کجا صدا باید بالا و کجا باید پایین باشد ؟
صدای بالا(بالاتر75%) | جهنم و عذاب و جملات ادبی منفی |
صدای متوسط رو به بالا(75%) | تأکید،عظمت،صفات برتر الهی،ترجمه، متون علمی،کافرین و کارهای بد1،سرزنش و عتاب |
صدای متوسط(50%) | صحبت های معمولی،شأن نزول، مقدمه |
صدای متوسط رو به پایین(25%) | مومنین و کارهای خوب و حس تأسف خوردن |
صدای پایین(زیر 25%) | بهشت و نعمت و جملات ادبی مثبت |
اما کجا صدای خود را بالا و کجا پایین بیاریم؟ در کنفرانس تفسیری برای هر متن صدای مخصوص به خودش را به کار می بریم،به جدول بالا توجه کنید همانگونه که در این جدول مشاهده می کنید هر متنی متناسب با اصل موضوع خودش صدای مخصوص به خودش را دارد فی المثال صدای عذاب؛مطمئنأ برای نشان دان عذاب الهی نمی توان ازلبخند و صدای لطیف و پایین استفاده کرد همانگونه که نمی توانیم نعمت های الهی را با صدای بلند و خشن ادا کنیم !
الف - صدا و احساس عذاب وجهنم:
برای نشان دادن عذاب الهی باید متناسب با متن آن صدای بالا را به کار ببریم و البته توجه داشته باشید که صدای بلند با داد زدن فرق دارد صدای بلند دلنشین و جذاب است اما «داد» گوش خراش و آذار دهنده است و نکته ظریفی که داد را به صدای بلند و جذاب تبدیل می کند داشتن تکنیک احساس است ما همانگونه که بر ای هر متن صدای مخصوص به خودش ر ا به کار می بریم متناسب با آن احساس مخصوصش را هم به کار می بریم هنگام گفتن متن عذاب باید حس عذاب، حس خشن که درآن توبیخ کافران است به کار برده شود ما در هنگام گفتن عذاب الهی در مورد بدکاران هیچگاه برای آنها تأسف نمی خوریم بلکه آنها را به خاطر اعمال بدی که انجام دادند توبیخ می کنیم پس مخلوط کردن احساس خشن در صدای بلند ،تیزی و گوش خراشی صدای ما را کاهش می دهد و به جای آن جذابیت به صحبتمان اضافه می شود توجه داشته باشید که صدای عذاب های اخروی از عذاب های دنیوی بیشتر و حس آن نیز خشن تر است واما
نکته ی آخر که در این قسمت باید متذکر بشوم این است که گاهی اوقات متونی ادبیه منفی در لا به لای متن تفسیری می آید که معمولأ درراجع با نکوهش کافران است که اگر در آن قسمتی که ما می خواهیم تفسیر کنیم آیات عذاب نباشد می توانیم این متون ادبی را با همان لحن و صدای عذاب بیان کنیم اما اگر هم متن عذاب داشتیم و هم متن ادبی منفی باید این متن های ادبی را با یک درجه صدای پایین تر بیان کنیم یعنی صدای عذاب از متن ادبی بیشتر باشد
ب- صدا و احساس متونی در راجع با کافران و بدکاران:
اولأ اینکه فرق بین این قسمت با قسمت پیشین این است که قسمت قبل فقط درمورد عذاب های کافران در دنیا و آخرت است
اما این قسمت در راجع با خود کافران و زندگی آنها و کارهای بد و ناهنجاری که انجام می دهند، است. صدایی که برای این قسمت به کار می بریم متوسط رو به بالاست یعنی از صدای معمولی ما بلندتر و از صدای بالای ما پایین تر است و متناسب با این متن هم همان حس منفی و حس توبیخ را به کار می بریم
ج- صدا و احساس متون تأکیدی:
گاهی اوقات با متونی روبرو می شویم که در آنها درباره ی عظمت الهی ، صفات برتر خداوند همچون علیم ،قدیر،حکیم،مالک و.. و هم چنین عظمت شخصیت بزرگان دین همچون رسول لله و اهل بیت (ع) صحبت شده است ،این مطالب درباره ی عظمت و بزرگی صحبت می کنند پس ما هم در صحبت خود این عظمت را نشان می دهیم و بر آن تأکید می کنیم؛ هم با حس تأکیدی و هم با صدای 75% این مهم را انجام می دهیم
به طور کلی هر جا که متو جه شدیم متنی در راجع با عظمت صحبت می کند ما با استفاده از این صدا بر آن تأکید می کنیم و ناگفته هم نماند که برای حس تأکیدی باید مقداری از صدا را در گلو خفه کنیم و آن صدای خفه شده در گلو باقی می ماند و موجب بم شدن صدا می شود یا به عبارتی دیگر مثل این است که ما می خواهیم دادا بزنیم اما داد نمی زنیم !
