بایدها و نبایدهای گویندگی

 

بایدها و نبایدهای گویندگی

گويندگي در يک تعريف ساده، حرف زدن، انتقال فکر يا منظوري نهفته در يک مطلب، به شيوه­اي زيبا و درست به مخاطب است .

گوينده خوب علاوه بر داشتن صدا و بياني زيبا و بدون عيب ( از لحاظ تلفظ حروف، لحن و لهجه) بايد سواد کافي داشته باشد .

  گوينده خوب بايد خوب بشنود، خوب ببيند و عملي را که انجام مي­دهد در مغز کنترل و در زبان پخش کند.

  يک گوينده بايد قدرت برقراري ارتباط داشته باشد. داراي قدرت انتقال فکر و احساس باشد و بتواند شخصيت خود را منعکس کند.

  اولين قدم در کار گويندگي خبر، درک و فهم خبر است .

         خودکار شدن فکر:

    گوينده بايد فکر خود را خودکار کند. فکر در حالت عادي صحبت کردن، خودکار است ولي موقع اجراي گويندگي اينچنين نيست و گوينده بايد براي اينکار، مطلبي را سريع بخواند و يکدفعه توقف کند و درباره آن فکر نمايد و ببيند موضوع چه بوده است، بعد دوباره مطلب را بخواند و اين بار فکر کند تا چه حد از مطلب را درک کرده است، اينکار را مرتب تکرار کند تا تمام مطلب را  بفهمد و با وقت گيري و کم کردن تعداد دفعات سعي کند به نتيجه مطلوب برسد.

  اينجا سرعت نيز نقش متفاوتي دارد، خبرها از روي متن خوانده مي شود و به دلخواه گوينده سرعتش تعيين نمي شود. اين يک قانون است. براي سرعت اداي کلمات " بيش از صد کلمه فارسي در يک دقيقه "  و گرنه سرعتي مناسب نخواهد داشت .

  يک گوينده عادي 80 تا 90 کلمه در دقيقه بايد بتواند حرف بزند و گوينده خوب کسي است که بتواند تا دويست کلمه در دقيقه صحبت کند بدون اينکه نقصي درگفتار يا کلمات او پيش بيايد.

   اين ميزان سرعت براي خواندن ، هم کشش لازم براي خواندن خبر را ايجاد مي­کند و هم به نحوي است که مطالب به راحتي شنيده و درک مي­شود.

  به هنگام خواندن خبر احتمال غلط خواني و يا تپق زدن براي گوينده وجود دارد، بنابراين بهترين روش متداول، اعتراف صادقانه به آن است .

  گوينــده خبر مي بايست در حين گويندگي واژه­ها و مفاهيمي را که داراي بار خبري بيشتري هستند، " برجسته تر" کند.

 لحن متناسب با محتوا و فراز و نشيب ها و همچنين مکث و عطف و تاکيدها بيشتر از آنچه که گوينده پخش (توليد) رعايت ميکند بايد توسط گوينده خبر رعايت شود.

 " برجسته خواني" در هر متني (خبري يا غير خبري ) از شرايط و ويژگي هاي يک گوينده خوب است . در هر متن خبري حداقل يک مفهوم مهمتر و برجسته تر است .

لحن در خبر عامل تعيين کننده­اي است. اين لحن و آهنگ مناسب گوينده است که مخاطب را به شنيدن خبر ترغيب مي کند. لحن يا همان شيوه گفتار بايد متناسب با بخش خبري يا مخاطبان و موضوع خبر باشد و گوينده خوب خبر آن است که " با حفظ شان خبر "   بتواند   " شيوه گفتار مناسبي" داشته باشد. گوينده بايد صدا و لحن خود را با متن و مفهوم خبر هماهنگ کند.

 يکي از اهداف گويندگي در رسانه، ايجاد تغيير است. تغيير در فکر مخاطب و بدون آمادگي نمي توان به چنين هدفي نايل شد.

من من کردن، ترديد در گفتار ، مکث هاي نابجا و طولاني، طرح مطالب غلط و گمراه کننده، اشتباه در انتخاب مفاهيم و کلمات، بدنبال کلمه گشتن، از جمله مواردي است که اعتبار گوينده را به سادگي خدشه دار مي­کند.

 معني در پيام نيست در ذهن مخاطب است و وظيفه گوينده پيوند پيام با ذهن مخاطب است به گونه­اي که پيام در ذهن او متناسب با نظر فرستنده، معني شود.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-214.aspx

مراقبت از صدای خود

 

مراقبت از صدای خود

اگر تعداد سخنرانی هایتان زیاد است، حتما باید از صدای خود مراقبت کنید. در ضمن این کارها را باید همیشه انجام دهید:

* تولید یک صدای مناسب را همیشه تمرین کنید. تکنیک ضعیف عامل اصلی مشکلات در تولید صدا می باشد.

* اگر به صدایتان خیلی فشار می آورید بهترین توصیه ما به شما این است که از یک روز قبل از سخنرانی به ان استراحت بدهید.

* اگر سرفه خشک مزمن دارید، حتما به یک متخصص حلق مراجعه کنید.

* سعی کنید مصرف داروهایی را که باعث خشک شدن مخاط می شوند، کاهش دهید؛ زیرا این ماده برای نرم شدن گلو لازم و ضروری است.

* کشیدن سیگار باعث صدمات قلبی شده و در دراز مدت روی کنترل تنفس صحیح که برای سخنرانی عامل مهمی می باشد، تاثیر می گذارد. توصیه می کنیم سیگار کشیدن را ترک کنید زیرا بهترین کاری است که می توانید برای سلامتی عمومی خود و همچنین صدای خود انجام دهید.

* محصولات لبنی تولید مخاط را افزایش می دهند، بنابراین اگر در برنامه ریزی خود یک سخنرانی سخت را در پیش دارید از مصرف این محصولات بکاهید.

* اگر امکان دارد در محیطی که پر از دود است قرار نگیرید.

* الکل روی جریان خون و تارهای صوتی اثر منفی می گذارد.

* از رفتن به محیط های پر سر و صدا بپرهیزید، زیرا ممکن است برای اینکه صدایان شنیده شود مجبور شوید به آن خیلی فشار بیاورید.

* سعی کنید دهان و گلویتان به هنگام سخنرانی خشک نباشند. مرتب چند جرعه آب بنوشید.

* مایعات گازدار ننوشید چون باعث آروغ زدن می شوند.

* اگر در صدای خود دچار مشکل شده اید، وسوسه نشوید که سخنرانی خود را به صورت نجواکنان انجام دهید، زیرا این کار دوره درمان شما را طولانی تر کرده و به طور پنهانی به تارهای صوتی آسیب وارد می کند.

* اگر مشغول یک سخنرانی سخت هستید، حتما در فاصله های بین اجرای خود استراحت کنید.

برای مثال: از شخص دیگری بخواهید به تلفن های شما جواب بدهد. فریاد نکشید و به محیط های پر سر و صدا که مجبور شوید با صدای بلند برای مدت طولانی صحبت کنید، نروید.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-185.aspx

مهارت های لازم برای صحبت کردن در جمع

 

مهارت های لازم برای صحبت کردن در جمع

در زندگي همه ما مواقعي وجود دارد که بايد در حضور چند نفر راجع به مساله‌‌اي صحبت کنيم. ممکن است اين صحبت در جلسه يا کنفرانسي باشد که رسميت داشته باشد و ممکن هم هست که در يک جمع خانوادگي يا در محيط کار بخواهيم براي دوستان يا همکارانمان صحبت کنيم. اگر مهارت‌هاي لازم را در اين زمينه داشته باشيم، قطعاً روند کار با موفقيت بيشتري انجام مي‌شود و به نتايج بهتري مي‌رسيم.
يکي از مباحث مهمي‌که اکثر صاحب نظران درباره آن اتفاق نظر دارند، مقدمه‌اي است که ما براي گفتار خود انتخاب مي‌کنيم. برخي مي‌گويند اصل مطلب مهم است و مقدمه تأثير چنداني در روابط ندارد، در صورتي که اگر مقدمه جالب و دلنشين نباشد، دنبال کردن بقيه صحبت از جانب شنوندگان چندان قطعي نيست.
پس سعي کنيد صحبت خود را هميشه با يک مقدمه آغاز کنيد و سپس به اصل بحث بپردازيد.


 نکته درباره مقدمه‌چيني
بسياري افراد حتي در دوران تحصيل و براي نوشتن انشاء نيز براي پرداختن به مقدمه دچار مشکل مي‌شوند. با توجه به نکات زير حداقل از اصول کلي مقدمه آگاه خواهند شد:

- مقدمه بايد مختصر باشد، اما در عين حال هدف از بيان آن را مشخص کند تا شنونده بداند که قرار است به چه موضوعي پرداخته شود.


-  مقدمه نبايد تنها اطلاعات خاصي را به شنونده منتقل کند، بلکه بايد شنونده را جذب کند و براي پيگيري کلام انگيزه لازم را در او به وجود آورد.


- مطالب بيان شده بايد مرتبط با يکديگر باشند، نه‌اين که در مقدمه به نکاتي پرداخته شود که در آخر بحث، هيچ نتيجه‌اي از آنها گرفته نشود.


- شنونده‌ايجاد کنيد که موج مثبتي ايجاد شود و فضاي دلنشين و مطلوبي به بحث شما بدهد.


 نکته درباره جان کلام
و اما در پرداختن به مطالب اصلي کلام، پس از مقدمه، نکات زير را در نظر داشته باشيد:


- از کلمات قابل درک و با معني استفاده کنيد.


- القاب، عناوين و اصطلاحات فوق تخصصي، کمکي به درک بهتر موضوع نمي‌کند. البته هنگام نياز بايد به آنها اشاره کرد. اما موضوع اصلي نبايد تحت الشعاع اين مساله‌ قرار گيرد، زيرا شنونده خسته مي‌شود.


- براي پرداختن به موضوع، در صورت امکان مي‌توانيد از داستان‌هاي کوتاه، ضرب المثل‌ها و اطلاعات جالب ديگر براي حمايت از موضوع اصلي استفاده کنيد و بر جذابيت کلام و درک بهتر آن بيفزاييد.


- سعي کنيد حتماً از موضوع مورد نظر به اندازه کافي اطلاع و آگاهي داشته باشيد تا با تسلط کامل درباره آن صحبت کنيد.


- به ياد داشته باشيد هرچه بيشتر مطالعه کنيد، بيشتر خواهيد دانست و هرچه بيشتر بدانيد و بياموزيد، به جاهاي بهتري مي‌رسيد.


- وقتي از جنبه‌هاي گوناگون يک مساله‌ آگاه باشيد، با اعتماد به نفس بيشتري راجع به آن صحبت مي‌کنيد و اين حس مثبت خود را به شنونده نيز منتقل خواهيد کرد.


- با اشاره به ارزش و اهميت موضوع، علت انتخاب خود را در پرداختن به آن بيان کنيد و در صورت لزوم جزيياتي که مرتبط با مساله‌ باشند را نيز تشريح کنيد.


- ديگران را در بحث خود وارد کنيد و از نظرات آنها نيز مطلع شويد، چرا که اگر تا انتهاي بحث پيش برويد، امکان دارد نقاط کور و مبهمي‌براي شنوندگان ايجاد شده باشد و آنها فرصت ابراز عقيده يا سؤال در آن موارد را نداشته باشند.


-  هرگز فکر نکنيد سکوت حضار دقيقاً به معناي تأييد و همراهي با گفته‌هاي شماست. حتي اگر سکوتي نيز حکمفرما شد، سعي کنيد با طرح برخي سؤالات در ارتباط با موضوع آنها را به شرکت در بحث تشويق کنيد.


- از مکث‌هاي طولاني و توپوق زدن جدا بپرهيزيد؛ زيرا اين گونه موارد نه تنها حاکي از عدم تسلط و آگاهي کافي شما نسبت به موضوع است، بلکه هماهنگي و ارتباط ميان موارد را از ميان مي‌برد و در ضمن موجب حواس پرتي شنوندگان و خارج شدن رشته گفتار از دست شما مي‌شود؛ البته‌اين کار نياز به تمرين دارد، اما ضروري و ممکن است.


- توجه داشته باشيد حتي عامي‌ترين مردم نيز قادر به درک ميزان توانايي شما در بيان، کلام و نحوه گفتار هستند. مردم هميشه به خود افراد توجه دارند نه به مدرک و درجه تحصيلي شان. پس اگر عالي ترين مدارک تحصيلي را نيز داشته باشيد، اما در انتقال مفاهيم و مقاصد مورد نظر خود ناتوان باشيد، موفقيتي کسب نخواهيد کرد.


- موارد فوق، نکاتي ساده اما مهم را به شما يادآوري مي‌کنند که با وجود ساده بودن نياز به تمرين و صرف وقت دارند که ما اميدواريم شما نيز با رعايت آنها در زندگي اجتماعي و کارهاي خود، به موفقيت ‌هاي روزافزون دست يابيد.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-183.aspx

تاریخ سخنوری : البیان و التبیین جاحظ

البیان و التبیین

البیان و التبیین: این کتاب که یکی از آخرین آثار جاحظ است، گنجینه‌ای گرانبها ست، از نکته، داستان، روایت و شعر و نثر عربی که بدون هیچ نظمی در جلدهای چهارگانۀ کتاب نهاده شده است. رشته‌ها و موضوعهای اصلی کتاب، یعنی دانشهای بلاغت و بیان، حتى اگر از نو جمع‌آوری شوند، باز به هیچ نظامی در نمی‌گنجد. 
کوشش برخی نویسندگان، چون طه حاجری ( الجاحظ...، 423 بب‍ ‌) در کشف تئوری بلاغی و بیانی قانع‌کننده نیست. عبدالسلام هارون در پایان کتاب (3/105-110) خواسته است فهرستی موضوعی، دربارۀ بیان و بلاغت تدارک ببیند و دامن پراکندگی موضوعهای مربوط به آن دو دانش را فراهم آورد. سر فصلهای این فهرست محتوای کتاب را تا حدی نمایش می‌دهد: ادب، ازدواج، اطناب، الفاظ، ایجاز، بدیع، بلاغت، بیان، خطابه، رسائل، سجع، شعر و شعرا، سکوت، گنگی (العیّ)، فصاحت، قصه، کلام، زبان گرفتگی (لثغة)، لغزش نحوی (لحن)، معما، لکنت و جز آن. این فهرست و فهرستهای دیگر (مثلاً نک‍ : جبر، 40-52؛ نجم، 88-96) بی‌گمان اندیشه‌هایی بسیار کلی دربارۀ محور‌های اصلی کتاب به خواننده می‌دهند. اما این عیب را هم دارند که «واقعیت جاحظی» را از ذهن او می‌زدایند. به گمان ما، همۀ اهمیت جاحظ بیشتر در آن روایتهای کوتاه و بی‌شمارِ ظریف و نکته‌آمیز است که کتابهایش ــ و به خصوص البیان ــ را آکنده‌اند. 
بی‌گمان او نخستین نویسنده‌ای است که توانسته است درون جامعۀ پویا و پر هیاهوی خود، به پدیده‌های بسیار گوناگون زندگی بنگرد و با دید شکافندۀ نقّاد، جنبه‌هایی را که معمولاً از چشم دیگران پنهان می‌ماند، بیابد و به زبانی سخت شیرین و خالی از پرگوییهای معمول، برای آیندگان باقی گذارد. آگاهیهایی که او به دست می‌هد، به یک حوزه منحصر نمی‌گردد: شاعر، نویسنده، ادیب، مردم‌شناس، جامعه‌شناس و حتى تاریخ‌دان، متکلم و در یک کلام، همگان می‌توانند از این خوان رنگارنگ بهره‌مند شوند. 
پراکندگی اطلاعات در البیان، موجب می‌شود که نتوانیم انگیزۀ یگانه‌ای برای تألیف بیابیم؛ از این رو، دشمنی با شعوبیه و اصولاً فارسی ستیزی را که برخی (مثلاً نک‍ : نجم، 88-89) تنها انگیزۀ جاحظ پنداشته‌اند، در حقیقت انگیزه‌ای در میان دهها انگیزۀ خرد و کلان دیگر بوده است. 
بی‌نظمی کتاب البیان که همۀ تحلیلگران امروزی را به خود مشغول داشته، از نظر گذشتگان نیز پنهان نبوده است. مثلاً ابوهلال عسکری که البیان را بهترین کتاب در بلاغت می‌پنداشته، چنین گفته است (ص 13): «... فن بلاغت و بیان در کتاب پراکنده‌اند»؛ اما ابن قدامه (نک‍ : جبر، 49) معتقد است که جاحظ، بیان و فنون را در کتاب خود نیاورده، و اساساً این کتاب شایستۀ آن نام (= بیان) نیست. 
با این همه، کتاب البیان، زود به اوج شهرت رسید، چندان که ابن خلدون در سدۀ 9ق/ 15م آن را همراه با الکامل مبرد، ادب الکاتب ابن قتیبه، و النوادر اسماعیل قالی بغدادی، 4 پایۀ فن ادب خوانده است (1/553). 
اینک باید دید که آیا خود جاحظ بر پراکندگی این «فیشهای» درهم ریخته مشعر بوده است؟ چند روایت بر روشن‌بینی او دلالت آشکار دارد. مثلاً پس از گفت‌و‌گوهای مفصل، هنگامی که مبحث «بیان» را باز می‌کند، چنین اظهار می‌دارد: «حق آن بود که این باب، در آغاز کتاب بیاید، ولی ما آن رابنابر تدبیری عقب انداختیم» ( البیان، 1/76). 
اما در روایتی دیگر می‌بینیم که «این تدبیر»، چیزی جز ناتوانی او از نظام بخشیدن به روایات نبوده است: «حق آن بود که دربارۀ نام خطیبان...، نخست نام جاهلیان را برحسب مرتبت بیاوریم و سپس خطیبان عصر اسلام را... و امور را باب باب و جدا جدا بخش‌بندی کنیم، و هر که را خدا و پیامبر‌(ص) پیش انداخته‌اند، در آغاز آوریم...، اما چون از سامان بخشیدن و چیدن روایات عاجز شدم، همه را یکجا آوردم» (همان، 1/306). 
جاحظ برای پراکنده‌گویی خود، بهانۀ فریبندۀ دیگری هم دارد که برخی از محققان هم کم و بیش باور کرده‌اند (مثلاً نک‍ : فاخوری، 29). وی می‌گوید: «من این کتاب را به شعرها و نثرهای بسیار می‌آرایم تا خواننده پیوسته از موضوعی به موضوعی دیگر رود و خستگی بر او چیره نگردد، زیرا حتى زیباترین ترانه ها هم اگر به درازا کشد و یک‌نواخت باشد، شنونده را خسته می‌کند» (برای تفصیل این روایت، نک‍ : فاخوری، همانجا؛ نیز نک‍ : جاحظ، الحیوان، 7/162). 

