سكوت و خاموشى (صَمت)
صَمت به معناى خاموشى و سكوتِ با معنا
شاعر شيرين سخن ديگرى مى گويد :
خوشا صوم و خوشا صَمت و خوشا فكر خوشا اندر سحرها خلوت ذكر
نعمت بيان و سخن گفتن ، پس از تعليم قرآن و آفرينش انسان بالاترين نعمت ها است . از اين رو ، انسان بايد قدر اين نعمت را بداند و خدا را بر آن سپاس گويد ، هر چند كه نمى توان نعمت هاى خدا را شكر گزارى كرد ، زيرا خداوند متعال نعمت هاى زيادى به بندگان خود عطا فرموده كه انسان از برشمردن آن عاجز است ، چنانكه قرآن مى فرمايد :
... وَإن تَعُدُّوا نِعمَةَ اللّهِ لا تُحصُوها ...
اگر نعمتهاى خدا را بشماريد هرگز حساب آن نتوانيد كرد ...
النحل : آيه 18
» بُعد مثبت و منفى زبان
همان گونه كه گفته شد نعمت زبان و بيان از ويژگى خاصى برخوردار است ، لكن از اين نكته نيز نبايد غفلت كرد كه زبان داراى دو بُعد مثبت و منفى است و نمى توان گفت : چون زبان نعمت عظماى الهى است ، پس بايد هر چه بيشتر آن را به كار انداخت و بدون حساب ، هر سخنى را بر زبان جارى ساخت ؛ بلكه بايد در موارد ضرورى و مفيد از آن بهره بردارى كرد .
سخن ، وسيله براى بهترين عبادت يا زشت ترين معصيت
حضرت على عليه السّلام فرمود :
قَالَ الصَّادِقُ عليه السلام قَالَ أَمِيرُ المُؤمِنِينَ عَلِيُّ بنُ أَبِي طَالِبٍ عليه السلام لَيسَ عَلَى الجَوَارِحِ أَخَفُّ مَئُونَةً وَأَفضَلُ مَنزِلَةً وَأَعظَمُ قَدراً عِندَ اللَّهِ مِنَ الكَلَامِ فِي رِضَاءِ اللَّهِ وَلِوَجهِهِ وَنَشرِ آلَائِهِ وَنَعمَائِهِ فِي عِبَادِهِ أَلَا تَرَى أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ لَم يَجعَل فِيمَا بَينَهُ وَبَينَ رُسُلِهِ مَعنًى يَكشِفُ مَا أَسَرَّ إِلَيهِم مِن مَكنُونَاتِ عِلمِهِ وَمَخزُونَاتِ وَحيِهِ غَيرَ الكَلَامِ وَكَذَلِكَ بَينَ الرُّسُلِ وَالاُمَمِ ثَبَتَ بِهَذَا أَنَّهُ أَفضَلُ الوَسَائِلِ وَالكُلَفِ وَالعِبَادَةِ وَكَذَلِكَ لَا مَعصِيَةَ أَثقَلُ عَلَى العَبدِ وَأَسرَعُ عُقُوبَةً عِندَ اللَّهِ وَأَشَدُّهَا مَلَامَةً وَأَعجَلُهَا سَآمَةً عِندَ الخَلقِ مِنه .
امير مؤمنين على بن ابى طالب صلوات الله عليهما فرموده اند : (در ميان عبادات و طاعاتى كه از اعضاء و جوارح انسان سر مى زند ، عبادتى كم زحمت تر و كم مؤنه تر و در عين حال گرانبهاتر نزد خدا از سخن وجود ندارد ؛ البته در صورتى كه كلام براى رضاى خدا و به قصد بيان رحمت و گسترش نعمت هاى او باشد ، زيرا بر همه مشهود است كه خداوند ميان خود و پيامبرانش جهت كشف اسرار و بيان حقايق و اظهار علوم پنهانى خود چيزى را جز كلام واسطه قرار نداده و وحى و تفهيم مطالب به وسيله كلام صورت گرفته است ، چنانكه ميان پيامبران و مردم نيز وسيله اى جز سخن براى ابلاغ رسالت وجود ندارد ؛ از اينجا روشن مى شود كه سخن بهترين وسيله و ظريف ترين عبادت است و همچنين هيچ گناهى نزد خداوند سنگين تر و به كيفر نزديكتر و پيش مردم نكوهيده تر و ناراحت كننده تر از سخن نيست .