د- صدا و احساس ترجمه:
تمام تلاش ما در کنفرانس تفسیر این است که اولأ تمام صحبت به هم پیوسته باشد دومآ بدون این که اعلام کنیم چه کاری را می خواهیم انجام دهیم شنونده متوجه کار ما شود فی المثال در ترجمه، بدون این که اعلام کنیم می خواهیم برای شما ترجمه کنیم ،متوجه شوند که ما وارد ترجمه شده ایم و بدون اینکه اعلام کنیم ترجمه تمام شده است بفهمند که ترجمه ی ما تمام شده است برای این منظور دقیقآ برعکس آنچه را که در بخش مطالب اصلی انجام می دهیم در ترجمه پیاده می کنیم؛یعنی متن دقیقآکتابی ؛لحن خشک و بی احساس وصدای ما هم معمولی و یکنواخت است حتی برای متن عذاب و نعمت هم یک صدا را به کار می بریم و حتی توصیه می شود که به صورت بریده بریده ی بدون مکث ترجمه را بگوییم یعنی هر جمله را به چند بخش تقسیم می کنیم و بامکثی کوتاه در حد 2ثانیه بخش های مختلف را بیان می کنیم ناگفته نماند که میزان صدای به کار رفته در این قسمت هم همان صدای متوسط رو به بالاست.
و- صدا و احساس متون علمی:
گاهی اوقات در بین مطالب متونی علمی می آیند که درباره بدن انسان و زمین و آسمان و..برای ما صحبت می کنند درستی این مطالب از قبل برای ما اثبات شده اند،پس ماهم بردرستی آنها تأکید می کنیم لذا برای این قسمت هم از همان صدای متوسط رو به بالا استفاده می کنیم اما فرق آن با قسمت های قبلی این است که در عین عامیانه صحبت کردن با صدای متوسط رو به بالا،از حس خاصی استفاده نمی کنیم و تقریبأخشک و بی روح صحبت می کنیم اما صدای آن نباید یکنواخت باشد و باید بالاپایین شود پس به طور خلاصه تر متن علمی باید خشک و بی احساس ،با صدای متوسط رو به بالا باشد و صدایش بالا پایین نیز شود
ه- صدا و احساس مقدمه:
مقدمه ها معمولأ جزء متن های معمولی هستند پس صدای معمولی را هم برای آنها به کار می بریم(صدای متوسط 50%) یعنی حس خاصی برای آنها به کار نمی بریم و صدای ما هم زیاد بالا پایین نمی شود البته توجه داشته باشید زیاد بالا پایین نمی شود یعنی از صدای کاملأ یکنواخت هم استفاده نمی کنیم و مقدار کمی هم احساس را با آن مخلوط می کنیم اما نه آن اندازه که برای متن های اصلی تفسیر به کار می بریم.
ی- صدا و احساس شأن نزول:
شأن نزول همانگونه که می دانید معمولأ یک داستان است پس ما هم از صدای تقریبأ داستان وار برای آن استفاده می کنیم یعنی صدای تقریبأ معمولی (متوسط 50%)که حس خاصی هم ندارد اما فرق آن با صدای مقدمه این است که در این قسمت اجازه داریم به صورت عامیانه تر صحبت کنیم.
