200 نکته ، چگونه سخنرانی کنیم ؟ (8)


 

 


200 نکته ، چگونه سخنرانی کنیم ؟ (8)

 

 

چهارده . آفات سخنرانی
182 - در صورت امکان، روی میز خطابه، یا کنار شما چیزهایی نباشد که تمرکز حواس شنوندگان را از بین ببرد، یا کس دیگری غیر از شما نباید در معرض دید شنوندگان قرار گیرد که توجه آنان را به خود جلب کند . و گاهی خود شما ممکن است که موجب حواس پرتی شنوندگانتان شوید; مثلا دستان خود را پیاپی و بی جا تکان دهید، یا مرتب آب بنوشید، یا عمامه و عینک خویش را پیاپی جابه جا کنید، یا مرتب به ساعت خود نگاه نمایید و یا دائما با تسبیح خویش بازی کنید .

183 - هنگام سخنرانی، آثار خستگی و پریشانی را از چهره خود بزدایید و به جای آن نشانه های خرسندی، سلامت، علاقه و ایمان را در چهره خویش هویدا سازید تا کلامتان نافذتر باشد . و سعی کنید که از لحاظ نگاه، خنده، گریه، نشستن، ایستادن، لحن و آهنگ و وضع ظاهر; زنندگی و یا نارسایی نداشته باشید . مثلا برخی از سخن رانان، سخنی یا مطلبی را می گویند و خودشان به آن، یا با آن، یا پیش از آن و یا پس از آن می خندند و حال آن که برای مخاطبان آنان هرگز خنده دار و یا خنده آور نیست و همین باعث می شود که این مخاطبان، به خود آن سخن ران بخندند .

184 - سعی کنید که تن صدای شما یکنواخت نباشد، بلکه به تناسب کلمات، جملات، موضوع و محتوای سخن خود، آن را تغییر و به آن زیر و بم دهید تا تنوع صدای شما و آهنگ متنوع سخنرانی تان به گوش شنوندگان، خوشایندتر آید و راه مؤثری برای نفوذ در دل هایشان باشد . و به طور کلی باید از نظر تندگویی و کندگویی در سخنرانی، رعایت اعتدال و شمرده گویی را بکنید، مگر در مواردی که ضرورت ایجاب نماید . پس باید نه به مدت چند ثانیه مکث کنید و نه به سبب شتاب، کلمات و جملات را ناقص تلفظ نمایید و نه فوری به کلمات و جملات بعدی بپردازید .

185 - در سخنرانی، از پرگویی و درازگویی خودداری کنید که از آفات مهم و بسیار زشت سخنرانی های ماست و فکر می کنیم که هرچه را می دانیم و شنوندگان نمی دانند، باید همه را برای آنان بازگوکنیم .

186 - یکی از آفات سخنوری، دادن وعده های غیر عملی است . فی المثل، حتی اگر فقط 20 درصد احتمال می دهید که نتوانید بودجه ای برای بازسازی محل سخنرانی یا آسفالت جاده روستا و یا ازدواج دانشجویان به چنگ آورید، هیچ گاه چنین وعده هایی به مخاطبان خود ندهید; زیرا توجه دارید که مردم چندان انتظار «وعده دادن » از سخنران را ندارند، اما قطعا انتظار «عمل کردن به وعده ها» را از او دارند .

187 - یکی از آفات سخنوری این است که شما فرض کنید آنچه برای خودتان روشن و شفاف است، برای شنوندگان نیز روشن و شفاف است; مثلا آیه یا حدیث و یا عبارتی انگلیسی را بدون آن که ترجمه و معنا کنید، برای عموم مردم می خوانید و فرض می نمایید که شنوندگان نیز ترجمه و معنای آن را می دانند، یا شعر مشکل و پیچیده ای را می خوانید و به توضیح و تبیین آن نمی پردازید .

پانزده . آداب سخنرانی
188 - در همه ابعاد سخنوری، بر «خدا» توکل کنید و به ویژه هماره از او بخواهید که شما را از «اشتباه » و «انحراف » در سخن و سخنوری مصون بدارد تا مبادا انسان و یا انسان هایی را با سخنان یا سخنوری خود در اشتباه افکنید و یا به انحراف بکشانید . و هنگامی که به طرف جایگاه سخنرانی می روید، جمله هایی مانند «یا فاطمة الزهرآءادرکینا» ، «یا اباعبدالله ادرکنا» و یا «یا صاحب الزمان ادرکنا» را در قلب خود و بر زبان خویش جاری سازید تا از امدادهای غیبی نیز بهره مند شوید; زیرا به تجربه ثابت شده است که پس از گفتن این جملات، مطالبی که به صلاح نبوده، از ذهن سخنران بیرون رفته و به جای آن، مطالبی که به مصلحت بوده بر زبان وی جاری شده و نیز فضای محل سخنرانی حالت معنوی بیشتری به خود گرفته است .

189 - پیش از سخنرانی، وضو بگیرید تا هنگام سخنرانی با طهارت باشید و سخنان شما از وجودی «طاهر» سرچشمه بگیرد و به گوش شنوندگان برسد و بر دل و جان آنان به پاکی نقش بندد .

190 - اگر روحانی هستید و عمامه بر سر دارید، مواظب باشید که هنگام رفتن به سوی مجلس سخنرانی، آن را جا نگذارید . یکی از سخنوران روحانی، در بین راه، و به طور اتفاقی دست، بر سر خود گذاشته و متوجه شده بود که عمامه اش بر سرش نیست و فریاد «یاللعجب! یاللعجب!» در دل خود سر داده بود .

در صورتی که بر بالای منبر، سخنرانی می نمایید، مواظب باشید که هنگام بالارفتن از پله های منبر، پای شما میان قبا یا عبایتان گیر نکند; هرچند در صورت بروز چنین اتفاقی و یا حتی حادثه ای، هرگز آرامش و خونسردی خود را از دست ندهید و دوباره بالای منبر بروید و سخنرانی تان را با یک عذرخواهی آغاز نمایید .

191 - چنانچه از کنار شنوندگان عبور می کنید، هنگام رفتن، به آنان سلام نمایید و هنگام برگشتن، با آنان خداحافظی کنید . این دو کار را در آغاز و پایان سخنرانی نیز می توانید انجام دهید . به طور مثال و در آغاز سخنرانی و در فصل زمستان، می توانید چنین بگویید: «در این هوای سرد، سلامی گرم را از این جانب پذیرا باشید» . و یا در پایان سخنرانی می توانید چنین بگویید: «این همه گفتیم لیک اندر بسیچ/بی عنایات خدا هیچیم هیچ; تا درودی دیگر، بدرود!» .

192 - شنوندگان، پیش از آغاز سخنرانی، سخنران را از روی وضع ظاهری و حالاتش نیز داوری می کنند . خوشرویی، ادب ظاهر، نوع نگاه، چگونگی لباس و شیوه نشستن و ایستادن، همگی نخستین قضاوت ها را موجب می شوند . پس باید کاری کنید که نخستین قضاوت ها درباره شما نیکو باشند . به طور نمونه، ورود شما به محل سخنرانی با چهره ای عبوس، ابروهایی درهم کشیده، چشمانی خواب آلود یا خشم آلود، جوراب هایی پاره و بدبو، کفش هایی کثیف و واکس نزده و لباس هایی چرک و چروک و اتو نکرده، می تواند در همان آغاز، تاثیراتی منفی بر شنوندگان بگذارد .

193 - هنگام سخنرانی می توانید یک لیوان آب را کنار خود بگذارید تا در صورت تشنه شدن و یا خشک شدن دهان و حنجره تان از آن بنوشید; هرچند اگر از انجام دادن این کار - مگر در موارد لزوم - چشم بپوشید، بهتر است .

194 - در صورت پراکنده نشستن مخاطبانتان، از آنان بخواهید که جلوتر بیایند وکنار یکدیگر بنشینند تا هم شما بر مجلس سخنرانی خود مسلطتر باشید و هم آنان از تمرکز حواس بیشتری برخوردار باشند .

195 - در هنگام سخنرانی و نیز در حضور دیگران، انگشت خود را توی گوش یا بینی تان نکنید و اگر خمیازه می کشید، دست خود را جلوی دهانتان بگیرید . این امور - هرچند کوچک به نظر می آید - از کارهای زشتی است که برخی از سخنوران یا به آن ها توجه نمی نمایند و یا به آن ها کم توجه اند و در نتیجه، به دست خود تصویری نازیبا از خود در ذهن مخاطبانشان ترسیم می کنند . و چنانچه سیگاری هستید، شایسته یا بایسته است که باطن خود را آلوده دود نکنید و حداقل در حضور شنوندگانتان و مثلا پیش یا پس از سخنرانی، سیگار نکشید زیرا از نظر تاثیر سخن بر آنان، آثار مطبوعی در پی نخواهد داشت و آثار مطلوبی بر جای نخواهد گذاشت .

196 - اگر گفت وگوی دو یا چند شخص یا شخصیت را در سخنرانی خود نقل می نمایید، توجه داشته باشید که از الفاظ احترام آمیز و متناسب با شان و مقام آنان استفاده کنید . مثلا چنین بگویید: «پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به حضرت امیر مؤمنان علی ( علیه السلام) فرمودند . یا حضرت فاطمه زهرا ( علیهاالسلام) به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) عرض کردند» . و چنانچه آن دو شخص در یک سطح باشند، چنین بگویید: «آیت الله علوی به آیت الله حسینی گفتند . یا دکتر حسن زاده به دکتر مهدوی گفتند» .

197 - دقت کنید که در هنگام سخنرانی، دست در جیب خود نداشته باشید; زیرا گاه بر غرور و تکبرتان حمل می شود، هرچند شما قصد آن را نداشته اید . و جز در موارد ضروری، از کوبیدن دست بر منبر یا صندلی و یا میز خطابه خودداری کنید; زیرا ممکن است این کار برای برخی از شنوندگان شما آزار دهنده و گریزاننده باشد .

198 - اگر می خواهید اشک شنوندگانتان را جاری سازید، دست کم آثار غم را بر چهره خویش ظاهر کنید . و چنانچه می خواهید آنان را بخندانید، حداقل تبسمی برلبان خود نمایان نمایید .

199 - چنانچه حرکات سر و دست و بدن شما به تفهیم مطالبتان کمک می کنند و به طور ساده و طبیعی و هماهنگ اجرا می شوند و از حرکات اضافی و تصنعی به دورند، انجام دادن آن ها درسخنرانی و برای سخنرانی سودمند و لازم است . در غیر این صورت، لازم است که از انجام دادن چنین حرکاتی خودداری ورزید . و شما، از نظر حرکات سر و دست و بدن و حالت چهره و چگونگی صدا، باید به گونه ای سخن بگویید که با موضوع و محتوای سخنانتان همساز و هماهنگ باشد . مثلا اگر مرثیه می خوانید، با حالت حزن و اندوه بخوانید . چنانچه لطیفه ای می گویید، با حالت شاد و نشاط بگویید . در صورتی که از باران رحمت الهی و نزول برکات آسمانی سخن می گویید، سر را به سوی آسمان بلند کنید . اگر از پاکی دل سخن به میان می آورید، دست ها را به سوی قلب و سینه خود روانه سازید .

200 - از برگزارکنندگان و بانیان مجلس سخنرانی تان به گونه ای درخور - نه با اغراق و مبالغه - تشکر و قدردانی کنید . مثلا چنین بگویید: «از بانیان; برگزارکنندگان، دست اندرکاران و همه کسانی که برای برپایی این مراسم الهی زحمت کشیدند و تلاش بی شائبه کردند، به نوبه خود تشکر و قدردانی می نمایم و پاداش آنان و توفیقات روزافزونشان را برای برگزاری مجدد این گونه جلسات، از درگاه خداوند بزرگ خواستارم » .

منبع :

شمیم یاس :: آذر 1382، شماره 9

200 نکته ، چگونه سخنرانی کنیم ؟ (7)


 

 


200 نکته ، چگونه سخنرانی کنیم ؟ (7)

در قسمت های پیشین ، صد و شصت و سه نکته از مجموعه «چگونه سخنرانی کنیم؟» را از نظر گذراندید . اینک ادامه مطلب را پی می گیریم .

164 - جدا از مطرح کردن شبهات در سخنرانی پرهیز کنید، مگر آن که پاسخ آن ها را بخوبی بدهید و جای هیچ گونه شبهه ای را باقی نگذارید; زیرا هنر در «طرح شبهه » نیست، بلکه هنر در «رفع شبهه » است . مثلا این شبهه را مطرح نکنید که چگونه ممکن است حضرت فاطمه زهرا ( علیهاالسلام) پس از مرگشان، دستان خود را از کفن بیرون بیاورند و امام حسن و امام حسین ( علیهماالسلام) را در آغوش بگیرند و پاسخ آن را هم ندهید; هرچند برخی از محققان بر این عقیده اند که اصلا سند این سخن، مجعول و دلالت آن نیز مخدوش است .

165 - چنانچه می خواهید مطلبی را برای مخاطبان خود «توضیح » دهید، بکوشید که نخست، آن را برای خودتان «واضح » کنید تا دچار وقفه و تپق زدن در هنگام سخنرانی نشوید . مثلا ببینید که آیا قلبا و واقعا خودتان این توضیحات را کافی می دانید و قبول دارید، یا این که خودتان نیز نسبت به آن ها شک و ابهام دارید .

166 - اگر می خواهید در دو جا سخنرانی کنید، برای هر کدام از آن ها مطالب تازه ای داشته باشید; زیرا ممکن است برخی از شنوندگان در هر دو جا شرکت نمایند و سخنان شما برای آنان تکراری شود . برای گریز از چنین تکراری، یکی از بهترین راه ها این است که دو موضوع جداگانه را برای دو سخنرانی خود برگزینید . مثلا برای سخنرانی ظهر یک موضوع «اجتماعی » و برای سخنرانی شب یک موضوع «اخلاقی » را بیان کنید .

167 - هنگام سخنرانی از کسی انتقاد شخصی نکنید، بلکه به انتقاد اصولی و کلی بپردازید، مگر در مواردی که ضرورت ایجاب نماید . مثلا اگر شهردار شهری ساده زیستی را کنار گذاشته و تجمل گرا شده است، در مراحل اولیه چنین بگویید: «از مسؤولان شهر می خواهیم ساده زیستی را سرلوحه زندگی خود قرار دهند و از تجمل گرایی و زندگی تشریفاتی دوری کنند» . و در کرسی سخن، بدون دلیل و مدرک از افکار و یا سخنان کسی خرده نگیرید و بکوشید که نام آن شخص را جز در موارد خیلی ضروری، بر زبان نیاورید و فقط به نقد افکار و سخنان او بپردازید . به طور نمونه، اگر کسی برای توجیه بی نظمی و ولنگاری خود می گوید: «نظم ما در بی نظمی ماست » ، شما چنین بگویید:

برخی ها می گویند: نظم ما در بی نظمی ماست و حال آن که حضرت امیر مؤمنان علی ( علیه السلام) در نهج البلاغه می فرمایند:

«اوصیکما و جمیع ولدی و اهلی و من بلغه کتابی بتقوی الله و نظم امرکم » ; شما (امام حسن و امام حسین « علیهماالسلام ») و همه فرزندان و خاندانم و هر کس که نوشته من به دست او می رسد، به تقوای الهی و نظم در کارتان سفارش می کنم .

168 - می توانید برای تفهیم مطالبتان، از روش مقایسه و سنجش مطالب با یکدیگر استفاده نمایید . به طور مثال، چنانچه می خواهید این واقعیت تلخ را بیان کنید که جوانان نسبت به امر «ازدواج » کم اشتیاق شده اند، می توانید از مقایسه و سنجش کم شدن آمار ازدواج در هر سال نسبت به سال های گذشته استفاده نمایید .

169 - گاهی پس از بیان نکات مهم و اساسی، اندکی سکوت و درنگ نمایید تا این نکات، در ذهن شنوندگانتان بهتر باقی بمانند . مثلا اگر موضوع سخنرانی شما درباره «دروغ » است، پس از ذکر این نکته مهم که «موارد دروغ مصلحت آمیز را شارع مقدس تعیین می کند، نه ما» ، اندکی سکوت و درنگ نمایید و سپس به ادامه سخنرانی خود بپردازید .

170 - جز در موارد ضروری، بیش از 40 دقیقه سخنرانی نکنید; زیرا طبق حدیثی، شنوندگان شما زودتر از خود شما خسته می شوند . البته از مختصر کردن بیش از حد سخنرانی نیز باید دوری بجویید; زیرا ممکن است به اهداف و مقاصد در نظر گرفته برای سخنرانی خود دست نیابید . و اگر خستگی را در چهره شنوندگان دیدید، یا مطلب را از یکنواختی بیرون آورید و متنوع کنید و یا به سخنان خود پایان دهید . از نشانه های وجود خستگی در مخاطبان، بیرون رفتن آنان از محل سخنرانی و یا سخن گفتن با یکدیگر است .

171 - کلمات و جملات مهم را محکمتر ادا کنید و با تاکید بیشتری بیان نمایید . به طور مثال، چنانچه سخنرانی شما درباره «حجاب » است، جمله مهم و زیبای زیر را با تاکید بیان کنید: «من به بانوان محترم عرض می کنم که زن در حجاب، چون مروارید در صدف است .»

172 - به گونه ای سخنرانی کنید تا انتظارات به حق «اکثر» شنوندگانتان برآورده شود، هر چند ممکن است که انتظار «برخی » از آنان برآورده نگردد . البته می توانید به گونه ای نیز سخنرانی کنید که حتی «همگی » مخاطبان شما از سخنرانی تان خرسند و بهره مند شوند .

173 - هوای محل سخنرانی باید معتدل، پاک و سالم باشد . در غیر این صورت، باید این امر را به مسؤولان آنجا تذکر دهید تا موجب سردرد و ناراحتی و خستگی شنوندگان نشود . مثلا در فصل بهار، به آنان بگویید که در و پنجره های سالن سخنرانی را باز نگه دارند . و اگر نور محل سخنرانی متوجه چهره شما باشد، بهتر است; زیرا نمایان بودن چهره سخنور تاثیری مثبت در ذهن شنوندگانش خواهد گذاشت، اما نباید به گونه ای نیز باشد که شما را آزرده نماید .

174 - تلاش کنید که سخنان خود را در قالب های محسوس و ملموس و بصری نیز ارائه دهید . برای این منظور، استفاده از فیلم، اسلاید، اپک، اورهد و مانند آن بسیار کارساز است .

175 - میزان صدای شما باید متناسب با تعداد جمعیت شنوندگانتان باشد . اگر تعداد آنان کم است، صدایتان را آهسته تر، و اگر تعداد آنان زیاد است، صدایتان را بلندتر کنید . در هر صورت، باید از زیر لب سخن گفتن و برای خود سخن گفتن بپرهیزید و میزان صدایتان را با افرادی که در انتهای محل سخنرانی حضور دارند، تنظیم نمایید .

176 - در سخنرانی های سنتی، سخن گفتن از روی کاغذ چندان شایسته نیست، ولی منافاتی با شخصیت علمی سخنور نیز ندارد و او را کم مایه و کم سواد جلوه نمی دهد . البته در سخنرانی های علمی و آکادمیک، سخن گفتن از روی کاغذ گاه یک ضرورت است .

177 - می توانید رؤوس مطالب خود را روی کاغذ کوچکی بنویسید و هنگام سخنرانی از آن استفاده کنید . و چنانچه در آغاز راه سخنوری هستید، این کار شایسته تر است . مثلا می توانید رؤوس مطالب در زمینه «محیطهای تربیت » را این گونه بنویسید:

یک . تعریف محیط;

دو . ارزش و اهمیت محیط;

سه . اقسام محیط;

ا . محیط درونی;

ب . محیط بیرونی;

1 . عوامل محیطی پیش از تولد;

2 . عوامل محیطی پس از تولد;

ا . محیط طبیعی و جغرافیایی;

ب . محیط خانوادگی;

ج . محیط اجتماعی;

د . محیط علمی;

ه . محیط سیاسی;

و . محیط اقتصادی;

178 - اگر برای سخنرانی شما مدت خاصی در نظر گرفته شده است، در همان مدت تعیین شده، سخنرانی کنید; یعنی سخنرانی را به موقع آغاز کنید و به موقع به پایان برید . و چنانچه خودتان گفتید: «عرض من تمام شد» ، سخنان خود را دیگر ادامه ندهید; زیرا از این پس، خستگی شنوندگان دو چندان می شود .