مستدرك ج9 ص29
اصولا يكى از نشانه هاى انسان عاقل آن است كه بيجا سخن نمى گويد ، زيرا زبان ، بيان كننده ميزان عقل آدمى است ، چنانكه امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : تَكَلَّمُوا تُعرَفُوا فَإِنَّ المَرءَ مَخبُوءٌ تَحتَ لِسَانِهِ شرح نهج البلاغة ج19 ص340
سخن بگوييد تا شناخته شويد چرا كه انسان در زير زبان خود پنهان است .
آدمى مخفى است در زير زبان چونك بادى پرده را در هم كشيد كاندر آن خانه گهر يا گندم است يا در او گنج است و مارى بركران بى تأمّل او سخن گفتى چنان اين زبان پرده است بر درگاه جان سرّ صحن خانه شد بر ما پديد گنج زر يا جمله مار و كژدم است زانك نبود گنج زر بى پاسبان كز پس پانصد تأمّل ديگران
به هر حال ، انسان عاقل و دور انديش اول فكر مى كند آنگاه سخن مى گويد .
مُحَمَّدُ بنُ الحُسَينِ الرَّضِيُّ فِي نَهجِ البَلَاغَةِ عَن أَمِيرِ المُؤمِنِينَ عليه السلام أَنَّهُ قَالَ لِسَانُ العَاقِلِ وَرَاءَ قَلبِهِ وَقَلبُ الاَحمَقِ وَرَاءَ لِسَانِهِ
امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : زبان عاقل در پشت قلب او جاى دارد و قلب احمق پشت زبان اوست .
وسائل الشيعة ج15 ص281
مرحوم سيّد رضى هنگامى كه اين جمله را در نهج البلاغه نقل مى كند ، مى گويد : اين جمله از كلمات شگفت انگيز و پر ارزش مولا امير المؤمنين عليه السّلام است و مقصود اين است كه انسان عاقل زبان خود را پيش از مشورت كردن و انديشيدن به سخن نمى گشايد ، ولى احمق قبل از اينكه فكر و انديشه كند سخن مى گويد .
بنابر اين ، گويى زبان عاقل دنباله رو قلب اوست ولى قلب احمق از زبانش تبعيت مى كند . همين مضمون در عبارت ديگرى از آن حضرت نقل شده است كه فرمود :
قَلبُ الاَحمَقِ فِي فِيهِ وَلِسَانُ العَاقِلِ فِي قَلبِه
قلب احمق در دهان او و زبان عاقل در قلب اوست .
نهج البلاغة ص476
و در جاى ديگر آمده است :
... إِنَّ لِسَانَ المُؤمِنِ مِن وَرَاءِ قَلبِهِ وَإِنَّ قَلبَ المُنَافِقِ مِن وَرَاءِ لِسَانِهِ لِأَنَّ المُؤمِنَ إِذَا أَرَادَ أَن يَتَكَلَّمَ بِكَلَامٍ تَدَبَّرَهُ فِي نَفسِهِ فَإِن كَانَ خَيراً أَبدَاهُ وَإِن كَانَ شَرّاً وَارَاهُ وَإِنَّ المُنَافِقَ يَتَكَلَّمُ بِمَا أَتَى عَلَى لِسَانِهِ لَا يَدرِي مَاذَا لَهُ وَمَاذَا عَلَيهِ وَلَقَد قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله وسلم لَايَستَقِيمُ إِيمَانُ عَبدٍ حَتَّى يَستَقِيمَ قَلبُهُ وَلَا يَستَقِيمُ قَلبُهُ حَتَّى يَستَقِيمَ لِسَانُه ...
