آوازها در موسیقی بوشهر و آیین های کلامی سنتی


آوازها در موسیقی بوشهری :


از جمله آوازهای رایج در محافل غیر عزاداری می توان به حاجیونی مثنوی ، شمبه ایی وزینب شل اشاره نمود.
آوازهایی چون بیت خوانی ، چاووش ، مرثیه خوانی و شوره از نغمه های برجای مانده ی موسیقی قدیم بوشهر می باشد که به آوازهای باستانی موسیقی ملی ایران که از دوران پیش از اسلام در این منطقه رواج داشته است.آواها در موسیقی بوشهر هم دارای بافت منوفونیک (تک صدایی) وهم پولیفونی (چند صدایی) می باشد.

کلام در موسیقی بوشهری :
کلام در این موسیقی نوعی وحدت لاینفک را دارا می باشد. در نوحه ها نیز از کلماتی هم چون خدا ، ای خدا ، وای ، واویلا استفاده می شود.

آوانویسی :
تبدیل و تقلیل موسیقی به نتاسیون روی کاغذ عمل کاملی نیست زیرا نت نویس از میان تمام پدیده های آکوستیکی ، آن دسته را که به نظرش اساسی می رسد انتخاب می کند و بر اثر پیچیدگی صداها خود نت نویس هم جذب و درک آن را مشکل می بیند و با توجه به اینکه نتاسیون قراردادی غرب قادر نیست کلیه ی ویژگی های ملودیک ، ترکیبات و کیفیت های صوتی موسیقی غیر غربی و بخصوص موسیقی بوشهر را مشخص نماید.
در آوانویسی بوشهری از علائم اضافی استفاده نشده و آوانگار بیشتر به ارائه اسکلت و خط ملودی اصلی توجه دارد و خواننده را با مشخصات کلی قطعه آشنا می سازد و چون نگارنده در انتخاب قطعات با واریاسون های مختلفی از یک قطعه روبه رو می شود در آخر معمولی ترین آن را برای آوانویسی انتخاب می کند و از آنجا که کلام و موسیقی در نواهای سوگواری بوشهر کاملا به یکدیگر مرتبط می باشد در اغلب آواها و نواها ، متن اشعار آن به صورت فونتیک در زیر آونگاریها آورده شده است.
در موسیقی بوشهر تمپو در طول اجرای قطعه به تدریج سرعت میابد ، برای ادامه ی تمپو در آوانویسی ، میانگین سرعت هر کدام از قطعات در نظر گرفته می شود.

انواع آوانویسی :
1- بیت خوانی در جشن
2- بیت خوانی در عزا
3- نوحه پا منبری : شاه بی خیل و حشم
4- نوحه پا منبری : ای عندلیبیان
5- قطعه سنج و دمام
6- نوحه بر حیدری : ام لیلای حزون
7- نوحه بر حیدری : فریاد یا محمد
8- نوحه اصلی مراسم صبحدم
9- نوحه مراسم صبحدم : برگشته اقبالم
10- نوحه مراسم شام غریبان
11- نوحه طفل صغیری
12- نوحه عزای سرپایی : حجله عیش



آواها و آئین سوگواری در بوشهر:
پامنبری :
در بوشهر بعد از پایان ذکر، نوحه‌خوانی خاصی شروع می‌شود که به آن ( پامنبری ) می‌گویند. پامنبری خوانی یکی از کهن‌ترین انواع نوحه‌خوانی و عزاداری شیعیان در بوشهر محسوب و آهنگ‌های پامنبری از قدیمی‌ترین نواهای موسیقی مذهبی بوشهر، شناخته می‌شود. اشعار پامنبری به زبان فارسی است و اصطلاحات محلی کمتری به آن راه یافته است. اجرای مراسم پامنبری و ذکر در اطراف بوشهر و به ویژه در روستاها از اصالت و کیفیت بیشتری برخوردار است و علاقه‌مندان بسیاری اعم از کوچک و بزرگ در این مراسم شرکت می‌کنند. بر همین اساس محتمل است که خاستگاه اصلی ذکر و پامنبری، روستاهای اطراف بوشهر باشد.

ای عندلیبان خدا، گلشن خراب است
آهسته نالید، اصغر به خواب است
در ذکر خوابش گریان رباب است

روضه‌خوانی :
پس از پایان ذکر و پامنبری، روضه‌خوانی شروع می‌شود. بیشتر پژوهش گران، روضه‌خوانی و یا مرثیه‌خوانی را یکی از اولین شیوه‌های عزاداری می‌دانند. روضه‌خوان‌های بوشهری با آدابی خاص به روضه‌خوانی می‌پردازند. آنان در جای جای روضه‌خوانی، با آوازها و نوحه‌های ویژه، مصایب و سرگذشت امامان به ویژه سیدالشهدا را شرح می‌دهند که بسیار جذاب و تأثربرانگیز است. روضه‌خوان‌های محلی در اجرای آواها و مراثی، به شیوه‌ای خاص، شنوندگان خود را در اجرای آوازها و نوحه‌ها مشارکت می‌دهند. روضه‌خوانی سنتی معمولاً با مرثیه‌خوانی رسمیت پیدا می‌کند اما اغلب اوقات، روضه‌خوانان، کار خود را با اجرای آوازی حزین معروف به «حاجیونی» آغاز می‌کنند.

هلال امشب ز غم قامت کمان است / جهان پرشور و بانگ الامان است
ز هر دیده سرشک خون روان است/ عجب هنگامه‌ای اندر جهان است
از دیگر آوازهای رایج در روضه‌خوانی می‌توان به مثنوی‌خوانی، رجز و جنگ‌نامه یا شاهنامه‌خوانی و ناچ و کتاب‌خوانی و مقتل‌خوانی اشاره کرد.

مراسم سنج و دمام :
بوشهری‌ها، رسم سنج و دمام را معمولاً لازمه مراسم سینه‌زنی می‌دانند و در گذشته نیز این مراسم را پیش از اکثر مراسم مذهبی مانند تعزیه، روضه‌خوانی، پامنبری و شام غریبان اجرا می‌کردند. برای اجرای این آیین، دسته‌های سنج و دمام، قطعه خود را از نقطه‌ای مشخص در محل آغاز می‌کنند تا همه اهالی محل بتوانند صدای آن را بشنوند. پس از چند دقیقه نوازندگی ، گروه در حین نواختن به طرف مسیر مشخص شده خود حرکت کرده و هنگام رسیدن به پایان مسیر، بعد از چند دقیقه ، قطعه را تمام می‌کنند. در بوشهر، محله‌های مختلف ، مراسم مذهبی خود را جدا از یکدیگر برگزار می‌کنند و هریک از آن‌ها دارای یک گروه سنج و دمام مستقلند. این گروه‌بندی‌ها در گذشته اهمیت زیادی داشته و با رقابت شدید محله‌ها رو به رو می‌شده است.

