لزوم مقدمه در سخنوري
لزوم مقدمه در سخنوري
يکي از مهم ترين و اصولي ترين نکات در سخنراني، ايراد مقدمه است، اگر شما بتوانيد با يک مقدمه مختصر، زيبا و جذاب، سخنراني را آغاز کنيد، آن وقت ميتوانيد مخاطب خود را وارد جلسه کرده و او را همراه با خودتان به هدفي که در نظر داريد برسانيد.
حال، اين مقدمه ميتواند به اقتضاي موضوع سخن و محتواي آن متفاوت باشد. ممکن است از يک بيت شعر شروع کنيد، شايد هم يک سوال و يا يک داستان بسيار کوتاه و حتي يک ضرب المثل مرتبط با موضوع، مقدمه شما را تشکيل دهد. به هر حال در بسياري از سخنراني ها ايراد مقدمه، لازم و ضروري است.
مقدمه، براى سخن، از دو ديدگاه قابل بحث است. يكى از جهت لزوم و عدم لزوم، و آن ديگر از جهت كميت و كيفيت، كه بايد در آن ملحوظ گردد. در اينجا، به اختصار پيرامون هر دو قسمت توضيح داده مىشود.
حال، اين مقدمه ميتواند به اقتضاي موضوع سخن و محتواي آن متفاوت باشد. ممکن است از يک بيت شعر شروع کنيد، شايد هم يک سوال و يا يک داستان بسيار کوتاه و حتي يک ضرب المثل مرتبط با موضوع، مقدمه شما را تشکيل دهد
قسمت اول
لزوم و عدم لزوم مقدمه، به اعتبار تفاوت محتواى سخن، و همچنين با توجه به شرايطى كه سخنران در آن قرار دارد، به چهار قسم قابل تقسيم است.
1. آن جا كه ذكر مقدمه براى توضيح مطلب لازم و ضرورى است.
2. آن جا كه مقدمه ضرورت ندارد، ولى ذكرش مفيد و ثمربخش است.
3. آن جا كه مقدمه لازم نيست و اگر گفته شود زايد و خلاف بلاغت است.
4. آن جا كه مقدمه زيان بار و مضر است و بايد ترك شود.
اول. مقدمه براى سخن در جايى لازم و ضرورى است كه مطلب مورد بحث، بدون ذكر مقدمه، آن طور كه بايد روشن نمىشود و شنوندگان از هدف گوينده به خوبى آگاه نمىگردند.
مثلاً، خطيب مىخواهد در مجلسى راجع به تكامل اختيارى انسان سخن بگويد و حضار محضر، از جهت درك و فهم، مردمى متوسط و پايين تر از متوسطاند اين آيه را تلاوت مىنمايد.
يا ايها الذين آمنوا استجيبوا لله و للرسول اذا دعاكم لما يحييكم.(1)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، اجابت نماييد خدا و رسول را، وقتى دعوت مىنمايند به چيزى كه شما را زنده مىكند.
خطيب، براى توضيح آيه، در مقدمه سخن مىگويد: آدمى داراى دو حيات است. يكى حيات حيوانى و آن ديگر حيات انسانى. حيات حيوانى ما، مثل حيات تمام حيوانات، به جبر آغاز مىشود و به جبر پايان مىپذيرد. هيچ حشره و حيوانى به اراده خودش زنده نمىشود و به اراده خودش نمىميرد. حيات حيوانى ما هم مانند حيات ساير حيوانات جبر است.
اما حيات انسانى ما در اختيار ماست. اگر بخواهيم، مىتوانيم انسان باشيم، انسان زندگى كنيم، و انسان بميريم و اگر بخواهيم، مىتوانيم حيوان باشيم، حيوان زندگى كنيم و حيوان بميريم.
برنامه حيات حيوانى ما، مثل ساير حيوانات، به قضاى الهى در نظام تكوين پايه گذارى شده و به جبر اجرا مىشود. اما برنامه حيات انسانى ما، به مشيت حضرت بارى تعالى، در نظام تشريع پايه گذارى شده و اجرا و عدم اجراى آ در اختيار ما است. اين آيه مىگويد: اى اهل ايمان، دعوت خدا و رسول را اجابت نماييد، و وقتى برنامه انسانيت را ارائه مىكند و شما را به زندگى انسانى دعوت مىنمايد.
لازم است سخنران، با بيان اين مقدمه، مطلب آيه را توضيح دهد و معنى حيات انسانى را، كه با اجابت دعوت خدا و پيامبر به دست مىآيد، به مستمعين بفهماند و آنان را به فرا گرفتن تعاليم اسلام و به كار بستن آن ترغيب و تحريص نمايد.
دوم. سخنران مىخواهد در روز اول ماه رمضان، درباره روزه بحث كند. ضرورت ندارد كه براى آن مقدمهاى ذكر نمايد، بلكه مىتواند بدون مقدمه، وارد بحث روزه شود و بعضى از رواياتى كه در فوايد دنيوى و اخروى روزه رسيده است، بخواند و مىتواند آيه مربوط به فريضه روزه را در آغاز سخن قرائت نمايد.
يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون.(2)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، روزه بر شما واجب شده، همچنان كه بر امتهاى قبل از شما واجب گرديد. شايد بدين وسيله پرهيزكار شويد.
به استناد جمله آخر آيه، خطيب مىتواند مسئله تقوى را مقدمه سخن قرار دهد، پارهاى از روايات تقوا را بخواند و نتيجه بگيرد كه تقوا، حس خويشتن دارى و تملك نفس از گناه است و قرآن شريف روزه را يكى از مجارى نيل به تقوى معرفى نموده است.
منبع:
1. انفال ، 24.
2. بقره، 183.
سخن و سخنوري - محمد تقي فلسفي
تبیان
مثل خردمندان فكر كنيد اما با مردم به زبان خودشان حرف بزنيد.