گفتگوی درونی و عملکرد

 

گفتگوی درونی و عملکرد


گفتگوی درونی يا با خود سخن گفتن، در واقع همان با خود انديشيدن است. گفتگوی درونی لزوماً با صدای بلند با خود حرف زدن نيست بلکه شامل فکر کردن و تصويرسازی هم می شود.
دانستن اين مسئله مهم است که آنچه که با خود می گوييم و يا با خود می انديشيم (چه مثبت و چه منفی) بر رفتار و به ويژه بر رفتار ورزشی ما مؤثر است. اگر ذهن را مانند کامپيوتری قدرتمند تصور کنيم، تمام گفتگوهای درونی، افکار و تصورات ما برنامه هايي است که به کامپيوتر ذهن خودمی دهيم. مغز قادر به تشخيص و تفکيک برنامه های ذهنی نيست تا برنامه های مثبت را انتخاب نمايد و برای اجرا فرمان دهد. هر برنامه ای که به مغز می دهيم (چه مثبت و چه منفی) بدون چون و چرا اجرا می شود. لذا افراد موفق در انتخاب کلماتی که با آن خود را خطاب قرار می دهند بسيار دقت انتخاب می کنند و به ذهن خود تنها فرامين مثبت می دهند و مراقب برنامه های منفی که ممکن است از طرف افراد ديگر به آنها القا شود نيز هستند.
 
 
گفتگوی درونی اگر مثبت باشد در افزايش تمرکز، افزايش اعتماد به نفس، کاهش اضطراب، يادگيری مهارت و بهبود پس از آسيب ديدگی مؤثر است و اگر منفی باشد دشمن بزرگی برای فرد و عملکردش خواهد بود. گفتگوهای منفی يا افکار غيرمنطقی سبب تضعيف فرد و ايجاد اضطراب و تخريب عملکرد و مانع رسيدن به هدف می شود.
گفتگوی درونی برای افزايش و تقويت اعتماد به نفس به ويژه پيش از مسابقه بسيار مفيد است. داشتن احساس کنترل بر اوضاع امر مهمی است و نقش اساسی در نتيجه مسابقه دارد. گفتگوی درونی مثبت اين احساس را تقويت می کند به شرطی که از آن آگاه باشيم و آنرا هدايت کنيم. تفسيری که در زمين بازی از اوضاع داريم و برچسب هايي که بر اتفاقات می زنيم، گفتگوی درونی يا تفکر ماست که پايه رفتار بعدی ما خواهد بود.
انسان به طور طبيعی به دنبال کسب تأييد ديگران است، در حالی که مهمترين تأييد بايد از طرف خودمان باشد. تأييد خود بسيار بيشتر از تأييد ديگران اثربخش است. اما متأسفانه بسياری از ما خلاف آن را انجام می دهيم يعنی خود را سرزنش می کنيم.
بيشتر موانع و مشکلاتی که ورزشکاران با آن روبرو می شوند از گفتگوی درونی منفی يا افکار منفی و باورهای منفی نسبت به خودشان ناشی می شود. افکاری مانند "من استعداد کافی ندارم"، "من بازيم خوب نيست" مانع پيشرفت هستند. "من خيلی جوانم"، "خيلی پيرم"، "قدم زيادی بلند است"، "قدم زيادی کوتاه است" و مانند آن باورهای محدودکننده ای هستند که ورزشکار را از پيشرفت بازمی دارند. اين باورها زمينه ذهنی را بوجود می آورند که ورزشکار را در شرايط مسابقه نگران و بی جرأت می سازد.
از گفتگوی درونی می توانيم برای تقويت انگيزش و آموزش نيز استفاده کنيم.
عبارتهايي مانند "چه ضربه احمقانه ای زدم" يا "خيلی افتضاح بازی می کنی" سبب افزايش عملکرد نمی شود بلکه سبب افزايش اضطراب و افزايش ترديد به خود می شود.
اگر در بازی توپ را از دست می دهيد يا امتياز را از دست می دهيد و از حريف عقب می افتيد به جای آنکه به خود بگوييد "ديگر تمومه باختم!" می توانيد بگوييد "بازی تمام نشده است" و يا عبارتهايي که توجه شما را به کارتان معطوف کند بکار ببريد مانند "نگاهت به توپ باشد".
پژوهشهای زيادی حاکی از آن است که گفتگوی درونی مثبت سبب بهتر شدن عملکرد می شود.
 
پيروی از دستورالعمل زير باعث می شود که گفتگوی درونی مؤثرتر باشد:
·          از عبارتهای کوتاه و خاص استفاده کنيد.
·          از ضمير اول شخص (من) و زمان حال استفاده کنيد.
·          عبارتهای مثبت بسازيد.
·          عبارتها را با نيت و توجه بيان کنيد.
·          با خود به مهربانی صحبت کنيد (سرزنش نکنيد).
·          عبارتها را گه گاه تکرار کنيد.
گفتگوی درونی شيوه کارآمدی برای کنترل افکار و اثرگذاری بر احساسات است که هر دو بر اعتماد به نفس و عملکرد اثر مثبت می گذارد. به طور کلی گفتگوی درونی سه گونه است:
·          گفتگوی ويژه تکليف: بر جنبه ای از مهارت تمرکز دارد مانند "شانه ها را آزاد کن"،"بدن پشت توپ". اين نوع گفتگو هم سبب بهبود تکنيک و هم افزايش تمرکز می شود. ورزشکار با اين گفتگو توجه خود را از محرکهای نامربوط بيرونی و درونی به کار جاری می برد.
·          تشويق و تلاش: عبارات و کلمات تشويقی برای گذر از مراحل سخت و دشوار مسابقه تأثير به سزايي دارند. عباراتی مانند "ادامه بده"، "من می تونم"، "يک ضربه ديگه"، "مشکل نيست".
 
 
·          شکل ديگر گفتگوی درونی استفاده از کلمات برای تغيير و بهبود خلق است که مؤثرترين نوع گفتگوی درونی است. هر قدر هم احساس خوبی نداشته باشيد با تکرار "من حالم خوب است" يا "احساس خوبی دارم"، "امروز روز خوبی است" عملاً احساستان تغيير می کند. هر چه ذهن درک کند بدن باور می کند (و البته اجرا می کند).
گفتگوی درونی مانند همه مهارتهای ديگر با تمرين بيشتر بهتر می شود. با کنترل و يادگيری هدايت گفتگوی درونی بی شک عملکرد و نتيجه آن بهتر خواهد شد.
عبارات تان را ويژه خودتان بسازيد. ممکن است عبارتی برای شما بيشتر مؤثر باشد و برای ورزشکار ديگر اينطور نباشد. اين عبارات را در تمرين مسابقه بکار ببريد و نتيجه آن را بررسی کنيد.

http://foadgodazgar.blogfa.com/post-12.aspx

چگونه دروغگو را تشخیص دهیم؟

چگونه دروغگو را تشخیص دهیم؟

مقدمه:

تکنیک هایی که در زیر درمورد تشخیص دروغ و دروغگو برایتان معرفی می کنیم، معمولاً توسط پلیس و نیروهای امنیتی استفاده می شود. این تکنیک ها برای مدیران، کارفرماها و افراد عادی برای استفاده در موقعیت های روزمره که تشخیص دروغ از راست به جلوگیری از قربانی شدن برای دسیسه و فریب کمک می کند، مفید است.


هشدار: گاهی اوقات، نادانی بهتر است. بعد از به دست آوردن این علم، ممکن است با فهمیدن اینکه کسی به شما دروغ می گوید، آزرده خاطر شوید.

علائم دروغگویی

زبان بدن دروغگویی:

- حالت فیزیکی فرد محدود و خشک می شود، دست ها حرکت چندانی ندارند. سرعت حرکت دست ها و پاها حین دروغ گفتن کندتر می شود.

- کسی که دروغ می گوید، از برخورد چشمی با شما اجتناب می کند.

- دروغ گو دست های خود را به صورت، گلو یا دهانش می مالد. لمس کردن یا خاراندن بینی یا پشت گوش هم اتفاق می افتد.

ژست های احساسی و تناقض

- زمان و مدت ژست ها و حالات احساسی سرعت عادی خود را از دست می دهد. ابراز احساسات با تاخیر مواجه می شود و ممکن است طولانی تر از حالت عادی ادامه پیدا کند و بعد ناگهان متوقف شود.

- زمان بین ژست های احساسی و کلمات متناقض است. مثلاً کسی وقتی هدیه ای دریافت می کند می گوید، “خیلی دوستش دارم.” و بعد از گفتن جمله لبخند می زند به جای اینکه همزمان با گفتن جمله این لبخند را نشان دهد.

- ژست ها و حالات با بیانات لفظی مغایر است. مثلاً وقتی می گوید، “دوستت دارم” اخم می کند.

- وقتی فرد قصد وانمود کردن حالتی دارد، حالات او به حرکات دهانی محدود می شود به جای اینکه کل چهره او را تحت تاثیر قرار دهد. مثلاً وقتی کسی به حالت طبیعی لبخند می زند، این لبخند روی کل صورت او تاثیر می گذارد.

تعاملات و واکنش ها

- فرد مرتکب دروغگویی، حالت دفاعی به خود می گیرد. فرد معصوم چنین واکنشی نخواهد داشت.

- فرد دروغگو در مواجهه با فرد مقابل خود که از او بخاطر دروغش پرس و جو می کند، احساس ناراحتی می کند و ممکن است سر یا بدنش را از او برگرداند.

- فرد دروغگو ممکن است ناخودآگاه اشیائی (کتاب، فنجان قهوه و امثال آن) را بین شما و خودش قرار دهد.

زمینه لفظی و محتوا

- دروغگو ممکن است از کلمات خود شما برای پاسخ به سوالتان استفاده کند. وقتی از او می پرسید، “آخرین شیرینی را تو خوردی؟” دروغگو جواب می دهد، “نه من آخرین شیرینی را نخوردم.”

- دروغگوها گاهی اوقات با بیان عبارات و جملات مستقیم از بیان دروغ اجتناب می کنند. به جای اینکه مستقیماً چیزی را رد یا انکار کنند در لفافه سخن می گویند.

- فرد متهم به دروغگویی معمولاً بیشتر از حد طبیعی حرف می زند و برای متقاعد کردن شما جزئیات غیرضروری به آن اضافه می کند. آنها از سکوت و مکث میان صحبت ها احساس ناراحتی میکنند.

- دروغگو با لحنی یکنواخت و خسته کننده حرف می زند و معمولاً از ضمایر استفاده نمی کند.

- کلمات او به آهستگی بیان می شوند و گرامر و ساختار جمله هایش ممکن است مشکل دار باشد.

سایر علائم دروغ:

- اگر باور دارید که کسی دروغ می گوید، موضوع صحبت را سریع عوض کنید. فرد دروغگو خیلی از این مسئله استقبال می کند و بحث جدید را با آرامش و اشتیاق بیشتری دنبال خواهد کرد. فرد دروغگو علاقه زیادی به عوض شدن بحث دارد درحالیکه کسی که حقیقت می گوید از این تغییر ناگهانی موضوع بحث گیج می شود و دوست دارد که بحث قبلی را باز دنبال کند.

- دروغگو برای اجتناب از یک موضوع خاص به شوخی و خنده روی می آورد.

نکات پایانی:

مشخص است که داشتن یک یا دو مورد از این علائم کسی را دروغگو نمی کند. رفتارهایی که در بالا ذکر شد را باید درمقایسه با رفتارهای نرمال شخص مورد نظر بسنجید.