بيت خوانی :
هم در عروسی و هم در عزا اجرا می شود . بيت عزا را برای جوانان می خوانند، اعم از اسطوره های مذهبی مانند ( بيت خوانی ) حضرت قاسم (ع) و علی اكبر (ع) و يا جوانان تازه در گذشته . بيت خوانی به صورت مبادله ملودی ميان دو يا چند نفر انجام می شود. نفر اول معمولا يك بيت را مي خواند و بيت ديگر توسط فرد ديگری خوانده می شود . در بيت عزا معمولا نوحه خوان می خواند و جمع پاسخ می دهد . در شب تاسوعا ، مصيبت را با بيت می خوانند . بيت عزا و بيت عروسی دارای موسيقی شبيه به هم اند، اما از نظر شعر با هم تفاوت دارند . بيت های عروسی احتمالا با پذيرفتن تغييراتی در شكل خود، به ( واسونك ) تبدیل شده اند. كاركرد واسونك در عروسی های شيراز، همانند كاركرد بيت ها در عروسی های بوشهر است . در بيت عروسی - و گاه دربيت عزا - در پايان هر بيت، زنان كل می زنند. اشعار بيت ها اغلب عاميانه اند و انتقال آنها به صورت سينه به سينه بوده است.


چاووشی:
چاووشی را در هنگام بدرقه يا در زمان استقبال از زايران می خوانند . چاووشی هم چنين در شب سوم محرم ، شب عاشورا يا اربعين در ميان نوحه ( واحد ) د ر عروسی ، كارهای ساختمانی و ... نيز خوانده می شود . به طور كلی زمانی كه نياز به تقويت روحيه جمع باشد، آواز چاووشی خوانده می شود.چاووشی گاه به صورت مبادله آواز ميان دو يا چند نفر خوانده می شود .نظر به موارد استفاده چاووشی و حالت خبری و ندايی آن ، خوانندگان چا ووشی می بايست از صدای رسايی برخوردار باشند. اشعارچاووشی را يا از ميان اشعار شاعران معروف منطقه ، يا از چاووشی نامه های مختلف مانند چاووشی نامه ناصرالدين شاه و مانند آن بر می گزينند . هنوز در روستاهای منطقه دشتی ، دشتستان و تنگستان می توان آواز چاووشی را شنيد . آواز چاووشی كه در رده های چهار گاه است ، در مناطق مختلف استان بوشهر تقريبا يكسان اجرا می شود.


مناجات :
مناجات اغلب در شب های ماه رمضان خوانده می شود و بيش تر در پرده های شوشتری است . در نمونه هايی از مناجات قديمی ، پيش از خوانده شدن مناجات ، اشعار مثنوی به آواز خوانده شده است . اشعار مناجات معمولا از كتابهايی چون خزانه الاشعار و جوهری گزيده می شود.

عزای زنانه :
عزای زنانه نیز بخش ديگری از موسيقی عزاداری بوشهر است . نوحه های عزای زنانه با ديگر نوحه ها متفاوت است . در عزای زنانه ، بيت عزا و چاووشی نيز خوانده می شود . زنان، نوحه خوانان مخصوص به خود دارند . نوحه ها و هم سرايی در عزای سرپايی زنانه بسيار موثر و تكان دهنده است.
ويژگي های اين آوازهای متنوع را می توان چنين برشمرد :
1. جملگی محتوای مذهبی دارند.
2. اجرای آنها همراه با آمادگی قبلی، ضمنی و طبيعی تك خوان و هم سرايان است.
3. بيش تر آنها بدون همراهی ساز اجرا می شوند.
4. همگی از غنای موسيقايی ممتازی برخودارند.
5. اين آوازها بخش مهمی از فرهنگ موسيقی بوشهرند.
6. با وجود تنوع زياد، وحدت های متريك معيشی بر آنها حاكم است.
7. اشباع استروكتور( ساختار ) صوتی آنها از مبانی نسبتا مشتركی پيروی می كند.

شروه:
( شروه ) به صورت گسترده ای در سرتاسر استان بوشهر رواج دارد و در هر منطقه به گونه ه ای نسبتا متفاوت خوانده می شود .( مناطق، دشتی ، دشتستان ، تنگستان و تا حدودی شبانكاره و شهر بوشهر مراكز عمده شروه خوانی هستند ) .
در ميان آوازهای دارای متر آزاد و همراه با دوبيتی كه در بيشتر نواحی ايران خوانده می شوند، شروه بخاطر برخورداری از غنای ملودی ، كثرت سبك و شيوه و ديگر ويژگی های موسيقايی شاخص تر و برجسته تر است.
اشعار شروه مبتنی بر نوعِ دوبيتی است . در ميان دو بيتی سرايان منطقه بوشهر، فايز و مفتون شهرت بيش تری دارند . شروه ها عموما منطبق با آواز دشتی رديف سنتی اند . به گفته روشن تر بسياری از گوشه های آواز دشتی در رديف سنتی متاثر از شروه و( آوازهای رايج در منطقه دشتی ، دشتستان و تنگستان اند . در اين زمينه می توان به گوشه غم انگيز در رديف سنتی اشاره كرد ).
در منطقه بوشهر، رسم بر خواندن اشعار مثنوی مولوی قبل از شروه بوده وهست . به غير از مثنوی، شروه خوانان گاه از اشعار نظامی نيز به عنوان مقدمه ای برای شروه استفاده می كنند . مثنوی خوانی يا خواندن اشعار نظامی نيز مانند شيوه های مختلف شروه خوانی ، به شيوه های گوناگونی اجرا می شوند . خواندن مثنوی يا اشعار نظامی به عنوان مقدمه شروه ، برای آمادگی خواننده و نيز آمادگی مجلس و حاضران است . خواندن مثنوی يا اشعار نظامی ، قبل از هر شيوه ای ، در شروه قابل اجراست اما برخی از شروه خوانان يا به دليل نتوانستن و يا نخواستن ، از اين كار خودداری می كنند . لازم به يادآوری است كه اتصال مضمونی ملودی آواز مثنوی يا اشعار نظامی به پرده های آواز شروه ، نيازمند توانايی قابل توجهی توسط شروه خوان است . در واقع در آخرين بيت ها ، فضای لازم برای خواندن شروه به تدريج مهيا می شود . به تدريج به پرده های اصلی شروه و حالت های ملوديك آن كه ناشی از چگونگی گردش ملودی در آواز شروه است ، اشاره می شود و با افزايش اين اشارات ، در لحظه خاصی فضای شروه تثبيت می شود .
شروه اغلب به صورت دنباله خوانی ( مبادله آواز میان چند نفر ) اجرا می شود . تعداد شركت كنندگان در دنباله خوانی می تواند به 4 – 5 نفر (كمی بيش تر يا كم تر ) برسد. در پایان هر دو بیتی در شروه، اغلب به خاطر تكميل پريود آوازی ، يا ايست های مقطعی و يا انجام فرود كامل ، واژه ها يا مصرع های اضافی به دو بيتی اصلی افزوده می شوند. مانند : روزگار، ای روزگار، جفا گر هر كسی كرد خير نبيند ... طريق رسم دلداری نه اين است و ... گاه ممكن است به جای كلمات اضافی، برخی از واژه ها به خصوص در فرود، دو يا چند بار تكرارشوند. شروه منشا بسياری از آوازهای ديگر از جمله مرثيه ها ولالایی ها و... است.
زنان نيز شروه می خوانند و گاه هنگام كارها ی روزانه ممكن است به اصطلاح محلی ( درنگه ) كنند، يعنی زير لب آوازهای شروه را زمزمه كنند . اجرای شروه در درجه اول بيش تر به مجالس سنگين و باوقار و اهل ادب مربوط است . به طول كلی در فرهنگ سنتی بوشهر، شروه و شروه خوان از احترام ويژه ای برخوردارند. در دنباله خوانی معمولا يك مبادله محتوايی ميان شروه خوانان وجود دارد كه به نوعی مشاوره يا مشاعره شبيه است. در دنباله خوانی معمولا يكی از گرده های (شيوه های ) شروه انتخاب می شود و دور می گردد . شروه خوانی در اين قبيل مجالس ممكن است ساعت ها به درازا بكشد. در مجالس عروسی رسم بر خواندن شروه نيست.

