدا ميكند.
7ـ امام صادق ( علیه السلام ) فرمود:
احْتَفِظُوا بِكُتُبِكُمْ فَإِنَّكُمْ سَوْفَ تَحْتَاجُونَ إِلَيْهَا(157)
نوشته جات خود را محفوظ داريد كه در آينده به آن نياز پيدا ميكنيد.
16-پرهيز از ورود به مباحث حزبي
در اين باره به بيانات رهبر فرزانة انقلاب، حضرت آيةالله خامنهاي اشاره ميكنيم كه فرمودند:
از دو طرف نبايد لطمه بخوريم: نه ما بايد مسائل سياسي را به كلي از حيطة حرف و گفت و تلاش و مجاهدت تبليغي خودمان خارج كنيم، آن چنان كه دشمنان روي آن ده ها سال سرمايهگذاري كردند، ولي نهضت اسلامي آمد و اين سرمايهگذاري را آتش زد و از بين برد و گفتار و انديشة سياسي را وارد متن فعاليت هاي ديني كرد، و نه از اين طرف بايد بيفتيم كه تصور كنيم همه منبر، همة تبليغ، همة مخاطبه با مردم و با مؤمنين، يعني اين كه بنشينيم مسائل آمريكا و اسرائيل و مسائل سياسي را تحليل كنيم، نخير، يك كار واجبتر اگر نباشد، واجب ديگري وجود دارد و آن دل مخاطب شماست. دل و جان و فكر او را بايستي تعمير و آباد و سيراب كنيم.(158)
و در بياني ديگر به روحانيون توصيه كردند: اعتقاد من اين است كه، در اختلافات سياسي موجود خطي، بايد كمتر دخالت كرد و به يك معنا اصلاً نبايد دخالت كرد؛ (روحانيون) كوشش كنند هرچه بيشتر خود را از درگيريها دور نگه دارند. يعني آن جنبة پدري و عمومي را براي همة مردم داشتن؛ هر دو قشر متعرضا با يكديگر را فرزندان خود دانستن. اينها را بايستي رعايت كرد تا روحانيت همواره بالاتر از اختلافات بماند.(159)
مراقب باشيد كه، دستهبنديها و جناحبنديهاي سياسي در حوزه نفوذ و رشد نكند. جهت سياسي طلاّب همان جهت سياسي نظام و انقلاب است. همان جهت انقلاب را بايد ان شاءالله در تبليغات و در برخورد با مردم ـ قولاً و عملاً ـ پي بگيريد.(160)
مبلّغ حق باشيم نه حزب خاص
وقتي منبرها تحت تأثير تعريف و تمجيد از افراد و گروههاي خاص كه داراي افكار و سليقه هاي مشخص هستند قرار گيرد و مبلغ به دنبال تأييد يك فكر و يا سليقة سياسي باشد، ديگر نميتواند مبلغ خوبي براي دين باشد، اگرچه شايد آن حزب و يا فكر سياسي و اجتماعي فكر خوب و از جهاتي مورد پسند دين باشد، ولي بايد توجه داشت كه مبلغ، كار انبيا را در پيش گرفته است و مدار حركت انبيا بيان حق و حقيقت است. مبلغ بايد هميشه حق مدار باشد نه حزب مدار.
17-استقلال در انتخاب موضوع
(وَ إِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنا غَيْرَهُ وَإِذاً لاَتَّخَذُوكَ خَلِيلاً * وَلَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلاً)(161)
و چيزي نمانده بود كه تو را از آنچه به سوي تو وحي كردهايم گمراه كنند تا غير از آن را بر ما ببندي و در آن صورت تو را به دوستي خود بگيرند. و اگر تو را استوار نميداشتيم، قطعاً نزديك بود كمي به سوي آنان متمايل شوي.
از جمله اموري كه مبلغين با آن برخورد دارند و نيازمند دقت فراوان است انتخاب موضوع قابل استفاده براي سخنان در مجالس ديني است كه بايد تمامي عوامل مختلف به طور كامل مد نظر قرار گيرد. رعايت تناسب بين سخنان و علم و آگاهي مستمعين، توجه به نيازهاي واقعي مخاطبان، شناخت و آگاهي از فضاي حاكم بر جلسه و بعضي ديگر از عناويني كه براي انتخاب يك موضوع خوب، لازم است، در گذشته به آنها اشاره شد. البته نكتة مهم اين است كه بعد از بهره گيري از همة عوامل، انتخاب موضوع به عهدة شخص مبلغ است و استقلال او در اين باره بايد حفظ شود.
