کتاب شناسی فن بیان : رمز کامیابی و شکوفایی: رهیافتی بر برنامه های تکنولوژی قدرت

رمز کامیابی و شکوفایی: رهیافتی بر برنامه های تکنولوژی قدرت

رمز کامیابی و شکوفایی: رهیافتی بر برنامه های تکنولوژی قدرت
مونولوگ درونی
دکتر بیژن باران
ستيز من تنها با تاريكي است.
و برای ستيز با تاريكی
شمشير به روی تاريكی نمی كشم؛
فانوس می افروزم.
- زرتشت
خلاصه. باخود فکر کردن طبیعی است؛ ولی باخود حرف زدن شاید غیرعادی باشد. در ادبیات هر 2 اینها در ظرف 2-3 هزار سال گذشته بکار رفته اند. حرف زدن یک انسان میتواند باخود، یک سویه، یا با دیگران باشد. هر کدام از این رفتارها .......
27 آذر ، سالگرد رحلت
خطیب شهیر مرحوم محمد تقی فلسفی

حجتالاسلام و المسلمين محمدتقي فلسفي در سال 1286ش (1326ق) در خانوادهاي عالم به دنيا آمد. وي پس از فراگيري ادبيات و سطوح، به آموختن فلسفه و معقول از استاداني همچون ميرزا طاهر تنکابني، ميرزا محمود قمي، سيدمحمد کاظم عصار و ميرزا مهدي آشتياني پرداخت و بنيه علمي خود را .......
ویژگی های یک مجری خوب
شناخت از مردم، هوشمندی، قدرت تجسم، قریحه طنز، درک و پردازش مسائل فرهنگی اجتماعی، توانایی کار گروهی و شفقت و همدردی با مردم، صدای خوب و داشتن یک چهره مناسب مؤلفههای قطعی یک مجری را شکل میدهند.
اما چند درصد مجریان حال حاضر تلویزیون این ویژگی ها را دارند؟! تنها هشت درصد. این ها صحبت های "فرزاد جمشیدی" مدرس و مجری برنامه های معارفی در صدا وسیماست. وی در این باره می گوید: «در سراسر دنیا تقسیم بندی هایی برای مجریان قائل هستند اما متاسفانه ما به آن تقسیم بندی توجه نمی کنیم. یک مجری خوب باید دارای پوشش مناسب، رسمی و همه گیر، چهره مناسب، اطلاعات عمومی، مسلط به قلمرو واژگانی، هنرشناس، الگو برای مردم و ترس مقدس باشد. زمانی که این ها در کشور ما رعایت نمی شود، بسیار اتفاق می افتد که یک مجری در برنامه های مختلف دست به کار اجرا می زند و در قالب های متعددی ظاهر می شود، حال آنکه یک مجری باید ژانربندی شود و هر کس بنا به تخصصی که دارد در یک برنامه خاص به کار گرفته شود.» وی می افزاید:«در بین 168 مجری که در صدا وسیما مشغول فعالیت هستند، تقریبا می توان گفت برای هیچ کدام از آنها برنامه خاصی از لحاظ آموزش علمی و تخصصی تدارک دیده نشده است. مجریان یا تصادفی وارد این عرصه می شوند یا برطبق ارتباط های فامیلی برای اجرای یک برنامه انتخاب می شوند وهیچ برنامه ای برای آموزش این افراد از لحاظ علمی در سازمان صدا وسیما تاکنون تدارک دیده نشده است.» این مدرس اجرا در تلویزیون زاویه ارتباطی مجریان با مردم را ضعیف می داند و می گوید:«مجری باید رویکردهای ارتباطی، هنجاری و زیبایی شناسی داشته باشد، این موضوع از سال 1959 در تمام دنیا مورد توجه قرار گرفته است اما متاسفانه هیچ کدام از مجریان ما با این مقوله ها موافق نیستند. بیشتر مجریان ما با مطالعه قهر مطلق کرده اند و قلمرو واژگانی آنها نیز ار پنجاه کلمه تجاوز نمی کند. با این حساب در صدا وسیما ما مقوله ای به نام مجری نداریم.» «امیر حسین مدرس» مجری است که حدود 11 سال پیش با برنامه "نیم رخ" به منصه ظهور رسید و از آن زمان تاکنون در برنامه های مختلفی به اجرای برنامه پرداخته و به تازگی نیز به رشته اصلی خود یعنی بازیگری رو آورده است. وی درباره مقوله اجرا در تلویزیون می گوید:«متاسفانه فضای تلویزیون طوری شده که بیشتر مجریان در قالب های تکراری وتقلیدی برنامه اجرا می کنند. بسیاری از برنامه سازان هم نوآوری را با ادا درآوردن اشتباه می گیرند. به طور طبیعی زمانی که ساختار برنامه ضعیف باشد و با این تفکر ساخته شود، استعدادهایی هم که در زمینه اجرا وجود دارد، می خشکد. در حال حاضر بسیاری از مجریان یا با شیوه تکراری برنامه اجرا می کنند و یا حوزه کار خود را عوض می کنند. «ژاله صادقی» هم یکی از مجریانی است که کار خود را از 15 پیش در تلویزیون آغاز کرده است اما در چند سال اخیر با اجرای برنامه های متنوع و متفاوتی در بین مجریان زن جایگاه خاصی برای خود ایجاد کرده است. وی می گوید:«من زمانی که کارم را شروع کردم عجله ای برای یک شبه ره صد ساله رفتن نداشتم و آرام آرام در کار اجرا پیش رفتم اما در حال حاضر بسیای از مجریان می خواهند یک شبه معروف شوند و به جای مطالعه در حوزه های مختلف، ادا درآوردن را پیشه خود ساخته اند. همه از هم تقلید می کنند و هیچ کس در کار خود احساس مسئولیت نمی کند. البته بسیاری از مجریانی که دست به این کارها می زنند، در کار خود دوامی ندارند و خیلی زود از صحنه اجرا کنار می روند.»
این مجری تلویزیون در ادامه اظهار کرد:«اجرای برنامه طوری شده که هر کس بر این اساس پیش می رود که هر چه پیش آید، خوش آید. کار اجرا صاحب ندارد. بیشتر مجریان در زمینه اطلاعات عمومی و تخصصی کوله باری ندارند و هر کسی ساز خود می زند.»
دسته بندی مجریان تلویزیونی
در تلویزیون ایران مجریان به سه دسته مجری بازیگر، مجریان رادیویی که به تلویزیون کوچ کرده اند و تازه کارها تقسیم بندی می شوند که گروه اول 6 درصد، گروه دوم 8 درصد و شمششن تلویزیون کسانی هستند که از رادیو آمده اند. در تمام دنیا حاکمیتها رسانهها را به عنوان ابزاری برای گسترش فرهنگ و یکسانسازی مردم به کار میبرند. در عین حال کشور ما فرهنگ شفاهی قدرتمندی دارد و با این حساب مجری در تلویزیون ما تنها یک فرد نیست، بلکه شخصیتی در یک بافت فردی شغلی اجتماعی است که مستقیما با تکتک افراد اجتماع ارتباط دارد؛ نه فقط احوالپرسی و خداحافظی. مدرس در این باره معتقد است:«لازم است که مجریان تلویزیون دسته بندی شده و هر کس در حوزه تخصصی خود کار کند. اما متاسفانه الان یک مجری که به درد برنامه صبحگاهی نمی خورد، مشغول اجرای برنامه در هنگام صبح است و برعکس یک نفر که حال وهوای برنامه صبحگاهی دارد، در یک برنامه شبانگاهی در حال اجرای برنامه است. هیچ ساماندهی در این زمینه وجود ندارد. البته داریم برنامه هایی هم که بسیار حساب شده عمل می شود و بیننده با یک اجرای تخصصی و حساب شده از سوی مجریان آن برنامه مواجه است اما این گونه برنامه ها انگشت شمار است.» «فرزاد جمشیدی» هم می گوید:«در کشوری مانند کانادا 48 دانشکده هنر ارتباطات فعالیت می کند که از این تعداد 31 دانشکده در زمینه اجرای برنامه های رادیویی وتلویزیونی مشغول تدریس به هنرجویان هستند. هر کسی در زمینه خاصی آموزش می بیند و این طور نیست هر کسی که دوست داشته باشد یک برنامه را اجرا کند، در تلویزیون از او استفاده کنند اما در یاران این اتفاق نمی افتد و هر مجری بنا به سلیقه تهیه کننده اقدام به اجرای برنامه که خارج از تخصص اوست می کند.» وی می افزاید:«البته این مشکل به مدیران و مسئولان صداوسیما برنمی گردد و بیشتر متوجه تهیه کنندگان است زیرا قد وقواره برنامه سازان ما آنقدر کوتاه شده که نمی توانند تشخیص دهند کدام مجری برای فلان برنامه مناسب است. به همین دلیل بسیار اتفاق می افتد که یک کارگردان مجری برنامه می شود، یا یک کارشناس تبدیل به بهترین مجری.»
ظاهر نامناسب مجریان، آفتی دیگر
یک مجری خوب باید از ظاهری آراسته، صدای وچهره خوب و مناسب برخوردار باشد و نوع پوشش او طوری باشد که بتوان به عنوان الگو از او کمک گرفت. اما چند درصد مجریان تلویزیونی این ویژگی ها را دارند. «امیرحسین مدرس» این موضوع را آفتی در صدا وسیما می داند و اظهار می کند:«اجرای برنامه در تلویزیون و رادیو کاملا متفاوت است. بسیاری از مجریان موفق رادیو که به تلویزیون آمده اند، در سیما موفق نبوده اند و برعکس این قضیه هم شاید اتفاق افتاده است. شاید افرادی که در رادیو بوده اند، ظاهر مناسبی برای کار در تلویزیون را نداشته باشند و بیننده هم نتواند با آنها ارتباط برقرار کند. اما متاسفانه نه برنامه سازان و نه مدیران به این جزییات توجه نمی کنند و با این سهل انگاری شان رسانه را به بازی می گیرند.» «جمشیدی» نیز در این باره اعتقاد دارد:«ما باید به بسیاری از مجریان قبل از اجرای برنامه التماس کنیم به موهای خود شانه بزنند. این ها همان هایی هستند که تازه کارند و با پارتی پا به این عرصه گذاشته اند و چون از لحاظ تخصصی و علمی هم گزینش نشده اند، با ظاهرهای نه چندان دلچسب بر صفحه تلویزیون ظاهر می شوند. نتیجه کار همان می شود که می بینیم.» تا زمانی که به مقوله اجرای برنامه به صورت تخصصی نگاه نشود، به نظر می رسد باید به این نکته اکتفا کرد، فعلا با این مجریان کنار بیایید تا ببینیم صد سال بعد چه اتفاقی می افتد.
منبع :
نگاهی به تلویزیون و پدیده یی به نام مجری
تلویزیون از جمله رسانه های قدرتمندی است که حضور پرقدرت خود را به عنوان یکی از عوامل کنترل افکار تثبیت کرده و در کنار رسانه های دیگر از جمله روزنامه و سینما با شتاب هر چه بیشتر رو به رشد است.
کارکرد تلویزیون به عنوان رسانه یی که می تواند ابزار قدرت را به دست گرفته و بر افکار مردم تسلط داشته باشد بر هیچ کس پوشیده نیست و آرزوی هر کسی است که بتواند بخشی از این رسانه را در اختیار داشته باشد.
جذابیت تلویزیون در این است که از گروه های مختلفی جهت ارتقای بار علمی، فرهنگی و هنری خود استفاده می کند و هر کشوری به فراخور امکانات خود به شکل خاص از آن استفاده می کند. اگر روزگاری لنین اعتقاد داشت که با در اختیار داشتن سینما می تواند جهان را کمونیست کند، این باور کمی رنگ باخته است و تلویزیون توانسته است جای آن را بگیرد.
شاید تلویزیون زدگی از عوارض دنیای امروز باشد، شاید هم نباشد، ولی آنچه معلوم است این است که بسیاری از اقشار جامعه با تلویزیون خو گرفته اند و این رسانه نقش عمده یی در زندگی آنها دارد.
بسیاری از خانواده ها تنها سرگرمی خود را تلویزیون می دانند و در ایران نیز پربیراه نگفته ایم که این سرگرمی جای ویژه یی دارد. مردم عادت کرده اند که برنامه های مختلف تلویزیون را ببینند و از فیلم ها و سریال ها و برنامه های متنوع آن استفاده کنند.اگر زمانی این باور رایج بود که در خانواده ها این بزرگان هستند که بر فرزندان تسلط دارند، امروزه شاهد هستیم که بحث پدرسالاری و مادرسالاری و حتی فرزندسالاری، رنگ باخته است و این رسانه ها هستند که برای خانواده ها تعیین تکلیف می کنند.
رسانه ها می توانند جای مشاور، روانکاو، راهنما، استاد و حتی در برخی موارد به غلط جای دوست را نیز پر کنند. اینکه زمینه های جامعه شناختی رسانه تلویزیون مورد بررسی قرار بگیرد کاری است که بسیاری از متخصصان جامعه شناسی و روان شناسی به آن می پردازند و ابعاد گوناگون آن در بسیاری موارد بحث محافل این چنینی است.
رسانه ها همیشه خبرساز بوده اند ولی اینکه چگونه خبری پخش و مورد بررسی قرار بگیرد موضوعی است که به سیاست های کشور بر می گردد. هنوز در ایران رسانه تلویزیون در اختیار بخش دولتی است و برای همین سلیقه ها و دیدگاه های مطرح در آن در سایه دولت است. بسیاری عقیده دارند که رسانه تلویزیون باید جدا از بخش دولتی در اختیار بخش خصوصی نیز قرار بگیرد و این همه تلاش برای در اختیار گرفتن این رسانه به اهمیت و جایگاه آن در دنیای ارتباطات برمی گردد.
برخی می گویند که برنامه های تلویزیونی ما محلی از اعراب ندارد و به ماهواره و اینترنت پناه می برند. آیا تلویزیون ما به این اندیشیده است که چگونه می توان انبوه مخاطبان را با سلیقه های متفاوت به خود جذب کند. در برنامه های فعلی تلویزیون این وظیفه به عهده مجریان گذاشته شده است، مجریانی که وظیفه دارند بیننده های عزیز پای گیرنده ها را مشغول کنند و اجازه ندهند حوصله شان سر برود ولی حاصل کار این است که اکثر مخاطبان ترجیح می دهند به جای نگاه کردن به تلویزیون کار دیگری بکنند.شناخت و جذب مخاطب از جمله وظایف تهیه کنندگان و برنامه سازان تلویزیونی است، آنها وظیفه دارند رویکردهای برنامه های خود را بشناسند و آنگاه به اطلاع مخاطب برسانند.
آنچه ما در تلویزیون ایران با آن روبه رو هستیم بی توجهی به مخاطب است و معیارهای پخش برنامه ها برای مردم آشکار نیست و مردم وظیفه دارند تنها بیننده صرف باشند و حالت منفعل خود را حفظ کنند. کاری که برنامه سازان تلویزیون باید مدنظر داشته باشند از بین بردن این حالت انفعال و تغییر آن به شرکت و فعالیت مخاطب است. اینکه لابه لای هر برنامه مسابقه یی با سوالات سطح پایین بگذاریم و جایزه یی برایش در نظر بگیریم به جذب مخاطب نمی انجامد، یعنی توجه نمی شود که تماشاگران تلویزیون به برنامه توجه ندارند بلکه این جایزه است که آنها را به سمت آن سوق می دهد نه محتوای آن و در اینجا بحث ساختار برنامه پیش می آید و اینکه آیا به این اندیشیده اید که چه می سازید و به چه قیمتی؟
در ادامه موضوع مجریان تلویزیون باید به این مساله اشاره کنم که در بحث تلویزیون و مخاطبان آن مساله یی وجود دارد با عنوان تعامل شبه اجتماعی و این در صورتی پیش می آید که مجریان تلویزیون جایگاه خود را فراموش کرده و دچار این توهم می شوند که واقعاً دوست مخاطبان هستند و احیاناً می توانند هر طور که راحت هستند حرف بزنند و برخورد کنند.اساساً آگاهی به جایگاهی که تلویزیون در بین اقشار مختلف جامعه دارد ضروری است. شناخت مخاطب و درک نیازهای او از جمله این وظایف است. مخاطب، رسانه تلویزیون را صرفاً جهت سرگرمی می خواهد و چون حوصله اش سر رفته است و از تنهایی یا حتی شلوغی مفرط خسته شده است به دم دست ترین چیز یعنی تلویزیون پناه می برد. آیا حق ندارد که از وقتش به نحو احسن استفاده کند و لذت ببرد. مخاطب آرامش می خواهد.
در چند سال اخیر رسانه تلویزیون با استقبال خوبی از طرف فیلمسازان و بازیگران سینمایی مواجه شده و درصد ساخت سریال های تلویزیونی بالا رفته است ولی تلویزیون ما از آن دسته تلویزیون هایی نیست که ۲۴ ساعته اختصاص به یک برنامه داشته باشد، چیزی که تلویزیون کشورهای دیگر دارد و هر شبکه اختصاص به یک برنامه مثلاً سینما، موسیقی، تئاتر، مسابقه، برنامه های ورزشی و غیره، آن هم با گرایش های مختلف این رشته ها دارد و مخاطب آزاد است تا هر کدام را خواست انتخاب کند و تماشاگرش باشد.
چیزی که ما بیشتر در برنامه های خودمان شاهد هستیم حضور مجری است و بحث اصلی بر سر حضور یا عدم حضور این پدیده است و این مساله یی است که بسیاری از مردم با آن مشکل دارند و برای تماشای یک فیلم سینمایی یا یک برنامه باید حضور مجری را با حرف های باربط و بی ربطش تحمل کنند.برخی اعتقاد دارند نسل جدید مجریان تلویزیونی باعث رونق برنامه های تلویزیونی شده اند و در واقع این تعداد از جوان هایی که وظیفه مجری گری دارند کاملاً مسلط به حرفه خود هستند و شناخت کافی را از جامعه دارند و حضور این مجریان باعث شده است ساختار برنامه ها شکل دیگری پیدا کند. ادعا می کنند که این مجریان توانسته اند برخی از خط قرمزها را شکسته و شیوه اجرای شان متفاوت و جذاب است.
مد روز می پوشند و عصا قورت داده نیستند. راحت برخورد می کنند و مخاطب احساس صمیمیت می کند.در اینکه شیوه جدیدی از اجرا در تلویزیون رواج پیدا کرده است شکی نیست. نوع پوشش مجریان تغییر کرده است، درست است ولی اینکه توانسته اند خط قرمزها را بشکنند جای بحث دارد. اساساً خط قرمزها در کشور ما تعریف خاصی دارد و جزء معیارهای هر رسانه یی محسوب می شود و این موضوع لااقل در تلویزیون تحت اصول خاصی رعایت می شود.یکی از وظایف تلویزیون ایجاد رضایت مندی در مخاطب است.
وقتی این مورد نادیده گرفته می شود، باقی قضایا تحت الشعاع قرار می گیرد. برخی از همین مجریان تلویزیون پرحرفی را با اطلاع رسانی اشتباه گرفته اند. به نظر می رسد برنامه یی ساخته می شود تا یک تایم پر شود، همین و دیگر هیچ مسوولیتی در قبال آن وجود ندارد. مجری به خود اجازه می دهد هر چه که دلش می خواهد بگوید.بحث جوان و پیر بودن مجری در میان نیست.
منبع :
اینجا ایران است، تالک شو میخواهید یا شومن؟ درباره مجری گری
نویسنده : احمد امانی
طی چند سال گذشته شبکه های فراوانی به تلویزیون ایران هم افزوده شده است و چون قدیم تنها شبکه یک و دو نداریم، اگر همشهری چهار رنگ تحولی مهم در نشریات کشور بعد از سال ها به حساب می آمد با آمدن شبکه سه هم تحول عظیمی در رسانه ملی کلید خورد. بدین تریب شبکه سه، هم شبکه ای پرانرژی و شاداب بود هم دارای رویکردی نو و امروزی تر... موفقیت همین شبکه در جذب بالای مخاطبان باعث شد تا مدیران کشور به فکر راه اندازی شبکه های بیشتری بیفتند و هر یکی دو سال، یکبار شبکه ای به جمع شبکه های سیما افزوده شود. شبکه هایی که هر کدام تخصصی تر هم شدند. شبکه چهار شبکه ای علمی-هنری، شبکه خبر که از اسم اش پیداست مختص خبرهای داغ روز و شبکه قرآن و این اواخر شبکه های خارجی زبانی چون العالم عربی که رقیبی برای الجزیره محسوب می شود. آری رقیب...
