وبلاگ ، منبرهای دیجیتال (2)
وبلاگ ، منبرهای دیجیتال (2)
نوشته : استاد رضا بابائی پژوهشگر و مسئول انجمن قلم حوزه علمیه
نیز می توان افزود كه وبلاگ و وبلاگ نویسی، بخشی از توانایی و فضایی است كه اینترنت به رایگان در اختیار میلیون ها مهمان خوانده و ناخوانده خود گذاشته است تا در آنجا اندیشه ها و آرزوهایشان را به قلم آورند، و با همدلان ناآشنا و گاه آشنا دردِدل گویند و تلخی های زندگی فرو شویند و یا دیگران را از شیرینی های درون خویش كام بخشند. این صفحه های شیشه ای كه همه گونه فاصله های زمانی و مكانی را میان نویسنده و خواننده برداشته است و نوشتن در آنها همزمان است با خواندن آن برای هر كس كه در هر جای دنیا آن لاین باشد، روزنامه ها یا مجلات شخصی انسان های بی شماری است كه نویسنده، سردبیر، ویراستار، ناشر، موزّع، حروف چین، صفحه آرا و طراح آنها یك نفر است؛ یعنی نویسنده، سردبیر مجله خویش است ونیز ناشر و ویراستار آن و... هر كه را كه در سر اندیشه ای است یا در دل سودایی، با هر انگیزه ای، می تواند مجله ای در این بیكرانه هزار تُو راه اندازد و در هر فرصت كه خود خواست یا توانست، صفحه ای و حتی جمله یا كلمه ای بر آن بیفزاید یا از نوشته های پیشین بكاهد. همه ی آنان كه خواهان گفتن و نوشتن و اظهار وجودند، می توانند با كمترین هزینه، تابلو و پرده آشكاری از احساسات و اندیشه های خود را پیش چشم هزاران رهگذر (وبگرد) نصب كنند و خود بایستند و تأثیر سخن خویش را به چشم ببینند. بدین ترتیب وبلاگ، یعنی ارتباط آسان، رایگان، دوسویه، دل خواه و همگانی با هر چشم و دلی كه گذارش به خانه ی نوری ما می افتد، یا به دعوت ما می آید. نخستین وبلاگ ایرانی در شهریور سال ۱۳۸۰ روی شبكه اینترنت ظاهر شد. یك ماه طول كشید تا وبلاگ دوم نیز از راه برسد؛ اما دو ماه پس از تولد دومین وبلاگ، شمار وبلاگ های ایرانی به ۱۲۰ عنوان رسید. هم اكنون علی رغم اینكه بیش از سه سال از عمر این نشریه های الكترونیكی در ایران نگذشته است، موج های بسیاری از هر سوی این دریای متلاطم گردن افراشته و طبقات مختلفی از جامعه را به خود مشغول كرده است. نویسندگان وبلاگ، از میان همه اصناف و سطوح اجتماعی، و از دل جامعه سر برآورده اند؛ از نام آشناترین اندیشه وران تاگمنام ترین جوانان كشور. هر چند آمار دقیقی از شمار وبلاگ های ایرانی در دست نیست، اما از سوی منابع معتبر جهانی، زبان فارسی، زبان چهارم وبلاگ نویسی در جهان اعلام شده است. اما همان طور كه از شابِك كتاب های فارسی نیز پیدا است، این زبان رتبه خوشایندی در تألیف و روزنامه نگاری ندارد.
در خرداد ماه ۱۳۸۳ اولین جشنواره ی وبلاگ نویسان ایرانی، در تهران برگزار شد. شركت كنندگان در این همایش بدیع، جوانان فرهیخته و ذوق مندی بودند كه هر یك، روزانه بخشی از وقت خود را به وب نویسی یا وبگردی اختصاص داده بودند. آنان وبلاگ نویسی را بخشی از هویت جدید خود در جهان امروزین می دانستند و همگی مصمم به گسترش كمّی و كیفی وبلاگ های خود بودند. نخستین جشنواره دانشجویان وبلاگ نویس ایران نیز در نخستین فصل سال ۱۳۸۴ برگزار می شود. به گفته ی دبیر جشنواره: «این همایش، شامل رقابت در چهار حوزه ی موضوعی و فنی است، و همچنین نخستین نمایشگاه وبلاگ را كه گردهمایی برترین وبلاگ نویسان دانشجویی ایران است، در خود جای داده است. بدین ترتیب ایجاد ارتباط و رقابت دانشجویان وبلاگ نویس، از اهداف این جشنواره است، كه تشویق كننده استفاده هر چه بیشتر از وبلاگ، و زمینه ساز شكل گیری گروه های دانشجویی وبلاگ نویس در همه ی دانشگاه های كشور خواهد بود.»(۷) این خبر زیر نیز خالی از عبرت و تأمل نیست:
به گزارش بخش خبر «سایت اخبار فناوری اطلاعات ایران» از «خبرگزاری سینا» بر اساس گزارش روابط عمومی سازمان ملی جوانان ایران، تنها باگذشت ۱۲ روز از برگزاری مسابقه ی «وبلاگ نویسی جوانان و امام خمینی ره» بیش از ۲۰۰۰ وبلاگ نویس تاكنون در این مسابقه شركت كرده اند.
