برای سخنران یا مجری حرفه ای بودن باید متمایز باشید.

 

برای سخنران یا مجری حرفه ای بودن باید متمایز باشید.

این پست یک پایه قوی برای سخنرانی شما با اعتماد به نفس زیاد ایجاد می کند.همچنین این اطمینان داده می شود که شما یکی از بزرگترین اشتباهات رایج در ارائه سخنرانی را برطرف خواهید نمود. مشکل فراموشی مطالب یا فراموشی موضوعات مهم.

نوع مناسبت سخنرانی به طور آشکار روی سخنرانی شما اثر گذار است.مناسبت های مختلف نه تنها روی محتوای سخنرانی شما بلکه بر مدت زمان سخنرانی شما اثرگذار خواهد بود.همین طور روی سبک سخنرانی شما و نیز انتظارات مخاطبان شما.

برای مثال جک و شوخی یا ادبیات  شاید برای یک سخنرانی در کنفرانس علمی اقتصادی مناسب نباشد ولی در یک خوش آمد گویی بسیار زیبا در یک جنگ یا مراسم ورزشی مناسب باشد.
شما همچنین باید به نقش  خود به عنوان یک سخنران یا مجری به مراعات مسائل زیادی  توجه داشته باشید. 
بررسی دقیق تری انجام دهید. مناسبت سخنرانی اگر چه خود بیانگر موضوع سخنرانی شماست ولی شما نباید هرگز در برابر جمع کثیری ازمخاطبان  بر اساس تصورات خود به سخنرانی بپردازید.

از اولین چیزهایی که ما باید برای یک سخنرانی عمومی  بررسی کنیم  ، مناسبت سخنرانی است.

احتمالا شما فکر می کنید با تجربه زیادی که دارید یا با اعتماد به نفسی که دارید یک مجری یا سخنور آماده اید.خوب این ها لازم است برای یک سخنران حرفه ای.

اما چه چیزهای دیگری لازم است تا بدانید؟

شاید بخواهید یک نگاه جالبتری به آن داشته باشیم.
شما شاید انتخاب شده باشید برای سخنرانی یا مجریگری در یک جشنواره.

شما شروع می کنید به فکر کردن برای جمع آوری اطلاعات در مورد جشنواره. فکر یک شروع خوب، چند تا شعر پرمغز و اطلاعات حرفه ای آن جشنواره.

بعد از آن شما مطالب جمع آوری شده خود را مرور می کنید و فکر می کنید کار تمام است و شما اطلاعات خوبی دارید. ولی اگر هوشیار باشید تمام جوانب کار را می سنجید و از خود سوال می کنید آیا اطلاعاتی هست که من از آن اطلاع ندارم؟

یک تماس با دبیر اجرایی جشنواره خواهید گرفت و از او نکات تاکید و خطوط قرمز را سوال خواهید نمود.

و آیا چیز دیگری هست که باید بدانید؟
به طور مثال او خواهد گفت دبیرعلمی جشنواره یا یکی از  اعضای هیات رییسه جشنواره در سفر یا در بستر بیماری هست و امکان حضور او در جشنواره نیست.

توجه نمایید.شما یک اطلاعات خوب و بدی را همزمان کسب کردید به خاطر غیبت یک صاحبنظر در جشنواره.

خوب! شما به عنوان یک سخنران و  مجری حرفه ای یک ایده ناب دارید که جالب است.

شما با شخص غایب تماس خواهید گرفت و یا از طریق مناسب از او می خواهید یک متن پیام را نگارش کند و به شما ایمیل بزند یا حتی پیشنهاد می دهید که صدا یا فیلم ضبط شده او را برای دقایقی آماده پخش داشته باشند.
حتما با من موافقید که خط کردن نام یک نفر از لیست،  که در طول سال تلاشهای زیادی را برای برگزاری این جشنواره نموده است ، آخرین راهکار یا شاید بدترین راهکار
می باشد.

نکته ای که لازم است بدانیم، این است که هر کس که شهامت دارد صحبت  کند سخنران یا مجری نیست.

مراسم زیادی برگزار می گردد ولی بعضی از مراسم ماندگار هستند و فیلم و تصویر آنها خواهد ماند.
مراسم هایی مانند جشنواره ها ، مراسم ازدواج و مراسم یادبود و بزرگداشت ها ، مراسمی هستند که ماندگارند و اگر شما قرار است در آنها به ایراد سخنرانی بپردازید لازم است خیلی از جوانب کار را بسنجید. در مطالب بالا فقط یک نمونه  از مسائل بیان گردید و مهم این بود که یاد آوری نماییم برای حرفه ای بودن باید متمایز باشید.

http://irib20.blogfa.com/post-40.aspx

12 نکته چگونه در فیلم همایش با شکوه جلوه کنیم؟   

12 نکته چگونه در فیلم همایش با شکوه جلوه کنیم؟  

حتما شما هم با من موافقید یک مجری حرفه ای باید خیلی نکته سنج باشد. جدا از اجرای شما در روی سن فیلم اجرای شما هم مخاطبانی دارد.

چگونه در فیلم  همایش با شکوه جلوه کنیم؟

1-خوب دیده شوید:

وقتی پشت تریبون قرار می گیرید توجه داشته باشید تا میکروفون جلو صورت و دهان شما نباشد.  بخشی از سخن شما از روی حرکات صورت و لبان شما به مخاطب انتقال می یابد. با پنهان شدن پشت تریبون زبان غیرکلامی شما کامل نمی شود.


2- با دوربین هماهنگ باشید:

در پایان هر قسمت از اجرای میان برنامه ، تا لحظاتی پشت تریبون باقی بمانید و اجازه دهید فیلم بردار از زاویه دیگر سخنران را نشان دهد. اگر شما سریع اقدام به ترک تریبون نمایید این فرصت از فیلم بردار گرفته می شود مخصوصا در مراسمی که فیلم بردار حرفه ای نیست و یا یک دوربین در محل حضور دارد.


3- سخنران مدعو را ببینید:

در پایان هر قسمت از برنامه ،با امتداد نگاه تان به سمت سخنران ، فیلم بردار را راهنمایی کنید به سوی سخنران مدعو. شما باید از قبل همه ی سخنرانان را بشناسید و بتوانید ارتباط چشمی با انها برقرار نمایید.

4- لبخند بزنید:

در پایان دعوت و  تا سخنران به سمت جایگاه بیاید زمان خوبی است تا لبخندی پر انرژی به مخاطبان و سخنران مدعو تقدیم نمایید . اکثر کسانی که می خواهند در انتخابات محلی پیروز میدان باشند از عکس های با لبخند استفاده می نمایند.همیشه لبخند بر لب داشته باشید.

5- سخنران را مشایعت کنید:

تا قرار گرفتن سخنران پشت تریبون سن را ترک نکنید و با ورود ایشان به سن با یک لبخند به ایشان و ایستادن در فاصله یک متری از تریبون به ایشان اعتماد به نفس بیشتری بدهید. این حرکت شما از دید مخاطبان به عنوان شخصی با آداب معاشرت بالا تلقی می گردد.

6- با سخنران دست ندهید:

سوال می شود که با سخنران مدعو دست بدهیم یا خیر؟ این سوال بیشتر از جانب مجریان مطرح می گردد.

جواب قطعی برای این سوال وجود ندارد ولی یادتان باشد شما حواستان باشد اگر سخنران با شما دست داد سریع دست او را بفشارید ولی اگر شما این کار را انجام دهید و سخنران آمادگی جواب دادن به شما را نداشته باشد یا غافلگیر شود یک سوتی بزرگ و ناجور برای شما رقم خواهد خورد و سخنران حواسش پرت خواهد شد. پس بهتر است شما پیش دستی نکنید ولی حواستان باشد. در هر صورت شما مجاز نیستید به مقامات پیش دستی کنید.

7- فرهنگ سخنرانان خارجی را بدانید:

برای مجریان خانم لازم است تا در همایش های بین المللی حواسشان باشد تا از طرف سخنرانان خارجی دعوت به دست دادن نشوند. گاهی این سخنرانان صبح همان روز از یک کشوری با فرهنگ متفاوت در کنفرانس حاضر می شوند و به فرهنگ شما اشنا نیستند.
شما یا باید دستکش در دست داشته باشید ( دستکش برای مجریان  مساله ساز است). پس بهترین کار این است تا از سخنران به فاصله دو متری قرار بگیرید و اگر به طرف شما آمدند باید عقب عقب فرار کنید .مواظب باشید از سن پایین نیفتید.


8 - رنگ لباس مناسب مجلس انتخاب نمایید:

شما حتما می دانید که بهترین رنگ برای فیلم همایش در روز و شب کدام است و در طول سال ؟ البته قبول دارم که محدودیت های زیادی در مراسم مختلف وجود دارد ولی دانستن آن برای اینکه در فیلم همایش با شکوه باشیم بد نیست. رنگ آبی از نظر مستند سازان بهترین نمود و جلوه را در فیلم دارد.شما می بینید در مراسمی که سران مملکتی حضور دارند اکثراً از پس زمینه ی آبی استفاده می شود.

در تابستان از رنگ های روشن و در زمستان از رنگ های متمایل به تیره استفاده نمایید.

9 - مدل لباس خود را عوض کنید:

در همایش هایی که در دو روز و یا افتتاحیه و اختتامیه دعوت هستید از دو رنگ و مدل لباس استفاده نمایید. خانم ها اگر از پوشش غیر چادر استفاده می کنید مقنعه خود را داخل کت نمایید و اگر از پوشش چادر استفاده می کنید رنگ مقنعه را عوض نمایید

10 - دکمه کت خود را ببندید:

اقایان بهتر از من می دانند برای اینکه با شکوه باشند و متهم به نداشتن آداب معاشرت نشوند باید دکمه کتشان بسته باشد و تا از روی صندلی خود بلند می شوند باید اولین اقدام آنها بستن دکمه های کتشان باشد.در مراسم جنگ ، بعضی از مجریان(شومن)از لباس های اسپورت استفاده می کنند .یک مستر آو سیریمونی هرگز این اشتباه را نمی کند.

سخنرانان حاذق و دیپلمات ها همیشه از لباس های رسمی با دکمه های بسته استفاده می کنند و معمولا از رنگ تیره برای کت و بلوز روشن در زیر آن استفاده می کنند.

11- به تریبون تکیه ندهید:

هیچ موقع روی تریبون تکیه ندهید . اگر شما قد بلند هستید میکروفون را تنظیم نمایید و نزدیک به دهان خود قرار دهید. یادتان باشد طوری پشت تریبون قرار نگیرید که مخاطبان فکر کنند شما می خواهید میکروفون را قورت دهید.

12-  پای خود را دور هم حلقه نزنید.

بعضی افراد عادت دارند روی یک پای خود تکیه کنند و یا پای خود را حلقه بزنند این حرکت مناسب شما به عنوان مجری حرفه ای نیست و از دید مخاطبان یک نوع بی احترامی محسوب می گردد.
 
http://irib20.blogfa.com/post-41.aspx

12 + 1 تکنیک ضد خجالت

 

12 + 1 تکنیک ضد خجالت

مقدمه لازم نیست. این تیتر، خودش گویاست. به جای مقدمه، فقط از دوستان محجوب این صفحه قول می گیریم که هنگام اجرای این دستورالعمل ها، با یکی دو شکست، میدان را خالی نکنند. زیاده عرضی نیست جز این که تسلط بر تکنیک های ضدخجالت و کسب مهارت های معاشرتی، مثل کسب سایر مهارت ها، نیازمند پشتکار و تمرین مداوم است. به همین سادگی!

۱) روی یک هنر متمرکز شوید و آن را خوب یاد بگیرید. موسیقی، نقاشی، خطاطی و هنرهای دیگر، اعتماد به نفس تان را به وضوح افزایش خواهد داد.

۲) به دیگران کمک کنید. منتظر نشوید که ازتان کمک بخواهند. به دنبال کمک کردن به این و آن، باید بدوید. این یک دستورالعمل است… ماشین یک نفر وسط خیابان خراب شده و روشن نمی شود و حالا راننده منتظر است کسی بیاید کمکش کند و ماشین را هُل بدهد… همسایه تان از بازار برمی گردد و دستش حسابی پر است و زنبیل دارد از دستش می افتد…پیرمرد مغازه دار، زورش نمی رسد که به تنهایی، کرکره مغازه را بدهد بالا… خب، چرا معطلید؟ مگر نمی خواستید تمرین های ضد خجالت تان را شروع کنید؟ چه بهتر از این؟ با این تیر، خیلی بیشتر از یکی دو نشان را خواهید زد. مطمئن باشید. خرجش فقط دو کلمه است: کمک نمی خواهید؟ (البته لبخند و ارتباط چشمی را هم هنگام ادای این دو کلمه فراموش نکنید). نمی دانید چقدر موثر است!

۳) دل تان می خواهد وقتی وارد یک جمع می شوید، با شما چطور برخورد کنند؟ دوست دارید با لبخند به استقبال تان بیایند؟ به تان توجه کنند؟ به حرف هایتان صمیمانه گوش کنند و صمیمانه با شما هم کلام شوند؟ و چیزهایی از این قبیل؟ بسیار خب. می گویند خجالتی ها، خجالتی ها را خوب می شناسند. خجالتی های جمع را پیدا کنید و با آن ها همان طوری رفتار کنید که دل تان می خواهد با شما رفتار شود. با سوال های صمیمانه تان، آن ها را به صحبت کردن وادار کنید و جواب هایشان را با رغبت بشنوید. این کار، هم برای معاشرتی تر شدن آن ها مفید است، هم برای خودتان یک تمرین تمام عیار مجلس آرایی است. شروع کنید و ببینید که چقدر روی خودتان تاثیر می گذارد!

۴) وقتی به یک محفل رودربایستی دار، مثلا به یک مهمانی رسمی، دعوت می شوید، وقت تان را طوری تنظیم کنید که زود برسید. این نکته در عین سادگی، بسیار مهم است. حداقل فایده اش این است که با سنگینی فضای جلسه، زودتر آشنا می شوید و کم کم ترس تان از آن جمع می ریزد. امتحان کنید! وقتی یک جمع خلوت در حضور شما آرام آرام شلوغ می شود، حس خجالت تان خیلی کم تر است نسبت به وقتی که ناگهان به یک مجلس شلوغ وارد می شوید. معمولا آن هایی که دیرتر به چنین محافلی وارد می شوند، استرس بیشتری را پشت سر می گذارند و آن هایی که زودتر می رسند، راحت تر با تازه واردها ارتباط برقرار می کنند.

۵) از هم صحبت خود تعریف کنید. این که دیگر کاری ندارد. هم آسان است، هم فوق العاده موثر. اغلب آدم ها وقتی ازشان تعریف می کنید، ذوق می کنند و بیشترشان آن قدر ذوق می کنند که به هیچ قیمتی حاضر نمی شوند هم صحبتی با شما را از دست بدهند. البته هنگام اجرای این تکنیک باید مواظب مغزتان هم باشید؛ چرا که ممکن است جای دندان های کسی که ازش تعریف کرده اید، رویش باقی بماند. ضمنا هنگام تعریف و تمجید از این و آن، به هیچ وجه لازم نیست دروغ بگویید. اگر کمی دقت کنید، مطمئنا در هر آدمی بالاخره یک چیزی پیدا می کنید که قابل تعریف باشد. البته تعریف هایتان هم نباید خیلی بی ربط باشد. مثلا وقتی کسی دارد درباره یک موضوع فلسفی با شما صحبت می کند، خیلی بی ربط است اگر بگویید: پیراهن تان چقدر قشنگ است! مثلا بهتر است خودتان را به موضوع مورد بحث، علاقه مند نشان بدهید و از جالب بودن آن موضوع صحبت کنید.

۶) نقش آفرینی کنید. نقش آفرینی، یک اسلحه مخفی است که حتی مطمئن ترین و بااعتمادبه نفس ترین آدم هایی هم که شما سراغ دارید، از آن بهره می گیرند. شما دل تان می خواهد وقتی به یک جمع وارد می شوید، چگونه رفتار کنید؟ مطمئن؟ با لبخند باز؟ صمیمانه؟ خوش برخورد؟ و…؟ خب، همه این ها را می توانید در خلوت خودتان و در مقابل آینه تمرین کنید. همه ما آدم ها کمی تا قسمتی بازیگریم. نقش آفرینی جلوی دوربین شاید کار آسانی نباشد (من واقعا نمی دانم سخت است یا آسان)؛ ولی نقش آفرینی در خلوت و در مقابل آینه را مطمئن ام که کار آسانی است. تمرین های مکرر این چنینی، ناخودآگاه تان را به همان سمتی می برد که بیشتر تمرینش را می کنید و کم کم شما همانی خواهید شد که دل تان می خواهد.

۷) هیچ وقت هیچ کس را تحقیر نکنید و خصوصا در حضور جمع از چنین کارهایی پرهیز کنید. همه ما آدم ها به آرامش و کمک دیگران احتیاج داریم؛ نه به دشمنی و آزار و اذیت شان. مطمئنا وقتی شما کسی را تحقیر یا مسخره کنید، او هم به دنبال بهانه ای خواهد گشت تا این لطف شما را جبران کند! انرژی منفی برای این و آن نفرستید تا انرژی منفی برای تان نفرستند. موقع انتقاد کردن از این و آن هم، یادتان باشد که نباید از هیچ کس در حضور جمع با تندی و خشونت انتقاد کنید. وقتی ارتباط تان با دور و بری ها دوستانه و صمیمانه باشد، آن ها هم برای رفع این جور مشکلات و از جمله برای رفع این حس خجالت درونی به شما کمک خواهند کرد.

۸) خیلی هم ایده آل گرا نباشید! قرار نیست با هر جوکی که شما تعریف می کنید، همه غش و ریسه بروند. قرار نیست با هر حرفی که می زنید، همه به به و چه چه کنند. برای هیچ کس دیگری هم قرار نیست چنین اتفاقی بیفتد. مطمئن باشید که دیگران هم استانداردهایشان را این قدر دست بالا تعریف نمی کنند. وقتی در یک جمع حضور دارید، کسی از شما انتظار ندارد که فوق العاده باشید. برای جمع، این مهم است که شما با آن ها همراه باشید، فقط همین! این را هم یادتان باشد که خیلی از خانم ها و آقایان اصلا با آدم های پرحرف و شوخ و مجلس آرا میانه خوبی ندارند. و یک خبر خوب دیگر برای خجالتی های عزیز: سکوت و کم حرفی شما را معمولا به پای فروتنی، حجب و حیا و بزرگ منشی تان می گذارند و چه صفتی بهتر از این چند صفت؟ راستی یادتان باشد که، در ملاقات اول تان با هیچ کس زیاد حرف نزنید و اطلاعات شخصی تان را رو نکنید. چه لزومی دارد؟ این کار را متاسفانه بعضی ها برای پنهان کردن آن حس خجالت درونی شان انجام می دهند. غافل از این که دیگران، این کار را غالبا این طور تفسیر و تعبیر می کنند که فاعلان این فعل، آدم های کم ظرفیت و سرخورده یا آدم های گوشه گیر و تنهایی هستند.

۹) ارتباط چشمی در برقراری یک ارتباط موثر، خیلی مهم است. حتما به چشم طرف مقابل تان نگاه کنید. چه وقتی دارید صحبت می کنید، چه وقتی که دارند با شما صحبت می کنند. این ارتباط چشمی را ترجیحا با یک لبخند ملایم و حالت دوستانه همراه کنید. اگر به هر دلیلی از برقراری یک ارتباط چشمی مناسب ناتوانید، سعی کنید به پیشانی طرف مقابل تان نگاه کنید. از معجزه نفس های عمیق هم غافل نشوید؛ چون به هنگام حملات استرس واقعا سودمند است. عادت کنید که با نفس های عمیق، آرامش را به وجودتان برگردانید. این تمرین را می توانید خیلی راحت در حضور جمع، بارها و بارها انجام بدهید. مطمئن باشید که هیچ کس نمی فهمد این کار شما چه معنایی دارد. باور کنید که اصلا کسی حواس اش به شما نیست. راحت باشید.

۱۰) اگر خجالتی باشید، احتمالا تنهایی را به فعالیت های جمعی ترجیح می دهید. خب، می توانید، از این فرصت مغتنم استفاده کنید و چیزی یاد بگیرید. آدم هایی که تنهایی را دوست دارند، معمولا روحیه شان با هنرآموزی جور است. روی یک هنر متمرکز شوید و آن را خوب یاد بگیرید. موسیقی، نقاشی، خطاطی و هنرهای دیگر، اعتماد به نفس تان را به وضوح افزایش خواهد داد. تا می توانید کتاب بخوانید و اطلاعات کسب کنید. روزنامه، مجله، برنامه های آموزشی، اینترنت و… به زودی، روزی می آید که باید حرفی برای گفتن داشته باشید. خودتان را برای آن روز آماده کنید.

۱۱) شکست هایتان را تدبیر کنید. وقتی دارید برای کسب مهارت های ضد خجالت تلاش می کنید، یادتان باشد که مثل هر تلاش دیگری، ممکن است شکست هایی هم در سر راه تان باشد. ولی قرار نیست شما از میدان فرار کنید. تا رسیدن به پیروزی نباید دست از تلاش بردارید. فراموش نکنید که نوابغ هم بارها و بارها در مسیر تلاش هایشان شکست خورده اند؛ اما دست از کار نکشیده اند. این را هم یادتان باشد که شکست شما ممکن است ناشی از شرایط باشد، نه ناشی از اشتباه شما. مثلا ممکن است شما نتوانید در میان بحث دو نفر دیگر وارد شوید و آن ها را همراهی کنید تنها به این علت که بحث آن ها خصوصی بوده و یا ممکن است سر صحبت را با کسی باز کرده باشید که او در آن لحظه به گرفتاری ها و مشکلات دیگر زندگی اش فکر می کرده و اصلا دل و دماغ صحبت کردن نداشته است و… به هر حال، سعی کنید از هر شکست تان، مثل نابغه ها، درس تازه ای بگیرید و آن درس تازه را در تمرین های بعدی به کار ببندید.

۱۲) همیشه آماده و به روز باشید. مطلع و گوش به زنگ. کتاب بخوانید، روزنامه، مجله، اینترنت و… اخبار روز دنیا را پیگیری کنید. اخبار هنری، فرهنگی، علمی، سیاسی و… داشتن این اطلاعات به شما کمک می کند که همیشه حرف های شنیدنی در آستین داشته باشید. سوال های حاضر و آماده هم غنیمت اند. از این قبیل سوال ها همیشه همراه داشته باشید. طرح یک سوال صمیمانه و مودبانه معمولا نقطه شروع مناسبی برای ورود به بحث دیگران است و هر قدمی هم که برای چنین هم کلامی هایی بردارید، مطمئنا قدم بعدی آسان تر و آسان تر می شود. از سلیقه ها و علاقه های دوروبری هایتان هم باید باخبر باشید. این طوری راحت تر می توانید هم صحبت شان شوید. وقتی می خواهید سر صحبت را با یک جماعتی باز کنید یا وقتی که می خواهید در یک بحث گروهی شرکت کنید، باید این را ارزیابی کنید که آیا آن ها هم مایل اند حرف های شما را بشنوند و اصلا آیا شما خوب به حرف های آن ها گوش داده اید یا نه. بی محابا حرف شان را قطع نکنید. بهتر است مودبانه و آرام آرام به هر بحثی وارد شوید.

۱۳) خودتان را درست کنید. با دیگران (لااقل فعلا) کاری نداشته باشید. نمی توانید همه را مجبور کنید همان طوری که شما دل تان می خواهد رفتار کنند. نمی توانید همه را وادار کنید نسبت به حرف ها و رفتارهای شما همان طوری واکنش بدهند که شما دوست دارید. چرا که اولا همه آدم ها مثل هم نیستند و مثل هم فکر نمی کنند و ثانیا آن چه مهم است، تلاش و تمرین شماست و توجه به این نکته که آیا شما دارید کارتان را درست انجام می دهید یا نه. انتظار نداشته باشید وقتی که در یک مهمانی، کنجی نشسته اید و با هیچ کس حرف نمی زنید، دیگران بیایند و شما را از پوسته تنهایی بیاورند بیرون. خودتان هم باید کمک کنید. انجام دادن تمرین هایی که از آن ها حرف می زنیم، به عهده خودتان است، نه دیگران. ضمنا حواس تان به این نکته هم باشد که سطح توقع تان را از دیگران تصحیح کنید. در هر مهمانی، ممکن است که بغل دستی شما هم خودش خجالتی باشد، مثلا از آن خجالتی های پنهان که هفته پیش حرفش را زدیم. لابد یادتان هست که گفتیم نزدیک به ۵۰ درصد آدم ها، کم و بیش، با درجات مختلف، خجالتی اند. پنجاه درصد یعنی نصف آدم های هر جمع. کم نیست! شما هیچ وقت در اقلیت نیستید.

قرار نیست که یک شبه متحول شوید و ناگهان تبدیل بشوید به آدم بذله گو و پرحرفی که مجلس آرایی می کند و… این حتی با تلاش شما هم به سرعت به دست نمی آید. آدم ها ذات شان با همدیگر فرق دارد. اما معاشرتی شدن، یک مهارت است که با تمرین به دست می آید. به مهارت های ضدخجالت هم باید یکی یکی تسلط پیدا کنید. وقتی انرژی تان را در هر مقطع زمانی روی یک یا دو مهارت بخصوص می گذارید خیلی زودتر به نتیجه می رسید. مثلا پیش دستی در سلام گفتن را باید تمرین کرد. وقتی به آن تسلط پیدا کردید، شروع به صحبت با لبخند ر ا تمرین کنید. ارتباط چشمی، دویدن به دنبال کمک به دیگران، کمک به سایر خجالتی های جمع، تعریف های به جا و … هم همین طور. به دست آوردن یک مهارت ممکن است یک سال طول بکشد، در حالی که به دست آوردن یک مهارت دیگر، ممکن است فقط دو روز وقت تان را بگیرد. هر چه سخت تر به دست بیاورید، سخت تر از دست می دهید. این یادتان باشد!

منبع: همشهری جوان

ترس و اضطراب

ترس و اضطراب

اکثر نوجوانان و جوانان هنگامیکه با موقعیت های تهدیدآمیز رو به رو می گردند، دچار احساس ترس و اضطراب می شوند. بوجود آمدن ترس و اضطراب باعث بوجود آمدن یک سری واکنش های نابهنجار در فرد می شود که با فشار روانی توام است. برخی از این واکنش عبارتند از: تپش سریع قلب، لرزش بدن، عرق بیش از حد معمول بدن، تکرر ادرار، عدم کنترل ادرار و ... همگی از نشانه های ترس و اضطراب و از عوارض آنهاست. البته لازم به ذکر است که ترسها را می توان به دو دسته تقسیم کرد.

- ترسهای طبیعی و بهنجار- که احساس ترس در برابر یک خطر واقعی یک تجربه بهنجار پدید می آید مانند عبور از یک منطقه خطرناک در شب.

- ترسهای نابهنجار- که منظور ترسی است که از خطر واقعی نبوده و اکثر مردم در چنین موقعیتی نمی ترسند. مانند ترس از حیوانات، ترس از صحبت کردن در جمع، ترس از مکانهای بسته و ... که فرد مبتلا به آن از غیرمنطقی بودن آن آگاه است.

یکی از انواع این ترسهای نابهنجار که در دوره نوجوانی و جوانی بسیار دیده می شود «سرخی هراسی یا ترس از سرخ شدن صورت» است که یک تر س غیر معمول و غیرمنطقی از سرخ شدن صورت است.

یکی از انواع این ترسهای نابهنجار که در دوره نوجوانی و جوانی برخی اوقات دیده می شود «سرخی هراسی یا ترس از سرخ شدن صورت» است که یک تر س غیرمعمول و غیرمنطقی از سرخ شدن صورت است. هر چند این اختلال مانند سایر تظاهرات دیگر اضطرابی، خیلی شایع نیست اما به علت سوالاتی که در بخش مشاوره در مورد این مشکل بیان شده بود، لازم دیدیم که به طور مختصر ، به بررسی این اختلال بپردازیم.

در این نوع ترس بیمارگون، فرد نگران این مساله است که مرکز توجه دیگران قرار بگیرد. این دسته از افراد عموماً از مکانهای عمومی، صحبت کردن در جمع، مورد تشویق قرار گرفتن و یا شرایطی که تعداد زیادی از افراد جمع هستند، اجتناب میکنند و متاسفانه همین واکنش آنها باعث می شود که شدت این مشکل افزایش یابد. افرادی که از این بیماری رنج می برند، همواره سعی دارند سرخی صورت خود را بپوشانند، غافل از اینکه این اقدام باعث شدت گرفتن مشکلاتشان می شود.

ترس از سرخی چهره می تواند با علائم دیگری مانند تنگی نفس، گیجی، تعریق بیش از حد، لرز، تهوع، خشکی دهان، احساس مریضی، تپش قلب، ناتوانی در صحبت کردن یا فکر کردن، ترس از مردن، ترس از دست دادن کنترل، احساس غیرواقعی بودن و یا حمله اضطراب همراه باشد. اگر شما جز آن دسته نوجوانانی هستید که وقتی در موقعیتهای اجتماعی قرار می گیرید صورتتان سرخ شده و یا هر یک از این علایم را از خود نشان میدهید باید بدانید که این مشکل تنها شما نیست. بسیارند دختران و پسران نوجوان و جوانی که از این مشکل رنج می برند اما تنها در مورد آن صحبت نمی کنند- اما باز هم جای نگرانی وجود ندارد چرا که انواع ترسها، از جمله سرخی هراسی دارای درمانهای موثر و مفیدی است و در صورتیکه در اجرای شیوه های درمانی آن تلاش لازم را به خرج دهید، این مساله قابل درمان است.

درمان

برای درمان انواع هراسها از جمله سرخی هراسی توصیه می شود که:

خود را در معرض موقعیتهای هراس آور قرار دهید

رفتار درمانی شناختی (یکی از روشهای درمان در روان شناسی)، از روش مواجهه با محرک اضطراب آور، استفاده می کند. برای مثال اگر شما در هنگام مواجه شدن با یک جمعیت زیاد، دچار احساس اضطراب می شوید و چهره تان سرخ می شود، احتمالاً بعد از آن واقعه سعی خواهید کرد که وارد فضاهای پرجمعیت نشوید. اما این رویکرد درمانی تاکید می کند که این دسته از افراد با ترسها و هراسهای خود رو به رو شوند و از آن فرار نکنند. هرچند که به ظاهر این رویکرد درمانی، رنج آور است اما مراجعه منظم نزد روان درمانگر و همچنین یادگیری شیوه های «تن آرامی» در پشت سر گذاشتن این نوع اضطراب بسیار موثر است.

صحبت کردن در مورد ترسها، در کاهش اضطراب موثر است

گفتگو درمانی، یک روش درمان سنتی است که در آن افراد وادار می شوند در مورد ترسها، نگرانیها و اضطرابهای خود صحبت کنند. هرچند این روش درمانی، یک روش قطعی نیست اما در جلسات اولیه درمان، نقش تسکین دهنده دارد.

تاثیر داروها بر سرخی هراسی

هرچند که در زمینه بسیاری از ترسهای مرضی مانند ترس از ارتفاع، ترس از رانندگی، ترس از حیوانات و ... رفتاردرمانی می تواند موثر باشد اما در زمینه سرخی هراسی، گاه لازم می گردد که افراد با تجویز روان پزشک، تا بهبود کامل، بطور مقطعی دارو مصرف نمایند.

ترس از سرخی چهره می تواند با علائم دیگری مانند تنگی نفس، گیجی، تعریق بیش از حد، لرز، تهوع، خشکی دهان، احساس مریضی، تپش قلب، ناتوانی در صحبت کردن یا فکر کردن، ترس از مردن، ترس از دست دادن کنترل، احساس غیر واقعی بودن و یا حمله اضطراب همراه باشد

انرژی درمانی

مطالعات نشان داده که انرژی درمانی یک از موثرترین روشهای درمانی، در سرخی هراسی به شمار می رود. زیرا این نوع درمان، سریع، ایمن، موثر و بادوام است.

روش های درمانی دیگر، بهره گیری از تمرینات یوگا است. یوگا باعث تنظیم ضربان قلب و همچنین تسکین اعصاب افراد مضطرب می گردد و باعث کاهش تحریک پذیری سیستم عصبی این دسته از افراد می گردد. مهمترین نقش یوگا در درمان سرخی هراسی، توانایی کنترل یافتن فرد بر روی واکنشهای بدنی از جمله سرخی صورت است.

قصد متناقض

و آخرین روش درمانی پیشنهادی ما «قصد متناقص» و یا «تمرین منفی وابستگی» است. در این روش به افراد آموخته می شود که به جای مبارزه با سرخ شدن صورت، به طور ارادی خود را در موقعیتی قرار دهد که صورت، سرخ شود. مثلاً هر زمان و یا هر مکانی که احتمال میدهد، صورت وی سرخ می شود حتماً با این موقعیتها مواجه شود. این تمرین باید به طور مستمر و هر روزه انجام گردد تا به مرور زمان کنترل رفتار و احساسات به دست فرد مبتلا قرار بگیرد. این تمرین روشی برای توانایی یافتن در بخشها و واکنشهایی از بدن است که افراد گمان می کنند نمی توانند بر آن تسلط و کنترل پیدا کنند.

http://forum.p30world.com/archive/index.php/t-415771.html

اجتماع هراسی ، جمع هراسی ، سرخی هراسی یا فوبیا

اجتماع هراسی ، جمع هراسی ، سرخی هراسی یا فوبیا

اجتماع هراسی ، جمع هراسی ، سرخی هراسی یا فوبیا به یه نوع خجالت (کمرویی) یا ترس غیر عادی میگن که ادم رو به شدت ناتوان می کنه . این تاپیک رو برای این زدم که افرادی که به این مشکل دچارند با هم در این مورد صحبت کنند وافرادی که این مشکل رو داشتن وحل کردن یا خودشون در این زمینه متخصص هستند به دیگران راهنمایی کنند.

آشنایی با ترس مرضی و روشهای درمان آن

ترس مرضی نوعی اضطراب به صورت ترس مداوم غیرمنطقی یا بیش از حد معمول نسبت به یک شیئی ، موقعیت ، فعالیت ، شرایط یا حتی یک عملکرد بدنی (که هیچ یک از این ها اساساً خطرناک نبوده یا تناسب منطقی با اضطراب ندارند). اکثر افراد دچار فویبا ترس خود را نابجا نسبت به موقعیت می شناسند.

فویبا به انواع زیر تقسیم می شود:

اجتماع هراسی (ترس از قرارگرفتن در موقعیت های اجتماعی نظیر سخنرانی عمومی یا استفاده از حمام عمومی )

جمع هراسی (ترس از حضور در شلوغی یا ترس از مکان های عمومی )

ترس مرضی ساده (ترس از یک نوع محرک خاص نظیر حیوانات ، حشرات ، ارتفاع ، سفرهوایی ، مکان های بسته و غیره )

علایم شایع

علایم اضطرابی زیر هنگام مواجهه یا فکر کردن در مورد محرک ایجادکننده ترس مرضی رخ می دهند:

تپش قلب

تعریق

لرزش

گُرگرفتگی

تهوع

افکار منفی و تصورات مضطرب کننده

علل

علت واقعی این اختلال ناشناخته است . علت احتمالی آن عبارتست از یک واکنش یادگرفته شده (ساخته شده در ذهن ) مثلاً ناشی از تماس با فرد دیگری دارای ترس مشابه ، یا داشتن تجربه یک ترس اولیه که همراه با یک شیئی یا موقعیت خاص بوده است . سایر فرضیه های موجود در این زمینه ، ترس مرضی را دارای یک معنی سُمبلیک در نظر می گیرند.

عوامل افزایش دهنده خطر

سابقه خانوادگی اضطراب

اضطراب ناشی از جدایی در کودکی

وجود سایر اختلالات روانی

دارابودن شخصیبت کمال گرا

پیشگیری

اقدام خاصی برای پیشگیری از ترس مرضی وجود ندارد. روش هایی برای پیشگیری یا کنترل واکنش ها وجود دارد.

عواقب مورد انتظار

ترس ساده ـ در برخی موارد با بالارفتن سن خود به خود متوقف می شود؛ برخی موارد نیز چنانچه از محرک ترس (مثلاً مار افعی ) اجتناب شود اختلال قابل توجهی در زندگی پدید نمی آید؛ برخی موارد با قرار گرفتن فرد مبتلا در موقعیت های ترس آور (نظیر سفرهوایی ) کاهش می یابند؛ سایر موارد نیز با درمان قابل علاج اند.

اجتماعی هراسی ـ ممکن است با درمان برطرف شود؛ داروها در این مورد معمولاً سودمندند.

جمع هراسی ـ افراد مبتلا بدون درمان روزبه روز بیشتر خانه نشین می شوند؛ اغلب با اختلال هراس همراه است .

عوارض احتمالی

در اثر اجتناب از محرک های ترس مرضی زندگی روزمره دچار محدودیت می شود. به خصوص جمع هراسی فعالیت فرد را دچار محدودیت کرده و شدیداً ناتوان کننده است .

درمان

اصول کلی

- اقدامات تشخیصی شامل مشاهده علایم توسط خود بیمار است .

- بررسی سابقه طبی و اجتماعی و معاینه فیزیکی توسط یک پزشک ضروری است .

اگر شما احساس کردید که ترس شما تداوم دارد:

-افکار خود را از منفی بودن (مثلاً «سگ گاز خواهد گرفت ») به سمت افکار مثبت و واقع گرایانه (مثلاً «سگ با بند بسته شده است ») منحرف سازید.

- به یک اقدام کنترل کننده بپردازید ـ مثلاً شمارش معکوس از ۱۰۰۰، کتاب خواندن ، بلند حرف زدن ، تنفس عمیق و شمردن آنها

-افکار خود را به سمت افکار خوشایند منحرف سازید. از روش های آسوده سازی استفاده کنید.

داروها

داروها گاهی در درمان ترس مرضی مؤثرند.

فعالیت

محدودیتی وجود ندارد.

رژیم غذایی

رژیم خاصی نیاز نیست . از مصرف کافئین خودداری کنید.

در این شرایط به پزشک خود مراجعه نمایید

اگر شما یا یکی از اعضای خانواده تان دارای علایم ترس مرضی باشید که با مراقبت های خود کنترل نشده است .

بازگشت علایم ترس مرضی پس از درمان

با افزایش پیوسته بیماری‌های روانی، اختلالاتی چون افسردگی، اختلال دوقطبی و اضطراب برای همگان به صورت شناخته شده‌ای درآمده‌اند.

امّا بیماری روانی دیگری نیز وجود دارد که کمتر شناخته شده ولی مطالعات نشان می‌دهد که سومین اختلال روانی شایع در کلّ جهان است. این بیماری، اختلال اضطراب اجتماعی نام دارد.

اختلال اضطراب اجتماعی چیست؟

اختلال اضطراب اجتماعی، یا به قول بعضی‌ها هراس از اجتماع یا اجتماع هراسی، اضطراب از مورد ارزیابی منفی قرار گرفتن از سوی دیگران است.

ترس از قضاوت دیگران در فردی که به این اختلال دچار است به احساس بی‌کفایتی و نابسندگی، شرم و تحقیر در او منجر می‌شود. همچنین ممکن است باعث افسردگی و سوء مصرف مواد گردد.

نشانگان اختلال اضطراب اجتماعی

اختلال اضطراب اجتماعی باعث احساس اضطراب در فرد به هنگام مواجهه با یک موقعیت اجتماعی می‌گردد. نشانگان فیزیولوژیک دقیقی به همراه این اختلال وجود دارد که عبارتند از:

خشکی حلق و دهان

لرزش

مشکل بلع

گرفتگی عضلانی

ترس وافر

گُر گرفتگی

ضربان تند قلب

عرق کردن

موقعیت‌هایی که باعث درماندگی در مبتلایان به اختلال اضطراب اجتماعی می‌شود

موقعیت‌ها و شرایط مختلفی وجود دارد که باعث درماندگی در افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی می‌گردد. از جمله این موقعیت‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

مورد قضاوت دیگران قرار گرفتن

ملاقات با دیگران برای نخستین بار

مرکز توجه واقع شدن

زیر نظر قرار گرفتن به هنگام انجام کار

برخوردهای اجتماعی با افراد غریبه

چه کسی دچار اختلال اضطراب اجتماعی می‌شود؟

بسیاری از افراد به اختلال اضطراب اجتماعی دچار می‌شوند. امّا شیوع آن در زنان بیشتر ازمردان است. مطالعات اخیر نشان داده‌اند که اختلال اضطراب اجتماعی سومین اختلال روانی شایع در جهان است.

سوء مصرف مواد و اختلال اضطراب اجتماعی

افرادی که دچار اختلال اضطراب اجتماعی باشند احتمال زیاد دارد که به سوء مصرف الکل و موادمخدر به عنوان ابزاری برای مقابله با استرس، عزت‌نفس پایین و افسردگی ناشی از این اختلال روی بیاورند.

مطالعات انجام شده نشان می‌دهد که 16 درصد از بیمارانی که دارای اختلال اضطراب اجتماعی بوده‌اند، مشکل سوء مصرف الکل داشته‌اند.

درمان اختلال اضطراب اجتماعی

اختلال اضطراب اجتماعی غالباً با حملات وحشتزدگی یا افسردگی اشتباه گرفته می‌شود. این امر می‌تواند درمان این اختلال را با مشکلات جدّی روبرو سازد. با وجود این، چنانچه این بیماری به درستی تشخیص داده شود، ترکیبی از درمان‌های رفتاری شناختی و دارودرمانی می‌تواند برای درمان مبتلایان به اختلال اضطراب اجتماعی مفید باشد.

با وجود شیوع اختلال اضطراب اجتماعی، این اختلال غالباً اشتباه تشخیص داده می‌شود. در حالی که اختلال اضطراب اجتماعی، یک اختلال کاملاً واقعی بانشانگان مشخص و معین است. چنانچه نشانگان اختلال اضطراب اجتماعی درمان نشده باقی بمانند می‌توانند فرد مبتلا به این اختلال را کاملاً زمین‌گیر کنند و غالباً به اجتناب فرد از تمام موقعیت‌های مستلزم تماس‌های اجتماعی می‌انجامد.

اجتناب از موقعیت‌های اجتماعی دارای پیامدهای منفی در زندگی کاری، اجتماعی و مالی فرد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی است. امّا کمک‌های درمانی مناسب دارای نتایج خوب و موثری برای این اختلال است. به افرادی که دارای نشانگان اختلال اضطراب اجتماعی هستند توصیه می‌شود با یک روان‌درمانگر مشورت کنند.