رقیبان ایران در تمامی سطوح قدرت خویش اقدام به ایجاد شبکه های ماهواره ای بسیار متفاوتی –البته با درجه پائینی از استاندارد تصویری و محتوایی- کردند و همین امر ایران را دوچندان متقاعد کرده است تا تخصصی تر به امر رسانه بویژه تلویزیون بپردازد و نتیجه آن تولد شبکه های تخصصی بیشتر با کادری تخصصی و مجرب است. در این میان حرفه مجریگری بحث های بسیاری را در محافل تلویزیونی ایجاد کرده است.
با افزایش شبکه های تلویزیونی در چند سال گذشته بسیاری تخصص مجریان در اجراء را بسیار حایز اهمیت می دانند اما نمی توان منکر وجه سرگرم کننده تلویزیون هم شد پس می توان ادعا کرد که تلویزیون ما به مجری متخصص در حوزه سرگرم کردن نیز نیازمند است یعنی همان شومن حقیقی... اما تلویزون در روزگار ما جایگاه تخصصی نیز برای خویش دست و پا کرده است و آن هم بررسی مسایل مهم کشوری و هنری در این رسانه است. این پارادوکس در سرگرم کردن و بررسی تخصصی مسایل اختلاف نظر بسیاری را در حوزه مجریگری شکل داده است. به همین دلیل نشریه هنرمند در گفتگو با مجریان مطرح کشور این مسئله را در این گزارش مورد بررسی قرار داده است.
مردم ایران، سلام
قبل از همه محمد رضا شهيدي فرد به تلفن پاسخ می دهد، کسی که در اين چند سال با «مردم ايران، سلام» به سفره ناشتايي ايرانيان رسوخ كرد که بدون شک موفق ترين برنامه صبحگاهي تلويزيون دراين سال ها بوده است. از وی درباره تخصصی شدن اجراء می پرسم که چنین جواب می دهد: "این دیگر امری کاملا واضح و مبرهن است و نمی توان منکر آن شد. قبلا تعداد شبکه ها بسیار محدود بود و به برنامه ها ریز و دقیق نگریسته نمی شد ینی برنامه ها بیشتر جمعی بودند به همین دلیل مجری متخصص چندان مورد نیاز نبود اما در حال حاضر شبکه ها در حال افزایش اند و به همین دلیلبرنامه ها ریزتر و دقیق تر به مسایل روز می پردازاند که بی شک مجری متخصص نیز می طلبد." شهیدی فرد در ادامه چنین می افزاید: "البته این بدان معنا نیست که حتما مجری به صورت آکادمیک و بسیار تخصصی علم مورد نظر را دنبال کرده باشد بلکه جدای از اطلاعات عمومی خود باید اطلاعات عمومی هم درباره موضوع مورد بحث خویش بداند در هر حال هرچه برنامه ها تخصص تر باشد بهتر است."
شهیدی فرد در پاسخ به این سئوال که اشراف نداشتن به موضوع مورد بحث چه تاثیری روی مخاطب دارد می گوید: "قبل از هر چیز این چنین مجری باعث دامن زدن به بی اعتمادی مخاطب نسبت به رسانه می شود یعنی رسانه از حجیت خود خارج می شود و تبدیل به منبع اطلاعاتی سوخته می شود. ضایعه دیگر ایجاد سطحی نگری در بینندگان است این سطحی نگری که ما می توانیم راجع به هر موضوعی صحبت کنیم حق اظهارنظر داریم وقتی تلویزیون به جایگاه تخصص و متخصص اهمیت ندهد مردم هم به خود حق می دهند راجع به هر چیزی هرگنه که دل تنگشان می خواهد نظر بدهند." وی می افزاید: "دیگر عارضه این اشتباه لطمه زدن به زبان فارسی است. در دنیای امروز هر علمی دارای واژگان زبانی خاص خویش است وقتی مجری روی این اصطلاحات مسلط نباشد بجای اصطلاحی خاص چیزی بی ربط به کار می برد این یعنی ضربه زدن به زبان فارسی... برای مثال بسیاری از واژه "گفتمان" بجای "گفتگو" استفاده می کنند و فکر می کنند گفتمان یعنی گفتگو و اگر بگویند گفتمان با کلاس تر است در حالی که این دو زمین به هوا متفاوت اند، از دست آسیب زبانی بسیار داریم که جبران آن بسیار هزینه بر هم هست. در کل اگر مجری روی بحث تسلط نداشته باشد لطمات بسیاری را به جامعه و رسانه و زبان وارد می کند."
وي در ادامه مي افزايد: "تلويزيون نبايد فقط به حال و پرکردن آنتن توجه کند بلکه بايد در نکاتي مانند رنگ، بار عاطفي کلمات، بار موضوعات، نيازهاي آينده مخاطب و شناخت آن توجه داشته باشد و اين نکات را در برنامه هاي خود لحاظ کند تا از تکرار جلوگيري کرده و مخاطبان خود را هميشه علاقه مند نگاه دارد. در برنامه هاي تلويزيوني زنده اي که در حال حاضر در ايران ساخته مي شود، تعريف مخاطب خيلي دقيق نيست و اين عدم شناخت صحيح مخاطب، موجب ساختن برنامه هايي مي شود که نياز او را به طور کامل برطرف نمي کند."
شهيديفرد درباره تغییر و تحولات سریع در دنیای امروز چنین می گوید: "تلويزيون بايد متناسب با موقعيت هاي نو به نوشونده، خود را تغيير بدهد؛ زيرا بودن در يک فضاي مکرر، ايجاد ملال مي کند و نه تنها موجب ارتقاي فرهنگي نمي شود چه بسا منجر به درماندگي فرهنگي نيز بشود. برنامه در قالب جديد، يک پيام جديد هم به شمار مي رود و اگر ادعا مي کنيم جامعه هر لحظه آماده جهش به سوي کمال است، تلويزيون هم بايد اين جهش را تجربه کند."
وی در جواب این سئوال که جذب و حفظ مخاطب به چه عواملي بستگي دارد، می گوید:
"ايجاد تفاوت در نوع كار و ارائه برنامه خيلي مهم است؛ چون همين مسأله است كه باعث جذب مخاطب مي شود. مثلاً ممكن است كسي در حال چك كردن شبكه ها باشد و روي هر كدام هم 3 ثانيه توقف كند. من 3 ثانيه وقت دارم او را نگه دارم. در غير اين صورت او را از دست مي دهم. پس كار بايد طوري باشد كه در اين سه ثانيه مخاطب حفظ شود."
بیایید کمی زلف گره بزنیم
محمد صالح علاء کسی که برنامه کاملا تخصصی "دو قدم مانده به صبح" را اجراء می کند در خصوص مجریان متخصص چنین می گوید: "قبل از هر چیز این خود مخاطبان هستند که درجه عقلایی بودن برنامه را تعیین می کنند یعنی نیاز بیننده دارای اهمیت بسیاری است اما بهداشتی امر همین است که مجریان متخصص در حوزه مورد بحث خویش باشند. به نظر من این امر که سئوال کننده ها متخصص نیستند بیشتر در مطبوعات ما حضور دارد نه در تلویزیون..."
از صالح علاء مشخصا می پرسم که آیا برنامه شب شیشه ای را یک مجری قادر است بچرخاند؟ وی جواب می دهد: "به نظر من رشیدپور کاملا بر کار خویش مسلط است و توانست در شب شیشه ای گفتگوهای جذابی را به مخاطبان خویش تقدیم کند همه می دانیم که برنامه وی چقدر بیننده داشت که این نشان از موفقیت وی بود." او می افزاید: "از دیگر سو رشیدپور در برنامه خویش وارد جزئیات تخصصی رشته مورد نظر میهمان خود نمی شد و بیشتر در همان حوزه عمومی و مسایل روز کشور با میهمان خود گفتگو می کرد البته وی جزء معدود مجریانی است که دارای اطلاعات عمومی گسترده ای است و همین باعث می شد تا به حوزه های مورد نظر نیز رسوخ کند. ببینید در کار مجریگری فقط تخصص دارای اهمیت نیست بلکه از همه مهمتر همان لحظه و آنی است که مجری گفتگوی جذاب را رقم می زند و با بیننده زلف گره می زند. رشیدپور توانست چنین عمل کند."
از صالح علاء در مورد ایجاد رشته اجراء و مجریگری در دانشکده صدا و سیما می پرسم که چنین پاسخگوست: "من خودم در کنار بزرگان هنر کشور سال ها همین بحث اجراء را تدریس کردم و ضمن اینکه با اغلب دانشجویانم برنامه های خویش را ساخته ام اما به نظر من در بحث اجراء ما دارای اصول واضح و آشکاری نیستیم که دقیقا همان را مو به مو با تدریس منتقل کنیم برای مثال بسیاری از اساتید قادر به اجراء موفق نیستند، پس نیازمند استعداد ویژه و ذاتی در مجریان هستیم.:
او در ادامه می افزاید: "ببینید من به صدای خوب و چهره زیبا اعتقادی ندارم چون تعریف زیبایشناسی بسیار پیچیده است از زمان ارسطو تا به حال از زیباشناسی و هنر تعریف ارایه می شود اما به راستی کدام هنرمند واقعی بر اساس این تعاریف به اوج خلاقیت رسیدند؟! از دیگر سو خود رسانه بخصوص تلویزیون پدیده ای بسیار پیچیده است و در قالب تعریفی مشخص نمی گنجد برای همین من خودم شخصا همیشه علاقه داشتم مجری داشته باشم که صورت و بیان اش با تعاریف کلیشه ای خوانا نباشد مجری که با بیانی دلنشین و نفوذ به حوزه مصاحبه شونده بتواند گفتگویی گرم را رقم بزند. هیچکدام از مجریان مطرح دنیا هم صدایی تربیت شده نداشتند. در واقع کارفرما خود مردم اند و اگر گفتگو جذاب نباشد خود مردم کار و مجری را تصحیح خواهند کرد."
سردبیر برنامه "دو قدم مانده به صبح" درباره شومن ها می پرسم که چنین پاسخگوست: "آنهایی که تلویزیون را اختراع کردند، آن را با کلمه سرگرم کردن تعریف کردند تلویزیون الزاما چون کتاب و رادیو کاملا علمی نیست و در گام اول هم تنها برای سرگرم کردن ساخته شد اما ب مرور برنامه های تخصصی نیز بدان افزوده شد چون نیاز مردم بود." او می افزاید: "مردم ایران هم به سرگرمی نیاز دارند و نمی توانیم این امر را منکر شویم پس نیازمند شومن هستیم و ایم مسئله هیچ تضادی با یک برنامه تخصصی ندارد کار ما در دو قدم مانده به صبح بسیار متفاوت با کار شومن است و هر دو هم نیاز مردم است."
صالح علاء در پایان سخنان خویش می گوید: "البته شومنی که متناسب با قواره فرهنگی ما باشد یعنی بی شک شومن غربی و اجرایش به درد ایران نمی خورد چون ما دارای فرهنگی متفاوت هستیم مردم ایران با شاقول فرهنگی خویش شومن های خود را هم بی می گزینند."
«اگر اذان جاوید موذن زاده اردبیلی، ربنای استاد محمدرضا شجریان و دعای سحر سیدجواد ذبیحی بخشی از خاطره جمعی ما ایرانیان و نماد اسلام ایرانی باشد، باید «الحمدلله علی ما هدینا» و نماز عید فطر با صدای مرتضایی فر را هم به این فهرست افزود» محمود مرتضایی فر را بیشتر با نام وزیر شعار می شناسند. وی در آستانه 73 سالگی با تریبون نماز جمعه وداع کرد تا به گفته خودش به نسل جوان میدان دهد. او مجری کامل بود که از بطن مذهبی ایران برخواسته بود شاید هویت صداهای چون موذن زاده اردبیلی و مرتضایی فر به ما و ذهنیت مذهبی ما ثابت کنند که اجراء و هویت صدا در دنیای امروز چقدر دارای اهمیت است.
اقیانوسی با عمق یک بند انگش
از هرمز شجاعی مهر هم قبل از هر چیز درباره تخصص مجریان می پرسم که چنین جواب می دهد: "من همیشه گفتم که مجری باید اقیانوسی باشد با عمق بند انگشت یعنی اطلاعات عمومی بسیار گسترده باید داشته باشد در کنار این مسئله اگر بر موضوع و رشته خاصی هم متمرکز شود و تنها در آن حوزه کار کند بسیار عالی است. این مسئله در درجه اول باعث می شود تا بعد از مدتی صدای وی هویتی مشخص پیدا کند یعنی صدایی اجتماعی است یا سیاسی یا خانوادگی این هویت در آینده به سرمایه مهمی برای مجری تبدیل می شود که تنها با کار کردن مستمر در یک حوزه در ذهن مردم شکل می گیرد."
از سردبیر برنامه خانواده درباره شبکه های خصوصی تلویزیون می پرسم که اهمیت بیشتری به مخاطب خویش می دهند و او پاسخگوست: "بله بی شک در تلویزیون خصوصی چون هر بیننده یعنی از دست رفتن پول مخاطب از اهمیت بیشتری برخوردار است در صدا و سیمای کشورمان نیز این عارضه را با تخصصی کردن کامل شبکه ها از بین می رود وقتی شبکه ای کاملا تخصصی به ورزش بپردازد دیگر مجری که به این حوزه علاقه ندارد و تنها دنبال پول است و مخاطب برایش مهم نیست نمی تواند در این شبکه نفوذ کند چون چنین شبکه تخصصی نیازمند مدیران تخصصی در همان زمینه نیز هست و این از ورود آنها جلوگیری می کند."
شجاعی مهر درباره ورود نسل جوان مجریان به تلویزیون چنین می گوید: "تعدادی از مجریان جوان سبک اجراء جدیدی دارند، نوآوری اصلا بد نیست و بسیار هم خوب است منتها این نوآوری باید با ذات فرهنگ ما همخوان باشد همچنین این همخوان بود زمانی جواب می دهد که علمی و درست کار کنند."
وی در پایان از ایجاد رشته مجریگری در دانشکده صدا و سیما بسیار استقبال می کند و می گوید: "سئوال بسیار مناسبی است، ببینید مجری دیگر نیاز مبرهن جامعه ماست مجری که الگوی جوانان ما هستند و تربیت صحیح و علمی آنها دارای اهمیت بسیاری است پس من نیز کاملا موافقم که باید این مقوله هم به صورت آکادمیک تدریس شود."
روی کاراکترها سرمایه گذاری می شود
در ادامه این گزارش به سراغ اقبال واحدی می روم کسی که برنامه "مستقیم: آبادی" را در حال پخش دارد. او درباره تخصص مجریان می گوید: "من از روز اول کارم بر این اتقاد بودم که مجری باید تخصص داشته باشد. ذاتی بودن اجراء یک طرف قضیه است و نمی تواند جوابگو باشد حتی شومن هم باید در امر سرگرم کردن متخصص باشد، مجریگری مانند وزنه برداری است داشتن بنیه قوی و ژنتیکی یک بحث است و تربیت کردن این بدن زیر نظر مربیان توانا و باسواد برای مسابقات جهانی یک امر دیگر... هر دو مهم و لازم اند. مجری باید کارشنای-مجری باشد."
وی در ادامه می افزاید: "در برخی برنامه ها مجری میهمانان بسیار متعددی با تخصص های متعدد دارد اما در این برنامه که اجتماعی است وی با همه آنان درباره موضوعات عمومی جامعه وارد بحث می شود در اینجا دیگر این خود بحث جامعه شناسی است که تخصص محسوب می شود و این بدان معنا نیست که مجری از هر دری سخن گفته است و درباره همه چیز و علمی اظهار نظر کرده است اما زمانی که من با یک دکتر روانشناس درباره فراموشی صحبت کردم باید در زمینه روانشناسی تخصص داشته باشم و حتی در بسیاری جاها سخنان دکتر را علمی رد کنم و بگویم بر اساس فلان مدرک یا صحبت فلان روانشناس معروف این قضیه اشتباه است ینی تنها تایید نکنم مجری باید بتواند از انتقال نکات اشتباه توسط میهمان به مخاطب با دقت نظر جلوگیری کند تا از آسیب جلوگیری کند شوخی نیست اطلاعاتی اشتباه به همه مردم در آن واحد منتقل شود."
وی درباره ایجاد رشته دانشگاهی مجریگری چنین می گوید: " تمام رشته ها دانشگاهی شدند حتی گویندگی هم ولی اجراء متاسفانه هنوز دانشگاهی نشده است در مجریگری بسیاری از مسایل هنری چون بازیگری، فن بیان تاتر، ارتباط گرفتن، ممیک و... دخیل است که بدون کار علمی و مربی قدرتمند کردن آنها یکجا بسیار بعید است." وی در ادامه می افزاید: "باید روی کارکترها سرمایه گذاری شود و آدم های شاخص الگو شوند چون مخاطب شب و روز با مجری زندگی می کند و بسیار از او تاثیر می گیرد مجری در تمام لحظات بیننده حضور دارد در تمام دنیا مجری ها بالاترین دستمزدها را می گیرند و چون سوپراستارها محبوب اند، کسانی که یک در میلیون اند در همین ایران خودمان ما 20 الی 30 مجری عالی داریم آیا نباید روی آنها به خوبی سرمایه گذاری کرد؟ باید مشکل مالی این مجریان حل شود تا دست به هرکاری نزنند و به فرهنگ عمومی لطمه ای وارد نشود."
واحدی پایان درباره تاثیر مجری بر مخاطب می گوید: "مشکل اصلی ما در دولتی بودن تلویزیون ماست یعنی چون تلویزیون دولتی است دیگر چندان به مخاطب اهمیت نمی دهیم ولی در تلویزیون خصوصی از دست دادن هر مخاطب یعنی از دست دادن بخشی از درآمد و همین مسئله باعث می شود تا برای تهیه کننده مجری از اهمیت زیادی برخوردار باشد. پس طبیعی است کسی که به دنبال کسب پول از تلویزیون است برنامه را با هر شرایطی اجراء می کند و برایش مهم نیست مردم و بیننده چه نظری دارند این مسئله بشدت به اعتماد مردم به تلویزیون ضربه می زند و باعث ریزش بیننده می شود این از اهمیت بسیاری برخوردار است که مجری با خلاقیت خویش بتواند برنامه ای جذاب را خلق کند."
همه رسانه ها در جهان ابتدا به گوینده نیاز دارن
اما از همه جالب تر نظر مهران دوستی گوینده رادیویی درباره مجری است: " من یک چیزی می گویم و دوست دارم تیترش کنید همه رسانه ها در جهان ابتدا به گوینده نیاز دارند. نه بازیگر و نه حتی مجری. الان همین آقایی که دارد از این جارد می شود، بیاید و میکروفن بدهید دستش و بگویید درباره فلان چیز حرف بزند یا آب و هوا را گزارش کند، مثل بلبل این کار را می کند. این می شود مجری. برای همه رسانه ها هم مجری، ریخته است. اما بیا به همین آقا بگو امسال سال مولاناتس. می توانید یک بیت شعر از مولانا بخوانید؟ ایشان هم می گوید شرمنده. من نمی توانم. خیلی از گوینده های ما دو بیت شعر حافظ نمی توانند بخوانند ولی اگر به همان آدم بگویید ادای راننده تاکسی را در بیاور، می تواند! این مدل اجرا کردن، تاریخ مصرف دارد، متفاوت بودن آن هم دربه کار بردن بعضی عبارات نسل سومی، تاریخ مصرف دارد. چنین مجری هایی امروز می روند توی بورس و فردا هم خیلی راحت کنار می روند."