اكنون هزاران وبلاگ فارسی در اینترنت هر روز، به روز می شوند و هر یك خواندنی ترین مطالب همسو با موضوع انتخابی خود را روی صفحه وب می گذارند. برخورداری از چنین فضاهای كاملاً منعطف و آماده هرگونه قابلیت گذاری، كه مصون از محدودیت های مرسوم است، نویسندگان ایرانی را بر آن داشته است كه تفكرات و آرمان های خود را در این دریای بی ساحل، شناور كنند و همچون نامه ای در بطری، به هر سو بفرستند. این رسانه بدیع و مدرن، به نویسندگان و دارندگان خود اجازه می دهد كه به دور از قید و بندهای معمول و قالب های تكراری، از رنج ها و دریافت ها و امیدهای زنده خود بگویند وبخوانند و یا درباره نوشته های دیگران نظر دهند. «وبلاگستان، شهری است كه در آن هر كس در خانه خود نشسته است و به اختیار خود پنجره ای از دنیای درون خود به بیرون گشوده است.»(۸)
این نیز گفتنی است كه نباید نقش این ابررسانه های مدرن را در همه ی كشورها یكسان دانست. در مناطقی از جهان كه روزنامه ها و رسانه های مشابه آن، بار و كاركرد احزاب را نیز به دوش می كشند، و گاه به آموزشكده های سیار نیز تبدیل ماهیت و تغییر شغل می دهند وبلاگ ها حضور و ظهوری قوی تر دارند و نقش آفرینی آنها را به عیان می توان دید.(۹) كاركرد آموزشی وبلاگ ها نیز، موازی با دیگر كارایی های آن شگفت آور است؛ تا آن جا كه گفته اند: «وبلاگ ها بزرگترین تولید كنندگان محتوای آموزشی در اینترنت اند».(۱۰)
امتیاز دیگر وبلاگ، استقلال آن است، از آنجا كه وبلاگ ها هزینه ای جز تلفن و اینترنت، بر نویسندگان خود تحمیل نمی كنند، قادر به حفظ استقلال مالی و فكری خود هستند. نیك می دانیم كه استقلال و خودمختاری، آرزوی همه ی صاحبان قلم و اندیشه است. آنچه بیش از همه این آرزو را برای جمع كثیری از اهالی قلم دور از دسترس كرده است، وابستگی های مالی آنان و یا اكثر رسانه ها به مراكز قدرت و سرمایه است. ایستادن بر روی پاهای خود، وبلاگ نویسان را امكان داده است كه بتوانند درباره ی آنچه می خواهند و می پسندند، قلم زنند. آیا هیچ نویسنده ای را می توان یافت كه بتواند درباره ی شخصی ترین عواطف و گرایش های خود، در جایی غیر از وبلاگش بنویسد؟ استقلال و ناوابستگی، امتیاز ویژه ی وبلاگ ها است و همین برتری، موجب شده است كه وبلاگ نویسان بتوانند شانه ی خود را از زیر بار هر نوع مسئولیتی خالی كنند و همان را بنویسند كه در اندیشه و قلبشان می گذرد. بله؛ باید پذیرفت كه این سكه روی دیگری نیز دارد؛ زیرا پاسخگو نبودن به هیچ مرجع رسمی و غیررسمی، بسیاری از وبلاگ ها را به خانه های فساد و دریدگی های چندش آور بدل كرده است. نویسنده ای كه خود را متعهد به هیچ مقام و مرامی نداند و دادگاه وجدان اخلاقی خود را نیز مُهر و موم كرده باشد، چگونه خواهد نوشت، و چه زهرجان گزایی در روح خوانندگان خود خواهد ریخت؟ به یادآوریم كه هر مقاله ای در هر روزنامه یا مجله ای، مسئولیت های فراوانی را بر دوش نویسنده، ویراستار، سردبیر و مدیر مسئول مربوط می گذارد. اما وبلاگ ها فارغ از همه ی این گونه مسئولیت ها و محدودیت های صواب و یا خطا، بازتابش خیره كننده ای از درون نویسندگان خود هستند. این تفاوت عمده كه حساب وبلاگ را از همه ی رسانه های سنتی جدا می كند، منشأ كاركردی دیگر نیز برای آن می شود. وقتی نویسندگان چنین محیط هایی، خود را رها و آزاد از هرگونه قید و بندی می بینند، هر آنچه را كه در دل و اندیشه دارند، بی هیچ گونه ملاحظه ای می نویسند و همین بی ملاحظگی و بی پروایی و رهاشدگی مطلق، وبلاگ ها را به محلی برای دیدار با پنهانی ترین لایه های اجتماع تبدیل می كند. بدین رو است كه برخی هوشمندانه وبلاگ ها را «دماسنج اجتماع» نامیده اند؛(۱۱) یعنی جایی كه می توان دریافت كه جوانان و طبقه ی متوسط شهری جامعه چگونه می اندیشند، خواسته های آنان چیست و چه آمال و آرزوهایی را در سر می پرورانند. بدین رو بر همه ی صاحبان اندیشه و مرام و مقام است كه برای آگاهی از موقعیت مرام و اندیشه ی خود نزد مردمی كه خویشتن را مجبور به هیچ گونه سانسور و ریاكاری نمی بینند، ساعاتی از اوقات روز و شب خود را به وبگردی اختصاص دهند تا مخاطبان ساكت و آرام خود را در مدارس، مساجد، بازار، دانشگاه و یا هر جای دیگر جامعه بهتر بشناسند؛ زیرا وب نویسان اینترنت، در میان همین مخاطبان و شنوندگان رام و مطیع نشسته اند و چشم در چشم گویندگان دوخته اند. محتوای وبلاگ ها راگاه باید واكنشِ شبانه و مخفیانه جوانان هوشمند كشور، به شنیده ها و دیده های روزانه آنان دانست.
موضوعاتی كه بلاگرها (BLOGERS) یا همان نویسندگان وبلاگ، برای مجله های شخصی خود بر می گزینند، تنوع و گستره كم مانندی دارد. گاه موضوعی عام را از نگاهی خاص می نگرند، و گاه موضوع خاصی را محك اجتماع می زنند. شاید بتوان گفت برای هر یك از علایق و سلایق فردی و اجتماعی، ده ها وبلاگ را در اینترنت نام زد كه هر روز بر كمّ و كیف خود می افزایند. پاره ای از این مجلات خودآیین و خودمختار، روزانه هزاران خواننده دارند و برخی نیز برای یافتن خوانندگان بیشتر، در تلاش و تكاپوی لذّت بخشی به سر می برند. خاطره نویسی، طنز اجتماعی، یادداشت های روزانه، سیاست، ورزش، متن های ادبی، مذهب، فرهنگ، هنر، ادبیات داستانی و كلاسیك، آموزش های فنی، حوادث و نقد و بررسی مسائل جهانی، پاره ای از مهم ترین دل مشغولی های بلاگرها است.
هر یك از این موضوعات، وقتی به وبلاگ پا می گذارند، لباس رسمی و مهمانی خود را از تن بیرون می آورند و زبانی صمیمی، دوستانه و گاه طنزآلود را تجربه می كنند. اكثر وب نویسان ایرانی، گرایش آشكاری به ساده نویسی و پرهیز از ساختن جملات سنگین دارند. آنان می كوشند فضای وبلاگ خود را چنان صمیمی و مهربان كنند كه پای هر رهگذری را برای ماندن و خواندن سست كند. رسمی ترین موضوعات و جدّی ترین مقولات علمی یا اجتماعی، در وبلاگ به روان ترین زبان ها و صمیمانه ترین قلم ها بیان می شود. ساختار شكنی وبلاگ ها، به همین مقدار ختم نمی شود. در وبلاگستان فارسی درباره هر موضوعی سخن می رود و امكانات بسیار جذّاب و فراوان اینترنت، به نویسندگان كمك می كند كه با كمترین هزینه و صرف وقت، بیشترین بهره را از فعالیت خودببرند.
