Benefits of Public Speaking

 

Benefits of Public Speaking

 


The Personal and Practical benefits of using a few simple concepts to overcome your public speaking fears to easily deliver effective presentations include -

Personal Benefits -

  • Increased Self Confidence
  • The Ability to communicate and articulate your thoughts and ideas
  • Effectively Persuade Others
  • Words can hurt, heal, create, build, transform
  • New Opportunities
  • Ability to Lead
  • Have a Rare and Valued Skill
  • Have Fun
  • Improve Your Quality of Life

Practical Benefits –

  • Career Advancement
  • Receive Recognition
  • Get the Credit that You Deserve
  • Entertain Your Audience
  • Captivate Your Audience
  • Learn to speak Concisely, Clearly and Confidently
  • Speaking out in important situations, as Parent, Citizen, Customer

کتابشناسی فن بیان : گفتار هراسی(چگونه بر ترس از سخنرانی غلبه کنیم)

گفتار هراسی(چگونه بر ترس از سخنرانی غلبه کنیم)

گفتار هراسی
مانی شربرگ
سیدمهدی الوانی/ سیدحسین هاشمی
موضوع: روانشناسی
۱۳۷۳
«ترس از سخنرانی در جمع», «ویژگی های سخنرانی موفق», «ارتباط خاص میان سخنرانان و مخاطبان», «چگونگی مواجهه با کسانی که در کار سخنرانی اخلال می کنند» و «سازماندهی سخنرانی» از موضوعات این کتاب است.

چرامعلمان روش سخنراني را براي تدريس انتخاب مي كنند؟

چرامعلمان روش سخنراني را براي تدريس انتخاب مي كنند؟


معلمان در بهترين شرايط بين 4 تا 6 سال مي‎توانند به مسائل حرفه‎اي علمي آشنا شوند يا روشهاي تدريش و فنون معلمي را بيامورند اما بايد توجه داشت كه اين افراد 12 تا 18 سال از معلمان خود الگو گرفته‎اند و سعي مي‎‏كنند مانند معلمان خود تدريس كنند، به همين خاطر روش‎هاي نوين تدريس ، تحول لازم را پيدا نكرده است
از ديگر دلايل ترجيح روش سخنراني به روش‎هاي فعال، تشويق اولياي مدارس مي‎باشد. در اين روش نظم بيشتري ارائه مي‎گرد،‌ كلاس‎ها بي‎سر و صداتر و مدرسه آرامتر مي‎باشد.
مواقعي پيش مي‎آيد كه چاره‎اي جز استفاده از روش سخنراني نيست. امكانات در حدي نيست كه ما را ياري دهد و امكان استفاده ار روشهاي ديگر وجود ندارد.
در كلاسهاب 40، 50 و 60 نفره معلم ناچار به استفاده از روش سخنراني مي‎باشد و مجبور است با روش سخنراني درس را در كلاس پيش ببرد. ممكن است معلم بتواند از روشهاي فعال آموزش در چنين كلاسهايي استفاده كند اما اكثر معلمان روش سخنراين را براي پيش برد كلاس ترجيح مي‎دهند.
يكي از مزاياي روش سخنراني در تمام مقاطع تحصيلي،كم هزينه بودن اين روش آموزش است، البته طبيعي است كه در اين روش در مقاطع تحصيلي پايين‎تر ترجيح داشته باشد اما در مقاطع تحصيلي بالاتر قابل تحمل‎تر مي‎باشد .
يكي از سؤالهاي مهم در آموزش دروس به روش سخنراني اين است كه آيا مي‎توان اين روش غيرفعال را به روش فعال تبديل كرد؟
اگر معلم بتواند روش سخنراني را به روش پرسش و پاسخ تبديل كند تا حدودي از مشكلات روش غير فعال سخنراني مي كاهد
نكته:
اگر معلم تسلط كافي بر موضوعات درسي نداشته باشد قادر به طرح پرسش و پاسخ هدايت دانش‎آموزان در پاسخ‎هاي دريافتي نخواهد بود.
از ديگر موارد استفاده از اين روش انتقال نقش سخنران به مخاطبين مي‎باشد در اين صورت براي يكي از دانش‎آموزان داوطلب شده نقش سخنران را آموزش داده و به او ياد مي‎دهيم كه چگونه سخنراني نمايد. با اين عمل تا حدودي اين روش غيرفعال را به سوي فعال شدن سوق داده‎ايم .
آيا روش سخنراني مانند ديگر روشهاي تدريس ار مقررات خاصي پيروي مي‎كند؟
در اين روش قوانين پيچيده‎اي وجود ندارد بطوريكه كافي است كه سكوت در فضاي آموزشي حاكم باشد،‌ مزاحمتي براي سخنان ايجاد نشود،‌ زبان گويا و گوش شنوايي وجود داشته باشد تا روش سخنراني بكار گرفته شود.
البته به دو روش مي‎توان مقرراتي را وضع نمود :
الف) روش سخنراني سنتي كه در اين روش هيچ پرسش و پاسخي در خلال سخنراني انجام نخواهد شد.
ب) همزمان كردن پرسش و پاسخ و سخنراني .
آيا طرح سؤال از سوي مستعمين منجر به انتهاي سخنراني مي‎شود؟
اگر سؤالي از سوي شنونده مطرح شود در همان لحظه بايد به آن پاسخ داده شود و جواب دادن در آخر كلاس امري غيرممكن بنظر مي‎رسد. 
روش آمورش سخنراني
نام "سخنراني‎" حالتي غيرفعال و پويا را در ذهن تداعي مي‎كند اما در روش‎هاي فعال آموزش جغرافيا ما از سخنراني استفاده مي‎كنيم مشخصات اين روش را توضيح مي‎دهيم :
روش سخنراني يكي از متداول‎ترين روش‎هاي تدريس در بسياري از علوم از جمله جغرافيا مي‎باش، علت اينكه انتخاب اين روش به عنوان يكي از بهترين روش‎هاي آموزش است به دو جهت مي‎باشد.
1. بيان مشخصات روش تدريس
2. سخنراني شاخصي براي تأثير روش‎هاي فعال مي‎باشد.
ما با قياس يك روش غيرفعال مشخص مي‎كنيم چرا بين روش‎هاي فعال و غيرفعال فرق گذاشته مي‎شود؟ 
چگونه مي توان يك روش غيرفعال را به روش فعال تبديل كرد
روش سخنراني آشناترين روش تدريس براي معلمان مي‎باشد. يونانيان از جمله كساني هستند كه ازاين روش استفاده كردند، اين روش ساده‎ترين و كم هزينه‎ترين روش تدريس براي هر موضوعي و در هر زماني مي‎باشد.
اين روش با شيوه‎هاي مختلف مورد استفاده كساني كه روش‎هاي فعال را مي‎شناسند قرار مي‎گيرد و با استفاده از اين بخشهايي از روشهاي فعال تدريس را انجام مي‎دهند. 
مطالعات جديد درباره مغز و شيوه يادگيرى مغز براى معلمان و والدين، ديدگاه هاى جديدى درباره تدريس و يادگيرى ايجاد كرده است .پژوهش هاى جديد هم يافته هاى نوينى را عرضه كرده است و هم به نوسازى برداشت هاى قديمى درباره يادگيرى كمك كرده. يافته ها، نشان دهنده آنند كه ايده چپ برتر يا راست برترى مغزى ، گمراه كننده است .مغز پيچيده تر از آن است كه چنين اظهار نظرى درباره آن بشود .ما در رياضى با يك نوع كاركرد و در موسيقى با كاركرد نوع ديگرى از مغز، روبرو نيستيم.
پژوهشگران اعلام كردند كه پژوهش هاى مغز محور،جدا از جنبش آموزش و پرورش نيستند،بلكه آنها رويكرد هايى هستند كه آموزش و پرورش را منتفع مى كنند. با آن كه برخى پيشنهادهاى پژوهشى مغز محور،دير به بار مى نشينند،ولى بينش ها و چشم اندازهاى عملياتى هم عرضه مى كنند، حتى براى ساختمان سازى و آماده سازى فضاى بازى در مدارس .
اريك جنسن، در كتاب جديد خود با عنوان «تدريس مبتنى بر مغز» اظهار مى كند كه همگى در صدديم تا راه حل هايى براى مسائل و چالش هاى آموزش و پرورش بيابيم و بايد در كاربرد يافته هاى جديد تا حدودى احتياط كنيم .آنگاه كه فردى رويكرد خاص سازگار با مغز براى ارتقاى يادگيرى معرفى مى كند، بواقع، آن گام نهايى براى يادگيرى و تدريس نيست.
انرژى براى يادگيرى
اگرچه مغز انسان بالغ، فقط دو درصد از وزن بدن او را تشكيل مى دهد،ولى به تنهايى بيست درصد از انرژى جسمانى را مصرف مى كند .انرژى مصرفى مغز از طريق خون پراكسيژن تدارك و اكسيژن مصرفى مورد نياز از طريق شش ها تأمين مى شود. مغز انسان در هر ساعت به گردش ۸ گالن خون يا در هر روز تقريباً ۲۰۰ گالن (۶۰۰ تا ۸۰۰ ليتر) خون نياز دارد .توازن الكترونيكى مناسب با كاركرد مغز از طريق آب بدن به دست مى آيد. براى حصول اين توازن، هر فرد بالغ بايد ۶ تا ۱۲ ليوان آب بنوشد.
هانافورد(۱۹۹۵)،از دست دادن آب بدن در ساعات حضور دانش آموزان در كلاس درس را عاملى براى آسيب هاى يادگيرى، تنبلى و بى حالى اعلام كرده است .خوب، شيرهاى آب يا آبخورى هاى مدارس پيش دبستانى در خارج از كلاس درس قرار دارند و دانش آموزان بندرت در طى ساعات درس مى توانند به آب دسترسى داشته باشند.
عامل حياتى ديگر بر كاركرد مطلوب مغز،اكسيژن است .بدون هواى تازه،نمى توان انتظار داشت كه مغز كاركرد مناسبى داشته باشد .از اين رو در طراحى ساختمان مدارس و در پيش بينى تسهيلات و تجهيزات مدارس، نبايد تأمين هواى تازه كلاس هاى درس مورد غفلت قرار گيرد.
هنگام يادگيرى، سلول هاى مغز-نرون ها- اطلاعات را تقريباً با سرعتى بيش از ۳۰۰ كيلومتر در ساعت انتقال داده يا مورد تبادل قرار مى دهند.هر نرون مى تواند هزاران سيگنال يا علامت را از ساير منابع نرونى، بدون آن كه با آنها ارتباط فيزيكى داشته باشد، دريافت كند.نرون ها، پيام ها را بيشتر به صورت شيميايى تبادل مى كنند. (جنسن)
انرژى لازم براى فعاليت نرونى، انرژى الكتريكى و شيميايى است .ماهيت عمل نرون ها،مغز را به يك پردازشگر الكتروشيميايى تبديل كرده است. الگوى يادگيرى مغز از زمان تولد و بنا به ديدگاهى از دوره جنينى آغاز مى شود .شيوه پاسخ و سازگارى فرد با محيط،نحوه زيست و يادگيرى مغز را تعيين مى كند. مدارس، يكى از مراكز عمده بر ايجاد تغيير در الگو هاى يادگيرى دانش آموزان است.
بسيارى بر اين باورند كه وراثت، محدوده هاى يادگيرى را شكل مى دهد، ولى اين باور،گمراه كننده است .آنچه روشن است، اين كه محيط قبل از آموخته ها يا افكار پيشين بر رشد مغز تأثير مى گذارد.به تازگى، بسيارى از دانشمندان به اثر محيط و وراثت در رشد مغز،سهم ۵۰ درصدى قايل شده اند. يعنى۵۰ درصد وراثت و ۵۰ درصد محيط.
بازى، ورزش، تجربيات عملى و انواع فعاليت هاى چالش برانگيز، منبع اصلى يادگيرى هستند.با اين همه، هنوز مدارس بر خلاف الگو هاى يادگيرى دانش آموزان طراحى مى شوند .براى نمونه، استخر از محيط هاى محرك و چالش برانگيز براى كودكان دوره ابتدايى و راهنمايى اند،ولى مدارس به ندرت به آن دسترسى دارند،حتى در مدارس،اين امكان ايجاد نمى شود كه دانش آموزان بتوانند دو گلدان گل پرورش دهند.
محيط هنرى
يادگيرى بهينه زمانى به وقوع مى پيوندد كه، مغز به صورت مناسبى به چالش كشيده شود.زمانى كه فعاليت يادگيرى، همراه با تهديد و فشار روانى باشد، كارايى مغزى پايين مى آيد. (هارت)
يادگيرى از طريق بصرى و عملى سبب مى شود مغز يادگيرنده،ارتباطات قوى تر و تازه ترى پديد آورد. موسيقى، معمارى، نقاشى و ساير هنرها بر يادگيرى مؤثراند. معمارى و نماى مدارسى كه با اصول و اسلوب مناسبى طراحى شده اند از نظر زيبا شناسى تحريك كننده اند.چنين محيط هاى آموزشى اى، با رشد مغز در رابطه بوده و سبب فعاليت مغزى بيشترى مى شوند.
فعاليتهاى جسمانى
براى رشد كاركردهاى مغزى،فعاليت جسمانى، بسيار حائز اهميت است . فعاليت هايى چون دويدن، پريدن و شنا كردن، سبب تقويت عقده هاى پايه، مخچه و جسم پينه اى مى شود.ورزش و تمرين بدنى، اكسيژن، زيادى را به مغز مى رساند و بر ميزان ارتباط بين نرونى مى افزايد. جنسن اظهار مى كند كه يادگيرى از طريق پياده روى، حركات كششى، رقص و ساير فعاليت هاى جسمانى ارتقاء يافته و بهتر صورت مى گيرد.
آيا مدارس، فضاى حركتى مناسبى براى دانش آموزان در نظر گرفته اند؟ چند درصد دانش آموزان مى توانند به فعاليت جسمانى مورد علاقه خود بپردازند، آيا كلاس درس براى تحرك دانش آموزان مناسب است ؟ اين سؤال ها و ده  ها سؤال ديگر از اين دست، برخاسته از وقايع مربوط به مغز و به تبع آن مربوط به محيط هاى مدرسه اى نه چندان مطابق با اصول استاندارد است.
رنگ و نور
پژوهش هاى مربوط به مغز نشان مى دهد كه ميزان و نوع رنگ بر يادگيرى اثرگذار است . برين گزارش كرده است كه رنگ هاى گرم و نور پردازى درخشان و چشم زننده،بر ميزان گرفتگى عضلانى، سرعت تنفس، ضربان قلب،فشار خون و فعاليت مغزى مى افزايد.نور ناكافى در محيط سبب خستگى چشم مى شود .تركيب رنگى نامتجانس محيط ممكن است سبب كاهش واكنش و اختلال در انجام كار باشد. نور كافى و رنگ آميزى مناسب سبب بهبود پردازش بصرى اطلاعات و كاهش فشار روانى مى شود.
ميزان گرما و صداى محيطى
پژوهش ها تأييد مى كنند كه محيط يادگيرى مناسب بايد از نظر دما مطلوب بوده و عارى از صداهاى مزاحم باشد. ناراحتى جسمى و صداهاى آزاردهنده، پيام هاى نامناسبى به مغز مى فرستد.دريافت پيام مخرب از سوى مغز،عملكرد مخچه را، كه پردازشگر اصلى مغز به شمار مى آيد، با اختلال همراه مى  كند.
عوامل محيطى
اهميت محيط يادگيرى را نمى توان دست كم گرفت .مغز در محيط هاى ايمن و بهداشتى، خلاق، چالش برانگيز و سازگار كننده،بيشتر مى آموزد .در طراحى مدارس نبايد فراموش شود كه محيط طراحى شده، محيطى براى رشد مغزى و ارتقاى يادگيرى دانش آموزان است، هر گونه قصور مى تواند آثار زيانبار و جبران ناپذيرى را پديد آورد.
منبع : سايت اينترنتى فكر نو
روش سخنراني
اين روش که سابقه اي طولاني در نظامهاي آموزشي دارد به ارائه مفاهيم به طور شفاهي از طرف معلم و يادگيري آنها از طريق گوش کردن و يادداشت برداشتن از طرف شاگرد مي پردازد. در اين روش يک نوع يادگيري و رابطه ذهني بين معلم و شاگرد ايجاد مي شود.
  مراحل اجراي روش سخنراني
مرحله اول: آمادگي براي سخنراني
- آمادگي از نظر تجهيزات (آيا در سخنراني از وسايل آموزشي استفاده خواهد شد؟)
- آمادگي عاطفي (آيا من با آسودگي سخنراني مي کنم؟)
- آمادگي از نظر زمان (آيا زمان کافي براي آماده شدن وجود دارد؟)

مرحله دوم: مقدمه سخنراني
1- ايجاد رابطه بين معلم و شاگرد (معلم در ابتداي صحبت با دانش آموزان گپي بزند. لطيفه اي تعريف کند و ...)
2- جلب توجه شاگردان: با فعاليتهايي همچون طرح سوال، بخث و گفتگو، استفاده از وسايل بصري مي توان به اين مهم دست پيدا کرد. در جلب توجه شاگردان، روايت نکات زير مي تواند بسيار مفيد باشد: الف: شناخت علايق و خواسته هاي شاگردان (توجه به عواملي همچون سن، جنس، وضع اجتماعي، اقتصادي و ...)
ب: ايجاد انگيزش (در فرآيند تدريس، بهتر است به شاگرد گفته شود موضوع مشکل ولي قابل فهم و حل مي باشد.)
ج: بيان صريح هدفها و نکات مهم سخنراني
د: استفاده از پيش سازمان دهنده: ارائه پيش سازمان دهنده باعث دسته بندي اطلاعات، حفظ کردن آنها مي شود.
ه) پيش آزمون و فعال کردن آگاهي و اطلاعات شاگردان: آزوبل مي گويد: «يادگرفته هاي قبلي فراگيران مهمترين عامل در يادگيري آنهاست».

مرحله سوم: متن و محتوي سخنراني
1- جامع بودن محتوي: متن سخنراني بايد تمام اهداف آموزشي را در بر داشته باشد. شاگرداني که سخنراني معلمانشان جامعيت بيشتري داشته باشد بهتر ياد مي گيرند.
2- سازماندهي منطقي محتوي: اسکينر معتقد است وقتي مواد آموزشي خوب سازماندهي شوند. يادگيري آسانتر مي شود زيرا سازماندهي قدرت درک مفاهيم را افزايش مي دهد.
3- استقرار توجه شاگردان در طول ارائه محتوي
الف: تغييردادن محرک: تنوع در به کارگيري محرکها سبب بالا رفتن انگيزه يادگيري خواهد شد. بين تنوع در حرکات و حالات چهره معلم و پيشرفت تحصيلي شاگردان، رابطه مستقيم وجود دارد. تغييرات تُن صدا در هنگام صحبت متناسب با موضوع در يادگيري تأثيرگذار است. تحقيقات نشان داده است که رابطه تغيير محرک و پيشرفت تحصيلي در دبستان منفي و در دبيرستان مثبت است.
ب: تغيير کانالهاي ارتباطي: با تعييردادن ارتباط از سمعي به بصري احتمال تغيير مناسب در الگوي رفتاري به وجود مي آيد. بزرگسالان نظام آموزش بصري را بر سمعي ترجيح مي دهند. (استفاده از اسلايد، نمودار، عکس و ساير رسانه هاي بصري)
ج: فعاليت جسمي: يادگيري بايد به صورت فعالانه انجام شود. معلمان مي توانند روش تدريس خود را با امکان درگيري جسمي و فکري شاگردان در روند يادگيري، غني تر سازند. مثلاً با زنگ تفريحهاي کوتاه مدت در بين سخنراني، تکرار پاسخ شاگردان و استفاده از اسامي در مخاطب قراردادن آنها، موجب ايجاد توجه بيشتر در فرآيند تدريس شوند.
د: استفاده از طنز: کاربرد طنز در تدريس، ميزان توجه و يادگيري شاگردان را افزايش مي دهد (البته شوخيهايي که مربوط به مطلب تدريس شود).
ه: شور و حرارت سخنران: تحقيقات بيانگر اين نکته است که مطالبي که با ذوق و شوق از جانب معلم ارائه شود بيشتر و بهتر ياد گرفته مي شود. (آهنگ صدا، تغيير حالات چهره، ارتباط چشمي)
و: پرسش و پاسخ در حين سخنراني: سوال کردن از شاگردان مي تواند تأثيرات مطلوب زير را داشته باشد:
- تأکيد - تمرين - خودآگاهي - توجه - استراحت کوتاه - تکرار
مرحله چهارم: جمع بندي و نتيجه گيري
بعد از اتمام سخنراني معلم مي تواند:
الف: از شاگردان بخواهد که بعضي از نکات مهم درس را به خاطر بياورند يا نظر خود را درباره آنها بگويند.
ب: به سوالهاي شاگردان پاسخ گويد.
ج: نکات مهم و اساسي درس را گوشزد و مرور کند.
در پايان يک جلسه سخنراني، معلم بايد با شاگردان وارد مسائل غيررسمي شود تا خشکي و يکنواختي درس کاهش يابد و شاگردان در جلسات ديگر با رغبت بيشتر شرکت کنند. 
  محاسن و محدوديتهاي روش سخنراني
الف) محاسن
روش سخنراني، مختص کلاسهاي پرجمعيت است. روش بسيار ارزاني است. اين روش مي تواند تا حد زيادي با برنامه معلم تطبيق يابد. با توجه به موقعيتهاي زماني و مکاني و مجموعه تجهيزات، روش سخنراني بسيار انعطاف پذير است موقعيت سخنراني ممکن است سبب تقويت اجتماعي، ذوق زيبايي، علاقه، اعتماد به نفس و کاهش احساس تنهايي شود. 
 ب) محدوديت روش سخنراني
در اين روش، چون معلم متکلم وحده است شاگردان چندان فعال نيستند. بيشتر از حس شنوايي استفاده مي شود. قدرت تکلم شاگردان چندان تقويت نمي شود. تفاوتهاي فردي در آن منظور مي گردد. و محدوديت روش سخنراني بيشتر متعلق به عدم کاربرد صحيح آنهاست. اين روش، مستلزم وجود برخي از خصوصيات شخصيتي مانند صدا، روش سخنگويي، رواني سخن، آرامش و نظم و ... است.

منبع :

http://www.google.com/url?sa=t&source=web&cd=27&ved=0CEQQFjAGOBQ&url=http%3A%2F%2Fhep.glp.net%2Fc%2Fdocument_library%2Fget_file%3FfolderId%3D171122%26name%3DDLFE-7521.doc&ei=JRazTYJ-wZ067sasigk&usg=AFQjCNESBRSkWZ-ct6J9KMFCfD6QQjRHdA

آموزش روش تحقیق

آموزش روش تحقیق

طرح تحقيق:

برنامه طرح تحقيق بايد با نظمي منطقي و معقول تنظيم و تدوين گردد.براي بسياري از محققين نوشتن طرح تحقيق به منزله برآورد هزينه آن و درخواست كمك هزينه از دولت يا سازمانهاي ذيربط است .حال شما خواه در فكر درخواست كمك مالي باشيد و خواه نباشيد بايد طرح تحقيق تان سودمند باشد در اينجا شما را با مراحل انجام و اتمام طرح تحقيق بيشتر آشنا مي كنم.

1-طرح موضوع تحقيق

قبل از هر گونه اقدامي براي انجام يك تحقيق مي‌بايد موضوع مورد مطالعه را از جهات مختلف مورد شناسايي دقيق قرار دهيم. در اين شناسائي نكاتي مورد توجه قرار مي‌گيرد كه عبارتند از:

پيشينه تحقيق:محقق در معرفي موضوع مورد مطالعه از كليه تحقيقات انجام شده قبلي مي‌تواند كمك بگيرد و احاطه خود را نسبت به موضوع بيشتر نمايد. تحقيقات اجتماعي انجام شده پيشين همچنين مي‌تواند علاوه بر شناخت موضوع به مسائل و مشكلاتي كه محققان ديگر ضمن انجام تحقيق با آن روبرو بوده‌اند و پي ببرد و بدين ترتيب از خطاها و دوباره كاريها احتراز نموده و در مقابل از تجربيات پيشينيان بهره گيرد.

تعريف مفاهيم: محقق براي تبيين و تشريح موضوع مورد مطالعه و تعيين متغيرهايي كه مربوط به موضوع مورد تحقيق مي‌گردد بايستي مفاهيم موجود در طرح تحقيق خود را يكايك تعريف نموده تا مفاهيم از يكديگر باز شناخته شوند و پرسشگران و ساير كساني كه محقق را ياري مي‌دهند با آگاهي و تسلط كامل به جزئيات موضوع بكار تحقيق بپردازند . در تعريف مفاهيم اصطلاحات و واژه‌هاي بكار رفته در طرح بايد مشخصاً و دقيقاً تعريف شوند. مثلاً در تحقيقات روستائي مفاهيمي مانند "خوش نشين" ,"زارع صاحب نسق", "جفت گاو" و "آيش" و "واحد بهره برداري و...دقيقا" تعريف شوند و يا در مطالعه مربوط به يك گروه اجتماعي اصطلاحات و مفاهيمي مثل "انسجام گروهي" و "ارتباط متقابل" ,"برون گروه" ,"درون گروه","شبه گروه","پاره گروه" و ....تعريف شوند.

محدوده موضوع: در طرح موضوع مورد مطالعه محدوده موضوع نيز به طور روشن و بوضوع مشخص مي‌شود و اين يكي از مسائلي است كه بسيار حائز اهميت است زيرا انجام تحقيقي كه محدوده و چهارچوب مشخصي نداشته باشد عملاً امكان پذير نيست و چنانچه موضوع را بدون در نظر گرفتن جامعه آماري و حد و مرز معيني مورد مطالعه قرار دهيم نتايج بدست آمده اعتبار علمي نخواهد داشت . مثلاً چنانچه ما عنوان كنيم كه قصد مطالعه دانشجويان دانشگاه تهران را داريم موضوع مورد مطالعه ماگسترده و در حال بسيار مبهم است زيرا معيين نشده است كه مطالعه ماد در ارتباط با چه ويژگي از جامعه دانشجويان است و كداميك از دانشكده‌ها يا رشته ‌ها يا كلاسها يا گروهاي سني را در بر مي‌گيرد و آيا مطالعه ما تنها مربوط به جامعه دانشجويان مرد مي‌شود و يا زنان و يا هر دو را در بر مي‌گيرد؟ و ابهامات يكديگر از اين قبيل...بنابراين مشاهده مي‌شود كه ابهامات و سئوالات بيشماري در مورد چنين موضوع مطرح مي‌شود كه جواب به تمام آنها از جانب محقق قبل از شروع تحقيق ضرورت كامل دارد .مشخص و محدود كردن دقيق جامعه مورد مطالعه و تعيين چارچوب موضوع, گذشته از آنكه نتايج بدست آمده از تحقيق را قابل قبول و معتبر مي‌سازد , محقق و پرسشگران و ساير افرادي را كه در پژوهش شركت دارند , از سردرگمي و ابهام

و ترديدهايي مي‌دهد.

هدف تحقيق: در طرح موضوع مرود مطالعه , محقق بايد بوضوح دقيقاً هدف يا اهداف خود از انتخاب موضوع و انجام تحقيق در مورد آن را

روشن نمايد و نتايجي را كه در ارتباط با فرضيه يا فرضيات تحقيقات در پي آن است بطور كامل بيان كند, بدين ترتيب وي و همكارانش از ابتدا مي‌دانند كه بدنبال چه ميگردند و چرا . اين موضوع نيز يكي از مسائلي است روشن شدن آن براي محققين قبل از اقدام به تحقيق از اهميت بسيار زيادي برخوردار است .بنابراين مي‌توان نتيجه گرفت كه طرح موضوع مورد مطالعه به معناي تعريف موضوع تحقيق و شكافتن ابعاد و ويژگيهاي مختلف آن تلقي مي‌گردد

2-ارائه فرضيه و زمينه سنجي

تعريف بسيار ساده و كوتاهي كه مي‌توان از فرضيه ارائه داد اين است كه بگوئيم فرضيه يك تئوري ثابت نشده است يا به عبارت ديگر نظريه‌اي است كه هنوز به محك آزمايش در نيامد است . اما تعريف دقيق تر هم مي‌توانيم از فرضيه ارائه دهيم بشرح زير :

"حدس و گماني است كه در ذهن محقق در باره رابطه احتمالي علت و معلولي (علي )بين دو يا چند متغير بوجود مي‌آيد. اما هر نوع حدس و گماني را نيز نمي‌توانيم فرضيه بدانيم زيرا ارائه آن مي‌بايد بر اساس شرايطي باشد كه پس از آزمون بتوان آنرا بعنوان فرضيه پذيرفت . بعبارت ديگر آنچه را كه ما بعنوان فرضيه در بوته آزمايش قرار مي‌دهيم بايستي از حداقلي از صلابت و اعتبار برخوردار باشد و نه آنچنان حدسي كه در مراحل آغازين جمع آوري اطلاعات بكلي باطل گرديده و محقق اجباراً سعي در ارائه فرضيه ديگري نمايد . بنابراين براي ارائه فرضيه يافت فرضياتي كه بتوان بر اساس آنها تحقيقي را شروع نمود بايد به نكات زير توجه دقيق مبذول نمود.

ارائه دهنده فرضيه بايد احاطه وسيعي نسبت به موضوع مورد مطالعه داشته باشد و تجاربي در آن زمينه داشته باشد بعنوان مثال ارائه فرضيه درباره پديده‌اي مثال بزهكاري نوجوانان شهري يا تغييرات خانواده مستلزم صاحب نظر بودن و داشتن تجارب كافي در زمينه مطالعات اجتماعي خاصه مطالعات اجتماعي خاصه مطالعات جامع شناسي شهري و خانوادگي است. البته افراد غير متخصص نيز ممكن است در اين زمينه‌ها به طرح فرضياتي بپردازند ولي بدليل عدم احاطه آنها بر موضوع اين امكان وجود دارد كه فرضيات آنان حتي قبل از قرار گرفتن در بوته آزمايش با انجام يك "زمينه سنجي" محدود و باطل گردد.

ارائه فرضيه مي‌بايد با تكيه بر منابع و مآخذي صورت گيرد كه عبارتند از:

1-تجارت شخصي و اطلاعات پراكنده

محقق از مجموع اطلاعات كلي و پراكنده‌اي كه ضمن جامعه مورد مطالعه داشته است ,براي ارائه فرضيه مي‌تواند استفاده كند. علاوه بر تجارت شخصي, محقق گاهي نيز كه ارتباط مستقيمي با موضوع مورد مطالعه نداشت است مي‌تواند از اطلاعات و تجارب شاهداني كه مستقيماً در ارتباط با جامعه مورد نظر بوده‌اند براي بدست آوردن اطلاعات مقدماتي درباره پديده و متغيرهاي آن استفاده نمايد و بعنوان مثال چنانچه موضوع تحقيق ما مطالعه در تضاد يا ستيز نقش ها در بين پرسنل يك سازمان اداري يا بيمارستان باشد بدون گردآوردن اطلاعات مقدماتي از جوي كه حاكم بر آن سازمان يا بيمارستان است , ارائه فرضيه براي ما امكان پذير نيست , بنابراين در اين مرحله كه اطلاعات ما بسيار ضعيف و يا تقريباً هيچ است و چنين كاري نيز بر عهده ما قرار گرفته است. ناچاريم براي شروع كار با انجام مصاحبه و تماس برخوردهاي مستقيم و غير مستقيم با مسئولين و پرسنل آن سازمان يك يا چند رابطه علي احتمالي را در ذهن خود پرورانده و بعنوان فرضيه ارائه دهيم تا ضمن تحقيق به محك آزمايش در آيد.

2-تحقيقات انجام شده قبل

تحقيقات انجام شده قبلي در زمينه مورد مطالعه و يا زمينه‌هاي مشابه در غالب موارد مي‌تواند به ما كمك فراواني نموده و از بسياري جهات درارائه فرضيه و كار تحقق ما را رهنمون باشد بنابراين لازم است كه محقق قبل از ارائه فرضيه به تحقيقات انجام شده در موسسات پژوهشي دولتي و غير دولتي رجوع نموده تا از دوباره كاري احتمالي و يا احياناً از ارائه فرضياتي كه قبلاً به محك آزمايش در آمده و باطل گرديده پرهيز گردد. ضمناً محقق مي‌تواند از تكنيك هاي الگوها و شيوه‌هاي بكار گرفته شده در تحقيقات انجام شده قبلي نيز ياري گيرد.

3-اطلاعات و آگاهيهاي تئوريك

محققي كه به منظور دست يابي به روابط علت و معلولي بين متغيرهاي موجود يك پديده اجتماعي به تحقيق مي‌پردازد, لازم است كه علاوه بر اعمال دقت كامل در كار پرسشگري و عمليات ميداني و بطور كلي در انجام جمع آوري دقيق اطلاعات , بايستي بتواند واقعيت هاي موجود يا نتايج بدست آمده را با زبان جامعه شناسي بيان نموده و با ديدي جامعه شناختي تبيين نموده و نتايج بدست آمده را با زبان جامعه شناسي بيان نمايد .

در حقيقت تفاوت بين مشاهده‌گري كه واقعيت ها را مي‌بيند و از هرگونه تحليلي درباره آنها عاجز است با مشاهده‌گري كه هر واقعيت اجتماعي را با روش بيني و نكته سنجي علمي تبيين وتفسير مي‌كند آنست كه مشاهده گر اول فاقد اطلاعات تئوريك درباره پديده هاي اجتماعي بوده در حاليكه مشاهده‌گر دوم از اطلاعات نظري گسترده‌اي برخودار است و هر واقعيت يا پديده را با بياني عملي تعريف نموده و آنرا با پديده‌هاي ديگر در رابطه علي قرار مي‌دهد .

زمينه سنجي : زمينه سنجي با تحقيق مقدماتي مرحله كوتاهي است كه غالباً در پژوهشهاي ميداني قبل از ارائه فرضيه و تجديد جامعه مورد مطالعه قرار مي‌گيرد. در تحقيق مقدماتي معمولاً از تكنيك مشاهده و گاهي نيز از "فهرست سئوالات" استفاده مي‌شود.

در اين مرحله سعي مي‌شود تا ويژگيهاي كلي و ابعاد جامعه مورد مطالعه شناسائيي گرديده و در صورتيكه قصد نمونه‌گيري داشته باشيم, بتوانيم نمونه‌هاي خود را با توجه به گونه‌گوني جغرافيائي و تنوع اقليمي و ساخت اقتصادي , اجتماعي منطقه انتخاب نمائيم . در تحقيقات ميداني گاه نيز بجاي "زمينه سنجي", اصطلاح "ديد كلي " را بكار مي‌برند كه منظور همان مشاهده كلي و عمومي محقق قبل از ارائه فرضيه و محدود نمودن دقيق جامعه مورد مطالعه است .

3-جمع آوري اطلاعات تحقيق

مرحله بعدي كار تحقيق كه مرحله بسيار با اهميتي نيز محسوب مي‌گردد, زماني است كه پس از انجام مقدمات كار يعني مشخص و معين شدن جامعه مورد مطالعه و تنظيم فرضيه‌ها با توسل به تكنيك هاي خاصي ,اطلاعات و ارقام لازم را از جامعه مورد مطالعه جمع آوري مي‌كنيم .

مهمترين تكنيك هاي جمع آوري اطلاعات عبارتند از

1-پرسشنامه تحقيقاتي 2-مشاهده در تحقيق 3-استفاده از فيش 4-نمونه گيري 5-مونو گرافي

منبع :

http://www.namaye.ir/pay/8.htm

۷ ترفند ساده برای یک سخنرانی بدون ترس

 ۷ ترفند ساده برای یک سخنرانی بدون ترس


اگر شما هم جز کسانی هستید

که همیشه از سخنرانی

فرار میکنند ، این پست مال شماست!
 

با کمک این ترفند ها و کمی تمرین میتونید

جزو بهترین ارائه دهندگاه یا سخنورا بشید.
 
 
1- این رو قبول کنید که همواره کمی

ترس و عصبانیت همراه شماست.

این اصل خیلی مهمی تو انجام یک پرزنت هست.
 
بهتره خودتون به حضار بگین که کمی ترس ورتون داشته
 
تا اینکه خودشون کشف کنن که شما کمی استرس و ترس دارین.
 
اینجوری دیگه لازم نیست استرس و ترس خودتون رو بپوشونین
 
وکلی از سنگینی کارتون کم میشه. شما میتونید این مطلب که
 
کمی استرس و ترس دارین رو به صورت جوک و فان به حضار بگین.
 
مثلا بگین که "1 ساعت پیش فقط من و خدا میدونستیم که من درباره ی
 
چی میخام صحبت کنم؛ ولی حالا فقط خدا میدونه چی میخواستم بگم!! "
 
 
 
2- بازنگری به حضار
 
 

حالا که قبول کردین هرکسی موقع ارائه دادان کمی ترس وعصبانیت داره،
 
نوبت اونه که یه جور دیگه به حضار نگاه کنین. یعنی به جای اینکه اونها
 
رو افرادی هستن که میخان پرزنت شما رو ارزیابی کنن اونها رو

افرادی در نظر بگیرین که میخان بعد از شما اونها هم ارائه
 
داشته باشن. پس طبق اصل 1 اونها هم کمی ترس و استرس دارن،
 
پس دلیلی نداره که شما هم عصبانیت نداشته باشین.
 
یک دید دیگه به حضار اینه که اونها رو به عنوان دوستایی

در نظر بگیرین که مثلا 10 ساله ندیدینشون، به این طریق شما

میتونین یک ارتباط چشمی (Eye contact) عالی با مخاطبینتون
 
داشته باشین. به این علت که شما همش در این فکر خواهید بود

که به چشم ها و صورت حضار نگاه کنید و پیش خودتون فکر
 
کنین که اونها رو قبلا کجا دیدین.
 
تو بعضی کتابها گفته میشه که فکر کنین کسی دور و
 
برتون نیست و شما تتنها هستید، ولی پنداشتن چنین حالتی در حالی
 
شما میدونید سالن پر از افراد مختلفه خیلی سخته، پس بهتره یکی از

دو حالت بالا رو در نظر بگیرین.
 
 
 
3- کمک گرفتن از رسانه های تصویری
 
 

بیشتر افراد از اینٍ ارائه میترسن که میدونن افراد زیادی دارن اونها
 
رو تماشا میکنن. پس بهترین کار در این حالت اینه که نگاه اونها رو

از خودتون دور کنید. چه جوری؟ نظرتون راجع به استفاده از پاورپویت
 
یا پخش کردن تعدادی کاغذ بین حضار چیه ؟! اینجوری نصف بیشتر زمانی
 
که شما دارین ارائه میدین نگاه حضار به شما نیست و شما میتونین با

خیال راحت کارتون رو دنبال کنین، و هر وقت دیدین که کسی نگاهش
 
به شماست، فورا کسی رو پیدا کنید که حواسش به اسلاید ها و
 
یا کاغذ هایی که بشون دادید !
 
 
 
4-عمدا اشتباه کنید !

برای مثال وقتی که

به طور عمدی کاغذ

نت هاتون از دستتون
 
به زمین می افته هنگام

برداشتنش از روی زمین

بگین که از اینجا

به بعد ارائه ی من

گیج کننده تر میشه.

این باعث میشه که حضار
 
کمی بخندن. و این باعث

جذابتر شدن بیشتر ارائه شما

میشه و مسلما میتونه روی رای

داورها هم تاثیر بذاره.

مثلا یادمه که یکبار یکی از دوست هام ارائه ای در باره ی
 
"جوشکاری زیر آب" داشت و جزو معایب این روش، خورده
 
شدن توسط کوسه رو ذکر کرده بود!
 
 
مطمئن هستم بعداز ابن عمل و دریافت این نکته که حواس شنودگان
 
با شماست، با اعتماد به نفس بیشتری به کارتون ادامه میدین.
 
 
 
5-فقط برای یک نفر نطق کنید.
 
 

یکی دیگه از عواملی که باعث ترس ارائه دهنده میشه،
 
شلوغی سالنه. اینکه تعداد زیادی آدم ساکت اونجا نشستن

و منتظر نطق شما هستن. پس بهترین کار تو اینجور مواقع
 
اینه که روی صحبتتون فقط به یک نفر باشه. و بقیه اصلا
 
توجهی به سخنرانی شما ندارن. هرچند لحظه هم این شخص
 
رو عوض کنین و روی شخص دیگری فوکوس کنین.
 
 
 
6-تائیرگذاری با نظرات شخصی
 
 

فقط سعی نکنید روی موضوع فوکوس کنید. سعی کنید
 
نظرات خودتون رو هم توی اون موضوع ارائه بدین. الیته
 
این نظراتتون رو باید از قبل آماده کرده باشین. مسلما کسایی

که اونجا جمع شدن فقط نمیخان گردآوری شما رو راجع به

یک موضوع بدونن و به نظرات شما هم علاقمندن وگرنه

به جلسه ی شما نمیمودن!
 
 
 
7- تمرین، تکرار و آزمایش
 
 

هرکسی با توجه به خلق و خو و خصوصیات فردیش،

میتونه یه نوعی استرس و ترس خودشو کاهش بده. مثلا
 
یکی با قدم زدن، یکی با توی دست گرفتن یه خودکار و
 
یکی هم با خوردن جرعه ای آب. شما میتونید تو ارائه های

مختلف با تمرین و تکرار این ترس رو کاهش بدین.
 
پس از داوطلب شدن برای ارائه تو کلاس هرگز غافل نشید که همین قدم های
 
کوچیک میتونه شما رو به بهترین سخنرانها و ارائه دهندگان تبدیل کنه.

 

لینک های مرتبط با این مطلب :

http://www.r2gblog.com/?p=393
 

http://success.org/

http://www.success.net/

http://en.wikipedia.org/wiki

http://www.successrice.com

 

منبع :

http://www.drzohrabi.ir

ارتـبـــــاط مــــؤثـــر در زندگی      

 
ارتـبـــــاط مــــؤثـــر در زندگی     

مقدمهl    ارتباط موثر مستلزم مهارت در برقراری صحیح ارتباط با دیگران آشنایی با نحوه استفاده بهینه از انواع وسایل ارتباطی از قبیل تلفن،مکاتبات درون و برون سازمانی،تکنولوژی اطلاعات،و غیره؛توانایی حصول اطمینان از درک درست پیام های ارسالی توسط گیرنده پیام و... است.l    هنر انتقال اثر بخش پیام یکی از مهمترین شرایط لازم برای مدیرموفق بودن است. خواه در صدد ارائه سخنرانی با اعتماد به نفس کامل باشید یا بخواهید به راحتی به مذاکره بپردازید . فصل اول:  يادگيري مقدمات فصل دوم : تبادل اطلاعاتفصل سوم : كسب مهارتهاي بيشترفصل چهارم ارتباط با هدف كسب نتيجه
 

خلاصه ي كتاب؛ ارتـبـــــاط مــــؤثـــر... Effective Comunicationنویسنده: رابرت هلر، مترجم: سعید علیمیرزائی با مقدمه دکتر محمد میرکمالی، نشر سارگل
 