دوستی در ادامه درباره نحوه آموزش گوینده نظرات خویش را مطرح می کند که می تواند در مورد مجری هم صادق باشد: " گوینده مثل بازیگر نیست. 30 سال می ماند. ماندگار است امین حیایی می آید و نهایتا 2 سال ، 5 سال می ماند روی بورس، اما گوینده خوب 30 سال کار می کند. خب، برای چنین چیزی باید هزینه کرد. یکی از هزینه هایش گزینش مناسب است؛ آن هم نه از طریق مراکز دولتی، هزینه دیگر، در اختیار قرار دادن استودیوها برای جوانان است یکی از بهترین دوره ها این است که این ها بیایند و بنشینند کنار من گویندگی کلاس آموزشی ندارد فوت و فن قرائت را شاید بشود یاد داد، اما لحن را نمی شود. ولی شما 5 سال می آیی می نشینی کنار من و کم کم یاد می گیری که البته چنین چیزی هم درحال حاضر به خاطر حجم بالای برنامه ها مقدور نیست."
از نظرات این کارشناسان چنین استنباط می شود که تلویزیون نیازمند هر دو پدیده است هم شومن که تنها و صرفا در حال سرگرم کردن مردم است و هم کارشناس-مجری... یعنی این دو پدیده به هیچ وجه نافی یکدیگر نیستند و قادر اند که بخوبی در کنار هم زیستی مسالمت آمیز و به دور از حذف یکدیگر داشته باشند چون هر دو نیاز مردم ایران است و این نیاز است که در درجه اول یک فرد یا یک حرفه و شغل را زنده نگه می دارد.
منبع :
بسم الله الرحمن الرحیم
آئین سخنوری در حدیث امیر کلام علیه السلام
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 28 آبان 1388 ساعت: 6:19:26 ب.ظ.
امام على عليهالسلام :
أيُّهَا النّاسُ فِى الاِْنْسانِ عَشْرَ خِصالٍ يُظْهِرُها لِسانُهُ: شاهِدٌ يُخْبِرُ عَنِ الضَّميرِ وَ حاكِمٌ يَفْصِلُ بَيْنَ الْخِطابِ وَ ناطِقٌ يُرَدُّ
بِهِ الْجَوابُ وَ شافِعٌ يُدْرَكُ بِهِ الْحاجَةُ وَ واصِفٌ يُعْرَفُ بِهِ الاَْشْياءُ وَ أَميرٌ يَأْمُرُ بِالْحَسَنِ وَ واعِظٌ يَنْهى عَنِ الْقَبيحِ وَ مُعِزٌّ
تُسَكَّنُ بِهِ الاَْحْزانُ وَحاضِرٌ تُجْلى بِهِ الضَّغائِنُ وَ مونِقٌ تَلْتَذُّ بِهِ الاَْسْماعُ
اى مردم! انسان ده خصلت دارد كه زبان او آنها را آشكار مىسازد: زبان، گواهى است كه از درون خبر مىدهد.
داورى است، كه به دعواها خاتمه مىدهد. گويايى است كه بهوسيله آن به پرسشها پاسخ داده مىشود.
واسطهاى است كه با آن حاجت برآورده مىشود. وصف كنندهاى است كه با آن اشياء شناخته مىشود.
فرماندهى است كه به نيكى فرمان مىدهد.پند دهندهاى است كه از زشتى باز مىدارد.
تسليت دهندهاى است كه غمها با آن آرامش مىيابد. حاضرى است كه با آن كينهها برطرف مىشود
و دلربايى است كه گوشها با آن از لذّت برخوردار مىشوند
كافى، ج 8 ، ص 20، ح 4
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 6:21:10 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
رُبَقَولٍ أنفَذُ مِنصَولٍ .
بسا سخنى ، كه از يورش كارگرتر است .
نهج البلاغه : حکمت 394
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 6:21:51 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
صُورَةُ المرأةِ في وَجهِها ،وصُورَةُ الرجُلِ في مَنطِقِهِ .
صورت زن در رخسار اوست و صورت مرد در گفتار او .
بحارالانوار : 71 / 293 / 63
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 6:23:15 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
رُبَّ كلامٍ أنفَذُ مِن سِهامٍ .
بسا سخنى ، كه از تيرها كارگرتر است .
غررالحکم : 5322
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 6:24:05 ب.ظ.
تحف العقول :
سُئلَ [ عليٌ]عليه السلام أيُّ شَيءٍ مِمّا خلقَ اللَّهُ أحسَنُ ؟ فَقالَ عليه السلام : الكلامُ ،
فقيلَ : أيُّ شيءٍ ممّاخَلَقَ اللَّهُ أقبَحُ ؟ قالَ : الكلامُ ، ثُمّ قالَ : بالكلامِ ابيَضَّتِ الوُجوهُ ،
وبالكلامِ اسوَدَّتِ الوُجوهُ .
از امام على عليه السلام پرسيدند : بهترين چيزى كه خدا آفريده كدام است ، فرمود :
سخن . عرض شد : زشتترين چيزى كه خدا آفريده كدام است ؟ فرمود : سخن .
سپس فرمود : با سخن است ، كه روسفيدى حاصل مىشود و با سخن است ،
كه روسياهى به وجود مىآيد .
تحف العقول : 216
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 6:24:51 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
إيّاكَ وما يُستَهجَنُ مِن الكلامِ؛ فإنّهُ يَحبِسُ علَيكَ اللِّئامَ ويُنَفِّرُ عنكَ الكِرامَ .
زنهار ، از به زبان آوردن سخنان زشت ؛ زيرا كه فرومايگان را گرد تو جمع مىكند
و گرانمايگان را از تو مىرماند .
غررالحکم : 2722
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 6:25:40 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
إيّاكَ ومُستَهجَنَ الكلامِ ؛ فإنّهُ يُوغِرُ القَلبَ .
زنهار از سخن زشت ؛ كه آن دلها را كينهور مىسازد .
غررالحکم : 2675
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 6:26:28 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
مَن ساءَ كلامُهُ كَثُرُ مَلامُهُ .
هر كه گفتارش بد باشد ، بسيار ملامت شنود .
غررالحکم : 8496
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 6:27:16 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
سُنَّةُ اللِّئامِ قُبحُ الكلامِ .
شيوه فرومايگان ، زشتگويى است .
غررالحکم : 5551
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 6:29:38 ب.ظ.
امام على عليه السلام - چون بر مردى گذشت كه زيادهگويى مىكرد - :
إنّك تُملِي على حافِظَيكَ كِتاباً إلى رَبِّكَ ، فَتَكَلَّمْ بما يَعنيكَ ودَعْ ما لا يَعنيكَ .
بدان كه تو بر دو فرشته نگهبان اعمالت نوشتهاى املا مىكنى و به سوى پروردگارت
مىفرستى . پس ، سخنانى بگو كه برايت سودمند باشد و از سخنان بيهوده دم فرو بند .
امالی صدوق : 37 / 4
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 6:30:38 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
عَجِبتُ لِمَن يَتكلَّمُ بما لا يَنفَعُهُ في دُنياهُ ولا يُكتَبُ لَهُ أجرُهُ في اُخراهُ .
در شگفتم از كسى كه سخنانى مىگويد ، كه نه در دنيايش به او سود مىرساند
و نه در آخرتش براى او اجرى نوشته مىشود .
غررالحکم : 6283
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 6:31:25 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
إيّاكَ والهَذَرَ ؛ فَمَن كَثُرَ كلامُهُ كَثُرَت آثامُهُ .
زنهار از ياوهگويى ؛ زيرا هر كه پرگو باشد ، گناهانش بسيار شود .
غررالحکم : 2637
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 7:38:06 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
إيّاكَ وفضولَ الكلامِ ؛ فإنّهُ يُظهِرُ مِن عُيوبِكَ ما بَطَنَ ،
ويُحَرِّكُ علَيكَ مِن أعدائكَ ما سَكَنَ .
از زيادهگويى بپرهيز ، كه آن عيبهاى پنهان تو را آشكار مىسازد
و كينههاى آرام گرفته دشمنانت را بر ضدّ تو تحريك مىكند .
غررالحکم : 2720
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 7:38:48 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
طوبى لِمَن ... أنفَقَ الفَضلَ مِن مالِهِ ، وأمسَكَ الفَضلَ مِن لِسانِهِ .
خوشا به حال كسى كه ... زيادى مال خود را انفاق كرد و زبانش را از زيادهگويى
نگه داشت .
نهج البلاغه : حکمت 123
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 7:39:44 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
إيّاكَ وكَثرَةَ الكَلامِ ؛ فإنّهُ يُكثِرُالزَّلَلَ ويُورِثُ المَلَلَ .
زنهار از پرگويى؛ زيرا كه لغزشها را زياد مىكند و ملال مىآورد .
غررالحکم : 2680
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 7:40:32 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
إذا تَمَّ العَقلُ نَقَصَ الكلامُ .
هر گاه عقل كامل شود ، سخن گفتن كاستى گيرد .
بحارالانوار : 71 / 290 / 62
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 7:41:10 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
الكلامُ في وَثاقِكَ ما لم تَتَكلَّمْ بهِ ، فإذا تَكَلَّمتَ بهِ صِرتَ في وَثاقِهِ ،
فَاخزُنْ لِسانَكَ كما تَخزُنُ ذَهَبَكَ ووَرِقَكَ ، فَرُبَّ كَلِمَةٍ سَلَبَت نِعمَةً وجَلَبَت نِقمَةً .
تا سخن را به زبان نياوردهاى، در بند توست . همين كه به زبان آوردى ، تو در بند سخن
در مىآيى . پس همان گونه كه زر و سيم خود را در گنجينه مىنهى ، زبانت
را نيز (در گنجخانه دهان) نگه دار ؛ زيرا بسا سخنى ، كه نعمتى را از كف برده و خشم و كيفرى
را آورده است .
نهج البلاغه : حکمت 381
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 7:41:54 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
إذا تَكَلَّمتَ بالكَلِمَةِ مَلَكَتكَ ،وإذا أمسَكتَها مَلَكتَها.
هر گاه سخنى گفتى ، آن سخن مالك توست و هر گاه آن را ، نگه داشتى
تو اختياردارش هستى .
غررالحکم : 4084
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 7:42:41 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
مَن عَلِمَ أنّ كلامَهُ مِن عَمَلِهِ قلّ كلامُهُ إلّا فيما يَعنيهِ .
كسى كه بداند گفتار او در شمار كردار اوست (و بازخواست مىشود) ، گفتار او
جز در مواردى كه مفيد است ، اندك شود .
نهج البلاغه : حکمت 349
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 7:43:25 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
لا تَقُلْ ما لا تَعلَمُ ، بَللا تَقُلْ كُلَّ ما تَعلَمُ ، فإنَّ اللَّهَ فَرَضَ على جَوارِحِكَ
كُلِّها فَرائضَ يَحتَجُّ بها علَيكَ يَومَ القِيامَةِ .
آنچهنمىدانى مگوى، حتّى تمام آنچه را هم كه مىدانى مگوى ؛ زيرا خداوند
بر كليه اعضاى بدن تو فرايضى واجب كردهاست ، كه روز قيامت به وسيله آنها
بر ضدّ تو حجّت مىآورد .
نهج البلاغه : حکمت 382
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 7:44:08 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
الكلامُ كالدَّواءِ ؛ قَليلُهُيَنفَعُ ، وكَثيرُهُ قاتِلٌ .
سخن چون داروست ، اندكش سود مىبخشد و بسيارش كشنده است .
غررالحکم : 2182
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 7:44:50 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
الكلامُ بَينَ خَلَّتَي سَوءٍ ، هُما : الإكثارُ والإقلالُ ، فالإكثارُ هَذَرٌ ، والإقلالُ عِيٌّ وحَصَرٌ .
سخن ، ميان دو خصلت زشت قرار گرفته است : پرگويى و كم گويى ؛ زيرا پرگويى
به ياوهگويى مىانجامد و كم گويى ، نشانگر درماندگى و عجز در سخن گفتن است .
غررالحکم : 1854
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 7:45:54 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
لا خَيرَ في الصَّمتِ عنِ الحُكمِ ، كما أ نّهُ لا خَيرَ في القَولِ بالجَهلِ .
در زبان فرو بستن از حكمت ، خيرى نيست ، چنان كه در سخن گفتن
از روى نادانى نيز خيرى نيست .
نهج البلاغه : حکمت 182
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 7:46:48 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
كُلُّ سُكوتٍ ليسَ فيهِ فِكرٌ فهُو غَفلَةٌ .
هر سكوتى كه در آن انديشيدنى نباشد ، آن غفلت است .
بحارالانوار : 71 / 275 / 2
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 7:49:29 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
صَمتٌ يُكسِبُكَ الوَقارَخَيرٌ مِن كلامٍ يَكسُوكَ العارَ.
خاموشيى كه تو را وقار بخشد ، بهتر از سخن گفتنى است كه جامه عار بر تو پوشاند .
غررالحکم : 5867
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 7:50:20 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
أحسَنُ الكلامِ ما لا تَمُجُّهُ الآذانُ ولا يُتعِبُ فَهمُهُ الأفهامَ .
بهترين سخن ، آن است كه گوشها از شنيدن آن رنجه و بيزار نشود و فهميدن
آن ، انديشهها را به رنج نيندازد .
غررالحکم : 3371
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 7:51:05 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
أحسَنُ الكلامِ مازانَهُ حُسنُالنِّظامِ ، وفَهِمَهُ الخاصُّ والعامُّ .
بهترين سخن ، آن است كه به انسجام زيبا (حُسن تأليف و تركيب)
آراسته باشد و خاصّ و عام آن را بفهمند .
غررالحکم : 3304
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 7:51:47 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
خَيرُ الكلامِ ما لا يُمِلُّ ولا يَقِلُّ .
بهترين سخن آن است كه نه (طولانى باشد و) ملال آورَد و نه اندك باشد (و ابهام فزايد) .
غررالحکم : 4969
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 7:52:44 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
أبغَضُالخَلائقِ إلى اللَّهِ المُغْتابُ .
منفورترين كس نزد خدا كسى است كه پشت سر ديگران بدگويى كند .
غررالحکم : 3128
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 7:53:44 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
أبغَضُ العِبادِ إلى اللَّهِ سبحانه العالِمُ المُتَجَبِّرُ .
منفورترين بندگان نزد خداى سبحان دانشمند زورگو است .
غررالحکم : 3164
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 7:54:36 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
أمَا إنّه ليسَ بينَ الحقِّ والباطلِ إلّا أربَعُ أصابِعَ ... الباطلُ أنْ تقولَ : سَمِعتُ ،
والحقُّ أنْ تقولَ : رَأيْتُ .
هان ! ميان حقّ و باطل جز چهار انگشت فاصله نيست ... باطل آن است كه بگويى :
شنيدم و حقّ آن است كه بگويى : ديدم .
نهج البلاغه : خطبه 141
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 7:55:58 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
المرءُ بأصغَرَيْهِ : بقلبِهِ ولسانِهِ ، إنْ قاتَلَ قاتَلَ بجَنانٍ ، وإن نَطقَ نَطقَ ببَيانٍ .
(ارزش) انسان به دو عضو كوچك اوست : دل و زبان . چون بجنگد با دل جنگد و چون زبان باز كند
واضح و رسا بگويد.
غررالحکم : 2089
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 7:57:42 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
لا يجِدُ عبدٌ طعمَ الإيمانِ حتّى يترُكَ الكذبَ هَزْلَهُ وجِدَّهُ .
تا بندهاىدروغ گفتن، به شوخى و جدى ، را ترك نگفته باشد ، مزه ايمان را نمىچشد .
بحارالانوار : 72 / 249 / 14
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 7:58:34 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
لكلِّ شيءٍ آفةٌ ، وآفةُ العلمِ النِّسيانُ ، وآفةُ العِبادةِ الرِّياءُ ، وآفةُ اللّبِّ العُجْبُ ،
وآفةُ النَّجابةِ الكِبْرُ ، وآفةُ الظَّرْفِ الصَّلَفُ ، وآفةُ الجُودِ السَّرَفُ ، وآفةُ الحياءِ الضَّعْفُ ،
وآفةُ الحِلمِ الذّلُّ ، وآفةُ الجَلَدِ الفُحْشُ .
هر چيزى آفتى دارد ؛ آفتِ علمْ فراموشى است ، آفتِ عبادتْ ريا ، آفتِ خردْ خودپسندى ،
آفتِ نجيب زادگى تكبّر ، آفتِ زيركى خودستايى ، آفتِ بخشندگى اسراف ، آفتِ حيا ناتوانى ،
آفتِ بردبارى خوارى و آفتِ نيرومندى زشت گفتارى و بدكردارى
کنزالعمال : 44226
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 7:59:22 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
آفةُ النَّقْلِ كذبُ الرّوايةِ .
آفتِ بازگو كردن (حديث يا هر سخنى) دروغ نقل كردن است .
غررالحکم : 3947
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 8:00:02 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
آفةُ الحديثِ الكذبُ .
آفتِ سخن ، دروغ گفتن است .
غررالحکم : 3957
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 8:00:49 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
آفةُ الكلامِ الإطالةُ .
آفتِ سخن ، پرگويى است .
غررالحکم : 3966
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 8:01:52 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
يَحتاجُ الإمامُ إلى قلبٍ عَقُولٍ ، ولسانٍ قَؤولٍ ، وجَنانٍ على إقامةِ الحَقِّ صَؤولٍ .
امام و پيشوا بايد انديشهاى خرد ورز ، زبانى گويا و دلى خروشان در راه برپايى
حقّ داشته باشد .
غررالحکم : 11010
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 8:02:35 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
مَن نَصَبَ نَفْسَهُ للنّاسِ إماماً فَعَلَيْهِ أنْ يَبدأَ بتعليمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تعليمِ غيرِهِ ،
ولْيَكُنْ تأديبُهُ بسِيرَتِهِ ، قبلَ تأديبِهِ بِلِسانِهِ .
هر كه خود را پيشواى مردم كند بايد پيش از آموزش ديگران به آموزش خويش
بپردازد و پيش از آن كه (ديگران را) به گفتار ادب كند بايد به رفتار خود تربيت نمايد .
نهج البلاغه : حکمت 110
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 8:04:42 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
البَغيُ يَسْلُبُ النِّعمةَ .
زورگويى نعمت را مىبرد .
غررالحکم : 382
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 8:05:25 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
إيّاكَ والبَغيَ فإنّهُ يُعَجِّلُ الصَّرْعةَ ، ويُحِلُّ بالعاملِ بهِ العِبَرَ .
از زورگويى و سركشى بپرهيز كه زورگويى زود به خاك در مىافكند و زور گو را
درس عبرت مىسازد .
غررالحکم : 2657
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 8:06:08 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
البَلاغةُ ما سَهُلَ على المَنطِقِ وخَفَّ على الفِطْنَةِ .
بلاغت آن است كه به گفتار ، روان و به فهم ، آسان باشد .
غررالحکم : 1881
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 8:06:46 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
البَلاغةُ أنْ تُجِيبَ فلا تُبْطئَ ، وتُصِيبَ فلا تُخْطئَ .
بلاغت آن است كه در جواب دادن كندى نكنى و مقصودت را برسانى
و تير سخنت به خطا نرود .
غررالحکم : 2150
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 8:07:25 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
قد يُكْتَفى مِن البَلاغةِ بالإيجازِ .
گاه از بلاغت به ايجاز بسنده مىشود .
غررالحکم : 6666
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 30 آبان 1388 ساعت: 8:08:02 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
أبلَغُ البَلاغةِ ما سَهُلَ في الصَّوابِ مَجازُهُ وحَسُنَ إيجازُهُ .
بليغترين سخن آن است كه براحتى مقصود را برساند و ايجاز نيكو داشته باشد .
غررالحکم : 3307
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 23 آذر 1388 ساعت: 7:13:26 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
أحسَنُ الكلامِ ما زانَهُ حُسْنُ النِّظامِ ، وفَهِمَهُ الخاصُّ والعامُّ .
بهترين گفتار آن است كه به حسن ترتيب و نظم آراسته باشد و عالم و عامى آن را بفهمد .
غررالحکم : 3304
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 23 آذر 1388 ساعت: 7:14:23 ب.ظ.
امام على عليه السلام - در حكمت هاى منسوب به ايشان - :
الكَلَمَةُ إذا خَرَجَت مِنَ القَلبِ وَقَعَت في القَلبِ ، وَإذا خَرَجَت
مِنَ اللِسانِ لَم تُجاوِزِ الآذانَ .