منبع : سایت مردمان

سكوت و خاموشى (صَمت)

 


سكوت و خاموشى (صَمت)


   صَمت به معناى خاموشى و سكوتِ با معنا
    شاعر شيرين سخن ديگرى مى گويد :

خوشا صوم و خوشا صَمت و خوشا فكر  خوشا اندر سحرها خلوت ذكر

  نعمت بيان و سخن گفتن ، پس از تعليم قرآن و آفرينش انسان بالاترين نعمت ها است . از اين رو ، انسان بايد قدر اين نعمت را بداند و خدا را بر آن سپاس گويد ، هر چند كه نمى توان نعمت هاى خدا را شكر گزارى كرد ، زيرا خداوند متعال نعمت هاى زيادى به بندگان خود عطا فرموده كه انسان از برشمردن آن عاجز است ، چنانكه قرآن مى فرمايد :

   ... وَإن تَعُدُّوا نِعمَةَ اللّهِ لا تُحصُوها ...
    اگر نعمتهاى خدا را بشماريد هرگز حساب آن نتوانيد كرد ...
النحل : آيه 18
» بُعد مثبت و منفى زبان
    همان گونه كه گفته شد نعمت زبان و بيان از ويژگى خاصى برخوردار است ، لكن از اين نكته نيز نبايد غفلت كرد كه زبان داراى دو بُعد مثبت و منفى است و نمى توان گفت : چون زبان نعمت عظماى الهى است ، پس بايد هر چه بيشتر آن را به كار انداخت و بدون حساب ، هر سخنى را بر زبان جارى ساخت ؛ بلكه بايد در موارد ضرورى و مفيد از آن بهره بردارى كرد .
    سخن ، وسيله براى بهترين عبادت يا زشت ترين معصيت
    حضرت على عليه السّلام فرمود :

   قَالَ الصَّادِقُ عليه السلام قَالَ أَمِيرُ المُؤمِنِينَ عَلِيُّ بنُ أَبِي طَالِبٍ عليه السلام لَيسَ عَلَى الجَوَارِحِ أَخَفُّ مَئُونَةً وَأَفضَلُ مَنزِلَةً وَأَعظَمُ قَدراً عِندَ اللَّهِ مِنَ الكَلَامِ فِي رِضَاءِ اللَّهِ وَلِوَجهِهِ وَنَشرِ آلَائِهِ وَنَعمَائِهِ فِي عِبَادِهِ أَلَا تَرَى أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ لَم يَجعَل فِيمَا بَينَهُ وَبَينَ رُسُلِهِ مَعنًى يَكشِفُ مَا أَسَرَّ إِلَيهِم مِن مَكنُونَاتِ عِلمِهِ وَمَخزُونَاتِ وَحيِهِ غَيرَ الكَلَامِ وَكَذَلِكَ بَينَ الرُّسُلِ وَالاُمَمِ ثَبَتَ بِهَذَا أَنَّهُ أَفضَلُ الوَسَائِلِ وَالكُلَفِ وَالعِبَادَةِ وَكَذَلِكَ لَا مَعصِيَةَ أَثقَلُ عَلَى العَبدِ وَأَسرَعُ عُقُوبَةً عِندَ اللَّهِ وَأَشَدُّهَا مَلَامَةً وَأَعجَلُهَا سَآمَةً عِندَ الخَلقِ مِنه .
    امير مؤمنين على بن ابى طالب صلوات الله عليهما فرموده اند : (در ميان عبادات و طاعاتى كه از اعضاء و جوارح انسان سر مى زند ، عبادتى كم زحمت تر و كم مؤنه تر و در عين حال گرانبهاتر نزد خدا از سخن وجود ندارد ؛ البته در صورتى كه كلام براى رضاى خدا و به قصد بيان رحمت و گسترش نعمت هاى او باشد ، زيرا بر همه مشهود است كه خداوند ميان خود و پيامبرانش جهت كشف اسرار و بيان حقايق و اظهار علوم پنهانى خود چيزى را جز كلام واسطه قرار نداده و وحى و تفهيم مطالب به وسيله كلام صورت گرفته است ، چنانكه ميان پيامبران و مردم نيز وسيله اى جز سخن براى ابلاغ رسالت وجود ندارد ؛ از اينجا روشن مى شود كه سخن بهترين وسيله و ظريف ترين عبادت است و همچنين هيچ گناهى نزد خداوند سنگين تر و به كيفر نزديكتر و پيش مردم نكوهيده تر و ناراحت كننده تر از سخن نيست .
مستدرك ج9 ص29
اصولا يكى از نشانه هاى انسان عاقل آن است كه بيجا سخن نمى گويد ، زيرا زبان ، بيان كننده ميزان عقل آدمى است ، چنانكه امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : تَكَلَّمُوا تُعرَفُوا فَإِنَّ المَرءَ مَخبُوءٌ تَحتَ لِسَانِهِ شرح نهج البلاغة ج19 ص340
    سخن بگوييد تا شناخته شويد چرا كه انسان در زير زبان خود پنهان است .

آدمى مخفى است در زير زبان چونك بادى پرده را در هم كشيد كاندر آن خانه گهر يا گندم است يا در او گنج است و مارى بركران بى تأمّل او سخن گفتى چنان  اين زبان پرده است بر درگاه جان سرّ صحن خانه شد بر ما پديد گنج زر يا جمله مار و كژدم است زانك نبود گنج زر بى پاسبان كز پس پانصد تأمّل ديگران

    به هر حال ، انسان عاقل و دور انديش اول فكر مى كند آنگاه سخن مى گويد .

   مُحَمَّدُ بنُ الحُسَينِ الرَّضِيُّ فِي نَهجِ البَلَاغَةِ عَن أَمِيرِ المُؤمِنِينَ عليه السلام أَنَّهُ قَالَ لِسَانُ العَاقِلِ وَرَاءَ قَلبِهِ وَقَلبُ الاَحمَقِ وَرَاءَ لِسَانِهِ
    امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : زبان عاقل در پشت قلب او جاى دارد و قلب احمق پشت زبان اوست .
وسائل الشيعة ج15 ص281
    مرحوم سيّد رضى هنگامى كه اين جمله را در نهج البلاغه نقل مى كند ، مى گويد : اين جمله از كلمات شگفت انگيز و پر ارزش مولا امير المؤمنين عليه السّلام است و مقصود اين است كه انسان عاقل زبان خود را پيش از مشورت كردن و انديشيدن به سخن نمى گشايد ، ولى احمق قبل از اينكه فكر و انديشه كند سخن مى گويد .
    بنابر اين ، گويى زبان عاقل دنباله رو قلب اوست ولى قلب احمق از زبانش تبعيت مى كند . همين مضمون در عبارت ديگرى از آن حضرت نقل شده است كه فرمود :

   قَلبُ الاَحمَقِ فِي فِيهِ وَلِسَانُ العَاقِلِ فِي قَلبِه
    قلب احمق در دهان او و زبان عاقل در قلب اوست .
نهج البلاغة ص476
    و در جاى ديگر آمده است :

   ... إِنَّ لِسَانَ المُؤمِنِ مِن وَرَاءِ قَلبِهِ وَإِنَّ قَلبَ المُنَافِقِ مِن وَرَاءِ لِسَانِهِ لِأَنَّ المُؤمِنَ إِذَا أَرَادَ أَن يَتَكَلَّمَ بِكَلَامٍ تَدَبَّرَهُ فِي نَفسِهِ فَإِن كَانَ خَيراً أَبدَاهُ وَإِن كَانَ شَرّاً وَارَاهُ وَإِنَّ المُنَافِقَ يَتَكَلَّمُ بِمَا أَتَى عَلَى لِسَانِهِ لَا يَدرِي مَاذَا لَهُ وَمَاذَا عَلَيهِ وَلَقَد قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله وسلم لَايَستَقِيمُ إِيمَانُ عَبدٍ حَتَّى يَستَقِيمَ قَلبُهُ وَلَا يَستَقِيمُ قَلبُهُ حَتَّى يَستَقِيمَ لِسَانُه ...
    زبان مؤمن در پس قلب او و قلب (عقل) منافق پشت زبان اوست ؛ يعنى مؤمن هرگاه بخواهد سخنى بگويد نخست مى انديشد ، اگر نيك بود مى گويد و اگر ناپسند بود از گفتن آن خوددارى مى كند ؛ اما شخص دو رو و منافق ، آنچه بر زبانش جارى مى شود مى گويد و نمى داند كدام سخن به سود او و كدام سخن به زيانش تمام مى شود .
    سپس فرمود : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده است : (ايمان هيچ بنده اى درست نمى شود مگر اينكه قلبش درست شود و قلبش درست نمى شود تا آنكه زبان او راست و مستقيم شود ...
شرح نهج البلاغة ج10 ص28
    خلاصه آنكه انسان بايد هنگام سخن گفتن تأمّل كند و بيهوده سخن نگويد كه اگر در گفتار ، زمام اختيار را از كف داد ، عواقب سوء و زيانبارى به دنبال خواهد داشت .
    انسان تا سخن نگفته سخن در اختيار اوست ، اما وقتى از دهان او خارج شد ، انسان در اختيار آن قرار مى گيرد .
    اين حقيقت را حضرت على عليه السّلام اين گونه بيان مى فرمايد :

   الكَلَامُ فِي وَثَاقِكَ مَا لَم تَتَكَلَّم بِهِ فَإِذَا تَكَلَّمتَ بِهِ صِرتَ فِي وَثَاقِهِ فَاخزُن لِسَانَكَ كَمَا تَخزُنُ ذَهَبَكَ وَوَرِقَكَ فَرُبَّ كَلِمَةٍ سَلَبَت نِعمَةً وَجَلَبَت نِقمَةً
    سخن ما دام كه آن را نگفته اى در اختيار تو است اما همين كه از دهانت خارج شد ، تو در اختيار آن هستى ؛ بنابر اين زبانت را همچون طلا و نقره ات نگه دار ، زيرا بسيار شده كه يك كلمه ، نعمت بزرگى را از انسان سلب كرده و يا بلا و دردسرى برايش فراهم ساخته است .
نهج البلاغة ص543
    بسيارند كسانى كه از سخن گفتن ، نادم و پشيمان اند ؛ اما به خاطر سكوت هيچگاه اظهار ندامت نمى كنند .
    لقمان به فرزندش فرمود :

   يا بُنَىَّ قَد نَدَمتُ عَلَى الكَلامِ وَلَم أَندِمُ عَلَى السُّكوُتِ .
    فرزند عزيزم چه بسا كه من در اثر گفتار ، پشيمان شده ام ؛ اما به خاطر سكوت ، افسوس نخورده ام .
    و شاعر عرب مى گويد :

ما إن نَدِمتُ عَلَى السُّكوُتِ مَرَّةً  وَلَقَد نَدِمتُ عَلَى الكَلامِ مِراراً

    به خاطر سكوت يك بار هم پشيمان نشدم ، اما به خاطر گفته ام ، بارها پشيمان شده ام .
    چند نكته درباره سكوت
    در برخى از روايات آمده كه سكوت و خاموشى از سخن گفتن بهتر است :
    1 ـ رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود :

   عَلِيُّ بنُ إِبرَاهِيمَ عَن مُحَمَّدِ بنِ عِيسَى عَن يُونُسَ عَنِ الحَلَبِيِّ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله وسلم نَجَاةُ المُؤمِنِ فِي حِفظِ لِسَانِهِ
    نجات مؤمن در حفظ زبان اوست .
الكافي ج2 ص114
    2 ـ در جاى ديگر فرمود :