مبلّغ، ابزار ديگران
مبلغ در انتخاب مطالب، نبايد از ديگران جهتگيري داشته باشد، تا وسيله و ابزاري براي رسيدن ديگران به اهداف خود نشود. گاهي افرادي موضوع سخنراني را مشخص ميكنند وبه مبلغ جهت ميدهند كه گر چه در مواردي بدون غرضا و هدف خاصي است و فقط جنبة مشاورهاي دارد، ولي گاهي هدف آنان رساندن مطالب خود به ديگران از زبان روحاني و مبلغ است. در چنين مواردي ذكاوت و هوشياري روحاني است كه به كمك او آمده و از وسيله و ابزار شدن او جلوگيري ميكند.
سخن طبق وظيفه نه ميل ديگران
گاهي مبلغ از ديگران جهتگيري ندارد ولي نه آنچه را كه مردم نياز دارند و تذكرش ضروري است، بلكه موضوعي كه خوشايند مخاطب است، انتخاب ميكند. نوع بحث، موضوع انتخابي، طرز بيان و لحن را آن چنان انتخاب ميكند كه مستمع را جذب و او را از خود رضاي نگه دارد. از آية شريفهاي كه به آن اشاره شد فهميده ميشود، بعضيها به قصد دگرگون كردن نظرات سخنران، خود را به او نزديك ميكنند و با سخناني وسوسهانگيز به او القا ميكنند كه اگر چنين و چنان بگويد ما او را دوست خواهيم داشت و او را به انتخاب موضوعات مورد پسند آنان وادار ميكنند و البته در آن زمان براي اين مستمع خاص آن مبلغ بهترين و عالمترين است.
مثلاً : در محفلي كه مستمعين آن فقط سخن از امام زمان ( عَجَّل اللّه تعالي فرجَه الشریف ) را ميپسندند و يا مبلّغ ميداند براي جذب و حفظ آنان بايد از نظام جمهوري اسلامي و يا از بعضي مسئولين صراحتاً انتقاد كند و يا از بعضي علماي دين كه رويه فكري خاص خود را دارند انتقادهاي تند كند و البته در اين موقع احسنت گويان به او فراوان و موجبات خوشآيند آنان فراهم است وليكن همين شخص حاضر نيست كه فسق آشكار را در همين افراد صراحتاً تذكر دهد و در جهت اصلاح آنان برآيد؛ چرا كه اين چنين تذكري آنان را آزرده خواهد كرد و ديگر از او تمجيد نخواهند نمود. اگر چه اين مبلغ محترم براي اين كوتاهي خود توجيهاتي هم دارد كه اگر چنين است حفظ حرمت علماي دين و اصل نظام اسلامي كه بر مبناي محبت و مودت به اهل بيت پيامبر ( صلی اللّه علیه و آله وسلم ) پايهريزي شده است دلايل فراوان و مهمي را دارد. پس اگر فردي توجيهاتي را ميبيند بايد اين دلايل روشن را هم ببيند.
روايات :
1ـ پيامبر اكرم ( صلی اللّه علیه و آله وسلم ) فرمودند:
الْحَقُّ ثَقِيلٌ مُرٌّ وَالْبَاطِلُ خَفِيفٌ حُلْوٌ وَرُبَّ شَهْوَةِ سَاعَةٍ تُورِثُ حُزْناً طَوِيل(162)
حق سنگين و تلخ است و باطل سبك و شيرين، و چه بسا خواهش كم و محدود كه حزني طولاني را به بار ميآورد.
2ـ امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند:
الْعِزُّ أَنْ تَذِلَّ لِلْحَقِّ إِذَا لَزِمَك(163)
عزت و سربلندي اين است كه در برابر حق ذليل و تسليم باشي اگر بر تو لازم و واجب شد.
3ـ امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند:
أَتْقَي النَّاسِ مَنْ قَالَ الْحَقَّ فِيمَا لَهُ وَعَلَيْه(164)
باتقوا ترين مردم كسي است كه در آنچه به نفع او يا به ضرر اوست فقط حق را بگويد.
4ـ امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند:
اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُبْغِضُ مِنْ خَلْقِهِ الْمُتَلَوِّنَ فَلَا تَزُولُوا عَنِ الْحَقِّ وَأَهْلِه(165)
بدانيد كه خداوند در بين خلقش از انسانهاي متلوّن (متناسب با هرجا رنگ عوض ميكنند) بدش ميآيد، پس هيچگاه از حق و طرفدار حق فاصله نگيريد.