تلاش براي ارتباط موثر برقراری خوب ارتباط شاهرگ حیاتی سازمان ها است ارتباط سازماني به اشكال مختلف مانند گفتاري، نوشتاري و شنیداری صورت مي گرد، اما در هر صورت هدف ان همواره انتقال يك پيام گیرندگان است. از ارتباط براي مدیریت اطلاعات و بهبود روابط استفاده كنيد. ارتباط مثبت  از بین بردن موانع یکی از اولین اقدامات لازم جهت برقراری ارتباط خوب  است٠ حفظ تماس چشمی ،گوش دادن به صحبتهای طرف مقابل، و تقلید تن گفتار شما را در برقراری یک ارتباط موفقیت امیز کمک می کند٠ انتخاب روش  هنگام انتقال پيام بايد در مورد رسانه انتخابي به دقت فكر كنيد. رسانه هاي  الكترونيكي امكانات بيشتري را از طريق پيوند گفتار و نوشتار بوجود آورده اند.  هدف پيام تعيين كننده روش انتقال آن است.ابتدا در مورد پيام مورد نظر تصميم بگيريد و سپس بهترين روش  انتقال آن را (به شرط تسلط بر تكنيك استفاده از آن)انتخاب كنيد. تركيب روش ها  روش هاي ارتباطي به پنج نوع كلي تقسيم مي شوند:كلام نوشتاري،كلام  گفتاري،ايما واشارات نمادين، تصوير ديداري، وتركيبي از اين روش ها. هنگامي كه اين روش ها با هم تركيب مي شوند قدرت تاثير آنها افزايش مي يابد. برقراري ارتباط از طريق رسانه هاي تبليغاتي وتكنولوژي الكترونيك از جمله مثالهاي استفاده از روش هاي تركيبي هستند.   ارتباط از طریق تن گفتار  حالت بدن در تن گفتار﴿طیف وسیعی از حرکات فیزیکی ناخود اگاه ﴾ بسیار حائز اهمیت است٠در اولین برخورد، هر یک از سه حالت زیر میتوانند تاثیر کاملا متفاوتی را ایجاد کنند٠ ايجاد تاثير مثبت  برداشت هاي اوليه بسيارحائز اهميت هستند·طرز لباس پوشيدن و نحوه ايستادن شما هميشه بر برداشت طرف مقابل تاثير مي گذارد٠  اشاره با اعضاي بدنايما و اشارات دلگرم كننده از قبيل تماس چشمي و تكان دادن سر موجب ايجاد حس همدلي مي شوند- مگر زماني كه طرف مقابل متوجه شود شما احساس واقعي خود را پنهان مي كنيد. كلمات را با دقت انتخاب كنيد و تا مي توانيد صادق باشيد ؛در غير اين صورت ممكن است تن گفتار شما با گفته هايتان در تناقض باشد .        برنامه ريزي عصبي-كلامي از تكنيكهاي ان-ال-پي مي توان براي كاهش تنش هاي موجود در مي موقعيت خاص استفاده كرد.اگر به شدت با گفته هاي كسي مخالف هستيد،زماني كه مشغول حرف زدن است است به صحبت هايش گوش كنيد؛سپس نظرات خود را با استفاده از جمله بندي ها و تصوير سازي هاي مشابه بيان كنيد. اگر او با حالت تدافعي نشسته است، شما نيز در همان وضعيت قرار بگيريد و سپس به يك وضعيت بازتر (مانند شكل روبرو)تغيير حالت دهيد تا او نيز از اين حالت در آيد. تفسير گفت و گوجملات را در حد ارزش ظاهري آنها در نظر بگيريد و به دنبال تفسير معاني مستتر در آنها نباشيد.براي حصول اطمينان از در صحيح صحبت طرف مقابل جملات او را با بياني ديگر براي وي بازگو كنيد تا مشخص شود منظور وي را درست در كردهايد يا خير. اگر برداشت شما نادرست بوده باشد،او گفته هاي خود را تصحيح و تصريح خواهد كرد.  يكي از تئوري هاي موجود در وراي برنامه ريزي عصبي-كلامي(ان-ال-پي)اين است كه شيوه صحبت كردن افراد نشان مي دهد كه چه فكري در سر دارند.سليقه هاي فكري را مي توان با  توجه به نحوه انتخاب عبارات تقسيم ندي كرد. به عنوان مثال عباراتي مانند  »بين گفته هاي شما و خودم  تفاوت مي بينم «و »گفته هاي او براي ما يك زنگ خطر است «به ترتيب در مقوله بصري و سمعي قرار مي گيرند.با دقت در صحبت هاي طرف مقابل و تقليد از عبارت وي مي توانيد گفت و گوي خود را هماهنگ كنيد. براي اين منظور بايد زبان بصري را با زبان بصري و زبان شنیداری را با زبان شنیداری پاسخ دهيد.هم زمان  با گوش كردن و تقليد از ترجيحات فكري طرف مقابل مي توانيد از نظر فيزيكي نيز از او تقليد كنيد و با استفاده از ايما و اشارات مشابه حس همدلي را در او بوجود آوريد.  غلبه بر تعصبممكن است از بين بردن كامل تعصبات شخصي دوشوار باشد چرا كه در ما نهادينه شده و بدون توجه به رفتار شخصيت ديگران در ما وجود دارند اما يك اصل اساسي به ما ميگويد :(ببينيد چه ميگويد ،نبينيد كه ميگويد) بايد به دقت به صحبت افراد گوش كنيد و اجازه ندهيد تعصبات شما مانع برقراري ارتباط شوند. اطمينان از در ك درست پياماگر از نظر شما مطالب مطرح شده نياز به توضيح دارند يا فكر ميكنيد ممكن است ديگران پيام شما را درست نفهميده باشند، از عبارت هاي زير استفاده كنيد. يافتن و در ك انچه لازم است بدانيد را مسئوليت شخص خود بدانيد و به پاسخ هاي دريافتي گوش كنيد. سه مرحله ارتباط موفقn    گوش کردن:اگر در هنگام صحبت گوینده به فکر جواب باشید یا بخواهید به صحبت های بعدي خود فكر كنيد منظور وی را درست و کامل درک نخواهید کرد. n       پاسخ دادن:هنگام پاسخ آنچه را فهمیده ايد بطور خلاصه بازگو کنید ودر صورت لزوم   از گوینده در خواست توضیحات بیشتر کنید.n       انجام اقدامات لازم:آنچه هرگز نباید انجام بدهید این است که قول اقدام بدهید وبه آن عمل نکنید. سوال كردن نحوه مطرح كردن سوالات در پايه ريزي يك  ارتباط   موثر بسیار حائز اهميت است.» چرا«،»چه چيزي«،»چه وقت«،و »چه طور« كلمات بسيار قدرتمندي هستند.از اين كلمات زياد استفاده كنيد تا بتوانيد پاسخ هاي لازم براي مدیریت اثر بخش را از خود يا ديگران بدست آوريد. نكات لازم براي مطرح كردن سوالات اثر بخش عبارتند از:اگر مي خواهيد پاسخ مشخصي بشنويد سوال مشخصي را مطرح كنيد..قبل از شروع جلسه فهرستي از سوالات مورد نظر تهيه كنيد.زماني كه مي خواهيد درباره سوال بعدي خود فكر كنيد از فكر كردن واهمه نداشته باشيد.براي ايجاد محيط گرم ودوستانه تا انجا كه ممكن است با تن صداي طبيعي و عادي صحبت كنيد. مطالعه  كارآمددو روش متدوال مطالعه ورك كامل متن عبارتند از مطالعه با سرعت كم و مطالعه سریع همراه با مرور مجدد هردو  روش فاقد  كارايي لازم هستند مطالعه با سرعت كه هیچ تاثير بر در ك مطلب ندارد روش دوم كه به روش برگشتي معروف است سرعت را نصف ميكند ولي فقط بين 3 تا7 درصد در ك  مطلب را بهبود مي بخشد برگشت را حذف كنيد تا بدون كاهش ميزان در ك مطلب سرعت مطالعه از متوسط 250 تا 300 كلمه در دقيقه به 450 تا 500 كلمه در دقيقه افزايش يابد. يادداشت بردارياگر برروشهاي كارامد ثبت مطالب شفاهي ياخلاصه سازي طلاعات مكتوب تسلط داريد ديگرلازم نيست به حافظه ود متكي باشيد شيوهاي مختلفي براي تهيه سوابق مكتوب وجود دارد كه عبارتنداز: 1- يادداشت برداري خطي 2-استفاده از تند نويسي3-استفاده ازنقشه هاي ذهني تماس برقرار كردنهرگز نميتوان تضمين  كرد كه ارتباط حتما نتيجه رضايت بخشي خواهد داشت ،اما شروع خوب هميشه امكان پذير است .هميشه هنگام سلام يا خداحافظي ازجاي خود بلند شويد. در اين مواقع در جاي خود نشستن به نوعي بي ادبي محسوب مي شود. كلماتي كه براي سلام واحوال پرسي با اشنايان به كار مي بريد به نوع رابطه شما با انها بستگي دارد . انتقال اطلاعاتنياز کارکنان به اطلاعات ،و توانايي مديران انها در تامين انواع اطلاعات به شيوه صحيح دو عامل مهم حياتي در هر سازمان هستند. ابتدا نياز هاي اطلاعاتي كاركنان را شناسايي كنيد. امنيت شغلي شرايط كاري ، پاداش ، موقيعت و مزايا از جمله موارد مهمي هستند كه بايد هر گونه تغييرات موثر بر انها را هر چه سریع تر و به طور مستقيم به اطلاع كاركنان برسانيد.   استفاده از تلفناكثر افراد فكر مي كنند مهارت هاي تلفني انها در حد كمال است در حالي كه اين مهارت ها از طريق تمرين و كسب دانش لازم قابل ارتقا هستند. توجيه موثرتوجيه افراد در مورد هدف ، وسيله ، و حدود وظايف محول شده به آنها يكي از تمرينات اوليه در برقراري ارتباط است. روش هاي توجيه اثر بخش افراد) ارباب رجوع، همكار و تامين كننده و ...)را ياد  بگيريد تا بتوانيد پروژه را در مسير موفقيت هدايت كنيد. توجيه موثر تماس چشمي خوب در هنگام توجيه موجب حفظ توجه طرف مقابل مي شود. ارتباط تك به تك جلسه با يكي از  اعضاي شركت اعضاي شركت ممكن است رسمي يا غير رسمي باشد . تشكيل گرد همايي هاي غير رسمي دستور العمل معيني ندارد ، اما قوانين تشكيل جلسات رسمي تك به تك همانند قوانين مربوط به نحوه برگزاري ساير جلسات است: خيلي سریع به اصل موضوع بپردازيد ; طبق دستور جلسه پيش برويد ; در پايان مطالب را جمع بندي  كنيد . براي پربار تر كردن جلسه به دقت به صحبت طرف مقابل گوش دهيد به دنبال بحث منطقي باشيد و جانب تواضع را رعايت كنيد. با اين حال به خاطر داشته باشيد وجود قدري تنش  و مخالفت ممكن است كاملا مفيد و در برخي مواقع اجتناب ناپذير باشد    ايفاي نقش مربي براي كاركنانمديران خوب بايد مربيان خوبي باشند و نحوه تشويق كاركنان به ارتقاي سطح عملكرد، افزايش دانش،و تحقق بخشيدن كامل توانايي هاي خود را بدانند. مربي گري در كل فرايند مدیریت نهفته  است و نبايد صرفا به باز نگري هاي عملكرد و ارزيابي هاي سالانه محدود شود . مشاوره با كاركنانگاهي اوقات مشكلات ناشي از كار يا زندگي از طريق مشاوره قابل حل هستند . البته اگر خودتان يك مشاور دوره ديده نيستيد يا تجربه زيادي در اين كار نداريد سعي كنيد انجام ان را به يك مشاور حرفه اي محول كنيد كه بتوانيد كاركنان را در رويارويي در مشكلات و رفع انها ياري كند . اگر وجود يك شرايط خاص موجب نا رضايتي يكي از كارمندان شده است،به وي پيشنهاد مشاوره بدهيد و با او ابراز همدردي كنيد . تنظيم متن سخنرانيبراي آماده سازي ، تمرين و بازنگري متن سخنراني به اندازه كافي وقت بگذاريد . موضوعات را خلاصه كنيدو مطالبي را به شكل يادداشت كوتاه در مورد هر يك از آنها بنويسيد اگر از وسايل سمعي بصري استفاده مي كنيد براي هر موضوع 3 دقيقه وقت بگذاريد تا در مدت 30 دقيقه بتوانيد به 10موضوع مختلف بپردازيد. بيان منظورتكرار به هنگام نوشتن يك نقطه ضعف و به هنگام سخنراني  يك ضرورت است. سخنراني مانند نمايش است . اگر مي خواهيد از يادداشت استفاده كنيد آنها را خلاصه كنيد هر از گاه به يادداشت هاي خود نگاه كنيد.  اما هرگز روخواني نكنيد. از زبان واضح و جملات كوتاه استفاده كنيد. استفاده از وسايل ديداري احتمال زياد هنوز هم پروژكتور هاي اسلايد  35 ميليمتري و پرژكتور هاي اورهد متداول ترين رسانه هاي ديداري هستند. اگر تعداد مخاطبين زياد  باشد استفاده از وايت برد و فليپ چارت بسيار موثر است . از هر وسيله اي كه استفاده ميكنيد قبلا مطمين شويد كه نقص فني ندارد . آمادگي با هدف كسب نتيجهرهبري يك جلسه  اموزشي  براي كاركنان شكل مهمي از ارتباط است  با اموزش گیرندگان مانند هر مخاطب ديگري صحبت كنيد :اعتماد به نفس داشته باشيد ، تماس چشمي برقرار كنيد و انها را به سوال كردن تشويق كنيد . دورهاي اموزشي معمولا زماني از بيشترين اثربخشي برخور دارندكه به صورت فشرده باشند و ظرف مدت چند روز در محلي دور از محل كار برگزار شوند. گرفتن باز خورد در مورد خود دوره آموزشي نيز براي حصول اطمينان از ارزشمند بودن دوره ضرورت دارد.  نكاتي كه بايد به خاطر بسپاريد* هر چه بيشتر در مورد برگزاري يك جلسه برنامه ريزي كنيد احتمال موفقيت بيشتر است * معمولا پيام ها در صورت همراه شدن با تكنولوژي سمعي بصري مناسب تقويت ميشوند * كاركنان حاضر در سمينار ها بايد همانند تامين كنندگان مورد توجه و احترام قرار بگيرند    برگزاري سمينار در سمينارها و كارگاه هاي درون سازماني اموزش در زمينهايي كه از نظر سازمان حائز اهميت است ارا ئه مي شود سمينارها و كارگاه ها جزو گردهمايي هاي كاري ، كاربردي ، غير رسمي و متمركز بر اهداف خاص هستند. اگر مسوليت برگزاري يك جلسه بر عهده شما است فقط كاركنان مرتبط با گردهمايي را دعوت كنيد . سخنراني در سميناراگر مي خواهيد در يك سمينار داخل يا خارج سازماني سخنراني كنيد ،از مسئول جلسه بپرسيد ساير سخنرانان در مورد چه موضوعاتي قرار است صحبت كنند تا بحث ها تكرار نشوند.ببينيد چه مدت قرار است صحبت بكنيد و ايا بعد از سخنراني جلسه پرسش و پاسخخواهيد داشت يا خير. خيلي سریع صحبت نكنيد و نگاهتان به ساعت باشد تا سر وقت صحبت خود را تمام كنيد. انتخاب محل براي برگزاري سمينارمحل برگزاري  بخش مهمي از پيام و نشان دهنده ارزشي است كه براي شركت كنندگان قائليد هنگام تصميم گيري براي انتخاب محل برگزاري سمينار به دقت در مورد چيز هاي لازم فكر كنيد و محلي را انتخاب كنيد كه متناسب با اندازه نوع گرد همايي باشد.  مذاكره با هدف كسب پيروزيانجام مذاكره مستلزم برخورداري از مهارت هاي عالي ارتباطي است. مذاكره كننده بايد توانايي مطرح كردن صريح و روشن پيشنهادات و در ك  صحيح پيام طرف مقابل را داشته باشد . اين  مهارت ها در كليه گرايش ها مدیریت نقش مهمي دارد . بنابراين سعي كنيد انها را بهبود ببخشيد.  مذاكره براي خريدهنگام مذاكره براي خريد رعايت دو نكته ضروري است .اول انكه تصميم بگيريد دقيقا چه چيزي نياز داريد .به ياد داشته باشيد كار فروشنده اين است كه شما را متقاعد كند كه نيازهاي شما و پيشنهاد وي يك چيزند.دوم انكه در موردمبلغي كه حاضريد بپردازيد نيز تصميم بگيريد. سقفي را براي خود در نظر بگيريد و از ان تجاوز نكنيد. در اين قبيل مذاكرات اولين كسي كه پيشنهاد قيمت بدهد در موضع ضعف قرار ميگيرد بنابراين طرف مقابل را متقاعد  كنيد كه اول او پيشنهادش را بدهد . تهيه گزارش   گزارش يك سند رسمي است كه توسط ديگران خوانده خواهد شد . گزارش بايد هميشه صحيح  با طرحي خوب و منتهي به يك نتيجه قطعي و مشخص باشد. اگر از شما خواسته اند گزارش بنويسيد حتما كليه الزامات توجيه اوليه را در ان بگنجانيد و كليه كلمات غير ضروري را از گزارش خود حذف كنيد و گزارش ها را متناسب با دانسته هاي خود در مورد خوانندگان تنظيم كنيد  اطمينان از روشن بودن گزارش گزارش يك اثر ادبي نيست اما رائه يك گزارش خوب مستلزم رعايت ايين نگارش است.از به كار بردن جملات مبهم پرهيز كنيد اگر در مورد نتيجه گيري ها مردد هستيد گزينه هاي مختلف را بيان كنيد خود را جاي خواننده بگذاريد و ببنيد منظور شما را درك ميكند يا خير .جملات را كوتاه بنويسيد. ارائه شفاهي گزارشاگر مي خواهيد گزارش خود را به صورت شفاهي ارائه كنيد از خود بپرسيد چه چيز اهميت دارد :تاثير گذاري يا بحث همه جانبه . اگر مي خواهيد موضوعي را در يك جلسه مطرح كنيد بايد گزارش را همان موقع بين حاضرين توزيع و سپس خلاصه اي از ان را با كمك وسايل سمعي –بصري  ارائه كنيد زماني كه موضع شما خنثي تر است گزارش را قبل از شروع جلسه توزيع كنيدو سپس با امادگي كامل  براي پاسخ گويي به سوالات و اعتراضات احتمالي در جلسه حاضرشويد  . نوشتن طرح پييشنهاديفرق طرح پيشنهادي با گزارش در اين است كه طرح  پيشنهادي يك سند فروش است كه بايد خوانندگان را به قبول  انچه پيشنهاد مي كنيد متقاعد سازيد به عنوان مثال بايد از طرح پيشنهادي داخلي براي مطرح كردن استدلالهاي خود جهت سرمايه گذاري بيشتربر روي كاركنان يا تجهيزات كامپيوتري استفاده كنيد. نوشتن طرح تجاري اثر بخش      معمولا زمانيكه براي راه اندازي يك كسب و كار نياز به منابع مالي داريد وام دهندگان مي خواهند طرح تجاري شما را ببينند. سند شما بايد شامل يك پيشنهاد واضح و روشن  و استدلال و نتيجه گيري باشد پيشنهاد خود را با اعداد و ارقام و اطلاعات دقيق و با ذكر يك برنامه زماني مناسب (حداقل 3 سال) تقويت كنيد طرح تجاري بايد نشان دهنده درك خوب  شما از مسائل مالي و بررسي دقيق كليه عوامل و بهترين وبدترين حالت ممكن و نهايتا بالا بودن احتمال سود آوري  طرح در       صورت اجرا باشد. تاثير گذاري بصريارزيا بي ضرورت هاي طراحي  در كليه اسناد از بالاترين استاندارد هاي طراحي استفاده كنيد اما شيوه طراحي را بنا به مورد تغيير دهيد در مورد اسناد و مدارك داخلي آزادي عمل بيشتري داريد . از يك  طراح حر فه اي براي تاثير بصري اسناد و مدارك كمك بگيريد . استفاده از طراح      هميشه سوابق كاري طراح را بررسي كنيد تا از اين طريق بتوا نيد به ميزان توا نايي وي پي  ببريد . در همان ابتداي كار طراح را به خوبي توجيه كنيدو دقيقا براي او تو ضبح دهيد كه چه مي خوا هيد . از رد كردن كارهاي مقدماتي طراح هراس نداشته باشيد،و آن قدر او را توجيه كنيدتا در نهايت خواسته شما تامين شود . طراحي براي روشن كردن مطالبانتخاب نوع فونت از مهم ترين تصميماتي است كه بايد به هنگام طراحي گرفته شود.برنامه هاي جديدي نرم افزاري قلم هاي زيبا و متنوعي در اختيار شما مي گذارند ولي قلم اصلي بايد كاملا واضح و خوانا باشد .  اگر بودجه كافي در اختيار داريد نهايت استفاده را از انواع رنگ ها به عمل بياوريد اما از چاپ نوشته بر روي قسمتهاي رنگي يا تصاوير خود داري كنيد. خلق هويتهويت شركتي چيزي است كه سازمان را به راحتي در نظر عموم و در داخل صنعت قابل شناسايي و موقعيت آن را در بازار تثبيت مي كند . اگر بودجه شما اجازه ميدهد براي خلق هويت از خدمات يك طراح يا مشاور استفاده كنيد. بررسي تصويرنوع هويت شركتي كه براي خود انتخاب مي كنيد بر برداشت افراد از سازمان شما تاثير مي گذارد حالت ايده ال اين است كه هويت شركتي تاثير بصري داشته باشد. رعايت اين موضوع عامل مهمي در ارتباط اثر بخش است. استفاده از وب سايت * وب جهاني يك منبع اصلي اطلاعات شركتي است و اغلب اخبار مربوط به   محصولات و خدمات را ارائه مي كند. هر كسي مي تواند سايتش را به دلخواه طراحي كند اما بهتر است نكات زير در طراحي سايت مد نظر قرار گيرند:* افراد حرفه اي هميشه بهتر مي توانند كار طراحي وب سايت را انجام دهند. از آنها  بخواهيد صفحات مقدماتي را در حداقل مقدار ممكن در نظر بگيرند.* اگر با يك طراحي اثر بخش برخورد كرديد ، بلافاصله عناصري كه در جلب توجه مي كنندرا به نحوي كه براي سازمان شما قابل استفاده باشندتغيير دهيد.* مراقب عادات بدي مانند استفاده بيش از حد از طرح هاي گرافيكي باشيد. اين كار سرعت دسترسي به سايت شما را كاهش مي دهد. استفاده از روابط عمومي       همه مديران بايد تاثير عمومي اقدامات خود را بررسي كند. روابط عمومي اصطلاحي است كه براي توضيح شيوه انتقال موضوعات و پيامها ميان سازمان وعموم مردم  به كار مي رود روابط عمومي را به صورت داخلي انجام دهيد يا افراد متخصص را براي اين كار استخدام كنيد     تقويت وجهه سازمان :  حسن شهرت هر سازمان  يكي از دارايي هاي مهم آن است . نقش اصلي روابط عمومي ايجاد و افزايش حسن شهرت و محافظت ازآن در برابر آسيب احتمالي است.     كاربا روابط عمومي: در شركت هاي كوچك ممكن است بخش روابط عمومي توسط مدير يا كاركنان اداره شود كه لزوما تخصصي در رسيدگي به مسايل مطبوعاتي ندارد. در سازمان هاي بزرگتر وجود ادارات روابط عمومي داخلي به ويژه براي پاسخ گويي و ارتباط با رسانه ها گروه هاي ذي نفع  -اجتناب ناپذير است . اگر در سازمان خود پخش روابط عمومي داريد يا با يك شركت روابط عمومي كار مي كنيد ترتيبي دهيد كه افراد ذي ربط در جريان مسايل و موضوعات موجب را كه ممكن است علاقه مندي عموم شود.  استخدام مشاورين  به طور كلي اگر پيام تازه اي براي منتقل كردن به عموم مردم داريد عاقلانه تر ان است . كه از مشاورين متخصص روابط عمومي كمك بگيريد حتي شركت هاي بزرگي كه واحدي مخصوص اين كار دارند نيز ممكن است هر ازگاه از خدمات مشاورين روابط عمومي استفاده كنند اين مشاورين ممكن است در قالب شركت هاي بزرگ چند مليتي يا به صورت انفرادي فعاليت داشته باشند . انها بايد در مسايلي مانند مديريرت بحران برگزاري كنفرانس و امثال اين –ها تخصص داشته باشند    - ادارات و مشاورين روابط عمومي بايد در جريان اقدامات عمومي سازمان قرار بگيرند .- كارمندان روابط عمومي بايد اموزش ببينند و بدانند چه وقت با رسانه ها صحبت كنند .- استفاده از روابط عمومي براي نمايش تصوير سازمان مي تواند برداشتهاي عمومي را بهبود بخشد .- مشاورين روابط عمومي بايد به شيوه صحيح توجيه شوند تا بدانند چه انتظاري از انها مي رود . استفاده از رسانه ها     استفاده از راديو    برنامه هاي راديويي مختلف مي تواند براي  فعاليتهاي تبليغاتي شما بسيار مفيد باشند. از طريق راديو مي توانيد در زماني كوتاه با جمع كثيري از مخاطبان ارتباط برقرار كنيد قبل از اعلام موافقت براي حضور در يك برنامه راديويي در مورد تعداد و نوع مخاطبان آن تحقيق كنيد مسلما هیچ وقت حاضر نخواهيد شد كه فقط براي عده اي شب زنده دار صحبت كنيد با شخصيت هاي راديويي در سطح خودشان صحبت كنيد و به سوالات آنها صادقانه پاسخ دهيد سعي كنيد جريان مصاحبه را در دست بگيريد . استفاده از تلويزيون   تلويزيون رسانه اي بسيار قدرتمند و اغوا كننده است اگر فكر مي كنيد جلوي دوربين اعتماد به نفس كافي نداريد هرگز دعوت به يك برنامه تلويزيوني را رد نكنيد قبل از شركت در برنامه شيوه انجام مصاحبه را ياد بگيريد تكنيك مصاحبه اين است كه ظاهري طبيعي داشته باشيد و طوري به سوالها پاسخ بدهيد كه گويي اصلا دوربيني وجود ندارد .مديران مي توانند با شركت در كنفرانس هاي ويدوئي خود را براي ظاهر شدن در مصاحبه -هاي تلويزيوني آماده كنيد. تبليغات اثر بخش هميشه ايده ها و طرح هاي ابتكاري موجود در  اگاهي هاي خود تبليغاتي (در هر رسانه اي كه  باشند ) بايد با يك هدف فروش واضح و قابل اندازه گيري ارتباط داده شوند .ترتيبي دهيد كه تبليغات شما دلايل خوبي براي خريد خدمات يا محصولات را به مشتريان بالقوه ارائه كنند  برنامه ريزي تبليغاتي چه زماني كه قصد داريد فعاليت هاي بلند مدت و پر هزينه تبليغاتي انجام دهيد و چه هنگامي كه مي خواهيد يك نوبت اگاهي استخدام در يك روزنامه بدهيد در هر صورت بايد به دقت برنامه ريزي كنيد .همه اگاهي ها حامل يك پيام عمومي در مورد سازمان شما هستند .  استفاده از اينترنتهر روز بر تعداد سازمان هايي كه از تبليغات در وب جهاني بهره مي گيرند افزوده مي شود. افزايش تبليغات  از طريق اينترنت دلايل متعددي دارد به عنوان مثال : * شما ميتوانيد محصولات خود را تبليغ كنيد و به طور همزمان و بدون واسطه انها را بفروشيد . * تصاوير متحرك هستند و اين مساله باعث اثر بخشي بيشتر تبليغات  مي شود.* وب جهاني به صورت با لقوه بزرگترين رسانه واحد براي تبليغ انواع كالا و خدمات صنعتي و مصرفي است . ارتباط در محيط كاري تكنيكهاي مورد استفاده در ارتباطات خارجي را مي توان به شكلي موثر در ارتباطات داخل سازمان در مقياس كوچكتر و بابودجه محدودتر بكار برد.n    جلب نظر كاركنان: كاركنان افرادي هستند كه شديدا به خدمات مدیریت خود متكي هستند. آنها در واقع مهم ترين مشتريان سازمان محسوب مي شوند. كارفرمايان خوب فرصت را از دست نمي دهند و سعي ميكنند در كليه ارتباطاتشان نشان دهند كاركنان از نظر آنها واقعا دارايي هاي شركت هستند. برقراري ارتباط براي انتقال اين پيام حائز اهمييت است. كاركنان را با پيشنهادات متناسب با نيازهايشان هدف قرار دهيد.مثلا با پيشنهاد ادامه تحصيل و پروژه هاي اجتماعي و...n    بازاريابي از داخل  بازاريابي درون- سازماني مي تواند به اندازه بازاريابي خارج- سازماني در جلب توجه ، علاقه مند كردن و ايجاد ميل مشاركت در كاركنان ، و نيز در تشويق آنها به بروز رفتارهاي مورد نظرتان موثرباشد. تشكيل جلسه با مصرف كنندگان و ايجاد انواع رقابتها از جمله ابزارهايي هستند كه مي توانيد از آنها به شكلي موثر براي انتقال پيام مدیریت استفاده كنيد. از موضع برتر با مخاطبان صحبت نكنيد و هميشه حقيقت را بگوييد. تبليغ گروهبه عنوان مدير ، يكي ازمسئوليت هاي شما اين است كه تصوير اعضاي گروه خود را دربين همتايان و فرا دستان تبليغ كنيد . براي اين  منظور بايد از كاركنان به خاطر كارشان تشكر كنيم . مديران ارشد را به جلسات تعيين استراتژي يا جلسات اموزشي و شركت در مراسم و جشنها دعوت كنيد. خبر هاي خوب مربوط به قسمت خود را در خبر نامه هاي داخلي شركت منتشر كنيد. و در سخنراني هاي خارج از سازمان به موفقيت هاي داخلي اشاره كنيد.  * ببنيد كدام يك از همكاران بيش از همه در برقراري ارتباط مهارت دارند. * در گرد همايي هاي دوستانه محيط كار شركت كنيد تا بتوانيد از كاركنان  باز خورد غير رسمي بگيريد . * براي جلب توجه بيشتر كاركنان ، ارم شركت را روي كليه لواز التحرير شركت درج كنيد. حصول اطمينان از انتقال پيامنحوه انتقال باز خورد و آنچه در پاسخ بدان روي مي دهد، از اصو ل اوليه ارتباط موثر است پس از دريافت بازخورد بلافاصله اقدام كنيد.  همچنين براي اطمينان از بهره برداري درست از باز خوردها جلسات گروه را بطور منظم برگزار كنيد.   ارزيابي تصوراتاگر با هدف بهبود تصورات و برداشتها ارتباط برقرار مي كنيد بايد مراقب نحوه دريافت پيام باشيد.برداشت گیرندگان پيام ها تنها سنگ محك شما براي ارزيابي كيفيت و ميزان موفقيت آميز بودن ارتباطات داخل و خارج از سازمان است. يك تصور نادرست ، يا بجا است و يا آنكه پيام مورد نظر منتقل نشده است. در هر صورت،بايد در اين مورد اقدام كنيد. تجزيه و تحليل صادقانه علت ها مبنايي براي ارتباط موثر درآينده خواهد بود.  گوش كردن به كاركنانمهم ترين بازخورد در گفت وگوهاي انفرادي وغير رسمي ميان مديران و زير دستان به دست مي آيد،اما با استفاده ازروش هاي رسمي ترمانند انجام پيما يش هاي سنجش نگرش نيز مي توانيد ازبرداشت وتصور كاركنان نسبت به مدیریت مطلع شويد-هر چند كه استفاده از اين روش ها معمولا پر هزينه است.از ديگر شيوه هاي گرفتن اطلاعات مي توان از پيمايش محدود ،نظر سنجي نمونه اي ،صندوق پيشنهادات ،و گروه هاي كانوني نام برد .سوالهايي كه بايد از كاركنان بپرسيد:*اطلاعات خود در مورد سازمان را بيشتر ازچه طريقي كسب كرده ايد؟         *كدام شيوه ارتباطي موثرتر است؟       *آيا چيزي هست كه بخواهيد بدانيد و به شما نگفته باشند؟                            *در مورد استراتژي سازمان چه مي دانيد؟   *آيا مديرتان هرزگاه يا مستمر به ندرت با شما ارتباط برقرار مي كند؟ بهبود ارتباطبراي بهبود ارتباطات داخلي مشاركت كليه مديران را طلب كنيدو مسئوليت آنها براي برقراري ارتباط روشن و مستمر در تمامي مواقع را مورد تاكييد قرار دهيد.شما بايد هر مشكل را از ريشه حل كنيدو در مورد ارتباطات خارجي با كليه افراد ذي ربط در مورد يك برنامه عمل به توافق برسيد. نظر سنجي از خارج سازمان از طريق صحبت با تامين كنندگان، ارباب رجوع،و مشتريان و حتي از طريق انجام پيمايش برروي گروه هاي هدف سعي كنيد  در خصوص اصلاح تصورات خارجي در مورد شركت اقدام كنيد.همچنين واكنش اخير در مورد تبليغات اخير را با دقت بررسي كنيدواگر بازخورد حاكي از نارضايتي بودبايد به دنبال راه چاره باشيد.   ***چند توصيه ي كوتاه براي ارتباط مؤثر***  گاهي اوقات بيش از يكي دو  مورد شكايت در خصوص  موضوعي واحد مي توان حاكي از نارضايتي عمومي باشد  اگر فقط بازخورد مثبت مي گيريد،احتملا همه حقايقرا به شما نمي گويند.  اگر مي خواهيد از كاركنان خود پاسخ هاي صريح و صادقانه دريافت كنيد، صريح و صادقانه با آنها صحبت كنيد  يك منبع موثق درموردتصورات وبرداشت هاوجوددارد: گیرندگان پيام ها.  به اين نكته توجه داشته باشيد كه كساني كه خوب ارتباط برقرارمي كنند معمولا مديران خيلي بهتري مي شوند.  شركت را به بهسازي كليهانواع ارتباط تشويق كنيد.    هگام تلاش براي غلبهبرموانع طرف مقابل،لحن انتقادين نداشته باشيد   تفاوت هاي فرهنگي  سبك هاي ارتباط كلامي م ارتباط از  طريق ايما و اشاره به اندازه سبك  آشپزي ملت ها متنوع است .در  مقايسه با اروپايي ها ، ساكت بودن  براي ژاپني ها و ساير اسيايي ها بسيار راحت تر است . امريكايي ها ارتباط از طريق تظاهرات ، شعار ، و كارهاي نمايشي را دوست دارند . استراليايي ها با صراحت لهجه خود باعث  رنجش ديگران مي شوند.   رسانه خود رابه دقت با پياممورد نظر هماهنگ كنيد  هر جا كه ممكن استاز تصاوير براي برقراري ارتباط استفاده كنيد   هنگام ايستادن در كنار ديگران يك فاصله شخصي را رعايت كنيد  اگر دلشوره و نگراني داريديك نفس آهسته وعميق بكشيد تا آرام شويد  اگر نمي دانيد در خارج از  كشور چگونه  رفتار كنيد از افراد محلي كمك بگيريد  مراقب باشيد چهره شما نا  -خواسته چهره خصمان  نداشته باشيد  ابتدا متون داخل كتاب را علامت گذاري وسپس يادداشت برداري كنيد   ياد داشت هاي خود را زماني  كه هنوز مطالب ثبت شده در ذهنتان تازه است مرور كنيد  نقشه ذهني را با استفاده از رنگ و تصوير به يك اثر هنري زيبا تبديل كنيد   بگذاريد كاركنان از تلاش شما براي انتقال اطلاعات باخبر شويد  اگر برسر انتقال دادن يا ندادن اطلاعات به ديگران  بر سر دو راهي قرار داريد بهتر است گزينه دوم را انتخاب  كنيد  زماني كه باز خورد مثبت مي دهيد دلايل تعريف و تمجيد خود را بيان كنيد.    از قبل مواردي كه مي خواهيد راجع به انها صحبت كنيد را به ترتيب بنويسيد   ارام و شمرده صحبت كنيد  هميشه لحن مودبانه و دوستانه داشته باشيد  هنگام صحبت لبخند بزنيد. چهره متبسم بر صدايشما تاثير مي گذارد و طرف مقابل را بهدادن پاسخ مثبت ترغيب مي كند  به خاطر داشته باشيد جلسه خوب جلسه اي است كه نتايجي را در بر داشته باشد   
از كليه مدعوين بخواهيد با امادگي كامل به جلسه بيايند
 

منبع :

http://www.sadaghat.org/content/view/182/201/

طبقه بندی هدف های آموزش بلوم

طبقه بندی هدف های آموزش بلوم

بنجامین بلوم در سال 1956 برای اولین بار طبقه بندی هدفهای آموزشی را در سه حیطه عمده تقسیم کرد که به عنوان حیطه شناختی عاطفی و روانی حرکتی معروفند. تقسیم بندی هدفهای آموزشی بلوم در حیطه شناختی به شرح زیر است:

حیطه شناختی:

1- دانستن

1- اطلاعات منفرد

2- روشها و جریان عملها

3- مفاهیم و اصول و قوانین عام

2- فهمیدن

1- درک اصول و مفاهیم

2- تفسیر متون، نمودارها و تصاویر

3- تخمین نتایج آتی مخفی در اطلاعات

4- توجیه روشها و جریان عمل ها

3- کاربرد

1- کاربرد مفاهیم و قوانین در موقعیتهای جدید

2- کاربرد قوانین و نظریه ها در موقعیتهای عملی

3- تبدیل متون نوشتاری به فرمولهای ریاضی

4- تهیه جدولها و نمودارها

5- نمایش روش صحیح انجام دادن کار

4- تحلیل

1- پی بردن به مفروضات بیان نشده یک متن

2- پی بردن به تناقضات موجود در یک استدلال

3- تمیز حقایق از حد سیات

4- تخمین میزان ارتباط اطلاعات

5- تجزیه ساختار محتوایی یک کار (هنری، موسیقی، شعر)

5- ترکیب

1- نوشتن یک متن کاملا منسجم

2- ارائه یک سخنرانی سازمان یافته

3- نوشتن یک داستان کوتاه جدید

4- ارائه طرح یک تحقیق

5- ترکیب یادگیری های متفرق به منظور حل یک مساله یا مشکل

6- ارائه چهارچوب جدیدی برای تقسیم بندی اشیا، پدیده ها یا حوادث

6- ارزشیابی

1- قضاوت درباره ی استحکام منطقی متون

2- قضاوت در زمینه ی میزان ارتباط بین اطلاعات و نتیجه گیری

3- قضاوت درباره ی انجام دادن یک کار با استفاده از معیارهای درونی

4- قضاوت درباره ارزش یک کار با استفاده از معیارهای درونی

 


حیطه ی عاطفی

1- دریافت

1- جذب، حفط و هدایت توجه نسبت به عامل و محرک

2- آگاهی یا درک پدیده

3- توجه خاص به شیء یا پدیده

2- پاسخ

1- مطالعه موارد تعیین شده

2- مطالعه بیش از حد تعیین شده

3- مطالعه برای کسب لذت

4- ادامه و استمرار فعالیتها صرفا برای کسب رضایت شخصی

3- ارج نهادن

1- قبول یک ارزش

2- احساس مسئولیت در قبال یک ارزش

3- رفتار به نحوی که قبول ارزش در ورای آن قابل درک باشد.

4- سازماندهی ارزشها

1- تلفیق ارزشهای مختلف از طریق درک و سازماندهی آنها

2- حل و رفع تناقضات موجود بین ارزشهای مختلف

3- ایجاد یک مجموعه ارزشی واحد و منسجم

5- وجدانی کردن ارزشها

1- داشتن یک مجموعه ارزش به طوری که تمام اعمال فرد را در بر گیرد

2- داشتن یک مجموعه ارزشی به طوری که رفتار آتی فرد بر مبنای آن قابل پیش بینی باشد

3- داشتن یک مجموعه ارزشی به طوری که به صورت مشخصه فرد در آید

 

حیطه روانی- حرکتی

1- دریافت (آگاهی از اشیا و کیفیت آنها)

1- تحریک حسی

2- انتخاب علامت

3- تبدیل دریافت به عمل

2- آمادگی (آمادگی و تطبیق برای انجام دادن یک عمل خاص

الف- آمادگی ذهنی

ب- آمادگی بدنی

ج- آمادگی روانی

3- پاسخ هدایت شده (رفتاری که زیر نظر مربی انجام می شود)

1- تقطیر

2- تجربه و خطا

4- خودکار شدن عمل

رفتار یادگیری شده به صورت عادت در آید

5- رفتار مرکب (رفتار ماهرانه و با صرف حداقل وقت و انرژی انجام شود)

الف- رفع عدم اطمینان (رفتار بدون تزلزل)

ب- رفتار مرکب خودکار (حرکات با نرمی و کنترل کامل ماهیچه ها انجام می شود)

6- تطبیق و ابداع (تغییر رفتار با توجه به تغییر وضعیت)

 

مطالبی که در این مقاله جمع آوری شده بیشتر معلمان ابتدائی را در نظر داشته بنابراین شناخت خصوصیات کودکان در دوره ابتدایی برای یک معلم بسیار لازم و ضروری است تا در تهیه الگوی تدریس خود با شناختی که از خصوصیات دانش آموزان این دوره دارد بتواند انتظاراتی در حد توان آنها داشته در طرح درس خود لحاظ کنند بنابراین قبل از پرداختن به فرآیندهای تدریس برای آشنایی بیشتر همکاران خصوصیات کودکان این دوره را در حیطه های جسمان، روانی، عاطفی و اجتماعی بیان می کنیم بعد به فرآیند تدریس می پردازیم.

منبع :

http://razmandsufi.persianblog.ir/post/44

 

مدیریت زمان و اجرای فعالیت مطابق اولویتها

 

مدیریت زمان و اجرای فعالیت مطابق اولویتها

موفقیت در دنیای کار و تجارت،‌ اهمیت خود را از کنترل و برنامه‌ریزی زمان و تعیین برنامه‌های دقیق برای خود و آنان که طرف تجاری ما هستند، پیدا می‌کند. بنابراین مدیریت زمان همان مدیریت بر خویشتن است. واقعیت آن است که همه مردم به طور مساوی در یک هفته ۱۶۸ ساعت وقت در اختیار دارند که هر ساعت آن ۶۰ دقیقه است،‌ ولی آنچه باعث تفاوت بین افراد موفق با دیگران می‌شود. اداره کردن صحیح زمان و تسلط یافتن بر آن است .
امروزه پس از مدیریت اطلاعات،‌ مدیریت زمان به عنوان مهم‌ترین شاخه علم مدیریت محسوب می‌شود. این اهمیت به حدی است که پیتر دراکر، پدر علم مدیریت نوین، معتقد است : هر کس نتواند زمان خود را مدیریت کند،‌ هیچ چیز دیگر را هم نمی‌تواند مدیریت کند .


مدیریت زمان، مجموعه‌ای از فنون تکینک‌ها را برای اداره صحیح زمان،‌ پیشنهاد می‌کند که با به کارگیری این مهارت‌ها می‌توان به این نتایج دست یافت. : شناسایی اهداف و دستیابی منطقی و نظام‌مند آن، تعیین اولویت‌ها و فراهم آوردن دورنمایی بهتر از فعالیت‌ها، افزایش اثربخشی فعالیت‌ها،‌ شناسایی و تسلط بر عوامل ضایع‌کننده وقت،‌ کاهش تنش‌های ناشی از کار زیاد و به دست آوردن فرصت‌های بیشتر برای فعالیت‌های شخصی و خانوادگی .
مدیریت زمان تاکنون چهار نسل را پشت سر گذاشته است که این نسل‌ها در برگیرنده سیر تکاملی این علم هستند. روند رشد این نسل‌ها به شرح زیر است :
نسل اول
پدید آمدن چک فهرست‌هایی برای نوشتن فعالیت‌ها و علامتگذاری آنها
نسل دوم
انجام فعالیت‌ها بر اساس جدول زمانی
نسل سوم
تعیین اهداف و اولویت‌بندی فعالیت‌ها بر اساس فوریت آنها و استفاده از برنامه‌ریزی روزانه
نسل چهارم
تعیین اهداف و اولویت‌بندی فعالیت‌ها بر اساس اهیمت و فوریت آنها
در آخرین نسل از مدیریت زمان در اولویت‌بندی علاوه بر فوریت، بر اهمیت فعالیت‌ها نیز تأکید می‌شود و بیشتر تمرکز بر روی اهداف و نتایج دراز مدت است .
مدیریت موفق زمان، مدیریت اولویت‌ها است. از این رو در نسل چهارم مدیریت زمان،‌ تلاش بر روی شناسایی پیش نیازها است. تنظیم اولویت‌ها، مزایای فراوانی در زندگی افراد دارد .
۸۰ درصد از موفقیت‌های افراد به واسطه ۲۰ درصد از فعالیت‌های آنان به دست می‌آید. این رابطه ۲۰-۸۰ نخستین بار توسط یک اقتصاددان ایتالیایی به نام ویلفردو پاراتو در قرن نوزدهم میلادی ارائه و به قانون پاراتو معروف شده است .
در مدیریت موفق زمان، اثر بخشی (Effectiveness) بیش از کارایی (Efficiency) مورد توجه قرار دارد. برای اثر بخش بودن، ابتدا باید فعالیت درست را شناسایی کرده و تلاش در انجام آن داشت و برای افزایش کارایی باید کار درست را به بهترین نحو انجام داد .
در نسل چهارم مدیریت زمان،‌ فعالیت‌ها در چهار گروه زیر اولویت‌بندی می‌شوند (ماتریس مدیرت زمان ) :
۱- این فعالیت‌ها از اهمیت و فوریت بالایی برخوردارند و مهم‌ترین بخش در مدیریت زمان محسوب می‌شوند. این فعالیت‌ها بیشترین اولویت را دارند و تا زمانی که به این کارها رسیدگی نشود، به هیچ یک از فعالیت‌های بعدی نباید پرداخت .
۲- این فعالیت‌ها از اهمیت زیاد و فوریت کمی برخوردارند و می‌توان آنها را با تأخیر به انجام رساند .
۳- این فعالیت‌ها از اهمیت کم‌ و فوریت زیادی برخوردارند ولی بخش بزرگی از زمان افراد را به خود اختصاص می‌دهند و دام‌هایی برای سرگرم ساختن بیهوده افراد محسوب می‌شوند. این فعالیت‌ها می‌توانند توسط افراد دیگر نیز انجام شوند و قابلیت واگذاری به دیگران را دارند .
۴- این فعالیت‌ها از اهمیت و همچنین فوریت کمی برخوردارند و می‌توان از آنها به راحتی صرفنظر کرد .
از سوی دیگر، یک فرآیند کامل مدیریت زمان شامل چهار مرحله شناسایی و تعیین اهداف، اولویت‌بندی فعالیت‌ها، اجرای اولویت‌ها،‌ ارزیابی نتایج است .
طبق این تقسیم‌بندی، اولین قدم در مدیریت زمان،‌ تعیین اهداف است. زمانی یک فعالیت از اثربخشی لازم برخوردار است که در جهت اهداف تعیین شده باشد . تعیین اهداف‌، نوعی سرمایه‌گذاری برای شروع مؤثر مدیریت زمان است .
دومین مرحله در مدیریت موفق زمان،‌ اولویت‌بندی فعالیت‌هایی است که فرد با آن‌ها درگیر است. این اولویت‌بندی بر مبنای ماتریس نسل چهارم مدیریت زمان (گروه‌های A,B,C,D) انجام می‌پذیرد. به منظور تعیین اولویت‌ها، شما باید فعالیت‌های خود را بنویسید و آنها را برنامه‌ریزی کنید. یک شبانه‌روز کوچک‌ترین واحد زمانی برای یک برنامه‌ریزی است. در صورت عدم توانایی برنامه‌ریزی روزانه،‌ برنامه‌ریزی برای زمان‌های طولانی‌تر ممکن نیست .
یک برنامه‌ریزی مؤثر باید شامل آنچه شما به آن نیاز دارید و یا تصمیم دارید که انجام دهید، باشد و همچنین باید فعالیت‌هایی در آن گنجانده خود که شما قادر به انجام هستید .
سومین و مشکل‌ترین مرحله در یک فرآیند مدیریت زمان،‌ اجرای فعالیت‌ها طبق اولویت‌های تعیین شده است. معمولاً‌ عوامل زیادی باعث اجرا نشدن موفق برنامه و اتلاف وقت می‌شود. از جمله این عوامل می‌تواند تماس‌های تلفنی مکرر،‌ ملاقات‌های بدون وقت قبلی،‌ عدم تفویض اختیار یا تفویض اختیار نامناسب، جلسات طولانی، مسافرت‌های بیش از حد، به تعویق انداختن کارهای مشکل، نبود نظم شخصی،‌ مشکل در گفتن کلمه نه،‌ اجتماعی بودن بیش از حد و ضعف در مهارت گوش دادن باشد .
آخرین اقدام در مدیریت زمان،‌ ارزیابی نتایج است. در این مرحله به بررسی نحوه انجام فعالیت‌ها می‌پردازید و اینکه به چه اهدافی دست یافتید؟ به چه اهدافی دست نیافتید؟ چند بار در فعالیت‌هایتان وقفه ایجاد شد و علت هر کدام چه بود؟ ارزیابی و ثبت نتایج،‌ در برنامه‌ریزی‌های موفق‌تر در آینده به شما کمک خواهد کرد و این برنامه‌ها را با واقعیت منطبق‌تر خواهد کرد. یکی از تکنیک‌های توصیه شده برای مدیریت زمان،‌ در نظرگیری مدت زمان توأم با آرامی و سکوت (Quiet Time) است. در این مدت زمانی که می‌تواند یک ساعت یا بیشتر باشد،‌ می‌توانید به انجام کارهایی مثل کار کردن روی یک سخنرانی،‌ نوشتن یک گزارش یا مقاله، طرح‌ریزی برای فعالیت‌های تجاری آینده، شناسایی اهداف کوتاه مدت و بلند مدت،‌ طراحی یک استراتژی بازاریابی،‌ آماده‌سازی یک برآورد یا قرارداد و کاغذ‌ بازی‌ها بپردازید. زمانی است که می‌توانید اهداف خود را بررسی کنید و طرحی برای پیروزی و دستیابی به آنها بریزید .
این زمان باید در موقعیت از روز باشد که کارایی شما بالا باشد. زمان خود را برای یک چنین برنامه‌ای تنظیم کنید و برای پرداختن به آن بها دهید. اگر شرایط ومسائلی شما را از پرداختن‌ به این زمان خاص بازمی‌دارد،‌ وقت دیگری در طول روز به آن اختصاص دهید. اگر اتاقی اختصاصی ندارید که در آن را ببندید و به Quiet Time بپردازید،‌ کافی است شخصاً به تلفن‌های خود پاسخ نگویید و مراجعه‌کنندگان را به همکاران خود عطف دهید تا کاملاً‌ آن زمان را به برنامه‌های یا شده فوق اختصاص دهید .
Quiet Time ،‌ ابزار مناسبی است تا از شما فردی فعال بسازد که از زمان خود استفاه بهینه می‌برید و نشان‌دهنده شخصیت کاملاً متکی به سازماندهی شماست .

برگرفته از سایت:روزنامه تفاهم


راهکارهای موفق شدن در یک سخنرانی

برای مؤفق شدن در یک سخنرانی چه کار کنیم؟

staff_attending_the_meeting سخنرانی

هر سخنران از روشی خاص در ارایۀ سخن خود به دیگران استفاده می کند، ولی سخنرانی کردن دارای قواعد و قانون هایی است که بر اساس سال ها سخنرانی، گوش دادن به سخنرانی دیگران و بررسی منابع موجود در این خصوص به دست آمده اند. در این مقاله مجموعه ای از رهنمودها برای ارایئه سخنرانی مؤفق تنظیم شده است. ولی باید خاطر نشان کرد که این رهنمودها، گام نهایی برای سخنرانی نبوده و می توان نکات و تجربیات دیگری را نیز به آن افزود. مهم ترین هدف در این رهنمودها جلوگیری از سخنرانی های خسته کننده است. بسیاری از مردم بر این باورند که سخنرانی کار بسیار مشکلی است و از این که در مقابل جمعی از همکاران خود به سخنرانی بپردازند احساس ترس می کنند. ولی باید گفت سخنران های مردّد، اعتماد به نفس کمتری دارند و سخنران ها وقتی اعتماد به نفس خواهند داشت که باور کنند در میان شنوندگان کسی به اندازه خود آنها در مورد موضوع سخنرانی، اطلاعات ندارد. در مورد استرس قبل از سخنرانی باید گفت که وجود استرس به اندازه بسیار کم مفید است. چون موجب می شود سخنران بیش از حد، احساس راحتی نکرده و سخنان خود را بی دقّت ارایه نکند! وقتی سخنران شروع به صحبت بکند در حین سخنرانی، این استرس کم کم از بین خواهد رفت.

به طورکلی دو نوع سخنرانی وجود دارد:

  • آنهایی که فقط برای سرگرمی ارایه می شوند
  • آنهایی که حاوی اطلاعاتی علمی یا تخصّصی هستند، مانند کنفرانس های علمی و فنّی.

بعضی از قواعد این مقاله برای هر دو سخنرانی صدق می کند و بعضی از فقط در مورد کنفرانس های علمی و فنّی صدق می کنند.

قواعد همه سخنرانی ها:

  1. آمادگی: از قبل مشخص کنید که چه می خواهید بگویید و خود را برای ارایه سخنرانی آماده کنید.
  2. تهیّه طرح: طرح کلی از نکات اصلی موضوع سخنرانی خود تهیّه کنید.
  3. تناسب لحن: لحن خود را با نوع سخنرانی متناسب کنید. وقتی در کنفرانس علمی آموزشی هستید محکم و صریح سخن بگویید. از لحن محاوره ای برای کنفرانس هایی که جنبه سرگرمی دارند، استفاده کنید.
  4. تأکید نکات: برای تأکید بر روی بعضی از نکات، زیر و بم و بلندی صدای خود تغییر دهید.
  5. بیان کامل جملات: در سخنرانی تان از جملات کامل استفاده کنید و کلمات را متوالی و بدون توقف بیان کنید.
  6. دوست داشتن شنوندگان: سعی کنید شنوندگان را صمیمانه دوست داشته باشید و در زمان سخنرانی با آنها ارتباط چشمی برقرار کنید.
  7. طرح سؤال: برای برانگیختن توجّه شنوندگان سؤالاتی را مطرح کنید.
  8. پرهیز از رفتارهای خاص: از شیوه های رفتاری خاص مانند تکان دادن بیش از حد دست های تان یا گذاشتن طولانی مدّت دست بر روی تریبون اجتناب کنید.
  9. موضوع سخنرانی را بشناسید: به خاطر داشته باشید که سخنران بیشتر از شنوندگان در مورد موضوع سخنرانی آگاهی دارد. صدای گوینده باید با موضوع متناسب باشد. مثلاً بیان جمله زمین شناسی هیجان انگیز است. باید در صدای سخنران آشکار باشد.
  10. جذّاب سخن بگویید: اوّل باید توجّه شنوندگان را جلب کنید، سپس آنها را از موضوع سخنرانی آگاه کنید.
  11. مشتاقانه سخن بگویید: در مورد مسایلی سخن بگویید که خودتان نیز به آنها علاقه مندید. به عبارت دیگر اگر مسایلی وجود دارند که به آنها علاقه مند نیستید، در مورد آنها سخنرانی نکنید.
  12. ساده سخن بگویید: شنوندگان نمی توانند تمام مسایل را یک مرتبه درک کنند. چون بسیاری از مسایل اگر از کتاب خوانده شوند بهتر در ذهن می مانند تا وقتی که شنیده شوند. بنابراین تا می توانید ساده تر سخن بگویید.
  13. موارد مهم سخنرانی خود را مشخص کنید. بر روی آنها تأکید کنید و اطمینان حاصل کنید که تمام موارد را ذکر کرده اید.
  14. موارد کم اهمیّت را به پایان سخنرانی موکول کنید. چون این موارد می تواند وقت پایانی سخنرانی شما را پر کند و اگر وقت کمتری داشتید می توانید آنها را حذف کنید.
  15. اگر سخنرانی تان را از حفظ نیستید، می توانید از نکات اصلی یاد داشت برداری کنید. لازم نیست جملات یاد داشت برداری کامل باشند. یاد داشت های خود را با فونت ۲۰ یا بزرگ تر تایپ کنید. در این صورت سخنران وقتی از یاد داشت های خود کمی دورتر ایستاده باشد به راحتی می تواند آنها را بخواند و کاملاً آمده به نظر برسد. سخنرانی از روی یاد داشت ها این حسن را دارد که وقتی سخنران مجبور می شود بین نکات اصلی یاد داشت شده را پر کند، به سخنرانی طراوت و تازگی می بخشد. تنها بازیگران و گویندگان حرفه ای هستند که می توانند جملات کامل را بخوانند و دیالوگ یا سخنرانی خود را به شکل معمولی در بیاورند.
  16. چون بسیاری از شنوندگان متوجّه اشتباهات لفظی و معمول شما نمی شوند، بنابراین در طی سخنرانی هرگز از اشتباهات خود عذرخواهی نکنید. مگر این که کمبود یا اشتباهی باشد که بخواهید سریعاً آن را رفع کنید.
  17. متن کامل سخنرانی خود را قبل تهیّه و تنظیم کنید.
  18. متن کامل یا چکیدۀ سخنرانی خود را قبل از سخنرانی در اختیار شنوندگان قرار ندهید. چون شندگان ممکن است از قبل آن را مطالعه کنند و به سخنرانی توجّه نکنند ویا ممکن است درحین سخنرانی یاد داشت برداری کنند و حواس سخنران را پرت کنند.

meeting سخنرانینحوه نشان دادن تصاویر و شکل ها:

  1. در موقع نشان دادن تصاویر، صورت تان رو به شنوندگان باشد نه رو به تصاویری که نشان می دهید.
  2. زمانی از تصاویر استفاده کنید که واقعاً مفید و ضروی باشد نه فقط برای خوب جلوه دادن سخنرانی یا سرگرمی
  3. از تصاویر و عکس به عنوان تصویر کلی استفاده نکنید.
  4. بسیاری از سخنرانان تمامی عکس هایی را که در دسترس دارند به نمایش می گذارند. بهترین عکس ها و تصاویر را در ارتباط با موضوع باید انتخاب کنید.
  5. شنیدن در یادگیری های مهم نقشی زیادی دارد. بنابراین نشان دادن تصاویر برای کسی که چشمان خود را بسته تا به طور دقیق به سخنران گوش کند بی فایده است. بنابراین بیشتر متن سخنرانی را باید نکات تشکیل دهند نه تصاویر.
  6. در طی سخنرانی و نشان دادن تصاویر، لحن و زیر صدای خود را می توانید برای تأکید نکات اصلی تغییر دهید.
  7. از خواندن متنی که بر روی اسلاید یا صفحات پاورپوینت است پرهیز کنید چون حاضران در جلسه می دانند که چگونه بخوانند. این کار ممکن است بی احترامی به شنوندگان تلقی شود.
  8. با استفاده از متن سخنرانی شنوندگان را به نکات اصلی آگاه کرده و از تصاویر برای نشان دادن نکات خاص استفاده کنید. به عنوان مثال در مورد موضوع زمین شناسی نگویید در منطقه ای رانش اتفاق می افتد سپس یک تصویر کلی از رانش را نشان دهید. توجّه داشته باشید همه شنوندگان زمین شناس می دانند که یک رانش چگونه است. یک ویژگی خاص نیاز به ارایه تصاویر خاص دارد.
  9. تصاویر بی معنی را به شنوندگان نشان ندهید. مثلاً عکس یک فسیل خاص را برای دانشجویان زمین شناسی گرایش آب های زیر زمینی نشان ندهید. چون بیشتر آنها نمی دانند که آیا تصویر فسیل صحیح انتخاب شده است یا نه. بنابراین توجهی به آن نمی کنند.
  10. سعی کنید تصاویر یا نمودارهای بسیار پیچیده یا بسیار کوچک را نشان ندهید. اگر مجبور به نشان دادن یک چنین تصاویری شدید، سخنران باید در مورد موضوع، توضیح کافی بدهد.