   مَن صَمَتَ نَجَا
   آن كس كه سكوت كند نجات مى يابد .
وسائل الشيعة ج12 ص251
    3 ـ امام صادق عليه السّلام فرمود :

   عِدَّةٌ مِن أَصحَابِنَا عَن سَهلِ بنِ زِيَادٍ عَن جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ الاَشعَرِيِّ عَنِ ابنِ القَدَّاحِ عَن أَبِي عَبدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ قَال َلُقمَانُ لِابنِهِ يَا بُنَيَّ إِن كُنتَ زَعَمتَ أَنَّ الكَلَامَ مِن فِضَّةٍ فَإِنَّ السُّكُوتَ مِن ذَهَبٍ
    لقمان به فرزندش گفت : فرزند عزيزم اگر گمان مى كنى سخن گفتن از نقره است به درستى كه سكوت از طلا است .
الكافي ج2 ص114
    4 ـ رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود :

    مَن سَرَّهُ أَن يُسلِمَ فَليُلزِمَ الصَّمتَ.
    كسى كه مى خواهد سالم بماند بايد سكوت كند .
مجموعة ورام ج1 ص105
    5 ـ شخصى خدمت رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسيد و گفت :

   أَخبِرنِى عَنِ الاسلامِ بَأَمرٍ لا أَسئَلُ عَنهُ أَحَداً بَعدَكَ ، قالَ : قُل امَنتُ بِاللهِ ثُمَّ إستَقِم ؟ قُلتُ فَما أَتَّقِىُ ؟ فَأُوَمأَ بِيَدِهِ إِلَى لِسانِهِ.
    درباره اسلام (و دستورهاى آن) مطالبى بفرماييد كه بدان عمل كنم و نيازى نباشد كه از ديگران در اين باره بپرسم . پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : بگو به خدا ايمان آوردم و در اين راه استوار باش . ديگر بار پرسيدم از چه چيز خود را حفظ كنم ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به زبان خود اشاره كرد ، يعنى از زبانت بترس و آن را كنترل كن .
مجموعة ورام ج1 ص104
    شعار اهل تحقيق

   قَالَ الصَّادِقُ عليه السلام الصَّمتُ شِعَارُ المُحَقِّقِينَ بِحَقَائِقِ مَا سَبَقَ وَجَفَّ القَلَمُ بِهِ وَهُوَ مِفتَاحُ كُلِّ رَاحَةٍ مِنَ الدُّنيَا وَالآخِرَةِ وَفِيهِ رِضَاءُ الرَّبِّ وَتَخفِيفُ الحِسَابِ وَالصَّونُ مِنَ الخَطَايَا وَالزَّلَلِ قَد جَعَلَهُ اللَّهُ سِتراً عَلَى الجَاهِلِ وَزَيناً لِلعَالِمِ وَمَعَهُ عَزلُ الهَوَى وَرِيَاضَةُ النَّفسِ وَحَلَاوَةُ العِبَادَةِ وَزَوَالُ قَسوَةِ القَلبِ وَالعَفَافُ وَالمُرُوَّةُ وَالظَّرفُ فَأَغلِق بَابَ لِسَانِكَ عَمَّا لَكَ بُدٌّ مِنهُ لَا سِيَّمَا إِذَا لَم تَجِد أَهلًا لِلكَلَامِ وَالمُسَاعَدَةِ فِي المُذَاكَرَةِ لِلَّهِ وَفِي اللَّهِ وَإِنَّمَا سَبَبُ هَلَاكِ الخَلقِ وَنَجَاتِهِمُ الكَلَامُ وَالصَّمتُ فَطُوبَى لِمَن رُزِقَ مَعرِفَةَ عَيبِ الكَلَامِ وَصَوَابِهِ وَعَلِمَ الصَّمتَ وَفَوَائِدَهُ فَإِنَّ ذَلِكَ مِن أَخلَاقِ الاَنبِيَاءِ وَشِعَارِ الاَصفِيَاءِ وَمَن عَلِمَ قَدرَ الكَلَامِ أَحسَنَ صُحبَةَ الصَّمتِ وَمَن أَشرَفَ عَلَى مَا فِي لَطَائِفِ الصَّمتِ وَائتَمَنَهُ عَلَى خَزَائِنِهِ كَانَ كَلَامُهُ وَصَمتُهُ كُلُّهُ عِبَادَةً وَ لَا يَطَّلِعُ عَلَى عِبَادِتِهِ إِلَّا المَلِكُ الجَبَّارُ
    امام صادق عليه السّلام درباره فوايد خاموشى فرمود : صمت و خاموشى طريقه اهل تحقيق و شعار كسانى است كه با ديده بصيرت در حقايق ثابت و استوار جهان مى نگرند ، كسانى كه در حقايق ما سبق و زمانهاى گذشته غور و بررسى كرده و حقايقى را بيان مى كنند كه قلمها ننوشته و در كتابها نيامده است .
    آنگاه فوايد و آثار سكوت را بر شمرده و مى فرمايد :
    1 ـ سكوت كليد هر گونه راحتى و آسايش دنيا و آخرت است .
    2 ـ موجب رضا و خشنودى خدا است .
    3 ـ باعث سبك شدن حساب انسان در روز قيامت است .
    4 ـ وسيله محفوظ ماندن از خطاها و لغزشها است .
    5 ـ براى جاهل پرده و ساتر ، و براى عالم زينت است .
    6 ـ وسيله اى است براى قطع شدن هوى و هوسهاى نفسانى .
    7 ـ وسيله رياضت نفس است .
    8 ـ وسيله درك حلاوت و لذّت عبادت و مناجات با پروردگار است .
    9 ـ قساوت و سختى دل را از بين مى برد .
    10 ـ وسيله اى است براى كسب حيا و پرهيزكارى .
    11 ـ سبب زياد شدن تدبّر و تعقّل و مروّت و مردانگى است .
    12 ـ موجب فهم و كياست و عقل انسان مىشود .
    سپس امام صادق عليه السّلام فرمود : اكنون كه به فايده هاى سكوت آگاه شدى ، پس دهان فرو بند و تا مجبور نشدى لب به سخن مگشاى ، به ويژه اگر كسى را پيدا نكنى كه براى خدا و در راه خدا با او گفتگو كنى .
    آنگاه فرمود : وسيله هلاكت و نجات مردم سخن گفتن و سكوت است .
    پس خوشا به حال كسى كه توفيق شناخت سخن خوب و بد را پيدا كند و به فوايد و آثار پسنديده كم گويى و سكوت آگاه گردد ، زيرا سكوت از اخلاق انبياى الهى و شعار بندگان برگزيده خداوند است و اگر كسى ارزش و قدر كلام را بداند بيجا سخن نمى گويد و سكوت را شعار خود قرار مى دهد و كسى كه بر لطايف سكوت آگاهى و اشراف داشته باشد و صمت و خاموشى را امين خزاين و اسرار دل خويش قرار دهد چنين شخصى گفتار و خاموشى اش ‍ هر دو عبادت مى شود و كسى جز خدا به حقيقت اين عبادت آگاهى ندارد .
مستدرك الوسائل ج9 ص20
    توضيح لازم و نكته قابل توجه :
    البته بايد تذكر داد كه هدف اصلى از احاديث سكوت اين نيست كه انسان بايد هميشه و در همه حال لب فرو بسته و زبان به سخن نگشايد و حتى در مقام احقاق حق خود و ديگران سكوت اختيار كند و به دفاع از خود برنخيزد ، بلكه مقصود جلوگيرى از هرزه گويى و فضول كلام است ، زيرا اگر روايات سكوت را اين گونه تفسير كنيم كه انسان بايد در هر حال حتى در برابر ستم ستمكاران و افساد مفسدان مهر سكوت بر لب زده و فرياد برنياورد چنين تفسيرى بى ترديد مخالف ضرورت شرع انور است كه امر به معروف و نهى از منكر را از اهمّ واجبات شمرده و سكوت در برابر ظلم را گناهى بزرگ مى داند . اگر در برابر مفاسد و مظالم بنا بر سكوت باشد كيان اسلام به خطر مى افتد . در اين گونه موارد اسلام دستور مى دهد كه مهر سكوت را بشكنيد و داد بزنيد و فرياد برآوريد و مردم را نيز عليه فساد و ستم برانگيزانيد ، چرا كه :
    اگر بينى كه نابينا و چاه است اگر خاموش بنشينى گناه است
    در حقيقت ، كسانى كه در اين گونه موارد سكوت مى كنند اصل مسلّم قرآنى را ناديده انگاشته اند و آن اصل امر به معروف و نهى از منكر است كه از اهمّ فرايض به شمار مى رود و در قرآن مجيد و روايات اهل بيت عليهم السّلام تأكيد زيادى بر آن شده است و از كسانى كه امر به معروف و نهى از منكر را ترك كنند نكوهش شده و آنها را مستوجب غضب و خشم خداوند دانسته اند .
    پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود :

   إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ لَيُبغِضُ المُؤمِنَ الضَّعِيفَ الَّذِي لَا دِينَ لَهُ فَقِيلَ وَمَا المُؤمِنُ الضَّعِيفُ الَّذِي لَا دِينَ لَهُ قَالَ الَّذِي لَا يَنهَى عَنِ المُنكَرِ
    خداى عزّ و جلّ دشمن دارد بنده ضعيفى را كه دين ندارد . سؤال شد : مؤمن ضعيفى كه دين ندارد كيست ؟ فرمود : آن كس كه نهى از منكر نمى كند .
وسائل الشيعة ج16 ص122
   اگر قرار بود كه انسان هميشه سكوت كند و از منكر و زشتى جلوگيرى نكند ، امام باقر عليه السّلام نمى فرمود :

   مُحَمَّدُ بنُ يَحيَى عَن أَحمَدَ بنِ مُحَمَّدٍ عَن عَلِيِّ بنِ النُّعمَانِ عَن عَبدِ اللَّهِ بنِ مُسكَانَ عَن دَاوُدَ بنِ فَرقَدٍ عَن أَبِي سَعِيدٍ الزُّهرِيِّ عَن أَبِي جَعفَرٍ وَأَبِي عَبدِ اللَّهِ عليه السلام قَال وَيلٌ لِقَومٍ لَا يَدِينُونَ اللَّهَ بِالاَمرِ بِالمَعرُوفِ وَالنَّهيِ عَنِ المُنكَرِ
    بدا به حال مردمى كه امر به معروف و نهى از منكر را وظيفه خود نمى دانند .
الكافي ج5 ص56
    زيرا بى ترديد اگر امر به معروف و نهى از منكر اجرا نشود هيچ يك از واجبات به پا داشته نخواهد شد .
    امام باقر عليه السّلام فرمود :

   إِنَّ الاَمرَ بِالمَعرُوفِ وَالنَّهيَ عَنِ المُنكَرِ فَرِيضَةٌ عَظِيمَةٌ بِهَا تُقَامُ الفَرَائِضُ
    به پا داشتن ديگر فرايض و واجبات بستگى به امر به معروف و نهى از منكر دارد .
وسائل الشيعة ج16 ص119
    و امير مؤمنان عليه السّلام درباره امر به معروف و مبارزه با منكرات مى فرمايد :

   وَأَفضَلُ مِن ذَلِكَ كَلِمَةُ عَدلٍ عِندَ إِمَامٍ جَائِرٍ
    از همه اين ها مهمتر سخنى است كه براى دفاع از عدالت در برابر پيشواى ستمگرى گفته مى شود .
وسائل الشيعة ج16 ص134
    خلاصه ؛ اگر در روايات سخن از فضيلت سكوت و خاموشى به ميان مى آيد ، مقصود سخنانى است كه بى جا و بى مورد از زبان انسان خارج شده و يا غيبت و تهمت و دروغ و افترا باشد .
    در اين موارد است كه بايد انسان خود را كنترل كند و لب فرو بندد :