منبع :

http://www.cgie.org.ir/shavad.asp?id=123&avaid=6342

گوینده و نحوه ارتباط با همکاران در اجرای خبر

 

 گوینده و نحوه ارتباط با همکاران در اجرای خبر

 کلام هنرمندان همان اجزاي کلام عادي است و بيشتر همان کلماتي است که در کوچه و بازار مي شنويم ولي ترکيب آنها وقتي که از دستان هنرمندان مي­تراود به گونه­اي است که تاثيري فوق­العاده بر مخاطب به جاي مي­نهد.

-         انعطاف داشتن يا نداشتن مساله اين است !

   صدايي که قابليت انعطاف بيشتري داشته باشد به نظر دلنشين­تر است.

حسين توصيفيان اولين گوينده خبر راديو :

   گوينده­ي خوب کسي است که به روي عبارات يک متن، آهنگ دلنشين مي­گذارد. اين آهنگ صدا الحاق حس لازم به کلمه­اي است که از گوينده صادر مي­شود.

حس القاي يک خبر هشدار دهنده يک خبر علمي، فرهنگي، اعلام آمار و ارقام ضروري براي مردم، حادثه، خبر شاد و ... به مخاطب کار گوينده است که با توانايي هاي فيــزيکــي ويژه در اندام هاي گفتاري­اش و مهارت­هاي ديگر، مثل انعطاف صدا و اجرا، خوب شنيدن، خوب نوشتن و خوب خواندن امکان پذير خواهد شد.

 در واقع اين کلام گوينده است که ماموريت انتقال بار هيجان، آگاه نمودن، عاطفه و ... را به مخاطب به بهترين وجه بر عهده دارد.

·         صداي بد از گويندگي ات دور باد!

   صدا اولين و مهمترين گزينه براي يک گويندگي خوب است، شفافيت و پاکي صدا و حالت آن بسيار مهم است. ليکن پس از اين خصوصيت، گوينده خبر بايد از مهارت هاي ديگري مانند طرز بيان صحيح خبر يا ، يا حس خبري داشتن، مهارت هاي روابط عمومي، قدرت برقراري ارتباط مناسب با مخاطب، سبک خاص داشتن در گويندگي اش ، تلفظ درست و استاندارد لغات و کلمات آگاهي و اطلاعات  کافي در حوزه کاري (و حتي فراتر از آن )، شخصيت مناسب و قابل قبول، تحت نظم و قاعده صحيح قرار دادن نفس خود، جمله بندي، قدرت بداهه گويي، ايجاد هيجان، آشنايي با علائم قراردادي اتاق فرمان و ... برخوردار باشد.

·         مصائب شيرين گوينده ها !

   گوينده موظف است براي احترام گذاشتن به فهم مخاطب، اشتباهش را در تلفظ کلمات و خبرها جبران کند و هميشه لازم نيست گوينده با واژه­هاي مثل « ببخشيد» اشتباهش را جبران کند بلکه گوينده تلوزيون در بسياري مواقع مي­تواند با مکث و لبخندي کوتاه و نيز با تغيير چهره به گونه­اي احساس ناراحتي و عذرخواهي­اش را به مخاطب بيــان کند، اين وضع مخاطب را آگاه مي­کند که گوينده به علت کمبود وقت براي عذرخواهي مستقيم از واژه ها استفاده نکرده است.

در برخي مواقع اشکالات فني و عيب دستگاه ها، گويندگان را در نحوه  اجراي خبر دچار سردرگمي و با مشکل روبرو مي­کند که تعامل گوينده با ديگر عوامل پيش از اجرا، هنگام اجرا و پس از اجرا در حل اين مشکل مي تواند کارساز باشد.

   همچنين حضور گوينده در تحريريه از ديگر عواملي است که در نحوه اجرا و موفقيت او تاثير بســزايي دارد وموجب افزايش اطلاعات گوينده مي­شود.

   در اينجا لازم است از اهميت نقش آموزش و تاثير آن در اجراي موفقيت آميز گويندگان نيز غافل نمانده و آن را جز جدايي ناپذير کار گويندگي بدانيم .

·         و حسن ختام کلام آنکه ....

  اگر گوينده درباره خبري که مي­خواند اطلاعات و نيز در اجراي خبر، جسارت کافي داشته باشد؛ خبر پر محتوا، جذاب تر و با ضرباهنگ تندتر اجرا مي شود و براي مخاطب جالب تر خواهد بود چرا که با داشتن اطلاعات بالا گوينده مي­تواند سوالات مناسب و به موقع طرح کند و هدايت خبر و مصاحبه را در دست بگيرد و با اين کار خبرنگار را موظف کند کلي­گويي را کنار بگذارد و زواياي ديگر موضوع را بررسي کند و به پرسش هاي گوينده پاسخ دهد.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-213.aspx

چگونه سخن گفتن آموختیم؟

 

چگونه سخن گفتن آموختیم؟

زبان بزرگترین دست‌آورد بشر است. اما برخی با این عقیده مخالف‌اند از جمله نوام چامسکی متفکر و زبان‌شناس صاحب‌نام آمریکایی از مؤسسه‌ی تکنولوژی ماساچوست. او زبان‌آموزی را کار خارق‌العاده‌ای نمی‌داند.

به عقیده چامسکی، زبان نیز مانند توانایی پرواز که در جوجه‌عقاب به ودیعه گذاشته شده، در نوزاد انسان وجود دارد. از نگاه او کودکان سخن گفتن را نمی‌آموزند بلکه بیشتر، ضرورت پاسخ‌گویی به محرک‌های خارجی است که آنها را مجبور به سخن گفتن می‌کند. بحث چگونگی زبان و زبان‌‌آموزی از دیرباز با انسان همراه بوده و هنوز نیز رازی است نگشوده که تئوری‌های مختلفی را پدید آورده است. 

ایجاد ارتباط با دیگران، انگیزه‌ی قوی برای سخن گفتن

در سال ۱۸۶۶ «انجمن زبان‌شناسی پاریس» بحث در باره‌ی چگونگی پیدایش و تکوین زبان را ممنوع اعلام کرد. اما این ممنوعیت نتوانست، جلوی کنجکاوی انسان در کشف خویشتن را بگیرد. عقاید گوناگونی تکوین یافت و هر کس به فراخور درکش این موضوع را تعریف کرد. از تئوری تقلید گرفته تا تکرار اصوات ساده و کلمات شگفتی، مطرح شد تا به این پرسش پاسخ داده شود: چگونه انسان نخستین، سخن گفتن را آموخت و واژه‌ها و اصواتش قانونمند شد و زبان پدید آمد؟

برخی می‌گفتند، انسان‌های اولیه در انجام کارهای گروهی مانند غلتاندن سنگی بزرگ مجبور به ارتباط کلامی بودند، کلماتی بر زبان می‌راندند، مانند همنوایی در یک گروه. این همنوایی سرانجام معنا یافت و به سخن گفتن انجامید.

گروهی دیگر، تکرار اصواتی ساده مانند سینگ‌سانگ کودک را پیش ‌می‌کشیدند و می‌گفتند که انسان‌ها برای بیان منظور و احساس خویش انگیزه‌ای قوی برای ایجاد کلمات و ربط دادنشان داشتند.

 زبان، حاصل احتمالی تکامل مغز؟

اما هیچ کدام این‌ها این پرسش را که «زبان چرا به وجود آمد» پاسخ نمی‌دهد. Drek Bickerton «درک بیکرتون» از دانشگاه هاوایی در کتابش Language and Spices «زبان و انواع آن» می‌نویسد: زبان حاصل احتمالی تکامل مغز است. وجود ساختارهای نورولوژیک اولیه، انسان نخستین را قادر ساخت،‌ دریافت‌هایش را بیان کند و رفته رفته علائم و اصوات معنی‌دار را به وجود بیاورد. بدین ترتیب زبان نخستین به وجود آمد، زبانی که کلماتی معنادار داشت، اما قانونمند نبود و از قواعد گرامری خاصی تبعیت نمی‌کرد.

اما این پاسخ هنوز قادر نیست،‌ سیر پیچیده‌ی جهش از زبانی ابتدایی به زبان صرفی (در این زبا‌ن‌ها کلمات از یک یا چند هجای تغییرپذیر درست شده‌اند. یعنی ریشه‌ی کلمات تغییر می‌کند و به صورت‌های مختلف درمی‌آید. علاوه بر این پیوند پیشوند و پسوند با کلمات در این زبان‌ها فراوان است. زبان‌های مهم دنیا از جمله زبان فارسی از این نوعند) را توضیح دهد.

بیکرمن رخدادی ژنتیک را به یاری می‌گیرد و با کمک آن این جهش را تعریف می‌کند. او می‌گوید، همراه با تغییرات ژنتیک، اندازه‌ی مغز نیز تغییر یافت و سیناپس‌ها یا اتصال‌های نورونی جدیدی به وجود آمد و دستگاه صوتی نیز بهبود و تکامل یافت و اینچنین شد که زمینه‌های پیدایش زبان به وجود آمد.

جهش ناگهانی، عامل سخن گفتن

چامسکی نیز بر همین باور است. او نیز جهشی ناگهانی را در سیر تکامل انسان، عاملی می‌داند که باعث شده سخن گفتن در قالب زبان‌های کنونی دنیا برایمان امکان‌پذیر گردد. از نظر او تنها از این راه می‌توان توضیح داد، چرا کودکان می‌توانند هر زبانی را بیاموزند، بی‌آنکه به قواعد گرامریش ‌آگاه باشند. چرا که چنین توانمندی را می‌توان تنها از موجودی برنامه‌ریزی شده انتظار داشت.

در آغاز هیچ نبود!

دکتر مریم نوروزیان، متخصص بیماری‌های مغز و اعصاب و دانشیار نورولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران در خصوص چگونگی پیدایی تکلم می‌گوید: «انسان اولیه هنوز سخن گفتن را نمی‌دانست و حرف نمی‌زد. ارتباطات اول با حرکات دست بود و بعد vocal یعنی با تولید صدا و بعد verbal شد یعنی با تولید کلام. انسان اولیه برای انتقال مفاهیم از دست استفاده می‌کرد. اما اینکه چطور شد تکلم بوجود آمد،‌ این بود که وقتی انسان اولیه شروع کرد از دست‌هایش استفاده کند، آن دستی که بیشتر کار می‌کرد، و شروع کرد با دست حرف بزند، مرکز تکلم در مغز طرف مقابل ‌شکفته شد و این مرکز با دست طرف مقابل ارتباط پیدا کرد. ولی اول هم تکلم نبود، یک چیز نامفهوم بود، فقط تولید صدا بود و بعد کم کم لحن کلام، خشم، عشق، نفرت، تهدید و وحشت به آن اضافه شد و کم کم به صورت زبان درآمد.»

مرکز تکلم در مغز در چپ دست‌ها و راست دست‌ها

اما مرکز تکلم انسان، با این سیر پیچیده،‌ در کجای مغز قرار دارد. دکتر نوروزیان در این خصوص می‌افزاید: مرکز تکلم در مغز، بستگی به این دارد که آن فرد راست‌دست یا چپ‌دست است. با توجه به اینکه بین ۹۰ تا ۹۵ درصد افراد جامعه راست‌دست هستند، بنابراین ما الان در مورد افراد راست‌دست می‌توانیم بگوییم که مرکز تکلم در این افراد در نیمکره‌ی چپ مغز قرار دارد، در اکثر موارد، درصد خیلی کمی ممکن است که در نیمکره‌ی راست باشد.

 به گفته نوروزیان، دو نوع مرکز تکلم وجود دارد: «یکی از آنها برای تولید کلام هست که فرد را قادر می‌سازد، روان صحبت کند که این مرکز حرکتی تکلم هست که در ناحیه‌ی فرونتال یا لب پیشانی قرار دارد. به این ناحیه ناحیه‌ی بروکا می‌گویند. مرکز دیگر، مرکز درک تکلم هست که فرد را قادر می‌‌سازد، درک کند که خودش و دیگران چه می‌گویند. این مرکز درک یا ورنیکال نامیده می‌شود و در قسمت تمپورال مغز (گیجگاهی) قرار دارد و چپ یا راست بودنش بستگی به Handelness و این دارد که آن فرد عمدتا در برخی کارها مانند نوشتن، گرفتن قاشق، پرتاب دارت یا چیزهایی شبیه به آن از چه دستی استفاده می‌کند. اما در افراد چپ‌دست داستان به طرز جالبی متفاوت هست. اینجور نیست که در افراد چپ‌دست هم برای تکلم نیمکره‌ی راست غالب باشد. افراد چپ‌دست، حدود ۵۰ تا ۶۰ درصدشان، در آنها هم نیمکره‌ی چپ،‌ نیمکره‌ی غالب تکلم هست. ولی در ۵۰ درصد موارد دیگر که باقی می‌ماند، تقریبا نیمی از آن یعنی ۲۵ درصد نیمکره‌ی راست غالب است و در نیم دیگر یعنی در ۲۵ درصد دیگر هر دو نیمکره با هم تعامل دارند. می‌توانیم بگوییم، در افراد راست‌دست مغز خیلی lateralize (جانبی‌ یا یک‌طرفه) عمل می‌کند و بیشتر برای تکلم از طرف چپ استفاده می‌کند. ولی در افراد چپ‌دست،‌ مغز دوطرفه کار می‌کند و از هر دو نیمکره‌اش استفاده می‌کند.»

او درباره اینکه آیا این موضوع نقشی هم در زندگی و سلامت انسان دارد، خاطرنشان می‌سازد: «افرادی که سکته‌ی مغزی می‌کنند و راست‌دست هستند، اگر اختلال تکلم دارند و نمی‌توانند بعد از سکته صحبت کنند، ما حتما حدس می‌زنیم که اینها نیمکره‌ی چپشان آسیب دیده. ولی در افراد چپ‌دست، داستان تا حدی برعکس هست. معمولا می‌گویند، افراد چپ‌دست از سکته‌های مغزی زودتر جان سالم به در می‌برند، برای اینکه مغزشان دوطرفه عمل می‌کند و خیلی وابسته به یک نیمکره نیستند.»

سیر تکاملی که به تفاوت میان زن و مرد انجامید

سیر تکامل انسان به گونه‌ای پیش رفت که نه تنها به سیستم عصبی مرکزی مختصاتی ویژه بخشید، بلکه میان آناتومی مغز زن و مرد نیز تفاوت‌هایی به وجود آورد. دکتر نوروزیان در زمینه‌ی تفاوت آناتومی مغز زن و مرد می‌‌گوید: «مغز زن و مرد با هم تفاوت‌های آناتومیک دارد، از نظر توانایی‌های کلامی و دیگر توانایی‌ها. مثلا مردها پرتاب دارت را خیلی بهتر انجام می‌دهند. اگر از مردی بخواهیم که ۱۸ کتاب را در یک قفسه جوری قرار بدهد که در طبقه‌ی اول دو برابر طبقه‌ی سوم و در طبقه‌ی سوم یک‌سوم طبقه‌ی دوم باشد این task کار را مردها بهتر انجام می‌دهند. ولی اگر ۲۰ تا ۳۰ تا شیی را روی میز بریزید و به خانم‌ها بگویید که سریع آنهایی را که شبیه به هم هستند، پیدا کنند، آنها خیلی زودتر از مردها اینها را پیدا می‌کنند.

  نوروزیان درباره علت وجود این تفاوتها می‌گوید: «فرضیه‌های مختلفی داریم. مثلا گفته می‌شود، اگر چه صد در صد نیست، که این یک چیز تکاملی است. مثلا مردها در دوران‌های اولیه‌ مجبور بودند، برای شکار بیشتر پرتاب را تقویت کنند و زنها برای گردآوری غذا و چیزهای دیگر مجبور بودن، این چیزها را پیدا بکنند. مثلا دانه‌های غذایی و چیزهایی شبیه به این، ولی تفاوت‌های مغز زن و مرد به معنای توانایی‌های کمتر یا بیشتر آنان نیست. این کاملا نشان می‌دهد، همانطور که در زنها تفاوت‌های فیزیکال دیگری داریم، در مغز هم همین مسئله وجود دارد.»

انسان، تنها موجودی که واژه می‌سازد و دروغ می‌گوید

تطبیق دیگری که انسان را از دیگر موجودات متمایز کرد و او را قادر به بیان کلمات ساخت، توانایی مغز برای تفکیک صداها بود. تنها انسان است که از این توانایی برخوردار است. انسان تنها پستانداری است که نمی‌تواند همزمان بنوشد و نفس بکشد. این نقیصه در سیر تکامل دستگاه صوتی انسان و حنجره پدید آمد. در حالیکه دستگاه صوتی انسان نئاندرتال این خصیصه را نداشت و شبیه به میمون بود. او می‌توانست همزمان تنفس کند و بنوشد. در سیر تکامل، Homo sapiens derthalensis (هومو ساپینس نئاندرتالنسیس) که نمی‌توانست سخن بگوید، منقرض شد و Homo sapiens sapiens (هومو ساپینس ساپینس) یا انسان اندیشه‌ورز بقا یافت و سخن گفت. سگ تنها می‌تواند پارس ‌کند، شامپانزه سعی می‌کند، اصوات بی‌هدف را مهار کند و موفق نمی‌شود،‌ اما انسان، این انسان توانا واژه می‌سازد و دروغ می‌گوید!