--------------------------------------------------------------------------------
بخش دوم : روش سخنراني
يادآوري
بعد از تذكرات عمومي كه در بخش اول مطرح شد به نكات ديگري كه نياز يك مبلغ دين است تا به آن توجه داشته باشد ميپردازيم.
از آنجا كه هدف و نوع برگزاري كلاس درس و كنفرانسهاي تحقيقاتي و يا خطابههاي حماسي، سياسي با منبر و سخن گفتن به سبك سنتي متفاوت است برحسب نياز روحانيون عزيز روشهاي كلاسداري و يا كنفرانسها و بحثهاي تخصصي را كنار گذاشته و فقط به موضوع خود ميپردازيم.
در يك سخنراني سه قسمت اساسي مورد نياز است و كمال سخن به كمال اين سه قسمت است :
قسمت اول: بيان احكام و فروعات فقهيه
قسمت دوم: بيان اخلاق و معارف ديني
قسمت سوم : ذكر توسل به اهل بيت عصمت و طهارت ( علیهم السلام ) (در بخش سوم به آن پرداخته مي شود)
البته ميتوان يك مجلس اختصاصاً احكام گفته شود و يا اخلاق باشد، كه ضمن داشتن فوايد، مستلزم توجه به شرايط كلاسداري است. آنچه در اينجا مطرح ميشود متناسب با منبرهاي اختصاصي و يا مشترك ميباشد و لذا ما بحث را در سه قسمت قرار ميدهيم، تا كمال آن را رعايت كرده باشيم.
فصل اوّل : بيان احكام و فروعات فقهيه
اهميت بيان احكام
مهمترين بخش دين، بيان احكام شرعي است. پيامبر اكرم ( صلی اللّه علیه و آله وسلم ) يكي از كارهاي خود را بيان احكام و پاسخگويي به مسائل شرعي روزمرة مردم قرار داد و از گفتن و يا پاسخ دادن به مسائل شرعي ابايي نداشت. وظيفة او اين است كه دين را آنچنان كه هست براي مردم بازگو كند. قسمت اعظمي از دين، احكام مورد ابتلاي مردم است. ائمة اطهار ( علیهم السلام ) بخش مهمي از زندگي خود را در جهت بيان احكام دين و مسائل شرعي سپري كردهاند. مسأله گفتن نه تنها وظيفه، بلكه افتخار بزرگي است. چه بسيار انسانهايي كه به علت ندانستن يك مسأله، نمازها و عبادتهاي باطل دارند و چه بسيار كساني كه با يادگيري يك مسألة ديني عمري را به پاكي و طهارت ميگذرانند. جميع رواياتي كه در فضيلت علم و طالب علم دين آمده است اولين و بارزترين مصداقش كساني هستند كه در جهت يادگيري احكام شرعي خود ميكوشند.
كار بزرگ علماي دين و مراجع تقليد، بعد از عمري تحقيق، بيان احكام شرعي ومشخص كردن وظيفة مردم در امر عبادات و معاملات است و چه مهمي از اين بالاتر!
حقيقتاً بايد گفت چه قدر سادهانديشند كساني كه گفتن مسأله را كسر شأن خود ميدانند و بيان مسأله شرعي و مذاكرة آن را كوچك ميشمارند.
1-نكات مهم در بيان مسأله شرعي
الف: حفظ جايگاه علما در نزد عامة مردم
علما وارثان انبيا و حصن دين به شمار ميروند. تضعيف اين جايگاه در نزد مردم در حقيقت تضعيف تشيع و دين به حساب ميآيد. آنچه تا به امروز تشيع را در موضعي محكم قرار داده است و در دنياي پر تنش و اقيانوس متلاطم حوادث، در زمان غيبت كبراي حضرت امام زمان ( علیه السلام ) حفظ كرده است، استقامت و پايداري علماي دين و اطاعت مردم از آنان است و اگر آن جايگاه عظيم مردمي و احترام خاص مردم به علما نبود شايد آنها در بسياري از امور توان مقابله با دشمنان اسلام و تشيع را نداشتند؛ پس بر مبلغ لازم است در بيان مسائل فقهي از كلماتي استفاده كند كه شأن عالمان ديني حفظ شده و موجب اهانت به آنها نشود. بياحترامي نسبت به علما و مراجع تقليد، در حقيقت اهانت به حوزههاي علمية شيعه و شخص مبلّغ است چرا كه اين به مانند نشستن بر شاخه و بريدن آن است.