179 - مواظب باشید که در مجالس ختم و سوگواری نخندید و از بیان لطیفه و مطالب خنده دار خودداری کنید . و مواظب باشید که دروغی را به عنوان زبان حال نقل نکنید . معمولا این گونه دروغ ها در هنگام خواندن مرثیه گفته می شود و از کسانی نقل می گردد که هدفشان از مرثیه خوانی، فقط و فقط اشک گرفتن از مردم و گریه انداختن آنان به هر وسیله مشروع و نامشروعی است .

180 - توجه شنوندگان را به سخنرانی خود جلب کنید . یکی از راه های ساده جلب توجه این است که به همه شنوندگان نگاه کنید و فقط قسمت یا عده خاصی را مورد توجه خود قرار ندهید .

181 - هیچ گاه جمعیت کم شنوندگان، موجب یاس و دلسردی شما در سخنرانی نشود; بلکه در پی علت آن باشید و در رفع آن بکوشید . به طور مثال، گاه ممکن است اطلاعیه مربوط به سخنرانی شما به طور کامل پخش نشده و خبر آن به گوش مردم نرسیده است .

منبع :

شمیم یاس :: آبان 1382، شماره 8

200 نکته ، چگونه سخنرانی کنیم ؟ (6)

 

 


200 نکته ، چگونه سخنرانی کنیم ؟ (6)

148 - یکی از ویژگیهای سخنور آن است که «قیافه شناس » باشد تا براساس آن، از روشها و راه حلهای مناسب استفاده کند . به طور مثال، اگر می تینید که چهره برخی از شنوندگانتان، افسرده و پریشان است، با گفتن لطیفه یا شعر و یا داستانی، آنان را به وجد آورید و با نشاط سازید .

149 - سخنور نه تنها باید «عالم » باشد، بلکه باید «عاقل » نیز باشد . بدین روی، باید مخته و پخته سخو بگوید و بداند که «چه بگوید» ، «کی بگوید» ، کجا بگوید» ، «برای چه بگوید» ، برای که بگوید» و «چقدر بگوید» .

فی المثل، سخن گفتن از «نیهیلیسم » و «نفی گرایی » و «پوچ گرایی » - هر چند در آن عالم نیز باشد - برای روستاییان و کشاورزانی که با این گونه موضوعات درگیر نیستند، برخلاف خردورزی و خرد پویی در امر سخنوری است .

150 - در صورتی که هنگام سخنرانی یا پس و پیش از آن، پرسشی از شما کردند که پاسخ آن را نمی دانستید، با شهامت بگویید: «نمی دانم » و جدا از ماستمالی کردن پاسخ خودداری بورزید; زیرا «پاسخ ندادن صواب » از «پاسخ دادن ناصواب » بهتر است و نه تنها از قدر شخصیت شما نمی کاهد، بلکه بر قدر شخصیت شما نیز می افزاید .

151 - اگر می خواهید در سخنرانی خود، از کسی تمجید و تعریف کنید، باید این کار را باندازه و بجا انجام دهید . مثلا می توانید بگویید: «علامه "طباطبائی" افتخار حوزه های علمی و پروفسور "حسابی" افتخار دانشگاههای ایران هستند» ; اما برای روحانی ای که تازه به درجه اجتهاد رسیده یا دانشجویی که تازه درجه دکتری گرفته است، چنین تمجیدهایی شایسته و بایسته نیست .

152 - اگر «با پول » سخنرانی می کنید، «برای پول » سخنرانی نکنید; هر چند تشخیص این دو و رعایت آن ممکن است که دشوار باشد:

زیان می کند مرد تفسیر دان که علم و ادب می فروشد به نان

کجا عقل یا شرع فتوا دهد که اهل خرد، دین به دنیا دهد

153 - بسیار دقت کنید که از آنچه می خواهید بگویید - بویژه معارف و مسائل دینی - بد دفاع نکنید; زیرا بد دفاع کردن از چیزی، کمتر از تخطئه کردن و کوبیدن و انکار آن چیز نیست . یکی از این موارد، مطالب خود به خواب و رؤیاها نقل شده از هر کس و ناکسی است . مثلا نگویید:

«یک شب فلانی در خواب دید که پس از درگذشت حضرت آیت الله العظمی و پایان مرجعیت وی، "امام زمان" ظهور خواهند فرمود» ; در حالی که می دانید و می دانیم طبق احادیث اسلامی هر کس برای ظهر آن حضرت وقت خاصی را تعیین نماید، دروغگوست .

154 - در صورتی که پیش از سخنرانی، گرفتاریهای شخصی و یا برخوردهای خانوادگی و اجتماعی داشته اید، نباید در هنگام سخنرانی، آثار ناراحتی و عصبانیت در چهره تان دیده شود .

155 - یکی از ویژگیهای سخنور، برخورداری از روحیه «تحقیق » است . نداشتن این روحیه، در شماری از سخنوران، باعث شده است تا برخی بر این پندار باشند که سخنوران، انسانهایی کم سواد و کم مایه و سطحی نگرند . از این رو، شما نباید هر سخنی را که از چایی شنیدید و یا در جایی دیدید، فورا آن را بپذیریذ و برای مردم نقل کنید . مثلا شما احتمالا این جمله منسوب به «حضرت امام خمینی » را در اطلاعیه ها و روی دیوار خیابانها دیده و گاه از صدا و سیما شنیده اید: «انقلاب ما انفجار نور بود» . روحیه تحقیق ایجاب می نماید که شما این سخن را برای مردم نقل نکنید، بلکه به کتابهایی مانند «صحیف ء امام » که در بردارنده سخنان حضرت امام است، مراجعه نمایید و در صورت مشاهده، بر کرسی خظابه از آن استفاده کنید .

سیزده . شرایط سخنرانی
156 - بکوشید که از آداب، رسوم، عرفیات، عادات و سنن شنوندگان خود با اطلاع شوید و در سخنرانیهایتان به آنها توجه کنید . مثلا چنانچه می خواهید بگویید: «دختر در برابر پسری هم که نامزد اوست، باید حجاب شرعی خود را رعایت کند» ، باید بدانید که در برخی مناطق کشور، دوران پس از عقد شرعی و پیش او عروسی را «دوران نامزدی » می گویند و در چنین دورانی رعایت حجاب شرعی، دیگر واجب نیست . و در برخی از مناطق، دوران پیش از عقد شرعی را «دوران نامزدی » می دانند و البته در چنین دورانی رعایت حجاب شرعی واجب است .

157 - چنانچه مطالبی - هر چند آموزنده و مهم باشند - با موضوع و محتوای سخنرانی تان ارتباطی ندارند، نباید آنها را به کار برید . به طور نمونه، اگر موضوع سخنرانی تان «ناجی موعود در شعر حاقظ » است و ای شعر را می خوانید: «مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید/که ز انفاس خوشش بوی کسی می آید» ، دیگر نباید آیه یا حدیث و یا داستانی مربوط به حضرت عیسی مسیح 7 را که ارتباطی هز با موضوع سخنرانی تان ندارد، ذکر نمایید .

158 - همراه خود «ساعت » داشته باشید و هنگامی که احساس می نمایید به پایان سخنرانی تان نزدیک شده اید، یکی - دوبار و نه بیشتر، به آن نگاه کنید تا سخنرانی خود را در زمان تعیین شده خاتمه دهید; اگر چه سخنوران زبردست بدون نگاه کردن به ساعت نیز می دانند که چه هنگام به پایان سخنرانی شان نزدیک شده اند .

159 - اگر در جایی به مدت چند روز سخنرانی می کنید، خوب است پس از گذشت سه - چهار روز از برگزاری سخنرانی تان و یا حتی در همان روز آغاز آن، از مخاطبان خود بخواهید که چنانچه انتقاد و یا پیشنهادی نسبت به خود شما یا سخنانتان و یا روش سخنرانی تان دارند، آن را به شما گوشزد نمایند . مثلا ممکن است زیر بغل پیراهن یا کت و یا قبای شما پاره شده و توجه شنوندگان را به خود جلب کرده باشد و شما نیز از آن اطلاع نداشته باشید و این نقیصه تا پایان آن مدت در شما باقی بماند و این برای شما چقدر زشت خواهد بود; ولی با گوشزد کردن این نقیصه به شما در همان جلسات آغازین، خودتان چقدر خوشحال خواهید شد .

160 - تعداد پذیرش سخنرانی در هر روز یا هفته و یا ماه باید متناسب با شرایط شما، مانند شرایط جسمانی، مطالعاتی و اجتماعی تان باشد، اگر شرایط جسمانی تان به شما اجازه نمی دهد که در هر روز سه سخنرانی انجام بدهید، نباید به آن تو دهید تا به سردرد و ناراحتی اعصاب و بیماری قلب و حنجره و گرفتگی صدا و مانند آن دچار نشوید . یا چنانچه شرایط مطالعاتی و مسؤولیتهای اجرایی و گرفتاریهای اجتماعی تان برای انجام دادن پنج سخنرانی در هفته پاسخگو نیست، نباید آن را بپذیرذ تا به سخنرانیهای بی محتوا و سر دادن شعارهای فراوان و تکرار کردن مطالب کهنه و نخ نما وسرهم بافی آنها گرفتار نیایید . و تا آنجا که امکان دارد از سخنرانی اجباری و تحمیلی خودداری کنید . به طور مثال، چنانچه بیمار یا عازم مسافرت هستید و یا آرامش روحی و فرصت مطالعه ندارید، و به طور کلی نمی نوانید سخنرانی خوب و جذابی را ارائه دهید، از پذیرش سخنرانی پرهیز نمایید .

161 - در صورتی که قرار است اطلاعیه ای در مورد سخنرانی شما چاپ شود، از دست اندرکاران آن بخواهید که موضوع سخنرانی را نیز در اطلاعیه ذکر کنند . و سعی نمایید که آن را پیش از چاپ ببینید; زیرا گاه نکاتی در اطلاعیه فراموش می گردد ویا به صورت اضافه یا اشتباه آورده میشود .

مثلا فامیل شما آقای «حسینی » است، ولی در اطلاعیه به صورت آقای «حسنی » حروفچینی می گردد . یا مخنرانی تان در تاریخ 12 مهر است، اما در تاریخ 13 مهر ذکر می شود .

162 - در سخنرانی فقط به «توصیف » وقایع و حوادث نپردازید، بلکه به «تحلیل » آنها نیز بپردازید . به طور مثال، چنانچه بگویید: «امام حسن 7 در سال و بناچار با معاویه صلح کرد» ، فقط این واقعه را توصیف کرده اید; اما اگر علتهای صلح حضرت را برای شنوندگان خود تبیین و تفسیر نیز کنید، این واقعه را تحلیل نیز نموده اید . و آیا غالبا «تحلیل » ، بهتر و جذاب تر از «توصیف » نیست؟

163 - یکی از شرایط اساسی در سخنوری اثبات مدعا و حل اشکالات و رد اعتراضات و دفع شبهات و پاسخ یه سؤالات در زمینه آن موضوع و مدعاست; زیرا دنیای امروز - بویژه دنیای جوانان - دنیای «اشکال » و «اعتراض » و «شبهه » و «سؤال » است . از این رو، پیش از سخنرانی درباره هر موضوعی بکوشید که اشکالات و شبهات و سؤالات در زمینه آن موضوع را نیز بیابید و در سخنرانی تان به آنها پاسخ دهید; آن گاه خواهید دید آه سخنرانی تان چقدر جذاب و مستدل و قابل قبول می شود . مثلا چنانچه در زمینه «علم امام معصوم (7)» سخو می گویید، خودتان این سؤال را مطرح کنید که آیا امام علیه السلام «علم غیب » نیز دارند و آیا امام حسین (ع) می دانستند که در کربلا شهید می شوند و سپس پاسخ آن را بدهید .

منبع :

شمیم یاس :: مهر 1382، شماره 7

200 نکته ، چگونه سخنرانی کنیم ؟ (5)

200 نکته ، چگونه سخنرانی کنیم ؟ (5)
دوازده. شرایط سخنران
129 بکوشید که از انگیزه ها و خواسته های شنوندگان خود و اطلاع داشته باشید تا سخنان شما با این انگیزه ها و خواسته ها تناسب لازم را داشته باشند . مثلا اگر می دانید که مخاطبتان خواستار مسائل «اخلاقی » را مطرح و بازگو کنید . چنانچه می دانید که مخاطبتان شما خواهان مباحث «هنری » هستند، از «هنری » برای آنان سخن بگویید . وسعی کنید که با ظرفیت روحی آنان با «مسائل عرفانی » متناسب نیست، از پرداختن به این گونه مسائل خودداری ورزید و یا پس از زمینه سازیهای لازم و فراوان، به آنها بپردازد .

130 یکی از مواردی که توجه و علاقه شنوندگان را به خود جلب می کند، خوش تیپی و خوشرویی و خوشخویی سخنران است . از این رو، باظاهری آراسته، لباسی پاکیزه، بدنی معطر، چهره ای گشاده ولبانی متبسم به سوی کرسی سخن گام بردارید و با اخلاقی خوش سخن بگویید .

131 باید در سخن گفتن آنچنان ورزیده باشید که اگر به شما بگویند در ده دقیقه سخنرانی کنید، بتوانید; وچنانچه به شما بگویند در صد دقیقه سخنرانی نمایید، باز هم بتوانید .

132 اگر بیمار هستید و فی المثل سرما خورده اید، یا سخنرانی نکنید، و یا به شنوندگان خود و در آغاز سخنرانی تان مثلا چنین بگویید: «از اینکه سرما خورده ام و سینه ام گرفته است، از شما حضار گرامی عذر می خواهم . امیدوارم که به بزرگواری خودتان مرا عفو بفرمایید» ، و سپس سخنرانی خود را آغاز تا نمایید تا بیماری تان سخنان شما را تحت الشعاع خود قرار ندهد .

133 چنانچه در سبک و شیوه سخنرانی از کسی، مثلا از «مرحوم فلسفی » یا «شهید مطهری » و یا «مرحوم کافی » ، تقلید می کنید و در آغاز راه سخنوری هستید، این کار مانعی ندارد; ولی بکوشید که به مرور زمان، آن را ترک نماید و خودتان دارای سبک و شیوه ای خاص شوید; زیرا اگر همانند شیوه «مرحوم کافی » و حتی بهتر از ایشان سخنرانی کنید، مخاطبتان بهترین جمله ای که در حق شما خواهند گفت این است: «فلانی نظیر"مرحوم کافی" و به سبک او سخنرانی می نماید» .

134 در کرسی سخن، بر اساس، حب و بعض شخصی، سخنان و افکار دیگران را رد نکنید . به طور مثال، اگر می خواهید سخنان و افکار کسی را که در جناح فرهنگی یا سیاسی مخالف شماست، نقد بزنید و رد بکنید، ببنید آیا واقعا چنانچه همین شخص در جناح موافق شما بود، همین کار را نیز می کردید یا اینکه از عیب و ضعف او گذشت می نمودید و روی آن سرپوش می گذاشتید .

135 بایسته است که ابعاد و جوانب مختلف سخنان خود را در نظر بگیرید و عکس العملهای گوناگون در مورد موضوع و محتوای سخن خود را بسنجند و در هر صورت، سخته و سنجیده سخن بگویید . مثلا آمار و اعداد مربوط به یک موضوع را یا سنجیده و دقیق بگویید و یا از ذکر آن خودداری کنید و به جای عدد، به کلماتی از قبیل «جمعیتی بسیار» ، «عده ای زیاد» و «تعداد فراوان » بسنده نمایید و به جای اینکه بگویید: «در مراسم تشییع"دکتر حمیدی" هزارها تن شرکت کردند» ، بگویید: «در مراسم تشییع " دکتر حمیدی" جمعیت بسیار شرکت کردند» .

136 داشتن ترس و لرز، دلهره، ضربان شدید قلب و تکان خوردن دست و پا در آغاز سخنوری امری طبیعی است . از این رو، یاس را به خود راه ندهید و سخنوری را آن قدر تجربه و تمرین کنید تا این ترس و دلهره شما کاملا از بین برود و یقین بدانید که از بین خواهد رفت .

137 بایسته است که برتری علمی و یا ویژگی دیگر خود را به رخ شنوندگان نکشید و خویشتن را برتر از آنان ندانید .

به طور نمونه، به شنوندگان خود نگویید: «من که بیشتر از شما درس خوانده ام; من که بیشتر از شما دانشگاه بوده ام; من که مجتهد هستم; من که فوق تخصص دارم به شما می گویم که این کار را بکنید» . و از سوی دیگر نیز در سخنرانیهای خود هرگز شکسته نفسی نکنید، مگر آنکه ضرورتی در این کار باشد . مثلا به مخاطبان خود نگویید: «من که سوادی ندارم; من که کاره ای نیستم; من که پیشیزی ارزش ندارم; کسی که برای من تره هم خرد نمی کند» . و باید توجه داشته باشید که شکسته نفسی همواره بر تواضع گوینده آن حمل نمی گردد و گاه جلوه هایی از تکبر و ریاکاری ظریف و حنیف نیز در آن دیده می شود .

138 تفاوت نداشتن جمعیت زیاد یا کم شنوندگان برای سخنران از نشانه هایی اخلاص اوست و طبق آیه 32 سوره «مائده » و احادیث مربوط به آن را، اگر کسی یک شخص را هدایت کند، همانند آن است که جامعه ای راهدایت کرده است .

139 توجه داشته باشید که دانش و اطلاعات شما باید بیش از مدت سخنرانی تان در هر جلسه باشد تا در پایان سخنرانی خود کم نیاورد و در دام دادن سخنان خویش و تکرار مطالب گرفتار نیایید . مثلا اگر به طور معمول برای یک جلسه سخنرانی باید پنجاه صفحه مطالعه شود، شما هشتاد صفحه مطالعه کنید .

140 برای سخن گفتن جرات و اعتماد به نفس و آمادگی کامل داشته باشید تا با اعتماد و آرامش کامل سخنرانی کنید . از این رو، هیچ گاه از بالا بودن سطح علمی و اجتماعی شنوندگان و یا جمعیت فراوان آنان نهراسید .

141 باید قدرت تفهیم مطالب را در خود افزایش دهید و این امر، بویژه در مواردی که محتوای سخن شما علمی و پیچیده تر است، ضروریتر است . از راههای تفهیم مطلب، آشنایی با «مثال » ها و «داستان » های متناسب با موضوع سخنرانی «ولی فقیه » برای حل مشکلات و معضلات اجتماعی - تا هنگام وجود آن ضرورت - فراتر از قانون عمل نماید که البته عین عمل به قانون است، آن را به پلیسی مثال بزنید که گاه ضرورت میبیند و ناچار میشود برای حل مشکل ترافیک، با اینکه چراغ راهنمایی یک سوی خیابان قرمز است، به خودروهای آن سو اجازه عبور دهد .

142 دقت کنید که از موضوع سخنرانی خود خارج نشوید و به مسائل متفرقه نپردازید و جدا" از تز «الکلام یجر الکلام » پرهیز نمایید . یکی از موارد خارج شدن از موضوع، هنگامی است که شما بخاطره یا داستان و یا واقعه ای مریوط به آن موضوع را برای شنوندگان خود نقل میکنید، ولی از آنجا به یاد مطلب دیگری میافتید و در نتیجه، به مطالب خارج از موضوع سخنرانی تان میپردازید به گونه ای که کاه فراموش مینمایید درباره چه موضوعی سخن میگفته اید و از مخاطبان خود میپرسید: «درباره چه موضوعی سخن میگفتیم » یا «چه مطلبی را میگفتیم » و یا «کجا بودیم » !