خلاصه شده  مقاله آقای پریزاد پورعباس خیرالدین ( مجله مؤفقیّت، سال دهم شماره ۱۴۲)

 

سخنراني اثربخش

سخنراني اثربخش


حسن خسروي
مقدمه: بسيار مشاهده شده كه مديران كارآمد، فعال و پرتلاش به جهت اينكه نتوانسته اند حاصل فعاليتهاي خود را با بياني رسا و شيوا براي مخاطبان طرح كنند، در كارهاي خود موفقيت چنداني نداشته اند. پرواضح است كه اگر يك مدير، كلام فصيح، بليغ و اثرگذار نداشته باشد نمي تواند آنچنان كه بايد و شايد در عرصه هاي رقابت، نقد، پرسش و پاسخ و گزارش دهي موفق باشد و اين يعني ناكامي يك مدير در تحقق كامل اهداف فردي و سازماني.
اهميت اين نكته كه يك مدير چگونه يك بيان و سخنراني اثربخش داشته باشد بركسي پوشيده نيست. گفتار، كلام و سخن شما مي تواند معجزه كند. يك مدير با يك سخنراني اثربخش مي تواند چه بسا مخالفان را به موافقان تبديل و دل موافقان را بيشتر و مصمم‌تر با خود همراه كند.
سخن گفتن و بيان مطلب، مقوله اي است كه مي تواند به نوعي به پيشبرد اهداف و برنامه هاي مديران كمك شاياني كند. شايد براي شما پيش آمده باشد كه با سخني مناسب، تاثيرگذار و پرجاذبه، عده اي را با نظر و خواسته خود موافق و همراه كرده باشيد و چه بسا گاهي اتفاق افتاده كه به خاطر نداشتن نفوذ كلام و عدم ارتباط مطلوب، نتوانسته ايم در اين كار توفيق چنداني داشته باشيم.
درهرحال زبان، گفتار و سخن، موهبتي است كه بحث و بررسي پيرامون آن مجال بيشتري از اين مختصر را مي‌طلبد و اين بشر است كه با اين ويژگي ممتاز و اين سلاح بزرگ، حساس و پراهميت مي تواند در عرصه هاي زندگي، كار وحيات خود دگرگوني ايجاد كند.
حل برخي ويژگيهاي گفتار و سخن را به اختصار برشمرده و سپس مطالبي را پيرامون يك سخنراني اثربخش ذكر مي كنيم.

ويژگيهاي گفتار و سخن
1 – حتي الامكان براساس منطق و پايه هاي علمي باشد؛
2 – ترجيحا از روي احساسات و عواطف و حب و بغض نباشد؛
3 – منفعلانه و از روي عصبانيت و تعجيل نباشد؛
4 – منقطع، بريده بريده و نامفهوم نباشد؛
5 – به خاطر خوشايند اين و آن و يا به خاطر دشمني با كسي به زبان نيايد؛
6 – بيهوده، پراكنده و بي پروا و بي ادبانه نباشد؛
7 – درجهت رضاي حق تعالي و خشنودي او باشد؛
8 – شفاف، صريح، ساده و بي پيرايه و درعين حال مستحكم، ماندگار و جامع و مانع باشد؛
9 – بي روح، گنگ، و بي سروته نباشد.

ويژگيهاي يك سخنراني اثربخش
قبل از هر چيز، براي آنكه يك سخنراني اثربخش باشد بايستي مقدمات مربوط به آن به خوبي مديريت شده باشد. مثلا:
1 – وقت برگزاري سخنراني:
الف) صبح باشد (چه ساعتي)؛
ب) عصر باشد (چگونه)؛
ج – اوايل هفته باشد يا آخر هفته؛
د) روز تعطيل باشد يا غيرتعطيل؛
ه) در وقت روزهاي گرم سال باشد يا سرد؛
و) در مناسبتي خاص باشد.
و...
2 – مكان برگزاري سخنراني:
الف) ازنظر مسافت و موقعيت جغرافيايي و نحوه دسترسي شركت كنندگان؛
ب) از لحاظ نور – صدا – تهويه و...
ج) داراي فضاي سبز و درخت و... است يا در ميان انبوه ترافيك و صدا و...
د) گنجايش لازم و وسعت كاري؛
ه) محل پذيرايي از ميهمانان خاص؛
و) پاركينگ و عبور و مرور؛
ز) آبخوري و سرويس هاي بهداشتي؛
ح) امكانات از لحاظ برقراري ارتباطات (فاكس – اينترنت – تلفن و...)؛
ي) دكور و چيدمان وسايل.
3 – سخنران:
الف) مشهور است، محبوب است؛
ب) داراي مقام و موقعيت خاصي دراجتماع است؛
ج) جزو كدام گروه و حزبي است؛
د) اصالت خانوادگي و سوابق خدمتي؛
ه) مدارك تحصيلي خود را از چه مراكزي دريافت كرده است؛
و) حاميان و طرفداران او چه كساني هستند؛
ز) چه ويژگيهاي فردي و شخصيتي بارزي دارد.
4 – برگزاركنندگان:
الف) چه قصدي و هدفي را دنبال مي كنند؛
ب) سازمان و يا مركز خاصي است يا به وسيله تشكلهاي غيردولتي برگزار مي شود؛
ج) كار دعوت و پذيرايي را به خوبي برنامه ريزي كرده اند؛
د) نكات ايمني، بهداشتي و حفاظتي لازم را مدنظر قرار داده اند؛
ه) داراي انسجام و هماهنگي هستند؛
و) بروشور و برگه هاي اطلاع رساني لازم را آماده كرده اند.
5 – شركت كنندگان (مخاطبان):
الف) قشر خاصي از جامعه هستند؛
ب) انفرادي دعوت شده اند يا با خانواده؛
ج) براي سرگرمي آمده اند يا استفاده علمي تخصصي؛
د) براي سرگرمي كودكان و فرزندان برنامه هاي خاصي تدارك ديده شده است؛
ه) سرويس براي رفت و آمد آنان مهيا شده است؛
و) از محتوا و هدف برگزاري سخنراني اطلاع دارند.

ويژگيهاي يك سخنراني اثربخش
يك سخنراني براي يك جمع كوچك و كم تعداد به مراتب كم دردسرتر از يك سخنراني با تعداد زيادي مخاطب است در اين گونه موارد بايستي با استفاده از حركات دست، ايما و اشاره و مديريت خوب زمان، كارسخنراني را به پيش برد.
ممكن است در بخش پرسش و پاسخ و يا در خلال سخنراني عده اي پرسشهاي غيرمعمول از شما داشته باشند مي‌بايست مراقبت كنيد در دام آنها گرفتار نشويد كه در آن صورت مجلس از دست شما خارج خواهد شد. در اين‌گونه موارد بهتر است اول تكليف را روشن و بيان كنيد كه به پرسشهاي خارج از موضوع و يا در لابلاي برنامه سخنراني پاسخ نخواهيد داد.
با آوردن مثالهاي ملموس، كاربردي و روزمره، جملات، اشعار، ضرب المثلهاي معروف، خاطرات جذاب، تجربيات گذشته، يافته هاي علمي و... گهگاه فضاي سخنراني را تلطيف كنيد تا كار شما كسالت آور و خسته كننده نباشد.
مطالب خود را حتي الامكان خلاصه و كوتاه بگوييد و براي اين كار يادداشتهاي كوچكي حاوي سرفصل و كلمات كليدي سخنراني تهيه و آماده كنيد تا روند سخنراني و ارائه مطالب روال معقول و خوشايندي داشته باشد.
گاهي اوقات از حضار و شركت كنندگان بخواهيد كه كلمات آخر شما را بيان كرده و از اين طريق مشاركت بيشتري به آنها در ارائه مباحث بدهيد.
هرگونه حركات حاضران را زيرنظر داشته باشيد ممكن است هر حركت آنان پيامي به دنبال داشته باشد. مثلا اگر آنها زياد به ساعت خود نگاه مي كنند يا بر روي صندلي مدام جابجا مي شوند و يا كارهايي مشابه انجام مي دهند احتمالا بدين معني است كه:
الف) خسته شده اند؛
ب) وضعيت تنفس و هواي مكان برگزاري مناسب نيست؛
ج) شما بيش از وقت تعيين شده صحبت كرده ايد؛
د) مطالب ديگر جاذبه و پذيرش لازم را ندارند.
در بين سخنراني پرانرژي و پويا باشيد. درحقيقت روح شادابي و نشاط را به حاضرين انتقال بدهيد و آنها را متمايل كنيد به اينكه تا پايان همراه شما باشند.
مي توانيد گاهگاهي تن صداي خود را بالا، پايين كنيد و توجه افراد را بدين ترتيب همواره با خود داشته باشيد.
ميكروفن همانقدر كه مي تواند در كيفيت كار شما اثر خوب داشته باشد همانقدر هم مي تواند آزاردهنده و اذيت‌كننده باشد. مراقب ميكروفن باشيد.
نوع به كارگيري و هنر استفاده از دستها و قدرت آنها در فهم و انتقال مطالب خيلي مهم است. نوع پوشش و لباس شما هم بي تاثير در ارائه سخنراني نيست. لباسهاي رنگ و رو رفته، چروك و ناصاف، كفشهاي نامناسب، آرايش مو و صورت هركدام عواملي هستند كه مي توانند كار شما را تحت الشعاع قرار دهند.
گاهي مي توان از اسلايد، اورهد، پاورپوينت (POWER POINT) ، شعر، داستانهاي كوتاه و وسايل سمعي و بصري براي انتقال بهتر مطالب استفاده كرد؛ به علاوه آنكه نمودارها، اعدادو ارقام (آمار) و تخته سياه (وايت برد) هم ياري رسان شما هستند تا مطالبتان مستندتر باشند.
جو و شرايط حاكم بر جلسه سخنراني را به خوبي ارزيابي كنيد. اگر احساس كرديد كه شنوندگان ظرفيت حرفهاي شوخي و مزاح را ندارند از آنها پرهيز كنيد.
هميشه ممكن است عده اي نخاله و يا غيرنرمال در مجلس سخنراني وجود داشته باشند بايد بتوانيد آنها را اداره كنيد تا اوضاع را به هم نريزند.
براي دريافت بازخورد حاصل از سخنراني خود، در پايان، آدرس پست الكترونيك آدرس اينترنتي و يا تلفن خود را بيان كنيد تا نقاط قوت و ضعف شما را منعكس كنند. در ابتداي سخنراني يك بيوگرافي مختصر و مفيد از خود براي حاضران ارائه دهيد اين كار باعث مي شود شما را بيشتر باور كنند.
در پايان نيز، يك چكيده در چند خط از موضوع و محتواي سخنراني ارائه دهيد.
از علم روانشناسي، جامعه شناسي، مردم شناسي سعي كنيد براي ارائه سخنراني بهتر بهره بگيريد.
بزرگ كردن خود را در كوچك پنداشتن و تحقير ديگران نبينيد. افكار عمومي قاضي و داور خوبي درمورد سخنان و مطالب شما هستند.
هرچقدر شتاب و تعجيل در بيان كلمات و جملات بيشتر باشد امكان تپق زدن و اشتباه هم بيشتر مي شود، پس شمرده و با اعتماد به نفس صحبت كنيد.
چهره بشاش، احترام و رعايت ادب و كرامت انساني، استفاده از تكيه كلام‌هاي دلنشين و درك روحيات، عواطف و تمايلات شنوندگان نكات با اهميتي هستند كه نبايستي از آنها غفلت كرد.

منابع و ماخذ
1 – آرميچل، ترنس – مردم در سازمانها – ترجمه دكتر حسين شكركن – انتشارات رشد – چاپ دوم پاييز 1377
2 – باترا، ويجي و پرامد – انديشه هاي خوب براي همه – ترجمه هيبت ا... اسدي – انتشارات آستان قدس رضوي – چاپ اول 1381
3 – دكر، برت – مديريت فرايند ارتباطات موثر – ترجمه دكتر بهزاد رمضاني – انتشارات نشر دايره – چاپ اول تابستان 1379

منبع :

*تدبیر

خلاصه کتاب آئین سخنوری دیل کارنگی

 

 

خلاصه کتاب آئین سخنوری دیل کارنگی

 

این نوشته خلاصه‌ای از مطالب کتاب “: آئین سخنرانی”  اثر دیل کارنگی است که توسط مصطفی برزگر جمع‌آوری شده است .

قبل از هر چیزی آیا تا به حال فکر کرده اید که :

چرا افراد موفق ، بزرگ و تاثیر گذار در جهان اکثرا سخنوران ماهری نیزهستند ؟

چرا درباره موضوعاتی که در موردشان علاقه و اطلاعات  داریم برای یکی دو نفر از دوستانمان به راحتی حتی برای چند ساعت می توانیم صحبت کنیم ولی وقتی بخواهیم همین مطالب را برای جمع زیادی از مخاطبان بیان کنیم دستپاچه وعصبی می شویم و به دلیل اضطراب حتی فراموش می کنیم چه می خواهیم بگوییم ؟

آیا تا به حال تصور کرده اید که روزی در برابر اجتماع عظیمی از مخاطبان صحبت می کنید و آنها با اشتیاق تمام به صحبتهای شما گوش می دهند و شما نیز همچنان با شور وحرارت سخنرانی می کنید ؟

آیا می دانستید که : صحبت کردن در برابرجمعیت ، فقط برای عده خاصی از افراد مشکل نیست و این مساله ای عمومیست ، حتی بهترین سخنرانان نیز در ابتدا دچار همین ترس وعدم تسلط بوده اند و توانایی صحبت کردن در برابر جمع استعدادی خدادادی نیست که فقط بعضی ها از آن برخوردارند؛ بلکه با علاقه و تمرین مثل هر توانایی دیگری میتوان به مهارتی باور نکردنی در اینباره دست یافت .

و نیز حتما باور نمی کنید که آموختن فنون  و مهارت یافتن در سخنرانی حتی یک دهم آنچه عموم مردم تصور می کنند ، سخت و دشوار نیست

۱۵ اصل اساسی اولیه برای یک سخنرانی موفق

۱- با شور وشوق ومحکم واستوار شروع کنید.

●  وانمود کنید که اعتماد به نفس وشهامت بالایی دارید  حتی اگر اینگونه نیست !!!

● تصور کنید که اگر به نحو مطلوبی از پس کار بربیایید تا چه حد وجهه اجتماعیتان افزایش می یابد.

● طوری با اطمینان صحبت کنید که گویی همه جماعت به شما بدهکارند، تاثیر روانی این تصور در اوایل کار بسیار سودمند است.

● این مهم نیست که قلب شما در دقیقه ۳۰۰ بار می زند!!! زیرا هیچکس نبض شما را نگرفته است؛  پس شجاعانه قدم بردارید، قامتتان را راست کنید گویی عاشق سخن گفتن هستید.

به هر حال همیشه همه انسانها، شهامت را ستایش می کنند.

۲- دقیقا بدانید که در مورد چه چیزی می خواهید صحبت کنید

ا

گر از قبل در مورد سخنرانی فکر نکرده باشید و برای آن طرحی نداشته باشید حتما در برابر شنوندگان احساس آرامش واعتماد به نفس نخواهید داشت

۳- تمرین –  تمرین  –  تمرین

یک ضرب المثل شیرین فارسی است که می گوید:

کار نیکو کردن از پر کردن است

خواهی که شوی یک خوشنویس      بنویس و بنویس و بنویس

تمرین مهمترین مساله است شما با هرتمرین نیرومندتر و نیرومندتر می شوید.

۴- آمادگی قبلی

به معنی نوشتن مطالب به صورت دستوری  و سپس حفظ کردن کلیه عبارات و متن سخنرانی نیست بلکه آمادگی قبلی یعنی تمامی نکات و جوانب مختلف موضوع را قبلا خوب مطالعه بررسی و درک کرده باشیم؛ واقعیت و درستی آنها برای خود ما به اثبات رسیده باشد سپس در مورد طریقه ارائه آن فکر کنیم.

هو سرل گفته معروفی دارد با این مضمون که اگر احساس می‌کنید توانایی توضیح مطلبی را ندارید، مطمئن باشید که آن را به طور کامل درک نکرده‌اید.

مطالعه و جمع آوری مطالب مرتبط، خارج از متن اصلی  (مثلا از سایر کتب، مقالات  و…) برای غنی و پر بارترکردن موضوعاتی که مطرح می کنیم، همواره  باعث می‌شود که دانش، اطلاعات و در نتیجه تسلط ما درباره موضوع افزایش پیدا کند.

حال می‌پرسید که چگونه تمرین کنیم؟

۵- خودتان را به تدریج آماده کنید

●  یک ارائه خوب باید تدریجا تکمیل شود  ” مثلا طی یک یا دو هفته ”

در اوقات فراغتتان (مثلا وقتی در سرویس نشسته اید یا در حیاط دانشگاه قدم میزنید) درباره‌اش فکر کنید و در رویا و تصوراتتان آن را بپرورانید.

●  با دوستانتان درباره آن صحبت کنید و سعی کنید هرچه به فکرتان می‌ رسد یادداشت کنید؛ به زودی ایده ها  و سوژه های نابی به ذهنتان می رسد.

●  پس از اینکه مطالب آماده و تمامی آنچه را که می خواهید بیان کنید تنظیم کردید، در حالی که در خوابگاه هستید و یا حتی وقتی که در خیابان شالیکوبی قدم می زنید(!!!) به آرامی آن را تمرین کنید.

●  بهتر است با حرکات و ایما و اشاره هرچه بیشتر آن را طبیعی وبا روح سازید و تجسم کنید که در برابر یک جمعیت واقعی سخن می گویید.

●  می‌توانید به عنوان تمرین به مدت سه تا پنج دقیقه مطلبتان را دقیقا همانطور که  می خواهید در جلسه سمینار بیان کنید، برای هم اطاقی هایتان ارائه دهید.

●  هر چه این تمرینات را بیشتر انجام دهید در عمل احساس اطمینان و راحتی بیشتری خواهید داشت .

همیشه و در هر کاری ابتدا ۱۰۰ ایده نو جمع آوری کنید سپس ۹۰ تای آن را دور بریزید آنگاه در می‌یابید که ۱۰ ایده عالی در اختیار دارید.

۶- مطالب را به سادگی صحبتهای همیشگی خود بیان کنید

اگر بخواهیم لفظ قلم یا کتابی صحبت کنیم کار بسیار دشوار می شود؛ نیمی از کلاممان محاوره‌ای و نیمی کتابی می‌شود؛ عبارات نامانوسی مثل“می باشه” ، “می‌شوه”  و… محصول سعی نافرجام برای کتابی صحبت کردن است.

۷- با مخاطبانتان رو در رو باشید

ارتباط چشمی با مخاطب از اهمیت فوق العاده‌ای برخودار است.

۸- از روخوانی کردن بپرهیزید

خواندن مطلب از روی یادداشت نیمی از لطف سخنرانی را از بین می‌برد و شنوندگان خیلی سخت سخنرانی که از روی یک نوشته روخوانی می‌شود را تحمل می کنند.

۹- اول سخنران بعد سخن

مهمترین موضوع سخنرانی در برابر عموم خود گوینده است و آنچه بیان می شود درمرتبه دوم قرار دارد

۱۰- آنچه می گویید آنقدر مهم نیست که چگونه آن را می‌گویید.

تاثیر هر گفتار بیشتر متکی به نحوه بیان است تا محتوا و ارزش مطلب .

۱۱- اگر وسط صحبت یادمان رفت که چه می گفتیم

فراموش کردن مطلب : مساله‌ای محتمل است که ممکن است برای هرکسی خصوصا در تجربیات اول پیش بیاید، در این شرایط معمولا چند ثانیه ذهن قفل شده و بطور کلی فراموش می‌کنیم که اصلا راجع به چه چیزی صحبت می کردیم.

ولی خوشبختانه این حالت بسیار گذرا بوده و پس از چند لحظه (پنج تا ده ثانیه) دوباره همه چیز یادمان می‌افتد. ولی ما نمی‌توانیم  مخاطبان  را به حال خود رها کرده و به دنباله مطلب فکر کنیم در اینگونه موارد دو کار می توان کرد:

می‌توانیم یک یا چند  سوال از حضار بپرسیم. مثلا آیا صدای ما به ردیف آخر می رسه ؟ یا مطالب تا اینجا  مفهوم بوده ؟ یا اینکه تا اینجا کسی سوالی نداره ؟  و…

●  راه بهتر این است که آخرین جمله‌ای  را که گفتیم تکرار کرده و صحبت را آن مورد تا چند جمله ادامه دهیم و در این فرصتی که ایجاد کردیم باید به ادامه موضوع بیندیشیم.

البته امروزه که اغلب ارائه‌ها در قالب اسلاید و نرم افزار PowerPoint انجام می شود این مشکل کمتر بروز پیدا می کند.

۱۲- مخاطب را نادیده نگیرید

●  به زمین یا هوا زل نزنید. در این حالت انگار با خودتان صحبت می‌کنید.  صحبت شما خشک و بیروح و کلامتان بی خاصیت می شود.

با جمعیت طوری صحبت کنید که گویا با ”مصطفی برزگر“ صحبت می‌کنید؛ مگر غیر از این است که جمعیت از افرادی نظیر ” مصطفی برزگر “ تشکیل شده است ؟

● طوری با شنوندگان صحبت کنید که گویی منتظرید آنها هر لحظه از جا بلند شده و با شما گفتگو کنند.

● در مقابل آنها لبخند بر لب داشته باشید.

● پوشیدن لباس پاکیزه و مرتب اهمیت زیادی دارد چون باعث تقویت اعتماد به نفس شده و هر اندازه که وضع ظاهری نامرتب و شلخته داشته باشید به همان میزان از توجه مخاطبان کم خواهد شد.

۱۳- آغاز مناسب

● شروع یک سخنرانی مانند آغاز یک سفر است؛ باید ازقبل فکر کنیم که از کجا باید شروع کرد و از چه مسیری ادامه داد و در نهایت دقیقا بدانیم که چه چیزی را به مخاطب باید انتقال دهیم.

● نباید صحبت را بیش از حد خشک و رسمی آغاز کرد.

● ابتدای یک سخنرانی خیلی خیلی مهم است و انصافا مشکل ! و در موفق بودن بقیه سخنرانی نقشی اساسی دارد. پس نباید آن را سرسری گرفت و باید برای آن طرحی داشت، مثلا یک بیت شعر یا یک مقدمه کوتاه دو سه جمله ای یا مثل همین مطلب با چند پرسش .

یک سخنران ماهر در خاطرات خود می‌نویسد: ” همیشه دو دقیقه قبل از سخنرانی ترجیح می دادم مرا گلوله باران کنند ولی سخنرانی نکنم … اما … دو دقیقه قبل از پایان حتی با رگبار گلوله هم مایل به تمام کردن سخنرانی نیستم “

۱۴- چگونگی بیان

در گفتار خود روی کلمات مهم تکیه کنید واز کلمات کم اهمیت سریع عبور کنید.

همیشه قبل و بعد از بایان نکات اساسی و مهم یک مکث کوتاه داشته باشید.

● یکنواخت و ماشینی صحبت نکنید، تن صدا و نحوه بیانتان را هر از چند گاه تغییر دهید.

جملات و عبارات مهم را با تمایز و تاکید بیان کنید؛ مثلا بلندتر و یا حتی آرام تر از باقی عبارات. تاثیر این کار دقیقا مشابه های‌لایت کردن توسط مارکر یا Bold کردن فونت در نوشته هاست.

● برای تاکید بیشتر بر مطالب مهم می‌توانید آنها را یک بار تکرار کنید ولی بهتر است در تکرار از بیان دیگری استفاده کنیم .

زبان بدن (Body Language) راز موفقیت شماست و این یعنی استفاده درست و بجا از حرکات،  ایما، اشاره و خلاصه تمامی اندام برای هرچه زنده و شاداب تر کردن جلسه ودمیدن روح در فضای سالن.

۱۵ – کلام پایانی :   مخاطب خود را دوست داشته باشید

علاقه و صمیمیت گوینده نسبت به شنوندگان به آنها منتقل می شود و جمعیت نیز هر گونه احساس وعلاقه را درک و منعکس می کند؛ ولی این موضوع مساله ای دلی است و برای آن نمی توان قاعده و فرمولی نوشت و فقط به صورت خلاصه می توان که تصور کنید تمامی آنها که روبه روی شمایند دوستانتان هستند.

ــــــ

خلاصه‌ای از این نکات:

● در ابتدای کار محکم واستوار شروع کنیم .

● برای ارائه مطلب آمادگی قبلی داشته باشیم.

● تمرین . تمرین . تمرین .

● مطالعه و گردآوری مطلب بیش از آنچه که باید ارائه کنیم.

● برای یک سخنرانی و سمینار خوب باید در طی چند روز مطالب را آماده کرد .

● مطالب را تا حد امکان ساده و به بیان خودمانی بازگو کنید تا برای همه قابل فهم باشد .

● با مخاطبانتان ارتباط چشمی داشته باشید .

● یکنواخت و با لحنی ثابت صحبت نکنید، روی مطالب مهم تاکید کنید .

مطالب ارائه شده خلاصه ای بسیار مختصر بود از کتاب : آئین سخنرانی اثر دیل کارنگی

تمامی آنچه تا اینجا گفتیم اموری بودند که به شخص شما مربوط می‌شد. فراموش نکنید که ساختن اسلایدهای مناسب به شکلی جذاب و گویادر نرم افزار PowerPoint نیز روی دیگر این سکه است که نباید از آن غافل ماند .

۱۰ نکته مهم در طراحی و ارائه اسلایدهای PwerPoint

1- انتخاب رنگهای مناسب و دارای کنتراست (تضاد رنگی) برای زمینه و متن از اوجب واجبات است.

۲-  تاکید بر استفاده هرچه بیشتر ازاشکال، نمودارها، جداول و عناصر بصری اهمیت حیاتی دارد.

فراموش نکنید که  نرم افزار PowerPoint ابزار مناسبی برای نمایش متن نیست؛ زیرا اصولا برای اینکار طراخی نشده پس باید از قرار دادن بیش از چند سطر متن در هر اسلاید خودداری کرد.

۳- از قلم و فونت مناسب به شکلی که مطالب برای همه مخاطبان قابل رویت یاشد استفاده کنید.

۴- از افکت و جلوه های انیمیشن در حد معقول استفاده کنیم. نه آنچنان که اسلایدها خشک و بی روح باسد و نه آنچنان آن را پر از جلوه و گل و بلبل کنیم که مطلب اصلی را تحت الشعاع قرار دهد.

۵- ارائه خوب الزاما ارائه ای نیست که دارای حجم بالا و اسلایدها زیادی باشد  بلکه ارائه‌ای است که با کمترین میزان اسلاید و حجم، بیشترین اطلاعات را به مخاطب منتقل نموده و برای مستمعان ملال‌آور نباشد. هیچ وقت و هیچ وقت کیفیت ارائه را فدای کمیت آن نکنید.

۶- برای کاهش حجم، مطالب را خلاصه کنید؛ همچنین در اکثر اوقات می توان چندین صفحه متن را در جداول، نمودار و چارتهای مناسب به صورتی کامل خلاصه کرد.

۷- به جای اینکه تمامی متن را تایپ کنید، فقط تعاریف اصلی و تیترها  را در اسلاید بیاورید،  به راحتی بقیه مطالب را می توانید به ذهنتان بسپارید، البته اگر آنها را خوب درک کرده باشد.

۸- اگر تعاریف اصلی، اعداد، ارقام و امثال اینها را از روی اسلاید روخوانی کنید هیچ ایرادی ندارد ولی مواظب باشید که این روخوانی کردن را به کل مطالب تعمیم ندهید.

۹- هنگام ارائه بینندگان را هرچه بیشتر به تصاویر، نمودار و شکلها ارجاع دهید و با اشاره توسط نشان دادن  با دست و… توجه آنها را به سمت خود و مطالبتان معطوف کنید.

۱۰-   برای جلوگیری از مشکلات پیش بینی نشده اگر امکان داشت یک مرتبه برنامه را در کامپیوتر اجرا کرده و از مرتب بودن همه چیز مطمئن شوید.

در انتها باید گفت که :

شما حداکثر در طی ۲۰ تا ۳۰ دقیقه باید هرچه را لازم است بیان کرده و سخنتان را تمام کنید زیرا بر اساس تحقیقات روانشناسی، انسانها معمولا بیش از این زمان نمی توانند بر موضوعی تمرکر وتوجه داشته باشند اگر ناچار شدید ییشتر از۲۰دقیقه صحبت کنید باید به ذهن مخاطبتان یک زنگ تفریح کوچک مثلا ۱ دقیقه ای بدهید.


یکی از بهترین معیارها برای سنجش، یک ارائه، سمینار  یا سخنرانی موفق میزان توجه واشتیاق مخاطبان نسبت به آن است

منبع :

http://www.majaleha.com

قاعده طلایی نوشتن برای رادیو

 
قاعده طلایی نوشتن برای رادیو


روزنامه نگاری - عیسی محمدی

مجله  را می‌توان انتخاب کرد. اگر شما خریدار باشید، به کیوسک مطبوعاتی می‌روید و از میان مجله‌هایی که خودنمایی می‌کنند، یکی  را انتخاب می‌کنید و  می‌خرید. این انتخاب،  در خرید روزنامه‌ها هم اتفاق می‌افتد؛  البته با درجه‌ای کمتر. درجه این انتخاب،  در رسانه‌های صوتی و تصویری، مثل  رادیو و تلویزیون،  بسیار کمتر می‌شود؛ خاصه در مرز و بومی که رسانه‌های صوتی و تصویری خصوصی  هم ندارد.

مجله  را می‌توان توی کیف  گذاشت، با خود به این سو و آن سو برد و هر وقت  که زمان اجازه بدهد و هوای حوصله ابری نباشد، آن‌را مطالعه کرد. با روزنامه هم می‌شود چنین کاری کرد، اما اگر زمان و حوصله در کمتر از 24 ساعت به وضعیت  عادی خود برنگردند،  دیگر نمی‌توان آن را خواند. رادیو و  تلویزیون که از این  بابت، نمره بسیار  پایینی دارند: اگر فرصت را از دست بدهید، دیگر  قابل جبران نیست.

توجه  به نکته اول و دوم، کیفیت  ،سادگی  و روشن بودن را به  شاغلان در این رسانه‌ها یادآوری می‌کند؛ خاصه رادیو  که محل توجه این  نوشته است. به راستی  نوشته‌های رادیویی، چه ویژگی‌هایی باید داشته باشند؟ بسیار  گفته‌اند و بسیار  خوانده‌ایم که چه باید باشند و چه نباید باشند. در این‌جا،  نمی‌خواهم مروری  بر همه آن‌ها داشته  باشم، بلکه می‌خواهم  از درس‌ها و متون مربوط به سخنرانی، اصلی طلایی را بیرون  بیاورم که احساس می‌کنم  می‌تواند طلایی‌ترین کلید نوشتن برای رادیو  باشد؛ دست‌کم تجربه‌ای که در نوشتن برای رادیو داشته‌ام،  چنین چیزی را اثبات  می‌کند. این قاعده  طلایی چیست؟ 

1

موسسه همشهری، کتابی  چاپ کرده به نام "چگونه  یک سخنرانی جذاب ارائه  کنیم؟". در بخشی از این کتاب، بحث‌هایی درباره نوشتن برای خطابه یا سخنرانی  مطرح می‌شود. سخنرانی، نزدیک‌ترین هنر به رادیو است، چرا  که تنها از صدا استفاده  می‌کند. البته با این تفاوت که استفاده  اندکی هم از نمایش  می‌کند. اما بیشتر  سخنرانی‌ها، به صورت فایل صوتی منتشر می‌شوند و شما، تنها با صدا  روبه‌رو هستید. سخنرانان،  برای این‌که بتوانند  مرتب و منظم صحبت کنند و وسط حرف‌هایشان،  به حاشیه رانده  نشوند، اقدام به تهیه نطق یا متن سخنرانی  می‌کنند. البته قرار نیست که از روی این  متن سخنرانی، حرف‌هایشان را بزنند؛ هر چند  که اگر این کار  را هم انجام بدهند، ایرادی به آن‌ها وارد نیست و اسمش را خطابه  می‌گذارند. در کتاب‌هایی که برای آموزش سخنرانی  چاپ می‌شوند،  بخش‌هایی هم به تهیهٰ  ویرایش و تنظیم  متن سخنرانی اختصاص می‌یابد. و اما  نکته جالب کتاب "چگونه  یک سخنرانی جذاب ارائه  کنیم؟" از این قرار است: برای گوش بنویسید، نه برای چشم.

2

برای  نویسنده یا روزنامه‌نگار شدن، شما باید ذهنیت  کتبی داشته باشید. برای سخنران، دوبلور یا گوینده شدن، باید ذهن صوتی و سمعی داشته باشید. برای کارگردان، شومن شدن  و کار تصویری هم باید ذهنیت تصویری داشته باشید. یک روزنامه‌گار  یا نویسنده، روی کاغذ فکر می‌کند و  روی کاغذ می‌تواند  خودی نشان بدهد، این  اتفاق برای دسته دوم  و سوم، در رسانه‌های  خودشان اتفاق می‌افتد. یک نویسنده، نمی‌تواند  کارگردان موفقی بشود،  چون ذهنیتش کتبی است  و همه چیز را،  اول کتبی می‌کند، بعد به این فکر  می‌افتد که نمایی  تصویری از آن به دست  بیاورد.

توضیح بیشتر: مغز، برای فکر  کردن و تولیدات  فکری، نیاز به اطلاعات  و ورودی‌هایی دارد. این اطلاعات، می‌توانند کتابی باشند، یا تجربی  و حسی یا اشراقی و از نوع کشف. یک کارگردان، وقتی که توی کوچه و خیابان راه می‌رود، در حال  فکر کردن است، چرا  که اطلاعات مورد نیاز مغز او، اطلاعاتی تصویری است که این  اطلاعات تصویری هم،  در مقابلش، در کوچه و خیابان و پارک و دشت و جاده و ...، وجود دارند. پس او فکر می‌کند  و دست به تولید  تصویری می‌زند؛ به خاطر همین در کارش موفق می‌شود. این اتفاق، برای نویسنده و روزنامه‌نگار هم می‌افتد، اما او چه کار می‌کند؟ سریع دفتر و کاغذش را بیرون می‌آورد تا نمایی کتبی از این اطلاعات را ثبت و ضبط کند.

این است راز تفاوت  کار در رسانه‌های  مختلف. هر رسانه‌ای،  جدا از ظاهر قضیه،  در باطن خودش هم رازهایی  دارد که باید آن‌ها را کشف کرد. می‌دانید  چرا برخی از مجریان رادیویی که سر از تلویزیون در می‌آورند، موفق نمی‌شوند؟ چون  ذهنیت سمعی و گوشی دارند و گوشی و  سمعی فکر می‌کنند؛  در حالی که تلویزیون،  جای تصویری فکر  کردن است؛ آن‌ها گوینده‌اند، شومن نیستند و نمی‌دانند  هم که باید شومن بشوند  و باشند. می‌دانید  چرا منتقدان فیلم ما، نمی‌توانند کارگردانان موفقی شوند؟ چون  ذهنیتی کتبی و نوشتاری  دارند؛ آن‌ها در نوشتن، شاید بی‌نظیر باشند، اما در سرزمین تصویر  و تصویری فکر کردن،  غریبه هم اگر نباشند،  یک تازه‌واردند.

3

نتیجه: برای کار در رادیو، باید گوشی فکر کنیم و حتی گوشی بنویسیم. درست است که نویسندگان  رادیویی هم، یک نویسنده حساب می‌شوند،  اما دارند برای رادیو می‌نویسند. نوشته‌های آن‌ها،  باید در رادیو خوانده شود. رادیو هم،  رسانه‌ای است که یک بار و تنها از راه گوش شنیده  می‌شود. نویسندگانی که رادیویی‌نویس نیستند،  اما به هر حال دست  به این کار می‌زنند،  اولین اشتباه بزرگ‌شان، مشترک است: برای مجله یا روزنامه‌ می‌نویسند. نوشته‌شان سرشار  از بازی‌های زبانی‌ است که تنها روی  کاغذ می‌توان آن‌ها را درک کرد. ما در رادیونویسی، نیاز به کرشمه‌های گفتاری داریم، نه کرشمه‌ها و بازی‌های نوشتاری.

توضیح بیشتر: ما زبان گفتار  داریم و زبان نوشتار. زبان گفتار، همانی  است که با آن صحبت می‌کنیم و با دیگران و توی کوی و  برزن، ارتباط می‌گیریم. زبان نوشتار، زبانی  است که با آن می‌نویسیم. طبیعی است که خیلی‌ها،  با زبان گفتار، آشناتر از زبان نوشتار باشند؛ چون شب و روز  دارند از آن استفاده  می‌کنند. زبان گفتار، ساده‌تر از زبان نوشتار است. البته برای گفتن در رادیو، از همه  بخش‌های زبان گفتار  هم نمی‌‌توان استفاده  کرد و به قولی،  رادیو هم برای خودش،  یک زبان گفتار معیار  دارد. توی رادیو، شما از کلمه "چاکرم" و "مخلصم" نمی‌توانید استفاده کنید؛  در حالی که در زندگی  روزمره، بارها  از آن استفاده می‌کنید.

نوشته‌های  رادیویی، در حقیقت  باید گفتاری باشند  و برای گفتار و  گفته شدن، نوشته شوند. وقتی شما می‌خواهید مطلبی را بگویید و  یک بار هم حق گفتنش  را دارید، سعی می‌کنید خیلی ساده و روان و به دور از ابهام  و ایهام حرف  بزنید، نه؟

4

قبل از این‌که به مثال‌ برسیم، یک نکته دیگر را هم باز کنم: در نوشته‌های رادیویی، اصل بر این است  که شنونده، مفهوم  کلی شما را درک  کند، نه این‌که درگیر  کلمه‌های شما  شود. یک نویسنده، از کلمه استفاده می‌کند  تا جمله را درست بکند. جمله را درست می‌کند  تا پاراگراف را شکل  بدهد. پاراگراف را شکل  می‌دهد تا متنش را بنویسد. و متنش را می‌نویسد، تا پیام و  مفهومی را که در ذهن  دارد، به شنونده‌اش منتقل کند. اصل، بر این است که این  مفهوم و پیام کلی، منتقل شود و  هر چیزی که در انتقال این پیام و مفهوم  مانع ایجاد کند، به قول متخصصان ارتباطات،  یک پارازیت محسوب  می‌شود.

بزرگترین  اشکال کسانی که برای چشم می‌نویسند (برای چشمی که مطالعه می‌کند، نه برای چشمی که تماشا  می‌کند)، این است  که پارازیت‌های زیادی  دارند که مانع از انتقال کلی مفهوم  و پیام مورد نظر  می‌شود. توضیح ساده‌تر: شما در ماشین خود  نشسته‌اید و مجری،  در حال صحبت کردن از یک موضوع اجتماعی  است. اگر کلمه‌ای گفته شود که این  شخص را درگیر خودش کند، او چند ثانیه  را و در نتیجه، بخش  بزرگی از پیام و  مفهوم کلی را از دست می‌دهد. اگر  این شنونده، درگیر  یک بازی نوشتاری شود، مغزش روی این بازی متمرکز می‌ماند و  در نتیجه، ادامه پیام و مفهوم را از دست  می‌دهد. اصل را که فراموش نکرده‌اید؟ انتقال پیام و مفهوم  کلی. پس این بازی‌های  زبانی، که مناسب مجله و روزنامه و  کتاب هستند، در این  اصل کلی اشکال  ایجاد می‌کنند.

5

مثال: می‌خواهم برای رادیو، متنی کوتاه و چند  خطی درباره عصبانیت  بنویسم. پس شروع می‌کنم  به نوشتن:

« بیایید کمی مثل  پراگماتیست‌ها فکر  کنیم؛ مثل عمل‌گراها. عمل‌گراها همیشه  از خودشان می‌پرسند  که:‌ این کاری که دارم می‌کنم یا این  چیزی که دارم می‌خوانم، چه نفعی در زندگی  عملی من دارد؟ البته  در نگاه اول، ممکن است  کمی وحشت کنید؛  اما در نگاه‌های  بعدی، می‌بینید  که آن‌قدرها که فکر  می‌کنید، بد نیست. مثلا همین عصبانیت: واقعا  عصبانیت برای من چه سودی دارد؟ هیچ! باعث می‌شود اعصابم خردتر  شود، ذهنم مشغول‌تر شود، انرژی بیشتری هدر بدهم و در نهایت، به خودم ضرر بزنم. واقعا اگر از دست  کسی عصبانی بشوم،  هیچ سودی برای من ندارد‍! تا حالا به این  فکر کرده‌اید؟ مثل  این‌‌‌که پراگماتیست‌ها و عمل‌گراها هم چندان بی‌ربط  نمی‌گویند ها!»

  در این نوشته،  از کلمه‌هایی  استفاده شده است  که معمولا در  زبان گفتار، حتی  از نوع معیار  آن، استفاده نمی‌شود.  کلماتی که در  رادیو و زبان  گفتار استفاده  می‌شوند، بسیار  ساده و روزمره  باید باشند. به  تعبیری، مثل ترانه‌های  موسیقی می‌مانند؛  ساده هستند، اما  از هم‌نشینی همین  کلمات ساده، ترانه‌ای  ماندگار و دلپذیر  می‌شود خلق کرد.  خوب، حالا شروع  می‌کنیم به رادیویی  کردن نوشته‌ای  که قرار بوده  برای رادیو نوشته  شود، اما عملا  برای کتاب و  مجله و روزنامه  نوشته شده:

"بیایید  کمی مثل پراگماتیست‌ها  فکر کنیم؛ مثل  عمل‌گراها".

نکته: پراگماتیست‌ها چه کسانی  هستند؟ شنونده ممکن است با این کلمه درگیر شود و  مفهوم کلی را از دست بدهد. پس بهتر است توضیح بیشتری بدهیم:

"دوست  دارین کمی مثل بازاری‌ها و تاجرا فکر کنیم؟ چرا این‌قدر ترسیدین؟ منظورمون بازاری‌ها و تاجرای خوبه که انصاف رو هم رعایت می‌کنن. بالاخره شماها هم جنس خیلی گرونی مثل زندگی دارین دیگه، مگه نه؟ باید حواستون باشه دارین با چه عوضش می‌کنین و عوضش چی می‌گیرین."

نکته: در زبان گفتار، فعل‌ها شکسته می‌شوند و  بیشتر وقت‌ها،  نیازی نیست که جمله‌ها،  کامل ادا شود. فاکتور گرفتن از چیزهای مشترک  هم، از مهمترین  اصول مورد استفاده  در زبان گفتار است.

"عمل‌گراها همیشه از خودشان می‌پرسند که:‌ این کاری که دارم می‌کنم یا این چیزی که دارم می‌خوانم، چه نفعی در زندگی عملی من دارد؟ البته در نگاه اول، ممکن است کمی وحشت کنید؛ اما در نگاه‌های بعدی، می‌بینید که آن‌قدرها که فکر می‌کنید، بد نیست".

نکته: اگر همین جمله را بخواهید به دوست‌تان  بگویید، چه‌طور  می‌گویید؟ همانی  را که به دوست‌تان  می‌گویید، مرتب کنید و بنویسید. مثل  این:

" ما فکر می‌کنیم  که تاجرا آدمای  بدی‌ان. چرا؟ چون  که خیلی اهل  چرتکه انداختن‌اند.  اما به این بدی‌ای  هم که فکر می‌کنیم،  نیس. اون بنده  خداها، قدر پول  و وقت و کارشون  رو می‌دونن و  مثل ما، الکی  هدرش نمی‌دن. براشون  خیلی مهمه که  عوضش، چی گیرشون  می‌یاد. البته  ما داریم از  تاجرای خوب حرف  می‌زنیم ها؛ یه  وقت آدرسو اشتباه  نرین..."

نکته: هیچ وقت نباید  فراموش کنیم که نوشته‌های  رادیویی، ممکن است  ساده و روان و روزمره باشند، اما این  به معنای مبتذل  بودن نیست. همان‌طور  که گفتم، درست مثل  ترانه می‌ماند: ترانه‌ها این‌قدر ساده هستند  که همه آدم‌ها،  با هر سواد و تحصیلات  و فرهنگی، می‌توانند درک‌شان کنند. اما  همین ترانه‌های ساده،  به هیچ وجه مبتذل  و پیش پا افتاده نیستند. آن‌ها، در حالی که ساده‌اند، عمیق و زیبا هم هستند.

6

نتیجه نهایی: رادیویی‌نویس‌ها باید برای گوش بنویسند، نه برای چشم. نوشته‌ای که برای چشم نوشته  می‌شود، اول روی  کاغذ آورده می‌شود، بعد از طریق چشم، دریافت می شود، سپس  راهی مغز می‌شود. اما نوشته‌ای که برای گوش نوشته  می‌شود، مستقیم وارد گوش می‌شود و  راه مغز را در پیش  می‌گیرد. اگر نوشته‌ای را می‌خواهید رادیویی  کنید، اول آن را بخوانید، ببینید برای گوش‌تان سنگین  و ثقیل هست یا نه،  بعد آن‌قدر اصلاحش کنید تا برای گوش  شما، راحت و روان باشد. در این صورت است که این نوشته، برای گوش شنوندگان هم، راحت و روان خواهد بود. اگر  هم خواستید آن را روی کاغذ بیاورید  که گویندگان و مجری‌ها بتوانند بخوانند، اول به زبان بیاورید  تا گوش‌تان آن را تایید کند، سپس  روی کاغذ بنویسید. این سئوال‌ها را هم می‌توانید از خودتان بپرسید:

•آیا این جمله، برای گوش من سنگین است؟
•آیا در یک بار شنیدن، می‌توان معنی آن را درک کرد؟
•آیا در زبان گفتار هم، این‌چنین می‌گویند و مطرح می‌کنند؟
•آیا کلمه‌هایی دارد که پارازیت ایجاد کنند؟
•آیا خیلی کتاب درآمده یا این‌که صمیمی و در عین حال، هماهنگ با زبان معیار گفتاری است؟

منبع :

http://www.hamshahritraining.ir/news-2926.aspx

آماده کردن سخنرانی

آماده کردن سخنرانی
 
تعریف
یک سخنرانی دربرگیرندۀ هر نوع گفتگو با یک گروه است که ممکن است رسمی یا غیررسمی باشد و می تواند از یک جلسۀ توجیهی تا یک سخنرانی مهم را شامل شود. سخنرانی هر شکلی که داشته باشد، قوانین و ضوابط یکسانی دارد.



فهرست اقدامات


1. در مورد قبول سخنرانی تصمیم بگیرید.
از خودتان بپرسید آیا فردی مناسب برای ایراد سخنرانی هستید یا خیر. آیا وقت کافی برای آماده شدن دارید؟ شاید برای هر دقیقه سخنرانی به سی تا شصت دقیقه زمان برای آماده شدن نیاز داشته باشید. آیا به موضوع سخنرانی علاقه مند هستید؟ آیا می توانید به سؤالاتی که مطرح میشوند، پاسخ دهید؟ اگر پاسختان منفی است بگویید خیر!



2. جزییات را روشن کنید
مشخص کنید که باید سخنرانی چقدر است و موضوع سخنرانی دقیقاً چیست؟ آیا در خاتمه، پرسشهای حضار پرسیده خواهد شد؟ اگر سخنرانان دیگری هم حضور دارند، به چه موضوعاتی خواهند پرداخت و چگونه می توانید با آنان هماهنگ شوید؟



3. در مورد مخاطبان تحقیق کنید.
مخاطبان را مشتریان خود بدانید. سعی کنید از تجارب قبلی آنان مطلع شوید. آیا آنها میخواهند از جزییات موضوع مطلع شوند، یا سرگرم شوند و یا چالش ایجاد کنند؟ سطح و پیشینۀ آنان چیست؟ آیا هیچ گونه اطلاعات قبلی دارند؟



4. هدف را مشخص سازید.
سخنرانی در مقابل گروهی از مخاطبان نیازمند تعیین هدف است. آیا هدف از سخنرانی یکی از موارد ذیل است:
• ترغیب کردن – مثلاً برای افزایش فروش؟
• راهنمایی کردن – اگر موضوعتان را بدانید؟
• القا کردن – به عنوان بخشی از برنامۀ تحول؟
• سرگرمی – اگر ذاتاً فردی شاد و بانشاط هستید؟



5. مطالب خود را یکپارچه کنید.
همه جزئیات و مطالبی را که با عنوان سخنرانی شما مرتبط است، یکپارچه سازید یعنی همۀ عقاید، مقالات، نقل قولها، دستورالعملها و منابع. این کار را در طول زمان انجام دهید البته سعی نکنید این کار را در زمان گردآوری مطالب انجام دهید.



6. مطالب خود را سازماندهی نمایید.
مطالب گردآوری شده را ارزیابی کنید. موضوعات را طبقه بندی کنید. آیا ممکن است مقایسه ها یا استعاره هایی وجود داشته باشند؟



7. سرفصلها را مشخص کنید.
مطالب را در قالب یک طرح تهیه نمایید. طرحتان باید دارای بخشهای آغازین، میانی و انتهایی باشد.



8. پیش نویس کاملی بنویسید.
از سرفصل خود برای تهیۀ پیش نویس اولیه استفاده کنید. بدون توقف بنویسید و به هنگام نوشتن، به ساختار آن توجه نکنید. سعی کنید هر آنچه را که در نظر دارید به مخاطبان بگویید، بنویسید. در پایان آنچه را به آنان گفته اید، خلاصه نمایید. سعی کنید به پنج و حداکثر هفت نکتۀ مهم اشاره کنید.



9. پیش نویس را ویرایش کنید.
پیش نویس اولیۀ خود را بخوانید. فردای آن روز متن خود را بررسی کنید. مطالب خود را در قالب یک سخنرانی بخوانید یعنی سعی کنید متن کاملتر، ساده تر و روشن‌تر شود. نکات طنزی را در آن بگنجانید. تا آنجا که میتوانید از اصطلاحات فنی استفاده نکنید و فقط آنهایی را بیان نمایید که غیرقابل اجتناب هستند. مطمئن شوید که در زمان بندی درست عمل کرده اید. سخن گفتن با یک مخاطب، آرامتر از سخن گفتن با یک دوست است.



10. پیش نویس را اصلاح کنید.
چندین بار پیش نویس را بخوانید و ترجیحاً این کار را در حضور فرد دیگری انجام دهید. از آن فرد بخواهید دربارۀ کارتان نظر بدهد و محتوا، سبک و نحوۀ ارایۀ سخنرانیتان را نقد کند.



11. نکات یادآوری کننده را انتخاب نمایید.
اگر قرار است به صورت فی البداهه سخنرانی کنید، بارها پیش نویس خود را بخوانید و نکات مهم و یادآوری کننده – مانند کلید واژگان و عبارات مهم – را تعیین کنید. این امر میتواند مبنای نوشتۀ شما و حتی وسایل بصری شما باشد. استفادۀ از این نکات مهم را تمرین کنید و از تحلیلی که در ورای هر کدام از این نکات وجود دارد، آگاه باشید. وقتی اعتماد به نفس به دست آوردید، این نکات را به کارتهای عددی تبدیل کنید. به تمرین خود ادامه داده و از تعداد واژگان کلیدی بکاهید. (گاهی اوقات مجبور می شوید از کل متن استفاده کنید – مثلاً در صورتی که مطبوعات هم حضور دارند یا جلسه، بسیار رسمی است).



12. از وسایل کمکی مناسب، برای سخنرانی استفاده کنید.
وسایل کمکی در سخنرانیها باید:
• مکمل متن شما باشند، برگرفته از سبک طبیعی شما باشند.
• به پیشرفت سخنرانی کمک کنند، به ارزش سخنرانی شما بیفزایند، و مرتبط با محتوای آن باشند یا آنچه را که شما بیان می‌کنید، به شکل مناسبی خلاصه نمایند.
• حرفه ای به نظر برسند، روشن، خوانا و منسجم.
• سبک مناسبی داشته باشند، اسلایدهای تمام رنگی برای جلسات غیررسمی و برای گروههای کوچک مناسب نیستند.
• محتوا را به شکلی ساده بیان کند، حتی افراد حاضر در انتهای سالن نیز به وضوح متوجه مطالب شوند.
• در صورت امکان از تصاویر گرافیکی استفاده کنند، علایم، تصاویر و نمودارها به عبارات و جملات شما کمک میکنند.