نكته: بعضي از روحانيون چون با فتوايي و نظر عالمي از مجتهدان دين مخالفند يا آنرا بازگو نميكنند و يا با كنايههاي خاصي در قالب زبان يا اشاره و حركات، ناخرسندي خود را از آن نشان ميدهند و گاهي مشاهده شده برضاد فتواي مجتهدي با شدت به مخالفت ميپردازند و چون اينگونه افراد معمولاً در حد اجتهاد نيستند و قدرت استنباط احكام را ندارند، مخالفت آنها جز تحقير خود در نزد مردم و تضعيف جايگاه علمي ايشان اثر ديگري ندارد. علاوه بر اينكه از حدود وظيفة مبلّغ كه فقط رساندن فتوا به مردم است خارج شدهاند.
ب: تفكر در چگونگي طرح مسأله
افرادي در مجالس و محافل شركت ميكنند كه شايد قبل از آن هرگز شركت نكرده باشند و يا كمتر در محافل ديني حضور يافته باشند و بعد از آن هم شايد يا فرصت شركت نداشته و يا كمتر شركت كنند، به همين جهت مبلغ احكام دين قبل از ورود به بحث بايد بداند چه مسألهاي را ميخواهد بگويد؟ و اين مسأله چه پيش نيازهايي دارد؟ از چه مقدماتي استفاده كند تا اين مسأله بهتر و كاملتر در ذهن مخاطب قرار گيرد؟
بيان هر مسأله نياز به مقدمهاي براي ورود به بحث و بعد از آن ذيالمقدمه و در آخر نتيجهگيري است و چون هر مسألهاي ميتواند فروعات و شاخههاي مختلفي داشته باشد، بايد نسبت به آن موارد نيز اشارهاي بشود تا مخاطبين فروع گوناگون را با يكديگر اشتباه نكنند.
شروع ذكر مسأله ميتواند با طرح يك سؤال فقهي و تبيين آن باشد و يا اينكه با ذكر يك مثال از مسائل روزمره و پاسخ آن صورت پذيرد.
ج: تكيه بر مسائل متفق عليه و پرهيز از بيان اختلافات
در هر جلسهاي كه مبلغ مشغول سخن گفتن است افراد زيادي وجود دارند كه مقلد مجتهدين مختلف هستند. ممكن است در يك جلسة 50 نفره، بعضي از آنها از مجتهدي خاص تقليد كنند و شايد براي بيان يك مسأله لازم باشد فتواي 5 مجتهد و يا بيشتر در ذهن باشد.
با توجه به اينكه يادگيري و حضور ذهن داشتن نسبت به همة مسائل و اختلافات آن مشكل است، يا ممكن نيست و ضمن اين كه بيان همة اختلافات و نظرات فقهي در يك جلسه موجب تشويش خاطر مردم و مستمعين گشته و چه بسا به خاطر عدم توجيه صحيح، نسبت به علما و نظرات فقهي آنها بدبين شوند؛ لذا بر مبلغ است كه حتي الامكان مسائل متفق عليه را مورد تذكر قرار داده و از اختلافات فقهي و ذكر آنها پرهيز نمايد و در حال ناچاري نظر اكثر را مطرح كرده و فتواي يك مجتهد كه با ديگران فرق دارد را تذكر دهد. تا به اين وسيله قدرت يادگيري و علاقهمندي مخاطبين را به مسائل فقهي تقويت نموده و لذت احكام ديني را به كام آنها بنشاند.
نكته: بيان اختلافات، مختص محافلي است كه مختص به احكام است و به شكل كلاس درس اداره ميشود كه در آينده به آن خواهيم پرداخت.
د: به روز بودن مطالعات
علم در حال پيشرفت است و هر روز بر دامنة علوم افزوده ميشود، مخصوصاً كه در مسائل فقهي فروعات جديد و يا تحقيقات تازه در اختيار مجتهدين قرار ميگيرد و امكان تغيير فتوا بسيار زياد است. اگر چه رساله هاي عمليه تا زماني كه خلاف آن ثابت نگشته، معتبر است ولي بر مبلغ دين است كه مطالعات خودش را به روز كرده و هر روز به فروعات تازه و نظرات جديد فقها از هر طريقي كه ممكن است دسترسي پيدا كند.
چند توصيه :
1ـ به حافظة خود و معلومات قبل اعتماد نكرده و حتماً به رسالههاي عمليه مراجعه كند.
2ـ رساله هاي عملية جديد را مورد مطالعه قرار داده و حتي الامكان از رساله هاي عربي فقها استفاده كند.
3ـ اگر امكان دسترسي به كامپيوتر و اينترنت دارد از سايتهاي مخصوص علما و مراجع استفاده كند.
4ـ از مقايسة احكام با يكديگر و پاسخگويي بر مبناي حدس واحتمال جداً پرهيز نمايد.
