باید های گفتاری وآداب سخن گفتن از دیدگاه قرآن

قرآن کریم ، کلام الهی و پیام آسمانی است که خداوند متعال جهت هدایت و سعادت انسان آنرا نازل فرمود ، کلامی است زیبا ، رسا ، پر مطلب و در اوج فصاحت و بلاغت که برای عوام و متخصیصان علوم ، پیام و درس آموزنده دارد تکرار آن ، ملال آور نیست و تفکر و تدبیر در آن ، چشمه های حکمت و اندیشه و طریق هدایت را در مسیر انسانیت قرار می دهد ، هم به گمشدگان وادی حیرت ، راه نجات و سعادت را نشان می دهد و هم به پویندگان طریق هدایت ، عزّت و شرافت می بخشد ، نه فروغ صحبتش به خاموشی می گراید و نه آموزه های حیات بخشش رنگ زوال و نابودی می پذیرد زیرا که : « انّا نحن نزّلنا الذکر و انّا له لحافظون» (1)


ما قرآن را نازل کردیم و حفاظت از آن بر عهده ی خودمان است.

مصطفی را وعده کرد الطاف حق                              گر بمیری تو ، نمیرد این سَبَق

من کتاب و معجزت را حافظم                                  بیش و کم کن را زقرآن رافضم

از هراس و ترس کفار لعین                                    دینت پنهان می شود زیر زمین

من مناره پر کنم آفاق را                                      کور گردانم دو چشم عاق را

چاکرانت شهرها گیرند و جاه                                  دین تو گیرد زماهی تا به ماه

تا قیامت باقیش داریم ما                                     تو مترس از نسخ دین ای مصطفی (2)

قرآن کریم ، امانت پیامبر عظیم الشأن اسلام است که فرمود : انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی (3). لذا بر ما مسلمانان است که آن را پاس بداریم و امانت دار خوبی باشیم ، پاسداشت و امانتداری در قرائت آن ، نیکو نگه داری و حفظ حرمت آن ، حفظ آیات روح بخش کلام وحی ، تدبّر و تفکر در آن و عمل به دستورات الهی است که همه جزو وظایف مسلمانان و جامعه اسلامی است و اساس این وظیفه ، همان عمل به دستورات الهی و آیات روح بخش قرآن کریم است.

در این مقاله بر آنیم که در راستای عمل به قرآن و دستورات خداوند متعال به صورت موضوعی ، آیاتی چند در باره ی آداب سخن گفتن و بایدهای گفتاری را بررسی نماییم ، گفتار و کلام که نعمت بزرگ الهی بر انسان است و وجه تمایز انسان بر دیگر موجودات و مخلوقات می باشد و ابزار گفتار را هم خداوند در اختیار انسان قرار داد تا او در راستای اهداف متعالی انسانیت وکمال خود بهره گیرد و به جایی برسد که همکلام با فرشتگان و ملکوت اعلی و بالاتر حتی همکلام با خداوند متعال گردد ، چنانچه انبیاء و اولیاء الهی به این مقام نائل آمدند و پیامبر خدا حضرت موسی ، مُلّقب به حکیم الله گردید ، لذا با نگاه ارزشی به تکلّم و عنصر زبان به برخی از بایدهای گفتاری از دیدگاه قرآن کریم می پردازیم:

1 ـ محکم و مستدل سخن گفتن:

« یا ایها الذین آمنوا اتقّو الله و قولوا قولاً سدیداً » (4) ای کسانی که ایمان آوردید تقوای الهی پیشه کنید و قول سدید و محکم و مستدل بگویید.

کلمه ی سدید چنانچه مفسران قرآن تفسیر نموده اند به معنای کلامی است که مطابق با واقع وحق باشد و دارای فایده بوده و در آن لغو نباشد ، سخنی که همچون سد محکم مانع از فساد و باطل     می گردد. (5)

گفتار سدید و محکم همان کلامی است که با منطق و عقل ، دلیل و برهان همراه است و چنان از وزانت و استحکامی برخوردار شده است که هیچ گونه شک و شبهه و روزنه تعارض و اختلاف در آن وجود ندارد و چون استحکام و منطق به همراه خود دارد ماندگار و جاوید خواهد بود و ثبات و بقاء آن همانند کلام خدا در قرآن ماندگار است.