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-137.aspx

اضطراب و استرس و مسائل مربوط به آن


 
اضطراب و استرس و مسائل مربوط به آن

استرس چیست؟

استرس فشار و فرسایش بدن به هنگامی است که با محیط پیوسته در حال تغییر سازگار شویم. چنین تغییراتی آثار جسمانی و هیجانی بر ما می‌گذارد و می‌تواند احساسات مثبت یا منفی ایجاد کند. در صورت مثبت بودن ، اثرات استرس ما را ناگزیر به عمل می‌کند، هوشیاری تازه و چشم انداز مهیج جدیدی برای ما به ارمغان می‌آورد.

آثار منفی استرس احساس بی اعتمادی ، طرد ، خشم و افسردگی می‌آفریند که این احساسات به نوبه خود به مشکلاتی مانند سردرد ، ناراحتی معده ، جوش و خارش پوست ، بی‌خوابی ، زخم معده ، فشار خون بالا ، بیماری قلبی و سکته مغزی می‌انجامد. مرگ یک عزیز ، تولد یک کودک ، ارتقای شغلی یا ایجاد یک رابطه جدید استرس به دنبال می‌آورد. چون این تغییرات ما را مجبور به سازگاری مجدد با زندگی خود می‌کند. سازگاری با شرایط متغیر ، بسته به نوع واکنش ما می‌تواند کمک کننده یا آسیب رساننده باشد.

مردم اغلب چنان به استرس عادت كرده اند كه از وجود آن در خود بی خبرند. بسیاری از ما به رغم این كه عصبی و هیجان زده نمی شویم ، از تأثیرات وعوارض ضعیف كننده و مخّرب استرس در امان نیستیم . حتی در صورتی كه احساس یأس و اضطراب نكنیم، استرس می تواند شیوه و طرز رفتار ما را با دیگران تغییر داده ، یا به بدن ما آسیب جدی وارد سازد. عوامل بسیاری سبب بروز استرس می شوند. مثلاً بیماری ، دیر رسیدن به محل كار ، ترافیك و ... اما مهمترین عامل  طرز برخورد ، نوع نگاه و نگرش ما به حوادث و اتفاقاتی است كه پیرامون ما می افتد.

ما می توانیم احساسات خود را تغییر دهیم. این كار از طریق تغییر در رفتار یا تغییر در تفكر و طرز فكرمان میسر می شود. به عنوان مثال انجام دادن مقداری از یك كار می تواند ما را از نگرانی درباره ی آن برهاند. ایجاد  یك برداشت و فهم جدید از یك وضعیت خاص ، از هراس و استرس  ناشی از آن می كاهد.

توصیه هایی برای كاهش استرس

1-  یاد بگیرید كه برنامه ریزی كنید.

آشفتگی ، بی نظمی و عدم سازمان دهی در كارها و برنامه ها می تواند تولید استرس كرده ، یا نقطه ای برای شروع آن باشد. در دست داشتن برنامه ها و طرح های متعدد كه به صورت همزمان پیش می روند اغلب منجر به سردرگمی ، فراموشی و احساس ترس از شكستِ طرح های ناتمام می شود. هر زمان كه امكانش باشد طرح ها را یكی بعد از دیگری به انجام برسانید . به این صورت كه طرحی را شروع كرده ، روی آ ن كار كنید تا تمام شود.

2-  محدویت ها و ضعف های خود را بشناسید و آنها را قبول كنید.

بسیاری از ما برای خود اهداف دست نیافتنی ، آرمان گرایانه و غیرمنطقی تعیین می كنیم ، در نتیجه هر قدر هم كه كارایی و عملكرد ما بالا باشد یك نوع حس شكست یا عدم كفایت و صلاحیت در خود احساس می كنیم . این نكته ی مهم را نباید فراموش كنیم كه ما هرگز نمی توانیم كامل و بی نقص باشیم. پس برای خود اهدافی تعیین كنید كه  دست یافتنی و قابل دستیابی باشند.

3-  یاد بگیرید كه در زندگی بازی ، تفریح و سرگرمی داشته باشید.

شما هر از چند گاه  نیاز دارید كه از فشار زندگی فرار كنید و به تفریح و سرگرمی روی آورید. صرف نظر از سطح توانایی و مهارتتان در بازی ، سرگرمی ها و بازی هایی پیدا كنید كه برایتان جذاب و لذت بخش باشند.

4-  شخصی مثبت ، سازنده ومفید باشید.

از انتقاد و عیب جویی دیگران خودداری كنید . یاد بگیرید از چیزهایی كه خوشتان می آید و دوستشان دارید و در وجود دیگران هست تعریف و تمجید كنید. سعی كنید به صفات و خصوصیات خوب و پسندیده ی اطرافیانتان توجه نمایید. اطمینان حاصل كنید كه برای خود ارزش قائلید و صفات خوب و ویژگی های برتر خود را تحسین می كنید.

5-  یاد بگیرید كه گذشت داشته باشید و دیگران وعقاید آنها را تحمل كنید.

تحمل نكردن دیگران و عقاید آنها منجر به یأس ، ناكامی وعصبانیت می شود. تلاش برای فهمیدن این كه واقعاً مردم چگونه فكر می كنند و چه احساسی دارند می تواند باعث شود كه شما آنها را بیشتر بپذیرید. خودتان را نیز باور داشته باشید و از خطای خود چشم پوشی كنید.

6-  از رقابت ها و چشم و هم چشمی های بیجا و غیر ضروری پرهیز كنید.

موقعیت هایی در زندگی وجود دارد كه جنبه ی رقابتی دارد و ما نمی توانیم از آنها اجتناب كنیم . درگیر شدن افراطی ، می تواند ایجاد تنش و اضطراب شدید كند و ما را تبدیل به فردی پرخاشگر كند.

7-  به طور مرتب ورزش كنید.

اگر به جای ورزش و نرمش هایی كه انجام آنها برایتان سخت و طاقت فرساست ، ورزشی را انتخاب كنید كه واقعاً  از آن لذت می برید ، احتمالاً بیشتر به آن خواهید پرداخت و وقت بیشتری را به آن اختصاص خواهید داد.

8-  یاد بگیرید كه روش شما برای استراحت و آرامش ، منظم و عاری از داروهای آرام بخش و مسكن باشد.

مدیتیشنMeditation( مراقبه و تفكر ) ، یوگا یا هر نوع از فنون مربوط به آرامش ذهن را می توان از معلمان و مربیان مختلف و روان پزشكانی كه به صورت رسمی تأیید شده اند و مجوز دارند، فرا گرفت.

9-  مشكلات و مسائل خود را  در درون خود نگه ندارید .

یك دوست ، عضوی از هیأت علمی دانشگاه ، یك مشاور یا یك روان پزشك پیدا كنید تا بتوانید آزادانه و به راحتی با او صحبت كنید. بیان احساسات و تنش های درونی خود به یك شخص درد آشنا و دلسوز می تواند به صورت فوق العاده ای مفید باشد.

10-    تفكر خود را عوض كنید .

این كه از نظر احساسی و هیجانی چگونه حس می كنیم ، بستگی به دیدگاه و فلسفه ما درباره  زندگی دارد . دگرگونی و تغییرعقاید ، یك فرایند مشكل وپرزحمت است . دانش و آگاهی عملی در دنیای پیشرفته برای راهنمایی ما در حیاتمان كمتر وجود دارد . هیچ كس تمام جواب ها را  ندارد، اما بعضی جواب ها در دسترس اند.

چگونه می‌توان استرس را از زندگی خود حذف کرد؟

استرس مثبت بر تازگی و ابتهاج زندگی می‌افزاید. همه ما با تحمل میزان معینی از استرس زندگی می‌کنیم. سر رسیدن مهلت ، رقابتها ، برخوردها و حتی ناکامی‌ها و نگرانی‌ها به زندگی‌ها عمق و غنا می‌بخشد. هدف ما حذف استرس نیست، بلکه فراگیری چگونگی استفاده از آن به منظور کمک به خود است.

استرس کمتر از حد ، عامل خمودگی است و در ما احساس خستگی و رخوت بر جای می‌گذارد. از سوی دیگر ، استرس مفرط تنش ایجاد می‌کند. آنچه ما بدان نیازمندیم، یافتن سطح بهینه و مطلوبی از استرس است که ما را برمی‌انگیزد، ولی ما را در خود غرق نمی‌کند.

چگونه می‌توان فهمید سطح بهینه استرس برای افراد چیست؟

سطح واحدی از استرس که برای همه انسانها بهینه باشد، وجود ندارد. هر یک از ما مخلوقاتی منحصر به فرد با نیازهای ویژه هستیم. بنابراین ، آنچه برای یک شخص ناراحت کننده است، چه بسا برای دیگری شادی آفرین باشد. حتی وقتی ما روی ناراحت کننده بودن رویدادهای خاص توافق داریم، احتمالا در واکنش های فیزیولوژی و روان شناختی به آن حادثه با هم تفاوت داریم.

شخصی که شیفته مذاکره و حل اختلاف و تحرک شغلی است، اگر شغلی یکنواخت و بدون تحرک داشته باشد، در فشار و استرس قرار می‌گیرد. در حالی که شخصی که به شرایط ثابت علاقه‌مند است، وقتی در شغلی قرار گیرد که وظایفش از تنوع بالایی برخوردار باشد، به احتمال زیاد خود را در تنگنای استرس احساس می‌کند. قبل از قرار گرفتن در معرض تغییرات آزار دهنده ، این موضوع که استرسهای شخصی ما چه هستند و میزان تحمل ما در برابر آنها چقدر است، به شیوه زندگی و سن ما بستگی دارد.

اکثر بیماریها با استرس مداوم مرتبط می‌باشند. اگر شما علائم استرس را تجربه می‌کنید و اگر استرس در سطحی فراتر از سطح بهینه استرس شما قرار دارد، باید از استرس زندگی خود بکاهید و یا توانایی مقابله و اداره استرس خود را بهبود بخشید.

چگونه می‌توان استرس را بهتر اداره کرد؟

شناسایی استرس مداوم و آگاه شدن از اثرات آن بر زندگی ما ، برای کاهش اثرات زیان آور آن کافی نیست. همانطوری که منابع زیادی برای استرس وجود دارد، امکانات بسیاری هم برای اداره آن وجود دارد. ولی آنچه بدان نیازمندیم، تلاش برای تغییر است، تغییر منبع استرس و یا تغییر واکنش نسبت به آن منبع. برای این منظور چه کار می‌توانید انجام دهید؟

از منابع استرس ، واکنشهای هیجانی و بدنی خود آگاه شوید.

به ناراحتی و تشویش خود توجه کنید. آنها را نادیده نگیرید. مشکلات خود را به اجمال بررسی نکنید.

تعیین کنید چه رویدادهایی شما را ناراحت می‌سازد. به خودتان درباره معنای این رویدادها چه می‌گویید؟

چگونگی پاسخ بدنتان را نسبت به استرس مشخص کنید. آیا مضطرب می‌شوید؟ یا دلخور؟ اگر چنین است، به چه شیوه‌ای دچار این احساسات می‌شوید؟
مشخص کنید چه تغییری می‌توانید ایجاد کنید؟

آیا منابع استرس را از طریق اجتناب یا حذف کامل آنها ، می‌توانید تغییر دهید؟

آیا شدت آنها را می‌توانید تغییر دهید (یعنی طی دوره درمانی به تدریج آنها را کنترل و اداره کنید، در مدت یک روز یا یک هفته)؟

آیا می‌توانید رویارویی خود را با استرس کوتاه سازید؟ (استراحتی به خود بدهید، یا محوطه ساختمان را ترک کنید.)

آیا می‌توانید وقت و انرژی لازم را برای ایجاد تغییر اختصاص دهید؟ (تعیین هدف ، فنون مدیریت زمان و راهبردهای به تعویق انداختن ارضا در اینگونه موارد می‌تواند مفید باشد.)
شدت واکنشهای عاطفی و هیجانی خود را به استرس کاهش دهید.

واکنش شما نسبت به واسطه درک شما از خطر (جسمی و یا عاطفی) به یک باره اتفاق می‌افتد. آیا به منابع استرس به شیوه اغراق آمیز می‌نگرید و یا موقعیت را دشوار تلقی می‌کنید و از آن فاجعه می‌سازید؟

آیا انتظار دارید همه به شما خوش آمد بگویند و همه از شما راضی باشند؟

آیا واکنش مفرط نشان می‌دهید و همه چیزها را بحرانی و اضطراری تلقی می‌کنید؟ آیا احساس می‌کنید که باید همواره بر هر موقعیتی تسلط داشته باشید؟

دیدگاه خود را نسبت به استرس تعدیل و اصلاح کنید. سعی کنید استرس را به عنوان چیزی در نظر بگیرید که می‌توانید برآن فائق آیید، نه چیزی که بر شما چیره می‌شود.

سعی کنید هیجانات شدید و مفرط خود را تعدیل کنید. موقعیت را در یک چشم انداز وسیع‌تر قرار دهید. جنبه‌های منفی را شرح و بسط ندهید و به خود نگویید «چه می‌شود اگر !!».
بیاموزید واکنشهای بدنی خود را به استرس ، تعدیل کنید.

نفس کشیدن آهسته و عمیق ، ریتم فعالیت قلب و تنفس شما را به وضع طبیعی برمی‌گرداند.

فنون آرام بخشی ، تنش عضلانی را کاهش می‌دهد. بازخورد زیستی می‌تواند بر اموری چون تنش عضلانی ، ریتم قلبی و فشار خون کنترل ارادی ایجاد کند.

دارو به تجویز پزشک می‌تواند در کوتاه مدت به تعدیل واکنشهای بدنی شما کمک کند، ولی داروها به تنهایی پاسخگو نیستند. تعدیل این واکنشها را به منزله راه حلی بلند مدت یاد بگیرید.
ذخایر بدنی خود را افزایش دهید.

به منظور ایجاد تناسب و سلامت قلبی _ عروقی سه تا چهار بار در هفته ورزش کنید. ( تمرینات موزون ، معتدل و یکنواخت بهترین انتخاب است. مانند قدم زدن ، شنا کردن ، دوچرخه سواری یا آهسته دویدن.)

غذاهای مقوی به اندازه کافی و متعادل مصرف کنید.

وزن مطلوب خود را حفظ کنید.

فراغت و تفریح را با کار درآمیزید. به خود استراحت بدهید و هرگاه ممکن بود، وقفه‌ای در کار ایجاد کنید.

به قدر کافی بخوابید. تا آنجا که ممکن است برنامه خواب را رعایت کنید.
و اما......

همان طور که در مطلب قبل  توضیح داده شد؛ استرس  علل مختلفی دارد و عواملی که می تواند برای فردی استرس زا باشد ممکن است برای فرد دیگر نباشد. ما در این مقاله برخی از عوامل اصلی و شایع استرس را اجمالاً بررسی می کنیم.

بروز استرس رابطه ی مستقیم با پذیرش مسئولیت های بزرگ و انجام کارهای سخت و سنگین دارد. البته ناگفته نماند که عکس العمل فرد در رابطه با بروز استرس را نیز نمی توان در این میان نادیده گرفت. هر دو عامل، خانه و کار می توانند به صورت جرقه ای برای ایجاد تنش جسمی و روحی محسوب شوند و تدریجاً رشد کنند و در صورتی که نادیده گرفته شوند می توانند به صورت معضلی جدی در به خطر انداختن سلامتی فرد مطرح گردند.

افراد زمانی به پست مدیریت و رهبری می رسند که دارای تخصص و دانش حرفه ای باشند، اما تنها این دلایل برای رهبری یک بخش یا قسمت کافی نیست زیرا فرد ممکن است کارمند بسیار خوبی باشد، اما مدیر خوبی نباشد. در اغلب موارد، ناتوانی در ایجاد ارتباط مناسب، ریشه ی اصلی مشکلات است.

عوامل استرس زا و کار

به دلایل مختلف، محیط کار  در واقع پرورش دهنده ی زمینه های استرس است. زمانی که افراد مختلف در یک جا جمع می شوند، امکان بروز تنش نیز قوّت می گیرد.

افراد به خاطر داشتن گرایش های شخصیتی خاص ممکن است با هم درگیر شوند، قوانین حاکم ما بین افراد یک گروه نیز ممکن است روشن و شفاف نباشند، در نتیجه کارکرد گروه به طور کلی به خاطر وجود این عوامل منفی آسیب می بیند.با وجود رقابت در محیط که افراد مختلف در یک جا جمع می شوند، امکان بروز تنش نیز قوّت می گیرد.

افراد به خاطر داشتن گرایش های شخصیتی خاص ممکن است با هم درگیر شوند، قوانین حاکم مابین افراد یک گروه نیز ممکن است روشن و شفاف نباشند، در نتیجه کارکرد گروه به طور کلی به خاطر وجود این عوامل منفی آسیب می بینند.

رقابت در محیط کار اغلب به مشاجره می انجامد و اختلاف نظر عمومی در مورد اهداف و روش ها می تواند به موفقیت و تکمیل کار و یا قرارداد آسیب رساند.

ضرب العجل برای اتمام کار در تاریخی خاص در اغلب مشاغل دیده می شود چرا که بسیاری از قراردادها مدت زمان معینی برای انجام و اتمام کارشان در نظر می گیرند. ظاهراً نکته ی منفی در این مورد وجود ندارد، البته در صورتی که در حین انجام کار هر کس مسئولیت کار خود را کاملاً به عهده گیرد، متأسفانه در عمل همیشه کارها طبق برنامه پیش نمی رود، زیرا برای مثال، در مورد تعیین ضرب العجل برای اتمام کار، گاه پیش می آید که این زمان توسط افرادی تعیین می شود که هیچ گونه مسئولیتی در انجام آن ندارند، لذا بی دلیل سخت گیری می کنند و مدت زمان کوتاهی را برای اتمام کار در نظر می گیرند که شاید هم عمل به آن اصولاً امکان پذیر نباشد. نتیجه چه می شود؟ حاصل کار این می شود که افراد دیگر در قرارداد در انتها احساس خشم و ناامیدی می کنند.