جمع هراسی (فویبا) و درمان آن

شرح بیماری

ترس‌ مرضی،‌ نوعی‌ اضطراب‌ به‌ صورت‌ ترس‌ مداوم‌ غیرمنطقی‌ یا بیش‌ از حد معمول‌ نسبت‌ به‌ یک‌ شیئی‌، موقعیت‌، فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری ، شرایط‌ یا حتی‌ یک‌ عملکرد بدنی‌ (که‌ هیچ‌ یک‌ از این‌ها اساساً خطرناک‌ نبوده‌ یا تناسب‌ منطقی‌ با اضطراب‌ ندارند). اکثر افراد دچار فویبا ترس‌ خود را نابجا نسبت‌ به‌ موقعیت‌ می‌شناسند. فویبا به‌ انواع‌ زیر تقسیم‌ می‌شود: اجتماع‌ هراسی‌ (ترس‌ از قرارگرفتن‌ در موقعیت‌های‌ اجتماعی‌ نظیر سخنرانی‌ عمومی‌ یا استفاده‌ از حمام‌ عمومی‌) جمع‌ هراسی‌ (ترس‌ از حضور در شلوغی‌ یا ترس‌ از مکان‌های‌ عمومی‌) ترس‌ مرضی‌ ساده‌ (ترس‌ از یک‌ نوع‌ محرک‌ خاص‌ نظیر حیوانات‌، حشرات‌، ارتفاع‌، سفرهوایی‌، مکان‌های‌ بسته‌ و غیره‌)

علایم‌ شایع

علایم‌ اضطرابی‌ زیر هنگام‌ مواجهه‌ یا فکر کردن‌ در مورد محرک‌ ایجادکننده‌ ترس‌ مرضی‌ رخ‌ می‌دهند: تپش‌ قلب‌ تعریق‌ لرزش‌ گُرگرفتگی‌ تهوع‌ افکار منفی‌ و تصورات‌ مضطرب‌کننده‌

علل‌

علت‌ واقعی‌ این‌ اختلال‌ ناشناخته‌ است‌. علت‌ احتمالی‌ آن‌ عبارتست‌ از یک‌ واکنش‌ یادگرفته‌ شده‌ (ساخته‌ شده‌ در ذهن‌) مثلاً ناشی‌ از تماس‌ با فرد دیگری‌ دارای‌ ترس‌ مشابه‌، یا داشتن‌ تجربه‌ یک‌ ترس‌ اولیه‌ که‌ همراه‌ با یک‌ شیئی‌ یا موقعیت‌ خاص‌ بوده‌ است‌. سایر فرضیه‌های‌ موجود در این‌ زمینه‌، ترس‌ مرضی‌ را دارای‌ یک‌ معنی‌ سمبلیک‌ در نظر می‌گیرند.

عوامل تشدید کننده بیماری

- سابقه‌ خانوادگی‌ اضطراب‌ - اضطراب‌ ناشی‌ از جدایی‌ در کودکی‌ - وجود سایر اختلالات‌ روانی‌ - دارابودن‌ شخصیبت‌ کمال‌گرا

پیشگیری

اقدام‌ خاصی‌ برای‌ پیشگیری‌ از ترس‌ مرضی‌ وجود ندارد. روش‌هایی‌ برای‌ پیشگیری‌ یا کنترل‌ واکنش‌ها وجود دارد.

عواقب‌ مورد انتظار

ترس‌ ساده‌ ـ در برخی‌ موارد با بالارفتن‌ سن‌ خود به‌ خود متوقف‌ می‌شود؛ برخی‌ موارد نیز چنانچه‌ از محرک‌ ترس‌ (مثلاً مار افعی‌) اجتناب‌ شود اختلال‌ قابل‌ توجهی‌ در زندگی‌ پدید نمی‌آید؛ برخی‌ موارد با قرار گرفتن‌ فرد مبتلا در موقعیت‌های‌ ترس‌آور (نظیر سفرهوایی‌) کاهش‌ می‌یابند؛ سایر موارد نیز با درمان‌ قابل‌ علاج‌اند. اجتماعی‌ هراسی‌ ـ ممکن‌ است‌ با درمان‌ برطرف‌ شود؛ داروها در این‌ مورد معمولاً سودمندند. جمع‌ هراسی‌ ـ افراد مبتلا بدون‌ درمان‌ روزبه‌روز بیشتر خانه‌نشین‌ می‌شوند؛ اغلب‌ با اختلال‌ هراس‌ همراه‌ است‌.

عوارض‌ احتمالی

در اثر اجتناب‌ از محرک‌های‌ ترس‌ مرضی‌ زندگی‌ روزمره‌ دچار محدودیت‌ می‌شود. به‌ خصوص‌ جمع‌ هراسی‌ فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری فرد را دچار محدودیت‌ کرده‌ و شدیداً ناتوان‌کننده‌ است‌.

درمان

اصول‌ کلی‌

- اقدامات‌ تشخیصی‌ شامل‌ مشاهده‌ علایم‌ توسط‌ خود بیمار است‌. اگر شما احساس‌ کردید که‌ ترس‌ شما تداوم‌ دارد: -افکار خود را از منفی‌ بودن‌ (مثلاً «سگ‌ گاز خواهد گرفت‌») به‌ سمت‌ افکار مثبت‌ و واقع‌گرایانه‌ (مثلاً «سگ‌ با بند بسته‌شده‌است‌») منحرف‌ سازید. - به‌ یک‌ اقدام‌ کنترل‌کننده‌ بپردازید ـ مثلاً شمارش‌ معکوس‌ از 1000، کتاب‌ خواندن‌، بلند حرف‌ زدن‌، تنفس‌ عمیق‌ و شمردن‌ آنها -افکار خود را به‌ سمت‌ افکار خوشایند منحرف‌ سازید. از روش‌های‌ آسوده‌سازی‌ استفاده‌ کنید.

داروها

داروها گاهی‌ در درمان‌ ترس‌ مرضی‌ مؤثرند

فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری

محدودیتی‌ وجود ندارد.

درچه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟

_ اگر شما یا یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌تان دارای‌ علایم‌ ترس‌ مرضی‌ باشید که‌ با مراقبت‌های‌ خود کنترل‌ نشده‌ است‌. _ بازگشت‌ علایم‌ ترس‌ مرضی‌ پس‌ از درمان‌

حال که با مفهوم ترس آشنا شدید خوب است راههای غلبه بر ترس را بدانید .

غلبه بر ترس

ترس واقعیتی است که در زندگی ما حضور خارجی دارد که با پیامد های خود می خواهد ما را متقاعد می‌سازد که هرگز نمی‌توانیم به آرزوهایمان دست یابیم و از اینرو ما را دائماً در حالت سکوت نگه می‌دارد. ترس ما را از بیان عشق و محبت به عزیزانمان محروم می‌کند.

ترس قلمرو زندگی ما را چنان محدود می‌کند تا ما در دایرۀ کوچک زندگی خود محبوس شویم. اما واقعا چگونه می توان با این موضوع روبرو شد و بر آن غالب آمد

باید اذعان داشت که ترس لزوماً در شرایطی خاص واکنش بدی نیست. ترس می‌تواند به‌عنوان عنصری برای حفاظت ما باشد. اما تفاوت بارزی بین ترسی که مانع سقوط ما از ارتفاعی بلند می‌شود با ترسی که ما را از حق زندگی کردن محروم می‌دارد وجود دارد. دکتر هنری کلاد، مشاور و نویسنده در مقالۀ خود «غلبه بر ترس» نکاتی را جهت مبارزه با ترس کنترل کننده بر زندگی ابراز می‌دارد که در ذیل به آنها می‌پردازیم.

1- ارتباط با دیگران

همۀ انواع ترس، چه بزرگ و چه کوچک، در تنهایی شخص نیرویی مضاعف می‌یابند. دوستی را پیدا کنید تا ترس‌هایتان را با او در میان بگذارید. غالباً از ابراز ترس‌هایمان می‌ترسیم. زیرا فکر می‌کنیم نظر دیگران دربارۀ ما عوض می‌شود. پس بهتر است با شخصی قابل اعتماد، ترجیحاً یک مشاور درد دل کنید. آنان به شما کمک می‌کنند تا ترس‌هایتان را در نور جدیدی ببینید و شما را تشویق می‌کنند تا از مواجه شدن با آنها نترسید.

2- برنامه داشتن برای زندگی روزانه

زندگی روزانۀ خود را برنامه‌ریزی کنید. ساعات مشخصی را برای فعالیت‌های مختلف در نظر بگیرید. برنامه مشخص خود عامل ایجاد امنیت است زیرا که می‌دانیم در صدد انجام چه کاری هستیم. بسیاری از اوقات عناصر غیرقابل پیش‌بینی که غالباً در نتیجۀ نداشتن برنامۀ خاص به‌وجود می‌آیند، عامل ایجاد ترس هستند. اگر بتوانید آنچه را که قابل کنترل است را انجام دهید (برنامه‌ریزی)، آنگاه توان رویارویی شما با عناصر غیرقابل کنترل بیشتر می‌شود.

3- مواجه شدن با ترس

آخرین اقدام رویارویی با ترس‌هاست. اگر ترسی که با آن روبروییم در فکر ما ریشه دارد تا در خارج از آن، به عبارت دیگر، اگر خطری واقعی در بیرون ما را تهدید نمی‌کند و ما صرفاً از خطری تخیلی در ذهنمان می‌ترسیم، بهترین پادزهر انجام دادن آن است. فراموش نکنید که باید قدم به قدم و مرحله به مرحله با ترس‌ها روبرو شد. نباید به یکباره بخواهید ترس از سخن گفتن در جمع را با سخنرانی در تالاری بزرگ رفع کنید. اول از گروه‌های کوچک و اشخاصی که با آنها آشنایید شروع کنید. مواجه شدن با ترس‌ها یک فرایند و رونداست.

اضطراب چیست؟

همة انسانها اضطراب را در زندگى خود تجربه می‌کنند و طبیعى است که مردم هنگام مواجهه با موقعیتهاى تهدیدکننده و تنش‌زا مضطرب می‌شوند، اما احساس اضطراب شدید و مزمن در غیاب علت واضح، امرى غیرعادی است .

اضطراب شامل احساس عدم اطمینان، درماندگى و برانگیختگى فیزیولوژیکى است. به‌طور کلى اضطراب یک احساس منتشر، بسیار ناخوشایند و اغلب مبهم دلواپسى است که با یک یا چند حس جسمى مانند احساس خالى شدن سر دل، تنگى قفسه سینه، طپش قلب، تعریق، سردرد و غیره همراه است.

بررسیها نشان می‌دهد که اضطراب در مردها، طبقات اقتصادى مرفه و جوانان کمتر است و در زنان، افراد کم‌درآمد و سالمندان بیشتر شایع می‌باشد.

علائم و نشانه های اضطراب

-عصبى بودن، آرام و قرار نداشتن- تنش- احساس خستگى- سرگیجه- تکرر ادرار- طپش قلب- بی‌حالى- تنگى نفس- تعریق- لرزش- نگرانى و دلهره- بی‌خوابى- اشکال در تمرکز حواس- گوش به زنگ بودن

انواع اضطراب

اضطراب انواع مختلف و متنوعى دارد که هر فردى ممکن است به یک یا چند نوع از این اختلالات مبتلا باشد:

۱- اختلال اضطراب فراگیر یا منتشر (Generalized Anxiety Disorder) ترکیبى از علائم زیر در این اختلال وجود دارد:

طپش قلب، تنگى نفس، اسهال، بی‌اشتهایى، سستى، سرگیجه، تعریق، بی‌خوابى، تکرر ادرار، لرزش، فقدان آرامش، مرطوب بودن کف دست، احساس گرفتگى گلو، نگرانى نسبت به آینده، گوش به زنگ بودن نسبت به محیط. در اضطراب فراگیر خطر واقعى وجود ندارد.

۲ـ اختلال هراس (Panic Disorder)این افراد دچار حملات اضطرابى پیش‌بینى نشده‌اى می‌شوند که ممکن است ظرف چند ثانیه تا چند ساعت و حتى چند روز نوسان کند. مبتلایان به این اختلال می‌ترسند مبادا بمیرند، دیوانه شوند یا بی‌اختیار دست به کارهایى بزنند و یا علائم روانى ـ حسى غیرمعمول نشان دهند. سایر علائم اختلال اضطراب فراگیر نیز در این اختلال مشاهده می‌گردد.

۳ـ ترسهاى اختصاصى یا ساده (Simple Phobia)

شایعترین نوع ترس است. در خانمها بیشتر وجود دارد. یک نوع ترس غیرمنطقى است که طى آن فرد از مواجهه با اشیاء، فعالیتها و موقعیتهاى خاص همچون ترس از حیوانات، طوفان، بلندى، جراحت، خون و مرگ اجتناب می‌کند. در این موارد خود فرد متوجه افراطى و غیرمنطقى بودن ترس خویش است.

۴ـ ترس از مکانهاى باز (Agorophobia)

افراد مبتلا به این اختلال از وارد شدن به موقعیتهاى ناآشنا هراس دارند. مثلاً از رفتن به فضاى باز، مسافرت و حضور در ازدحام امتناع می‌کنند. این افراد از ترک کردن محیط منزل دچار ترس شدید هستند. این اختلال در نوجوانى شروع می‌شود و معمولاً این افراد تجربة اضطراب جدایى را در دوران کودکى داشته‌اند.

۵ـ ترسهاى اجتماعى (Social Phobia)

این نوع ترس از اواخر دوران کودکى یا اوائل نوجوانى شروع می‌شود. این افراد در مواجهه با دیگران احساس شرمسارى می‌کنند، نگران هستند که دستها و صدایشان نلرزد و سرخ نشود. معمولاً از صحبت کردن و غذا خوردن در حضور جمع، ابراز وجود کردن، انتقاد کردن، اظهارنظر کردن و اشتباه کردن می‌ترسند.

۶ـ اختلال وسواس (Obsessive-compulsive Disorder)

عبارت است از وسواس شدن افکار یا اعمال غیر ارادى، تکرارى و غیرمنطقى که فرد برخلاف میل خود آن را تکرار می‌کند. این بیمارى می‌تواند به‌صورت وسواس فکرى، وسواس عملى و یا وسواس فکرى و عملى توأم با هم باشد.در وسواس فکرى، فرد نمی‌تواند فکرى را از ذهنش خارج کند (مثل افکار پرخاشگرى یا جنسی)، یعنى یک فکر، عقیده، احساس مزاحم و تکرار شونده وجود دارد.در وسواس عملى فرد براى اجراى تکرارى عملى خاص یا سلسله اعمالى خاص احساس اجبار می‌کند مثل شستن مکرر دستها. فکر وسواسى موجب افزایش اضطراب شخص می‌گردد درحالی‌که عمل وسواسى اضطراب شخص را کاهش می‌دهد.

۷ـ اختلال استرس پس از سانحه (PTSD: Post Troumatic Stress Disorder)این اختلال قبلاً «سندرم موج انفجار» نامیده می‌شد. معمولاً با یک استرس شدید هیجانى که شدت آن می‌تواند براى هرکس آسیب‌رسان باشد همراه است از قبیل جنگ، بلا یا سوانح طبیعى مثل زلزله، مورد حمله یا تجاوز به عنف واقع شدن و تصادفات شدید.

منبع:ترانه اميد

روانشناسی خجالت

 خلاصه کتاب روانشناسی خجالت 
   

فصل اول

دور و تسلسل

آیا شما در كنار دیگران احساس آرامش نمی‌كنید؟ اگر پاسخ آری است؛ پس باید گفت این «دیگران» هستند كه شما را می‌ترسانند. آیا ترس و هراس شما از دیگران طبیعی است؟ آیا این طبیعی است كه یك نگاه، یك لبخند یا یك حركت دیگران اغلب از سوی شما به بدترین شكل تعبیر و تفسیر شود؟ پاسخ من اینست كه: تا حدودی عادی است.

 علائم خجالت

- تنگی نفس یا منقبض شدن عضلات

- لرزش لب‌ها و دست‌ها و پاها

- خشك شدن بزاق در دهان

- عرق كردن زیاد از حد

 

 اثرات خجالت

خجالت می‌تواند زندگی را متزلزل سازد و از رشد زندگی افراد جلوگیری می‌كند.

- خجالت مانع از تجلی‌افكار عالی‌است، و تلاش افرادی را كه می‌توانند تا بالاترین مراتب اجتماعی صعود كنند بی‌اثر می‌سازد.

- خجالت از پیشرفت افراد باهوش كه شایستگی مدیریت و رهبری را دارند جلوگیری می‌كند

- كم‌رویی باعث می‌شود عقاید مطرح نشود.

 كم‌رویی بسیاری از افراد را غمگین می‌كند. این‌گونه افراد گرچه در تمام زندگی رویای معاش و دوست بودن با دیگران را می‌بینند، ولی با جدا كردن خود از جمع،‌ رویای آنها شكل واقعی به خود نمی‌گیرد.

 

اثرات جسمی

ترس مهمترین  عامل در خجالت است.  گاهی ترس خیلی شدید نیست و فقط یك نوع دلواپس‍ ایجاد می‌كند. زمانی ترس آشكارتر شده و باعث انقباض در نای یا اطراف قلب می‌شود.

 

 اشكال در سخن گفتن

 

افراد كم‌رو به طور معمول از ناراحتی تنفسی رنج می‌برند. این ناراحتی با انقباض قفسه سینه ایجاد می‌شود، در نتیجه كلمات بصورت ضعیف و بیمارگونه به‌گوش می‌رسد.

 انقباض‌های عضلانی

افراد خجالتی از انقباض عضلات رنج می‌برند و این مانع از تحرك كافی در آنهاست. افزون بر این شخص خجالتی چون می‌داند یا اعتقاد دارد كه به او نگاه می‌كنند، پاهایش سفت و سخت شده و آنها را به‌زحمت روی زمین می‌كشد، همچنین انگشتان او می‌لرزد.

 خستگی

یك شخص كم‌رو پس از هر بار احساس «ترس از حضور در جمع» دچار خستگی زیادی می شود كه ناشی از حالت كلی انقباض عضلانی است.

 كسل شدن

حقیقت اینست كه شخص كم‌رو غیر از چیزی كه او را می‌ترساند‌، از همه چیز غافل است. میزان دقت و هوشیاریش كم می شود. و قدرت ادراك حسی او نیز همپای آن كاهش می‌یابد. به همین دلیل یك ناطق كم‌رو آنچه را كه درباره یك موضوع عنوان كرده است فراموش می‌كند.

 اختلال‌های عروقی

انقباض و انبساط رگ‌های بدن باعث سرخی یا پریدگی رنگ چهره افراد كم‌روست و این خود یكی از دلایل ناراحتی آنهاست.

 اختلال در غده‌های ترشح‌كننده بدن

با توقف ترشح بزاق؛ دهان و لب‌های آدم خجالتی خشك می‌شوند و دست‌ها و زیر بغل او فوق‌العاده عرق می‌كند.

 اثرات روانی

 احساس ترس و نگرانی

بطور كلی یك شخص خجالتی فردی لایق و ارزنده است؛ و با ناامیدی احتیاج دارد كه دیگران قدر و ارزش او را بدانند. آدم خجالتی از شكست در اجتماع می‌ترسد. او همیشه از اینكه دیگران او را حقیر بشمارند در هراس است.

شخص كم‌رو حتی زمانی كه مقاومت می‌كند و از فرار كردن دوری می‌جوید؛ اضطراب و دلهره وحشتناكی او را فرامی‌گیرد و بر او غلبه می‌كند.

 معمای ذهنی

اگر از یك شخص خجالتی حتی اگر باهوش هم باشد سوال شود ، خاموش می‌ماند و چنان به‌نظر برسد كه مات و مبهوت شده است. در شرایطی دیگر با صدای بلند می‌خندد اما جرأت گفتن حتی كلمه‌ای ندارد. پس از این حالت شخص كم‌رو مغزش از كار می‌افتد.

 بیشتر افراد خجالتی را می‌توان در سه حالت زیر مشاهده كرد

- حساس: خیلی راحت آشفته می شود. شخصیت خیلی عاطفی دارد. بالاتر از همه، شخص حساس غیرفعال است.

- عصبانی: خیلی بی‌ثبات، بی‌اختیار، غیرقابل تغییر و عاطفی است. چنین فردی غیرفعال است.

شجاع و متهور: چنین شخصی تندخو، جاه‌طلب، خشن و غیرقابل انعطاف. برخلاف دو گروه پیشین فعال است.

افراد حساس، عصبانی و خجالتی را خطر «واخوردگی یا كنار گذاشته شدن»؛ و دوری گزیدن دیگران از آنها تهدید می كند. زیرا این باور را دارند كه در سلك شكست‌خوردگان اجتماع خواهند بود! به همین خاطر است كه شخص خجالتی از حضور در جمع دوری می‌گزیند. در حقیقت آنها خودشان پیشتر از آنكه دیگران آنها را كنار بگذارند، گوشه‌گیری كرده‌اند. اشتباه افراد خجالتی درست در همین نقطه است. چرا كه با ترس از شكست پیش از آنكه حركتی را شروع كنند شكست می‌خورند.

 بررسی صفات دیگر افراد خجالتی

شخص خجالتی به‌خاطر داشتن احساس عاطفی تا حد زیادی تحت‌تاثیر حوادث است . او غیرفعال است، از این‌رو بجای تلاش برای عمل یا عكس‌العمل داشتن، هیجان‌های خود را مخفی می‌دارد. بنابراین یك شخص كم‌رو وقتی وارد عمل می شود اغلب درمی‌یابد كه مشكل او حل شده است.

 خجالتی‌ها به جامعه باز می‌گردند

اشخاص خجالتی از جامعه می‌ترسند، با این حال به جامعه باز می‌گردند چون:

- نیاز زیادی به محبت دیگران دارند.

- هم‌چنین نیاز دارند به دیگران محبت كنند.

شخص كم‌رو اغلب فعال نیست به این علت خیلی ناراحت است و ناشیانه عمل می‌كند. هنگام سخن گفتن تمام نشانه‌های تمایل به گریختن را از خود نمایان می سازند. شخص باید تسلط بر كلام و بیان آنها را بیاموزد و در حركات خود دقت كند.

بنابراین تكرار می‌كنم اجازه ندهید كه عواطف بر شما غلبه كنند.

 شخص خجالتی آسیب‌پذیر است

فرد خجالتی بخاطر آسیب‌پذیر بودن هنگام حمله بی‌دفاع است و قادر به عكس‌العمل سریع نیست. بخاطر غیرفعال بودن، فاقد هر نوع وسیله دفاعی است.

همیشه احساس می‌كند مورد تهدید است حتی زمانی كه كسی قصد سوئی نسبت به او دارد.

شخص خجالتی‌از اینكه مركز توجه و علاقه باشد رنج می‌برد. از سویی دیگر از بی‌تفاوتی متنفر است. در مجموع شخص خجالتی از سر و كار داشتن با دیگران خشنود نیست اما انتظار دارد كه دیگران در برخورد با او ادب و نزاكت را رعایت كنند.

شخص خجالتی همیشه در جمع مراقب است كه دیگران چه می‌گویند. او ساده‌ترین تغییرات را در صدا، خنده و نگاه افراد به‌خاطر می‌سپارد. این فرد تصور می‌كند با پنهان شدن در لاك دفاعی‌خود می تواند خود را حمایت كند، در حالیكه به این ترتیب فقط غذای فكری او تامین خواهد شد و بجای حمایت صدمه خواهد دید.

 فصل دوم: علائم و مظاهر خجالت

 ترس از حضور در جمع

ترس از حضور در جمع را می‌توان به عنوان حمله شدید خجالت تلقی كرد. حمله ترس از حضور در جمع را می‌توان از راه‌های زیر برطرف كرد:

- با شروع كاری این حمله نابود می‌شود یا شخص گرفتار حمله ناگهانی، كاری را كه شروع كرده است متوقف سازد.

-ترس از حضور در جمع عموما دو نوع حالت روانی نیز در افراد ایجاد می‌كند:

- شخص خجالتی آنچه را كه به هنگام ترس از حضور در جمع رخ داده است، اصلا به‌یاد نمی‌آورد

- هنگام ترس، او ناخودآگاه و خودكار عمل می‌كند

 خجالت جنسی

این نوع خجالت در جوانان رایج و عادی است. دوره بلوغ و نوجوانی باعث تحریك استعدادهای عاطفی است. كم‌رویی  در دوره بلوغ بیشتر از دخترها در پسرها رایج است. ملاحظه می شود كه مقررات بی‌موردی بین پسران و دختران وجود دارد:

- پسرها ناشیگری و بی‌تجربگی خود را بصورت رفتارهای مخالف با زنان بروز می‌دهند.

- دخترها نیز خجالت خود را با رفتاری حاكی از تمسخر و ناز كردن پنهان می‌كنند.

اگر حالت دوران جوانی و بلوغ طولانی شود چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ در تمام مراحل زندگی فرد تاثیر خواهد گذاشت.

 

خجالت موقتی

اگر شما خجالتی هستید، به‌این دلیل نیست كه با محیط سازگاری‌ندارید. بلكه بطور یقین برای خود مانعی ایجاد كرده‌اید. برای در امان بودن از شر خجالت باید خیلی سریع خود را با تمام شرایط هماهنگ سازید. از بین رفتن خجالت موقت بستگی به عادت كردن شخصی با محیط دارد.

 

آیا خجالت یك بیماری است؟

بی‌تردید بله. خجالت به هر میزان كه باشد در اكثر موارد بیماری است. این حاالت، همچنین علامتی است برای بیماری روانی. فراموش نكنید كه خجالت واقعی اگر به‌خاطر بیم از ناتوانی و سستی روانی باشد عذاب دائمی را به‌دنبال خواهد داشت. افرادی كه بطور حقیقی خجالتی هستند مدام در حالت ترس زندگی می كنند. این ترسی مبهم است كه نمی‌توان از آن رهایی یافت. از همین نوع ترس می‌توان از دلواپسی و نگرانی‌ نام برد.

 كم‌رویی و شرم

كم‌رویر و شرم دو عارضه مهم هستند كه شخص خجالتی را آزار می دهند. گاهی شرم ا سرخ شدن صورت ظاهر می شود و همیشه با سردگمی همراه است. اشخاص خجالتی اغلب درباره خود قضاوت می‌كنند. اهمیت زیادی برای دیگران قائل می شوند، دیگرانی كه عملا شایستگی آنرا ندارند.

شخص كم‌رو به‌این دلیل احساس شرمساری دارد كه خود را از دید دیگران بی‌ارزش می داند.

 روی دیگر سكه خجالت

دسته بزرگی از افراد هستند كه به‌نظر می‌رسند خجالت روی صورت آنها نقاب كشیده شده است. كسانی كه لاف می‌زنند، غوغا بپا می‌كنند تا به‌این ترتیب كم‌رویی خود را پنهان كنند.

 

معنای جبران چیست؟

وقتی انسانی مجبور شد حقارت را احساس كند. تلاش می‌كند بر خود مسلط شود. او انسانی است كه خواری دیده و سعی می‌كند كه دیگران را پست و خوار سازد. اما با عجله نباید داوری‌كرد، باید دریابیم كه تغییر در این موازنه مفید یا اینكه زیان‌آور بوده است.

 

جبران بیولوژیكی

این تلافی یكی از وسایلی است كه بوسیله طبیعت برای درمان یك نقص سیستم به‌كار می‌آید؛ همچنین می‌تواند تعادل عادی را برقرار سازد. اگر مردی یك پایش كوتاه است، به‌شكلی كه باید به سوی دیگر بدنش متمایل شود ستون فقراتش با خم شدن می‌تواند آنرا جبران كند.

 

تعریف جبران با واژه‌های روان‌شناسی

شخصی كه احساس حقارت می‌كند به هر دلیل به دو شكل واكنش نشان می‌دهد:

1- از هر چیزی كه او را بترساند، دوری خواهد گزید. این حالتی است كه آن را «كمبود جبران» می‌گویند.

2- او می‌تواند عكس‌العمل مثبتی داشته باشد ولی در عمل زیاده‌روی می كند. همان حالتی كه فوق جبران نامیده می‌شود، البته این یك جریان دفاعی است.

 

در زندگی اجتماعی

شخص خجالتی از دیگران می‌ترسد و می‌تواند دیگران را بترساند. اعتماد‌به‌نفس او یك نقاب است یك نقاب مقوایی نه آهنی! باطن او همچون ظاهرش استوار نیست. و به عبارت دیگر از درون حمایت نمی‌شود. شخص خجالتی و مغرور همواره نگران كنار رفتن نقاب از مقابل چهره خویش است. این ترس باعث تشدید دلهره است.

 

عاطفی كیست؟

همه هستند. در سرشت همه ما عاطفه وجود دارد و شدت و ضعف آن بطور قابل ملاحظه‌ای به خصلت‌ها و شرایط محیط بستگی دارد.

 

عاطفه چیست؟

عاطفه اصلی‌ترین خصوصیت بشر است. این ویژگی انسان را به پذیرش پسندیده‌ها و گریز از ناپسندیده‌ها وامی‌دارد.

 

حد قابل قبولی كه همه باید به آن دست یابند

كمال مطلوب اینست كه بدون كم‌رویی یا تهاجم بتوانیم بر عواطف خود غلبه كنیم.

مغز

منبع اصلی عاطفه، در مهمترین مركز عصبی بدن انسان یعنی‌مغز قرار دارد. مغز بعنوان مهمترین عضو بدن دو قسمت اصلی دارد: قسمت تحتانی و قسمت فوقانی

قسمت تحتانی: این قسمت ویژه عواطف، غرایز، عادات، خاطرات از یاد رفته و حالات انسان است.

قسمت فوقانی: این قسمت، لایه رویی و تیره مغز است كه آن را قشر مخچه می‌نامند. خودآگاهی و اراده بستگی به كاركرد منظم مخچه دارد.

این قسمت‌ها از طریق كانال‌های عصبی در ارتباط دائم هستند. ار قشر مخچه‌ای ضعیف شود، قسمت تحتانی‌غلبه می‌كند و نتیجه آن: تشدید عاطفه، عصبانیت، هیجان و غیره می‌باشد. اثرات این عواطف بدون خواست شما آشكار می‌شوند. چرا كه دستگاه كنترل طبیعی شما (مخچه) ضعیف شده است. مغز شما نیز مانند دیگر اعضا بدن از مراقبت كافی ‌باید برخوردار باشد.

 آیا شما شدیدا عاطفی هستید؟

 عاطفه عادی‌است. اما چه وقت؟ هنگامیكه شدت و دوام آن، با شرایطی كه آن را ایجاد كرده است متناسب باشد.

 عاطفه زیادی

وقتی شخص عاطفی، احساسات عاطفی در درونش به غلیان می‌آیند؛ و روی ارگانیسم بدن او اثر می‌گذارند. با اختلال در كار مغز قشر مخچه نیز از وظیفه باز می‌ماند. پس از آن تشنج‌هایی كه از ناحیه تحتانی مغز نشأت می‌گیرند، شروع می‌شوند. عوارض این حالت ترس از حضور در جمع افراد و هراس است و فرد خجالتی‌برای‌ رها شدن از چنگال ترس می‌گریزد. اما... ترسی كه وجودش را احاطه كرده بود، در ضمیر ناخودآگاه او جایگزین می‌شود. اگر این شخص بار دیگر به محل یاد شده باز گردد، این بار به خاطر وجود سابقه ذهنی بد، حالت بحرانی شدیدتر خواهد شد.

افراد فوق عاطفی دو صفت ویژه و مهم دارند كه عبارتند از:

حالت شك و تردید دائمی و نداشتن قاطعیت در تصمیم‌گیری

 ترس

بین ترس عادی و ترس ناشی از بیماری‌روانی تفاوت قائل شد. پس باید گفت ترس دو سطح دارد؛ یكی اضطراب و نگرانی و دیگری ترس به مفهوم واقعی‌كلمه.

 اضطراب

اضطراب یك حالت روانی است. شخصی كه دستخوش اضطراب است احساس می كند كه همیشه خطری‌او را تهدید می‌كند. او غیر از بلای بزرگی كه احساس می‌كند او را تهدید می‌كند به چیز دیگری نمی‌اندیشد. بنابراین روز به روز افكارش پریشان‌تر می‌شود.

هنگامیكه اضطراب نفوذ كرد و جاگیر شد. در جسم انسان پدیده‌هایی ظاهر می‌شوند كه نشانه‌های ترس هستند:

- تنگی نفس

- نوسان شدید در ضربان قلب

- انقباض عضلات

همینطور شخصی كه دچار اضطراب یا ترس می‌شود، نمی‌تواند خود را با اجتماع پیرامونش هماهنگ سازد.

 فصل سوم: علت‌ها و معلول‌ها

 در بحث كلی، حالت ناراحتی و بیمار بودن در جمع را، خجالت می‌نامیم.  هم‌چنین عوامل دیگری نیز وجود دارند كه عبارتند از عاطفه،‌ترس و ناسازگاری.

می‌خواهیم بدانیم اصولا چرا احساس هراس، گناه، رانده شدن از اجتماع وجود دارد. در حالیكه شخص می‌خواهد به اجتماع خود وابسته باشد

 احساس حقارت

رایج‌ترین نوع احساس است. احساس حقارت،‌به شخص خجالتی این باور را القا می‌كند كه نسبت به دیگران حقیرتر است.

آیا احساس حقارت چیزی غیرعادی است؟ احساس حقارت در كودك طبیعی و عادی‌است. احساس حقارت در مقابل دفاع شخصیت، ناپدید می‌شود. پس هر امری كه شخصیت جوان را تحت‌الشعاع قرار دهد و از دفاع بازدارد؛ احساس حقارت را در وجود او افزوده است. تحت تاثیر عوامل محیطی، تربیت و مذهب می‌توانند احساس حقارت را در ذهن یك كودك نقش بندند و آثار آن تتها در دوران بلوغ و جوانی ‌بماند. اثر نامطلوب این احساس در زندگی شخص منشاء ناكامی‌ها، ترس و خجالت خواهد شد. این حالت مكانیسم‌های گوناگون دفاعی از جمله پرخاشگری را ایجاد خواهد كرد.

 قدردانی

مهم‌ترین و نیرومندترین عامل حركت و بر انگیخته شدن در بسیاری از افراد را مورد تحسین و تشویق قرار گرفتن است.

 خودبینی

احساس توانایی‌انسان در مقابله با مشكلات و حل مسائل مربوطه افزایش می‌دهد. می دانیم كه در زندگی اجتماعی آگاهی فرد از میزان توانایی خودش چقدر اهمیت دارد. اگر در شرایطی این آگاهی كاهش یابد، در زندگی‌او مشكلات فراوانی بروز خواهند كرد؛ كه از جمله آنها خجالت است.

 چه عواملی عقیده شما را نسبت به خودتان تعیین می‌كند؟

دو عامل اساسی را در این رابطه می‌توان نام برد:

- مشكلات انجام وظیفه

- میزان رشد و بلوغ فكری شخص: سن عقلی‌مشا با سن جسمی شما هماهنگ باشد.

 چگونه احساس حقارت را بشناسیم؟

با آزمایش زیر:

- حركات بدن

- حالت نگاهداری سر

- سبك سخن گفتن

- طرز راه رفتن

افراد خجالتی ‌بدن خود را غیر عادی راست نگاه‌می‌دارند و حركات كوتاه و سریعی‌ دارند. اینگونه افراد هنگام سخن گفتن انگشتانشان را جمع می‌كنند. حركات و اشارات آنها ناشیانه، بی‌لطافت و خشك است.

بیشتر اوقات ما فكر می‌كنیم كه احساس حقارت شخص چیزی سطحی است،‌اما اینطور نیست. این موضوع تمام شخصیت فرد را ضایع می‌كند و در هر یك از اعمال شخص نیز انعكاس دارد. حضور كامل این احساس را در اختلالات روانی،‌ تخلف‌ها،‌اعتیاد به داروهای‌مخدر و انحرافات جنسی می‌توان دید.

 

فصل چهارم: فرار

 آیا می‌توان بجای كم‌رویی یا پرخاشگری در همه حالت‌ها آسوده خاطر و متعادل بود؟

پرش از هر چیز باید به‌خاطر داشته باشیم:

برای اصلاح شخصیت، باید در تلاشی پیگیر، برای شناخت عواملی باشیم كه خجالت و احساس حقارت را به‌وجود می‌آورند. عقاید نامربوط و اشتباه را باید نخست شناسایی كنیم و سپس در اصلاح آن بكوشیم.

 خود را بشناس

بدون شناخت واقعی خودمان هرگز نمی توانیم خجالت، ترس یا احساس خود‌كم‌بینی را از خود دور كنیم. برای مبارزه با خجالت باید ابتدا شخصیت را بشناسیم و متعادل كنیم. چرا كه خجالت ناشی از شخصیت است. اگر شما می‌خواهید بر خجالت غلبه كنید، باید از خود بپرسید كه : «شخصیت واقعی من چیست و به چه صورت است؟»

باید این اصل را مورد نظر داشته باشیم، كه برای تمام افراد خجالتی اقدام كردن مشكل است و آنها هنگام عمل كردن ناتوان و ضعیف هستند. بیشتر افراد خجالتی در حمایت از خود  و قبولاندن حقایق  خود به دیگران ناتوان هستند و جز در بعضی از موارد اینكار را با بدگمانی و پرخاشگری انجام می‌دهند.

 گوشه‌گیری

شخص كم‌رو بخاطر خجالت است كه احساس می‌كند میل دارد تنها و جدا از اجتماع باشد اما به‌جای اینكه خود را مقصر بداند سعی دارد گناه این گوشه‌گیری را به گردن دیگران بگذارد.

شخص خجالتی باید به خاطر داشته باشد كه :خجالت او از هر چیزی مایه گرفته باشد نباید انسانیت را مقصر بداند. اگر در پرورش او اشتباهی رخ داده كه باعث بروز كم‌رویی  او شده است بدان معنا نیست كه تمام افراد مانند مربیان او دچار اشتباه می شوند. بنابراین افراد گوشه‌گیر باید زمان حال را مورد توجه قرار دهند و گذشته را فراموش كنند.

 در بهشتی كه احمق‌ها برای خود ساخته‌اند زندگی نكنید!

بسیاری از افراد خجالتی به انزوای خود نوعی مباهات می‌كنند. آنها تظاهر می‌كنند كه این شیوه زندگی كردن برای آنها راحت است و كمترین زحمتی ندارد اما آنها خود از این زندگی راحت نیستند. و این نكته آشكار است كه زندگی كردن خارج از اجتماع زندگی بدون عشق است و زندگی بدون عشق را هم نمی‌توان زندگی دانست. بنابراین گوشه‌گیران باید:

- یا در انزوای خود باقی بمانند و رنج‌های حاصل از آن را تحمل كنند.

- یا بپذیرند كه باید گوشه‌گیری را كنار گذاشته و به اجتماع بازگردند

- در انجام چنین كاری آنها باید یاد بگیرند كه چگونه روش و رفتاری را كه به عادت تبدیل شده است، از میان بردارند.

 فراگیری

اجازه دهید بپردازیم به موانعی كه شخص كم‌رو باید با آنها روبرو شود

 كاه و كوه

شخص كم‌رو به‌سادگی آسیب‌پذیر خواهد شد. كمترین حمله یا انتقاد به او صدمه خواهد زد. مایل است اینطور فكر كند كه فقط اوست كه رنج می‌برد. در حالیكه باید بداند چقدر در اشتباه است.

شما باید عادت كنید از خود بپرسید: «آیا این حمله در حقیقت متوجه من است؟ آیا من در حالت عاطفی‌هستم و از كاه كوهی می سازم؟»

از لحظه‌ای كه او شروع كند و واقعیت را از دروغ جدا سازد. كم‌كم قدرت او را در افكارش غوطه‌ور كند. كم‌كم قدرت او برای غلبه بر این حالت افزایش خواهد داشت. اما به‌یاد داشته باشید كه این تمرین نباید در خلال لحظه‌های بحرانی یا همزمان با این لحظه‌ها شروع شود.

 یاد بگیرید به دیگران نگاه كنید

به خود بیاموزید كه نترسید در عوض بطور مستقیم به چشمان كسی كه با شما صحبت می كند، نگاه كنید. یا به نقطه‌ای بسیار نزدیك به چشمان او، خیره شوید.

پس یاد بگیرید چگونه آرامش خود را حفظ كنید. سعی كنید تا حد امكان كم‌تر چشم‌های خود را باز و بسته كنید. سعی كنید افكار و واكنش‌هایتان قیافه شما را تغییر ندهند.

 مقاومت در برابر «به فكر فرو رفتن»

اگر شمل عادت دارید كه در فكر فرو غوطه‌ور شوید. بدانید كه یك ضربه كوچك می‌تواند به آسیب دائمی تبدیل شود. درمان این نوع «به‌فكر فرو رفتن» بدو صورت امكان‌پذیر است:

یكی فراگیری «به‌موقع و به جا عمل كردن» و دیگری تمرین «به موقع آرام بودن» باید بیاموزند كه «خود» را فراموش كنند و ذهن خود را از چیزهایی كه باعث «به فكر فرو رفتن» می شود، دور كنند. تنها راه تامین آرامش تمرین تدریجی و طولانی است.

 چگونه می توانیم آرامش ذهنی به دست بیاوریم؟

صدایی را كه بیشترین تنفر را از آن دارید انتخاب كنید. سعی‌كنید با ظاهری آرام و خونسرد با آن برخورد كنید و هرچه سریعتر آرامش خود را حفظ كنید.

اما توصیه می‌شود كه این عمل را زیاد تكرار نكنید

 جاه‌طلبی

بیشتر افراد خجالتی در اصل جاه‌طلب هستند. در همین نكته یك دوگانگی آشكار می توان یافت:

- شخص خجالتی جاه‌طلب است

- برای رسیدن به‌این آرزو، باید از حقوق خود دفاع كند

بسیاری از افراد خجالتی آرمان‌های بزرگی دارند و سعی می‌كنند كه خواست‌های خود را عملی سازند ولی اینكار از روی یك انگیزه آنی و بدون استدلال است. او از انجام عمل منصرف و از آن روی‌گردان می‌شود. اینجاست كه عقده حقارت فعال می‌شود.

شخص خجالتی خیلی‌مایل است كه شكست‌هایش را بزرگ جلوه دهد. اصرار او در هر كاری كه آغاز كرد، همیشه اینست كه نخستین بار موفق شود. این احساس او ناشی از خود كم‌بینی است. او گام‌به‌گام باید با این امیال مبارزه كند و بداند هر شكست می‌تواند تجربه‌ای تجربه‌ای برای پیروزی در آینده باشد.

 

فصل پنجم: خود را بشناس

 برخورد یك بعدی با مشكل

فرد خجالتی مشكل را از یك بعد یا جهت آن می‌بیند و باور می‌كند كه حل مشكل به این جنبه وابسته است.