این آیه دستور مهمی به جامعه اسلامی و مسلمانان و بلکه تمام نیک اندیشان و مُصلحان می دهد که سخن را با منطق و بُرهان استحکام بخشند و بدون پشتوانه ی قوی ، سخن نگویند ، لذا در حدیث شریف از پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله نقل شده است که :«ما جلسَ رسول الله (صلی الله علیه و آله) علی هذا المنبر قطّ الّا تلا هذه الآیه : یا ایها الذین آمنوا اتقّوا الله قولوا قولاً سدیداً»

هرگز پیامبر بر این منبر ننشست مگر اینکه این آیه را تلاوت می نمود.(6)

علمای اخلاق ، زبان را یکی از نعمتهای بزرگ و با برکت الهی می دانند که مؤثرترین وسیله در هدایت واصلاح افراد است ، ساده ترین راه انتقال مفاهیم دینی به دیگران زبان است ، در عین اینکه معونه ی بسیار اندکی هم بر شخص تحمیل می کند اما در همین حال ، زبان را عضوی خطرناک خصوصاً پر گناه از اعضای بدن می دانند تا بدانجا که «غزالی» صاحب کتاب «احیاء العلوم» بیست گناه و انحراف را بر می شمرد که از زبان صادر شده است. برخی از عالمان دیگر این گناهان را سی گناه برشمرده اند که خود حاکی از هشداری است که زبان ، عاملی بَس خطرناک در ترویج و توسعه گناه است ، لذا پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم فرمودند:« لا یَستقیم ایمان ُ عبدٍ حتّی یَستقیم َ قبله ولا یستقیم َ قبله حتی یستقیم َ لسانه»(7)

ایمان هیچ بنده ای به راستی نمی گراید مگر اینکه قلبش مستقیم گردد و قلبش مستقیم نمی شود جز آنکه زبانش درست شود.

امام سجاد علیه السلام که با تقدیم عبادات خالصانه به درگاه الهی و کنترل زبان از آفتها ، مُلقّب به سید الساجدین و زین العابدین گردیده است   و صف حال اعضای بدن را اینگونه تشریح می نماید که این شرح حال خود هشداری مهم برای مراقبت از زبان می باشد: زبان هر انسان ، صبحگاهان هر روز از اعضاء و جوارح انسان احوالپرسی می کند و می گوید : «کیف اصبحتم ؟» چگونه صبح کردید و حال شما چطور است؟ همه در پاسخ می گویند:« بخیر انْ ترکْتَنا » اگر تو بگذاری ما خوب هستیم تو را به خدا سوگند رعایت حال ما را بنما زیرا « اِنّما نُثابُ بکً و نعاقب بک»  ما به واسطه تو به ثواب می رسیم و یا مجازات می شویم.

گناهانی همچون دروغ وشایعه پراکنی ، سخن چینی ، تهمت و افتراء ، شهادت باطل ، اشاعه ی فحشاء و منکرات ، تبلیغ باطل  و دهها گناه دیگر که همه به واسطه ی زبان اشاعه پیدا می کند در حالی که هیچ دلیل و پشتوانه ای هم ندارد و در اصل ، سخن گفتن بدون دلیل و منطق است.