طیف گسترده ای از وسایل کمکی وجود دارند مانند فیلیپ چارتها (نمودارهایی که بر روی دیوار نصب میشوند) تا دستگاههای اورهد ترانسپارنسی، دستگاههای چندرسانه ای و تصاویر کامپیوتری. امروزه رایج‌ترین تصاویر گرافیکی در سخنرانیها، تصاویری هستند که به کمک نرم افزار پاورپوینت مایکروسافت تهیه شده اند و با استفاده از یک رایانۀ شخصی یا یک پروژکتور ال سی دی ارایه میشوند. با برگزارکنندۀ سخنرانی تماس بگیرید و ببینید آیا امکان استفاده از پروژکتور ال سی دی وجود دارد یا خیر.



13. تمرین ذهنی
در مقابل آیینه یا در مقابل یک دوست (که میتواند سختگیرترین منتقد شما باشد!) تمرین کنید. به تمامی حرکاتی که باید متناسب با متن خود انجام دهید توجه نمایید: «دستهایتان را در جیبتان قرار ندهید» یا «لبخند بزنید». این مطالب را بر روی کارتی بنویسید و آن را به هنگام ایراد سخنرانی، جلوی خود قرار دهید.



14. اطاق سخنرانی را بررسی کنید.
در جایی بنشینید که قرار است حضار بنشینند و مطمئن شوید که زاویۀ دید آنها خوب است. در جایی که میخواهید سخنرانی کنید بنشینید یا بایستید و مطمئن شوید که میتوانید با تجهیزات موجود کار کنید. آیا میتوانید از یک میکروفون استفاده نمایید؟



برای ارتباطات بهتر: آماده کردن سخنرانیها


بایدها:
تا آنجا که ممکن است تمرین کنید. بازخورد آن را ببینید و آمادۀ انتقاد باشید.

مستمراً هدف از سخنرانی خود را بررسی کنید: آیا توقعات مشتریان را برآورده ساخته اید؟ به خاطر داشته باشید که آمادگی قبلی، یک عامل مهم در بحداقل رساندن فشارهای عصبی و ارایۀ یک سخنرانی موفق است.

به کار خود علاقه داشته باشید و حضار را تهییج کنید.



نبایدها
برای نگارش متن سخنرانی خود، هرگز به همراه یک ورق سفید در یک اطاق ننشینید: همواره به دنبال محرکهای بیرونی باشید.

از لوازم کمکی استفاده نکنید زیرا اینکار باعث میشود که شما نتوانید دست از اتکا به چنین تجهیزاتی بردارید.

هیچ چیزی را نادیده نگیرید مانند موضوع، مخاطبان، میزان اطلاعات مخاطبان، فضای اطاق و تجهیزات



پرسشهای فکری
آیا قبل از اینکه از شما برای سخنرانی دعوت شود، آن را پذیرفته بوده اید؟ در این صورت، آیا واقعاً از موضوعی که برای مخاطبان جذاب است، اطلاع دارید؟

آیا قصد دارید در یک سخنرانی، حجم زیادی اطلاعات ارایه کنید؟ مخاطبان شما میتوانند حداکثر هفت نکتۀ کلیدی را بپذیرند.



پندها
توجه خاصی به سخنرانی در محافل عمومی داشته باشید – آندرو کارنگی

در زمان سخنرانیهای تجاری همواره خود را از قبل آماده سازید – چارلز چرچیل
 
منبع :
 

گرفتگي صدا و علل آن

گرفتگي صدا و علل آن

گرفتگي صدا علل گوناگوني دارد اما به هر دليلي كه باشد اگر بيش از دو هفته ادامه پيدا كند خطرناك بوده وبايد به متخصص گوش و حلق و بيني مراجعه نمود تا ميستقيما حنجره و تارهاي صوتي معاينه شود(لارنگوسكوپي مستقيم).

از جمله علل گرفتگي صدا ميتوان به بد استفاده كردن از تارهاي صوتي (تقليد صدا)،استفاده زياد از آنها (اين مورد بخصوص در خوانندگان و معلمان ديده ميشود)،لارنژيت،جيغ زدن و فرياد كشيدن زياد ،ايجاد ندول روي تارهاي صوتي ،سرطان حنجره و……نام برد 

البته با توجه به آلودگي شهري صوتي و هوايي ميزان گرفتگي صدا افزايش يافته است 

اگر شما نيز به دنبال آنفولانزا يا سرماخوردگي و يا دلايل ذكر شده ديگر چند روزي است كه  ....

ادامه نوشته

  نوشتن يک سمينار

    نوشتن يک سمينار

 سمينار چيست؟

سمينار يک ارايه رسمی است که از پيش آماده شده, مثل يک سمينار در اداره يا کنفرانس و منظور، آن سری سخنرانيهايی نيست که به دانشجوها ارايه می شود.


مزيتهای يک سمينار نسبت به يک مقاله:

فهميدن مطالب بسيار ساده است.
مي توان کارهای تمام نشده يا نتايج منفی را شرح داد.
شرح تجربيات شخصی.
مطرح کردن آراء و فرضياتی که ترديد داريد در مقاله استفاده کنيد.
سمينار نقش شخصی شما را قويتر از يک مقاله انتقال می دهد.    

                  
   تفاوتهای يک سمينار نسبت به يک مقاله:

 مطالب کمتر با جزييات کمتر در يک سمينار پوشش داده می شود.
توجه ويژه ای برای توضيح دادن وتقويت کردن مفهوم لازم است.
می توان از بعضی از قوانين معمول نويسندگی صرفنظر کرد.
می توان از مطالب ناقص يا نادرست استفاده کرد. 


نکات مهم:

اولين مرحله در نوشتن يک سمينار تجزيه و تحليل شنوندگان است.
عنوان سمينار نبايد لزوماً با عنوان مقاله اي که استفاده کرديد يکی باشد.
اطمينان حاصل کنيد که عنوان سمينار با متن مطابقت دارد.
بهتر است که سمينار را با يک اسلايد که شامل اسم ونصب شما و عنوان سمينار است آغاز کنيد.   (اسلايد عنوان)
«ابتدا به آنها بگوييد چه چيز را قصد داريد بگوييد و سپس بگوييد و در پايان به آنها در مورد آنچه که گفتيد  بگوييد.»


 اسلايدها


هرچه کمتر، بهتر.
يک اسلايد بايد چند خط داشته باشد؟
:Kenny 7 تا 8 خط
:Freeman 8 تا 10 خط
اما معمولاً در سخنرانيهای رياضی 20 خط يا بيشتر.


چرا يک اسلايد طولانی می شود؟
مضمون خيلی کشدار است و احتياج به ويرايش دارد.
به ايدههای زيادی اشاره شده است.
هر اسلايد را به يک ايده يا نتيجه محدود کنيد.
فهرستها روش مؤثری برای نشان دادن اطلاعات  به صورت جز می باشند.

اسامی نبايد خلاصه شوند.

از عدم وجود اشتباه املايي در اسلايدها اطمينان يابيد.

در انتهای سخنرانی، به نتايج و خلاصه از بحث اشاره کنيد.

خوانايي اسلايدها

تعداد اسلايدها


برای سخنرانی 20 دقيقه ای، 12 اسلايد يا کمتر استفاده شود.
برای سخنرانی 50 دقيقه ای، کمتر از 30 اسلايد استفاده شود.

دست نوشته يا تايپ؟

چطور یک سخنراني خوب ارائه بدهیم؟

 

چطور یک سخنراني خوب ارائه بدهیم؟

امیر حمیدی
بی شک برای بسیاری از ما پیش اومده که روزی در مقابل جمعی (در کلاس درس – محل کار یا … ) یک مطلبی را به صورت ارائه یا پرزنتیشن بیان کنیم. البته هدف من صرفا کار برروی ارائه یک مطلب در سطح آکادمیک هست چرا که تجربه و تخصص کافی رو در این زمینه دارم ولی برای ارائه های کاری بخصوص اقتصادی مهارت های خاص دیگری لازم هست که از حوصله بحث خارج هستند.

تکنیک های خاصی هستند که شما باید در ارائه یک مطلب حتما بر آنها واقف باشید و بدون آنها شاید چند دقیقه ای را فقط صرف تلف کردن وقت دیگران بکنید. ضمن اینکه ممکن است این ارائه از نظر نمره و امتیاز برای شما مهم است و پاس شدن یا نشدن در واحدی را باعث شود لذا هرچه ارائه شما قدرتمند تر باشد بی شک شانس موفقیتتان بیشتر است. البته موضوع مهمی که در این اثنا باید مد نظر باشد همان موضوع ارائه است که انتخاب آن واقعا بستگی به شرایط شما دارد و اصولا بحث این مقاله از جایی شروع می شود که شما موضویتان و حتی متنتان را انتخاب کرده اید و حالا می خواهید آن را ارائه دهید.

بند یک : موضوع اولی که مد نظر هست این هست که هر متنی را که انتخاب کرده اید ابتدا به زبان خودتان بنویسید. این یعنی اینکه کپی برداری و پرینت مستقیم از اینترنت و قرائت و یا حتی ارائه آن در کلاس منجر به یک فاجعه در کلاس خواهد شد. ثانیا در نظر داشته باشید که هیچگاه متن خود را از این منبع انتخاب نکنید. حداقل دو منبع مختلف را در مورد متن خود مطالعه و بررسی کنید و در ایده آل ترین حالت مجموع ادراک خود را از منابع یادداشت کنید. این منبعی که خودتان هم اکنون ساخته اید بهترین مرجع برای ارائه است. پس دقت کنید اینکه پس از مطالعه انواع کتب و مقالات، انجام مصاحبات و جمع آوری اطلاعات یک متن را خودتان به رشته تحریر درآورید با ارزشترین نوع ارائه خواهد بود.
طبق رسم این وبلاگ شما را به یک تور واقعی از اولین ارائه خودم در کلاس دوم دبیرستان (چهار سال پیش) در درس پرورشی می برم تا با اهمیت بند یک آشنا شوید.

موضوعی که برای ارائه انتخاب کرده ام بمبهای اتمی هستند و اطلاعات اولیه من در این زمینه صفر هست و فقط علاقه مند به یادگیری آن هستم. با مراجعه به اینترنت مقالاتی را راجع به بمبهای اتمی یافتم که در محوریت تاریخچه، ساز و کار و حوادث و اتفاقات هیروشیما و ناکازاکی بودند. سه مقاله مختلف را استخراج کردم و سپس تاریخچه را خواندم و خلاصه ای مفید از آن را در یک پاراگراف 10 سطری به زبان ساده خودم نوشتم. سپس قسمت ساز و کار را به دقت مطالعه کردم و به طرز شفافی آن را با دو بمب اتمی منفجر شده در دو شهر ژاپن که یکی مرد چاق و دیگری پسر کوچک یا چیزی شبیه آن بود بسط دادم. طوری که دو موضوع بعدی را در دو پاراگراف جا دادم و در کل یک برگه A4 و نصف دیگری را پر کردم. به همراه توضیحات مختصری که نیازی به نوشتن آنها نبود لذا فقط به نوشتن عناوین آنها بسنده کردم. سپس متن را چند بار خواندم بطوری که دیگر از بر شدم و تمام سرفصل ها را برای ارائه در یک برگ کوچک نوشتم، و سر کلاس فقط با استفاده از همان سر فصلها تمام مطلب را ارائه دادم و در نهایت توانستم نمره کامل را در این درس بگیرم.
البته بیشتر تمرکزم اینجا راجع به چگونگی گردآوری و ارائه بود و جزئیات دیگر را هم در سر وقت توضیح خواهم داد.

بند دو: اعتماد بنفس هنگام ارائه از اساسی ترین مشکلات است. اکثر ما هنگام حضور در مقابل کلاس دست و پای خود را گم کرده و ته صدایمان یک لرزش بارز دارد و معمولا جملات را پس پیش می گوییم و کلا به قول خودمان افتضاح ببار می آوریم. البته این استرس و دستپاچگی در دفعات اولیه بسیار طبیعی است ولی به طرق مختلف می توان آن را کنترل کرد. توصیه من به دوستان در وهله اول تسلط کافی بر مطلب است. سعی کنید آن روز را به دور از استرس ها و افکار دیگر باشید و به محض مراجعه به جلوی کلاس شروع نکنید. ابتدا موضوع خودتان را روی تخته بنویسید و کلاس را برانداز کنید. موقعیت دوستانتان را شناسایی کنید و سعی کنید نگاه آنها به شما را نوعی قوت قلب تلقی کنید. حرکات اضافی که معمولا ناشی از استرس هستند را سعی کنید کنترل کنید. این حرکات شامل باز و بسته کردن در ماژیک، جابجا کردن صندلی یا ورقه ها، عقب و جلو رفتن و تکان دادن بی مورد دستها باشد. حتما قبل از شروع تن صدای خود را تنظیم کنید، شروع با صدای زیر یا بم می تواند موجب فاجعه باشد. دقت داشته باشید که نگاه کردن به دیگران اهمیت خاصی دارد، دو دقیقه اول را به آرامی و شمرده سخن بگویید و سعی کنید اگر دستتان لرزش دارد آنها را پنهان کنید و با این لرزش دست چیزی در برد ننویسید.

در همان موقعیت قبلی که من خودم در حال ارائه بودم، زانوهایم بشدت می لرزیدند، چاره ای جز نشستن نداشتم، پس برای مصلحت خودم و حفظ شان و مقام ارائه ام دو دقیقه ای را نشستم و سپس از جایم بلند شدم. البته بسته به شرایط گوناگون می توان تدابیر خاصی را اندیشید و این واقعا بسته به موقعیت شما دارد.

بند سه: استفاده از امکانات. بی شک هنگام ارائه مطلبتان امکاناتی در اختیار شما قرار دارد. این امکانات می تواند در سطح محدود شامل تخته و چند برگ کاغذ و در سطح وسیع شامل امکانات سمعی و بصری باشد. حتی اگر جذابترین موضوع را برای ارائه انتخاب کرده اید دیگران پس از مدتی از شنیدن صدایتان خسته خواهند شد، پس سعی کنید از تخته هم استفاده کنید، نکات مهم را در بین سخنانتان آنجا بنویسید، تصاویری را نقاشی کنید و یا تصاویری را از طریق پروژکتور نمایش دهید. تعاملی مستقیم و اساسی را با محیط اطرافتان داشته باشید از دیگران به عنوان امکانات گویا استفاده کنید یعنی حتما و حتما آنها را در بحث شرکت دهید، از آنها سوال بپرسید و یا آنها را وادار کنید از شما سوال بپرسند. به هر حال هرچه تعامل بیشتر باشد، دقت دیگران برای شنیدن افزایش خواهد یافت.

بند چهارم: تحرک کافی در هنگام ارائه. سعی کنید از ساکن بودن جدا پرهیز کنید. در محیطی که درش قرار دارید قدم بزنید و سعی کنید حداقل فاصله رو با مخاطباتون داشته باشید. اگر اونها در حال صحبت کردن هستند بهشون نزدیک بشید و با برقراری تماس چشمی سعی کنید بهش بگید که حرفهاشون براتون مهم هست.



Source: netsooz.wordpress.com

http://eflmaster.com/

تمهيدات سخنرانی دینی (4)

تمهيدات سخنرانی دینی (4)


*جستجو
 
 
 
صفحه اصلی  > آموزش  > آموزش فن خطابه
 
    
 
 تمهيدات سخنراني (3)  ارسال به دیگران
 
 اهداف این درس:
انواع مطالعه
فیش برداری
پرسشنامه
تمرین کنید
درس پانزدهم :تمهیدات سخنرانی (3)

اهداف این درس:

هدف از این درس آشنایی با موارد زیر است:

1. انواع مطالعه برای تبلیغ و سخنرانی دینی؛

2. عناوین اجمالی برخی از تمهیدات سخنرانی؛

3. محورهای تست نهایی محتوا.


هفتم. تهيه محتوا

پس از مشخص كردن مخاطب، هدف، موضوع، عنوان، مسئله يابى و تعيين زاويه ديد، نوبت به تهيه محتواى سخنرانى با توجه به موارد و مراحل پيشين در تمهیدات مى رسد. براى تهيه محتوا بايد كتابها، مقالات و نوشته هاى مرتبط را مطالعه نمود.

انواع مطالعه

هر سخنران دينى صرف نظر از آشنايى با برخى علوم متداول حوزوى؛ مانند صرف، نحو، عقايد، فقه، اصول و... به سه نوع مطالعه در تبليغات خود نيازمند است که عبارت اند از:

مطالعه آزاد، مطالعه هدفمند و مطالعه تكميلى.

1. مطالعه آزاد

مطالعه آزاد عبارتست از: «مطالعه جهت كسب معلومات و آگاهى نسبى در معارف دينى و عمومى جهت استفاده در تبليغ در طول عمر.»

مبلّغ دينى زمانى در تبليغ خود موفق خواهد بود كه با توجه به نيازها و شرايط زمانه و مخاطبان و مستند به منابع و متون دينى و علمى سخن بگويد؛ از اين رو لازم است همواره در طول عمر تبليغى خود با مطالعه مأنوس باشد. به این نوع مطالعات که آزادانه در طول عمر انجام می شود، مطالعه آزاد می گوییم.

مطالعه آزاد را مى توان به دو حوزه كلى تقسيم نمود: عمومى و تخصصى.

الف. مطالعه عمومى

منظور از مطالعه عمومى، مطالعه آن دسته از مطالب است كه در حوزه اطلاعات عمومى مردم قرار دارد و مخاطبان ما به نوعى توقع دارند كه آنها را بدانيم و در صورت پرسش، پاسخگوى آنان باشيم. هر كدام از مخاطبان، بخشى از اطلاعات عمومى را دارند؛ ولى توقعشان اين است كه مبلّغ همه آنها را بداند.

مطالعه عمومى خود به دو بخش تقسيم مى شود: مذهبى و غير مذهبى.

منظور از مطالعه عمومى مذهبى، مطالعه آن دسته از مطالب دينى است كه در حوزه اطلاعات عمومى قرار دارد. حداقل مطالعات لازم در اين بخش را مى توان در موارد زير ديد:

1. يك دوره تفسير قرآن كريم (نمونه، الميزان، مجمع البيان و يا يك تفسير جامع ديگر)؛

2. يك دوره مختصر از روايات اهل بيت (؛ شامل نهج البلاغه و يكى از مجاميع حديثى مثل اصول كافى يا سفينة البحار؛

3. يك دوره كتابهاى يكى از عالمان جامع نگر و مطمئن شيعه مثل مرحوم شهيد مطهرى ) تا آنجا كه در تبليغ كارايى دارد؛

4. يك دوره مباحث اخلاقى؛

5. يك دوره احكام و مسائل شرعى؛

6. یک دوره تاریخ معصومین

و منظور از مطالعه عمومى غير مذهبى، مطالعه اطلاعات، اخبار، آمار، گزارشها، تحليلهاى سياسى و اجتماعى و اقتصادى، داستان، شعر، ضرب المثل، لطيفه و... است كه گرچه از جمله معارف اسلامى نيستند؛ اما هر مبلّغ دينى جهت تحليل مسائل و پاسخگويى به مردم، به آنها نيازمند است. مطالعه يك دوره تاريخ عمومى جهان و ايران؛ همچنين مطالعه يك دوره جغرافياى جهان، مخصوصاً جغرافياى جهان اسلام، و نيز مطالعه منابع و كتب مربوط به اديان و فرقه ها، از جمله مطالعات آزاد غير مذهبى محسوب مى شود.

مطالعه روزنامه ها، مجلات، ويژه نامه هاى تحليلى، كتابهاى تاريخى، كتب ادبى و شنيدن اخبار از رسانه ها، در جهت بدست آوردن اطلاعات عمومى غيرمذهبى، يارى گر مبلّغ خواهد بود.

ب. مطالعه تخصصى

مطالعه تخصصى عبارتست از مطالعه مطالب تخصصى كه جایگاه آنها مراکز علمی و تحقیقاتی است و در حوزه اطلاعات عمومى نيستند؛ ولی مبلّغ به آنها نيازمند است. مطالعات تخصصى براى تبليغ نيز دو گونه است: مهارتى و محتوايى.

منظور از مطالعه تخصصى مهارتى، مطالعه كتابها و مقالاتى است كه در مهارت تبليغ و سخنورى نوشته شده است. و مطالعه تخصصى محتوايى، مطالعه آن بخش از موضوعات و محتواها است كه گرچه تخصصى و مربوط به مراكز علمى و پژوهشى و پژوهشگران هستند؛ ولى به نوعى در اذهان برخى از مخاطبان وارد شده و بعضى از آنها را دچار شبهه و اشكال كرده اند، و به همين دليل مبلغ دينى بايد گاهى در سخنرانى و گاه در پاسخ به پرسشها از آنها اطلاعات كافى داشته باشد؛ مثل بحث پلوراليسم، رابطه دين و دولت، آزادى و اسلام، حقوق زن، معاملات بانكى، فمنيسم، هرمنوتيك، و... .

2. مطالعه هدفمند

مراد از مطالعه هدفمند، مطالعه اى است كه به هدف تأمين محتواى يك سخنرانى انجام مى شود. به صورت طبيعى مبلّغ با مطالعات آزادى كه داشته، مطالبى را در موضوعات مختلف قبلاً گردآورى كرده است و ممكن است براى موضوع مورد نظر در جلسه سخنرانى خود مطالبى از قبل داشته باشد. در اين صورت همان اطلاعات را با مطالعه، به حدى كامل مى كند كه بتواند به هدف سخنرانى نايل آيد و اگر از قبل، در آن موضوع مطالعه نداشته، همه مطالب را در همين جا با مطالعه هدفمند به دست مى آورد.

3. مطالعه تكميلى

منظور از مطالعه تكميلى، مطالعه كتاب و مقاله نيست؛ بلكه مطالعه فيشهاى گردآورى شده جهت بازنگرى در آنها از جهت داشتن مواد مناسب، و رفع نواقص است.

انواع مطالعه و نسبت آنها به يكديگر در مقام تبليغ را مى توان به تهيه مواد براى يك ميهمانى تشبيه كرد. ما در زندگى به صورت عادى يك سرى مواد غذايى را در منزل نگه دارى مى كنيم و معمولاً آنها را داريم (آزاد) و به هدف يك ميهمانى خاص، با توجه به مواد غذايى موجود در خانه، مواد ديگرى را تهيه مى كنيم (هدفمند) و آن گاه براى پخت غذا مواد گردآورى شده را بررسى كرده و دقت مى كنيم كه چيزى از قلم نيفتاده باشد و در صورت كمبود ماده اى خاص، آن را جبران مى كنيم (تكميلى). البته ممكن است برخى از مواد را در طول پخت غذا به آن اضافه كنيم. در سخنرانى نيز چنين است؛ یعنی ممكن است مطالبى در حين سخن به ذهن برسد كه مناسب باشد و آنها را به مواد آماده شده قبلی بیفزاییم.

فیش برداری

در مورد روش مطالعه و فيش بردارى بايد كتابهاى روش تحقيق را مطالعه نمود؛ اما در اينجا فقط به اين نكته اشاره مى كنيم كه همه مطالب مطالعه شده را براى استفاده در منبر بايد فيش بردارى كرد و به صورت دقيق بايگانى نمود تا اطلاعات گردآورى شده قابل جابجا كردن بوده و مطالب قبلى براى سخنرانيهاى آينده نيز به كار آيد.

هم اکنون دو نوع فیش برداری برای تبلیغ رایج است: یکی فیش برداری سنتی که از راه نوشتن مطالب بر روی کاغذ فیش تبلیغ و ثبت موضوعات کلی، عام، خاص، مناسبت، مخاطب، نوع مطلب، نمایه ها و آدرس انجام می شود. و دیگری فیش نویسی الکترونیک که از طریق ثبت مطالب در رایانه و با استفاده از نرم افزاز «فیش» صورت می گیرد.[1]

هشتم. چينش مطالب

هشتمين تمهید برای سخنرانى، چينش مطالب مطالعه شده براساس تأثيرگذارى در انديشه، احساس و رفتار مخاطب است. در اين مرحله، فيشهاى گردآورى شده را به صورتى پشت سر هم قرار مى دهيم كه اگر از ابتدا تا انتها در سخنرانى پشت سر هم ارائه شوند، بيش ترين تأثيرگذارى حاصل گردد.

چينش مطالب براساس قالبهاى سخن، اهداف سخنرانى اعم از تأثيرگذارى در انديشه، احساس و رفتار، و ترتیب اجزاء سخن، شكلهاى مختلف و متنوعى پيدا مى كند كه به لحاظ اهميت در يك فصل مستقل از آن بحث مى كنيم.

نهم. توجه ويژه به ايجاد انگيزه ابتدايى

دهم. توجه ويژه به نقطه اوج[2]در تأثيرگذارى

حُسن مَطلع و حُسن خِتام در سخنرانى از اهميت ويژه اى برخوردار است. مراحل نهم و دهم در واقع زيرمجموعه هاى چينش هستند و در صورتى كه چينش مناسبى صورت گرفته باشد، در ابتداى سخنرانى مطالبى قرار گرفته كه در مخاطب انگيزه پى گيرى مطلب ايجاد كند و در انتهاى آن مطالبى قرار دارد كه اوج تأثيرگذارى احساسى را بوجود آورد؛ اما به دليل اهميت اين دو بخش و اينكه ممكن است پس از گردآورى فيشها و چينش آنها، مورد غفلت قرار گيرند، به صورت ذكر خاص بعد از عام و جداگانه ذكر شده اند، تا نيكويى شروع و زيبايى پايان سخن مورد غفلت قرار نگيرد.

يازدهم. تست نهايى محتوا

در صورتی محتوای تهیه و تنظیم شده مفید و مناسب است و می شود با آن سخنرانی کرد که به امور زیر در آن توجه شده باشد. برخی از این امور در مباحث گذشته مورد توجه قرار گرفته اند و درباره بعضی از آنها در آینده بحث خواهد شد.

1. رسالت سخنرانى دينى؛

2. نياز مخاطبان؛

3. زمينه پذيرش و ذائقه مخاطبان؛

4. محيط سخنرانى از حيث زمان، مكان و مناسبت؛

5. موقعيت اجتماعى سخنران؛

6. تواناييهاى سخنران؛

7. مقدار زمان و تعداد جلسات؛

8. ابزار ارتباطى.

پس از تست نهایی محتوای تهیه شده با توجه به موارد فوق، و تطبیق شرایط بیان شده، از نظر محتوایی آمادگی جهت سخنرانی را فراهم آورده ایم.

پرسشنامه

1. انواع مطالعات لازم در تبلیغات دینی را نام ببرید.

2. منظور از مطالعه عمومی چیست؟ انواع آن را توضیح دهید.

3. منظور از مطالعه تخصصی چیست؟ انواع آن را توضیح دهید.

4. مطالعه هدفمند را تعریف کنید.

5. منظور از مطالعه تکمیلی چیست؟

6. هم اکنون چند نوع فیش برای گردآوری محتواهای تبلیغی وجود دارد؟ توضیح دهید.

7. محورهای تست نهایی محتوا را بنویسید.

تمرین کنید

با توجه به یکی از موضوعاتی که در تمرین درسهای گذشته تشخیص داده و مسئله یابی و تعیین زاویه دیدی که برای آن انجام داده اید، محتوای یک سخنرانی را آماده کرده، فیشهای آن را با توجه به تأثیرگذاری در اندیشه، احساس و رفتار مخاطب تنظیم کنید.


--------------------------------------------------------------------------------

[1]. استفاده از نرم افزار «فیش تبلیغ» که توسط معاونت تبلیغ و آموزشهای کاربردی حوزه های علمیه طراحی و اجرا گردیده توصیه می شود.

[2]. درباره «راههای ایجاد انگیزه ابتدایی»، و «نقطه اوج» در فصول بعدی بحث می کنیم.

  منبع :

http://noor-ido.ir/Portal/Cultcure/Persian/CaseID/88247/71243.aspx

تمهيدات سخنرانی دینی (3)

تمهيدات سخنرانی دینی (3)

 
اهداف این درس:

هدف از این درس، آشنایی با موارد ذیل می باشد:

1. مسئله یابی، تعریف و هدف آن؛

2. تعیین زاویه دید؛

3. انواع محتوا و روشهای اجرایی، به لحاظ تأثیر گذاری بر مخاطب.

 

اشاره

در درس گذشته بیان شد که برای کاربردی شدن سخنرانی و غنی کردن آن، لازم است پیش از سخنرانی، در اموری تفکر و اندیشه کرد و اقداماتی را انجام داد که مجموعه این فعالیتهای فکری و عملی را تمهیدات سخنرانی نام نهادیم.

چهار مورد از تمهیدات سخنرانی توضیح داده شد و اینک دو عنوان دیگر را بیان می کنیم که عبارتند از: «مسئله یابی و کشف رابطه ها» و «تعیین زاویه دید».

پنجم. مسئله يابى و كشف رابطه ها

در موضوعاتی که برای سخنرانی، مناسب تشخیص داده می شوند، مسائل مختلف و متنوعی وجود دارد که بحث از همه آنها مورد نیاز مخاطبان نیست. به عنوان مثال اگر تشخیص دهیم که لازم است برای دانشجویان رشته فیزیک در موضوع «عدالت اجتماعی» سخنرانی کنیم و اتفاقا در جای دیگری نیز ضروری دیدیم که برای کارگران یک کارخانه در همین موضوع سخن بگوییم، باید توجه داشته باشیم که موضوع «عدالت اجتماعی» شامل مسائل ریز و درشت فراوانی است که برخی از آنها برای دانشجویان و برخی دیگر برای کارگران و بعضی نیز برای هر دو گروه لازم و ضروری می باشد.

سخنران بعد از تعيين مخاطب، هدف، موضوع و عنوان سخنرانى، بايد ببيند مخاطب او در موضوع مورد بحث چه مسائل و مشكلات اساسى دارد تا با ارائه راه حلهای مناسب، مشكل وى را برطرف سازد. شناسایی این مسائل و مشکلات، در مسئله یابی انجام می شود.

پس مسئله یابی عبارتست از: «یافتن مسائل و مشکلات اساسی مخاطب نسبت به موضوع مورد نظر جهت ارائه راه حل مناسب.»

هدف از مسئله یابی، یافتن مسائل اساسی مخاطب در موضوع سخنرانی برای تأثیر گذاری بیش تر بر حیطه شناختی، عاطفی و رفتاری او، هدفمند و جهت دار شدن مطالعه پیرامون موضوع مورد نظر، اشراف بر بحث و «تعیین زاویه دید»[1]به صورت دقیق تر و بهتر است.

مسائل و مشکلات مخاطب نسبت به موضوع سخنرانی باید در سه حوزه شناختی، عاطفی - احساسی و رفتاری صورت گیرد تا پس از بررسی آنها بتوانیم به اهداف سخنرانی برسیم. براى حل مشكلات و مسائل اساسى مخاطب لازم است نقاط قوت و ضعف او نيز شناسايى گردد.

البته در صورتى كه مسائل و مشكلات زياد باشند لازم نيست در يك سخنرانى به همه آنها پرداخته شود؛ بلكه ممكن است براساس اولويت، بعضى از آنها در يك سخنرانى و يا همه آنها در چند سخنرانى مورد توجه قرار گيرند.

لازم نيست در هنگام مسئله يابى، راه حلهاى مشكلات نيز مشخص شود؛ زيرا فرض بر اين است كه فعلاً در صدد شناسايى مشكلات و مسائل هستيم تا براى حل آنها مطالعه كنيم. طبيعتاً سخنران پس از مطالعه و تفكر، راه حلهاى زيادى را به دست خواهد آورد و آنها را براساس اولويت در سخنرانى خويش ارائه خواهد داد.

پس از مسئله يابى پيرامون موضوع بحث، به كشف رابطه بين این موضوع و موضوعات و مسائل مرتبط مى پردازيم تا با مطالعه و تحقيق، جامع تر سخن بگوییم؛ مثلاً اگر از آرامش بحث مى كنيم، بايد رابطه آن با نقطه مقابلش؛ يعنى اضطراب را نيز در نظر بگيريم و از آن نيز بحث كنيم. يا اگر از افسردگى بحث مى كنيم، بايد عوامل افسردگى و نيز شادى و نشاط را نيز مورد توجه قرار داده و آنها را هم مورد بحث و بررسى قرار دهيم.

گاهى رابطه ها واضح است؛ و گاهى پيچيده مى شود؛ مثلاً رابطه حجاب با محبّت يا رابطه مهربانى با امر به معروف و نهى از منكر پيچيده است.

ششم. تعيين زاويه ديد

هر گروه از مخاطبان ما از محتواهای خاصی بیش تر تأثیر می پذیرند. پس بهتر است در هنگام سخنرانی از زاویه همان گونه محتوا وارد بحث شویم تا تأثیرگذاریمان افزون شود. همچنین سخنرانی را می توان با روشهای مختلفی اجرا کرد که هر یک از آن روشهای اجرایی در شرایط خاصی بر مخاطبان خاص، اثر بیش تری می گذارند. در مرحله تعیین زاویه دید، قبل از انجام سخنرانی و حتی پیش از مطالعه کردن برای سخنرانی، محتوا و روش اثر گذارتر بر مخاطب را مشخص می کنیم.

بنابراین تعيين زاويه ديد عبارتست از: «تعيين نوع محتوا و روش اجرایی اثر گذارتر بر مخاطب در سخنرانی.»

محتواى تأثيرگذار

محتواى تأثيرگذار بر مخاطب را مى توان به صورت زير تقسيم نمود:

الف. علوم متداول روز؛

ب. استدلالى خطابی؛

ج. تعبدى؛

د. تركيبى از همه موارد و يا برخى از آنها.

منظور از علوم متداول، مطالب برگرفته از علوم متداول و امروزى است كه برخى از مخاطبان، از آنها بيش تر تأثير مى پذيرند؛ مثل محتواى جامعه شناختى، روان شناختى، و... .

منظور از محتواى استدلالى خطابی، محتواى استدلالى مورد پذيرش مخاطب عمومی است كه با بهره گيرى از مقبولات و مشهورات و مسلّمات و... ارائه شود. البته در سخنرانی دینی از برهان نیز در کنار استدلالهای خطابی بهره گرفته می شود.

منظور از محتواى تعبدى، مطالبى است كه مخاطبان تعبداً مى پذيرند. کسانی که نسبت به قرآن و احاديث اهل بيت( آشنایی بیش تری داشته باشند، به دلیل شناخت جایگاه قرآن و معصومان(، نسبت به سخنان آنان تعبّد دارند و چنين مطالبى را بدون چون و چرا مى پذيرند.

پس اگر مثلاً براى دانش آموزان دبيرستانى سخنرانى مى كنيم، ممكن است از زاویه علوم متداول و مورد پسند آنها وارد بحث شویم و با ديد علمى (به اصطلاح آنها) به مطالب سخنرانى بنگريم و اگر براى مسجديها و يا طلاب حوزه هاى علميه سخنرانى مى كنيم، ممكن است قرآنى و تفسيرى مطالب خود را ارائه كنيم.

البته نگاه علمى يا استدلالى به بحث، به معناى عدم استفاده از قرآن و روايات و مطالب تعبّدى نيست؛ بلكه چنانكه گذشت، سخنرانى بدون اشرف مواد آن؛ يعنى قرآن و سنّت، نمى تواند سخنرانى دينى باشد. منظور اين است كه با نگاه علمى وارد بحث شويم تا مخاطب جذب شود و پس از زمینه سازی و ایجاد شرایط بهتر برای پذیرش قرآن و حدیث، مطالب نورانی وحیانی را به قلب و فكر مخاطبان ارائه کنیم.

روش ارائه مناسب

از نظر اجرایی، سخنرانی به چهار صورت ارائه می شود.

1. خطابی؛

2. محاوره ای؛

3. تلفیقی از خطابه و محاوره؛

4. کلاسداری تبلیغی.

در سخنرانی خطابی، اهتمام بیش تری نسبت به شرح و بسط و تفصیل بحث وجود دارد و گاهی مطالب با بیانهای مختلف تکرار می شوند؛ بنابراین سخنران باید تسلط بیش تری درشناسایی کلمات مترادف داشته باشد تا مخاطب در عین حال که نیاز به تکرار بحث دارد، احساس تکراری بودن نکند. همچنین در این نوع از سخنرانی حالت تصنعی در گفتار وجود دارد و گوینده به صورت خودمانی و آن گونه که در محاورات عادی صحبت می کنند سخن نمی گوید.

اگر سخنران بتواند جمله های خود را به صورت موزون و مقفّی[2]ارائه کند؛ مانند بسیاری از خطبه های امام علی علیه السلام در نهج البلاغه که از وزن و قافیه خاصی برخوردار است، بر کمال سخنرانی خطابی خود افزوده است. از اینرو سخنرانی خطابی با تکرار مطالب، استفاده بیش تر از کلمات مترادف، حالت تصنعی در گفتار و جمله های موزون و مقفّی شناخته می شود که بارزترین شاخصه آن حالت تصنعی در گفتار است.

اما در سخنرانی محاوره ای چنین ویژگیهایی پی گیری نمی شود و سخنران به صورت خودمانی و بدون داشتن تکلّف و حالت خاص و ساختگی در سخن، به بیان مطالب خود می پردازد.

گاهی سخنران از نظر اجرایی، سخنرانی خود را به صورت تلفیقی از خطابه و محاوره ارائه می کند. یعنی بخشی از سخنرانی را به صورت محاوره ای و بخشی از آن را به صورت خطابی اجرا می کند. این نوع سخنرانی برای عموم مخاطبان، مخصوصا در مساجد و تکایا گیرایی بیش تری دارد.

مخاطبان با سوادتر و امروزی بیش تر طرفدار سخنرانی محاوره ای هستند و اغلب مخاطبان عمومی و قدیمی تر طرفدار سخنرانی خطابی می باشند و حتی اگر یک سخنران فرهیخته به صورت محاوره ای مطالب خوبی را بیان کند، می گویند فلانی مطالب خیلی خوبی گفت؛ ولی سخنرانی نکرد.

از نظر موضوع و مناسبت نیز در موضوعات و مناسبتهای سیاسی، جنجالی و رزمی باید برای تأثیرگذاری بیش تر بر مخاطبان، از روش خطابی بهره برد و انتظار شنوندگان نیز این است که در چنین موضوعات و مناسبتهایی، مطالب خاصی را به گونه ای بشنوند که بتوانند به ابراز احساسات سیاسی و رزمی بپردازند، چنانکه در موضوعات و مناسبتهای معمولی و مخصوصا اخلاقی و عرفانی، روش محاوره ای تناسب بیش تری دارد.

سخنران مذهبی می تواند در بعضی موارد برای مخاطبان خاص، از روش کلاس داری تبلیغی برای ارائه مطالب خود بهره گیرد.

تفاوت کلاس داری تبلیغی با کلاس داری تدریسی در این است که در کلاس داری تدریسی اهتمام مدرّس بر انتقال مطالب علمی به مخاطب است؛ ولی در کلاس داری تبلیغی اهداف سخنرانی دینی یعنی تأثیرگذاری بر سه حوزه شناختی، عاطفی - احساسی و رفتاری مخاطب، مورد توجه جدّی می باشد.

جالب است بدانیم از قدیم الایام در کتابهای فنون تدریس، یکی از روشهای تدریس را سخنرانی معرفی می کنند و در سخنرانی، یکی از روشهای آن را کلاس داری می دانند. این نشان دهنده ارتباط بسیار زیاد سخنرانی و کلاس داری است.

پرسشنامه

1. مسئله یابی را تعریف کرده و با یک مثال توضیح دهید.

2. هدف از مسئله یابی چیست؟

3. منظور از تعیین زاویه دید چیست؟

4. انواع محتوای تأثیرگذار بر مخاطب را توضیح دهید.

5. روشهای اجرایی سخنرانی را نام برده و توضیح دهید.

6. در چه مواردی سخنرانی خطابی و در کجاها سخنرانی محاوره ای مناسب تر است.


تمرین کنید

با توجه به نیازهای امروز جامعه، پنج موضوع مناسب برای سخنرانی معین کرده و با توجه به مخاطبان دانشجویی و دانش آموزی، عملیات مسئله یابی و تعیین زاویه دید را انجام دهید.

 

--------------------------------------------------------------------------------

[1]. درباره «زاویه دید» اندکی جلوتر بحث خواهیم کرد.

[2]. دارای وزن و قافیه.

 
 
منبع :

http://noor-ido.ir/Portal/Cultcure/Persian/CaseID/88246/71243.aspx

تمهيدات سخنرانی دینی (2)

تمهيدات سخنرانی دینی (۲)

اهداف اين درس

1. آشنايي با دو مورد ديگر از تمهيدات سخنراني (موارد 3 و4)؛

2. شناخت اهميت و فوايد تعيين موضوع، و معيارهاي موضوع مناسب؛

3. پي بردن به اهميت، فوايد و ويژگيهاي عنوان مناسب در سخنراني؛

4. شناخت انواع عناوين.


در درس پيش دو مورد از تمهيدات سخنراني، يعني؛ «مشخص كردن مخاطب» و «مشخص كردن هدف» را توضيح داديم. اينك دو مورد ديگر را در اين درس بيان مي كنيم.

سوم: تعيين موضوع (محور)

شايد برخى بر اين تصور باشند كه تعيين موضوع سخنرانى از پيش، لازم نيست و سخنران مذهبى پس از قرار گرفتن بر عرشه منبر با الهام الهى موضوعى را مطرح مى كند و تأثيرگذارى لازم و مطلوب صورت مى گيرد.

ضمن قبول امدادهاى غيبى و الهامهاى الهى براى برخى افراد و در بعضى موارد، لازم است اين نكته را گوشزد كنيم كه چنين سخنورانى جز در موارد استثنايى مبتلا به پراكنده گويى اند. در نهايت نيز پس از طرح موضوعات متفرق و مختلف، به نياز مخاطب پاسخ نمى دهند؛ به ويژه در شرايط فعلي كه بايد حساب شده در مقابل ترفندهاي دشمنان تبليغ كرد.

البته سخنرانيهاى كشكولى با موضوعات متنوع، اگر داراى يك محور و موضوع اصلى باشند، براى مخاطبان عام مفيدند؛ ولى در همين موارد نيز قابل نقدند و چنانچه در موضوع واحدى متمركز شوند و ديگر شرايط محتوايى را رعايت كنند، تأثيرگذارى علمى و احساسى قوى ترى خواهند داشت.

فوايد تعيين موضوع

تعيين يك موضوع براى سخنرانى، امكان موفقيّت در محورهاي ذيل را افزون تر خواهد كرد:

1. پرورش مطلب؛

2. تفهيم مطلب به مخاطب؛

3. ماندگار شدن بحث؛

4. ارتباط با مخاطبان؛

5. اقناع انديشه و تحريك احساس؛

6. امكان نوآورى و خلّاقيت؛

7. پاسخگويى به نيازها و تمايلات مخاطب؛

8. پرهيز از تكرار مطالب.

معيارهاى موضوع مناسب

موضوع سخنرانى بايد داراى معيارها و شرايط ذيل باشد:

1. مطابق با نياز مخاطب باشد؛

2. داراى اولويت باشد؛

3. ريز و خاص باشد، نه كلى و عام؛

4. براي مخاطب جذّاب باشد؛

5. مطابق با ظرفيت (گوينده، شنونده، زمان و مقدار ساعت سخنرانى، مكان، و مناسبت) باشد؛

6. از نظر دينى يا كاربرد اجتماعى ارزش تحقيق داشته باشد؛

7. منابع آن در دسترس باشد.

چهارم: تعيين عنوان

عنوان سخنرانى در واقع، تابلو و نشانه سخنرانى است كه محتواى آن را معرفى مى كند. گاهى دلالت عنوان بر معنون به صورت دلالت تطابقى است. در اين صورت، عنوان، همان موضوع يا مترادف موضوع است و گاهى دلالت عنوان بر معنون به دلالت تضمنى يا التزامى است كه در اين صورت، عنوان و موضوع سخنرانى به لحاظ معنا متفاوت خواهند بود.

براي مثال، ممكن است موضوع سخنرانى «محبت در جامعه دينى» باشد و عنوان بحث را «عشق» بگذاريم كه تقريبا با يكديگر مترادف اند و ممكن است موضوع سخنرانى «امر به معروف و نهى از منكر» باشد و عنوان سخنرانى را «مهربانى مدنى» بگذاريم كه لازمه امر به معروف و نهى از منكر است.

اغلب، عنوان سخنراني در ابتداي آن معرفي مي شود و يا حتي ممكن است پيش از شروع سخن در تابلو اعلانات و يا هر جاي ديگري معرفي شده باشد؛ ولي گاهي در اواسط بحث نيز مطرح مي شود كه با توجه به شرايط خاص جلسه و مخاطبان يا موضوع، ممكن است تناسب بيشتري نيز داشته باشد.

اهميت و فوايد عنوان مناسب

عناوين در تبليغات امروزى جهان، بسيار مهم و سرنوشت سازند و بسيارى از فيلمها، نمايشنامه ها، و داستانها، فقط به سبب عنوان جذاب و مناسب، مخاطبان زيادى را به خود جذب كرده اند.

در سخنرانى دينى نيز انتخاب عنوان زيبا و مناسب بسيار اهميت دارد؛ به ويژه در موضوعات تكرارى كه تكرار موضوع، باعث دلزدگي مخاطب مى شود، اگر عناوين، زيبا و جديد انتخاب شود، مخاطب را به وجد مى آورد.

انتخاب عنوان خوب و مناسب، فوايد ذيل را در پى خواهد داشت:

1. سهولت در فهم مخاطب

براى همه مخاطبان، به ويژه مخاطبان عمومى لازم است از عناوين زيبا و قابل فهم استفاده شود. در اين صورت با طرح عنوان، مطالب و محتواى سخنرانى را به راحتى دريافت مي كنند؛ مگر در مورد ايجاد انگيزه با روش ابهامى كه نبايد مخاطبان، متوجه موضوع شوند و لازم است موضوع پس از گذشت مدتى از زمان سخنرانى، روشن شود.[1]

2. جذب مخاطب

پرفروش ترين كتابهاى دنيا آنهايى بوده اند كه عناوين كوتاه و گويا داشته اند. اگر به عناوين فيلمها و مقالات پرخريدار نيز توجه شود، به خوبى روشن مى شود كه عنوان زيبا و جذاب، باعث استقبال عمومى است. سخنرانى دينى هم از اين قاعده مستثنا نيست و عناوين زيبا و گويا، مخاطبان را مجذوب خود مى سازد.

3. معرفى ديدگاه سخنران

اگر عنوان بحث ما «عشق و زيبايى» باشد، معلوم است كه مى خواهيم دربارۀ رابطه عشق و زيبايى بحث كنيم و يا وقتى عنوان بحث ما «لذت و دين» است، بحث درباره رابطه لذت و دين خواهد بود. پس عنوان مناسب مى تواند تا حد زيادي، ديدگاه گوينده را از همان ابتداي سخنراني براي مخاطب روشن سازد.

البته شفافيت و روشن بودن منظور از عنوان در بعضي از موارد مشكل ساز است؛ مثلا اگر سخنران مي خواهد درباره موضوعي سخن بگويد و در آن موضوع، ديدگاه خاصي دارد كه باب طبع مخاطب نيست، ممكن است طرح عنوان گويا در چنين وضعيتي دردسر ساز شود. در اين گونه موارد بايد عناويني را مطرح كرد كه دلالت تطابقي بر معنون نداشته باشند و مخاطب پس از مقدمه چيني لازم و تلطيف فضاي رواني جلسه به موضوع بحث پي ببرد.

4. ماندگارى محتوا و پيام

چنانچه عنوان، زيبا، كوتاه، جذاب و گويا باشد، عامل ماندگارى پيام سخنرانى در ذهن مخاطب است؛ زيرا سخنراني در آن عنوان خلاصه شده است و زيبايي عنوان و جاذبه اش سبب ماندگاري است.

سخنرانيهاى بدون عنوان

عنوان زدن براى سخنرانى در موارد ذيل لازم نيست؛ گرچه ممكن است وجود آن بهتر باشد:

1. جايى كه سخنران، مشهور و مطلوب باشد؛ در چنين مواردي خود سخنران براي مخاطب، اهميت بيشتري دارد تا عنواني كه براي سخنراني مطرح مي كند.

2. موقعيتها و مناسبتهاى ويژه و خاص كه به دليل شرايط خاص سياسي، حماسي و ... كسي در بند عنوان سخنراني نيست.

ويژگيهاى عنوان مناسب

ويژگيهاى لازم براى عنوان مناسب عبارت اند از:

1. قابليت تطبيق با محتواى بحث به دلالت مطابقي، تضمني يا التزامي؛

2. جذّابيت؛

3. زيبايى در تعبير؛

4. مناسب بودن با شأن و وزانت مباحث دينى؛

5. تازگى؛

6. كوتاه بودن.

مناسب ترين عنوان، عنوانى است كه همه ويژگيهاى فوق را داشته باشد. هرچه اين ويژگيها كم تر در عنوان سخنرانى ديده شود، آن را از حدّ مطلوبيت دور مى سازد. در ذيل، چند عنوان را از نظر دارا بودن يا دارا نبودن ويژگيها مرور مى كنيم:

1. چگونه خوش باشيم(براي موضوع راههاي لذت بردن در زندگي)   قابل تطبيق، داراى جاذبه براى دبيرستانها، غير زيبا، فاقد وزانت مباحث دينى، فاقد تازگى وكوتاه.

2. خشونت(براي موضوع خشونت در زندگي يا در جامعه)   قابل تطبيق، پرجاذبه براى برخى مخاطبان، غير زيبا، داراى وزانت، فاقد تازگى، كوتاه.

3. آيين صفا(براى موضوع راههاى كسب لذت)  قابل تطبيق، غير جذّاب، غير زيبا، فاقد وزانت مباحث دينى، تازه وكوتاه.

4. آيين كاميابى(براى موضوع راههاى كسب لذت)     قابل تطبيق، جذّاب، زيبا، داراى وزانت، تازه وكوتاه.

5. مهربانى مدنى(براى موضوع امر به معروف و نهى از منكر)  قابل تطبيق به دلالت التزامي، داراى جاذبه، زيبا، داراى وزانت مباحث دينى، تازه وكوتاه.

انواع عناوين

از جهات مختلفى مى توان به دسته بندى عناوين پرداخت:

1. كوتاه يا بلند بودن

برخى عناوين، كوتاه و برخى، بلند هستند. به صورت طبيعى، عناوين كوتاه تر براى سخنرانى مناسب ترند. برخى از اهل ذوق مى گويند در صورتى كه تعداد كلمات عنوان - چه در گفتار و چه در نوشتار - از سه كلمه بيشتر نباشد، از جاذبه بيشترى برخوردار است.

عناوينى مانند: آيين زندگى، آيين زمامدارى، مهرورزى و خشونت، اسلام دين زندگى و... كوتاه، و عناوينى مثل: راههاى كسب لذت از ديدگاه انديشمندان اسلامى، آثار و بركات تقوا در سيره و سخن معصومان  علیهم السلام  و... بلند هستند.

2. مبهم يا صريح بودن

بعضى عناوين با صراحت، بيانگر محتوا و موضوع سخنرانى هستند و هيچ ابهامى براى مخاطب باقى نمى گذارند؛ مانند: ولايتعهدى امام رضا  علیه السلام ، راز طول عمر امام زمان  علیه السلام ، وظايف منتظران در دوران غيبت، انتظار سازنده و...، و برخى ديگر از عناوين، مبهم اند و مخاطب نمى تواند با نگاه اوليه، محتوا و موضوع سخنرانى را تشخيص دهد؛ مانند: «آفتاب در حجاب» براى موضوع حضرت زينب  سلام الله علیها ، «كشتى پهلو گرفته» براى موضوع حضرت زهرا  سلام الله علیها ، «خورشيد شرق» براى موضوع حضرت رضا  علیه السلام  و «مفرد مذكر غايب» براى موضوع امام زمان علیه السلام .