زبان مؤمن در پس قلب او و قلب (عقل) منافق پشت زبان اوست ؛ يعنى مؤمن هرگاه بخواهد سخنى بگويد نخست مى انديشد ، اگر نيك بود مى گويد و اگر ناپسند بود از گفتن آن خوددارى مى كند ؛ اما شخص دو رو و منافق ، آنچه بر زبانش جارى مى شود مى گويد و نمى داند كدام سخن به سود او و كدام سخن به زيانش تمام مى شود .
سپس فرمود : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده است : (ايمان هيچ بنده اى درست نمى شود مگر اينكه قلبش درست شود و قلبش درست نمى شود تا آنكه زبان او راست و مستقيم شود ...
شرح نهج البلاغة ج10 ص28
خلاصه آنكه انسان بايد هنگام سخن گفتن تأمّل كند و بيهوده سخن نگويد كه اگر در گفتار ، زمام اختيار را از كف داد ، عواقب سوء و زيانبارى به دنبال خواهد داشت .
انسان تا سخن نگفته سخن در اختيار اوست ، اما وقتى از دهان او خارج شد ، انسان در اختيار آن قرار مى گيرد .
اين حقيقت را حضرت على عليه السّلام اين گونه بيان مى فرمايد :
الكَلَامُ فِي وَثَاقِكَ مَا لَم تَتَكَلَّم بِهِ فَإِذَا تَكَلَّمتَ بِهِ صِرتَ فِي وَثَاقِهِ فَاخزُن لِسَانَكَ كَمَا تَخزُنُ ذَهَبَكَ وَوَرِقَكَ فَرُبَّ كَلِمَةٍ سَلَبَت نِعمَةً وَجَلَبَت نِقمَةً
سخن ما دام كه آن را نگفته اى در اختيار تو است اما همين كه از دهانت خارج شد ، تو در اختيار آن هستى ؛ بنابر اين زبانت را همچون طلا و نقره ات نگه دار ، زيرا بسيار شده كه يك كلمه ، نعمت بزرگى را از انسان سلب كرده و يا بلا و دردسرى برايش فراهم ساخته است .
نهج البلاغة ص543
بسيارند كسانى كه از سخن گفتن ، نادم و پشيمان اند ؛ اما به خاطر سكوت هيچگاه اظهار ندامت نمى كنند .
لقمان به فرزندش فرمود :
يا بُنَىَّ قَد نَدَمتُ عَلَى الكَلامِ وَلَم أَندِمُ عَلَى السُّكوُتِ .
فرزند عزيزم چه بسا كه من در اثر گفتار ، پشيمان شده ام ؛ اما به خاطر سكوت ، افسوس نخورده ام .
و شاعر عرب مى گويد :
ما إن نَدِمتُ عَلَى السُّكوُتِ مَرَّةً وَلَقَد نَدِمتُ عَلَى الكَلامِ مِراراً
به خاطر سكوت يك بار هم پشيمان نشدم ، اما به خاطر گفته ام ، بارها پشيمان شده ام .
چند نكته درباره سكوت
در برخى از روايات آمده كه سكوت و خاموشى از سخن گفتن بهتر است :
1 ـ رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود :
عَلِيُّ بنُ إِبرَاهِيمَ عَن مُحَمَّدِ بنِ عِيسَى عَن يُونُسَ عَنِ الحَلَبِيِّ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله وسلم نَجَاةُ المُؤمِنِ فِي حِفظِ لِسَانِهِ
نجات مؤمن در حفظ زبان اوست .
الكافي ج2 ص114
2 ـ در جاى ديگر فرمود :
مَن صَمَتَ نَجَا
آن كس كه سكوت كند نجات مى يابد .
وسائل الشيعة ج12 ص251
3 ـ امام صادق عليه السّلام فرمود :
عِدَّةٌ مِن أَصحَابِنَا عَن سَهلِ بنِ زِيَادٍ عَن جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ الاَشعَرِيِّ عَنِ ابنِ القَدَّاحِ عَن أَبِي عَبدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ قَال َلُقمَانُ لِابنِهِ يَا بُنَيَّ إِن كُنتَ زَعَمتَ أَنَّ الكَلَامَ مِن فِضَّةٍ فَإِنَّ السُّكُوتَ مِن ذَهَبٍ
لقمان به فرزندش گفت : فرزند عزيزم اگر گمان مى كنى سخن گفتن از نقره است به درستى كه سكوت از طلا است .