وَالصَّمتُ أَجمَلَ بِالفَتى  مِن مَنطِقٍ فِي غَيرِ حِينِهِ
شرح نهج البلاغة ج7 ص91
    سكوت از سخن گفتن بى مورد سزاوارتر است .
    در برخى از روايات گفتارى كه آفتى به دنبال نداشته باشد و به ايمان انسان زيان نرساند ، بر سكوت ترجيح داده شده است :

    أَحمَدُ بنُ عَلِيِّ بنِ أَبِي طَالِبٍ الطَّبرِسِيُّ فِي الاِحتِجَاجِ عَن عَلِيِّ بنِ الحُسَينِ عليه السلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الكَلَامِ وَالسُّكُوتِ أَيُّهُمَا أَفضَلُ فَقَالَ عليه السلام لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنهُمَا آفَاتٌ فَإِذَا سَلِمَا مِنَ الافَاتِ فَالكَلَامُ أَفضَلُ مِنَ السُّكُوتِ قِيلَ وَكَيفَ ذَاكَ يَا ابنَ رَسُولِ اللَّهِ فَقَالَ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ مَا بَعَثَ الاَنبِيَاءَ وَالاَوصِيَاءَ بِالسُّكُوتِ إِنَّمَا بَعَثَهُم بِالكَلَامِ وَلَا استُحِقَّتِ الجَنَّةُ بِالسُّكُوتِ وَلَا استُوجِبَت وَلَايَةُ اللَّهِ بِالسُّكُوتِ وَلَا وُقِيَتِ النَّارُ بِالسُّكُوتِ وَ لَا تُجُنِّبَ سَخَطُ اللَّهِ بِالسُّكُوتِ إِنَّمَا ذَلِكَ كُلُّهُ بِالكَلَامِ مَا كُنتُ لِأَعدِلَ القَمَرَ بِالشَّمسِ إِنَّكَ لَتَصِفُ فَضلَ السُّكُوتِ بِالكَلَامِ وَلَستَ تَصِفُ فَضلَ الكَلَامِ بِالسُّكُوتِ
    از امام على بن حسين عليه السّلام درباره سخن گفتن و خاموشى پرسيدند :
    كداميك از اين دو برتر است ؟ فرمود : هر يك از اين دو آفاتى دارد كه اگر از اين آفات سالم بماند سخن گفتن از خاموشى بهتر است . عرض شد : چگونه يا ابن رسول اللّه ؟ فرمود : براى اينكه خداوند عزّ و جلّ پيامبران و اوصياى آنان را با سكوت مبعوث نكرد ، آنها آمدند كه با مردم سخن بگويند . و هيچ كس با سكوت و خاموشى ، سزاوار بهشت و مستوجب ولاية اللّه و مصون از عذاب خدا نمى شود . تمام اين فوايد و نتايج به وسيله سخن متحقّق مى شود ؛ سپس فرمود : من هيچگاه ماه را با خورشيد در يك كفه برابر قرار نمى دهم (يعنى كلام به مثابه خورشيد و سكوت به منزله ماه است) چون تو در مقام توصيف سكوت از كلام بهره مى گيرى ولى در توصيف كلام از سكوت نمى توان استفاده كرد .
وسائل الشيعة ج12 ص188
    يعنى چنانكه ماه به وسيله نور خورشيد خود را نشان مى دهد سكوت هم به وسيله سخن فضيلتش آشكار مى شود و عكس آن ممكن نيست كه خورشيد را با ماه نشان دهند .
    رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود :

   قَالَ رَحِمَ اللَّهُ عَبداً قَالَ خَيراً فَغَنِمَ أَو سَكَتَ عَن سُوءٍ فَسَلِمَ
    خدا بيامرزد بنده اى را كه سخن خوبى بگويد و بهره ببرد ، يا سكوت كند تا سالم بماند .
مستدرك الوسائل ج9 ص16
    در حديثى از حضرت امام رضا عليه السّلام آمده است :

   مُحَمَّدُ بنُ يَحيَى عَن أَحمَدَ بنِ مُحَمَّدِ بنِ عِيسَى عَن أَحمَدَ بنِ مُحَمَّدِ بنِ أَبِي نَصرٍ قَالَ قَالَ أَبُو الحَسَنِ الرِّضَا عليه السلام مِن عَلَامَاتِ الفِقهِ الحِلمُ وَالعِلمُ وَالصَّمتُ إِنَّ الصَّمتَ بَابٌ مِن أَبوَابِ الحِكمَةِ إِنَّ الصَّمتَ يَكسِبُ المَحَبَّةَ إِنَّهُ دَلِيلٌ عَلَى كُلِّ خَير
    از نشانه هاى دانايى سه چيز است : بردبارى ، دانش ، خاموشى . و به راستى صمت و سكوت درى از درهاى حكمت است . صمت و سكوت محبّتها را جلب مى كند و آن راهنماى تمام نيكيها است .
الكافي ج2 ص113
    با توجه به آثارى كه براى صمت و سكوت در اين حديث آمده است معلوم مى شود كه مقصود از اين سكوت چيست ، زيرا هر سكوتى نمى تواند داراى چنين ارزش هايى باشد .
    » نتيجه بحث
از آنچه گذشت نتيجه مى گيريم كه نعمت بيان با تمام ارزش و اهميتى كه دارد داراى دو بعد مثبت و منفى است و در آغاز مرحله خودسازى بيشتر به بعد منفى توجه شده است تا بعد مثبت . آنگاه كه انسان در اين مرحله قدرى پيش رفت و بر زبان خويش تسلط پيدا كرد ، بحث سكوت مطرح نيست بلكه صمت مطرح مى شود ، چون سكوت مطلق را صمت نمى گويند ، صمت به سكوت معنادار و كنترل شده اطلاق مى شود ، يعنى سكوت بمورد . پس آنچه مطلوب است سكوت مطلق نيست بلكه سكوت بمورد است ، زيرا چنانكه گفتيم در بسيارى از اوقات گفتار و اظهار عقيده و امر و نهى لازم و واجب است و در چنين مواردى سكوت حرام است .

» مسئوليتهاى زبان
علماى اخلاق معتقدند كنترل زبان سخت دشوار است ، چون براى بعضى افراد امكان دارد دست خود را كنترل كنند و سيلى به صورت كسى نزنند ، پاى خويش را كنترل كنند و به جاى نامناسبى نروند و در مسيرى كه خلاف است گام برندارند و... اما بسيارى از افراد قادر نيستند زبان خويش را كنترل كنند .
    به همين جهت ، ائمّه معصومين عليهم السّلام درباره حفظ و نگهدارى زبان از گناه و معصيت به طور جدّى توصيه كرده اند ، زيرا بسيارى از گناهان و خطاهايى كه از انسان سر مى زند به خاطر عدم كنترل زبان است .
    پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود :

   إِنَّ أَكثَرَ خَطايا إبنِ آدَمَ فِي لِسانِهِ .
    بيشتر اشتباهات انسان در زبان اوست .
مجموعة ورام ج1 ص105
    حضرت على عليه السّلام فرمود :

    وَقَالَ عليه السلام اللِّسَانُ سَبُعٌ إِن خُلِّيَ عَنهُ عَقَرَ
    زبان درنده اى است كه اگر رهايش ‍ كنى هار مى شود و انسان را مى گزد .
نهج البلاغة ص478
    و در جاى ديگر آن بزرگوار از زبان به عنوان اسب سركش و چموش تعبير كرده و مى فرمايد :

   ... وَليَخزُنِ الرَّجُلُ لِسَانَهُ فَإِنَّ هَذَا اللِّسَانَ جَمُوحٌ بِصَاحِبِهِ وَاللَّهِ مَا أَرَى عَبداً يَتَّقِي تَقوَى تَنفَعُهُ حَتَّى يَخزُنَ لِسَانَه ...
    و مرد بايد زبانش را حفظ كند زيرا اين زبان سركش صاحبش را به هلاكت مى اندازد . به خدا سوگند ، باور نمى كنم بنده اى كه زبانش را حفظ نكند ، تقوايى به دست آورد كه به او سود بخشد يعنى هيچ كس ‍ بدون مهار كردن زبان نمى تواند در حدّ مطلوب تقوا داشته باشد
نهج البلاغة ص253
    و در مورد ديگر ، امير مؤمنان عليه السّلام سرانجام كنترل نكردن زبان را آتش دوزخ دانسته و مى فرمايد :

   ... وَمَن كَثُرَ كَلَامُهُ كَثُرَ خَطَؤُهُ وَمَن كَثُرَ خَطَؤُهُ قَلَّ حَيَاؤُهُ وَمَن قَلَّ حَيَاؤُهُ قَلَّ وَرَعُهُ وَ مَن قَلَّ وَرَعُهُ مَاتَ قَلبُهُ وَمَن مَاتَ قَلبُهُ دَخَلَ النَّارَ ...
    آن كس كه زياد سخن مى گويد زياد اشتباه مى كند و آن كس كه زياد اشتباه كند حيايش كم مى شود و كسى كه حيايش كم شد پارسايى اش نقصان مى گيرد و كسى كه پارسايى اش نقصان گيرد قلبش مى ميرد و كسى كه قلبش بميرد داخل دوزخ مى شود ...
نهج البلاغة ص536

http://www.downloadbook.org/maasumin/p/Sokout.HTM

سخن‌چینی یکی از آفات زبان


سخن‌چینی یکی از آفات زبان


یکی از آفات زبان که از رذایل اخلاقی به شمار می‌رود و انسان را از راه خدا دور می‌سازد، نمّامی و سخن‌چینی است. سخن‌چینی یعنی پشت سر دیگران سخن گفتن و عیبجویی کردن و به دنبال برملا کردن عیوب دیگران بودن و حرف را از محفلی به محفل دیگری برده و سخنان را پخش کردن.
قرآن کریم در نکوهش سخن‌چینی می‌فرماید:
 "وَیلٌ لِکُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَه؛ (۱) وای بر هر عیب جویِ سخن چین."
 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
 " اَلا اُنَبِّئَکُم بِشِرَارِکُم قَالُوا بَلَی یَا رَسُولَ اللهِ قَالَ المَشَّاءُونَ بِالنَّمِیمَهِٔ المُفَرِّقُونَ بَینَ الاَحِبَّهِٔ البَاغُونَ لِلبُرَآءِ المَعَایِبَ. " (۲)
 «آیا می‌خواهید شما را به بدترین افراد در میان شما آگاه کنم؟ عرض کردند بلی ای رسول خدا . حضرت فرمودند: بدترین افراد آنهایی هستند که به سوی سخن چینی می‌روند، ‌کسانی که میان دوستان جدایی می‌افکنند و در جستجوی عیب برای افراد صالح و پاکدامنند.»
ایشان در جای دیگری می‌فرمایند:
 "لا یَدخُلُ الجَنَّهَٔ نَمَّامٌ" (۳)؛ سخن‌چین وارد بهشت نمی‌شود.

پی‌نوشت‌ها:
 ۱- همزه، ۱ .
 ۲- اصول کافی، ج۴، ص۷۵، ح۱ .
 ۳- محجهٔ البیضاء، ج۵، ص ۲۷۵ .


تبیان

شما هم مي توانيد بهترين سخنراني را ارائه دهيد!