غیر از زمانی که فرد برای خودش کار می کند، بیشتر افراد مجبورند نتایج کار خود را به یک فرد با موقعیت اداری بالاتر گزارش دهند. استرس  زمانی ایجاد می شود و اوج می گیرد که رئیس، مدیری خوب و خوش برخورد نباشد.

افراد زمانی به پست مدیریت و رهبری می رسند که دارای تخصص و دانش حرفه ای باشند، اما تنها این دلایل برای رهبری یک بخش یا قسمت کافی نیست زیرا فرد ممکن است کارمند بسیار خوبی باشد، اما مدیر خوبی نباشد. در اغلب موارد، ناتوانی در ایجاد ارتباط مناسب، ریشه ی اصلی مشکلات است.

مورد دیگری که در محیط کار مطرح است وجود همکاران مسئله دار است. هر کسی که با فرد مسئله داری مدتی در یک محل کار کرده باشد به خوبی می داند که این امر تا چه حد می تواند کسل کننده و رنج آور باشد.

اگر اصطکاک و برخورد (چه به صورت علنی یا غیرعلنی) بین کارمندان وجود داشته باشد، باعث بروز خشم و عصبانیت  می شود و این دو خود به استرس می انجامد و نهایتاً ادامه ی استرس منجر به بیماری شخص می گردد.

شرح بیماری

علایم‌ شایع‌

فیزیکی‌: گرفتگی‌ عضلانی‌، سردرد ، درد قفسه‌ سینه‌ ، ناراحتی‌ معده‌ ، اسهال‌ یا یبوست‌، افزایش‌ ضربان‌ قلب‌ ، دستهای‌ سرد و مرطوب‌، خستگی‌ ، تعریق‌ شدید، بثورات ‌، تنفس‌ سریع‌، لرز، تیک‌، تحریک‌پذیری‌، کم‌اشتهایی‌ یا بی‌اشتهایی‌، ضعف‌، احساس‌ خستگی‌، گیجی‌.

عاطفی‌: عصبانیت‌، اعتماد به‌ نفس‌ پایین‌، افسردگی‌ ، بی‌تفاوتی‌، تحریک‌پذیری‌، ترس‌ و پاسخهای‌ هراسی‌، اشکال‌ در تمرکز، احساس‌ گناهکاری‌، نگرانی‌، بی‌قراری‌، اضطراب‌ و وحشت‌.
رفتاری‌: سوءمصرف‌ الکل‌ یا مواد مخدر، افزایش‌ مصرف‌ سیگار، اختلالات‌ خواب‌ ، پرخوری‌، کاهش‌ حافظه‌ و منگی‌.
علل‌

بدن‌ در یک‌ موقعیت‌ پراسترس‌ با افزایش‌ تولید هورمونهای‌ خاصی‌ جواب‌ می‌دهد که‌ باعث‌ تغییراتی‌ در ضربان‌ قلب‌، فشار خون‌ ، متابولیسم‌ و فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری فیزیکی‌ می‌گردد.
عوامل‌ افزایش‌ دهنده‌ خطر

تغییر در شیوه‌ زندگی‌ و اختلال‌ در امور روزمره‌ طبیعی‌ شخص‌ که‌ می‌تواند استرس‌ ایجاد کند. برخی‌ از علل‌ شایع‌ استرس‌ عبارتند از:

مرگ‌ اخیر فرد مورد علاقه‌ (همسر، کودک‌، دوست‌)
از دست‌ دادن‌ هر چیزی‌ که‌ برای‌ فرد ارزشمند باشد.
آسیب‌ها یا بیماری‌های‌ شدید
اخراج‌ شدن‌ یا تغییر شغل‌
نقل‌ مکان‌ کردن‌ به‌ یک‌ شهر یا استان‌ جدید
مشکلات‌ جنسی‌ بین‌ فرد و شریک‌ جنسی‌ او
ورشکستگی‌ مالی‌ یا مقروض‌ شدن‌ شدید مثلاً به‌ خاطر خرید یک‌ خانه‌ جدید
تعارض‌ مدام‌ بین‌ فرد و یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌ ، دوست‌ نزدیک‌ یا همکار
خستگی‌ دایمی‌ ناشی‌ از استراحت‌، خواب‌ یا تفریح‌ ناکافی‌
پیشگیری‌

برای‌ کمک‌ به‌ پیشگیری‌ از استرس‌ منفی‌، به‌ آن‌ دسته‌ از امور زندگی‌ بپردازید که‌ می‌توانید از عهده‌ آنها برآیید.
از آنجا که‌ همیشه‌ نمی‌توان‌ جلوی‌ استرس‌ را گرفت‌، روش‌هایی‌ را یاد بگیرید که‌ برای‌ حفاظت‌ از سلامت‌ ذهنی‌ و فیزیکی‌ خود، سازگار شوید. با مطالعه‌ مقالات‌ و کتب‌، در مورد استرس‌ به‌ خود آموزش‌ دهید.
عوارض‌ احتمالی‌

استرس‌ مزمن‌ می‌تواند در بسیاری‌ از مشکلات‌ مربوط‌ به‌ سلامت‌ شامل‌ حوادث‌، آرتریت‌ ، آسم‌ ، سرطان ‌، سرماخوردگی‌ ، کولیت‌ ، دیابت‌ ، اختلالات‌ غدد درون‌ریز ، خستگی‌، سردرد، کمردرد، مشکلات‌ گوارشی‌، اختلالات‌ پوستی‌، بیماری‌ قلبی‌، فشار خون‌ بالا، بی‌خوابی‌، دردهای‌ عضلانی‌، اختلال‌ کارکرد جنسی‌ و زخم‌ها نقش‌ بازی‌ کند.
درمان‌

آزمون‌های‌ تشخیصی‌ ممکن‌ است‌ شامل‌ موارد زیر باشند:


مشاهده‌ علایم‌ توسط‌ خود شما
شرح‌ حال‌ طبی‌ و معاینه‌ فیزیکی‌ به‌ وسیله‌ یک‌ پزشک‌ در صورت‌ لزوم‌

برخی‌ از روش‌هایی‌ که‌ به‌ کاهش‌ استرس‌ کمک‌ می‌کنند:


یک‌ روش‌ را یاد بگیرید و به‌ طور منظم‌ و در صورت‌ امکان‌ هر روز آن‌ را تمرین‌ کنید. روش‌های‌ بسیاری‌ وجود دارند.
به‌ مدت‌ کوتاهی‌ از هر وضعیت‌ پر استرسی‌ که‌ در طول‌ روز به‌ آن‌ برمی‌خورید، دور شوید.
یک‌ روش‌ سفت‌ و شل‌کننده‌ عضلات‌ را یاد بگیرید و آن‌ را تمرین‌ کنید.
از آوردن‌ مشکلات‌ خود به‌ خانه‌ یا بستر خودداری‌ کنید. در پایان‌ روز، دقایقی‌ را به‌ مرور تک‌تک‌ تجارب‌ کل‌ روز اختصاص‌ دهید بطوری‌ که‌ انگار یک‌ نوار را مجدداً گوش‌ می‌دهید.
تمام‌ عواطف‌ منفی‌ را که‌ متحمل‌ شده‌اید (عصبانیت‌، احساس‌ عدم‌ امنیت‌ یا اضطراب‌) از خود برهانید. از کلیه‌ انرژی‌ها یا عواطف‌ خوب‌ (افکار عاشقانه‌، ستایش‌، احساسات‌ خوب‌ در مورد کار یا خودتان‌) لذت‌ ببرید.
در مورد کارهای‌ ناتمام‌ تصمیمی‌ اتخاذ کنید و تنش‌ ذهنی‌ یا عضلانی‌ را رها کنید. هم‌اکنون‌ برای‌ یک‌ خواب‌ آرامش‌بخش‌ و بهبود دهنده‌ عواطف‌ آماده‌ هستید.
ممکن‌ است‌ به‌ مدت‌ کوتاهی‌ داروی‌ آرام‌بخش‌ یا ضد افسردگی‌ مفید باشد.
چند نکته

یک‌ برنامه‌ ورزشی‌ اتخاذ کنید. افرادی‌ که‌ در وضعیت‌ فیزیکی‌ خوبی‌ به‌ سر می‌برند، به‌ احتمال‌ کمتری‌ به‌ عوارض‌ منفی‌ استرس‌ مبتلا می‌شوند.
یک‌ رژیم‌ غذایی‌ طبیعی‌ و کاملاً متعادل‌ اتخاذ کنید. مکمل‌های‌ ویتامینی‌ ممکن‌ است‌ توصیه‌ شوند.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-180.aspx

تمريناتی برای بالا رفتن کيفيت صدا

 

تمريناتی برای بالا رفتن کيفيت صدا

در اين بخش به انجام بعضى از تمرينات که در بالا رفتن کيفيت صداى شخص بى تاثير نيست مى پردازيم .

الف ) تمرين قوى کردن حنجره 

منظور از حنجره قوى و صداى قوى ، صداى بلند و يا فرياد نيست بلکه منظور حنجره و صدايى مى باشد که داراى بنيه اى بالا و قدرتى است که بعد از اجراى يک برنامه ، توانايى خود را به طور کامل از دست نداده باشد و به اصطلاح ((زود نگيرد)). بعضى از اشخاص هستند که صداى آنها بسيار پرطنين و پرحجم و بلند است اما بعد از مدتى کار کشيدن از حنجره ، تارهاى صوتى آنها از کار مى افتد و زود خسته شده و توان انجام فعاليت بيشتر از آن سلب مى شود؛ برعکس افرادى نيز هستند که صداى کم حجم و نازکى دارند اما حنجره آنها از قدرت خوبى برخوردار است و تارهاى صوتى او به زودى از کار نمى افتند. آنچه مهم است اين است که يک خواننده بتواند از ابتداى يک مجلس تا انتهاى آن را به تنهايى عهده دار شود و قدرت انجام يک برنامه کامل را داشته باشد، اگر چه اين خصوصيت بعد از سال ها مجلس دارى و اجراى برنامه براى شخص حاصل مى شود و به خصوصيات فردى از قبيل بنيه جسمانى ، حالت جمجمه ، بزرگى قفسه سينه ، بزرگى حفره هاى بينى و دهان و... نيز بستگى دارد.

خاطر نشان شدن اين مطلب لازم است که بالا رفتن کيفيت صدا، رابطه مستقيم با کيفيت تنفس دارد. تنفس صحيح صدا را دلنشين تر مى نمايد. نکته ديگر اينکه تارهاى صوتى که صدا را توليد مى کنند، در واقع چند عضله ضعيف و کوچک بيشتر نيستند. چون عضلات را مى توان با ورزش قوى تر کرد، بايد با ورزش دادن عضلات گلو و حنجره ، صدا را قوى تر نمود تا ديرتر توان خود را از دست بدهند. دقيقاً مثل يک بدنساز که با استفاده از دمبل هاى سبک و سنگين عضلات شانه و بازوى خود را قوى مى کند تا بعد از مدتى بتواند يک وزنه سنگين را بلند نمايد. پس تنفس صحيح باعث پرطنين شدن صدا مى گردد و ورزش دادن عضلات باعث قوى شدن آن خواهد شد. در واقع ورزش عضلات بازو، دمبل زدن و ورزش عضلات حنجره ، خواندن مى باشد. تمرين قوى شدن صدا به اين ترتيب است که ؛ ابتدا با آرامش در محلى ساکت و آرام بنشينيد و عضلات را شُل کنيد سپس نفس عميقى کشيده و در پايين ترين پرده ، حرف ((آ)) را به صورت ممتد و کشيده ادا نماييد و آن قدر ادامه دهيد تا بازدم شما تمام گردد. دوباره ريه ها را تا جايى که امکان دارد، از هوا پر کنيد و در حالت بازدم به صورت کشيده بگوييد ((آ)). اين کار را تا پنج دقيقه به طور مداوم تکرار نماييد. در اين کار عجله نکنيد و از پايين ترين حالت ممکن آغاز نماييد. وقتى که حس کرديد که حنجره شما خوب گرم شده است ، حرف ((آ)) را در يک پرده بالاتر، با همان کيفيت اجرا کنيد. اين کار را همين طور پرده به پرده ادامه داده و بالا رويد و اين نکته را کسانى که مبتدى هستند بايد توجه داشته باشند که به هيچ وجه نبايد عجله نمايند. بايد با حوصله اين کار را به انجام رساند چون تمام پختگى صدا و قوت آن بستگى به تمرين در پرده هاى پايين دارد. اين کار را که انجام داديد و به پرده آخر صداى خود در حرف ((آ)) رسيديد، حنجره شما به خوبى گرم شده است و بعد از اين يک ربع تمرين ، حالا مى توانيد با تمام قدرت ، يک بيت شعر را با آواز بلند (در اصطلاح شش دانگ صدا) بخوانيد، بدون اينکه آسيبى به حنجره شما برسد.

اگر در بين تمرين ، هنگام بالا بردن پرده بعدى احساس خارش يا سوزش و يا سرفه نموديد، بدانيد که عجله کرده ايد و به توصيه اين حقير گوش نداده ايد. در اين حالت به پرده قبلى بازگشته و دقايقى آن را ادامه دهيد و يا اينکه تمرين را براى مدتى قطع نماييد همچنين در پرکردن ريه ها هم نبايد عجله کرد. ابتدا آهسته آهسته شکم را پر نموده و سپس سينه را پر نماييد تا جايى که شکم و سينه شما کاملاً متورم و مملوّ از هوا باشد. اگر پرده هاى پايين را در يک فضاى بسته و پرده هاى بالا و شش دانگ را در يک محيط باز مانند کوه يا بيابان تمرين نماييد، بهتر خواهد بود و پيشرفت خود را مشاهده خواهيد کرد و اگر بتوانيد تمرين شش دانگ صدا را بعد از يک برنامه کوه نوردى قرار بدهيد، بسيار بهتر و ثمر بخش تر خواهد بود چرا که کوه نوردى باعث افزايش ظرفيت هوايى شش ها مى شود.

تمرينات فوق بايد حداقل يک تا دو ماه به طور مستمر و همه روزه صورت گيرد تا صدا براى آغاز کار، صيقل پيدا نمايد و از حالت ((نخراشيدگى )) بيرون آيد.

ب ) تمرين پرحجم کردن صدا 

بعد از تمرينات قوى سازى صدا، نوبت به پرحجم کردن و پرطنين کردن آن مى رسد. يعنى وقتى يک خواننده در يک اتاق معمولى مى خواند، صداى او بر فضاى اتاق احاطه کامل داشته باشد و از هر سمت و سويى به طور مستقيم و يک نواخت شنيده شود. اين خصوصيات يک صداى پرطنين مى باشد که در اصطلاح ، اين صدا را ((زنگ دار)) گويند که گرفتگى ندارد. البته هر نوع گرفتگى در صدا، مذموم نيست بلکه بعضى وقت ها به محزون بودن آن مى افزايد اما صدايى با اين کيفيت ، قابليت کمترى براى مانور دادن و تحرير زدن دارد. براى زنگ دار شدن صدا به تمرينات زير توجه نماييد

در حالتى راحت بنشينيد و عضلات را رها نموده و کلماتى از قبيل ((مَنگ ، هَنگ ، زَنگ ،...)) که به ((نْگ )) ختم مى شوند را با آهنگى تودماغى ، با مسدود کردن دهان با زبان و کشيدگى ، اجرا نماييد.

يک شعر بيست بيتى را با نازک ترين آهنگى که مى توانيد بخوانيد و وقتى که گلوى تان خسته شد، پس از چند دقيقه استراحت دوباره از نو آغاز کنيد.

حرف ((ر)) را به صورت مشدد و مستمر و کشيده ((ر، ر، ر،...)) ادا کنيد.

گفتيم که پرطنين شدن صدا، با تنفس رابطه مستقيم دارد. براى اينکه طنين صداى خود را تقويت نماييد به اين تمارين توجه کنيد.

ابتدا يک نفس عميق با کيفيتى که قبلاً گفته شد بکشيد و ريه ها و شکم را از هوا پر کنيد به طورى که شکم کاملاً بيرون آيد. بعد صدا را در حالى که خارج مى کنيد، آهسته و پياپى بگوييد: ((آه ، آه ، اوه ، اوه ، ايه ....)). توجه داشته باشيد که هر چه اين هوا آهسته تر و کندتر از شش ها خارج شود بهتر است و تکرار اين تمرين صدا را بهتر و رساتر مى کند.

فک پايينى را شُل کنيد سپس نفس هاى کوتاه و سريع ، از راه دهان بکشيد و کم کم بر سرعت آن بيافزاييد تا جايى که صداى برخورد نفس ها را به سقف دهان تان بشنويد. البته نفس ها نبايد از راه تنگى گلو بوده بلکه بايد از پرده ديافراگم شکم باشد و از آن به عنوان تلمبه اى استفاده کنيد و هوا را از راه شکم بيرون و داخل بکشيد. اين تمرين باعث قوى شدن عضلات زير فک و اطراف گلو و شکم مى شود زيرا هنگام خواندن ، فشار زيادى به اين عضلات وارد مى گردد.

بدن را شل کنيد و هوا را به درون سينه بکشيد، بدون اينکه هيچ گونه فشارى به سينه وارد شود؛ آن قدر که سينه از هوا پر گردد. سپس شمعى (يا يک باريکه کاغذ) را جلوى دهان تان بگيريد و هوا را خارج کنيد، آن چنان که شعله شمع حرکت ننمايد ولى هواى سينه به طور يک نواخت خارج شود. اين تمرين باعث افزايش ‍ظرفيت هوايى ريه ها و يک نواختى صدا مى شود که بايد روزى سه تا چهار مرتبه تکرار شود و با يک فوت کردن قوى ، خاتمه يابد.

چانه را به سينه بچسبانيد به طورى که وزن سر، روى چانه افتاده باشد. حالا چند مرتبه دهان را باز و بسته کنيد به طورى که با اين حرکت ، سرتان بالا و پايين رود. سپس مدتى دهان را به حالت نيمه باز و راحت ، استراحت بدهيد.