5ـ براي ذكر مسائل فقهي حتيالامكان از روي كتاب خوانده تا اعتماد و اطمينان عمومي حاصل گردد.
هـ : رعايت تناسب مسأله با مخاطبين
براي مفيد بودن جلسات و بهرهمندي بهتر و بيشتر از آن و همچنين ماندگاري بيشتر در حافظة مخاطبان، بايد تناسب بين آنها و مسأله مورد نظر رعايت شود؛ چرا كه در پرتو رعايت تناسب، مسألهاي مطرح ميشود كه روزانه آن گروه از مخاطبان با آن سر و كار داشته و مبتلاي به آن هستند. البته بعضي مسائل شرعي مربوط به همة مكلفين و مورد استفادة آنهاست مثلاً احكام نماز و شكيات و همچنين احكام روزه در ماه مبارك رمضان، وليكن در همان مورد هم ميتوان به گوشههايي از احكام كه ارتباط بيشتري با جمع حاضر در جلسه دارد اشاره كرد. پس غير از اين مسائل همگاني، در جلسات خاص و مستمع خاص، بايد مسائل شرعي منطبق با آن افراد، از لحاظ جنسيت و سن و تحصيلات و شغل آنها مورد تذكر قرار گيرد.
چند مثال:
1: در جمع زنان مسائل مربوط به پوشش در نماز و غير نماز، حقوق شوهر و فرزندان، سخن گفتن بانامحرمان و قرار گرفتن در مكان خلوت با آنها، نذر زنان بدون اذن شوهر و يا زنان شاغل داراي درآمد و حساب مالي و خمس آنها ميتواند مطرح شود.
2: در جمع جوانان و نوجوانان: احكام نماز، طهارت از حيث صحت وضو و غسل و اسباب آنها و همچنين از لحاظ اجتماعي، سخن گفتن با نامحرم و حدود آن، شرايط خواستگاري و لوازم آن. در محيط خانواده، اطاعت از والدين از نظر شرعي، حقوق متقابل بين آنها و والدين و بين آنان و برادران و خواهرانشان.
3: در جمع تجار: احكام معاملات، شرايط متعاقدين و بيع و شراء، معامله با خردسالان، احكام ربا و موارد آن و همچنين خمس اموال و طريق محاسبة آن، خريد و فروش چك و يا پول و بقية مسائل مرتبط با بازار.
4: در جمع كارمندان: احكام كسب حلال و چگونگي وظايف اجير در انجام كارها، حقوق بازنشستگي و محاسبة آن، پرداخت حق بيمه و كسب درآمد از طريق بهرهوريهاي آخر سال، بيان حقوق بيت المال و مردم و راه رعايت آن در ادارات.
2-روشهاي بيان مسائل فقهي
اول: روشهاي بيان مسأله در مجالس ويژة بيان احكام
از ابتدا تا انتها، مسائل شرعي مورد بحث و تبادل نظر قرار ميگيرد و اين نيز به سه روش ممكن است:
الف: بيان مسائل شرعي به طور موضوعي و ترتيبي
از ابتداي رساله شروع كرده و مباحث را دستهبندي نموده و براي مخاطبين بيان كند، مثلاً بحث اجتهاد و تقليد را در چند بخش تقسيم نمايد: اصل ضرورت تقليد، تشخيص مرجع تقليد، تشخيص اعلم، راه بدست آوردن مسائل مجتهد و همچنين فوت مجتهد، تقليد از ميت و شرائط آن.
و يا مثلاً بحث نجاسات و مطهرات را به همين كيفيت مطرح نمايد.
ب: بيان مسألة شرعي به روش بيان تفاوتها (مقايسهاي)
مثلاً: در يك جلسه تفاوت بين وضو و غسل را تماماً بيان كند كه به اين وسيله اين دو واجب را نيز آموزش داده است. و يا مثلاً تفاوت بين نمازهاي واجب و مستحب را كه در رسالههاي عمليه پراكنده و در مواقع و جاهاي مختلف بيان شده است جمعآوري كرده و در يك يا چند جلسه بيان كند.
و يا تفاوت روزة ماه رمضان با روزههاي ديگر، اعم از قضاي رمضان و روزه هاي واجب ديگر مثل نذر و يا تفاوت روزه هاي واجب با مستحب .
ج: بيان مسائل شرعي به روش انتخاب عناوين خاص
مثلاً يك عنوان و يا موضوع خاص را در نظر بگيرد و در رابطه با آن عنوان در كل رساله و در تمام بخشهاي آن هر مسألهاي موجود است بيان كند.