ط- صدا و احساس متونی در ارجع با مومنین و کارهای خوب:
دقیقآ برعکس آنچه را که درمورد کافران و بدکاران به کار می بریم در این قسمت پیاده می کنیم یعنی از صدای متوسط رو به پایین(25%) استفاده می کنیم صدایی که از پایین ترین صدای ما بالاتر و از صدای معمولی ما پایین تر است و احساسی را هم که برای این متون استفاده می کنیم همان احساس لطیف و مثبت است و در واقع خوب و پسندیده بودن این افراد و اعمال آنها را با لحن و احساس مثبت خود نشان می دهیم
ظ- صدا و احساس حالت تأسف:
گاهی اوقات متونی به چشم می خورند که از تأسف و پشیمانی خبر می دهند که معمولأ در تفسیر،این متون مربوط می شوند به اظهار پشیمانی کافران و بدکاران در مورد خودشان که چرا فلان کار را نکردیم چرا فلان کار بد را انجام دادیم و ای کاش...در این قسمت هم از صدای متوسط رو به پایین استفاده می کنیم و احساس بغض و پشیمانی را در صدای خود مخلوط می کنیم حالتی شبیه به آنکه کسی می خواهد گریه کند اما گریه نمی کند یعنی بدون این که گریه کنیم باید حالت گریه در صدا و احساس ما مشخص باشد و به این نکته ظریف توجه داشته باشید که وقتی ما درمورد کافران صحبت می کنیم آنان را توبیخ می کنیم و از صدای 75% استفاده می کنیم اما وقتی خود کافران در مورد خودشان و در مورد پشیمانی خویش صحبت می کنند ما هم از زبان خود کافران ایراد سخنرانی می کنیم و همان حسی که یک کافر از گفتن این مطالب می تواند داشته باشد را در صحبت خویش اجرا می کنیم .
ع- صدا و احساس بهشت و نعمت های دنیوی و اخروی:
در این قسمت هم دقیقأ برعکس آنچه را که در حالت عذاب داشتیم اجرا می کنیم یعنی از صدای پایین استفاده می کنیم ،یکی از جذاب ترین و زیباترین صداهایی که ما در کنفرانس خود می توانیم به کار ببریم البته به شرطها و شروطها صدای پایین اگر بدون احساس مربوط به خود به کار برده شود غیرقابل شنیدن می شود ،برعکس صدای عذاب که بدون احساس به داد تبدیل می شد.
و ناگفته هم نماند که حس این متون حسی بسیار لطیف و مثبت است همان حالتی که در گرفتن یک جایزه ،یک هدیه ی خیلی باارزش به ما دست می دهد.
پس خودمان را به جای یک مومن بگذاریم که در قیامت نامه ی اعمالش را به دست راستش داده اند و فرشتگان به او سلام و تهنیت می فرستند و او اینک وارد بهشت برین می شود و از زیباترین و برترین نعمات الهی استفاده می کند خودمان را به جای چنین کسی بگذاریم و از جای او حرف بزنیم.
نکته آنکه حس و صدای نعمات اخروی از نعمات دنیوی باید لطیف تر و مثبت تر باشد چراکه مطمئنأ نعمات اخروی از دنیوی بهتر و برترند
نکته ی بعد آنکه گاهی در بین تفسیر حرفی از نعمات الهی نیامده است اما متونی ادبی مثبت در وصف زیبایی طبیعت و آسمان و زمین و موجودات آن،و لطافت، رحمانیت و غفار بودن خداوند می آید که به منظور استفاده از صدای جذاب و دلنشین پایین، می توانیم این متون راهم به همان صدای نعمت و بهشت بگویم اما اگر هم نعمت و هم جملات ادبی مثبت داشتیم چه؟ این قسمت ها را با صدای بالاتر می گوییم و حس لطیف آنها هم نسبت به نعمت و بهشت کمتر است
ک- صدا و احساس نتیجه گیری:
با قسمت های مختلف صدا و احساس برای متون مختلف آشنا شدیم اما برای ترجمه ،همان صداها را با یک درجه بالاتر یا یک درجه پایین تر می گوییم ،به طور مثال اگر ما هم در بین مطالب اصلی و هم در نتیجه گیری در راجع با صدای عذاب صحبت می کنیم در مطالب اصلی با صدای بلندتر و خشن تر صحبت می کنیم و در قسمت نتیجه گیری از صداو خشن بودن صدا کاهش می دهیم یا بلعکس صدای نعمت در نتیجه گیری باید بیشتر از صدای نعمت در بین تفسیرباشد
چند نکته ی تکمیلی در راجع با فن بیان:
1- مکث های مسحتب و حرام !