دستان تان را زير چانه بزنيد (حالتى که انسان چيزى را تماشا مى کند) و فرض کنيد که چيزى مى جويد و مکرر دهان تان را باز و بسته نمائيد. بعد از مدتى استراحت ، دوباره اين کار را انجام دهيد. اين تمرين و تمرين قبل ، باعث قوى شدن عضلات چانه ، شقيقه ، و گلو مى شود و کم کم فک و گلو در اختيار شما در مى آيد تا حروف را موقع خواندن بهتر ادا کنيد زيرا عدم توانائى در تلفظ واضح حروف و خستگى زودرس فک و دهان ، ناشى از ضعيف بودن اين عضلات است .

يک شعر را ابتدا با صداى زير و از نوک زبان و سپس با صداى بم و از ته زبان بخوانيد در حالى که دهان مانند يک حفره شده و صدا با حجم بيرون مى آيد. اين تمرين نيز با قوى تر شدن زبان ، باعث پرحجم شدن صدا مى شود. زيرا قسمتى از خواندن ، به زبان بستگى دارد که با تغيير دادن فضاى دهان ، موجب ايجاد صداى مناسب و حجم دلخواه مى شود.

ج ) چند دستورالعمل کلى براى محافظت از حنجره

تمريناتى که تا اينجا گفته شد، باعث تغييرات محسوسى در تقويت و بهبود صدا مى شود، با اين شرط که با حوصله انجام داده شود و از عجله کردن در آن خوددارى گردد و تصور نشود که خواندن بستگى به اين تمرينات خسته کننده ندارد. مطمئن باشيد که اگر اين دستورالعمل ها بدون شتاب زدگى انجام شود، اثرات ژرفى در صدا خواهد داشت اما اگر بدون دقت انجام شوند، باعث ضايعات جبران ناپذيرى خواهد شد. به عنوان مثال در تمريناتى که در قسمت قوى شدن حنجره ذکر شد، اگر شخصى بدون گرم کردن حنجره ، زير آواز بزند و شش دانگ صدا را بيرون دهد، امکان پاره شدن تارهاى صوتى و يا ايجاد رگه هاى غير قابل بهبود در صدا، وجود دارد. پس توصيه اول ، عجله نکردن و دقت به خرج دادن در تمارين مى باشد. توصيه ديگر اين است که بين تمرين ها نبايد وقفه اى ايجاد شود و بايد به طور مداوم صورت گيرد تا حنجره پختگى خود را آسان تر تحصيل کند و به طور کلى اگر کسى خواننده هم بشود، نبايد تمرين را قطع کند و هر روز بايد زمزمه اى داشته باشد تا حنجره ، انعطاف خود را از دست ندهد. درست مانند لولاى درب ، اگر مدتى درب باز و بسته نشود باعث سفت شدن لولاها مى شود. به خاطر داشته باشيد که بهترين چيز براى حنجره ، خواندن و جلوگيرى از تنبلى و سستى آن است . البته از استراحت دادن آن هم نبايد غافل ماند و بايد از ((تاختن به حنجره )) پرهيز کرد. حتى در مجلس نيز هرگاه حس کرديد که حنجره شما خسته شده است مى توانيد بدون آنکه سايرين متوجه شوند به آن استراحت بدهيد. به اين ترتيب که فک پائين را شُل کرده و با زبان کوچک راه حلق را مسدود نمائيد، گوئى مى خواهيد خميازه بکشيد به طورى که صداى آن در گوشها حس مى شود. اين کار باعث استراحت لحظه اى حنجره تا مدت کوتاهى مى گردد. بهترين استراحت براى حنجره قبل يا بعد از مجلس ، ((خواب )) است . چنان چه وقتى يکى از قاريان مصرى که براى اجراى برنامه به ايران آمده بود، قبل از اجراى قرائت خود، مدتى مى خوابد و اين کار را به بقيه قرّاء هم توصيه مى نمايد. چون گفتيم که تارهاى صوتى ، بافت عضله اى هستند و احتياج به استراحت دارند.

د) تجويز برخى خوراکى ها

همان طورى که بين همگان مشهور است ، بعضى از خوردنى ها هستند که بايد از آنها پرهيز شود و برخى بايد استفاده گردد تا صداى شخص را تقويت نمايد. حنجره را به لولاى در تشبيه کرديم ؛ همان گونه که درب احتياج به باز و بسته شدن دارد تا سفت نشود، احتياج به روغن کارى هم دارد. به همان شکل که بايد از حنجره کار کشيد تا انعطافش از بين نرود، بايد با خوردن بعضى خوراکى ها به تحرک بيشتر آن کمک نمود. ناگفته نماند که معرفى اين خوراکى ها جنبه تجربى دارد و در افراد گوناگون ، مختلف است . امکان دارد که در بعضى جواب ندهد ولى آنچه که در عرف مداحان، قاريان و گویندگان و... براى تقويت حنجره معمول است ، خوردن غذاهاى کم چربى و آبکى مانند آش ، گوشت آب پز، باقلا پلو، آبگوشت بدون چربى ، نوشيدن شير گرم قبل و بعد از خواندن و نوشيدن آب ولرم در حين برنامه است . همچنين در مواقع گرفتگى و خستگى صدا، خوردن ژله نشاسته ، زرده تخم مرغ ، تخم مرغ عسلى ، آب شلغم ، و يا غرغره کردن آب نمک به اضافه چند قطره آب ليمو و يا خوردن انجير خشک که در شير جوشيده ريخته شده باشد، تاءثير بسزايى خواهد داشت . همچنين خوردن تخمه هائى که داراى لعاب مى باشند مانند بارهنگ ، به دانه ، تخم شربتى و... قبل از اجراى برنامه بسيار مفيد است .

ه‍) پرهيز

براى اينکه حنجره آسيب نبيند بايد از خوردن بعضى از خوراکى ها مانند انواع ترشى ها، سرخ کردنى ، چاى پررنگ ، آب سرد، بستنى و اين قبيل مواد غذائى خوددارى نمود. چون خوردن اينها به مرور زمان باعث تحليل رفتن قواى حنجره و ضعيف شدن صدا مى گردد و شايد به جراءت بتوان گفت که اثر اين خوردنى ها در حنجره خواننده مخرّب تر از حنجره فرد معمولى است که خواننده نمى باشد. چون حنجره کار کرده در مقابل بعضى چيزها آسيب پذيرتر از حنجره کارنکرده است

همچنين خوردن تخمه ، آجيل و حتى استعمال عطريات باعث گرفتن صدا مى گردد و مجدداً لازم است اين نکته را خاطر نشان کنيم که پرهيز از خوراکى ها هم مانند تجويز بعضى ديگر خوردنى ها به تفاوت افراد، مختلف مى شود و در همه على السويّه نمى باشد و نيز سينه زدن و گريه شديد کردن نيز باعث گرفتگى حنجره مى شود. همچنين تنفس ‍در فضائى که گرد و خاک دارد و يا محلى که در آن غذا مى پزند و چيزى سرخ مى کنند نيز همان نتيجه را خواهد داد. البته همان طورى که قبلاً نيز اشاره شد، بايد توجه داشت که اين گونه پرهيزها و تجويزها، فردى است و شخص بايد با گذشت زمان و تجربه در خوانندگى ، پى به اثر مثبت يا منفى آنها روى خود ببرد و يک برنامه پرهيز غذائى براى خود داشته باشد. چون ممکن است هيچ يک از خواراکى هائى فوق ، اثرى در وى نداشته باشد.

تذکر کلى :

به طور کلى مى توان گفت که هرگونه خوراکى که در شخص توليد گلودرد مى کند و هنگام ابتلا به سرماخوردگى يا گلودرد باعث تشديد آن مى شود، در موقع سلامتى باعث ضعيف شدن حنجره و صدا مى شود و بر عکس هر گونه خوراکى که در موقع گلودرد و عفونت سينه ، موجب بهبود شخص مى شود در موقع سلامتى موجب قوى شدن صدا و بالا رفتن کارآئى حنجره مى گردد.

ابوالفضل هادى منش

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-172.aspx

گفت و گو های مفید و جذاب!

 
 
گفت و گو های مفید و جذاب!
 
 مازیار ناظمی

اگر از دیدگاه برخی اندیشمندان رادیکالی مثل پل دومان که وقوع گفت و گوی مفید را غیر ممکن می دانند بگذریم! هستند اندیشمندانی که به وقوع  گفت وگو های مفید امیدوارند(هابر ماس ) ... گفت و گوی مفید تحت چه شرایطی اتفاق می افتد؟ بنا بر تجربه شخصی و مطالعاتی که داشتم عوامل زیر در رخ دادن یک گفت و گوی مفید می تواند موثر باشد :

  • هم پایگاه بودن طرفین میزگرد : هر چه افراد مدعو هم عرض و هم پایه باشند کمتر گفت و گو از شرایط اعتدال خارج می شود به تجربه دیده ام هر وقت یکی از میهمانان به نوعی مقتدر تر از بقیه باشد (یا حداقل اینگونه فکر کند) گفت و گو را از شرایط طبیعی خودش خارج و بسوی جنگ و منازعه می کشاند دلیل عمده آنهم تمایل میهمان مقتدرتر برای کشاندن گفت و گو به سمت نظر های خود است
  • رسیدن به یک هدف مشترک : بارها دیده ام که میهمانان گفت وگو وقتی هرکدام حرف خود را زده اند بدون توجه به نظر طرف مقابل ، نتیجه خاصی برای گفت و گو رقم نخورده است  و مخاطب سردرگم میشود ، بالاخره که چی ؟!
  • افشاگری : گفت و گو ها اگر منجر به آشکار شدن اسرار پنهانی یک موضوع شود قطعا ماندنی تر خواهد شد صراحت ، شجاعت ، اطلاع و پیگیری مجری از مهمترین ابرازهای شکل گرفتن چنین گفت و گو هایی است
  • برخورد(Conflict) : درگیری، جدال و مواجهه، اتفاقی است که در گفت و گوهای جذاب رخ می دهد، حتما بایستی در چیدن میهمانان نوعی دوگانگی را رعایت کنید تا مواجهه صورت گیرد. مطمئن باشید این شکل کار، مشتریان زیادی را برای برنامه گفت و گو محور شما بدنبال دارد.

 _ پل دومان، متفكر بل‍ژيكي، مهم­ترين معرف و مبلغ شالوده ­شكني در آمريكا است.

- هابرماس، که اکنون دوران سالخوردگی و بازنشستگی‌اش را طی می‌کند، از بزرگ‌ترین فلاسفه و عالمان اجتماعی زنده دنیا و وارث مکتب فکری بانفوذ فرانکفورت است.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-140.aspx

ارزش صلح امام حسن (ع) كمتر از عاشورا نيست

 

ارزش صلح امام حسن (ع) كمتر از عاشورا نيست

در گفتگو با خبرگزاری فارس

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8811240022

روش های سخن گفتن

 

روش های سخن گفتن

وقتی لب به سخن باز می کنیم، اغلب احساس می کنیم که صرفاً حرف می زنیم! اما سخن ما و طرز ادای آن از دایره امکانات وسیعی انتخاب می شود و دیگران نیز به این انتخاب های ما درست به همان شکل که به لباس های ما واکنش نشان می دهند و آن را نشانه شخصیت و طرز تلقی ما می دانند، واکنش نشان می دهند. مثلاً پوشیدن کت و شلوار می تواند نشانه لباس پوشیدن رسمی یا نشانه احترام قائل بودن برای یک موقعیت باشد، حال آن که استفاده از یک پوشش بسیار عادی، نشانه خودمانی تلقی کردن یا جدی نگرفتن به شمار آید. شخصیت هایی نظیر رسمی یا خودمانی، آراسته یا ناآراسته و طرز تلقی هایی مانند احترام قایل شدن یا نشدن با طرز سخن گفتن نیز مشخص می شوند.

در هر صورت آنچه مسلم است آن است که هر حرفی باید به شکلی زده شود. هر سخن لحن، سرعت، مکث و بلندی خاص خود را دارد. ممکن است قبل از صحبت بدانیم یا ندانیم چه باید بگوییم یا چه می خواهیم بگوییم، مگر اینکه شرایط جلسه، حالت مسلم و مشخص داشته باشد. در عین حال هیچگاه قبل از سخن گفتن، تصمیمی بر اینکه کجا صدا را بلند یا کوتاه باید کرد و یا کجا تند یا سریع باید حرف زد، گرفته نمی شود. چون رعایت و به کار بستن تمامی این نکات بستگی به موقعیت دارد، اما همه عواملی است که ما منظور گوینده را درک می کنیم و درباره طرز فکر خود نسبت به نظرات یکدیگر تصمیم می گیریم.

سبک گفت و گو هرگز موضوعی فوق العاده و اضافی بر گفت و گو نیست بلکه بخش اصلی و جدانشدنی از آن است. جنبه های سبک گفت و گو، ابزار اولیه آن گفت و گو هستند. نشانه ها و علایم مهم در سخن گفتن، سرعت حرف زدن مکث ها و بلندی صداست که جملگی آنچه را ما آهنگ صدا و صحبت می شناسیم مشخص تر می سازند.

این نشانه ها در تمهیدات زبان شناسی به کار می روند که اساس صحبت و گفت و گو را شکل می دهند. مجموعه ای که نوبت گیری در گفت و گو، بیان نقطه نظرها و اینکه در جریان صحبت و گفت و گو چه می کنیم (گوش می دهیم، علاقه مندیم، قدرشناسی می کنیم، رفتار دوستانه داریم، انتظار کمک داریم یا پیشنهاد کمک می کنیم و ...) را مشخص ساخته و نشان می دهند که به هنگام گفت و گو، در چه اندیشه ای هستیم.

نشانه ها، سرعت و مکث در صحبت

سارا سعی داشت با همسر جدید سعید، در گفت و گو را باز کند. اما به نظر می رسید که مینا (همسر سعید) حرفی برای گفتن ندارد! در حالی که سارا احساس می کرد مینا حوصله گوش دادن به حرفهایش را ندارد، مینا به سعید گفت که سارا فرصت حرف زدن به او نمی دهد! که در حقیقت مشکل موجود با انتظار در باره سرعت و مکث کردن ارتباط داشت نه با حرف و حوصله داشتن یا نداشتن سارا و مینا!

باید دانست گفت و گو، یک بازی نوبتی برای سخن گفتن انسانها است! شما حرف می زنید، بعد نوبت به من و بار دیگر نوبت به شما می رسد. هر کس زمانی حرف می زند که مخاطب او حرفش را تمام کرده باشد. موضوع در ظاهر به همین سادگی است اما اینکه بدانیم طرف مقابل صحبت اش را تمام کرده است یا خیر، خود موضوعی مهم است. وقتی صدا ملایم تر می شود، وقتی گفته قبلی تکرار می شود، وقتی میان کلمات فاصله می افتد و صدا باز هم ملایم شود؟ آیا تکرار جمله به معنای نداشتن حرفی تازه می تواند باشد؟ آیا قصد، تاکید است؟ یا میان کلمات چه فاصله ای باید بیفتد تا معنای "دارم حرفم را تمام می کنم" یا "هنوز حرف دارم" یا "مکث کرده ام، اما حرفم هنوز تمام نشده است را بدهد؟"

طبیعی است که در میانه گفت و گو و صحبت با افراد، فرصتی صرف حل این مسایل نمی شود. بلکه به دلیل سالها تجربه در زمینه صحبت با اشخاص، فرد متوجه می شود که حرف پایان گرفته یا خیر. از طرفی وقتی عادات گفت و گو در طرفین مشابه باشد، یا نوع سخن گفتن یکی برای آن دیگری واضح و مشخص باشد، هیچ اشکالی بروز نمی کند اما اگر عادات دو طرف با هم متفاوت شد، ممکن است یکی از طرفین گفت و گو به این نتیجه برسد که آن دیگری یا به حرف او گوش نمی کرده یا اصولاً این طور تصور شود که صحبتی برای گفتن وجود ندارد. (مثالی که درباره سارا و مینا مطرح شد).

همچنین یکسان نبودن سبک و زمان و فرصت و مجال صحبت کردن، امکان دارد خصوصیات فرد را به جز آن چیزی که هست، نشان دهد و درست به همین دلیل است که اندکی تفاوت در سبک گفت وگو و موضوعاتی مانند مکث و غیره می تواند روی زندگی فرد تاثیر قابل ملاحظه ای داشته باشد.

بلندی صدا در سخن گفتن

وای از دست شوهرم! نمی دانید وقتی در خانه است چقدر بلند صحبت می کند. باور کنید از ده خانه آن طرف تر هم می شود صدایش را شنید. هر چه هم که می گویم بلند صحبت نکن، به خرجش نمی رود، دیگر کم کم دارم به بلند صحبت کردنش شک می کنم چون با یکی- دو نفر اینطور حرف نمی زند. مثلاً هر وقت برادر کوچکش یا یکی از دوستانش که از دوره دبیرستان با هم دوست هستند، به منزل ما می آیند، صحبت کردنش آهسته می شود! شما باشید شک نمی کنید؟!

هر حرف باید به لحن خاصی بیان گردد. در حال صحبت نیز شدت صدا می تواند کم و زیاد شود. بلندتر حرف زدن روابط میان نقطه نظرها را نشان می دهد. مثلاً می تواند حاکی از آن باشد که "صبر کن، حرفی دارم که باید بزنم" یا صبر کن، هنوز حرفم تمام نشده است یاعصبانی هستم و یا ... ملایم تر حرف زدن هم می تواند معانی خاص خود را داشته باشد. به عنوان مثال، خسته شدم، تو حرف بزن، یا خجالت می کشم با صدای بلند صحبت کنم. یا، حالا نوبت توست حرف بزنی و یا نشانه ای برای احترام و ادب به دیگری و دیگران.

بلندتر صحبت کردن از حد انتظار نیز می تواند برای شنونده، معانی مختلفی را در برداشته باشد. مثلاً فرد فاقد قدرت ابراز وجود باشد یا در جهت تحریک احساسات باشد، یا دستور تلقی شود و ... که به هر حال اگر با این مسئله نیز درست برخورد نشود، شنونده را دچار گیجی و سردرگمی از نیافتن ارتباط با شخص گوینده خواهد کرد.