143 در سخنرانی به شخصیت شنوندگانتان احترام بگذارید و با سخنان و برخورهای خود، آنان را کوچک نشمرید و تحقیر نکنید; زیرا شنوندگان از ارکان اصلی و اساسی در سخنوری هستند ا مثلا" به آنان نگویید: «آنچه را من برای شما میگویم، مدتها طول خواهد کشید تا شما آنها را درک کنید و بفهمید» . و یا به آنان نگویید: «من اینجا آمده ام تا شما را آدم کنم » و یا «من در این جلسه شرکت کرده ام تا به شما بفهمانم که ...» .

144 بکوشید که از مسائل انسان شناسی، جامعه شناسی و روان شناسی از جو فرهنگی، اخلاقی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه آگاه باشید تا بتوانید متناسب با نیازهای جامعه سخن بگویید . و توجه داشته باشید که برای «خود» سخنرانی نمی کنید، بلکه برای «مردم » و در فضای آنان سخن می گویید . به طور مثال، اگر مییدانید که مخاطبان شما از نظر فرهنگی و اخلاقی در سطح مطلوبی نیستند، آنان را به مطالعه و کارهای فرهنگی و کسب فضائل اخلاقی دعوت نمایید .

145 جز در موارد لزوم، در سخنرانی خود «وقفه » نداشته باشید; زیرا وقفه شما در شنوندگانتان نیز تاثیر میگذارد و آنان را در فراگیری مطالب و سپردن آن به ذهن خویش دچار وقفه میکند . پس، برسخنرانی خود کاملا" مسلط باشید .

146 بر خلاف حقیقت و عقیده خود سخنرانی نکنید و از موضوعات ومطالبی که خوتان نیز به درستی آنها اعتقاد ندارید و یا برای خودتان نیز مورد تردید است، سخنی نگویید . برای مثال، اگر میدانید که حضرت لیلا، مادر حضرت علی اکبر، در کربلا حضور نداشته اند و یا در مورد آن تردید دارید، مرثیه او را در سخنرانی خود نخوانید . و یا چنانچه شک دارید که فلان شخص دارای درجه دکتری است، از او با پیشوند «دکتر» نبرید .

منبع :

شمیم یاس :: شهریور 1382، شماره 6

200 نکته ، چگونه سخنرانی کنیم ؟ (4)

200 نکته ، چگونه سخنرانی کنیم ؟ (4)

در قسمت های قبل ، «100 نکته » ی نو، متنوع و خواندنی در زمینه «سخنرانی » و با عنوانهای زیرین را به قلم آوردیم:

یک . تعریف سخنرانی;

دو . اهداف سخنرانی;

سه . عوامل مؤثر در سخنرانی;

چهار . اصول سخنرانی;

پنج . نکات پیش از سخنرانی;

شش . نکات آغاز سخنرانی;

هفت . نکات هنگام سخنرانی;

هشت . نکات پایان سخنرانی;

نه . نکات پس از سخنرانی;

ده . مواد سخنرانی;

اینک «100 نکته » ی دیگر در زمینه «سخنرانی » را با عنوانهای زیرین به زیور قلم می آراییم:

یازده . شرایط سخن;

دوازده . شرایط سخنران;

سیزده . شرایط سخنرانی;

چهارده . آفات سخنرانی;

پانزده . آداب سخنرانی;

شانزده . شرایط سخن

101 - سعی کنید از جملات و عبارات گویا، کوتا، زیبا و روان در سخنرانی استفاده کنید . مثلا این جمله نه گویاست، نه زیباست، نه روان: «حضار گرامی! در ماه صیام باید از نه مفطر صوم کف نفس کنید» . به جای آن می توانید چنین بگویید: «حضار گرامی! در ماه مبارک رمضان باید از نه چیز که روزه را باطل می کنند، خودداری ورزید» .

102 - در سخنوری بکوشید که گنجینه لغات و واژگانی خود را افزایش دهید تا گرفتار کمبود الفاظ برای معانی و مقاصد خود نشوید . مثلا به جای کلمه «مقدمه » و متناسب با فضای سخن و سخنرانی، می توانید از کلمات «پیشگفتار» ، «سرآهنگ » ، «سرآغاز» ، «مطلع » ، «طلیعه » ، «طلایه » ، «درآمد» ، «دیباچه » و «سپیده » نیز استفاده کنید .

103 - درست گویی را با مطالعه و مراعات قواعد دستور زبان یاد بگیرید . به طور مثال، در پایان سخنرانی خود این گونه دعا نکنید: «خدایا! به مسؤولان ما اخلاص و به جانبازان ما صبر و رزمندگان اسلام را پیروز بگردان » ; زیرا این سه جمله از نظر «فعل » یکسان نیستند تا بخواهیم آنها را با «واو عطف » به یکدیگر عطف کنیم . پس صحیح آن است که بگویید: «خدایا! به مسؤولان ما اخلاص و به جانبازان ما صبر عنایت بفرما و رزمندگان اسلام را پیروز بگردان » .

104 - از کلمات و جملاتی استفاده کنید که تلفظ آنها برای خودتان مشکل نباشد . مثلا تلفظ «جنجال برانگیزاننده ترین » ، همانند «خواجه تو چه تجارت می کنی؟» ، دشوار است و ممکن است هنگام ادای آن، با مشکل رو به رو شوید . و از سخنانی استفاده کنید که درک معانی آنها برای شنوندگانتان دشوار نباشد . مثلا اگر سخنوری، به تناسب موضوع سخن خود، این شعر را بخواند:

ز خان و مان و قرابت، به غربت افتادم

بماندم اینجا بی ساز و برگ و انگشتال

بسیاری از شنوندگان - اگر نگوییم همه آنان - معنای کلمه «انگشتال بیمار و ضعیف و نحیف » را متوجه نخواهند شد .

105 - مواظب باشید که واژگان هر زبان و بویژه زبانهای غیر فارسی را، از نظر حروف، درست تلفظ کنید . و اگر با تلفظ درست واژگان غیر فارسی، مانند عربی و انگلیسی و فرانسوی، آشنا نیستید، از به کارگیری آنها در سخنرانی خود پرهیز نمایید و عطایش را به لقایش ببخشید . مثلا واژه فارسی «گرامی عزیز» را «گرام » ، و دو واژه عربی «تولی و تبری » را «تولی و تبری » و واژه انگلیسی فلاسک(Flask) را فلاکس، و واژه فرانسوی «کاندیدا داوطلب; نامزد» را «کاندید ساده دل; معصوم » تلفظ نکنید .

106 - دقت کنید که واژگان هر زبان و بویژه زبانهای غیر فارسی را، از نظر حرکات و اعرابها، درست تلفظ نمایید . به طور نمونه، واژه فارسی «برومند» را «برومند» ، و واژگان عربی «یا اباصالح المهدی » را «یا اباصالح المهدی » و «یا اباصالح المهدی » ، و واژه انگلیسی تورنمنت (Tournament) را «تورنمنت » ، و واژه فرانسوی «رمان: Roman » به معنای داستان بلند را «رمان » که در زبان عربی به معنای «انار» است، تلفظ نکنید .

107 - از میان چند کلمه مترادف که از نظر معنایی به هم نزدیکند، آن را که زیباتر است برگزینید . به طور نمونه، از میان کلمات «حادثه » ، «اتفاق » ، «رخداد» ، «واقعه » و «رویداد» شاید کلمه «رخداد» و سپس «رویداد» زیباترین آنها باشد، هرچند ممکن است که هرکدام از کلمات مترادف، جایگاه خاصی داشته و در همان جایگاه خاص خودشان زیباتر و مناسبتر باشند .

108 - سعی کنید از اضافه کردن بیش از حد کلمات به یکدیگر یا همان «تتابع اضافات » خودداری ورزید . مثلا بر کرسی سخن چنین نگویید: «چندین نسخه خطی در کتابخانه مدرسه فیضیه حوزه علمیه قم وجود دارد» . گفتنی است آوردن یک کلمه را با سه مضاف الیه روا دانسته اند . پس گفتن جمله بالا بدین صورت رواست: «چندین نسخه خطی در کتابخانه مدرسه (1) فیضیه (2) قم (3) وجود دارد» .

109 - توجه داشته باشید دو یا چند واژه را که با یکدیگر ترکیب شده و یا کنار هم قرار گرفته اند، درست بگویید . به طور مثال، باید به جای «ید و بیضا» ، «جر و بحث » ، «معرف حضور شما» و «قوس و قزح » بگویید: «ید بیضا دست سفید» ، «جر بحث کش دادن بحث » ، «معروف حضور شما آشنا نزد شما یا معرفی شده به حضور شما» و «قوس قزح رنگین کمان » .

110 - چنانچه در سخنرانی خود از کلمات و جملات غیر فارسی - مانند عربی و انگلیسی - استفاده می کنید، آنها را برای شنوندگانتان ترجمه و معنا نمایید . به طور مثال، اگر آیه یا حدیثی را به زبان عربی و یا جمله ای را از رمان انگلیسی «شکسپیر» می خوانید، آنها را نیز ترجمه کنید; حتی گاه باید کلمات و جملات فارسی را نیز معنا نمایید . فی المثل، آیا این شعر حافظ: «دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند/گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند» نیازمند معناکردن و توضیح دادن و حتی تبیین و تحلیل نمودن نیست؟

111 - مواظب باشید که کلمات و جملات غیر فارسی - مانند کلمات و جملات عربی و انگلیسی و بویژه آیات و روایات - را درست ترجمه کنید . فی المثل، برخیها حدیث «... فان المرئة ریحانة و لیست بقهرمانة » را که در «نهج البلاغه » آمده است، چنین ترجمه کرده اند: «زن گل خوشبوست، نه پهلوان پرزور» ; در حالی که بعضی از مترجمان بر این عقیده اند که واژه «قهرمان » به معنای «پهلوان » و «نیرومند» نیست، بلکه معنای دیگری دارد .

112 - از به کارگیری کلمات و جملات و لهجه های محلی خودداری کنید، مگر آنکه در همان محل، سخنرانی نمایید و یا واقعا نتوانید بدون آن لهجه خاص، سخن بگویید . به طور نمونه، در برخی از شهرها، هنگامی که به کسی می خواهند بگویند: «مواظب باش سرمانخوری!» ، به او می گویند: «مواظب باش نچایی!» . در حالی که ممکن است شماری از مردم، معنای چنین جمله ای را متوجه نشوند .

113 - برای ظواهر و تزیین سخنان خود نیز فکر کنید و آن را در زیباترین شکل و قالب بیان نمایید; زیرا گاه مواد سخن برای دو سخنور یکسان است، اما شکل و قالبی که هر یک از این دو به سخنان خود می دهند، سخنرانی شان را متفاوت تر و زیباتر می کند . به طور نمونه، چنانچه در سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی قدس سره به مخاطبانتان بگویید: «حیف شد که امام از میان ما رفت و او را خوب درک نکردیم!» ، معمولی سخن گفته اید; اما در صورتی که این شعر «حافظ » را برای آنان بخوانید: «شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت/روی مه پیکر او سیر ندیدیم وبرفت; گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود/بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت » ، به سخن خود شکل و قالب زیبایی داده اید .

114 - سخنانتان را طوری به کار برید که عوام بفهمند و خواص بپسندند . مثلا این سخن ممکن است مورد پسند خواص باشد، اما عوام آن را نفهمند: «خمینی هم خم است و هم می است و هم نی است » و یا حتی برخی از آنان ندانند که کلمه «خمینی » به شکل جدا - جدا و با اندکی دگرگونی، به صورت (خم - می - نی) درآمده و به این گونه شده است .

115 - برای سخنانی که نیازمند «دلیل » هستند، دلیل بیاورید . و برای گفته هایی که نیازمند «مدرک » هستند، مدرک ذکر کنید; بویژه برای سخنانی که پذیرش آنها برای مردم مشکل است . مثلا برای محتوای این سخن که «لولاک لما خلقت الافلاک و لولا علی لما خلقتک و لولا فاطمة لما خلقتکما: ای محمد اگر تو نبودی، فلکها را نمی آفریدم . و چنانچه علی نبود، تو را نمی آفریدم . و در صورتی که فاطمه نبود، تو و علی را نمی آفریدم .» ، باید هم دلیل محکم بیاورید و هم مدرک معتبر .

116 - بکوشید از خالی بندی و سخنان مبالغه آمیز خودداری کنید، مگر آنکه بتوانید آنها را اثبات کنید . و توجه داشته باشید معمولا سخنورانی که در دام چنین خصلتی گرفتار آمده اند، از اثبات آن نیز عاجزند . به طور مثال، نگویید: «دیشب درمسجدی سخنرانی می کردم که هزاران نفر در آن شرکت کرده بودند و جای سوزن انداختن هم نبود» ، در حالی که خودتان می دانید و یا حتی عده ای می دانند آن مسجد گنجایش بیش از پانصد نفر را ندارد .

117 - در مواردی که تشخیص می دهید مثلا باید از اصطلاحات علمی مانند «پلورالیسم » و «سکولاریسم » و یا اصطلاحات عرفانی مانند «می » و «میکده » استفاده کنید و احتمال می دهید که مخاطبانتان مفهوم و معنای آنها را نمی دانند و یا برداشت دیگری از آنها دارند، بکوشید - هرچند به اختصار - آنها را تعریف نمایید و توضیح دهید تا مثلا سراینده شعر (بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم/فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم) به شرابخواری و میگساری متهم نشود .

118 - هر سخنی را در جایگاه ویژه خود - نه پیش از آن و نه پس از آن - طرح کنید تا از تکرار سخن در جایگاههای مختلف سخنرانی خودداری ورزید که «خواجه شیراز» در سفته است و خوش گفته است: «هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد» .

119 - در آغاز راه می توانید درباره موضوع و محتوای سخنرانی خود و چگونگی بیان آن، با دوستان اهل نظر و سخنوران و صائب نظران مشورت کنید . مثلا به آنان بگویید: «در شب نیمه شعبان برای تعدادی دانشجوی بسیجی می خواهم سخنرانی کنم . نظر شما درباره موضوع و محتوا و چگونگی بیان آن چیست؟» .

120 - شما می توانید از منابع و متون مختلفی استفاده کنید، ولی آنچه انتخاب می نمایید، باید از نظر طرز بیان، لباس سخنرانی به تن داشته باشد . از این رو، معمولا بیان محاوره ای و گفتاری بهتر از بیان کتابی و نوشتاری است . به طور مثال، به جای عبارت «هر سال بهار می آید و درخت شکوفه می زند و در پایان، به بار می نشیند . آیا ما از درخت نیز کمتر هستیم؟» بهتر است که در قالبسخنرانی و بر کرسی سخن بگویید: «هر ساله بهار می یاد و درخت شکوفه می زنه و در پایان، به بار می نشینه . آیا ما از درخت هم کمتریم؟»

121 - عنوان سخنرانی دارای اهمیت است . آن را گویا، کوتاه، زیبا و روان انتخاب کنید . مثلا از میان عنوانهای «غنا از نظر قرآن و سنت » ، «موسیقی از دیدگاه قرآن و سنت » ، «موسیقی از نظر اسلام » و «خوانندگی و نوازندگی از نظر آیات و روایات » شاید عنوان «موسیقی از نظر اسلام » گویاتر، کوتاهتر، زیباتر و روانتر باشد .

122 - برای سخنرانی، مطالب خود را تنظیم و دسته بندی کنید و بر اساس آن، سخن بگویید تا از این شاخه به آن شاخه نپرید و از آن شاخه نیز به شاخه دیگر نروید . و تنظیم و دسته بندی مطالب باید به صورت تدریجی باشد، یعنی از مطالب آسان که فهم آنها محتاج به مطالب دیگر نیست، آغاز شود و کم کم به مطالبی برسد که فهم آنها منوط به مطالب پیشین است .

123 - دسته بندی مطالب باید به اندازه ای باشد که برای آسان گشتن و روشن شدن مطلب لازم و مفید است; زیرا اگر سخن خود را به بخشهای فراوان و قسمتهای غیر مفید تقسیم و دسته بندی کنید، نتیجه معکوس خواهید گرفت و شنوندگانتان نمی توانند همه آن قسمتها و بخشها را بخوبی فراگیرند و در ذهن خویش بسپارند . و در دسته بندی و تنظیم هر مطلب باید قسمتها از یکدیگر متمایز باشند و امور مختلف باهم آمیخته نگردند و تقسیم آنچنان باشد که تمام مطلب را فراگیرد و آن را ناقص نگذارد .

124 - بکوشید که از بیان سخنان کهنه و نخ نما و تکراری و کلیشه ای خودداری ورزیده، به جای آن، از سخنان جذاب و نو که کمتر شنیده شده اند، استفاده کنید تا شنوندگان شما اندک و خسته و گریزان نشوند . فی المثل، اگر در زمینه «اهمیت هنر» و برای دانشجویان دانشکده هنرهای زیبا سخن می گویید، این گفتارهای مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای - مدظله العالی - ، را برای آنان بگویید: «هر ایده، اندیشه و انقلابی که در قالب هنر نگنجد، ماندنی نخواهد بود (12/3/1363)» یا «دشمنی با هنر همانند دشمنی با خورشید است (22/8/1368)» .

125 - از داشتن «تکیه کلام » در هنگام سخن گفتن بپرهیزید . تکرار کلمات و عبارتهایی مانند «در واقع » ، «به اصطلاح » ، «به حساب » ، «به قول معروف » ، «عرض کنم به حضور شما» ، «در حقیقت » ، «فی المثل » و جز آن موجب آزردگی ذهنی شنوندگان می شود . به طور نمونه، چنین نگویید: «در واقع به شما حضار محترم باید عرض کنم آن آیه ای که در قرآن کریم آمده است و در واقع بیان کننده عدالت اجتماعی به طور عام و فراگیر است، در واقع همان آیه ای است که در آغاز عرایضم برای شما تلاوت کردم » .

126 - باید آنچه از دیگران نقل می کنید، ماخذ و سندش را به خاطر بسپارید تا هنگام پرسش، از جواب آن عاجز نمانید . رعایت این امر برای مطالبی که جالب و نو هستند، ضروریتر است . به طور مثال، اگر برای دانشجویان رشته ادبیات و در زمینه اهمیت شعر» این فرموده حضرت امام خمینی قدس سره را بیان می نمایید که «لسان [زبان] شعر بالاترین لسان است » ، ماخذ آن را که «صحیفه نور، ج 17، ص 192» است به خاطر بسپارید تا هنگام ماخذخواهی بتوانید پاسخگو باشید .

127 - همان گونه که «ساده نگاری » غیر از «ساده انگاری » است، «ساده گویی » نیز غیر از «ساده اندیشی » است . از این رو، بکوشید که اندیشه های والا، علمی و پیچیده را با زبانی «ساده » برای مردم بیان کنید تا سخنانتان قابل فهم برای آنان باشد; هرچند هنگام سخنرانی برای مخاطبان خاص، می توانید با زبان خاص سخن بگویید . برای مثال، می توان از بیشتر سخنرانیهای آیت الله شهید مطهری قدس سره نام برد که اندیشه های والا و پیچیده علمی را با زبانی «ساده » برای مردم بیان و تبیین می کرد .

128 - اگر می خواهید بدانید که آیا سخنان شما از طرح و انسجام و چارچوب کلی برخوردار است، ببینید آیا می توانید که رؤوس مطالب آن را در نظمی خاص روی کاغذ بیاورید . فی المثل، چنانچه برای «حوزویان » و در زمینه «روش فیش برداری » می خواهید سخن بگویید و روی کاغذ خود چنین نگاشته اید: مشخصات فیش، داستان محدث قمی، ضرب المثل مربوط، تعریف و اصول فیش برداری، حدیث «اکتبوا» ، سخن شهید مطهری، شعر مربوط و ... بدانید که سخنانتان دارای طرح و انسجام نیست; اما در صورتی که روی کاغذتان چنین آورده اید:

یک . تعریف فیش و مشخصات آن;

دو . ارزش و اهمیت فیش برداری;

ا . از نظر اسلام (حدیث اکتبوا) ;

ب . از دیدگاه بزرگان دین و دانش (داستان محدث قمی، سخن شهید مطهری) ;

ج . از دیدگاه فرهنگ و ادب (اشعار و ضرب المثلهای مربوط) ;

سه . اصول فیش برداری .