این آیه هشداری است به جوامع اسلامی که به سرعت تحت تأثیر شایعات و دروغ ها سخنان باطل و بی دلیل قرار نگیرند و کلام را با منطق و برهان قبول کنند و نه تنها خود سخنان لغو و بیهوده و       بی منطق را نگویند بلکه عامل پخش آن سخنان هم نباشند و در صورت پخش ، تحت تأثیر اینگونه از کلمات قرار نگیرند و تا تحقیق و بررسی نکرده اند تحت تأثیر قرار نگیرند و مراقب باشند با پخش اینگونه سخنانی جامعه مورد التهاب و تنش قرار نگیرد تا آرامش روحی و روانی افراد در جامعه حفظ شود و همچنین آرامش جامعه هم حفظ شود که در این صورت همان وعده الهی محقق       می شود که در ادامه آیه مذکور می فرماید:« یُصلح لکم اعمالکم و یغفر لکم ذنوبکم »(9)

کنترل زبان و پخش نکردن سخنان سُست و بی اساس و بدون دلیل ، سبب می شود که اعمال انسان ، صالح باشد و سلامت عمل فرد بر سلامت جامعه هم تأثیر می گذارد و جامعه هم صالح می شود و خداوند متعال هم به واسطه این اعمال نیک ، از گناهان در می گذرد و در این مسیر او را کمک خواهد نمود.

اگر هر شخص مسلمان ، این اصل قرآنی یعنی سخن گفتن به صورت محکم و مستدل را مورد عمل قرار دهد و عامل به آن باشد بسیاری از انحرافات و کجروی ها خصوصاً شایعه پراکنی ، خرافه گویی ،فتنه گری تهمت زنی و دها گناه دیگر که موجب حرمت شکنی افراد و تخریب جامعه می شود از بین می رود و مدینه ی فاضله و آرمان شهر تحقق می یابد.

آدمی مخفی است در زیر زبان                              این زبان پرده است بر درگاه جان

چون که بادی پرده را درهم کشید                        سّرِ صاحب خانه شد بر ما پدید

کاندر آن خانه ، گُهر یا گندم است؟                    گنج زر یا جمله مار و کژدم است

یا در او گنج است و ماری بر کران                       ز آنکه نَبّود گنج زر بی پاسبان (10)

2 ـ نیکو سخن گفتن:

رعایت ادب کلامی در برابر دوست و دشمن و عاری بودن سخن از کلمات نا مناسب و زشت و با زبان خوش و خوب با مردم سخن گفتن ، ادب دیگری است که قرآن کریم بر آن سفارش فرموده است و جزو بایدهای گفتاری قرآن می باشد ، در سوره بقره آیه هشتاد و سوم به پیمانهای الهی که از بنی اسرائیل گرفته است اشاره می کند که آن پیمانها ، جزء اصول و قوانین ثابت الهی در تمام ادیان است ، یکی از آن پیمانها این است :« قولُوا للناس حُسنا» با مردم به نیکی سخن بگویی.

نکته مهم در این آیه این است که خداوند خطاب نمی کند که به هم کیشان و هم مذهبان خود به نیکی سخن بگویید ، بلکه با عموم مردم حتی دشمنان خود ( کلمه ناس یعنی عموم مردم که شامل دشمنان هم می شود) نیکو سخن بگویید.

خالی بودن سخن از کلمات ناپسند و توهین آمیز و فحش و ناسزا ، علاوه بر آنکه معّرفت ادب و نزاکت شخص است ، تأثیر گذاری سخنش را در طرف مقابل هم بیان می کند ، برخی چنان مؤدب به نیکو سخن گفتن شده اند که حتی کلماتی که کوچکترین احساس بی احترامی به طرف مقابل است را به کار نمی برند ، حتی در نزد دوستان و نزدیکان خود که برخی از آداب به خاطر اُنس و الفت برداشته می شود اما هیچ گاه نزاکت کلام و عفت آن را از بین نمی برند ، فرزندان خود را با ادب و احترام صدا می زنند ،به همسران خود با بهترین کلمات یاد می کنند ، دوستان و آشنایان و  هم کیشان و حتی مخالفان خود را با ادب و احترام صدا می زنند ، چه زیبا از کلمات استفاده         می کنند و استخدام الفاظ مناسب در کلام دارند که به قول معروف از بین سه کلام بفرما ، بنشین و بتمرگ که هر سه یه مفهوم را می رساند اما از زیباترین لفظ استفاده می کنند که علاوه بر بیان شخصیت خود ، حرمت طرف مقابل را هم محفوظ نگه می دارند.