چند مثال:
1ـ بچههاي غير مميّز: تولد آنها، غسل آنها، تطهير بول آنها و فرق بين دختر و پسر، حتي فوت آنها، غسل و يا كفن و دفن آنها، نگاه به عورت آنها و ... .
2ـ بچههاي مميز: آب كشيدن اشيا توسط بچة مميز، اتصال صفوف جماعت با بچههاي مميز، اقامة جماعت به امامت مميز، خسارت رساندن او به اموال ديگران، كسب درآمد آنها و خمس آن، نگاه آنها به نامحرم و پوشش نامحرم از آنها و يا نگاه مردان به دختر بچههاي مميز، خريد و فروش اشيا توسّط بچههاي مميز و شرايط آن، مُحرِم كردن آنها در حج و عمره و احكام آن و ... .
3ـ پوشش: پوشش در نماز براي مردان و زنان، پوشش در غير نماز براي مردان و زنان. پوشش و حدود آن بين زوجين و ديگران، لباس نازك و جوراب نازك، لباسهاي شهرت و پوشيدن آن، لباسهاي اختصاصي مردان و زنان و پوشيدن آن براي جنس مخالف، پوشش در حال احرام در حج و عمره براي مردان و زنان، پوشيدن طلا براي مردان و احكام آن و فرق آن با پلاتين، پوشيدن زيور آلات در حال نماز، پوشش ميت و مقدار آن و تعداد لازم از كفن و ديگر احكامي كه در فصلهاي مختلف رسالة عمليه در رابطه با پوشش و لباس آمده است.
نكتة1: همانگونه كه روشن شد روش عنواني به علت تنوع در بحث و گستردگي مطالب ميتواند جذابيت ويژهاي داشته باشد.
نكتة2: بايد توجه داشت كه براي ايجاد جذابيت در اين كلاسها ميتوان از روشهاي مقايسهاي و يا پرسش و پاسخ و يا روشهاي عملي و همچنين استفاده از تخته و نوشتن تقسيمات بر روي آن استفاده نمود.
عناوين ديگر كه ميتواند مورد بحث باشد مثل عنوان خون (دم)، مو (شعر)، شستشو (غسل) و ... كه هر كدام در فصلهاي مختلف رسالههاي عمليه احكام خاصي را دارند.
جهت اطلاع بيشتر، به كتابهايي كه در اين زمينه نوشته شده است، مراجعه شود.(166)
دوم : روشهاي بيان مسأله در مجالس تلفيقي
مجالسي كه مختص بيان احكام نيست بلكه تلفيقي از احكام و اخلاقيات ميباشد.
در اينگونه جلسات به خاطر محدوديت زماني كه مبلغ دارد، نميتواند در بيان احكام به بحث گسترده و عميق بپردازد، و لي ترك احكام نيز صحيح نميباشد و به جهت اهميت، بايد هميشه مورد تذكر باشد؛ لذا مبلغ به تذكر مختصري در اين باره اكتفا كرده و بعد از آن به بحث اخلاقي خود ميپردازد.
اين شيوه سخنراني، از شيوههاي ديگر آن (احكام گفتن خاص و يا بيان اخلاقيات صرف) ارجحيت دارد. آميخته بودن تمام مسائل ديني و عجين شدن فقه با اخلاق و توسل به اهل بيت ( علیهم السلام ) جذابيت ويژه داشته و رتبهاي از كمال و ارزش را به آن بخشيده است.
اما همين شيوه از بيان احكام شرعي نيز داراي شكلهاي مختلفي است كه هر كدام در زمان و محل خاصي ميتواند به كار گرفته شود:
1ـ بيان مسألة فقهي بدون ارتباط با مباحث اخلاقي
اين خود به دو شيوه ممكن است:
الف : بيان مسألة شرعي به صورت پيوسته
بيان مسأله بدون ارتباط با مباحث اخلاقي، ولي مرتبط با مباحث فقهي و مسائل شرعي كه در جلسات قبل مطرح شده و يا در جلسات بعد مطرح خواهد شد. مثلاً احكام وضو را طي چند جلسه به عنوان مسائل فقهي در ابتداي جلسه مطرح ميكند ولي ارتباط با مباحث اخلاقي ندارد. و يا مثلاً شكيات نماز را در طي 10 جلسه مفصل با ذكر مثالها تبيين كند.
تذكر: اين روش از طرح مسائل فقهي براي جلساتي مناسب است كه در يك مكان و مستمع خاص برگزار ميشود مانند مجالسي كه به عنوان دههاي در ماه محرم و يا ماه رمضان در يك هيئت و يا منزل كه اكثر مستمعين در اين جلسات مشترك هستند.