الكافي ج2 ص114
4 ـ رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود :
مَن سَرَّهُ أَن يُسلِمَ فَليُلزِمَ الصَّمتَ.
كسى كه مى خواهد سالم بماند بايد سكوت كند .
مجموعة ورام ج1 ص105
5 ـ شخصى خدمت رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسيد و گفت :
أَخبِرنِى عَنِ الاسلامِ بَأَمرٍ لا أَسئَلُ عَنهُ أَحَداً بَعدَكَ ، قالَ : قُل امَنتُ بِاللهِ ثُمَّ إستَقِم ؟ قُلتُ فَما أَتَّقِىُ ؟ فَأُوَمأَ بِيَدِهِ إِلَى لِسانِهِ.
درباره اسلام (و دستورهاى آن) مطالبى بفرماييد كه بدان عمل كنم و نيازى نباشد كه از ديگران در اين باره بپرسم . پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : بگو به خدا ايمان آوردم و در اين راه استوار باش . ديگر بار پرسيدم از چه چيز خود را حفظ كنم ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به زبان خود اشاره كرد ، يعنى از زبانت بترس و آن را كنترل كن .
مجموعة ورام ج1 ص104
شعار اهل تحقيق
قَالَ الصَّادِقُ عليه السلام الصَّمتُ شِعَارُ المُحَقِّقِينَ بِحَقَائِقِ مَا سَبَقَ وَجَفَّ القَلَمُ بِهِ وَهُوَ مِفتَاحُ كُلِّ رَاحَةٍ مِنَ الدُّنيَا وَالآخِرَةِ وَفِيهِ رِضَاءُ الرَّبِّ وَتَخفِيفُ الحِسَابِ وَالصَّونُ مِنَ الخَطَايَا وَالزَّلَلِ قَد جَعَلَهُ اللَّهُ سِتراً عَلَى الجَاهِلِ وَزَيناً لِلعَالِمِ وَمَعَهُ عَزلُ الهَوَى وَرِيَاضَةُ النَّفسِ وَحَلَاوَةُ العِبَادَةِ وَزَوَالُ قَسوَةِ القَلبِ وَالعَفَافُ وَالمُرُوَّةُ وَالظَّرفُ فَأَغلِق بَابَ لِسَانِكَ عَمَّا لَكَ بُدٌّ مِنهُ لَا سِيَّمَا إِذَا لَم تَجِد أَهلًا لِلكَلَامِ وَالمُسَاعَدَةِ فِي المُذَاكَرَةِ لِلَّهِ وَفِي اللَّهِ وَإِنَّمَا سَبَبُ هَلَاكِ الخَلقِ وَنَجَاتِهِمُ الكَلَامُ وَالصَّمتُ فَطُوبَى لِمَن رُزِقَ مَعرِفَةَ عَيبِ الكَلَامِ وَصَوَابِهِ وَعَلِمَ الصَّمتَ وَفَوَائِدَهُ فَإِنَّ ذَلِكَ مِن أَخلَاقِ الاَنبِيَاءِ وَشِعَارِ الاَصفِيَاءِ وَمَن عَلِمَ قَدرَ الكَلَامِ أَحسَنَ صُحبَةَ الصَّمتِ وَمَن أَشرَفَ عَلَى مَا فِي لَطَائِفِ الصَّمتِ وَائتَمَنَهُ عَلَى خَزَائِنِهِ كَانَ كَلَامُهُ وَصَمتُهُ كُلُّهُ عِبَادَةً وَ لَا يَطَّلِعُ عَلَى عِبَادِتِهِ إِلَّا المَلِكُ الجَبَّارُ
امام صادق عليه السّلام درباره فوايد خاموشى فرمود : صمت و خاموشى طريقه اهل تحقيق و شعار كسانى است كه با ديده بصيرت در حقايق ثابت و استوار جهان مى نگرند ، كسانى كه در حقايق ما سبق و زمانهاى گذشته غور و بررسى كرده و حقايقى را بيان مى كنند كه قلمها ننوشته و در كتابها نيامده است .