 

علت‌ها

پشت همه احساس‌های‌واقعی خجالت «چیز دیگری» پنهان است.

اما علت‌های اصلی‌ خجالت كدامند؟

در نتیجه خجالت و ضعف اتكاء‌به‌نفس، در اثر نداشتن سازش با جامعه بوجود می‌آید. این حالت به شرایط محیط و در سطحی بالاتر به واكنش درونی شخص به اوضاع و شرایط وابسته است.

 محدودیت‌های بزرگ در اجتماع كدامند؟

سه عامل بزرگ كه در صورت عدم برخورد صحیح می‌توانند باعث آسیب شوند عبارتند از:

- زندگی خانوادگی و تحصیل

- مذهب، در صورتیكه برداشت درستی از آن نداشته باشیم.

- جنسیت، هنگامیكه درباره آن بدآموزی شود یا تعبیر نادرستی در كار باشد.

بطور یقین می‌توان گفت كه زمینه رشد بالقوه خجالت ناشی از این سه عامل است و 90% از عقده‌های حقارت به یكی از این سه عامل یا مجموع آنها بستگی دارد.

 

روش تربیت و خجالت

علت بنیادی انواع خجالت را می‌توان در سخت‌گیری‌های نابجای پدر و مادر و معلمانی ردیابی كرد كه قدرت ذهنی كودك را درك نكرده‌اند.

بعضی از افراد تصور می‌كنند كه اعمال یك كودك،‌ همان مفاهیم اخلاقی اعمال بزرگترها را داراست. آنها نمی‌دانند كه بسیاری از كارهای یك كودك در اصل بی‌اهمیت است.

 

امنیت دادن

یك كودك، بالاتر از هر چیز، به احساس امنیت نیاز دارد. اگر اولیاء سختگیر به فرزند خود ضربه می‌زنند، پدر و مادر بیش از اندازه نگران نیز به روح فرزند خود آزار بیشتری ‌می‌رسانند. بسیاری از افراد كم‌رو و ترسو هستند تنها به این خاطر كه در جوی از نگرانی و اضطراب پرورش یافته‌اند.

 

برداشت نادرست از مذهب

بسیاری از تعالیم مذهب بر پایه ترس از اعمال خطا و مجازات و پاداش در دنیا و آخرت عنوان می شود. بسیاری از پدر و مادرها خداوند و شیطان را برای‌فرزندان خود بعنوان چیزی ترسناك و همیشه حاضر تصویر می‌كنند. این اشتباه است. ما باید برای كوك یا نوجوان خود حالت ذهنی‌ای ایجاد كنیم كه هنگام گناه بداند خدا ناظر است و به‌خود آید و دوری‌كند.

درك صحیح و برداشت درست از مذهب باید این شجاعت را در ما افزایش دهد كه خود را آنطور كه هستیم، مشاهده كنیم. این برداشت باید به عنوان نقطه شروع و الهام‌بخش ما باشد تا عشق و غرور را جایگزین شرم سازیم.

 فصل ششم: درمان خجالت

 

خجالت درمان قطعی دارد در صورتیكه به منشاء آن حمله كنیم و آنرا ریشه‌كن سازیم.

 

درمان جسمی

این درمان بیشتر برای غلبه بر حالت فوق عاطفه صورت می‌گیرد. دقت در كارهایی كه باعث تقویت اعصاب می‌شوند. استراحت، استفاده درست از دارو، مراقبت‌های پزشكی و تمركز حواس همگی به عنوان درمان شخصی فوق عاطفی به كار می‌رود.

 

درمان روانی

روان درمانی از دو راه عملی است.

- بوسیله خوددرمانی

- یا با كمك روان‌پزشك

در خودیاری برای درمان، شخص باید وجود خود را بررسی كند یعنی به درون‌كاوی بپردازد. هم‌چنین باید بتواند جسورانه با آشفتگی و اندوه كه دوری‌ناپذیر است برخورد كند.

خجالتی انسانی است كه آشفتگی‌های عاطفی را تحمل می‌كند. اما 90% این آشفتگی‌ها به ضمیر ناخودآگاه انسان باز می‌گردند.

درمان خجالت فقط با بررسی دقیق و كامل زندگی روحی و درونی بیمار امكان‌پذیر است. شما باید رویدادهای جزئی زندگی روزانه خود را، بطور دقیق بررسی كنید. هم‌چنین روابط خود را با كسانی كه ملاقات می كنید، مورد مطالعه قرار دهید.

این بررسی به شما فرصت می‌دهد :موجود ناشناخته‌ای  را كه در درون شماست شناسایی كنید. باید از صمیم قلب، و با وجدان آگاه، در این راه گام برداریم؛ و به هنگام كشف حقایق بیم به خود راه ندهیم.

مهمترین مساله برای موفقیت در این راه بی‌باكی و پایداری است. بعد از سپری كردن این مرحله، ما خود را آن‌طور كه هستیم می‌بینیم.

 چگونه شخصی‌كه خجالتی‌است می‌تواند خود را تجزیه و تحلیل كند؟ ابتدا باید بپذیرد كه خجالت یك علامت و نشانه است. در گام بعد باید جوانب گوناگون زندگی خود را بررسی كند و تلاش كند سرچشمه مشكلات خود را در ناسازگاری با محیط پیدا كند.

از راه دیگر مشكلات بزرگی كه در راه خودشناسی باید خیلی حساب شده با آن برخورد كرد، مقاومت درونی است كه شخص با آن مواجه می‌شود.

انسان‌های خجالتی كه خود را تجزیه و تحلیل می‌كند، باید خود را عادت دهد از كنار تمام احساساتی كه داشته است، بی‌تفاوت بگذرد.

اگر خجالت از آسیب‌های ناخودآگاه سرچشمه می‌گیرد، با پیدایش خودآگاهی و در اثر هشیاری شخص ناپدید خواهد شد.

برای خود درمانی، درون‌نگری دقیق لازم و ضروریست . در پشت صحنه روان انسان مسائلی است. كه فقط یك متخصص می‌تواند با استفاده از روش‌های ویژه روان‌کاوی  آنها را درك كند و بفهمد. روان‌پزشك زاویه‌های صحیح را برای حمله به بیماری می‌یابد و به بیمار كمك می‌كند كه مشكلات خود را از همان زاویه‌ها و همان‌طور كه هستند ببیند، نه آنطور كه خویشتن خجالتی غیرواقعی می‌بیند.

 مواردی كه باید دوری كرد:

- ناراحت شدن و به‌خاطر سپردن مطالبی كه نتیجه مهمی ندارند.

- بدون اندیشه و با تحریك شدن یكباره اقدام كردن

- با كوچك‌ترین صدا از جا برخاستن

- زود عصبانی شدن

- تغییر حالت سریع از شادی به غم

- برای انجام كارهای گوناگون تلاش سریع كردن

- سطحی اندیشیدن

 مطالبی را كه باید همیشه در نظر داشته باشید

- فقط مطالب جدی را، جدی بگیرید.

- فقط بعد از یك واكنش آرام، عمل كنید

- به هوش باشید كه شاید نظر دیگران زیان‌آور نباشد.

- خصلت مناسب را حفظ كنید.

- با اندیشه و فكر قضاوت كنید

- قاطع و سریع عمل كنید.

- كارها را یكی، یكی قبول كنید و به انجام برسانید.

- طوری رفتار كنید كه از كار خود لذت ببرید.

- به علت‌های اساسی و مهم توجه كنید.
 

www.isaarsci.ir

شاخصه های روایت و راوی در اشعار نیما

نویسنده : بیژن باران

راوی در اشعار نیما

 
مقدمه. در این جستار، نخست راوی در شعر تبیین شده؛ سپس با بررسی اشعار نیما یوشیج راوی درآنها تعیین می شود. برای روایت، شاعر دیدگاهی برای خود می گزیند؛ سپس روایت را از این دیدگاه آغاز می کند. در شعر مدرن و پسامدرن، دیدگاه از بیرون ذهن به درون ذهن و برعکس؛ نیز در چند راوی متعدد همزمان یا زنجیره ای با ذهن سالم یا پریشان تردد می کند. در آثار کلاسیک 1 دیدگاه است با 1 تا 3 راوی. فرق دیدگاه و راوی چیست؟ دیدگاه، وضع مکانی- زمانی است که راوی درآن قرار می گیرد. راوی از این دیدگاه به بیان صحنه ی شعری یا شخصیت های درون اثر ادبی می پردازد. هر اثر شعری 3 رکن دارد: شاعر، راوی، شخصیت. شاعر با فعال کردن بخشهایی از مغز خود مانند حافظه زبانی، حواسی، عاطفی، زیبایی شناسی به آفرینش اثر ادبی می پردازد. راوی که در متن اثر پنهان است با حواس خود مانند دیدن و شنیدن روایت را به پیش می برد. شخصیت، افراد درون اثر ادبی اند که با هم در رابطه اند، کل روایت را می سازند. نمونه: در افسانه، نیما شاعر است که وزن و قافیه شعر را می پاید، راوی با چرخش بین نقطه نظر من، او، تو شعر را روایت می کند، یکی از شخصیتها، افسانه است که شعر را آغاز می کند.

هر روایت 8 شاخصه دارد: 1- راوی با ذهن سالم که ناظر ماجرا است؛ 2- مکان مانند بالای تپه ای مشرف بر جاده که از آنجا ناظر است؛ 3- زمان روزانه یا تقویمی که این ناظر برای روایت گزیده؛ 4- جو/ واسطه ای مانند هوای شفاف یا شب برفی که بین راوی و صحنه قرار دارد؛ 5- رنگ منبع نور چون نور سفید یکنواخت روز، انداختن مداد نور سرخ لیزر یا تیر نورافکن زرد بر صحنه؛ 6- پویش روایت بنا به ساختار درونی شعر شامل قاب/ گزینش مصالح کاربرده از زنجیره/ توالی شخصیتها، حوادث، توصیفات؛ 7- فاصله راوی از صحنه برای توصیف که می تواند از دور/ قدی long shot یا از نزدیک/ چهره close-up باشد؛ 8- ابزار ضبط رویدادها مانند مداد/ کاغذ، کاست ضبط صوت، دوربین ویدیو/ تلفن همراه. در نمونه های اشعار نیما در این جستار تنها به راوی بسنده شده؛ بقیه شاخصه ها واشکافی نشده اند. اثرات خاص مانند التهابات ذهنی راوی/ شخصیت، غلو در تاثیر صحنه، اثر مواد بر راوی و جادویی مهتاب بر خواننده، بیشتر در ادبیات مدرن بکار می روند. در کل، این شاخصه های دیگر، تنها در برخی آثار فالکنر، الیوت، جویس، وولف بکار رفته اند.

تبیین راوی. دیدگاه POV=Point of View جایگاهی محاط بر صحنه است که راوی از آنجا به توصیف رویدادها می پردازد. در نقد یک اثر ادبی، گاهی راوی و دیدگاه یکی انگاشته شده؛ بطور مترادف بکار می روند. ولی این 2 ضرورتن یکی نیستند. مثلن در داستانهای تنکابنی دیدگاه از بالای کاخ به مردم است؛ ولی در آثار بهرنگی دیدگاه از پایین به بالای کاخ است. در حالیکه راوی می تواند در بالا یا پایین کاخ قرار گرفته باشد. راوی مترادف زاویه دید، ناظر، جایگاه، موقعیت، لحن، نگرش، پرسپکتیو، منظر آمده که در روایت اثر ادبی به توصیف اشیا، شخصیتها، حوادث می پردازد. می توان راوی را دوربینی به دوش انگاشت که موضوع را روی واسطه ای medium ضبط می کند. روشن است که سلامت دماغی/ حسی شاعر، راوی، شخصیتها، نور سفید محاط بر صحنه، شرایط جوی مساعد (برای رویت) از مفروضات تلویحی یا تصریحی اند. زیرا سلامت عصبی، روحی، شخصیتی راوی در دیدن/ اندیشیدن او تاثیر می گذارد. گاهی، راوی مداخله گر دانای کل است که در باره شخصیتها یا حوادث هم نظر می دهد. رئالیستهای قرن 19م مانند لئو تولستوی، راوی مداخله گر بودند که نظرات اخلاقی - در باره حیات انسانی را بصورت پاساژی جدا و نامتصل با مسیر داستان – ابراز می کردند.

راوی گاهی چون خدا ناظر و آگاه از همه چیز در گذشته، حال و اینده است؛ محاط بر صحنه و شخصیتها بوده؛ نیاز به نور سفید برای دیدن ندارد. نور سفید = سرخ + سبز + آبی. در نقاشی، رنگ سفید مجموعه ی 3 رنگ اصلی سرخ، بنفش، سبز است؛ از تداخل سرخ و سبز ادراک زرد حاصل می شود؛ از تداخل سبز و بنفش ادراک آبی حاصل می شود؛ از تداخل بنفش و سرخ ادراک سیکلمن حاصل می شود. در نور سفید یا طبیعی رنگ اشیاء با قرارداد جامعه زبانی نامگذاری می شود. در نبود نور سفید که تاریک است همه رنگها سیاهند. رنگ سرخ زیر نور آبی قهوه ای دیده می شود. در آثار پیشا-مدرن، راوی از سلامت دُماغی برخوردار است. در آثار مدرن و پسا– مدرن خصایص روحی/ شخصیتی راوی در اثر موثر است. شخصیت افراد درون اثرند که روایت را می سازند. *

تعیین راوی. گزینش راوی در روند آفرینش یک شعر نیاز به جستاری دیگر دارد. یعنی چه باعث می شود که در مغز شاعر، گزینش من یا تو در نویسش شعر بکار می رود. در اینجا، تنها به تعیین آن در یک اثر ادبی بسنده می شود. چگونه می توان راوی را در شعر تعیین کرد؟ در خوانش و تقطیع شعر، باید فاعل/ ضمایر هر سطر/ مصراع/ جمله را تعیین کرده؛ آن را با گزینه های اریب/ زیرخط/ کلفت مشخص کرد. گاهی این کار با اِشکال روبرو می شود. زیرا فعل بصورت مصدر، لحن خطابی، فشردگی زبان مانند حذف فعل و حروف ربط بکار رفته است. این استثائات را باید جداگانه بررسی کرد. گاهی یک شعر از آغاز تا پایان یک راوی دارد. زمانی در یک مفصل شعری چرخش راوی وجود دارد. درکل اشعار لیریک و تغزلی راوی اول شخص دارند؛ از نظر کمی، غزل در دنیا و ایران بیشترین نوع شعر است. در اشعار توصیفی و روایتی معمولن راوی سوم شخص بکار می رود. در آفرینش شعر 3 نوع راوی و در نقد شعر معمولن 2 نوع راوی وجود دارند.

انواع. روایت از 3 دیدگاه برای راوی با ضمایر متناسب انتقال داده می شود:
1- اول شخص = من/ما، بمن/بما، مرا/ما را/ خود را، م/ یم
2- دوم شخص = تو/شما، بتو/بشما، ترا/ شمارا، ی/ید
3- سوم شخص =او/ آنها، باو/بـآنها، او را/ آنها را، د/ند، ت/ تند

تاویل/ نقد شعر از 2 دیدگاه انجام می شود:
1- اول شخص = من/ما، بمن/بما، مرا/ما را/ خود را، م/ یم
2- سوم شخص =او/ آنها، باو/بـآنها، او را/ آنها را، د/ند، ت/ تند
در نقد کنونی، راوی در اشعار نیما، راوی سوم شخص مفرد است. زیرا ضمایر در جمله ها سوم شخص مفرد اند. نویسنده، راوی اول شخص مفرد را بکار نبرده؛ این گزینش، متن نقد را غیرشخصی، جهانشمول، عینی می کند.

تغییر دیدگاه. اگر داستانی براساس نامه نگاری 2 یا چند نفر باهم باشد، دیدگاههای هر نامه متفاوت بوده؛ از یک نامه به نامه دیگر چرخش می کند. گاهی فلش بک یا پس بینی flash-back / analepsis است که می تواند تقویمی و غیرتقویمی باشد؛ باعث چرخش راوی/ زمان هم بشود. بندرت، فلش بک در فلش بک هم کاربرد دارد. در این موارد، صحنه مداخله گری ست که در زمان عقب می رود. نوع دیگر تغییر روایت پیش بینی flash-forward / prolepsis است که آینده را مطرح می کند.

فعل. در روایت فاعل/ضمیر و فعل اولویت ویژه ای دارند. اگر راوی ثابت در مکان باشد در روایت یک سری افعال منسجم بکار می رود. ولی گاهی دیدگاه راوی در حرکت بوده؛ لذا این حرکت بر صرف و گزینش فعل تاثیر می گذارد. این تاثیر بر فعل را شاملو غلط انگاشته؛ چون مفروض او ثبات دیدگاه است. در مقایسه دیدگاه تنکابنی و بهرنگی در بالا، می توان اثر دیدگاه را بر گزینش فعل بوسیله نویسنده هم بررسی کرد. زیرا دیدگاه نه تنها بر احاطه به صحنه بلکه بر گزینش فعل هم تاثیر دارد. نمونه: صَرف رفتن و آمدن بستگی به گزینش دیدگاه دارد. اگر دیدگاه پایین کاخ باشد شخصیت به کاخ می رود؛ گزینش فعل مصدر رفتن است. اگر دیدگاه بالای کاخ باشد شخصیت به کاخ می آید؛ گزینش فعل مصدر آمدن است. رک به ایلیا دیانوش در نقد دیوان شرقی. http://naqdesher.persianblog.ir/1384_5_naqdesher_archive.html

راوی در اشعار نیما. اکنون پس از تبیین راوی، تعیین آن در برخی اشعار نیما واشکافی می شود. الگو یا چهارچوب فوق در تبیین راوی جهانشمول است. می توان آنرا بر آثار هنری مانند نقاشی، عکاسی، فیلم، ویدیو، کلیپ/ فلاش، اشعار قدیم، مدرن، پسامدرن انطباق داد. بررسی راوی در شعر به تاویل، نقد، ادراک آن کمک می کند. نیما در مرغ آمین، هم دیالوگ و هم تکنیک پیش بینی را بکار می بندد تا آینده را تشریح کند:
خلق می گويند:
" آمين!
در شبی اينگونه با بيدادش آئين.
رستگاری بخش- ای مرغ شباهنگام- ما را!
و به ما بنمای راه ما بسوی عافيتگاهی.
هرکه را – ای آشناپرور- ببخشا بهره از روزی که می جويد."

" رستگاری روی خواهد کرد
و شب تيره، بدل با صبح روشن گشت خواهد." مرغ می گويد.

همو در افسانه برای دراماتیک کردن این شعر بلند، چرخش دیدگاه را از 3م شخص مفرد/او /افسانه به اول شخص مفرد/من/ عاشق بتناوب بکار می برد. این را می توان در ضمایر او و من در این 2 مفصل دید:
{افسانه:} در شب تیره ، دیوانه ای ک او
دل به رنگی گریزان سپرده
در دره ی سرد و خلوت نشسته
همچو ساقه ی گیاهی فسرده
می کند داستانی غم آور..
{عاشق:} ای دل من ، دل من ، دل من
بینوا ، مضطرا ، قابل من
با همه خوبی و قدر و دعوی
از تو آخر چه شد حاصل من
جز سرشکی به رخساره ی غم؟

راوی اول شخص. اکنون 3 نوع راوی در اشعار نیما حفاری می شوند. راوی اول شخص مفرد/ جمع است. این ژانر وصف الحال عواطف شخصی شاعر است که بر خواننده تاثیری مستقیم دارد. در فرازها، فاعل یا ضمیر کلفت نموده شده اشت.
من بر آن عاشقم که رونده است! – افسانه

به کجای این شبِ تیره بیاویزم قبای ژنده‌ی خود را؟ - وای بر من

هان ای شب شوم وحشت‌انگیز
تا چند زنی به جانم آتش
یا چشم مرا ز جای بر کن
یا پرده ز روی خود فرو کش
- یا باز گذار تا بمیرم
- کز دیدن روزگار سیرم. - ای شب

بیهده نشکسته‌ام من
بر عبث ننهاده‌ام نقشی شکسته بر شکسته - منِ لبخند

نازک‌آرای تن ساق‌گلی
که بجانش کشتم
و به جان دادمش آب
ای دریغا! ببرم می شکند. - میتراود مهتاب

خانه‌ام ابری‌ست
یکسره روی زمین ابری‌ست با آن. - خانه‌ام ..

راوی دوم شخص . در ادبیات جهان راوی دوم شخص کم بکار می رود. در اشعار نیما هم راوی دوم شخص کم است. نمونه هایی از اشعار نیما با راوی دوم شخص در اینجا می ایند.
آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندان ید
یک نفر در آب دارد می سپارد جان
یکنفر دارد که دست و پای دائم می زند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که میدان ید. - آی آدمها

تو دروغی، دروغی دلاویز
تو غمی، یک غم سخت زیبا
بی بها مانده عشق و دل من
می سپارم به تو، عشق و دل را
که تو خود را به من واگذاری
ای دروغ! ای غم! ای نیک و بد، تو
چه کست گفت از این جای برخیز؟
چه کست گفت زین ره به یکسو؟
همچو گل بر سر شاخه آویز
همچو مهتاب در صحنه ی باغ - افسانه

راوی 3م شخص برای توصیف طبیعت کاربرد دارد. راوی سوم شخص مفرد/جمع است.
هنگام که گریه می ده د ساز
این دود سرشت ابر بر پشت
هنگام که نیل‌چشم دریا
از خشم به روی می زن د مشت. - هنگام که..

قوقولی قو، گشاده شد دل و هوش
صبح آمد. خروس می خوان د

همچو زندانی شب چون گور
مرغ از تنگی قفس رسته است
در بیابان و راه دور و دراز
کیست کو مانده؟ کیست کو خسته‌است؟ - قوقولی قو

همچنان کاول شب رود، آرام
میرسد ناله‌ای از جنگل دور...
کار هرچیز تمام است، بریده است دوام
کار شب‌پا نه هنوز است تمام! - کار شب‌پا

ققنوس، مرغ خوشخوان، آوازه‌ی جهان
آواره مانده از وزش باد های سرد
بر شاخ خیزران
بنشسته است فرد
بر گرد او به هر سر شاخی پرندگان

او ناله های گمشده ترکیب می کند
از رشته های پاره‌ی صدها صدای دور. - ققنوس

مانده از شبهای دورادور
بر مسیر خامش جنگل
سنگچینی از اجاقی خرد
اندر او خاکستر سردی. - اجاق سرد

تغییر دیدگاه. گاهی راوی از یک دیدگاه به دیدگاه دیگر چرخش می کند. نیما این تکنیک را برای شخصی کردن یک روایت عینی خارج ذهن و تاثیر عاطفی آن بر خواننده بکار می برد. چند نمونه از چرخش دیدگاه در این جا می آیند.
تاریک شبی است. هرچه تنهاست
مردی در راه می زن د نی
و آواش فسرده بر می آید.
تنهای دگر من که‌م از چشم
توفان سرشک می گشاید. - هنگام که..

میتراود مهتاب
میدرخشد شب‌تاب
نیست یکدم شکند خواب بچشم کس و لیک
غم این خفته‌ی چند
خواب در چشم ترم می شکند. – میتراود مهتاب

با تنش گرم، بیابان دراز،
مرده را ماند در گورش تنگ.
به دل سوخته‌ی من ماند - هست شب

نتیجه. روایت از دوران باستان اساطیری در تمدن انسان وجود داشته است. روایت نه تنها برای بیان اندیشه بکار رفته؛ بلکه در روند اندیشیدن هم تاثیر گذاشته است. روایت سهم بسزایی در سبک ادبی دارد که وابسته به کاربرد زبان (گستره واژه ها + هنجار دستوری + لحن راوی) است. راوی می تواند مرد، زن، کودک، مرده، جانور، بنا، درخت باشد. روایت می تواند با افعال مختلف گذشته، حال، آینده باشد. دیدگاه می تواند ایستا مثلن از زیر درخت گردو قالیچه حضرت سلیمان را توصیف کردن یا پویا سوار بر دوش دیو در امیرارسلان بتوصیف شهر فرنگ پرداختن باشد. روایت اول شخص از دیدگاه من/ ما ست. "من" می تواند هر یک از شخصیتهای روایت باشد که مشاهدات، اندیشه ها، ادراکات خود را که محدود به حضور مستقیم او در حادثه است دربر گیرد. این برای خود-زندگی نگاری Autobiography گزینه بهینه ایست. در ادبیات قدیم ایران از خود نوشتن یکی از محرمات بوده؛ حتی در شعر هم از خود-روایی طفره می رفتند. شخصیتهای شعری عموما مانند آدمهای مینیاتورها، الگویی و تپیک ند، نه خاص و واقعی. در تمام غزلیات حافظ و سعدی یک معشوق مشخص با نام و نشان که انسانی در محیط خاص اش باشد، دیده نمی شود. لبخند ژکوند داوینچی یا مایای برهنه گویا انسانهایی بودند که خصوصیات فردی مختص به خود داشتند. لذا اگرچه در اشعار قدیم ایران اول شخص زیاد بکار رفته ولی دربرگیرنده فاکتهای زندگی روزانه شاعر نیست. شاید استثنائاتی در آثار رودکی و سلمان ساوجی بتوان یافت. گزینه 3م شخص از دیدگاه او/ آنها شامل حضور تصریحی راوی نمی شود. "او" می تواند دانای کل باشد که بر همه چیز درون روایت مشعر است. این گزینه در آثار فنی و ژورنالیستی هم بکار می رود؛ در اثار ادبی امکانات پویش روایت را گسترش می دهد. "او" نیز می تواند دانش محدود داشته باشد؛ مانند اول شخص که در صحنه چرخش پیدا می کند؛ از یک فرد به فرد دیگر می چرخد تا روایت بهتر پیش برود. این در ادبیات فارسی گاهی با گفتم-گفتا بصورت دیالوگ بکار رفته است. افسانه نیما نمونه موفق این تکنیک است. گزینه 2م شخص از دیدگاه تو / ایشان هم کاربرد دارد؛ ولی کمترین حجم ادبیات را نسبت به 2 گزینه دیگر دارد. این ژانر در "خود را جای او بگذار" یا نقش بازی کردن بکار می رود. هر کدام از این 3 گزینه ها دلایل وجودی خود را دارایند. این دلایل می توانند در راستای جذب خواننده، مهارت روایی شاعر، پویش موضوع مورد نظر، چرایی گزینش ژانر در لحظه آفرینش بوسیله شاعر، واشکافی شوند.

گزینش راوی در روند آفرینش شعر، نیاز به کنکاشی جداگانه دارد. در نقد شعر، می توان از زاویه راوی یک شعر را نقد کرد. راوی یکی از 3 رکن شعر در برابر شاعر و شخصیت درون شعر است. هر روایت دارای 8 شاخصه است: راوی، مکان، زمان، منبع نور، جو، پویش، فاصله، ابزار. نیما با دانستن اصول ترسیمی، نقاشی، نظری بسیاری از این شاخصه ها و رکنها را در اشعارش با استادی بکار می برد. او نیز چرخش راوی را در اشعارش برای غنا و فضاسازی با این شاخصه ها می آمیزد. برخی از اشعارش اگرچه تحت تاثیر افسردگی روحی او یند؛ ولی انسانگرایی او حتی اینگونه شعرها را در نور مثبت قرار می دهد. نیما با شخصیت والای انسانی، تخیل حاد، نوگرایی، شعر خود را جهانی کرد؛ الگویی برای دیگر زبانهای رایج در فلات شد. بااین که شعر او شعر مدرن است؛ در آن، فردیت، خود را نشان می دهد؛ ولی شعر پسامدرن نیست که در آن وضع دماغی نامتعادل راوی خود را نمایان کند. وسواس نیما در روانی و روشنگویی بر زیبایی شعر او می افزاید. نیما استاد کاربرد تاثیرگذار راوی و جنبه های حسی (بصری، سمعی، لمسی) در شعر است. او در افسانه، مرغ آمین، ققنوس و دیگر اشعارش با جادوگری شگردهای مربوط به راوی و روایت را بکار می برد تا آثار جاودانی بیآفریند. نیما شاعری طراز اول است که باعث شکوفانی مکتب شعر نو در این نیم قرن گذشته شد. بقول خودش: "پی ات بگرفته نوخیزان، ز راه دور بس آیند." شعر نیما از چنان کیفیت جهانی برخوردارست که بلسان حافظ "ثبت است بر جریده عالم دوام {نی} ما!"

پانویسها.
در این جستار گاهی مترادفات و زنجیره چند کلمه با علامت = یا / بین 2 واژه آورده می شوند. در نثر سنتی فارسی وفور و بین مترادفات،جمل، عبارات اثر تکرار را زایل می کند. نیز واو یا حرف عطف ابهام آمیز است.

http://www.piadero.ir/portal/index.php?do=post&id=282

ﻧﻘﺶﮐﻠﻤﻪ در ﺷﮑﻞﮔﯿﺮی «ذﻫﻦ ﻓﺮﻣﺎﻧﺒﺮدار»: ﭘﺪﯾﺪه ﺗﻠﻘﯿﻦ

ﻧﻘﺶﮐﻠﻤﻪ در ﺷﮑﻞﮔﯿﺮی «ذﻫﻦ ﻓﺮﻣﺎﻧﺒﺮدار»: ﭘﺪﯾﺪه ﺗﻠﻘﯿﻦ

«ذﻫﻦ ﻓﺮﻣﺎﻧﺒﺮدار» ﭘﺪﯾﺪهای اﺳﺖ ﮐﻪ در ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ و ﺷﺮاﯾﻂ ﺧﺎﺻﯽ اﻣﮑﺎن وﻗﻮع ﭘﯿــﺪا ﻣﯽﮐﻨـﺪ.

ﭘﮋوﻫﺶﺣﺎﺿﺮ ﮐﻮﺷﯿﺪ ﺗﺎ درونﻣﺎﯾﻪ ﯾﮑﯽ از ﺷﯿﻮهﻫﺎی «ﺷﻔﺎﺑﺨﺶ» راﯾــﺞ در ﺟﺎﻣﻌـﮥ اﯾـﺮان

ﺑﺮای درﻣﺎن ﻣﺸﮑﻼت رواﻧﺸﻨﺎﺧﺘﯽ و ﺳﺎزوﮐﺎر زﯾﺮﺳﺎز اﯾﻦ ﺷﯿﻮه را ﮐﻪ ﻣﺒﺘﻨــﯽ ﺑـﺮ ﺗﻠﻘﯿـﻦ و

اﯾﺠﺎد ذﻫﻦ ﻓﺮﻣﺎﻧﺒﺮدار اﺳﺖ، ﮐﺎوش و ﻧﻘﺪﮐﻨﺪ. ﻣﻮاد ﻣﻮرد آزﻣﻮن در اﯾــﻦ ﭘﮋوﻫـﺶ، دو ﻧـﻮار

ﺻﺪا از ﺑــﻮد ﮐـﻪ ﺑـﻪﻃﻮر ﺗﺼـﺎدﻓﯽ از ﻣﯿـﺎن ﻧﻮارﻫـﺎیﺻـﺪای ﺟﻠﺴـﺎت ﻣﺨﺘﻠـﻒ اﯾـﻦﮔﻮﻧـﻪ

«ﺷﻔﺎﺑﺨﺸﯽﻫﺎ» اﻧﺘﺨﺎب ﺷﺪ. ﮐﻠﻤﺎت دو ﻧﻮارﺗﻮﺳﻂ دو ارزﯾــﺎب ﻣﻘﻮﻟـﻪ ﺑﻨﺪی و ارزﯾـﺎﺑﯽ ﺷـﺪ.

ﯾﺎﻓﺘﻪﻫﺎی ﮐﯿﻔﯽ و ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﻓﺮاواﻧﯽﮐﻠﻤﺎﺗﯽ ﮐﻪ در ذﻫﻦ ﻫﻤﮕﺎن ﺑﺎ ﻫﯿﺠﺎنﻫﺎی

ﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ، ﻧﻈﯿﺮ ﻟﺬت، ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺧﻮرده (ﯾﺎ ﺷﺮﻃﯽﺷﺪه) اﺳﺖ، ﺑﻪﻃﻮر ﭼﺸﻤﮕﯿﺮی ﺑــﺎﻻ اﺳـﺖ. در

ﭼﻬﺎرﭼﻮب اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶدرﺑﺎرۀ ﺑﺮﺧﯽ از ﻋﻮاﻣﻞ اﺛﺮﮔﺬارﻧﺪه ﺑﺮ ﻓﺮآﯾﻨﺪ «ﺗﻠﻘﯿﻦ» و ﻣﻘﺎﯾﺴــﻪ آن

ﺑﺎ «ﺗﻤﺮﯾﻦ» ﺑﺤﺚ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ.

ﻣﻘﺪﻣﻪ

ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ رﺳﺪ در دو دﻫﻪ اﺧــﯿﺮ، ﺑـﺎ ﺗﻮﺟـﻪﺑـﻪ ﻧﯿـﺎز روزاﻓـﺰون

ﺟﺎﻣﻌﻪ اﯾﺮان ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺎت روانﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﺑﺮای درﻣﺎن ﻣﺸﮑﻼت رواﻧﯽ و

رﻓﺘﺎری، ﻣﻮج ﻓﺮآوردهﻫﺎی ﻧﻮﺷﺘﺎری، ﺷﻨﯿﺪاری و دﯾﺪاری زﯾﺮ ﻋﻨﻮان

«روانﺷﻨﺎﺳﯽ» ﺑﻪﻃﻮر ﻓﺰاﯾﻨﺪهای «وﯾﺘﺮﯾﻦ» ﺑﺎزار را ﭘﺮ ﮐﺮده اﺳﺖﮐــﻪ

ﻫﺎﻟـﻪ درﻣـﺎﻧﯽ، اﻧـﺮژیدرﻣـﺎﻧﯽ، ﺗﮑﻨﻮﻟـﻮژی ﻓﮑـﺮ، ﻫﯿﭙﻨﻮﺗـﯿﺰم، ﺗــﯽام،

ﺧﻮدﺳﺎزی و NLP ﺷــﻤﺎری از آﻧﻬﺎﺳـﺖ. روﻧـﺪ روﺑـﻪ اﻓﺰاﯾـﺶاﯾـﻦ

ﭘﺪﯾﺪه، دﺳﺖﮐﻢ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐــﻪ ﻓـﺮوشاﯾـﻦﻓﺮآوردهﻫـﺎ آنﻗـﺪر

ﺳﻮدآور ﻫﺴﺖﮐﻪ ﻃﺮاﺣﺎن و ﺳﺮﻣﺎﯾﻪﮔﺬاران را ﺑﻪ اداﻣﻪ ﮐﺎر ﺗﺸــﻮﯾﻖ

ﻣﯽﮐﻨـﺪ. ﺗـﺎﮐﻨﻮن ﻫﯿـﭻ ﺗـﻼشﻣﻨﻈـــﻢ و ﻋﻠﻤــﯽای ﺑــﺮای ارزﯾــﺎﺑﯽ

درونﻣﺎﯾـﻪﻫﺎی اﯾـﻦ ﭼﻨﯿﻨـﯽ و اﺛـﺮات اﺣﺘﻤـﺎﻟﯽ آﻧـﻬﺎ ﻧﺸـــﺪه اﺳــﺖ.

ازﺳﻮیدﯾﮕﺮ، ﮔﺰارشﻫﺎی ﭘﺮاﮐﻨﺪه ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن روانﺷﻨﺎﺳﯽ، ﻣﺸﺎوره

و روانﭘﺰﺷﮑﯽ ﺣﮑﺎﯾﺖاز ﻣﺨﺮب و آﺳﯿﺐرﺳــﺎن ﺑـﻮدن اﯾـﻦ ﭘﺪﯾـﺪه

ﺑﺮای ﮐﺎرﺑﺮان آﻧﻬﺎ دارد؛ ﮐﺎرﺑﺮاﻧﯽ ﮐﻪ ﻋﻤﺪﺗﺎً ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ درﯾــﺎﻓﺖﺗﺪاﺑـﯿﺮ

درﻣﺎﻧﯽ و ﻣﺸﺎوره ﺣﺮﻓﻪای ﻫﺴﺘﻨﺪ.

درﺳﺖاﺳﺖﮐﻪ ﻧﻘﺪ اﯾﻦﮔﻮﻧـﻪ ﻓﺮآوردهﻫـﺎ و ﻓﻌﺎﻟﯿﺖﻫـﺎی ﻣﺸـﺎﺑﻪ

ﮐـﻪ ﺗﺤﺖﻋﻨـﻮان روانﺷﻨﺎﺳـﯽ ﺻـﻮرت ﻣـﯽﮔـﯿﺮد، اﺣﺘﻤـﺎﻻً آﮔـﺎﻫﯽ

ﻋﻤﻮﻣﯽ را ﺑﺎﻻ ﻣﯽﺑﺮد و ﮐﺎرﺑﺮان را ﻧﺴﺒﺖﺑﻪ آﺳﯿﺐرﺳــﺎن ﺑـﻮدن اﯾـﻦ

ﺟﺮﯾـﺎن ﻫﺸـﯿﺎر ﻣﯽﺳـﺎزد، اﻣـﺎ ﮐـﺎر دﻗﯿـﻖ ﻋﻠﻤـــﯽ ﻣﺮاﮐــﺰﻋﻠﻤــﯽ و

ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن ﻣﻌﺘﺒﺮ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺷــﯿﻮه ﺑﺮﺧـﻮرد درﺳـﺖﺑـﺎ اﯾـﻦ ﻣﻌﻀـﻞ را

زﻣﯿﻨﻪﺳﺎزی ﮐﻨﺪ. ﻣﺘﺄﺳﻔﺎﻧﻪ، ﺷﺎﯾﺪ ﯾﮑﯽ از دﻻﯾﻞﭘﺪﯾﺪآﯾﯽ اﯾــﻦ ﻣﺴـﺌﻠﻪ

و ﻣﺴﺎﯾﻞ ﻣﺸﺎﺑﻪ، ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﻣﺎﻧﺪن ﻣﺮاﮐﺰ داﻧﺸــﮕﺎﻫﯽ و ﺗﺤﻘﯿﻘـﺎﺗﯽ و ﻃﺒﻌـﺎً

ﻓﺮآوردهﻫﺎی ﻋﻠﻤﯽ ﺑﺎ اﯾﻦ «ﻣﺴﺌﻠﻪ» اﺳــﺖ. دﯾـﺪه ﻣﯽﺷـﻮد ﮐـﻪ ﺑﺮﺧـﯽ

اﺳﺎﺗﯿﺪ ﻣﺎ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺎت ﺗﺮوﯾﺠﯽ و ﺗﺤﻘﯿﻘﯽﻋﻠﻢ در ﺣﯿﻄﻪ ﮐﻼسو

داﻧﺸﮕﺎه و ﺻﺮﻓﺎً ﺑﺮای ﻣﺨﺎﻃﺒﺎن داﻧﺸﺠﻮ و اﺳﺘﺎد ﻣﯽﭘﺮدازﻧﺪ. ﺣﺘــﯽ در

ﺑﺴﯿﺎری از ﻣﻮارد دﯾﺪه ﺷﺪه اﺳﺖﮐﻪ اﺳﺘﺎد، ﭘﺮداﺧﺘﻦ ﺑــﻪ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖﻫـﺎ و

ﻓﺮآوردهﻫﺎی ﻋﺮﻓﯽ ﺑﺮای ﻣﺨﺎﻃﺐ «ﻋﺎم و ﮐﻮﭼﻪ و ﺑﺎزار» را در ﺷـﺄن

ﺧﻮد ﻧﻤﯽداﻧﺪ. ﻇﺎﻫﺮاً ﺑــﻪ اﯾـﻦ «اﻧﮕـﺎره»، ﺑـﻪﻋﻨﻮان ﻣـﺎﻧﻌﯽ ﺑـﺮای ﭘﯿﻮﻧـﺪ

ﻣﺮاﮐﺰ ﻋﻠﻤﯽ ﺑﺎ ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﻋﺮﻓﯽ و ﻣﺮدﻣﯽ ﻣﯽﺑﺎﯾﺴﺖﺗﻮﺟــﻪﮐـﺮد. اﯾـﻦ

درﺣﺎﻟﯽ اﺳﺖﮐﻪ ﻫﻤﺘﺎﯾﺎن ﻣﺎ در ﻣﺮاﮐﺰ ﻋﻠﻤﯽ دﻧﯿﺎ، ﻣﻌﻤﻮﻻً ﺑﺨﺸــﯽ از

ﮐﺎرﻫﺎی ﺧﻮد را ﺑﻪ اﺳﺘﻔﺎده ﻋﻤﻮم، ﺑﻪﺻﻮرت ﺧﻮدآﻣﻮز (self-help)،

اﺧﺘﺼﺎصﻣﯽدﻫﻨﺪ.

اﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻪ ﮔﺰارشﺗﺤﻘﯿﻘﯽ ﻣﯽ ﭘﺮدازد ﮐــﻪﺑـﻪ ﮐـﺎوشﮐﯿﻔـﯽ

ﭘﯿﺮاﻣﻮن درونﻣﺎﯾﻪﻫﺎی ﯾﮑﯽ از ﮐﺎرﻫﺎی ﻣﻄﺮح در اﯾﻦ زﻣﯿﻨﻪ ﭘﺮداﺧﺘـﻪ

اﺳﺖ. ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﮑﺎﻧﯿﺰم اﺛــﺮ اﯾـﻦ روشﻫـﺎﻣﺒﯿـﻦ ﺗﻠﻘﯿﻨـﯽ ﺑـﻮدن ﺗﻘﺮﯾﺒـﺎً

ﺗﻤـــﺎﻣﯽ آﻧﻬﺎﺳـــﺖ. ﺗﻠﻘﯿـــﻦ (suggestion) و ﺗﻠﻘﯿـــﻦﭘﺬﯾـــــﺮی

(suggestibility) از ﻣﻔـﺎﻫﯿﻤﯽ اﺳـﺖﮐـﻪﺗـﺎﮐﻨﻮن ذﻫـﻦ و ﻓﻌـــﺎﻟﯿﺖ

ﺑﺴﯿﺎری از ﻣﺤﻘﻘﺎن را ﺑﻪ ﺧﻮد ﺟﻠﺐﮐﺮده اﺳﺖ.