سیره و رفتار نبی مکرم اسلام و اهل بیت علیهم السلام و بزرگان دین بیانگر این روش قرآنی است و می توان با الگو گیری از آن بزرگان حتی در مقابل دشمن ، این آیه قرآن را در اعمال و گفتار خود متجلّی سازیم.

در تاریخ نقل شده است  که در ماجرای کربلا ، خصوصاً در روز عاشورا بر خی از لشکریان عمر سعد برای تضعیف روحیه یاران امام حسین علیه السلام از بدترین کلمات استفاده کردند و با طعنه ها و سخنان زشت سعی در تخریب جبهه ی مقابل را داشتند اما امام حسین علیه السلام آن سلاسه ی رسول الله صلی الله علیه و آله کوچکترین بی حرمتی از دهان مبارکشان خارج نشد و با الفاظی حَسن و نیکو با آنان سخن می گفت و درسی جاوید و پایدار در تاریخ باقی نهاد.

درست گوی و بهنگام گوی و نیکو گوی                که سخت مشکل کاری است کارِ گفت و شنود

اگر سلامت خواهی به هر مقام ، زبان                    مکن دراز که آن خنجریست خون آلود(11)

پی نوشتها:

(1)  سوره حجر آیه 9

(2) مثنوی معنوی ، دفتر دوم ص 242 با اندکی تلخیص

(3)صحیح مسلم کتاب فضایل الصحابه ح36

(4) احزاب / 70

(5) تفسیر نمونه ج 17 ص 475

(6) الدر المنشور طبق نقل تفسیر المیزان ج 16 ص 376

(7) بحار الانوار ج 71 ص 287

(8) بحار الانوار ج 71 ص 287

(9)  احزاب / 71

(10) مثنوی معنوی

(11) ملک الشعراء بهار

 

http://teymoori.andishvaran.ir/fa/ShowNote.html?DataID=547&ReturnPageID=67

 


بایدهای گفتاری و آداب سخن گفتن از دیدگاه قرآن (2)


در قسمت قبل دو مورد از بایدهای گفتاری و آداب سخن گفتن از منظر قرآن کریم ذکر گردید که آن دو عبارت بودند از :
1. محکم و مستدل سخن گفتن و به تعبیر قرآن ، قول سدید گفتن که مطابق واقع است و مانند سدِّ محکم ،مانع بسیاری از سخنان سُست و بی اساس ، شایعات و فتنه ها می شود.
2. نیکو سخن گفتن و رعایت ادب گفتاری در برابر مردم که مانعی برای سخنان توهین آمیز وغیر مؤدبانه می شود . در این قسمت به برخی دیگر از آداب گفتاری  و نحوه سخن گفتن از نظر قرآن کریم می پردازیم.

3. تطبیق در گفتار و کردار و سخن گفتن به همراه عمل:

« یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لِمَ تَقُوُلونَ مِالا تَفعَلُونَ » (1) ای کسانی که ایمان آورده اید چرا سخنی می گویید که عمل نمی کنید.

یکی از نشانه های انسانهای مؤمن و راستین، آنست که گفتار و کردارشان با یکدیگر هماهنگ است ، آنان  سخن نمی گویند که بر خلاف آن عمل کنند و عمل آنان هم هماهنگ با گفتار صادقانه شان است.

برخی در گفتار آنچنانند که خواجه ی شیراز به توصیف آنان سراییده است:

واعظان کین جلوه در محراب ومنبر می کنند  چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند

پرسشی دارم زدانشمند مجلس باز پرس       توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند

گوئیا باور نمی دارند روز داوری           کاین همه قلب و دَغل در کار داور می کنند

و یا به تعبیر شیخ اجل سعدی شیراز :

ترک دنیا به مردم آموزند                          خویشتن سیم و غلّه اندوزند

عالِمی را که گفت باشد و بس                      هر چه گوید نگیرد اندر کَس

عالَم آن کس بُوَد که بد نکند                        نه بگوید به خلق و خود نکند

و چون سخن همراه با عمل نباشد و رنگ و بوی صداقت و یکسانی به خود نگیرد ، تأثیری بر مستمع خود نخواهد داشت و خشم خداوند متعال را هم به همراه خواهد آورد: کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّهِ أَنْ تَقُولُوا مِالا تَفْعَلُونَ (2)