هرگاه سخنى از دل برخيزد در دل مىنشيند و هرگاه از زبان بيرون آيد
از مرز گوش ها در نگذرد .
شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید : 20 / 287 / 279
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 23 آذر 1388 ساعت: 7:15:38 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
لا تُواخِ مَن يَسْتُرُ مَناقِبَك ويَنْشُرُ مَثالِبَكَ .
با كسى كه خوبي هايت را مىپوشاند و عيبهايت را پخش مىكند ، برادرى مكن .
غررالحکم : 1042
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 23 آذر 1388 ساعت: 7:16:39 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
أخوكَ الّذي لا يَخْذُلُكَ عِندَ الشِّدَّةِ ، ولا يَغْفُلُ عنكَ عندَ الجَرِيرةِ ،
ولا يَخْدَعُكَ حينَ تَسْألُهُ .
برادر تو آن كس است كه گاهِ سختىتنهايت نگذارد وهنگامگناه از تو غافل نشود
وهرگاه از او چيزىمىپرسىفريبت ندهد.
بحارالانوار : 77 / 269 / 1
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 23 آذر 1388 ساعت: 7:17:15 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
خيرُ الإخْوانِ أقلُّهُمْ مُصانَعةً في النَّصيحَةِ .
بهترين برادر آن است كه در نصيحت و خيرخواهى كمتر سازشكارى كند.
غررالحکم : 4978
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 23 آذر 1388 ساعت: 7:17:57 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
مَن وَعَظَ أخاهُ سِرّاً فَقَد زانَهُ ، ومَن وعَظَهُ عَلانِيَةً فَقَد شانَهُ .
هر كه برادر خود را پنهانى اندرز دهد او را آراسته و هر كه آشكارا پندش دهد
بدنام و رسوايش كردهاست .
بحارالانوار : 74 / 166 / 29
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 23 آذر 1388 ساعت: 7:18:48 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
أصْلِحْ المُسيءَ بحُسْنِ فِعالِكَ ، ودُلَّ على الخيرِ بِجميلِ مَقالِكَ .
بدكار را (يا كسى را كه به تو بدى كرده است) با كردار نيكت درست گردان و با گفتار
نيكو و زيبايت به خير و خوبى راهنمايى كن .
غررالحکم : 2304
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 23 آذر 1388 ساعت: 7:19:32 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
لِيؤذّنْ لَكُم أفصحُكُمْ ، وَلْيؤمّكُمْ أفقهُكُم .
بايد فصيحترين فرد شما اذان بگويد و آگاهترين شما به مسائل دينى
امامت (نمازتان) را به عهده گيرد .
دعائم الاسلام : 1 / 147
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 23 آذر 1388 ساعت: 7:20:54 ب.ظ.
كنز العمّال :
كان عليٌّ عليه السلام يَجيء إلى السُّوقِ فيقومُ مَقاماً له ، فيقولُ : السّلامُ عليكم
أهلَ السُّوقِ ، اتَّقوا اللَّهَ في الحَلْفِ ، فإنّ الحَلفَ يُزجيالسِّلْعَةَ ويَمْحَقُ البَرَكةَ ،
التّاجرُ فاجرٌ إلّا مَن أخذَ الحقَّ وأعْطاهُ .
امام على عليه السلام به بازار مىآمد و در جايگاه خود مىايستاد و مىفرمود :
درود بر شما اى بازاريان ، از خدا بترسيد و سوگند مخوريد ؛ زيرا سوگند خوردن
كالا را رونق مىدهد و بركت را مىبرد . تاجر نابكار است مگر آن كه به حق بستاند و بدهد .
کنزالعمال : 10043
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 23 آذر 1388 ساعت: 7:21:48 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
فلا تُكَلِّموني بما تُكَلَّمُ بهِ الجَبابِرَةُ ، ولا تَتَحَفَّظوا منّي بما يُتَحَفَّظُ
بهِ عندَ أهلِ البادِرَةِ ، ولا تُخالِطوني بالمُصانَعَةِ .
با من ، آن گونه كه با جبّاران سخن گفته مىشود ، سخن مگوييد و چنان كه
از حاكمان بد خشم پرهيز مىشود از من نپرهيزيد و تصنّعى با من رفتار نكنيد .
نهج البلاغه : خطبه 216
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 23 آذر 1388 ساعت: 7:22:28 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
إيّاكُم والجِدالَ ؛ فإنّه يُورِثُ الشَّكَّ .
از جدال كردن بپرهيزيد كه اين كار شكّ و دو دلى به بار مىآورد .
الخصال : 615 / 10
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 23 آذر 1388 ساعت: 7:24:06 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
لا يَجلِسُ في صَدرِ المجلسِ إلّا رجُلٌ فيهِ ثلاثُ خِصالٍ : يُجيبُ إذا سُئلَ ، ويَنطِقُ
إذا عَجَزَ القَومُ عن الكلامِ ، ويُشيرُ بالرّأيِ الّذي فيه صَلاحُ أهلِهِ ، فمَن لم يَكُنْ
فيهِ شَيءٌ مِنهُنَّ فجَلَسَ فهُو أحْمَقُ .
تنها كسى بايد در صدر مجلس بنشيند كه سه ويژگى داشته باشد : هرگاه از او پرسشى
كنند پاسخ دهد ، هرگاه ديگران از سخن گفتن درماندند او سخن بگويد و نظرى بدهد كه
خير و صلاح مجلسيان در آن باشد . هر كس اين ويژگيها را نداشته باشد و در صدر مجلس
بنشيند احمق است .
بحارالانوار : 78 / 304 / 1
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 23 آذر 1388 ساعت: 7:25:31 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
إنَّ اللَّهَعزّ و عجل (جعل) صُورَةَ المَرأةِ في وَجهِها ، وصُورةَ الرّجُلِ في مَنطِقهِ .
خداوند عزّ و جل چهره (و زيبايى) زن را در رخسار او و چهره (و زيبايى) مرد را
در گفتارش قرار دادهاست .
بحارالانوار : 71 / 293 / 63
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 23 آذر 1388 ساعت: 7:26:40 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
جاهِدوا في سبيلِ اللَّهِ بأيْديِكُم ، فإنْ لَم تَقْدِروا فجاهِدوا بألسِنَتِكُم ،
فإنْ لَمتَقْدِروا فجاهِدوا بقُلوبِكُم .
در راه خدا با دستهاى خود بجنگيد ، اگر نتوانستيد با زبانهاى خود بجنگيد
و اگر باز هم نتوانستيد با دلهاى خود بجنگيد .
بحارالانوار : 100 / 49 / 23
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 23 آذر 1388 ساعت: 7:27:22 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
اللَّهَ اللَّهَ فيالجِهادِ بأمْوالِكُم وأنْفُسِكُم وألْسِنَتِكُم في سبيلِ اللَّهِ .
خدا را ، خدا را ، در جهاد كردن با مالها و جانها و زبانهايتان در راه خدا .
نهج البلاغه : نامه 47
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 23 آذر 1388 ساعت: 7:29:06 ب.ظ.
حضرت امیر المومنین، علی(ع) :
تَحَرِّى الصِّدْقِ وَ تَجَنُّبُ الْكَذِبِ اَجْمَلُ شیمَةٍ وَ اَفْضَلُ اَدَب
راستگو بودن و پرهیز نمودن از دروغ، زیباترین اخلاق و بهترین ادب است
کافى، ج 8 ، ص 150، ح 132
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 23 آذر 1388 ساعت: 7:30:12 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
أجْهلُ النّاسِ المُغَترُّ بقَولِ مادِحٍ مُتَملِّقٍ ، يُحسِّنُ لَهُ القَبيحَ ويُبغِّضُ إلَيهِ النَّصيحَ .
نادانترينِ مردم كسى است كه فريفته سخنان ستاينده چاپلوسى شود كه زشت را
در نظر او زيبا جلوه مىدهد و خير خواه را دشمن او معرفى مىكند .
غررالحکم : 3262
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 23 آذر 1388 ساعت: 7:30:53 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
لا تَتَكلّمْ بكُلِّ ما تَعلَمُ فكَفى بذلكَ جَهلاً .
هر چه مىدانى به زبان مياور كه اين نشان نادانى است .
غررالحکم : 10187
ارسال شده به وسیله: سید محمد فقیه سبزواری - 23 آذر 1388 ساعت: 7:31:52 ب.ظ.
امام على عليه السلام :
إذا ازْدَحَمَ الجَوابُ خَفِيَ الصَّوابُ .
هرگاه پاسخ ها درهم و انبوه شود ، پاسخِ درست پوشيده ماند .
نهج البلاغه : حکمت 243
شما را بامفهومی به نام گریم یا چهره پردازی آشنا می کنم یکی از اصول کارهای تصویری گریم شدن افراد است یعنی گریمور(شخصی که تخصص این کار را دارد) با استفاده از وسایل مختلف و کار بر روی صورت شما که با توجه به فیزیک صورت و رنگ پوست و … چهره شما را برای یک بخش خبری آماده می کند.
از فون( پودر صورت) انواع قلم موها و دیگر وسایل گرفته تا تافت و غیره. یک گوینده معمولا حدود بیست دقیقه قبل از خبر در اتاق گریم حاضر می شود و گریمورها بر روی صورت او کار کرده و برای بخش خبری او را آماده می کنند. در کنار این موضوع نور پردازی صحنه هم مهم است چراکه هر چهره ای با توجه فیزیک صورت و رنگ پوست و … نیاز به تنظیماتی از نور دارد این بخش در واقع پشتیبانی گوینده برای اجراست البته مفهوم گریم خیلی تخصصی تر از این توضیحات بنده است ولی در حد آشنایی شما فکر می کنم کافی بود.
منبع :
بازیگران سینما مجریان خوبی نیستند
ورود بازیگران بیکار و کم کار سینما به حوزه اجرای برنامه های تلویزیونی این سوال را مطرح می کند که آیا هنرپیشگان سینما در عرصه اجرا هم موفق هستند؟ نظر شخصی من منفی است علت آن هم تفاوت شخصیت کاری این دو حرفه است ببینید ما در اجرا با شخصیت واقعی مجری مواجه هستیم(معمولا) و به عبارت روشن تر این شخصیت مجری است که از طریق سیما (به عنوان کانال پیام) ارایه می شود اما در نقطه مقابل هنرپیشه تلاش می کند شخصیت نوشته شده در فیلمنامه و یا سناریو را بازی کند ... خیلی روشن است اگر هنرپیشه ای در نقشی موفقیت خوبی به دست آورد دلیلی بر موفقیت او در اجرا نخواهد بود زیرا مخاطبان او را به عنوان یک هنرپیشه می شناسند تا یک مجری، نکته مهم تر وقتی در برنامه های جدی و تخصصی هنرپیشه در مقابل دوربین به عنوان مجری قرار می گیرد مردم به او اعتماد می کنند و دیگر نباید و نمی تواند نقش بازی کند ... البته در این بین استثنا هم داریم مثلا حضور برخی هنرپیشگان در برنامه های تفریحی و مسابقه معمولا باور پذیرتر است....تصورم بر این است امروز ما نقش هنرپیشه، دوبلور، گوینده و مجری را با هم اشتباه گرفته ایم.
مازیار ناظمی
منبع :
Facial expression
بیان چهره
مازیار ناظمی
حتما اگر بیننده تلویزیون باشید ! دیده اید کارگردان در برخی نماها مستقیما می رود سراغ چهره مجری و با نماهای درشت و نزدیک - Close up سعی در القا مکنونات قلبی مجری دارد. بیان چهره Facial expression می تواند نشانه هایی از میزان صداقت شما ( مجری ) و خلوص و طرز برخورد عمومی مجریان را نشان دهد و جالبه شما به عنوان بیینده می توانید از چشمان مجری تا حدودی به میزان اعتقاد قلبی او به موضوعات برنامه پی ببرید این نشانه ها مخصوصا حالات چشمان مجری مهمترین عامل در انتقال مفهوم ذهنی شما به مخاطبان می تواند باشد .بیان چهره برای ترغیب و یا برعکس امتناع بینندگان از تماشای تلویزیون و برنامه های ان بسیار اهمیت دارد البته برخی ژستهای بی معنا و دلیل روشن مانند حرکات دایم دست و بدن و یا چرخاندن مداد در دست که به نوعی حواس پرتی و آشفتگی و تمرکز گریزی را در مخاطب بوجود می اورد ،کمکی به سطح اجرای شما نمیکند ... بهترین حالات در اجرای تلویزیون نگاه مستقیم به لنز دوربین بعنوان بینندگان است برخی حرکات و اشارات شما که خارج از دید و زاویه دوربین است کمکی به بیان مفاهیم نمیکند و به عنوان اخرین نکته همیشه منتظر نمای نزدیک کارگردان باشید حتی زمانی که اشارات Cues را دریافت نمیکنید
منبع :
مجری برنامه کودکان
کودکان عموما از اینکه مورد خطاب مستقیم "باید و نباید"ها یا "بکن و نکن"ها قرار گیرند، خوششان نمی آید. به خاطر دارم که در ماه رمضان سال گذشته، دوربین تلویزیون سراغ کودکان می رفت و از آنان می پرسید " شماهم روزه می گیری؟" طبیعتا جوابها همه مثبت بود
نگین حسینی پایان نامه کارشناسی ارشد خود را به کتاب تبدیل کرده است. "جنگ تلویزیونی برای کودکان" نام کتابی است که او به یک کودک نابینا تقدیم کرده است. او درباره انگیزه این کار می گوید:" در زمانه ای که تلویزیون حتی یک ربع برنامه برای کودکان نمی سازد، این کار را برای جلب توجه برنامه سازان تلویزیون انجام دادم." خانم حسینی روزنامه نگار و دانشجوی دکترای علوم ارتباطات است با او در مورد برنامه های های کودک گفتگو کرده ایم که می خوانید.
یک احساس نوستالژیک در مورد کارتونهای قدیمی وجود دارد که جوانهای امروز همه کارتونهای دوران کودکی را به خوبی به یاد دارند. آیا تحلیل محتوایی انجام شده که نشان دهد کیفیت کارتونهای قدیم مثل پسرشجاع و تنسی تاکسیدو خوب بوده یا این به تفاوت نسلها بر می گردد؟
دوست داشتم برای پاسخ به این سوال، وقت می گذاشتم و سری به مراکز تحقیقاتی مرتبط می زدم تا ببینم در این مورد تحقیقی شده یا نه؛ البته حدس می زنم که نشده باشد. اما نظر شخصی من این است که شرایط آن دوره بود که آن کارتون ها را در ذهن ما ماندگار کرد. اگر یادتان باشد، ما در دوره بعد از انقلاب و سپس سالهای جنگ قرار داشتیم و تلویزیون ما هم به دلایل شرایط ایدئولوژیک بعد از انقلاب و هم محدودیت های ناشی از جنگ، در مضیقه قرار داشت. خبری هم از اینترنت و سی دی و ... نبود.
بنابراین در آن شرایط که ما درحداقل امکانات تفریحی بودیم، هر برنامه ای ما را میخکوب می کرد و طبیعتا در ذهن مان هم ماندگار شد. اگر دقت کنید، این فقط منحصر به کارتونها نبوده است؛ حتی در مورد برنامه های بزرگسالان هم ، مجموعه های آن دوره هنوز دریادها مانده است: سریال آینه، اوشین (سالهای دور از خانه)، از سرزمین شمالی. محتوای اینها را که یادآوری کنید، می بینید چیز خاصی نداشت اما در آن شرایط بحرانی جنگ، مضیقه های تحمیل شده و امکانات تفریحی محدود، همه دست به دست هم داده بود که همه ما یک هفته روزشماری کنیم تا نوبت یک سریال نیم ساعته بشود. بنابراین ما و علاقه ما، برآیندی از شرایط کلی حاکم بود. اما در مورد تولیدات داخلی برنامه های کودک در آن زمان مثل محله بروبیا و مدرسه موشها، باید بگویم که ماندگاری آن برنامه ها نه فقط حاصل شرایط، که بخاطر کیفیت بالای ساخت آنها نیز بود.
بطور کلی، با وجود همه تفاوت ها در دنیای امروز و دیروز، تعجبی ندارد اگر کودکان امروز به اندازه دیروزی ها شیفته کارتون نباشند. به عبارتی، کودکان امروز یک بسته بزرگ و متنوع از سرگرمی ها را دراختیار دارند که تنوع ، پراکندگی و تغییرات سریع و هر روزه این بسته، به آنها مجال دل بستن به یک محصول خاص را نمی دهد. درهمین حال، بعید می دانم که کودکان این نسل، بتوانند عموپورنگ را به عنوان اسطوره کودکی شان از یاد ببرند.
طبیعتا شما باید برای تحقیق هم که شده برنامه های کودک را نگاه کنید آیا برنامه های امروز در مقایسه با دهه 60 تغییراتی کرده است؟
البته درحال حاضر تحقیق خاصی دردست ندارم که مجبور باشم برنامه ها را دنبال کنم. بطور کلی به نظرم، کیفیت ساخت برنامه های دهه 60 به مراتب بالاتر از امروز بود. اگر از برنامه های کودک امروز، کارتون هایی که اکثرا هم خارجی هستند، تفریق شوند، چیزی از برنامه کودک باقی نمی ماند. به جز برنامه عموپورنگ که با همراهی امیرمحمد، به یک برنامه جذاب و دوست داشتنی تبدیل شده، سایر برنامه های کودک مشخصه جالبی ندارند. اشاره کردم که برنامه های تولیدی دهه 60، مثل جنگ های تلویوزیونی "محله برو بیا" و "محله بهداشت"، ومدرسه موشها، بسیار جذاب و دوست داشتنی بودند؛ و می بینیم که کارهایی در این سطح دیگر تکرار نشده اند.
برخی از کارشناسان می گویند به غیر از عموپورنگ، سایر مجریان در سطح بسیار نازلی قرار دارند، مشکل اساسی مجریان برنامه های کودک چیست؟
بیشترین اشکال مجریان کودک در تلویزیون ما این است که کودک درون آنان، آنقدر بزرگ شده که آنها مجبورمی شوند خود را تا سطح بچه ها پایین بکشند و بیشتر "ادای" این کار را درآورند. لحن تصنعی آنها کاملا نشان می دهد که در برقراری ارتباط با کودکان، بیش از حد تحت فشارند و خود نیز از این فشار رنج می برند. من به جرات می توانم بگویم که در میان اینهمه، فقط یک استثنا وجود دارد و آن "عموپورنگ" است که به عنوان مجری کودک، نه تنهاهیچ نقشی را اجرا نمی کند، بلکه دقیقا خودش را روی صحنه می آورد. عموپورنگ باهمه بزرگی هایش، بالذاته کودک باقی مانده و به همین دلیل، توانایی شگرفی در برقراری ارتباط با کودکان دارد. هرچند گاهی شاهد بوده ام که او نیز در ارتباط با کودکان مرتکب خطاهایی شده که به لحاظ روانشناسی، درست و سنجیده نبوده، اما درمجموع می توانم بگویم که بعد از نسلی که همه شان در نوع خود بی نظیر بودند،عموپورنگ یک جرقه استثنایی در این عرصه بوده است.
در تحقیقم آورده ام که 90 درصد کودکان، مجری بانشاط و فعال را ترجیح می دهند؛ این یعنی مجری یی که مثل اخبارگویان، راست بایستد و سعی کند بالحنی به مقتضای سنی کودکان، برنامه ای اجرا کند، خوشایند کودکان نیست. به نظرم هرچند کودکان از مجریان خانم استقبال می کنند، اما چون دامنه حرکتی خانم ها جلوی دوربین باید کم باشد، بهتر است کار اجرای کودک را بیشتربه آقایان بسپارند؛ البته به شرط آنکه آنها هم "مرد این کار" باشند!