بیشتر اوقات مکث کردن بین صحبت نشان دهنده ی عدم تسلط بر موضوع و از یاد رفتن متن است که ما از آن به عنوان مکث حرام یاد می کنیم که به ازای هر کدام آن یک نمره از شما کم خواهد شد
اما گاهی اوقات می توان بر ای زیبایی صحبت خود در بعضی جاهای بخصوص مکث کنیم یعنی همان مکث مستحب که بیان ما را جذاب تر می کنند !
این قسمت ها عبارتند از: پس از پرسیدن سوال چند ثانیه مکث می کنیم و بعد جواب آن را می دهیم– پس از نقل کردن حدیث( که می گوییم مثلأ اما صادق (ع) می فرمایند: و چند ثانیه مکث می کنیم و بعد حدیث را می گوییم) – بین مطالبی که با صدای بلند ادا می کنیم چند مکث کوتاه سبب زیبایی صحبت ما می شود – در بین بخش های مختلف ترجمه مکث های 2 ثانیه ای می کنیم – در بین بخش های مختلف کنفرانس (یعنی مثلأ قرائت تمام شده است ما چند ثانیه مکث می کنیم و بعد ترجمه را می گویم یا بین ترجمه و شأن نزول چند ثانیه مکث می کینیم
2- گاهی اوقات چند کلمه ی مربوط به هم را پشت سر هم می آورند مثلأ چشم و گوش و قلب یا روحانی عرفانی و معنوی ؛ که ما هر کدام از این کلمه ها را به یک روش مختلف ادا می کنیکم مثلآ یکی را باصدای کمی پایین تر و یکی را با صدای کمی بالاتر می گوییم یا یکی را می کشیم و یکی را سریع می گوییم
3-شیوه ادا کردن کلمات:
قسمت های مختلف صدا که پیش از این دربتره ی آنها صحبت شد، به جملات مربوط می شود ،یعنی فی المثال یک جمله به طور کلی درمود عذاب صحبت می کند و ما هم به طور کلی از صدای بلند استفاده می کنیم اما در خود همان جمله هم کلماتی وجود دارد که به آنها استرس جمله می گویند یعنی کلمات اصلی این جمله که شیوه ی ادای مخصوص به خود را دارند .به مثال زیر توجه کنید:
در این دنیای بسیار گسترده انواع و اقسام نعمت های جذاب به چشم می خورند
کلمه ی گسترده را باید به گونه ای ادا کنیم که وسیع و گسترده بودن آن مشخص باشد مثلأ آن را می کشیم اما کلمه ی جذاب را هم باید به گونه ای جذاب بیان کنیم که برای این منظور از صدای لطیف و جذاب استفاده می کنیم به چند مثال دیگر توجه کنید:
1- وسیع،گسترده،بسیار زیاد،دورتا دور، گرادگرد،همه جا ، همه کس ،از این جا تا به آنجا و..
که معمولأ برای این کلمات صدای خود را می کشیم تا زیاد بودن آن را نشان دهیم
2- یا کلماتی متضاد مانند:زشت و زیبا،خوب و بد،بالاو پایین، قعر دریا ،اوج کوه،عزت و ذلت،راست و چپ و...