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ذیل این آیه شریفه کلامی بَس  لطیف و پر معنا دارند که : بین آن شخصی که سخن می گوید و از ابتداء قصد عمل به آن سخن را ندارد با کسی که قصد انجام عمل را دارد اما کوتاهی می کند و منصرف می شود فرق است زیرا اولی منافق است و در وجود او ، نفاق شکل گرفته است و دومی نوعی خلف وعده است که بر ضعف و سستی اراده ی انسان دلالت دارد. (3)

زبان ، ترجمان دل است  و اگر بین زبان و عمل هماهنگی نباشد نشانه ی نفاق است و منافق از سلامت روح و جان برخوردار نیست و لذا نفاق گونه برخورد کردن و عدم انطباق قول و عمل ، عاملی مهم در ایجاد روحیه ی سلب اعتماد و اطمینان در افراد جامعه است مردمی که سخن می گویند اما صادق نیستند و به آن عمل نمی کنند نمی توانند به یکدیگر اعتماد و اطمینان داشته باشند این حالت خصوصاً اگر در الگوها و اسوه های جامعه شکل گیرد و عالمان و مربیان و اندیشمندان و سیاستمداران جامعه ، تناقض در گفتار داشته باشند جامعه به سمت سقوط و نابودی پیش خواهد رفت ، آنان که نفاق گونه عمل می کنند به خشم الهی گرفتار خواهند شد و در دنیا نیز عاقبتی جز رسوایی و نابودی نخواهند داشت.

آنچه این آیه ی کریمه به ما می آموزد عمل کردن به گفتار و سخنان و توأمان شدن این دو می باشد به گونه ای که امام صادق علیه السلام ، معیار شخص عالم را توأم گشتن سخن او با عملش می داند: یَعنیِ بالعلماء مَن صدَّقَ فِعلُهُ قوله و من لم یُصَدَّقْ فعِلُه قولَه فلیس بعالم.(4)

عنان به میکده خواهیم تافت زین مجلس       که وعظ بی عملان ، واجب است نشنیدن  (حافظ)

سرنوشت ملتی که گفتار آنان با اعمالشان هماهنگ است و تطبیق دارد و صادقانه سخن می گویند و عمل  می کنند و از تخلف و نفاق و کسالت دوری می کنند عاقبت بخیری و سعادت دنیوی و اُخروی است اما آنان که سخنورند اما اهل عمل نیستند و خلف وعده می کنند و یا منافقانه حرف می زنند خسر الدنیا و الآخره می شوند و عاقبت اسیر شیطان و دشمنان خواهند گشت.

 

دوش می گفت بلبلی با باز                          کز چه حال تو خوش تر از من؟

تو که زشتی و بد عبوس و مهیب                     تو که لالی و گنگ و بسته دهن

مست و آزاد روی دست شهان                       با دو صد ناز می کنی مَسکن

من بدین ناطقی و خوش خوانی                     با خوش اندامی و ظریفی تَن

قفسم مسکن است و روزم شب                      بهره ام غصه است و رنج و مِحن

باز گفتا که راست می گویی                        لیک سرّش بود بسی روشن

دأب تو گفتن است و نا کردن                       خوی من کردن است و نا گفتن

4 . نرم و متین و عدم خشونت در گفتار:

ادب دیگر سخن گفتن از نظر قرآن کریم ، با نرمی و ملایمت صحبت کردن است به گونه ای که خشونتی در کلام نباشد ، قرآن کریم در این باره می فرماید: فَقُولَا لَهُ قَولاً لَّیِّناً لَّعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أو یَخشَی (5)

خداوند در این آیه به حضرت موسی و هارون که مأموریت ارشاد و هدایت فرعون به آنان واگذار می شود تذکر می دهد که با فرعون ، به نرمی سخن بگویید شاید پند و اندرز گیرد و یا بترسد.