عناوين مبهم براى مخاطبان هوشمند و به ويژه غير داوطلب مناسب تر است و در اكثر موارد باعث جذب آنان مى شود.

3. علمى يا ادبى بودن

عناوين علمى، همانند عناوين پايان نامه ها و كتابهاى علمى هستند و براى سخنرانيهايى به كار مى آيند كه هدف از آنها بيشتر، اقناع انديشه است؛ مانند:

- زن در تفكر امام خمينى  ؛

- علل روانى عقب افتادگى كشورهاى اسلامى در انديشه امام خمينى ؛

- راههاى ايجاد محبّت در خانه؛

- عوامل ايجاد حيا در زندگى؛

- راههاى پايدارى توبه.

عناوين ادبى آنهايى هستند كه با دست مايه هاى ادبى ساخته شده اند و مخاطبان نو جو و زيباطلب را جذب مى كنند و براى بحثهاى احساسى تر مناسب ترند؛ مانند:

- خون خدا؛

- كشتى پهلو گرفته ؛

- ياس كبود.


پرسش نامه

1.تعيين موضوع سخنراني، پيش از رفتن به منبر چه ضرورتي دارد؟

2. فوايد تعيين يك موضوع و محور براي سخنراني را بنويسيد.

3. معيارهاي موضوع مناسب كدام اند؟

4. منظور از عنوان سخنراني چيست و چه تفاوتي با موضوع سخنراني دارد؟

5. فوايد عنوان مناسب را بنويسيد.

6. آيا هميشه گويا بودن عنوان، مطلوب است؟

7. در چه مواردي عنوان زدن براي سخنراني لازم نيست؟

8. ويژگيهاي عنوان مناسب را با ذكر چند مثال به صورت تطبيقي بيان كنيد.

9. انواع عناوين را نام ببريد و هر يك را توضيح دهيد.


تمرين

1.با توجه به آنچه در اين درس آموخته ايد، ده موضوع مناسب سخنراني را انتخاب كنيد و براي هر موضوع، سه عنوان مناسب بزنيد.

2. در جمع دوستان و يا در صورت امكان در كلاس درس، بعضي موضوعات و عناوين تهيه شده را به بحث بگذاريد و با راهنمايي استاد خود، آنها را ارزيابي كنيد.


--------------------------------------------------------------------------------

[1]. ايجاد انگيزه با روش ابهامي را در فصل ششم توضيح خواهيم داد.

 
 
منبع :

http://noor-ido.ir/Portal/Cultcure/Persian/CaseID/88245/71243.aspx

تمهيدات سخنرانی دینی (۱)


تمهيدات سخنرانی دینی (۱)

اهداف این درس

هدف از اين درس آشنائي با موارد ذيل مي باشد:

1. تمهيدات سخنرانی و اهمیت توجه به آنها؛

2. انواع مخاطبان؛

3. معنا، اهمیت و معیارهای هدف سخنرانی و راههای تعیین آن؛

4. ارتباط هدف و موضوع سخنرانی.

تمهيدات سخنرانى

از امور شايسته و بلكه بايسته بيش از ايراد سخنراني، انديشه درباره هدف از سخنراني، موضوع آن، مطالب مورد نياز براي مطالعه، نوع مخاطب، مسائل و مشكلات مخاطب در خصوص موضوع مورد بحث، تأثير پذيري شنونده و ... است.

تفكر درباره مسائل فوق و آمادگى قبلى براى ايراد سخن، باعث مصونيت سخنران از خطاهاى فاحش مى شود. امام على علیه السلام  فرمود: «فَكِّرْ ثُمَّ تَكَلَّمْ تَسْلَمْ مِنَ الزَّلَل؛[1]نخست انديشه كن، آن گاه سخن گوى تا از لغزشها در امان باشى.»

سـخن دانِ پـرورده، پير كهن      بــينديشد آن گــه بگـويد ســخن

مــزن بـى تأمل بـه گـفتار دم      نكو گو و گر دير گويى چـه غـم؟

بـينديش و آن گـه برآور نَفَس      وزان پيش بس كن كه گويند بس

به نطق آدمى بهتر است از دواب      دواب از تو بِه گر نگويى صـواب

پس از تفكر و انديشه درباره امور پيش گفته و مشخص كردن آنها به صورت دقيق لازم است محتوا و مواد لازم از طريق مطالعه آماده شده و به صورت مناسب چينش گردند. مجموعه اين فعاليتهاي فكري و عملي را تمهيدات سخنراني مي ناميم كه توجه به آنها موجب كاربردي شدن سخنراني و غناي آن مي شود.

از اينرو شايسته است سخنران، پيش از اجراى سخنرانى، با تفکر و اندیشه، دقت و حوصله، و استفاده از ذوق و سلیقه، يازده اقدام زير را به ترتيب انجام دهد:

1. مشخص كردن مخاطب؛

2. مشخص كردن هدف و پيام بحث؛

3. تعيين موضوع (محور)؛

4. تعيين عنوان؛

5. مسئله يابى و كشف رابطه ها؛

6. تعيين زاويه ديد؛

7. طراحى و تهيه محتوا؛

8. چينش مطالب؛

9. توجه ويژه به ايجاد انگيزه ابتدايى؛

10. توجه ويژه به نقطه اوج در تأثيرگذارى؛

11. تست نهايى محتوا.

البته تمهيدات سخنرانى منحصر در اين موارد نيست و مى توان آنها را كم و زياد كرد. در اينجا لازم است به اين نكته نيز توجه كنيم كه آنچه به عنوان تمهيدات بيان مي شود، اموري است كه از نظر فني لازم است رعايت گردد و صد البته توجه به يك سري مقدمات اخلاقي و معنوي مثل وضو گرفتن، توسل به اهل بيت ( و ... پيش از آغاز سن، از اموري است كه سخنران ديني نبايد از آنها غافل بماند. اكنون هر يك از تمهيدات سخنرانى را توضيح مى دهيم.

اوّل: مشخص كردن مخاطب

قبل از تعيين موضوع سخنرانى و مطالعه براى جمع آورى مطالب، بايد مخاطب را مشخص كرد تا با توجه به نيازها، علايق و قدرت درك و فهم او، موضوع معين شود و مطالب گرد آيد؛ در غير اين صورت در بسياري از مواقع، مطالبى تهيه و سخنانى بيان مى شود كه دردى از مخاطب دوا نمی کند.

برخى، فقط مطالب خوبى آماده كرده، در موضوعات خوبى سخنرانى مى كنند؛ اما كارى به حال مخاطبان خود ندارند و مطالب خويش را براى هر گروهى از مخاطبان بيان مى كنند. اين گونه سخنوران، سخت در اشتباه اند و راه به جايى نخواهند برد.

قرآن كريم همواره به نيازهاى تبليغى مخاطبان، توجه داشته است. براي نمونه، خداوند متعال در قرآن كريم مى فرمايد: «سَأَلَ سَآئِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ * لِّلْكَفِرِينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ * مِّنَ اللَّهِ ذِى الْمَعَارِجِ تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ * وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فِى يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ * فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلاً... »؛[2]«تقاضا كننده اى تقاضاى عذابى كرد كه واقع شد. اين عذاب، مخصوص كافران است و هيچ كس نمى تواند آن را دفع كند. از سوى خداوند ذى المعارج، فرشتگان و روح (فرشته مقرب خداوند) به سوى او عروج مى كنند، در آن روزى كه مقدارش پنجاه سال است. پس صبر جميل پيشه كن... .»

در اين آيه با اشاره به واقعه اى كه براى مخاطبان اتفاق افتاده، و نیاز تبلیغی که پیدا کرده اند، مطالبى بيان شده است.

جلوه ديگرى از توجه به نيازمنديهاي مخاطبان در قرآن را مى توان در آياتى به تماشا نشست كه با «يسئلونك» آغاز شده اند و در آنها سؤالى از مخاطبان مطرح و سپس به پيامبر خدا دستور داده مى شود كه در جواب آنها چنين و چنان بگويد.

پيامبر عزيز خدا - و امامان معصوم  ( در تبليغات خود به نيازها، علايق، و سطح فهم و درك مخاطبان توجه ويژه داشتند؛ براي نمونه، رسول خدا- دربارة توجه به قدرت عقلانى و درك و فهم مردم مى فرمود: «اِنَّا مَعاشِرَ الْاَنْبِياء اُمِرْنا اَنْ نُكَلِّمَ النّاسَ عَلى قَدْرِ عُقُولِهِمْ »؛[3]ما پيامبران [الهى] مأمور شده ايم كه با مردم به اندازه عقلهايشان سخن بگوييم.»

امام على  علیه السلام  نیز با عنایت به رعایت میزان فهم مخاطب فرمود: «اَحْسَنُ الْكَلامِ ما لا تَمُجُّهُ الْآذانُ وَلا يُتْعِبُ فَهْمُهُ الْاَفْهام» ؛[4]زيباترين سخن، آن است كه براى گوشها ناخوشايند و درك آن براى فهم مردم سخت نباشد.»

بشـــنو مـــوعظه اهــل عقول      كَــلّم النـاس عـلى قـدر عـقول

اصل، معنا است نه تزيين كـلام      سخن آن است كه فـهمند عـوام

توجه به مخاطبان و به ويژه درك و فهم آنان بسيار اهميت دارد؛ براي نمونه اگر قرار باشد درباره امام خمينى) سخن بگوييم و درباره ايشان بگوييم كه: «خمينى هم خُم است و هم مِى است و هم نِى است»، عده اى از خواص، معناى آن را درك مى كنند؛ ولى عوام، آن را نمى فهمند و يا حتى برخى از آنها نمى دانند كه كلمه «خمينى» به شكل جدا جدا و با اندكى دگرگونى به صورت (خُم + مِى + نِى)در آمده و چنين شده است.[5]

مرحوم محمدتقى فلسفى ) خطيب معاصر مى نويسد: «سخنران بايد در گفته هاى خود، مقدار درك شنوندگان را رعايت كند و درخور فهم آنان سخن بگويد... گوينده در مقام سخن بايد درجه عقل، نيروى درك، سطح فرهنگ، ظرفيت معنوى، استعداد فكرى، قدرت فراگيرى، طرز تفكر، و خلاصه، درجات صلاحيت و شايستگى مستمعان را بسنجد و مطالب خود را با رعايت استعداد آنان بيان كند؛ نه آنكه مراتب علمى خود را معيار قرار دهد و هر چه را كه مى داند بگويد.»[6]

پس از عقل و انديشه مخاطب، تمايلات و گرايشهاى او بسيار اهميت دارد. در حديث آمده است: «اِنَّ لِلْقُلُوبِ شَهْوَةً وَ اِقْبالاً وَاِدْباراً فَأتُوها مِنْ قِبَلِ شَهَواتِها »...؛[7]همانا براى دلها تمايلات و اقبال و ادبارى است. پس از راه تمايلاتشان به سوى آنها بياييد.»

سعدى شيرازى چه خوش گفته است كه:

حكايت بر مزاج مستمع گوى     اگر خواهى كه دارد با تو ميلى

بدیهی است که با رعایت تمایلات و علایق مخاطبان، می توان تأثیرات سازنده ای بر آنها گذاشت. در مقابل، بي توجهي به علایق و تمایلات آنان، شکست در تأثیرگذاری را در پی خواهد داشت.

در ارتباط با مخاطبان ملاحظه ديگري نيز وجود دارد كه لازم است مورد توجه جدّي قرار گيرد و آن شئون گوينده و شنونده است كه گاهي موجب مي شود سخنران چيزهايي را بگويد و يا از بيان مطالبي پرهيز كند. يا اينكه در گفتن تصريح داشته باشد، يا پوشيده سخن بگويد؛ همانند سخنراني يك طلبه جوان در جمع زنان و يا سخنراني او در محضر بزرگان علمي و يا سخنراني يك استاد در جمع طلاب جوان و... .

انواع مخاطبان

مخاطبان با توجه به ويژگيهايشان در رده هاى ذيل دسته بندى مي شوند:

1. مرد يا زن؛

2. كودك، نوجوان، جوان يا سالمند؛

3. با سواد، بى سواد يا كم سواد؛

4. مذهبى يا غير مذهبى؛

5. با انگيزه يا بى انگيزه (داوطلب يا غير داوطلب)؛

6. عمومى (از هر سن و سال و سطح سواد و انگيزه و...).

با توجه به شاخصهاى فوق، مى توان نوع مخاطب را مشخص كرد؛ مثلاً ممكن است مخاطبان ما جوانان با سواد، مذهبى و با انگيزه باشند، يا پسران بى سواد غير مذهبى و بى انگيزه باشند و يا عموم اقشار مردم در سخنرانى شركت كنند. مراحل بعدىِ اجرايىِ قبل و حين سخنرانى با توجه به نوع مخاطب پي گيري مي شود.

دوم: مشخص كردن هدف

هدف، نقطه اى است كه مى خواهيم شنونده را به آن برسانيم. سخنران دينى پيش از هر سخنرانى بايد هدف خود را از ايراد آن به صورت دقيق مشخص كند و اهداف اصلى و فرعى را براى خويش ترسيم نمايد تا تلاش وى ابتر نماند؛ مثلاً اگر در موضوع «احترام به والدين» سخن مى گويد، ممكن است هدف اصلى وى اين باشد كه جوانان، پدر و مادر خود را «امين و مشاور» خويش بدانند و در عين حال، اهداف فرعى و جنبى ديگرى مثل عدم جدال با والدين، احترام گذاشتن به آنها و... را مد نظر قرار دهد.

اگر سخنرانى هدفمند نباشد، مشكلات ذيل رخ مى دهد:

1. انتخاب موضوع نامناسب؛

2. بهره بردارى نامناسب از فرصت؛ حتى در جايى كه موضوع نيز مناسب باشد.

معيارها و راههاى تعیین هدف

در هنگام تعيين هدف، بايد به محورها و معيارهاى ذيل توجه كرد:

1. نياز مخاطب؛

2. تمايلات مخاطب؛

3. ظرفيت مخاطب؛

4. شفافيت هدف؛

5. خُرد بودن هدف.[8]

براى دستيابى به سه معيار اول از راههای ذيل اقدام مي شود و پس از رسیدن به آنها، هدف به صورت خرد و شفاف مشخص مي شود.

بررسى شخصى:

اگر سخنران در منطقه تبليغى ساكن بوده و يا به نوعى ارتباطات زيادى با مخاطبان خود داشته باشد، مى تواند تمايلات، نيازها و ظرفيت آنان را بشناسد و به صورت شفاف، هدف سخنرانى را مشخص كند.

استفاده از نظر خبرگان:

در صورتى كه مبلّغ؛ با منطقه تبليغ يا خود مخاطبان آشنا نيست و خودش نمى تواند نيازها، تمايلات و ظرفيت آنان را بررسى كند، مى تواند از افراد خبره و مرتبط با مخاطبان سؤال كند؛ مثلاً اگر قرار است در يك دبيرستان سخنرانى كند و با دانش آموزان نيز آشنا نيست، مى تواند از مدير مدرسه يا مسئول امور تربيتى و يا مشاور مدرسه نظرخواهى كند.

استفاده از نظر مخاطبان:

چنانچه مبلّغ بتواند ارتباطات خوبى با مخاطبان خود برقرار نمايد، مى تواند با استفاده از نظر خود آنان به نيازها، تمايلات و ظرفيتشان پى ببرد.

البته در اين باره بايد ظرافتهاى خاص ارتباطى را رعايت كرد؛ مثلاً پس از آنکه سخنران دینی چند جلسه اول سخنرانی را با اهداف قابل توجه براي همه اداره کرد، مي تواند در يك گفتگوي دوستانه اعلام كند: بحمدالله با شما ارتباط خوبي برقرار كرديم، شما انسانهاي مهربان و مهمان نوازي هستيد، بنده ميل دارم بيشتر با هم انس داشته باشيم. اگر بخواهيد مي توانيد در اين ساعتهاي خاص با هم بنشينيم و درد دل كنيم، مي توانيد با تماس تلفني، پرسشهاي خود را مطرح كنيد يا برايم نامه بنويسيد. با اين اقدام، راه باز مي شود و مردم از طريق نوشتن و گفتن، نيازها، ظرفيتها و تمايلات خود را منتقل مي كنند.

ارتباط هدف و موضوع سخنرانی

دو نکته درباره ارتباط هدف و موضوع سخنرانی قابل توجه است:

1. ممكن است براى رساندن مخاطب به يك هدف، چندين موضوع را در چند سخنرانى مطرح كرده، از آنها بهره بردارى كنيم؛ مثلاً ممكن است براى رسيدن به اين هدف كه «دين، كهنه نيست» موضوعاتى مثل: فطرت، محبت و... را مطرح كنيم.

حتى گاهى ممكن است براى رسيدن به يك هدف، سخنوران ديگر را نيز با خود همراه سازيم؛ مثل اينكه بخواهيم برخى خرافات را ريشه كن كنيم يا نقشه هاى يك گروهك انحرافى را نقش بر آب سازيم. همچنين امكان دارد رسيدن به يك هدف، نياز به تكرار و هماهنگى داشته باشد؛ يعنى لازم باشد كه همه مبلغان در چندين سخنرانى خود، مطلب و موضوعي را تكرار كنند؛ براي نمونه، اگر هدف، «اتحاد ملى و انسجام اسلامى» باشد، چنين امرى لازم خواهد بود.

2. عنوان «هدف» و «موضوع» بحث مى تواند يكى باشد و مى شود با هم تفاوت داشته باشند؛ مثلاً اگر هدف ما «رفع اتهام از دين دربارۀ كهنه بودن آن» باشد، مى توان موضوع كهنه بودن يا نو بودن دين را انتخاب كرد و مى توان به جاى آن موضوع فطرت و... را مطرح كرد و به صورت غير مستقيم، مخاطب را به هدف نزديك كرد.

البته اولويت با مخفى بودن پيام اصلى سخنرانى است، به اين صورت كه پيام اصلى به گونه اى مطرح شود كه مخاطب متوجه نشود، هدف سخنران، آن بوده است.

هنگامى كه در يك موقعيت مناسب، پيام اصلى به صورت استطرادى مطرح مى شود، اثرگذارى بيشترى بر مخاطب مي گذارد؛ مثلاً اگر هدف سخنران، تقويت رهبرى و انتقاد از مخالفان وى باشد، مى تواند عوامل مخالفت با پيامبران و رهبران الهى را مطرح كند و در اواخر سخن و حتى بين روضه، يك مرتبه پيام اصلى خود را ظرف چند دقيقه آشكار سازد كه آيا امروز عوامل مخالفت با رهبرى چيست؟ آيا امروز همان دلايل مخالفت با انبيا و رهبران الهى تكرار نمى شود؟ و... .


پرسش نامه

1. منظور از تمهيدات سخنراني چيست؟ آنها را نام ببريد.

2. نمونه هايي از توجه قرآن و اهل بيت به نيازها و علايق مخاطبان را توضيح دهيد.

3. انواع مخاطبان را نام ببريد.

4. منظور از هدف در سخنراني چيست؟ توضيح دهيد.

5. اگر سخنراني هدفمند نباشد چه مشكلاتي به وجود مي آيد؟

6 . در تعيين هدف سخنراني، چه معيارهايي را بايد در نظر گرفت؟

7. معيارهاي تعيين هدف را از چه راههايي مي توان شناسايي كرد؟

8 . ارتباط هدف و موضوع بحث را بيان كنيد. (آيا هدف و موضوع مي تواند يكي باشد؟ آيا براي هر هدف، يك موضوع انتخاب مي شود؟ و...)


تمرين كنيد

در كلاس درس با همكاري استاد خود و يا در يك گروه تمريني با حضور همكلاسيها، برخي انواع مخاطبان را مشخص كرده، اهداف سخنراني را با توجه به معيارهاي بيان شده تعيين كنيد. سعي كنيد مخاطباني را در اين مرحله مشخص كنيد كه در منطقه شما حضور دارند و با آنها آشنايي كامل داريد.


--------------------------------------------------------------------------------

[1]. معجم الفاظ غرر الحكم و درر الكلم ، مصطفى درايتى، مركز مطالعات و تحقيقات اسلامي دفتر تبليغات اسلامي، چاپ اول، قم، 1413 ق، ص 994.

[2]. معارج/1 - 5.

[3]. الكافى ، كليني، دار الكتب الاسلاميه، چاپ چهارم، تهران، 1365 ش، ج 1، ص 23.

[4]. معجم الفاظ غرر الحكم و درر الكلم ، مصطفى درايتى، ص 233.

[5]. اين مثال از نويسنده ارجمند جناب آقاى موگهى اقتباس شده است.

[6]. با اقتباس از: راه و رسم تبليغ ، كانون نويسندگان فضلاى قمى حوزه علميه قم، دفتر نشر برگزيده، چاپ اول، قم، 1378 ش، ص 36 - 38.

[7]. بحار الانوار ، علامه مجلسي، مؤسسة الوفاء، بيروت، 1404 ق، ج 67، ص 61.

[8]. هدف یا اهداف سخنرانی نباید کلی باشند؛ بلکه باید آنها را جزئي و شفاف كرد تا با توجه به مشکلات موجود، سخنرانیها جهت یابند؛ مگر در موارد استثنایی و خاص.

  منبع :

http://noor-ido.ir/Portal/Cultcure/Persian/CaseID/88244/71243.aspx

آشنائی با روش های تحریک احساس در سخنرانی دینی

آشنائی با روش های تحریک احساس در سخنرانی دینی

1.آشنایی با اسلوبهای تحریک احساس؛

2. شناخت نکات کاربردی درباره مواد و اسلوبهای سخن.

اسلوبهای تحریک احساس

در درس گذشته با برخی اسلوبهای اقناع اندیشه آشنا شدیم. اکنون بعضی از اسالیب تحریک احساس را بررسی می كنیم.

جهت برانگيختن احساس مخاطبان از اسلوبهاى ذيل مى توان استفاده كرد:

1. داستانى

در اسلوب داستانى، يك داستان به خوبى پرورانده مى شود و با بيان ظرافتهاى واقعه و گره زدن آنها با مخاطب و موضوع بحث، تحريك احساس در مخاطب ايجاد مى شود. خداوند متعال در قرآن کریم، این اسلوب را به خوبی اجرا کرده است. نمونه بسیار زیبای آن را در سوره یوسف می توان دید و چگونگی پرورش داستان و گره خوردن مطالب آن با مخاطب را بررسی كرد. همچنین به لحاظ اجرای این اسلوب در سخنرانی، نمونه هاى بسيار گوياى آن را در سخنرانيهاى مرحوم كافى مى توان يافت.

2. توصيفي و ترسيمي

مى توان با توصيف كردن يك واقعه، فرد، شى ء، انديشه، مكتب و يا هر چيز ديگرى، احساسات مخاطبان را برانگيخت؛ براي نمونه آن گاه كه امام حسين % با اوصاف زيبايش توصيف مى شود، علاقه و محبت نسبت به او در مخاطبان برانگيخته مى شود و آن گاه كه يزيد بن معاويه توصيف مى شود، احساس نفرت عجيبى در انسان به وجود مى آيد و آن گاه كه مهدى فاطمه سلام الله علیها  با ويژگيها و اوصاف ظاهرى و معنوي اش توصيف مى شود، انسانها به او علاقه مند مى شوند.

قرآن كريم وضعيّت سابقون را در قيامت چنين توصيف و ترسيم كرده است: عَلى سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ* مُتَّكِئِينَ عَلَيْها مُتَقابِلِينَ * يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ * بِأَكْوابٍ وَ أَبارِيقَ وَ كَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ * لا يُصَدَّعُونَ عَنْها وَ لا يُنْزِفُونَ * وَ فاكِهَةٍ مِمَّا يَتَخَيَّرُونَ * وَ لَحْمِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ * وَ حُورٌ عِينٌ * كَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ * جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ * لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً * إِلاَّ قِيلاً سَلاماً سَلاماً؛[1]«آنها بر تختهايى كه صف كشيده و به هم پيوسته است قرار دارند، در حالى كه بر آن تكيه زده و رو به روى يكديگرند. نوجوانانى جاودان [در شكوه و طراوت ] پيوسته گرداگرد آنان مى گردند، با قدحها و كوزه ها و جامهايى از نهرهاى جارى بهشتى [ و شراب طهور]؛ امّا شرابى كه از آن دردسر نمى گيرند و مست نمى شوند و ميوه هايى از هر نوع كه انتخاب كنند، و گوشت پرنده از هر نوع كه مايل باشند و همسرانى از حور العين دارند؛ همچون مرواريد در صدف پنهان. اينها پاداشى است در برابر اعمالى كه انجام مى دادند. در آن [باغهاى بهشتى ] نه لغو و بيهوده اى مى شنوند، نه سخنان گناه آلود، تنها چيزى كه مى شنوند، سلام است سلام.»

با شنیدن این آیات، در مخاطب احساس اشتياق به بهشت ایجاد می شود.

3. تخيّلى و شاعرانه

تخيل در لغت به معناي خيال بستن، خيال كردن و پنداشتن[2]آمده است. و شاعرانه يعني، مربوط به شاعران، به شيوه گويندگان، جنبه شاعرانه، همچون شاعران، به سبك شاعران.[3]

شعر سخن و كلامي خيال انگيز است كه از تخيلات آدمي سرچشمه مي گيرد. گاهي انسان در افكار و انديشه هاي خود يك سري امور خيالي مي سازد و بين آنها روابطي برقرار مي كند و به صورت موزون با قافيه هاي متناسب ارائه مي كند كه به آن شعر گفته مي شود.[4]

در عرف عام نظم[5]را از روي تسامح به شعر نيز اطلاق مي كنند؛ در حالي كه نظم در اصطلاح سخني است كه موزون و مقفا باشد و شعر – طبق تعريف قدما - «كلام موزون و مخيّل» است.[6]بنابراين، مقفا بودن جزء ماهيت شعر نيست و «نثر شعرگونه» يا «شعر منثور» هم مي تواند وجود داشته باشد، و طبق تعريف علمي و امروزي، شعر «گره خوردگي عاطفه و تخيل است كه در زباني آهنگين شكل گرفته باشد.» و بنابراين تعريف، عناصر سازنده شعر عبارت است از: عاطفه، تخيل، زبان، موسيقي و تشكّل؛ اما نظم تنها، كلامي موزون و مقفاست و از عنصر عاطفه و تخيل به دور مي باشد.[7]

اهل منطق نيز شعر را چنين تعريف كرده اند: «شعر، كلامي خيال انگيز است كه از سخنان موزون، [ابيات و مصراعهاي] مساوي يكديگر وداراي قافيه تأليف شده است.»[8]

چنانكه پيداست بين تخيّل و شعر پيوندي عميق وجود دارد و هر سخن شاعرانه اي لزوما تخيلي نيز هست، گرچه هر سخن تخيّلي شعر نيست.

البته شعر در منطق قديم به معني كلام تخيلي و خيالي است و حيثيت وزن و قافيه داشتن در آن لحاظ نشده است. بنابراين اگر سخني منظوم باشد ولي تخيلي نباشد، از نظر ارسطو و امثال او شعر محسوب نمي شود. از اينرو سخنان منظومي كه در باب مسائل علمي يا تاريخي مانند الفيه ابن مالك، منظومه حاج ملاهادي سبزواري و از اين قبيل مطرح شده، شعر به اصطلاح منطقي نيستند؛[9]چنانكه در اصطلاح علمي ادبيات امروز نيز به دليل فاقد تخيل بودن، شعر محسوب نمي شوند.[10]

برخى مخاطبان از سخنان تخيّلى و شاعرانه بيشتر متأثر مى شوند. مخاطبان احساسى، افراد داراى ذوق هنرى، همچنين بسيارى از كودكان و نوجوانان به اين اسلوب بيش تر علاقه نشان مى دهند. در اسلوب تخيّلى و شاعرانه از قوه خيال پردازى استفاده مى شود و افراد زیادی به این نوع مطالب، علاقه بيشتری دارند و با آنها حس می گیرند. در اينجا توجه به نوع مخاطب بسيار مهم است؛ زيرا برخى مخاطبان نيز اين گونه سخن گفتن را خيالبافى و كار بچه ها مى دانند.

4. ادبى

در اسلوب ادبى از دست مايه هاى ادبى مثل نظم و نثرادبي زيبا استفاده مى شود. استفاده از صنايع ادبى، زيبايى خاصى به سخن مى بخشد و حسّ زيبايى دوستى و نوگرايى انسان را ارضا مى كند.

برخي از دانشمندان علم ادبيات، معتقدند ادبيات را مي توان به دو بخش تخيلي و غير تخيلي تقسيم كرد و عناصر تخيّل، تصويرگري و امكان برداشتهاي گوناگون از متن را مهم ترين صفات مميزة ادبيات تخيلي دانست، و اصالت، انشاي والا، ابتكار و ارزشهاي زيبايي شناختي را از ويژگيهاي بارز ادبيات غيرتخيّلي برشمرد. براين اساس مي توان آثاري مثل غرليات مولانا و حافظ را جزو ادبيات تخيّلي و آثاري همچون تاريخ بيهقي و سفرنامه ناصر خسرو را جزو ادبيات غيرتخيلي به شمار آورد.[11]

با اين حساب موارد تفاوت و شباهت اسلوب ادبي با اسلوب تخيلي و شاعرانه روشن مي شود. در اسلوب ادبي گاهي همچون اسلوب تخيلي و شاعرانه از قوه خيال بهره گرفته مي شود و گاهي چنين نيست. همچنين در اسلوب ادبي گاهي از شعر و زماني از نثر ادبي استفاده مي شود. درباره استفاده از شعر و نثر ادبي در سخنراني ديني در درسهاي بعدي توضيحات بيش تري خواهد آمد.

5. مناجاتى

مناجات در لغت به معناي راز و نياز كردن با كسي، نجوي كردن با كسي، با خدا راز و نياز كردن، رازگويي، عرض نياز به درگاه خدا،[12]خواستنِ برآورده شدنِ حاجت از خداوند و راز و نياز كردن با او همراه با سپاس از وي[13]آمده است. از اينرو گرچه در اصطلاح مشهور، لفظ مناجات را فقط درباره گفتگوي يك طرفه با خداي متعال بكار مي برند؛ ولي از نظر لغوي شامل گفتگو با غير خدا نيز مي شود.

در اسلوب مناجاتى، سخنران به گفتگوى يك طرفه با خدا، انسانهاي والامقام، طبيعت، گياهان و... مى پردازد و در قالب اين مناجات و گفتگوى يك طرفه، مفاهيم مورد نظر را به مخاطب منتقل مى كند؛ مثلاً ممكن است سخنران درباره حوادث قبل و بعد از جنگ تحمیلی با شهدا سخن بگويد و بسيارى از مشكلات امروز و راهى را كه بايد رفت با آنها در ميان بگذارد و يا از اوّل تا آخر سخنرانى با خدا سخن بگويد.

بيش تر دعاها و مناجات امام سجاد% با خداى بزرگ، سرشار از معارف اسلامى است و آن حضرت معارف دينى را در قالب مناجات به مخاطبان خويش ارائه كرده و در عین حال، احساس عشق به خدا و معنویت را در آنان ایجاد کرده است.

6. موعظه اي

موعظه به معناي وعظ و پند و اندرز[14]، نصيحت و بيان مطالب اخلاقي، به ويژه از سوي علماي ديني[15]مي باشد. در اسلوب موعظه از جملات بيان كننده امر و نهى، عتاب و خطاب و سرزنش، و سؤال و پرسش استفاده مى شود و در همه اين گونه جملات، احساس مخاطب برانگيخته مى شود.

سخنرانيهاى اساتيد اخلاق به طور عمده با اين اسلوب ارائه مى شوند كه نمونه هاى بارز آن را در سخنرانيهاى اخلاقی امام راحل)، استاد مظاهرى (حفظه اللّه) ومرحوم آيت اللّه مشكينى مى توان ديد.

7. تعظيمي

گاهى براى برانگيختن احساس مخاطبان به بزرگداشت يك شييء، شخص يا عقيده و مكتب و مهم قلمداد كردن آن مي پردازيم؛ البته نه به گونه اى كه باعث غلوّ و تحريف در دين شود؛ بلکه در حقیقت بزرگی و اهمیت یک چیز بزرگ و مهم را به خوبی بیان می کنیم. در قرآن كريم نيز از اين گونه بيان استفاده شده است؛ مثلاً خداوند متعال مى فرمايد:إِنَّآ أَنزَلْنَهُ فِى لَيْلَةِ الْقَدْرِ * وَ مَآ أَدْرَلكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ * لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ؛[16]«ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم و تو چه مى دانى كه شب قدر چيست؟ شب قدر از هزار ماه بهتر است.»

8 . تكراري

گاهى مطالب خود را تكرار مى كنيم تا اهميت آن را بيان كنيم و احساس مخاطب را نسبت به آن برانگيزيم. خداوند متعال از اين اسلوب به وفور در قرآن استفاده كرده است؛ مثلاً مى فرمايد: يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ؛[17]«اى كسانى كه ايمان آورده ايد! از خدا بپرهيزيد، و هر كس بايد بنگرد تا براى فردايش چه چيز از پيش فرستاده است و از خدا بپرهيزيد كه خداوند از آنچه انجام مى دهيد، آگاه است.»

چنان كه ملاحظه مى كنيد در اين آيه، عبارت «اتقوا اللّه» تكرار شده است. همچنين امام على% با تكرار كلمه اللّه در جمله هاى ذيل به تحريك احساس مخاطبان خود پرداخته است: «اَللَّهَ اَللَّهَ فِى الاَْيْتامِ، اَللَّهَ اَللَّهَ فى جيرانِكُمْ، اَللَّهَ اَللَّهَ فِى الْقُرْآنِ؛[18]خدا را خدا را درباره يتيمها [رعايت كنيد]، خدا را خدا را درباره همسايگانتان [رعايت كنيد]، خدا را خدا را درباره قرآن [رعايت كنيد].»

9. تأكيدي

گاهى با تأكيد سعى مى كنيم احساس مخاطب را برانگيزيم؛ مثل اين جمله خداوند متعال كه مي فرمايد: ]اِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً[؛[19]«خداوند حتماً همه گناهان را مى بخشد.»در اين آيه كلمه اِنَّ، جمله اسميه، ال در الذنوب، و جميعاً، همه دلالت بر تأكيد دارند و احساس شوق انگيزى در مخاطب براى حركت به سوى خدا و توبه به درگاه حضرتش ايجاد مى كنند.

نکات قابل توجه

1. معمولاً در يك سخنرانى از چند اسلوب استفاده مى شود كه براى تنوع بخشى نيز چنين كارى مناسب تر است؛ اما اگر از ابتدا تا انتهاى سخنرانى يك اسلوب رعايت شود، آن سخنرانى را مى توانيم با همان اسلوب نامگذارى كنيم و مثلا آن را سخنرانی ادبی یا داستانی و ... بنامیم.

2. ذائقه برخى مخاطبان به محتواها و اسلوبهاى خاص، گرايش بیش تری دارد؛ مثلاً طلاب و قشر متديّن جامعه با اشرف مواد و اسلوب توضيح و تبيين انس بيشترى دارند؛ از اینرو در تنظیم محتوا باید به گرایشهای آنان توجه کرد.

3. گاهى برخى مواد سخنرانى براى توضيح مواد ديگر به كار گرفته مى شوند؛ مثلاً از روايتى براى توضيح آيه يا روايت ديگرى استفاده مى شود. اين گونه سخنرانيها علمى تر مى نمايانند واز اتقان بيش ترى برخوردارند و از تحريف مصون تر مى مانند.

انتخاب صحیح و دقت لازم در آیات و احادیث توضیح دهنده، سخنرانى را ارزشمند مى سازد. سخنرانى كه در توضيح يك آيه از چند روايت استفاده مى كند و حتى قصه هاى روايى را براى توضيح آن آيه به كار مى گيرد و يا براى توضيح يك آيه از چند آيه ديگر استفاده مى كند و در عين حال، جاذبه و سطح فهم سخنرانى را حفظ مى كند؛ سخنرانى ارزشمندى را ارائه كرده است.


پرسش نامه

1.اسلوبهای تحریک احساس را نام ببرید.

2. اسلوب داستانی را با یک مثال قرآنی توضیح دهید.

3. چگونه با اسلوب توصیفي و ترسیمي به تحریک احساس مخاطبان می پردازیم؟

4. اسلوب تخیّلی و شاعرانه برای چه نوع مخاطبانی مناسب تر است؟

5. اسلوب مناجاتی را توضیح دهید.

6. در اسلوب موعظه اي از چه نوع جملاتی استفاده می شود؟

7. با استفاده از آیات قرآن، اسلوبهاي تعظيمي، تأکیدي و تکراري را توضیح دهید.

8 . منظور از اسلوب ادبی چیست؟ مثال بزنید.

9. آیا سخنرانیها معمولا تک اسلوبی هستند یا چند اسلوبی؟ توضیح دهید.

پژوهش و تمرین

1. از طریق مباحثه با دوستان خود، اسلوبهای دیگری برای تحریک احساس بیابید.

2. هر یک از اسلوبهای تحریک احساس را در گروههای چند نفره و یا در صورت وجود فرصت، در کلاس و زیرنظر استاد خود تمرین کنید.


--------------------------------------------------------------------------------

[1]. واقعه/ 15 - 26.

[2]. فرهنگ فارسي، دكتر محمد معين، ج1، ص1054.

[3]. همان، ج2، ص 1998.

[4]. فن مناظره، محسن غرويان – حميده غرويان، ص72.

[5]. «سخن بر دو گونه است: يا نثر است يا نظم. نثر، در لغت به معني پراكندن و افشاندن و نيز به معني افشانده و پراكنده است؛ و در اصطلاح سخني است كه مقيد به وزن و قافيه نباشد.»: زبان و نگارش فارسي، حسن احمدي گيوي – اسماعيل حاكمي – يدالله شكري – سيدمحمود طباطبايي اردكاني، سمت، چاپ چهاردهم، تهران، 1378، ص110.

[6]. معيار الاشعار، خواجه نصيرالدين طوسي، به اهتمام محمد فشاركي و جمشيد مظاهري، سهروردي، اصفهان، 1363، ص1.

[7]. زبان و نگارش فارسي، همان مؤلفان، ص124.

[8]. «اِنَّهُ كَلَامٌ مُخَيَّل ٌمُؤَلَّفٌ مِنْ اَقْوَالٍ مَوزُونَةٍ مُتَسَاوِيَةٍ مُقَفَّاةٍ»: المنطق، محمدرضا مظفر، انتشارات فيروزآبادي، قم، بي تا، ص405.

[9]. فن مناظره، محسن غرويان – حميده غرويان، ص72.

[10]. زبان و نگارش فارسي، همان مؤلفان، ص124.

[11]. نقد ادبي، حميدرضا شايگان فر، انتشارات دستان، چاپ دوم، تهران، 1384، ص 15 و16.

[12]. فرهنگ فارسي، دكتر محمد معين، ج4، ص4368.

[13]. فرهنگ بزرگ سخن، دكتر حسن انوري، انتشارات سخن، چاپ دوم، تهران، 1382، ج7، ص7363.

[14]. فرهنگ فارسي، دكتر محمد معين، ج4، ص4442.

[15]. فرهنگ بزرگ سخن، دكتر حسن انوري، ج7، ص7491.

[16]. قدر/1 - 3.

[17]. حشر/18.

[18]. نهج البلاغه، صبحي صالح، انتشارات دار الهجره، قم، نامه 47، ص 421.

[19]. زمر/ 53.

 
 
منبع :

http://noor-ido.ir/Portal/Cultcure/Persian/CaseID/88243/71243.aspx

روش سخنراني ديني


روش سخنراني ديني

اهداف این درس

1. آشنایی با تعریف اسالیب سخن؛

2. شناخت اجمالی اسلوبهای اقناع اندیشه و جایگاه آنها در سخنرانی دینی.

اساليب سخن و كاربرد هر كدام

چنان که پيش تر نیز بیان کردیم، اسلوب در لغت به معناي گونه، راه، شيوه، طريق، طرز، پايه واساس مقام و لحن و ما به الامتياز اثر آهنگ سازي با اثر آهنگ ساز ديگر[1]آمده است. و منظور ما از اسلوب در سخنرانی، شاکله و هیئت محتوایی آن است.

اگر سخنرانى را مجموعه اى متشكل از چند واحد سخن بدانيم، هر واحد از سخن مى تواند به صورتهاى مختلفى اجزاي خود را به هم پيوند دهد. هر كدام از اين صورتها را يك اسلوب مى دانيم؛ مثلاً گاهى واحد سخن، شامل مجموعه اى از عبارات براى توضيح يك عبارت خاص است. در اين صورت، آن سخن را توضيحى و اسلوب آن را اسلوب «توضيح و تبيين» نام مى گذاريم.

گاهى واحد سخن مجموعه اى از عبارات براى توصيف يك چيز است كه آن سخن، را «توصيفى» نامگذارى مى كنيم و گاهى از عتاب، سرزنش، تخويف، تحذير، تبشير و... تشكيل شده است كه آن را سخن «موعظه اى» مى ناميم.

همچنین ممکن است واحدهای سخن که در یک سخنرانی گرد آمده اند به صورتهای مختلفی به هم پیوند بخورند که هر یک از این شکلها و صورتها را یک اسلوب می نامیم؛ مثلا اگر مجموعه سخنان ما برای نقد و بررسی یک مکتب است، ممکن است هر یک از عناصر و ارکان آن مکتب با اسلوب توضیح و تبیین بیان شوند و سپس با بیان دلایلی برخی یا همه آنها ابطال شود. در این صورت برای بیان هر یک از ارکان و عناصر از اسلوب «توضیح و تبیین» و برای کل سخنرانی از اسلوب «نقد و بررسی» استفاده شده است.

براساس هدفى كه از یک واحد سخن و یا مجموعه سخنرانى داريم، اسلوبها را به دو قسمت اقناعی و احساسی تقسیم مي كنيم.

البته به دلیل تأثیرات متقابل اندیشه و احساس، هر یک از اسلوبهای اقناعی، باعث تحریک احساس نیز هستند و اسلوبهای احساسی نیز باعث اقناع اندیشه می شوند؛ ولی در بعضی، جنبه اقناع و در برخی، جنبه احساس قوی تر است؛ از این رو اسلوبها را براساس وجه غالب آنها نامگذاری کرده ایم.

اسلوبهای اقناع اندیشه

اگر هدف ما اقناع انديشه مخاطبان باشد، مى توانيم از اسلوبهاى ذيل استفاده كنيم:

1. تجزيه و تحليل

تجزيه به معناي پاره پاره كردن، تقسيم كردن، بخش بخش كردن[2]و تحليل، به معناي فرود آمدن در جايي و تحليل عقده، به معناي نيك گشادن گره مي باشد.[3]در اسلوب تجزيه و تحليل، ابتدا عناصر، عوامل و موارد مرتبط با يك شخص، حادثه، تفكر و انديشه، مكتب و... را تفكيك مي كنيم و سپس ارتباطات آنها را با يكديگر و يا با مجموعه ها، عوامل، عناصر و عقاید ديگر بيان مى كنيم تا حق و باطل روشن شود.

براي مثال زمانى كه برخى رسانه هاى دنيا خبر دادند وزير امور خارجه آمريكا براى سبز بختى ملت ايران در روز 13 فروردين علف گره زد، بعضى تصور كردند، آمريكا خيرخواه ايران است و وزير امور خارجه آمريكا دلش براى آزادى، آبادى و خوشبختى ايرانيان مى تپد.

در اين شرايط اگر كسى بخواهد انديشه مخاطبان خود را نسبت به وزير امور خارجه آمريكا اصلاح و فكر آنان را درباره عملكرد زشت اين شخص قانع سازد، مى تواند رفتارهاى مختلف او درباره ايران و ايرانيان را جداگانه مطرح، و بعد جمع بندى و نتيجه گيرى كند؛ مثلاً اگر خبر گره زدن علف براى سبز بختى ايرانيان را كنار يك خبر ديگر قرار دهيم، نتيجه جالبى به دست مى آيد.

آن خبر، اين است كه وزير امور خارجه آمريكا چند روز پس از گره زدن علف، در يك كنفرانس خبرى اعلام كرد كه اگر بخواهد شرارت از دنيا برچيده شود، بايد مراكز شرارت از بين برود. وقتى سؤال شد، مراكز شرارت كجاست؟ در پاسخ گفت: «ايران و كره شمالى.»

اكنون اگر اين دو خبر را كه درباره عملكرد يك فرد است كنار هم بگذاريم، با توجه به اندیشه ماکیاولیستی حاکم بر سیاستمداران آمریکا به اين نتيجه مى رسيم كه او خيرخواه مردم ايران نيست و اگر احياناً حركتى به ظاهر خيرخواهانه انجام مى دهد، جنبه تبليغاتى دارد، و براي فريب اذهان عمومى است.

2. تعليل و توجيه

تعليل در لغت به معناي بيان علت و سبب چيزي و اثبات كردن با دليل مي باشد،[4]و توجيه به معناي نيك بيان كردن، ايراد كلام بر وجهي كه كلام خصم بدان مندفع گردد، توضيح و تفسير، معني كردن، تأويل كردن، موجّه ساختن و ... آمده است.[5]در اسلوب تعليل و توجيه به بيان حكمتها و دلايل يك مسئله يا حكم و ... مى پردازيم؛ مثلاً اگر بحث درباره حجاب است، حكمتهاى حجاب را بيان مى كنيم و اگر بحث درباره حرمت خوردن گوشت خوك است، به بيان حكمتهاى آن مي پردازيم.

البته بايد توجه کرد كه ما قادر به بيان فلسفه و چرايى قطعى همه احكام نيستيم و فقط به آن مقدار به صورت قطعى مى توان نظر داد كه در روايات معتبر اهل بيت( و يا قرآن كريم وارد شده باشد.[6]در غير اين موارد، تا آنجا كه علوم بشرى به نظريه علمى رسيده است، فقط به عنوان احتمالى براى حكمت حكم، مى شود اشاره كرد.

اسلوب تعليل و توجيه در غير احكام شرعى به صورت بيان دلايل سياسى، اقتصادى و اجتماعىِ مسائل، مطالب و ادعاهاى مطرح شده در سخنرانى ارائه مى شود.

3. توضيح و تبيين

گاهى براى اقناع انديشه مخاطبان بايد اركان، عناصر، عوامل، نتايج و مسائل مرتبط با يك پديده، انديشه، حادثه و... را توضيح داد و با روشنگرى در اطراف مسئله، اعتقاد آنان را اصلاح كرد. در بعضى موارد براى اصلاح برداشت از يك آيه قرآن يا سخنى از معصومان ، بايد آن آيه يا روايت را كاملاً توضيح داد و روشن كرد.

گاه براى اصلاح باور و اعتقاد مخاطب لازم است كه فقط تصورات او را اصلاح كنيم؛ يعنى وضعيت او به گونه اى است كه با اصلاح تصور، تصديق وى نيز اصلاح مى شود؛ مثلاً براى كسى كه تصوير غلطى از اسلام و تصور غلطى از زرتشت در ذهن دارد و با همين تصورات غلط، مكتب زرتشت را برتر از مكتب اسلام مى داند، اگر تصورات او را اصلاح كنيم، در مرحله باور و اعتقاد نيز تصديق خواهد كرد كه اسلام، برتر است.

در اين گونه موارد، اسلوب «توضيح و تبيين» براى اقناع انديشه مخاطبان مناسب است.

4. تقسيم و تنظيم

تقسيم بندى، تنظيم و دسته بندى مطالب، باعث سهولت در فهم است و در مواردى كه تقسيم مطالب حصرهاى عقلى ايجاد كند، در قانع ساختن ذهن مخاطب بسيار مؤثر است. بسيارى از مباحث اعتقادى به اين صورت ارائه مى شود؛ مثلاً گفته مى شود كه موجود يا واجب است و يا ممكن؛ يعنى احتمال ديگرى در آن مطرح نيست. اگر ممكن است،... و اگر واجب باشد،... و در پايان، نتيجه گيرى مطلوب صورت مى گيرد.[7]

5. گزارش تحقيق

سخنران در اين اسلوب، گزارشى از تحقيق خود دربارۀ موضوع بحث را ارائه مى كند؛ مثلاً مى گويد براى تحقيق در موضوع بحث با چه سؤالى كار خود را آغاز كردم، چه فرضيه هايى داشتم، چگونه مطالعه كردم، چه كتابهايى را ديدم، با چه افرادى صحبت كردم، چه جوابهايى گرفتم، چگونه تحليل كردم و به چه نتيجه اى رسيدم.

همان گونه كه محقق با طى مراحل تحقيق اقناع مى شود، مخاطبان او نيز با شنيدن سير تحقيق وى، در اغلب موارد به همان نتايجى مى رسند كه او رسيده است و ذهن آنها كاملاً قانع مى شود.

6. مقايسه و ترجيح

در اسلوب مقايسه و ترجيح، دو حادثه يا پديده، دو انديشه، دو مكتب و يا هر چيز ديگرى در كنار يكديگر قرار مي گيرند و با هم مقايسه مى شوند؛ آن گاه يكى از آنها بر ديگرى ترجيح داده شده، اولويت و برترى آن ثابت مى شود؛ مثلاً شرايط اقتصادى، امكانات، درآمدها، نيروى انسانى و جمعيت دو كشور عربستان سعودى و ايران در مدتِ زمانىِ بعد از جنگ تحميلى تا كنون با يكديگر مقايسه و سپس نتيجه گيرى مى شود كه نظام ايران با توجه به خرابيهاى باقى مانده از جنگ و پايين تر بودن منابع مالى و بيشتر بودن جمعيت كشور، در توليد علم و فناورى، پيشرفتهاى اقتصادى و... موفق تر عمل كرده است. پس اين نظام از آن نظام كارآمدتر است.

يا حقوق سياسى مردم در اسلام و كمونيسم با يكديگر مقايسه، و نظام سياسى اسلام ترجيح داده مى شود.

7. طرح مسئله وتبيين آن

گاهى مخاطب فقط به اين نياز دارد كه مسئله اى را براى او تبيين كنند تا آن را بفهمد. عمده سخنرانيهايى كه براى مخاطبان معمولى انجام مى شود از اين قبيل اند؛ مثلاً مسئله آزادى، حجاب، امر به معروف و نهى از منكر و... در ابتداى سخنرانى مطرح و سپس مباحث مختلف مرتبط با آن تبيين و تشريح مى شود.

8. نقد و بررسى

در اسلوب نقد[8]، ابتدا عناصر، عوامل، نظريه ها و موارد مرتبط با يك مسئله به تفكيك توضيح داده مى شود؛ آن گاه همه يا برخى از آنها در معرض اشكال و ايراد قرار مي گيرند و رد مى شوند و سپس نظر يا مورد حق و درست بيان مى شود.

تفاوت اسلوب نقد با اسلوب تجزيه و تحليل در اين است كه در نقد، همه و يا بعضى از محورها و عناصر، هدف اشكال قرار مي گيرد و ابطال مى شود؛ ولى در تجزيه و تحليل، روابط عناصر و محورها كشف و با توجه به عقاید و اندیشه های موجود، جمع بندى صورت مى گيرد.

كتابهاى اصولى حوزه هاى علميه، بيش تر با اسلوب نقد، نگارش يافته اند؛ مثلاً مرحوم شيخ انصارى در كتاب رسائل خود، اوّل نظريه مخالف را مطرح كرده، اركان و دلایل مختلف مرتبط با آن را به خوبی توضيح مى دهد؛ به حدی که خواننده تصور می کند کاملا درست هستند، و سپس همه يا بعضي از آنها را رد كرده، نظر خود را بيان مى كند.

اگر يك سخنران دينى مثلاً بخواهد درباره سكولاريزم اقناع انديشه كرده، بطلان آن را اثبات كند، مى تواند به عناصر اصلى اعتقاد به سكولاريزم بپردازد و سپس هر يك از آنها را با توجه به اعتقادات اسلامى رد كند.