دراین صورت بدانید که سخنرانی شما دارای طرح و انسجام است .

منبع :

شمیم یاس :: مرداد 1382، شماره 5

200 نکته ، چگونه سخنرانی کنیم ؟ (3)

 

200 نکته ، چگونه سخنرانی کنیم ؟ (3)

هفت . نکات هنگام سخنرانی

73 . در جایی بایستید یا بنشینید که شنوندگان، شما را ببینند و صدایتان را بشنوند تا با استفاده از روش سمعی - بصری، بر شنوندگان خویش تاثیر بگذارید . مثلا مواظب باشید پشت تابلو یا نوشته و یا دسته گلی که روی میز و تریبون سخنرانی تان گذاشته اند، قرار نگیرید و پنهان نشوید .

74 . در صورت امکان، میکروفون را به دست نگیرید و آن را در جای مناسبی ثابت نگه دارید تا با آسودگی خاطر، سخنرانی کنید .

75 . مواظب باشید که با جیبهای برآمده و یا پر از کاغذهای یادداشت، سخنرانی نکنید . این امر ممکن است که یا توجه شنوندگان را به سوی خود جلب نماید و یا مورد تمسخر ذهنی آنان شود .

76 . می توانید یادداشتهای سخنرانی تان را همراه خود داشته باشید، ولی آنها را به گونه ای کنار میز یا تریبون سخنرانی خود بگذارید که در معرض دید مخاطبانتان قرار نگیرند .

77 . اگر یکی از شخصیتها یا بزرگان، به مجلس سخنرانی شما وارد شد و توجه شنوندگان را به سوی خود جلب کرد، مواظب باشید که اختیار مدیریت مجلس را از دست ندهید و در صورت لزوم، احترام لازم را به ایشان بگذارید . مثلا می توانید از شنوندگان خود بخواهید که یک صلوات بفرستند .

78 . اگر در بین سخنرانی تان نوشته ای به دست شما دادند، سعی کنید بدون مکث و وقفه در سخن گفتن، آن را برای خود بخوانید و چنانچه باید درباره آن سخنی بگویید و یا توضیحی بدهید، در همان هنگام و یا در فرصتی که مناسبتر است، این کار را انجام دهید .

79 . چنانچه شخصی در میان سخنرانی، از شما سؤالی کرد، در صورت امکان و ضرورت و با در اختیارگرفتن مدیریت جلسه، آن سؤال را پاسخ دهید و در غیر این صورت، به آن شخص بگویید که پس ازسخنرانی، پاسخ سؤالش را خواهید داد .

80 . اگر هنگام سخنرانی، مطلب بعدی خود را فراموش کردید، مطلب قبلی آن را تکرار کنید و برای شنوندگانتان شرح دهید و ضمن این کار، به جستجوی مطلب بعدی در ذهن خود بپردازید تا آن را به یاد آورید . این امر در خواندن مصراعها و یا بیتهای بعدی یک شعر، فراوان پیش می آید .

81 . اگر در محل سخنرانی شما یا بیرون از آن، اتفاقی افتاد، آن را به گونه ای با سخنرانی تان ارتباط دهید یا در حل آن بکوشید و یا حواس شنوندگان را به سوی سخنان خود جلب کنید . مثلا چنانچه صدای رعد و برق، توجه شنوندگان را به سوی خود جلب کرد، می توانید چنین بگویید: «امیدواریم لطف الهی شامل حال ما شود و این رعد و برق، به باران رحمت الهی تبدیل گردد و کشاورزان ما را نیز خوشحال کند .»

82 . جز در موارد ضرورت، سعی کنید از کلمه «من » کمتر استفاده نمایید و به جای آن، کلمه «ما» را به کار گیرید تا بر تکبر و بزرگ بینی شما حمل نشود و سخنانتان را کم تاثیر و یا بی تاثیر نکند . به طور نمونه، به جای اینکه بگویید: «من با فساد اخلاقی در این منطقه مبارزه خواهم کرد» ، بگویید: «ما با فساد اخلاقی در این منطقه مبارزه خواهیم کرد .»

83 . گاهی نگاه کردن به ساعت، از سوی شنوندگان و جا به جا شدن آنان در جای خود و بستن دفتر و کتابهایشان با صدای بلند، نشان دهنده خستگی آنان است . پس، یا با ایجاد تنوع در سخنانتان، خستگی شان را برطرف نمایید و یا اصلا بهتر است به سخنان خود ادامه ندهید و سخنرانی تان را به پایان برید .

هشت . نکات پایان سخنرانی
84 . شایسته است که در پایان سخنرانی خود، پیام و یا پیامهایی را به صورت خلاصه سخنرانی، به شنوندگان عرضه کنید تا نتیجه سخنرانی تان در ذهن آنان باقی بماند . به طور مثال، اگر موضوعسخنرانی شما درباره «روشهای تربیت » است، پس از سخن گفتن کامل درباره آنها، چنین بگویید: «سخن امشب ما درباره روشهای تربیت به پایان رسید و خلاصه سخن ما این شد که روشهای تربیت عبارتند از: روش تقلیدی، روش تلقینی، روش تدریجی، روش غیر مستقیم، روش الگویی و روش عملی .»

85 . آنچه را می خواهید بیش از سایر مطالب دیگر، در ذهن شنوندگانتان باقی بماند، در پایان سخنرانی خود بیاورید . مثلا اگر بحث شما در زمینه «مسائل تربیتی » و با عنوان های «تعریف تربیت » ، «ارزش و اهمیت تربیت » ، «آثار و فواید تربیت » ، «اقسام تربیت » ، «ویژگی های مربی » ، «محیطهای تربیتی » و «روش های تربیت » است و می خواهید «ویژگی های مربی » ، بیش از عنوان های دیگر، در ذهن مخاطبانتان باقی بماند، آن را در پایان سخنرانی خود مطرح کنید .

86 . مانند آغاز سخنرانی، در پایان سخنان خود نیز می توانید عبارات و جملات زیبایی را برگزینید . به طور مثال، چنانچه موضوع سخنرانی شما درباره امام زمان ( علیه السلام) است، می توانید این جمله زیبا را بگویید: «خوشا آنان که از درس انتظار یک جمعه هم غیبت نکردند» (1) . و در صورتی که موضوع سخنرانی تان درباره «تمسک به قرآن و عترت » است، می توانید این جمله زیبا را بگویید: «سعی میان صفای قرآن و مروه عترت، ما را به کعبه مقصود می رساند .» (2)

87 . بکوشید در پایان سخنرانی تان، از بزرگان، شخصیتها و کسانی که در سخنرانی شما شرکت کرده اند، به گونه ای درخور، ولی بدون اغراق، تشکر و قدردانی نمایید . به طور نمونه، می توانید چنین بگویید: «از شخصیتهای مذهبی، فرهنگی، علمی، سیاسی، بزرگان، علما و همه کسانی که از راههای دور و نزدیک، قدم رنجه فرمودند و به این مجلس تشریف آوردند، تشکر و قدردانی می کنم .»

88 . تلاش کنید که سخنرانی خود را با چندین جمله دعا نیز به پایان برید . و پیش از دعا می توانید پنج بار آیه «امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء» را همراه شنوندگان خود بخوانید و سپس دعاهای مورد نظر را بر زبان خویش جاری سازید . البته چه شایسته است که نخستین دعایتان برای فرج امام زمان ( علیه السلام) باشد .

89 . از مطالب مطرح شده در سخنرانی تان نیز برای دعاهای پایان آن استفاده کنید . فی المثل، اگر درباره امام زمان ( علیه السلام) سخن گفته اید، در پایان سخنرانی تان، این گونه نیز دعا کنید: «خدایا! دیدگان تاریک ما را به جمال دل آرای امام زمان ( علیه السلام) روشن بفرما!» ; «خدایا! این انقلاب اسلامی را زمینه ساز انقلاب جهانی امام زمان ( علیه السلام) بگردان!»

و چنانچه درباره «روشنفکر و روشنفکری » سخنرانی کرده اید، در فرجام سخنانتان، این چنین دعا نمایید: «خدایا! فکر ما را به نور خود روشن فرما!» ; «خدایا! روشنفکران ما را متعهد به دین خود و دینداران ما را روشنفکر در دین خود بگردان!»

نه . نکات پس از سخنرانی
90 . در صورت امکان و پس از سخنرانی خود، مدتی در محل سخنرانی تان حضور داشته باشید تابه انتقادها و پرسش های احتمالی شنوندگان پاسخ دهید .

91 . چنانچه پس از سخنرانی تان، از سخنان شما انتقادی درست و سودمند کردند، فروتنانه و شجاعانه آن را بپذیرید و مواظب باشید که آن را به صورت غیر منطقی توجیه نکنید . این کار به شخصیت شما اعتبار بیشتری می بخشد .

ده . مواد سخنرانی
92 . برای سخنرانی خود، مواد و مصالح لازم را تهیه و پی ریزی کنید تا سخن شما از استحکام بیشتری برخوردار گردد . مواد مورد استفاده در سخنرانی می تواند از این مواد باشند:

آیات;

روایات;

اصول منطقی و قواعد عقلی;

قوانین علمی و تجربی;

خاطرات و داستان ها;

اشعار;

تمثیلات;

ضرب المثل ها;

سخنان بزرگان دین و دانش;

لطایف و ظرایف;

آمار و اخبار .

93 . دقت کنید آیات، روایات، اصول عقلی، قوانین علمی، اشعار، داستانها و مانند آن را که در سخنرانی تان مورد استفاده قرار می دهید، با موضوع و محتوای سخنرانی شما موافقت داشته و متناسب باشند . مثلا طبق نظر بسیاری از مفسران قدیم - بر خلاف نظر برخی از مفسران جدید - آیه «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم » ; بی گمان خداوند، آنچه قومی دارند، دگرگون نکند، مگر آنکه آنچه در دل هایشان دارند، دگرگون کنند، به مسائل اجتماعی و جامعه شناسی و فلسفه تاریخ ارتباطی ندارد تا آن را این گونه معنی کنیم: «بی گمان خداوند زندگی و سرنوشت قومی را از بد به خوب تغییر نمی دهد، مگر آنکه آن قوم، خودشان، زندگی و سرنوشت خود را از بد به خوب تغییر دهند .» (3)

94 . مواظب باشید اشعاری را که در سخنرانی تان می خوانید، از نظر محتوا، چینش، وزن، قافیه، تلفظ، سراینده و مانند آن صحیح باشند . مثلا شعر «دل من در پی یک واژه بی خاتمه بود/اولین واژه که آمد به نظر، فاطمه بود» ، گرچه زیباست، صحیح نیست; زیرا «واژگان بی خاتمه » ای وجود ندارد تا نخستین آنها حضرت فاطمه ( علیهاالسلام) باشند . یا شعر «چون که با کودک سر و کارت فتاد/پس زبان کودکی باید گشاد» ، از «سعدی » نیست، بلکه از «مولوی » و چینش آن بدین صورت است: «چون که با کودک سر و کارم فتاد/هم زبان کودکان باید گشاد» . یا شعر «رخش لعل باد و دلش شاد باد/همیشه جهان را جهاندار باد» ، از نظر قافیه، صحیح نیست; زیرا پس از نادیده گرفتن «ردیف » شعر که کلمه «باد» است، دو کلمه «شاد» و «جهاندار» هم قافیه نیستند . یا اگر دو کلمه «صاحب خبر» در شعر زیرین را به صورت «صاحب خبر» تلفظ کنید، شعر از نظر وزن با اشکال رو به رو خواهد شد: «ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی/تا راهرو نباشی کی راهبر شوی؟»

95 . داستانهای مطرح شده در سخنرانی باید از نظر محتوا، درست و از نظر مدرک و ماخذ، معتبر باشند . به طور نمونه، داستان جزیره خضراء، محل زندگانی امام زمان ( علیه السلام)، به آن گونه ای که در برخی از کتابها نقل شده، طبق نظرشماری از بزرگان و محققان، هم از نظر محتوا مخدوش است و هم از نظر ماخذ نامعتبر است .

96 . بکوشید داستانی را که در سخنرانی تان نقل می کنید، آن قدر طولانی نباشد تا قسمت عمده سخنانتان را دربر گیرد . بلکه داستان نقل شده را به صورت مختصر و مفید و به دور از حشو و زوائد نقل نمایید .

97 . از داستانهایی استفاده کنید که جالب، تازه، نکته دار و انگیزه برانگیز باشند، به گونه ای که شنونده همواره در پی آن باشد تا دنباله داستان را بشنود و فرجام آن را بداند .

98 . داستانهایی را که در سخنرانی نقل می کنید، گاهی از سه مرحله و قسمت «مقدمه » ، «اوج » و «فرود» تشکیل می شود . توجه به این نکته و رعایت آن در سخنرانی شایسته است .

99 . اگر آمار و اخباری را در سخنرانی خود مطرح می کنید، توجه داشته باشید که صحیح و دقیق و معتبر باشند . و چنانچه از لطیفه ها و مطایبه هایی در سخنان خویش استفاده می نمایید، مواظب باشید که رکیک، سخیف و مستهجن نباشند .

100 . از ضرب المثل هایی استفاده نمایید که اغلب مخاطبانتان با معنا و کاربرد آن آشنا باشند . مثلا می خواهید بگویید که مقصود و مراد ما در کنارمان است و ما از آن بی خبریم، بگویید: «آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم » ، تا اغلب و یا همه شنوندگان شما از این ضرب المثلی که به کار گرفته اید، مقصود و مراد شما را دریابند .

پی نوشت ها:

1 و 2) نقل به مضمون از نوشته های جناب «رضا بابایی » .

3) برای توضیح بیشتر، به تفسیر «المیزان » از «علامه طباطبائی » و ترجمه مشروح قرآن از آقای «بهاءالدین خرمشاهی » و در ذیل این آیه مراجعه کنید .

منبع :

شمیم یاس :: تیر 1382، شماره 4

200 نکته ، چگونه سخنرانی کنیم ؟ (2)

 


چهار . اصول سخنرانی
38 . یکی از اصول مهم سخنوری، شناخت مخاطب است; زیرا رشته سخنوری، مانند رشته پزشکی، نوعی نسخه پیچی است و نسخه پیچی پیش از شناخت بیمار، کاری مشکل زا و گاه خطرآفرین است . این شناخت می تواند در ابعاد گوناگون، مانند بعد فرهنگی، اخلاقی، تربیتی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و علمی، بررسی شود و مورد تامل قرار گیرد . مثلا در بعد علمی، سخنرانی برای استادان حوزه و دانشگاه، با سخنرانی برای طلاب و دانشجویان متفاوت خواهد بود .

39 . هنگام مطالعه «مطالب » ، برای تدوین محتوای سخن خود به دو چیز، خوب بیندیشید: یکی فهم مطالب برای خود و دیگری روش تفهیم مطالب برای شنوندگان خود که گاه امر دوم از امر اول مهمتر و سخت تر است . فی المثل، چنانچه برای «بازاریان » و در زمینه «گرانفروشی » می خواهید سخن بگویید، باید مطالعه و فکر کنید که زشتی گرانفروشی را با روش مستقیم یا با روش غیر مستقیم به آنان تفهیم نمایید .

40 . در سخنرانی تان - جز در موارد ضروری - فقط از «یک موضوع » سخن بگویید و همان را برای مخاطبان خود خوب پرورش دهید و از پرداختن به «موضوعات گوناگون » و با روش «کشکولی » خودداری ورزید; زیرا تبیین خوب و کامل یک موضوع، ازبیان ناقص چند موضوع گوناگون به مراتب بهتر و مؤثرتر است .

41 . «متنوع » سخنرانی کنید تا شنوندگان متنوع شما همگی جذب سخنان شما شوند . از راهکارهای آن، ایجاد تنوع در مواد، ابزارها، قالبها و روشهای سخنوری است . مثلا چون ممکن است در میان شنوندگانتان دانشجویان و دانشوران نیز حضور داشته باشند، از مطالب علمی نیز استفاده کنید . یا چون امکان دارد در میان شنوندگان شما کسانی که اهل شعر و ادب هستند، حضور داشته باشند، از اشعار و قطعات زیبا هم استفاده نمایید . و یا چون احتمال دارد در میان مخاطبانتان، کودکان و نوجوانان نیز شرکت کرده باشند، داستانها و خاطرات جالب را نیز بیان کنید .

42 . کیفیت و کمیت سخن خود را بر مبنای حد «متوسط » معلومات و اطلاعات و توان جسمی و فکری و روحی شنوندگان قرار دهید .

43 . موضوع و مطالب سخنرانی خود را با رعایت ویژگیهای زیر برگزینید:

مورد علاقه گوینده;

برخوردار از منابع کافی و معتبر;

مورد نیاز شنونده;

متناسب با شرایط زمان;

متناسب با شرایط مکان;

متناسب با شرایط مخاطبان;

برخوردار از تسلط علمی گوینده بر آن;

مهم از نظر گوینده و شنونده .

پنج . نکات پیش از سخنرانی
44 . هر یک ساعت سخنرانی ممکن است چندین ساعت مطالعه لازم داشته باشد . پس تا می توانید، مطالعه پیش از سخنرانی را فراموش نکنید، هرچند سخنور ورزیده ای باشید .

45 . در آغاز راه، شایسته است که مطالب سخنرانی خود را پیش از اجرا، در خانه و یا محل دیگری تمرین کنید . این تمرین را یا می توانید در حضور جمع، یا به صورت فردی انجام دهید و یا می توانید آن را روی نوار، ضبط نمایید و به آن گوش دهید و سپس نواقص آن را برطرف کنید تا به مرور زمان، سخنوری موفق شوید .

46 . سخنور باید از نظر ظاهر، مرتب و تمیز باشد . از این رو، بایسته است که پیش از حضور در جلسه سخنرانی، سر و وضع، چهره، یقه، عمامه و لباس خود را در آینه ای ببینید و پس از اطمینان، به سخنوری بپردازید; زیرا گاهی ممکن است موهای سر، شانه نکرده، یا یقه لباس، ورآمده و یا لکه ای جوهر، یا چربی، روی لباس شما ریخته شده باشد .

47 . پیش از سخنرانی، به خود تلقین کنید که حامل پیامی هستید و باید آن را بگویید و همه منتظر دریافت پیام شما هستند . از این رو، ترس و اضطراب کمتری به شما روی خواهد آورد و یا حتی هیچ گونه ترس و اضطرابی به دل شما راه نخواهد یافت .

48 . پیش از سخنرانی، درباره آن بیندیشید که چگونه آن را آغاز کنید، چگونه آن را ادامه دهید و چگونه آن را به پایان برید و به طور کلی، چگونه آن را بیان نمایید . به طور مثال، آیا سخنرانی خود را با آیه ای از قرآن یا حدیثی ازمعصومان (علیهم السلام) و یا چند بیت شعر آغاز کنید؟ و آیا این آیه یا حدیث و یا شعر، می تواند کدام آیه یا حدیث و یا شعر باشد؟

49 . برای سخنرانی خود، طرح مناسب و چارچوب کلی داشته باشید و پیش از سخنرانی، آن را برای خود ترسیم کنید تا در هنگام سخنرانی، مطالب را فراموش ننمایید .

50 . برای پاسخگویی به پرسشهای احتمالی شنوندگان، قبلا خود را آماده کنید . این پرسشها را می توانید خودتان با تفکر در موضوع یا با مشورت با صاحب نظران در آن موضوع یا با مراجعه به کتابها و منابع نوشته شده در آن موضوع و یا حتی با کمک گرفتن از خود شنوندگان بیابید .