شما هم مي توانيد بهترين سخنراني را ارائه دهيد!


نويسنده: مريم نعماوي زاده
 
اگر همين الان از شما بخواهند در مورد موضوعي که اطلاعاتي هم درباره ي آن داريد براي جمعي (مثلاً 100 نفره) صحبت کنيد، چه احساسي خواهيد داشت؟! احساستان هرچه باشد، بعد از خواندن اين مقاله، آرامش و اعتماد به نفس تان به نحو قابل ملاحظه اي افزايش خواهد يافت؛ و با انجام تمرين هاي ذکر شده و مداومت بر آنها، روز به روز توانايي شما در سخن گفتن براي جمع بيشتر خواهد شد.


نحوه ي برقراري ارتباط از جامعه اي به جامعه ي ديگر و از فرهنگي به فرهنگ ديگر متفاوت است. اما چيزي که در فرهنگ ها و جوامع مختلف مشترک است، اين است که انسان ها از طريق کار و فعاليتي که مي کنند، باور و نگاهي که به دنيا دارند، اين که چه مي گويند و چگونگي نحوه ي بيان عقايد و باورها، با ديگر انسان ها و جهان هستي رابطه برقرار مي کنند.


در دوران کودکي چون انسان هنوز پاي بند به قيود و الگوهاي رفتاري که از طريق جامعه و خانواده به او تحميل مي شود نشده است، کاملاً طبيعي و بر اساس غرايز خود زندگي و رفتار مي کند. به همين خاطر است که کودک به راحتي با رفتار و گفتاري کاملاً طبيعي، با ديگران رابطه برقرار مي کند.شايد يک کودک به راحتي در جمعي براي اطرافيان با لحن کودکانه اش شيرين زباني کند و نظر و عقيده خود را با ديگران در ميان بگذارد؛ اما همين کودک هر چه بزرگ تر مي شود و در قالبي قرار مي گيرد که جامعه و خانواده سازنندگان آنند، فرد از بُعد طبيعي خود فاصله مي گيرد.


اگر چه رعايت بايد و نبايدها و الگوهاي رفتاري جامعه براي زندگي در آن جامعه لازم و ضروري است، اما اگر فرد از چگونگي و نحوه ي بکارگيري آنها آگاهي نداشته باشد، احساس خواهد کرد که وجود بايد و نبايدها فقط موجب محدوديت خواهند شد؛ وجود احساس محدوديت موجب بروز ترس در فرد مي شود و در نتيجه نمي تواند به راحتي با ديگران رابطه ي مؤثر برقرار کند. به بيان ديگر، فرد در ارتباط با ديگران احساسات و عواطف خود را به راحتي بيان نمي کند و يا به نوعي آنها را سرکوب مي کند. در نتيجه، فرد هميشه سعي مي کند حالتي رسمي و اتو کشيده به خود بگيرد و در پي اين باشد که "لفظ قلم" و کتابي صحبت کند و فکر مي کند اين گونه ديگران او را خواهند پذيرفت.


شايد به همين خاطر است که انسان هر چقدر بزرگ تر مي شود برايش مشکل تر است که در جمع و حضور ديگران عقايد و نظرات خود را بيان کند و به عبارتي نمي تواند در جمع صحبت کند.
آيا شما هم جز افرادي هستيد که از صحبت کردن در جمع هراس دارند؟!
 

همين حالا خود را ارزيابي کنيد...
- هر وقت مي خواهم در جمعي صحبت کنم، چار تعريق، لرزش، افزايش ضربان قلب، کوتاهي تنفس، انقباض عضلات و ... مي شوم.
- وقتي از من مي خواهند در جمعي صحبت کنم، اعتماد به نفسم را کاملاً از دست مي دهم، دست و پايم را گم مي کنم و نمي توانم درست فکر کنم.
- وقتي مي خواهم در جمعي صحبت کنم، تمرکز حواسم را از دست مي دهم، دچار سرگيجه و لرزش صدا مي شوم و نمي توانم مطالب را به درستي و منظم بيان کنم و يادم نمي آيد که قرار بود چه بگويم!
- برايم فرقي نمي کند که محيط و حضار آشنا يا ناآشنا هستند؛ در هر دو حالت وقتي قرار است در جمعي صحبت کنم دچار اضطراب مي شوم.
- مي ترسم از اين که ديگران مخالف نظر من باشند و يا مرا مسخره کنند!
- مي ترسم از اين که ديگران متوجه مي شوند که من هنگام صحبت اعتماد به نفس خود را از دست داده ام و اضطراب دارم!
- و...
همان طور که مي دانيد، تأييد عبارات بالا نشان دهنده آن است که شخص نمي تواند در جمع به راحتي صحبت کند و عقايد و نظرات و مطالبي را که تهيه کرده است به طور منظم و دقيق براي ديگران بيان کند.
حتماً مي دانيد که اين مسئله قابل حل است و مي توان با تمرين و تکرار، ترس در جمع صحبت کردن را از بين برد و اعتماد به نفس لازم را به دست آورد. با خواندن ادامه ي مطلب، شما به اين هدف دست خواهيد يافت.
آيا تا به حال از خود پرسيده ايد که:
 

- چه عاملي موجب مي شود که وقتي براي جمعي صحبت مي کنم، نمي توانم مانند زماني که براي يک نفر صحبت مي کنم يا زماني که به راحتي در جايي نشسته ام، بر اعصاب خود مسلط باشم؟
- چه دليلي دارد که وقتي براي جمعي صحبت مي کنم دچار اضطراب مي شوم و نمي توانم بر افکار و صحبت هايم تسلط داشته باشم؟
پيش از هر چيز بايد بدانيد شما تنها کسي نيستيد که چنين ترسي را تجربه مي کنيد؛ و البته بخشي از اين ترس لازم و مفيد است. اما اين ترس اگر به ميزاني باشد که شما را از انجام فعاليت هايتان باز دارد و مانع پيشرفت و موفقيتتان شود، بايد به فکر غلبه بر اين ترس باشيد. براي رسيدن به اين هدف لازم است به تمريناتي که ارائه مي شود توجه کنيد و آنها را به کار بگيريد.


اما قبل از انجام تمرينات لازم است خود را آماده کنيد:
- ابتدا چند دقيقه (2-5 دقيقه) نفس عميق بکشيد و اگر مي توانيد، از راه هاي ديگري که مي دانيد، براي آرام کردن خود استفاده کنيد.
-اکنون زمان آن رسيده است هر چه افکار منفي نسبت به خود و ديگران و يا شرايط داشتيد را از خود دور کنيد تا از اين طريق بتوانيد اعتماد به نفسي را که براي صحبت در جمع لازم و ضروري است، کسب کنيد.
- صاف و محکم بايستيد و سر و چانه و شانه هايتان را بالا نگه داريد. اين ژست نشان مي دهد موضوعي که مي خواهيد درباره اش صحبت کنيد، موضوع مهم و با اهميتي براي شما و شنوندگان است.
اکنون شما با افکار و احساسات مثبتي که نسبت به خودتان و شرايط اطراف داريد، آماده هستيد تا تمرينات زير را انجام دهيد.
(نکته: تمرين و تکرار بيشتر، موفقيت بيشتر را به همراه دارد.)
1- کنار گذاشتن هر نوع مانعي که ذهن ايجاد مي کند
 

اولين مانعي که موجب مي شود شما از صحبت کردن در جمع ترس داشته باشيد، اين است که احساس خوبي نسبت به اطرافيان نداشته باشيد و فکر کنيد ممکن است ديگران به شما بخندند و شما را مسخره کنند و يا حتي متوجه شوند که شما چقدر مضطرب هستيد و ... به همين دليل فکر مي کنيد که بايد مثل آدم آهني يا به عبارت ديگر اتو کشيده و لفظ قلم صحبت و يا رفتار کنيد. زنجيرهاي قيود را بکشنيد و خودتان باشيد. اگر لهجه اي داريد، به لهجه ي خودتان صحبت کنيد (البته اگر مطمئن هستيد که ديگران صحبت هاي شما را متوجه خواهند شد). پس: خودتان باشيد، آزادانه رفتار کنيد و آزادانه صحبت کنيد.
2- تقليد نکنيد
 

هيچ کدام از انسان ها دقيقاً مثل هم نيستند (حتي دو قلوهاي يک تخمکي هم تفاوت هايي با هم دارند). اگر ديديد که شخصي به طرز خاصي در جمع صحبت مي کند که مورد پذيرش ديگران واقع مي شود، سعي نکنيد مثل او باشيد! آن طرز صحبت و يا ژست رفتاري، مخصوص و برازنده ي آن شخص است نه شما! شما هم مي توانيد جوهره ي وجودي خود را کشف کنيد و به طريقي که برازنده ي شماست صحبت کنيد.
پس بدانيد که نه ديگران مي توانند مثل شما شوند و نه شما مي توانيد مثل ديگران باشيد. شما يگانه هستيد.
3- تمرين کنيد
 

شنوندگان دوست دارند کلام گوينده واضح، صريح و با لحني راحت و طبيعي باشد. به همين دليل لازم است قبل از اين که بخواهيد در جمعي صحبت و يا سخنراني کنيد، ابتدا در مقابل آينه با خودتان صحبت کنيد، تمرين کنيد که راحت و طبيعي صحبت کنيد؛ صحنه در جمع بودن را با تمامي جزئياتش تصور کنيد. مثلاً تصور کنيد که يکي از حضار از شما سؤالي مي پرسد و شما با گفت و گوي کاملاً ساده و طبيعي به سؤال وي پاسخ مي دهيد. (توجه: شنونده نبايد احساس کند که شما مطلب را فقط حفظ کرده ايد و اطلاعي درباره ي موضوع نداريد! پس لازم است اطلاعات خود را افزايش دهيد).
4- به رفتارهاي کلامي و غيرکلامي خود توجه کنيد
 

بايد بدانيد هنگامي که مي خواهيد در جمعي صحبت کنيد و مطلبي را به ديگران منتقل کنيد، علاوه بر کلام شما، رفتارهاي غيرکلامي شما هم در انتقال مطالب بسيار مهم و تأثيرگذار است. اين که گاهي از دستهايمان استفاده کنيم و يا متناسب با موضوع، حالت چهره و يا تُن صداي ما با توجه به هيجان هايمان تغيير کند، و همچنين قدرت صداي گوينده، در انتقال پيام مؤثر است.
به همين دليل توصيه مي شود که از طريق بيان احساسات و عواطف خود براي بيان جملاتتان استفاده کنيد. اين کار موجب نزديکي گوينده و شنونده مي شود و موجب مي شود پيام بهتر و سريع تر منتقل شود.
5- به هدفتان توجه کنيد
 

از خودتان بپرسيد: چرا مي خواهم درباره ي اين موضوع صحبت کنم؟ آيا اين موضوع براي من اثبات شده است؟ چه چيزي را و چرا بايد در اين مورد به ديگران ثابت کنم؟ انتظار دارم چه موضوعي را و چگونه درک کنند و ... . بعد از اين که پاسخ اين سؤالات را براي خود يافتيد، آنها را با شنوندگان صادقانه در ميان بگذاريد و آنها را از اهدافتان آگاه سازيد.
6- به حاضران در جمع احترام بگذاريد
 

مي توانيد در ابتداي جلسه از حضار بخواهيد که در بحث ها با شما مشارکت کنند و اگر نظر و عقيده و يا سؤالي داشتند به راحتي بيان کنند؛ همچنين مي توانيد خودتان از آن ها سؤال کنيد و يا جمله اي را نيمه تمام بگذاريد و از آنها بخواهيد آن جمله را تکميل کنند. در آخر به خاطر پاسخي که از آنها دريافت کرديد و همچنين حضور آنها در جلسه و وقتي که براي ارائه مطالب در اختيار شما قرار دادند، از آنها تشکر کنيد.
شما هم مي توانيد بهترين تجارب سخنراني را داشته باشيد؛ اگر پشتکار و اراده داشته باشيد مي توانيد بر ترس خود غلبه کنيد. اين ترس در مقابل اراده ي شما ناتوان است. کافي است سخنراني را شروع کنيد، بعد از اين که چند کلمه صحبت کرديد، کنترل سخنراني را در اختيار خواهيد گرفت و به بهترين نحو مطالب خود را ارائه خواهيد کرد. فقط کافي است باور داشته باشيد!
اين که سخنراني شما به چه ميزان موفق باشد به اين بستگي دارد که قبلاً چقدر درباره ي موفقيت فکر کرده ايد و خود را تا چه اندازه انساني موفق مي دانيد!
از اين پس شما در ارتباط با ديگران احساس امنيت و آرامش خواهيد کرد و نظرات خود را در اجتماعات رسمي و غير رسمي با قدرت بيان خواهيد کرد.