آهنگ و زیر و بم صدا

عادت به لحن صدا از جانب افراد، گاه موجب می شود تا در برخورد با لحنی دیگر آن لحن غیرطبیعی جلوه کند. به عنوان مثال دو نفر که دارای فرهنگ دو گفت وگوی متفاوت اند، به طور قطع با توجه به فرهنگ خویش، با آهنگ و زیر و بم و در مجموع حالت مخصوص به خود سخن می گویند. حال اگر فردی شناخت مناسبی از مخاطب یا گوینده مقابل خود نداشته باشد، چه بسا در هنگامی که آن فرد آرام یا عصبانی است این گونه تصور کند که لحن طرف وی خسته کننده یا یکنواخت و یا خوشایند است.

آهنگ صدا ناشی از ترکیبی از سرعت، مکث، رسایی و از همه مهم تر تغییر زیر و بم آن صدا. در واقع حالت جسمانی دهان و حنجره آن را مشخص می سازد، زیر و بم صدا مانند رسایی یا ملایم بودن صدا نیز معانی نسبی متفاوتی دارد.

از آنجایی که نشانه هایی مانند تغییرات زیر و بم صدا (و نیز بلندی و سرعت گام صحبت) همچنین نشانه بیان های احساسی هستند احتمالاً تعجب آور نیست که زنها بیش از مردها، از تغییرات زیر و بم صدا استفاده می کنند. همانطور که مشخص است زنها هم اغلب به احساساتی بودن بیش از مردها، شهرت دارند. همین مطلب، در مورد افراد یک فرهنگ خاص نیز صدق می کند.

به هر حال بد نیست بدانیم وقتی قرار است من یا شما، در هر روز و ساعت از عمرمان، دقایق پی در پی و متوالی را صرف صحبت کردن کنیم، چه بهتر که در باره مقتضیات و نحوه صحبت کردن بیشتر بدانیم و مهمتر از آن، این داشته ها را به کار بندیم.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-136.aspx

يک راه تازه براي حرف زدن گاهي از يک حرف تازه براي گفتن جالب ­تر است

 

يک راه تازه براي حرف زدن گاهي از يک حرف تازه براي گفتن جالب ­تر است

صداي شما يک آلت موسيقي است که نت ها را يکنواخت نمي­نوازد، بلکه کلمات را با لحني خشن، ملايم يا معمولي و با زير و بمي متفاوت ادا مي­کند که تمام اين خصوصيات در برداشت شنونده از پيام شما نقش اساسي دارد.

·         کارشناسان معتقدند 38 درصد از استنباط اوليه از هر عبارت بستگي به نحوه بيان آن دارد. در حقيقت مردم از طرز گفتار ما درباره ما قضاوت مي­کنند. حقايق را بدون پيش داوري و با لحني غير مغرضانه و منصفانه بيان کنيد.

·         براي اينکه گفت و گوي شما داراي هدف خاص از پيش تعيين شده و برخوردار از برنامه­اي مدون باشد و بتوانيد نتايج آنرا پيش بيني کنيد، بايد قبل از آغاز سخن در يکي دو جمله مقصود کلي گفت و گو را بيان کنيد. به اين ترتيب براي گفتگوي خود چارچوب مشخص قائل شده­ايد.

·         شنونده انگيزه مي خواهد: براي اينکه مخاطب به سخنان شما با علاقه گوش دهد بايد احساس کند که سخنانتان حامل اطلاعات و پيشنهادات مفيد و سودمند است.

شناخت مخاطب و اوضاع و احوال او ياريتان مي­کند تا چارچوب گفتاري خود را به نحوي تعيين کنيد که براي او جالب توجه باشد و به شنيدن تشويق شود.

·         کلمات در پيامي که به ديگري منتقل مي­کنيد تأثير فراوان دارد. بنابراين از به کاربردن کلمات بر حسب عادت و بدون انديشه خودداري کنيد.

·         مطلب را مختصر و مفيد بيان کنيد تا مخاطبين شوق شنيدن را از دست ندهند. تحقيقات نشان مي دهد که آدمي تنها قادر است 3 تا 5 نکته را در آن واحد به ذهن بسپارد.

·         دستور ندهيد بلکه تقاضا کنيد. وقتي چيزي را تقاضا مي­کنيد. رفتارتان بر اساس احترام متقابل شکل مي­گيرد.

·         براي القاي کلام خود با استفاده از کلمات، تصاويري را در ذهن مخاطبين ترسيم و رنگ آميزي کنيد. براي اين منظور مي توانيد از کلمات بهره بگيريد و ساير حواس را نيز برانگيزيد و صداها و يا احساسات ديگر را در افراد تداعي کنيد و از مثالهاي زنده و گويا بهره گيريد.

·         مهارت در ايجاد رابطه مناسب با ديگران بر توانايي­ها و اعتماد به نفس ما مي­افزايد، استعداد و دست آوردهايمان را مي­نماياند و احترام و قدرداني ديگران را جلب مي­کند.

·         اگر مي خواهيد تعاملات خود را به نحو احسن سازماندهي کنيد لازم است پيامهاي موجود در شکل، محتوا و  رابطه را مد نظر قرار دهيد. بايد محتواي گفته­ها و نحوه دريافت پيام­ها را بدانيد.

·         يکي از بارزترين شيوه­هاي نفوذ کلام، شناخت سيستم روحي افراد و تقليد از آن است.

 استفاده از نام افراد تأثير شگرفي در حسن رابطه دارد.

·         استفاده از عبارتي نظير: ما فکر مي­کنيم و ما تصور مي­کنيم به جز مواردي که شخص به عنوان سخنگوي رسمي يک گروه حرف مي­زند نشان دهنده ضعف و سستي در سخن است ارتباط و گفتگو را بايد با کلماتي نظير من تصور مي­کنم و من فکر مي­کنم انجام داد

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-216.aspx

تکنیک های تند خوانی

 

تکنیک های تند خوانی

با بکار بستن نکات زیر مهارت تند خوانی را در خود تقویت کنید:

۱- مکثــها و توقف های چشمان خود را حین مطالعه سطور کــاهش دهید. این همان تمرکزهای لحظه ای بروی حروف و واژه ها اسـت. مـا  هنگام خواندن هر یک از سطرهای یک مـتـن چشمان خود را بصورت جهشی بسمت جلو حرکت می دهیم اکنون هر میزان که ما این  کثـها و جهشــها را کـاهش دهیـم سـرعـت خـوانــدنمان نیز افزایش می یابد.
تـــعداد این توقفها معمولا در افراد کندخوان به ۷ بار در هر سطر میرسد اما شما میتوانید این تعداد مکث را به ۳ بار در هر سطر کاهش دهید.
نکته:هنگام مطالعه چشمان خود را در طول سطور حرکت دهید و نه سر خود را.
نکته: برای کاهش مکث ها و توقفها میبایست حوزه دید خود را افزایش دهید. برای این منظور شما باید سعی کنید تا تصاویر واقع در گوشه چشمان خود را بدون اینکه بطور مستقیم به آنها نگاه کنید،ببینید.
نکته:اجازه ندهید حین مطالعه دیدتان دچار سرگردانی گردد.

۲- واژه ها را گروه بندی کنید. ما دیگر آموخته ایم که چگونه حروف را با یکدیگر ترکیب کرده و کلمات را خوانده و درک کنیم. اکنون باید بیاموزیم که دسته ای از کلمات را با یکدیگر ترکیب کرده و یک جمله  را در آن واحد بخوانیم. و در قدم بعدی باید بیاموزیم که چگونه جملات را دسته بندی کرده و مفهوم کلی یک پاراگراف را استخراج کنیم.
نکته: ثابت شده که دسته بندی واژه ها قوه ادراک و فهم را افزایش میدهد. بطور کلی مفهوم را آسانتر میتوان از یک دسته واژه استخراج کرد تا از کلمات منفرد و حتی حروف تک.

۳- هیچگاه به عقب باز نگردید. اغلب افراد عادت کرده اند هنگام مطالعه به عقب بازگشته و واژه ها و یا قسمتهایی از متن را که بدرستی متوجه نشده اند را بازخوانی کنند. این کار فقط از سرعت خواندن شما میکاهد. شما میتوانید با مطالعه تکمیلی قسمتهایی که بدرستی متوجه نشده اید را  درک کنید. شاید با خودتان بگویید که این بازخوانی مجدد هم زمانبر است. اما بازگشت  مکرر به عقب برای بازخوانی قسمتهای درک نشده به مراتب وقت گیرتر از مطالعه مجدد یک مطلب به روش تند خوانی ست.

۴- هدفمند مطالعه کنید. هدف خود را از مطالعه هر مطلبی از پیش تعیین کنید. که چه نوع اطلاعاتی را میخواهید کسب کنید. این کار سبب میگردد تا شما اطلاعات غیر ضروری و حاشیه ای را  در فرایند مطالعه حذف کنید.

۵- فقط کلمات و مفاهیم کلیدی را مطالعه کنید. ما برای نگاشتن مطالب ناگزیریم پاره ای دستورات نوشتاری و ساختار صحیح جملات را  رعایت کنیم. اما هنگام خواندن نه.۴۰ تا ۶۰ درصد کل یک متن از واژه ها و حروف بی اهمیت و غیر ضروری (البته برای درک آن) تشکیل یافته است. مانند حروف ربط مانند”و” و  “یا”. بیاموزید تنها اسمها و افعال را بخوانید. نکات و مفاهیم اصلی یک پاراگراف را یافته و آن را در ذهن بسپارید و جزئیات خارج از موضوع اصلی را حذف کنید.

۶- با صدای بلند مطالعه نکنید. سرعت ادا کردن و صحبت کردن بسیار کمتر از ظرفیت یادگیری و مطالعه شماست. در فرایند مطالعه میبایست فقط چشمها و مغز درگیر باشند. سرعت قوه بینایی شما بسیار بیشتر از سرعت تکلم شماست. بنابراین از تلفظ حروف و واژه ها حین مطالعه خودداری کنید. اما مسئله اصوات به همین جا ختم نیمشود. ما حین خواندن  در ذهن خود نیز اصوات مرتبط با حروف و واژه ها را بیان میکنیم. این همان ندای درون شماست زمانی که به اصطلاح در دلتان مطلبی را میخوانید. یعنی ما پس از دیدن یک کلمه صبر میکنیم تا صدای مرتبط با آن کلمه (تلفظ) در ذهنمان کامل شود سپس به سراغ  کلمه بعدی میرویم. این عادت نیز سرعت مطالعه شما را کاهش میدهد. به یاد داشته باشید که حذف  کامل این صداها در مغز و ذهن غیر ممکن است اما میتوان آنها را به حداقل رساند.

۷- در محیط مطالعه خود هر عاملی که موجب پرت شدن حواس شما میگردد را حذف کنید.

۸- هر میزان که شما با واژگان و اصطلاحات یک زبان آشنا تر  و مانوس تر باشید درک بهتری نیز از متون نگاشته شده به آن زبان خواهید داشت. بنابراین تا میتوانید واژه و اصطلاح جدید بیاموزید.

۹- تمرین کنید، تمرین کنید. تا میتوانید تند خوانی را تمرین کنید. تند خوانی نیز همچون سایر مهارتها نیاز به ممارست دارد.

۱۰- تمرکز خود را حین مطالعه حفظ کنید. بدین مفهوم که در حین خواندن مطلبی در آن واحد به چیز دیگری فکر نکنید.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-217.aspx

تكینیك های سخنرانی در جمع



تكینیك های سخنرانی در جمع

سخنرانی در جمع برای اغلب افراد كار دشواری است.اگر مـی خـواهـیـد انـسـان موفـقی باشید، باید بر تكنیـكهـای سخنرانی تسلط پیدا نموده و یا حداقل هنگام صـحبـت در یك جمع احساس راحتی كنید.

منظور از یك جمع، 500 سهامـدار عـصـبـانـی در جـلسـات  آخر سال نیست، بلكه میتواند از چند فروشنده، كارمـند و یا چند دوست در جشن تولد نیز تشكیل شود. سخنرانی در جمع به این معنی است كه شما چندین شنونده دارید كه در اغلب اوقات به تـك تـك واژه هـایـی كه از زبـان شمـا ادا میشود، گوش میدهند. به همین دلیل اشتبـاه نـكـردن شما در حین صحبت حائز اهمیت است.

1. آرام و ریلكس باشید

بـرخی از افـراد همین كه به صحبت كردن در جمع فكر میكنند، دچار اضطراب و نـا آرامـی شده و هنگامی كه در مقام عمل شروع به سخنرانی می كنند، خشكشان مـی زنــد، تپش قلبشان شدیدتر میشود، دستانشان شروع به لرزش میكند و بصورتی گسسـتـه و لكنت وار شروع به صحبت می نمایند.

موضـوع مـهمی كـه بـاید بخاطر داشت باشید این است كه در شرایط مرگ و زندگی قرار نداشته و صرفا" در حال گقـتن چند كلمه حرف حساب ( و یا هر چیزی دیگری كه دوست دارید اسمش را بگذارید ) به دیگران هستید. چه دو نفر باشند چه 200 نفر، باید بـه یـك طریق صحبت كنید به اینصورت كه عصبی نشوید، روی موضوع مربوطه تمركز كنید و كار را به اتمام برسانید.

2. موضوع مورد بحث را بشناسید

معمولا ما زمانی دچار اضطراب و نا آرامی می شــویم كه كـاری كـه در مـورد آن تـبـحر و شناختی نداریم، مجبور به انجامش می گردیم. افـراد انـدكی دارای تبحر كامل در زمینه سخنرانی در جمع می باشند اما اغلب می توانند در صورت داشتن آمادگـی منـاسـب، از عهده آن بخوبی برآیند. كلید این آمادگی آشنا بودن و شناختـن دقیق مـوضـوع مــورد صحبت می باشد.

اگر شما یـك مدیـر اجـرایـی در شـركت تـولید نوشابه بوده و قصد سخنرانی در مورد بازار رقابتی را دارید، باید از همه ریزه كاریها و جزئیات شركتهای دیگر تولید نوشابه همـانـنـد شركت خود آگاه باشید. زمانی را برای نت بـرداری و خـلاصـه سـازی ایـده هـای خـود در قالب نوشتارهای كوچك اختصاص دهید.مرحله بعدی كار این است كه آن قالبهای كوچك را بخاطر سپرده و هنگام سخنرانی آنها را بسـط و گسترش دهید. اگر جلسـه پرسش و پاسخ در میـان است، سـعـی كنـیـد سـؤالات احتمالی و پاسخهای آنها را از قبل مهیا و آماده نمایید.

۳. مخاطبین خود را بشناسید

اگر در مقابل مدیران ارشد یك شركت در مورد راه كارهای تجاری صحبت می كنید، بایـد نسبت به زمانیكه برای یك عده دانشجو كه ترم اول اقتصاد را می گذرانند، روش بسیـار متفاوتی را در پیش بگیرید.

باید میزان سطح معلومات مخاطبین خود را سنجیده و مطابق با آن صحبت كنید. به هر حال آنها آماده اند تا سخنان شما را بشنوند بنابراین گفته های شما باید برایشان قابل فهم باشد.

4. با محل سخنرانی آشنا شوید

این یك نكته فراموش شده است، امـا شـمـا بـایـد بـا مـحلـی كـه قـرار اسـت در آنــجا به سخنرانی بپردازید، آشنا شوید. لازم است پیشاپیش به آنجا رفته و با امكـانات و محیط آن آشنا گردید. سپس روی مسائل دیداری سخنرانی خود كار كنید تا مطـمـئـن شــویـد مطابق با آنچه كه در نظر گرفته اید باشد. وارد شـدن بـه یـك سـالـن 20000 هـزار نـفـری نسبت به وارد شدن به یك كلاس درس 30 نفره نیاز به تمهیدات بسیار بیشتری دارد.

یك روش خوب این است كه در صندلیهای مختلفی كه قرار است حاظران بنشینند، قرار بگیرید تا چشم انداز مناسبتری از محل برگزاری بدست آورده و بتوانید با همه شنودگان به یك نسبت ارتباط برقرار كنید نه فقط با چند نفری كه در ردیف جلو نشته اند.

5. موفقیت را مجسم كنید

اغلب افراد به این دلیل در سـخنـرانـی شـكست میخورند كه تصور میكنند صحبتهایشان اشـتباه و بـی معنی است. آنچه كه در ذهن می پرورانید، همان نیز اتفاق خواهد افتاد. اگر خودتان را یك نادان تصور كنید، همان نیز خواهید شد.

فكر عجز و ناتوانی را در خودتان قبل از شـروع صـحبـت نـابـود كنـید.  سعی كنید پیش از سخنرانی مطالب را در ذهن خود مـرور نـمـایید. چگونگی بیان موفقیت آمیز موضوعات و نیز حركات خود را مـجسـم نـمایـیـد. تا رسیدن به مرحله یك ایراد یك سخرانی كامل این اعـمـال را تـكـرار كـنـیـد. بـعـد از آن تـنـها كـاری كـه لازم اسـت انجام دهید، عملی كردن تجسمات خود خواهد بود.

6. كار نیكو كردن از پر كردن است

مایكل جردن هم ممكن است وقتی برای اولین بار با توپ بسكتبال آشنا شد، 10 پرتاب اولش را در گل نكرد، اما با سخت كوشی و تمرینات بسیار، بـه بـهـتـریـن بسكتبالیست دنیا مبدل شد. نكته این است كه اگر بخواهید سخنران بهتری شوید باید تمرین كنید.

بصورت داوطلبانه هنگـام اوقـات بـیـكاری جـلوی دوسـتـانـتان قرار گرفته و به جلوی جمع ایستادن عادت كنید. بتدریج سعی كنید به تعداد نفراتی كه در مقابلشان قرار گرفته اید بیفزایید و از افراد قویتر اسـتفـاده نـمایـید. ایده ایـنكار این است كه در شرایط غیر واقعی كه اهمیتی ندارد، متوجه اشتباهات و نقاط ضعف خود شوید. به این ترتیب هنگامی كه روز موعود فرا میرسد با اعتماد بنفسی كامل در مقابل جمع قرار گرفته و همـه چـیـز بـه خوبی پیش خواهد رفت.