علاوه بر محدود بودن دامنه حرکتی خانمها، بسیاری رنگ تیره لباس خانمها را عامل مهم دیگری می دانند؟
به نظر می رسد که تلویزیون ایران در سال های اخیر، در رنگ لباس مجریان کودک تجدید نظر کرده و حالا شاهد لباس های رنگارنگی هستیم که مجریان کودک –باپیشتازی عموپورنگ- به تن می کنند. اما هنوز در مورد خانم ها، این موضوع بطور کامل لحاظ نشده و فقط از رنگ های تیره پرهیز می شود. همین نکته، بازهم نشان می دهد که کار روانشناختی روی رنگ ها و اثرات آنها نشده است. رنگ روشن به صرف روشن بودن، کارآیی مثبت ندارند. رنگ های روشنی مثل طوسی که در لباس خانم های مجری زیاد به چشم می خورد، نوعی کسالت و یکنواختی را به مخاطب القا می کند.
یکی از مشکلاتی که شما هم در تحقیق خود به آن اشاره کرده اید، دادن پیامهای مستقیم به کودکان است وشاید همین عامل باعث روگردانی کودکان از جنگ های تلویزیونی شده است.
هرکسی که کمترین معلوماتی در زمینه روانشناسی کودک داشته باشد، می داند که مستقیم ترین پیام های آموزشی رسانه ای، حداقل اثرگذاری را دارند.متاسفانه بیشتر برنامه های آموزشی کودک در تلویزیون ایران، پیام دهی مستقیم را هدف قرار می دهد.
این موضوع در برنامه های آموزش مسائل دینی و اعتقادی، بیشتر نمود دارد. کودکان عموما از اینکه مورد خطاب مستقیم "باید و نباید"ها یا "بکن و نکن"ها قرار گیرند، خوششان نمی آید. د. به خاطر دارم که در ماه رمضان سال گذشته، دوربین تلویزیون سراغ کودکان می رفت و از آنان می پرسید " شماهم روزه می گیری؟" طبیعتا جوابها همه مثبت بود اما این سوال در ذهن من باقی ماند که خب، اثر این پیامها چه بود؟ کودک مخاطب چه درسی یا چه تاثیری گرفت؟ بیشتر فعالیت های آموزشی تلویزیون با همین خطای آشکار صورت می گیرد و به نظرم، تنها نتیجه کار، هدر رفتن انبوه سرمایه و بودجه است.
چه قدر استفاده نابجا از نشانه های تصویری را عامل کاهش کیفیت برنامه های تولیدی کودکان می دانید؟
نشانه های تصویری برنامه های تلویزیونی ما هم دقیقا از همان مشکل "پیام مستقیم" رنج می برند. سازندگان برنامه های کودک و دکوراتورها تصور می کنند باید عینا پیام برنامه را در نشانه های تصویری بگنجانند. اگر برنامه آموزشی درباره نماز است، در پس زمینه دکور، حتما می توانید تصویری از یک دختربا چادر سفید را ببینید، یا پسری را که روی سجاده نشسته است. نمی دانم چه اشکالی دارد اگر پس زمینه تصویر، یک دختر شاد و بانشاط باشد که دارد بازی هم می کند. یقینا اگر لحظاتی پای برنامه ها بنشینید، از این دست موارد کم پیدا نمی کنید.
به دکور و صحنه آرایی اشاره کردید به نظر شما دکور برنامه های کودک بیش از اندازه شلوغ نیست در حالی که دکور برنامه های کودک خارجی بسیار خلوت است.
ببینید دکور شلوغ الزاما به معنی دکور زشت یا بد نیست. شمااگر برنامه های کودک خارجی را ببینید که مثلا در مهدکودکها اجرا می شود، در پس زمینه کار، یک فضای بی نهایت شلوغ را می بینید که درعین حال خیلی هم زیبا و جذاب است و باعث می شود حتی افراد بزرگسال هم دقایقی مکث کنند تا ببینند اینجا چه خبر است. البته باید اشاره کنم که دکور شلوغ در برنامه های آموزشی، کارآیی ندارد چون همه توجه مخاطب را به خود و جزییات خود جلب می کند.
نکته این است که هر دکوری، باید اندیشه ای متناسب با روانشناسی مخاطب و نوع وموضوع برنامه داشته باشد. طراحی دکور برنامه ها در ایران فقط از جنبه صرف دکوراسیون انجام می گیرد و خالی از نکته های روانشناختی است. حتی اگرهم ادعا شود که این نکته ها لحاظ شده، باز هم مشخص است که خوب کارشناسی نشده است. دکور خلوت، شلوغ، رنگی، تک رنگ، ابزار و لوازم دکور و ... همه دارای بارمعنایی خاصی است که ذهن مخاطب را بطورناخودآگاه، مشغول می کند. هرچه دانش برنامه ساز و دکوراتور نسبت به این مولفه های اثرگذار بیشتر باشد، دکور معنادارتری ارائه خواهد شد.
در تحقیق شما به تفاوتهای معنا دار تماشای تلویزیون توسط دخترها و پسرها توجه شده، مهمترین تفاوت این دو جنس در تماشای برنامه های تلویزیون چیست؟
تفاوت دختران و پسران در تماشای تلویزیون، از دو جنبه کمی و کیفی قابل تامل است:
براساس تحقیقی که انجام دادم، پسران به میزان بیشتری تلویزیون تماشا می کنند. بدون اینکه بخواهم وارد اعداد و ارقام تحقیق بشوم، به همین نکته بسنده می کنم که دختران وقت کمتری را به تماشای تلویزیون اختصاص می دهند و این تفاوت در روزهای تعطیل هم به همین منوال دیده می شود.
علاقه مندی دختران به برنامه های آموزشی – تفریحی بیش از پسران است. ضمن اینکه بیشترین انتخاب پسرها: مسابقه، فیلم سینمایی کارتونی و فیلم سینمایی غیرکارتونی بوده است؛ درحالیکه دخترها کارتون و برنامه عروسکی را بیشتر پسندیده اند.
3-به نظر شما دلیل این اتفاق چیست؟
این به ماهیت و طبیعت خلقت جنس ونث و مذکر و تفاوت آنها با هم برمی گردد. دختران عموما میزان تمرکز، دقت و حوصله بیشتری نسبت به پسران دارند و اینها دقیقا لازمه های تماشای برنامه های آموزشی- تفریحی است. پسرها بطور طبیعی، تمایل بیشتری به فعالیت بدنی، شینطنت و بازیگوشی دارند و البته در جامعه ما، این مساله نمود بیشتری دارد. دخترها ازسنین خاصی به بعد، محکوم به فراموش کردن بازی هاو جست و خیزهای کودکانه اند و مدام توصیه می شوند که "عاقل" باشند و "بچگانه" رفتار نکنند. مجموعه این عوامل سبب می شود که تمایل دخترها به دریافت برنامه های آموزشی-تفریحی، بیشتر از پسران باشد.
لطفا به چند نکته برجسته در آسیب شناسی ساخت جنگهای تلویزیونی اشاره کنید
اکثر کودکان دوست ندارند مجری برنامه هم سن و سال خودشان باشد. این درست در نکته مقابل سیاستی است که صداوسیما در سال های اخیر داشته و از مجریان کم سن و سال در برنامه های کودک استفاده می کند. در تحقیق دلایل این موضوع کار نکرده ام اما فکر می کنم به این دلیل است که کودکان دوست ندارند کسی هم سن خودشان، نسبت به آنها در موقعیت فراتر قرار گیرد و نگاه "ازبالا به پایین" به آنها داشته باشد. ضمنا امیرمحمد را در این مورد، یک کودک استثنایی می دانم.
استفاده از عروسک های سخنگو به تنهایی مورد قبول کودکان نیست. بچه ها عروسک سخنگو را درکنار آدمها می پسندند. ریتم موسیقی و بالا و پایین شدن ناگهانی آن، در جلب توجه کودکان موثر است. کلمات کمتر و حرکت و نمایش بیشتر، اثرگذاری برنامه را بیشتر می کند. تمرکز روی یک تصویر ثابت، کودکان را به سرعت خسته می کند. ریتم برنامه باید تند باشد. تکرار مطالب آموزشی شرایط خاصی دارد تا منجر به دلزدگی کودک نشود مثل استفاده از شیوه پرش تصویری و محو کردن و آشکار کردن دوباره جزییات تصویری.
آیا شما با این نظر که تماشای تلویزیون باعث افزایش خشونت در کودکان می شود موافقید؟ اگر موافقید بفرمایید که برنامه های سیما باعث تشدید خشونت می شوند یا نه؟
بله، کاملا موافقم. کودکان "فعال ترین مخاطبان" یا "مخاطبان خاص" تلویزیون قلمداد می شوند؛ "فعال" از این نظر که هنگام تماشای برنامه ها و پس از آنها، بیشترین واکنش را در مقایسه با سایر گروههای سنی مخاطبان از خود بروز می دهند که حاکی از تاثیرگذاری مستقیم برنامه های تلویزیون و تاثیرپذیری مستقیم کودکان است. صاحبنظرانی همچون شرام، پارکر، لایل، کالینگفورد، گونتر، مک آلر، امه دور، و خیلی دیگر، تحقیقات مفصلی دراین زمینه انجام داده اند که همگی تایید کننده این نکته است؛ ضمن اینکه یونیسف و یونسکو نیز هرساله، بودجه ای را برای انجام تحقیقات در زمینه اثرات مثبت و منفی رسانه ها بر کودکان اختصاص می دهند که درمجموع، همگی تایید کننده اثر مستقیم برنامه های تلویزیونی بر کودکان – بخصوص از حیث خشونت- است.
طبیعتا تلویزیون ایران هم از این اتفاقی که در سطح وسیعی از جهان رسانه ها رخ داده و می دهد، مستثنی نیست؛ به نظر من حتی شاید تاثیرات منفی برنامه ها بر کودکان ما مضاعف باشد؛ چراکه در فرهنگ زندگی روزمره و عمومی ما، خرده فرهنگی به عنوان "فرهنگ تماشای تلویزیون" وجود ندارد. فرزند از کودکی یاد می گیرد که در جمع خانواده، بیننده هر نوع برنامه ای باشد و اگر از تماشای یک برنامه منع شود، این را تضییع حقوق خود می داند. از طرف دیگر، تلویزیون ما هم جنبه دیگر این فرهنگ را ندارد؛ و آن تقسیم بندی برنامه ها براساس سن و سال مخاطبان است. اگر دقت کنید، درحال حاضر، مخاطبان ثابت و پروپاقرص سریال های خانوادگی تولید داخل که سرشار از ماجراهای وقیح اند، کودکان هستند؛ در حالیکه این نوع برنامه ها اساسا متناسب با سن آنان نیست و دنیای کودکانه شان را زودهنگام با مسائلی آشنا می کند که ممکن است به پدیده ای منجر شود که من آن را "بزرگسالی زودرس" می نامم.
شاید این سوال بسیاری از خوانندگان و والدین باشد که چگونه باید به کودکان و نوجوانان یاد داد که فقط پای برنامه خود بنشینند و همه سریالها و فیلمها را تماشا نکنند؟
اگر منظور از این سوال این است که چگونه خانواده ها باید کودکان را متقاعد کنند که برنامه های خاص خود را ببینند، به نظرم این کار باید بصورت یک روش تربیتی، از سنین پایین کودکی در خانواده اجرا شود تا کودک از ابتدا به این درک برسد که حق دارد فقط برنامه های مخصوص به خود را تماشا کند. البته چون این فرهنگ در سطح جامعه ما وجود ندارد، باید دید چنین کودکی که در چنین خانواده ای بزرگ شده و بیننده هر برنامه ای نبوده است، وقتی پا به مدرسه می گذارد و تعریف باآب و تاب همکلاسی های خود را از برنامه هایی می شنود که آنها را ندیده یا حق نداشته ببیند، چه حالی پیدا می کند و در مواجهه با سوال بزرگی که در ذهنش ایجاد شده، از آن پس چه توقع یا خواسته ای از پدرومادر خواهد داشت.
درمجموع فکر می کنم منع یکجانبه کودک از دیدن برنامه ها فایده ای نداشته باشد. خانواده باید بتواند به ازای ایجاد هر محدودیت برای کودک، جایگزینی برای او دست و پا کند تا این خلاء باحداقل آسیب پر شود. به نظرم حالا که انواع برنامه های کارتونی و فیلم های مخصوص کودکان بصورت سی دی های ارزان قیمت در بازار موجود است، خانواده ها می توانند از این مجموعه ها به عنوان جایگزین برنامه های تلویزیونی برای کودکان خود استفاده کنند.
پرچم های تازه افراشته شده : مجریان زن با حجاب
در روزگار امروزي، تلويزيون از هر رسانه ديگري به ما نزديکتر است. به ما چيزهاي تازه مي آموزد، آخرين اخبار را پخش مي کند، سرگرممان مي کند و حتي درد دل هايمان را بازگو مي کند.
تلويزيون قسمت بزرگي از وقت ما را به خود اختصاص داده و حتي جاي دوستان يا خانواده ما را هم تنگ کرده است. در بيشتر خانواده ها، تلويزيون يک عضو خانواده به حساب مي آيد که همه خانواده در ساعاتي مي نشينند و به حرفهاي او گوش مي دهند. در بعضي خانواده هاي ديگر، اين عضو ناخوانده، جاي پدر و مادر را هم گرفته است. همه ما، مادرهاي زيادي را ديده ايم که براي اينکه به کارهاي خانه برسند، کودک خردسالشان را جلوي تلويزيون نشانده اند و رفته اند.
اما فقط کودکان نيستند که تحت تاثير تلويزيون قرار مي گيرند. يکي از مرجعهاي بزرگ ايجاد مد در جامعه، بازيگران و گويندگان تلويزيون هستند. نوع لباس پوشيدن آنها، تکيه کلامشان و شيوه پيرايش سر و صورت آنان، در مقياسهاي وسيع، توسط توده هاي جامعه تقليد مي شود.
در واقع در عصر ما، تلويزيون يک الگو دهنده بزرگ است که از هر مجله مد يا روزنامه يا فيلم سينمايي، قوي تر عمل مي کند.
غربيها بسيار بيشتر از ما، درباره اين کارکردهاي تلويزيون تحقيق کرده اند و قابليتهاي آن را بهتر و بيشتر از ما مي شناسند. به همين خاطر است که يک حمله قلدرمآبانه به کشورهايي مانند سودان، افغانستان و عراق، در افکار عمومي آن کشورها، با مخالفت چنداني مواجه نمي شود و اکثريت جامعه، بي تفاوت از کنار آن مي گذرند.
تا يک دهه پيش، انحصار رسانه هاي ماهواره اي، يا تلويزيونهاي بين المللي، کاملا در اختيار غرب بود. اما چند سالي است شبکه هاي تلويزيوني ماهواره اي غير غربي، جولانگاه غربيها در دنياي شرق را محدود کرده اند. شبکه هاي ماهواره اي عرب زبان الجزيره (قطر)، المنار (حزب ا... لبنان)، العربيه (عربستان سعودي) و العالم (ايران) مهمترين اين شبکه ها هستند.
در ميان اين چهار شبکه بزرگ، الجزيره از جايگاه ويژه اي برخوردار است. چرا که از همه سابقه بيشتري دارد و نسبت به مناطق عرب زبان، پوشش قوي تري ايجاد کرده است.
مديران الجزيره هميشه سعي کرده اند با گرفتن وجه بي طرفي، خود را از دولت قطر مستقل نشان دهند. آنها حتي پا را از اين فراتر نهاده اند و با يک رويکرد سکولاريستي، شعار «تقدم کار حرفه اي بر همه چيز» را سر داده اند.
اما در يکي ـ دو سال گذشته اتفاقاتي افتاده است که ناخواسته، الجزيره را به خاستگاه يک حرکت اسلامي پر سر و صدا تبديل کرده است: با حجاب شدن زنان مجري.
مردم، مجري هاي تلويزيون را حتي از دوستانشان نيز بيشتر مي بينند. هرچه اين مجري محبوب تر باشد، الگوي قوي تري براي مخاطبان خود خواهد بود. اتفاقي که براي بينندگان الجزيره نيز افتاده است.
1- خانم دکتر الهام بدر
خانم الهام بدر، اولين مجري زن شبکه الجزيره بوده است که در سالهاي آغازين تاسيس اين شبکه، در آن مشغول به کار بود. او براي تکميل تحصيلات عالي خود، از الجزيره خارج شد و پس از گرفتن مدرک دکترا، هم اکنون مجري راديوي قطر است.
2- خانم خديجه بن قنه
يک روز قبل از عيد فطر سال گذشته، خديجه بن قنه، مشهورترين مجري زن شبکه ماهواره اي الجزيره، تصميم گرفت تا با حجاب شود. او از سال 1998 گرداننده مهمترين بخشهاي خبري الجزيره بوده است. هنگامي که او با حجاب کامل بر صفحه تلويزيون ظاهر شد، زنگهاي تلفن الجزيره به صدا درآمد. با حجاب شدن اين مجري زن پر آوازه، بينندگان زيادي را تحت تاثير قرار داده بود.
خديجه بن قنه الجزايري گفته است که او براي گرفتن تصميم قطعي با حجاب شدن و «راندن شيطان»، سه سال مردد بوده است. در اين مدت، مديران الجزيره نيز او را، تحت هيچ فشاري قرار نداده بودند.
او مي گويد: من سالهاست كه بر سر اين موضوع با خود كلنجار ميرفتم، به دنبال آن با چند نفر از روحانيون منطقه مشورت نمودم و آنها مرا تشويق نمودند كه حجاب اختيار كنم ، اما زماني كه نظر جاسم العلي (مدير سابق الجزيره) را جويا شدم، او اظهار داشت پوشش لباس يك «مسأله شخصي» است و شما كاملاً آزاد هستيد درباره نوع آن تصميم گيري كنيد. خديجه در نهايت ميگويد، بالاخره « شيطان را شكست دادم» و حجاب را انتخاب كردم.
دو سال پيش از اين تصميم بن قنه، الجزيره آزمايشهايي تصويري را به عمل آورد تا مطمئن شود که حضور بن قنه با حجاب اسلامي در استوديو، مشکل حرفه اي را در پخش اخبار ايجاد نمي کند. اما او هنوز مردد بود که هنگام نمايش بر صفحه تلويزيون، با حجاب ظاهر شود يا نه.
خديجه بن قنه هنگامي توانست به تصميمي قطعي برسد که در برنامه «شريعت و زندگي» شبکه الجزيره، با يک روحاني مصري به نام «عمر عبدالکافي» آشنا شد.
در نخستين روز با حجاب شدن خانم خديجه بن قنه، 1400 نامه الکترونيکي به دست او رسيد که از اين کار وي حمايت مي کردند.
بيشتر مالکيت شبکه ماهواره اي الجزير به دولت قطر تعلق دارد و اين شبکه توانسته ميليونها بيننده عرب زبان را به خود جلب کند.
با حجاب شدن خديجه بن قنه بازتاب بسيار وسيعي در سطح جهان داشته است. خبرگزاري آسوشيتيتد پرس، خبرگزاري بي بي سي و اکثر روزنامه هاي دنياي عرب اين خبر را پوشش داده اند و عکسهايي از وي را، قبل و بعد از با حجاب شدن منتشر کرده اند.
متن خبر خبرگزاري بي بي سي در اين نشاني قرار دارد.
جوانان عرب نيز، در اقدامي خودجوش، نامه اي تهيه کرده اند و با توزيع آن در اينترنت، از ديگران خواسته اند تا آن را امضا کنند و در حمايت از خديجه بن قنه، به پايگاه اينترنتي شبکه الجزيره ارسال کنند.
شبکه «انشاد العالمي» با همکاري موسسه «امواج البحرين للانتاج الفني» نيز، سرودي را ساخته و به خديجه بن قنه تقديم کرده اند. براي شنيدن اين سرود مي توانيد به اين نشاني مراجعه کنيد.
موج با حجاب شدن زنان مجري، قبل از خديجه بن قنه، با خانم دکتر الهام بدر آغاز شد. او نيز مجري شبکه الجزيره بوده است.
3- خانم عصيف
خانم عصيف يکي ديگر از مجريان قديمي شبکه الجزيره است. او در اسفند ماه 1382، با حجاب کامل بر صفحه تلويزيون ظاهر شد.
خانم عصيف اصالتا عراقي است و هم اکنون نيز در دفتر شبکه الجزيره در عراق، فعاليت مي کند.
جالب اينجاست که مسئول روابط عمومي همين دفتر در عراق، خانم صفانه، بي حجاب است.