که در این قسمت کلمه ی مثبت مانند عزت را با صدای لطیف و کلمه ی منفی مانند ذلت را با صدای خشن تر می گوییم
3- یا کلماتی مانند: عظیم ،بزرگ،قدرتمند، قوی،علیم ،حکیم ،اعلم، مالک و.. برای این کلمات باید از صدای تأکیدی استفاده کنیم و بر عظمت آنها تأکید کنیم
4- یا کلماتی که در باره ی عذاب صحبت می کنند:
عذاب های الهی،دود های متراکم،خشم و غضب، شعله های فروزان، آب های جوشیده، جهنم سوزان و...
برای این کلمات هم از صدای بلند و خشن استفاده می کنیم
5- یا کلماتی که در راجع بانعمت صحبت می کنند:
بهشت برین، لطیف، زیبایی ها، رود های شیر و عسل ، گل های زیبای خوشبو ، حوریان بهشتی ،جام های شراب طهور بهشتی و..
که این کلمات را هم با صدای پاین و لطیف بیان می کنیم
فن بیان بجز صدا و احساس:
فن بیان ما به طور کلی از 5بخش تشکیل می شود که دوبخش آن یعنی صدا و احساس را به طور مشروح توضیح دادیم اما سه عامل دیگر که باید هماهنگ با صدا و احساس ما کار کنند تا بتوانیم یک کنفرانس عالی داشته باشیم:
1- حرکات دست:
یکی از عوامل موثر که باعث جذب شنونده ها به صحبت خودمان می شود داشتن حرکت دست است یعنی دست ما هم متناسب با متنی که می گوییم باید حرکت کند و خود همین حرکت دادن دست های ما به طور ناخودآگاه باعث جلب توجه و جذب شنونده به صحبت می شود. اولین نکته در این مورد این است که دست های ما باید در یک محدوده خاص حرکت کنند و زیاد آنهارا بالا پایین نکنیم؛از حرکات دست مصنوعی بپرهیزید کسی که متن تفسیر راخوب فهمیده باشد به صورت طبیعی حرکات دستش را انجام می دهد اما بعضی کلمات و جملات هستند که حرکت دست مخصوص به خود را می طلبند مثلأ به طور معمول بهشت و نعمت و مومن و کارهای خوب را با دست راست نشان می دهند و جهنم وکافرو بدکاران و عذاب را با دست چپ به نمایسش می گذارند وقتی که می خواهیم به خداوند اشاره کنیم دستمان را به سمت بالا می گیریم و اما در مورد اشخاصی سوم شخص که در راجع با آنها صحبت می کنیم با دستمان به سمت پشت سر خود اشاره می کنیم در راجع با خودمان با دست به سمت خودمان اشاره می کنیم و جایی که صحبتمان در مورد همه ی مردم است با دو دست به سمت جمعیت اشاره می کینم و مواردی از این قبیل..
حرکت چشم:
عامل برقرار کننده ی ارتباط عاطفی با حضار مستمع به صحبت های ما ،چشم های ما است. باید نگاهمان را به طور مساوی بین همه تقسیم کنیم و حتی در چشم هرکدامشان در حد چند ثانیه خیره بشویم تا با این کاربه آنان اجازه ی صحبت کردن و گوش ندادن به صحبت های خودمان را ندهیم. توجه داشته باشید که به هیچ وجه به یک نقطه خیره نشوید همانگونه که بعضی یا فقط مستقیم نگاه میکنند بعضی نگاهشان را به سقف بعضی هم به زمین می دوزند که صددرصد کاری اشتباه است !