این آیه درس مهم وقابل توجه ای دارد که حتی دربرابر دشمنان  و دشمنی به مانند فرعون که مدعی خدایی بود و نعره ی: أنَا رَبُّکُمُ الأعلَی (6) را سر می داد اصل بر ملاطفت و نرمخویی است و خشونت گفتاری اثری ندارد بلکه اصل اولیه در دعوت به مبانی توحیدی  و امر به معروف و نهی از منکر، محبّت و ملایمت است ، آنچه  موجب نفوذ در قلوب مردم ( هر چند که گمراه و آلوده باشند) می شود برخورد با رأفت و توأم با مهر و محبت و تحریک عواطف انسانی است و توسل به قهر و خشونت ، در صورت نیاز بعد از طی این مرحله عاطفی است.

هر مکتبی برای پیشرفت و رشد نیازمند به جاذبه است و جاذبه ی در گفتار و کلام نرم و متین ، بهترین عامل برای گرایش افراد به آن مکتب و مرام می باشد لذا حتی موسی پیامبر اوالعزم مکلّف است دربرابر مدعی خداوندی و فرعونی که بندگان خدا را به بردگی و اسارت خود در آورده بود با کلام نرم و عاری از خشونت حرف بزند و او را با بهترین نامهایش صدا کند شاید در دل تاریک او موثر واقع شود. بسیاری از افراد به این اصل قرآنی ، توجهی ندارند و در انجام وظیفه ی مهم امر به معروف و نهی از منکر با عتاب و تندی در همان مرحله ی اول ، سخن می گویند که نتیجه ای معکوس می دهد و در برخی از موارد، نه تنها اثری ندارد بلکه اثر منفی بر شخص گذاشته و مخاطب را در انجام عمل منکر ، مصمّم تر می کند در حالی که خداوند وقتی به حضرت موسای کلیم دستور به سخن گفت نرم و بدون خشونت می دهد به طریق اولی در برخورد با مومنان و سالکان را حق باید با لطافت نرمی سخن گفت .

درشتی زکس نشنود نرم گوی            سخن تا توانی به آزرم گوی (7)

چهره ای عبوس و درهم و لسانی خشن و تندخو ، هیچ جاذبه ای برای افراد نخواهد داشت نه تنها جاذبه نیست بلکه دافعه هم خواهد بود.

صبا از من بگو یار عبوساً قمطریراً را    نمی چسبی به دل زحمت مده صمغ و کتیرا را

بشاشت در چهره همراه با تبسم و زبانی نرم و متین است که می تواند جاذبه ایجاد کند و مفاهیم ارزشی را انتقال دهد

لذاست که خداوند به پیامبر اعظم ( صلی الله علیه و آله ) می فرماید: فَبِما رَحمَةٍ مِِّن الله لِنت لَهُم وَ لَو کُنت فَظْاًّ غَلیظ القَلبِ لا نفَضوا مِن حَولِک فَاعف عَنهُم وَ استَغفِر لَهُم وَ شاوِرهُم فی الاَمرِ(8)

به خاطر رحمت الهی ، در برابر مردم نرم و مهربان شدی و اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده می شدند پس آنان را عفو نما و برایشان آمرزش بطلب و در کارها با آنان مشورت کن.

روش تبلیغی پیامبر اکرم (ص) ، بهترین الگو و اسوه برای مسلمانان خصوصاً در بحث دعوت و تبلیغ است که از اصول مهم تبلیغ ، نرمش و ملایمت و مدارا و پرهیز از خشونت و اکراه در گفتار و رفتار می باشد.

« اُدعُ إلِی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالحِکمَةِ وَ المَوعِظَةِ الحَسَنَةِ وَ جَادِلهُم بِالّتِی هِیَ أحسَنُ » (9)

با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگار دعوت نما و با آنان به روشی که نیکوتر است استدلال و مناظره کن.