7. روی پیغام تمركز كنید

هنگام سـخنـرانی در یـك جـمـع زیـاد به حاضرین فكر نكنید. به پیغام و نكاتی كه باید بـه دیگران منتقل كنید تمركز نمایید. در نهایت دلیل قرار گرفتـن شمـا پـشـت میـكروفـن ایـن است كه مطلب مورد نظر خود را به شنـوندگـان بـفـهـمـانـید. به این ترتیب دیری نخواهد پایید كه دیگر احساس ناآرامی و اضطراب نكرده و راحت تر تـوانـسـت بـا مـخاطبـیـن خود برای بحث و گفتگو ارتباط برقرار نمایید

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-219.aspx

چطور يك سخنراني حرفه ‌اي داشته باشيم؟

 

چطور يك سخنراني حرفه ‌اي داشته باشيم؟

تنها كاري كه بايد انجام دهيد اين است كه اضطراب را به عنوان عكس‌العملي طبيعي باور كنيد و با آن كنار بياييد.
وقتي هنگام صحبت كردن در يك جمع اين احساس را در خود سركوب نكنيد ديگران نيز با اين احساس شما كنار مي‌آيند و هنگام بروز احتمالي استرس و يا اشتباهاتي در پي آن، شما را خواهند بخشيد.

در ضمن فراموش نكنيد كه شنوندگان توقع ندارند يك سخنراني بي‌عيب و نقص از شما ببينند و شما در مقام يك استاد سخنوري قرار نداريد، پس زياد به خودتان سخت نگيريد.

به اين فكركنيد با وجود اينكه ديگران از اضطراب شما آگاه هستند اما باز هم شاهد يك سخنراني عالي از شما خواهند بود و همين موضوع موجب كسب احترام بيشتري برايتان خواهد شد.

مي‌توانيد درباره استرس خود با آنها شوخي كنيد مثلا ‌بگوييد «فقط خدا مي‌داند من چگونه مي‌خواهم سخنراني كنم و خودش بايد به داد من برسد» و يا جملاتي از اين دست.

تعريف دوباره‌اي از شنوندگان خود داشته باشيد

تعريف دوباره از شنوندگان به اين معناست كه ديد خود را نسبت به آنها تغيير دهيد. به‌جاي اينكه آنها را استاداني ببينيد كه در حال ارزيابي و سنجش شما هستند، مي‌توانيد اينطور به خودتان بقبولانيد كه مخاطبان شما دانش‌آموزاني هستند كه منتظرند تا بعد از شما سخنان خود را ايراد كنند.

در اين صورت آنها هم به اندازه شما اضطراب دارند و شما را درك مي‌كنند و ديگر هيچ دليلي براي نگراني و دلشوره براي‌تان باقي نمي‌ماند يا اينطور تصور كنيد كه قرار است بعد از 10 سال دوستان قديمي خود را دوباره ببينيد، در اين صورت ايجاد ارتباط چشمي برايتان ساده‌تر مي‌شود و شنوندگان نيز از سخنان سرشار از صميميت شما لذت خواهند برد.

براي كاهش استرس خود اصلا‌ به روش‌هايي كه ناديده گرفتن شنوندگان را توصيه مي‌كند متوسل نشويد، تصور اينكه به جمعيت نگاه كنيد و با آنها صحبت كنيد ولي به خود تلقين نماييد كه هيچ كس در اطرافتان وجود ندارد كار بسيار سخت و تقريبا ‌غيرممكني است. پس بي‌خيال چنين روش‌هايي شويد.

از جلوه‌هاي بصري كمك بگيريد

حالتي را تصور كنيد كه سخنراني شما با اجراي زيبايي از برنامه پاورپوينت همراه باشد و توجه شنوندگان به نكاتي كه شما انتخاب كرده‌ايد جلب شود.

در اين صورت نصف زمان سخنراني حواس آنها به مشاهده و دقت در نكات و دنبال كردن اسلايدها معطوف خواهد شد و در همين حين شما در حالي‌كه كسي نگاهتان نمي‌كند مي‌توانيد به راحتي با حضار صحبت كنيد.

اگر هركدام از آنها به شما نگاه كردند سريعا نگاه خود را روي كسي متمركز كنيد كه به شما نگاه نمي‌كند و به اسلايدها دقت دارد زيرا هميشه صحبت كردن براي افرادي كه به ما نگاه نمي كنند راحت تر است و استرس كمتري ايجاد مي‌كند.

با قصد قبلي اشتباه كنيد

اين ترفند ديگري است كه به شما پيشنهاد مي‌كنيم آن را امتحان كنيد. هدف از به‌وجود آوردن اشتباهات از پيش تعيين شده جلب توجه بيشتر مخاطبان است.

اگر بتوانيد كاري كنيد تا جو صميمي‌تري را ايجاد شود و شما بهتر بتوانيد كنترل جمع را در دست بگيريد، نه تنها صحبت كردن برايتان آسان‌تر خواهد شد بلكه براي حضار نيز سخنراني خاطره‌انگيزتري بجاي مي‌ماند.

در هر لحظه فقط در حين صحبت كردن فقط به يك نفر توجه كنيد

يكي از وحشتناك‌ترين مسائلي كه هنگام صحبت كردن سخنران را اذيت مي‌كند، جمعيت و تعداد حضار و مخاطبان است .نگاه كردن به يك جمع گسترده كه همه در انتظار شنيدن سخنان شما سكوت كرده‌اند واقعا كار طاقت‌فرسايي است.

براي غلبه بر اين احساس بهترين كار اين است كه در هر لحظه فقط به يك نفر نگاه كنيد و آن را مخاطب قرار دهيد و تصور كنيد هيچ كس ديگري به شما توجه ندارد. اگركس ديگري از شما سئوالي داشت نگاه خود را به روي او معطوف كنيد و در ذهن خود اينطور تصور كنيد كه در يك كافي شاپ نشسته‌ايد و يك گپ دوستانه در جريان است.

تجربه جالب و مفرحي داشته باشيد

اين ترفند آخرين و مهم‌ترين ترفندي است كه براي شما بيان مي‌كنيم. با جمعيت شوخي كنيد. براي ارتقاي كيفيت سخنراني خود روش‌هاي جديدي را امتحان كنيد.

شايد چند شوخي به‌جا و سنگين و يا راه رفتن دور سالن هنگام سخنراني به‌جاي چسبيدن به صندلي ايده‌هايي باشند كه سخنان شما را جذاب‌تر كنند.

اين روش‌ها را امتحان كنيد و مطمئن باشيد كه پس از آن ديگر احساس بدي هنگام حضور در جلسه سخنراني نخواهيد داشت و ترس از سخن گفتن در جمع در درونتان كشته خواهد شد.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-221.aspx

ويژگي‌هاي گوينده راديو ، صدائی گوش نواز (1 )

 

ويژگي‌هاي گوينده راديو ، صدائی گوش نواز (1 )

درسنامه - گفتاری از ایرج برخوردار

 اشاره: سلسله مباحثی که به دنبال خواهد آمد سعی دارد شما را با تکنیک‌ها و ارزش‌های کار گویندگی در رادیو به اختصار آشنا کند. این گفتار‌ها از سوی استاد ایرج برخوردار ارائه می‌شود که خود مدرس و برنامه‌ساز رادیوست و سال‌هاست در این زمینه فعالیت دارد.

اولین بحثی که می‌خواهیم مطرح کنیم راجع به گویندگی در رادیوست. کاملاً روشن است که گوینده به کسی گفته می‌شود که مطلبی را برای رادیو می‌خواند و بیان و عرضه می‌کند. اگر بخواهیم این موضوع را به تعریف بیاوریم باید بگوییم گوینده شخصی است که صدای خوب و لطیفی دارد، با آهنگی جذاب و متفاوت از دیگران. یعنی در واقع صدایی خوب به صورتی که قبلاً نشنیده باشیم یا برای گوش ما تازگی داشته باشد. علاوه بر صدای خوب، این شخص در عین حال باید دارای سواد و اطلاعات کافی باشد و بتواند به مفاهیم مربوط به متن ضمن خواندن توجه کند. در عین حال گوینده باید توان تشخیص کافی در بیان و القای مفاهیم و انتخاب ریتم مناسب برای بیان مفاهیمی که در متنش وجود دارد را داشته باشد. تسلط کافی بر ادبیات و واژه‌های متن نیز بسیار مهم است و به همین منظور گوینده باید مدام برای خوب بیان شدن این واژه‌ها و اصطلاحات در صدد کسب اطلاعات تازه و جدید باشد.

از مهمترین خصوصیاتی که یک گوینده رادیو باید داشته باشد حساسیت در فهم و تفهیم مطالب است. یعنی هم خودش خوب بفهمد و هم خوب بفهماند. و سعی کند که این حرکت را با احساس مناسب و قابل قبول به شنونده منتقل کند. در واقع نقش عمده و نهایی گوینده این است که زمینه را برای برانگیختن رغبت شنیدن و گوش دادن و به طور کلی جلب توجه شنونده برای گرفتن این اطلاعات فراهم کند.

یک گوینده خوب رادیویی در ضمن کار و فعالیت‌های گویندگی‌اش باید یکسری نکات و ملاحظات دائم مد نظرش باشد. یکی گسترده‌تر کردن آشنایی با ادبیات موضوعاتی است که همواره در دسترس اوست و با آن سر و کار دارد. یعنی شیوه‌ها، فرم‌ها، سبک‌های جدید را در ادبیاتی که درباره‌اش بحث می‌کند مد نظر داشته باشد و آن را توسعه دهد. دیگر اینکه برای بیان درست، کامل و دقیق عبارات و واژه‌ها و اصطلاحات تمرین کند. چون مردم از گوینده یاد می‌گیرند و اگر گوینده این اصطلاحات را درست بیان کند ما هم به‌عنوان شنونده حتماً آن اصطلاحات و تعابیر را درست بیان خواهیم کرد.

همچنین گوینده باید در ادای صحیح واژه‌ها و کلمات اهتمام ورزد تا درست‌ترین شکل واژه‌ها و کلمات در گوش همه بنشیند و همچنین به دکلماسیون و رعایت اصول فنی توجه کند. اگر به این نکات توجه شود بیان مفاهیم هم بهتر صورت می‌گیرد. یعنی با توجه به دکلماسیون درست بهتر می‌توان مفاهیم مورد نظر را بیان کرد. به اعتقاد من گوینده باید متن را به گونه‌ای بخواند که شنونده راضی نگه داشته شود. یعنی گوینده دائماً خود را در ارتباط متقابل با شنونده ببیند و این رابطه قطع نشود.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-228.aspx

مهارت‌هاي گويندگي راديو - حفظ ریتم و ضرباهنگ صدا (3)

 

مهارت‌هاي گويندگي راديو  - حفظ ریتم و ضرباهنگ صدا (۳)

 
درسنامه - ایرج برخوردار

اشاره:  "تنها صداست که می‌ماند" این جمله می‌تواند یک از مصادیق صداهایی باشد که ما هر روز از رادیو می‌شنویم و لذت می‌بریم امّا این صداها چگونه ماندگار و جاودانه می‌شوند؛ چه عناصری درآن‌ها نهفته است؟ و چرا همه صداها دارای چنین خاصیتی نیستند؟ این قبیل سوالات موضوع سلسله گفتارهایی است از استاد ایرج برخوردار در مورد مهارت‌ها و تکنیک‌های گویندگی رادیو.

در دو بخش گذشته این مجموعه گفتارها در مورد دلنشین بودن صدا، داشتن اطلاعات کافی در حوزه ادبیات و نیز تکرار و تمرین متن از سوی گوینده تاکید شد. ‌در این قسمت لزوم حفظ ضرباهنگ و ریتم صدا مورد توجه قرار گرفته است.

یکی از نکات مهم در ادامه بحث گویندگی حفظ ریتم است. ریتم یا ضرباهنگ عبارت است از هماهنگ بودن فکر، اندیشه، و احساس که بیان می‌کنیم. این هماهنگی اگر همراه با درک درستی باشد همیشه کمک می‌کند که گوینده به بهترین شیوه و شکل ممکن اندیشه‌هایش را درست و به‌جا منتقل کند. به این ترتیب شنونده‌ای هم که آن را می‌شنود با آن احساس مشترک پیدا می‌کند. ریتم مشترک بین گوینده و شنونده مثل این است که دو نفر با هم راه بروند به‌گونه‌ای که هماهنگی در راه رفتن باعث برقراری ارتباط بهتر میان آن‌ها شود. به گمان من شناختن ریتم درست متن‌ها، شعرها و هر چیزی که قرار است خوانده شود در انتقال درست احساس و اندیشه‌ای که می‌بایست به شنونده منتقل شود کمک بسیاری می‌کند.

از جمله دیگر خصوصیات لازم برای گوینده که تذکر آن خالی از فایده نیست، نظم و تمرین است. نظم به این معنا که در زمان و موقعیت مناسب سر کارش حاضر شود و تمرین یعنی یک، دو یا چند بار بازخوانی آنچه که قرار است منتقل شود. دلیل تاکید به این نکته آن است که وقتی من به عنوان گوینده می‌خواهم مطلبی را برای عده کثیری بخوانم وظیفه اخلاقی‌ام ایجاب می‌کند چنان بر کارم تسلط داشته باشم که دیگران آنچه را که قرار است از من بشنوند به راحتی بپذیرند، به مصداق شعر« بر زبان بود مرا آنچه تو را در دل بود». یعنی به گونه‌ای باشد که مخاطب دریابد تمام آنچه که گفته می‌شود برای اوست. به عقیده من تمرین، ممارست، تکرار و جستجو و پرسش از اساسی‌ترین کارهایی است که کمک می‌کند تا یک گوینده همیشه قادر، توانا، مسلط و به روز و موثر به کار خود ادامه دهد.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-229.aspx

برگزاري كنگره بزرگداشت حسينعلي راشد در سال آينده

برگزاري كنگره بزرگداشت حسينعلي راشد در سال آينده

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: كنگره بزرگداشت حسينعلي راشد نويسنده برجسته معاصر در سال آينده در تربت حيدريه برگزار مي شود.
به گزارش ايرنا سيدمحمدحسيني روز جمعه در جمع هنرمندان، شاعران و مسئولان تربت حيدريه افزود: براي شروع كار و برگزاري مطلوب كنگره اين شخصيت برجسته معاصر 200 ميليون ريال اعتبار به ستاد بزرگداشت مرحوم راشد پرداخت مي شود.
همچنين وي در آيين دانش آموختگي دانشجويان مجتمع علوم قرآني تربت حيدريه گفت: براي خلق آثار ماندگار در حوزه علوم قرآني اهتمام جدي داريم و از اين مهم حمايت خاص و ويژه مي كنيم.
حسيني همچنين هنگام كلنگ زني ساختمان مجتمع علوم قرآني تربت حيدريه افزود: افزون بر يك هزار موسسه قرآني در كشور تحت حمايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هستند.
وي خاطرنشان كرد: براي ترويج امور ديني و قرآني 6 هزار و 300 كانون فرهنگي و هنري در مساجد كشور از حمايتهاي وزارت فرهنگ و ارشاد برخوردارند.
گزارش ايرنا از مشهد نيز حاكيست وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در سخناني در جريان افتتاح سالن نمايش فاز دوم مجتمع فرهنگي هنري امام رضا(ع) در مشهد گفت: با توجه به هجمه فرهنگي غرب، توليد آثار فاخر مي تواند، علاوه بر رفع خلأ هاي موجود، نيازهاي روز مردم و بخصوص نسل جوان تشنه حقيقت را سيراب كند.
وي با ستايش از سينماگراني كه از قصص انبيا الهام مي گيرند، تصريح كرد: در جشنواره بين المللي فيلم فجر امسال شاهد عرضه كارهاي ارزشمندي چون ملك سليمان بوديم كه نشان از دغدغه و توجه هنرمندان به هويت ديني و اسلامي ايران دارد.
حسيني در عين حال تاكيد كرد: سياست هاي حمايتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي محدود به سينماي ديني و معناگرا نيست بلكه بايد هنرمندان براي سليقه هاي مختلف توليد كنند كه خوشبختانه نمود اين مسئله در جشنواره فيلم فجر امسال مشهود بود.

منبع :

http://www.kayhannews.ir/881117/13.htm

مجریان و سخنوران حرفه ای چه نگویند؟

 

مجریان و سخنوران حرفه ای چه نگویند؟

12 نکته در مورد : مجریان و سخنوران حرفه ای چه نگویند؟

1-  ازجملات منفی استفاده نکنید .

جملات را مثبت کنید. از به کار بردن کلمات و الفاظی مثل خون – مرگ – قتل – غارت – غم – اندوه که موج منفی ساطع می کند خود داری نمایید.

2-  از سخنان عوام پسندانه استفاده نکنید

در همایشهای علمی ،ادبی ،فرهنگی وهنری از بیان مسائل روزمره اقتصادی مثل قیمت گوشت ومرغ جدا بپرهیزید چون شما نه کارشناس مسائل اقتصادی هستید واین بیان،  برداشت های متفاوتی در تصور مخاطبان به وجود می آورد و وجه تشابهی با همایش ندارد.

3- صفت کلمات فارسی را به صورت مونث به کار نبرید.

درزبان فارسی مذکر ومونث نداریم واین مخصوص زبان های عربی، آلمانی، انگلیسی و....است .

ما درفارسی" مرحومه مغفوره" نداریم – "فقیده سعیده" نداریم – "وزارت عالیه" نداریم

– "بانوی مکرمه "اشتباه است .

4- از به کاربردن الفاظ  و ترکیبات سخنرانی منبری اجتناب کنید.