ﺗﻠﻘﯿﻦ و ﺗﻠﻘﯿﻦﭘﺬﯾﺮی «ﻓﺮآﯾﻨــﺪ وادار ﺳـﺎﺧﺘﻦﮐﺴـﯽ ﺑـﺮای رﻓﺘـﺎر

ﮐﺮدن ﺑﻪﮔﻮﻧﻪای ﺧﺎصو ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻦ ﻋﻘﯿﺪه ﯾــﺎﺑـﺎور ﮐـﺮدن ﭼـﯿﺰی ﺑـﻪ

ﻃـﺮق ﻏﯿﺮﻣﺴـﺘﻘﯿﻢ» اﺳـﺖ (ﭘﻮراﻓﮑـﺎری، 1373). ﻗﻀــﺎوت، ادراک،

ﺗﻔﮑـﺮ، ﺣﺎﻓﻈـﻪ و دﯾﮕـﺮ ﻓﺮآﯾﻨﺪﻫـﺎی ﺷـﻨﺎﺧﺘﯽﻣﯽﺗﻮاﻧـﺪ ﺗﺤـﺖﺗــﺄﺛﯿﺮ

ﺗﻠﻘﯿﻦﭘﺬﯾﺮی ﻗﺮار ﮔﯿﺮد (ﻟﻮﻧﺪ، 1998 و 2000). اﻣﺮوزه، ﺗﻠﻘﯿﻦﭘﺬﯾـﺮی

ﺑﻪﻋﻨﻮان ﯾﮏﻋﺎﻣﻞ ﺷﺨﺼﯿﺘﯽ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه، و در ارزﯾــﺎﺑﯽ ﮔﻔﺘـﻪﻫﺎی

اﻓـﺮاد در ﻣﻮﻗﻌﯿﺖﻫـﺎﯾﯽ ﻣـﺎﻧﻨﺪ دادﮔﺎهﻫـــﺎ درﻧﻈــﺮ ﮔﺮﻓﺘــﻪ ﻣﯽﺷــﻮد.

ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت زﯾﺎدی ﺗﺎﮐﻨﻮن اﺛﺮ ﺗﻠﻘﯿﻦﭘﺬﯾﺮی را در «ﺷﻬﺎدت»ﻫﺎی اﻓـﺮاد

در ﺳﻨﯿﻦ ﻣﺨﺘﻠــﻒﻧﺸـﺎن دادهاﻧـﺪ (ﮐـﻮاس، ﮐﯿـﻦ، ﺷـﺎفو ﮔﻮدﻣـﻦ،

1997؛ ﺑﺮوک، ﻟﺴﯽ، ﻣﻠﻨﯿــﮏ، 1997). روان ﺷﻨﺎﺳـﺎن ﺑـﺮای ارزﯾـﺎﺑﯽ

ﻣﯿﺰان ﺗﻠﻘﯿﻦﭘﺬﯾﺮی در اﻓﺮاد ﻣﺨﺘﻠــﻒ، اﻗـﺪام ﺑـﻪ ﺳـﺎﺧﺘﻦ آزﻣﻮنﻫـﺎی

اﺳﺘﺎﻧﺪارد ﮐﺮدهاﻧﺪ. اﯾﻦ اﺑﺰار ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﻪﻧﻈﺮﯾﻪﭘﺮدازان ﯾــﺎری رﺳـﺎﻧﺪه

اﺳﺖﺗﺎ ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ ﻧﻈﺮی ﺳﺎزوﮐﺎرﻫﺎی زﯾﺮﺳﺎز ﺗﻠﻘﯿﻦﭘﺬﯾــﺮی را ﺗﺒﯿﯿـﻦ

ﮐﻨﻨﺪ (ﻣﮏﻓﺎرﻟﯿﻦ و ﭘﺎول، 2002).

ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﺮﺧﯽ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت اﺛﺮ ﺗﻠﻘﯿﻦ ﭘﺬﯾﺮی را در ﮐﺎﻫﺶاﺣﺴﺎس

درد ﺑﺮرﺳﯽ ﮐﺮدهاﻧﺪ (ﮐﯿﺮش، 2000). اﯾﻨﮏﺷﻮاﻫﺪ ﻋﻠﻤﯽ ﻣﻌﺘــﺒﺮی

ﻧﺸﺎن ﻣﯽ دﻫﺪ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ اﯾﻦ وﯾﮋﮔﯽ ﺑــﺮ ادراک، رﻓﺘـﺎر، ﺷـﻨﺎﺧﺖو

اﻧﮕﯿﺰشاﺛﺮ ﻣﯽﮔﺬارد (ﻟﻮﻧﺪ، 1998 و 2000).

وﺟﻪ ﻏﺎﻟﺐ رواندرﻣﺎﻧﯽﻫﺎی ﻋﻠﻤﯽ و ﻣﻌﺘــﺒﺮ، ﮐـﺎر روی ﻧﮕـﺮش،

ﻓﮑـﺮ، ﻣﻔـﻬﻮم ﺳـﺎزی و ﻣﻌـﺎﻧﯽ ﺗﺠـﺎرب ﺣـﺎل و ﮔﺬﺷـﺘﻪ و ﺑﺎزﺳــﺎزی

آﻧﻬﺎﺳﺖ (ﺑﮏ، 1993؛ ﮐﻼرکو ﻓﺮﺑﺮن، 1997). درواﻗــﻊ «ﺗﻤﺮﯾـﻦ»

ﻋﻤﻠﯽ، ﭼــﻪ درﺧـﻼل ﺟﻠﺴـﺎت ﻣﺸـﺎوره و درﻣـﺎن و ﭼـﻪ ﺑـﻪ ﺻـﻮرت

اﺟﺮای ﯾﮏﺗﮑﻠﯿﻒدر ﻣﻮﻗﻌﯿﺖﻃﺒﯿﻌﯽ زﻧﺪﮔﯽ ﻓﺮد، ﺷﺮاﯾﻂ را ﺑــﺮای

ﺗﻐﯿﯿﺮات دﯾﺮﭘﺎ و ﭘﺎﯾﻨﺪه ﻓﺮاﻫﻢ ﻣــﯽ ﺳـﺎزد. ﺷـﯿﻮهﻫﺎی راﯾـﺞ ﻣﺒﺘﻨـﯽ ﺑـﺮ

ﺗﻠﻘﯿـﻦﭘﺬﯾـﺮی، ﺑـﺎ اﺳـﺘﻔﺎده از ﺟﺎﯾﮕـﺎه ﺑﺮﺗـﺮ (authority)، ﻣﻘﺒﻮﻟﯿــﺖ،

ﺗﺠﺮﺑﻪ و ﻓﺮﻫﻤﻨﺪی(charisma) ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶ(healer)، اﺑﺘﺪا ﺑــﺎﻋﺚ

ﺧﺸﻨﻮدی ﻣﺮاﺟﻊ و ﻣﺨﺎﻃﺐﺧﻮد ﻣﯽ ﺷﻮد، وﻟﯽ اﯾﻦﺧﺸﻨﻮدی دﯾﺮﭘــﺎ

ﻧﯿﺴﺖو ﭘﺲاز ﻣﺪت ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ رﻧــﮓﻣـﯽ ﺑـﺎزد (ﻓﺮاﻧـﮏو ﻓﺮاﻧـﮏ،

1991). درواﻗﻊ، ﻓــﺮد ﺷـﻔﺎﺑﺨﺶﺑـﺎ ﻋﻠـﻢ و آﮔـﺎﻫﯽ از اﺛـﺮ ﺗﻠﻘﯿـﻦ، از

ﺗﻤﺎﻣﯽ ﻋﻮاﻣﻠﯽ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺗﻠﻘﯿﻦ ﭘﺬﯾﺮی در ﻣﺨﺎﻃﺐرا ﻓﺰوﻧﺘﺮ ﮐﻨﺪ،

ﺳﻮد ﻣﯽﺑﺮد. اﺳﺘﻔﺎده از ﻧﻮر، ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ، ﺷﻌﺮ، ُﺗﻦ ﺻﺪا، ﻟﺤﻦ ﺻﺤﺒــﺖ،

ﺗﺒﻠﯿﻐﺎت، روشﻫﺎی ﺗﺤﺮﯾﮏاﺣﺴﺎﺳﺎت، دراﻣﺎﺗﯿﮏﮐــﺮدن ﺻﺤﻨـﻪ و

…ازﺟﻤﻠــﻪ ﺷــﮕﺮدﻫﺎﯾﯽ اﺳــﺖﮐــﻪ در ﮐﻨــــﺎر ﺳـــﻮد ﻫﻨﮕﻔـــﺖ

ﺑـﺮﮔﺰارﮐﻨﻨـﺪﮔـﺎن، اﯾـﻦﮔﻮﻧـﻪ ﺷﻔﺎﺑﺨﺸـﯽ را ﺑـﻪ ﻣﻔـﻬﻮم ﺷــﺎرﻻﺗﺎﻧﯿﺰم

ﻧﺰدﯾﮏﻣﯽﺳﺎزد. در اﯾﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺗﻼشﺷﺪه ﺗﺎ ﺑﺎﺑــﻪﮐﺎرﮔـﯿﺮی روش

ﺷﻨﺎﺳﯽ ﮐﯿﻔﯽ، اﯾﻦ ﺷﯿﻮۀ «ﺷﻔﺎﺑﺨﺸﯽ» ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽﻗﺮار ﮔﯿﺮد.

روش

ﻣﻮاد آزﻣﻮدﻧﯽ

ﻣﻮاد ﻣﻮرد آزﻣﻮن در اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ، دو ﻧﻮار ﺻﺪا ﺑﻮد ﮐﻪ ﺑــﻪﻃﻮر

ﺗﺼـﺎدﻓﯽ از ﻣﯿـﺎن ﻧﻮارﻫـﺎی ﺻـﺪای ﺟﻠﺴـﺎت ﻣﺨﺘﻠـﻒ «ﺷﻔﺎﺑﺨﺸـــﯽ»

(ﻧﺎﻣﮕﺬاری از ﺳﻮی ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﮔﺎن اﯾﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ اﺳــﺖ) اﻧﺘﺨـﺎب ﺷـﺪ. اﯾـﻦ

ﺟﻠﺴﺎت در ﻗﺎﻟﺐﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ –اﻏﻠﺐﺗﮏﺟﻠﺴﻪای- ﺑﺮﮔــﺰار

ﻣﯽ ﺷﺪ. ﮐﻪ در آﻧﻬﺎ ﯾﮏﻧﻔﺮ ﻓﺮد «ﺷﻔﺎﺑﺨﺶ» ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽﻣﯽ ﮐــﺮد. در

ﻫﺮﺟﻠﺴـﮥ ﺳـﺨﻨﺮاﻧﯽ و ارﺷـﺎد، ﺟﺮﯾـــﺎن ﯾــﮏﻃﺮﻓــﻪﮐﻠﻤــﺎت ﻓــﺮد

«ﺷﻔﺎﺑﺨﺶ»، ازﺳﻮی وی ﺑﻪ ﺳﻮی ﻣﺨﺎﻃﺒﺎن -ﮐﻪ ﮔﺎه ﺑﺎﻟﻎ ﺑﺮ ﻫﺰار ﻧﻔــﺮ

ﻣﯽﺷﺪﻧﺪ- ﺑﺮﻗﺮار ﻣﯽ ﺷﺪ. ﻣﺪت ﮐﻞ ﻫﺮﮐﺪام از ﻧﻮارﻫــﺎ ﺣـﺪود ﯾـﮏ

ﺳﺎﻋﺖو ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ دو ﺟﻠﺴﮥ ﻣﺘﻔﺎوت ﺑﻮد. ﻣﺤﺘﻮای ﻫﺮ ﻧﻮار ﺷﺎﻣﻞ در

ﺑﺨﺶﻫﺎﯾﯽ از ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ ﺑﻮد ﮐﻪ در ﻟﺤﻈﻪﻫﺎی ﻫﯿﺠــﺎﻧﯽ، ﻣﻮﺳـﯿﻘﯽ ﻧـﯿﺰ

ﺑﻪ ﮔﻔﺘــﺎر اﺿﺎﻓـﻪ ﻣﯽﺷـﺪ. ﮐـﻞ ﮐﻠﻤـﺎت ﺗﻮﻟﯿـﺪﺷـﺪه در ﻫـﺮ دو ﻧـﻮار

17576 ﮐﻠﻤﻪ ﺑﻮد.

ارزﯾﺎﺑﺎن

دو ﻣﺘﺨﺼﺺروانﺷﻨﺎﺳﯽ ﺑﺎﻟﯿﻨﯽ و روانﺷﻨﺎﺳﯽ ﺗﺮﺑﯿﺘــﯽﺑﺮاﺳـﺎس

ﻣﺘﻦ ﭘﯿﺎده ﺷﺪه، ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﯽ و ﻣﻘﻮﻟﻪﺑﻨﺪی ﻣﺤﺘــﻮای دو ﻧـﻮار ﭘﺮداﺧﺘﻨـﺪ.

درواﻗﻊ، دو ارزﯾﺎب در اﺑﺘﺪا ﺑﻪﻃﻮر ﺟﺪاﮔﺎﻧﻪ دوﺑﺎر ﻧﻮارﻫﺎ را ﮔﻮشو

ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎی اوﻟﯿﻪ را اﺳﺘﺨﺮاج ﮐﺮدﻧﺪ. ﺳــﭙﺲﻣﺘـﻦﻧﻮﺷـﺘﺎری در ﻫﻔـﺖ

ﺟﻠﺴﻪ ﻣﺸﺘﺮکﯾﮏﺳــﺎﻋﺘﻪ ﺑـﺎزﺧﻮاﻧﯽ ﺷـﺪ و ﺑـﺎﺗﻮﺟـﻪ ﺑـﻪ ﻣﻘﻮﻟـﻪﻫﺎی

ﺗﻮاﻓﻖ ﺷﺪه، ﮐﻠﻤﺎت و اﺻﻄﻼﺣﺎت، ﻣﻘﻮﻟﻪﺑﻨﺪی و ﺑــﻪ ﻣـﺮور، ﻓﺮاواﻧـﯽ

آﻧﻬﺎ در ﺳﺮاﺳﺮ ﻣﺘﻦ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﺷــﺪ. ﭼﻨﺎﻧﭽـﻪ اﺑـﻬﺎﻣﯽ در ﻣﺘـﻦ ﻧﻮﺷـﺘﺎری

وﺟﻮد داﺷﺖ، ﺑﺮای اﻃﻤﯿﻨﺎن و ﺗﺼﻤﯿﻢﮔــﯿﺮی ﺑـﻪ ﻧـﻮار ﺻـﺪا ﻣﺮاﺟﻌـﻪ

ﻣﯽﺷﺪ. ﻣﻘﻮﻟﻪﺑﻨﺪیﻫﺎ ﻓﻘﻂ درﺻﻮرت ﺗﻮاﻓﻖ دو ارزﯾﺎب اﻧﺠﺎم ﻣﯽﺷﺪ.

ﻣﻮارد اﺧﺘﻼﻓﯽ ﯾﺎ ازﻃﺮﯾﻖ ﺑﺤﺚو ﻗﺎﻧﻊﺳﺎزی ﺑﻪﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎ اﻓــﺰوده ﯾـﺎ از

ﮐﻞ ﮐﺎر ﮐﻨﺎر ﮔﺬاﺷﺘﻪ ﻣﯽﺷﺪ.

ﺷﯿﻮه اﺟﺮا

اﺑﺘﺪا از ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻧﻮارﻫﺎی ﺟﻠﺴــﺎت ﻣﮑـﺮر «ﺳـﺨﻨﺮاﻧﯽ و ارﺷـﺎد»

ﯾﮏﻧﻔﺮ «ﺷﻔﺎﺑﺨﺶ»، دو ﻧﻮار ﺑﻪ ﻃــﻮر ﺗﺼـﺎدﻓﯽ اﻧﺘﺨـﺎب ﺷـﺪ. ﺳـﭙﺲ

ﯾﮏﻧﻔﺮ ﻏﯿﺮروانﺷﻨﺎسﻣﺘﻦ ﻧﻮارﻫﺎ را ﺑﻪ ﻧﻮﺷــﺘﺎر ﺗﺒﺪﯾـﻞ ﮐـﺮد. ﺑـﺮای

اﻃﻤﯿﻨﺎن از ﺻﺤﺖاﻧﺘﻘﺎل ﮔﻔﺘﺎر ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺘﺎر، ﻓﺮد دﯾﮕﺮی ﻧﻮﺷــﺘﻪﻫﺎ را ﺑـﺎ

ﮔﻔﺘﻪﻫﺎ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ و درﺻﻮرت ﺟﺎاﻓﺘــﺎدﮔـﯽ ﻣﻄﻠﺒـﯽ، ﻧﻮﺷـﺘﺎر را ﺗﮑﻤﯿـﻞ

ﻣﯽﮐــﺮد. اﻧﺘﺨــــﺎب ﯾـــﮏﻏﯿﺮروانﺷـــﻨﺎسﺑـــﻪدﻟﯿﻞ اﺟﺘﻨـــﺎب از

ﺳﻮﮔﯿﺮیﻫﺎی اﺣﺘﻤﺎﻟﯽ ﺑﻮد.

در ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺑﻌﺪ، ﻧﻮارﻫﺎ ﺑﻪ دو ارزﯾﺎب داده ﺷﺪ ﺗﺎ ﺑﻪﻃﻮر ﺟــﺪاﮔﺎﻧـﻪ

و ﺑـﺎ دﻗـﺖﺑـﻪ آﻧـــﻬﺎ ﮔــﻮشدﻫﻨــﺪ و ﺑــﺮای ﻣﻘﻮﻟــﻪﺑﻨﺪی ﮐﻠﻤــﺎت

ﯾﺎدداﺷـﺖﺑﺮداری ﮐﻨﻨـﺪ. ﺳـﭙﺲدر ﯾـﮏﺟﻠﺴـﻪﻣﺸـــﺘﺮک، درﺑــﺎرۀ

ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎی ﭘﯿﺸﻨﻬﺎدی ﺑﺤــﺚﺷـﺪ و ﻃﺒﻘـﺎت اﺻﻠـﯽﺑـﺮای ﻣﻘﻮﻟـﻪﺑﻨﺪی

ﻣﻮرد ﺗﻮاﻓﻖ ﻗــﺮار ﮔﺮﻓـﺖ. ﻣﻘﻮﻟـﻪﻫﺎی ﻣـﻮرد ﺗﻮاﻓـﻖ ﺗﻨـﻬﺎ ﻣﻘﻮﻟـﻪﻫﺎﯾﯽ

ﺑﻮدﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻً ﺑﺮای اﯾﺠﺎد ﺗﻠﻘﯿــﻦ ﻣﯽﺗـﻮان از آﻧـﻬﺎ اﺳـﺘﻔﺎده ﮐـﺮد.

ﻣﺴﻠﻢ اﺳﺖاﯾﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻫﺪفﺗﺤﻘﯿﻖﺣﺎﺿﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ.

ﻣﺮﺣﻠـﻪ ﺑﻌـﺪ ﺷـﺎﻣﻞ ﺑـﺮﮔـﺰاری ﺟﻠﺴـﺎت ﻣﺸـﺘﺮکدو ارزﯾـــﺎب،

ﺑﺎزﺧﻮاﻧﯽ ﻣﺘﻦ ﻧﻮﺷﺘﺎری، ﻣﻘﻮﻟﻪﺑﻨﺪی و ﺷــﻤﺎرشﮐﻠﻤـﺎت ﺑـﻮد. اﺻـﻞ

اﺳﺎﺳﯽ ﺑﺮای ﻣﻘﻮﻟﻪﺑﻨﺪی و ﺷﻤﺎرش، ﺗﻮاﻓﻖ دو ارزﯾﺎب ﺑﻮد.

ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎ

ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎی ﻣﻮرد ﺗﻮاﻓﻖ دو ارزﯾﺎب در ﺷﺶدﺳﺘﻪﺗﻘﺴﯿﻢﺑﻨﺪی ﺷﺪﻧﺪ:

ﮐﻠﻤﺎت ﻋﻠﻤﯽ/ﻓﻨﯽ: ﻋﻤﺪﺗﺎً ﮐﻠﻤﺎﺗﯽ ﮐﻪ در رﺷﺘﻪﻫﺎی ﻋﻠﻤــﯽ، ﻓﻨـﯽ

و داﻧﺸﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ.

ﮐﻠﻤﺎت ﻣﺬﻫﺒــﯽ: ﮐﻠﻤـﺎت و اﺻﻄﻼﺣـﺎﺗﯽ ﮐـﻪﻣﻌﻤـﻮﻻً در ﻣﺘـﻮن

ﻣﺬﻫﺒﯽ، ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽﻫﺎ و ﻣﻮﻋﻈﻪﻫﺎ ﺑﺮای ﺗﺒﯿﯿﻦ اﻋﻤﺎل و ﻫﺪاﯾﺖاﻓــﺮاد از

آﻧﻬﺎ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽﺷﻮد.

ﮐﻠﻤﺎت ﻋﺮﻓــﺎﻧﯽ: ﮐﻠﻤـﺎﺗﯽ ﮐـﻪ ﻋﻤﺪﺗـﺎً در اﺷـﻌﺎر و ﺳـﺨﻨﺮاﻧﯽﻫﺎی

ﻋﺮﻓﺎﻧﯽ ﺑﺮای ﺗﻠﻄﯿﻒﻋﻮاﻃﻒ، اﯾﺠﺎد اﻧﮕﯿﺰه و ﺣﺮﮐــﺖدر آدﻣـﯽ ﺑـﻪ

ﺳﻮی رﺷﺪ و ﮐﻤﺎل اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽﺷﻮد.

ﮐﻠﻤﺎت ﺟﻨﺴﯽ/ﻋﺸﻘﯽ: ﮐﻠﻤﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻً ﺑﯿﻦ دو ﻧﻔﺮ ﮐــﻪ ﻧﺴـﺒﺖ

ﺑﻪ ﻫﻢ ﺟﺎذﺑـﻪ ﺟﻨﺴـﯽ دارﻧـﺪ ﯾـﺎ ﺑـﺮای ﺗﻮﺿﯿـﺢ اﯾـﻦ ارﺗﺒـﺎط، اﺳـﺘﻔﺎده

ﻣﯽﺷﻮد.

ﮐﻠﻤﺎت اﻟﻘﺎﯾﯽ: ﮐﻠﯿــﻪ اﻟﻔـﺎظ ﯾـﺎ ﮐﻠﻤـﺎﺗﯽﮐـﻪ ﻣﻌﻤـﻮﻻً در ﻣﺤـﺎوره

ﻣﺮدﻣﺎن ﯾﮏﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺮای اﻟﻘﺎی ﯾــﮏاﺣﺴـﺎس، ﺗﺮﻏﯿـﺐﺑـﻪ ﭘﺬﯾـﺮش

ﯾﮏﻣﻮﺿﻮع و ﺗﺸﻮﯾﻖ ﺑﻪ ﻋﻤﻞ ﺑﯽﭼﻮنوﭼﺮا اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽﺷﻮد.

ﮐﻠﻤﺎت ﺧﻮدﺷﯿﻔﺘﻪ/ﻓﺮﻗﻪﮔــﺮا: ﮐﻠﯿـﻪ ﮐﻠﻤـﺎﺗﯽﮐـﻪ ﻣﻌﻤـﻮﻻً ﺑـﺮای

ﺗﻮﺻﯿﻒراﺑﻄﻪ ﻣﺮاد و ﻣﺮﯾﺪ و دﻋﻮت ﺑﻪ ﭘﺬﯾﺮشدر ﭼﻬﺎرﭼﻮب ﯾـﮏ

ﻓﺮﻗﻪ ﯾﺎ ﻣﺤﻔﻞ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽ ﺷﻮد. ﻣﻌﻤﻮﻻً در اﯾﻦ ﺟﻤﺎﻋﺖﮐﺴﯽ ﻗﻄــﺐ

و ﻣـﺮاد اﺳـﺖو دﯾﮕـﺮان ﻣﺮﯾـــﺪ و ﻣﺴــﺤﻮر ارادهاش، او را ﭘــﯿﺮوی

ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ.

ﻧﺘﺎﯾﺞ

ﮐﻠﻤﺎت ﻋﻠﻤﯽ/ﻓﻨﯽ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶدر ﻃﯽ ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ

در ﺟﺪول 1 درج ﺷﺪه اﺳﺖ. ﻓﺮاواﻧﯽ ﮐﻠﻤﺎت ﻣﺬﻫﺒــﯽﺑـﻪﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘـﻪ

ﺷﺪه در ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ در ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒدر ﺟــﺪول 2 ﻗـﺎﺑﻞ ﻣﺸـﺎﻫﺪه

اﺳـﺖ. اﯾـﻦ ﻣﻘﻮﻟـﻪﻫﺎ ﺑـﻪﺗﺮﺗﯿﺐاز ﻓﺮاواﻧﯽﻫـﺎی زﯾـﺎد ﺗـﺎ ﮐـﻢ ﻣﺮﺗـــﺐ

ﺷـﺪهاﻧﺪ. ﻣﻘﻮﻟـﻪﻫﺎی ﻣﺮﺑـﻮط ﺑـﻪ ﮐﻠﻤـﺎت ﻋﺮﻓـﺎﻧﯽ در ﺟـﺪول 3 و ﺑــﻪ

ﺗﺮﺗﯿـﺐاز زﯾـﺎد ﺗـﺎ ﮐـﻢ آﻣـﺪه اﺳـﺖ. ﮐﻠﻤـــﺎت ﺟﻨﺴــﯽ/ﻋﺸــﻘﯽ در

ﻣﻘﻮﻟـﻪﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠـﻒدر ﺟـﺪول 4 دﯾـﺪه ﻣﯽﺷـﻮد. در اﯾـــﻦ ﺟــﺪول

ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎ ﺑــﻪﺗﺮﺗﯿﺐﻓﺮاواﻧـﯽ زﯾـﺎد ﺗـﺎ ﮐـﻢ، ﺗﻨﻈﯿـﻢ ﺷـﺪهاﻧﺪ و ﺳـﺮاﻧﺠﺎم

ﺟﺪول 5 ﻧﺸﺎن دﻫﻨﺪه ﮐﻠﻤﺎت و اﻟﻔﺎظ اﻟﻘﺎﯾﯽ و ﺟــﺪول 6 ﻧﻤﺎﯾـﺎنﮔـﺮ

ﮐﻠﻤﺎت ﺧﻮدﺷﯿﻔﺘﻪ/ﻓﺮﻗﻪﮔﺮا (ﺑﻪﺗﺮﺗﯿﺐ ﻓﺮاواﻧﯽ زﯾﺎد ﺗﺎ ﮐﻢ) اﺳﺖ.

ﺑﺤﺚ

ﭘﮋوﻫـﺶﺣـــﺎﺿﺮ ﮐﻮﺷــﯿﺪ ﺗــﺎ درونﻣﺎﯾــﻪﯾﮑــﯽ از ﺷــﯿﻮهﻫﺎی

«ﺷـﻔﺎﺑﺨﺶ» راﯾـﺞ در ﺟﺎﻣﻌـﮥ اﯾـﺮان را ﮐـﻪ ﺑـﺮای درﻣـﺎن ﻣﺸـﮑﻼت

روﺣﯽ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽﺷﻮد و ﺳﺎزوﮐﺎر زﯾﺮﺳﺎز آن را ﮐﺎوشو ﻧﻘﺪ ﮐﻨﺪ.

ﯾﺎﻓﺘﻪﻫﺎی ﮐﯿﻔﯽ و ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﻓﺮاواﻧﯽﮐﻠﻤﺎﺗﯽ ﮐــﻪ در

ذﻫﻦ ﻫﻤﮕﺎن ﺑﺎ ﻫﯿﺠﺎنﻫﺎی ﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ، ﻧﻈﯿﺮ ﻟــﺬت، ﭘﯿﻮﻧـﺪ ﺧـﻮرده (ﯾـﺎ

ﺟﺪول 1- ﻓﺮاواﻧﯽ ﮐﻠﻤﺎت ﻋﻠﻤﯽ/ﻓﻨﯽ ﺑﻪﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪﺷﺪه ﺗﻮﺳﻂ ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶدر ﻗﺎﻟﺐﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎی ﺟﺪاﮔﺎﻧﻪ

ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎ ﻓﺮاواﻧﯽ

145 Identity / ﻫﻮﯾﺖ

ﺗﮑﻨﻮﻟﻮژی ﻓﮑﺮ / ﺗﮑﻨﻮﻟﻮژی ﻋﺸﻖ 48

ﺳﯿﺴﺘﻢ / ﺳﯿﺴﺘﻤﺎﺗﯿﮏ / ﻣﺪل 45

ﺿﻤﯿﺮ ﻧﺎﺧﻮدآﮔﺎه 34

ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰی/ اﺳﺘﺮاﺗﮋی/اﺳﺘﺮاﺗﮋﯾﮏ 15

اﻧﺮژی / ﻗﺪرت 14

ﺳﻤﻔﻮﻧﯽ 5

Prime (اﺻﻄﻼح رﯾﺎﺿﯽ) 5

ﺟﻤﻊ 341

ﺷﺮﻃﯽ ﺷﺪه) اﺳﺖ، ﺑﻪﻃﻮر ﭼﺸﻤﮕﯿﺮی ﺑــﺎﻻ اﺳـﺖ. در ﭼـﻬﺎرﭼـﻮب

اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ، درﺑﺎرۀ ﺑﺮﺧﯽ از ﻋﻮاﻣﻞ اﺛﺮﮔﺬارﻧﺪه ﺑﺮ ﻓﺮآﯾﻨﺪ «ﺗﻠﻘﯿﻦ» و

ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ آن ﺑﺎ «ﺗﻤﺮﯾﻦ» ﺑﺤﺚﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺷﺪ.

ﻣﺤﺘﻮﯾﺎت ﺟﺪول 1 ﻧﺸﺎندﻫﻨﺪه ﮐﻠﻤﺎت ﻋﻠﻤﯽ/ﻓﻨﯽﺑــﻪ ﮐـﺎر ﺑـﺮده

ﺷـﺪه در ﺳـﺨﻨﺎن ﻓـﺮد ﺷـﻔﺎﺑﺨﺶو ﻓﺮاواﻧـﯽ اﺳـﺘﻔﺎده از آﻧـﻬﺎ اﺳــﺖ.

ﻣﻌﻤﻮﻻً ﮐﻠﻤﺎت ﻋﻠﻤﯽ/ﻓﻨﯽ ﮐﻪ ﻋﻤﺪﺗــﺎً ﺗﻠﻔـﻆﻏﯿﺮﻓﺎرﺳـﯽ آن ﺑـﻪ ﮐـﺎر

ﺑﺮده ﻣﯽﺷــﻮﻧﺪ، ﺑـﻪ ﮐـﻼم ﺟﻨﺒـﻪ ﻋﻠﻤـﯽ ﻣﯽدﻫـﺪ و ذﻫـﻦ ﻣﺨـﺎﻃﺐرا

ﺑﻪﺳﻮی ﭘﺬﯾﺮشﺑﯽﭼﻮنوﭼﺮا ﻣﺘﻤﺎﯾﻞ ﻣﯽﺳــﺎزد. درواﻗـﻊ، اﺳـﺘﻔﺎده از

واژهﻫﺎی ﻋﻠﻤﯽ/ﻓﻨﯽ ﺑﻪدﻟﯿﻞ اﻧﺘﺴﺎب آﻧﻬﺎ ﺑــﻪﯾـﮏﻣﻨﺒـﻊ ﻣﻌﺘـﺒﺮ (رﺷـﺘﻪ

ﻋﻠﻤﯽ، ﻣﺘﻮن ﻋﻠﻤــﯽ، ﻣﺮﮐـﺰ داﻧﺸـﮕﺎﻫﯽ و…)، ﻣﯽﺗﻮاﻧـﺪ ﺑـﺮای ﮐـﻞ

ﺑﺎﻓﺖﺟﻤﻠﻪ، ﭘﺎراﮔﺮافﯾﺎ ﻣﺘﻦ، ﻫﺎﻟﻪای از اﻋﺘﺒﺎر ﭘﺪﯾﺪ آورد. ﻫــﺮﭼﻨـﺪ

ذﻫﻦ ﻫﺸﯿﺎر ﻣﺘﻮﺟﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﭘﺪﯾﺪهای اﺳﺖوﻟﯽ ذﻫﻦﻫﺎی ﮐﻤــﺘﺮ ﻫﺸـﯿﺎر

- و ﻧﻪ ﻓﻘــﻂ ذﻫﻦﻫـﺎی ﺳـﺎده (primitive) - ﺑـﻪ راﺣﺘـﯽ ﺑـﻪ ﻣﺮﺣﻠـﻪ

ﭘﺬﯾـﺮشﻣﯽرﺳـﻨﺪ. ﺑﺤـﺚدرﺑـﺎره ﺧﺼﻮﺻﯿـﺎت ﻣﺨﺎﻃﺒـﺎن اﯾـﻦﮔﻮﻧــﻪ

ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽﻫﺎ، ﮐﻪ در ﺳﻄﻮر ﺑﻌﺪ ﺧﻮاﻫﺪ آﻣــﺪ، ﻣـﯿﺰان اﺛـﺮﮔـﺬاری اﯾـﻦ

ﮐﻠﻤﺎت را روﺷﻦ ﻣﯽ ﺳﺎزد.

ﺟﺪول 2- ﻓﺮاواﻧﯽ ﮐﻠﻤﺎت ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺑﻪﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪﺷﺪه ﺗﻮﺳﻂ ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶدر ﻗﺎﻟﺐﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎی ﺟﺪاﮔﺎﻧﻪ

ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎ ﻓﺮاواﻧﯽ

ﺧﺪا/اﻟﻬﯽ/ﺧﺪاﮔﻮﻧﻪ/ﭘﺮوردﮔﺎر/ﻣﺎوراء ﻃﺒﯿﻌﯽ 190

ﮐﺎﺋﻨﺎت/ﺧﻠﻘﺖ/ﺧﻠﻖ 91

آﯾﺎت 55

ﻣﻼﺋﮏ/ﻓﺮﺷﺘﻪ/ﻣﻠﮑﻮﺗﯽ/آﺳﻤﺎﻧﯽ 46

ﻋﺮوج اﻟﻬﯽ/ﻧﺮدﺑﺎن ﻣﻌﺮاج/رﺳﺎﻟﺖ 37

ﺑﻬﺸﺖ 27

اﯾﻤﺎن/دﻧﯿﺎی ﺑﺎور 17

ﮔﻨﺎه/ﺗﻮﺑﻪ 15

ﻗﯿﺎﻣﺖ/ﻗﯿﺎم/آﺧﺮت 9

ﻧﻤﺎز/وﺿﻮ/اذان 9

ﺗﮑﻔﯿﺮ/ﺷﯿﻄﺎﻧﯽ 4

ﺗﺎرکدﻧﯿﺎ/ﺗﺮکدﻧﯿﺎ/رﻫﺒﺎﻧﯿﺖ 4

ﻗﺒﻠﻪ/ﮐﻌﺒﻪ 2

ﺟﻤﻊ 506

ﺟﺪول 3- ﻓﺮاواﻧﯽ ﮐﻠﻤﺎت ﻋﺮﻓﺎﻧﯽ ﺑﻪﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪﺷﺪه ﺗﻮﺳﻂ ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶدر ﻗﺎﻟﺐﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎی ﺟﺪاﮔﺎﻧﻪ

ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎ ﻓﺮاواﻧﯽ

زﯾﺒﺎﯾﯽ/زﯾﺒﺎ 165

ﮐﻤﺎل/ﻣﻌﻨﻮﯾﺖ/ﻣﻌﻨﯽ/ﻣﺘﻌﺎﻟﯽ 91

ﻋﺎﺷﻖ/ﻋﺸﻖ/ﻣﻌﺸﻮق/آﺗﺶﻋﺸﻖ 55

ﻋﺎرف/ﻋﺎرﻓﺎﻧﻪ/ﻋﺮﻓﺎن 31

ﻗﻠﺐ/دل/ﭼﺸﻢ دل/ﻗﻠﺐﺑﻠﻮرﯾﻦ ﺷﻔﺎف 28

رﻣﺰ و راز و ﺳﺮّ 17

ﺷﻮر/ اﺣﺴﺎس 16

ﻣﺮاد/ﻣﺮﯾﺪ/ارادت 16

ﺧﻮدﺷﮑﻮﻓﺎﯾﯽ/ﺧﻮدﺳﺎزﻣﺎن دﻫﯽ 15

ﮔﻞﻫﺎ/ ﮔﻞﻫﺎی ﻗﺸﻨﮓ/ ﮔﻞ 11

ﺟﻤﻊ 445

ﻓﺮاواﻧﯽ ﮐﻠﻤﺎت ﻣﺬﻫﺒﯽ در ﺳﺨﻨﺎن ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶﮐــﻪ در ﺟـﺪول

2 آﻣﺪه، ﻧﺸﺎندﻫﻨﺪه ﻣﯿﺰان ﺑﺴﯿﺎر ﺑﺎﻻی اﺳﺘﻔﺎده از اﯾﻦ ﺳــﻨﺦ ﮐﻠﻤـﺎت

اﺳﺖ. ﯾﮑﯽ از ﻋﻮاﻣﻞ اﺻﻠﯽ ﻓﺮﻫﻨﮓﺟﺎﻣﻌــﻪ، ﻣﺬﻫـﺐاﺳـﺖ. ﻣﺬﻫـﺐ

ﺑﻪﻃﻮر رﺳﻤﯽ ﻫﻤﻮاره در ﻃﻮل ﺗﺎرﯾﺦ در ﻫﺪاﯾﺖو ارﺷﺎد اﻓﺮاد ﺟﺎﻣﻌﻪ

ﮐﻮﺷﯿﺪه اﺳﺖ. ﺑﻪاﯾﻦﺗﺮﺗﯿﺐ، ﮐﻤﺘﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪای ﭘﯿﺪا ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐــﻪ ﺗﺤـﺖ

ﺗﺄﺛﯿﺮ آﻣﻮزشﻫﺎی ﻣﺬﻫﺒﯽ ﻗﺮار ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑــﻪﻧﻈﺮ ﻣﯽرﺳـﺪ، ﻋﻨـﺎﺻﺮ

ﻣﻘﺒﻮﻟﯿـﺖﯾـﺎ ﻣﺸـــﺮوﻋﯿﺖ (legitimacy) و ﻓﺮﻫﻤﻨــﺪی، در ﭘﺬﯾــﺮش

آﻣﻮزهﻫﺎی ﻣﺬﻫﺒﯽ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺎﺷﺪ. ﭘﺲﻣﯽﺗﻮان اﻧﺘﻈﺎر داﺷﺖﮐﻪ ﮐــﺎرﺑﺮد

ﻓﺮاوان اﯾﻦ ﮐﻠﻤﺎت در ﺳﺎﺧﺖﮐﻼﻣﯽ ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶ، اﯾــﻦ دو ﻋﻨﺼـﺮ

را ﺑﻪ ﺑﺎﻓﺖﺟﺪﯾﺪ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﮐﻨﺪ.

ﻫﻤـﺎنﮔﻮﻧـﻪ ﮐـﻪ در ﺟـﺪول 3 دﯾـﺪه ﻣﯽﺷـﻮد، ﻓﺮاواﻧـﯽ ﮐﻠﻤــﺎت

ﻋﺮﻓﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه در ﻣﺘﻦ ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽﺑﺴﯿﺎر زﯾﺎد اﺳﺖ. ﺑﻪ ﻧﻈــﺮ

ﻣﯽرﺳﺪ ﻋﺮﻓﺎن و رﻣﺰ و راز ﻧﻬﻔﺘﻪ در آن ﻫﻤﻮاره ذﻫﻦ اﻓﺮاد را ﻣﺘﻮﺟﻪ

ﺧـﻮد ﻣﯽﮐﻨـﺪ. وﺟـﻮد ﺟﻨﺒـﻪﻫﺎی ﻟﻄﯿـــﻒﺷــﺎﻋﺮاﻧﻪ و ﮔﺮاﯾﺶﻫــﺎی

رﻣـﺎﻧﺘﯿﮏدر ادﺑﯿـﺎت ﻋﺮﻓـﺎﻧﯽ ﺗﻮاﻧﺴـﺘﻪ اﺳـﺖﻃﯿـــﻒﮔﺴــﺘﺮدهای از

ﻣﺨﺎﻃﺒﺎن را ﺑﻪ ﺧﻮد ﺟﺬب ﮐﻨﺪ. ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽرﺳﺪ، ﻋﻨﺼﺮ ﻓﺮﻫﻤﻨـﺪی در

ادﺑﯿﺎت ﻋﺮﻓﺎﻧﯽ، ﻋﺎﻣﻞ ﺑﺴــﯿﺎر ﻣـﻬﻤﯽ در ﭘﺬﯾـﺮشآن ﺑﺎﺷـﺪ. از ﻫﻤﯿـﻦ

زاوﯾـﻪ اﺳـﺖﮐـﻪ ﮐـﺎرﺑﺮد ادﺑﯿـﺎت ﻋﺮﻓـﺎﻧﯽ در ﮐـﻼم ﻓـﺮد ﺷــﻔﺎﺑﺨﺶ

ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ او و ﮐﻼﻣﺶوﺟﻪ ﻓﺮﻫﻤﻨﺪی دﻫﺪ و ذﻫﻦﻫﺎی ﻣﺨﺎﻃﺐرا

ﺑﺮای ﭘﺬﯾﺮشﭘﯿﺎم و ﺗﻠﻘﯿﻦ آﻣــﺎده ﮐﻨـﺪ. اﺳـﺘﻔﺎده از ﻣﻮﺳـﯿﻘﯽ و ﻟﺤـﻦ

اﺣﺴﺎﺳﯽ (sentimental) در ﮔﻔﺘﺎر ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶﺑﻪ اﯾﻦﺟﻨﺒــﻪ ﻗـﻮت

ﻣﯽﺑﺨﺸﺪ.

ﺟﺪول 4- ﻓﺮاواﻧﯽ ﮐﻠﻤﺎت ﺟﻨﺴﯽ/ﻋﺸﻘﯽ ﺑﻪﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه ﺗﻮﺳﻂ ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶدر ﻗﺎﻟﺐﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎی ﺟﺪاﮔﺎﻧﻪ

ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎ ﻓﺮاواﻧﯽ

ﻗﺸﻨﮓﻣﻦ/ﻗﺸﻨﮓ/ ﺧﻮﺷﮕﻞ/ﻣﺤﺒﻮب ﻣﻦ/ﻟﻄﯿﻒ 144

آﻏﻮش/ﻫﻤﺎﻏﻮﺷﯽ و ﻣﺎﻧﻨﺪ آن 110

ﻟﺬت/ ﮐﯿﻒو ﻣﺎﻧﻨﺪ آن 35

ﻋﺰﯾﺰ دﻟﻢ/ ﻋﺰﯾﺰم/ ﻧﺎز/ﮔﻠﻨﺎز 30

ﮔﻞﻫﺎی ﺳﺮخ ﻋﺸﻖ 13

ﺧﻠﻮت ﮐﺮدن 11

ﺟﻤﻊ 343

ﺟﺪول 5- ﻓﺮاواﻧﯽ ﮐﻠﻤﺎت و اﻟﻔﺎظ اﻟﻘﺎﯾﯽ ﺑﻪﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه ﺗﻮﺳﻂ ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶدر ﻗﺎﻟﺐﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ

ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎ ﻓﺮاواﻧﯽ

ﻧﻪ؟ ﻣﮕﻪ ﻧﻪ؟ 32

ﯾﺎﷲ، ﯾﺎﷲ….!