بيدگونی (بيدگانی) :
( بيدگونی ) در اصل يك شيوه آوازی است و نه نوع بخصوصی از موسيقی منطقه بوشهر . آواز بيدگونی از منطقه شبانکاره تا حیا داوود متداول است . لحن موسيقی و محتوای اشعار بيدگونی عاشقانه است . آواز بیدگونی گاه به برخی از آوازهای موسوم به ( سر کوهی ) كه در استان فارس رايج اند، نزديك می شود.

جنگنامه ( شاهنامه خوانی ) :
آوازی است كه معمولا در شب نشينی ها و گردهمايی های اهل ادب و فرهنگ اجرا می شده است. اين سنت گرچه به شكل غالب از ميان رفته است اما هنوز می توان گهگاه ناظر آن بود شاهنامه خوانی توسط يك تك خوان اجرا می شود و همراهی جمعی ندارد.
جنگنامه هم چنين در مراسم عزا و سوگواری اجرا می شود، اما اشعار آن از شاهنامه نيست و از كتاب های ديگری ازجمله كتاب جوهری برگزيده می شود . در اين نوع مراسم معمولا جنگنامه حضرت علی اكبر (ع)، جنگنامه حضرت مولا و مانند آن خوانده می شود . شيوه خواندن جنگنامه گا ه به شيوه نقالی نزديك می شود . در كنار جنگنامه های مذهبی، اغلب مداحی اجرا می شود، مانند مداحی حضرت مولا علی (ع). اين مداحی كه متن آن برگرفته از كتاب رفاحی است، بيشتر در شب بيست و يكم رمضان خوانده می شود.


مولود خوانی :
( مولود خوانی یا مولود نبی ) جشن تولد پيغمبر اسلام (ص) است. مولودخوانی شام آوازی است كه به همراهی دایره و گاه نی انبان خوانده می شود . خوانندگان به صورت دايره دور هم می نشينند و در هنگام خواندن، حركات موزونی را كه به صورت حركت شانه ها به چپ و راست است، انجام می دهند . لحن موسيقی و نيز حركا ت موزون خوانندگان حاكی از تاثيرموسيقی عربی و به ويژه آفريقايی بر اين مراسم است.

يزله:
( يزله )عموما در مراسم شادی (عروسی، ختنه سوران و ...) اجرا می شود. اجرای آواز به صورت مبادله ملودی ميان تك خوان (كه معمولا غير حرفه ای است ) و هم سرايان است . پريودهای آوازی در يزله اغلب كوتاه و تكراری اند . اجرا كنندگان يزله، به هنگام اجرای آن، شَپ (دست) می زنند . با گرم شدن مجلس و اوج گيری آوازها، خوانندگان به تدريج روی زانوها بلند شده، سپس با چرخش به راست می نشينند و دوباره روی زانو به چپ می چرخند و می نشينند . هدف از اجرای ( يزله ) گرم كردن و به جنب و جوش انداختن مجلس است . بافت ملودی در ( يزله ) به آوازهای بدوی آفريقايی شباهت دارد.
تك خوان، پريودهای آوازی كوتاهی را می خواند و هم سرايان در ابتدا با ادای (هلل یوس هل یوسه ) به تک خوان پاسخ می گویند . گاه همراه با آوازهای يزله كِل می زنند و گاه صداهای هی مانند كشيده ای از ميان هم سرايان به گوش می رسد . يزله ها از نظر تعداد بسيارند و معمولا در مجلس، يكی را بعد از ديگری و بدون انقطاع می خوانند . آوازها از نظر ريتم بيش تر در قالب های دوتايی قرار می گيرند . در برخی از يزله ها، واحد ضرب دارای تقسیمات دوتايی و برخی ديگر دارای تقسيمات سه تايی اند . با تغيير وزن شعر، آهنگ و پاسخ هم سرايان نيز تغيير می كند . در هر يزله، پاسخ های هم سرايان معمولا تكراری است . هر يزله در ارتباط با موضوع خاصی بوده است : گاه در ارتباط با زندگی و كار، گاه به قصد طعنه زدن به فرد خاصی و گاه به منظور به شوخی كشيدن موضوعی خاص . ريشه آوازهای يزله به احتمال از ( نی مه ) ها یا آوازهای دریایی است .اجرای يزله معمولا به جوان ها اختصاص دارد . يزله را در شهر بوشهر اجرا می كنند و در ساير نقاط استان بوشهر رايج نيست.
خیام خوانی :
از جمله آوازهای شاد مراسم عروسی است . خيام خوانی توسط تك خوان (غير حرفه ای ) اجرا می شود و حاضران نيز شَپ (دست) می زنند . به هنگام خيام خوانی، د ايره نيز نواخته می شود كه گاه به جای دايره از تمبك يا دمام استفاده می شود. اين آواز در بوشهر گاه به همراهی فلوت نيز خوانده می شود . در اين كه خيام خوانی از آوازهای سنتی منطقه بوشهر است، باید تردید کرد . ملودی خيام خوانی به آوازهای معروف به( روحوضی ) كه در برخی ديگر از نقاط ايران رايج است، شباهت دارد و از اين رو از خصوصيات اصلی آوازهای منطقه بوشهر برخوردار نيست . در عين حال، حداقل پنجاه سال است كه اين آواز در شهر بوشهر (ونه نقاط ديگر استان بوشهر ) رايج است . خيام خوانی معمولا توسط يزله ادامه می يابد . در واقع خيام خوانی و آوازهای يزله به طور متناوب و يك در ميان اجرا می شوند.
( خيام خوان ) پس از خواندن يك يا چند رباعی از خيام، اشعاری از يزله های مختلف می خواند و دوباره به رباعيات خيام باز می گردد . در خيام خوانی، به غير از رباعيات خيام ممكن است از دوبيتی ها و رباعی های شاعران ديگر و از اشعار عاميانه نيز استفاده شود:
سيصد گل سرخ يك گلش نصرانی ما را ز سر بريده می ترسانی
گر ما ز سر بريده می ترسيديم در مجلس عاشقان نمی رقصيديم
در خيام خوانی تك خوان معمولا خواننده حرفه ای نيست و آواز به مانند يزله به صورت دنباله خوانی اجرا می شود.