51 . قبل از سخنرانی دقت نمایید که اگر نکته ای مبهم و تاریک در محتوای سخنرانی شما وجود دارد، آن را روشن و یا حذف کنید .

52 . پیش از سخنرانی استراحت نمایید و از خوردن غذا به حد اشباع بپرهیزید تا با شکمی پر و انباشته از غذا سخنرانی نکنید . همچنین از خوردن چیزهایی مانند «نوشابه » و . . . خودداری ورزید .

53 . شایسته است که چند دقیقه ای پیش از وقت، به محل سخنرانی خود بروید و از آنجا دیدن کنید تا از کیفیت و کمیت محل سخنرانی و شنوندگان خویش مطلع شوید .

54 . پیش از سخنرانی، تاحدی که می توانید، از شرایط فرهنگی، اخلاقی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی شنوندگان خود آگاه شوید و سخنرانی خود را باتوجه به آن شرایط ایراد نمایید . به طور نمونه، اگر مخاطبان شما دارای شرایط اقتصادی ومالی خوبی نیستند، از آنان - برای امور خیریه و مانند آن - کمکهای مالی و . . . درخواست نکنید .

55 . در صورت لزوم، پیش از سخنرانی، نقشه، لوحه، فیلم، اسلاید، اورهد و مانند آن را آماده کنید تا زمان سخنرانی شما با انجام دادن این گونه کارها تلف نشود .

56 . در صورتی که پیش از سخنرانی شما شخص دیگری نیز سخنرانی می نماید، سعی کنید، چند دقیقه زودتر از موعد مقرر خودتان، در محل سخنرانی حاضر شوید تا از موضوع و محتوای سخنان او و به ویژه مثلا مرثیه ای که در پایان سخنرانی اش می خواند، آگاه شوید . با این کار، هم به این سخنران احترام گذاشته اید، و هم از تکرار موضوع و مرثیه برای شنوندگان خود دوری جسته اید .

57 . برای آرامش بیشتر در سخنرانی، پیش از سخن گفتن، چند نفس عمیق بکشید .

58 . پیش از سخنرانی، صدای بلندگو را آزمایش و تنظیم نمایید و فاصله مناسب خود با آن را در نظر بگیرید و تلاش کنید تا صدای نابهنجار و یا سوت دلخراش از آن تولید نشود، مثلا دهان خود را به میکروفون نچسبانید .

59 . در صورت امکان، از بانیان و برگزارکنندگان مجلس سخنرانی خود بخواهید که هنگام سخنرانی شما از دادن آب، چای، خرما، حلوا، شیرینی و مانند آن، به شرکت کنندگان خودداری ورزند تا تمرکز حواس شما و آنان از بین نرود و کنترل مجلس نیز به هم نخورد .

شش . نکات آغاز سخنرانی
60 . سخنرانی خود را با نام و حمد خدا و درود و سلام بر پیامبر محبوب خدا (صلی الله علیه وآله) و خاندان او و به ویژه امام زمان (عج) و نفرین بر دشمنان آنان آغاز کنید . مثلا چنین بگویید: «بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، ثم الصلوة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی القاسم محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین سیما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدآئهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین » .

61 . می توانید پس از یادکرد نام و ستایش خدا و درود بر پیامبر (صلی الله علیه وآله) و خاندان او (علیهم السلام)، آیه و یا حدیث و یا شعری را که با محتوای سخن شما ارتباط و تناسب دارد، در آغازسخنرانی خود بخوانید . مثلا اگر موضوع و محتوای سخنتان درباره «دعا» است، می توانید این آیه را بخوانید: «و قال ربکم ادعونی استجب لکم . . .» ; پروردگارتان گفت: شما بخوانید مرا، من هم اجابت می کنم شما را .

62 . شایسته است که در آغاز سخنرانی تان، موضوع و طرح و چارچوب بحث و سخن خود را برای شنوندگان بیان کنید . مثلا چنین بگویید: «بحث امروز ما درباره اخلاص است که عنوانهای آن عبارتند از: تعریف اخلاص، ارزش و اهمیت اخلاص، آثار و فوایداخلاص، اقسام اخلاص، مراحل اخلاص، ویژگیهای مخلصان و . . . .»

63 . گاهی با خواندن یک یا چند بیت زیبای شعر، در آغاز سخنرانی تان، می توانید جذابیت خاصی به سخنرانی خود بدهید . مثلا اگر در مجلسی برای «جانبازان » و «خانواده » های آنان سخن می گویید، می توانید زبان حال آنان را این گونه بازگو کنید:

اگر داغ دل بود ما دیده ایم

اگر خون دل بود ما خورده ایم

اگر دل دلیل است آورده ایم

اگر داغ شرط است ما برده ایم (1)

64 . برای آغاز سخنرانی خود، عبارات و جملات مناسب و زیبایی انتخاب کنید . مثلا چنانچه موضوع سخنرانی شما درباره «شهادت » است، می توانید این جمله را بگویید: «خون جامه را ناپاک، اما جامعه را پاک می کند .»

65 . گاهی بیان یک داستان جالب و زیبا در آغاز سخنرانی، بسیار مؤثر خواهد بود و جلب توجه خواهد نمود . به طور نمونه، چنانچه موضوع سخنرانی شما «استفاده از روش غیر مستقیم در تعلیم و تربیت » است، می توانید داستان وضوگرفتن امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) را، در حضور پیرمردی که اشتباه وضو می گرفت، بیان کنید .

66 . گاهی می توانید سخنرانی خود را با طرح یک سؤال آغاز نمایید تا هم توجه شنوندگان را به سخنان خود جلب کنید و هم آنان را در سخنرانی تان شریک سازید . مثلا چنانچه موضوع سخنرانی شما درباره «توبه » است، می توانید در آغاز آن، این سؤال را مطرح نمایید: «توبه و شرایط آن چیست و آیا توبه در آخر عمر پذیرفته می شود یا نه؟»

67 . در ابتدای سخنرانی خود، ارزش و اهمیت موضوع سخنرانی تان را برای شنوندگان خویش بیان کنید تا به آن علاقه مند شوند و به سخنان شما تا پایان سخنرانی تان گوش فرا دهند . به طور مثال، چنانچه موضوع سخنرانی شما درباره «تقوا» است، در آغاز سخنرانی خود، به ارزش و اهمیت «تقوا» ازنظر قرآن، از نظر معصومان (علیهم السلام)، از دیدگاه حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری - مدظله العالی - و علما و دانشمندان بپردازید .

68 . سعی کنید در همان آغاز، بر مجلس سخنرانی تان مسلط شوید . گاه با خواستن یک یا چند صلوات از جمعیت شنوندگان، می توانید این کار را انجام دهید .

69 . گاهی در آغاز برخی از سخنرانیها، خوشامدگویی به شنوندگان لازم است . به طور نمونه، می توانید چنین بگویید: «به همه حضاری که به این مجلس تشریف آورده اند، عرض سلام و خوشامدگویی دارم . امیدوارم ثوابی از این مجلس، در پرونده اعمال ما و شما ثبت و ضبط شود .»

70 . باید در کیفیت و کمیت مقدمه سخنرانی خود دقت نمایید . مثلا کمیت مقدمه سخنرانی تان نباید آن قدر طولانی شود که فرصت چندانی برای بیان اصل سخنرانی تان باقی نماند .

71 . همه قوای خود را در مقدمه سخنرانی تان به کار نبرید، بلکه برای بقیه سخنرانی خود نیز ذخیره نگاه دارید . از این رو، در مقدمه سخنرانی خویش باید از حدت و حرارت به خرج دادن خودداری کنید تا برای ادامه سخنرانی، با خستگی روبه رو نشوید و حنجره شما توانایی سخن گفتن را نیز داشته باشد .

72 . در آغاز سخنرانی، از مطالبی که مورد قبول و توافق میان شما و شنوندگان تان است، استفاده کنید تا آنان، در همان آغاز، نسبت به شما و محتوای سخنرانی تان علاقه مند شوند و موضعگیری منفی نکنند . مثلا اگر برای کسانی سخن می گویید که «ولایت فقیه » را قبول دارند، اما درباره «حدود و اختیارات ولی فقیه » سؤالات و شبهاتی دارند، شما در آغاز سخنان خود، از «ارزش و اهمیت ولایت فقیه » و سپس از «آثار و فواید ولایت فقیه » و آن گاه از «شرایط ولی فقیه » و در پایان سخنانتان، از «حدود و اختیارات ولی فقیه » سخن بگویید .


پی نوشت:

1) قیصر امین پور .

منبع :

شمیم یاس :: خرداد 1382، شماره 3

 

200 نکته ، چگونه سخنرانی کنیم ؟  (1)

200 نکته ، چگونه سخنرانی کنیم ؟  (1)

 


چگونه سخنرانی کنیم؟ مجموعه ای است نسبتا نو، متنوع و خواندنی که به زیور قلم آراسته شده و با عنوانهای زیر به نگارش درآمده است:

یک . تعریف سخنرانی;

دو . اهداف سخنرانی;

سه . عوامل مؤثر در سخنرانی;

چهار . اصول سخنرانی;

پنج . نکات پیش از سخنرانی;

شش . نکات آغاز سخنرانی;

هفت . نکات هنگام سخنرانی;

هشت . نکات پایان سخنرانی;

نه . نکات پس از سخنرانی;

ده . مواد سخنرانی;

یازده . شرایط سخن;

دوازده . شرایط سخنران;

سیزده . شرایط سخنرانی;

چهارده . آفات سخنرانی;

پانزده . آداب سخنرانی;

پیش از مطالعه این نوشتار، این نکته ها را نیز مطالعه نمایید:

کوشیده ایم که نکته ها را به صورت کوتاه بازگو نماییم و از درازگویی بپرهیزیم .

استفاده از آیات، روایات، سخنان بزرگان دین و دانش، اشعار، خاطره ها، تجربه ها و مانند آن را، بیشتر برای فرصتی دیگر و بهتر گذاشته ایم .

تلاش کرده ایم - تا آنجا که امکان یا توان داشته ایم - هر نکته ای را با مثال و نمونه همراه کنیم تا افزون بر نگارش علمی، قلمی کاربردی را نیز به کار برده باشیم .

قلم را به گونه ای چرخانده ایم تا نگاشته های آن، خواندنی و از دسته بندی و نظمی منطقی و البته نسبی برخوردار باشند .

در این نگاشته، از نگاشته های دیگران نیز بی بهره نبوده ایم که سپاس و قدردانی خویش را به محضر همه آنان تقدیم می داریم .

حسن ختام این نکته ها را این نکته از حضرت امام خمینی (ره) قرار می دهیم: ممکن است دستهای ناپاکی با سم پاشی ها و تبلیغات سوء، برنامه های اخلاقی و اصلاحی را بی اهمیت وانمود کرده، منبر رفتن برای پند و موعظه را با مقام علمی مغایر جلوه دهند . . . امروز در بعضی از حوزه ها شاید منبر رفتن و موعظه کردن را ننگ بدانند; غافل از اینکه حضرت امیر (علیه السلام) منبری بودند و در منابر، مردم را نصیحت فرموده، آگاه، هوشیار و راهنمایی می کردند . سایر ائمه (علیهم السلام) نیز چنین بودند . (1)

یک . تعریف سخنرانی

1 . سخنرانی فن و هنری است که از راه ارائه دلیل و برانگیختن عواطف، بر مخاطبان و شنوندگان خود تاثیر می گذارد و آنان را به سوی موضوع و هدفی خاص راهنمایی و برای آن زمینه سازی می کند .

2 . همان گونه که در تعریف بالا دیدید، سخنرانی، راهنمایی مخاطب به سوی «هدفی خاص » است که باید برای آن «زمینه سازی » کرد . بنابراین، شما در هر سخنرانی باید هدفی خاص را دنبال کنید و وظیفه خود را «راه نشان دادن » بدانید نه «همراه خود بردن » ، و باید از «اجبار» و «تحمیل » در این راه نیز پرهیز نمایید .

3 . باتوجه به تعریف سخنرانی باید توجه داشته باشید که سخنرانی هم «فن » است، پس به «دانش » نیاز دارید; و هم «هنر» است، پس به «ذوق » نیاز دارید . از این رو، دانش و ذوق دو ابزار مهم در سخنوری هستند که شما باید خود را به این دو ابزار مهم تجهیز کنید و روز به روز، بر «دانش سخنوری » و «ذوق سخنوری » خویش بیفزایید .

4 . باتوجه به تعریفی که برای سخنرانی شد، شما در سخنرانی خود باید دو کار مهم را انجام دهید: یکی ارائه دلیل و دیگری برانگیختن عواطف . در کار اول، باید بر «عقل » مخاطب خود و در کار دوم، بر «احساسات » او تاثیر بگذارید . و باید دانست هر سخنرانی ای که این «تاثیرگذاری » را نداشته باشد، سخنرانی نیست و گوینده آن نیز سخنران نیست .

دو . اهداف سخنرانی

5 . سخنرانی بدون هدف، ساختن خانه ای بدون نقشه است . نباید به گونه ای سخنرانی کنید که شنوندگان شما پس از پایان سخنرانی تان بگویند: «سخنانش زیبا و جالب بود، اما نفهمیدیم چه هدف و مقصودی از بیان آنها داشت و چه چیزی را ی خواست بگوید» . یکی از علتهای چنین امری، داشتن معلومات بدون نظم و انسجام است که هرچه زودتر باید آنها را از نظمی منطقی و انسجامی درخور، برخوردار سازید .

6 . اهداف اصلی و نهایی در سخنوری دو چیز است:

الف . اقناع یا قانع کردن مخاطب که آن را با آوردن دلیل و برهان انجام می دهید .

ب . ترغیب یا برانگیختن مخاطب که آن را با تحریک عواطف و احساسات به فرجام می رسانید . به طور مثال، گاه موضوع و محتوای سخنرانی شما در زمینه مسائل عقیدتی و کلام جدید است . در این صورت، باید با دلیل و استدلال، مخاطب خود را قانع کنید . و گاه موضوع و محتوای سخنرانی شما در زمینه کمکهای مالی برای امور خیریه است . در این صورت، باید با تحریک عواطف، مخاطب خود را برانگیزانید .

7 . برای قانع کردن شنوندگان می توانید از دلیلهای نقلی، مانند «آیات و روایات » و از دلیلهای عقلی، مانند «اجتماع نقیضین محال است » و از دلیلهای علمی، مانند «هر عملی عکس العملی دارد» ، استفاده کنید . البته، هر نوع دلیلی باید متناسب با موضوع و مخاطب خود باشد . به طور مثال، چنانچه مخاطب شما به اسلام عقیده ای ندارد، نمی توانید از دلیهای نقلی استفاده نمایید، بلکه باید به دلیلهای عقلی و علمی روی آورید .

8 . هنگام دلیل آوردن و استدلال کردن حتما سطح فکری و علمی شنوندگان خود را در نظر بگیرید . اگر مخاطبان شما کودکان و نوجوانان هستند، از دلیلهای آسانتری استفاده نمایید . چنانچه مخاطبانتان دانشگاهیان هستند، دلیلهای علمی تری را به کارگیرید; ولی هیچ گاه از دلیلهای سست و غیر منطقی - اگر چه قانع کننده نیز باشند - استفاده نکنید; زیرا با رشد فکری و علمی مخاطبان و به مرور زمان، دست شما رو خواهد شد .

9 . هیچ گاه از شعر و قصه و مانند آن، به عنوان «دلیل » استفاده نکنید; زیرا از نظر منطقی و فلسفی، چنین استفاده ای صحیح نیست; بلکه از آنها به عنوان «شاهد» بر دلیل و «مؤید» آن استفاده نمایید . مثلا برای «مدارا کردن با دشمن » نمی توانید به این شعر «حافظ » استناد کنید: «آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است/با دوستان مروت با دشمنان مدارا» ; زیرا ممکن است طرف مقابل شما، برای «مدارا نکردن با دشمن » ، به این شعر «سعدی » استناد نماید: «امروز بکش، چو می توان کشت/کاتش چو بلند شد، جهان سوخت/مگذار که زه کند کمان را/دشمن که به تیر می توان دوخت » ; در حالی که برخورد با دشمن مراحل گوناگونی دارد که گاه مداراکردن و تساهل ورزیدن است و گاه مدارا نکردن و خشونت ورزیدن است .

10 . درجه برانگیختن احساسات و عواطف مخاطبان، باید با درجه اهمیت موضوع متناسب باشد . به طور مثال، باید برای کمکهای مالی ده هزارتومانی، ده درجه شورانگیزی و برای کمکهای مالی صد هزارتومانی، صد درجه شورانگیزی کنید . یا مثلا ترغیب برای رفتن به خط مقدم جبهه و شرکت در عملیات، امکان دارد شورانگیزی بیشتری بخواهد، وتشویق برای کمک به پشت جبهه، ممکن است شورانگیزی کمتری نیاز داشته باشد .

11 . در برانگیختن احساسات و عواطف مخاطبان، «زمان شناسی » و «قدرشناسی » لازم است که در چه زمانی باید شورانگیزی کنید و به چه مقداری باید حرارت به کار برید . به طور نمونه، غالبا نباید در مقدمه سخن و بدون مقدمه، به برانگیختن و شورانگیزی بپردازید و از همان آغاز، صدای خود را بلند کنید و حنجره خود را آزرده سازید و در پایان نیز، با گرفتگی صدا به سخنان خود پایان دهید .

12 . در برانگیختن احساسات و عواطف، اقتضای حال شنونده را نیز باید در نظر بگیرید; برای عوام نوعی شورانگیزی باید بکنید و برای خواص نوعی دیگر . برای زنان و جوانان نوعی برانگیزی باید بکنید و برای مردان و پیرمردان نوعی دیگر . مثلا برای اعزام جوانان به جبهه، باید از رشادتهای «حضرت علی اکبر (علیه السلام)» و برای اعزام پیرمردان به جبهه، باید از رشادتهای «حضرت حبیب بن مظاهر (علیه السلام) بگویید، و برای حفظ خون شهدا، باید از صبر و پیام رسانی «حضرت زینب (علیهاالسلام) سخن به میان آورید .

13 . برای برانگیختن احساسات و عواطف شنوندگان، حتما به «ادبیات » ، «هنر» ، «شرح زندگانی پیشوایان و بزرگان » و مانند آن روی آورید . گاه با خواندن دو بیت شعر می توانید جمعیتی را منقلب سازید و آنان را برانگیزانید . مثلا اگر در زمینه «ایثارجان » و «نثارخون » می خواهید سخن بگویید، دو بیت زیر می تواند عده ای را منقلب کند و برانگیزاند:

گر مرد رهی میان خون باید رفت

از پای فتاده سرنگون باید رفت

تو پای به راه در نه و هیچ مپرس

خود، راه بگویدت که چون باید رفت

سه . عوامل مؤثر در سخنرانی

14 . اگر در آغاز راه هستید، به خود تلقین کنید که هم می توانید سخنرانی نمایید و هم می توانید سخنوری موفق باشید . مثلا این جمله را بارها و بارها در قلب یا بر زبان خود جاری کنید: «من می توانم سخنرانی کنم و سخنوری موفق باشم; حتما من می توانم سخنرانی کنم و سخنوری موفق باشم; قطعا من می توانم سخنرانی کنم و سخنوری موفق باشم .»

15 . چنانچه احساس می کنید که جرات سخن گفتن در برابر جمعیتهای بسیار را ندارید، مدتی در برابر جمعیتهای اندک سخنرانی نمایید تا این جرات در وجود شما جوانه بزند . به طور نمونه، ابتدا در مهمانیها، میان دوستان و خویشاوندان، و جلسات خانگی، سخنرانی کنید تا بتوانید در دانشکده ها، دانشگاهها، مساجد، حسینیه ها، مدارس و مراسم مذهبی و سیاسی و اجتماعی سخنوری نمایید .