منبع:ماهنامه ي علمي - فني دانشمند، شماره ي 558

http://www.rasekhoon.net/article/show-66291.aspx

نفی مجادله در دین


نفی مجادله در دین


شخصی به امام حسین(ع) عرض کرد: بنشین تا پیرامون دین باهم بحث کنیم. حضرت فرمود: «ای مرد من به دین خود بصیرت دارم (آن چنان که نور) هدایت من بر من آشکار گشته است، اگر تو به دین خود نادانی، برو یاد بگیر، مرا با مجادله (و بگو مگوی نابجا) چکار؟ این شیطان است که آدمی را وسوسه می کند و در نهان با او سخن می راند و می گوید: پیرامون دین با مردم، مجادله کن تاگمان نبرند که تو ناتوان و نادانی. مجادله (و بگو مگو) از چهارگونه بیرون نیست:
 یا اینکه تو و رفیقت در آنچه هر دو می دانید با یکدیگر مجادله می کنید، در این صورت، خیرخواهی نسبت به هم را ترک گفته اید، و رسوایی هم را می جویید، و (بدین وسیله) آن علم را تباه ساخته اید.
 یا اینکه در آنچه هر دو نمی دانید با هم بگو مگو دارید، در این صورت نادانی خود را آشکار کرده، و با هم از روی نادانی ستیز نموده اید.
 یا اینکه در آنچه تو می دانی (و او نمی داند) یک و دو می کنید، در این صورت تو که از پی (نمایان ساختن نادانی و) لغزش رفیق خود برآمده ای به او ظلم نموده ای. و یا اینکه در آنچه او می داند (و تو نمی دانی) مجادله می کنید، در این صورت تو (که نمی پذیری) حرمت و منزلت رفیق خود را نگه نداشته ای.
 این چهارگونه جدال، همگی (برای جوینده حق) ناممکن است، هر که عادلانه رفتار کند و حق را پذیرا باشد و مجادله را ترک نماید، ایمان خود را پایدار ساخته و دینداری خود را نیکو انجام داده و عقل خود را (از نادرستی) مصون داشته است.»(۱)
 
۱- موسوعه کلمات امام حسین(ع)، ص۸۱۱


روزنامه کیهان

ضرورت مخاطب شناسی


ضرورت مخاطب شناسی


● حرکت در سایه

شاید بارها برای شما اتفاق افتاده باشد که کسی از آن سوی خط، اطلاعاتی از شما می خواهد ولی شما در بیان آن تردید روا می دارید و حاضر به پاسخ گویی نیستید و با اما و اگرهای چندی، پاسخ های گاه نامناسب می دهید؛ زیرا شخص آن سوی خط را به جا نمی آورید و شخص نیز خودش را معرفی نکرده است ولی به ادامه گفت وگو علاقه مند است و پرسش های متفاوتی را پیاپی مطرح می کند. در این موارد به هر شکلی می خواهید بفهمید که مخاطب کیست؟ می کوشید تا از طریق لهجه و صدا و مانند آن، شخص را به جا آورید، ولی نمی توانید و در نهایت می پرسید: ببخشید! جناب عالی را به جا نمی آورم. می شود خودتان را معرفی کنید.

در ادامه، اگر شخص نیز به همان باقی ماندن در سایه، پافشاری کرد و خودش را معرفی نکرد، شما چه واکنشی از خود نشان می دهید؟ آیا واقعا به پرسش هایی که مطرح می کند، پاسخ هایی درست، واقعی، کامل و از روی صداقت می دهید؟ یا آن که می گوید: ببخشید! شما را به جا نیاوردم، بنابر این اگر پاسخ مناسبی دریافت نکردید بعدها گلایه مند نشوید، یا آن که شما هم به بازی با شخص ادامه می دهید تا به هر شکلی وی را از سایه بیرون آورید و با فشار به مخیله خویش صدا را با صداهای آشنایی که در خاطر دارید تطبیق کنید و هر طور شده از عرق شرم به جا نیاوردن شخص آن سوی خط بیرون آیید؟

اصولا حرکت در سایه، حکایت از شخصیتی پیچیده دارد و همین پیچیدگی است که شما را با تردید مواجه می کند و گاه حتی تا مرز دروغ شما را با خود می برد؛ زیرا تردید از این که پرسش ها به چه نیتی صورت می گیرد و آن سوی خط به چه نیتی در سایه حرکت می کند، شما را وا می دارد که در پاسخ های خود صداقت نداشته باشید و اگر هم دروغ نگویید دست کم حقیقت یا تمامی آن را بر زبان نرانید.

بر این اساس، کسی که در سایه قرار دارد و یا می کوشد در سایه حرکت کند، مخاطب خوبی نیست و نمی توان به چنین شخصی اطمینان کرد و هم حقیقت را بر او عرضه کرد، زیرا چه بسا دشمنی باشد که به قصد تخریب آمده و یا ناتوانی که کلام بلندی را به فهم ناقص خود، برداشت نادرستی می کند و از دین بیرون می رود. بنابر این، اگر ابوذر آن چه را که سلمان محمدی از پیامبر (ص) و علی (ع) آموخته بود، می دانست، بی گمان کافر می شد و از دین بیرون می رفت، در حالی که ابوذر کسی است که پیامبر (ص) صداقت و راستگویی اش را تصدیق می کند و می فرماید: آسمان بر راستگوتر از ابوذر سایه نیفکنده است.

● اهمیت شناخت مخاطب

این بدان معناست مخاطب شناسی در عرصه پیام بسیار مهم است و کسانی که در سایه قرار می گیرند و یا حرکت می کنند و از آفتاب می هراسند، می بایست از ایشان برحذر بود و در همان سطح بسیار نازل به ایشان پاسخ داد و تنها از دروغ پرهیز نمود و حقیقتی را در کف دستشان نگذاشت، زیرا کسی که در سایه حرکت می کند یا با حقیقت بیگانه است و یا از حقیقت می گریزد و یا با دروغ هم پیمان است و دست کم صداقت ندارد.

● ضرورت رجال شناسی

درعلوم حدیث شناسی، اموری چون رجال شناسی از موقعیت بسیار مهمی برخوردار است برخی گمان کرده اند که مراد از رجال شناسی تنها آگاهی از توثیق و وثاقت شخص یا عدم آن است. از این رو گفته اند با توجه به اثبات کسانی که اهل وثاقت بوده اند دیگر نیازی به علم رجال شناسی نیست. در حالی که استاد نگارنده آیت الله فاضل لنکرانی بسیار بر این نکته تاکید داشتند که ما به جهاتی دیگر به رجال شناسی نیازمند هستیم. اگر بخواهیم محتوای حدیثی را بررسی کنیم و سطح علمی آن را به دست آوریم نیازمندیم تا اشخاصی را بشناسیم که پرسش ها را مطرح و پاسخ ها را دریافت کرده اند. در میان راویان حدیث همه گونه آدم داریم. از بقال و تمار و صراف گرفته تا عارف و فاضل و دانشمندانی که در علوم مختلف دارای نظریه و اختراع و ابتکار بوده اند. برخی چون زراره در فقه متبحر بودند و برخی دیگر چون هشام بن سالم در علم کلام و آن دیگری در علم مجادله و دیگری در مناظره و آن دیگری چون خود، امیر الحاج بود درمسایل حج و آن دیگری در امور صرافی و معاملات.

اگر هر چه بیش تر مخاطب پیام ها را بشناسیم بهتر می توانیم تحلیل کنیم،زیرا که سیره وروش عملی پیامبران و امامان (ع) بود، آنان به سطح فکری و ایمانی و امور دیگر مخاطبان توجه داشته و بر اساس آن پاسخ می داند و حدیث معروف: «نحن معاشر الانبیاء نکلم الناس بقدر عقولهم، یک فرمول کلیدی در پیام بوده است.

● قدر هر کس به قدر خود اوست

مخاطب دعای معروف و بلند حضرت خضر پیامبر (ع) که امیرمومنان علی (ع) خود از او آموخته بود، کمیلی عارف است نه مالک اشتری فرمانده رزمی. با این همه امیرمومنان (ع) حتی امارات شهری کوچک را به کمیل نمی سپارد، زیرا عرصه عرفان و مدیریت را دو مقوله جدا می داند و این بدان معنا نیست که قدر کمیل را کم داشته باشد، بلکه به قدر او قدرش داشته است.

کم هستند کسانی که در همه عرصه ها، کامل باشند و به حکم الهی، در ردیف «اسوه کامله» قرار گیرند؛ زیرا هر پیامبری حتی پیامبر اولوالعزمی چون حضرت ابراهیم (ع) نتوانسته است تا به کمال مطلقی دست یابد که اسوه کامل قرار گیرد و خداوند الگوبرداری از وی را محدود به اموری کرده است. بنابر این، از هر کسی می بایست به مقدار منزلت خودش توقع داشت و اگر کسی در عرصه ای موفقیت یافت به معنای آن نیست که در همه عرصه ها الگو است باید از او پیروی کرد.

حسین اکبرزاده : روزنامه کیهان ( www.kayhannews.ir )

به‌عبارت‌های تأکیدی‌تان بپردازید

به‌عبارت‌های تأکیدی‌تان بپردازید
عبارت تأکیدی یعنی اعلامی ذهنی یا شفاهی به‌خودتان و کائنات، درباره این‌که می‌خواهید زندگی‌تان چگونه باشد. واژه‌ها و اندیشه‌ها عناصری قدرتمندند. شکل کنونی زندگیتان، تجلی جسمانی جملگی اندیشه‌های مثبت و منفی خودتان است.
عبارت‌های تأکیدی مثبت، ابزاری قدرتمند برای پاک‌کردن باورهای منفی از   ...

ادامه نوشته

چگونه آینده ای درخشان داشته باشیم

چگونه آینده ای درخشان داشته باشیم
چگونه آینده ای درخشان داشته باشیمبدانیم که زندگی همیشه عادلانه با ما برخورد نمی کند. آنچه مجبور به قبولش هستیم ، بپذیریم و مواردی را که قادر به تغییرشان هستیم تغییر دهیم.
● قبل از انجام هر کاری درباره آن خوب فکر کنیم. یک لحظه بی دقتی سال ها پشیمانی و اندوه را به همراه می آورد. 
● در جست و جوی زیبائی موجود در زندگی ، طبیعت و مردم باشیم.
● سپاسگذار دارائی های مادی خود ، مردم و لحظاتی که سپری می شوند ، باشیم.
● تمام سعی و تلاش خود را برای بوجود آوردن سرگرمی های مفید به کار گیریم. این راه بهترین روش برای  ...