آوازهای کار :
الف) آوازهای دريا و صيد :
نظر به جغرافيای خاص منطقه، بيش ترين تعداد از آوازهای كار در بوشهر در ارتباط با دريا و كارهای مربوط به صيد و لنج است . هر كاری در لنج، آوازی مخصوص به خود دارد .اين آوازها را صيادان، ملوانان و جاشوان در اصطلاح محلی ( نِي مه ) که احتمالا تغییر یافته نغمه است می نامند . درمناطق مختلف بوشهر، نی مه های متفاوتی خوانده می شود . مثلا در منطقه بندرگاه در نزديكی بوشهر، دو نوع نی مه متداول است: نی مه نيداف ( پارو) و نی مه گرگور (نوعی تله دريايی).
ب) آوازهای وزن كردن گندم :
در مناطق تنگستان، دشتستان و دشتی، پس از درو كردن گندم (گاه در هنگام درو، چاووشی خوانده می شود )، خرمن ها را درخرمن جای انباشته می كنند. وزن كردن و تقسيم گندم معمولا در روزها و ساعت های خاصی صورت می گيرد. خواننده آوازهای مخصوص اين مراسم كسی است كه ترازو را از خرمن پر كند . پس از پايان هر بند از شعر، حاضران با فرستادن صلوات به تك خوان پاسخ می گويند . اشعار در ستايش پروردگار، حضرت رسول (ص) و امامان (ع) است. در هر بند از شعر يكی ازامامان به ترتيب توصيف می شوند . در اين مراسم، ستايش دوازده امام هم جنبه اعتقادی و مذهبی دارد و هم معيار و وسيله ای است برای شمردن ترازوها.
در يك نگاه كلی آنچه از بررسی موسيقی بوشهر می توان دريافت آن است كه وجه غالب موسيقی بوشهر، موسيقی آوازی است، اعم از مذهبی يا غير مذهبی . در اين ميان بخش قابل توجهی از آوازها، اساساً بدو ن همراهی ساز خوانده می شوند : نوحه، ذكرپامنبری، مرثيه، مناجات، عزای سرپايی زنان، بيت عزا و بيت عروسی، چاووشی، مثنوی خوانی، نظامی خوانی، شروه، جنگنامه، نی مه ها و آوازهای كار، لالايی و ... جملگی آوازهايی هستند مذهبی يا غيرمذهبی كه بدون همراهی ساز، خوانده می شوند. ترانه ها و رقص ها، يزله (گاه همراه با دمام )، خيام خوانی (گاه همراه با دمام يا فلوت )، بيت عروسی، (گاه همراه با نی جفتی )، برخی شروه های ساده (گاه همراه با نی جفتی يا نی هفت بند ) و ... آوازهايی هستند كه به نوعی مي توانند به همراهی ساز نيز خوانده شوند.

http://owj2004.blogfa.com/8907.aspx

 

حدود و نظریه های مختلف راجع به شنوایی

از ابتدای تاریخ تحول آکوستیک تنها گیرنده مفید و جالب توجهی که دائما به کار رفته ، عبارت از گوش انسانی است . در اینجا جالب توجه این است که تا به حال یه نظریه کامل و قابل قبولی راجع به کیفیت شنوایی پیدا نشده و موضوع اینکه آیا انسان چگونه میشنود یکی از مسائل پیچیده پسیکو فیزیک ( Psycho Physic ) جدید میباشد و دانشمندان آکوستیک و فیزیولوژی و بیو فیزیک هنوز در اینباره به تحقیقات خود ادامه می دهند .

درک ارتعاشات صوتی در روی مغز ما به وسیله گوش ها انجام میگیرد . با شنیدن از هر دو گوش ما متوجه صوت و جهتی میشویم که صوت از آنجا به گوش ما میرسد . اگر صوتی از یک پهلو به گوش برسد . اختلاف حس شنیدن در گوش زیاد میشود . در ارتعاشات زیاد ( بلند ) سر برای گوش که در جهت مخالف صوت قرار گرفته است سایه ایجاد میکند . همین عمل باعث میشود که گوشها صورت مذکور را با ارتعاشات مختلف بشنود .

گوش ارتعاشات صوت را تا حد مخصوص میتواند درک کند . این حدود در اشخاص و سنین مختلف فرق دارد . پایین ترین حد شنوایی 16 ارتعاش در ثانیه است و این ارتعاش نت دو ( C ) پایین ترین تن موسیقی که فقط در ارگهای بزرگ دیده میشود ، وجود دارد . بالاترین حد شنوایی با در نظر گرفتن سن از 4000 تا 20000 فرکانس میباشد . بالاترین ارتعاش را تقریبا تا 35 سالگی میتوان شنید و با بالارفتن سن این ارتعاشات به نسبت ضعیف تر میشود . ارتعاشات پایین تر از 16 فرکانس را مادون صوت Infrason و ارتعاشات بالاتر از 20000 را ماورای صوت Ultrason گویند .

http://musicmylove.mihanblog.com/extrapage/ghaleb222

روزی سی هزار کلمه با فرزندتان حرف بزنید


روشی که شما با کوچولوی‌تان صحبت می‌کنید در نحوه رشد زبانی او تاثیر بسزایی دارد و حتی می‌تواند ضریب هوشی او را هم تحت تاثیر قرار دهد.