16 . برخی بر این عقیده اند که سخنوران تازه کار باید سخنرانی خود را قبلا در برابر آینه ای بزرگ تمرین کنند و آن را حک و اصلاح نمایند تا بتوانند در آینده، سخنوری موفق شوند .

17 . سخنرانی مؤثر آن است که از دل و باور گوینده آن سرچشمه گرفته باشد تا به دل و باور شنونده نفوذ کند; زیرا آنچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند . مثلا چنانچه خطیبی خطاب به دانشجویان می گوید: «دانشجویان عزیز! باور کنید هر دعایی با شرایطش مستجاب می شود» ، آیا خودش در قلبش این گفته را باور دارد، یا اینکه چون چند باری دعای خودش مستجاب نشده است، این گفته را فقط بر زبان جاری می کند، ولی قلبا آن را باور ندارد .

18 . سعی کنید در سخنرانیهای خود، حسن نیت داشته و خیرخواه و دوستدار شنوندگان خود باشید تا سخنان شما در آنان تاثیر مثبت و بیشتری بگذارد . فی المثل، با مخاطبان خود به گونه ای که گفته شد، باشید، تا چنانچه برای انجام دادن کار خیری از آنان کمک مالی خواستید، شما را در این امر یاری نمایند، نه اینکه احساس کنند که شما دارید آنان را تیغ می زنید .

19 . اطلاعات علمی و عمومی خود را افزایش دهید تا در کار سخنرانی موفق تر باشید . به طور نمونه، چنانچه می خواهید در زمینه «بهداشت » سخنرانی کنید، شایسته است که مقداری اطلاعات «پزشکی » داشته باشید و یا مثلا بدانید که «ابوعلی سینا» و «پاستور» چه کسانی بوده و چه کارهایی کرده اند . و در صورتی که می خواهید برای «دانشگاهیان » سخن بگویید، خوب است که بدانید هر مقطع دانشگاهی چه نام دارد، چند سال است، دارای چند واحد و ترم است و مثلا «اپسیلن » چیست .

20 . سخنران باید نخست خودش نسبت به محتوای سخنانش علاقه مند و پای بند باشد تا سخنانش در دیگران نیز اثر کند . مثلا اگر به مردم می گوید: «ای مردم! ساده زندگی کنید و از تجمل گرایی پرهیز نمایید» ، خودش باید زندگی به دور از تجملات و ساده ای داشته باشد، نه اینکه در خانه ای شیک و گران زندگی کند و روی فرشهای قیمتی راه برود و با اتومبیلی خارجی و مدل بالا رفت و آمد نماید .

21 . برای موفقیت بیشتر در سخنوری بایسته است که با «روش » های زیر آشنایی داشته باشید:

روش مطالعه;

روش تلخیص;

روش فیش برداری;

روش تحقیق;

روش ترجمه;

روش نقد;

روش استدلال;

روش دسته بندی .

22 . در سخنرانی از موضوعات، مواد و مطالبی استفاده کنید که مورد نیاز و ابتلای شنوندگان باشند . در این صورت، سخنان شما نافذتر خواهد بود . برای مثال، سخن گفتن از جن و پری و علم ستاره شناسی و مباحث عمیق فلسفی و عرفانی چندان مورد نیاز و ابتلای عموم شنوندگان در این زمان نیست، ولی معمولا سخن گفتن از مسائل فرهنگی و اخلاقی و اجتماعی، مورد نیاز و ابتلای آنان است .

23 . رابطه روحی و عاطفی سخنران با شنوندگان در موفقیت او تاثیر بسزایی دارد . اگر می خواهید این رابطه برقرار شود، از ژرفای دل و از روی اخلاص و با صداقت سخن بگویید . مثلا چنانچه در جایی به چند جوان مجرد کمک فکری و مالی کرده اید تا ازدواج کنند، در سخنرانیهای خود نگویید: «من چنین کاری کرده ام » ، بلکه بگویید: «یکی از سخنوران چنین کاری کرده است » . یا در صورت امکان، محل سخنرانی خود را زود ترک ننمایید، بلکه برای رسیدگی به مشکلات و گوش دادن به درد دل آنان، مدتی در آنجا بمانید .

24 . برای اینکه سخنرانی شما تاثیر بیشتری داشته باشد، به کلی گوییهای صرف بسنده نکنید; بلکه به جزئیات و مصادیق و مثالهای آن نیز روی بیاورید . به طور نمونه، اگر به مخاطبانتان می گویید: «آداب اجتماعی و اخلاقی را رعایت کنید» ، به آنان نیز بگویید: «ریختن آب دهان و . . . در خیابان و دست در بینی کردن در حضور دیگران برخلاف آداب اجتماعی و اخلاقی است .»

25 . استفاده از جملات و کلماتی نظیر «شاید» ، «گویا» ، «احتمال دارد» و «ممکن است » ، تاثیر و نفوذ سخن شما را کم می کند . مثلا به جای اینکه بگویید: «ای مردم! اگر در مراسم نماز باران شرکت کنید، ممکن است باران بیاید»، بگویید: «ای مردم! در مراسم نماز باران شرکت کنید تا باران بیاید» . یا به جای اینکه بگویید: «دانشجویان گرامی! چنانچه در این جلسه شرکت کنید، شاید مسؤولان دانشگاه نیز به ما کمک نمایند» ، بگویید: «دانشجویان گرامی! در این جلسه شرکت کنید تا مسؤولان دانشگاه نیز به ما کمک نمایند .»

26 . یکی از راههای یادگیری فن سخنوری و موفقیت در آن، شرکت در جلسات سخنوران موفق است تا از هر سخنوری نکته ای را فرابگیرید; کیفیت و کمیت سخنش را بسنجید; چگونگی ورود وی در مباحث گوناگون و خروج از آن را مشاهده کنید; حالات، حرکات و سکنات او را بر کرسی سخن در نظر داشته باشید و سپس آنها را در سخنرانیهای خودتان به کار بندید .

27 . سعی کنید با سخنوران مشهور و خبره ارتباط نزدیک داشته باشید و با آنان مشورت و از تجربیاتشان استفاده نمایید; زیرا غالبا تجربه ها در جایی نوشته نمی شوند، و پس از چندین سال تلاش همیشگی و خستگی ناپذیر به دست می آیند . از این رو، گاه کسب یک تجربه در فن سخنوری می تواند در موفقیت شما نقش بسزایی داشته باشد . مثلا این تجربه برای شما مفید است که در هنگامسخنرانی باید از عادتهای نامطلوب (مانند بازی کردن با موهای صورت)، پرهیز کنید; زیرا عادتهای نامطلوب می تواند نقش مؤثری در پراکندگی حواس شنوندگان داشته باشد .

28 . اگر می خواهید سخنوری موفق باشید، از موضوعاتی استفاده کنید که بر مباحث آن کاملا تسلط و در آن مطالعات و معلومات کافی دارید . فی المثل، چنانچه بر موضوع «توحید در شعر حافظ » 90% تسلط دارید، ولی بر موضوع «توحید در شعر مولوی » 70% تسلط دارید، حتما موضوع اول را برگزینید .

29 . شخصیت شما و قدر و منزلتی که نزد افکار عمومی دارید، در تاثیر سخنرانی تان کاملا نقش دارد . بنابراین، مواظب باشید که با گفتاری ناپسند و یا رفتاری ناشایست، شخصیت و قدر و منزلت خویش را نزد مردم لکه دار نکنید . گاهی گفتن یک لطیفه رکیک یا یک جمله سخیف، می تواند شخصیت شما را زیر سؤال ببرد و سخنانتان را کم تاثیر و یا حتی بی تاثیر نماید .

30 . در صورتی که می خواهید سخنوری موفق و جذاب باشید، هم سخن خوب بگویید و هم خوب سخن بگویید . برای موفقیت در امر اول، باید از مواد و مطالب خوب بهره بگیرید . و برای موفقیت در امر دوم، باید از ابزارها، قالبها و روشهای خوب استفاده کنید . مثلا «سعدی شیرازی » در شعر «سعدیا گرچه سخندان و مصالح گویی/به عمل کار برآید به سخندانی نیست » ، هم سخن خوبی گفته است که انسان باید به گفته های خویش عمل نماید، و هم خوب سخن گفته است که سخن خوب خود را در قالب شعری زیبا بیان کرده و از روشی فروتنانه استفاده نموده و مخاطب سخن خود را خودش قرار داده است .

31 . در صورت امکان، از روش سمعی و بصری در سخنرانی نیز استفاده کنید و یا حداقل قسمتی از سخنرانی خود را با این روش بیان نمایید که گفته اند: «یک تصویر گویاتر از هزار کلمه است » . برای به کارگیری این روش، استفاده از وسایلی، مانند فیلم، اسلاید، اورهد، اپک، نقشه، لوحه، تخته و تابلو می تواند برای شما کارگشا باشد و تاثیر بسزایی بر مخاطبانتان بگذارد .

32 . بکوشید علاوه بر اینکه همیشه برای مخاطبان خاصی - مثلا جوانان - سخنرانی می کنید، برای گروههای دیگری از مردم، مانند بزرگسالان، روستاییان، کارگران، کارمندان، بانوان، معلمان، دانشگاهیان و حوزویان، نیز سخنرانی نمایید تا با تیپهای گوناگون در ارتباط باشید و از افکار و خواسته های مختلف با خبر شوید . این امر، شما را در کار سخنوری پخته تر و موفق تر می کند .

33 . در صورت امکان، فاصله بین شما و شنوندگانتان کمتر باشد تا تاثیر سخنان شما در آنان بیشتر گردد .

34 . دفترچه و یا تقویمی را تهیه کنید و در آن، زمان، مکان، موضوع و مخاطبان سخنرانیهای خود و نام کسانی را که از شما دعوت کرده اند، در آن یادداشت نمایید تا هم با فراموشی روبه رو نشوید و هم با آمادگی قبلی سخنرانی کنید . مثلا جدولی بدین صورت را در آن دفترچه یا تقویم بکشید:

زمان / مکان / موضوع / مخاطب / دعوت کننده

شنبه 14/8/1380 / ساعت 10 صبح / دانشکده ادبیات دانشگاه تهران / شعر و ادب از دیدگاه اسلام / دانشجویان رشته ادبیات فارسی و استادان آنان / رئیس دانشکده ادبیات

35 . می توانید برای یادگیری و به کارگیری مطالب جالب و کلمات و جملات زیبا و روان دفتری را تهیه نمایید و آنها را در آن دفتر یادداشت کنید تا هنگام سخنرانی و به تناسب موضوع و محتوای سخن از آنها استفاده نمایید . برای آسانی کار و صرفه جویی در وقت، بهتر است که این دفتر را از نوع «دفتر کلاسور» انتخاب کنید و آن را به صورت «موضوعی » تنظیم نمایید و موضوعات آن را به ترتیب الفبایی در دفتر قرار دهید . به طور مثال، مطالب و جملات اخلاقی را در قسمت «اخلاق » ; مطالب و جملات تربیتی را در قسمت «تربیت » ; مطالب و جملات عرفانی را در قسمت «عرفان » و مطالب و جملات قرآنی را در قسمت «قرآن » ; مطالب و جملات ادبی را در قسمت «ادبیات » و مطالب و جملات هنری را در قسمت «هنر» قرار دهید و به ترتیب الفبایی و بدین گونه تنظیم کنید:

اخلاق;

ادبیات;

تربیت;

عرفان;

قرآن;

هنر .

36 . همیشه برگه های یادداشت و فیشهایی را همراه خود داشته باشید تا هنگامی که به مطالبی جالب، سخنانی جذاب و اشعاری زیبا برخورد کردید، بتوانید بدون درنگ و دشواری، آنها را یادداشت کنید و سپس در سخنرانیهایتان به کار گیرید . مثلا از کنار خیابانی عبور می کنید و بر دیوار آن، اطلاعیه ای را می بینید که این اشعار در آن نوشته شده اند:

من نمی دانم که اسلام از کجاست

من نمی دانم که ایمان از کی است

هرکسی دنبال چیزی می رود

کز نخستین روز دنبال وی است

من «خمینی » را ستایم زانکه او

هم «خم » است و هم «می » است و هم «نی » است

شما در این هنگام، برگه ای را بیرون بیاورید و این اشعار را در آن یادداشت کنید تا در فرصتی مناسب، مثلادر شب سالگرد میلاد امام خمینی (ره)، از آنها استفاده نمایید .

37 . در مواردی که به مدتی طولانی - مثلا یک دهه محرم یا صفر و یا یک ماه مبارک رمضان - سخنرانی می کنید، در روزهای پایانی آن از مخاطبان خود بخواهید تا نظرات، پیشنهادها و انتقادهایشان را نسبت به سخنانتان از جهات گوناگون به شما منتقل نمایند . مثلادر شب بیست و پنجم ماه مبارک رمضان، برگه هایی را که دارای سه پرسش «نکات منفی سخنرانی » ، «نکات ثبت سخنرانی » و «پیشنهادها برای بهتر شدن سخنرانی » است، به دست آنان بدهید و پاسخهای آنان را در شب بیست و هفتم جمع آوری کنید و پس از مطالعه برگه ها و در شب آخر سخنرانی تان، پیشنهادهای مثبت و انتقادهای درست را برای مخاطبان خود بیان کنید و آنها را بپذیرید و به انتقادهای نادرست آنان پاسخ دهید . این کار در بهتر شدن سخنرانی شما تاثیر فراوانی خواهد داشت.


پی نوشت:

1) امام خمینی (ره) جهاداکبر یا مبارزه بانفس، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، ص 25و26 .

منبع :

شمیم یاس :: اردیبهشت 1382، شماره 2

غذاهای تقویت کننده حافظه

 

غذاهای تقویت كننده حافظه

هر یك از ما با افزایش سن، بخشی از حافظه كوتاه مدت خود را از دست می دهیم.

تغذیه مناسب بر روی حافظه موثر است. بررسی ها نشان داده، مصرف كربوهیدرات قدرت یادآوری مطالب را بهبود می بخشد.

اخیراً در یك مطالعه اثر پروتئین و چربی را بر روی سطح ادراك و آگاهی افراد بررسی كردند.

22 زن و مرد مسن، در سنین 61 تا 79 سال، بعد از مصرف 4 نوشیدنی زیر، سه آزمایش بررسی هوش را انجام دادند. چهار نوشیدنی شامل:

1- فاقد ماده مغذی

2- كربوهیدرات

3- چربی

4- پروتئین ؛ بود و هر روز بعد از مصرف این چهار نوشیدنی در چهار روز جداگانه بررسی شد.

آزمایش بررسی حافظه شامل یادآوری لغت و متن بود كه بلافاصله یا یك ساعت بعد از مصرف موادمغذی صورت می گرفت.

سه نوشیدنی كه دارای ماده مغذی بودند، حافظه كوتاه مدت و بلندمدت را افزایش داده بودند و یك ساعت بعد از مصرف این افزایش، چشمگیرتر بود. ولی فقط پروتئین در یك آزمایش مجزا، زمینه فراموشی را كاهش داد.

نوشیدنی كه فاقد ماده مغذی بود، اثری بر روی عملكرد حافظه و ذهن نداشت و نشان می داد كه دریافت موادمغذی برای كارآیی ذهن لازم است.

بنابراین سعی كنید به طور منظم و با حجم كم، وعده های غذایی را مصرف كنید. مغز شما برای عملكرد بهتر به غذای كافی و مغذی نیاز دارد. برای جلوگیری از اختلال در حافظه بلندمدت، رژیم غذایی متعادل و مناسبی را داشته باشید و هر روز مكمل مولتی ویتامین مصرف كنید.

كولین، ماده ای است كه به طور طبیعی در غذاهای چرب وجود دارد و حافظه را تقویت می كند. پزشكی از دانشگاه كارولینای شمالی بیان كرد، اگر در دوران بارداری مادر، به رژیم غذایی او كولین اضافه شود، قدرت حافظه جنین در حال رشد را برای مراحل بعدی زندگی افزایش می دهد.

در دوران بارداری و شیردهی، ذخایر كولین بدن مادر تخلیه می شود، در نتیجه كولین كافی برای رشد طبیعی مغز در دسترس نخواهد بود. كولین برای حفظ سلامتی افراد، موردنیاز است.

كولین یك تركیب فسفولیپیدی است كه در بدن، مواد محلول در چربی را حمل و چربی ها را امولسیه* می كند. این ماده مستقیماً روی پیام های عصبی موثر است و قدرت ساخت و آزادسازی استیل كولین را سرعت می بخشد. استیل كولین یك ناقل عصبی است كه در كنترل عضلات و قدرت حافظه دخالت دارد. منابع غذایی كولین عبارت اند از: شیر، جگر، تخم مرغ و بادام زمینی. در بدن نیز از اسید آمینه متیونین ساخته می شود. كولین به صورت مكمل های خوراكی نیز وجود دارد و مقدار مورد نیاز آن برای مردان 550 میلی گرم در روز و برای زنان بالغ 425 میلی گرم در روز است.

* امولسیه:

به شكل ذرات ریز و پایدار درآوردن جسمی در یك محلول.

منبع :www.nutrition.about.com

مترجم : كارشناس تغذیه تبیان

منبع :

http://www.tebyan.net/nutrition_health/nutrition_news/healthy_nutrition/2004/10/12/8762.html

اصول کلی سخنرانی و ویژگی های سخنران

 

اصول کلی سخنرانی و ویژگی های سخنران

عاقل آنچه را که می داند ، نمی گوید ؛ ولی آنچه را که می گوید ، می داند. ارسطو

سخن بدون پشتوانه ، یعنی گزاف گویی . اُرد بزرگ


الرحمن علّم القرآن خلق الا نسان علّمه البیان .
( سوره الرحمن / آیات 4-1)
خداوند بزرگ ،قرآن را یاد داده و انسان را آفریده و قدرت بیان و تکلم را به او عطا فرموده است.
امیر بیان حضرت امام علی ( علیه السلام ) می فرماید: « ما الا نسان لولا اللسان الا صورت ممثّلة اوبهیمة مهملة» ( میزان الحکمه، ج8، ص 490)
اگر در انسان زبان گویا آفریده نشده بود و آدمی قدرت تکلم نمی داشت او چیزی جز تصویر ممثّل یا حیوانی متروک ومهمل نمی بود .

در روز گاران قدیم فنّ خطابه یکی از فنون ارزشمند محسوب می شد ه و برای خطیب و گوینده ای که در جمع حضاّر، پر جوش و خروش و تحریک کننده ومؤثر سخن براند احترام فراوان قایل بوده اند .
در دنیای امروز نیز با اینکه برای تبلیغ و رساندن احکام و دستورات دین و عقاید وا فکار و اندیشه ها و پیامها و خواسته ها ، ابزار و وسایل زیادی کشف و ابداع شده است و نسل آ دمی می تواند از راههای گوناگون تبلیغات و اطلاع رسانی کند. فنّ خطابه و سخنوری برای مبلّغین و گویندگان همچنان از اهم امور مورد نیاز است و برای هر ناطقی که می خواهد بر اریکه ی سخن قرار گیرد ، فرا گیری اصول و قواعد و نکته های فن خطابه لازم و ضروری می نماید تا کلامش زیبا و جالب و نافذ و مؤثر باشد و مخاطبان را به قبول مقاصد و عقاید خود وا دارد .


گه گه خیال در سرم که این منم
ملک عجم گرفته به تیغ سخنوری

( سعدی)

 هر بیانی چه زبانی و شفاهی وچه کتبی و نوشتاری ، یک موضوع عام وکلّی دارد ( که در خطابه عنوان سخن است ودرکتاب و مقاله همان نام کتاب و عنوان مقاله می بوده باشد) ونیز مقدمه وپیشگفتاری و چندین عنوان فرعی ویا چندین باب و فصل و بخش دارد ودر آخر هم نتیجه ای .