4- خانم ناديا گابريل
موج مجريان زن با حجاب، به شبکه هاي عرب زبان محدود نيست.
در سال گذشته، کشور پادشاهي سوئد، با وضع قوانيني، آزادي مذهب و فرهنگ را به رسميت شناخت. اين تصميم در همان دوراني بود که فرانسه و بعضي ايالتهاي آلمان، به دنبال قانوني براي ممنوعيت حجاب در نظام آموزشي اين کشورها بودند.
در حال حاضر، در سوئد، زنان باحجاب در بخشهايي چون پستخانه، بيمارستانها و مراكز آموزشي مشغول به كار هستند. هر زن باحجابي كه به دليل داشتن حجاب مورد انتقاد قرار گيرد، يا حقي از او ضايع شود، ميتواند با مراجعه به محاكم قضايي شكايت كند. چندي پيش، يك دختر مسلمان به دليل داشتن حجاب از يك فروشگاه اخراج شد. اين دختر با مراجعه به دادگاه از كارفرمايش شكايت و دادگاه راي به بازگشت او به سركار صادر كرد.
در حال حاضر، در سوئد، زنان سوئدي يا غيرسوئدي ميتوانند بدون برداشتن حجاب، كارت شناسايي يا پاسپورت داشته باشند.
اما اين قانون جديد سوئدي به تلويزيون اين کشور نيز کشيده شد. در مهر ماه 1382، تلويزيون سوئد به خانم ناديا گابريل اجازه داد تا با حجاب اسلامي، به عنوان مجري برنامه جديد «موزائيک»، بر صفحه تلويزيون حاضر شود و به عنوان اولين مجري زن با حجاب در رسانه هاي غربي، با زبان خود مسيحيان، با آنان حرف بزند.
برنامه موزائيک درباره حضور مهاجران در جامعه سوئد است.
خانم ناديا گابريل متولد سوئد است و مي تواند به دو زبان عربي و سوئدي صحبت کند.
قرار بود از اوايل سال 2004 ميلادي، او يک برنامه آشپزي جديد را هم اجرا کند.
جالب اينجاست که در تلويزيون سوئد، نمايش فيلمهاي غير اخلاقي ممنوع است.
5- سه مجري زن باحجاب مصري
در همين روزگار، پس از اينکه سه مجري زن تلويزيون دولتي مصر، با حجاب بر صفحه تلويزيون ظاهر شدند و حاضر نشدند تا حجاب خود را بردارند، از ادامه کار منع شدند.
مطابق قانون اساسي مصر، اسلام دين رسمي است و شريعت اسلامي منبع اصلي قانونگذاري است.
مجريان زن مصري نيز به همين نکته استناد کرده اند.آنها تصميم گرفتهاند عليه كانالهاي دولتي اقامه دعوا كنند.
به گزارش سايت البوابه، يكي از اين خانمها گفته است در قرارداد رسمياش منعي براي پوشيدن حجاب وجود ندارد و تلويزيون با اين كارش، حقوق اساسي او را ناديده گرفته است.
در حال حاضر، زنان مصري هر روز بيشتر و بيشتر به پوشش حجاب اقبال نشان ميدهند.
كميسيون آزادي هاي اتحاديه روزنامه نگاران مصر با انتشار بيانيه اي با اين سه مجري محجبه ابراز همبستگي كرده است.
در اين بيانيه آمده است: ممنوع كردن يك مجري محجبه زن از ظاهرشدن در تلويزيون به علت ممانعت از برداشتن حجاب خود با اصول دين اسلام مغاير است و اين اقدام با اصول و مقررات قانون اساسي كشور نيز تناقض دارد، چرا كه براساس آن، قانون اسلامي (شريعت) منبع اصلي قانونگذاري در كشور است و اين قانون آزادي و برابري ميان شهروندان را تضمين كرده است.
اين بيانيه را محمد عبدالقدوس، گزارشگر كميسيون آزادي هاي اتحاديه روزنامه نگاران مصر امضا کرد اما يحيي قلاش، دبير كل اتحاديه، آن را رد نمود.
منبع :
لباس های مناسب جلوی دوربین
دربسیاری از برنامهها، هنرمندان لباس های خود را میپوشند. آنها با لباس های خود احساس راحتی میکنند و احتمالا انتخاب خود را از روی فکر و منطق انجام میدهند. بنابراین گروه تولید باید قبل از هرگونه اظهار نظر در مورد نامناسب بودن لباس های موجود در بایگانی استودیو، احساسات و علایق بازیگران را در نظر بگیرند.
مشکل انتخاب :
طرح: لباسهای گشاد و شل و وارفته، بدون طرح و شکل خوشایند، حالتی نازیبا و کیسه مانند به پوشش انسانس میدهند.
رنگ :
- لباس های تیرهرنگ و ساده به طور معمول در برابر دوربین تلویزیونی موفقترند.
- بهتراست از لباس های با رنگ بسیار روشن احتراز شود. رنگهای تند و قوی در نماهای بستهتر پرخاشگر و خشن به نظر میرسند. علاوه بر آن، رنگ تند آنها روی گردن و صورت انعکاس پیدا میکند.
- سیگنال برخی رنگ های ترکیبی، هنگام تدوین تصاویر دو دوربین، تغییرات کمی پیدا خواهند کرد ( مثل رنگهای ارغوانی و بنفش).
- هنگامی که از سیستم کروماکی (chromakey) یا برش فام استفاده میکنیم، هر رنگ آبی که درلباس بازیگر وجود داشته باشد، به اصطلاح موج (bizarre) میزند و اثر تداخل رنگها را به همراه خواهد داشت.
- بهتر است رنگ و تن یا رنگمایه لباس های بازیگران، بارنگ و رنگمایه زمینه صحنه دارای تضاد باشند.
- از تضاد بسیار زیاد در رنگمایهها پرهیز کنید. رنگمایههای روشن براحتی در تصویر، به اصطلاح میسوزند و دیده نمیشوند. برعکس رنگهای خیلی تیره، توده سیاه رنگی را به نمایش میگذارند.
- وقتی بازیگری پیراهن سفید و کت و جلیقه بر تن دارد، فقط بخش محدودی از پیراهن سفید از زیر لباسها دیده میشود که تقریبا برای دوربین ویدئو قابل پذیرش است. اما هنگامی که کت و جلیقه را در میآورد، قسمت بیشتری از پیراهن سفید نمایان میگردد که حاصل آن، بازتاب مقدار بیشتری نور از روی پیراهن سفید به سوی دوربین، و به اصطلاح سوختن آن بخش از تصویر، است.
- لباس های تیرهتر، رنگ چهره روشن را روشنتر میکنند. همان طور که لباس های روشن، رنگمایه پوست تیرهتر به نظر میرسد.
- لباسهای با پارچههای سخت و خشن در تن بازیگران، صداهای ریز وناهنجاری ایجاد میکنند که هنگام استفاده از میکروفن های گردنی و یقهای مشکلساز میشوند.
شرح تصویر:
1- از اختلاط رنگ و رنگمایه لباس بازیگران با زمینه دکور اجتناب کنید.
2- از طرحهای شلوغ و پر زرق و برق، در لباس بازیگران و زمینه دکور، پرهیز کنید.
3- در فاصلههای نزدیک و معین ،لباسهای راهراه، باخطوط باریک همیشه برای دوربین ویدئو مشکلسازند.
ظاهر و سطح لباس:
لباسهای با جنس براق و شفاف، نور را منعکس میکنند و نواحی بزرگی از سطح لباس، به اصطلاح میسوزد وبه رنگ سفید یکدست دیده میشود. لباسهای تیره یا سطح و جنس براق و شفاف نیز به همین دلیل تصویر نامطلوبی بهدست میدهند؛ از آن جملهاند لباسهای آهاردار و پیراهن های از جنس ساتن و غیره که ویژگی بازتابی بالایی دارند.
پارچههای مخمل و مخملنما به قدری نور را جذب میکنند که تصویر ویژگی حجمسازی و برجستهنمایی خود را از دست میدهد.
جزئیات:
زمینههای پوشاک با تضاد بسیار زیاد، بویژه درنماهای بسته، تهاجمی و توفنده به نظر خواهند رسید.
از گزینش پارچههای طرح جناغی یا چهارخانه و پیچازی، که خطوط تشکیل دهنده طرح آنها بسیار نزدیک به یکدیگر است ،یا پارچههای راهراه ریز، باید پرهیز کرد. با این نوع پارچهها، تصویری ارائه خواهد شد که ممکن است موجدار،لرزان و ابرمانند به نظر برسند. هنگامی که تصویر این پارچهها به طور کامل واضح یا فوکوس میشوند، درنماهای نزدیک، تماشای آنها چشم را ناراحت میکند و هنگامی که در نماهای باز از آنها، در رنگ و رنگمایههای دیگر مخلوط میشوند.
جواهرات یا وسایل تزیینی، روی صفحه کوچک تلویزیون، اغلب نور را پیش از حد معمول بازتاب میدهند و به نحو ناخوشایندی چشمک میزنند. سایههای نامطلوبی را روی صورت منعکس میکنند یا باعث نوفههای نوری و تصویری میگردند .
منبع :
مجری تلویزیون
قالب بیشتر برنامههای تلویزیونی بر محور یک مجری تنها میچرخد . این شخص در نقش معرفی کننده برنامهها، میزبان، مجری، گزارشگر، مفسر، گرداننده مراسم بزرگ، گوینده اخبار، مربی، کارشناس، معلم یا استاد ظاهر میگردد.
ارتباط با بیننده
مجری با بینندگان خود از راههای مختلف ارتباط برقرار میکند:
- نگاه کردن مستقیم به دوربین و صحبت کردن با بینندگان.
- نگاه کردن متناوب به دوربین و سخن گفتن درباره مطالب برنامه در حال انجام کار .
- کار کردن و نادیده گرفتن دوربین ( در این حالت ،ممکن است شرحی توسط مجری و به صورت فیالبداهه، یا طبق متن آماده شده قبلی خوانده شود)
- گفتگو با شخصی که در کنار دوربین وخارج از قاب تصویر قرار دارد. بحث و گفتگو با تماشاگران حاضر در استودیو و نادیده گرفتن دوربین.
مهم این است: مجری بداند که کدام راه مفید وموثر است البته گاهی ممکن است این راه طی تولید برنامه تغییر نماید. اگر برنامه با نظام چند دوربینه ضبط میگردد و مجری باید با دوربین صحبت کند، باید بداند کدام دوربین تصویر او را میگیرد( معمولا دوربینی که چراغ قرمزرنگ کوچکی بالای آن روشن است) برای مجری اهمیت دارد که بداند به طور دقیق کجا و چه زمانی بایستد، بنشیند یا حرکت کند و محدودیتهای نما را شناسایی کند ( به ویژه در نماهای بسته و نزدیک) .
اگر مجری مطالب را از روی متنرسان تعقب میکند، باید از خیره شدن و دزدیده نگاه کردن به آن خودداری نماید. کارگردان باید اطمینان یابد که :
- مجری متن را پیشاپیش خوانده است( احتمالا یکبار از روی آن نوشته است).
- او مشکلی در خواندن صفحه متنرسان از فاصله دور ندارد.
- او میداند که سرعت دستگاه متنرسان با او همراه خواهد بود ( مسئول فنی ، سرعت حرکت مطالب را در دستگاه کنترل خواهد کرد)
- مجری از ترفند حرکات سرو چشمها، تغییر حالات چهره و کتمان کردن اینکه او از روی یک نوشته میخواند، آگاه است.
حرکت
حرکات مجری را، بویژه هنگامی که با فنون برنامه سازی تلویزیونی آشنا نیست، سادهتر کنید. زمان حرکت کردن او را در مقابل دوربین به طور کامل مشخص سازید. دراین مورد ؛ مدیر صحنه)) میتواند مجموعهای از علایم مجزا را در هنگام لزوم به او بدهد.
برخی کارگردان ها، به منظور ایجاد نقطه دید تازه مجری را وادار میسازند که به طور مداوم در مقابل دوربین حرکت نماید، بایستد، بنشیند، راه برود تکیه کند و با اشاره سخن گوید، و به سوی دروبین دیگری بچرخد. این کارها به جای آنکه نشان از فن آوری داشته باشد، مجری را بیتاب و ناآرام و ناراحت نشان میدهد. رمزو راز کار در این است که هر نوع تغییری باید منطقی و دارای انگیزه و علت طبیعی جلوه کند. به طور مشخص مجری را در صحنه مقابل دوربین سرگردان رها نکنید، بلکه در هر حرکت نقطه اسکان دقیقی به او ارائه کنید.
شرح تصویر
1) میز را صاف قرار ندهید: صاف قرار دادن میز در مقابل دوربین به نظر تصنعی و بیتناسب میرسد. میز را درمقابل دوربین کمی زاویهدار قرار دهید.
2) حرکت سوژه: مجری نباید برای مدت طولانی در برابر دوربین ساکن و بیتحرک قرار گیرد. اما باید به تناسب و زیبایی حرکات و ژستهایش توجه داشت.
نماها
مکث کردن روی نماهای ساکن و رو در رو کسل کننده است. سعی کنید دوربین خود را حرکت دهید. فواصل کانونی لنز دوربین را به طور متناوب عوض کنید تا نقطه توجه بیننده، و نقطه تاکید شما، و همچنین نقطه تمرکز مخاطبتان تغییر کند. ممکن است تصمیم بگیرید که دوربین مسیری به شکل منحنی از مقابل مجری تا پشت سر او را طی کند؛ مواظب باشید این کار به نظر تشریفاتی ،سخت و پرزحمت نرسد.
بگذارید مجری بداند که جزئیات حرکات او ، در نمایی که گرفته میشود، تاثیر میگذارد. تصور نکنید که اگر در مرحله تمرین کوزه را طوری در دست گرفت که برچسب روی آن خوانده نشد، هنگام ضبط نیز به همان صورت آن کار را انجام خواهد داد. مشکل را برای او توضیح دهید و اگر نیازی بود به او بگویید که میتواند نما را از مانیتور نزدیک خود در استودیو مشاهده نماید
منبع :
ویژگی های یک مجری خوب
شناخت از مردم، هوشمندی، قدرت تجسم، قریحه طنز، درک و پردازش مسائل فرهنگی اجتماعی، توانایی کار گروهی و شفقت و همدردی با مردم، صدای خوب و داشتن یک چهره مناسب مؤلفههای قطعی یک مجری را شکل میدهند. اما چند درصد مجریان حال حاضر تلویزیون این ویژگی ها را دارند؟! تنها هشت درصد.
این ها صحبت های "فرزاد جمشیدی" مدرس و مجری برنامه های معارفی در صدا وسیماست. وی در این باره می گوید: «در سراسر دنیا تقسیم بندی هایی برای مجریان قائل هستند اما متاسفانه ما به آن تقسیم بندی توجه نمی کنیم. یک مجری خوب باید دارای پوشش مناسب، رسمی و همه گیر، چهره مناسب، اطلاعات عمومی، مسلط به قلمرو واژگانی، هنرشناس، الگو برای مردم و ترس مقدس باشد. زمانی که این ها در کشور ما رعایت نمی شود، بسیار اتفاق می افتد که یک مجری در برنامه های مختلف دست به کار اجرا می زند و در قالب های متعددی ظاهر می شود، حال آنکه یک مجری باید ژانربندی شود و هر کس بنا به تخصصی که دارد در یک برنامه خاص به کار گرفته شود.»
وی می افزاید:«در بین 168 مجری که در صدا وسیما مشغول فعالیت هستند، تقریبا می توان گفت برای هیچ کدام از آنها برنامه خاصی از لحاظ آموزش علمی و تخصصی تدارک دیده نشده است. مجریان یا تصادفی وارد این عرصه می شوند یا برطبق ارتباط های فامیلی برای اجرای یک برنامه انتخاب می شوند وهیچ برنامه ای برای آموزش این افراد از لحاظ علمی در سازمان صدا وسیما تاکنون تدارک دیده نشده است.»
این مدرس اجرا در تلویزیون زاویه ارتباطی مجریان با مردم را ضعیف می داند و می گوید:«مجری باید رویکردهای ارتباطی، هنجاری و زیبایی شناسی داشته باشد، این موضوع از سال 1959 در تمام دنیا مورد توجه قرار گرفته است اما متاسفانه هیچ کدام از مجریان ما با این مقوله ها موافق نیستند. بیشتر مجریان ما با مطالعه قهر مطلق کرده اند و قلمرو واژگانی آنها نیز ار پنجاه کلمه تجاوز نمی کند. با این حساب در صدا وسیما ما مقوله ای به نام مجری نداریم.»
«امیر حسین مدرس» مجری است که حدود 11 سال پیش با برنامه "نیم رخ" به منصه ظهور رسید و از آن زمان تاکنون در برنامه های مختلفی به اجرای برنامه پرداخته و به تازگی نیز به رشته اصلی خود یعنی بازیگری رو آورده است.
وی درباره مقوله اجرا در تلویزیون می گوید:«متاسفانه فضای تلویزیون طوری شده که بیشتر مجریان در قالب های تکراری وتقلیدی برنامه اجرا می کنند.
بسیاری از برنامه سازان هم نوآوری را با ادا درآوردن اشتباه می گیرند. به طور طبیعی زمانی که ساختار برنامه ضعیف باشد و با این تفکر ساخته شود، استعدادهایی هم که در زمینه اجرا وجود دارد، می خشکد. در حال حاضر بسیاری از مجریان یا با شیوه تکراری برنامه اجرا می کنند و یا حوزه کار خود را عوض می کنند.
«ژاله صادقی» هم یکی از مجریانی است که کار خود را از 15 پیش در تلویزیون آغاز کرده است اما در چند سال اخیر با اجرای برنامه های متنوع و متفاوتی در بین مجریان زن جایگاه خاصی برای خود ایجاد کرده است.
وی می گوید:«من زمانی که کارم را شروع کردم عجله ای برای یک شبه ره صد ساله رفتن نداشتم و آرام آرام در کار اجرا پیش رفتم اما در حال حاضر بسیای از مجریان می خواهند یک شبه معروف شوند و به جای مطالعه در حوزه های مختلف، ادا درآوردن را پیشه خود ساخته اند. همه از هم تقلید می کنند و هیچ کس در کار خود احساس مسئولیت نمی کند. البته بسیاری از مجریانی که دست به این کارها می زنند، در کار خود دوامی ندارند و خیلی زود از صحنه اجرا کنار می روند.»
این مجری تلویزیون در ادامه اظهار کرد:«اجرای برنامه طوری شده که هر کس بر این اساس پیش می رود که هر چه پیش آید، خوش آید. کار اجرا صاحب ندارد. بیشتر مجریان در زمینه اطلاعات عمومی و تخصصی کوله باری ندارند و هر کسی ساز خود می زند.»
دسته بندی مجریان تلویزیونی
در تلویزیون ایران مجریان به سه دسته مجری بازیگر، مجریان رادیویی که به تلویزیون کوچ کرده اند و تازه کارها تقسیم بندی می شوند که گروه اول 6 درصد، گروه دوم 8 درصد و گروه سوم 86 درصد را تشکیل می دهند. بسیاری معتقدند که در حال حاضر موفق ترین مجریان تلویزیون کسانی هستند که از رادیو آمده اند.
در تمام دنیا حاکمیتها رسانهها را به عنوان ابزاری برای گسترش فرهنگ و یکسانسازی مردم به کار میبرند. در عین حال کشور ما فرهنگ شفاهی قدرتمندی دارد و با این حساب مجری در تلویزیون ما تنها یک فرد نیست، بلکه شخصیتی در یک بافت فردی شغلی اجتماعی است که مستقیما با تکتک افراد اجتماع ارتباط دارد؛ نه فقط احوالپرسی و خداحافظی.
مدرس در این باره معتقد است:«لازم است که مجریان تلویزیون دسته بندی شده و هر کس در حوزه تخصصی خود کار کند. اما متاسفانه الان یک مجری که به درد برنامه صبحگاهی نمی خورد، مشغول اجرای برنامه در هنگام صبح است و برعکس یک نفر که حال وهوای برنامه صبحگاهی دارد، در یک برنامه شبانگاهی در حال اجرای برنامه است. هیچ ساماندهی در این زمینه وجود ندارد. البته داریم برنامه هایی هم که بسیار حساب شده عمل می شود و بیننده با یک اجرای تخصصی و حساب شده از سوی مجریان آن برنامه مواجه است اما این گونه برنامه ها انگشت شمار است.»