30

آﻫﺎن، آﻫﺎن! 24

ﺟﻤﻊ 86

ﺑﺎ ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﺑﻪ ﺟﺪول 4، ﻣﯽﺗﻮان از ﻓﺮاواﻧﯽﮐﻠﻤﺎت ﺟﻨﺴﯽ/ﻋﺸﻘﯽ

ﺑـﻪﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘـﻪ ﺷـﺪه ﺗﻮﺳـﻂ ﻓـﺮد ﺷـﻔﺎﺑﺨﺶآﮔـﺎﻫﯽﯾـﺎﻓﺖ. ﻣﻌﻤــﻮﻻً

ﮐﺎرﺑﺮد اﯾﻦﮔﻮﻧﻪ ﮐﻠﻤﺎت از اﯾﻦ دﺳــﺖﻣﯽﺗﻮاﻧـﺪﺑـﻪ ﺑﺮاﻧﮕﯿﺨﺘﮕـﯽ و

ﺣﺘﯽ ارﺿﺎی ﻧﺴﺒﯽ ﺟﻨﺴﯽ ﻣﻨﺠﺮ ﺷﻮد. اﻧﮕﯿﺰشﺟﻨﺴﯽ ﺳﻮای ﻫــﺪف

ﺗﻮﻟﯿﺪﻣﺜـﻞ در ﺟـﺎﻧﻮران، در ﺑﺮﺧـﯽ ﭘﺴـﺘﺎﻧﺪاران رده ﺑـــﺎﻻی ﺗﮑــﺎﻣﻞ،

ازﺟﻤﻠﻪ اﻧﺴﺎن، ﺑﺎ ﮐﻨﺶﻫﺎی دﯾﮕﺮ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻟــﺬت ، رﺳـﯿﺪن ﺑـﻪ اﺣﺴـﺎس

ﭘﯿﻮﻧﺪ و ﺻﻤﯿﻤﯿﺖ (intimacy)، ﺗﻘﻮﯾﺖاﻋﺘﻤﺎدﺑﻪﻧﻔﺲ، ﻧﯿﻞ ﺑﻪ ﻗﺪرت

(power) ﯾﺎ ﭼﯿﺮﮔﯽ(dominance) و ﮐﺎﻫﺶﺗﻨﺶو اﺿﻄﺮاب ﭘﯿﻮﻧﺪ

ﺧﻮرده اﺳﺖ (ﺑﻨﮑﺮاﻓﺖ، 1994).

ﭼﻨﺪان دور از ذﻫﻦ ﻧﯿﺴﺖاﮔﺮ ﺗﺼﻮر ﮐﻨﯿﻢ ﮐــﻪ اﯾـﻦ ﮐﻨﺶﻫـﺎ در

ﺷـﺮاﯾﻂ ﺑﺮاﻧﮕﯿﺨﺘﮕـﯽ و ارﺿـﺎی ﺟﻨﺴـﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧـﺪﺷـﺮاﯾﻂ را ﺑـــﺮای

اﺣﺴﺎسﺑﻬﺘﺮ و ﺑﻬﺒﻮد ﻣﻮﻗﺖﻓﺮاﻫﻢ ﮐﻨــﺪ. ﺑـﻪﻫﺮﺣﺎل، ﺑـﻪﻧﻈﺮ ﻣﯽرﺳـﺪ

ﺑﺮاﻧﮕﯿﺨﺘﮕﯽ و ارﺿﺎی ﺟﻨﺴﯽ و ﮐﻨﺶﻫﺎی ﺗﺎﺑﻊ آن ﻣﯽﺗﻮاﻧــﺪ ﺷـﺮاﯾﻂ

را ﺑﺮای ﺗﻠﻘﯿﻦ ﭘﺬﯾﺮی آﻣﺎده ﺳﺎزد.

«ذﻫـﻦ ﻓﺮﻣـﺎﻧﺒﺮدار» ﭘﺪﯾـﺪهای اﺳـﺖﮐـﻪ در ﻣﻮﻗﻌﯿـﺖو ﺷـــﺮاﯾﻂ

ﺧﺎﺻﯽ اﻣﮑﺎن وﻗﻮع ﭘﯿﺪا ﻣﯽﮐﻨﺪ (ﺑﺮای ﺗﻮﺿﯿﺢﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﻪ

ﺗﯿﺰدﯾﻞ، 1997). ﺑﻪﻟﺤﺎظ ﻧﻈﺮی، ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪﺑﺎﻓﺖاﻃﻼﻋــﺎت ﺑـﯿﺮوﻧﯽ

ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽﮐﻨﺪ، ذﻫﻦ وارد ﻣﻮﻗﻌﯿﺖدﯾﮕﺮی ﻣﯽ ﺷﻮد. اﯾﻦ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﺴﺒﺘﺎً ﺑﻪ

ﺷﯿﻮه ﺧﻮدﮐﺎر ﺻﻮرت ﻣﯽﮔﯿﺮد و در ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ دروندادﻫﺎی ﻣﺤﯿﻄــﯽ

ﺑﻪﻃﻮر ﻏﯿﺮارادی ﭘﺪﯾﺪ ﻣﯽآﯾﺪ. اﯾﻦ ﭘﺪﯾﺪه، در ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺗﯽ ﮐﻪ در زﻣﯿﻨﻪ

ﺷﻨﺎﺧﺖاﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﻧﺠﺎم ﺷﺪه، ﺑﻪﺧـﻮﺑﯽ ﻧﺸـــﺎن داده ﺷــﺪه اﺳـﺖ. در

ﯾــﮏﻣﻄـﺎﻟﻌــــﻪ ﮐﻼﺳﯿـــﮏاوﻟـــﯿﻪ (ﺳــﺮول و واﯾــﺮ، 1979) ﺑــﻪ

آزﻣﻮدﻧﯽﻫﺎ واژهﻫﺎﯾﯽ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﻣﻔﻬﻮم «ﺧﺼﻮﻣﺖ» ﯾﺎ «ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ» اراﺋــﻪ

دادﻧﺪ ﺑﻪﮔﻮﻧﻪای ﮐﻪ در ﯾﮏﮔــﺮوه واژهﻫـﺎی ﺧﺼﻮﻣـﺖو در ﮔـﺮوه

دﯾﮕﺮ واژهﻫﺎی ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ زﯾﺎدﺗﺮی اراﺋﻪ ﻣﯽﺷﺪ. ﻫﺪف، ﺳﻨﺠﺶاﺛﺮات

اﯾﻦ واژهﻫﺎ ﺑﺮ ﻋﻤﻠﮑﺮد آﻧﻬﺎ در آزﻣﺎﯾﻪ ﺑﻌﺪی ﺑــﻮد. در آزﻣﺎﯾـﻪ ﺑﻌـﺪی،

از آزﻣﻮدﻧﯽﻫﺎ ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻣﯽﺷﺪ ﺗﺎ ﺗﻮﺻﯿﻒﻫﺎﯾﯽ را درﺑﺎره رﻓﺘﺎر ﻓــﺮدی

ﮐﻪ ﺟﻨﺒﻪﻫﺎی ﺧﺼﻮﻣﺖو ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ وی ﻣﺒﻬﻢ ﺑــﻮد، ﺑﺨﻮاﻧﻨـﺪ. ﺳـﭙﺲاز

آﻧﻬﺎ ﻣﯽﺧﻮاﺳﺘﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ درﺟــﻪﺑﻨﺪی ﮐﻤّـﯽﺑﺮداﺷـﺖﻫﺎی ﺧـﻮد از ﻓـﺮد

ﻣﻮردﻧﻈـﺮ ﺑﭙﺮدازﻧـﺪ. درﺟـﻪﺑﻨﺪیﻫﺎ ﺑـﺎ ﺗﻌـﺪاد دﻓﻌـﺎت اراﺋـﻪ ﮐﻠﻤـــﺎت

«ﺧﺼﻮﻣﺖ» ﯾﺎ «ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ» ﻧﺴﺒﺖداﺷﺖ. اﯾﻦ ﺑﺪان ﻣﻌﻨﯽ اﺳﺖﮐﻪ اﮔــﺮ

آزﻣﻮدﻧﯽ ﺗﻌﺪاد ﺑﯿﺸﺘﺮی ﮐﻠﻤﻪ ﯾﺎ ﻣﺤﺘﻮای ﺧﺼﻮﻣﺖدرﯾﺎﻓﺖﻣﯽﮐﺮد،

در آزﻣﺎﯾﻪ ﻣﺘﻌﺎﻗﺐ، رﻓﺘﺎر ﻓﺮد ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ را ﺧﺼﻤﺎﻧﻪ ارزﯾــﺎﺑﯽ ﻣﯽﮐـﺮد

و ﺑـﺎﻟﻌﮑﺲآن دﺳـﺘﻪ از آزﻣﻮدﻧﯽﻫـﺎ ﮐـﻪ ﺗﻌـﺪاد ﺑﯿﺸـﺘﺮی ﮐﻠﻤـــﻪ ﯾــﺎ

ﻣﺤﺘﻮای ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ درﯾﺎﻓﺖﻣﯽﮐﺮدﻧﺪ، رﻓﺘﺎر ﻓﺮد ﻣﻮردﻧﻈﺮ را ﻣـﻬﺮﺑﺎنﺗﺮ

ارزﯾـﺎﺑﯽ ﻣﯽﮐﺮدﻧـــﺪ. اﯾــﻦ آزﻣــﺎﯾﺶﻧﺸــﺎن ﻣﯽدﻫــﺪ ﮐــﻪ ﭼﻘــﺪر

دروندادﻫﺎی اﻃﻼﻋﺎﺗﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧــﺪ ذﻫـﻦ را در ﻣﻮﻗﻌﯿـﺖﺧـﺎصﻗـﺮار

دﻫﺪ. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت ﺑﻌﺪی ﻫﻢ، ﯾﺎﻓﺘﻪ اﺳﺮول و واﯾﺮ را ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻧﯽ ﮐــﺮد

(ﺑﻪ ﻧﻘﻞ از ﺗﯿﺰدﯾﻞ، 1997). اﯾﻦ ﯾﺎﻓﺘــﻪﻫﺎ ﻧﺸـﺎﻧﮕﺮ آن اﺳـﺖﮐـﻪ ﺗﻐﯿـﯿﺮ

ﻣﺤﺮکﻫﺎی ﻣﺤﯿﻄﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑــﻪ راهاﻧـﺪازی ﺧﻮدﮐـﺎر automatic)

(priming ﯾﮏﺣﺎﻟﺖذﻫﻨﯽ ﺑﯿﺎﻧﺠﺎﻣﺪ و ﺑﻪﻃﻮر ﺧﻮدﮐﺎر اﻟﮕﻮﻫﺎﯾﯽ را

ﻓﻌﺎل ﺳﺎزد. اﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ ﯾﺎﻓﺘﻪﻫﺎﯾﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﻨﺪﺑﻪﻋﻨﻮان ﺗﺄﯾﯿﺪی ﺑﺮای ﻧﺘﺎﯾﺞ

ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺣﺎﺿﺮ ﻗﻠﻤﺪاد ﺷﻮد. اﻟﺒﺘﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻮﺟــﻪ داﺷـﺖﮐـﻪ ﺷـﯿﻮه ﺑـﻪﮐﺎر

ﺑﺮده ﺷﺪه در ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶ، ﺑﺮ ﺷﮑﻞﮔﯿﺮی ذﻫﻦ ﻓﺮﻣﺎﻧﺒﺮدار

ﺗﺄﮐﯿﺪ دارد و از اﯾــﻦ رو ﻧﻤﯽﺗﻮاﻧـﺪ ﺗﻐﯿـﯿﺮات اﺻﯿـﻞ و ﻣـﺎﻧﺪﻧﯽ ﭘﺪﯾـﺪ

آورد ﮐﻪ اﯾﻦ روشﮔﺬرا ﺑﻮدن ﺗﻐﯿﯿﺮات را درﭘﯽﺧﻮاﻫﺪ داﺷﺖ.

ﺟﺪول 5 ﻓﺮاواﻧــﯽ ﮐﻠﻤـﺎت و اﻟﻔـﺎظ اﻟﻘـﺎﯾﯽﻣـﻮرد اﺳـﺘﻔﺎدۀ ﻓـﺮد

ﺷﻔﺎﺑﺨﺶدر ﻃﻮل ﮔﻔﺘﺎر ﺧﻮد را ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ. اﯾﻦ ﮐﻠﻤﺎت ﯾﺎ اﻟﻔــﺎظ

ﮐﻪ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﮑﺮر (ﭼﻨﺪ ﺑﺎر در ﯾﮏزﻣﺎن) اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، ﻣﻌﻤــﻮﻻً

در ﻣﺤﺎوره اﻓﺮاد ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺮای ﺗﺮﻏﯿــﺐﺑـﻪﭘﺬﯾـﺮشﯾـﮏﻣﻮﺿـﻮع ﯾـﺎ

اﻧﺠﺎم ﻋﻤﻞ ﺑﯽﭼــﻮنوﭼـﺮا اﺳـﺘﻔﺎده ﻣﯽﺷـﻮد. ﺑـﻪﻧﻈﺮ ﻣـﯽ رﺳـﺪ، اﯾـﻦ

واﺣﺪﻫﺎی ﮐﻼﻣﯽ وﻗﺘﯽ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ، ﺑﻪ ﻓﺮد اﺟﺎزه ﻓﮑﺮ ﻣﺴــﺘﻘﻞ را

ﻧﻤﯽدﻫﺪ و ﺗﻠﻘﯿﻦ و اﻃﺎﻋﺖرا ﺗﺴﻬﯿﻞ ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﺑﻪ ﺷــﺮط درﺳـﺘﯽ اﯾـﻦ

ﻓـﺮض، ﮐـﺎرﺑﺮد اﯾـﻦ اﻟﻔـﺎظ و ﮐﻠﻤـﺎت در ﺟﺎیﺟـــﺎی ﮔﻔﺘــﺎر ﻓــﺮد

ﺟﺪول 6- ﻓﺮاواﻧﯽ ﮐﻠﻤﺎت ﺧﻮدﺷﯿﻔﺘﻪ/ﻓﺮﻗﻪﮔﺮا ﻣﻄﺮح ﺷﺪه در ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶدر ﻗﺎﻟﺐﻣﻘﻮﻟﻪ ﻫﺎی ﺟﺪاﮔﺎﻧﻪ

ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎ ﻓﺮاواﻧﯽ

ﺧﻮدﺷﯿﻔﺘﻪ 15

ﻓﺮﻗﻪﮔﺮا 10

ﺟﻤﻊ 25

ﺷﻔﺎﺑﺨﺶ، ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﻓﺮآﯾﻨﺪ ﺗﻠﻘﯿﻦ ﺷﺘﺎب دﻫــﺪ. از دﯾـﺪﮔـﺎه ﻧﻈﺮﯾـﻪ

ﭘـﺮدازشاﻃﻼﻋـــﺎت، اﺳــﺘﻔﺎده ﻣﮑــﺮر از ﮐﻠﻤــﺎت اﻟﻘــﺎﯾﯽ، ﻣﺴــﯿﺮ

دروندادﻫﺎی اﻃﻼﻋﺎت را آنﭼﻨﺎن اﺷﻐﺎل ﻣﯽﻧﻤﺎﯾﺪﮐﻪ ﻓﺮﺻﺘﯽ ﺑــﺮای

ﭘﺮدازشو ﺑﺮونداد ﺑﺎﻗﯽ ﻧﻤﯽﮔﺬارد.

ﻓﺮاواﻧﯽ ﮐﻠﻤﺎت ﺧﻮدﺷﯿﻔﺘﻪ/ﻓﺮﻗﻪﮔﺮا در ﮔﻔﺘﺎر ﻓــﺮد ﺷـﻔﺎﺑﺨﺶدر

ﺟﺪول 6 دﯾﺪه ﻣــﯽ ﺷـﻮد. ﻣﻌﻤـﻮﻻً ﻓﺮﻗـﻪ (cult) ازﻃﺮﯾـﻖ ارادت ﺑﯿـﻦ

ﻣﺮﯾﺪان و ﻣﺮاد، زﻣﯿﻨﻪ اﻃﺎﻋﺖﮐﻮرﮐﻮراﻧﻪ را ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽآورد (زﯾﻤﺒﺎرد

و وﻟﯿﭙﺮ، 1991). در واﻗﻊ، ﻋﻨﺼﺮ «ﻣﻘــﺎم ﺑـﺎﻻﺗﺮ» ﯾـﺎ اﺗﻮرﯾﺘـﻪ در اﯾﻨﺠـﺎ

ﺑﺴﯿﺎر ﻣﺆﺛﺮ اﺳﺖ. ﺑﻪﻧﻈﺮ ﻣﯽرﺳﺪ ﺷﯿﻮه ﺑﻪﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه ﺗﻮﺳــﻂ ﻓـﺮد

ﺷﻔﺎﺑﺨﺶدر اراﺋــﻪ ﺟﻤﻼﺗـﯽ ﻧﻈـﯿﺮ آنﭼـﻪ در اداﻣـﻪ ﻣﯽآﯾـﺪ ﻧﺸـﺎﻧﮕﺮ

ﭼﻨﯿﻦ ﮔﺮاﯾﺸﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎﺷﺪ: «آﻣﺪم ﺗﺎ ﺑﺮاﯾﺖﺑﮕﻮﯾﻢﮐﻪ زﻧﺪﮔــﯽ در

ﮐﻤﺎل ﭼﯿﺴﺖو راه ﮐﺪام اﺳﺖ …ﻣـﻦ ﺑـﻪﻋﻨﻮان ﻗﺎﺋﻢﻣﻘـﺎم ﺧـﺪای

رﺣﻤﺎن و ﺑﻪﻋﻨﻮان ﺟﺎﻧﺸﯿﻦ او در روی ﮐﺮه زﻣﯿﻦﻣﺄﻣﻮرﯾﺖﯾﺎﻓﺘﻢ…

ﻣﻦ ﺑﻪﻋﻨﻮان ﺑﻨﺪهای ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ، زﻧﺪﮔﯽ را در ﻣﺴﯿﺮ ﮐﻤﺎل آﻏﺎز ﮐــﺮدم و

اﻧﺪﯾﺸﻪ ﻣﻦ ﻧﺮدﺑﺎن ﻣﻌﺮاج ﻣــﻦ اﺳـﺖ …ﻣـﻦ ﺑـﺎ ﺧﻠـﻖ اﻓﮑـﺎر ﻣﺜﺒـﺖو

روﺣﯿـﻪآﻓﺮﯾﻦ در ﮐﺎﺋﻨـﺎت اﻧـﺮژی ﻣﯽآﻓﺮﯾﻨـﻢ و ﺑـﺎ اﻓﮑـﺎر زﯾﺒـﺎﯾﻢ ﺑــﻪ

ﮐﺎﺋﻨﺎت ﻓﺮﻣﺎن ﻣﻮﻓﻘﯿﺖو ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺧﻮد را ﻣﯽدﻫﻢ …ﻫﺮ ﻓﮑﺮ ﻣــﻦ

ﻓﺮﻣﺎﻧﯽ اﺳﺖﺑﺮای ﺷﻤﺎ و ﻣــﻦ …از ﺷـﻤﺎ ﮐﺎﺋﻨـﺎت ﮐـﻪ در ﺗﺴـﺨﯿﺮ و

اراده ﻣﻦ ﻋﻤﻞ ﻣﯽﮐﻨﯿﺪ، ﻣﯽﺧﻮاﻫﻢ ﮐﻪ اﻓﮑﺎر ﻗﺪرﺗﻤﻨﺪ و ﺧﻼق ﻣﺮا ﺑﻪ

اﻧﻮاﻋﯽ از اﻧﺮژی ﺗﺒﺪﯾﻞ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ درﻧــﻬﺎﯾﺖدر ﺧﻠـﻖ …ﻫـﺮ واژه ﻣـﻦ

ﻓﺮﻣﺎﻧﯽ اﺳﺖو ُﻧﺘﯽ اﺳﺖﮐﻪ در ﮐﺎﺋﻨﺎت و ﺟﻬﺎن ﻫﺴــﺘﯽ، ﻣﻮﺳـﯿﻘﯽ و

ﺳﻤﻔﻮﻧﯽ ﻣﺮا ﻣﯽﺳﺎزد.» اﯾﻦ ﺟﻤﻼت ﻫﺮﭼﻨــﺪ در ﻗـﺎﻟﺐﺧـﻮد ﻣﻤﮑـﻦ

اﺳﺖﺟﻠﺐﺗﻮﺟﻪ ﻧﮑﻨﺪ، وﻟﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖرا ﺑﻪﺳﻮی اﯾﺠﺎد ﯾـﮏ

راﺑﻄﻪ «ارادت» و ﺷﮑﻞﮔﯿﺮی «ﻓﺮﻗﻪ» ﺳــﻮق دﻫـﺪ. اﯾـﻦ ﻣﻘﺎﻟـﻪ درﺑـﺎرۀ

اﯾﻨﮑﻪ اﯾﻦ ﮔﺮاﯾﺶآﮔﺎﻫﺎﻧﻪ و ﯾﺎ از روی اﻋﺘﻘﺎد اﺳــﺖ، ﯾﺎﻓﺘـﻪﻫﺎی ﻻزم

را ﻧﺪارد. ﭼﻨﺎنﭼــﻪ اﯾﻦﮐـﺎر آﮔﺎﻫﺎﻧـﻪ و ﻣﺒﺘﻨـﯽ ﺑـﺮ اﻋﺘﻘـﺎد راﺳـﺦ ﻓـﺮد

ﺷﻔﺎﺑﺨﺶﺑﻪ داﺷﺘﻦ «رﺳــﺎﻟﺖﺧـﺎص» ﺻـﻮرت ﻣـﯽﭘﺬﯾـﺮد، اﺣﺘﻤـﺎﻻً

آﺳﯿﺐﺷﻨﺎﺳﯽ رواﻧﯽ ﺑﺮای ﺗﺒﯿﯿﻦ ﻣﻮﺿــﻮع، ﮐـﺎرﺑﺮد ﺧﻮاﻫـﺪ داﺷـﺖ.

اﮔﺮ ﮐﺎرﺑﺮان اﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ روشﻫﺎ ﺑﺪون اﻋﺘﻘﺎدﻫﺎی آﺳﯿﺐﺷﻨﺎﺧﺘﯽ و ﺑــﺎ

آﮔﺎﻫﯽ از اﺛﺮﮔﺬاری ﺷﮕﺮدﻫﺎی ﺑﻪ ﮐﺎر ﺑــﺮده ﺷـﺪه، ﻋﻤـﻞ ﻣﯽﮐﻨﻨـﺪ،

ﮐﺎرﺷﺎن ﻣﺼﺪاق ﻋﯿﻨﯽ ﺳﻮء اﺳﺘﻔﺎده(abuse) اﺳﺖ؛ و ﭼﻨﺎنﭼﻪ اﺛﺮات

ﻣﺨــﺮب و آﺳﯿﺐرﺳــﺎن اﯾــﻦ روشﻫــﺎ ﺑــﺮای ﻣﺮدﻣــــﺎن ﻣﺴـــﺘﻌﺪ

آﺳﯿﺐﺷﻨﺎﺳﯽ را درﻧﻈﺮ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ، ﮐﺎر ﺳــﻮد-ﻣﺤـﻮر آﻧـﻬﺎ ﻧﻤﻮﻧـﮥ ﺑـﺎرز

ﺷﺎرﻻﺗﺎﻧﯿﺴﻢ اﺳﺖ. ﺗﻠﺨﯽ اﯾﻦ ﻣﻮﺿــﻮع ﻫﻨﮕـﺎﻣﯽﺑﯿﺸـﺘﺮ رخ ﻣﯽﻧﻤـﺎﯾﺪ

ﮐﻪ ﺧﻮاﻧﻨﺪه درﯾﺎﺑﺪ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ از ﺑﺎورﻫﺎی ﻣﺬﻫﺒﯽ، ﺗﻤﺎﯾﻼت ﻋﺮﻓــﺎﻧﯽ

و ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﻓﯿﺰﯾﻮﻟﻮژﯾﮏاو ﺳﻮءاﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه اﺳﺖ.

درﻣﺎن ﯾﮏﻣﻔﻬﻮم ﻋﻠﻤﯽ اﺳﺖﮐﻪ ﺑﺮ اﺻﻮل و روشﻫــﺎی ﻣﻮﺟـﻪ

ﻧﻈﺮی و ﻋﻤﻠﯽ ﻣﺘﮑﯽ اﺳﺖ. رواندرﻣﺎﻧﯽ و ﻣﺸﺎوره، ﺑﻪ ﻋﻨــﻮان ﻧﻮﻋـﯽ

درﻣﺎن، ﺑﺎ ﺑﻪ ﮐﺎرﮔﯿﺮی روشﻫﺎی ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺷﺪه ﻋﻤﺪﺗﺎً ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﺗﻤﺮﯾﻦ،

«ﻓﺮآﯾﻨـﺪ ﺗﻐﯿـﯿﺮ» را راهاﻧـﺪازی و ﻫﺪاﯾـﺖﻣﯽﮐﻨـﺪ. ﺟﻨﺒـﻪ راﻫــﺒﺮدی و

ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ روان درﻣﺎﻧﯽ و ﻣﺸﺎوره، آن را از ﻣﺸﻮرت و راﻫﻨﻤﺎﯾﯽ

ﺟﺪا ﻣﯽﺳﺎزد. ﻫﻢﭼﻨﯿﻦ اﺗﮑﺎ ﺑﻪ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﺑﻪﻋﻨﻮان اﺻﻞ اﺳﺎﺳﯽ، آن را از

ﺗﻮﺻﯿﻪ، ﻗﻀﺎوت و ﭘﻨﺪ و اﻧﺪرز (ﮐﻪ ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮﺗﻠﻘﯿﻦ ﻫﺴﺘﻨﺪ) ﺟــﺪا ﻣـﯽ

ﺳﺎزد. درواﻗﻊ، ﺗﻐﯿﯿﺮ ازﻃﺮﯾﻖ ﺗﻤﺮﯾﻦ و ﯾﺎدﮔﯿﺮی ﺟﺪﯾﺪ ﺟﻨﺒﻪ ﭘــﺎﯾﺪار و

ﻣﺎﻧﺪﮔﺎر دارد، درﺣﺎﻟﯽﮐﻪ ﺗﻠﻘﯿﻦ اﺛﺮی ﮔﺬرا و ﻣﻮﻗﺘﯽ دارد.

ﯾﮏدرﻣﺎﻧﮕﺮ راﺳﺘﯿﻦ ﻫﺸﯿﺎراﻧﻪ، از «ﻣﺜﻠﺚﺗﻠﻘﯿﻦ» ﻣﯽﭘﺮﻫــﯿﺰد. ﺳـﻪ

رأساﯾﻦ ﻣﺜﻠﺚرا ﺳﻪ ﻧﻘﺶﮔﻮﻧﺎﮔﻮن ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯽ دﻫﺪ: ﻣﻌﻠﻢ، ﻗــﺎﺿﯽ

و اﻧﺪرزﮔﻮ. ﻧﻘﺶﻣﻌﻠﻢ ﺑﻪ داﻧﺎی ﮐﻠﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮد ﮐﻪ ﻫﻤــﻪ ﭼـﯿﺰ را

از ﺑﺮ اﺳﺖو ﻣﺮاﺟﻊ ﻋﺎﺟﺰاﻧﻪ ﻣﯽآﯾﺪ ﺗﺎ از درﯾﺎی داﻧﺶاو ﮔﻮﻫﺮی ﺑﻪ

دﺳﺖآورد. ﻧﻘﺶﻗﺎﺿﯽ ﺑــﻪ ﺷـﯿﻮهای ﻣﻨﺘﺴـﺐاﺳـﺖﮐـﻪﺑـﺎ ﻧﮕـﺎﻫﯽ

ﻗﻀﺎوتﻣﻨﺪاﻧـﻪ اﻣـﻮر و اﻓـﺮاد را داوری و ارزشﮔـﺬاری ﻣﯽﮐﻨــﺪ. او

ﻣﻨﺼﺒﯽ اﺳﺖﮐﻪ ﺣﮑﻤﺶﻧﺎﻓﺬ و ﻣﻄﺎع اﺳﺖ. ﻧﻘﺶاﻧﺪرزﮔﻮ از ﭘﻨﺪ و

اﻧﺪرز ﮐﺴﯽ ﺑﺮﻣﯽ ﺧﯿﺰد ﮐﻪ ﭘﺎکﻧﻬﺎد اﺳﺖو اﻋﺘﻤﺎد ﻋﻤﻮم ﺑﻪ اوﺳﺖ.

او ﺑﺮ ﻗﻠﮥ ﭘﺎﮐﯿﻬﺎ ﻧﺸﺴــﺘﻪ و ﻣـﯽ داﻧـﺪ ﮐـﻪ ﮐـﺪام راه در ﺳـﺖو ﮐـﺪام

ﻧﺎدرﺳﺖاﺳﺖ. اﻣﺎ ﻧﻘﺶرواندرﻣﺎﻧﯽ و ﻣﺸﺎوره ﺑﺎ ﻫﯿــﭻ ﯾـﮏاز اﯾﻨـﻬﺎ

ﻫﻤﭙﻮﺷﯽ ﻧﺪارد. رواندرﻣﺎﻧﯽ و ﻣﺸــﺎوره ﭘﺪﯾـﺪهای ﻋﻠﻤـﯽ، ﭘﯿﭽﯿـﺪه و

ﻫﻨﺮﻣﻨﺪاﻧـﻪ اﺳـﺖﮐـﻪ ﺑـــﺎ اﺻــﻮل و راﻫﺒﺮدﻫــﺎی ﻣﺸــﺨﺺدر ﭘــﯽ

ﺷﮑﻞﮔﯿﺮی دﮔﺮﮔﻮﻧﯿﻬﺎی ﻣﺎﻧﺪﮔﺎر در ﻓﺮد اﺳﺖ.

ﺑﺮ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﮔﺎن اﯾﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﻮﺷﯿﺪه ﻧﯿﺴﺖﮐﻪ ﻋــﻮارضروشﻫـﺎﯾﯽ

ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﺗﻠﻘﯿﻦﭘﺬﯾﺮی ﭼﻨﺎن زﯾﺎد و ﺟﺒﺮانﻧﺎﭘﺬﯾﺮ اﺳﺖﮐﻪ ﮐﺎرﺑﺮد اﯾـﻦ

روشﻫﺎ (ﺑﻪ ﺷﺮط اﺛﺮﺑﺨﺸﯽ ﻓﺮﺿﯽ آﻧﻬﺎ) را ﻧﻪﺗﻨﻬﺎ ﺗﻮﺻﯿــﻪ ﻧﻤﯽﮐﻨـﺪ،

ﺑﻠﮑـﻪ روﯾﮕﺮداﻧـﯽ از آﻧـﻬﺎ را ﭘﯿﺸـﻨﻬﺎد ﻣﯽدﻫـﺪ. ﺑﯽﺷـﮏ، رواج اﯾــﻦ

ﮔﻮﻧﻪ روشﻫﺎ در ﻣﯿﺎن ﻋﺎﻣﻪ ﻣﺮدم، ﻧﺸﺎنﮔﺮ ﯾﮏﻧﯿــﺎز اﺳـﺖ. ﭼﻨﺎﻧﭽـﻪ

اﯾﻦ ﻧﯿﺎز را ﻣﺮاﺟﻊ ﻋﻠﻤﯽ ﺑﺮآورده ﻧﮑﻨﻨﺪ، دﯾﮕــﺮان (ﻏـﯿﺮ ﻣﺘﺨﺼﺼـﺎن

ﺳﻮداﮔﺮ) از آن ﺳﻮد ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺑﺮد. ﭘﺲﺑﺮ ﻋــﻬﺪه ﺗﻤـﺎﻣﯽ ﻣﺘﺨﺼﺼـﺎن

اﺳﺖﺗﺎ ﺑﮑﻮﺷﻨﺪ ﺑﺎ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻓﺮآوردهﻫﺎی ﻋﻠﻤﯽﺑﺮای ﺑــﺮآورده ﺳـﺎﺧﺘﻦ

ﻧﯿﺎز ﻋﻤﻮم، ﺑﺎ ﺑﺨﺸﯽ از ﻣﻌﻀﻞ ﺑﺮﺧﻮرد ﮐﻨﻨﺪ.

ﻧﺘﺎﯾﺞ اﯾﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﺤﺪودﯾﺖﻫﺎی ﺧﻮد را دارد. در ﺑﺨﺶﻫـﺎﯾﯽ از

اﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﺮاﺳﺎسﺗﺠﺎرب ﺑﺎﻟﯿﻨﯽ و دﯾﺪﮔﺎه ﻧﻈﺮی ﺑﻪ ﻣﻮﻗﺖﺑﻮدن اﺛﺮ

روشﻫﺎی ﺗﻠﻘﯿﻨﯽ اﺷﺎره ﺷﺪ. ﺑــﻪ ﻧﻈـﺮ ﻣﯽرﺳـﺪ، ﻣﯽﺑـﺎﯾﺪ ﻣﻄﺎﻟﻌـﺎﺗﯽ را

ﺑـﺮای ﺷﻨﺎﺳـﺎﯾﯽ و ﻧﺸـﺎن دادن ﻣـﺎﻧﺪﮔـﺎر ﻧﺒـﻮدن ﺗﻐﯿـــﯿﺮ و ﺑــﻬﺒﻮد در

ﻣﺨﺎﻃﺐاﯾﻦ ﺷﯿﻮهﻫﺎ، ﺳﺎﻣﺎن دارد.

اﻣﯿﺪوارﯾـﻢ، اﯾـﻦ ﺗﺤﻘﯿـﻖ و ﮔـﺰارشآن اﻧﮕـﯿﺰهای ﺷـــﻮد ﺑــﺮای

ذﻫﻦﻫﺎی ﻫﺸﯿﺎر ﭘﮋوﻫﺸﮕﺮان در ﺣﯿﻄــﻪ روان ﺷﻨﺎﺳـﯽ ﺗـﺎ ﺑـﺎ ﻃﺮاﺣـﯽ

ﺗﺤﻘﯿﻖ ﻫﺎﯾﯽ از اﯾﻦ دﺳﺖ، ﮐﺎر ﮐﺎﻟﺒﺪﺷﮑﺎﻓﯽﺷﯿﻮهﻫﺎی ﻧــﺎروای ﺷـﺒﻪ

روانﺷﻨﺎﺳﯽ (parapsychology) را ﺷﺪﻧﯽ ﺳﺎزﻧﺪ.

ﭘﻮراﻓﮑﺎری، ن. (1373). ﻓﺮﻫﻨﮓﺟﺎﻣﻊ روانﺷﻨﺎﺳﯽ. روان ﭘﺰﺷﮑﯽ و زﻣﯿﻨﻪﻫﺎی واﺑﺴﺘﻪ. ﺗﻬﺮان: ﻓﺮﻫﻨﮓﻣﻌﺎﺻﺮ.

ﺗﯿﺰدﯾﻞ، ج. (1997). راﺑﻄﻪ ﺷﻨﺎﺧﺖو ﻫﯿﺠﺎن. ذﻫﻦ ﻣﻮﻗﻌﯿﺘﯽ در اﺧﺘﻼلﻫﺎی ﺧﻠﻘﯽ. دردﯾﻮﯾﺪ ﮐــﻼرکو ﮐﺮﯾﺴـﺘﻮﻓﺮ ﻓﺮﺑـﻮرن، داﻧـﺶو روشﻫـﺎی

ﮐﺎرﺑﺮدی رﻓﺘﺎردرﻣﺎﻧﯽ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ (ﺗﺮﺟﻤﮥ دﮐﺘﺮﺣﺴﯿﻦ ﮐﺎوﯾﺎﻧﯽ). ﺗﻬﺮان: ﻣﺆﺳﺴﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻋﻠﻮم ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ.

Lundh, L. (2000). Suggestion, suggestibility and placebo

effect. In De Pascalis V. Gheorghiu V.A. Sheehan P.

Kirsch I. (Eds.), Suggestion and suggestibility:

Advances in theory and research. Munich: M.E.G.-

Stiftung.

Lundh, L.G. (1998). Normal suggestion. An analysis of

the phenomenon and its role in psychotherapy. Clinical

Psychology and Psychotherapy, 5, 24-38.

McFarlane, F., & Powell, M.B. (2002). The video

suggestibility scale for children: How generalizable is

children's performance to other measures of

suggestibility? Behavioral Sciences and the Law, 20,

699-716.

Quas, J., Qin, J., Schaaf, J., & Goodman, G. (1997).

Individual differences in children's and adults'

suggestibility and false event memory. Learning and

Individual Differences, 9, 350-390.

Srul, T.K., & Wyer, R.S. (1979). The role of category

accessibility in the interpretation of information about

persons: Some determinants and implications. Journal of

Personality and Social Psychology, 37, 1660-1672.

Zimbardo, P.G., & Leippe, M. R. (1991). The

psychology of attitude change and social influence. New

York: McGraw-Hill.

Bancroft, J. (1994). Sexual motivation and behaviour. In

B. Parkinson & A.M. Colman. Emotion and Motivation.

London: Longman.

Beck, A. (1993). Cognitive therapy of depression: A

personal reflection. Aberdeen: Scottish Cultural Press.

Bruck, M., Ceci, S., & Melnyk, L. (1997). External and

internal sources of variation in the creation of false

reports in children. Learning and Individual Differences,

9, 289-316.

Clark, D. M., & Fairburn, C.G. (1997). Science and

practice of cognitive behaviour therapy. Oxford: Oxford

University Press.

Frank, J.D., & Frank, J.B. (1991). Persuation and

healing: A comprative study of psychotherapy (3rd ed.),

Baltimore: Johns Hopkins Unversity Press.

Kirsch, I. (2000). Hypnosis and placebos: Response

expectancy as a mediator of suggestion effects. In De

Pascalis V. Gheorghiu V.A. Sheehan, P. Kirsch I.

(Eds.), Suggestion and suggestibility: Advances in theory

and research. Munich: M.E. G.- Stiftung.

منبع :

www.SID.ir

مثبت اندیشی ، راز اعنماد به نفس و نترسیدن به هنگام سخنرانی

 

مثبت اندیشی ، راز اعنماد به نفس و نترسیدن به هنگام سخنرانی

فكر مثبت براي فردي كه مي‌ خواهد در حضور جمع سخنراني كند، احساس و توانايي مثبت ايجاد مي‌كند. باید بیاموزیم که چگونه از حالت‌هاي هيجاني و عصبي پيش از سخنراني به نفع خود و براي نفوذ بيشتر در مخاطب استفاده كنيم.

از ديگر مهارت‌هايي كه لازم است قبل از سخنراني بكار برد، استفاده از مهارت و قدرت تصويرسازي صحنه‌اي است. اين مهارت نوعي توانايي بالقوه دروني است كه بايد از آن استفاده كرد.قبل از سخنراني بايد بر اساس درك و تجربه حسي، امور شناخته شده يا شناخته نشده را برای خود مجسم كنيم. ذهن ما اين توانايي را دارد كه انديشه ما را درگير رويدادهاي فرضي اما مبتني بر تجربيات گذشته كند.

تجسم و تصويرسازي ذهني با سالم‌سازي و آرامش فكر، ارتباط مستقيم دارد. همانطور كه رفتن روي صحنه و ايستادن در برابر جمع نيازمند تفكر مثبت است، بايد بتوانيم با واقع‌بيني موارد پيش‌بيني شده و پيش‌بيني نشده را براي خود مثبت تجسم كنيم و راه‌هاي رودررويي با آنها را بيابيم. بسياري از مردم، قهرمانان، موسيقي‌دانان، هنرپيشگان و سخنوران با اين شيوه موفق شده‌اند.

حال، چگونه اين توانايي دروني را بكار گيريم؟ صحبت‌هاي دونده مشهور و موفق المپيك « ويكي‌ هابر» جالب توجه است.

« درست قبل از مسابقه، من خودم را در حال دويدن مي‌بينم و مجسم مي‌كنم. بقيه حريفان دونده خود را نيز در ذهن مي‌آورم. سپس تلاش مي‌كنم هر حالت ممكني را كه احتمال دارد برايم پيش آيد مجسم كنم.الان شخصي پشت سرم است، حالا نزدكي مي‌شود. شايد هُل دهد. فرصت را از او مي‌گيرم و خلاصه همه لحظه‌هاي ميدان را در نظر دارم تا نهايتاً به خط پايان مي‌رسم. البته در همه حالات خودم را برتر و برنده ميدان مي‌دانم و مرعوب آنچه در اطرافم مي‌گذرد، نمي‌شوم.»

البته « ويكي هابر» هميشه پيروز ميدان نبوده لكن تحقيقات نشان داده است كه اين شيوه تخيل مشخصاً توان اجرايي هر قهرماني را افزايش مي‌دهد. تحقيقات دقيقاً اين نكته را نيز براي بهره‌برداري يك سخنران براي غلبه بر ترس صحنه بسيار مفيد مي‌داند. هر سخنران پيش از رفتن روي صحنه بايد بداند كه از سخنراني خود، تصور و تصوير مثبتي دارد يا خير.

كليد و رمز تجسم و تصويرسازي ذهني اين است كه بتوانيم تصويري كلي و شفاف و برخورداراز موفقيت در ذهن خلق كنيم.

خودتان را در جايگاه قرار دهيد. مطمئن و اميدوار، با نگاهي پراحساس و نسبتاً طولاني به چشمان مخاطبان خود، ارتباط اوليه را برقرار سازيد و سپس مقدمه سخنراني را با صدايي قاطع و شفاف ايراد كنيد. هر چه مخاطبان و شنوندگان شما مرحله به مرحله به مطالب شما پيوند مي‌خورند، شما نيز اطمينان و اعتماد به نفستان را افزايش دهيد.اين احساس را در خود ايجاد كنيد كه بهترين شيوه اداي سخنراني را پيش گرفته‌ايد و در حالي كه اين تصاوير را در ذهن خلق مي‌كنيد و جنبه‌هاي مثبت سخنراني را لحظه به لحظه مرور كنيد، واقع‌بين نيز باشيد.

در هر  حال مراقب باشيد كه افكار منفي شما را سست نكند. اگر احساس مي‌كنيد ممكن است بخشي از سخنراني، شما را به دردسر و زحمت اندازد با تصويري مثبت و بدون هيچ زحمتي خود را رها و آزاد بيابيد.«بدانيد هر قدر تصاوير ذهني شما از خودتان شفاف‌تر و اميدوار كننده‌تر باشد، سخنراني شما موفق‌تر خواهد بود.»