عنوان کلّی که یک جمله ی بسیار کوتاه ویا یک شبه جمله ویا حتی یک کلمه است ، نما ینده ی تمام مطالبی است که در جریان سخنرانی گفته می شود ویا در کتابی نگاشته می شود ، و عناوین فرعی که در کتابها ، معمولا در اول یا آخر کتاب فهرست می گردد نماینده ی مطالب ذیل عنوانها است ،
افراد فهیم و تیز هوش ، از عنوان کلّی که در ابتدا القاء می گردد پی می برند که خطیب چه می خواهد بگوید ، وبا خواندن نام کتاب ویا عنوان های فرعی و نتیجه ی آن حد س می زنند که چه مطالبی در آن کتاب جمع آ وری شده است ، چون نام کتاب و عناوین خاص آن عصاره و فشرده و خلاصه ی مجموع مطالب آن کتاب می بوده باشد ، مثلا عنوان « سراج التواریخ» (که اثر وزین و گرانسنگ تاریخی ملا فیض محمد کاتب هزاره می باشد) عصاره ی مطالبی است که در پنج جلد تدوین یافته و تاریخ افغانستان را به بررسی نشسته است.
و بدین لحاظ فهرست خوانی نوعی از مطالعه ودر یافت مطالب محسوب می شود و افرادی که فرصت مطالعه ی تفصیلی ندارند از این نوع مطالعه استفاده می کنند .
بنا براین عناوین کلّی و نکات و دستوراتی را که در باره ی فن خطابه در اختیار دوستان قرار خواهم داد هر کدام نماینده ی مطالب بسیاری است که باید با دقت و تعمق به آن بنگرید واز مجمل مفصل را بخوانید .

طرح سخنرانی :


سخنرانی بر سه پایه استوار است :
الف- مقدمه = در آمد : یعنی چگونه باید سخنرانی را آغاز کرد ؟ می توان سخنرانی با یکی از راههای معمول زیر شروع کرد:
1- با نقل قصّه ی جالب توجه و مربوط به موضوع صحبت .
2- با طرح سؤال یا سوالاتی .
3- با ذکر حقایق جالب توجه وبر انگیزنده ی حس کنجکاوی .
4- با نقل قول از بزرگان .
5- با خواندن یک یا چند بیت شعر .


ب- موضوع = متن : یعنی قسمت اصلی سخنرانی که اندیشه ها و عقاید را بیان می کند ، مثال می آورد و مقایسه می کند ، موضوع سخنرانی دامنه ی وسیع دارد ، واهم آن موارد ذیل است :
1- سیاسی : که سیاستمداران ، نمایندگان پارلمان و... در زمینه ی مسایل کشوری و جهانی سخنرانی می کنند .
2- قضایی : ...
3- نظامی : سخنران ، فرمانهای نظامی را برای مقامات بالا یا افراد زیر فرمان ، به صورت گزارش یا دستورات بیان می نماید .
4- علمی : سخنران در زمینه های علمی و ادبی بحث می کند .
5- دینی : احکام و مسایل دینی برای آگاهی سامعین بیان می گردد.
6- یکی از اعیاد ملّی یا مذهبی .
7- یکی از نویسندگان و شاعران معاصر .
8- یکی از مخترعان و مکتشفان و دانشمندان .
9- یکی از هنرمندان .
10- یک موضوع تاریخی.
11- رسمی ناپسند ومذمومی که باید از بین برود .
12- یکی از مشکلاتی که در شهر یا منطقه وجود دارد .
13- یک موضوع جهانی مانند لزوم تفاهم میان ملتها .
14- آزادی فکر ، بیان، قلم، و نقش و تأثیر آن در پیشرفت فرهنگ و تمدن .
و....


ج- نتیجه گیری و پایان دادن به سخنرانی :
1- خلاصه کردن مطالب گفته شده و ذکر نکات لازم .
2- خواندن شعر مناسب و بجا و زیبا ویا نکته ی شاعرانه .
3- یاد آوری آیاتی از کتاب آسمانی .
4- ستودن شنوندگان .سپاس گزاری از آنان .
5- به فعالیت وا داشتن شنوندگان .
6- ذکر مطلب شیرین و خنده دار .
7- اوج گرفتن و مطالب و نکات مؤثر گفتن .
8- نتیجه ی مناسب گرفتن و تهییج شنوندگان به اجرای آن .


خصوصیات لازم برای سخنران :


الف- خصوصیات روشنگری و روشنفکری:
1- بصیرت و دانایی .
2- قضاوت درست .
3- قدرت تفکر و تحلیل.


ب- خصوصیات عاطفی و جسمی :
1-اثبات افکار و عقاید و احساسات .
2- کنترل احساسات .
3- قدرت و توانایی جسمی .


ج- خصوصیات اخلاقی :
1- راستی و درستی .
2- جرأت و شهامت .
3 - اعتماد به نفس .
4 – خجالت نکشیدن .
5- صمیمیت و وفاداری.

د- خصوصیات اجتماعی:
1- خون گرمی و خوش مشربی.
2- تحمل و برد باری و تساهل و تحمل شنیدن عقاید دیگران .
3- اظهار همدردی .


معیارها و نکات و دستورات لازم :
1- چیزی برای گفتن داشته باشیم .
2- اصول بلاغت را فرا بگیریم = سخن را رسا و بدون ضعف تألیف ادا کنیم ، با مقتضای حال و مقام مجلس و مخاطبان سخن بگوییم ، سخن را خوشایند و زیبا ادا کنیم تا شنوندگان را نرنجانیم .
3- قواعد فن خطابه را یاد بگیریم .
4- زیاد مطالعه کنیم و اطلاعات لازم را فرا هم کنیم، معلومات تاریخی ، علمی ، هنری،ادبی و محفوظات الفاظ زیبا و آیات و روایات و اشعار و ضرب المثلها و حکایات زیاد داشته باشیم تا بتوانیم طرح حقایق و مطالب کنیم شنوندگان را ترغیب و اقناع نماییم .
5- زیاد تمرین کنیم تا روان وبی تکلف سخن بگوییم .
6- در سخن گفتن باید سه مرحله را بپیماییم:
الف: باید بدانیم که چه بگوییم ، خلق و ایجاد معانی کنیم چون تا معانی نباشد لفظی نیست.
ب: باید بدانیم که بچه ترتیب بگوییم ، معانی ذهنی را چگونه طرح بندی کنیم ، از کجا شروع نماییم ، موضوع مورد نظر را چگونه پر ورش دهیم و تجزیه و تحلیل کنیم و چگونه به پایان برسانیم .
د: باید بدانیم که معانی ذهنی را در قالب چه الفاظ و عباراتی بریزیم، وبه بیان دیگر : چه لباسی بر تن مفاهیم و مطالب مورد بحث بپوشانیم .
7- کلمات مبتذل و رکیک و توهین آمیز بکار نبریم .
8- سعی کنیم لغات و کلمات را در جاهای مناسب بکار ببریم .
9- کلمات مهم را با تأکید و محکم ادا کنیم .
10- جملات مبهم را با آوردن مثال روشن نماییم .
11- بعد از بیان هر نکته ی مهمی کمی تأمل کنیم .
12- از استعمال کلمات تردید آمیز مانند : بنظر من ، شاید ، گویا ، ممکن است ، احتمال دارد ، از چند حال بیرون نیست ، و امثال اینها خود داری نماییم ، چون از نفوذ کلام می کاهد .
13- هرگز چنین نگوییم : « فکر می کنم گفتنی هارا گفته باشم و بهتر است به کلام خود خاتمه بدهم » چون مارا کم مایه جلوه می دهد .
14- هرگز شکسته نفسی و اظهار عجز نکنیم ، و نگوییم « من سخنران نیستم ، کوچکتر از آنم که بتوانم در جمع شما صحبت کنم ، حرفی برای گفتن ندارم ، آماده ی نطق نیستم ، مطالب در خور شأن مجلس در ذهن ندارم و....چون شنوندگان طبعا چنین قضاوت خواهند کرد ، هرچند مطالب عالی و مفید بگوییم جدّی نخواهند گرفت .
15- باید کلام رابا جمله های حساب شده و متین وجدی شروع کنیم ، تا شنوندگان تا پایان مشتاق شنیدن باشند .
16- تکیه کلامهای مثلا ، بالاخره ، فهمیده شد ، توجه بفرمایید و...را ترک کنیم .
17- از استعمال کلمات و جملات عامیانه پرهیز نماییم .
18- در حین سخنرانی به فکر زیبایی الفاظ و جمله ها نباشیم که از اصل مطلب منصرف و منحرف می شویم ، ادا کردن الفاظ و جملات زیبا را بر اثر تمرین و ممارست یاد بگیریم بطوری که در حین سخنرانی بدون فکروبی تکلف الفاظ و جملات زیبا برزبان ما جاری و ساری شود .
19 – از کلی گویی و مجمل گذاردن مطلب خودداری کنیم .
20- از حاشیه روی بی جا پرهیز کنیم و موضوع اصلی سخنرانی تحت الشعاع امثال و حکایات و شواهدی که برای اثبات موضوع می آ وریم قرار نگیرد ، و اکتفا به قدر لازم شود، وسعی کنیم تهیه ی عالی ویک انجام عالی برای سخنرانی پیدا کنیم و بقیه را کوتاه نماییم .
21- به سخنان و مطالبی که می گوییم خود ایمان و اعتقاد داشته باشیم ، چون گفته اند : «سخنی که از دل برخیزد بردل نشیند ».
22- آنچنان صحبت نماییم که شنوندگان منظور مارا درک نماید.
23- اگر جلسه مرکّب از اهل سواد و عوام است رعایت سطح فکری اکثر را نماییم واز دستور « کلّم الناس علی قدر عقولهم » پیروی کنیم .
24- سخنان خود را با اظهار نظر صاحب نظران قوّت بخشیم .
25- با ذکر منابع و مدارک ، سخنان خو د را مستند نماییم .
26- شنوندگان را نادان وکم اطلاع تصوّر نکنیم ، اما در عین حال آنان را چنان فرض نماییم که نسبت به موضوع مورد نظر ما چیزی نمی دانند و جمع شده اند که از ما بشنوند.
27- از سبک و روش سخنرانی دیگران تقلید نکنیم .
28- سخنرانی خود را قبلا تدوین و یادداشت نماییم .
29- عناوین وسر فصلهای مطالب سخنرانی خود را در ورق کوچکی بنویسیم وبا خود داشته باشیم چون هم باعث قوّت قلب می شود وهم اینکه با نگاهی به آن مطلبی نا گفته نمی ماند ، ولی حتی الا مکان به یاد داشت مان نگاه نکنیم ، چون شنونده را کسل می کند.
30- از تجربه ی سخنوران نامی و مشهور استفاده نماییم .
31- قبل از وقت در باره ی آنچه می گوییم همواره بیندیشیم وسعی کنیم طرح را مناسب تر کنیم .
32- در حین سخنرانی همواره جلب توجه شنونده نماییم .
33 - اگر خسته هستیم سخنرانی نکنیم .
34- قبل از سخنرانی خستگی ها و گرفتاریها وپریشانیها را از خود دور کنیم تادر حین سخنرانی گرفتار ی و خشم و پریشانی و حواس پرتی و...نداشته باشیم .
35- اگر در حین سخنرانی حواس مان پرت شد اندکی صبر کنیم .
36- شتاب نکنیم و نفس بکشیم وبه پیش برویم .
37- قبل از شروع سخنرانی کمی مکث نماییم تا توجه شنوندگان را جلب کنیم .
38- قبل از سخنرانی غذای زیاد نخوریم و زیاد گرسنه هم نباشیم .
39- لباس مرتب و تمیز بپوشیم و سر و وضع مان را برابر کنیم.
40- لبخند بر لب داشته باشیم .
41- آنچنان با شنوندگان روبرو شویم که احساس کنند از دیدن آنان خوشحالیم .
42- از خود ستایی پرهیز نماییم .
43- رفتار مان متین وموقر باشد.
44- نگاه خود را بین شنوندگان تقسیم کنیم وبه هر سو نظر کنیم .
45- حرکات سرودست خودرا با گفتار مان مناسب نماییم .
46- در حین صحبت تا هنگام ضرورت ، آب ننوشیم .
47- هیچ ژیستی در موقع سخنرانی بخود نگرفته عادی وراست با یستیم.
48- اگر ایستاده سخنرانی کنیم بهتر است مگر در صورت ضرورت.
49- در حین سخنرانی باموی وریش و سبیل و دکمه لباس و تسبیح و... بازی نکنیم چون موجب انحراف توجه شنوندگان از موضوع و مطالب سخنرانی می شود .
50- در حین سخنرانی ، پهلوی مان و مقابل چشم حضّار کسی ننشیند .
51- اگر جلسه دایره ای است ، طرفین میز سخنرانی مان کسی نباشد .
52- گل و گلدان ، عکس و پوستر وهرچیزی که جلب توجه شنوندگان کنند روی میز و جلوی منبر سخنرانی مان نباشد.
53- اگر مکان سخنرانی بزرگ و شنوندگان کم باشند ، شنوندگان باید جلو ی میز خطابه جمع بنشینند .
54- در جلسات بزرگ باید از بلند گو استفاده کنیم .
55- اگر افراد مستمع کم باشند باید اتاق کوچک در نظر گرفته شود و بدون بلند گو صحبت کنیم .
56- با صدای رسا و واضح صحبت کنیم .
57- صدای مان را بطور مناسب بلند و پایین نماییم وبا آهنگ یکنواخت صحبت نکنیم .
58- زیاد نیرو و انرژی مصرف نکنیم و باید طوری صحبت کنیم که تا پایان سخنرانی انرژی لازم را داشته باشیم .
59- در حین سخنرانی بی مورد عصبانی نشده و فریاد نکشیم .
60- وقت و مدت را رعایت کنیم .
61- اگر سخنرانی در موضوعی باشد که باید از آمار و ارقام و جزئیات زیادی استفاده نمود ، آن آمار و ارقام و جزئیات را یادداشت نماییم تا بتوانیم دقیق ارایه بدهیم .
62- سخنرانی را شغل و حرفه ی خود قرار ندهیم بلکه از باب ایفای وظیفه و بیداری و آگاهی و نیازهای جامعه به سخنرانی روی آوریم .
بعد از سخنرانی از خود بپرسیم :
1- آنچه می خواستیم بگوییم چه بود ؟
2- آنچه گفتیم چه بود ؟
3- آنچه دیگران در باره ی سخنرانی ما می گویند چیست ؟
در پایان گفتنی است که اگر موضوع سخنرانی ما عالی و مفید باشد وبا رعایت اصول و ارکان و قواعد و دستورات این فن انجام گرفته باشد ، توسط علاقمندان ضبط واز نوار پیاده خواهد شد و بدون دخل و تصرف ویا با اندک ویرایشی به شکل جزوه واگر چندین سخنرانی پیرامون موضوع واحد یا موضوعات مربوط بهم باشند به صورت کتاب در خواهد آمد و ماندگار خواهد شد .
چنانکه بیشتر آثار بزرگان وسخنوران شهیر مجموعه ی سخنرانی های آنهاست ، مثلا مرحوم علامه محمد تقی جعفری ، مرحوم محمد تقی فلسفی ، مرحوم راشد ، مرحوم شهید مطهری ، مرحوم دکتر علی شریعتی و...کتابهای که مجموعه ی سخنرانی های آن بزرگواران است بیشتر از آثار قلمی شان می بوده باشد .
پس بکوشیم پیرامون موضوعات مهم و بکر و تازه سخنرانی کنیم ، بر طبق قواعد و اصول سخن بگوییم تا به شکل جزوه و کتاب جاودان شود وبه مرور زمان به دیار عدم و فراموشی سپرده نشود .
تــــیر سخــــنت به آب شلیــــک مـــــکن
بیهـــــــوده وبی حــــساب شلیــــک مکن
حرف و عمل تو چون سلاح است وخشاب
هوش دار کـــه بی خشــــاب شلیـــک مکن
« جواد محدّثی»
بدون فرا گرفتن قواعد و اصول فن سخنوری ، سخن گفتن در آب شلیک کردن وبی حساب تیر انداختن وبی خشاب شلیک نمودن است ، وبا ید حساب شده وبا هدف به سخنرانی بپردازیم .
سخن بهتر از گوهر آبدار
چوبر جایگه بربرندش بکار
« فردوسی »

 

تعریف داستان و خاطره برای آرامش کودکان لجباز

 

تعریف داستان و خاطره برای آرامش کودکان لجباز

با استفاده از روش‌های ساده و سرگرم کننده می‌توانید کودک لجباز را آرام کرده و برای دقایقی او را مجبور به همکاری با خود کنید. در نظر بگیرید می‌خواهید دندان‌های فرزندتان را مسواک بزنید، دهانش را باز نمی‌کند. در موقع ناخن گرفتن ، او خیلی تکان می‌خورد. اگر کودکتان پارک را ترک نکند، شما دیر به محل کارتان می‌رسید، ولی او همچنان از تاب بازی دست بر نمی‌دارد.


معمولا کودکان ۴-۳ ساله، ساز ناسازگاری می‌زنند، خصوصا زمانی که والدینشان بطور جدی کاری را از آنها می‌خواهند، مخالفت می‌کنند. علت مخالفت آنها بیشتر برای نشان دادن استقلال و بی‌نیاز بودن آنها به دیگران است و حرف زدن در این مورد با آنها بی‌فایده است.

بهترین روش برای مطیع کردن کودکان بدون فریاد زدن یا تهدید کردن چیست؟
با کمی خلاقیت و حوصله ، می‌توانید حواس فرزندتان را به کار مورد نظر جلب نمایید. هنگامی که قرار است پزشک آمپولی را به کودکتان تزریق کند، یا مجبور هستید برای مدت طولانی در صف خرید فروشگاه منتظر بمانید، با بکارگیری روش‌های زیر می‌توانید فکر او را به جای دیگری مشغول کنید.

او را بخندانید :
خنداندن کودکان بهترین راه برای مسواک زدن یا دارو دادن به آنها است. وقتی که آنها می‌خندند، نه تنها فکرشان به جای دیگری مشغول نیست، بلکه دهانشان نیز کاملا باز است. سعی کنید با گفتن جوک‌های بامزه و شکلک درآوردن فرزندانتان را بخندانید.

خاطرات دوران کودکی خود را تعریف کنید :
بهترین روش برای سرگرم کردن فرزندانتان در مواقع ضروری ، داستان گفتن است. حتی اگر داستان ساختگی باشد. به عنوان مثال، اگر در رستوران بودید و او در جای خود آرام و قرار نداشت، بگویید: «عزیزم تو می‌دانی، وقتی که مامان ، بچه بود، او هرگز روی صندلی رستوران آرام نمی‌نشست، تا این که یک روز ...» در عین حال شما نیز می‌توانید قدرت تخیل خود را امتحان کنید. با گفتن داستان‌های طولانی ، می‌توانید زمان بیشتری فرزندتان را سرگرم کنید.

آهنگین و موزون صحبت کنید.
معمولاً وقت خوابیدن بهترین زمان برای پشت گوش انداختن خیلی چیزها است. با لحنی موزون می‌توانید فرزندتان را به مسواک زدن و لباس خواب پوشیدن تشویق کنید. همچنین می‌توانید زمان آواز خواندن یک یا دو کلمه را اشتباه تلفظ کنید. با این کار حواس فرزندتان به اشتباه شما بیشتر از مسواک زدن جلب می‌شود.

او را به رقابت در انجام یک کار خاص تشویق کنید.
اگر فرزندتان باید کلاه سرش کند و دستکش بپوشد و آنها را زیر میز آشپزخانه پنهان می‌کند بگویید: «چرا روی سر مامان کلاه نمی‌گذاری و من هم آن یکی کلاه را سرت کنم.» با این کار با او در یک مسابقه شرکت کرده‌اید که «چه کسی می‌تواند زودتر کلاه سرش کند؟ شرط می‌بندم که برنده می‌شوم!»