«فرزاد جمشیدی» هم می گوید:«در کشوری مانند کانادا 48 دانشکده هنر ارتباطات فعالیت می کند که از این تعداد 31 دانشکده در زمینه اجرای برنامه های رادیویی وتلویزیونی مشغول تدریس به هنرجویان هستند. هر کسی در زمینه خاصی آموزش می بیند و این طور نیست هر کسی که دوست داشته باشد یک برنامه را اجرا کند، در تلویزیون از او استفاده کنند اما در یاران این اتفاق نمی افتد و هر مجری بنا به سلیقه تهیه کننده اقدام به اجرای برنامه که خارج از تخصص اوست می کند.»
وی می افزاید:«البته این مشکل به مدیران و مسئولان صداوسیما برنمی گردد و بیشتر متوجه تهیه کنندگان است زیرا قد وقواره برنامه سازان ما آنقدر کوتاه شده که نمی توانند تشخیص دهند کدام مجری برای فلان برنامه مناسب است. به همین دلیل بسیار اتفاق می افتد که یک کارگردان مجری برنامه می شود، یا یک کارشناس تبدیل به بهترین مجری.»
ظاهر نامناسب مجریان، آفتی دیگر
یک مجری خوب باید از ظاهری آراسته، صدای وچهره خوب و مناسب برخوردار باشد و نوع پوشش او طوری باشد که بتوان به عنوان الگو از او کمک گرفت. اما چند درصد مجریان تلویزیونی این ویژگی ها را دارند.
«امیرحسین مدرس» این موضوع را آفتی در صدا وسیما می داند و اظهار می کند:«اجرای برنامه در تلویزیون و رادیو کاملا متفاوت است. بسیاری از مجریان موفق رادیو که به تلویزیون آمده اند، در سیما موفق نبوده اند و برعکس این قضیه هم شاید اتفاق افتاده است. شاید افرادی که در رادیو بوده اند، ظاهر مناسبی برای کار در تلویزیون را نداشته باشند و بیننده هم نتواند با آنها ارتباط برقرار کند. اما متاسفانه نه برنامه سازان و نه مدیران به این جزییات توجه نمی کنند و با این سهل انگاری شان رسانه را به بازی می گیرند.»
«جمشیدی» نیز در این باره اعتقاد دارد:«ما باید به بسیاری از مجریان قبل از اجرای برنامه التماس کنیم به موهای خود شانه بزنند. این ها همان هایی هستند که تازه کارند و با پارتی پا به این عرصه گذاشته اند و چون از لحاظ تخصصی و علمی هم گزینش نشده اند، با ظاهرهای نه چندان دلچسب بر صفحه تلویزیون ظاهر می شوند. نتیجه کار همان می شود که می بینیم.»
تا زمانی که به مقوله اجرای برنامه به صورت تخصصی نگاه نشود، به نظر می رسد باید به این نکته اکتفا کرد، فعلا با این مجریان کنار بیایید تا ببینیم صد سال بعد چه اتفاقی می افتد.
منبع :
تخصص در اجرا مكمل تكنیك گویندگی است
مازیار قاسمی: تخصص در اجرا مكمل تكنیك گویندگی است
كارشناس ـ مجریان رادیو و تلویزیون، باید علاوه بر داشتن تكنیكهای گزارشگری و گویندگی، در این زمینه، تخصص لازم داشته باشند.
مجری ـ كارشناس برنامه «كنكاش» یادآور شد: بسیاری از گویندگان با داشتن تواناییهای بسیار به خاطر این كه فاقد تكنیك گزارشگری هستند، گوینده و مجری موفقی نبوده و باعث دفع مخاطب میشوند.
وی، دربارهی شباهت صدای گویندگان رادیو در سالهای اخیر به تقلید صدا و شخصیتسازی در رادیو اشاره كرد و آن را از معضلات رسانه خواند و ادامه داد: یكی از دلایل تقلید صدا به خود رادیو و سیستم پذیرش گویندهای با آهنگ و تن صدای خاص بر میگردد و دلیل دیگر به گوینده مربوط میشود كه با قبول نداشتن صدای خود به شباهت سازی با گویندهی مورد نظراش میپردازد.
این مجری، دربارهی پرحرفی و لودگی برخی از مجریان در برنامههای رادیویی گفت: نداشتن سواد، نشناختن كار طنز و مسلط نبودن و تخصص نداشتن در گویندگان عامل اصلی جایگزینی لودگی به جای طنز است.
او دربارهی اهمیت وجود شخصیت رادیویی برای گوینده به ایسنا تصریح كرد: یك گوینده رادیو علاوه بر داشتن گوش و چشم قوی، باید قدرت تجزیه و تحلیل داشته و از طریق خیالپردازی احساساتش را در قالب خطابه و كلام به مخاطب القاء كند.
این وكیل دادگستری افزود: گویندگان و مجریان باید مانند خبرنگاران و گزارشگران رسانه و مطبوعات زندگی را متفاوتتر و عمیقتر از مردم ببینند و در هر زمینه دارای اطلاعات كافی و لازم باشند.
مازیار قاسمی در پایان دربارهی محدویتهای اجرا در رادیو گفت: در تمام رسانههای دنیا خط قرمز و محدودیتهای خبری وجود دارد. وجود این خط قرمزها با توجه به برنامه ما و موضوعات مختلف متفاوت است. به عنوان مثال، در برنامههای چالشی ورود خط قرمزها به راحتی صورت میگیرد.
منبع :
دانشجو حلقه طلايي پيونددهنده اقشار مختلف جامعه است
در گفتگو با خبرگزاری فارس
اجراي خوب يا مجري خوب؟ مساله اين است!
تلويزيون- آذر مهاجر:
سبك مجريگري و اجرا بويژه با استفاده از سيستمهاي ديجيتال در تلويزيون ، نسبت به سابق دچار تغيير و تحول شده است.
مجري به عنوان كسي كه سلام و عليكي با بينندگان ميكند، شعري ميخواند، گپي ميزند و بخش بعدي برنامه را معرفي ميكند، متعلق به دوراني است كه هنوز سيستمها و بخش فني تلويزيون، ديجيتال نبود و لازم بود كسي بيايد و سر مردم را گرم كند تا بخش بعدي برنامه آماده شود.
شايد اين تعريف از كاركرد مجري در برنامههاي تلويزيوني كمي اغراق آميز باشد اما حالا علاوه بر رشد فناوري تلويزيون، مخاطبان اين رسانه هم خيلي تغيير كرده اند و نيازهاي جديدتري دارند كه بايد به آنها توجه شود و البته به چيزهايي هم ديگر نياز ندارند كه بايد به آنها هم توجه شود.
مخاطب گريزپاي عصر تكنولوژي در دنيايي كه سرعت در ارائه اطلاعات و برقراري ارتباط براي او حرف اول را ميزند چه نيازي دارد به نشستن پاي حرف يك مجري كه همه حضورش در دست و پا زدن براي جذاب بودن و ديدهشدن خلاصه ميشود؟
به نظر ميرسد ديگر دوره اجرا در تلويزيون به سر رسيده و اين رسانه هيچ احتياجي به مجري نداشته باشد، مگر در مواردي خاص، آن هم در انواع برنامههايي كه مجري- كارشناس يا مجري- بازيگر در آنها حضور داشته باشد.
مجري- بازيگرها فضاي شاد و مفرح را كه نياز اصلي مخاطب تلويزيون است، برايشان فراهم ميكنند و ميتوانند بر اساس متون دقيق نمايشي مفاهيم و پيامهاي مد نظر شهر شبكهاي را به بهترين و تاثيرگذارترين شكل به مخاطبان خود ارائه كنند. مجري كارشناسها هم در انواع برنامههاي خبري، تحليلي و انتقادي نقش موثر ايفا ميكنند و به عنوان نمايندگان مردم در رسانه، وظيفه طرح حرف ها و خواستههايشان را برعهده ميگيرند.
مجري- بازيگر يا مجري- كارشناس كسي است كه بتواند نقشي در پيشبرد يك برنامه و ارائه اطلاعات و پيام ايفا كند. در جامعه اي كه حداقل سواد عمومي به مقطع كارشناسي ميرسد، يك مجري تلويزيوني تا زماني كه نتواند به عنوان يك مجري- كارشناس خبره، عمل كند، حرفي براي گفتن نخواهد داشت و در نزد مخاطب اقبالي به دست نخواهد آورد. چه بسا كه همه ارزشهاي يك برنامه را نيز به دليل حضور بي منطقش زير سؤال ببرد و موجب فرار مخاطب از كل برنامه شود.
يك مجري- بازيگر هم كسي است كه روي لبه باريك فاصله بين اجرا و بازيگري راه ميرود و قرار است خودش را بازي كند و در عين حال باور پذير باشد و ميل به همذات پنداري را در مخاطب ايجاد كند. اين نوع اجرا تا افتادن به ورطه بازيهايي تصنعي فاصله چنداني ندارد. نمونه چنين اجراهايي را در شبكه هاي سيما زياد ديدهايم. 2يا گاهي چند مجري كنار هم در فضاي آزاد يا در استوديو مينشينند و گپ مي زنند.
تنها چيزي كه باعث ميشود مخاطب به اين برنامهها توجه كند بده بستانهاي مجريان است و كافي است حتي يكي از مجريها در اين بده بستانها هوشمندي لازم را از خود نشان ندهد تا همه زحمت همكارانش را در توليد آن برنامه بر باد دهد.
معمولا چنين اجراهايي با وجود اينكه به خاطر حضور چند نفر و گاه دعوت از يك مهمان كمي از حال و هواي اجراهاي كسل كننده و اجراهاي قديمي جلوتر مي روند اما در طراحي گفتوگوها، دكور، نور و ابزار صحنه تفاوت چنداني با آن اجراها ندارند.
معمولا اجراهاي موفق زيادي را نميشناسيم كه محصول يك حركت جمعي و تعامل فكري باشند. تلويزيون ما مجرياني دارد كه به واسطه تواناييهاي شخصي يا نوع برنامهاي كه ارائه ميكنند مورد توجه مردم قرار ميگيرند.
در تلويزيون ما شايد معدود مجري هاي موفقي را سراغ داشته باشيم اما كمتر پيش ميآيد شاهد اجراهايي موفق باشيم كه حاصل شناخت دقيق از مقوله اجرا و انتخاب درست عوامل برنامه و همكاري منظم و خلاقانه همه دست اندركاران توليد يك برنامه باشد.
منبع :
نگاهی به تلویزیون و پدیده یی به نام مجری
تلویزیون از جمله رسانه های قدرتمندی است که حضور پرقدرت خود را به عنوان یکی از عوامل کنترل افکار تثبیت کرده و در کنار رسانه های دیگر از جمله روزنامه و سینما با شتاب هر چه بیشتر رو به رشد است.
کارکرد تلویزیون به عنوان رسانه یی که می تواند ابزار قدرت را به دست گرفته و بر افکار مردم تسلط داشته باشد بر هیچ کس پوشیده نیست و آرزوی هر کسی است که بتواند بخشی از این رسانه را در اختیار داشته باشد.
جذابیت تلویزیون در این است که از گروه های مختلفی جهت ارتقای بار علمی، فرهنگی و هنری خود استفاده می کند و هر کشوری به فراخور امکانات خود به شکل خاص از آن استفاده می کند. اگر روزگاری لنین اعتقاد داشت که با در اختیار داشتن سینما می تواند جهان را کمونیست کند، این باور کمی رنگ باخته است و تلویزیون توانسته است جای آن را بگیرد.
شاید تلویزیون زدگی از عوارض دنیای امروز باشد، شاید هم نباشد، ولی آنچه معلوم است این است که بسیاری از اقشار جامعه با تلویزیون خو گرفته اند و این رسانه نقش عمده یی در زندگی آنها دارد.
بسیاری از خانواده ها تنها سرگرمی خود را تلویزیون می دانند و در ایران نیز پربیراه نگفته ایم که این سرگرمی جای ویژه یی دارد. مردم عادت کرده اند که برنامه های مختلف تلویزیون را ببینند و از فیلم ها و سریال ها و برنامه های متنوع آن استفاده کنند.اگر زمانی این باور رایج بود که در خانواده ها این بزرگان هستند که بر فرزندان تسلط دارند، امروزه شاهد هستیم که بحث پدرسالاری و مادرسالاری و حتی فرزندسالاری، رنگ باخته است و این رسانه ها هستند که برای خانواده ها تعیین تکلیف می کنند.
رسانه ها می توانند جای مشاور، روانکاو، راهنما، استاد و حتی در برخی موارد به غلط جای دوست را نیز پر کنند. اینکه زمینه های جامعه شناختی رسانه تلویزیون مورد بررسی قرار بگیرد کاری است که بسیاری از متخصصان جامعه شناسی و روان شناسی به آن می پردازند و ابعاد گوناگون آن در بسیاری موارد بحث محافل این چنینی است.
رسانه ها همیشه خبرساز بوده اند ولی اینکه چگونه خبری پخش و مورد بررسی قرار بگیرد موضوعی است که به سیاست های کشور بر می گردد. هنوز در ایران رسانه تلویزیون در اختیار بخش دولتی است و برای همین سلیقه ها و دیدگاه های مطرح در آن در سایه دولت است. بسیاری عقیده دارند که رسانه تلویزیون باید جدا از بخش دولتی در اختیار بخش خصوصی نیز قرار بگیرد و این همه تلاش برای در اختیار گرفتن این رسانه به اهمیت و جایگاه آن در دنیای ارتباطات برمی گردد.
برخی می گویند که برنامه های تلویزیونی ما محلی از اعراب ندارد و به ماهواره و اینترنت پناه می برند. آیا تلویزیون ما به این اندیشیده است که چگونه می توان انبوه مخاطبان را با سلیقه های متفاوت به خود جذب کند.در برنامه های فعلی تلویزیون این وظیفه به عهده مجریان گذاشته شده است، مجریانی که وظیفه دارند بیننده های عزیز پای گیرنده ها را مشغول کنند و اجازه ندهند حوصله شان سر برود ولی حاصل کار این است که اکثر مخاطبان ترجیح می دهند به جای نگاه کردن به تلویزیون کار دیگری بکنند.شناخت و جذب مخاطب از جمله وظایف تهیه کنندگان و برنامه سازان تلویزیونی است، آنها وظیفه دارند رویکردهای برنامه های خود را بشناسند و آنگاه به اطلاع مخاطب برسانند.
آنچه ما در تلویزیون ایران با آن روبه رو هستیم بی توجهی به مخاطب است و معیارهای پخش برنامه ها برای مردم آشکار نیست و مردم وظیفه دارند تنها بیننده صرف باشند و حالت منفعل خود را حفظ کنند. کاری که برنامه سازان تلویزیون باید مدنظر داشته باشند از بین بردن این حالت انفعال و تغییر آن به شرکت و فعالیت مخاطب است. اینکه لابه لای هر برنامه مسابقه یی با سوالات سطح پایین بگذاریم و جایزه یی برایش در نظر بگیریم به جذب مخاطب نمی انجامد، یعنی توجه نمی شود که تماشاگران تلویزیون به برنامه توجه ندارند بلکه این جایزه است که آنها را به سمت آن سوق می دهد نه محتوای آن و در اینجا بحث ساختار برنامه پیش می آید و اینکه آیا به این اندیشیده اید که چه می سازید و به چه قیمتی؟
در ادامه موضوع مجریان تلویزیون باید به این مساله اشاره کنم که در بحث تلویزیون و مخاطبان آن مساله یی وجود دارد با عنوان تعامل شبه اجتماعی و این در صورتی پیش می آید که مجریان تلویزیون جایگاه خود را فراموش کرده و دچار این توهم می شوند که واقعاً دوست مخاطبان هستند و احیاناً می توانند هر طور که راحت هستند حرف بزنند و برخورد کنند.اساساً آگاهی به جایگاهی که تلویزیون در بین اقشار مختلف جامعه دارد ضروری است. شناخت مخاطب و درک نیازهای او از جمله این وظایف است. مخاطب، رسانه تلویزیون را صرفاً جهت سرگرمی می خواهد و چون حوصله اش سر رفته است و از تنهایی یا حتی شلوغی مفرط خسته شده است به دم دست ترین چیز یعنی تلویزیون پناه می برد. آیا حق ندارد که از وقتش به نحو احسن استفاده کند و لذت ببرد. مخاطب آرامش می خواهد.
در چند سال اخیر رسانه تلویزیون با استقبال خوبی از طرف فیلمسازان و بازیگران سینمایی مواجه شده و درصد ساخت سریال های تلویزیونی بالا رفته است ولی تلویزیون ما از آن دسته تلویزیون هایی نیست که ۲۴ ساعته اختصاص به یک برنامه داشته باشد، چیزی که تلویزیون کشورهای دیگر دارد و هر شبکه اختصاص به یک برنامه مثلاً سینما، موسیقی، تئاتر، مسابقه، برنامه های ورزشی و غیره، آن هم با گرایش های مختلف این رشته ها دارد و مخاطب آزاد است تا هر کدام را خواست انتخاب کند و تماشاگرش باشد.
چیزی که ما بیشتر در برنامه های خودمان شاهد هستیم حضور مجری است و بحث اصلی بر سر حضور یا عدم حضور این پدیده است و این مساله یی است که بسیاری از مردم با آن مشکل دارند و برای تماشای یک فیلم سینمایی یا یک برنامه باید حضور مجری را با حرف های باربط و بی ربطش تحمل کنند.برخی اعتقاد دارند نسل جدید مجریان تلویزیونی باعث رونق برنامه های تلویزیونی شده اند و در واقع این تعداد از جوان هایی که وظیفه مجری گری دارند کاملاً مسلط به حرفه خود هستند و شناخت کافی را از جامعه دارند و حضور این مجریان باعث شده است ساختار برنامه ها شکل دیگری پیدا کند. ادعا می کنند که این مجریان توانسته اند برخی از خط قرمزها را شکسته و شیوه اجرای شان متفاوت و جذاب است.
مد روز می پوشند و عصا قورت داده نیستند. راحت برخورد می کنند و مخاطب احساس صمیمیت می کند.در اینکه شیوه جدیدی از اجرا در تلویزیون رواج پیدا کرده است شکی نیست. نوع پوشش مجریان تغییر کرده است، درست است ولی اینکه توانسته اند خط قرمزها را بشکنند جای بحث دارد. اساساً خط قرمزها در کشور ما تعریف خاصی دارد و جزء معیارهای هر رسانه یی محسوب می شود و این موضوع لااقل در تلویزیون تحت اصول خاصی رعایت می شود.یکی از وظایف تلویزیون ایجاد رضایت مندی در مخاطب است.
وقتی این مورد نادیده گرفته می شود، باقی قضایا تحت الشعاع قرار می گیرد. برخی از همین مجریان تلویزیون پرحرفی را با اطلاع رسانی اشتباه گرفته اند. به نظر می رسد برنامه یی ساخته می شود تا یک تایم پر شود، همین و دیگر هیچ مسوولیتی در قبال آن وجود ندارد. مجری به خود اجازه می دهد هر چه که دلش می خواهد بگوید.بحث جوان و پیر بودن مجری در میان نیست.
کورش رنجبر
منبع :
گاهي به وضعيت مجريان برنامههاي توليد سيماي استان
در ميان شاخصهاي فني موجود در توليدات طبقه ج و د مراكز به نظر ميرسد كيفيت اجراي مجريهاي اين برنامه نسبت به ساير شاخصها از كيفيت بهتري برخوردار است. به طور كلي سطح كيفي مجريهاي شبكههاي استاني بالاست. با اين حال به نظر ميرسد كه اين گروه از عوامل توليدي اگر بخشي از جزئيات را رعايت كنند ميتوانند اجراهاي به مراتب بهتري داشته باشند.