ب : بيان مسألة شرعي به صورت غير پيوسته (مجزّا)
بيان مسألة فقهي بي ارتباط با مباحث اخلاقي و همچنين بي ارتباط با مسائل فقهي مطرح شده در جلسات قبل، يعني در هر جلسه يك مسأله از بابهاي مختلف بيان شود.
البته لازم به ذكر است كه روش اول در جلسات دههاي و پيوسته مناسبتر است؛ زيرا هم مبحثي از مباحث فقهي به طور كامل بيان شده و هم انگيزة مستمع را براي شركت در جلسات بعد بالا ميبرد و روش دوم اكثراً در محافلي به كار برده ميشود كه به صورت تك جلسهاي و در يك زمان برگزار ميشود.
بهترين كلام
بايد توجه داشت كه در مسأله گفتن «رعايت اختصار» شرط اساسي است و با گفتن مسائل مختلف و گوناگون نبايد زمينة تشويش در ذهن مخاطب را ايجاد نمود؛ چرا كه ظرفيتهاي مخاطبين مختلف است و مبلغ بايد مسائل را متناسب با ظرفيت مخاطب بيان كند و مسلماً اگر يك مسأله به طور كامل و روشن مطرح شود بهتر از آن است كه مسائل مختلف و فروعات گوناگون در يك جلسه بيان گردد و نتيجة مثبتي هم بر آن مترتب نباشد.
اما نكتة قابل توجه اين است كه بايد خلاصه گويي باعث نقص در بيان مسأله نباشد و مضر به يادگيري مخاطب نشود. گاهي خلاصهگويي و عدم توجه به جوانب يك مسأله و عدم يادآوري فروعات مهم در اطراف آن، باعث عدم يادگيري صحيح شده و يا باز شدن راه فرار براي آنان كه ميخواهند از احكام و دستورات ديني به هر شكلي شانه خالي كنند ميگردد. مخصوصاً در احكام خمس (هديه، ارث و ...) بايد احكام را دقيق مطرح كرد. مطلق گويي و عدم تبيين مسأله مشكل ساز است، مثلاً ميگويد: خانة مسكوني خمس ندارد، ولي نميگويد: كسي كه تا حال اصلاً محاسبه مالش را نكرده چه كند؟
ميگويد: هديه مشمول خمس نيست، ولي نميگويد: فتواي برخي علما آن است كه هديه اگر از مؤونة سال زياد بيايد يا بماند و استفاده نشود خمس دارد.
ميگويد: ارث، خمس ندارد، ولي نميگويد: اگر آن را سرماية كسب قرار داد، ما زاد و سود آن مشمول خمس است يا نه؟
2ـ بيان مسألة فقهي مرتبط با مباحث اخلاقي
اين بخش، از روشهاي خوب و ظريف است كه بسياري از اهل فن و بزرگان اهل سخن و تبليغ، از آن استفاده ميكنند و نيازمند دقّت و لطافت و همچنين هنر ارتباط دادن مباحث است. علم و آگاهي از مباحث فقهي و فروعات دقيق آن و كيفيت ارتباط با مباحث اخلاقي و همچنين هنر مطرح كردن مباحث از نگاههاي مختلف و زواياي گوناگون آن از لوازم استفاده از اين روش است.
چون هدف ما از اين نوشتار، جهتدهي به طلاب جوان و عزيزاني است كه به تازگي وارد عرصة تبليغ گشتهاند و ميخواهند به وظيفة خود، يعني تبليغ دين عمل كنند لذا به چند مورد به عنوان مثال اشاره ميكنيم:
مثال :
1: مبلغ دربارة مسّ و دست زدن بدون وضو به اسم خدا و پيامبر ( صلی اللّه علیه و آله وسلم ) و ائمة معصومين ( علیهم السلام ) و حكم آن سخن ميگويد و بعد به بحث احترام به رسول اكرم ( صلی اللّه علیه و آله وسلم ) و جايگاه او در قرآن و نزد پروردگار ميپردازد.
2: مسأله غصبي نبودن آب وضو و مكان آن، يا مكان نمازگزار را مطرح ميكند و متصل به آن بحث رعايت حقوق ديگران و احترام اموال مردم در اسلام را وارد ميشود.
3: مسألة حرمت حضور در مجالس معصيت و گناه را به عنوان مسألة فقهي ذكر ميكند و به عنوان مثال، مجالس غيبت و يا موسيقي را بيان كرده و بحث اخلاقي خود دربارة مذمت غيبت و آثار سوء آن را مطرح ميكند.