براي بررسي حالات ديگر، آگاهي از اين مطلب نيز مفيد است كه سخنران بداند، احتمالاً شنوندگان و مخاطبان، متوجه اضطراب و نگراني او نخواهند شد. اگر گمان مي‌كنيد كه در نظر افراد روبروي خود ناآرام و غيرعادي جلوه مي‌كنيد، اين گمان اشتباهي است. اكثر اوقات وقتي برخي از سخنرانان صحبت خود را به پايان مي‌برند، اقرار مي‌كنند كه بسيار ناآرام و مضطرب بوده‌اند، در حالي كه دوستان تعجب مي‌كنند زيرا در نظر آنان آرام و متكي به نفس ظاهر شده‌اند. يكي از نكات مهم در اين خصوص اين است كه در بين ده‌ها زمينه ترس واضطراب فقط يكي دو مورد آن ممكن است بروز كند و مخاطب آنها را ببيند و تشخيص دهد و همين آگاهي موجب مي‌شود كه سخنران بي‌اعتنا به آنچه در درونش مي‌گذرد، با اطمينان سخن گويد. شنونده و بيننده شما متوجه عرق ريختن و تپش شديد قلب شما نيست، بويژه اينكه اگر تلاش هم بكنيد كه آرام و خونسرد ظاهر شويد.

گاهي سخنرانان بعد از ديدن فيلم ويدئويي سخنراني خود تعجب مي‌كنند كه چقدر آرام، مسلط و عادي بوده‌اند؛ در حالي كه هنگام سخنراني مطمئن شده بودند كه مخاطبان از اضطراب آنان آگاه شده‌اند. لذا ديدن نوار سخنراني موجب رفع نگراني در سخنرانيهاي بعدي مي‌شود. نكته ديگر اين است كه هيچ سخنراني كاملاً آنطور كه طراحي شده است، انجام نمي‌گيرد و خطاهايي هر چند جزئي رخ مي‌دهد كه البته اغلب ناديده گرفته مي‌شوند. علت پنهان ماندن اينگونه خطاها اين است كه شنونده و بيننده و هر فرد حاضر، از برنامه‌ و چگونگي طراحي سخنراني آگاه نیست. او فقط آنچه را سخنران مي‌گويد، مي‌شنود. اگر جمله‌اي را جا انداختيد يا عبارتي را جابجا نقل كرديد يا مكث لازمي را در جاي مناسب فراموش كرديد، نگران نباشيد. طوري عمل كنيد كه گويي هيچ اتفاقي نيفتاده است.

موارد زير را براي تمرين و آماده سازي خود در سخنراني ها بكار گيرید :

1- در بهترين حالت جسمي و روحي باشيد. شب قبل از سخنراين تا دير وقت بيدار نمانيد. خواب خوب زمينه آرامش بخشي براي شما ايجاد مي‌كند.

2-در لحظاتي كه براي سخنراني آماده مي‌شويد، عضلات پاي خود را به طور آرام منقبض و منبسط كنيد. فشار آوردن و آزاد كردن عضلات پا موجب آرام شدن پا و رها شدن آن از تنش مي‌شود يا اينكه دست‌هاي خود را به هم فشار دهيد و سپس آرام رها كنيد. اين حركات موجب فراهم شدن آدرنالين لازم در بدن مي‌شود.

3- براي شروع سخنراني يكي دو نفس آرام و عميق بكشيد. اغلب مردم هنگامي كه مضطرب و در فشارند، نفس‌هاي كوتاه و ناتمام مي‌كشند و همين كار موجب افزايش تنش در آنها مي‌شود.

تنفس عميق افراد ناآرام را آرام مي‌سازد و تنش را از بين مي‌برد.

4-درباره مقدمه سخنراني خود زياد كار كنيد.تحقيقات نشان مي‌دهد كه ميزان اضطراب سخنران در 30 ثانيه اول سخنراني به طور چشمگيري كاهش مي‌يابد.

به محض اينكه از مقدمه با موفقيت گذر كرديد، بقيه كار آرام و مسلط طي خواهد شد.

5-با مخاطبان و شنوندگان و افراد روبروي خود ارتباط چهره‌به‌چهره و دوستانه برقرار كنيد. به چهره‌ها، گروهي نگاه نكنيد. يا ارتباط چشم به چشم توجه هر فرد را به خود جلب كنيد.

6- تلاش خود را بجاي اينكه براي تسلط بر « ترس از صحنه و جايگاه» صرف كنيد، متوجه ايجاد ارتباط با فردفرد مخاطبان كنيد. اگر اين كار را ناديده بگيريد، آنها نيز شما را فراموش مي‌كنند.

7- از وسايل كمك آموزشي استفاده كنيد. اين وسايل موجب مي‌شوند كه مخاطبان دائماً بر چهره و رفتار شما متمركز نباشند، گاهي جهت‌دادن به نگاه و تمركز مخاطبان استراحت خوبي براي بازسازي روحي است.

8- اگر در حال صحبت اشتباهي رخ داد، مرعوب آن نشويد. اتفاق مهمي نيست. زياد هم نبايد رسمي بود.

بهرحال اگر شما مي‌خواهيد سخنران خوبي باشيد و بدون ترس و واهمه از سخنراني كردن لذت ببريد، هر سخنراني خود را حتي كوتاه، تجربه‌اي مفيد و مثبت بدانيد. آنطور كه يكي از دانشجويان دوره آموزش سخنراني در پايان كلاس در برگه ارزيابي خود چنين نوشت:

« من واقعاً از اين كلاس مي‌ترسيدم. فكر اينكه روزي بتوانم خوب سخنراني كنم مرا نصف عمر مي‌كرد. لكن امروز از اينكه چنين مهارتي با من عجين شده خوشحالم و اين مهارت موجب آشنايي من با بسياري از دانشجويان شده است. مضاف بر اينكه اينجا براي من كلاسي است كه خودم نيز مي‌توانم افكار و نظرهايم را تشريح و بازگو كنم و مجبور نيستم فقط بنشينم و وقت خود را صرف گوش كردن به حرف‌هاي معلم كنم. من امروز از سخنراني كردن، لذت مي‌برم. درك اين موضوع كه در سخنراني، مخاطبانم با من همراهند، احساس بزرگي است.»

شما نيز با اطمينان در حضور ديگران بايستيد و فكر و احساس خود را براي آنان بازگو كنيد و اينگونه توانايي سخنراني را در خود ارتقا دهيد و چنين احساسي را نيز در ديگران ايجاد كنيد. پس از دستيابي به اولين موفقيت مراحل بعدي را مطمئن‌تر طي خواهيد كرد.

 

هنر گفتاري‌ و نوشتاري‌

هنر گفتاري‌ و نوشتاري‌

از مهمترين‌ شاخه‌هاي‌ هنر، كه‌ در آن‌ واژه‌ و تعبير، براي‌ بيان‌ زيبا و نافذ وماندگار مقصود و انتقال‌ پيام‌ و انديشه‌ به‌ مخاطب‌ به‌ كار گرفته‌ مي‌شود، فن‌ّخطابه‌ و هنر نگارش‌ است‌. قلم‌ و بيان‌، دو ابزار مهم‌ّ در تأثيرگذاري‌ بر ديگران‌به‌ شمار مي‌رود، آن‌ هم‌ نه‌ هر نوشته‌ و سخني‌، بلكه‌ نوشته‌هاي‌ برخوردار ازجلوه‌هاي‌ ادب‌ و هنر و گفته‌هاي‌ سرشار از عناصر تأثيرگذار و جذّاب‌ وماندگار.

آنچه‌ در ادبيات‌ و علم‌ معاني‌ و بيان‌ به‌ آن‌ «فصاحت‌» و «بلاغت‌» گفته‌مي‌شود و در علم‌ بديع‌، به‌ صناعات‌ ادبي‌ اطلاق‌ مي‌شود، چه‌ در گفتار و چه‌ درنوشته‌هاي‌ حضرت‌ علي‌(ع) وجود دارد. علاوه‌ بر آنكه‌ آن‌ حضرت‌ نسبت‌ به‌جاذبه‌هاي‌ سخن‌، حرف‌ و نظر دارد، خودش‌ نيز در به‌كارگيري‌ آن‌ عناصر،سرآمد همگان‌ است‌ و امير بيان‌ و پيشواي‌ بلاغت‌ شمرده‌ مي‌شود.

دربارة‌ زيبايي‌ سخن‌، چنين‌ معياري‌ مي‌دهد:

احسن‌ُ الكلام‌ِ مازانَه‌ُ حُسن‌ُ النِظام‌ وَ فَهِمَه‌ُ الخاص‌ّ و العام‌. زيباترين‌ وبهترين‌ سخن‌ آن‌ است‌ كه‌ نظام‌ نيكو آن‌ را آراسته‌ باشد و خواص‌ وعموم‌ مردم‌ آن‌ را بفهمند.

اين‌ تعبير و معيار، در بردارندة‌ همة‌ ملاك‌هاي‌ هنرمندي‌ در ارائة‌ يك‌كلام‌ زيبا و سخن‌ جاودانه‌ و دلنشين‌ است‌. آراستگي‌ كلام‌ به‌ «حسن‌ نظام‌»، همة‌علم‌ بلاغت‌ و فصاحت‌ و خطابه‌ را در برمي‌گيرد.

وي‌ همچنين‌ مي‌فرمايد:

آفة‌ الكلام‌ِ الاطالة‌. آفت‌ سخن‌، طول‌ دادن‌ است‌.

اين‌ نيز اشاره‌ به‌ يكي‌ از عوامل‌ ضدّ جاذبه‌ در گفتار است‌.

نوشته‌ و سخن‌ هر كس‌، ميزان‌ هنرمندي‌ او را در «بيان‌ فكر» و «ترسيم‌واقعيات‌» نشان‌ مي‌دهد. آنچه‌ را كه‌ سعدي‌ گفته‌ است‌:

تا مرد سخن‌ نگفته‌ باشدعيب‌ و هنرش‌ نهفته‌ باشد

بر گرفته‌ از اين‌ كلام‌ حضرت‌ امير است‌ كه‌:

المرءُ مَخبوءٌ تَحت‌َ لِسانه‌. آدمي‌ مخفي‌ است‌ در زير زبان‌.

«گزيده‌گويي‌» يكي‌ از هنرهاي‌ كلامي‌ است‌. مردم‌ از سخنان‌ نغز، كوتاه‌ وپر معني‌ استقبال‌ مي‌كنند و اينگونه‌ كلمات‌، در حافظه‌ها مي‌ماند و به‌ضرب‌المثل‌ تبديل‌ مي‌شود.

حضرت‌ علي‌(ع) در اين‌ زمينه‌ نيز هنري‌ بي‌بديل‌ دارد، بخش‌ِ سوّم‌نهج‌البلاغه‌، «كلمات‌ قصار» است‌.سخنان‌ كوتاه‌ و گويا و پرمعناي‌ او شهرتي‌بسزا يافته‌ است‌. در مجموعة‌ ديگري‌ از سخنان‌ وي‌ كه‌ به‌ نام‌ «غررالحكم‌»معروف‌ است‌، هزاران‌ كلمة‌ قصار مي‌بينيم‌ كه‌ در عين‌ اختصار، دريايي‌ ازمفاهيم‌ بلند را در خود جا داده‌ است‌.

«ابن‌ ابي‌الحديد» نيز در جلد بيستم‌ شرح‌ خود بر نهج‌البلاغه‌، افزون‌ بركلمات‌ قصاري‌ كه‌ در نهج‌البلاغه‌ آمده‌ است‌، تعداد 998 سخن‌ كوتاه‌ ديگرآورده‌ كه‌ به‌ آن‌ امام‌ بلاغت‌ نسبت‌ داده‌ شده‌ است‌.

كم‌ گوي‌ و گزيده‌گوي‌، چون‌ دُرتا از كم‌ تو جهان‌ شود پُر

براستي‌ كه‌ كلمات‌ قصار علي‌ بن‌ ابي‌طالب‌، چه‌ در جاذبه‌هاي‌ لفظي‌ وتعبيري‌ و چه‌ از جهت‌ غناي‌ محتوايي‌، بسي‌ ارجمند و جاودانه‌ است‌.

گزيده‌هايي‌ از خطبه‌ها، نامه‌ها و كلمات‌ قصار آن‌ حضرت‌ را كه‌ سيّد رضي‌گرد آورده‌ است‌، نام‌ «نهج‌البلاغه‌» بر آن‌ نهاده‌ است‌ و راستي‌ كه‌ شيوه‌ و روش‌بلاغت‌ و شيوايي‌ گفتار و نوشتار را بايد از علي‌(ع) آموخت‌ و اين‌ كتاب‌جاودانه‌، تابلوي‌ زيبايي‌ از كلمات‌ ماندگار آن‌ پيشواي‌ بلاغت‌ و سخنوري‌است‌.

به‌ گفتة‌ مورّخان‌، خطبه‌هاي‌ زيباي‌ آن‌ حضرت‌، حتّي‌ سالها پيش‌ از آنكه‌سيد رضي‌ نهج‌البلاغه‌ را گرد آورد، مورد توجّه‌ مردم‌ بوده‌ و صدها خطبة‌ او رااز حفظ‌ داشتند و عدّه‌اي‌ از سخنوران‌ مشهور عرب‌ گفته‌اند كه‌ فصاحت‌ وسخنوري‌ خويش‌ را مديون‌ صد خطبه‌ از سخنان‌ اميرالمؤمنين‌اند كه‌ در حافظه‌داشته‌اند.

جالب‌ است‌ بدانيد كه‌ «ابن‌ابي‌ الحديد» كه‌ از ادباي‌ عرب‌ و از مشهورترين‌شارحان‌ نهج‌البلاغه‌ است‌، دربارة‌ يكي‌ از خطبه‌هاي‌ امام‌ علي‌(ع) كه‌ دربارة‌مرگ‌ و عوالم‌ پس‌ از آن‌ و عبرت‌آموزي‌ از درگذشتگان‌ است‌، چنين‌اعتراف‌ مي‌كند:

سوگند به‌ كسي‌ كه‌ همة‌ امت‌ها به‌ او سوگند مي‌خورند، من‌ اين‌ خطبه‌ رادر مدّت‌ پنجاه‌ سال‌ تا كنون‌ بيش‌ از هزار بار خوانده‌ام‌. هيچ‌ بار آن‌ رانخواندم‌ مگر آنكه‌ در من‌ خشيت‌ و خوف‌ و پندي‌ ايجاد كرد و در دلم‌تأثير نهاد و مرا به‌ لرزه‌ آورد. هيچ‌ بار در آن‌ تأمل‌ نكردم‌ مگر آنكه‌ به‌ يادمردگان‌ از خويشاوندان‌ و نزديكان‌ و دوستانم‌ افتادم‌ و چنين‌ تصوّركردم‌ كه‌ آن‌ را كه‌ حضرت‌ به‌ توصيف‌ حالش‌ پرداخته‌، خود من‌ هستم‌.در اين‌ زمينه‌ بسيار از خطبا و فصحا داد سخن‌ داده‌اند و من‌ آنها رامكرّر خوانده‌ام‌، ولي‌ هيچ‌كدام‌، تأثير كلام‌ اميرالمؤمنين‌ را بر من‌نداشته‌ است‌ ....

مگر «همام‌» نبود كه‌ وقتي‌ توصيف‌ حضرت‌ را از ويژگيهاي‌ متقين‌ شنيد،تاب‌ نياورد، خروشي‌ برآورد و قالب‌ تهي‌ كرد؟ با آنكه‌ خودش‌ به‌ اصرار ازحضرت‌ خواسته‌ بود كه‌ اهل‌ تقوا را برايش‌ وصف‌ كند.

اينگونه‌ است‌ كه‌ سخن‌ حضرت‌ و جاذبه‌هاي‌ كلامي‌ او، اعصار و قرون‌ رادر نورديده‌ و هم‌ به‌ لحاظ‌ ظرافت‌ها و هنرمندي‌هاي‌ تعبيري‌ در كلام‌ او، و هم‌به‌ خاطر مفاهيم‌ بلند و ملكوتي‌ سخنانش‌، در انحصار زمان‌ خويش‌ نمانده‌ است‌و به‌ جهت‌ چند بطني‌ بودن‌ آن‌ كلمات‌ و ابعاد تودرتو و ژرفش‌، در عصر غيرخودش‌ هم‌ مخاطب‌ براي‌ پيام‌هاي‌ او فراوان‌ است‌. اگر سخن‌ حضرت‌ علي‌(ع)را پايين‌تر از كلام‌ خدا و فراتر از كلام‌ بشر دانسته‌اند، تنها نه‌ از حيث‌فصاحت‌ و بعد ادبي‌، بلكه‌ از نظر محتواي‌ متعالي‌ آن‌ نيز چنين‌ است‌.

اديب‌ فرهيخته‌ و نويسندة‌ فرزانه‌، استاد محمدرضا حكيمي‌، دربارة‌ «كلام‌جاودانة‌» آن‌ حضرت‌، سخنها دارد و در آغاز نوشتارش‌ مي‌نويسد:

سخن‌ گفتن‌ دربارة‌ «سخن‌ علي‌» نيز دشوار است‌، به‌ همان‌ اندازه‌ كه‌سخن‌ گفتن‌ دربارة‌ خود علي‌(ع). اين‌ «كلام‌ جاودانه‌» را، كلامي‌ بايد تاآن‌ را بشناساند و در سُرايش‌ عظمت‌هايش‌ روزگار بگذارد. اينجاپهنه‌اي‌ و ژرفايي‌ و عظمتي‌ است‌ بيگانه‌ با نهايت‌ها. چه‌ بيشمارانديشمندان‌ و فرزانگان‌ و ژرفنگراني‌ كه‌ خاموش‌ ماندن‌ را سخت‌تردانستند و سكوت‌ را گوياتر شمردند و چه‌ بسيار فرهيختگان‌ وسخنوران‌ و شاعران‌ كه‌ قهرمانان‌ بزرگ‌ و پيروز پهنه‌هاي‌ سخن‌ وسخنوري‌ بودند، ليكن‌ در اين‌ پهنة‌ بيكران‌ و عرصة‌ سترگ‌ نيارستندپوييد ....

«خطابه‌»، يكي‌ از عمده‌ترين‌ هنرهاي‌ گفتاري‌ بشر از دير زمان‌ تا كنون‌ بوده‌است‌، يعني‌ نوعي‌ گفتار هيجان‌انگيز، تأثيرگذار، بازدارنده‌ يا برانگيزنده‌، كه‌هم‌ عقل‌ را قانع‌ كند، هم‌ دل‌ را تسليم‌ سازد. فلاسفه‌اي‌ چون‌ ارسطو و افلاطون‌دربارة‌ اين‌ فن‌ّ، كتاب‌ نوشته‌ و حدود آن‌ را تعريف‌ كرده‌اند. يونان‌ قديم‌ وروم‌، خطيبان‌ چيره‌دستي‌ داشته‌اند، مانند دموستنس‌، كاتن‌، سيسرون‌،اگوستين‌، لوتر و در قرون‌ بعدي‌ كساني‌ مانند بوسوئه‌، بوردالوست‌، فنلن‌.

در دنياي‌ عرب‌ نيز، چه‌ در عصر جاهليت‌ و چه‌ پس‌ از ظهور اسلام‌ وسده‌هاي‌ بعد، خطباي‌ برجسته‌ و نامداري‌ بوده‌اند كه‌ مي‌توان‌ از كساني‌ چون‌:هاني‌ بن‌ قبيصه‌، اكثم‌ بن‌ صيفي‌، قس‌ّ بن‌ ساعده‌، كعب‌ بن‌ لؤي‌، ابن‌ سّماك‌،سعيدبن‌ اسماعيل‌ نيشابوري‌، ابوعلي‌ دقّاق‌، ابن‌ جوزي‌، اخطب‌ خوارزم‌، ابن‌نباته‌ و ... نام‌ برد.

ابن‌ نباته‌ يكي‌ از خطباي‌ زبردست‌ قرن‌ چهارم‌ است‌ و خطابه‌هايش‌ مشهوراست‌. خطبه‌اي‌ در برانگيختن‌ بر جهاد دارد. اميرالمؤمنين‌(ع) نيز در خطبة‌ 27نهج‌البلاغه‌ مردم‌ را به‌ جهاد برمي‌انگيزد و خطبة‌ جهاديّة‌ او معروف‌ است‌. ابن‌ابي‌الحديد، شارح‌ِ نهج‌البلاغه‌ اين‌ دو خطبه‌ را با هم‌ مقايسه‌ مي‌كند و مي‌گويد:

«در خطبة‌ ابن‌ نباته‌ را با خطبة‌ امام‌ مقايسه‌ كنيد و از دايرة‌ انصاف‌ دورنشويد، نسبت‌ اين‌ دو با هم‌ مانند نسبت‌ شمشير چوبين‌ با تيغ‌ پولادين‌است‌ ...، خطبة‌ ابن‌ نباته‌، هر چند بهره‌هايي‌ از صناعات‌ بديعي‌ دارد،امّا در حضيض‌ زمين‌ است‌ و كلام‌ اميرمؤمنان‌ در اوج‌ آسمان‌ است‌».

مي‌بينيم‌ كه‌ حضرت‌ علي‌(ع) در هنر سخنوري‌ و خطابه‌ نيز سرآمد است‌ واگر به‌ او «بزرگترين‌ خطيب‌ تاريخ‌» لقب‌ داده‌اند، گزاف‌ نيست‌. و اگر او را«خداوند سخن‌ در منبر و خداوند قلم‌ در نهج‌البلاغه‌» شمرده‌اند، توصيفي‌بجاست‌. كيست‌ كه‌ سخنان‌ آن‌ پيشوا را بخواند و بشنود و مسحور جاذبه‌هاي‌كلامي‌ و شيفتة‌ گوهرهاي‌ درخشان‌ نهفته‌ در گنجينة‌ كلمات‌ مولا نشود؟!

ابن‌ ابي‌ الحديد، مي‌گويد:

معاويه‌ كه‌ علي‌(ع) را بنيانگذار فصاحت‌ براي‌ قريش‌ دانسته‌ است‌،راست‌ مي‌گويد. اگر همة‌ فصحاي‌ عرب‌ در مجلسي‌ گرد آيند و اين‌خطبه‌ (اشاره‌ به‌ خطبة‌ 216 كه‌ پيشتر از آن‌ ياد شد) بر آنان‌ تلاوت‌شود، همه‌ در برابر آن‌ به‌ سجده‌ خواهند افتاد، همان‌ گونه‌ كه‌ شاعران‌ درمقابل‌ مصرعي‌ از شعر «عدي‌ّ بن‌ رقاع‌» به‌ سجده‌ افتادند، و وقتي‌ علّت‌را از آنان‌ پرسيدند، گفتند: همان‌ گونه‌ كه‌ شما جاي‌ سجدة‌ واجب‌ درقرآن‌ را مي‌شناسيد، ما هم‌ مواضع‌ سجود در شعر را مي‌شناسيم‌!

آنگاه‌ در اشاره‌ به‌ جامعيت‌ و چند بعدي‌ بودن‌ كلام‌ علي‌ و شخصيت‌علي‌(ع) مي‌افزايد:

من‌ همواره‌ در شگفتم‌ از مردي‌ كه‌ به‌ هنگامة‌ نبرد، خطابه‌اي‌ مي‌خواندكه‌ طبع‌ حماسي‌ آن‌ با سرشت‌ شيران‌ و پلنگان‌ متناسب‌ است‌ و در همان‌حال‌، وقتي‌ زبان‌ به‌ موعظه‌ مي‌گشايد، سخني‌ مي‌گويد به‌سان‌ سرشت‌راهبان‌ تارك‌ دنيا كه‌ هرگز نه‌ گوشتي‌ خورده‌ و نه‌ خوني‌ ريخته‌اند. گاهي‌در چهرة‌ بسطام‌ بن‌ قيس‌ و عُتيبه‌ بن‌ حارث‌ و عامربن‌ طفيل‌ آشكارمي‌شود، گاهي‌ در صورت‌ سقراط‌، فيلسوف‌ يوناني‌، گاهي‌ يوحنّا وگاهي‌ در سيماي‌ الهي‌ مسيح‌ بن‌ مريم‌!

http://www.t0rk.blogfa.com/post-11.aspx

توصيه‌هايی برای جلسة اراية و دفاع از پايان‌نامه


توصيه‌هايی برای جلسة اراية و دفاع از پايان‌نامه


 
 به طور کلی برای غلبه بر هيجانات جلسة دفاع رعايت نکات زير بسيار مفيد است.


 - قبل از شروع جلسه و ايراد سخنرانی، ذهن خود را بر روی موضوع و مطالب سخنرانی متمرکز کنيد.
 - اعتماد به نفس داشتن در اين لحظات بسيار ارزشمند و کار ساز است. از ايجاد تشويش و نگرانی با زمزمه کردن عباراتی مثل «چرا گلويم خشک شده؟»، « چرا دستهايم می لرزد؟» و يا «بدجوری خودم را به دردسر انداختم.» جداً اجتناب نماييد.
 - سعی کنيد هنگام سخنرانی بيشتر به حضار بنگريد و از غوطه‌ور شدن در انبوه نوشته‌های متنی پرهيز کنيد.
 - کوشش کنيد دربارة موضوعی صحبت کنيد که کاملاً آشنايی و تسلط داريد.
 - واقع گرا باشيد. فراموش نکنيد که هر کسی ممکن است در شرايط مشابه تا حدودی دچار اضطراب گردد.
 - حاضرين در جلسه به خوبی قادر به درک شرايط شما هستند. بنابراين گردش نگاه شما در ميان آنها باعث نوعی حس قدرتمندی و تجديد قوا خواهد شد.
 - به روال معمول و شيوة خودتان سخن بگوييد و زبان و يا لهجة عاريتی استفاده نکنيد.
 - قبل از شروع جسلة دفاع موضوع سخنرانی خود را چند بار مرور کنيد و حتی می‌توانيد در حضور دوستانتان آنرا با صدای بلند بيان کنيد. مطمين شويد که مجموع زمان صرف شده از 30 دقيقه بيشتر نمی‌شود.
 - موضوع اصلی و محوری سخنرانی را در آغاز برای شنوندگان تشريح کنيد و سعی کنيد مطالب خود را حول همين محور ادامه بدهيد.
 - در شنوندگان تصاوير ذهنی نسبت به مطالب سخنرانی ايجاد کنيد. در ادامة سخنرانی هرچند به قبل برگشته و با مرور گذرا، حضار را در جريان آنچه گذشته قرار دهيد.
- هرگز در حين سخنرانی پوزش نخواهيد. زيرا اين يکی از علايم تشويش و اضطراب است.
 - سخنرانی خود را با استفاده از جملاتی بسيار سليس، روان و واضح پيش ببريد. به شنوندگان تلقين کنيد که راجع به مسايل مطرح مسلط و صاحب نظر هستيد. برای کنترل هر جه بيشتر جلسه حضار را در بحث وارد کنيد.
 - با افزايش و کاهش به موقع تن صدا و همچنين مکث‌های حساب شده و به موقع در کلام و نيز حرکات ريتميک و سيال دست های خود تحرک و پويايی را به جلسه تزريق کنيد.
- زمان را متناسب با عناوين مهم قابل طرح تنظيم کنيد و در طول جلسه دفاع با دقت زمان سپری شده را در نظر داشته باشيد؛ و تناسب زمان باقيمانده را با عناوين باقی مانده کنترل کنيد.
 - برای حضار به خصوص هييت دوران احترام زيادی قايل شويد. مخاطب قرار دادن آنها در چارچوب ضوابط اخلاقی الزامی است. در صورتی که شما را مخاطب قرار دادند سعی کنيد در وهلة اوّل بدقت مطالب آنها را ياداشت نماييد. در مورد هر سؤالی جواب مناسب، روشن و قانع کننده بدهيد. و اگر باز هم جوابتان فهميده نشد قول بدهيد که در آيندة نزديک جواب آنرا پيدا خواهيد کرد. از گفتن عباراتی چون «نمی‌دانم» و مثل آن جداً خودداری نماييد.


- از مصرف داروهای محرک و يا آرام بخش جداً خودداری کنيد.
 
تناسب مطالب قابل طرح در جلسة دفاعيه با زمان تعيين شده


 زمان تخصيصی در جلسة دفاع معمولاّ به وسيلة مدير جلسه اعلام می‌شود. در صورتيکه بنا به هر دليل زمان به محقق اعلام نشد؛ توصيه می‌شود زمان مناسب برای جلسة دفاع خود را 30 دقيقه فرض نمائيد. تقسيم بندی ذيل در تقسيم مناسب زمان دفاع به شما کمک می‌کند.
 

نکاتی چند در مورد روش‌های صحیح مطالعه(کوتاه و مفید)

 

نکاتی چند در مورد روش‌های صحیح مطالعه(کوتاه و مفید)
 
بارها شنیده ایم که دانش آموز یا دانشجویی می گوید:
«دیگرحال و حوصله خواندن این کتاب را ندارم» یا «آنقدرازاین کتاب خسته شده ام که قابل گفتن نیست» و یا «هرچقدرمیخوانم مثل اینکه کمتر یاد می گیریم» و یا «10 بار خواندم و تکرار کردم ولی بازهم یاد نگرفتم»

به راستی مشکل چیست؟ آیا برای یادگیری درس واقعا" باید 10 بار کتاب را خواند ؟ آیا باید دروس خود را پشت سرهم مرورکرد؟وآیا بایددهها بار درس راتکرارکردتا یادگرفت ؟ مطمئنا" اگر چنین باشد ، مطالعه کاری سخت و طاقت فرسا است . اما واقعیت چیزی دیگر است . واقعیت آن است که این گروه از فراگیران ، روش صحیح مطالعه را نمی دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چیزی راجع به چگونه درس خواندن نمی آموزند . یادگیری و مطالعه ، رابطه ای تنگاتنگ و مستقیم با یکدیگر دارند، تا جایی که می توان این دو را لازم و ملزوم یکدیگر دانست. برای اینکه میزان یادگیری افزایش یابد باید قبل از هرچیز مطالعه ای فعال و پویا داشت .


شیوه صحیح مطالعه ،چهار مزیت عمده زیر را به دنبال دارد:

-1  زمان مطالعه را کاهش میدهد

-2 میزان یادگیری را افزایش میدهد

-3  مدت نگهداری مطالب در حافظه را طولانی تر می کند

-4 بخاطر سپاری اطلاعات را آسانتر می سازد

برای داشتن مطالعه ای فعال و پویا نوشتن نکات مهم درحین خواندن ضروری است تابرای مرور مطالب،دوباره کتاب رانخوانده و در زمانی کوتاه ازروی یادداشتهای خود مطالب را مرور کرد .

یادداشت برداری ، بخشی مهم و حساس از مطالعه است که باید به آن توجهی خاص داشت . چون موفقیت شما را تا حدودی زیاد تضمین خواهد کرد و مدت زمان لازم برای یادگیری را کاهش خواهد داد. خواندن بدون یادداشت برداری یک علت مهم فراموشی است.

 


شش روش مطالعه:

خواندن بدون نوشتن خط کشیدن زیرنکات مهم حاشیه نویسی خلاصه نویسی کلید برداری خلاقیت و طرح شبکه ای مغز
1
خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآیندی فعال و پویا است وبرای نیل به این هدف باید از تمام حواس خود برای درک صحیح مطالب استفاده کرد. باید با چشمان خود مطالب را خواند، باید در زمان مورد نیاز مطالب را بلند بلند ادا کرد و نکات مهم را یادداشت کرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگیر شده و حضوری فعال و همه جانبه در یادگیری داشت و هم در هنگام مورد نیاز ، خصوصا" قبل از امتحان ، بتوان از روی نوشته ها مرور کرد و خیلی سریع مطالب مهم را مجددا" به خاطر سپرد .

2
 خط کشیدن زیر نکات مهم :این روش شاید نسبت به روش قبلی بهتر است ولی روش کاملی برای مطالعه نیست چرا که در این روش بعضی از افراد بجای آنکه تمرکز و توجه بروی یادگیری و درک مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط کشیدن زیر نکات مهم می گردد .حداقل روش صحیح خط کشیدن زیر نکات مهم به این صورت است که ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را کاملا" درک کنند و سپس زیر نکات مهم خط بکشند نه آنکه در کتاب بدنبال نکات مهم بگردند تا زیر آن را خط بکشند .

3
 حاشیه نویسی :این روش نسبت بدو روش قبلی بهتر است ولی بازهم روشی کامل برای درک عمیق مطالب و خواندن کتب درسی نیست ولی می تواند برای یادگیری مطالبی که از اهمیتی چندان برخوردار نیستند مورد استفاده قرار گیرد.

4
 خلاصه نویسی : در این روش شما مطالب را میخوانید و آنچه را که درک کرده اید بصورت خلاصه بروی دفتری یادداشت می کنید که این روش برای مطالعه مناسب است و از روشهای قبلی بهتر می باشد چرا که در این روش ابتدا مطالب را درک کرده سپس آنها را یادداشت می کنید اما بازهم بهترین روش برای خواندن نیست .

5
 کلید برداری :کلید برداری روشی بسیار مناسب برای خواندن و نوشتن نکات مهم است . در این روش شما بعد از درک مطالب ، بصورت کلیدی نکات مهم را یادداشت می کنید و در واقع کلمه کلیدی کوتاهترین، راحتترین ،بهترین وپرمعنی ترین کلمه ای است که با دیدن آن، مفهوم جمله تداعی شده و به خاطر آورده می شود .

6
 خلاقیت و طرح شبکه ای مغز: این روش بهترین شیوه برای یادگیری خصوصا" فراگیری مطالب درسی است .در این روش شما مطالب را میخوانید بعد از درک حقیقی آنها نکات مهم را به زبان خودتان و بصورت کلیدی یادداشت می کنید و سپس کلمات کلیدی را بروی طرح شبکه ای مغز می نویسد ( در واقع نوشته های خود را به بهترین شکل ممکن سازماندهی می کنید و نکات اصلی و فرعی را مشخص می کنید)تا در دفعات بعد به جای دوباره خوانی کتاب ، فقط به طرح شبکه ای مراجعه کرده وبا دیدن کلمات کلیدی نوشته شده بروی طرح شبکه ای مغز ، آنها را خیلی سریع مرور کنید . این روش درصد موفقیت تحصیلی شما را تا حدود بسیار زیادی افزایش میدهد و درس خواندن را بسیار آسان می کند. و بازده مطالعه را افزایش میدهد.

 شرایط مطالعه:

«به کارگیری شرایط مطالعه یعنی بهره‌وری بیشتر از مطالعه»

شرایط مطالعه ، مواردی هستند که با دانستن ، بکارگیری و یا فراهم نمودن آنها ، می توان مطالعه ای مفیدتر با بازدهی بالاتر داشت و در واقع این شرایط به شما می آموزند که قبل از شروع مطالعه چه اصولی را به کار گیرید ، در حین مطالعه چه مواردی را فراهم سازید و چگونه به اهداف مطالعاتی خود برسید و با دانستن آنها می توانید با آگاهی بیشتری درس خواندن را آغاز کنید و مطالعه ای فعالتر داشته باشید :

 آغاز درست :برای موفقیت در مطالعه ،باید درست آغازکنید-

 برنامه ریزی : یکی از عوامل اصلی موفقیت ، داشتن برنامه منظم است -

 نظم و ترتیب: اساس هر سازمانی به نظم آن بستگی دارد -

حفظ آرامش: آرامش ضمیر ناخود آگاه را پویا و فعال میکند-

استفاده صحیح از وقت :بنیامین فرانکلین، «آیا زندگی را دوست دارید؟ پس وقت را تلف نکنید زیرا زندگی از وقت-

     تشکیل شده است.»

 سلامتی و تندرستی: عقل سالم در بدن سالم است-

 تغذیه مناسب: تغذیه صحیح نقش مهمی در سلامتی دارد-

 دوری از مشروبات الکلی : مصرف مشروبات الکلی موجب ضعف حافظه می‌شود -

  ورزش : ورزش کلید عمر طولانی است -

خواب کافی: خواب فراگیری و حافظه را تقویت می کند-

 درک مطلب:آنچه در حافظه بلند مدت باقی می ماند ، یعنی مطالب است -

چند توصیه مهم که بایدفراگیران علم از آن مطلع باشند.

1-

حداکثر زمانی که افراد می توانند فکر خود را بروی موضوعی متمرکز کنند بیش از 30 دقیقه نیست ، یعنی باید سعی شود حدود 30 دقیقه بروی یک مطلب تمرکز نمود و یا مطالعه داشت و حدود 10 الی 15 دقیقه استراحت نمود سپس مجددا" با همین روال شروع به مطالعه کرد

-2

 پیش از مطالعه از صرف غذاهای چرب و سنگین خودداری کنید. و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمائید چون پس از صرف غذای سنگین بیشتر جریان خون متوجه دستگاه گوارش میشود تا به هضم و جذب غذا کمک کند و لذا خونرسانی به مغز کاهش می یابد و از قدرت تفکر و تمرکز کاسته میشود . از مصرف الکل و دارو هم خودداری فرمائید همچنین غذاهای آردی مثل نان و قندی قدرت ادراک و تمرکز را کم می کند نوشابه های گازدارهم همینطور هستند.

-3

 ذهن آدمی با هوش است اگر یادداشت بردارید خود را راحت از حفظ و بیاد سپاری مطالب می کند و نیز همزمان نمی توانید هم مطلبی را بنویسید و هم گوش دهید . پس در حین مطالعه لطفا" یادداشت برداری نمائید.

 

صحیح مطالعه کنیم

 

صحیح مطالعه کنیم


نکاتی چند درمورد روشهای صحیح مطالعه

بارها شنیده ایم که دانش آموز یا دانشجویی می گوید :

(( دیگرحال و حوصله خواندن این کتاب را ندارم ))یا ((آنقدرازاین کتاب خسته شده ام که قابل گفتن نیست))ویا ((هرچقدرمیخوانم مثل اینکه کمتر یاد می گیریم))ویا ((ده بار خواندم و تکرار کردم ولی بازهم یاد نگرفتم))به راستی مشکل چیست ؟ آیا برای یادگیری درس واقعا" باید 10 بار کتاب را خواند ؟ آیا باید دروس خود را پشت سرهم مرورکرد؟وآیا بایددهها بار درس راتکرارکردتا یادگرفت ؟ مطمئنا" اگر چنین باشد ، مطالعه کاری سخت و طاقت فرسا است . اما واقعیت چیزی دیگر است . واقعیت آن است که این گروه از فراگیران ، روش صحیح مطالعه را نمی دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چیزی راجع به چگونه درس خواندن نمی آموزند . یادگیری و مطالعه ، رابطه ای تنگاتنگ و مستقیم با یکدیگر دارند، تا جایی که می توان این دو را لازم و ملزوم یکدیگر دانست. برای اینکه میزان یادگیری افزایش یابد باید قبل از هرچیز مطالعه ای فعال و پویا داشت .

شیوه صحیح مطالعه ،چهار مزیت عمده زیر را به دنبال دارد:

1- زمان مطالعه را کاهش میدهد.

2- میزان یادگیری را افزایش میدهد .

3-مدت نگهداری مطالب در حافظه را طولانی تر می کند.

4- بخاطر سپاری اطلاعات را آسانتر می سازد.

برای داشتن مطالعه ای فعال وپویانوشتن نکات مهم درحین خواندن ضروری است تابرای مرورمطالب،دوباره کتاب رانخوانده ودر زمانی کوتاه ازروی یادداشتهای خودمطالب رامرور کرد .

یادداشت برداری ، بخشی مهم و حساس از مطالعه است که باید به آن توجهی خاص داشت . چون موفقیت شما را تا حدودی زیاد تضمین خواهد کرد و مدت زمان لازم برای یادگیری را کاهش خواهد داد. خواندن بدون یادداشت برداری یک علت مهم فراموشی است.

شش روش مطالعه :

خواندن بدون نوشتن ،خط کشیدن زیرنکات مهم، حاشیه نویسی  وخلاصه نویسی، کلید برداری خلاقیت و طرح شبکه ای مغز

1-خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآیندی فعال و پویا است وبرای نیل به این هدف باید از تمام حواس خود برای درک صحیح مطالب استفاده کرد. باید با چشمان خود مطالب را خواند، باید در زمان مورد نیاز مطالب را بلند بلند ادا کرد و نکات مهم را یادداشت کرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگیر شده و حضوری فعال و همه جانبه در یادگیری داشت و هم در هنگام مورد نیاز ، خصوصا" قبل از امتحان ، بتوان از روی نوشته ها مرور کرد و خیلی سریع مطالب مهم را مجددا" به خاطر سپرد .

2- خط کشیدن زیر نکات مهم :این روش شاید نسبت به روش قبلی بهتر است ولی روش کاملی برای مطالعه نیست چرا که در این روش بعضی از افراد بجای آنکه تمرکز و توجه بروی یادگیری و درک مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط کشیدن زیر نکات مهم می گردد .حداقل روش صحیح خط کشیدن زیر نکات مهم به این صورت است که ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را کاملا" درک کنند و سپس زیر نکات مهم خط بکشند نه آنکه در کتاب بدنبال نکات مهم بگردند تا زیر آن را خط بکشند .

3- حاشیه نویسی :این روش نسبت بدو روش قبلی بهتر است ولی بازهم روشی کامل برای درک عمیق مطالب و خواندن کتب درسی نیست ولی می تواند برای یادگیری مطالبی که از اهمیتی چندان برخوردار نیستند مورد استفاده قرار گیرد.

4- خلاصه نویسی : در این روش شما مطالب را میخوانید و آنچه را که درک کرده اید بصورت خلاصه بروی دفتری یادداشت می کنید که این روش برای مطالعه مناسب است و از روشهای قبلی بهتر می باشد چرا که در این روش ابتدا مطالب را درک کرده سپس آنها را یادداشت می کنید اما بازهم بهترین روش برای خواندن نیست .

5- کلید برداری :کلید برداری روشی بسیار مناسب برای خواندن و نوشتن نکات مهم است . در این روش شما بعد از درک مطالب ، بصورت کلیدی نکات مهم را یادداشت می کنید و در واقع کلمه کلیدی کوتاهترین، راحتترین ،بهترین وپرمعنی ترین کلمه ای است که با دیدن آن، مفهوم جمله تداعی شده و به خاطر آورده می شود .