9. مناظره و گفتگو[9]

مناظره در لغت به معناي بحث و جدال،[10]مباحثه و مجادله كردن، توجه متخاصمين در اثبات نظر خود در مورد حكمي از احكام و نسبتي از نسبتها براي آشكار كردن حق و صواب[11]آمده است.

از نظر ابوعلي سينا در منطق شفا كلمه مناظره از ريشه نظر و اعتبار گرفته شده است و غرض از مناظره، مباحثه پيرامون دو رأي متقابل است؛ پس هر يك از طرفين مناظره عهده دار تأييد يكي از دو جانب بحث براي ايجاد علم در طرف مقابل است و لذا مناظره به آموزش ملحق مي شود؛ زيرا هدف مناظره كنندگان حصول علم است.[12]

ممكن است سخنران دينى براى اقناع انديشه مخاطبان خود، يك گفتگو و مناظره صورى راه بيندازد و خود به جاى دو طرفِ مناظره سخن بگويد. در واقع، سخنرانى تبديل به يك مناظره مى شود كه در آن ديدگاههاى مختلف، مطرح و در معرض تأييد و ردّ با بيان دليل قرار مى گيرد و در پايان، سخنران، بحث ارائه شده را جمع بندى مى كند. بسیاری از کتابهای علمی حوزویان مملوّ از اِنْ قلتَ، قلتُ ها، و قیل و قالهاست که در واقع مناظره صوري در آنها رعایت شده است.[13]

10. پرسش و پاسخ

سخنران در اين اسلوب به صورت خيلى ساده، پرسشهايى را كه براى مخاطب مطرح و دانستن پاسخ آنها لازم است، مطرح مي كند و به آنها پاسخ مي دهد. ممكن است در يك سخنرانى، يك يا چند پرسش مطرح و جواب داده شود.

پرسش نامه

1.منظور از اسالیب سخن چیست؟ توضیح دهید.

2. اسلوبهای سخنرانی بر چه اساسی و بر چند قسم کلی تقسیم می شوند؟ نام ببرید.

3. اسلوبهای اقناع اندیشه را نام ببرید.

4. اسلوب تجزیه و تحلیل را تعریف کرده، با یک مثال توضیح دهید.

5. منظور از تعلیل و توجیه چیست؟ توضیح دهید.

6. چگونه با اسلوب توضیح و تبیین به اقناع اندیشه می توان پرداخت؟

7. تقسیم و تنظیم چه نقشی در اقناع و فهم مخاطب دارد؟

8 . چگونه در اسلوب گزارش تحقیق به اقناع مخاطب می پردازیم؟

9. اسلوب مقایسه و ترجیح را با یک مثال توضیح دهید.

تفاوت نقد و بررسی با تجزیه و تحلیل در چیست؟ توضیح دهید.

اسلوب مناظره و گفتگو را بیان کنید.

 

فعالیت پژوهشی و تمرینی

1. در یک مباحثه دوستانه، اسلوبهای دیگری برای اقناع اندیشه مخاطبان بیابید و نحوه استفاده از آنها در سخنرانی دینی را روشن سازید.

2. با تهیه مواد مناسب، هر یک از اسلوبهای اقناع اندیشه را در جمع گروهی دوستان و یا در صورت وجود زمان کافی، در کلاس با حضور استاد خود تمرین کنید.

 

--------------------------------------------------------------------------------

[1]. فرهنگ فارسي، دكتر محمدمعين، 6 جلدي، انتشارات اميركبير، چاپ هشتم، تهران، 1371، ج1، ص273.

[2]. لغت نامه، علي اكبر دهخدا، زير نظر دكتر محمدمعين و دكتر سيدجعفر شهيدي، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول از دوره جديد، تهران، 1373، ج4، ص5640.

[3]. همان، ص 5674.

[4]. لغت نامه، علي اكبر دهخدا، ج4، ص5971.

[5]. همان، ص 6232.

[6]. در كتاب «علل الشرايع» مرحوم شيخ صدوق، روايات مشتمل بر فلسفه احكام گرد آمده است.

[7]. منطقيين براي تقسيم انواعي را ذكر كرده اند كه عبارت اند از:

تقسيم تفصيلي استقرائي: اگر در تقسيم، همه اقسام يكجا ذكر شوند ولي محصور به حصر عقلي نباشند، آن را تقسيم تفصيلي استقرائي گويند؛ مثل تقسيم اديان الهي به يهودي، نصراني و اسلامي.

تقسيم تفصيلي عقلي: اگر در تقسيم، اقسام محصور به حصر عقلي باشند و همه يكجا ذكر شوند، آن را تقسيم تفصيلي عقلي گويند؛ مثل تقسيم كلمه به اسم، فعل و حرف.

تقسيم ثنائي: تقسيم مقسَم براساس نفي و اثبات را تقسيم ثنائي گويند؛ مثل اينكه بگوييم: حيوان يا ناطق است يا غيرناطق و ناطق يا شاعر است يا غيرشاعر و ... . در هر مرحله از تقسيم ثنائي دو قسم بيشتر وجود ندارد و اين دو قسم، نقيض يكديگرند.

تقسيم طبيعي: تقسيم «كل» خارجي يا ذهني را به اجزاء آن تقسيم طبيعي گويند؛ مثل تقسيم مفهوم انسان به حيوان و ناطق، و يا تقسيم يك مولكول آب به اكسيژن و ئيدروژن.

تقسيم منطقي: تقسيم «كلي» به جزئيات را تقسيم منطقي گويند؛ مثل تقسيم «كلمه» به اسم، فعل و حرف. (منطق، علاّمه محمدرضا مظفر، ترجمه و اضافات: علي شيرواني با پاورقي غلامرضا فياضي و محسن غرويان، انتشارات دار العلم، چاپ اول، قم، 1374، ج2، ص354.)

[8]. نقد در لغت به معناي جدا كردن دينار و درهم سره از ناسره، تميز دادن خوب از بد، آشكار كردن محاسن و معايب سخن، و ... آمده است. (فرهنگ فارسي، دكتر محمدمعين، ج4، ص4784.)

[9]. با اسلوب مناظره و گفتگو، هم مى توان اقناع انديشه كرد و هم مى توان احساس را تحريك نمود؛ از اينرو مى توان آن را از جمله اسلوبهاى تحريك احساس نيز به شمار آورد.

[10]. فرهنگ لاروس، حميد طبيبيان، ترجمه «المعجم العربي الحديث»، انتشارات اميركبير، تهران، 1377، ج2، ص2011.

[11]. فرهنگ فارسي، دكتر محمد معين، ج4، ص4372.

[12]. الشفاء، ابن سينا، منشورات مكتبة آيت الله مرعشي نجفي، قم، 1404 ق، المنطق، كتاب البرهان، ج6، ص22.

[13]. مناظره گاه براي اثبات حق و گاهي براي اسكات خصم مورد استفاده قرار مي گيرد. در مناظره از همه مبادي قيامهاي منطقي استفاده مي شود؛ از اينرو مي توان مناظره را به پنج قسم مناظره برهاني، مناظره مغالطي، مناظره جدلي، مناظره خطابي و مناظره شعري تقسيم كرد. اما مناظره اي كه براي افاده تصديق صورت مي گيرد به سه قسم برهاني، مغالطي و جدلي تقسيم مي شود. براي آشنايي بيش تر رجوع كنيد به: فن مناظره، محسن غرويان – حميده غرويان، انتشارات دارالعلم، چاپ اول، قم، 1387، ص 48 – 89.

 منبع :

http://noor-ido.ir/Portal/Cultcure/Persian/CaseID/88242/71243.aspx

مواد سخنرانی دینی


مواد سخنرانی دینی

اهداف این درس

1. شناخت نمونه های دیگری از مواد سخنرانی و هدف و جایگاه استفاده از آنها؛

2. فراگیری روش جمع بندی مباحث در سخنرانی به اقتضای مواد سخن.

در درس هشتم، پس از تقسيم مواد سخنراني به اشرف مواد و ساير مواد، بیان کردیم که سایر مواد سخنرانی به دو هدف، استفاده می شوند. هدف اول «توضيح و تبيين مفاهيم نظري و تطبيق آنها با واقعيات عيني» بود. گفتیم بدین منظور از موادی مثل: تاریخ، سیره بزرگان، حکایت، داستان، قصه و داستان واره می توان استفاده کرد.

در این درس، ضمن بیان تفاوت داستان، قصه و داستان واره، نمونه های دیگری را از سایر مواد مؤثر در ملموس ساختن مطالب دینی و توضيح و تبيين آنها معرفی می کنیم. سپس به هدف دوم از ارائه سایر مواد در سخنرانی می پردازیم.

تفاوت داستان، قصه، و داستان واره

واژه هاي داستان، قصه و داستان واره، گاهى به جاى يكديگر استفاده مى شوند؛ ولى با نگاه دقيق تر مي توان تفاوتهاي آنها را ملاحظه كرد.

تفاوت قصه و داستان در اين است كه در قصه معمولاً وقايع به ترتيب زماني پشت سر هم نقل مي شود؛ اما در داستان، اغلب زمان نقل وقايع در پي هم نمي آيد. در داستان مي توان عقربه زمان را پيش و پس برد، هر چند نمي توان وجود زمان را ناديده گرفت.[1]

تفاوت قصه و داستان واره در دو چيز است:

1. قصه بر نقل و روايت استوار است؛ ولي داستان واره توجهي به نقل و روايت نداشته و به توصيف و ترسيم مي پردازد.

2. بنياد قصه بر حوادث خلق الساعۀ و خارق العاده گذاشته شده است؛ ولي در داستان واره، حوادث و خصوصيات شخصيت يا اوضاع و احوالي توصيف مي گردد.[2]

تفاوت داستان با داستان واره در اين است كه تأكيد داستان واره بر چگونگي چيزي مكاني و يا شخصي است و واقعه، صحنه و يا شخصيت واحدي را توصيف مي كند و بيان توصيفي دارد؛ ولي داستان بر آنچه وقوع يافته يا واقع خواهد شد تأكيد مي ورزد و بيان روايتي دارد.

داستان واره غالباً گرد محور صحنۀ مجرد يا شخصيت مجردي مي گردد و خصوصيات آنها را توصيف مي كند؛ صحنه يا شخصيتي كه خصوصيات ممتاز و جالب توجهي داشته باشد.

داستان روايت عمل است و اغلب از خصوصيت پويايي برخوردار است؛ اما داستان واره توصيف چگونگي است و خصوصيت ايستايي دارد. مثلا در داستان واره هر بار كه حادثه اي براي شخص اتفاق مي افتد، واكنش يكساني از او سر مي زند؛ ولي در داستان، هر حادثه اي موجب تحول يا تغييري در شخصيت اصلي مي شود. مثلا مردي از مرگ پسرش غم زده است. اگر در طول زمان دگرگوني و تغييري در حالت روحي او پيدا شود، يعني غمش از ميان برود يا تعديل شود، يك داستان خلق شده است.[3]

تشبيه

تشبيه در لغت به معناي چيزي را به چيز ديگر مانند كردن، شبيه كردن، و مانند كردن چيزي به چيز ديگر در صفتي آمده است.[4]تشبيه چهار ركن دارد:

الف. مشبه، يعني چيزي كه آن را تشبيه كنند.

ب. مشبه به، يعني چيزي كه مشبه را به آن مانند كنند.

ج. وجه شبه، يعني امري كه ميان مشبه و مشبه به مشترك است.

د. ادات تشبيه، يعني كلماتي كه دال بر تشبيه است، مانند: مثل، چون، همچون، همان، همانند، مانند و ... .[5]

در تشبيه مشبّه و مشبّه به در خارج و يا در ذهن وجود دارند؛ مثل تشبيه سخنرانى به آشپزى كه هر دو وجود خارجى دارند. تشبیه امور معنوی و معقول به امور حسّی می تواند آن واقعیت معنوی و معقول را برای مخاطب روشن سازد؛ مثل این تشبیه: «الْحَسَدَ يَأْكُلُ الْإِيمَانَ كَمَا تَأْكُلُ النَّارُ الْحَطَبَ»؛[6]حسد، ایمان را از بین می برد، همان گونه که آتش، هیزم را می خورد.»

يكى از موارد كاربرد تشبيه، استفاده از تجربه هاى شخصى است. گاهى سخنوران، موضوع بحث را به تجربه اي شخصى از خود تشبيه و به آن استناد مى كنند. استفاده از تجربه شخصى، محاسنى مثل ملموس كردن بحث را دارد؛ ولى بايد دقت كرد كه از يك تجربه شخصى، قاعده كلى استخراج نشود.

مثال فرضى

مثال در لغت به معناي مانند، شبيه، همانند، كلمه يا عبارتي كه براي توضيح مطلبي يا قاعده اي آورده شود و ... آمده است.[7]و فرض به معناي تصوير كردن، تصوّر، پنداشت، حدس اثبات نشدۀ متكي بر يك سلسله حقايق كه در توضيح بسياري از امور بكار مي رود[8]و ... مي باشد.

در مثال فرضى، چيزى به چيز ديگرى تشبيه نمى شود؛ بلكه در واقع، تصور يك چيز است كه فعلاً وجود خارجى ندارد و فرض مى گيريم كه وجود داشته باشد؛ مثل اينكه به مخاطب بگوييم فرض كنيد اكنون ماه مبارك رمضان است، يا اكنون در مكه مكرمه كنار كعبه ايستاده ايم، يا فرض كنيد الان كنار مرقد مطهر ابا عبدالله الحسين علیه السلام در حال زيارت هستيد.

ضرب المثل

«ضرب المثل كلامي است خردمندانه و اندرزگونه، اما كوتاه و گوياي بخشي كوچك از فرهنگ يك جامعه. زيبايي تركيب و كوتاهي كلام، مَثَل را دلنشين كرده و در شنونده اثر مي كند. هر چند مَثَل ها داراي تاريخ و نقطۀ شروعي اند، آغاز بسياري از آنها برايمان ناشناخته است. مَثَل ها بيشتر از سروده هاي شاعران يا سخنان حكما گرفته شده اند.»[9]

ضرب المثلها به دليل جارى بودن بر زبان مردم مباحث را در ذهن مخاطب ماندگار كرده، قدرت بيان و انتقال مطالب را در او افزايش مى دهند؛ مثلاً اگر بحث درباره رفتار ناشايست با ديگران و مشكل سازى براى آنان است، مى توان در نهايت به اين جمله منتقل شد كه: «بد مكن كه بد افتى، چَه مَكَن كه خود افتى.»[10]

يا اگر بحث درباره باطل كردن صدقات با منّت است، مى توان آن را با اين ضرب المثل بيان كرد كه: «نكويى گر كنى منت منه زان / كه باطل شد ز منّت جود و احسان» يا «عطاى كريمان بود غير ممنون» و «بده و منّت منه.»[11]

مثلهاي فراواني همچون «خفته را خفته كي كند بيدار»، «دوصد گفته چون نيم كردار نيست»،[12]«چو دخلت نيست خرج آهسته تر كن»،[13]«گر صبر كني زغوره حلوا سازي»[14]مي تواند براي تبيين مطالب مورد توجه قرار گيرد.

لطيفه

لطيفه در لغت به معناى گفتارى نغز، مطلبى باريك و نيكو، بذله، شوخى، نكته باريك، اشارت دقيقى - كه از آن معنايى در ذهن خطور كند كه آن را نتوان تعبير كرد[15]- آمده است.

لطيفه روايت داستاني مفرّح و كوتاهي است درباره شخصي يا حادثه اي يا وضعيت و موقعيتي.

بنياد لطيفه بر پيوند حلقه هاي واقعي و تصادفي حادثه اي استوار است و از پيوستن اين حلقه ها به يكديگر تكوين و تحقق مي يابد و اگر يكي از اين حلقه ها، وظيفه خود را انجام ندهد، شيرازه اش از هم مي پاشد. حلقه پاياني لطيفه موجب شگفتي و خنده مي شود و اگر اين حلقه نباشد، لطيفه به وجود نمي آيد. از نظر محتوا، لطيفه به وقايع نادر و استثنايي و اشخاص معروف و شناخته شده بيش تر توجه دارد.[16]

جمع بندي با عبارات ويژه ماندگار

يكي از اهداف به كارگيري ساير مواد، جمع بندي مطالب با عبارات ويژه و ماندگار است، با اين توضيح كه گاهى سخنران، پس از توضيحات مبسوط دربارۀ يك مطلب مى خواهد آن را جمع بندى كرده، از بحث خود نتيجه بگيرد.

اين جمع بندى و نتيجه گيرى در پايان هر مطلب بسيار مناسب و تأثيرگذار است و سبب ماندگارى بحث در ذهن مخاطب و قابليت بيان پيدا كردن توسط او مى شود؛ مثلاً اگر سخنران درباره سه مطلب سخن مى گويد، در پايان هر مطلب، بحث خود را جمع بندى مى كند. در پايان سخنرانى نيز بايد سه مطلب خود را جمع بندى كند تا كاملاً بحث روشن باشد.

جمع بندی را به دو صورت می توان انجام داد: یکی همان شکل معمول است که با عبارات کوتاهی در یکی دو دقیقه مباحث گذشته مرور می شود و راه دوم - كه مناسب تر است - استفاده از عبارات ویژه است. منظور از عبارات ويژه، جمله های کوتاهی است که به دلیلی معمولا بر زبان مردم جاری است یا در مقابل دید آنها قرار می گیرد و يا تكرارشان باعث ماندگاري پيام در ذهن مخاطب مي شود.

بدین منظور در پایان هر مطلب مهم و یا در پایان سخنرانی، مباحث گذشته در یک جمله ویژه جمع بندی و ارائه می شود؛ مثلا اگر بحث درباره کار و تلاش بوده و اینکه تا انسان تلاش نکند به جایی نمی رسد، می توان مباحث را در این شعر کوتاه - که معمولا هم بر زبانها جاری می شود - جمع کرد که «نابرده رنج گنج میسر نمی شود/ مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد.»

اگر این جمله را به عنوان خلاصه سخن در پایان سخنرانی چند بار تکرار کنیم و یادآوری کنیم که خلاصه بحث ما همین بوده است، هم مخاطبان، بحث را بهتر می گيرند، هم می توانند آن را برای دیگران منتقل کنند و هم این پیام، ماندگار می شود.

همچنين براى توجه بيشتر مخاطب، گاهى خلاصه بحث در قالب يك عبارت ويژه در طول سخنراني، تكرار مى شود و هر چند دقيقه يك بار آن جمله بر زبان جارى مى شود؛ یعنی در حقیقت، جمع بندی بحث را به صورت تکراری در جای جای سخنرانی می آوریم.

براى جمع بندى مباحث و به هدف انتقال از عبارات گوناگون و توضيحات مبسوط به عبارات ويژه و خاص، مى توان از موادى مثل نقل قول بزرگان، ضرب المثل، شعر، سخنان حكمت آميز و نغز، و جملات ويژه شرطيه و استفهاميه استفاده كرد. البته اين گونه مواد براي تبيين و ملموس سازي مباحث نظري نيز به كار مي آيند و از سوي ديگر استفاده از آنها موجب تنوع در سخنراني و ايجاد جذابيت و زيبايي هم مي شود؛ از اين رو ذكر آنها تحت عنوان «جمع بندي با عبارات ويژه»، به اين دليل است كه موارد ديگري كه قبلا بيان شد، كاركرد جمع بندي را ندارند.

نقل قول بزرگان

نقل قول بزرگان در حقيقت، نقل كلمات مناسب و برجسته اى از بزرگان دينى يا علمى، تاريخى، سياسى، هنرى و ادبى است. در اينجا شايد خود سخن، خيلى مهم نباشد؛ ولى شخصيّت گوينده آن براى شنونده بسيار اهميت دارد و به همين سبب بر مخاطب، اثر گذار است. البته ممكن است سخن فرد بزرگى هم مطرح شود كه خود سخن نيز مهم باشد.

براي نمونه اگر بحث درباره تلاش كردن براى رفتن به بهشت است، مى توانيم آن را با اين سخن مرحوم شهيد بهشتى جمع كنيم كه «بهشت را به بها دهند نه به بهانه.» و اگر بحث در اين باره است كه همه جهان تحت اشراف و علم خداوند است، و از اين رو تمام حركات ما را مى بيند، مى توانيم بحث را در اين جمله جمع كنيم كه امام راحل ) فرمود: «عالم محضر خداست. در محضر خدا معصيت نكنيد.»

شعر

بعضى از اشعار جالب ولى كوتاه در ميان مردم رايج هستند و مردم از قديم - چه عوام و چه خواص - آنها را در هر مناسبتى مى خوانند. اگر مباحث خود را با اين گونه اشعار زيبا، پرمعنا و كوتاه مزيّن كنيم، بهتر در ذهن مخاطب مى ماند؛ مثلاً اگر بحث ما در اين باره است كه انسان با دانش به قدرت مى رسد، مى توان آن را در اين شعر جمع كرد كه «توانا بود هر كه دانا بود/ زدانش دل پير برنا بود».

البته استفاده از شعر، منحصر به جمع بندي مطالب نيست؛ بلكه براى ارائه نظريه هاى دينى مبتنى بر قرآن و حديث و ... نيز به كار مى آيد و در واقع يك قالب براى بيان داستان، حكايت، داستان واره و مطالب ديگر است.

سخنان حكمت آميز

حكمت در لغت به معناى عدل، علم و دانش، حلم و بردبارى، راستى و درستى، كلام موافق حق، پند و اندرز، معرفت حقايق اشيا به قدر طاقت بشرى، فلسفه، انجام عملى كه پسنديده باشد و... آمده است.[17]

منظور از سخنان حكمت آميز، سخنان دلنشينى است كه از سر دانش و خردمندى سرشته شده و ناشى از معرفت به حقايق اشيا و امور است. در اينجا خود سخن از اهميت ويژه اى برخوردار است، گرچه گوينده آن هم انسان به ظاهر دانشمندى نباشد. البته اگر گوينده نيز از عالمان متشخص بود، تأثيرگذارى سخن بيشتر خواهد شد.

جملات استفهاميه و شرطيه

برخى از جملات شرطيه و استفهاميه مى توانند در سخنرانى چندين بار تكرار شوند. در واقع به جاى اينكه خلاصه سخن در پايان بحث در يك جمله كوتاه، جذاب و ماندگار بيان شود، يك جمله شرطيه يا استفهاميه در طول سخنرانى چندين بار تكرار مى شود تا كاملاً در ذهن مخاطب بماند.

مهم در این گونه جملات ويژه، تكرار آنهاست؛ مثلا در موضوع «لزوم مبارزه با استكبار جهاني»، ممكن است پس از بيان هر آيه يا داستان يا... و توضيح درباره آن، اين جمله تكرار شود كه «آيا مبارزه با استكبار جهانى، واجب نيست؟» و يا اگر پيام و محور اصلي بحث ما «فراواني نعمت در سايه شكر نعمت» است، اين جمله تكرار شود كه: «اگر شكر نعمت كنيم، نعمتها فراوان مى شود.» اين گونه جملات ممكن است حكمت آميز و نغز نيز نباشند؛ اما اگر چنين بودند، تأثيرگذارى بيشترى دارند.

در قرآن كريم آيه « فَبِأَىِّ ّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ»[18]که یک جمله استفهامیه است چندين بار در يك سوره تكرار شده است. مى توان همین جمله را نیز در یک سخنرانی تکرار کرد و همين طور مى توان جمله «هَلْ جَزاءُ الْاِحْسانِ اِلَّا الْاِحْسان»[19]که استفهامیه است و يا «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَاَزِيدَنَّكُمْ»[20]را که شرطیه است و امثال آنها را به تناسب موضوعات در سخنرانى تكرار كرد.

يك نكته

در قرآن وروايات از داستان، شعر، سخن حكيمانه، تمثيل و... فراوان استفاده شده است. براى تبيين و توضيح و ملموس كردن مباحث نيز مى توان و بهتر است كه از مطالب قرآنى و روايى استفاده شود.

همچنين براى جمع بندى مطالب در عبارات ويژه و خاص و عنوانهاي جذّاب و ماندگار، مى توان از سخنان حكيمانه، ضرب المثلها، اشعار و جملات استفهامیه و شرطیه موجود در قرآن و روايات بهره برد؛ مانند: كلمات قصار امام على ، سخنان حكيمانه لقمان حكيم و... . در اين صورت براي تبيين مباحث و يا جمع بندي آنها نيز از اشرف مواد استفاده كرده ايم و سخنراني خود را از غناي ديني بيشتري برخوردار نموده ايم.

پرسش نامه

1.تفاوت داستان، قصه و داستان واره را بنويسيد.

2. تشبيه و مثال فرضي چه تفاوتي با هم دارند؟

3. منظور از لطيفه به عنوان يكي از مواد سخنراني چيست؟

4. به منظور جمع بندي مباحث با عبارات ويژه و ماندگار از چه موادي مي توان استفاده كرد؟

5. به چه صورتهايي مي توان سخنراني را جمع بندي كرد؟ توضيح دهيد.

6. منظور از «سخن بزرگان» و «سخنان حكمت آميز» چيست؟

7. بين سخن بزرگان و سخنان حكمت آميز، چه نسبتي وجود دارد؟

8 . چگونه از جملات استفهاميه و شرطيه براي جمع بندي مطالب استفاده مي شود؟

فعاليت پژوهشي

1. با راهنمايي استاد خود، نمونه هايي از تشبيه، مثال فرضي، لطيفه، سخن بزرگان، ضرب المثل، شعر، سخنان حكيمانه، و جملات ويژه استفهاميه و شرطيه را در فيش تبليغي بنويسيد و در فرصت مناسب، درباره مناسب بودن و جايگاه استفاده از آنها تبادل نظر كنيد.

2. با استفاده از نظر اساتيد خود و مراجعه به كتابخانه ها، منابع مفيد و دقيق را براي استخراج مواد سخنراني، ليست كنيد تا پژوهشهاي بعديتان در زمينه محتواي سخنراني آسان شود.

 

--------------------------------------------------------------------------------

[1]. عناصر داستان ، جمال ميرصادقي، انتشارات سخن، چاپ پنجم، تهران، 1385، ص 34 و 35.

[2]. ادبيات داستاني ، جمال ميرصادقي، انتشارات علمي، چاپ چهارم، تهران، 1382، ص344.

[3]. همان ، ص 343 – 346.

[4]. فرهنگ فارسي ، دكتر محمدمعين، انتشارات اميركبير، چاپ چهاردهم، تهران، 1378، ج1، ص1084.

[5]. همان.

[6]. الكافي ، ثقة الاسلام كليني، دار الكتب الاسلاميه، چاپ چهارم، تهران، 1365، ج2، ص306.

[7]. فرهنگ فارسي ، دكتر محمدمعين، ج3، ص3852.

[8]. همان ، ج2، ص2519.

[9]. ضرب المثلهاي مشهور (فارسي – انگليسي) ، فرشيد اقبال، انتشارات سبكباران، چاپ اول، تهران، 1382، ص3.

[10]. فرهنگ امثال القرآن و معادلهاى آن در زبان فارسى ، سيد محمد رضوى، شركت چاپ و نشر بين الملل، چاپ اول، تهران، 1383، ص 196.

[11]. همان ، ص 197.

[12]. ضرب المثلهاي مشهور (فارسي – انگليسي) ، فرشيد اقبال، ص5.

[13]. همان، ص 26.

[14]. همان، ص32.

[15]. فرهنگ فارسي، دكتر محمد معين، ج 3، لغت لطيفه.

[16]. عناصر داستان ، جمال ميرصادقي، ص220. به عنوان مثال آورده اند: پيامبر در جمع اصحاب و انصار نشسته بودند و پاي مباركشان خسته شده بود؛ ولي با توجه به حيا و ادب بسيار بالايي كه داشتند، پاي مبارك را دراز نمي كردند. پس از گذشت لحظاتي، يك پايشان را دراز كردند و از حاضران پرسيدند: «اين پاي من، به چه چيزي شبيه است؟» هر يك از حضّار، به مقتضاي ذوق و سليقه خود، تشبيهاتي كردند و پيامبر هيچ يك را نپذيرفت. گفتند: »يا رسول الله! خودتان بفرماييد كه پاي مباركتان شبيه به چيست؟» حضرت، تبسمي كرد. و پاي ديگرشان را نيز دراز كرده و فرمودند: «آن پاي من به اين پايم شبيه است.» (لطيفه هاي تلخ و شيرين از مردمان اهل دين، مصطفي درويش، انتشارات سياره، چاپ اول، 1382، ص19 و 20.)

[17]. فرهنگ لغت ، محمد معين، ج 1، واژه حكمت.

[18]. الرحمن/ 13.

[19]. همان/ 60.

[20]. ابراهيم/ 7.

 
 
منبع :

http://noor-ido.ir/Portal/Cultcure/Persian/CaseID/88241/71243.aspx

محتوای سخنرانی دینی


 محتوای سخنرانى دینی

1. مواد سخنراني و ارزش هر كدام

- اشرف مواد

- ساير مواد

2. اساليب سخن و كاربرد هر كدام

- اسلوبهاى اقناع اندیشه

- اسلوبهاى تحریک احساس


درس هشتم

اهداف این درس:

1. شناخت تعریف سخن و اجزاي آن؛

2. آشنایی با اقسام مواد سخنرانی و تعریف هر قسم؛

3. پی بردن به ارزش و جایگاه استفاده از مواد مختلف در سخنرانی.

 

 

جزء سخن، واحد سخن و سخنراني

جزء سخن، بخشى از سخن است كه غالباً بيش از يك جمله يا عبارت است و براى افاده مقصود - به گونه اى كه بتوان نام يك سخن تمام بر آن اطلاق كرد - كافى نيست. نسبت جزء سخن به خود سخن، مانند نسبت كلمه به كلام است كه حتى اگر مركّب هم باشد، يك كلام محسوب نمى شود.

اجزاي سخن، ارتباط وثيقى با مجموعه سخن دارند؛ براي مثال، زمانى كه يك سخنران، حكايتى را بيان مى كند تا غرض خود را از بيان آن توضيح ندهد و از آن در مجموعه سخنان خود بهره بردارى نكند، يك واحد از سخن به حساب نمى آيد. از این رو در مثال فوق، اصل حکایت، یک جزء از سخن است و با همه توضیحات جانبی و بیان ارتباطات آن با بخشهای دیگر سخنرانی، یک واحد از سخن را شکل می دهد. سخنرانی، مجموعه ای از سخنان است که به هم پیوند خورده اند.

مواد سخنراني و ارزش هر كدام

مواد سخنراني عبارت اند از مطالبي كه براي رسيدن به هدف سخنراني از آنها استفاده مي شود. هر كدام از مواد سخنراني، جزئي از سخن هستند و در يك نگاه كلى به دو قسمت تقسيم مي شوند: الف) اشرف مواد؛ ب) ساير مواد.

الف) اشرف مواد

اشرف مواد، ركن محتوايى سخنرانى محسوب مى شوند و آن بخش از مطالب و محتواها هستند كه سخنرانى بدون آنها، سخنراني ديني محسوب نمي شود.

اشرف مواد در سخنرانی دینی عبارت اند از:

1. قرآن كريم؛

2. سنت.

هدف از انجام سخنرانی، انتقال پیام قرآن و معصومان ( یعنی حقیقت معارف الهی به مردم است و در صورتی که از پیام الهی خالی باشد، حقیقتاً نمی توان نام سخنرانی دینی بر آن گذاشت. منظور از قرآن، روشن است و منظور از سنت، قول و فعل معصومان ( است که برای شنوندگان دینی حجّت الهی هستند.

چند نكته

در نظر گرفتن نكات ذيل درباره آیات و روایات، لازم است:

1. شايسته است سخنران مذهبى، هنگام استفاده از قرآن و روايات، اهل تدبّر باشد و برداشتهاى دقيق خود و مفسّران را نيز ذيل آيات و احاديث بيان كند. چنانچه فقط آيات و روايات را پشت سر هم بخوانيم و از توضيح آنها بپرهيزيم، براى بسيارى از مخاطبان قابل فهم نخواهد بود و مخاطب در بعضى موارد، احساس خشكى در بحث مى كند.

پس مناسب است كه مثلاً در صورت قرائت آيه شريفهقَالَ فَمَا خَطْبُكَ يَسَمِرِىُّ * قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ يَبْصُرُواْ بِهِ ؛[1]«[موسى علیه السلام  رو به سامرى كرد و] گفت: تو چرا اين كار را كردى، اى سامرى؟ گفت: من چيزى ديدم كه آنها نديدند.»

توضيح دهيم كه اين ماجرا بعد از ساختن گوساله سامرى و بت پرست شدن مردم در غياب حضرت موسى علیه السلام  اتفاق افتاد.

گوساله سه ويژگى داشت:

الف) در آن هنر بكار رفته بود؛

ب) مظهر پول و ثروت بود؛ چون از طلا ساخته شده بود؛

ج) به لحاظ صنعتى ظرافت داشت؛ به اين صورت كه وقتى از طرف دُم در آن دميده مى شد، هوا از دهانش خارج مى شد.

سامرى مى گويد: من به چيزى رسيدم كه آنها نرسيده اند. از اين آيه استفاده مى شود كه:

الف) اگر بعضى از انسانها برخى رموز اشيا را به دست آورند، بقيه انسانها را به كرنش در مقابل خود وامى دارند و هر كس نداند، در مقابل دانا كرنش مى كند؛ چنان كه امروز نيز ملتهاى بزرگ و كوچك در مقابل گوساله صنعتى غرب كرنش مى كنند.

ب) يكى از زمينه هاى تهاجم پذيرى، جهل انسان است؛ از اين رو برای جلوگیری از تهاجم فرهنگی باید به جهل زدایی از جامعه نسبت به معارف دینی پرداخت.

2. قرآن كريم و سنّت، اشرف مواد سخنرانى هستند؛ اما الزاماً چنين نيست كه اگر در يك سخنرانى، با صراحت، متن عربى قرآن و روايات نيامده بود، آن را سخنرانى دينى ندانيم؛ بلكه ممكن است به دليل شرايط خاص و مخاطبان ويژه، سراسر سخنرانى و تأثيراتش قرآنى باشد؛ ولى به ظاهر، يك آيه هم خوانده نشود. البته همین جا متذکر می شویم که قرائت عربی آیات و روایات، نورانیت و تأثیر خاصی دارد؛ از اين رو تا سرحد امکان لازم است از متن عربی آنها در سخنرانی استفاده شود.

3. قرآن كريم و روايات معتبر معصومان ( نزد ما و همه كسانى كه با آنها آشنايى دارند، از اشرف مواد است؛ اما برخى مخاطبان، چنين نگاهى به ثقلين ندارند؛ از اين رو اگر بخواهيم براى آنان نيز اشرف مواد باشد، نيازمند مقدمه چينى و استدلال در ابتداى سخن هستيم. پس لزوماً به صورت هميشگى از قرآن و روايات در ابتداى سخنرانى استفاده نمى شود؛ بلكه به حال مخاطب بستگى دارد.

4. در بعضی موارد، چنان که در بحث راههای ایجاد انگیزه خواهیم گفت، مى خواهيم موضوع سخنرانى در ابتداى كار مبهم بماند. از سوى ديگر مى خواهيم آيه يا روايتى را در صدر سخن مطرح كنيم. در چنین شرایطی بايد از آيات و رواياتى در شروع سخنانمان بهره گيريم كه موضوع را آشكار نسازند.

ب) ساير مواد

منظور از سایر مواد، آن دسته از مطالب است که در قرآن و حدیث مطرح نیست؛ اما برای تبیین معارف اسلامی و یا جمع بندی و ماندگاری آنها در ذهن مخاطب تأثیر دارد.

اشاره کرديم که هدف اساسى از سخنرانى دينى، انتقال مفاهيم و معارف قرآن و سيره و سخن معصومان( به مخاطبان است؛ از اين رو استفاده از ساير مواد و استخدام آنها براي بهره برداری بهتر و فهم دقیق تر معارف الهی است. اگر اين مواد، ما را به چنین مقصودی نرسانند نباید جایی را در سخنرانی اشغال کنند.

در یک نگاه کلی به دو هدف از سایر مواد بهره گرفته مى شود:

1. توضيح و تبيين مفاهيم نظري و تطبيق آنها با واقعيات عيني؛

2. عنوان سازيهاي جذّاب و ماندگار.

تبيين و تطبيق مفاهيم نظرى

بعضی از مباحث نظري دين كه در آيات و روايات بيان شده است نياز به توضيح و تبيين دارند و يا ذكر شواهد عيني و مصداقهاي خارجي آنها موجب مي شود بسياري از مخاطبان ضمن درك بهتر، انگيزه بيشتري براي عمل به آن آموزه ها پيدا كنند.

مثلا قرآن كريم در باب قرض الحسنه مي فرمايد:  مَنْ ذَا الَّذي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثيرَةً وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ؛[2]«كيست كه به خدا قرض الحسنه اي دهد تا آن را براي او چندين برابركند؟ و خداوند است كه [روزي بندگان را] محدود يا گسترده مي سازد؛ [و انفاق، هرگز باعث كمبود روزي آنها نمي شود.] و به سوي او بازگردانده مي شويد [و پاداش خود را خواهيد گرفت].»

شنوندگان مذهبي، اين آيه را از روي تعبد مي پذيرند؛ اما هنوز برايشان ملموس نشده است كه چگونه خداوند قرض الحسنه را چندين برابر مي كند. براي توضيح، تبيين و ملموس كردن اين نظريه ديني مي توان داستان كساني را مطرح كرد پس از قرض دادن، خداوند به مال آنان بركت داده و به صورت محسوسي اموالشان چندين برابر شده است.

این داستانها نه در قرآن آمده است و نه در روایات معصومان(؛ ولی از آنها برای تبيين این بحث قرآنی استفاده مي شود.

براى توضيح و تبيين، و عينى و ملموس كردن مباحث و مفاهيم نظرى دين، از موادى مثل: تاريخ، سيره بزرگان، حكايت، داستان، قصه، داستان واره، تشبيه، لطيفه و... مى توان استفاده كرد که به توضیح مختصری درباره آنها می پردازیم.

تاريخ

توجه به تاريخ گذشتگان و سرنوشت انسانهاى پيشين و حكايتها و داستانهاى آنان از سفارشهاي قرآن كريم و روايات معصومان ( است؛ براي نمونه قرآن كريم مى فرمايد:  قُلْ سِيرُواْ فِى الْأَرْضِ فَانظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلُ؛[3]«بگو: در زمين سير كنيد و سرانجام گذشتگان را ببينيد.»

همچنين مى فرمايد:لَقَدْ كَانَ فِى قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِاُّوْلِى الْأَلْبَبِ؛[4]«در قصه هاى آنان عبرتى براى صاحبان انديشه است.»

امام على    علیه السلام  نيز فرمود: «وَاعْتَبِرْ بِما مَضى مِنَ الدُّنْيا لِما بَقِىَ مِنْها فَاِنَّ بَعْضَها يَشْبَهُ بَعْضاً وَآخِرُها لاحِقٌ بِاَوَّلِها؛[5]از آنچه از دنيا گذشته براى باقى مانده آن عبرت بگير، زيرا بعضى از آن به بعض ديگر[ش ] شبيه است و پايانش به اوّلش ملحق مى شود.»

معنا و تعريف تاريخ

تاريخ را به صورتهاى ذيل، معنا و تعريف كرده اند:

1. وقت چيزى پديد كردن؛

2. تعيين كردن مدتى را از ابتداى امرى عظيم و قديم و مشهور تا ظهور امر ثانى كه عقب اوست؛

3. رقمى كه زمان را نمايد، زمان وقوع واقعه اى؛

4. سرگذشت يا سلسله اعمال و وقايع و حوادث قابل ذكر كه به ترتيب ازمنه تنظيم شده باشد.[6]

چنانكه از معانى فوق پيداست، تاريخ در سيره بزرگان، حكايت و داستان، منحصر نيست؛ مثلاً روز شمار وقايع تاريخى، مثل حوادث بعد از قيام امام حسين علیه السلام  نيز تاريخ است و از موارد ياد شده نيز نيست. بيان سير تحولات اجتماعى در زمان خاص، ذكر ولادتها، شهادتها، و اتفاقات تاريخى ديگر نيز همين گونه است.

سيره بزرگان

سيره در لغت به معناى طريقه، روش، سنّت، مذهب، خو، عادت، خُلق، ترتيب، انتظام،[7]نوع راه رفتن،[8]هيئت و شكل و قيافه[9]آمده است.

در اصطلاح، زمانی یک رفتار، سیره یک فرد به حساب می آید که همیشه بر آن مداومت داشته باشد؛ مثلا اگر می گوییم نماز شب خواندن، سیره امام خمینی  بود، به این معناست که او بر این رفتار پسندیده مداومت داشت و آن را ترک نمی کرد.

مرحوم شهيد مطهرى تعریف خاصی از سیره دارد و در تعريف آن چنين آورده است: «سيره، عبارت است از سبك و اسلوب و متد خاصى كه افراد صاحب اسلوب و سبك و منطق در سير خودشان به كار مى برند. همه مردم سير دارند؛ ولى همه مردم سيره ندارند؛[10]يعنى اين چنين نيست كه همه مردم در رفتار خودشان از يك منطق خاص پيروى بكنند و يك سلسله اصول در رفتار خودشان داشته باشند كه آن اصول، معيار رفتار آنها باشد.»[11]

حكايت

حكايت به معناى بازگفتن از چيزى، بازگفتن چيزى، بازگفتن گفتارى، سخن نقل كردن،[12]نقل كردن مطلب يا داستانى است، و حكايت كردن به معناى بيان حال كسى كردن، سرگذشت كسى را روايت كردن و... آمده است.[13]

حكايت گاهي به شكل يك داستان كوتاه و در متن يك داستان بلند و گاهي به صورت مستقل مي آيد. در مثنوي فراوان ديده مي شود كه يك داستان كلي در برگيرنده چند حكايت است. مثنوي معنوي و بوستان سعدي دو مجموعه بزرگ از حكايات منظوم هستند. حكايت به طور كلي موجز بوده و معمولا حاوي نكته اي دقيق است و غالبا در مقام تمثيل يا تفهيم و تقرير مطلبي به كار مي آيد.[14]

داستان

داستان در لغت به معناى سرگذشت، حكايت، افسانه، قصه، مشهور، زبانزد خاص و عام[15]آمده است. در اصطلاح، نقل واقعه خاصى است كه از تاريخ انتخاب و يا از غير تاريخ ساخته و به صورت يك واقعه تاريخى با اوجها، فرودها و گره هاى خاصى بيان مى شود. برخي در تعريف داستان آورده اند: «داستان يا نوول[16]اثري است روايي به نثر كه مبتني بر جعل و خيال[17]باشد.»[18]

چنانچه داستان طولاني باشد، به آن رُمان و اگركوتاه باشد، به آن داستان كوتاه[19]مي گويند.

داستان كوتاه و رمان را چنين تعريف كرده اند:

«داستان كوتاه روايت به نسبت كوتاه خلاقانه اي است كه نوعا سر وكارش با گروهي محدود از شخصيتهاست كه در عمل منفردي شركت دارند.»[20]

و رمان عبارتست از: «روايت خلاقه اي با طول شايان توجه و پيچيدگي خاص كه با تجربه انساني همراه با تخيّل سر وكار داشته باشد و از طريق توالي حوادث بيان شود و در آن گروهي از شخصيتها در صحنه مشخصي شركت داشته باشند.»[21]

در سخنراني ديني مي توان از داستان كوتاه و يا بخشي از يك رُمان استفاده كرد.

قصّه

قصّه در لغت به معناى حكايت، داستان، سرگذشت،[22]سخن، مرافعه و دعوا آمده است. قصه پرداختن به معناى داستان گفتن، روايت قصّه كردن[23]و... است.[24]

در قصه بر حوادث خارق العاده بيشتر از تحول و تكوين آدمها و شخصيتها تأكيد مي شود و محور ماجرا بر حوادث خلق الساعۀ مي گردد. حوادث، قصه را بوجود مي آورند و ركن اساسي و بنيادي آن را تشكيل مي دهند بي آنكه در گسترش و رشد قهرمانها و آدمهاي قصه نقشي داشته باشند. به عبارت ديگر، شخصيتها و قهرمانها، در قصه كم تر دگرگوني مي يابند و بيشتر دستخوش حوادث و ماجراهاي گوناگونند. قصه ها اغلب پاياني خوش دارند و در آنها خوبيها بر بديها پيروز مي شوند.[25]


داستان واره

در كتابهاي لغت معنايي براي داستان واره ذكر نكرده اند؛ اما برخي از محققين، بين داستان و قصه و داستان واره تفاوت قائلند و داستان واره را شبه داستان مي دانند؛ چيزي شبيه انشائي كه دانش آموزان مدارس مي نويسند و غالباً گرد محور صحنه يا شخصيت مجردي مي گردد و از اوضاع و احوال حرف مي زند و چگونگي يك شيئي، مكان و يا شخصي را توصيف مي كند.[26]

سيره بزرگان، حكايت و داستان - تا آنجا كه در سخنرانى دينى از آنها استفاده مي شود - زير مجموعه تاريخ هستند؛ ولى به دلايل ذيل، جداگانه ذكر شده اند:

1. موارد ياد شده از اهميت ويژه اى در سخنرانى برخوردارند؛ از اين رو به عنوان ذكر خاص بعد از عام مى توان به آنها به طور ويژه توجه كرد.

2. در سيره بزرگان، حكايت و داستان، وقتى به صورت تبليغى بيان مى شوند، صنعتى به كار گرفته مى شود كه در تاريخ نگارى يا بيان تاريخ وجود ندارد.

براي توضيح و تبيين مفاهيم نظری و تطبيق آنها با واقعيات عيني، از مواد دیگری نیز استفاده می شود که در درس بعد به آن اشاره می شود.

پرسش نامه

1. منظور از واحد سخن و جزء آن چیست؟ توضیح دهید.

2. اقسام مواد سخنرانی را نام برده، هر یک را تعریف کنید.

3. اشرف مواد سخنرانی کدام اند؟

4. توجه به چه نکاتی درباره آیات و روایات در سخنرانی دینی لازم است؟

5. منظور از ساير مواد چيست و به چه هدفي از آنها در سخنراني ديني استفاده مي شود؟

6. براي توضيح و تبيين مفاهيم نظري و تطبيق آنها با واقعيتهاي عيني از چه موادي در سخنراني استفاده مي شود؟

7. معنا و تعريف تاريخ را بنويسيد.

8 . منظور از سيره چيست؟ توضيح دهيد.

9. حكايت، داستان، قصه و داستان واره را تعريف كنيد.

فعاليت پژوهشي

با راهنمايي استاد خود، نمونه هايي از آيات، روايات، تاريخ، سيره بزرگان، حكايت، داستان و داستان واره را فيش نويسي تبليغي كرده و در صورت امكان در كلاس درس يا مباحثه دوستانه، درباره مناسب بودن و نحوه استفاده از آنها در منبر تبادل نظر كنيد.


--------------------------------------------------------------------------------

[1]. طه/95 و 96.

[2]. بقره/ 245.

[3]. روم/42.

[4]. يوسف / 111.

[5]. نهج البلاغه ، صبحي صالح، انتشارات دار الهجرۀ، قم، نامه 69، ص 459.

[6]. فرهنگ لغت ، دكتر محمد معين، 6 جلدي، انتشارات اميركبير، چاپ هشتم، تهران، 1371، ج 1، واژه تاريخ.

[7]. همان ، ج 2، لغت سيرت.

[8]. سيرى در سيره نبوى ، مرتضى مطهرى، انتشارات صدرا، چاپ ششم، تهران، 1368، ص 47 و 48.

[9]. لسان العرب ، ابن منظور، دار احياء التراث العربي، بيروت، ج 6، ماده سير.

[10]. ايشان سير را به معناى حركت، رفتن، راه رفتن و سيره را به معناى نوع راه رفتن گرفته است.

[11]. سيرى در سيره نبوى ، مرتضى مطهرى، ص 62 و 63.

[12]. لغت نامه ، على اكبر دهخدا، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول از دوره جديد، تهران، 1373، ج 6، لغت حكايت.

[13]. فرهنگ لغت ، دكتر محمد معين، ج 1، لغت حكايت.

[14]. انواع ادبي ، سيروس شميسا، انتشارات فردوسي، چاپ دهم، تهران، 1383، ص 211 و 212.

[15]. فرهنگ لغت ، دكتر محمد معين، ج2، لغت داستان.

[16]. .Novell

[17]. .Fiction

[18]. انواع ادبي ، سيروس شميسا، انتشارات فردوس، چاپ دهم، تهران، 1383، ص 171.

[19]. Short Story.

[20]. عناصر داستان ، جمال ميرصادقي، انتشارات سخن، چاپ پنجم، تهران، 1385، ص 26.

[21]. همان ، ص24.

[22]. مانند: با عقل خود گر جفتمى، من گفتنيها گفتمى / خاموش كن تا نشنود اين قصه را باد هوا.

[23]. مانند: نماز شام غريبان چو گريه آغازم / به مويه هاى غريبانه قصه پردازم.

[24]. فرهنگ لغت ، دكتر محمد معين، ج 2، لغت قصّه.

[25]. عناصر داستان ، جمال ميرصادقي، ص22.

[26]. ر. ك: ادبيات داستاني، جمال ميرصادقي، انتشارات علمي، چاپ چهارم، تهران، 1382، ص343 – 346.

  منبع :

http://noor-ido.ir/Portal/Cultcure/Persian/CaseID/88240/71243.aspx
 

سخنراني دینی مطلوب  

سخنرانی دینی مطلوب

اهداف این درس:

1. رسیدن به درک روشن تری از سخنرانی مطلوب؛

2. افزایش توان اجمالی برای نقد و بررسی سخنرانیها؛

3. شناخت برخی از شاخصهای سخنرانی مطلوب و نامطلوب.


در درس پیش با وجوه مطلوبیت سخنرانی در دو حوزه «آگاهی و اندیشه مخاطب» و «احساسات و علایق مخاطب» آشنا شدیم. در این درس، پس از بیان وجوه مطلوبیت سخنرانی در حوزه «رفتار مخاطب»، برخی شاخصه های سخنرانی نامطلوب را توضیح می دهیم.

ج) رفتار مخاطب

سخنرانی مطلوب در حوزه رفتار و عملکرد مخاطب، دارای نشانه هایی است که برخی از آنها را بررسی مي كنيم.

1. تغيير تظاهرات رفتارى منفي

گاهی شنوندگان با بی اعتنایی، بی تفاوتی و بی میلی با سخنران برخورد می کنند و علاقه ای به شنیدن سخنان او ندارند. آنها عدم علاقه و مخالفت خود را با یک سری علائم فیزیکی مانند: طرز نشستن، نحوه نگاه کردن، حرکات جسمی، و یا حتی با میزان سکوت خود نشان می دهند. معمولاً کسانی که به اجبار در جلسه سخنرانی حاضر شده اند و یا هدف آنها از حضور در جلسه، چیزی غیر از سخنرانی بوده است، چنین واکنشهایی دارند.

چنانچه سخنران بتواند تظاهرات رفتاری مخاطب را از بی اعتنایی یا مخالفت به موافقت و یا حتی اشتیاق تغییر دهد، کاری هنرمندانه و مطلوب انجام داده است.

حفظ آرامش، خونسردی و مهربانی در برخورد با مخاطب، بیان مطالب مورد نیاز و علاقه او، نمایش بی اعتنایی خود در مقابل بی اعتنایی مخاطب در عین برقراری ارتباط دوستانه با او و پرهیز از رفتار متکبرانه، می تواند در تغییر تظاهرات رفتاری مخاطبان مخالف و بی اعتنا نقش داشته باشد.