این روش و اخلاق پیامبر بود که همه شیفته ی او شدند و کلام و پیامش را با جان و دل خریدند و امروز هم بعد از گذشت سالها از رحلت آن پیامبر عظیم الشأن ، ذره ای از نفوذ کلام و پیامش کاسته نشده است و این حقیقتی است که هر شخصی که بویی از انصاف برده باشد و لو مسلمان هم نباشد به آن اعتراف دارد و دروغ بزرگ کشیش های مسیحی و غربیان اسلام ستیز را که اسلام را دین زور و شمشیر می دانند باور  نخواهد کرد ، گسترش اسلام نه به زور و اجبار که هیچگاه دوام نخواهد داشت  بلکه وابسته به اصول ارزشی اسلام و سیره ی اصیل نبوی است ، کجای عالم را سراغ دارید که رهبری با آن عظمت در برابر اذیت و آزار مشرکان دست به دعا بردارد و تمام همت و تلاش خود را برای هدایت آنان به کار ببندد به گونه ای که ندای « لَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَّفسَکَ ألَّا یَکُونُوا مُؤمِنِین »(10) گوئیا می خواهی جان خودت را از شدت اندوه از دست بدهی به خاطر آنکه آنها ایمان نمی آورند،  به او خطاب شود.

پیامبری که در اوج عظمت و عزت است اما آنچنان کریمانه و متواضعانه و صادقانه برخورد کرده است که همگی شیفته او شدند و گفتار و رفتار او بر دلها جانها اثر گذارده است و هر صبح و شام به دستوراتش لبیک می گویند.

معروف است یکی از شاگردان بو علی سینا فیلسوف معروف ایرانی به استاد خود گفت : شما با این مرتبه علمی و استعداد ، اگر مدعی نبوت شوی مردم به سوی تو خواهند آمد، بوعلی سکوت کرد و جوابی ندادتا در سفری در فصل زمستان که همراه شاگردش بود سحرگاه سرد شاگردش را بیدار کرد و از او آب طلبید‌، شاگرد تعلّل کرد و به خاطر سردی هوا ، شروع به عذر تراشی کرد و حاضرنشد رختخواب گرم را رها کند و برای استاد ، آب تهیه کند در همین هنگام صدای اذان بلند شد و مؤذن با صدای رسا « أشهد انَّ محمداً رسول الله » سرداد بوعلی از فرصت استفاده کرد و گفت: تو که سالهای سال شاگرد من بودی حاضر نیستی لحظه ای بستر گرم خود را ترک کنی و آبی برایم تهیه نمایی حال ببین این مؤذن را پس از گذشت سالها از رحلت پیامبر ، فرمان او را اطاعت کرده و بر بالای مأذنه ، بر وحدانیت خدا و رسالت پیامبر گواهی می دهد تفاوت را ببین  از کجا تا به کجاست.

میان ماه من تا ماه گردون                تفاوت از زمین تا آسمان است

در ادامه بحث ، ذکر این نکته هم لازم است که علاوه بر رعایت ادب گفتاری و نرم و متین سخن گفتن ، لازم است که تحمل شنیدن سخن بی ادبانه ی طرف مقابل خود را هم داشته باشد و با بی ادبی و خشونت گفتار وی ، مؤدبانه رفتارکند.