وبلاگ ها برای برخی بیش از یك دفترچه خاطرات معمولی كه گنجایش بسیار، و شكل و شمایل زیبایی دارد، نیست. و برای گروهی نیز فرصتی است برای عرضه و اعلان آخرین رهیافت های علمی خود. البته هرزه نویسی های آن هم كم نیست؛ مانند همه ی محیط های اجتماعی و عمومی دیگر كه هرزگی عده ای، بخشی از هویت ناگزیرشان شده است. بدین رو این رسانه نیز مانند همه ی ابزارهای بشر ساخت، هیچ گونه گرایش و جهتی را كانونی خود نكرده است؛ بلكه فقط فرصتی است و مجالی و ابزاری و شگرد كارآمدی برای گستراندن هر گونه فعالیت علمی و غیر آن. گمان نگارنده آن است كه آینده این پدیده ی شگفت اطلاع رسانی بسی درخشان تر از این است و در روزگاری نه چندان دور، وبلاگ نویسی در ایران چنان عمومیتی یابد كه اكنون تلفن های همراه یافته اند. اگر صاحبان اندیشه و آرمان و منش های گوناگون، خواهان پردازشی قدرت مندانه به اندیشه ها و دل مشغولی های خود هستند، باید هر چه زودتر بر غفلت خود از این پیام رسان قوی و مدرن غالب آیند.
● توش و توان وبلاگ ها
تفاوت عمده ی وبلاگ ها با سایت های اینترنتی، رایگان بودن، محتوا و روزآمدی آنها است؛ یعنی هر انسان زنده ای می تواند از طریق یكی از سایت های ویژه، فضایی را در پهنای اینترنت به تملیك خود در آورد و درباره ی هر موضوعی كه می پسندد، به هر زبانی كه دوست دارد، برای هر خواننده ای كه حضور می رساند، بنویسد. این برتری ها، اكنون چندان به چشم نمی آیند، اما به زودی زود، تأثیر خود را در جذب همه ی صاحبان قلم و اندیشه، نشان خواهند داد. شمردن همه ی آنچه برای وبلاگ، امتیاز به شمار است، به چندین تحقیق گسترده با دو پس زمینه های علوم ارتباطات و روان شناسی قلم محتاج است. آنچه در پی می آید، گزیده ای است كه اگر چه سمت و سویی سنجیده ندارند، اما رنگ و بویی خاص دارند.
در مجموع می توان برتری ها و ممیزات وبلاگ را در شاخص های زیر خلاصه كرد:
۱. آزادی عمل و قلم: نویسندگان وبلاگ ها آزادند كه هر چه می خواهند و هر قدر كه می توانند و هرگونه كه خود می پسندند، بنویسند. این مقدار آزادی و بی قیدی، زیان های بسیاری نیز به بار آورده است؛ اما از آن جا كه تعداد خواننده و شمار مراجعان به هر وبلاگ، در سرنوشت اینترنتی آن سخت مؤثر است، وبلاگ نویسان می كوشند به سمت رعایت اصول و مراعات اخلاق عمومی و رعایت ضوابط علمی و دامن زدن به جذّابیت های موجّه تر پیش روند، تا بتوانند به حیات مجازی خود در این فضاهای به شدت رقابتی ادامه دهند. در حقیقت، وبلاگ نویسی مجبور و محكوم به پیروی از هنجارهای ملّی و بلكه فراملّی است؛ زیرا در غیر این صورت، بدون هیچ گونه عامل فیزیكی و خارجی از حجم حضور خود خواهد كاست و چاره ای جز گوشه نشینی نخواهد داشت، نویسنده وبلاگ در واقع یك گفتگوگر حرفه ای است كه اگر آداب هم صحبتی و دوستی را به جا نیاورد، اندك اندك از نظرها محو خواهد شد و در نهایت باید به باطل كردن وبلاگ خود تن دهد. حافظ، این نكته نه چندان كوچك را به نیكی دریافته بود كه می گفت:
حافظا علم و ادب ورز كه در مجلس شاه هر كه را نیست ادب، لایق صحبت نبود.
ادامه مطلب :
مثل خردمندان فكر كنيد اما با مردم به زبان خودشان حرف بزنيد.