ادامه نوشته

لطفاً کمی مکث کنید!

لطفاً کمی مکث کنید!
لطفاً کمی مکث کنید!▪ رسیدن به اوج، کار راحتی نیست، اما در اوج ماندن کار بسیار سختی است.
▪ زمانی عاشق می‌شوی که در قلبت جائی برای عشق وجود داشته باشد.
▪ آینده از آن توست، اگر از امروزت حداکثر استفاده را ببری تنها زمانی پیر شده‌ای که احساس پیری کنی.
▪ توانمندی و قابلیت‌های تو به اندازه‌ای است که آن‌ها را ببینی. 
▪ یٲس و ناامیدی تنها به دنبال آدم‌های ضعیف می‌گردند.
▪ تنها زمانی به عقب برگرد که بخواهی درسی از گذشته‌ات بگیری.
▪ کسانی‌که سریع‌تر می‌روند همیشه زودتر به مقصد نمی‌رسند.
▪ قدرت واقعی در منطق قوی نهفته است.
▪ به کودکت چنان محبت کن که گوئی تازه متولد شده و   ...

ادامه نوشته

۱۰ تغییر ساده برای بهبود سلامتتان

۱۰ تغییر ساده برای بهبود سلامتتان
۱۰ تغییر ساده برای بهبود سلامتتان۱) كمربند‌های ایمنی را ببندید. در دهه گذشته، كمربند ایمنی جان بیش از ده‌ها هزار نفر را نجات داده و از بروز صدمات به میلیون‌ها نفر پیشگیری نموده است.
۲) هر روز یك میوه یا وعده اضافی سبزی بخورید. اضافه نمودن میوه و سبزیجات بیشتر به غذای‌تان می‌تواند موجب بهبود هضم غذا و كاهش خطر ابتلا به سرطان‌های مختلف شود.
۳) به انداز كافی بخوابید. استراحت خوب شبانه، انرژی كافی برای روز بعد را تامین می‌كند.
۴) استرس را به‌طور مرتب، خنثی سازید. چند دقیقه رفع خستگی،   ...

ادامه نوشته

چگونه با بی حوصلگی مبارزه کنیم

چگونه با بی حوصلگی مبارزه کنیم
چگونه با بی حوصلگی مبارزه کنیمبی حوصلگی هنگامی روی میدهد که ما دیگر به اطرافیان، اشیاء پیرامون خود و فعالیتهای روزمره خود علاقه مند نبوده و از آنها لذت نمیبریم. بی حوصلگی در واقع فقدان تنوع و انگیزش در زندگیست.
یکی از خصوصیات انسان تنوع طلبی و نیاز به تغییر مداوم در شکل و نوع محرکات بیرونی میباشد. سازگاری حسی سبب میشود ما از فعالیتهای تکراری به ستوه آییم. سازگاری حسی یعنی: کاهش حساسیت حواس زمانی که   ...

ادامه نوشته

مهارت‌های زندگی از شناخت خود آغاز می‌شود

مهارت‌های زندگی از شناخت خود آغاز می‌شود
مهارت‌های زندگی از شناخت خود آغاز می‌شودامروزه به‌رغم ایجاد تغییرات عمیق فرهنگی و تغییر در شیوه‌های زندگی، بسیاری از افراد در رویارویی با مسائل زندگی، فاقد توانایی‌های لازم و اساسی هستند و همین امر آنان را در مواجهه با مسائل و مشکلات زندگی روزمره و مقتضیات آن آسیب‌پذیر کرده است.
بشر امروز هدف اصلی زندگی را که تعالی و شکوفایی انسان است زیر پا گذاشته و این به دلیل نداشتن شیوه‌های صحیح زندگی است. 
امروزه اکثریت جوامع، جلسات آموزشی مختلفی را برگزار می‌کنند ولی در مورد شیوه‌های درست زندگی مهارت‌های لازم را به مردم نمی‌آموزند؛ مردم نیز همه کار می‌کنند به جز زندگی؛ برای همه چیز وقت دارند به جز زندگی.
● مهارت‌های زندگی چیست؟
مهارت یعنی توانایی انجام یک کار و   ...

ادامه نوشته

دروغ نگیم!

دروغ نگیم!
دروغ نگیم!اگر تنبیه را آگاهی یافتن نسبت به خطاهای خود با هدف رفع آنها بدانیم و تشویق را هم قدرانی از کردار و رفتار مثبت و خوب، بیائید به یمن بودن در ماه مبارک رمضان در انجام تمرینات هفتگی این ستون با ما همراه شوید. از این شنبه تا شنبه بعد یک رفتار نادرست را در خود کمرنگ و یا حتی از بین ببرید در پایان هر هفته نیز اگر توانسته بودید در طول هفته آن رفتار نادرست را انجام نداده باشید برای خود یک جایزه بگیرید و البته بابت هر بار ارتکاب آن خطا جریمه ای قایل شوید جریمه ای مثل ندیدن یک برنامه تلویزیونی مورد علاقه یا انداختن مبلغ مشخصی پول در یک صندوق و یا به تاخیر انداختن خرید یکی از ملزومات زندگی اما تصمیم این هفته« ; دروغ نگوئید نه به خود و نه به دیگران» و البته فراموش نکنید هر چند جز راست نباید گفت اما هر راستی را هم نشاید گفت!
روزنامه ابتکار 

چگونه حرفه ای بیندیشیم؟

چگونه حرفه ای بیندیشیم؟
چگونه حرفه ای بیندیشیم؟نحوه صحبت کردن، لباس پوشیدن، نوشتن، رفتار کردن و کار کردن شما تعیین میکند که آیا یک حرفه ای میباشید و یا یک آماتور. با آنکه اغلب افراد آماتور بودن را عادی می پندارند اما شما هرگز طوری رفتار نکنید که آماتور بنظر آیید. هر کاری را که انجام میدهید، مانند یک حرفه ای انجامش دهید: مطابق با معیارهای حرفه ای.
۱) یک حرفه ای تمام جوانب شغل خود را آموزش می بیند. یک آماتور از هر فرصتی استفاده میکند تا از روند یادگیری طفره رود.
۲) یک حرفه ای به دقت در می یابد به چه چیزهایی نیاز و احتیاج است. یک آماتور نیازها و احتیاجات دیگران را حدس میزند.
۳) ظاهر و طرز بیان یک حرفه ای همانند یک حرفه ای میباشد. یک آماتور ظاهر و گفتار به هم ریخته ای دارد.
۴) یک حرفه ای محیط کار خود را پاکیزه و منظم نگه میدارد. یک آماتور یک محیط کار شلوغ، آشفته و کثیفی دارد.
۵) یک حرفه ای متمرکز و   ...

ادامه نوشته

پایداری، یکی از اصول موفقیت

پایداری، یکی از اصول موفقیت
همه ما گاهی از گوشه و كنار درباره ورزشكاران می‌‌شنویم كه سال‌ها مسابقه داده‌اند و شكست خورده‌اند و حتی یك پیروزی هم به خود ندیده‌اند اما آن قدر در آستانه تسلیم شدن ایستادگی كرده‌اند تا سرانجام پیروزی را در آغوش كشیده و قله افتخار بر آنها نمایان شده است. زندگی این گونه است. همیشه سردترین و تاریكترین لحظه‌ها، درست قبل از سپیده است اما اگر خود را از سقوط و ناامیدی حفظ كنیم، پاداش‌ها به زودی سرازیر می‌شوند.
راستی به نظر شما علت این كه لاستیك‌های اتومبیل آن همه فشار را تحمل می‌‌كنند و بالا و پایین می‌‌پرند، چیست؟
در ابتدا كارخانجات ساخت لاستیك كوشیدند، لاستیك‌هایی بسازند كه در مقابل تكان‌های شدید جاده، مقاومت كنند ولی به زودی متوجه اشتباه خود شدند، زیرا لاستیك‌های آنها در مدت كوتاهی خرد و تكه تكه شد. آن وقت همین لاستیك‌های بادی ساخته شد كه فشار و تكان دست‌اندازهای جاده را در خود جذب می‌‌كند. اگر من و شما هم بخواهیم در جاده حیات با وجود تكان و دست‌انداز، به راحتی پیش برویم، باید بیاموزیم كه چگونه می‌‌توان فشار و تكان جاده پر مانع و ناهموار حیات را در خود جذب كنیم.آنونیموس می‌‌گوید:(هر چیز ارزشمندی، ارزش انتظار كشیدن را دارد.) بنابراین همواره به خاطر داشته باشید كه اگر در پشت همه هدف‌ها و برنامه‌هایتان، اراده آهنین و ایستادگی باشد، هیچ مانعی در جهان نمی‌‌تواند جلوی پیشرفت شما را بگیرد.

اهمیت ایجاد انضباط در خویشتن را دریابید

اهمیت ایجاد انضباط در خویشتن را دریابید
بی‌تردید بسیاری از گام‌های ساده‌سازی زندگی خویشتن، مستلزم انضباط و تأدیب نفس است.
اخیراً که می‌خواستم بر عادتی سخت غلبه کنم، نظامی را به یاد آوردم که وقتی هشت ساله بودم برای ترک عادت انگشت میکدنم آن را ابداع کرده بودم. این شیوه بیش از هر شیوه دیگر برای ایجاد انضباط در خویشتن به من کمک کرد. خالی از تفریح نبود که دیگر بار امتحانش کردم و   ...

ادامه نوشته

از تجسم خلاق بهره بگیرید

از تجسم خلاق بهره بگیرید
عبارت‌های تأکیدی، دست در دست تجسم خلاق پیش می‌روند. علاوه بر بیان آن کیفیات درونی که قصد پروردن آنها را دارید ـ به صدای آرام یا بلند ـ ایجاد تصویر ذهنی روشن و قدرتمندی از آن، سبب می‌شود که توجهتان بر ثمره دلخواهتان متمرکز شود.
بررسی‌های بسیار در سال‌های اخیر، تأثیر شگرف تجسم خلاق را در   ...

ادامه نوشته

غذاهای مناسب خود را کشف کنید

غذاهای مناسب خود را کشف کنید
چند سال پیش از یکی از آموزگارانم خواستم که درباره تغذیه درست راهنمائی‌‌ام کند. آن‌چه در واقع می‌خواستم تجویزی مادام‌العمر بود که بگوید از حالا تا آخر عمر باید این چیزها را بخوری و به آن چیزها لب نزنی! واقعاً که چنین تجویزی تا چه اندازه کارم را ساده می‌ساخت. آن‌وقت دیگر مجبور نبودم نگران چیزهائی باشم که می‌خورم. و   ...