 به گزارش خبرنگار کلینیک باشگاه خبرنگاران؛‌ یکی از نگرانی‌های هر مادری بعد از به دنیا آمدن فرزندش این است که تا وقتی نوزاد بخواهد حرف بزند چطور باید بفهمد چه چیز لازم دارد و چه می‌خواهد. در ضمن نگرانی بعدی این است که چطور قرار است کوچولو مثل بزرگ‌ترها حرف زدن یاد بگیرد. همه اینها می‌تواند به راحتی هر پدر و مادری را نگران کند اما نکته مهم آن است که والدین سعی کنند با کودک ارتباط کلامی داشته باشند. ایده‌آل‌ترین حالت ممکن این است که والدین روزانه ۳۰ هزار کلمه در ارتباط با کودک استفاده کنند. در حقیقت مطالعات مختلف نشان داده است تعداد لغاتی که در حرف زدن با کودک استفاده می‌شود رابطه مستقیم با افزایش ضریب هوشی کودک دارد. در این مطلب با بعضی روش‌های موثر برای صحبت با کودک بیشتر آشنا شوید.
 
بگویید و تکرار کنید: ممکن است برای‌تان کسل‌کننده باشد اما تکرار برای کودک‌تان لذت‌بخش است. شنیدن چندباره یک کلمه در تقویت مسیر ارتباطی صدا و معنا در مغز کودک موثر است. تکرار همچنین باعث می‌شود او دنبال معنای آن به حافظه‌اش رجوع کند و آن را در ذهنش ثبت کند. تا یک سالگی کودک شما اغلب اصوات لازم را می‌داند اما نمی‌داند چه موقع باید از آنها استفاده کند. تکرار به او کمک می‌کند بتواند این وظیفه را به درستی انجام دهد.
 
از زبان اشاره استفاده کنید: برخی والدین فکر می‌کنند اگر با اشاره با کودک‌شان صحبت کنند او هیچ وقت انگیزه‌ای برای حرف زدن پیدا نمی‌کند اما مطالعات نشان داده کودکانی که اشاره‌ها را یاد می‌گیرند زودتر حروف صداها را می‌آموزند و به حرف می افتند.
 
داستان  تعریف کنید: برای کارهای روزانه تشریفات داشته باشید؛ پوشک عوض کردن، غذا خوردن، حمام کردن، لباس پوشاندن، خوابیدن تا با کودک‌تان ارتباط بگیرید. با توصیف کاری که برای آنها انجام می‌دهید و توصیه‌هایی که در کنجکاوی و عکس‌العمل‌هایش دارید می‌توانید ۳۰ هزار کلمه در روز حرف بزنید.
 
دنبال بهانه‌ای برای صحبت کردن بگردید: هر وقت دیدید کودک‌تان زل زده به شما یا یکی از وسایل موجود در خانه یا حرکات بدن یا صدای عجیب و غریب درمی‌آورد فرصت را غنیمت بشمارید و مکالمه را شروع کنید. مثلا وقتی کودک‌تان به نحوه درست کردن شیرش توسط شما نگاه می‌کند، به او بگویید «می‌بینم که داری به من نگاه می‌کنی! می‌خوای بدونی دارم چیکار می‌کنم؟ دارم شیرت رو آماده می‌کنم. فکر کنم گرسنه‌ای.»
 
اینها را به یاد داشته باشید
 
الگوها را دنبال کنید: کلا ما ۲ نوع والدین داریم والدین «کمک‌کننده» که اجازه می‌دهند کودک مکالمه و فعالیت‌ها را هدایت کند و نوع دوم، والدین «دستوری» که اسباب‌بازی‌هایی را برای بازی کودک انتخاب و موضوع مکالمه را مشخص می‌کنند. بهتر است بدانید که والدین کمک‌کننده در بهبود زبان کودک خود تاثیر بیشتری دارند.
 
نوبتی صحبت کنید: وقتی فرصت حرف زدن به کوچولوی‌تان را می‌دهید ضمن آنکه به او احترام می‌گذارید، می‌آموزید که چطور یک مکالمه دو طرفه داشته باشید. این کار را از روز تولد می‌توانید انجام دهید؛ خیلی زودتر از آنکه کودک کلمه‌ای بیاموزد. بعد از آنکه با او صحبت کردید مکث کوتاهی انجام دهید و منتظر جواب باشید. به مرور زمان او می‌فهمد که این زمان شانسی است که او برای دادن پاسخ خواهد داشت.
 مادرانه با او صحبت کنید: حالت سرزنده حرف زدن با کودک بسیار جالب است. تحقیقات نشان داده است کودکان دوست دارند با زبان خودشان با آنها صحبت شود. در این روش ساختار زبانی و دامنه لغات بهتری پیدا می‌کنند اما حواستان باشد که بین ۱۸ ماه تا ۲ سال و نیم کودک این نوع حرف زدن را ترک کنید چون ممکن است لحن آرام و پراغراق شما را تقلید کند.
 بگذارید تقاضا کند: این کار را قبل از اینکه او به حرف زدن بیفتد هم می‌توانید انجام دهید. وقتی کودک شما موزی را که برایش خرد کردید خورد و شما احساس کردید که او باز هم موز می‌خواهد بدون آنکه ناخودآگاه مقداری در بشقابش بگذارید صبر کنید تا بسته به سن و سطح زبانش اشاره یا علامتی از او بگیرید یا به سادگی سؤال کنید «بازم موز می‌خوای؟» به جای اینکه همه چیز را آماده کنید، به کودک فرصت دهید درباره آنچه می‌خواهد از شما تقاضا کند.
 