حالت چهره:
عامل نشان دهنده ی احساس درونی ما حالتی است که چهره ی ما به خود می گیرد پس کسی که حالت چهره اش متناسب با متون مختلفی که بیا ن میکند تغییر نکند مصنوعی صحبت می کند و آن جذابیت لازم را نخواهد داشت
لذا ما هم متناسب با متنی که می گوییم حالت خاص آن را هم به چهره ی خودمان می دهیم. در هنگام عذاب چهره ی خود را عبوس و خشمگین و در هنگام نعمت چهره ای بشاش و خندان را به خود می گیریم البته نه اینکه گریه کنیم یا کاملأ بخندیم، نه! بلکه تنها حالت خنده و گریه در چهره ی ما نمایان می شود گویا میخواهی بخندی اما نمیخندی فقط برق خنده بر چشمان و لبخندی ملیح بر لبان ظاهر می شود و ناگفته هم نماند که گرفتن حالتی خاص به چره ،ناخودآگاه حس آن حالت را هم در درون ما بوجود می آورد یعنی آگر با حالت بشاش صحبت کنیم مطمئنأ حس لطیف و مثبت هم در ما بوجود می آید وبلعکس.
چند نکته ی پایانی:
1- نحوه ی کنفرانس دادن و انتخواب آیات به این شرح است که داوران محترم از قبل آیات را تقسیم می کنند و در برگه هایی می نویسند و شما هم باید یکی از برگه ها را بردارید و آیه ی مورد بحث خود را انتخواب کنید و 10 دقیقه هم وقت دارید که خودتان راآماده کنید و بعد کنفرانس بدهید.
2- حتمأ آیاتی که برای شما انتخواب شده را ابتدا پشت سر هم بخوانید و بعد پشت سرهم ترجمه کنید از اینکه آیات را تک تک بخوانید و تک تک ترجمه کنید بپرهیزید.
3- پس از گفتن نام و یاد خداوند بگوید قال الله الحکیم فی محکمة کتابه ( خداوند در کتاب محکم و استوارش فرموده) و بعد شروع به قرائت کنید. لازم نیست که اعلام کنید کدام آیات را میخواهید بخوانید.
4- همانگونه که پایان قرائت را می کشند به گونه که مشخص است قرائت تمام شده است در پایان ترجمه هم صدای خود را کمی میکشیم وتن صدای خود را پایین می آوریم
5- اگر برای آیه شأن نزول وارد نشده بود اینگونه پس از ترجمه وارد تفسیر می شویم: این آیات که شأن نزول خاصی برای آنها در تفسیر مرجع ذکر نشده، دقیقأ در ادامه ی آیات قبل از خود صحبت می کنند که آیات قبلی در باره ی فلان موضوع صحبت می کردند و این آیات هم درباره ی این موضوع..
اما اگر آیات ابتدایی سوره برای ما افتاده افتاده بودند میگوییم این آیات که شأن نزول خاصی برآنها وارد نشده است آیات ابتدایی سوره ی فلان هستند که در راجع با این موضوع صحبت می کنند..
6- یکی از مهمترین اصول خطابه نحوه ی شروع و پایان دادن صحبت است ما ابتدای صحبتمان را باید خیلی آرام و باصدای معمولی شروع کنیم و پایان تفسیر قبل از نتیجه گیری را هم باصدای پایین و آرام به پایان برسانیم و همین کار را هم در پایان نتیجه گیری انجام می دهیم و باگفتن یک شعر زیبا یک دعای عربی جذاب صحبتمان را به پایان می رسانیم که باز هم توصیه می شود در این قسمت از شعر استفاده کنیم.
7- نکته ای که ناگفته ماند در مورد قرائت آیات است که درست خواندن آن در فن بیان شما تأثیر دارد و حفظ کردن آن هم 2 نمره ی مثبت علاوه بر100 نمره ی اصلی برای شما به ارمغان می آورد!
که باز توصیه می شود چون ابتدای صحبت است آیات را با ترتیل بخوانیم و درضمن غلط اعرابی در هنگام قرائت نظر منفی زیادی در داور ایجاد می کند.
8- و آخرین نکته هم اینکه تا زمانی که به متن اصلی کاملأ مسلط نشده اید نمیتوانید هیچ کدام از اصول فن بیان را اجرا کنید و قدم مهمتر هم مرحله ی کتبی این مسابقات است که در قسمت بعد به شرح آن می پردازیم
مثل خردمندان فكر كنيد اما با مردم به زبان خودشان حرف بزنيد.