نگویید" فی الواقع"

بگویید " درواقع"  یا " درحقیقت"

نگویید" با النسبه"

بگویید "به نسبت"

نگویید "علی ای حال"

بگویید " به هر صورت "– " به هرجهت"

نگویید" لذا"

بگویید "بنابراین"

نگویید" علی قص هذا "

بگویید "به همین ترتیب"

5- از به کاربردن کلمات انگلیسی والفاظ بیگانه که جایگزین آن موجود است واسم خاص نیست برحذرباشید.

نگویید "پانل تخصصی"

بگویید " نشست تخصصی"


نگویید" تایم ما رو به پایان است و باز نگویید" زمان رو به پایان است"

بگویید "دراین  لحظه های پایانی / دقیقه های آخر ...

این روزها استفاده شکسته بسته زبان های بیگانه یک ضد ارزش تلقی می گردد. ولی، به شیوایی صحبت کردن با زبان مادری شایسته ی تجلیل است .

6-- از لغات وترکیبات غلط مصطلح استفاده نکنید.

از کلمات فارسی با قواعد فارسی استفاده نمایید. بعضی از لغات وترکیبات غلط مصطلح است . شما به عنوان یک مجری حرفه ای ، دامنه ی لغات خود را برای یک بارتنظیم نمایید  تا کسی به شما تذکرادبیاتی ندهد.

مثلا گفتن جمله ی :" به رسم ادب ونزاکت تشویق بفرمایید."

نزاکت در ادب فارسی وجود ندارد برای اینکه از ترکیب عربی استفاده شده است درحالی که ریشه ی عربی ندارد. عدالت وصداقت از عدل وصدق می آید.

ولی یکی به ما بگوید ریشه ی نزاکت چیست

7- کلمات را با علامت غیر فارسی " جمع نبندید ، علامت جمع فارسی " آن " و" ها " است .

مخاطبین – مسئولین – اساتید  اشتباه است  بگویید" مخاطبان – مسئولا ن – استادان "

جمع الجمع اشتباه است.!!!!

احوال جمع حال است و احوالات اشتباه است.
امور جمع امر است و امورات اشتباه است.
شرایط جمع شرط است و شرایتها اشتباه است.(شروط جمع مکسر است و اشکال ندارد)    

اوقات جمع وقت است و اوقاتها اشتباه است.

(وقت بخیر که زیاد هم مصطلح شده است کاملاً در ادبیات فارسی اشتباه است)

8- ازبه کاربردن کلمه ی حضار وگرام و یا ترکیب آنها به شدت برحذرباشید .

حضار جمع مکسرعربی است وباید بگویید حاضران و کلمه ی گرام کاملا اشتباه است وگرامی درست است .

ترکیبات صحیح بسازید:

نگویید "ماه فروزان " این ترکیب اشتباه است بگویید" ماه تابان ".

برای تقدیراز دیگران منصب وشغل آنها را با ترکیبات زیبا همراه نمایید .

مثلاً برای تقدیراز یک منجم در همایش نجوم از اصطلاحات نجومی مثل این استفاده نمايید.

ستاره درخشان و ماه تابان آسمان علم نجوم ایران جناب .........................

9- دایم نگویید " وقت ما تنگ است "

در مواقعی که اززمان عقب هستید مرتب درهر حضور نگویید " وقت ما تنگ است " این خود زمان براست وشما نفعی ازگفتن این کلام نخواهید برد جز اتلاف وقت . شما مجازید تنها جملات خود را مجمل و مختصرنمایید.

10- ازتکرارمکررات و توضیح واضحات بپرهیزید .

مرتب نگویید " درخدمت شما هستیم " .اصطلاحی که این روزها زیاد از مجریان غیر حرفه ای شنیده می شود.

اگر چیزی را نباید می گفتید و گفتید ، دیگر توضیح زیادی ندهید و کار را از آن که هست بد تر نکنید.

همین طور اشکالات و کوتاهی دیگران را به بهانه پوزش خواستن ، برجسته نکنید. به طور مثال برای دیر شروع شدن برنامه ، یک پوزش رسمی توسط مجری کافی است و لازم نیست تا انتهای همایش آن را  تکرار کرد.

10- از سخنان القایی منفی بپرهیزید:

مرتب نگویید یا تلقین نکنید که " می دانم شما خسته شده اید".

نگویید " می دانم بعضی از شما بلیط دارید".

نگویید " اشتباهات ما را ببخشید". 

11- دو بار سلام نگویید.

در شروع مراسم رسمی جواب سلام نطلبید. اگر جواب سلام شما را ندادند که معمولاً چنین است، از آن عبورکنید.

این اشتباه محرز شماست اگرعدم جواب سلام جمع را با کنایه یا عباراتی خودمانی  پررنگ نمایید ولو اینکه بعضی ها در دفعه  دوم جواب سلام شما را بدهند.

بیش از یک بار به هیچ مقامی خیرمقدم عرض نکنید (بعضی از افراد کنفرانس ها را با ضیافت شام خصوصی اشتباه می گیرند که البته از خوانندگان سایت ما نیستند).

حتی سخنرانان  بعد از شما هم مجاز نیستند بجز ذکر سلام ،  عرض خیر مقدم بگویند (دبیر همایش مستثنی است).

این مهم در مراسم رسمی به عهده مجری است.

12- هرگزنگویید شما تقصیری ندارید و یا مشکلات تیم اجرایی را برجسته نکنید .

شما دعوت شده اید تا عیب ونقص همایش را بگیرید نه این که مشکلات بوجود آمده را برجسته کنید وتکرارکنید.

مثلا اگر اسمی  اشتباه چاپ شده است نگویید به من لیست اشتباه داده شده است . فقط مودبانه عذر خواهی نمایید و اسم درست را تکرار کنید.

منبع :

http://www.iranmojri.com/index.php?option=com_content&view=article&id=398:12-----------&catid=73:mojri&Itemid=150

چگونه درهنگام سخنرانی بر اضطراب و نگرانی خود فایق آییم ؟

 

چگونه درهنگام سخنرانی بر اضطراب و نگرانی خود فایق آییم ؟

درشروع سخنرانی آن چه که شما با وضعیت خود نشان می دهید بیانگر مفهوم مهمی است که آیا شما احساس راحتی دارید یا نگران هستید. برای کنترل عرق نکردن وسرخ نشدن بدون نیاز به دارو، مواد مخدر و ... راه های مختلفی وجود دارد که به شرح  ذیل  می باشد:

1-    لباس گشاد بپوشید

وقتی شمالباس تنگ برتن دارید شماشروع به عرق کردن می کنید شما حتی احساس ناخوشایند بیشتری می کنید بنا به دلایل مختلفی اولا لباس ها ممکن است حرارت شما را بالا ببرند. ثانیا وقتی که عرق می کنید باعث می شود لباس به بدن شما بچسبد واحساس ناخوشایندی بیشترملموس شود. سوم وقتی که شما لباس تنگ برتن دارید ، نشانه های عرق درزیر بغل تان سریع مشهود می شود وباعث می شود میزان ناخوشایندی افزایش یابد. پوشیدن لباس آستین کوتاه جریان خنکی دربدن را افزونی می بخشد

2-    استفاده از ضد عرق ورفع کننده ی بوی نامطبوع :

استفاده از دفع کننده های بو ممکن است احمقانه به نظر برسد اما همیشه برا ی عرق کردن زود هنگام آماده باشد. سعی کنید به انواع مختلف  و ابزار مختلف مانع عرق کردن خود شوید.

3-    نوشیدن آب فراوان

خیلی مهم است که درهنگام سخنرانی آب بدنتان کم نشود مخصوصا اگر شماخیلی عرق می کنید.

ازدست دادن آب بدن باعث افزایش استرس و پایین آوردن  کارآیی حافظه می شود ودرتعیین درستی لغات دچارمشکل می شوید.

نوشیدن آب فراوان قبل ازسخنرانی خیلی موثر می باشد وهمین طور بایستی قبل از آن مراقب دستشویی رفتن هم بود.

پزشکان معتقدند که اگر ادرار شما زرد روشن بود ، آن بدین معنی است که شما به نوشیدن مایعات فراوان احتیاج دارید

4-    در ابتدا کمی تمرین فیزیکی کنید.

می دانیم که کمی تمرین فیزیکی باعث عرق ناگهانی دربدن می شود وآن چیزی است که شما از آن اجتناب دارید به هرحال اضطراب ونگرانی همچنین عرق کردن شما به دلیل سبک شدن ممکن است کاهش یابد برهمین خاطراگرکمی ورزش قبل ازسخنرانی انجام دهید خیلی بهتراست .

شما ممکن است کمی پیاده روی نمایید یا با صدای بلند بالا پایین بپرید ویا مشتتان را به هواپرتاپ کنید .همچنین می توانید صدای اسب درآورید، یعنی نفس عمیقی بکشید وازبین لبهایتان مثل آنچه اسب انجام می دهد لبهایتان را بلرزانید.آن باعث می شود لب هایتان آرام وبشاش شود وناراحتی ازشما رخت بندد،سخنرانی را با لبخند شروع کنید که باعث آرامش زیاد می شود .حد و روش خاصی را نمی توان برای ممارست وتمرین آرامبخش قبل از سخنرانی تعیین نمود.

به هرحال شما یکی از موارد را برای آرام کردن خودتان قبل ازسخنرانی پیدا خواهید کرد. وقتی که شما آرام هستید کمترعرق می کنید، سرخ می شوید و یا احساس نگرانی خواهید کرد.نکته ی مهمی که بایستی بدانید این است که اگر آدرنالین شما افزایش یافت خود راکنترل نمایید و در یک کلام ، ازنگرانی هراسی نداشته باشید.

در 1001 نکته مجریگری نکاتی برای اماده شدن قبل ازسخنرانی آورده شده که می توانید رجوع کنید.

5-   بدانید که عرق کردن آنقدر مهم نیست .

سخنران هایی که ازسخنرانی نگران هستند انرژی زیادی را صرف می کنند. خواه عرق نمایند، سرخ شوند ، لب های خشک داشته باشند ویا بلرزند وغیره .یاد داشته باشید درآن روزعرق کردن شاید برای مخاطبین خیلی هم مهم نباشد حتی شاید آنها متوجه عرق کردن شما هم نشوند حتی اگر توجه هم کنند فرقی برایشان نمی کند.شما در جمع آنها نیستید،  بنابراین اگر شما عرق نمایید زیاد هم برایشان مهم نیست .

سخنرانان مضطرب به طور منظم تنفس نمی کنند، بنابرین مغز پیامی دریافت می دارد که اکسیژن تازه به مغز نمی رسد، سپس بدن دچارافزایش آدرنالین می گردد که اثرات مخرب آن سرخ شدن ، سریع عرق نمودن ، لرزه واحساس ناتوانی درسخنرانی است .عمومی ترین روش تکنسین ها را که می توانم توصیه نمایم این است که سه تا نفس عمیق بکشید.

6-  حرکت های آرام در طول سخنراني

فکر آدرنالین به عنوان یک منبع انرژی مطرح است ازآن بایستی استفاده نمود. حرکت کنیم ! وزود حرکت کنیم ! درجای ثابت نایستیم ، تریبون را نگیریم وسعی درچسبیدن به آن نداشته باشیم . به یک طرفی حرکت کنید، پاهایتان را کمی حرکت دهید قدمی ویا دوقدم به سمت حاضرین بردارید یا به طرفین .اگرپشت تریبون راحت ترید پاهایتان را کمی حرکت دهید یا لگن یا باسنتان راپهلو به پهلو حرکت دهید.شما می توانید آدرنالین برای سخنرانی تان استفاده نماید صدایتان را بلند کنید، کلامتان را با تاکید فراوان بیان نماید. با استفاده از آدرنالین می توانید ژست خود را افزایش دهید، خنده ی خود را افزایش دهید.اگر شما ازآدرنالین استفاده  مي کنید عرق کردن زیاد مهم نمی باشد.

آدرنالین: (در شرایط استرس، تولید سلول های ایمنی نوع لنفوسیتT افزایش می یابد ومقدار زیادی سم در بدن انسان جمع می شود. تولید هورمون آدرنالین به دنبال استرس و شرایط ناموزون با بدن، افزایش می یابد. تولید بیشتر آدرنالین به بدن كمك می كند تا انرژی بیشتری برای مقابله با شرایط جدید داشته باشد. از طرفی تولید آدرنالین، ذخایر موادقندی را تخلیه می كند. افزایش ترشح هورمون های بدن، پاسخ طبیعی بدن ما به استرس است.)

منبع :

http://www.iranmojri.com/index.php?option=com_content&view=article&id=104:1389-08-15-20-36-39&catid=67:ehsasat&Itemid=160

اصول و اخلاق مناظره (18)

 

 

اصول و اخلاق مناظره (18)

پی نوشت ها

ادامه نوشته

اصول و اخلاق مناظره (17)

 

اصول و اخلاق مناظره (17)

- پى‏نوشت‏ها -

ادامه نوشته

اصول و اخلاق مناظره (16)

 

اصول و اخلاق مناظره (16)

با سرشتى پاك به دين روى بياور، اين فطرت الهى است كه مردمان را بر اساس آن آفريده است ؟ در آفرينش الهى تغييرى راه ندارد. اين دين استوار است ولى اكثر مردم نمى دانند.
خداوند در اين آيه اشاره نموده كه بهترين راه رسيدن به معارف دينى ، راه فطرت سليم انسانى است ، فطرتى كه در جوامع فاسد و تربيت هاى بد هم دگرگون نمى شود و هوسها و درگيريها آن را محو و نابود نمى كند. علت اين كه .....

ادامه نوشته

اصول و اخلاق مناظره (15)

 

اصول و اخلاق مناظره (15)

علّامه مجلسى در توضيح اين مناظره چنين مى نويسد:
در اين حديث امام صادق به طرز استادانه اى با اين زنديق برخورد مى كند و به آسانى او را درمان مى كند. اين زنديق دچار خودبينى و جهل مركب بود و به ابن دليل دريچه عقل خداشناسى او بسته شده بود، پايه خودبينى او تا آنجا بود كه شهرت علمى امام صادق از مدينه او را ناراحت كرده بود و به راه افتاد كه با طى مسافتهاى دور و دراز، در برخورد و بحث علمى با امام صادق ، پيروز گردد. وى وقتى در طواف به امام صادق مى رسد، به آن حضرت شانه اى مى زند! حضرت از عمل وى به دردش پى برد، هر چند امام خود حقايق نهفته را مى داند. به اين خاطر براى شكستن سد خودبينى و دريدن پرده سياه و ستبر خودخواهى كه دريچه تعقل او را بسته است ، امام يك نيشتر عميق به دل او مى زند و بى درنگ از او مى پرسد نام و كنيه ات چيست .

ادامه نوشته

اصول و اخلاق مناظره (14)

 

اصول و اخلاق مناظره (14)

حضرت مى فرمايد: اين سخن كه مى گويى خالق و صانع جهان چرا دو تا نباشد، يا هر دو قديم و قويند، يا هر دو ضعيفند، و يا يكى ضعيف و ديگرى قوى مى باشد. اگر هر دو قوى باشند، چرا هر كدام با ديگرى مبارزه نمى كند تا در الوهيت و ربوبيّت يگانه شود، و اگر يكى قوى و ديگرى ضعيف است ، ثابت مى شود كه خداى منّان همان صانع قوى و قادر است كه يكى است .

ادامه نوشته

اصول و اخلاق مناظره (13)

 

اصول و اخلاق مناظره (13)

2. چرا خداوند خون مسفوح را حرام گردانيد؟
خون مسفوح به خاطر اين كه مايه قساوت قلب ، سلب رحم از دل ، تغيير دهنده رنگ انسان و وسيله تعفن بدن است ، حرام گرديد. خوردن اين خون حرام است و موجب جذام مى شود.(399)
3. چرا خداوند خوردن مردار را حرام نموده است ؟

ادامه نوشته

اصول و اخلاق مناظره (12)

 

اصول و اخلاق مناظره (12)

مناظرات امام صادق در منابع روايى
در متون اسلامى و كتب روايى ، مناظرات از جايگاه ويژه اى برخوردارند كه عمدتا تحت عنوان احتجاجات جمع آورى شده اند. احتجاجات امام صادق در آثارى از جمله : معانى الاخبار، مناقب ابن شهر آشوب ، كافى كلينى ، الارشاد شيخ مفيد، امالى شيخ طوسى ، امالى شيخ صدوق ، امالى سيد مرتضى ، توحيد شيخ صدوق ،

ادامه نوشته

اصول و اخلاق مناظره (11)

 

اصول و اخلاق مناظره (11)

وقتى بر جعفر بن محمّد صادق وارد مى شدم مرا اكرام مى كرد و بالش خود را به من مى داد و مى گفت : اى مالك ، من تو را دوست دارم و به خاطر آن خوشحالم و خداى را حمد مى كنم بر اين دوستى . مالك بن انس مى گويد: هر بار كه جعفر بن محمّد را ديدم ، يا در حال نماز بود و يا روزه دار بود، يا قرآن تلاوت مى كرد. وى از بزرگترين عبادت كنندگان و زاهدان بود، آن كسانى كه در برابر خداوند عز و جل خشوع دارند. وى بسيار حديث مى گفت و مجالست با او نيكو بود و فوايد بسيارى داشت .
امام صادق چنان اثرى بر مالك نهاده بود كه مالك درباره امام گفته است :

ادامه نوشته

اصول و اخلاق مناظره (10)

 

اصول و اخلاق مناظره (10)

اگر آن دو سالى كه از خدمت امام صادق استفاده كردم نبود هلاك مى شدم .
شعبة بن حجاج در محضر درس امام حاضر مى شد. شافعى درباره شعبه مى گويد: ((اگر شعبه نبود، هرگز حديث در عراق رواج نمى يافت )).
احمد بن حنبل درباره شعبه گفته است : 

ادامه نوشته

اصول و اخلاق مناظره (9)

 

اصول و اخلاق مناظره (9)

اى رسول مردمان را با حكمت و برهان و موعظه نيكو به راه خدا دعوت نما و با بهترين شيوه با آنها مناظره كن .
در اينجا عامل موفقيت را سه امر شمرده است ؛ يعنى سه وسيله براى پيشبرد اهداف پيامبران لازم است كه عبارتند از:

ادامه نوشته