اشتباه زبانی:
 
همه والدین با وجود تمام مهارتی که در زمینه‌های مختلف دارند گاهی اشتباه می‌کنند. اینها بعضی از مهم‌ترین اشتباهات است:
 
شما با کودک صحبت می‌کنید: بیشتر افراد شنوندگان خوبی نیستند. در حقیقت برخی محققان متوجه شده‌اند که بیشتر والدین اولین کلمه‌ای که کودک ادا می‌کند را به یاد نمی‌آورند. طبیعی است که درست صحبت نکردن کودک این کار را آسان می‌کند اما تامل کردن و شنیدن همان چیزهای نامشخصی که کودک ادا می‌کند به شما کمک می‌کند آنچه او می‌خواهد را بفهمید. مثلا وقتی می‌گوید شی می‌دانید که شیر می‌خواهد.
 مدام از لحن بچگانه استفاده می‌کنید: وظیفه شما این است که درست صحبت کنید و بچگانه حرف زدن می‌تواند بدترین راهنما باشد. بچگانه حرف زدن با مادرانه حرف زدن فرق می‌کند اگر کودک می‌گوید: «دوپ می‌خوام» والدین می‌گویند:‌ « بیا اینم دوپت» اما والدینی که مادرانه حرف می‌زنند می‌گویند «توپت رو می‌خوای؟!»
 زیاد حرف می‌زنید: کودک را به پارک می‌برید و مدام با او حرف می‌زنید؛ این درخته، بگو درخت، اینها برگه و رنگشون سبزه، کبوترها رو ببین، اونا دونه می‌خورن. او احساس می‌کند همه ۳۰ هزار کلمه‌ای را که باید در روز می‌شنید در عرض یک ساعت دارد می‌شنود. این روش غلط است و نباید استفاده شود.

 
منبع: مجله سیب سبز

آموزش صداسازی و حنجره سازی برای خوانندگی

برای اینکه یک صدای خوب داشته باشیم باید یک ریه مناسب داشته باشیم . یعنی باید نفس خوبی داشته باشیم .
از توضیحات پایه ای که همه میدونید مانند اینا : سیگاروقلیون نکشید . در هوای آلوده بیرون نرید . فقط آب ولرم بخورید فریاد نزنیدو ایناروکه میدونید نمیگم و مستقیم میرم سر اصل مطلب .

چشیدن هوای مرطوب میتونه موجب افزایش میزان نفس ما بشه .
برای اینکار دو را وجود داره :
1. طبیعی
2. مصنوعی

روش اول . در روزهای شرجی و مرطوب و یا حتی روزهای عادی با یک گرم کن به خیابان بروید و به صورت نرم شروع به دویدن کنید . به محض اینکه سوزشی در ریه یاقلب خود احساس کردید دویدن را متوقف و راه بروید و وقتی به شرایط عادی بازگشتید دوباره شروع به دویدن بکنید . اینکارو تا زمانی که خسته شدید ادامه بدید. این بهترین روش در کل دنیاس .
روش دوم :
مواد لازم :
1. گاز پکنیکی
2. یه دیگ روحی همراه با آب .
روش : در هفته بین 3 تا 5 بار :
در اتاق حود راببندید و دیگ آب را بر روی گاز پیکنیکی بزارید . نزارید قل بخوره نمیخوایم ماکارونی درست کنیم ! شعله را روی کم بزارید طوری که فقط بخار کنه . در همین حال به کارهای خود برسید و این در هوای مرطوب اتاقتان در هر دقیقه پس از تنفس معمولی یک بار نفس عمیق بکشید . اگر در همین هوای مرطوب اتاقتون نرمش کنید که دیگه نور علی نور میشه .
دقت کنید که اگر کلیه این کارها در یک هفته را انجام دادید فقط کافیست یکبارقلیون یا سیگار و پیپو اینا بکشید تا همه چیز به باد بره .
یک چیز دیگه ای هم که هست تنفس خود رو باید درست کنید . وقتی شما یک بار دم و بازدم میکنید نباید اجازه بدید شکمتون عقب و جلو بره . باید نفس در ریه باشه و سینتون بالا بره .

البته دوستان میتونند برای استفاده از از هوای مرطوب ازبخور استفاده کنند و کمی اوکالیپتوس هم میتونه به تنفس کمک کنه
یه نکته دیگه که زیادی به حنجرتون فشار نیارید
منظورم اینه که صبح تا شب کنترات نخونید ،روزی 1 الی 2 ساعت برای خوندن بیشتر از حنجرتون کار نکشید

اولين كار براي تربيت صدا استفاده از حروف مدي آ اي او وتكرار در پرده هاي مختلف بميزان 4ضرب بمدت1هفته روزي نيم ساعت غروبه بهترين وقته.

حنجره را تحريك نكنيد داد نزنيد وزياد حرف نزنيد وبا توجه به فيزيولوژي بدنتان پرهيز كنيد بدن وحنجره خود را بشناسيد يكي با خوردن تنديهافلج ميشود ممكن است ديگري چنين نشود اماقطعا بعضي موارد براي همه مضر است حتي اگر خواننده نباشي مثل نوشيدن اب يخ وداغ چربي نمك زياد نوشابهاي گازدار سبزيجاتي مثل تره پياز

بهترین روش برای صداسازی و پرورش حنجره در همه ابعادش ، کتاب تکنیک آوازنوشته لارا برانینگ هندرسون رو به همه توصیه میکنم .همراه با یک cd جهت تمرین هست.خودم تستش کردم و خیلی از نواقص صدام برطرفشده.قبل از اینکه این کتاب دستم برسه وسعت صدام از فای پایین تا فای بالا بود .(15نت).اما الان از ر پایین تا سی بالا (19 نت) رو راحت می خونم . ناگفته نمونه موسیقی اصیل هم کار می کنم و نمی تونم بگم صرفا تکنیک های این کتاب وسعت صدامو تغییر دادولی برای رفع نواقص حنجره فوق العاده ست.موفق باشید

در مورد تنفس صحيح كاملا بر عكس گفتي....تنفس ديافراگمي (شكمي) مهمترين اصل درخوانندگيه....يعني وقتي نفس مي كشي نبايد شونه هات بالا بياد و قفسه سينه نبايدتكون بخوره....فقط شكم (ديافراگم) در هنگام دم بايد به سمت بيرون و در هنگام بازدمبه درون برود...دليلش هم اينه كه براي خوانندگي به يك نفس قوي احتياج داريم و حجم فضاي شكمي بيشتر از قفسه ي سينه است....

منبع
http://www.vocalist.com/

۱۲ اصل قرانی برای صحبت کردن

 

سخن گفتنی که مبنای آن زبان است و با زبان می توان زمینه های مثبت و منفی را برای رشد یا سقوط انسان فراهم نمود.
افرادی هستند که چند ساعت حرف می زنند ولی انسان هدف آنها را متوجه نمی شود. هدف باید مشخص باشد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، هنر چگونه حرف زدن در آیات و روایات امری است که به تناوب از آن یاد شده است. سخن گفتنی که مبنای آن زبان است و با زبان می توان زمینه های مثبت و منفی را برای رشد یا سقوط انسان فراهم نمود.