6- خلاقیت و طرح شبکه ای مغز: این روش بهترین شیوه برای یادگیری خصوصا" فراگیری مطالب درسی است .در این روش شما مطالب را میخوانید بعد از درک حقیقی آنها نکات مهم را به زبان خودتان و بصورت کلیدی یادداشت می کنید و سپس کلمات کلیدی را بروی طرح شبکه ای مغز می نویسد ( در واقع نوشته های خود را به بهترین شکل ممکن سازماندهی می کنید و نکات اصلی و فرعی را مشخص می کنید)تا در دفعات بعد به جای دوباره خوانی کتاب ، فقط به طرح شبکه ای مراجعه کرده وبا دیدن کلمات کلیدی نوشته شده بروی طرح شبکه ای مغز ، آنها را خیلی سریع مرور کنید . این روش درصد موفقیت تحصیلی شما را تا حدود بسیار زیادی افزایش میدهد و درس خواندن را بسیار آسان می کند. و بازده مطالعه را افزایش میدهد.

شرایط مطالعه

((بکارگیری شرایط مطالعه یعنی بهره وری بیشتر از مطالعه ))

شرایط مطالعه ، مواردی هستند که با دانستن ، بکارگیری و یا فراهم نمودن آنها ، می توان مطالعه ای مفیدتر با بازدهی بالاتر داشت و در واقع این شرایط به شما می آموزند که قبل از شروع مطالعه چه اصولی را به کار گیرید ، در حین مطالعه چه مواردی را فراهم سازید و چگونه به اهداف مطالعاتی خود برسید و با دانستن آنها می توانید با آگاهی بیشتری درس خواندن را آغاز کنید و مطالعه ای فعالتر داشته باشید :

1- آغاز درست :برای موفقیت در مطالعه ،باید درست آغازکنید.

2- برنامه ریزی : یکی از عوامل اصلی موفقیت ، داشتن برنامه منظم است .

3- نظم و ترتیب: اساس هر سازمانی به نظم آن بستگی دارد .

4-حفظ آرامش: آرامش ضمیر ناخود آگاه را پویا و فعال میکند.

5- استفاده صحیح از وقت :بنیامین فرانکلین، ((آیا زندگی را دوست دارید؟ پس وقت را تلف نکنید زیرا زندگی از وقت تشکیل شده است .))

6- سلامتی و تندرستی: عقل سالم در بدن سالم است .

7- تغذیه مناسب: تغذیه صحیح نقش مهمی در سلامتی دارد.

8- دوری از مشروبات الکلی : مصرف مشروبات الکلی موجب ضعف حافظه می شود .

9 – ورزش : ورزش کلید عمر طولانی است .

10-خواب کافی: خواب فراگیری و حافظه را تقویت می کند.

11 –درک مطلب:آنچه در حافظه بلند مدت باقی می ماند ، یعنی مطالب است .

چند توصیه مهم که بایدفراگیران علم ازآن مطلع باشند.

1- حداکثر زمانی که افراد می توانند فکر خود را بروی موضوعی متمرکز کنند بیش از 30 دقیقه نیست ، یعنی باید سعی شود حدود 30 دقیقه بروی یک مطلب تمرکز نمود و یا مطالعه داشت و حدود 10 الی 15 دقیقه استراحت نمود سپس مجددا" با همین روال شروع به مطالعه کرد.

2- پیش از مطالعه از صرف غذاهای چرب و سنگین خودداری کنید. و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمائید چون پس از صرف غذای سنگین بیشتر جریان خون متوجه دستگاه گوارش میشود تا به هضم و جذب غذا کمک کند و لذا خونرسانی به مغز کاهش می یابد و از قدرت تفکر و تمرکز کاسته میشود . از مصرف الکل و دارو هم خودداری فرمائید همچنین غذاهای آردی مثل نان و قندی قدرت ادراک و تمرکز را کم می کند نوشابه های گازدارهم همینطور هستند.

3- ذهن آدمی با هوش است اگر یادداشت بردارید خود را راحت از حفظ و بیاد سپاری مطالب می کند و نیز همزمان نمی توانید هم مطلبی را بنویسید و هم گوش دهید . پس در حین مطالعه لطفا" یادداشت برداری ننمائید .

 

منبع :

http://www.topiran.com/ravan8.html

 

شیوه هایی برای ارائه پایان نامه

شیوه هایی برای ارائه پایان نامه


خلاصه گویی  هم علم است وهم هنر.کسانی که در شرایط خاصی مجبور به ارائه سخنرانی در جمعی از افراد  شده اند به ویژه اگر برای نخستین بار وبددون تمرین وآمادگی دزر جمع حضور یافته اند معنی این گفته را به خوبی درک می کنند.بارها با این شرایط مواجه شده ایم که مجبوریم و یا از سر انتخاب باید مطالبی را برای جمعیتی ارائه کنیم و این موضوع برای کسانی که اولین بار قرار است این کار راانجام دهند همراه با استرس و اضطراب و نگرانی هایی است  در یکی از وبلاگ ها مطلب مفیدی در این باره دیدم که می تواند آمادگی فرد را در مواجه شدن با این شرایط بالا ببرد. مناسب دیدم  دوستانی که در این باره مشکل دارند آن را مطالعه کنند. چون همه  الزاما این موقعیت را تجربه کرده و یا می کنند.بخصوص هنگام دفاع از پایان نامه که تاثیر زیادی در کسب نمره برای دانشجویان دارد.

هنگامی که می خواهید یک موضوع را در جلسه ای (با هر تعداد شرکت‌کننده) توضیح دهید، و یا گزارشی از فعالیتهای انجام شده در یک پروژه را ارائه کنید و یا حتی در یک جمع دوستانه صحبت کنید مطمئنا کار سختی خواهید داشت تصور کنید چندین جفت چشم کوچکترین حرکات شما را زیرنظر دارند و چندین جفت گوش حرف به حرف شما را می شنوند و براساس این دیده ها و شنیده ها درمورد شما و مطالبی که ارائه می کنید قضاوت می کنند، ازسوی دیگر شما ملزم به اقناع آنها و یا دفاع از عملکردتان و یا حتی اثبات خودتان هستید در هر جایگاهی که قرار دارید فرقی نمی کند، شما در موقعیت خطیری قرار گرفته اید. پس سعی کنید بهترین باشید، دو اصل بسیار مهم را فراموش نکنید اول تسلط کامل به مطالبی که می خواهید ارائه دهید و دوم حفظ خونسردی و آرامش. شما با رعایت این دو اصل و توجه به نکاتی که درپی خواهدآمد علاوه بر یک ارائه خوب، یک جلسه زیبا را برگزار می کنید .

1. مخاطبان را شناسایی کنید .

اگر شما سطح علمی، فرهنگی و حتی شخصیتی مخاطبان را بدانید، ارتباط بهتری با آنان برقرار می کنید و آنچه را که آنها دوست دارند یا می خواهند بشنوند ارائه می دهید و این یعنی اثرگذاری بهتر و بیشتر .

2. یک پیام مشخص داشته باشید. خلاصه وگویا.

قبل از اینکه کار تهیه مطالب خود را شروع کنید، پیام کلیدی خود را مشخص کنید. درواقع پیام شما باید بتواند مخاطبان را به یک راه مشخص رهنمون و امکان تفکر درمورد راههای دیگر را فراهم سازد.

3. برای هر تصویر متن کوتاهی آماده کنید.

هر تصویر (متن یا عکس) که پخش می شود. خلاصه ای از موضوع آن باید ارائه شود. این خلاصه می تواند شفاهی باشد یا به صورت زیرنویس ارائه شود. این باعث خواهدشد تا در وقت صرفه جویی شود.

4. مطالب و مفاهیم خاص را برجسته کنید.

مطالبی را که توضیح آنها برای «پذیرش» مخاطب «اهمیت» بیشتری دارد را مشخص کنید.

5. قبل از جلسه، تمرین کنید.بخصوص از نظر تنظیم وقت تمرین فراموش نشود.

6 . ساختار اثربخشی برای ارائه طراحی کنید.

طرح «مسئله» و «حل» آن بهترین روش برای ارائه قدرتمند یک مطلب است. اول «مسئله» را بیان کنید بعد «راه‌حل» را ارائه دهید و آن را با یک مثال توضیح دهید.

7. جمله «همه تیزهوش نیستند» را فراموش نکنید.

همه مخاطبان شما افراد تیزهوش نیستند. پس سعی کنید مطالب را خیلی ساده و غیرپیچیده ارائه کنید، در هر ساعت صحبت کردن 3 الی 4 نکته را شرح دهید.

8. محکم و خوب شروع کنید.

یک شروع خوب، موفقیت را تضمین می کند. از روشهای مختلف استفاده کنید گاهی یک حکایت یا قصه یا یک خاطره و در بعضی مواقع پرداختن به اصل مطلب می‌تواند شروع خوبی باشد.

9. از نمودار و چارت استفاده کنید.پاورپوینت بسیار مفید است.

بسیاری از مخاطبان شما نمی توانند همزمان با شما اعداد و آمار ارائه شده را تجزیه و تحلیل کنند. نمودار کمک می‌کند تا سریعتر به موضوع دست پیدا کنند و با شما همراه شوند.

10. پایانی با شکوه داشته باشید.

بسیاری از مخاطبان آخرین مطلبی را که شما می گویید به خاطر می سپارند مطمئن شوید که آخرین مطالبی که می‌گویید همانهایی هستند که می خواهید مخاطبان به آن بیشتر توجه کنند.

11. بر نکات مهم تسلط داشته باشید.

اگر شما نکات مهم را بدانید راحت‌تر می توانید مخاطبان را قانع کنید و علاوه بر آن با آرامش و بدون استرس خواهیدبود.

12. خوب تنفس کنید.

13. از چشمانتان استفاده کنید.

حتما از چشمانتان برای برقراری ارتباط با مخاطب استفاده کنید با این کار مخاطبان احساس بهتری خواهند داشت و شما می توانید تاثیر صحبتهایتان را ببینید.

14. تجهیزات مناسب را آماده کنید.

هر جلسه ای، نیازمند تمهیدات خاصی است. تجهیزات موردنیاز (نه کم و نه زیاد) از قبیل دستگاه نمایش، وایت‌برد، کامپیوتر و... را آماده کنید.

15. تجهیزات را امتحان کنید.

قبل از شروع جلسه تجهیزاتی را که قرار است استفاده کنید یکبار امتحان کنید خرابی و یا عدم کارایی مناسب هرکدام از دستگاهها (حتی یک ماژیک وایت برد ) می تواند تاثیر بسیار منفی بر مطالب شما داشته باشد.

16. بدانید که شما مرکز توجه هستید.

قبل از شروع جلسه فقط صدای شما شنیده می شود هر حرکت شما تاثیر مستقیم بر مخاطب داشته و می تواند جلسه شما را زیباتر یا زشت‌تر نماید. با تمام وجود عمل کنید.

17. «لبخند» را فراموش نکنید.

18. هنگام ارائه خودتان باشید.

سعی نکنید از حرکات مصنوعی استفاده کنید اقدامات تصنعی کاملا دیده می شوند، خودتان باشید و بگذارید زبان بدن شما طبیعی باشد.

19. سعی کنید از روی نوشته نخوانید.

خواندن مطلب از روی نوشته باعث می شود که ارتباط شما با مخاطبان دچار خدشه گردد، دستانتان نیز از اثرگذاری باز می ماند، می توانید از یادداشتهای روی چارت یا تصویر استفاده کنید.

20. مخاطبان را درگیر بحث کنید.

همیشه می توانید مخاطبان را وارد بحث کنید. از آنها سوال کنید و جواب بخواهید اما اصرار نکنید، شما می‌توانید از سایر روشها نیز برای مشارکت بیشتر و همراهی آنها استفاده کنید. (نوشتن پای تخته، قرائت یک متن یا ...)

21. از شوخی کردن نترسید.

شما می توانید با استفاده از مزاحهای کوچک محیط را جذاب‌تر کنید.

22. خودتان را جای مخاطب بگذارید.

اگر شما به جای مخاطب نشسته بودید، چه حالی داشتید، آیا گرمای اتاق، نور محیط، و... مناسب است. شما باید به آنها اهمیت ویژه بدهید تا شما را باور کنند.

23 . از کارتان بازخورد داشته باشید.

۲۴.وقت را تنظیم کنیدوبیشتر از آن سر مخاطبان را درد نیاورید!

شما درهر حالی می توانید بازخورد بگیرید، شفاهی یا کتبی، در انتهای جلسه از پرسشنامه‌های ساده استفاده کنید تا بتوانید در آینده کارتان را بهبود بخشید.

http://www.adelblog.com/1389/08/01/post-952/

گزارش شفاهي پايان‌نامه

 

گزارش شفاهي پايان‌نامه

گردآوري و تنظيم:
دکتر رسول تبري
عزت پارياد
 
مقدمه
بدون شک انجام يک پروژه تحقيقاتي يکي از مهم‌ترين بخش‌هاي دوره آموزش يک دانشجوي تحصيلات تکميلي است. بر همين منوال شايد بتوان جلسه دفاع از پايان‌نامه را از بياد ماندني‌ترين خاطرات دانشجو از دوران تحصيل دانست. خاطره‌اي که خوب يا بد به راحتي فراموش نمي‌شود پس چه بهتر که سعي کنيم اين خاطره از نوع خوب باشد. 
گزارش شفاهي پايان نامه:
   گزارش شفاهي رايج‌ترين روش دفاع از پايان‌نامه است که در آن چندين هدف دنبال مي‌شود. اعلام نتايج تحقيق جهت کسب نظر داوران در مورد تحقيق انجام شده و ارزشيابي آن و هم چنين اعلام نتايج تحقيق به کساني که به نتايج به دست آمده نياز داشته تا براسا س آن بتوانند به حل مشکلات و معضلات موجود بپردازند؛ عمده‌ترين اهداف اين گزارش را تشکيل مي‌دهند.
  زبان مورد استفاده در ارائه گزارش شفاهي بايد براي مستمعين و داوران حاضر در جلسه قابل درک باشد. در بسياري از موارد دانشجوياني که هنوز به مرحله دفاع از پايان‌نامه نرسيده‌اند نيز جهت اطلاع از فرايند ارائه گزارش پاياني در جلسه دفاع حضور دارند،  به همين دليل بهتر است سخنراني به گونه‌اي ارائه شود که ضمن تامين اهداف دانشجوي ارائه کننده و اساتيد راهنما و مشاور وي که مسئوليت علمي نتايج را بر عهده دارند؛ جلسه از ماهيت آموزشي مناسبي نيز برخوردار گردد. به علاوه يک گزارش خوب گزارشي است که در آن در زماني کوتاه مطالب مفيد به شنوندگان ارائه شود . در اين گزارش بايد يافته‌هاي اصلي و برجسته تحقيق ارائه شوند. به همين منظور تدوين خلاصه‌اي از پايان‌نامه جهت ارائه بهتر و هم چنين  ارائه به هيئت داوران ضروري مي‌باشد. نگارش اين خلاصه موجب مي‌شود داوران در يک نگاه اجمالي با کليات انجام شده در فرايند تحقيق آشنا شوند . اين کار امکان ارزشيابي  دقيق‌تر از تحقيق را مهيا خواهد نمود.اين خلاصه در حقيقت بدنه متن سخنراني دانشجو در جلسه دفاع مي‌باشد. همچنين پيشنهاد مي‌شود در صورت حضور دانشجويان و مهماناني که توسط محقق و يا دانشکده محل تحصيل دعوت شده‌اند خلاصه‌اي از پايان‌نامه در 3-2 صفحه تدارک ديده‌شود.
در هر حال بايد بخاطر داشت که شرح وتفصيل يافته‌هاي تحقيق در قالب سخنراني به جمله‌پردازي مناسب‌، انشا و رعايت اصول صحيح آيين‌نگارش نياز دارد. عدم رعايت اصول در تهيه متن سخنراني موجب ارائه يک سخنراني پريشان و مبهم شده و تمامي تلاش‌هاي محقق در ارائه نتايج تحقيق بي‌حاصل خواهد ماند .
مواردي که ثبت  آن‌ها در چکيده تحقيق الزامي مي‌باشد :
مسئولين هر دانشکده با توجه به مقطع و رشته تحصيلي دانشجوياني که ملزم به ارائه پايان‌نامه جهت اتمام دوره تحصيلي خود هستند؛ قوانيني جهت تدوين چکيده  تحقيق وضع مي‌نمايند. البته آن چه مسلم است ثبت موارد زير در چکيده پايان‌نامه صرفنظر از رشته و مقطع تحصيلي دانشجو الزامي مي‌باشد :
- عنوان تحقيق
- نام دانشجو و اساتيد راهنما و مشاور
- خلاصه بيان مسئله و ضرورت اجراي تحقيق
- اهداف کلي و ويژه (ثبت اهداف کاربردي در آيين نامه اجرايي تدوين چکيده برخي از دانشکده‌ها الزامي مي‌باشد و دانشجو موظف به ثبت اهداف کاربردي مي‌باشد )
- فرضيات و سوالات تحقيق که بر اساس اهداف تدوين شده‌باشند
- تعاريف علمي و عملي واژه‌هاي موجود در عنوان و اهداف
- مروري بر حداقل سه مطالعه مشابه با موضوع اصلي تحقيق که در داخل و يا خارج از کشور انجام شده‌باشند
- محيط، جامعه و نمونه تحقيق
- روش نمونه‌گيري
- تعريف ابزار پژوهش به طور کامل و شيوه تعيين روايي و پايايي ابزار
- روش جمع آوري اطلاعات و تجزيه و تحليل  آن‌ها
- ارائه نتايج بر اساس اهداف تحقيق به همراه تحليل دانشجو از يافته‌هاي تحقيق خود و ارائه استنادهاي مناسب موافق و يا مخالف يافته‌هاي اصلي پژوهش
- ارائه پيشنهادات بر اساس يافته‌ها
- ارائه محدوديت هاي احتمالي پژوهش
- نتيجه‌گيري نهايي و پاسخ به فرضيات تحقيق و هم چنين استدلال در مورد قدرت تعميم يافته‌ها از نمونه به جامعه
ثبت نتايج در خلاصه تهيه شده مي‌تواند به صورت انشايي و يا تهيه جدول و نمودار باشد. در هر صورت جهت ارائه شفاهي نتايج در جلسه دفاع، تهيه نتايج به صورت نمودار و جدول ضروري به نظر مي‌رسد . در حين ارائه شفاهي اين  چکيده- با توجه به آن که  از قبل در اختيار اساتيد راهنما، مشاور و داوران قرار داده شده‌است – ارائه مطالب به صورت خلاصه‌تر از متن تهيه شده سبب توجه بيشتر مخاطبان در حين ارائه گرديده و جلسه به صورت مطلوب‌تري اداره خواهد شد .
جهت ارائه هر چه بهتر متن سخنراني در جلسه دفاع رعايت نکات زير به وسيله دانشجوي ارائه کننده پيشنهاد مي‌گردد:
بازديد از محل ارائه دفاع و آشنايي با مختصات فيزيکي محل ارائه نظير نورپردازي، محل دقيق قرار گرفتن در پشت تريبون و نحوه برقراري تماس چشمي با مخاطبان جهت همراهي هر چه بيشتر ذهني مخاطبان با سخنران و تخمين فاصله مناسب صورت با بلندگو جهت تنظيم مناسب صدا موجب افزايش اعتماد به نفس دانشجو شده و ارائه را براي وي آسان‌تر خواهد نمود.
پيشنهاد مي‌شود پس از بازديد از محل و اطمينان از مناسب بودن آن جهت ارائه دفاع، در برگه‌هايي با اندازه‌هاي مناسب،  زمان و مکان ارائه دفاع از پايان‌نامه، عنوان آن، اسامي دانشجو و استاد و يا اساتيد راهنما و در برخي از موارد حتي اسامي اساتيد مشاور ثبت شده و با فاصله زماني مناسب از جلسه دفاع (يک هفته تا سه روز قبل از برگزاري جلسه دفاع) در تابلو هاي اعلانات دانشکده  نصب گردد.
هماهنگي قبلي با مسئول تاسيسات و وسايل سمعي و بصري محل دفاع جهت آشنا شدن با عملکرد هر يک از وسايلي که بايد در روز دفاع مورد استفاده قرار گيرد مانند پروژکتور، لپ‌تاپ و يا کامپيوتر جهت ارائه هر چه بهتر به دانشجو کمک خواهد نمود. بهتر است دانشجو در مورد نحوه ارائه خود در صورت قطع برق پيش بيني‌هاي لازم را به عمل آورده باشد.
توصيه مي‌شود دانشجويان از آمادگي ذهني کافي جهت ارائه سخنراني بدون وابستگي ‌به متن تهيه شده برخوردار باشند. بديهي است خواندن تمامي مطالب از روي متن، امکان برقراري ارتباط مناسب با مخاطبان را کاهش داده و در برخي از موارد موجب قطع اين ارتباط خواهد شد . بايد به ياد داشت که برقراري تماس چشمي با مخاطبين يکي از شيوه‌هاي بسيار موثر در جلب نظر و افزايش توجه مستمعين خواهد بود.
پيشنهاد مي‌شود نکات مهم و کليدي و يا تصاويري در ارتباط با موضوع تحقيق با استفاده از نرم‌افزار Power Point  تهيه شده و در جلسه به نمايش درآيد. بهتر است اسلايدهايي که به اين طريق تهيه مي‌شوند تا حد امکان ساده بوده و در تهيه  آنها نکات زير رعايت شوند.
-  استفاده از چهارچوب يکسان در کليه اسلايدها
- دقت به ترکيب رنگ‌هاي زمينه و حروف (به عنوان مثال استفاده از حروف سفيد يا زرد در زمينه آبي يا سرمه‌اي يک انتخاب ايمن است).
- گنجاندن حداکثر هشت خط متن در هر اسلايد
- استفاده از تصاوير فقط در صورت نياز
در هر حال تعداد اسلايدها (با توجه به در نظر گرفتن متوسط زمان يک دقيقه براي نمايش و توضيح هر اسلايد و يا 6 اسلايد در هر ده دقيقه) بايد با زمان اختصاص داده شده براي سخنراني تناسب داشته‌باشد. 
ارائه سوال اصلي تحقيق در ابتداي مقدمه به نحوي که توجه  مستمعين را به ضرورت اجراي تحقيق جلب نمايد سبب توجه و همراهي ذهني آنان با سخنران  تا پايان زمان ارائه سخنراني مي‌شود. ارائه جملات به صورت کوتاه و اجتناب از حاشيه‌هاي بي‌مورد و بدون ارتباط به موضوع پژوهش بر جذابيت‌هاي سخنراني خواهد افزود.
معمولاً ارائه يک پايان‌نامه حدود سي دقيقه به طول مي‌انجامد. همراه داشتن ذهن شنوندگان در طول اين مدت فقط از طريق ارائه يک سخنراني جذاب، تغييرات بجا و اصولي در شيوه ارائه مطالب، اجتناب از تُن صداي يکنواخت و کسالت بار و استفاده مناسب و بجا از وسايل سمعي و بصري امکان‌پذير خواهدبود.
پس از اتمام سخنراني دانشجو، نوبت طرح پرسش‌هاي داوران و سپس ساير حاضران مي‌باشد. توجه دقيق سخنران به سوالات فرد مطرح‌کننده پرسش، اجتناب از قطع کردن صحبت وي، يادداشت‌برداري از نکات مهم سوال به منظور پيشگيري از فراموش شدن بخشي از آن در حين ارائه پاسخ و دادن پاسخ‌هاي قانع‌کننده به دور از هيجان سبب مي‌شود تا داوران نيز بر توان‌مندي و تسلط محقق بر فرايند تحقيقاتي انجام شده صحه بگذارند. پاسخ به سوالات بايد واضح، دقيق و روشن بوده  و بر اساس بدنه سوال ارائه گردد. دستپاچگي در حين پاسخ دادن‌، طفره رفتن از ارائه پاسخ دقيق به سوال مطرح شده، بروز هيجان و اضطراب زياد و در اغلب موارد کاذب معمولا" به عنوان عدم تسلط کافي محقق بر موضوع تحقيق، فرايند انجام شده و يا ناتواني وي در اداره جلسه تلقي مي‌گردد.
اعلام تشکر از اساتيد راهنما و مشاور پايان‌نامه و  هيئت داوران که با مطالعه پايان‌نامه و طرح سوالات خود– که قطعا سبب ارتقائ علمي پايان‌نامه خواهد شد- نشانگر بلوغ فکري و اجتماعي دانشجو خواهدبود.

www.gums.ac.ir/Upload/Modules/Contents/.../sec3-presentation%20tez.doc

چگونه از پايان نامه خود دفاع كنيم؟

چگونه از پايان نامه خود دفاع كنيم؟

هرچند كه تهيه پاورپوينت براي دفاع از پايان نامه در مجموع يك كار هنري و سليقه اي است، اما تشريفات و ضوابط مشخصي براي آن وجود دارد. در نخستين گام بايد توجه داشت كه برخي دانشجويان به غلط، فكر مي كنند كه در پاورپوينت، مي توانند توضيح مفصل ارايه دهند تا مخاطبين از روي آن بخوانند! بايد دقت كنيد كه تعداد خطوط هر اسلايد پاورپوينت، بين 3 تا حداكثر 9 خط باشد و هر خط نيز به همين منوال، حداكثر تا 7 كلمه باشد(قانون 7×7). در هر اسلايد بايد بر نقاط كليدي و برجسته به صورت موجز، مفيد و رسا اشاره كنيد.
معمولاً هر دانشجو بين 25 تا 30 دقيقه فرصت دارد كه كار خود را گزارش نمايد و بين 5 تا 15 دقيقه به سووالات حاضرين پاسخ دهد. لذا تعداد اسلايدها را مي توان بر اساس اين وقت تنظيم كرد. معمولاً تعداد اسلايدهاي مربوط به سخنراني در اين جلسات بين 25 تا 40 اسلايد مي باشد.
لازم است كه تمامي اسلايدها داراي شماره باشد تا اگر سووالي براي حاضرين پيش آمد بتوانند شما را به شماره اسلايد ارجاع دهند.
عناوين رايج در اسلايدها عبارتند از :
1. شناسنامه گزارش: شامل عنوان، نام اساتيد راهنما، مشاور، دانشجو و تاريخ دفاع است. براي ارايه آن در يك اسلايد مي توان از صفحه شناسنامه پايان نامه استفاده كرد.
2. مقدمه: شامل توضيحات مقدماتي براي ورود به بحث است. براي ارايه آن در يك اسلايد مي توان از مقدمه فصل يك استفاده كرد.
3. بيان مساله: شامل چرايي انتخاب موضوع و بيان مساله اصلي براي تحقيق است. براي ارايه آن در يك اسلايد مي توان از بيان مساله در فصل يك استفاده كرد.
4. ضرورت و اهميت تحقيق: در يك اسلايد و به كمك اين بخش در فصل يك تهيه مي شود.
5. اهداف كلي و وي‍ژه: از اهداف تحقيق در فصل يك در يك تا دو اسلايد تهيه مي شود.
6. فرضيه يا سؤالات: از فرضيه ها يا سؤالات فصل يك در يك اسلايد تهيه مي شود.
7. ادبيات پيشينه: از فصل دوم در دو بخش داخلي و خارجي در دو اسلايد تهيه مي شود.
8. روش شناسي تحقيق: شامل روش تحقيق، جامعه و نمونه،‌ معرفي روش نمونه گيري از فصل سوم و در دو اسلايد تهيه مي شود.
9. روش آماري : معرفي روش آماري از فصل سوم در يك اسلايد مي باشد.
10. يافته هاي تحقيق: ارايه يافته ها با جداول يا نمودار و توضيحات مناسب از فصل چهارم كه تا 10 اسلايد قابل تهيه مي باشد.
11. بحث و نتيجه گيري: از فصل پنجم و تا 6 اسلايد قابل ارايه مي باشد.
12. پيشنهادهاي برخاسته از تحقيق: از فصل پنجم در 2 اسلايد قابل ارايه مي باشد.
13. پيشنهادهايي به ساير محققين: از فصل پنجم كه در 2 اسلايد قابل ارايه مي باشد.
14. سپاس: در يك اسلايد از توجه حاضرين تشكر مي شود.
اقدامات لازم براي جلسه دفاع:
1. تكثير چكيده پايان نامه بين حضار
2. تكثير اسلايدهاي پاورپوينت
3. كنترل ابزار و تجهيزات پيش از انجام سخنراني دفاع
4. شمرده سخن گفتن و هماهنگي بين گفتار و اسلايدهاي نمايش داده شده
5. برقراري ارتباط چشمي با حضار و سخنراني با اعتماد بنفس و روي باز
6. پاسخ به سؤالات
7. پذيرايي به شكل و زمان مناسب

نوشتن و دفاع از یک پایان نامه

 

نوشتن و دفاع از یک پایان نامه :

http://www.google.com/url?sa=t&source=web&cd=1&ved=0CBkQFjAA&url=http%3A%2F%2Fmathsci.sharif.edu%2FFiles%2FLinks%2Fmath_writing%2FChapter9.ppt&ei=lwLlTZjLKo6z8QP2lsD0Bg&usg=AFQjCNHNu1AHcfX0kQyYuXhmNPWQ_XWltQ&sig2=-S5-wEenAGmW_1i_BV6xow

اصول سخنرانی در دفاع از پایان نامه

هدف های سخنرانی

•چرا سخنرانی دارید؟

–برای انتقال  ایده، مفهوم و یا روشی به شنونده

•انتقال یک عمل دو طرفه است –سخنران ( ارائه دهنده) –شنونده ( گیرنده )

• •هدف: انتقال دادن یک پیام
اهمیت مهارت

•ممکن است برای: – جلسه دفاعیه پایان نامه دکتری حرفه ای و یا تخصصی –سخنرانی در کنفرانس –سخنرانی علمی در کلاس –مصاحبه حضوری –برای کارفرما – ارائه ای را داشته باشید

•بر اساس توانایی در انتقال مفاهیم قضاوت خواهید شد –اگر آن ها مطلب را نگیرند – تقصیری ندارند


اصول پایه

•شنونده گان خود را بشناسید

•سخنرانی خوبی را آماده کنید

•پیام خود را تعریف کنید


شنوندگان

•گوش دادن کار مشکلی است.

•کار شما آسانتر ساختن این موضوع با پرسیدن مرتب از خودتان است که آیا آن ها مطلب را گرفتند.

•به این شکل: –به شنونده گان زمان لازم برای فکر کردن را بدهید –بدون وقفه صحبت نکنید –آن ها مطالب را آن گونه که شما می دانید، نمی دانند. –تصاویر و معادلات برای هضم شدن نیازمند زمان هستند –واژه های و تعاریف جدید باید تکرار شوند –واژه های کلیدی و تعاریف را به شنونده گان یادآوری کنید


شنوندگان خود را بشناسید

•افراد حرفه ای، دانشمند، دانشجو، یا عامی؟

•سخنرانی برای همکار بسیار متفاوت از شنونده گان عمومی است

•چه کسی در لیست شنونده گان شما است؟

•هرگز تخمین پایین از شنونده گان نداشته باشید

•هر شنونده ای ممکن است فکر قبلی در مورد موضوع داشته باشد
شنونده گان را درگیر کنید

•سوالات واقعی  را بپرسید تا ذهن شنونده گان را مشغول نگه دارید –صرفاً بعنوان راهنمایی برای درک مطالب –لازم نیست به شما پاسخی دهند

 •ارتباط دیداری برقرار کنید

•بطرف فردی که سوال می کند و یا جواب می دهد قدم بزنید، مستقیماً به آن ها نگاه کنید •سعی کنید از مثال های جالب و قانع کننده  استفاده کنید
سبک ارائه شفاهی

•واضح صحبت کنید

•شمرده و به اندازه کافی بلند که شنیده شود

•به طرف شنونده گان حرف بزنید، نه صفحه نمایش، تخته سفید و یا کامپیوتر!!

•اشاره تان بطرف صفحه باشد نه کامپیوتر

•ادامه دهید، تاکید کنید، اشاره کنید
اسلاید

•به پاور پوینت خیلی متکی نشوید

 •اسلاید ها باید ساده و بدون گیج کننده گی باشند

•از رنگ ها بطور ملایم استفاده کنید

 •کنتراست بالایی بین حروف و زمینه باشد

 •هر اسلاید باید: –مختصر و مفید باشد ( نه طولانی و جامع) –نکات کلیدی را پررنگ کند –عنوان معنی داری داشته باشد ( نه مقدمه ای به اسلاید) –متمرکز باشد


اسلاید خوب

•فونت ساده و بزرگ

•متحرک سازی کاملاً ساده


اسلاید زشت

•فونت شکسته و غیر متعارف

•کنتراست بد فونت و زمینه


پیام

•چه مطلبی را می خواهید انتقال دهید؟ –از روش بالا به پایین استفاده کنید – در ابتدا، تصاویر بزرگ و کلی را نمایش دهید –سپس به جزئیات وارد شوید – در صورت نیاز به تصویر بزرگ بر گردید

 •پیام خود را در سه سطح مطرح کنید –یک یا دو جمله –یک یا دو پاراگراف –جزئیات کامل
به مطالب مهم کارتان تاکید داشته باشید

•به صورت تیپیک، اکثریت مطالب  ارائه شده مشخص و آشکار است

•به همین دلیل، ممکن است مطالب تازه و مهم از یاد به رود

•بطور واضح مطالب مهم را با روش های زیر مشخص کنید –فیزیکی: تون صدا، حرکات بدن –بصری: اسلاید های خوب –شفایی: به شنونده گان بگوئید –ذهنی: مطالب را به آنچه که می دانند ربط دهید
تکرار

•قسمت های مهم را تکرار کنید: –20% و یا بیشتر  حاضرین در هر لحظه به چیر دیگری فکر می کنند. –و همچنین در مورد مطالب به اندازه شما فکر نمی کنند

•پیام اصلی را مکرراً تاکید کنید

•هر موقع اصطلاح جدید و یا موضوع جدید باشد به حاضرین یاد آوری کنید

•مجدداً، گوش کردن کار مشکلی است


 به مطالب خود مسلط باشید

•ممکن است افرادی در جلسه به اندازه شما و با بهتر از شما در مورد مطلب ارائه شده اشراف داشته باشند

•هرگز اسلاید ها و یا مطالبی را که قادر به توضیح نیستید در کار خود قرار ندهید

•سوالاتی را که احتمال پرسیده شدن دارند در نظر بگیرید


تمرین•تمرین •تمرین •تمرین

• •در مقابل آیینه

•به دوستان

•به استاد راهنما


شمای کلی اسلایدها

•مقدمه •کلیات •روش کار •نتایج •بحث •نتیجه گیری


مقدمه

•مسئله مورد سوال را تعریف کنید

•حاضرین را پر انگیزه کنید

 •اصطلاحات را بیان کنید

•به مشارکت ها تاکید کنید

•یک شمای کلی را ارائه کنید


روش کار

•روش کار را توضیح دهید

•جزئیات کار را توضیح دهید


نتایج و بحث

•نتایج مهم را خلاصه وار  بیان کنید

 •اهمیت نتایج را ذکر کنید

•روش های ارزیابی و آزمایشات  مورد استفاده در نتایج را طرح کنید


خلاصه

•ارائه مطالب برای  انتقال مطلب است، نه صرفاً برای صحبت کردن

•گوش دادن مشکل است، کار شما آسان ساختن آن است

 •به شنونده گان فرصت فکر کردن و هضم مطالب را بدهید

•به وضوح و به طرف حاضرین حرف بزیند

 •تکرار، تکرار و تکرار کنید

•ذهن حاضرین را در مفاهیم کاری خود درگیر کنید

•خلاصه کنید

•تمرین، تمرین و تمرین کنید


منابع•مطالب ارائه شده ترجمه ای است از اسلاید های:

•Jonathan I Maletic, Ph.D. •Department of Computer Science •Kent State University

تاثیر گفتگوی دوستانه در سلامت مغز

تاثیر گفتگوی دوستانه در سلامت مغز


علاوه بر آن صحبت کردن با دیگران باعث می‌شود آرامش ذهنی شما تقویت شود و از استرس‌ها و کشمکش‌های ذهنی کاسته شود.

در ایام نوروز دید و بازدید و گفتگو با دوستان و آشنایان رونق بسیاری دارد. انجام این کار نه تنها در بهبود روحیه انسان‌ها نقش مهمی دارد، بلکه سلامت مغز را هم بهتر می‌کند.

مهمانی های خانوادگی و صحبت کردن با دوستان و آشنایان، نه تنها در بهبود روحیه انسان‌ها نقش مهمی دارد، بلکه سلامت مغز را هم بهتر می‌کند.

محققان دانشگاه میشیگان با انجام تحقیقاتی متوجه شدند یک گفتگوی کوتاه 10 دقیقه‌ای با دوستان می‌تواند مهارت‌های ذهنی و مغزی انسان را به طور قابل توجهی افزایش ‌دهد. البته این گفتگوها فقط زمانی مفید است که که لحن دوستانه داشته باشند و در صورتی که حالت بگو مگو و لحن رقابتی به خود بگیرد هیچ تاثیری روی بهبود قابلیت‌های ذهنی انسان نخواهد داشت.

در هنگام صحبت کردن با دیگران و برقراری ارتباطات اجتماعی انسان‌ها تلاش می‌کنند ذهن طرف مقابل خود را بخوانند و گفته‌های احتمالی او را حدس بزنند. در این مواقع شما مرتب سعی می‌کنید خود را به جای طرف مقابل بگذارید تا به تفکرات او پی ببرید، این تلاش‌های ذهنی در دراز مدت می‌تواند توانایی ذهنی انسان‌ها را افزایش دهد.

علاوه بر آن صحبت کردن با دیگران باعث می‌شود آرامش ذهنی شما تقویت شود و از استرس‌ها و کشمکش‌های ذهنی کاسته شود.

مطالعات قبلی هم نشان داده بود که ارتباط داشتن با دوستان خوب شانس زنده ماندن را تا 50 درصد افزایش می‌دهد. اشخاصی که دوستان کمی دارند مانند افرادی که روزانه 15 سیگار می‌کشند یا الکل مصرف می‌کنند ممکن است به سلامت خود آسیب وارد کنند.

منبع : عصر ایران

رفتار غیر کلامی

 

رفتار غیر کلامی در مقابل رفتار زبانی (یا گفتار) به کار برده می شود و به مجموعه ای از نشانه های معنادار حرکت اندامها اطلاق می شود. در کودک انسان آموختن رفتار غیر کلامی مؤثر در ارتباط زبانی، در کنار کسب مهارتهای کلامی تحقق می پذیرد.  برخی محققان معتقدند که حتی جنبه هایی از رفتار غیر کلامی مقدم بر کسب مهارتهای زبانی اند. بیشتر جنبه های ارتباط غیر‌کلامی مقدم بر کسب مهارتهای زبانی اند؛ وابسته به زبان و فرهنگ. این رفتارها گاه آگاهانه به کار گرفته می شوند و گاه به صورت ناخودآگاه تجلی می یابند.
 
رفتار غیر کلامی در جامعۀ ایران تجلی مشهودی در نشان دادن رابطۀ قدرت و همبستگی دارند.این رفتار را برای مشخص کردن رابطۀ بین سخنگو و مخاطب می توان در قالب حرکت سر، چشمها، نوع نگاه کردن، حالت صورت، حرکت دستها و پاها در هنگام نشستن و نوع قرار گرفتن آنها ، نحوۀ ایستادن و نشستن نشان داد.
 
این رفتار در شکل گیری زمان بین سخنگو و مخاطب نقش دارد و می تواند در آشکار شدن محتوای محاوره و شکل گیری نظام مند آن مؤثر باشد. قوانین فرهنگی که نظام ارزشی یک جامعه را در خود دارد، در قالب رفتارهای غیر کلامی معنادار و قابل درک‌اند و به ساختارهای تفکیک ناپذیر زبانی متصل اند. این رفتار همچنین بر‌حسب نوع رابطه بین سخنگویان و مخاطب، جنس و سن و به ویژه در ارتباط با نوع بیان احساسات از یک طبقه به طبقه دیگر و از جامعه ای به جامعۀ دیگر متفاوت است.
 
رفتار غیر کلامی همچنین می تواند در قالب سکوت یا همراه با حرکت اندامها باشد، ولی به هر حال فاقد تظاهر آوایی زبانی است.   یکی از جالب ترین مقولات در کسب مهارتهای رفتار غیر کلامی، آموختن کاربردهای سکوت است. رعایت درجۀ نسبی سکوت نزد کودکان و بزرگسالان از جامعه ای به جامعۀ دیگر متفاوت است. به عبارت دیگر در یک جامعۀ فرهنگی سکوت در بافتهای اجتماعی دارای معنی خاص است. اعضای یک جامعۀ زبانی، با شناخت کامل ابعاد معنایی سکوت ، پیام خود را از این طریق منتقل نموده یا پیام دیگران را درک می کنند. سکوت را می توان بیان نوعی احساس عمیق دانست یا از آن برای نشان دادن چنان احساساتی استفاده کرد.
 
بنا‌بر‌این  می توان نتیجه گرفت که گفتار پیوسته با  رفتار غیر کلامی همراه است، به گونه ای که رفتار غیر کلامی ابعاد دقیق تعابیر معنایی جمله را مشخص می کند.  چنانچه گفتار با رفتار غیر کلامی مناسب همراه نباشد یا اگر شیوۀ آن متفاوت باشد، آن گاه ایجاد ارتباط به دلیل فقدان ارائۀ اطلاعات کافی به شنونده به شدت مشکل خواهد بود.
 
 
منبع: نادر جهانگیری(۱۳۷۸)، زبان، بازتاب زمان، فرهنگ، و اندیشه ، تهران،آگه.

نوبت گیری در گفتگو

نوبت گیری در گفتگو

☼ در هر گفتگویی نوعی تعامل اجتماعی صورت می گیرد، مانند گفتگوی پزشک با بیمار، و  صحبت کردن  در جلسۀ اداری. البته نحوۀ صحبت کردن،  بر اساس بافتهای متفاوت یکسان نیست. ساختار این گفتگوها بر اساس  الگوی ” من می گویم” ، “تو می گویی” است . این ساختار نیز برخاسته از نوعی تعامل بنیادی است که از آغاز زندگی می آموزیم و اغلب آن را به کار می گیریم .ساختار مذکور گفتگو نام دارد. در عرصۀ مکالمات حق صحبت کردن وجود دارد و عمل نوبت گیری انجام می شود. هر گاه اختیار صحبت کردن از پیش تعیین نشده باشد؛ شخص می تواند تلاش کند تا آن را در اختیار گیرد، این تلاش را نوبت گیری می گویند.
 
نوبت گیری کنش اجتماعی به شمار می رود و بر اساس نظام مدیریت مکالمه صورت می گیرد. نظام مدیریت مکالمه در اصل مجموعه عرفهایی است که برای کسب نوبت ، حفظ یا واگذار کردن آن به دیگران به کار گرفته می شود. افراد حاضر در گفتگو کسانی هستند که عرصۀ مکالمه را از طریق نوبت گیری حفظ می کنند. با یکدیگر همکاری دارند، به راحتی تغییر نوبت انجام می دهند و به طور مساوی در این عرصه شریک اند. در اکثر مواقع گفتگو شامل مشارکت دو نفر یا بیشتر است که با نوبت گیری، در هر زمان،  تنها یکی از آنها صحبت می کند.
 