در تاریخ نقل شده است که : عرب بیابانی وارد مدینه شد و به مسجد آمد تا پولی از پیامبر بگیرد هنگام ورود متوجه شد پیامبر در بین یاران خود نشسته است اظهار حاجت کرد و رسول اکرم نیز مبلغی به او پرداخت، عرب قانع نشد و با بی ادبی سخنانی بر زبان آورد و به پیامبر جسارت کرد، اطرافیان پیامبر ناراحت شدند و خواستند معترّض وی گردند اما پیامبر مانع شد و عرب را به منزل خود برد و به او کمک کرد ، عرب از وضعیت  سادگی زندگی پیامبر و نحوه برخورد او شرمنده شد و اظهار تشکر و رضایت کرد ، پیامبر به او فرمود تو در جمع یاران من ، جمله ای بر زبان راندی که موجب خشم آنان شد می ترسم به تو تعرّضی داشته باشند همراه من به مسجد بیا و این جمله تشکر آمیز را در جمع بیان کن تا خشم آنان نسبت به تو از بین برود. عرب این کار را انجام داد پیامبر با یارانش فرمود مَثل این فرد همانند همان مردی است که شترش رمیده باشد و فرار کند مردم برای کمک به او ، فریاد کنند و دنبال شتر می دوند آن شتر بیشتر رم می کند و فراری می شود صاحب شتر بانگ بر می آورد کسی به شتر من کاری نداشته باشد من خودم بهتر می دانم چگونه رامش کنم ، حال اگر مانع شما هم نمی شدم با این مرد به خاطر جسارتش برخورد می کردید و او را در حال کفر به قتل می رساندید و لکن نگذاشتم و با نرمی و ملایمت او را آرام کردم (11)

در حالات امام حسن مجتبی علیه السلام نقل شده است: مردی از اهالی شام ، وارد مدینه شد و با دیدن امام مجتبی به او و پدرش امام علی علیه السلام فحاّشی و توهین کرد بعد که توهین های وی تمام شد امام به او فرمود: آیا در این شهر غریب هستید؟ گویا امر بر تو مشتبه شده است با من بیا اگر چیزی بخواهی به تو عطا می کنم اگر گرسنه باشی تو را سیر می کنم اگر برهنه باشی تو را می پوشانم و اگر محتاج باشی بی نیازت می کنم و تا زمانی که در این شهر هستی تو را مهمان و از تو پذیرایی می کنم زیرا که درب خانه ی ما به روی هر نیازمند و درمانده ای باز است، مرد شامی چون این سخنان از روی حلم و بردباری امام را شنید شرمنده شد و شروع به گریه کرد و گفت : پیش از آنکه تو را ملاقات کنم تو و پدرت دشمن ترین خلق نزد من بودید حال شما محبوب ترین هستید و من شهادت می دهم که خلیفه خدا در روی زمین شما هستی « اَللهُ اَعلَمُ حَیثُ یَجعَلُ رِسالَتَهُ » (12)

از این  موارد فراوان در سیره و روش پیامبر اعظم و اهل بیت و بزرگان اسلام وجود دارد که علاوه بر رعایت آداب گفتاری  خصوصاً نرم سخن گفتن ، تحمل بی ادبی طرف مقابل را هم نمودند و با حلم و بردباری ، با وی برخورد کردند و اخلاق اسلامی را به آن شخص و به جامعه اسلامی  آموزش دادند.

در انتهای این بحث تذکر این نکته لازم است که نرمخویی در گفتار و عدم خشونت به معنای تسامح و تساهل و اغماض از اصول نیست بلکه این نحوه ، روشی برای اجرای اصول است و به هیچ وجه نباید موجب تساهل و تسامح گردد ، زیرا صلابت و استواری در مسائل اصولی و پافشاری بر آن ، خود از اصول مستحکم سیره و روش پیامبر اعظم و اهل بیت علیهم السلام است و به هیچ وجه نباید ذره ای از آن اصول ، غفلت و کوتاهی نمود و با بهانه های واهی آنرا تعطیل کرد بلکه نرمخویی و لین گفتار، در مراحل ابتدایی است که در قلب طرف اثر گذار خواهد بود اما در صورتی که نمی خواهند حقایق را بپذیرند و بر باطل خود ، عناد و لجاجت دارند مراحل بعدی یقیناً کار سازتر خواهد بود چنانچه خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:

مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أشدَّاءُ عَلَی الکُفَّارِ رُحَماءُ بَینَهُم (13)

گاهی در برخورد با معاندان و منافقان، شدّت و خشونت لازم است و نمی توان به صورت مطلق همیشه از منطق نرم و گفتار لین استفاده کرد و اسلام را دین تساهل و تسامح معرفی نمود.

http://teymoori.andishvaran.ir/fa/ShowNote.html?UserID=2792&DataID=915