آنگاه فوايد و آثار سكوت را بر شمرده و مى فرمايد :
1 ـ سكوت كليد هر گونه راحتى و آسايش دنيا و آخرت است .
2 ـ موجب رضا و خشنودى خدا است .
3 ـ باعث سبك شدن حساب انسان در روز قيامت است .
4 ـ وسيله محفوظ ماندن از خطاها و لغزشها است .
5 ـ براى جاهل پرده و ساتر ، و براى عالم زينت است .
6 ـ وسيله اى است براى قطع شدن هوى و هوسهاى نفسانى .
7 ـ وسيله رياضت نفس است .
8 ـ وسيله درك حلاوت و لذّت عبادت و مناجات با پروردگار است .
9 ـ قساوت و سختى دل را از بين مى برد .
10 ـ وسيله اى است براى كسب حيا و پرهيزكارى .
11 ـ سبب زياد شدن تدبّر و تعقّل و مروّت و مردانگى است .
12 ـ موجب فهم و كياست و عقل انسان مىشود .
سپس امام صادق عليه السّلام فرمود : اكنون كه به فايده هاى سكوت آگاه شدى ، پس دهان فرو بند و تا مجبور نشدى لب به سخن مگشاى ، به ويژه اگر كسى را پيدا نكنى كه براى خدا و در راه خدا با او گفتگو كنى .
آنگاه فرمود : وسيله هلاكت و نجات مردم سخن گفتن و سكوت است .
پس خوشا به حال كسى كه توفيق شناخت سخن خوب و بد را پيدا كند و به فوايد و آثار پسنديده كم گويى و سكوت آگاه گردد ، زيرا سكوت از اخلاق انبياى الهى و شعار بندگان برگزيده خداوند است و اگر كسى ارزش و قدر كلام را بداند بيجا سخن نمى گويد و سكوت را شعار خود قرار مى دهد و كسى كه بر لطايف سكوت آگاهى و اشراف داشته باشد و صمت و خاموشى را امين خزاين و اسرار دل خويش قرار دهد چنين شخصى گفتار و خاموشى اش هر دو عبادت مى شود و كسى جز خدا به حقيقت اين عبادت آگاهى ندارد .
مستدرك الوسائل ج9 ص20
توضيح لازم و نكته قابل توجه :
البته بايد تذكر داد كه هدف اصلى از احاديث سكوت اين نيست كه انسان بايد هميشه و در همه حال لب فرو بسته و زبان به سخن نگشايد و حتى در مقام احقاق حق خود و ديگران سكوت اختيار كند و به دفاع از خود برنخيزد ، بلكه مقصود جلوگيرى از هرزه گويى و فضول كلام است ، زيرا اگر روايات سكوت را اين گونه تفسير كنيم كه انسان بايد در هر حال حتى در برابر ستم ستمكاران و افساد مفسدان مهر سكوت بر لب زده و فرياد برنياورد چنين تفسيرى بى ترديد مخالف ضرورت شرع انور است كه امر به معروف و نهى از منكر را از اهمّ واجبات شمرده و سكوت در برابر ظلم را گناهى بزرگ مى داند . اگر در برابر مفاسد و مظالم بنا بر سكوت باشد كيان اسلام به خطر مى افتد . در اين گونه موارد اسلام دستور مى دهد كه مهر سكوت را بشكنيد و داد بزنيد و فرياد برآوريد و مردم را نيز عليه فساد و ستم برانگيزانيد ، چرا كه :
اگر بينى كه نابينا و چاه است اگر خاموش بنشينى گناه است
در حقيقت ، كسانى كه در اين گونه موارد سكوت مى كنند اصل مسلّم قرآنى را ناديده انگاشته اند و آن اصل امر به معروف و نهى از منكر است كه از اهمّ فرايض به شمار مى رود و در قرآن مجيد و روايات اهل بيت عليهم السّلام تأكيد زيادى بر آن شده است و از كسانى كه امر به معروف و نهى از منكر را ترك كنند نكوهش شده و آنها را مستوجب غضب و خشم خداوند دانسته اند .