حجت الاسلام و المسلمین قرائتی که جمع بندی و خلاصه گویی هایش در ترویج قرآن زبانزد خاص و عام است ویژگی های سخن خوب را بر اساس آیات قرآن اینگونه طبقه بندی می نمایند:

1-باید آگاهانه باشد ( لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ‏) پشت سر کلمه ای نروید که علم ندارد.چیزی که نمیداند رهایش کنید.

2- نرم باشد (قَوْلاً لَّیِّناً)، زبانش تیغ نداشته باشد.

3- حرفی که میزند خودش هم عمل کند (لِمَ تَقُولُونَ مِالا تَفْعَلُونَ) عمل کردن به این معنا نیست که تمام حرف ها را عمل کند، حداقل موردی عمل کند

مثلا اگر شخصی میخواهد نماز شب خوان باشد حتما نباید هر شب نماز شب بخواند ولی گاهی نمازشب بخواند.

4- منصفانه باشد ( وَإِذَا قُلْتُمْفَاعْدِلُوا) با انصاف حرف زند. اگر انتقادی انجام می شود آن شخص را له نکنیم و یا اگر تعریفی انجام میدهیم تا خدا بالایش نبریم.

افراط و تفریط نکنیم.اعتدال داشته باشیم.

5- حرفمان مستند باشد (قَوْلًا سَدِیدًا) منطقی حرف بزنیم.

6- ساده حرف بزنیم (قَوْلاً مَّیْسُورًا) پیچیده حرف زدن هنر نیست.روان حرف بزنیم.

7- کلام رسا باشد (قَوْلاً بَلِیغًا) حرف را همه بفهمند و مطلب مبهم نباشد.

8- زیبا باشد (قولوللناس حسنا) باهمه خوب صحبت کند و فرق قائل نباشد.

9- بهترین کلمات را انتخاب کنیم (یَقُولُ الَّتی هِیَ اَحْسَن) هر چیزی در جای خودش خوب است، زهرمار در دهان مار خوب است ولی در بیرون زهر است .آب دهان انسان در دهان انسان خوب است ولی در بیرون از دهان، توهین بحساب می آید. هر انگشتی در جای خودش، کارش عالی است. پس بهترین حرف را بزنید.

10-اصطلاح جدید از خودتان بکار نبرید (قولا معروفا) هنگام حرف زدن حرف های جدید از خودتان درست نکنید.و از کلمات عرفی استفاده کنید.

11- همدیگر را با لقب خوب صدا بزنیم (قولاً کریماً) برای همدیگر احترام قائل باشیم مخصوصا بین فرزند و پدر بسیار مهم است که فرزند پدر را با نام نیک صدا کند و پدر هم همینگونه باشد.

12-حرف زدن در جامعه خوب باشد تا بهشتی شویم (هدو الی الطیب من القول)اگر در جامعه حرف زدن خوب باشد ، ان جامعه بهشتی است .در جامعه بهشتی (الا قیلا سلاما سلاما) رواج دارد.ولی اگر در جامعه ای فحش باشد آن جامعه وارد جهنم می شود.

http://www.irinn.ir/

از خود صحبت کنید تا شاد شوید

وقتی مردم درباره خودشان صحبت می کنند واکنش های شیمیایی را تحریک می کنند که گویی یک لذت را تجربه کرده اند و این امر به آنها انگیزه می دهد که اطلاعات شخصی خود را به طور مرتب با دیگران به اشتراک بگذارند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، براساس آمارهای اخیر که محققان دانشگاه هاروارد ارائه کرده اند، مردم 40 درصد از وقت خود را به صحبت کردن درباره خودشان می گذرانند و صحبت با دوستان یکی از لذتهای بزرگ زندگی تلقی می شود.

محققان آزمایشگاه عصب شناسی عاطفی و شناختی دانشگاه هاروارد با هدف این که چرا مردم از صدای خودشان خوششان می آید و آیا این که این صدا به بخشهای لذت و پاداش در مغز ارتباط دارد یا خیر این تحقیقات را آغاز کردند.

محققان با استفاده از تصویرسازی تشدید مغناطیسی کارکردی (fMRI) این آزمایشها را انجام دادند. این ابزار تصویر برداری می توان تغییرات سطح جریان خون را در بخشرهای مشخصی از مغز مشخص کند.

در این روش تصاویری متناوب از مغز در حال فعالیت و سپس در حال استراحت گرفته می‌شود و از یکدیگر بطور دیجیتالی جدا می ‌شود که حاصل این پردازش عملکرد مغزی در اثر تغییرات جریان خونی در مغز را از لحاظ فیزیولوژیکی نشان می دهد.

در طی این آزمایش، محققان از 195 نفر خواستند که درباره خودشان، عقاید و ویژگی های شخصی خودشان صحبت کنند. پس از آن این افراد خواسته شد که درباره عقاید و ویژگی های شخصیتی سایر افرادی که می شناسند صحبت کنند.

محققان در این میان جریان سطح خون رادر مغز این افراد طی این بحثها اندازه گیری کردند و سپس تفاوت های دو موقعیت را بررسی کردند.

وقتی از شرکت کنندگان خواسته شد درباره خودشان صحبت کنند، محققان متوجه افزایش فعالیت در قشر پیش پیشانی میانی شدند که به طور کلی بیشتر به تفکرات مربوط به خود مرتبط است.

آنها برای نخستین بار متوجه تغییر در NAcc و VTA شدند که هر دو بخش به آزاد کردن دوپامین مشهور هستند. دوپامین ماده شیمیایی است که سیستم پاداش و لذت مغز را کنترل می کند.

این مناطق مغزی به لذت های زندگی نسبت داده می شوند برای مثال خوردن غذاهای شیرین یا طعم دار نیز موجب آزاد شدن دوپامین در این مناطق می شود.