با تصوراتتان، حواس کودکان را پرت کنید.
با صبر و حوصله و خلاقیت می‌توان کارهایی که به تحرک کمتری نیاز دارد، مانند اندازه‌گیری درجه حرارت بدن را راحت‌تر انجام داد. هنگامی که از دماسنج استفاده می‌کنید، بگویید:«الان یک فرشته کوچک اینجاست. می‌دانی او چه کار می‌کند؟» به همین صورت مکالمه را برای چند ثانیه یا چند دقیقه که لازم است او را آرام بنشیند ادامه دهید، «فرشته کوچک یک پشتک زد. وای چقدر جالب! الان او جلوی ما ایستاده!»

تغییر صدا دهید.
برای کودکان داستان‌های جالب با تغییر دادن صدایتان تعریف کنید. مانند صحبت کردن پیرزن بی‌دندان ، صحبت کردن با گویش‌های مختلف ، حرف زدن بچه‌گانه و یا هر تقلید صدایی که می‌توانید انجام دهید. به او بگویید، آیا می‌توانی شعر یک توپ دارم، قل قلیه را مانند آقا خرگوشه از حفظ بخوانی؟ با این کار به راحتی می‌توان کودکان را در اتاق انتظار پزشک آرام نگاه داشت. اگر چه در بسیاری از مطب‌ها ، تصاویر زیبا و جالب وجود دارد.

لحظات شیرین را یادآوری کنید.
هنگامی که ناخن پای فرزندتان به لبه فرش گیر می‌کند و لازم است که شما آن را بگیرید برای مخالفت نکردن او با این کار ، در مورد موضوع یا ماجرای جالبی که قبلا ً اتفاق افتاده و مورد علاقه او است، صحبت کنید. مثلا: یادت می‌آید روزی که با پدرت پارک رفتی و به مرغابی‌های داخل دریاچه غذا دادی؟ مرغابی‌ها خیلی زیاد بودند. یک، دو، سه، چهار، پنج، بله پنج تا مرغابی. چگونه به آنها غذا دادی؟ وقتی که ناخن او را می‌گیرید، همه جزئیات را برای او تعریف کنید و سعی کنید در یادآوری مطالبی که فراموش کرده اید، از او کمک بگیرید.

رازی را به او بگویید.
اگر تا ۱۵ دقیقه دیگه وقت دکتر دارید و فرزندتان سوار ماشین نمی‌شود، خم شده و در گوش او بگویید:من یک راز خیلی مهمی را می‌خواهم به تو بگویم. می‌خواهی آن را بشنوی؟ وقتی که با سر بله گفت او را بغل کنید و چیزهای جالب و شیرینی را در گوشش بگویید، سپس با سرعت او را در صندلی ماشین قرار دهید.

روی نکات مثبت تأکید بیشتری کنید.
آیا فرزندتان از دست شستن قبل از شام یا شامپو زدن متنفر است؟ تعریف و تمجید کردن از یک مدل قدیمی‌ ترفند خوبی است. بگویید: هر وقت که سرت را با شامپو می‌شویی، موهایت بسیار زیبا و براق به نظر می‌رسند، همچنین بوی بسیار خوبی هم می‌دهند. در همین زمان مقداری شامپو کف دستتان ریخته و آرام آرام آن را روی سر فرزندتان بریزید.

او را غلغلک دهید.
اگر با به کار بستن تمام این کارها شکست خوردید و به بن بست رسیدید، سعی کنید او را غلغلک دهید. این کار سریع ، راحت و نشاط آور است. قبل از این که متوجه شوید، فرزندتان لباسش را پوشیده و یا دستش را شسته، و ممکن است شما از قهقهه زدن او ناراحت شوید ولی فراموش نکنید خودتان این کار را انجام داده‌اید.

چند لحظه ژست بگیر!
نگرانید که چگونه می‌توانید از فرزندتان در یک آتلیه عکاسی ، عکس بگیرید، برای راحتی کار از این سه روش استفاده کنید. با او مجسمه بازی کنید. در طول مسیر برای فرزندتان شرح دهید که هر دوی ما بازی می‌کنیم، وقتی که او را روی صندلی آتلیه می‌نشیند، شما کنار دوربین بایستید. در همین زمان بگویید: ایست ، بی‌حرکت ، کسی برنده است که موقع عکس گرفتن اصلا تکان نخورد، بی‌حرکت ، فقط کمی لبخند. به او جایزه دهید. بگویید که اگر هنگام عکس گرفتن تکان نخورد، آقای عکاس به او جایزه می‌دهد و بعد از عکس گرفتن به او جایزه دهید تا هدیه‌اش را باز کند. اجازه دهید عروسکش را همراه خود بیاورد. بگویید اگر بچه خوبی باشد و آرام بنشیند، می‌تواند با عروسک مورد علاقه خود عکس بگیرد.

منبع : سایت دانشنامه رشد

 

قانون کلام

قانون کلام

کلمات دارای انرژی هستند، زمانی که انرژی آن کلمه به فضا می رود مجدداً به ما باز می گردد.
کسی که از نفوذ کلام باخبر است، به هنگام گفتگو دقت بسیار به خرج می دهد. کافی است مراقب واکنش کلامش باشد تا بداند که " بی ثمر باز نمی گردد". انسان با کلامی که بر زبان می آورد پیوستهقوانینی برای خود وضع می کند.این کلام و اعتقاد خودِ انسان است که در ذهن نیمه هوشیار، امید و انتظار می آفریند و برایش شگون و خوش اقبالی می آورد، یا وضعیتی خجسته را به سوی خود جذب می کند. ذهن نیمه هشیار ، ذره ای حس شوخ طبعی ندارد. مردم به گونه ای مخرب درباره خود شوخی می کنند و ذهن نیمه هشیار آن را جدی می گیرد. به هر چه توجه کنید با آن یکی می شوید پس هرگز درباره ی چیز مخربی صحبت نکنید چون کم کم به همان سیما در می آیید. امروز قدرت کلام از بمب اتم بیشتر است.بیایید تمرین کنیم کلماتی همانند فاجعه، مصیبت ، بدبختی و .... را ترک کنیم.به دلیل قدرت تموجی و نفوذ کلام، هر آنچه آدمی بر زبان آورد همان را به سوی خود جذب خواهد کرد. کسانی که پیوسته از بیماری سخن می گویند همواره بیماری را به سوی خود جذب خواهند کرد.انتقاد مدام " روماتیسم" ایجاد می کند. چون افکار ناشی از بدبینی و ناهناهنگی، خون را مسموم می کند و این سموم در مفاصل رسوب می کنند.اصولاً هر مرضی حاصل ذهنی ناآرام است. انسانِِِِ آگاه از ماوراء الطبیعه می داند که بیماری در ذهن ریشه دارد، و برای شفای تن نخست "باید روح" را شفا داد. روح همان ذهنِِ نیمه هشیار است که باید از تفکر نادرست "رهانیده" شود.مَثَل قدیمی می گوید:" تنها به سه منظور جرات کنید کلامتان را بکار ببرید. برای طلبِ شفا، برکت و سعادت. " هر آنچه آدمی درباره ی دیگران بگوید، درباره ی او خواهند گفت. و هر آنچه را برای دیگری آرزو کند، همانا برای خود آرزو کرده است.
"لعن و نفرین به خود دشنام دهنده باز می گردد." اگر انسانی برای کسی "بدبختی" بخواهد ، بی تردید بدبختی به سراغ خود او خواهد آمد. اگر بخواهد به کسی کمک کند تا به موفقیت برسد، همانا راه موفقیت خود را هموار کرده است.وقتی دروغی گفته می شود، انرژی کاذب به فضا رفته و به خود جامعه مان بر می گردد. قانون عدل این است که اگر دروغ بگوییم به ما دروغ گفته شود.حتی تعارفات مثل "قابلی ندارد" چون دروغ و ریاست یک انرژی پوچ است.ما باید خودمان را از تعارفات برحذر کنیم. از کلماتی مثل فدات بِشَم ، قربونت بِرَم بپرهیزیم زیرا این کلمات فقط برای خداست و نهایت به او بر می گردیم.از قسم های دروغ که بسیار آسیب می رساند اجتناب کنیم.
همچنین کلـمات در برآورده کردن آرزوها و خـواسته های ما دخـیل هسـتند . اگـر ما چـیزی از خـدا می خواهیم بـاید آن را با جملات مثبت و زمان حال بیان کنیم.مثلاً بگوییم: "خداوندا عاشقانه سپاسگزارم بخاطر خانه بزرگی که به من عطا فرموده اید."همچنین سپاسگزاری کردن از تمام نعمتهایی که خدا به ما عطا فرموده اند باعث می شود آن نعمتها پایدار باشند و حتی افزایش پیدا کنند.زمانی که نزد دوستمان درددل می کنیم، واژه های ناسپاسی را از دهان خارج می کنیم و همین واژه ها باعث می شود که در زندگی مان متجلی شود.هر چیزی می گوییم به ما جذب می شود چه منفی و چه مثبت.هر کلمه ای جمله ای را می سازد و هر جمله ای وضعیت و شرایط ما را می سازد. سعی کنیم کمتر حرف بزنیم و بیشتر تسبیح خدا را بگوئیم.حتی اگر شعری می نویسیم و یا می شنویم شاد، موفقیت آمیز و امید بخش باشد زیرا کلمات شرایط زندگی مان را بوجود می آورد.هر روز که از خانه بیرون می رویم بگوئیم پروردگارا کلماتی که شما می پسندی در سر، مغز و زبانم جاری بفرما.در قرآن آمده است: انسان در گرو اعمال خودش است: گفتار، افکار و اعمال. باید از حرف و اندیشه و عمل خودمان بترسیم. زمانی که قضاوت می کنیم باید از قضاوت خود بهراسیم. انسان با انرژی صوت می تواند با خدا ارتباط برقرار کند، به همین منظور نماز را در 5 نوبت می خوانیم. زیرا ذکر خدا را می گوییم و به انرژی پاک و مثبت وصل می شویم.انسان با کلامی که بر زبان می آورد می تواند هر آنچه را که حق الهی او است به عینیت درآورد. هر چند باید به کلامی که بر زبان می آورد ایمان کامل داشته باشد.اِشعیاء نبی گفت: " همچنان کلام من که از دهانم بیرون آید خواهد بود. نزد من بی ثمر بازنخواهد گشت. آنچه را که خواستم بجا خواهد آورد و برای آنچه آن را فرستادم کامران خواهد شد." اکنون می دانیم که واژه ها و اندیشه ها دارای امواجی بی نهایت نیرومندند که همواره به تن و چارچوب امور آدمی شکل می بخشند.لازم ترین کار این است که روز خود را با کلام درست آغاز کنید: مثلاً روزِ خود را با این عبارت آغاز کنید:تو امروز انجام خواهی پذیرفت ، زیرا امروز روز تکمیل و کمال است. و من برای روزی چنین عالی و تمام عیار، خدا را شکر می کنم. امروز معجزه پس از معجزه خواهد آمد و شگفتیها باز نخواهند ایستاد.این کار را به یک عادت تبدیل کنید تا شاهد بروز معجزه ها و شگفتیها در زندگی خود شوید.برای انسان آگاه از نفوذ کلام که رهنمودهای شهودی خود را دنبال می کند، انجام هیچ کاری چندان دشوار نیست. به یُمن کلام، نیروهای غیبی را به کار وا می دارد و تن خود را باز می آفریند یا به امور خود صورتی تازه می بخشد. از این رو ، انتخاب کلمات درست اهمیت حیاتی دارد. انسان بـاید کلـامی را که می خواهد به عرصه غیبی فراافکند با دقتی هر چه تمامتر برگزیند. او می داند که خدا روزی رسان او است و برای هر تقاضـا عرضه ای هست. و کلامی که بر زبان می آورد بـسانِِِ کلیدی درِِ این خزانه ی غیبی را می گشاید.بخواهید که به شما داده خواهد شد. پس کلام لازم را بر زبان آورید. کلام انسان عصای معجزه گر او است: سرشار از سحر و اقتدار!زندگی و مرگ در قدرت زبان است. پس آدمی می تواند با یک حرکت عصای ِ کلامِ خود، وضعیتیناخوشایند را از میان بر دارد. یعنی بجای اندوه، شادمانی و به جای بیماری، تندرستی و به جای تنگدستی، فراوانی بنشاند.

منبع: کتاب چهار اثر از فورانس اسکاول شین، ترجمه خانم گیتی خوشدل

سکوت در گلستان سعدی

گلستان سعدی ، باب چهارم ، درفوائد خاموشی


حکایت شمارهٔ ۱ 

یکی را از دوستان گفتم امتناع سخن گفتنم به علت آن اختیار آمده است در غالب اوقات که در سخن نیک و بد اتفاق افتد و دیده دشمنان جز بر بدی نمی‌آید گفت دشمن آن به که نیکی نبیند.

نور گیتی فروز چشمه هور

زشت باشد به چشم موشک کور


حکایت شمارهٔ ۲

بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد پسر را گفت نباید که این سخن با کسی در میان نهی. گفت ای پدر فرمان تراست، نگویم ولکن خواهم مرا بر فایده این مطلع گردانی که مصلحت در نهان داشتن چیست؟ گفت تا مصیبت دو نشود: یکی نقصان مایه و دیگر شماتت همسایه.


حکایت شمارهٔ ۳

جوانی خردمند از فنون فضایل حظی وافر داشت و طبعی نافر چندان که در محافل دانشمندان نشستی زبان سخن ببستی باری پدرش گفت ای پسر تو نیز آنچه دانی بگوی گفت ترسم که بپرسند از آنچه ندانم و شرمساری برم.

نشنیدى که صوفیى مى‌کوفت

زیر نعلین خویش میخى چند؟

آستینش گرفت سرهنگی

که بیا نعل بر ستورم بند


حکایت شمارهٔ ۴

عالمی‌معتبر را مناظره افتاد با یکی از ملاحده لَعنهُم الله عَلی حِدَه و به حجت با او بس نیامد سپر بینداخت و برگشت کسی گفتش ترا با چندین فضل و ادب که داری با بی دینی حجت نماند؟ گفت علم من قرآنست و حدیث و گفتار مشایخ و او بدین ها معتقد نیست و نمی‌شنود. مرا شنیدن کفر او به چه کار آید.


حکایت شمارهٔ ۵ 

جالینوس ابلهی را دید دست در گریبان دانشمندی زده و بی حرمتی همی‌کرد گفت اگر این نادان نبودی کار وی با نادانان بدین جا نرسیدی.

اگر نادان به وحشت سخت گوید

خردمندش به نرمی‌دل بجوید

دو صاحبدل نگهدارند مویى

همیدون سرکشی و آزرم جویی

یکی را زشت خویی داد دشنام

تحمل کرد و گفت ای خوب فرجام

بتر زانم که خواهى گفتن آنی

که دانم عیب من چون من ندانى


حکایت شمارهٔ ۶

سحبان وائل را در فصاحت بی نظیر نهاده‌اند به حکم آن که بر سر جمع سالی سخن گفتی لفظی مکرّر نکردی وگر همان اتفاق افتادی به عبارتی دیگر بگفتی وز جمله آداب ندماء ملوک یکی این است.

چو یکبار گفتی مگو باز پس

که حلوا چو یکبار خوردند بس


حکایت شمارهٔ ۷

یکی را از حکما شنیدم که می‌گفت هرگز کسی به جهل خویش اقرار نکرده است مگر آن کس که چون دیگری در سخن باشد همچنان ناتمام گفته سخن آغاز کند.

سخن را سر است اى خداوند و بن

میاور سخن در میان سخن

خداوند تدبیر و فرهنگ و هوش

نگوید سخن تا نبیند خموش


حکایت شمارهٔ ۸

تنی چند از بندگان محمود گفتند حسن میمندی را که سلطان امروز ترا چه گفت در فلان مصلحت؟ گفت بر شما هم پوشیده نباشد. گفتند آنچه با تو گوید با مثال ما گفتن روا ندارد. گفت به اعتماد آن که داند که نگویم، پس چرا همی‌پرسید؟

نه سخن که برآید بگوید اهل شناخت

به سر شاه سر خویشتن نباید باخت


حکایت شمارهٔ ۹

در عقد بیع سرایی متردّد بودم، جهودی گفت آخر من از کدخدایان این محلتم وصف این خانه چنان که هست از من پرس، بخر که هیچ عیبی ندارد. گفتم بجز آن که تو همسایه منی

خانه ام را که چون تو همسایه است

ده درم سیم بد عیار ارزد

لکن امیدوار باید بود

که پس از مرگ تو هزار ارزد


حکایت شمارهٔ ۱۰

یکی از شعرا پیش امیر دزدان رفت و ثنایی برو بگفت. فرمود تا جامه ازو برکنند و از ده بدر کنند. مسکین برهنه به سرما همی‌رفت، سگان در قفای وی افتادند خواست تا سنگی بردارد و سگان را دفع کند در زمین یخ گرفته بود عاجز شد. گفت این چه حرامزاده مردمانند سگ را گشاده‌اند و سنگ را بسته. امیر از غرفه بدید و بشنید و بخندید گفت ای حکیم از من چیزی بخواه. گفت جامه خود می‌خواهم اگر انعام فرمایی

رضینا مِن نوالِکَ بالرَحیلِ.

امیدوار بود آدمى به خیر کسان

مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان

سالار دزدان را برو رحمت آمد و جامه باز فرمود و قبا پوستینی برو مزید کرد و درمی چند.


حکایت شمارهٔ ۱۱

منجمی به خانه در آمد یکی مرد بیگانه را دید با زن او به هم نشسته دشنام و سقط گفت و فتنه و آشوب خاست. صاحب دلی که برین واقف بود گفت

تو بر اوج فلک چه دانى چیست

که ندانى که در سرایت کیست


حکایت شمارهٔ ۱۲

خطیبی کریه الصوت خود را خوش آواز پنداشتی و فریاد بیهده برداشتی گفتی نعیب غراب البین در پرده الحان اوست یا آیت اِنَّ انکر الاصوات لصوت الحمیر در شأن او.

مردم قریه بعلت جاهی که داشت بلیتش می کشیدند و اذیتش را مصلحت نمی دیدند تا یکی از خطبای آن اقلیم که با او عداوتی نهانی داشت باری به پرسش آمده بودش. گفت: تو را خوابی دیده ام، خیر باد. گفتا چه دیدی؟ گفت: چنان دیدم که تو را آواز خوش بودی و مردمان از انفاس تو در راحت.

خطیب اندرین لختی بیندیشید و گفت: این مبارک خواب است که ددی مرا بر عیب خود واقف گردانیدی، معلوم شد که آواز ناخوش دارم و خلق از بلند خواندن من در رنج، توبه کردم کزین پس خطبه نگویم مگر به آهستگی.

از صحبت دوستی به رنجم

کاخلاق بدم حسن نماید

کو دشمن شوخ چشم ناپاک

تا عیب مرا به من نماید


حکایت شمارهٔ ۱۳

یکی در مسجد سنجار به تطوّع بانگ گفتی به ادایی که مستمعان را ازو نفرت بودی و صاحب مسجد امیری بود عادل نیک سیرت، نمی‌خواستش که دل آزرده گردد. گفت ای جوانمرد این مسجد را مؤذنانند قدیم هر یکی را پنج دینار مرتب داشته‌ام ترا ده دینار می‌دهم تا جایی دیگر روی.

برین قول اتفاق کردند و برفت، پس از مدتی در گذری پیش امیر باز آمد گفت ای خداوند بر من حیف کردی که به ده دینار از آن بقعه بدر کردی که اینجا که رفته‌ام، بیست دینارم همی‌دهند تا جای دیگر روم و قبول نمی‌کنم. امیر از خنده بیخود گشت و گفت زنهار تا نستانی که به پنجاه راضی گردند.

 

حکایت شمارهٔ ۱۴

ناخوش آوازی به بانگ بلند قرآن همی‌خواند صاحب دلی برو بگذشت گفت ترا مشاهره چندست؟ گفت هیچ. گفت پس این زحمت خود چندین چرا همی‌دهی؟ گفت از بهر خدای می‌خوانم. گفت از بهر خدای مخوان.

گر تو قرآن بدین نمط خوانی

ببری رونق مسلمانی