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود :
إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ لَيُبغِضُ المُؤمِنَ الضَّعِيفَ الَّذِي لَا دِينَ لَهُ فَقِيلَ وَمَا المُؤمِنُ الضَّعِيفُ الَّذِي لَا دِينَ لَهُ قَالَ الَّذِي لَا يَنهَى عَنِ المُنكَرِ
خداى عزّ و جلّ دشمن دارد بنده ضعيفى را كه دين ندارد . سؤال شد : مؤمن ضعيفى كه دين ندارد كيست ؟ فرمود : آن كس كه نهى از منكر نمى كند .
وسائل الشيعة ج16 ص122
اگر قرار بود كه انسان هميشه سكوت كند و از منكر و زشتى جلوگيرى نكند ، امام باقر عليه السّلام نمى فرمود :
مُحَمَّدُ بنُ يَحيَى عَن أَحمَدَ بنِ مُحَمَّدٍ عَن عَلِيِّ بنِ النُّعمَانِ عَن عَبدِ اللَّهِ بنِ مُسكَانَ عَن دَاوُدَ بنِ فَرقَدٍ عَن أَبِي سَعِيدٍ الزُّهرِيِّ عَن أَبِي جَعفَرٍ وَأَبِي عَبدِ اللَّهِ عليه السلام قَال وَيلٌ لِقَومٍ لَا يَدِينُونَ اللَّهَ بِالاَمرِ بِالمَعرُوفِ وَالنَّهيِ عَنِ المُنكَرِ
بدا به حال مردمى كه امر به معروف و نهى از منكر را وظيفه خود نمى دانند .
الكافي ج5 ص56
زيرا بى ترديد اگر امر به معروف و نهى از منكر اجرا نشود هيچ يك از واجبات به پا داشته نخواهد شد .
امام باقر عليه السّلام فرمود :
إِنَّ الاَمرَ بِالمَعرُوفِ وَالنَّهيَ عَنِ المُنكَرِ فَرِيضَةٌ عَظِيمَةٌ بِهَا تُقَامُ الفَرَائِضُ
به پا داشتن ديگر فرايض و واجبات بستگى به امر به معروف و نهى از منكر دارد .
وسائل الشيعة ج16 ص119
و امير مؤمنان عليه السّلام درباره امر به معروف و مبارزه با منكرات مى فرمايد :
وَأَفضَلُ مِن ذَلِكَ كَلِمَةُ عَدلٍ عِندَ إِمَامٍ جَائِرٍ
از همه اين ها مهمتر سخنى است كه براى دفاع از عدالت در برابر پيشواى ستمگرى گفته مى شود .
وسائل الشيعة ج16 ص134
خلاصه ؛ اگر در روايات سخن از فضيلت سكوت و خاموشى به ميان مى آيد ، مقصود سخنانى است كه بى جا و بى مورد از زبان انسان خارج شده و يا غيبت و تهمت و دروغ و افترا باشد .
در اين موارد است كه بايد انسان خود را كنترل كند و لب فرو بندد :
وَالصَّمتُ أَجمَلَ بِالفَتى مِن مَنطِقٍ فِي غَيرِ حِينِهِ
شرح نهج البلاغة ج7 ص91
سكوت از سخن گفتن بى مورد سزاوارتر است .