2. اظهار تأييد سخنران

در صورتى كه شنونده، مطالب سخنران را بفهمد و بپذیرد و يا حس او برانگيخته شود، معمولاً به نوعى وى را تأييد مى کند. اظهار تأييد سخنران از سوی مخاطب، یک نشانه از مطلوب بودن سخنرانی است که در رفتار وی بروز مى کند. اين امر، گاهی با فرستادن صلوات، تكبير گفتن، شعارهاى سياسى و ... و گاه با حركات فيزيكى سر و بدن انجام مى شود. سخنران با اين گونه حركات مى تواند به ارزيابى تأثير سخنان خود در شنوندگان بپردازد.

البته باید توجه داشت که برخی مخاطبان به سبب داشتن فرهنگ خاص و یا عادتهای رفتاری ویژه، ممکن است در عمل، به سخنان سخنران واکنش نشان ندهند. در چنین شرایطی نباید واکنش نداشتنِ آنان را دلیلی بر عدم فهم و یا نپذیرفتن قلمداد کرد.

شیوه سخن گفتن و رفتار سخنران در حین سخنرانی و یا پيش از آن در اظهار تأیید از سوی مخاطبان بسیار مؤثر است. زمانی که مخاطب به هر دلیلی نسبت به گوینده مذهبی علاقه مند باشد، راحت تر سخن او را تأیید می کند. علاوه بر این برخی سخنوران با طرح سؤال، ناتمام گذاشتن بعضی جمله ها و ...، شنوندگان را به اظهار تأیید وا می دارند.

3. اظهار تأثر مخاطب

اظهار تأثر مخاطب در سخنرانی دینی، امری طبیعی و از نشانه های موفقیت سخنران در تحریک احساسات مخاطبان است. اين امر، به صورتهاى مختلف، مثل: گريه كردن، به پيشانى زدن و ... نمود پيدا مى كند. بیان مطالب متأثر کننده، به کارگیری روشهای تحریک احساس و فرصت دادن به مخاطب براي اظهار تأثر خویش، از نکات قابل توجهی است که لازم است دربارۀ این شاخصه موفقیت سخنرانی مورد توجه قرار گیرد.

شایان ذکر است که تلاش بیش از حد برای تحریک احساس مخاطبان و نیز بروز زود هنگام احساسات سخنران، می تواند در جریان تأثیرگذاری بر احساس شنوندگان تأثیر نامطلوب بگذارد.

معيار كلّى در اين مسئله، همراه بودن احساسات مخاطب با احساسات گوينده است.

همچنین باید توجه كرد که گاهى اظهار تأثر زود هنگام و یا بیش از اندازه بعضى افراد در جلسه، عامل اختلال در ارتباط سخنران با مخاطب است و حتّى مسير جلسه را به جايى ديگر مى برد كه بايد با درايت، مجلس را مديريت كرده، احساسات توده مردم را در نظر گرفت. ملاك در اين مسئله، اظهار تأثر توده مخاطبان است؛ نه افراد خاص.

4. تصميم به تغيير یا آغاز نوعی رفتار

چنانچه سخنرانی در حوزه تأثیرگذاری بر رفتار مخاطب موفق باشد، غالبا پس از آن تصمیم به تغییر رفتار یا آغاز نوعی رفتار در شنوندگان ایجاد می شود.

گاه مخاطب، تحت تأثير سخنرانى تصميم مى گيرد كه رفتار خود را تغيير دهد؛ مثلاً اگر گناهانى مانند: غيبت، دروغ، ترك نماز و ... مرتكب مى شده است، تصميم مى گيرد و سعى مى كند كه چنين نكند.

گاهى نيز پس از شنيدن سخنان سخنران و اقناع انديشه و تحريك احساسات دینی و عواطفش تصميم مى گيرد تا پايان عمر، رفتار خاصى را انجام دهد؛ مثلاً نماز اول وقت بخواند، روزه بگيرد، راست بگويد و ... .

البته در صورت موفقيت آميز بودن سخنرانى، هر دو تصميم با هم صورت مى گيرد و مخاطبان سعى مى كنند رفتارهاى غلط خود را كنار گذاشته، به رفتارها و عملكرد مطلوب دينى توجه كنند و به آنها پايبند باشند.

5. تبلیغ از سخنرانی

یکی از نشانه های مطلوب بودن سخنرانی، تبلیغ مخاطب از مجلس سخنرانی است. این تبلیغ، نشانه موفقیت سخنران از جهات مختلف است که در مجموع، سخنرانی او را برای مخاطب پرجاذبه كرده است؛ به حدی که برای حضور دیگران نیز تبلیغ می کند.

6. تقدیر و تشکر

اگر سخنرانی، مؤثر و مطلوب باشد و شنوندگان بهره کافی از آن برده باشند، بي درنگ پس از سخنرانی، از بانیان و برگزار کنندگان و به ويژه از خود سخنران تشکر می کنند.

این تقدیر و تشکر در جمع شدن گرد سخنران، دست دادن و اظهار لطف به او و ... ظهور می کند.

گویندگان مذهبی در چنین مواقعی می توانند از نوع مطالبی که مردم بیان می کنند براي تقویت سخنرانیهای خود از نظر محتوا و روش استفاده کنند. البته لازم است سخنرانان، توفیقات به دست آمده را از ناحیه خدا دانسته، از او به سبب الطاف بی پایانش سپاسگزار باشند.

نشانه های سخنرانی نامطلوب

پس از مرور صفات و ویژگیهای یک سخنرانی مطلوب، نوبت آن است كه به وضعيّت مقابل آن توجه كنيم. نبودن نشانه های سخنرانی مطلوب، نشان دهنده نامطلوب بودن سخنرانی است؛ اما علاوه بر آن، علائم ديگري هم بر نامطلوب بودن سخنراني دلالت دارد.

بیان این علائم ما را در ارزیابی بهتر از سخنرانیها کمک می کند و راه را برای یافتن روشهای مناسب هموار می سازد. آنچه در اين درس مرور مى شود، اهم صفات سخنرانى نامطلوب است. اين صفات، در رعايت نكردن اصول، روشها و اسلوبهاى سخنرانى ريشه دارد.

1. خسته كننده بودن

از جمله ويژگيهاى سخنرانى نامطلوب آن است كه مخاطبانش را خسته كند. این خستگی، ممکن است خود را در رفتار یا گفتار شنوندگان نشان دهد.

برخی عوامل خسته کننده شدن سخنرانی عبارت اند از:

الف) يكنواخت حرف زدن؛

ب) ناهماهنگى بين محتوا، لحن، صوت و حركات دست، سر و چشم؛

ج) مفید نبودن مطالب؛

د) فاقد احساس بودن سخنان.

2. احساس تكرارى بودن

احساس تكرارى بودن سخنرانى و نه لزوماً خود تكرار، يكى از صفات سخنرانى نامطلوب است. گاهى، مطالب تكرارى است و لازم هم هست كه تكرارى باشد؛ ولى مخاطب، احساس تكرارى بودن ندارد. مواعظ و نصايح، بيشتر جنبه تكرارى دارد و نامطلوب هم نيست.

همچنين بسيارى از غير مواعظ ممكن است به دلايلى تكرار شوند؛ ولى سخنران آن چنان هنرمندانه، جاذب و مفيد، آنها را مطرح مى كند كه مخاطب، احساس تكرارى بودن نكند. در اين صورت، سخنرانى نامطلوب نخواهد بود. احساس تكرارى بودن، زمانى در مخاطب ايجاد مى شود كه سخنران با جملات، الفاظ و مثالهای تكرارى، یک موضوع تكرارى را مطرح كند.

هرچند، سخنان ما شیرین و دلنشین باشند؛ اما با تکرار محتوا و الفاظ، لطف خود را از دست داده، نامطلوب خواهند شد.

سخن گرچه دلبند و شيـرين بُود     سزاوار تصـديـق و تـحسيـن بُـود

چو يك بار گفتى، مگو باز پس      كه حلوا چو يك بار خوردند، بس

3. برانگيختن مخالفت مخاطب

گاهى سخنرانى به گونه اى صورت مى گيرد كه از همان ابتدا و یا در ادامه، مخالفت مخاطب را بر مى انگيزد. عوامل برانگيختن مخالفت مخاطب عبارت اند از:

الف) مخالفت با عقايد مسلّم مخاطب بدون مقدمه چینی لازم؛

ب) مستند نبودن مطالب حساسیت برانگیز؛

ج) تحقير شنونده از طريق سخنان تحقيرآميز؛

د) پايين بودن شخصيت سخنران نزد مخاطب؛

هـ) مخالفت با فرهنگ بومى و ملّى مخاطب؛

و) اصرار زياد بر بديهاى موجود و ناديده گرفتن نقاط مثبت مخاطب؛

ز) نقد دائم مخاطب؛

ح) گره هاى مستقيم مطالب با مخاطب دربارۀ صفات و اعمال منفی.

4. بر چسب نامطلوب خوردن به سخنران

گاهى برداشت مخاطب، اين است كه سخنران، لياقت سخنرانى ندارد. اين برداشت، دلايل مختلفى مثل: رفتار سخنران، نحوه ارائه سخنراني، حرفها و حديثهاى مطرح در جامعه، شرايط سياسى و حزبى، سوء تفاهمهای ناشی از تفاوتهای فرهنگی و... مى تواند داشته باشد. يكى از دلايل مهم برچسب نامطلوب خوردن به سخنران، ارائه سخنان ناپسند است.

امام على 7 فرمود: «عَوِّد لِسانَكَ حُسنَ الكَلامِ تَأمَنِ المَلامَ؛[1]زبان خويش را به سخنان پسنديده عادت ده تا از سرزنش [ديگران ] در امان باشى.»

چند نكته

1. اگر روشهاى جذاب سازى كلام، نو كردن بحث، استدلالى كردن سخن و... اجرا شود؛ اعم از اينكه ناظر به محتوا يا چينش يا اجرا باشد، در بسیاری از موارد سخنران و سخنرانى را از صفات نامطلوب دور مى سازند.

2. بعضى از صفات نامطلوب به اجراى سخنرانى، مربوط مى شود. برخى مربوط به محتوا و بعضى ديگر به شخصيت سخنران، مربوط است. برخى نيز به چينش مباحث و بعضى به همه موارد مرتبط است؛ مثلاً خسته كننده بودن، گاه به خاطر اجرا است و گاهى به خاطر محتوا، يا احساس تكرارى بودن مطالب بيشتر به محتوا مربوط است و گاهى به سبب اجراى نامناسب، و برانگيختن مخالفت مخاطب به محتوا، چينش و اجرا مربوط است.

همين طور برچسب نامطلوب خوردن به سخنران، گاهى مربوط به خود اوست و رفتار قبل و بعد از منبرش، و گاه به مسائل اجتماعى حاكم ربط پيدا مى كند و گاهى مربوط به عواملى مانند: محتوا، چينش و اجراى سخن است. بسيارى از مخالفتهاى اجتماعى با سخنران و برانگيخته شدن مخالفت مخاطبان، به شتابزدگى، جوّ زدگى و روزمرّگى سخنران بر مى گردد كه اگر روى مباحث كار كند و با طرح و برنامه پيش رود، كمتر چنين مشكلاتى پيش مى آيد. در حديث آمده است: «اَلتّدبيرُ قَبْلَ الْعَمَل يُؤَمِّنُكَ مِنَ النَّدَم؛[2]انديشيدن قبل از كار، تو را از پشيمانى در امان مى دارد.»


پرسش نامه

1. نشانه های سخنرانی مطلوب در حوزه رفتار مخاطب را برشمرده، اندکی توضیح دهید.

2. چگونه مي توان تظاهرات رفتاری مخاطب را از بی اعتنایی یا مخالفت به موافقت و اشتیاق تبدیل كرد.

3. آیا واکنش نشان ندادن مخاطب به سخنان سخنران، دلیل نفهميدن و یا نپذیرفتن مطالب است؟ چرا؟

4. چه چیزهایی در اظهار تأیید سخنرانی از سوی مخاطبان مؤثر است؟

5. چه عواملی در جریان تأثیرگذاری بر احساس مخاطب، تأثیر نامطلوب می گذارد؟

6. عوامل خسته کننده شدن سخنرانی کدام اند؟ اندکی توضیح دهید.

7. عوامل برانگیختن مخالفت مخاطب را در سخنرانی بنویسید.

8. به چه دلائلی برچسب نامطلوب بودن به سخنرانی می خورد؟


فعالیت پژوهشی

1. ازطریق مباحثه با دوستان خود و یا شنیدن چند نوار سخنرانی از سخنرانان موفق، شاخصهای سخنرانی مطلوب را تکمیل کنید.

2. با نظرسنجی از مخاطبان و يا شنیدن چند نوار سخنرانی از سخنرانانی که توفیق چندانی ندارند، شاخصهای سخنرانی نامطلوب را که در این درس بیان شد ارزیابی كنيد و بر تعداد آنها بیفزایید

--------------------------------------------------------------------------------

[1]. معجم الفاظ غرر الحکم و درر الکلم ، مصطفی درایتی، مركز مطالعات و تحقيقات اسلامي دفتر تبليغات اسلامي، قم، 1413 ق، ص 995.

[2]. من لایحضره الفقیه ، شيخ صدوق، انتشارات جامعه مدرسين، چاپ سوم، قم، 1413 ق، ج4، ص388

منبع :

http://noor-ido.ir/Portal/Cultcure/Persian/CaseID/88239/71243.aspx

شاخصهاى موفقيت سخنرانى دینی


شاخصهاى موفقيت سخنرانى دینی

 

1. شاخصهاي سخنراني مطلوب

2. نشانه های سخنرانی نامطلوب


درس ششم

اهداف این درس:

1. رسيدن به درك روشن تري از سخنراني خوب و مطلوب؛

2. پيدا كردن توان اجمالي براي نقد و بررسي سخنرانيها؛

3. شناخت برخي شاخصهاي يك سخنراني مطلوب.

شاخصهاي سخنراني مطلوب

با تعریف سخنرانی دینی، بیان اهداف و تأثیرات آن و نیز توضیح برخی از انواع تقسیمات سخنرانی، آشنایی مختصري با این روش تبلیغی پیدا کردیم. در این درس تلاش می کنیم با بیان شاخصه های یک سخنرانی مطلوب، به درک روشن تری از سخنرانی خوب برسیم.

همچنین شناخت شاخصهای سخنرانی مطلوب و پس از آن، شاخصهای سخنرانی نامطلوب به ما کمک می کند تا بتوانیم سخنرانیها را نقد کنیم. البته در اینجا فقط شاخصهای مطلوبیت را بیان می کنیم و راههای رسیدن به آنها را به جای خود وا می گذاریم.

در همین جا اين نکته را متذکر می شویم که معمولا همه وجوه مطلوبیت در یک سخنرانی جمع نمی شود و همین که بعضی از آنها وجود داشته باشد، سخنرانی را می توان مطلوب نامید.

بعضی از وجوه مطلوبیت، در هنگام سخنراني، و بعضي بعد از آن ديده مي شود. از ويژگيهاي مهم سخنراني مطلوب آنست كه در سه حوزه انديشه، احساس و علايق، و رفتار مخاطب تأثيرگذار باشد، از اينرو بايد وجوه مطلوبيت را در اين سه حوزه بررسي كرد.

الف) آگاهی و انديشه مخاطب

در حوزه آگاهی و انديشه مخاطب، وجود برخی نشانه ها، علامت موفقیت و تأثيرگذاري سخنرانی است که به برخی از آنها اشاره مي شود.

1. انگيزه پى گيرى مطلب

سخنران موفق، كسى است كه بتواند از ابتدا در مخاطبان خود انگيزه پى گيرى مطالب را ايجاد كند تا آنان با انگيزه و علاقه به دنبال شنيدن مطالب بعدى او باشند. همچنين اين انگيزه، آنان را به شنيدن سخنرانيهاي ديگر نيز ترغيب كند. انگيزه پي گيري مطلب باعث توجه شنوندگان به مباحث، و در نتيجه فهم و درك بيشتر آنان مي شود.

2. تمركز بخشيدن به انديشه مخاطب

هم براى اقناع انديشه مخاطبان و هم براى تحريك احساس در آنان، لازم است انديشه و فكر آنها بر روى موضوع بحث متمركز شود. منظور از تمرکز، اوج توجه و دقت، هنگام شنیدن سخن است. هرگاه سخنران، قدرت تمركز بخشيدن به ذهن و انديشه مخاطبان خود داشته باشد، از تأثيرگذارى بالاترى برخوردار است.

3. برانگيختن اعجاب مخاطب

برانگیختن اعجاب مخاطب، باعث جلب توجه او و در نتیجه، دقت براي فهم مطلب می شود. به تعجب واداشتن مخاطب، ممكن است به سبب نحوه اداى سخن و يا محتوايى باشد كه بيان مى شود.

4. فهم و اقناع مخاطب

يكى از هدفهاى اساسى سخنرانى، ايجاد فكر و انديشه در مخاطبان و قانع كردن و متقاعد ساختن آنان دربارۀ مباحث مطرح شده است. سخنورى كه نتواند مخاطبان خود را قانع كرده، مطالب را به گونه اى بيان كند كه به خوبی بفهمند و از او بپذیرند، توفيق چندانی ندارد. با استفاده از استدلال و برهان، مستند ساختن مطالب نقلی، ورود و خروج مناسب، و چینشهای خاص، مي توان به اقناع اندیشه پرداخته، فهم بهتر مطالب را تسهيل كرد.

5. ماندگارى پيام

برخی سخنوران فقط می توانند به گونه ای سخن بگویند که شنوندگان آنها، مطالب را به خوبی فرا بگیرند؛ اما بعضی دیگر، چنان مباحث خود را ارائه می کنند که مخاطبان می توانند پس از ياد گرفتن مطالب تا مدت زیادی آنها را به یاد داشته باشند. پيام اصلى سخنرانى بايد در ذهن مخاطب باقى مانده و به گونه اى نقش شده باشد كه به زودى از ذهن او خارج نشود.

ماندگارى پيام و قابليت تبيين آن بيشتر به حوزه انديشه مخاطب مرتبط است؛ اگر چه احساس او نيز در آن دخالت دارد. در اين زمينه، رويكرد اساسى سخنران، براي ماندگارى پيام بايد به چينش و صورت بندى مناسب مطالب، اعم از: ترتيب، تقديم، تأخير و استفاده از اسلوبهاى مناسب معطوف شود.

دسته بندى و جمع بندی مناسب، به ويژه اگر با استفاده از جملات خاص مثل: كلمات قصار، جملات ويژه استفهاميه و شرطيه و ... صورت گیرد، می تواند پیام را در ذهن شنونده ماندگار کند.

6. قابليت بيان

سخنران توانا به گونه اى مطالب خود را به مخاطب منتقل مى كند كه او بتواند مطالب فراگرفته را براى ديگران بازگو كند. توانایی مخاطب برای بیان مطالب، همیشه و برای هر نوع مطلبی مناسب نیست؛ ولی به طور عمده، پیامهای سخنرانی، عمومی است و هرچه بیشتر توسعه یابد، مطلوب تر است. قابلیت بیان، ممکن است به دو صورت بروز و ظهور کند: یکی اینکه مخاطب، عین بعضی از عبارات شنیده را بازگو می کند و دیگر اینکه برداشت خود را به دیگران انتقال می دهد که هر دو صورت مطلوب می باشد.

دسته بندى مناسب، روانى مطالب، درخور فهم بودن پيام سخنرانى، و تکرار جمله های کلیدی بحث، نقش بسزايى در قابليت بيان دارد.

7. ايجاد روحيه مطالعه، تحقيق و تفكر

با ایجاد روحیه مطالعه و پژوهش در مخاطبان دربارۀ موضوع سخنرانی، توفیقات و برکات بیشتری به دست مي آيد و درک مخاطب از مرز مباحث مطرح شده در سخنرانی بالاتر مي رود.

در صورتى كه سخنران با ايجاد سؤالات جديد، لازم و قابل درك براى مخاطب، ذهن او را به اين سو حركت دهد كه جواب سؤال مطرح شده را بايد بدانم و ندانستن آن را براى خود عيب بداند، به سوى مطالعه، تحقيق و تفكر دربارة موضوع بحث كشيده مى شود.

همچنین توصیه به مطالعه و نشان دادن بعضی فواید آن، تشويق به پژوهش و انديشه، معرفى منابع لازم و درخور فهم مخاطب در سخنرانى، تعريف خاص از بعضى كتابهاى مفيد و ناتمام گذاشتن بررسی و نتیجه گیری بحث و حواله دادن آن به تفکر و تأمل مخاطب - در صورتی که باعث ایجاد شبهه نشود – می تواند مخاطب را به مطالعه و تحقیق سوق دهد.

ب) احساسات و علايق مخاطب

مشخصه هایی در حوزه احساسات و علايق مخاطب برای مطلوب بودن سخنرانی، قابل توجه است که مهم ترین آنها را بررسی می کنیم.

1. تحريك عواطف انسانى و علايق معنوى

محبت به فرزند، محبت به هم وطن و هم نوع - كه در بعضى موارد، صحيح و لازم است - محصول عواطف انسانى؛ و حس پرستش و ميل به نيكى، از جمله علايق معنوى است.

تحریک عواطف انسانی - تا آنجا که دین دستور داده است - و ایجاد فضای معنوی در جلسه سخنرانی و روح و روان مخاطبان، از نشانه های توفیق در سخنرانی و مطلوب بودن آن است. حالات معنوی که در جلسات سخنرانی حاصل می شود باعث تقویت ایمان و باورهای دینی مردم شده، اصلی ترین عامل شیرینی محافل مذهبی است. تحریک علایق معنوی باعث محبّت الهی، احساس مهربان بودن خدا، احساس ندامت از گناهان، تمایل به تکامل معنوی و تقرب الی الله و ... می شود و انسانها را به سوی بندگی و اطاعت خداوند راغب می كند.

ایمان قوی و حالات خوش معنوی سخنران و آمادگی شنوندگان، تأثیر بسزایی در ایجاد فضای معنوی دارد. البته در کنار آنها، رعایت اصول علمی سخنرانی و تخصص در اجرای هنرمندانه آن نیز می تواند یاریگر مبلّغ دینی باشد.

2. ايجاد علاقه مندى به موضوع بحث يا مجموعه گفتار

برخى مخاطبان، علاقه اى به شنيدن بعضى موضوعات ندارند؛ گرچه آن موضوعات، نياز فورى آنها باشد. عده اى از آنان نيز، گرچه در جلسه سخنرانى به هر دليل حاضر شده اند، اما حوصله و انگيزه اى براى شنيدن مباحث نداشته، وجود سخنران و سخنرانى را ملال آور مى دانند. سخنران موفق، علاوه بر ایجاد انگیزه براي استماع سخنان خود در ابتدای سخنرانی، می کوشد تا از راههای ممکن، مخاطبان را به موضوع و مجموعه گفتار خويش علاقه مند سازد و خاطره خوشی از آن موضوع در ذهن شنوندگان باقی گذارد.

3. ارضاى حس زيباگرايى

انسانها زيبايى را دوست داشته، به صورت طبيعى به سوى آن گرايش دارند و همان گونه كه از خانه، مدرسه، اداره، درخت و باغ زيبا خوششان مى آيد، از سخن زيبا نيز لذت مى برند. زیبایی سخن، باعث تأثیرگذاری بیشتر در مخاطب است؛ به حدی که گاهی نقصهای سخنرانی را نمی بیند. به صورت طبيعى، زمانى يك سخنرانى موفق است كه هم ظاهر آن با رعایت فصاحت، بلاغت و قواعد و صناعات بیان و بدیع آراسته شده باشد، و هم از محتوایی كه ارضا كننده زيبايي است مثل بیان زیباییها برخوردار باشد و بتواند حس زيباگرايى مخاطبان را ارضا كند.

4. ارضاى حس نوگرايى و نوجويى بشر

همه انسانها از وسايل، اشيا، نوشته ها و گفته هاى نو لذت مى برند و حس نوجويى آنان را به نو كردن زندگى سوق مى دهد؛ از اين رو انتظار دارند كه سخنران مذهبى نيز سخن نو بگويد.البته منظور از نوگرايى لزوما اين نيست كه محتواى جديدى ارائه شود؛ بلكه می توان همان محتواى دينی را كه در گذشته بيان مى شد، در قالبها، دسته بنديها و تحليلهاى نو ارائه کرد و با ادبیات و تعابیر تازه، زاویه دید جدید و یا مثالها و مصادیق جديد، آنها را بیان کرد و توضیح داد. البته بیان نکته های تازه و قابل استفاده از متون کهن نیز باعث ارضای حس نوگرایی می شود.

5. ایجاد انتظار برای جلسات بعد

یکی از نشانه های کمال و مطلوب بودن سخنرانی، این است که شنوندگان برای جلسات بعدی آن انتظار بکشند و آرزوی شرکت در آن را داشته باشند. گاهی ایجاد یک سؤال مناسب و حواله دادن پاسخ آن به آینده، و گاه خاطره خوشی که از جلسات قبلی در مخاطب باقی مانده است و یا زیباگویی، مختصر و مفید گفتن و یا ... مخاطب را به کنجکاوی وامی دارد و یا او را شیفته سخنرانی و سخنران می کند و به انتظار جلسات بعدی می گذارد.

معمولا سخنرانیهای خیلی طولانی، کسل کننده، غیرقابل فهم و فاقد احساس مذهبی، باعث دوری شنوندگان و کراهت آنها براي حضور در سخنرانی است و باید از آن پرهیز كرد.

پرسش نامه

1. فواید شناخت «وجوه مطلوبیت سخنرانی» و «شاخصهاي سخنرانی نامطلوب» را بنویسید.

2. وجوه مطلوبیت سخنرانی در حوزه آگاهی و اندیشه مخاطب را نام ببرید و هر یک از آنها را به اختصار توضیح دهید.

3. منظور از تمرکز در مخاطب چیست؟

4. وجوه مطلوبیت سخنرانی در حوزه احساسات و علایق مخاطب را نام برده، هر یک از آنها را به اختصار توضیح دهید.


فعالیت پژوهشی

از طریق مطالعه کتابهای روش سخنرانی و خطابه، برخی دیگر از وجوه مطلوبیت سخنرانی در دو حوزه «آگاهی و اندیشه» و «احساسات و علایق» مخاطبان را برشمارید و با قدری توضیح، آنها را روشن سازید.

منبع :

http://noor-ido.ir/Portal/Cultcure/Persian/CaseID/88238/71243.aspx

تقسیمات سخنرانی دینی

تقسیمات سخنرانی دینی

اهداف این درس:

1. آشنایی با تقسیمات سخنرانی دینی؛

2. ایجاد فضای ذهنی برای برخی از مباحثی که در آینده از آنها بحث خواهد شد.

انواع تقسيمات

سخنرانى دينى از جهات مختلفى قابل تقسيم است. سبكها، اسلوبها، گونه هاى مختلف مخاطبان و مقدار حضور آنها در جلسات سخنرانى، مدت زمان جلسات، تعداد آنها و نحوه قرار گرفتنشان در كنار يكديگر، بهره بردارى از ابزارهاى جديد، تنوع موضوعات و... شاخصهاى گوناگون و متنوعى هستند كه ما را به گونه هاى مختلف سخنرانى رهنمون مى شوند.

توجه به انواع سخنرانى از اين جهت حائز اهميت است كه روشهاى ارائه شده در كتاب بايد به صورت جامع نگر به همه آنها معطوف شود؛ مثلاً وقتى در تقسيم سخنرانى براساس موضوع مى گوييم يكى از اقسام آن سخنرانى سياسى است، بايد به محتوا و يا احياناً آن روشهايى توجه کرد كه لازم است در اين سخنرانى مد نظر قرار گيرد.

برخی انواع تقسیمات برای سخنرانی دینی را در ذیل بیان می کنیم.

الف) تقسيم براساس سبكها

سبك در لغت به معناى طرز، روش، شيوه، روش خاصى كه شاعر يا نويسنده، ادراك و احساس خود را بيان مى كند و طرز بيان ما فى الضمير[1]آمده است. مراد از سبك در سخنرانى، شاكله و هيئت اجرايى آن است.

توجه به وجود سبكهاى مختلف، سبب پرهيز از جمود بر یک سبك خاص گرديده، از سوي ديگر زمينه را براى بيان نكات كاربردى و شناخت قوّت و ضعف هر يك از آنها فراهم مى آورد تا جايگاه استفاده از هر سبك با توجه به موقعيتهاى مختلف روشن شود.

سخنرانى می تواند به یکی از سبكهاى ذیل ارائه شود:

1. محاوره اى؛

2. خطابى؛

3. تلفيقى (از محاوره اى و خطابى)؛

4. كلاسدارى.[2]

شكلهاى چهارگانه فوق، در حين اجراى سخنرانى خود را نشان مى دهند.

ب) تقسيم براساس اسلوبها

اسلوب در لغت به معناى گونه، راه، شيوه، طريق، طرز، پايه و اساس مقام و لحن و ما به الامتياز اثر يك آهنگ ساز با اثر آهنگ ساز ديگر[3]و... آمده است. گرچه در لغت تفاوت چنداني بين سبك و اسلوب ديده نمي شود؛ ليكن ما سبك را در هيئت اجرايي سخنراني، و اسلوب را در شاكله و هيئت محتوايى آن به كار مي بريم.

هدف از انتخاب اسلوبهاى محتوايى، يكى از دو چيز است:

1. اقناع انديشه؛

2. برانگيختن احساس.

مؤثرترين عامل براى تفكيك اسلوبهاى محتوايى، نوع محتواى به كار گرفته شده در آنهاست و نوع محتواي سخنرانى با توجه به هدف از سخنراني انتخاب مى شود. از اين رو براساس اسلوبها مي توان سخنراني را به دو قسم تقسيم كرد:

1. سخنرانيهاي اقناعى

براى اقناع انديشه از اسلوبهاى ذیل استفاده می شود:

1. تجزيه و تحليل؛

2. تعليل و توجيه؛

3. توضيح و تبيين؛

4. تقسيم و تنظيم؛

5. گزارش تحقيق؛

6. مقايسه و ترجيح؛

7. طرح مسئله و تبيين آن؛

8. نقد و بررسى؛

9. ديالوگ (گفتگو و مناظره هاى صورى)؛

10. پرسش و پاسخ.

2. سخنرانيهاي احساسى

براى برانگيختن احساس از اسلوبهاى ذیل استفاده می شود:

1. داستانى؛

2. داستان واره اى؛

3. توصيفى و ترسيمى؛

4. تخيّلى و شاعرانه؛

5. مناجاتى؛

6. موعظه اى؛

7. مبالغه، تأكيد و تكرار؛

8. ادبى.

ج) تقسيم براساس كيفيت مخاطبان

مخاطبان به لحاظ كيفيت آنان، از جهات مختلفى تقسيم می شوند و براساس اين تقسيم، سخنرانى در گونه هاى مختلفى ظهور مى كند.

1. از جهت سطح فرهنگى، علمى و اجتماعى (با سواد و بى سواد، با فرهنگ و بى فرهنگ، اجتماعى و منزوى و...)؛

2. از جهت انگيزه جهت شنيدن سخنان سخنران (با انگيزه و داوطلب يا بى انگيزه و غيرداوطلب)؛

3. از جهت عام يا خاص بودن (يعنى در يكى از جهات فوق، همه مثل هم و خاص هستند يا مخاطبان به شكل عمومى و از هر قسم در يك جا جمع شده اند).

مخاطبان در سخنرانى، داراى ويژگيهاى مشترك و اختصاصى هستند؛ از اين رو در كنار روشهاى عمومى براى همه آنان، بايد به روشهاى خاص و تدابير ويژه برای جذب و راهنمايى مخاطبان خاص انديشيد.

د) تقسيم براساس نوع مخاطبان

گاهي نوع مخاطبان در سخنراني متفاوت است و به همين نسبت سخنراني نيز قابل تقسيم خواهد بود.

1. از نظر جنسيت، يا زن و يا مرد هستند.

2. از نظر سن مي توانند كودك، نوجوان، جوان، ميان سال و يا كهن سال باشند.

هـ) تقسيم براساس كميّت مخاطب

براساس كميت و مقدار مخاطبان، سخنرانى به سه قسم تقسيم می شود:

1. جلسات خلوت؛

2. جلسات متوسط؛

3. جلسات شلوغ.

سخنرانى در هر يك از جلسات خلوت، متوسط و شلوغ، به لحاظ موضوع، محتوا و چينش مطالب، اقتضائات خاص خود را دارد؛ مثلا طرح بعضى از مطالب و مباحث سياسى، زمانى زيباست كه جمعيت، زياد و مجلس، با شكوه باشد و جایگاه بعضى تحليلها فقط جلسات خلوت و خصوصى است.

و ) تقسيم براساس مدّت سخنرانى

سخنرانى به لحاظ مدت زمان ارائه آن به سه قسم تقسيم می شود:

1. كوتاه مدت (10 - 20 دقيقه)؛

2. ميان مدت (20 - 50 دقيقه)؛

3. بلند مدت (50 - 90 دقيقه و بيشتر).

در بارة مطلوب بودن سخنرانى كوتاه يا طولانى، نسخه واحدى نمى توان پيچيد؛ بلکه باید با توجه به شرايط و ويژگيهاى گوينده، شنونده، زمان، مكان، محتوا و موضوع سخن و... برای كوتاه يا بلند مدت بودن آن تصميم گيري كرد.

ز) تقسيم براساس توالى و تسلسل

سخنرانى براساس توالى و تسلسل[4]سه قسم دارد:

1. تك جلسه؛

2. مسلسل؛

3. متوالى و متناوب.

گاهى سخنران براى يك جلسه دعوت مى شود (تك جلسه)، گاهى براى جلسات پى در پى و با فاصله كم، مثل ده شب پشت سر هم (مسلسل)، و گاه براى جلسات پى در پى و با فاصله زياد، مثلاً هر ماه يا هر هفته يك بار (متوالى و متناوب).

سخنرانى در موارد تك جلسه راحت تر است؛ چرا كه به دليل جديد بودن سخنران و تبليغات حاشيه اى كه معمولاً صورت مى گيرد، انگيزه مخاطبان براى شنيدن بيشتر است؛ اما در جلسات مسلسل و متوالى غالبا كار سخنران دشوارتر مى شود؛ زيرا انگيزه مخاطبان - به دليل تكرارى شدن سخنران با همه ويژگيهاى جسمى و روحى اش و نيز بروز بعضى محدوديتها در سخنورى و يا پاسخگويى ضعيف به سؤالات و... - روز به روز كمتر مى شود؛ از اين رو براى حفظ انگيزه مخاطبان و جذب مخاطبان بيشتر در جلسات بعدى بايد تدابير ويژه اى انديشيد.

ح) تقسيم براساس بهره بردارى از ابزارهاى جديد

سخنرانى مى تواند با توجه به استفاده از نوع ابزارها نیز تقسيم شود. بعضى ابزارها عبارت اند از:

1. تخته؛

2. پرده؛

3. دستگاه اپك؛

4. منبر ؛

5. تريبون؛

6. تلويزيون.

با توجه به اينكه ابزار در خدمت سخنرانى قرار مى گيرد، گاه باعث تفاوتهاى محتوايى، صورى و اجرايى مى شود.

ط) تقسيم براساس موضوع بحث

سخنرانی را با نگاه به موضوع آن نیز می توان تقسیم کرد و هر يك از موضوعات كلى مطرح در حوزه دينى را نام يك قسم قرار داد و يا دو يا سه مورد از آنها را با هم تركيب کرد. اقسام ذیل را براى سخنرانى مى توان برشمرد:

1. اعتقادى؛

2. عرفانى؛

3. اخلاقى؛

4. سياسى؛

5. اجتماعى؛

6. تاريخى؛

7. خانوادگي؛

8. سياسى - اجتماعى؛

9. اخلاقى - عرفانى.

10. ... .

سخنران با توجه به شرايط خود و نيازهاى شنوندگان، هر يك از موضوعات فوق را براى سخنرانى مى تواند برگزيند و از اين جهت نمى شود او را در يك يا چند موضوع خاص منحصر کرد. در شرايط كنونى، سخنرانیهاى علمى - احساسى به لحاظ پذيرش مخاطبان بهترين نوع سخنرانیهاست، و موضوع بحث از نظر كلى تأثير چندانى ندارد.

پرسش نامه

1.     منظور از «سبک» چیست؟ این کلمه در لغت به چه معنایی آمده است؟

2.     انواع سبکهای سخنرانی را نام ببرید.

3.     معنای لغوی و تعریف اصطلاحی اسلوب را بنویسید.

4.     اسلوبهای اقناعی و احساسی را نام ببرید.

5.     گونه های مختلف مخاطبان را بنویسید.

6.     سخنرانی براساس کمیت مخاطب به چند قسم تقسیم می شود؟

7.     اقسام سخنرانی را براساس مدّت آن نام ببرید.

8.     سخنرانی براساس توالی و تسلسل جلسات، چند قسم دارد؟

9.     آیا سخنرانی در جلسات متوالی و مسلسل راحت تر است یا تک جلسه؟ چرا؟


فعالیت بیشتر

1.     از طریق هم اندیشی با دوستان خود، شکلهای دیگری از تقسیمات سخنرانی را بیابید.

2. پیش از مطالعه مباحث آینده، به نکات کاربردی و اجرایی براساس انواع تقسیمات فکر کنید. به نظر شما برای موفقیت سخنرانی در هر یک از این انواع، چه باید کرد؟

--------------------------------------------------------------------------------

[1]. فرهنگ فارسى ، محمدمعين، ج 2، ص 1818.

[2]. هر يك از سبكها و اسلوبهاى سخنرانى را در فصول بعدى تعريف كرده، توضيح خواهيم داد.

[3]. فرهنگ فارسى ، محمدمعين، ج 1، ص 273.

[4]. توالى و تسلسل از نظر لغوى داراى يك وجه اشتراك و يك جهت افتراق هستند. هر دو به معناى پشت سرهم در آمدن هستند؛ با اين تفاوت كه در تسلسل فاصله موارد اندك است و يا مثل دانه هاى زنجير به هم پيوسته اند؛ ولى در توالى اين قيد وجود ندارد.

 منبع :

http://noor-ido.ir/Portal/Cultcure/Persian/CaseID/88237/71243.aspx
 

حوزه‌هاي تاثير گذاري سخنراني ديني  

حوزه های تأثیر گذاری سخنرانی دینی


اهداف این درس:

1. آشنایی بیشتر با آثار سخنرانی دینی؛ 

2. اطلاع از تأثیرگذاری سخنرانی در سه حوزه اندیشه، احساس و رفتار و شناخت تأثیر متقابل اندیشه، احساس، هيجان، گرايش و رفتار.

حوزه های تأثیرگذاری

ما هميشه و در هر جا با نگرشهايمان زندگي مي كنيم. واژه «نگرش»[1]
معادلهاي فارسي متعددي مثل «طرز تلقي»، «وجهه نظر»، «بازخورد»، «وضع رواني»، «ايستار» و... دارد. «نگرش كه به ساخت روحي و آمادگي رواني فرد اطلاق مي شود، از تركيب باورها، گرايشها و احساسات مساعد و نامساعد براي نشان دادن واكنش فرد به كار مي رود و به طور كلي يك نيروي اكتسابي موجود است. كسي كه نسبت به شخصي، شيئي يا موقعيتي نگرش خاصي پيدا كرده است، بيش از همه به امر مورد نظر توجه نشان مي دهد.»[2]

محققان براي نگرش، ابعاد شناختي، عاطفي و رفتاري در نظر مي گيرند. بنابراين افكار و عقايد، احساسات و عواطف، و تمايلات رفتاري سه مؤلفه نگرش هستند. به عنوان مثال در موضوعي مثل «مار» مؤلفه شناختي «مار» دلالت بر عقايدي درباره اين موضوع عيني و حقيقي دارد؛ مانند اينكه مارها نرم و لطيف هستند. و مؤلفه عاطفي مبيّن احساسات فرد است؛ مانند اينكه با ديدن «مار» دچار احساس ترس و وحشت مي شويم. مؤلفه رفتاري نيز بر تمايلات رفتاري تأكيد دارد؛ مثل لمس كردن مار يا ردّ درخواست لمس مار زنده.[3]

مثال ديگر را درباره يكي از اصلي ترين نگرشها در فرهنگ ديني، يعني «نگرش ايماني» مي توان مطرح كرد. ايمان داراي سه بعد «عقيده وشناخت»، «علقه قلبي و عاطفي» و «رفتار ظاهري» است.[4]«ايمان هرمي است كه قاعده اش را عقيده قلبي تشكيل مي دهد و اضلاعش را اعمالي كه بر آن قاعده استوار شده اند. عقيده قلبي در اينجا مجموع عاطفه و عقل است و لذا انسان به واسطه عقل و عاطفه اش، يعني؛ (جمع جبري) همه وجودش به سوي يك رفتار سوق پيدا مي كند.»[5]

براي ايجاد يا تغيير «نگرش» در افراد بايد به سه بُعد آن توجه نمود. و ما براي رسيدن به اهداف سخنراني ديني كه در درس گذشته توضيح داده شد، با غمض عين از بعضي تداخلها، حوزه هاي تأثيرگذاري سخنراني ديني را با توجه به اين سه مؤلفه بيان مي كنيم.

الف) حوزه انديشه

يكى از رايج ترين تأثيرات سخنرانى؛ اثرگذاری در انديشه، تفكر، آگاهى و فهم مخاطبان است كه از ايجاد يا افزايش آگاهيهاى آنان تا ايجاد بصيرت و نگاه ژرف، تأثيرات متفاوتى را شامل مى شود.

مهم ترين ابزار سخنرانى كه كلمه و كلام است، نيز بيشتر با تأثيرگذارى در آگاهى و انديشه تناسب دارد و از دريچه تأثيرگذارى در انديشه بر احساسات و علايق و رفتارهاى مخاطب مى توان اثر گذاشت؛ هر چند براى اثرگذارى بر احساس و رفتار، راههاى ديگرى نيز وجود دارد.

به كار انداختن انديشه مخاطبان، يكى از اهداف تبليغى پيامبران الهى بوده است؛ چنان كه امام على7 می فرماید: «... يَحتَجُّوا عَلَيهِمِ بِالتَّبليغِ وَ يُثيروُا لَهُم دفائِنَ العُقُولِ...؛[6][خداوند بزرگ، پيامبران را فرستاد تا با مردم ] از راه تبليغ با برهان سخن بگويند و گنجينه هاى پنهان خِرَدها را براى آنان آشكار كنند و به كار اندازند... .»

در سخنرانى دينى بايد از دو جهت بر افکار مخاطبان اثر گذاشت:

الف) اثبات انديشه هاى صحيح؛

ب) ابطال انديشه هاى غلط.

الف) اثبات انديشه هاى صحيح

همراه با اثبات انديشه هاى صحيح، همه يا برخى از موارد ذیل محقق مي شود؛ يعني در واقع برايند اثبات انديشه هاي صحيح، همه يا برخي از موارد زير است:

1. اطلاعات و آگاهى پيدا كردن؛

2. تغيير در نگرش و ذهنيت مخاطب؛

3. افزایش قدرت تفكّر و تعقّل؛

4. بوجود آمدن زمينه براي ايجاد باور.

براى تأثير گذارى در هر يك از موارد فوق، لازم است مواد، محتوا و چينشهاى مناسبى در سخنرانى به كار گرفته شود كه در جاى خود از آن بحث خواهيم كرد.

ب) ابطال انديشه هاى غلط

گاهى سخنران فقط به اثبات انديشه های صحيح مى پردازد و توجهى به ابطال افکار غلط ندارد؛ در حالى كه زمانی تأثيرگذارى مطلوب در انديشه، كامل مى شود كه انديشه غلط از ذهن مخاطب خارج، و او از باطل بودن آن آگاه شود.

ابطال انديشه هاى نادرست در مخاطبان، نتايج مطلوبى را در پى خواهد داشت كه برخى از آنها عبارت اند از:

1. فهم كاذب بودن آگاهيهاى غلط؛

2. تغيير نگرش و ذهنيتهاى غلط؛

3. باز شدن مسير پذيرفتن حق؛

4. توان مقابله با مجادله ها و مغالطه ها.

نكته ها

توجه به چند نكته در اينجا ضرورى است:

1. اثبات انديشه و ابطال انديشه نبايد به گونه اى صورت گيرد كه از تأثير عاطفى و احساسى سخنرانى بكاهد و مجموعه سخن به صورت خشك و كاملاً علمى درآيد؛ البته در عين حال نبايد در حيطه مباحث عقلى از احساسات مخاطب سوء استفاده كرد.

2. پرهيز از جانبداريهاى غيرعقلاني، بى مورد و زننده، از اصول اساسى در اثبات و ابطال انديشه ها است.

3. در ابطال افکار غلط، بايد سخن مخالفان كاملا روشن شود و آن گاه با برهان يا استدلالي كه مورد پذيرش مخاطب باشد، ابطال شود؛ همان گونه كه علماى بزرگ همچون: شهيد مطهرى، شیخ انصاری و... در كتابهاى خود اين چنين عمل كرده اند.

4. هنگام ابطال انديشه هاى نادرست كاملا توجه شود كه شبهه آفرينى نشود و اذهان مخاطبان معمولي را درگير شبهه غير فراگير نسازد؛ از اينرو لازم است از طرح شبهاتي كه داراي فراواني گسترده در جامعه نيست، خودداري گردد.

5. در صورت نداشتن تسلط كامل بر جوانب يك شبهه، از طرح آن پرهيز شود.

ب) حوزه احساس، هيجان و گرايش

همه ما شورى و شيرينى غذا را حس مى كنيم، درد ناشى از صدمه ديدن يكى از اعضاى بدنمان را درک مى كنيم، احساس ناخوش آیندى از رفتارهاى بد و احساس خوش آيندى از رفتارهاى خوب ديگران داريم، عشق و محبت و يا نفرت و كينه را حس مى كنيم؛ به عبارت ديگر همه ما احساس داريم و آن را مى فهميم.

احساس در لغت به معناي دريافتن، درك كردن، دانستن، آگاه شدن، ديدن، و درك چيزي با يكي از حواس آمده است.[7]

در يك نگاه كلي به دو نوع تعريف از احساس بر مي خوريم. در نوع اول، «انتقال اثر محرّك[8]از گيرنده حسّي[9]به سيستم اعصاب مركزي، كه به صورت عيني قابل پي گيري است، احساس ناميده مي شود.»[10]

از نظر روان شناسي، احساس هنگامي پديد مي آيد كه دستگاه حسّي، محرّك معيني را دريافت كند؛ يعني محرّك در ميدان عمل عضو حسي قرار گيرد. اما اگر به شيئي احساس شده معنا و مفهومي داده شود، در آن حال مي گويند ادراك حاصل شده است.

البته بايد توجه نمود كه گرچه دستگاههاي حسي همه افراد سالم تقريباً همه محركها را يكسان دريافت مي كنند، امّا ادراك آنها غالبا متفاوت است. مثلاً با مشاهده يك تابلو نقاشي ممكن است يكي آن را زيبا و هيجان انگيز بداند، در صورتي كه ديگري آن را زشت و بي روح بنامد و نفر سوم بسيار ساده و عادي (نه زشت و نه زيبا) بشناسد. پس مي توان گفت كه چشم «دريافت مي كند»؛ اما ذهن «ادراك مي كند.»[11]

در نوع دوم از تعريف، «احساس، برداشتي است كه از برانگيختگي هيجاني به فرد دست مي دهد.» وقتي هيجاني برانگيخته شود، احساسهاي مختلفي مانند شادي، غم، ترس و خشم در شخص پديد مي آيد. احساس به طور كلي جنبه ذهني دارد، چنانكه در حالت ترس گروهي احساس مي كنند كه «دلشان فرو مي ريزد» و در حالت شادي «روحشان پرواز مي كند.»[12]در مجموعه مباحث آينده هر گاه سخن از احساس به ميان آيد، بيشتر اين تعريف مورد توجه است.

هيجان را نيز به صورتهاي مختلف معنا و تعريف كرده اند، مانند: حالت آشفتگي، به هم خوردن تعادل، و دادن پاسخ شديد و ناموزون به محرّك. جنبۀ مؤثر حالت هيجاني، احساسي است كه به فرد دست مي دهد. واژه هيجان را زماني به كار مي بريم كه بخواهيم به توصيف احساسهايي مانند عشق يا مهر و محبّت، كينه و نفرت، غم و شادي، ترس واميد، رحم و شگفتي و نظير آنها كه وضع و رفتار خاصي بوجود مي آورند بپردازيم.[13]

در واقع «واژه هيجان گوياي احساساتي است كه هر يك از ما مي تواند با درون نگري در وجود خود شناسايي كند يا با برون نگري به ديگران نسبت دهد.»[14]

از سوى ديگر، گرايش در لغت به معناي ميل، تمايل، خواهش، قصد، اراده، آهنگ آمده است و گراييدن به معناى متمايل شدن، قصد كردن و آهنگ كردن[15]مي باشد.

گرايش و ميل از ديدگاه فلسفي نوعي كشش به سوي نقطه كمال هر موجود است. با اين توضيح كه هر موجودي در عالم، در تغيير و حركت است و در هر موجودي نوعي جاذبه قرار داده شده كه او را به سوي كمال خود رهنمون مي شود.

ميل در يك نگاه كلي دو گونه است:

1. ميل طبيعي:اين ميل و گرايش در آن دسته از موجودات طبيعي قرار دارد كه مبدأ مباشر حركت آنها عمدتا ناآگاهانه است، مانند ميلي كه در نباتات وجود دارد.

2. ميل شعوري:كششي است در حيوان و انسان كه با آگاهي و شعور همراه است و در وقوع فعل براساس آن، اراده و اختيار دخالت دارد.[16]در اين مباحث مراد ما از گرايش و ميل، ميل شعوري است.

در حقيقت منظور از گرايشها در اينجا كششها و تمايلات قلبى انسان است كه مى تواند از عميق ترين انواع علايق مخاطب و ماندگارترين آنها تا سطحى ترين و گذراترين آنها را در برگيرد.

با تحريك احساسات معنوى مخاطبان، مى توان به ايجاد و تقويت گرايشهاى دينى آنان پرداخت؛ برای مثال وقتى مخاطب، هنگام شنیدن سخن، رفتارهايى را از سخنران مشاهده می کند که نمایشگر ایمان و اعتقاد جازم او به خدا و عالم غیب است، تأثيرات مثبت فراوانى را در روح خود مى تواند احساس كند و اين احساس در تقويت ايمان و علايق معنوى وی مؤثر است.

انواع گرايشهاي انسان

گرايشهاى انسان را به دو گونه مى توان تقسيم كرد:

1. گرايشهاي حيواني:اين نوع گرايشها ميان حيوانات و انسان مشترك است و به عبارت ديگر تمايلات حيواني از ويژگي و روح حيواني موجود در انسان و حيوانات برخاسته است. نمونه هاي عمده اين گرايشها عبارت است از:

الف. غريزه[17] حبّ ذات و صيانت از نفس، كه تمايلاتي نظير تمايل به تغذيه و دفاع، به آن بر مي گردد و بقاي فرد را سبب مي شود.

ب. غريزه جنسي كه منشأ بقاء نوع بشر است.

ويژگي تمايلات و گرايشهاي حيواني اين است كه به بدن يا عضوي از آن مربوط مي شود و به طور عمده پايگاه فيزيولوژيكي دارند.

2. گرايشهاي انساني: در انسان گونه ديگري از تمايلات، برتر از گرايشهاي غريزي و حيواني مشاهده مي شود كه در حيوانات ديگر وجود ندارد، يا حداقل نشانه هايي از آنها را در حيوانات نمي يابيم. اين گرايشها بر خلاف گونه اول غالباً به بدن يا عضوي از آن وابسته نيست و به دليل اختصاص آنها به انسان، آنها را گرايشهاي انساني مي نامند كه از روح و انسانيت انسان نشأت يافته اند. در شمارش اين گرايشها نه حصر عقلي ممكن است و نه حصر استقرايي. برخي از مهم ترين گرايشهاي انساني عبارتند از:

- حقيقت جويي يا گرايش به شناخت حقايق؛

- فضيلت خواهي يا گرايش به ارزشهاي اخلاقي؛

- زيبايي خواهي (زيبايي دوستي)؛

- ميل به خدا و پرستش؛

- جامعه گرايي؛

- تمايل به جاودانگي؛

- قدرت جويي.[18]

دين با یک نگاه جامع به هر دو نوع گرایش فوق نظر دارد و حد و مرز آنها را مشخص می کند. به طور عمده در گرایشهای نوع اول هم تشویق می کند و هم تعدیل؛ یعنی هم فرمان می دهد که انسان به این تمایلات خود توجه کند و هم آن را به حدود خاص محدود می کند. دستور به خوردن و آشامیدن و در عین حال، پرهیز از اسراف[19]از جمله این دستورها است.