4: مسألة خلوت كردن مرد و زن در مكاني كه ديگري قدرت ورود ندارد را مطرح كرده و ضمن اشاره به ادارات و مؤسسات و شركتها كه گاهي چنين مواردي در آن هست، به بحث اخلاقي آثار سوء عدم رعايت حريم و حدود بين مرد و زن ميپردازد.
5: مسألة حجاب و حدود آن در نماز و غير نماز را بيان ميكند و در ادامه به نگاه ارزشي اسلام به زن و رعايت شخصيت حقيقي زن در اسلام پرداخته و حرمت شكني نسبت به زن در قالب سخنان فريبنده را تذكر ميدهد.
6: تأثير امر و نهي پدر و مادر و رضاايت و عدم رضاايت ايشان در مسائل فقهي را يادآور شده و متصل به آن عظمت والدين و وجوب احترام به آنها و رعايت حقوق متقابل را ذكر ميكند.
3 : بيان مسألة فقهي در بين مباحث اخلاقي
روش ديگري كه براي بيان مسائل شرعي ميتوان مورد استفاده قرار داد، اين كه مبلغ بعد از شروع به بحث اخلاقي، به بعضي از مسائل شرعي و فتاواي فقها، به مناسبت اشاره كند.
مثال :
1: بحثي پيرامون ارزش زن در جامعه و يا احترام والدين آغاز كند و در بين آن به احكام فقهي موجود در اين باره بپردازد.
2: توضيح يك قاعده از قواعد دين را بيان كند و در بين به مباحث فقهي مرتبط با آن بپردازد.
3: بحثي اعتقادي را در حكمت پروردگار در عالم شروع كند و در لابهلاي بحث به حكمت بعضي از احكام ديني و مباحث فقهي پرداخته و به بعضي از فتاواي فقها به مناسبت بحث اشاره كند.
فصل دوم : بيان معارف ديني و اخلاقيات
معارف دين داراي بخشهاي مختلف و متنوعي است كه هر كدام نيازمند اجراي روش و سبك خاصي است. اعتقادات، شامل مباحث توحيد، نبوت، معاد و غيره سبك بيان خودش را داشته و اخلاقيات كه شامل اخلاق فردي، خانوادگي، اجتماعي، سياسي ميباشد، بايد به صورتي خاص و ويژه مطرح شود، همانگونه كه تفسير و تاريخ اسلام نيز نوعي خاص از بيان را ميطلبد.
سخنرانيهاي سياسي و يا خطابههاي حماسي در موقعيتهاي خاص و در بين جمعيتهاي خاص نيز از جمله مواردي است كه در كيفيت سخن و سخنوري بايد به آن پرداخت، ولي چون در اين نوشته، هدف، راهكار نشان دادن به طلاب جوان است از بيان اين قسمتها صرف نظر شده و فقط به 4 موضوع مي پردازيم:
1ـ اعتقادات
2ـ اخلاقيات
3ـ تفسير
4ـ تاريخ اسلام.
شيوة بيان معارف ديني (در چهار مورد ياد شده)
بعد از اين كه مبلغ، احكام را در حد 5 تا 10 دقيقه بيان كرد و با ذكر صلوات آن را خاتمه داد، شروع به بيان مباحث اخلاقي و معارف ديني مينمايد. طبعاً شروع بايد با قرائت آيهاي از آيات قرآن در زمينة همان موضوع و مبحث باشد. البته ميتواند آية قرآن يا حديث شريف را در ابتداي سخن، بعد از خطبة اوليه قرائت كند و بعد از بيان احكام، آن را توضيح دهد و نيز ممكن است اول احكام را متذكر شود و بعد از آن آيه و يا حديث شريف را خوانده و بحث اخلاقي يا معرفتي خود را آغاز نمايد.
نكته:
قرآن كتاب جامع و فراگير است و معتقد هستيم كه در تمام زمينهها دستوراتي ولو به نحو كلي و جامع از قرآن وجود دارد، پس هيچگاه نبايد سخنراني خود را از آيات قرآن خالي گذاشت، بلكه بهتر است طليعة سخن با ذكر آيه يا آياتي از قرآن كريم باشد.
در اين فصل نيز همانند فصل قبل، مبلغ بايد علاوه بر نكات عمومي كه در بخش اول از اين نوشتار اشاره شد به نكات دقيق ديگر نيز توجه داشته باشد كه به بعضي از آنها اشاره مي شود:
مثل خردمندان فكر كنيد اما با مردم به زبان خودشان حرف بزنيد.