در برخى از روايات گفتارى كه آفتى به دنبال نداشته باشد و به ايمان انسان زيان نرساند ، بر سكوت ترجيح داده شده است :
أَحمَدُ بنُ عَلِيِّ بنِ أَبِي طَالِبٍ الطَّبرِسِيُّ فِي الاِحتِجَاجِ عَن عَلِيِّ بنِ الحُسَينِ عليه السلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الكَلَامِ وَالسُّكُوتِ أَيُّهُمَا أَفضَلُ فَقَالَ عليه السلام لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنهُمَا آفَاتٌ فَإِذَا سَلِمَا مِنَ الافَاتِ فَالكَلَامُ أَفضَلُ مِنَ السُّكُوتِ قِيلَ وَكَيفَ ذَاكَ يَا ابنَ رَسُولِ اللَّهِ فَقَالَ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ مَا بَعَثَ الاَنبِيَاءَ وَالاَوصِيَاءَ بِالسُّكُوتِ إِنَّمَا بَعَثَهُم بِالكَلَامِ وَلَا استُحِقَّتِ الجَنَّةُ بِالسُّكُوتِ وَلَا استُوجِبَت وَلَايَةُ اللَّهِ بِالسُّكُوتِ وَلَا وُقِيَتِ النَّارُ بِالسُّكُوتِ وَ لَا تُجُنِّبَ سَخَطُ اللَّهِ بِالسُّكُوتِ إِنَّمَا ذَلِكَ كُلُّهُ بِالكَلَامِ مَا كُنتُ لِأَعدِلَ القَمَرَ بِالشَّمسِ إِنَّكَ لَتَصِفُ فَضلَ السُّكُوتِ بِالكَلَامِ وَلَستَ تَصِفُ فَضلَ الكَلَامِ بِالسُّكُوتِ
از امام على بن حسين عليه السّلام درباره سخن گفتن و خاموشى پرسيدند :
كداميك از اين دو برتر است ؟ فرمود : هر يك از اين دو آفاتى دارد كه اگر از اين آفات سالم بماند سخن گفتن از خاموشى بهتر است . عرض شد : چگونه يا ابن رسول اللّه ؟ فرمود : براى اينكه خداوند عزّ و جلّ پيامبران و اوصياى آنان را با سكوت مبعوث نكرد ، آنها آمدند كه با مردم سخن بگويند . و هيچ كس با سكوت و خاموشى ، سزاوار بهشت و مستوجب ولاية اللّه و مصون از عذاب خدا نمى شود . تمام اين فوايد و نتايج به وسيله سخن متحقّق مى شود ؛ سپس فرمود : من هيچگاه ماه را با خورشيد در يك كفه برابر قرار نمى دهم (يعنى كلام به مثابه خورشيد و سكوت به منزله ماه است) چون تو در مقام توصيف سكوت از كلام بهره مى گيرى ولى در توصيف كلام از سكوت نمى توان استفاده كرد .
وسائل الشيعة ج12 ص188
يعنى چنانكه ماه به وسيله نور خورشيد خود را نشان مى دهد سكوت هم به وسيله سخن فضيلتش آشكار مى شود و عكس آن ممكن نيست كه خورشيد را با ماه نشان دهند .
رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود :
قَالَ رَحِمَ اللَّهُ عَبداً قَالَ خَيراً فَغَنِمَ أَو سَكَتَ عَن سُوءٍ فَسَلِمَ
خدا بيامرزد بنده اى را كه سخن خوبى بگويد و بهره ببرد ، يا سكوت كند تا سالم بماند .
مستدرك الوسائل ج9 ص16
در حديثى از حضرت امام رضا عليه السّلام آمده است :
مُحَمَّدُ بنُ يَحيَى عَن أَحمَدَ بنِ مُحَمَّدِ بنِ عِيسَى عَن أَحمَدَ بنِ مُحَمَّدِ بنِ أَبِي نَصرٍ قَالَ قَالَ أَبُو الحَسَنِ الرِّضَا عليه السلام مِن عَلَامَاتِ الفِقهِ الحِلمُ وَالعِلمُ وَالصَّمتُ إِنَّ الصَّمتَ بَابٌ مِن أَبوَابِ الحِكمَةِ إِنَّ الصَّمتَ يَكسِبُ المَحَبَّةَ إِنَّهُ دَلِيلٌ عَلَى كُلِّ خَير
از نشانه هاى دانايى سه چيز است : بردبارى ، دانش ، خاموشى . و به راستى صمت و سكوت درى از درهاى حكمت است . صمت و سكوت محبّتها را جلب مى كند و آن راهنماى تمام نيكيها است .
الكافي ج2 ص113
با توجه به آثارى كه براى صمت و سكوت در اين حديث آمده است معلوم مى شود كه مقصود از اين سكوت چيست ، زيرا هر سكوتى نمى تواند داراى چنين ارزش هايى باشد .