در ميان شاخصها و فعاليتهاي موجود در يك برنامه تلويزيوني شايد مجري يك برنامه مهمترين بخش آن باشد. علت اين امر آن است كه درنهايت بيننده عادي ـ اصليترين مخاطب رسانه ـ قرار است توسط مجري برنامه با آن ارتباط برقرار كند. هرقدر شاخصهاي فني يك برنامه به درستي رعايت شده باشد ولي در انتخاب مجري دقت نشود حاصل كار بدون نتيجه خواهد بود. چون بيننده عادي چندان از اين شاخصها اطلاعي ندارد. شايد به زبان سادة تمثيلي ميتوانيم بگوييم كه اگر كل عوامل يك برنامه را همچون يك تيم فوتبال بدانيم مجري آن برنامه گلزن آن تيم است. اوست كه بايد حاصل زحمات يك گروه را به عمل رساند. لذا نوع و نحوة اجراي ايشان براي هر برنامه اهميتي حياتي دارد.
با تكرار اين مطلب كه سطح كيفي اجراها در مراكز از حد متوسط بالاتر است براي آنكه كيفيت موجود ارتقاء بيشتري يابد به پارهاي از ضعفهاي موجود و ارائه برخي از راهكارها ميپردازيم.
R متأسفانه در برخي از مراكز مجريان با اين مقياس انتخاب ميشوند كه شباهتهاي ظاهري با مجريان شبكههاي سراسري دارند. برخي از آنها بهلحاظ صدا و قيافه مخاطب را به ياد مجري خاص در شبكه سراسري مياندازند. اگر چنين مجرياني در كار خود موفق هم باشند درنهايت كيفيتي برابر اصل پيدا نميكنند.
R بسياري از مجريها براساس تنها يك فاكتور انتخاب كه همان خوشسيما بودن باشد انتخاب ميشوند. در حاليكه اين شاخص تنها يكي از شاخصهاست و حتي اصليترين آنها هم نيست.
R بعضي از مجريها مشكلات بياني دارند. نحوة اداي جملات مشكل دارد. ضعفهايي نظير سين زدن، شينزدن و ساير نارساييهاي بياني در ارتباط بيننده با مخاطب اختلال ايجاد ميكند.
R يكي از آسيبهايي كه متأسفانه در بسياري برنامهها مشاهده ميشود آن است كه مجري آشنايي با مطالب مطرحشده ندارد. اگر از برنامههاي پزشكي صرف نظر كنيم در بسياري از برنامهها مجري در جريان موضوع نيست و عملاً در برابر نقشي منفعل در برنامه دارد. برخي از مواقع مشاهده ميشود كه مجري برنامه خيلي از قواعد تلويزيوني را نميشناسد ولي همين كه با موضوع آشنايي ضمني دارد خيلي از ناتوانيهاي او كمرنگ ميشود.
R يكي از مشكلات موجود كه به مجريها برميگردد درعين حال كه خودشان مقصر اصلي اين آسيب نيستند آن است كه عملاً اين گروه از عوامل كمتر هدايت و كنترل ميشوند. برنامهسازان عملاً پلاتوي مجري را به طور كامل به خود مجري سپردهاند و مجريها هر كاري كه ميخواهند ميكنند. اصطلاحي كه اخيرا به غلط رواج يافته برنامه هاي مجري محور است. از آن جايي كه مجريان از بسيار قواعد فني بياطلاعند نميدانند كه بسياري از حركاتي نظير بالا و پايينبردن زياد دست، بالا آوردن گردن، حركات بيرويه در كادرها و ... چه تأثيرات منفي بر كار ميگذارد.
براي ارتقاء كيفي مجريان سيماي استانها رعايت پارهاي از جزئيات و توجهات كوچك ميتواند بسيار مفيد باشد.
راهكارها :
< در انتخاب مجري آن معيارهاي رسانهاي كه ملاكند ميتوانند كمك زيادي به انتخاب مجريهاي خوب بكنند. شكي نيست اولين گام براي انتخاب مجري، سيمای آن است. با اين حال نبايد تنها زيبايي ظاهري را ملاك قرار داد. آنچه كه بايد در توجه به سيماي مجري مدنظر باشد تناسب اندام ايشان است. لازم نيست كه براي برنامه چهرههاي به شدت زيبا انتخاب كنيم. چه بسيار از اين چهرهها كه بهدليل ضعفهاي آشكار در ساير ويژگي هاي فني از فضاي توليد كنار گذارده شدهاند.
اصليترين تناسب مجري به صورت او برميگردد. سادهترين راه براي تأييد تناسب صورت آن است كه بايد بدانيم صورت متناسب آن است كه نسبتهاي اعضا متقارن باشد. راه حل ساده اين كار آن است كه فاصله پيشاني را به طور حدودي تخمين بزنيم. بعد دو فضاي ديگر خواهيم داشت : فاصله بين دو ابرو تا بالاي لب و فاصله لب تا زير چانه. اين قاعده ساده همواره جواب ميدهد. بايد اين سه فاصله تقريباً نزديك باشند. به زبان ساده اگر طول صورت را واحد به حساب آوريم هريك از اين اجزا واحد محسوب ميشود. يكي از مسايل مهم در انتخاب مجري توجه به چيدمان دندانهاي اوست. دندانهاي نامرتب علاوه بر مشكلاتي صدايي كه ميآفرينند در نماهاي نزديك جلوه ناخوشايندي دارند.
< صداي مجري يكي از اصليترين مولفههاي انتخاب مجري است. صداي مجري بايد رسا، خوشآهنگ و دلنشين باشد. صداهاي زنگدار، تودماغي و جيغي براي رسانه مناسب نيست.
< بيان مجري بايد متناسب باشد. بيان ايشان بايد شمرده بوده، با طمأنينه و صلابت همراه باشد. حرفهاي ايشان نبايد جويده باشد و انتهاي كلمات شنيده نشنود.
< اگرچه دستگاههايي نظيرAutocue در خواندن متن براي مجريان مفيد است، ولي به هرحال مجريان بايد توانايي حفظكردن جملات كوتاه را داشته باشند. در مواردي مشاهده ميشود كه مجري بسمالله و احوالپرسي ساده برنامه را از روي نوشتهاي كه دردست دارد ميخواند.بايدمجري برنامه را موظف به حفظ كردن بخشي از متن ها بكنيم.
< يكي از آسيبهاي حفظنكردن متن در بعضي از مواقع آن است كه مجري مجبور ميشود فحواي كلام و نه متن كامل جملات را به هر نحوي كه شده بگويد، اين كار منجر به طولانيشدن بيدليل متنها ميشود. بايد در ابتداي ضبط برنامه به مجري زمان برنامه را گوشزد كرد تا ايشان بداند كه چه وقت بايد تمام كند.
< متأسفانه مشاهده ميشود كه مجريان مراكز در بسياري از برنامهها نظير جنگهاي شبانه ميتوانند از لباسهاي فوقالعاده زيباي محلي استفاده كنند. در چهارگوشه كشور لباسهاي محلي بسيار زيبايي وجود دارد كه ميتواند براي هر بينندهاي زيبا و جذاب باشد.
درنهايت متذكر ميشويم كه مجريگري همچون همه عوامل فني ديگر اصول و قواعدي دارد كه قابل يادگيري ميباشند. با برگزاري دورههاي كوتاهمدت توسط مجريان مجرب و كهنهكار ميتوان بسياري از ضعفها را رفع كرد و شاهد ارتقاء كيفي چشمگير اين شاخص فني ـ محتوايي در سيماي مراكز بود.
منبع :
مجري در رسانه ملي تعريف نشده است
در تلويزيون جمهوري اسلامي ايران چيزي به نام "مجري" وجود خارجي ندارد و برخي مجريان مرز ادب و صميمت را درهم آميخته اند.
فرزاد جمشيدي درباره بايدها و نبايدهاي اجرا در برنامه هاي تلويزيون به ويژه برنامه هاي زنده به مهر گفت: با مطالعات و تحقيقاتي که درباره اجرا انجام دادم، به اين نتيجه رسيدم که ما در تلويزيون جمهوري اسلامي ايران چيزي به اسم مجري نداريم. در رسانه هايي که پيشرو هستند به مجريان آموزش داده مي شود، اما ما چيزي به اسم آموزش مجري نداريم، حتي نظام حقوق و دستمزد مجري هم تعريف نشده، بلکه گوينده تعريف شده است.
اين مجري تلويزيون ادامه داد: مجري بايد تعريف شود، آموزش لازم را ببيند و انتخاب مجري نبايد حاصل اتفاق باشد، بلکه تهيه کننده بايد محتوا و معلومات برنامه را به درستي بسنجد و بعد مجري را انتخاب کند. تلويزيون بايد مجري متخصص بپروراند. اين چهار رکن مجري است و در اين صورت مي تواند مجري موفق باشد.
جمشيدي درباره اجراي فرزاد حسني گفت: به نظرم آقاي حسني جواني هنرمند و خلاق است، اما برنامه را با توجه به فضاي آن اجرا مي کند. اگر برنامه براي ماه رمضان باشد با آن فضا اجرا مي کند. برنامه اي هم که با سردار رادان داشتند، من ديدم. او وارد يک فضاي هيجاني شد که ممکن است براي مجريان ديگر هم اتفاق بيفتد. صحبت من درباره همه مجريان است که بايد آموزش ببينند. در تمام دنيا مجري ابتدا آموزش مي بيند و آزمون علمي و عملي از او مي گيرند، ولي در تلويزيون ما اين طور نيست.
وي خاطرنشان ساخت: من اولين کسي بودم که در دانشکده صدا و سيما براي اجرا تدريس کردم، اما کلاس هايي که براي اجرا گذاشته بودند، فقط براي کارمندان رسمي بود، در حالي که 68 درصد مجريان رابطه استخدامي با صدا و سيما ندارند. همچنين اجرا تعلق خاطر اول برخي مجري ها نيست. بنابراين خيلي از دوستان از اين آموزش بي بهره هستند. همين مسئله باعث مي شود بيننده شاهد اين مسائل باشد.
اين مجري ادامه داد: اگر کار مجري به گونه اي باشد که مردم با ديدن اجراي او بگويند ما هم مي توانيم مثل او اجرا کنيم، آن روز مرگ مجري است. 86 درصد مجريان به صورت اتفاقي وارد صدا و سيما شده اند، هشت درصد از راديو و شش درصد مجري بازيگر بودند. مجريان نبايد به صورت اتفاقي به صدا و سيما بيايند. در اين باره بايد مولفه هايي چون صدا، سيما و سواد داشته باشند. وي با اشاره به توليد برنامه ها در صدا و سيما که حاصل دستپاچگي است، گفت: وقتي برنامه ها با عجله توليد مي شود، مسلما به مجري هم فرصتي براي انديشه داده نمي شود و مهمات لازم در اختيارش قرار نمي گيرد. مجري بايد صاحب انديشه باشد. به ويژه اجراي برنامه زنده مشکل است، چرا که هر چه شما خوب يا بد بگوييد، ديگر راه برگشت وجود ندارد. مثل اينکه روي پلي قرار گرفته ايد و با هر قدمي که برمي داريد پشت سرتان خراب مي شود.
جمشيدي درباره اينکه در اين مواقع تيزهوشي تهيه کننده تا چه حد مي تواند موثر باشد، توضيح داد: تهيه کننده موتور برنامه است، اما در اکثر برنامه ها تهيه کننده مجري طرح است. تهيه کننده بايد صاحب نظر باشد تا بتواند به مجري هم کمک کند، اما بيشتر وقت تهيه کننده صرف هماهنگي برنامه صرف مي شود و مجالي براي او باقي نمي ماند تا به محتواي برنامه توجه بيشتري کند.
وي درباره اينکه چرا برخي مجري ها از افعال مفرد استفاده مي کنند، خاطرنشان ساخت: من هميشه مثال زده ام که هر نوبت اجرا مثل شب خواستگاري است. در آن شب سعي مي کنيد خيلي خوب صحبت و نظر ديگران را به خود جلب کنيد. مجري بايد هنجارها را بشناسد. مجري نماينده رئيس سازمان يا خودش باشد، بلکه نماينده فضيلت هاي ملت است. به نظرم مجري ها مرز صميمت و ادب را درهم آميخته اند و اين مرز لگدمال شده است.
جمشيدي در پاسخ به سئوالي درباره دليل رها کردن مسئوليت ساماندهي مجريان صدا و سيما توضيح داد: از تيرماه سال 85 اين آموزش را با مجريان شبکه يک شروع کردم که به دليل استقبالي که شد و آقاي ميرباقري معاون سيما از من خواستند اين آموزش را در شبکه هاي ديگر هم داشته باشيم، اما سه تا چهار ماه است اين کار را رها کرده ام، چرا که احساس کردم مسئولان آن طور که لازم است به اين حرفه توجه نمي کنند.
فرزاد جمشيدي از مجريان جوان و موفق صدا و سيماست که بيشتر برنامه هاي مذهبي و معارفي اجرا مي کند. از وي سال گذشته برنامه سحرهاي ماه مبارک رمضان روي آنتن رفت. ضمن اينکه اجراي جمشيدي در همايش اخير مديران ارشد قوه قضائيه به شدت جلب توجه کرده بود
منبع :
6 قدم تا تبدیل شدن به یک سخنران حرفه ای
ممکن است برای شما هم پیش آمده باشد تا برای گروهی از مخاطبان درباره موضوعی سخنرانی کنید. صحبت کردن در چنین جلساتی خود یک هنر و توانایی است و نیازمند یادگیری و تجربه آموزی می باشد. اگر فکر می کنید که با انتقال حجم انبوهی از اطلاعات می توانید سخنران موفقی باشید، اشتباه می کنید.
فضای جلسات سخنرانی فراتر از فضای مقالات و کتاب ها می باشند. شما در جلسات سخنرانی نه فقط اطلاعات، بلکه حس خود را منتقل می کنید. لازم است که هر شخصی با این موارد آشنایی داشته باشد و شما می توانید آنرا در ادامه ی این مطلب مطالعه نمایید...
بقیه آموزش در ادامه مطلب
1. هیجان و شور داشته باشید
تظاهر نکنید. شنوندگان هوشمند هستند. اگر مطلبی را دوست ندارید اصلا درباره آن سخنرانی نکنید. وقتی شور دارید فقط لب و دهانتان حرکت نمی کند، دست و ماهیچه های صورتتان به کمک شما می آیند تا مطلب را تاثیرگذار تر مطرح کنید.
2. کمتر از کلمات استفاده کنید
در یک جلسه سخنرانی، نیل به یک هدف تاثیرگذار بهتر از بدست آوردن ۱۰ هدف کم عمق و بی تاثیر است. سعی کنید یک مطلب را تاثیرگذار مطرح کنید.
3. پر بار باشید
مطلب را از زاویه دید مخاطبان مورد بررسی قرار دهید و بسنجید. سعی کنید آن چیزی را بگویید که مخاطب هم اکنون به آن می اندیشد. شیوه هایی را پیدا کنید که مخاطب مطلب شما را بهتر درک کند. مثال، داستان، ارائه های تصویری و یا ویدئویی و ... در درک بیشتر مطلب موثر است.
4. مخاطبان را به مشارکت دعوت کنید
منتظر زمان پرسش و پاسخ در انتهای جلسه نشوید. از همان ابتدا مخاطبان را در بحث شرکت دهید. از آنها بخواهید بجای دست بالا بردن از جایشان بلند شوند.
از برخی بخواهید که درباره مشکلات و راه حل هایشان صحبت کنند. برای این منظور ویدئو های توماج فریدونی(سخنران و نویسنده در زمینه بازاریابی) آموزنده اند.
5. محل سخنرانی را تجربه کنید
یک روز قبل در محل سخنرانی آماده شوید و همه چیز را تست و تجربه کنید. روی صندلی بنشینید و در Stage حرکت کنید، صدا را چک کنید. حتی اگر محل سخنرانی در جایی خارج از محل زندگی شما می باشد سعی کنید یک شب زودتر در آنجا حاضر شوید تا از لحاظ فیزیکی و روحی با محیط آشناتر باشید.
6. از دلهره و اضطراب برای ارائه بهتر استفاده کنید
در ابتدای سخنرانی (البته اگر حرفه ای نباشید) نفس شما بالا نمی آید، دهانتان خشک می شود و ... از همه بدتر آن است که خودتان متوجه می شوید که خدای من، من مضطرب هستم و دارم خراب می کنم!
Nan Crawford (مربی خانم ها برای ارائه سخنرانی های بزرگ و حرفه ای) به شاگردان خود توصیه می کند که در زمان دلهره به این فکر کنند که "این اضطرابی که هم اکنون در من است بعد از اتمام سخنرانی در دل تمام شنوندگان من برای تغییر بوجود خواهد آمد"
همچنین سعی کنید زمانی که به مخاطبان خود نگاه می کنید، مقداری عمیق تر نگاه کنید. بدین معنا که پیاپی زاویه نگاه خود را تغییر ندهید. هنگامی که به آن گروه از مخاطب نگاه می کنید وضعیت چهره و پوشش آنها را بررسی کنید و چیزی برای خندیدن پیدا کنید. مطمئنا اضطراب شما کاهش می یابد. همچنین اگر از سخنرانی شما فیلم برداری شود، این نگاه های عمیق خیلی جذاب می باشند.
منبع :
http://www.alvershop.com/education-download/amoozesh-omoomi/134-6---------
قرآن پژوهي سنگ بنای نخستین علوم بلاغی جهان اسلام
در سده های نخستینِ پس از انتشار دین مبین اسلام، در بیشترین بخش های جهان شناخته ی آن روزگار، رویارویی پیروان ادیان دیگر با آيين جديد، ضرورت اثبات اعجاز قرآن را به میان آورد. اين امر طبعاً فصاحت و بلاغت این كتاب مقدس را در محراق توجه پژوهشگران قرار داد كه یكی از عمده ترين دلایل اعجاز آن است. زيرا متن كلام الهي چنان انباشته از محسنات بدیعی و آرايه هاي ادبي است كه تردیدی در اعجاز آن باقی نمی گذارد. در آن روزگاری که ........

فراتر از اعتماد به نفس: چگونه به اعتماد به نفس دست پیدا کنیم
نشانی پایگاه خانه کتاب :
http://www.ketab.ir/HomePage.aspx?TabID=3558&Site=ketab&Lang=fa-IR
![]()
نوشته غلامعلی امیر نوری
تهیه شده در تحقیق و توسعه رادیو
حجم: 1.29 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 3 دقیقه و 13 ثانیه با Dial-up
نوع فایل کتاب: PDF
تعداد صفحات: 263
لینک دانلود :

آیین سخنوری
كتابشناسى ـ همان گونه كه از مفهوم آن برمىآيد ـ به شناساندن كتاب و آشناسازى خوانندگان با آن مىپردازد و در نتيجه، انواع گونه گون را با خود همراه مىسازد و در مَثَل، كتابشناسى توصيفى، كتابشناسى تحليلى، كتابشناسى انتقادى و كتابشناسى موضوعى را در درون خويش جاى مىدهد.
آنچه در پى مىآيد، يك كتابشناسى موضوعى است كه كتابهايى در زمينه «تبليغ و سخنورى» را معرفى مىنمايد و به صورت كتابشناسى گزينشى و كتابشناسى الفبايى به تصوير مىكشاند و «100 كتاب فارسى» را به ترتيب عنوان، نام پديدآورندگان (نويسنده و مترجم)، محل نشر، نام ناشر و تاريخ نشر پيشكش مىكند، به آن اميد كه مقبول افتد و در نظر آيد.
شايان توجه است كه پيش از خواندن اين كتابشناسى، به نكات زير نظر داشته باشيم:
يك. هنگام مطالعه اين كتابشناسى و گاه و بى گاه، نيم نگاهى نيز به اين حديث شريف داشته باشيم: «اُنظر إلى ما قالَ و لا تَنظُر إلى مَن قال»؛ به آن چه گفته است، بنگر و به آن كه گفته است، ننگر. پس، معرفى كتابهاى در پى آمده، لزوماً به معنى تأييد همه پديدآورندگان و همه مندرجات آنها نيست.
دو. از معرفى كتابهاى غير فارسى كه ترجمه نشدهاند، خوددارى كردهايم.
سه. كتابهايى كه مثلاً به تبليغات تجارى و تبليغ كالا و... پرداختهاند، ذكر نكردهايم، و بيشتر به كاربردى بودن كتابهايى كه در تبليغ دين .....