ادامه نوشته

نکاتی در مورد مشکلات و موفقیت

نکاتی در مورد مشکلات و موفقیت
۱. وقتی مشكلی دارید، به جای مناسبی بروید و كمی قدم بزنید، وقتی به خانه بر‌می‌گردید، متوجه می‌شوید كه دیدتان به كلی عوض شده است.
۲. وقتی زندگی سخت می‌شود و راه‌های ارتباطی بسته می‌شوند، وضعیت را با شوخی و خنده روشن كنید.
۳. روبه‌رو شدن با مشكل، پیروزی بزرگی است، سعی كنید با هر مشكلی كه روبه‌روی می‌شوید، راه حلی برای آن پیدا كنید.
۴. بازندگان در هر جواب مشكلی را می‌بیند، ولی برنده در هر مشكلی، جوابی را می‌بیند، مثل برنده‌ها فكر كنید.
۵. همیشه راه برای همه هموار نیست، زندگی برخورد با موانع، غلبه بر آن و حركت است.
۶. فرار از مشكلات یكی از خصوصیات طبیعی انسان‌ها است. برای تغییر این خصوصیت، برای انجام كارهای پیچیده‌تر ارجحیت قایل شوید و آن‌ها را تا زمان اتمامشان نیمه‌كاره رها نكنید.
۷. بازگو كردن مشكلات، بیش‌تر وقت‌ها نیمی از حل آن است.
۸. تمركز در كار، باعث موفقیت و به سرانجام رسیدن هر كاری بدون دوباره كاری می‌شود.
۹. همیشه به یاد داشته باشید كه شما لایق موفقیت هستید.
۱۰. امام علی (ع) می‌فرمایند: از سقوط و شكست دیگران شادی مكن، زیرا نمی‌دانی روزگار بر سر تو چه می‌آورد.

همه اعضای خانواده بر آن شوید که تعطیل آخرهفته را در سکوت بگذارنید

همه اعضای خانواده بر آن شوید که تعطیل آخرهفته را در سکوت بگذارنید
چنان‌چه اعضای خانواده‌تان پذیرای این امر است، آخر هفته‌ئی را همگی در خانه در سکوت و مراقبه بگذرانید. این تمرین می‌تواند شیوه قدرتمندی برای تقویت و اتحاد خانوادگی باشد.
اگر پیشاپیش سکوت و مراقبه منظم و پیوسته خانوادگی را برنامه‌ریزی نکرده‌اید، حتی غروبی آرام که در کنار یکدیگر به تمرکز و تعمق بنشینید، می‌تواند شروع خوبی باشد.

با چشمانتان لبخند بزنید!

با چشمانتان لبخند بزنید!
با چشمانتان لبخند بزنید!لبخند زدن ، خود ما و دیگران را دلگرم می کند. با فراگیری نشاندن یک لبخند دوستانه و گرم که باعث احساس بهتر در وجود ما می شودکسانی را که ما را می بینند شاد می کند ، قادر خواهیم بود بر شادمانی جهان بیفزائیم. جایگزینی یک ظاهر تلخ با لبخند به نفع همه است. پس این تکنیک را بکار ببندید و بطور طبیعی لبخند بزنید. اما چگونه باید این کار را انجام دهید: 
- لبخند با چشم آغاز می شود. به بارقه و احساس خوشی در چشمانتان توجه کنید. 
- توجه داشته باشید که چگونه با آمدن لبخند به چشمانتان ، آنها بطور طبیعی حرکت می کنند. 
- به لبخند با دهانتان اکتفا نکنید چرا که تنها نوعی تظاهر است. 
- هنگامی که با چشمانتان لبخند می زنید ، این حالت گسترش می یابد و    ...

ادامه نوشته

سپاس به‌جا آورید

سپاس به‌جا آورید
اکنون که می‌دانید اشتبا‌ه‌ها تا چه اندازه می‌توانند عواملی مثبت باشند، فهرستی از همه کارهائی که درست انجامشان داده‌اید، و فهرست دیگری (علاوه بر اشتباه‌هایتان) از همه چیزهائی که باید بابت آنها سپاسگزار باشید، تهیه کنید.
به خانواده و دوستان و خانه و اتومبیل و شهر و تندرستی و کارتان بنگرید. این فهرست تمامی ندارد. شاید همه‌چیز در این لحظه کاملاً عالی و بی‌نقص نباشد، ولی می‌توانید آن‌چه را که عالی و کامل نیست عوض کنید.
اگر نمی‌توانید آن را تغییر دهید، می‌توانید از شر آن خلاص شوید، یعنی حرکت کنید و به راهتان ادامه دهید. حداقل ـ یا شاید هم حداکثر ـ می‌توانید از طریق شرکت در جلسات مشاوره یا تمرین مراقبه یا درون‌نگری یا از هزاران راه دیگر بیاموزید که با آن زندگی کنید و کنار بیائید. همه ما در این زمان و در این مکان، این مجال را داریم که زندگی‌مان را دقیقاً به شکل دلخواهمان درآوریم.
اگر نمی‌توانید به‌طور طبیعی سپاس به‌جا آورید، آن را تمرین کنید. دور و بر خانه و داخل اتوموبیل و در محل کارتان یادداشت‌هائی بگذارید تا این امر را به خاطرتان آورد. بادا احساس شکرگزاری به عادت بدل شود. می‌توانید عادت شکرگزاری را جانشین عادت نگرانی کنید.
این عادت را در خود پرورش دهید که در پایان هر روز بنشینید و بابت همه آن‌چه که آن روز پیش آمد و می‌‌توانید از بهر آنها سپاسگزار باشید، فهرستی تهیه کنید.
خواهید دید گسترده سپاس‌هایتان وسعتی افزون‌تر می‌یابد. شاید این قانون طبیعت کمتر شناخته شده: هرچه میزان سپاس بیشتر باشد، موهبت‌های افزون‌تری برای سپاسگزاری خواهید داشت.

پندهای موفقیت در یک نگاه

پندهای موفقیت در یک نگاه
پندهای موفقیت در یک نگاه۱) فعالیت‌های اصلی و قبلی‌مان را بشناسیم و به‌طور مرتب انجام دهیم. 
۲) نیرودهندگان و راهنمایان راه موفقیتمان را بشناسیم و با آنها معاشرت، مشورت و دوستی کنیم. 
۳) هدف‌های اصلی و باطنی زندگیمان را بشناسیم و    ...

ادامه نوشته

اندیشه‌های الهام‌بخش

اندیشه‌های الهام‌بخش
اندیشه‌های الهام‌بخش▪ تمام معلم‌های بزرگ به ما درسی مشابه داده‌اند، با خویشتن خود بنشین، خودِ برتر نامرئی‌ات را پیدا کن و بدان که خدا، عشقی است که در درون تو جای دارد.
▪ وقتی دربارهٔ نقاط ضعف خود صحبت می‌کنی، آن‌ها را تشدید می‌کنی.
▪ بیشتر مردم به پشت شیشهٔ خودروهای‌شان این برچسب را می‌زنند: ”امروز، اولین روز از بقیهٔ زندگی من است“.
من ترجیح می‌دهم این‌گونه تصور کنم: ”امروز آخرین روز زندگی من است و می‌خواهم طوری زندگی کنم که انگار دیگر هیچ فرصتی ندارم.“
▪ تو تنهائی، اگر نزد کسی که تنهاست نروی، تنها می‌مانی.
▪ خودت را مملو از عشق به همه کن، نشانه‌های پروردگار را در   ...

ادامه نوشته

راستگوئی

راستگوئی
اگر از شما بپرسند، آیا انسان راستگوئی هستید، پاسخ می‌دهید: ”بله“. 
اما کمی فکر کنید و دوباره جواب دهید.
امروز خود را در نظر آورید، آیا همین امروز در صبحت‌های خود راستگو بوده‌اید؟
اگر دوستی از شما بپرسد، امروز چه احساسی داشته‌اید، جواب شما چیست، آیا احساس خوبی داشتید؟
ممکن است عصبانی بوده و آن را نشان نداده باشید؟
برای یک بار هم که شده راست بگوئید.
اگر فکر می‌کنید، گفتن حقیقت باعث رنجش کسی می‌شود، نگوئید؛ ولی بدانید که دروغ گفته‌اید.
به خود راست بگوئید، ممکن است از این راه پی ببرید که چه حقایقی باید گفته شود. آنها را بیان کنید.

رهنمودی برای پائین کشیدن فتیله جر و بحث

رهنمودی برای پائین کشیدن فتیله جر و بحث
رهنمودی برای پائین کشیدن فتیله جر و بحثداری رانندگی می‌کنی و به یک صحنه تصادف می‌رسی. آهسته می‌کنی تا ببینی کسی به کمک احتیاج دارد یا نه. متوجه می‌شوی دو راننده درگیر تصادف، همسایه‌های خودت هستند که دارند با هم دعوا می‌کنند و به‌هم ناسزا می‌گویند. فوری از اتومبیل پیاده می‌شوی و مداخله می‌کنی که کارشان به کتک‌کاری نکشد. چطور از عهده این کار برمی‌آئی؟
●آنچه نباید بگوئی
سعی می‌کنی با توجیه کردن آنان را آرام کنی. 
هی، شما دو نفر. بس کنید داد و بیداد صرفاً اوضاع را بدتر می‌کند. 
همان‌طور که به ناسزاگوئی ادامه می‌دهند، تو می‌گوئی: می‌شود هر دو دهانتان را ببندید؟ فحش دادن که  ...

ادامه نوشته

یک نگاه نو و یک حرف تازه پیدا کنید

یک نگاه نو و یک حرف تازه پیدا کنید
یک نگاه نو و یک حرف تازه پیدا کنیدنگاهتان را همیشه تازه نگه دارید، برای دوستانتان یک چیز جدید داشته باشید، یک نویسنده‌ جدید کشف کنید، یک نگاه نو پیدا کنید، یک حرف تازه پیدا کنید. برنامه‌ی کاریتان را طوری تنظیم کنید که هر هفته حداقل دو نفر را ببینید که انسان‌های خاص باشند! 
هر روز از آدم‌های خاص و دوستان خاصتان بپرسید که فیلم جدید، کتاب، مقاله، آگهی تبلیغاتی خاص، پوستر، نقاشی، عکس خاصی به بازار نیامده است؟ مسیرهای جدید را تجربه کنید. حداقل خانه‌تان را از پنج مسیر بلد باشید. غذاهای متفاوت   ...

ادامه نوشته

ستاندن و جذب کردن را بیاموزید

ستاندن و جذب کردن را بیاموزید
سال‌ها پیش نزد بانوئی خردمند یوگا می‌آموختم. هم او بود که ستاندن و جذب‌کردن را به من آموخت. ما یاد گرفتیم که برای تکمیل یکایک حالات یوگا، مدت زمان لازم را صرف کنیم. و آن‌گاه زمانی را به کسب و جذب منافع آن اختصاص دهیم. واقعاً که درسی ارزشمند بود. درسی که می‌توانیم آن را در هر زمینه از زندگیما به‌کار ببریم.
این عادت را در خود پرورش بدهید که منافع آن‌چه را که به انجام می‌رسانید بستانید و جذب کنید. وقتی از پیاده‌‌روی‌تان باز می‌گردید، چند لحظه‌‌ئی به‌خود فرصت بدهید تا   ...

ادامه نوشته

تا بحال به این چیزها فکر کردید؟

تا بحال به این چیزها فکر کردید؟
تا بحال به این چیزها فکر کردید؟بسیاری از مردم برای این نمی توانند با هم مهربان باشند، چون از هم می ترسند. و برای این از هم می ترسند، چون همدیگر را نمی شناسند. و برای این همدیگر را نمی شناسند، چون روابط صمیمانه اجتماعی از بین رفته است. 
● شریکی برای زندگی 
شریکی برای زندگی ات انتخاب کن که در موفقیت ها و سختی های راه همراهت باشد تا همراه هم زندگی را بسازید. نه این که چشم به داشته هایت بدوزد و تنها مصرف کننده آن باشد.
ـ تو نمی توانی از چیزی که نمی توانی آن را فراموش کنی، چشم پپوشی.
ـ بسیاری از مردم برای این نمی توانند با هم مهربان باشند، چون از هم می ترسند. و برای این از هم می ترسند، چون همدیگر را نمی شناسند. و  ...

ادامه نوشته