» نتيجه بحث
از آنچه گذشت نتيجه مى گيريم كه نعمت بيان با تمام ارزش و اهميتى كه دارد داراى دو بعد مثبت و منفى است و در آغاز مرحله خودسازى بيشتر به بعد منفى توجه شده است تا بعد مثبت . آنگاه كه انسان در اين مرحله قدرى پيش رفت و بر زبان خويش تسلط پيدا كرد ، بحث سكوت مطرح نيست بلكه صمت مطرح مى شود ، چون سكوت مطلق را صمت نمى گويند ، صمت به سكوت معنادار و كنترل شده اطلاق مى شود ، يعنى سكوت بمورد . پس آنچه مطلوب است سكوت مطلق نيست بلكه سكوت بمورد است ، زيرا چنانكه گفتيم در بسيارى از اوقات گفتار و اظهار عقيده و امر و نهى لازم و واجب است و در چنين مواردى سكوت حرام است .
» مسئوليتهاى زبان
علماى اخلاق معتقدند كنترل زبان سخت دشوار است ، چون براى بعضى افراد امكان دارد دست خود را كنترل كنند و سيلى به صورت كسى نزنند ، پاى خويش را كنترل كنند و به جاى نامناسبى نروند و در مسيرى كه خلاف است گام برندارند و... اما بسيارى از افراد قادر نيستند زبان خويش را كنترل كنند .
به همين جهت ، ائمّه معصومين عليهم السّلام درباره حفظ و نگهدارى زبان از گناه و معصيت به طور جدّى توصيه كرده اند ، زيرا بسيارى از گناهان و خطاهايى كه از انسان سر مى زند به خاطر عدم كنترل زبان است .
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود :
إِنَّ أَكثَرَ خَطايا إبنِ آدَمَ فِي لِسانِهِ .
بيشتر اشتباهات انسان در زبان اوست .
مجموعة ورام ج1 ص105
حضرت على عليه السّلام فرمود :
وَقَالَ عليه السلام اللِّسَانُ سَبُعٌ إِن خُلِّيَ عَنهُ عَقَرَ
زبان درنده اى است كه اگر رهايش كنى هار مى شود و انسان را مى گزد .
نهج البلاغة ص478
و در جاى ديگر آن بزرگوار از زبان به عنوان اسب سركش و چموش تعبير كرده و مى فرمايد :
... وَليَخزُنِ الرَّجُلُ لِسَانَهُ فَإِنَّ هَذَا اللِّسَانَ جَمُوحٌ بِصَاحِبِهِ وَاللَّهِ مَا أَرَى عَبداً يَتَّقِي تَقوَى تَنفَعُهُ حَتَّى يَخزُنَ لِسَانَه ...
و مرد بايد زبانش را حفظ كند زيرا اين زبان سركش صاحبش را به هلاكت مى اندازد . به خدا سوگند ، باور نمى كنم بنده اى كه زبانش را حفظ نكند ، تقوايى به دست آورد كه به او سود بخشد يعنى هيچ كس بدون مهار كردن زبان نمى تواند در حدّ مطلوب تقوا داشته باشد
نهج البلاغة ص253
و در مورد ديگر ، امير مؤمنان عليه السّلام سرانجام كنترل نكردن زبان را آتش دوزخ دانسته و مى فرمايد :
... وَمَن كَثُرَ كَلَامُهُ كَثُرَ خَطَؤُهُ وَمَن كَثُرَ خَطَؤُهُ قَلَّ حَيَاؤُهُ وَمَن قَلَّ حَيَاؤُهُ قَلَّ وَرَعُهُ وَ مَن قَلَّ وَرَعُهُ مَاتَ قَلبُهُ وَمَن مَاتَ قَلبُهُ دَخَلَ النَّارَ ...
آن كس كه زياد سخن مى گويد زياد اشتباه مى كند و آن كس كه زياد اشتباه كند حيايش كم مى شود و كسى كه حيايش كم شد پارسايى اش نقصان مى گيرد و كسى كه پارسايى اش نقصان گيرد قلبش مى ميرد و كسى كه قلبش بميرد داخل دوزخ مى شود ...
نهج البلاغة ص536
http://www.downloadbook.org/maasumin/p/Sokout.HTM