در گرایشهای نوع دوم نيز حد و مرز هر گرايش را روشن مي كند. مثلا در گرايش انسان به قدرت، در مكتب تربيتي اسلام اين گرايش هدايت مي شود و تأكيد بيش تري بر قدرتهاي معنوي صورت مي گيرد.

ويژگيهاي گرايشها

گرايشهاي موجود در انسان داراي ويژگيهايي است كه مهم ترين آنها عبارتند از:

1. محرّك بودن:مهم ترين تأثير گرايش در انسان اين است كه وي را به حركت و تلاش براي رسيدن به هدف و تأمين خواسته هايش وادار مي كند.

2. شدت و ضعف:هر يك از تمايلات انسان داراي درجات شديد و ضعيف است و تقويت و شكوفايي هر يك از آنها تا حد زيادي به اختيار و اراده انسان بستگي دارد و مقداري از آن نيز طبيعي است. اگر ميل شدت فوق العاده يابد، به عشق تبديل مي شود. شدت و ضعف هر يك از گرايشها بر گرايشهاي ديگر تأثير مي گذارد و گاهي شدت يك ميل كه به عشق مبد ّل شده، نقش محوري و عمده در شخصيت انسان پيدا مي كند.

3. كشش به بي نهايت: هر يك از تمايلات به سوي بي نهايت است و انسان از هر كمالي كه به آن گرايش دارد، غير متناهي آن را مي طلبد.

4. زايش:گرايشهاي اصلي توليد كننده گرايشهاي فرعي اند. تمايل انسان در اصل به امور كلي مثل كمال، علم و فضيلت و ... است؛ اما به دليل اينكه غالبا اين امور به طور مستقيم قابل دسترسي نبوده و رسيدن به آنها به مقدمات ويژه اي وابسته است، طبعاً انسان به آن مقدمات نيز گرايش مي يابد. براي مثال دستيابي به علم، بي مطالعه و تفكر ممكن نيست؛ به همين دليل، ميل به علم و دانش به مقدمات آن سرايت كرده و انسان ميل به مطالعه نيز پيدا مي كند.

5. تركيب و تعاضد:آميختگي و كمك رساني به يكديگر نيز از ويژگيهاي تمايلات است. گاهي «فعل واحد» مقتضاي دو ميل مختلف است. مثل اينكه ميل به شناخت حقيقت و حقيقت جويي و ميل به شهرت و كسب درآمد اقتصادي، فردي را به مطالعه و تحقيق وادار كند.

6. تزاحم و تعارض:همان گونه كه گاهي تمايلات مؤيد و معاون يكديگرند، در بسياري از اوقات ميان آنها ناسازگاري وجود دارد و انسان بايد يكي از دو گرايش متضاد را انتخاب و ديگري را فدا كند.[20]

انواع تأثير در گرايشها

در سخنرانى دينى، تأثيرات زيادی بر گرايشهاى مخاطب گذاشته مى شود که برخی از آنها عبارت اند از:

الف) ايجاد:نخستین تأثير در حوزه گرايشها، ايجاد گرايش در مخاطب است؛ مثلاً برای ایجاد گرایش به خشوع در مؤمنان از این آیه می توان استفاده کرد:  أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ؛[21]«آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاى مؤمنان در برابر ذكر خدا خاشع شود؟»

ب) تقويت:دومين نوع تأثير در گرايشها، تأثیرگذاری برای تقويت گرايشهاى موجود در مخاطب است.

برای مثال قرآن كريم براى سوق دادن مخاطبان به سوي قرض الحسنه، منفعت طلبي آنها را تحريك كرده و مى فرمايد:

مَن ذَالّذى يُقرِضُ اللَّهَ قَرضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ اَضْعافاً كَثيرَةً[22]؛ «كيست كه به خدا قرض الحسنه اى دهد تا آن را براى او چندين برابر كند؟»

و يا براي حركت دادن آنان به سوي جهاد، همين گرايش را تقويت كرده و مى فرمايد:یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ اَدُلُّكُم عَلى تِجارَةٍ تُنجيكُم مِنْ عَذابٍ اَليمٍ * تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فى سِبيلِ اللَّهِ بِاَمْوالِكُمْ وَ اَنْفُسِكُمْ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ اِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ؛[23]«اى كسانى كه ايمان آورده ايد! آيا شما را به تجارتى راهنمايى كنم كه شما را از عذاب دردناك رهايى بخشد؟! به خدا و رسولش ايمان بياوريد و با اموال و جانهايتان در راه خدا جهاد كنيد. اين براى شما بهتر است؛ اگر بدانيد.»

طبیعی است که انسان به سبب منفعت طلبی و ضرر گریزی حرکت کند و اقدام مناسب آن را انجام دهد.

ج) تجلّى:در مرحله تجلّى، براى ايجاد رفتارهاى خاص هر گرايش در مخاطب، زمينه سازى مى شود تا رفتارها بروز و ظهور كند و احساس در رفتار تجلى يابد؛ يعنى كارى مى كنيم كه مخاطب، احساس خود را بروز دهد؛ مثل اينكه مى گوييم گريه كن يا كارى مى كنيم كه گريه كند؛ چنان که آشکار است، ایجاد و تقویت گرایشها، در تجلی و ظهور آنها تأثیری انکارناپذیر دارد و در مرحله خاصی از تقویت، تجلی صورت می گیرد.


ج) حوزه رفتار

براى تأثيرگذارى در رفتار مخاطبان، افزون بر اقناع انديشه و تأثير در احساسات و گرايشهاى آنان، بايد تا حد امکان برنامه عملى نيز ارائه کرد؛ گرچه گاهى بدون ارائه یک راه عملی نیز رفتارهای مخاطب تغییر می یابد و غرض حاصل می شود. دو گونه برنامه عملى در سخنرانى دينى مى توان ارائه کرد:

1. برنامه عملى براى ترك عادتها و رفتارهای بد؛ مثلاً وقتى مخاطب در اوج احساس محبت به امام حسین 7 قرار می گیرد و براى آن حضرت اشك مى ريزد، به او مى گویيم: «با اين چشمى كه براى امام حسين7 اشك ريخته اى، ديگر به نامحرم نگاه نكن.»

2. برنامه عملى براى اقدام به كارهاى خوب و كسب فضایل؛ مثلاً پس از اقناع انديشه مخاطبان درباره نماز و تحريك حس در اين باره، به آنان مى گوييم: «بياييد از اين به بعد نمازمان را اول وقت بخوانيم، يا بياييد از اين به بعد هميشه نوافل را بخوانيم و... .»

تأثير متقابل اندیشه، احساس و رفتار

سه مؤلفه نگرش با يكديگر تعامل دارند. هيچ رفتاري نيست كه هر قدر هم عقلاني باشد، واجد عوامل عاطفي به عنوان محرك نباشد و نيز بالعكس نمي توان شاهد حالت عاطفي بود، مگر اينكه ادراك يا فهم در آن مداخله دارد.[24]

مثلا آگاهى از رأفت و رحمت الهى و انديشه در نعمتهاى او، احساس شوق انگيزى در انسان ايجاد مى كند. آگاهى از اخلاق اهل بيت عصمت و طهارت : سبب احساس شیفتگی به ایشان می شود. آگاهى از ظلمهاي بنى اميه به امامان معصوم:، احساس نفرت از آنان ايجاد مى كند.

اندیشه و بينش ما دربارة اهل بيت : بر گرايش و رفتار ما در برابر ایشان اثر دارد و همين طور گرايش ما به آن بزرگواران بر بينش و رفتار، و رفتار ما بر بينش و گرايشمان به آنان تأثير مى گذارد.

به مثالهاي زير درباره تأثير متقابل انديشه، احساس و هيجان و گرايش، و رفتار بر يكديگر توجه كنيد:

1. قرآن كريم، انديشه «تنگدستى به دلیل داشتن اولاد» را سبب رفتار خاص، يعنى كشتن اولاد مى داند و مى فرمايد: وَ لا تَقتُلُوا اَولادَكُم خَشيَةَ اِملاقٍ نَحنُ نَرزُقُهُم وَ اِيّاكُم اِنَّ قَتلَهُم كانَ خِطأً كبيراً؛[25]«و فرزندانتان را از ترس فقر نكشيد. ما آنها و شما را روزى مى دهيم. مسلماً كشتن آنها گناه بزرگى است.»

آيه فوق، نشان دهنده تأثير بينش و تفكر بر رفتار انسان است؛ البته بیانگر تأثیر احساس (ترس) بر رفتار او نیز هست.

2. قرآن كريم مى فرمايد:اِنَّ الاِنسانَ خُلِقَ هَلُوعاً * اِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً * وَ اِذا مَسَّهُ الخَيرُ مَنوعاً ؛[26]«به يقين، انسان، حريص و كم طاقت آفريده شده است و هنگامى كه بدى به او برسد، بى تابى مى كند و هنگامى كه خوبى به او برسد، مانع ديگران مى شود [و بخل مى ورزد].»

در اين آيه گرايش به دنيا و حرص، عامل رفتار خاصى معرفى شده است.

3. رسول خدا 9 می فرماید: «حُبُّكَ لِلشَّيْى ءِ يُعْمى وَ يُصِمُّ؛[27]دوستى و محبت به هر چيزى [تو را] كور و كر مى كند.»

امام على7 نيز می فرمود: «مَن عَشِقَ شَيئاً اَعشى بَصَرَهُ وَ اَمرَضَ قَلْبَهُ فَهُوَ يَنظُرُ بِعَينٍ غَيرِ صَحيحَةٍ وَ يَسمَعُ بِاُذُنٍ غَيرِ سَميعَةٍ؛[28]هر كس به چيزى عشق ورزد، چشم او
را مى پوشاند و قلبش را بيمار مى کند. پس او با چشمى غير صحيح مى نگرد و با گوشى غير شنوا مى شنود.»

اين، نشان دهنده تأثير عميق گرايشهاى انسان بر احساس ظاهري و در نتيجه ادراك و بينش و انديشه اوست؛ زيرا حقيقتاً به سبب گرايش، كانالهاى ورودى معرفت تغيير مى كند.

و چه زيبا مولوى در مثنوى، اين تأثيرگذاري را ترسيم كرده است:

خـاسيـت بنهـاده در كف حشيش     كو زمانى وارهانـد از خـوديش

خواب را يزدان بدان سان مى كند     كز دو عالـم فكـر را بر مى كنـد

جـرعـه مـى را خـدا آن مى دهـد     تا بدو مست از دو عالم مى رهد

كـرد مجنـون را از عشق پـوستى      كـو نبشناسـد عــدو از دوستى

صد هزاران اين چنين مى دارد او     تا كه بر ادراك تـو بگمـارد او[29]

چند نكته

1. سير طبيعى تأثير گذارى در سخنرانى بدين صورت است كه اول بر انديشه، سپس بر احساس و آن گاه بر رفتار مخاطب اثر گذاشته شود؛ امّا هميشه به اين صورت نیست و گاهی تأثيرگذارى را از هر یک از این سه طريق مى توان شروع كرد.

2. گاهى سخنران بدون اقناع انديشه به تحريك احساس مى پردازد. اين امر در برخى موارد مى تواند خطر ساز باشد. قرآن كريم در بيان راهبردهاى تبليغى پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله وسلم ، اول حكمت (برهان) را مطرَح و سپس موعظه حسنه (تحريك احساس)را بيان مى كند.[30]


پرسش نامه

1. نگرش را تعريف كرده، با يك مثال مؤلفه هاي آن را بيان كنيد.

2. چه چیزهایی در اثبات اندیشه های صحیح محقق می شود؟

3. ابطال اندیشه های غلط چه نتایج مطلوبی دارد؟

4. در اثبات و ابطال اندیشه ها به چه نکته هایی باید توجه داشت؟

5. احساس را تعريف كنيد.

6. منظور از هيجان چيست و چه نسبتي با احساس دارد؟

7. منظور از گرایش چیست؟

8 . انواع گرایشهای انسان را نام برده، تفاوت آنها را بنویسید.

9. اسلام در مواجهه با گرایشهای انسان چگونه برخورد می کند؟

10. مهم ترين ويژگيهاي گرايشهاي انسان را بيان كنيد.

11. انواع تأثیر بر گرایشها را توضیح دهید.

12. دو گونه برنامه عملی را در سخنرانی توضیح دهید.

13. تأثیر متقابل اندیشه، احساس و رفتار بر یکدیگر را در قالب مثالهايي
توضیح دهید.


تلاش بیشتر

با کمک استاد خود و مطالعه کتابهای مناسب، تفاوت احساس، ادراك، هيجان و انگيزش را بررسی کنید.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

[1]. Attitude.

[2]. زمينه روان شناسي، دكتر محمد پارسا، ص 126.

[3]. روان شناسي اجتماعي با نگرش به منابع اسلامي ، جمعي از مؤلفان، ص 136.

[4]. همان ، ص 140.

[5]. الحياۀ ، محمدرضا حكيمي، ج1، ص206.

[6]. نهج البلاغه ، خ اول، ص 43.

[7]. لغت نامه دهخدا ، علي اكبر دهخدا، ج1، ص926؛ فرهنگ فارسي ، محمدمعين، ج1، ص158.

[8]. «محرّك (Stimutus) را آن نوع تغيير فيزيكي، شيميايي و مكانيكي مي دانند كه بر عضو حسي تأثير كند. در اينجا عامل «تغيير» كيفيت مهمي به شمار مي آيد و در جلب توجه فرد كارساز است. يعني در زندگي همواره تغييرات گوناگون مي باشند كه توجه ما را به خود جلب مي كنند.» ( زمينه روان شناسي ، محمد پارسا، ص 103 و 104.)

[9]. «عضو حسي (Sense Organ) كه گاهي آن را گيرنده حسي (Recoptor) هم مي نامند بخش ويژه اي از بدن است كه فقط براي دريافت محرك يا نوع معيني از متغيرها در محيط فيزيكي به كار مي رود. چنانكه چشم فقط مي تواند امواج نوري را دريافت كند؛ ولي نسبت به محركهاي صوتي يا محركهاي ديگر هيچ گونه حساسيتي نشان نمي دهد. كسي كه حس شنوايي خود را از دست داده است، هر گونه سر وصدايي كه در اطراف او ايجاد كنند را نمي شنود.» (همان، ص 103.)

[10]. روان شناسي احساس و ادراك ، محمود ايرواني – محمدكريم خداپناهي، ص21.

[11]. زمينه روان شناسي ، محمد پارسا، ص 126 و 127.

[12]. همان ، ص 97.

[13]. همان ، ص 94.

[14]. انگيزش و هيجان ، آلكس موكيلي و روبرت دانتزر، مترجمان: حمزه گنجي – علي پيكاني، ص 135.

[15]. فرهنگ فارسى ، محمدمعين، ج 3، ص 3225.

[16]. فلسفه تعليم و تربيت ، پژوهشكده حوزه و دانشگاه، ج1، ص435.

[17]. غريزه داراي دو اصطلاح است:

الف) اصطلاح عام: به معناي تمام گرايشها، چه حيواني و چه انساني؛ بنابراين فطرت را نيز شامل مي شود.

ب) اصطلاح خاص: كه فقط به معناي گرايشهاي حيواني است و در مقابل فطرت و گرايشهاي انساني قرار مي گيرد.

همچنين واژه «فطري» داري سه اصطلاح است:

الف) اصطلاح عام كه هر گونه گرايش اصيل و ذاتي حيواني و انساني را شامل مي شود.

ب) اصطلاح خاص كه شامل گرايشهاي انساني مطلق است.

ج) اصطلاح اخص كه منحصراً به معناي گرايش به خداوند و دين است. ( فلسفه تعليم و تربيت ، همان، ج1، ص436).

[18]. فلسفه تعليم و تربيت ، پژوهشكده حوزه و دانشگاه، ج1، ص436 – 437.

[19].  كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا؛ «بخورید و بیاشامید؛ ولی اسراف نکنید.»: اعراف/31.

[20]. فلسفه تعليم و تربيت ، پژوهشكده حوزه و دانشگاه، ج1، ص 446 – 448.

[21]. حديد/16.

[22]. بقره/ 245.

[23]. صف/10 و 11.

[24]. روان شناسي اجتماعي با نگرش به منابع اسلامي ، جمعي از مؤلفان، ص138.

[25]. اسراء / 31.

[26]. معارج / 19 - 21.

[27]. من لا يحضره الفقيه ، شيخ صدوق، ج 4، ص 380.

[28]. نهج البلاغه ، خ 109، ص 160.

[29]. مثنوى معنوى ، دفتر چهارم.

[30].  اُدعُ اِلى سَبيلِ رَبِّكَ بِالحِكمَةِ وَ المَوعِظَةِ الحَسَنَةِ وَ جادِلهُم بِاللَّتى هِىَ اَحسَن؛«[اى پيامبر!] مردم را با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت فراخوان و با نيكوترين شيوه با آنان مجادله كن.» :نحل/125.

منبع :

http://noor-ido.ir/Portal/Cultcure/Persian/CaseID/88236/71243.aspx

تعریف و اهداف سخنرانی دینی


تعریف و اهداف سخنرانی دینی


اهداف این درس:

1.     آشنایی با برخی تعاریف خطابه و سخنرانی؛

2.  آشنایی با تعریف سخنرانی دینی و قیود آن؛

3.  شناخت اهداف تبليغ و سخنرانی؛


تعريف سخنرانى

تاكنون تعاريف زيادى درباره خطابه و سخنراني ارائه کرده اند. نگاهى گذرا به این تعریفها نشان مى دهد كه هر كسى با برداشت خود از خطابه و هدفش از آن، قيودى را در تعريف آورده است. بعضى هدف از آن را فقط اقناع مخاطب دانسته و برخى در كنار اقناع انديشه به تحريك احساس نيز توجه کرده اند. عمده تعاريف، متأثر از تعريف ارسطو در خطابه است. او با توجه به شرايط زمان خود آن را تعريف کرده است؛ در آن دوران خطابه را بيشتر برای قانع كردن ديگران به كار مى گرفتند.

بعضى فقط خطابه را تعريف كرده اند؛ در حالى كه خطابه، يكى از شكلهاى اجرايى سخنرانى است. آنچه ما در اين كتاب در پی تعريف آنيم، سخنرانى دينى است كه اعم از خطابه است و با توجه به ويژگيها، شرايط و اهداف خاص خود بايد تعريف شود.

به هر روى، پيش از تعريف سخنرانى دينى، بيان برخى تعاريف ارائه شده براى خطابه و سخنرانى، خالى از لطف نيست؛ برای نمونه به موارد ذیل مى توان اشاره كرد:

1. «خطابه، فن تصرّف در عواطف و عقول مخاطبان از رهگذر الفاظ فصيح و جملات بليغ، براساس مشافهه، به منظور اقناع عقل و احساس شنوندگان و ترغيب آنان به سوى هدفى [است] كه سخنور در نظر دارد.»[1]

2. «خطابه، صناعتى است كه توسط آن بتوان در هر امرى از امور جزئى، ديگران را در حدّ امكان اقناع نمود.»[2]

3. خطابه «سخنى است به صورت نثر تأليف يافته كه به وسيله آن، يك نفر جماعت را به قصد اقناع، مورد خطابه قرار مى دهد.»[3]

4. «فن سخنورى به مجموعه اصول و قواعدى گفته مى شود كه سخنور با استفاده از آن در ذهن مستمعان خود تأثير لازم را به جا گذارد و به مقصودى كه دارد برسد.»[4]

5. «سخنورى يا خطابه، فنى است كه به وسيله آن؛ گوينده، شنونده را با سخن خود اقناع و بر منظور خويش ترغيب مى كند.»[5]

تعریف سخنرانی دینی

پس از ارائه نمونه هايى از تعاريف سخنورى و خطابه، بى هيچ توضيح و يا انتقادى، تعريف مورد نظر خود را از سخنرانى دينى ارائه مى كنيم.

سخنرانى دينى عبارت است از: «سخن گفتن يك نفر با جمع به نحو يك طرفه به منظور تأثيرگذارى مطلوب [دينى ] در انديشه، احساس و رفتار مخاطب، به قصد و روش انشاء سخن.»

اکنون ممكن است اين پرسش مطرح شود كه چرا يكى از تعاريف پيشين را برنگزيده و سخنرانى دينى را با اين قيود خاص تعريف كرده ايم؟

پاسخ اين است كه هرچند غالبا اشكالاتي به تعاريف وارد است؛ اما بايد کوشید تا تعريف حتي الامكان جامع و مانع باشد. تعریف فوق با توجه به اهداف و ويژگيهاى سخنرانى دينى و با عنايت به تفاوت آن با مقوله هاى مشابه، ارائه شده است.

براى روشن شدن تعريف سخنرانى دينى و دليل انتخاب قيود آن، بعضى از آنها را توضيح مى دهيم:

1. سخن گفتن[6]

این قيد، انتقال مفاهيم از طريق ايماء، اشاره، نويسندگى و راههاى ديگر تأثير گذارى را از تعريف خارج مى كند.

2. يك نفر

فقط يك نفر در سخنرانى سخن مى گويد و بقيه شنونده اند. پس با اين قيد، بحثهاى دو یا چند طرفه، مانند: ميزگرد، مباحثه و ... از تعريف خارج مى شود.

3. با جمع

سخن گفتن به لحاظ تعداد گوينده و شنونده، شكلهاى مختلفى پيدا مى كند:

الف) يك نفره كه در آن فرد با خود يا خدا سخن مى گويد؛

ب) دو نفر با هم، مانند: مناظره، محاوره و مشاوره؛

ج) چند نفر با هم، مانند: مناظره، هم انديشى و محاوره؛

د) يك نفر با جمع، مانند : جلسة دفاع از نظریه علمى، سخنرانی علمی، پرسش و پاسخ، كلاسدارى، گزارش دهى و سخنرانى.

منظور از جمع در تعريف سخنرانى، جمع عرفى است؛ نه جمع منطقى و نه ادبياتى. با اين قيد، سخن گفتن يك فرد در مباحثه با يك يا چند نفر محدود و يا در گفتگوهاى عادى با چند نفر، از تعريف خارج مى شود.

4. يك طرفه

ممكن است يك نفر با جمع سخن بگويد؛ ولى سخنرانىِ مصطلح نباشد. با قيد يك طرفه بودن، جلسات پرسش و پاسخ و امثال آن از تعريف خارج مى شود؛ زیرا سخن گفتن در آنها دو طرفه است. دليلِ آوردن اين قيد، آن است كه اگر هنگام سخنرانى، افراد ديگر سؤالى بپرسند و يا سخنى بگويند، در تأثيرگذارى سخنران اختلال ايجاد مى شود؛ مثلا اگر گوينده با سخنان خود، احساسات مخاطب را تحريك كرده باشد، ممكن است با طرح يك سؤال از سوى مخاطب و يا بيان سخنى از سوی او، اين حس از بين برود.[7]


5. به منظور تأثيرگذارى

گوينده دينى در سخنرانى خود، بايد قصد تأثيرگذارى بر مخاطب داشته باشد؛ گرچه به دلايلى تأثيرگذارى صورت نگيرد.[8]

6. مطلوب

گاهى تأثيرگذارى در سخنرانى وجود دارد؛ اما مطلوب دين نيست؛ از اين رو برخى سخنرانيهاى انتخاباتى، اقتصادى، علمى و ... كه در دنياى حاضر صورت مى گيرد و در آنها قصد تأثيرگذارى مطلوب دينى وجود ندارد، از تعريف سخنرانى دينى خارج اند؛ هر چند سخنران آنها يك مسلمان باشد.

7. انديشه، احساس و رفتار

يكى از تفاوتهاى اساسى سخنرانى با ميزگردها، سخنرانیهای علمی و كلاسهاى تعليم رسمى اين است كه در سخنرانى، در کنار اقناع اندیشه، تحريك احساس[9]از اهمّ مقاصد به شمار مى رود؛ ولى در موارد ياد شده ديگر، به این امر توجه نمی شود و يا به آن، كم تر توجه می شود. همچنين ايجاد و تقويت رفتارهاى مثبت و از بين بردن رفتارهاى منفى، از جمله اهداف سخنرانى دينى است كه در مقوله هاى مشابه، كم تر بدان توجه می شود.

8. به قصد و روش انشاء سخن

يعنى سخنران بخواهد به روش سخنورى متداول و معمول ـ كه شكل خاصى دارد ـ سخن بگويد و با همين روش نيز سخنان خود را ادا كند. با اين قيد، سخن گفتنِ يك وكيل دادگسترى كه قصد انشاء سخن متداول ندارد و يا سخن گفتن يك نفر در منزل با همه قيود پيشين، از تعريف خارج مى شود.

اهداف سخنراني ديني

هدف در لغت به معناي هر چيز بلند و برافراشته، نشانۀ تير، و آنچه آدمي براي رسيدن به آن مي كوشد از قبيل مقام، مال و مكنت و نيز مقصود و غايت آمده است.[10]

بنابراين در مورد موجود ذي شعوري مثل انسان مي توان گفت: هدف، چيزي است كه انسان قبل از عمل آن را در نظر مي گيرد و نيروي خويش را براي رسيدن به آن به كار مي برد و غرضش دستيابي و رسيدن به آن است. هدف آن مطلوبي است كه شوق دستيابي به آن محرّك آدمي است تا راهي را كه به آن مي رسد برگزيند و وسايل لازم براي وصول به آن را انتخاب نموده و به كار برد.[11]

توجه به هدف در هر كاري موجب تمركز، آرامش و پرهيز از سرگشتگي است، و در سخنراني ديني اگر براي دستيابي به هدف و اطمينان به نتيجه، اصول و معيارهايي در نظرگرفته شود، هر سخنران به راحتي مي تواند موفقيت يا شكست خود را ارزيابي كند؛ از اينرو بهتر است ابتدا روشن شود كه هدف از سخنراني چيست؟

سخنراني ديني همانند ديگر روشهاي تبليغ و تعليم و تربيت اسلامي، همان اهدافي را تعقيب مي كند كه انبياء الهي مورد توجه قرار داده اند.

برخي از اهداف تبليغي انبياء الهي عبارتند از:

1. بندگي خدا و پرهيز از طاغوت

خداوند متعال هدف از خلقت جن و انس را عبادت و بندگي خود دانسته و مي فرمايد: “وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونَ»[12]؛ «من جن و انس را نيافريدم جز براي اينكه عبادتم كنند [و از اين راه تكامل يابند و به من نزديك شوند].»

همچنين هدف از بعثت پيامبران خويش را دعوت به پرستش خداوند و پرهيز از طاغوت معرفي مي كند و در كتاب آسماني خويش مي فرمايد: «وَ لَقَدْ بَعَثْنا في كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ”[13]؛ «ما در هر امتي رسولي كه: خداي يكتا را بپرستيد، و از طاغوت اجتناب كنيد.»

2. تزكيه و تعليم

در قرآن كريم يكي از اهداف بعثت پيامبر اكرم9 تزكيه و تعليم معرفي شده است. آنجا كه مي فرمايد: “هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ”؛[14]«او كسي است كه در ميان جمعيّت درس نخوانده رسولي از خودشان برانگيخت كه آياتش را بر آنها مي خواند و آنها را تزكيه مي كند و به آنان كتاب (قرآن) و حكمت مي آموزد و مسلماً پيش از آن در گمراهي آشكاري بودند.»

همچنين دعاي ابراهيم و اسماعيل علیهما السلام  را در هنگام بالا بردن پايه هاي خانه كعبه اين چنين نقل مي كند: “رَبَّنا وَ ابْعَثْ فيهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ”؛[15]«پروردگارا! در ميان آنها پيامبري از خودشان برانگيز، تا آيات تو را بر آنان بخواند و آنها را كتاب و حكمت بياموزد و پاكيزه كند؛ زيرا تو توانا و حكيمي.»

3. خروج از ظلمت به سوي نور

يكي از هدفهاي نزول قرآن، خارج ساختن مردم از تاريكيها به سوي روشنايي است؛ چنانكه خداوند مي فرمايد: “كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور”؛[16]«[اين] كتابي است كه بر تو نازل كرديم، تا مردم را از تاريكيها [ي شرك و ظلم و جهل،] به سوي روشنايي [ايمان و عدل و آگاهي] در آوري.»

نيز مي فرمايد: “وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى بِآياتِنا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور”؛[17]«ما موسي را با آيات خود فرستاديم [و دستور داديم:] قومت را از تاريكيها به نور بيرون آر.»

4. برقراري عدالت

برانگيختن مردم به برپايي قسط و برقراري عدالت در جامعه، يكي ديگر از اهداف تبليغي پيامبران الهي است. در قرآن مجيد آمده است: “لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ”[18]؛ «ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم و با آنها كتاب [آسماني] و ميزان [شناسايي حق از باطل و قوانين عادلانه] نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند.»

5. رهايي از وابستگيها و عادتهاي جاهلانه

برداشتن بارهاي سنگين و زنجيرهايي كه بر گردن مردمان بر اثر وابستگيهاي جاهلانه و عادتهاي ناآگاهانه نهاده شده است، از جمله اهداف رسول گرامي اسلام بود. در قرآن مجيد آمده است: «الَّذينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتي كانَتْ عَلَيْهِمْ”؛[19]«همانها كه از فرستاده [خدا]؛ پيامبر امّي پيروي مي كنند، پيامبري كه صفاتش را در تورات و انجيلي كه نزدشان است مي يابند. آنها را به معروف دستور مي دهد، و از منكر باز مي دارد، اشياء پاكيزه را براي آنها حلال مي شمرد و ناپاكيها را تحريم مي كند، و بارهاي سنگين و زنجيرهايي را كه بر آنها بود، [از دوش و گردنشان] بر مي دارد.»

6. برطرف شدن اختلافات

يكي از اهداف نزول كتابهاي آسماني، حكم كردن بين مردم در موارد اختلاف آنان است تا اختلاف و تفرقه آنها به صلح و وحدت مبدّل گردد. خداي بزرگ فرموده است: “كَانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فيمَا اخْتَلَفُوا فيهِ[20]“؛ «مردم [در آغاز] يك دسته بودند [و تضادي در ميان آنها وجود نداشت كه به تدريج جوامع و طبقات پديد آمد و اختلافات و تضادهايي در ميان آنها پيدا شد، در اين حال] خداوند، پيامبران را برانگيخت تا مردم را بشارت و بيم دهند و كتاب آسماني، كه به سوي حق دعوت مي كرد، با آنها نازل نمود؛ تا در ميان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوري كند.»

براي رسيدن به اهداف فوق رعايت واجبات و محرمات و حتي مستحبات و مكروهات كه در شرع مقدس اسلام وارد شده است و نيز همه مسائل اخلاقي و تربيتي و معارف ديني لازم است و يا تبليغ و ترويج و عمل به آنها مي توان به اهداف بعثت انبياء دست يافت.

پرسش نامه

1.     سه نمونه از تعاریف ارائه شده برای خطابه را بنویسید.

2.     سخنرانی دینی را تعریف کنید.

3.     با هر یک از قیود تعریف سخنرانی دینی، چه چیزهایی از آن خارج می شوند؟

4.     سخن گفتن به لحاظ تعداد گوینده و شنونده چه شکلهایی پیدا می کند؟

5.     تفاوت کلمه، کلام، سخن و سخنرانی در چیست؟

6.     اهداف سخنرانی دینی را بيان كنيد.


فعالیت پژوهشی

1. در یک مباحثه دوستانه، هر یک از تعاریف ارائه شده برای خطابه و سخنرانی را نقد و بررسی کنید و اگر به تعريف دقيق تري رسيديد ارائه كنيد. به نظر شما کدام یک دقیق ترند؟

2. به نظر شما تعریف ارائه شده از سخنرانی دینی تا چه حد می تواند جامع و مانع باشد؟ چه قیدهایی را زاید و چه قیدهای دیگری را لازم می دانید؟ نظر خود را با دوستان دیگر در میان بگذارید و نظر آنها را هم، جویا شوید.


--------------------------------------------------------------------------------

[1]. اصول و مبادى سخنورى ، محمدباقر شريعتى سبزوارى، ص 40.

[2]. الخطابه ، ارسطو، به كوشش عبد الرحمن بدوى، ص 9، به نقل از: آيين سخنورى و نگرشى بر تاريخ آن ، على اكبر ضيايى، ص 3.

[3]. الخطابه و اعداد الخطيب ، د. توفيق الواعى، ص 12.

[4]. روشهاى تبلیغ ، رضاعلى كرمى، ص 11.

[5]. آئين سخنورى ، محمدعلى فروغى، ج 1، ص 1.

[6]. «كلمه»، كوچك ترين جزء كلام است و «كلام» بر يك عبارت يا يك جمله اطلاق مى شود و «سخن» به مجموعه اى از جمله ها گفته می شود كه به منظور انتقال معنا و مفهوم مورد نظر بيان مى شوند. سخنرانى، بيان مجموعه اى از سخنان است كه معانى مختلفى را در يك مجموعه منسجم افاده مى كند.

[7]. البته ممكن است خطيب، سؤالاتى از مخاطب بپرسد؛ ولى بايد به گونه اى باشد كه پاسخها در ذهن مخاطبان بماند و سخنور از مخاطبان تأييد بگيرد؛ بدون اينكه آنها سخنى بگويند.

[8]. دليل اين مطلب، آن است كه با هيچ يك از ابـزارها و روشهـاى تبليغى نمى توان كسى را مجبور به پذيرش پيام تبليغى كرد؛ بلكه انسانها صاحب اراده و اختيارند و ممكن است از روى لجاجت و يا به هر دليل ديگر نخواهند پيام را بپذيرند؛ چنان كه خداوند متعال در آيه «نَفْر»مى فرمايد:

Gوَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَF؛ «شايسته نيست كه مؤمنان همگى [براى جهاد] كوچ كنند. پس چرا از هر گروهشان دسته اى كوچ نمى كنند تا در دين ژرف آگاهى يابند و مردم خويش را چون به سويشان بازگشتند هشدار دهند، شايد كه پروا كنند.» توبه/122.

خداوند متعال تأثيرگذارى تبليغ را در اين آيه قطعى نمى داند؛ بلكه مى فرمايد: Gلَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَF؛ «شايد كه پروا كنند.»

[9]. درباره احساس در درس بعد سخن خواهيم گفت.

[10]. فرهنگ فارسي ، دكتر محمد معين، ص 5108.

[11]. فرهنگ تعليم و تربيت اسلامي ، محمدرضا امين زاده، ص 47.

[12]. ذاريات/56.

[13]. نحل/36.

[14]. جمعه/2.

[15]. بقره/129.

[16]. ابراهيم/1.

[17]. ابراهيم/5.

[18]. حديد/25.

[19]. اعراف/157.

[20]. بقره/213.

  منبع :

http://noor-ido.ir/Portal/Cultcure/Persian/CaseID/88235/71243.aspx
 

تاریخ سخنوری

تاریخ سخنوری


اهداف این درس:

1.     آشنایی اجمالی با تاریخ سخنوری؛

2.     شناخت دلایل رشد خطابه در بعضی از دوره های تاریخی؛

3.     توجه به تأثیر اسلام بر خطابه؛

4.     آشنایی با آداب سخنرانی در صدر اسلام.


مقدمه

يكى از موهبتهاى الهى به انسان، توفیق انتقال پيامهاى او از طريق زبان است. انسانها از ابتداى آفرينش، پيغامهاى خود را به همنوعان خود انتقال مى داده اند و يكى از مهم ترين ابزارهاى اطلاع رسانى آنان، زبان بوده است. براساس آيات قرآنى، همه پيامبران الهى از سخنورى براى تبليغ پيامهاى الهي استفاده كرده اند. قرآن كريم مى فرمايد: «وَ مَآ أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ»؛[1]«ما هيچ پيامبرى را جز به زبان قومش نفرستاديم.» اين آيه، ضمن بيان مطابقت زبان پيامبران با زبان مخاطبان، نشان دهنده همگاني بودن استفاده از روش سخن گفتن در تبليغات دينى پيامبران است.

جانشينان انبيا علیهم السلام  نيز از سخنورى و خطابه استفاده كرده اند. امام على علیه السلام مى فرمايد: «اِنَّا لَاُمَراءُ الْكَلامِ؛[2]ما هر آينه پادشاهان سخنيم.» و البته سخنورى آنان روشمند نيز بوده است.

در عين حال براى بيان تاريخ فن خطابه و سخنورى به عنوان يك دانش و مهارت، معمولاً از يونان باستان آغاز مى كنند؛ زيرا قديمى ترين كتابهاى موجود در اين باره، مربوط به اين دوران است.

خطابه در يونان

يونانيان از قديم الايام «هومر» را پدر واقعى فن خطابه مى دانستند و پس از وى از خطباى بزرگى مانند «سولون» (558 - 640 قبل از ميلاد)، قانونگذار آتن و مصلح آداب و عادات اجتماعى؛ «ابرخُس»، جمع كننده اشعار هومر (528 قبل از ميلاد)؛ «پيسيستراتوس» (527 – 605 قبل از ميلاد) حاكم آتن؛ و «تميستوكلِس»(460 - 525 قبل از ميلاد) سردار يونانى و مشهور در خطابه هاى جنگى، ياد مى كنند.[3]

در عصر «پريكلس» (429 - 495 قبل از ميلاد) كه از مردان سياسى و صاحب نفوذ بود، خطابه در يونان، شكوفايى خود را آغاز کرد. دلايل رشد خطابه در اين زمان عبارت اند از:

1. ظهور حكومتهاى دموكراتيك؛[4]

2. رشد امور تجارى و صنعتى و گسترش تدريجى نيروى دريايى آتنيان؛

3. نظام قضايى آن عصر كه در آن، افراد براى احقاق حقوق خود بايد سخنورى زبردست باشند و يا از وكلاى سخنور استفاده كنند؛

4. استعداد يونانيان در خطابه.[5]

نخستین شخصی كه به تعليم خطابه پرداخت «كوراكس» از جزيره صقليه بود كه عربها وى را با نام «غراب خطيب» مى شناسند.[6]

در عصر «دموستن» (322 - 384 قبل از ميلاد) خطيب وطن خواه آتنى، ادبيات در يونان رو به زوال رفت؛ اما او خطيبى توانا بود. راز موفقيت او را در صلابت روحى، تسلّط بر اعصاب، مهارت در گريز زدن به احساسات تند و آتشين ميهن پرستى، آميختن داستان سرايى با بحث و جدل و شاعرانه سخن گفتن مى دانند.[7]

ظهور سوفسطائيان، يكى از پديده هاى قابل توجه در تاريخ خطابه يونانى است. سوفسطائيان، معلّمانی دوره گرد بودند و سبب گسترش علومى مانند: فلسفه، منطق، ادبيات، سياست و قضاوت شدند؛ ولى در عين حال به دلیل نداشتن تعهد در برابر حق و حقيقت، پايه هاى اخلاقى يونان را متزلزل ساخته، سبب پديد آمدن شكّاكيت و پوچ گرايى شدند.[8]

در مقابل، دانشمندانى مانند: سقراط، افلاطون و ارسطو ظهور كردند كه روش سوفسطائيان را مذمت مى كردند.[9]

«سقراط» استاد افلاطون، مكتبى براى تعليم فن خطابه داشت و شاگردان او با این فن آشنا بودند و در بيان فلسفه از آن بهره مى بردند. «افلاطون» (347 – 427 قبل از ميلاد) همچون سقراط، جوياى حقيقت بود. از نظر او سخنورى در صورتى حقيقى است كه مبتنى بر معرفت حقايق باشد و كسى كه از حقيقت بى خبر باشد نمى تواند ذهن شنونده را به سوى حقيقت سوق دهد.[10]

به نظر «افلاطون»، استعداد فطرى، آموزش و تمرين، سه عامل اساسى براى توانايى در سخنورى است. از نظر او، هدف از سخنرانى فقط اقناع به معناى ظن غالب نيست؛ بلكه سوق دادن روح انسان به سوى فضيلت است؛ از اين رو شناخت روح و مباحث روان شناسى، از مباحث ضرورى در این فن است.[11]«ارسطو» شاگرد افلاطون از تعاليم وى بهره جست و كتابى در فن خطابه نوشت.[12]

خطابه در روم

از ميان روميان، «سيسرون»، درخشندگى خاصى در این باره دارد. وى كتابهاى ارسطو را بازنويسى و در آنها تحقيق کرد. او در سخنورى بسيار توانا بود و كتابى تحت عنوان «خطابه» نوشت.

از ديگر خطباى روم باستان، «كونيتيليانوس» صاحب كتاب «فن خطابه»، «تاسيت» و «آدريانوس صورى» هستند.[13]

سريانيان و خطابه

پس از ظهور مسيحيت، این فن از نظر علمى و نه عملى، تحت تأثير سريانيان در مناطقى مانند: الجزيره و سوريه قرار داشت. خطابه در ميان اعراب از نظر عملى، بسيار رونق گرفته بود تا اينكه اسلام ظهور كرد و آثار يونانى كه زمانى به زبان سريانى ترجمه شده بود، بار ديگر به عربى ترجمه شد.[14]

عصر جاهلى و خطابه

در عصر جاهلى، خطابه از نظر علمى و فنى جايگاهى نداشت و اعراب، بيش از هر چيز به خطابه عملى و سبك بيان توجه مى كردند. در اين دوران، چه بسا يك سخنران با سخنان خود، قبيله اى را به اوج عزت يا حضيض ذلّت مى رساند؛ از اين رو سران قبايل، فردى را به عنوان سخنگوى رسمى و خطيب قبيله بر می گزیدند.[15]عوامل ذیل باعث رشد خطابه در اين عصر بود:

1. شرايط جنگى و طبيعت صحرانشينى اعراب؛

2. تعصّب قبيله اى و فخر فروشى اعراب بر دیگران با امتيازات خود و قبيله شان؛

3. طبيعت ادبيات جاهلى و شفاهى بودن و رواج نداشتن فن نويسندگى؛

4. نياز به خطيب به عنوان مسئول هيئت، هنگام اعزام هيئتها به مناطق مختلف.[16]

خطباى جاهلى در مراسم مهم و جلسات پرجمعيت، سوار بر مركب خود، خطابه ايراد مى كردند. آنان، اغلب، هنگام ايراد سخن با عصا، سرنيزه يا شاخه درخت به حاضران اشاره مى کردند. آنها با صداى بلند سخن مى گفتند و سخنان خود را به سجع و ضرب المثل می آراستند.[17]

خطابه در اسلام

قرآن كريم، زمانى نازل شد كه هنر غالب مردم عرب، سخنورى و خطابه بود. خداى متعال بهترين و اثرگذارترين سخن را در اين زمان نازل كرد و فرمود: اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَبًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانِىَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ »؛[18]«خدا بهترين سخن را نازل كرده است؛ كتابى كه آياتش [در لطف و زيبايى و عمق و محتوا] همانند يكديگر است؛ آياتى مكرّر دارد [با تكرارى شوق انگيز] كه از شنيدن آياتش لرزه بر اندام كسانى می افتد كه از پروردگارشان مى ترسند. سپس برون و درونشان نرم و متوجّه ذكر خدا مى شود.»

قرآن كريم از نظر ادبى، بليغ ترين خطيبان و شاعران عرب را تحت تأثير خود قرار داد؛ از اين رو خطيبان مسلمان پس از نزول قرآن از اسلوب قرآنى تقليد و خطبه هاى خود را به آيات شريفه آن مزيّن کردند. به اين سخنان امام على علیه السلام توجّه كنيد:

«تَعاهُدُوا اَمْرَ الصَّلاةِ وَحافِظُوا عَلَيْها وَاسْتَكْثَرُوا مِنْها وَتَقَرَّبُوا بِها فَاِنَّها «كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَبًا مَّوْقُوتًا [19]» اَلا تَسْمَعُونَ اِلى جَوابِ اَهْلِ النَّارِ حِينَ يُسْئَلُوا » مَا سَلَكَكُمْ فِى سَقَرَ * قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ»؛[20]نماز را رعايت كنيد و در حفظ آن بكوشيد و آن را زياد بخوانيد و خود را با آن [به خدا] نزديك كنيد؛ زيرا آن «بر مؤمنان واجب شده است.» آيا جواب دوزخيان را نمى شنويد، وقتى كه از آنها سؤال مى شود: «چه باعث شد كه گرفتار جهنم شديد؟! گفتند: [براى آنكه ] نماز نمى خوانديم.»

قرآن كريم از نظر اسلوب، محتوا و واژگان، بر خطابه هاى صدر اسلام تاكنون اثر گذاشته است. از سوى ديگر احاديث نبوى، خطابه هاى امام على علیه السلام و امامان ديگر، تأثير شگرفى بر خطابه هاى عصر اسلامى داشته است، تا آنجا كه بسيارى از سخنوران، عين يا مضمون خطابه هاى آنان را بازگو كرده اند؛ مثلاً يوسف بن عمر ثقفى نماينده هشام بن عبد الملك در كوفه به مردم چنين خطاب مى كند: «اِتَّقُوا اللَّهَ عِبادَ اللَّهِ فَكَمْ مِنْ مُؤَمِّلٍ اَمَلاً لا يَبْلُغُهُ وَجامِعٍ مالاً لا يَأْكُلُهُ وَمانِعٍ ما سَوْفَ يَتْرُكُهُ وَلَعَلَّهُ مِنْ باطِلٍ جَمَعَهُ وَمِنْ حَقٍّ مَنَعَهُ، اَصابَهُ حَراماً وَوَرِثَهُ عَدُوّاً احْتَمَلَ اِصْرَهُ[21]وَباءَ بِوِزْرِهِ وَوَرَدَ عَلى رَبِّهِ اَسِفاً لاهِفاً قَدْ خَسِرَ الدُّنْيا وَالْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ.»[22]

اين خطابه را با سخن ذيل از امام على علیه السلام مقايسه كنيد:

«مَعاشِرَ النَّاسِ، اِتَّقُوا اللَّهَ فَكَمْ مِنْ مُؤَمِّلٍ ما لا يَبْلُغُهُ وَبانٍ ما لا يَسْكُنُهُ وَجامِعٍ ما سَوْفَ يَتْرُكُهُ وَلَعَلَّهُ مِنْ باطِلٍ جَمَعَهُ وَمِنْ حَقٍّ مَنَعَهُ، اَصابَهُ حَراماً وَاحْتَمَلَ بِهِ آثاماً فَباءَ »«بِوِزْرِهِ وَقَدِمَ عَلى رَبِّهِ آسِفاً لاهِفاً، قَدْ خَسِرَ الدُّنْيا وَالْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ »؛[23]اى مردم! از خدا بترسيد، چه بسا آرزومندى كه به آرزو[ي خود] نرسد و سازنده ساختماني كه در آن ساكن نشود و گردآورنده مالي كه به زودى آن را بگذارد، و چه بسا كه از راه باطل [و حرام ] آن را جمع كرده و يا حق ديگران را بازداشته، و به سبب آن، مرتكب فعل حرام و متحمل گناهانى شده است، و با گناه و بار سنگين بر مى گردد و با پشيماني و حسرت بر خداى وارد مى شود؛ در دنيا و آخرت زيان كرده، و اين است زيان آشكار.»

خطابه در صدر اسلام، آداب و ويژگيهایى داشته است؛ از جمله:

1. به كار بردن كلمات مسجّع؛

2. ايستادن بر بلندى؛

3. گذاشتن عمامه بر سر؛

4. تكيه بر عصا يا شمشير يا كمان خويش؛

5. شروع با ستايش خداوند؛

6. پايان دادن با دعاى خير.[24]

پرسش نامه

1.     از نگاه قرآن کریم، سابقه سخنرانی برای تبلیغ دین به کجا باز می گردد؟

2.     چرا برای بیان تاریخ خطابه از یونان باستان آغاز می کنند؟

3.     چهار نفر از خطبای بزرگ یونانی را نام ببرید.

4.     دلایل رشد خطابه در عصر «پریکلس» را بنویسید.

5.     غراب خطیب کیست؟

6.     دلایل موفقیت «دموستن» را در خطابه بیان کنید.

7.     نظر افلاطون درباره سخنوری حقیقی چه بود؟ عوامل اساسی توانایی در سخنوری را از نظر او نام ببرید.

8.     مشهورترین خطبای روم باستان چه کسانی هستند؟

9.     کدام عوامل سبب رشد خطابه در عصر جاهلی شدند؟

10. برخی از آداب سخنرانی را در عصر جاهلی نام ببرید.

11. قرآن کریم چه تأثیری بر خطابه گذاشت؟

12. تأثیر احادیث نبوی و خطابه های امامان معصوم علیهم السلام  را بر خطابه های عصر اسلامی توضیح دهید.

13. آداب و ویژگیهای خطابه را در صدر اسلام بیان کنید.

14. تحقيق كنيد

15. با رجوع به کتابهای موجود در زمينه خطابه و سخنرانی، وضعیت تولید علم رادر این باره، به لحاظ تاریخی بررسی کنید.

--------------------------------------------------------------------------------

[1]. ابراهيم/4.

[2]. نهج البلاغه ، خطبه 233.

[3]. آئين سخنوري و نگرشي بر تاريخ آن ، علي اكبر ضيايي، ص 79 و 80.

[4]. مردم در دولت شهرهاى يونان باستان، در روزهاى خاصى در ميدان شهر جمع مى شدند و در باره مسائل اجتماعى به بحث و تبادل نظر مى پرداختند و رأى اكثريت را اجرا مى كردند. در اين شرایط كسانی كه از قدرت سخنورى بيش ترى برخوردار بودند، بهتر رأى خود را به ديگران مى قبولاندند. (آئين سخنوري، محمدعلي فروغي، ص 173- 174.)

[5]. آئين سخنوري و نگرشي بر تاريخ آن ، علي اكبر ضيايي، ص 81 و 82؛ فن الخطابه ، ابراهيم البدوي، ص26- 27.

[6]. فن الخطابه ، ابراهيم البدوي، ص 28.

[7]. آئين سخنوري و نگرشي بر تاريخ آن ، علي اكبر ضيايي، ص 94-96؛ فن الخطابه ، ابراهيم البدوي، ص30 و 31.

[8]. آئين سخنوري و نگرشي بر تاريخ آن ، علي اكبر ضيايي، ص 86 – 92.

[9]. آئين سخنوري ، محمدعلي فروغي، ص176.

[10]. ر.ك: آئين سخنوري و نگرشي بر تاريخ آن ، علي اكبر ضيايي، ص 86 – 105.

[11]. همان ، ص105.

[12]. همان ، ص114.

[13]. ر. ك: همان، ص123 – 128.

[14]. همان ، ص 132 – 134.

[15]. فن الخطابه ، ابراهيم البدوي، ص33.

[16]. آئين سخنوري و نگرشي بر تاريخ آن ، ص 140 – 141.

[17]. همان ، ص 141 – 143؛ فن خطابه ، ابراهيم البدوى، ص 37 - 38.

[18]. زمر/23.

[19]. نساء/103.

[20]. مدّثّر/42 و 43 و نهج البلاغه ، خ 199.

[21]. يعنى «ثقله».

[22]. آيين سخنورى و نگرشى بر تاريخ آن ، علي اكبر ضيايي، ص 174.

[23]. نهج البلاغه ، حكمت 344.

[24]. آيين سخنورى و نگرشى بر تاريخ آن ، ص 179 - 182.

 منبع :

http://noor-ido.ir/Portal/Cultcure/Persian/CaseID/88234/71243.aspx