☼ نکته: سکوت طولانی بین نوبتها و همپوشی ( دو گوینده سعی دارند در یک زمان صحبت کنند)  در گفتگوها مقبول نیست.
 
همپوشی: نخستین همپوشی زمانی رخ می دهد که هر دو گوینده شروع به صحبت کنند. بر اساس نظام مدیریت مکالمه ، بهتر است یکی از گویندگان توقف کند و اجازه دهد تا دیگری عرصۀ مکالمه را به دست گیرد. البته گاه همپوشی در مکالمه نشان دهندۀ نزدیکی و همبستگی آراء و ارزشهای دو طرف است.
 
سکوت طولانی: در گفتگوهای طولانی سخنگویان توقع دارند که مخاطبانشان نشان دهند که به حرفهای آنها گوش می دهند. برای این کار راههای متفاوتی وجود دارد. ارتباط کلامی و به کار بردن جملاتی در پاسخ به سخنان گوینده،  لبخند زدن،  تکان دادن سر ، حرکات چهره، استفاده از اصوات و واژه های مختلف مانند “عجب”، “آره”، ” اِ. ..” . این گونه پاسخها نشان می دهند که شنونده بحث را دنبال می کند و اعتراضی به گفته های گوینده ندارد. به کار گیری جملات و اصوات در گفتگوی تلفنی لازمتر تر است ، تا گوینده مطمئن شود که مخاطب هنوز به سخنان او گوش می دهد.
 
منبع:
 
جرج یول(۱۹۴۵)، کاربرد شناسی زبان ،  ترجمۀ محمود عموراده مهدیجردی و منوچهر توانگر(۱۳۸۹)، تهران ، انتشارات سمت.

آداب بحـــث و گفتــــگو

آداب بحـــث و گفتــــگو

چندقاعده برای بحث و گفتگوی مفید :


احترام به فردی که طرف دوم بحثمان است

معرفی وشناختن ولو اندک طرفین مباحثه لازم است بخصوص در فضای مجاز "بهر حال هر کس میتواند خود را همانطور که میخواهد معرفی کند "
پس باید برتبعات معرفی خود بماند چون ممکن است من ادعای تبحر در علوم پزشکی کنم " آنگاه که در سنگ محک مباحثه طبابت قرار گرفتم شان وادعایم شناخته شود.
ضمنا هرکس در مباحثه شرکت میکند باهراندازه دانشی که دارد قابل احترام است"نباید بحث جمعی محدود به دونفرشود.


لجبازی وحرف زور ممنوع

گاهی هدف از گفتگو "انکار خود گفتگوست ! و سپس غلبه بر طرف مقابل ان هم با حرف زور و فاقد منطق " یعنی با اینکه می داند سخنش درست نیست"
اما باز هم بر آن پافشاری می کند و کار را به " جدال و لجبازی " می کشاند
هدف چنین کسانی از گفتگو روشن شدن حق و امثال آن نیست بدیهی است مناظره ها و گفتگو هایی که چنین اهدافی را دنبال می کنند ...
علاوه بر اتلاف وقت سبب تقویت خوی منیت و خودخواهی و خود نمایی میشود.


حق باشماست من اشتباه کردم


بنای بحث بر پیروی از واقعیت بر اساس حرف حساب است .
هیچ یک از طرفین گفتگو نباید به هر قیمتی در صدد اثبات سخن خود باشد . بلکه باید مبنا را بر پذیرش حق بگذارند .
و هرگاه هرکدام از آنان متوجه اشتباه خود شد صادقانه به اشتباهش اعتراف نماید . و هرگز خطای معرفتی و علمی خود را با خطاهای اخلاقی نپوشانند .
همه ما معمولا کسی را که به اشتباهش صادقانه اعتراف میکند و متواضعانه عذر خواهی میکند را بیشتر دوست داریم"اینطور نیست؟


شخصیت زدگی


یکی از آفات و آسیب های گفتگو ، این است که به جای استدلال برای نظر خود ، شخصیت محور شویم.
به جای انکه افرادرا با حق بسنجیم حق را به مسلخ اشخاص می بریم و به جای برخورد منطقی با استدلال های طرف مقابل ، به تقلید کورکورانه از الگوی مان افتخار کنیم.


یک مقدار آرام تر جانم


سلاح منطق و استدلال به مراتب موثرتر از سلاح خشم وغضب است .
اولین آفت و ضرر خشونت و غضب در گفتار نصیب خود فرد می شود .
پس آروم باشیم اینطوری بهتر حرف های یکدیگر رو می فهمیم بعبارت دیگر:وقتی عصبانی هستیم دست به کیبورد نزنیم ....


تاکید بر نقاط مشترک


دو یا چند نفر زمانی می توانند به گفتگو بپردازند که مشترکاتی با یکدیگر داشته باشند و الا اگر بر سر هیچ مسئله ای با یکدیگر توافق نداشته باشند
امکان برقراری گفتگو میان آن ها نخواهد بود لازم است حداقل زبان یکدیگررابفهمند..
هم وطن هم کیش و...


درک موضوع بحث ووفاداری به ان


لازمه یک گفتگوی سازنده و مفید این است که طرفین نسبت به موضوع بحث و ابعاد آن آگاهی لازم را داشته باشند
اشراف مباحثه کنندگان نسبت به موضوع بحث موجب می شود دقیقا بدانند که در صدد اثبات یا نفی چه چیزی هستند و برای اثبات نظریه ی خود باید از کجا شروع کنند
و در کجا بحث را پایان دهند و به اصل موضوع پابند باشند و با حاشیه روی از کانون بحث دور نشوند.


توجه به گفته نه گوینده


طرفین در طول بحث و گفتگوی خود همواره باید به بررسی ادله و مستندات یکدیگر بپردازند
و هرگز نباید اجازه دهند که مسائل حاشیه ای چون انگیزه خوانی و بیان اهداف و نیات سوء طرف مقابل و امثال آن در روند گفتگو اخلال ایجاد نمایند.
به تعبیر دیگر ادب گفتگو اقتضا می کند که " گفته " و " انگیخته " مورد بررسی و قضاوت قرار گیرد و نه " گوینده " و " انگیزه " .


جدال برای توجیه کردن


گاهی متوجه موضع حرف نادرست خویش میشویم اما عجیب اصرار بردرست بودن آن مینماییم "بد است"
اتفاقا کسانی که تلاش می کنند تا حرف های اشتباه خود را به هر قیمتی توجیه نمایند و بر اشتباهات شان سرپوش نهند در اصل اعتماد دیگران را از خود سلب می کنند .
و نتیجه ی این می شود که سخنان درست و صحیح آنان نیز مورد توجه دیگران قرار نمی گیرد .

چند آیه در این مورد :

1. گفتگو و مناظره بايد «بِالَّتِى هِىَ أَحْسَنُ» (نحل ، 125) باشد : حق ، عدالت ، درستى ، امانت ، راستى و صدق بر آن حكومت كند و از هرگونه توهين ، تحقير ، خلاف گويى و استكبار خالى باشد و خلاصه تمام جنبه هاى انسانى آن حفظ شود .

2 . در گفتگو بايد با نرمى سخن گفت تا اين كه مردم و طرف مقابل جذب شوند ، متذكّر شوند و راه را پيدا كنند . (طه ، 44)

3 . گفتگو نبايد به نزاع و كشمكش تبديل شود ; چرا كه سببِ از ميان رفتن قدرت و هيبت انسان مى شود . (انفال ، 46)

http://www.daneshju.ir/forum/f947/t100282.html

گرفتگی یا خشونت صدا

 

                به هنگام صحبت کردن، هوایی که از ریه خارج می شود طناب های صوتی را به ارتعاش درمی آورد و ارتعاش طناب های صوتی باعث تولید صدا می شود. صوت مهم ترین راه ارتباط بین ما انسان هاست که هم برای بیان عواطف و احساسات و هم برای ارتباطات کاری بسیار حائز اهمیت است. استفاده صحیح و مراقبت از طناب های صوتی تان امکان داشتن صدایی خوب و دلنشین در سرتاسر عمر را بیشتر می کند.

مشکل صوتی با خشونت صدا یا دو رگه شدن صدا مشخص می شود. موارد زیر ازجمله مشکلاتی است که مبتلایان به بیماری های حنجره از آنها شکایت دارند:

تغییر تن صدا، در نیامدن صدا، منقطع شدن تکلم و گاهی درد مبهم یا تیر کشنده به هنگام صحبت کردن. شایع ترین علت تغییر صدا عفونت های حاد دستگاه تنفسی فوقانی است.

گاهی به دنبال عفونت دستگاه تنفسی فوقانی حنجره هم ملتهب می شود. التهاب طناب های صوتی باعث خشونت صدا می شود. این خشونت ممکن است تا ۲ هفته هم به درازا بینجامد. در چنین مواردی استراحت صوتی برای بهبود سریع تر حنجره سودمند است. چنانچه بعد از ۴ هفته صدا کاملاً به حالت عادی برنگشت لازم است بیمار به متخصص گوش، حلق و بینی مراجعه کند.

چنانچه یک فرد سیگاری دچار خشونت صدایی شود که بیشتر از ۳ هفته به طول بینجامد باید حتما از نظر حنجره به طور کامل بررسی شود.

سیگار اصلی ترین عامل سرطان حنجره است و مهم ترین علامت سرطان حنجره نیز تغییر تن صداست. هر چه زودتر سرطان حنجره تشخیص داده شود احتمال نجات و علاج بیمار افزایش می یابد.

گاهی کسانی که بیش از حد معمول از حنجره خود استفاده می کنند، دچار خشونت صدا می شوند. این نوع خشونت در معلمان، خوانندگان، گدایان یا دوره گردانی که به دلیل شغل خود مجبور به داد زدن هستند مشاهده می شود. علت خشونت صدا در این افراد، آسیب دیدن طناب های صوتی است. مبتلایان به این نوع خشونت اگر سعی کنند استراحت صوتی داشته باشند و در حد معمول و متعارف از حنجره خود استفاده کنند مشکل شان برطرف خواهد شد اما اگر به استفاده بیش از حد از حنجره خود ادامه دهند بتدریج طناب های صوتی آنها دچار برآمدگی خواهد شد که برای اصلاح آن ممکن است لازم باشد تحت عمل جراحی قرار گیرند.

رفلاکس یا برگشت محتویات معده به مری نیز می تواند منجر به خشونت صدا شود. به طور معمول بین مری و معده دریچه ای یک طرفه قرار دارد که اجازه می دهد مواد غذایی وارد معده شوند و مانع برگشت آنها به مری می شود. در مواردی ممکن است عملکرد این دریچه مختل شده باشد. در این صورت ترشحات اسیدی معده می توانند از این دریچه گذشته و به مری وارد شوند. از سوی دیگر می دانیم که قسمتی از مری به نای راه دارد. این راه به هنگام بلع توسط مکانیسم های دقیقی بسته می شود تا مواد غذایی به هنگام بلع به تراشه وارد نشوند.

در مبتلایان به رفلاکس، ترشحات اسیدی معده که به مری برگشته می تواند منجر به تحریک و التهاب مخاط حنجره شود. این امر به نوبه خود باعث خشونت صدا می شود. در چنین حالتی درمان رفلاکس باعث بهبود خشونت صدای بیمار می شود.

 http://www.dr-ameri.com/fa/patientpages.aspx?id=87

آداب جواب دادن تلفن


آداب جواب دادن تلفن
 
1- همیشه سعی كنید مردان تلفن را جواب بدهند.

2ـ اگر شماره مشخص بود و می دانید كه از افراد درجه یك خانوادگی است ، حال شما بانوی محترم می توانید تلفن را جواب دهید .
3ـ عادت كنید شماره تلفن خانه تان را به هر دوست و آشنایی ندهید . بعضی ها شماره تلفن خانه راحتی به غریبه ها هم می دهند . این اشتباه محض است .
4ـ در صورت نبود شوهر اگر زن گوشی را برداشت با صدایی نازك و آرام صحبت نكند بلكه خیلی جدی و خلاصه ، این برای شما بهتر است .
5ـ اگر شماره غریبه افتاد و مرد خانه نیست و نمی دانید شماره چه كسی است بر ندارید بهتر است اما اگر برداشتید به روش فوق عمل كنید .
6ـ هرگز با مرد نامحرم گرم صحبت نشوید كه وارد خطرات زیادی خواهید شد .
7ـ اگر شخصی مزاحم تلفنی شماست و شما می دانید كه از تلفن همگانی است هرگز گوشی را بر ندارید ، بالاخره مأیوس می شود وگرنه اگر گوشی را برداشتید و فحاشی كردید یقیناً آن شخص پر روتر می شود .
8ـ تلفن یك وسیله ارتباطی سالم برای مواقع ضروری است نه مزاحم شدن و پر حرفی و یا وسیله بازی ، پس قدرش را بدانید .
9ـ در هنگام معرفی كردن خود در پشت تلفن ، به آنچه كه در عرف جامعه مشهور هستید خود را به طرف مقابل معرفی كنید زیرا شناختن افراد در پشت تلفن كمی مشكل است . مثلاً اگر همه شما را با اسم دكتر احمدی می شناسند شما هم خود را اینگونه معرفی كنید . سلام دكتر احمدی هستم ، این نشانه غرور نیست بلكه مخاطب شما سریعتر به هوییتان پی می برد
این یعنی صرفه جویی در وقت و اقتصاد . و جلوگیری از بروز سوء تفاهم ها

الزامات اخلاقی گفتگو

 
  الزامات اخلاقی گفتگو 
 

  
 در میان بحثهایی که در باب مبانی نظری گفتگو مطرح هستند یکی الزاماتی اخلاقی است که انسان را به گفتگو کردن وا می‌دارند. اینکه چه الزاماتی گفتگو را شروع می‌کنند و کدامها آن را ادامه می‌دهند و عاقبت اینکه چه ارزشهایی باید در یک گفتگوی سالم در نظر گرفته شوند.

گفت و گو اتفاقی در ساحت زبان است اما این عبارت کلان نمی تواند به تمامی معرف گفت و گو باشد، چراکه ما اتفاقات زبانی  دیگری نیز چون: شعر، علم ، فلسفه و عرفان داریم و بدین رو باید بر خصیصه های دیگری برای گفت و گو دست گذاشت. برای تعیین مشخصه های گفت و گو و تمایز آن با دیگر گستره های زبانی می توان آن را در سه محور معرفتی، اخلاقی و وجودی به بررسی نشست:

الف. گفت و گو به مثابه روشی معرفتی:

 اساس معرفتی گفت و گو این است که " دیگری و خود" به عنوان طرفین گفت و گو اشتباه می کنند اما این حق را دارند که اشتباه کنند و درباب اشتباهات خود به گفت و گو بپردازند. پیش فرض بنیادین معرفتی گفت و گو این است که حق مجسم و مجسمه حق جایی موجود نیست و حقیقتهای گوناگون نزد افراد گوناگونی هستند .

در این دیدگاه حقیقت، شبکه و منظومه ای است که از کنار هم قرار دادن حقایق گوناگون به دست می آید و در این میان ، گفت و گو ابزار مهم و اصلی کنار هم چیدن حقایق متکثر برای بازسازی وحدانیت و هویت حقیقت است. در این فضاست که گفت و گوی فردی که خویشتن را حق مجسم و مجسمه حق می پندارد چیزی جز حرکت متکلفانه و تعارف منشانه معنی نمی دهد.

فردی که تنها از آن رو به دامن گفت و گو توسل می جوید که دیگران را به ساحت حقانیت و هدایت بازگرداند بدون آنکه این نکته را پیش فرض خود گرفته باشد که خودش نیز انسان است و انسان به تعبیری، حوزه ای محدود اما واقف به محدودیت خود است سودی از ماجرای گفت و گو نخواهد برد. انسانیت انسان از آنجا شروع می شود که وی به محدودیت های خود از جمله جهلهای خود واقف شود و کسی که محدودیتهای ذاتی و تبعی معرفتی خود را مدنظر نداشته باشد شرط اولیه و بنیادین گفت و گو را نادیده گرفته است.

گفت و گو اتفاقی در زبان و بنابراین یک بازی زبانی است، ازاین رو در آن در اولین سطح،  تکثر فهم ها و تلقی ها برجسته می شود و این نکته وزن پرسش و سوال را در گفت و گو پررنگ می کند. همان طور که علم و فلسفه و دیگر حوزه های معرفتی بشر با پرسش آغاز می شوند گفت و گو نیز بر پرسش متکی است. اگر پرسش پارسایی ذهن است - که هست - و اگر معارف ما به قد و قامت پرسشهای ما هستند آنچه در گفت و گو فرمان و زمام را در دست می گیرد پرسشهای ما ست. پرسشهای نیکو،  روند گفت و گو را بهبود می بخشند و مانع از آن می شوند که گفت و گو به تک گویی یا هرزه گویی مبدل شوند؛ پرسشها،  دریچه ها ی نوین و بدیعی را به عرصه های نامکشوف ارزانی می دارند.

در باب گستره معرفتی گفت و گو تذکار این نکته ضروری است که بازی زبانی فرض کردن گفت و گو و سخن راندن از حقهای متکثر ، می توانند ما را بدان سمت رهنمون سازند که قواعد گفت و گو را فراتر از نفس و نقش آن در نظر نگیریم و به ساخته شدن آن قواعد ضمن عمل گفت و گو باور داشته باشیم اما حق آن است که بازی زبانی فرض کردن گفت و گو و قایل شدن به حقهای متکثر الزامآ حرکت گفت و گو در ذیل یک سرمشق و بنابراین نسبی کردن معرفت و گفت و گو معنی نمی دهد.  یعنی در گفت و گو هم می توان و هم باید قایل به قواعد عام و مورد توافق بود .

ب. اخلاق گفت و گو:

مقوله اخلاق همیشه و همه جا پس از ظهور دیگری مطرح می شود و این البته پیشاپیش منوط به ظهور "خود" و "فردیت" است. به همین جهت می توان فردیت را در جایی با وجدان اخلاقی و دغدغه های ارزشی معادل گرفت و عالی ترین نمود و نماد فردیت را کلنجار رفتن با دغدغه های اخلاقی به حساب آورد.

در گفت و گو ، "دیگری" و بنابراین معضلات اخلاقی بوفور و بوضوح یافت می شوند و با پررنگ شدن فرد، پرسشهای اخلاقی گستره گفت و گو را در بر می گیرند. "دیگری" اگر پرسش اخلاقی نیافریند دیگری نیست و تنها در یک گفت و گوی سالم و بهینه "دیگری" بتمامی خود را برآدمی عرضه می کند. از این عرضه، البته دغدغه ها و حساسیتهای اخلاقی می جوشند و بدین روی ، گفت و گو نه تنها معلول پرسشهای اخلاقی که علت آنها نیز به حساب می آید.

اگر دیگری دیدگاههای متفاوتی دارد و اگر دیگری در فضای هنجاری خاصی قرار دارد و اگر او حتی در سرمشق گوناگونی جای می گیرد اینها همه به پررنگ شدن "دیگری" و زایش پرسشها و دغدغه های اخلاقی مهم و جدی یاری می رسانند. از این رو، در یک گفت و گوی سالم و بهینه که هم پرسش هست و هم دیگرگون بودن و هم چشم اندازهای متشابه و متمایز ، می توان مقام " اخلاق" را پررنگ یافت.

در این میان اما اخلاق گفت و گو اخلاق خاصی است ؛ مشارکت در مکالمه و گفت و گو ، تفاهم و همدلی، حضور طرفین گفت و گو در وجود یکدیگر، تلاش برای پیشبرد و پیشرفت معرفت و حقیقت و حل گره های معرفتی، اعتراف به خطا و اشتباه ، نقادی و پرسشگری، حساسیت نسبت به مغالطات و تناقضات ، غلبه بر ابزارگونه دیدن طرفین گفت و گو و فراتر رفتن از سیطره و سلطه و عاقبت تلاش جدی برای یافتن طرف جدی گفت و گو که دیگرگون باشد و آدمی را نقادی و حلاجی کند ، همه می توانند هنجارها و ارزشهای یک گفت و گوی سالم لقب گیرند؛ هنجارهایی که البته بیشتر وجه سلبی دارند و با توجه به انواع و اقسام گفت و گوهای ناقص و معیوب ، بیان شده اند.

از پررنگ بودن نقش قدرت و اقتدار در معرفت و همچنین گفت و گو بسیار سخن رفته و ماهیت هر گفت و گویی با توجه به نقش و نفس اقتدار بررسی شده است اما حق آن است که مفهوم اقتدار با آنچه سلطه و سیطره حاکم بر فضای گفت و گو نامیده می شود متفاوت است.

معنای اقتدار عین فردیت و شخصیت است و همه مضامینی که در فردیت موجودند قابل تعمیم به عرصه اقتدار هستند . اقتدار یعنی آنکه کمال جویی و پیشرفت من به عنوان یک فرد متمایز مهم است و فقط با این تعریف است که اقتدار را می توان به مثابه جوهر زندگی انسان معنا کرد.

اما سیطره موجود در گفت و گو با مولفه هایی چون ابزاری دیدن طرف گفت و گو و تعیین سلسله مراتب میان آنها تعریف می شود و بدین سبب قابل تحویل به مفهوم کلان و کلی اقتدار نیست.

پ. عرصه وجودی گفت و گو:

"دیگری" فقط در فهم آدمی مشارکت نمی جوید و فقط به حوزه اخلاق انسان تعین نمی بخشد بلکه تعریف مجددی از انسان و حوزه های در دسترس و دور از دسترش وی ارزانی می دارد. هویت ما چیزی جز تصویری که ما از خودمان داریم نیست و در جهانی که دیگری وجود نداشته باشد تصور وجود تصویری معین از انسان دشوار است. ابزار اصلی هویت برای دستیازی به تصاویر و مواضع خاصی البته زبان است .

زبان رابطه تنکاتنگی با هویت و معرفت آدمی برقرار می کند و جزو لاینفک آن محسوب می شود اما تنها در گفت و گو است که "زبان" و "دیگری" بتمامی موجودند و بدین سبب در گفت و گواست که انسان به هویت و حدود و ثغور خویش پی می برد. بدین جهت گفت و گو را می توان منزلگاه هویت نام نهاد.

آری گفت و گو در یک سطح بر معارف و شناخت انسان می افزاید و در لایه ای دیگر پرسشها و دغدغه های اخلاقی به وجود می |آورد اما بیش از اینها گفت و گو زاینده وجود و هویت انسان  است. بدون گفت و گو و اتفاق زبانی آن، " دیگری" موجود نیست تا انسان با توجه بدان تعریف شود، به هویتی دست یابد و مرزهای خودش را با دیگری مشخص سازد. گفت و گو از این منظر به آیینه ای شبیه است که انسان در آن تصویر و تعریف خود را باز می یابد . انسان چیزی جز ارتباط و رابطه نیست و گفت و گو عالی ترین نوع ارتباط به شمار می رود.

بخشی از هویت آدمی تحت تآثیر رابطه و گفت و گو با امر قدسی است اما این رابطه نیز متآثر از گفت و گوی انسان با دیگری است. هویتی که پس از گفت و گوی انسان با دیگری برای او به وجود می آید راه را بر مکالمه با امر قدسی - که این یکی مایه و پایه هر دین و آیینی است - هموار می سازد. در هر گفت و گویی، تمایز شرط اساسی و مهم است و هرچند شباهتهای زبانی و معرفتی هم مهمند و گفت و گو بدون آنها ذمیسور نیست اما عدم تمایز راه را بر هر گفت و گویی سد می کند.

گفت و گو با دیگری با توجه به این مبانی،  تمایزی را برای انسان به وجود می آورد تا بیشتر و بهتر به دامن گفت و گو با راز هستی متشبث شود. دوگانگی بنده و خالق که سرچشمه هر  راز و نیاز و دعا و نمازی است در این گستره معنا می یابد و عده ای غایت گفت و گو با مبدا هستی را در رفع این دوگانگی می دانند اما به نظر می رسد رفع این دوگانگی نه مقدور است و نه مطلوب. مقدور نیست چون آنکه با دیگری گفت و گو می کند به تمایزی برگشت ناپذیر می رسد که بر رابطه او با امر قدسی نیز تآثیر می گذارد و مطلوب نیست چراکه یگانگی خالق و مخلوق در هر صورت کم رنگ شدن فردیت و هویت انسان است: فردیت و هویتی که به نظر بسیاری از حقایق مهم است.

آری در میان کارکردهای گوناگون گفت و گو ، کارکرد آن در سه رویه معرفت ، فضیلت و هویت را باید جدی گرفت.

منبع: خبرگزاری مهر


http://www.mehrnews.com/fa/newsprint.aspx?newsid=514139
 

اقسام گفتگو

اقسام گفتگو

چند نوع گفتگو داریم یک نوع گفتگوی هست به نام گفتگو دلدادگان . آنهایی که در مرحله انتخاب همسرند به دلیل علا قه اولیه وقتی با هم گفتگو می کنند تمام اظهار نظرها و بر داشتها یشان مورد تایید همدیگر است مثل اینکه ما برای هم خلق شده ایم، دو نیمه یک سیب هستیم و من عینا مثل تو حرف می زنم این شیوه دلدادگان است که البته  دررسانه ما هست در درون احزاب ما هم هست به چه دلیل احزاب ما خود انتقادی ندارند .و رشد نمی کنند به این دلیل که این شیوه از گفتگو را دارند وچالشی و انتقادی بر خورد نمی کنند .این گفتگو نیست برای همان دلدادگان خوب است .

.الگوی دیگرالگوی همسران ناراضی است واینقدر دعوا و مرافعه کردند که کارشان به دادگاه کشانده شده و طوری گفتگو می کنند که یک نقطه مشترک ندارند و سر انجام این دعوا و مرافعه، جدایی است واین گفتگو هم مناسب نیست .

الگوی دیگر الگوی گفتگو نمایشی است الگویی که حاکمان آن را تدبیر می کنند که یک نفر بیاید و یک مقام مسئولی هم بیاید و آنها هم بیایند حرف هایشان را بزننداین گفتگو هم درست نیست و یکسری تعارفات که هیچی از آن در نمی آید وخطابه است نه مخاطبه . خطابه یک طرفه است ومخاطبه دو طرفه .

.بعد یک الگویی است به نام الگوی گفتگو قهوه خانه یا الگوی گفتگوی بازنشسته ها در  بوستان ها که خیلی ملموس است .شما اگر به پارک بروید یک عده نشسته اند در پارک ها که هر روز همدیگر را می بینند درباره همه چیز گفتگو می کنند و با هم اختلاف نظر دارند. اصل گفتگو و بهترین الگوگفتگو در پارک است به دلیل اینکه نگران نیست که از هم دیگر قهر کنند یا فردا همدیگر را نبینند محافظ ندارند و هر چه در ضمیرش است بیرون می ریزد و رفاقتشان برقرار است ، در حالیکه یکی احمدی نژادی است ودیگری خاتمی ،یکی هاشمی یعنی یک نوع مونو گرافی .رسانه باید یک فضای  قهوه خانه ای باشد وبه معنای اینکه  تریبونی باشد که فقط  امکان کنار هم نشستن آدمها  را فراهم کند و تلاش کند که بر انگیزندبحث را ، نه اینکه کنترل کند.گره افکنی کند  که بگویند و بگویند البته در قهوه خانه اجازه نمی دهیم  سیگاربکشند ،نباید دست به یقه شد.  می نویسد آنجا  مانیفست مااین است پروتکل این است  و به دیوار چسباندند .

یعنی باید برون افکنی باشد آنچه را که به ذهنش می رسد حتی اگر حرف خطا بزند همه که نباید حرف درست بزند.قرار است همدیگر را بروز دهند .و در یک تعامل دوجانبه و چند جانبه در یک موضوع خاص، شنونده و مخاطب حقیقت را کشف کنند وکشتزاری است که بوسیله شرکت کنندگان بحث به ثمر میرسد که میوه ریز و درشت دارد مشتری که همان مخاطب هست، باید حواسش جمع باشد که همان میوه درشت را برچیند و ببرد به منزلش ، او دیگر به ما مربوط نیست و بسته به ظرف نیازذهنی  او دارد این می شود شیوه گفتگو و الا این شیوه که ما دو نفر را می آوریم و حواسمان هست که این آقا خیالمان راحت پاستوریزه حرف میزند بنابراین به او مجال می دهیم تا اون می آِیدحرفی بزند بایک تدابیر... اجازه ندهیم یا به گونه ای بحث را دنبال کنیم گفتگو یک جنگ حیدری -نعمتی راه بیاندازیم نه گفتگو جنگ  گلادیاتور بازی و خروس نیست .رسانه هم اگر بخواهد مهره ای بیاورد و حالش را بگیردو کسی را داغ باطله بزند خیانت کرده به اصل فرهنگ گفتگو. یک جریانی از نظر ما باطل و بیاییم داغ باطل است بر افکار عمومی بزنیم این اتفاق یک بار می افتد دفعه بعد چه؟ مگر اینجا مغازهایی است که می خواهد یک بارکار کند.؟


 

آد‌اب استفاده از تلفن در محل کار


آد‌اب استفاده از تلفن در محل کار

د‌رست است که این روزها ایمیل و پیام‌های فوری از طریق Messenger د‌ر ارتبـاطات اد‌اری خیلی باب شد‌ه است، امـا هنوز هم تلفن نقش بسیـار مـهمی د‌ر حیطـه کـاری ایفا می‌کند‌.
مکالمات تلفنی نیز د‌قیقاً مثل جلسات کاری رو د‌ر رو، بـایـد‌ از یکسری قوانیـن و اتـیکت‌هـا پیروی کنند‌ تا تجربه‌ای شیرین و سازند‌ه برای هر د‌و طرف بر جای بگذارد‌. چشـم پـوشی از رفتارها پشت تلفن کـار سـاد‌ه‌ای است. برخورد‌ها و مــلاقات‌های ناگهانی یا پیام ابلاغ ایمیل جد‌ید‌ که یکباره روی صـفحه نمـایش کـامپیـوتر ظـاهر مـی‌شـود‌، می‌تواند‌ باعث پرت شد‌ن حواس شود‌. اما باید‌ یاد‌تان باشـد‌ کـه مکالمـات تـلفنی هم به اند‌ازه مکالمات رو د‌ر رو اهمیت د‌ارند‌. اگر شغلتان جوری است که ایجاب می‌کند‌ بیشتر روز با تلفن صحبت کنید‌، یاد‌تان باشد‌ که معمولاً چند‌ ساعت طول می‌کشد‌ تا تارهای صوتی حنجره انسان بعد‌ از چند‌ ساعت خواب شب، خوب گرم شود‌. ۸ ساعت خواب د‌ر شب باعث می‌شود‌ تارهای صوتی زنگ بزند‌! از اینرو بعد‌ از بید‌ار شد‌ن موقع حاضر شد‌ن برای رفتن به سر کار، جلوی آینه د‌ستشویی کمی با صد‌ایتان بازی کنید‌ و حرف بزنید‌. یا موقع د‌وش گرفتن کمی د‌ر حمام آواز بخوانید‌. تمرین تنفس عمیق هم شکم و گلویتان را برای یک روز تمام حرف زد‌ن آماد‌ه می‌کند‌. اگر با ماشین خود‌تان به محل کار می‌روید‌، می‌توانید‌ د‌ر مسیر با آهنگی که از ضبط صوت پخش می‌شود‌ هم همخوانی کنید‌.
● گرفتن یک تماس تلفنی
برای گرفتن یک تماس تلفنی کاری، اول باید‌ خود‌تان و شرکتتان را معرفی کنید‌. اگر به یک منشی وصل شد‌ه‌اید‌، نام کسی که می خواهید‌ با او صحبت کنید‌ را او عنوان کنید‌. به همین ساد‌گی: «سلام، من آریا از شرکت کوشا ایران هستم. می‌توانم با آقای سمیعی صحبت کنم؟» باید‌ آماد‌ه باشید‌ تا یکی د‌و جمله د‌ر مورد‌ هد‌ف تماستان صحبت کنید‌.
وقتی به فرد‌ مورد‌ نظر وصل شد‌ید‌، هد‌فتان را بیان کرد‌ه و حتماً از او بپرسید‌ که احیاناً مزاحمش نشد‌ه باشید‌. این بخش از اتیکت استفاد‌ه از تلفن یکی از مهم‌ترین قسمت‌های آن است چون باعث می‌شود‌ فرد‌ مورد‌ نظر د‌ر صورت گرفتار بود‌ن، بعد‌اً د‌ر فرصتی مناسب‌تر پاسخگوی نیازهای شما باشد‌. به هیچ عنوان د‌ر مورد‌ مد‌تی که می‌خواهید‌ وقت او را یگیرد‌، د‌روغ نگویید‌، پس اگر فکر می‌کنید‌ که کارتان بیشتر از ۵ د‌قیقه طول می‌کشد‌، نگویید‌ «سریع کارم تمام می شود‌ و بیشتر از ۵ د‌قیقه وقتتان را نمی‌گیرم!» اجازه بد‌هید‌ طرف مقابلتان از همان ابتد‌ای مکالمه تصمیم بگیرد‌ که چه باید‌ بکند‌. اگر به خط منشی شرکت وصل شد‌ه‌اید‌ و وی هد‌ف تماس شما را جویا شد‌، باید‌ بتوانید‌ مختصر و مفید‌ هد‌فتان را برای او مطرح کنید‌. اما به هیچ عنوان فکر نکنید‌ که او باید‌ پاسخ شما را بد‌هد‌؛ وقتی مستقیماً به فرد‌ی که مورد‌نظرتان بود‌ه وصل شد‌ید‌، پیامتان را د‌وباره به زبان خود‌تان مطرح کنید‌. اگر از شما خواستند‌ که بعد‌اً زنگ بزنید‌ یا پیام خود‌تان را بگذارید‌، ناراحت نشوید‌. قرارهای قبلی همیشه د‌ر اولویت هستند‌.
● پاسخ‌گویی به تلفن
مرد‌م به د‌لایل مختلف برای امور کاری تلفن می‌زنند‌. خیلی به ند‌رت پیش می‌آید‌ که فروشند‌ه‌ها و مشتری‌ها فقط برای حال و احوال کرد‌ن به یکد‌یگر زنگ بزنند‌.
تلفن‌های کاری معمولاً به عملی خاتمه پید‌ا می‌کند‌، از اینرو بهتر است با هرچه د‌لپذیرتر کرد‌ن صد‌ایتان پشت تلفن، اولین تاثیری که روی مخاطب می‌گذارید‌، تاثیر خوشایند‌ی باشد‌. وقتی گوشی تلفن را برمی‌د‌ارید‌، نام خود‌تان و شرکتتان را عنوان کنید‌. بد‌ نیست که قبل از معرفی، از مخاطب برای گرفتن تماس تشکر هم بکنید‌. مثلاً بگویید‌: «با تشکر از تماس شما، آرا هستم از شرکت کوشا ایران. می‌توانم کمکتان کنم؟» اگر د‌ر یک شرکت خیلی بزرگ کار می‌کنید‌، بهتر است که نام بخش و قسمت خود‌تان را هم د‌ر قسمت معرفی بگنجانید‌.
● لطفاً چند‌ لحظه منتظر بمانید‌!
نگه د‌اشتن تماس گیرند‌ه‌ها پشت خط، د‌ر اتیکت آد‌اب تلفن‌های کاری یک شمشیر د‌ولبه است. معمولاً هیچکس د‌قیقاً د‌ر موقع مناسب تماس نمی‌گیرد‌، به خاطر همین منتظر ماند‌ن پشت خط را باید‌ تحمل کند‌. اما کارهای زیاد‌ی هست که تماس‌گیرند‌ه و فرد‌ی که تماس را د‌ریافت کرد‌ه برای هرچه خوشایند‌تر کرد‌ن این لحظات می‌توانند‌ انجام د‌هند‌.
اگر باید‌ کسی را پشت خط نگه د‌ارید‌، حتماً بعد‌ از اینکه از او خواستید‌ پشت خط منتظر باشد‌، پاسخ او را هم بشنوید‌. اگر کسی شکایت کرد‌، به آرامی د‌لیل این‌کار را به او توضیح د‌هید‌.
احتمالاً کسی که آنها می‌خواهند‌ با او صحبت کنند‌، موقتاً از د‌فتر بیرون رفته و باید‌ ببینید‌ که کجاست و یا با خط د‌یگری مشغول صحبت است. تماس‌گیرند‌ه‌ها معمولاً برای منتظر ایستاد‌ن خود‌ به د‌نبال د‌لیل هستند‌ اما سعی نکنید‌ که خیلی اطلاعات به آنها بد‌هید‌. اگر مثلاً فلانی از بخش فروش به توالت رفته، خیلی ساد‌ه به تماس‌گیرند‌ه بگویید‌ که او پشت میز خود‌ نیست.
یاد‌تان باشد‌ هر ۳۰ ثانیه یکبار وضعیت را به اطلاع کسی که پشت خط ماند‌ه برسانید‌، مثلاً «تماسش طولانی شد‌ه» یا «به خط د‌یگری وصل شد‌ه» یا «آمد‌نش کمی طولانی شد‌» و از این قبیل... بعد‌ از سه د‌قیقه منتظر ایستاد‌ن بهتر است از فرد‌ بخواهید‌ که بعد‌اً تماس یگیرد‌ یا پیام خود‌ را بگذارد‌.
● پیام‌ها و ایمیل‌های صوتی
اگر می‌خواهید‌ برای کسی یک پیام صوتی بگذارید‌، د‌قت کنید‌ که پیامتان کوتاه و د‌قیق باشد‌. واضح و آرام صحبت کنید‌ و فراموش نکنید‌ که نام و شماره تلفنتان را هم بگذارید‌. نام و شماره تلفنتان را د‌ر ابتد‌ا و انتهای پیام تکرار کنید‌، به خصوص اگر مخاطب را نشناسید‌. اگر سیستم پیام صوتی طوری بود‌ که می توانستید‌ صد‌ای ضیط شد‌ه تان را بشنوید‌، حتماً اینکار را بکنید‌ تا مطمئن شوید‌ که پیامتان را به د‌قت و کامل مطرح کرد‌ه‌اید‌. پاسخ د‌اد‌ن به این پیامها قابل تقد‌یر است. روال به این صورت است که د‌ر ۲۴ ساعت باید‌ پاسخ این پیامها د‌اد‌ه شود‌.
اگر نتوانستید‌ نیاز فرد‌ تماس‌گیرند‌ه را د‌ر این مد‌ت زمان برآورد‌ه کنید‌، حتماً با او تماس گرفته و به او اطلاع د‌هید‌ که چه موقع پاسخگوی وی خواهید‌ بود‌.
● ایمیل صوتی خود‌تان
پیامهایی که برای د‌یگران می‌گذارید‌ هم ابزار بسیار مهمی د‌ر کار است. اطلاع‌رسانی اهمیت زیاد‌ی د‌ارد‌. بهترین پیام باید‌ بتواند‌ نکات بسیار مهمی را برای فرد‌ تماس گیرند‌ه مطرح کند‌: نام شما، سازمان یا گروهی که د‌ر آن هستید‌، تاریخ (نشان می‌د‌هد‌ که شما مد‌اوماً ایمیلتان را چک می‌کنید‌)، اینکه آن روز د‌ر شرکت هستید‌ یا نه، چه موقع با وی تماس خواهید‌ گرفت، اینکه اگر کارشان فوری و ضروری است با چه کسی تماس بگیرند‌. و از این قبیل.ممکن است این کارها کمی د‌شوار به نظر برسد‌، اما فقط نیاز به کمی نظم د‌ارد‌. البته می توانید‌ کار را کمی ساد‌ه‌تر بکنید‌ و هفته‌ای یکبار پیامهای صوتی‌تان را چک کنید‌. البته بهتر است این مسأله را با تماس‌گیرند‌ه‌ها د‌ر میان بگذارید‌. اضافه کرد‌ن هر اطلاعات اضافی که به د‌رد‌ افراد‌ بخورد‌ د‌ر پیام صوتیتان خیلی خوب است. و نکته مهم این است که حتماً به این پیامها پاسخ د‌هید‌

 

روش سخنرانى ( گفتگو )

روش سخنرانى ( گفتگو )

بقایاى ساختمان هاى قدیمى از یونانى ها نشان مى دهد که این اقوام مکان هایى براى وعظ و خطابه داشته اند و حتى در معمارى طورى آنها را طراحى کرده اند که مشکل انتقال صدا نداشته باشند.

اولیاى دینى نیز با توجه به اهمیتى که براى بیدارى نسل ها قائل مى باشند، توجه ویژه اى به منبر به عنوان یک رسانه ى کارآمد دارند. مجالس وعظ و سخنرانى پیامبر اکرم(ص) و ائمه ى معصومین(ع) در جاى جاى تاریخ مطرح شده است و به استناد همین روایات گاه تعداد شرکت کنندگان این مجالس به حدى مى رسید که براى رسیدن صداى سخنران به جمعیت، تعدادى از جوانان که   ....

ادامه نوشته

روشهاى تحقیق علوم اسلامى


روشهاى تحقیق علوم اسلامى

علوم اسلامى هر یک با موضوع و هدفى خاص و مسائلى مخصوص در بسترهاى مختلف تاریخى، اجتماعى و توسط استعدادها و افکار مختلف رشد کرده و به دست ما رسیده است و همین امر باعث اختلاف روش تحقیق حتى درباره ى تک تک علوم اسلامى شده است. چنان که مثلا علومى مانند: تفسیر، فلسفه، فقه و اصول با انواع روشها عجین شده اند و این روشها چنان در طول سالیان دراز پرورده شده اند که على رغم باطل بودن بسیارى از آنها، تشخیص صحت و سقم آنها بسیار مشکل گردیده است و   ....

ادامه نوشته

بررسى ابعاد عمومى روش شناسى تحقیق

بررسى ابعاد عمومى روش شناسى تحقیق


پس از گذشت 22 سال از انقلاب، امروز بیش از پیش وجود یک خلاء تئوریک براى تحقق این امر، احساس مى شود. بنابراین پس از پیدایش تحرک مذهبى، به وسیله انقلاب، در اقشار و سطوح مختلف مردم اولویت اول باید پرنمودن خلاء تئوریکى موجود براى اداره بخشها و شئون مختلف جامعه با ارایه روش و الگوى مناسب باشد. تحقق این کار بنیادین به دو مرکز عمده فرهنگى یعنى حوزه و دانشگاه سپرده شده است. وظیفه اصلى و اساسى حوزه هاى علمیه تولید افکار تکاملى(1) و    ...

ادامه نوشته