محققان نتیجه گیری کرده اند که نتایج این تحقیقات نشان می دهد که صحبت کردن انسان ها درباره خودشان به طور ذاتی لذت بخش است.

http://www.irinn.ir

لکنت زبان در کودکان بررسی علل اختلالات و بهبود و اصلاح و درمان

مقدمه

لکنت زبان عمدتاً و بطور کلی جز در موارد استثنایی در دوران خردسالی آغاز شده و یک پدیده خاص دوران کودکی است. معمولاً از سنین ۲ تا ۴ سالگی شروع می‌شود. لکنت زبان از مهم‌ترین و متداولترین اختلالات تکلمی است. در سنین ۶ تا ۷ سالگی نیز که مصادف با زمان آغاز مدرسه‌است به لحاظ ویژگیهای عاطفی و سازگاری اجتماعی خاص این دوره موقعیت مناسبی است برای بروز لکنت زبان در میان کودکانی که بیشتر مستعد چنین اختلالی هستند. گاهی از موارد در دوران بلوغ نیز افرادی که قبلا به نحوی لکنت زبان داشته‌اند دچار لکنت زبان می‌شوند.

در واقع سن، شرایط و ویژگیهای بلوغ نیز احتمالاً در تغییر شکل یا تشدید لکنت موثر است. لکنت زبان در میان پسران بیشتر از دختران است و در بررسی‌ها و تحقیقات مختلف نسبتی در حدود ۷۰ درصد برای پسران و ۳۰ درصد برای دختران ذکر گردیده‌است. بسیار دیده‌ایم که بعضیها به هنگام صحبت، لکنت زبان دارند؛ یعنی زبان‌شان بر سر برخی از حروف گیر می‌کند. با چنین افرادی باید با ملایمت رفتار کرد؛ ولی متاسفانه عده‌ای هستند که کند زبانی را دستاویز شوخی و ریشخند می‌پندارند. کندی زبان در جایی پیش می‌آید که دستگاههای تکلم انسان دچار پاره‌ای از تشنج‌هاست؛ از اینرو ادای کلمات ناگهان به مانع برخورد می‌کند و پیوسته مکثی در میان صحبت روی می‌دهد. به هنگام چنین رویدادی معمولاً انسان حرفی را که روی آن مکث ایجاد شده‌است، چندبار تکرار می‌کند.

علل فیزیکی و عقب ماندگی ذهنی


یکی از علل می تواند فلج مغز باشد در فلج مغزی ضایعه در قسمت هایی از مغز ایجاد می شود که کنترل عضله های بدن را بر عهده دارند و   ........

ادامه نوشته

صدای مفصل فک چگونه درمان می‌شود؟

صدا کردن مفصل گیجگاهی فکی یکی از مشکلات آزاردهنده‌ای است که بیمار را به فکر درمان و برطرف کردن مشکلش وامی‌دارد. این بیماران از اینکه هنگام صحبت کردن یا غذا خوردن و باز و بسته کردن فک، صدایی مانند تق‌تق شنیده می‌شود شکایت دارند. این مفصل نزدیک‌ترین مفصل به گوش انسان است و پیچیدن صدا در گوش باعث ناراحتی فرد می‌شود...

گاهی آنقدر صدا زیاد است که نفر کناری نیز متوجه این صدا می‌شود. اما چرا کلیک یا صدای مفصل به وجود می‌آید؟ این مفصل مانند مفصل زانو سینوویالی و دارای دیسک است. دیسک یک لایه غضروفی فیبروتیک بین استخوان فک و گیجگاه قرار گرفته است. عضله مهمی وجود دارد که دهان را هنگام جویدن و صحبت کردن باز می‌کند. با باز شدن فک، زائده فکی جلو می‌آید و دیسک نیز همراه آن کشیده می‌شود. این امر باعث تسهیل در حرکت فک می‌شود. این دیسک بسیار حساس است و در حرکت‌های شدید و تحت فشار قرار گرفتن و دندان‌قروچه شبانه و گاه بدون علت شناخته شده جابجا، سوراخ، تخریب و به سمت جلو کشیده می‌شود و دیگر به عقب برنمی‌‌گردد. درواقع حالت مچاله پیدا می‌کند. در این حالت با باز شدن دهان این زائده از روی چین‌خوردگی و غضروف تغییر شکل داده شده، عبور می‌کند و   .......

ادامه نوشته

علت فریاد زدن هنگام عصبانیت چیست؟

حکایات شیرین به گونه‌ای اشاره به آنچه که باید انسان " باشد" یا به آنچه که باید بدان طریق "زندگی" کند و... دارد.
حکایت زیر به گونه‌ای باور نکردنی، روایتی شیرین و زیبا درباره علت داد و فریاد افراد هنگام خشم و عصبانیت دارد. حکایتی که تامل انسان را بر می‌انگیزد.

روزی از روزهای خدا استادى در کلاس درس از شاگردانش پرسید: می‌دانید، چرا ما وقتى عصبانى هستیم "داد" می‌زنیم؟

به عبارتی، چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند، صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟

شاگردان به فکر فرو رفتن و بعد از اندکی یکى از آنان گفت: چون در آن لحظه، افراد آرامش و خونسردی خود را ازدست می‌دهند.

استاد پرسید: اینکه هنگام خشم آرامش خود را از دست می‌دهیم، درست است، امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنار ما و نزدیک ما قرار دارد، داد یا فریاد می‌زنیم؟ آیا نمی‌توان با صداى آرم و ملایم صحبت کرد؟

می‌خواهم بدانم چرا هنگامى که خشمگین هستیم فریاد می‌زنیم؟

شاگردان هر کدام پاسخ‌های که فکر می‌کردند درست است را ارائه می‌دادند. امّا پاسخ‌هاى هیچکدام استاد را راضى نکرد.

سرانجام استاد چنین توضیح داد: ما به این دلیل داد و فریاد می‌زنیم که....مکث کوتاهی کرد و اینگونه ادامه داد. هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از یکدیگر فاصله می‌گیرد و آن‌ها براى این که این فاصله را جبران کنند مجبور هستند، داد یا فریاد بزنند.

هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر می‌شود و آنها باید با صدای بلندتر فریاد بزنند.

بعد از این نکته استاد دوباره پرسید: هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر هستند، این مسئله برعکس است چرا؟ چگونه هست؟ آنها دائما در حال زمزمه کردن و آرام صحبت کردن هستند. چه اتفاقى افتاده است.

خشم

آن‌ها سر هم داد نمی‌زنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت می‌کنند. چون قلب‌هایشان خیلى به هم نزدیک است. به دلیل نزدیکی و کمی فاصله قلب‌هایشان نیازی به داد زدن ندارند.

استاد به شاگردان خیره شد و ادامه داد: می‌دانید، هنگامى که عشق افراد به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى می‌افتد؟

آنها حتى حرف معمولى هم با هم نمی‌زنند و فقط در گوش هم نجوا می‌کنند و همین باعث بیشتر شدن عشق آنها به یکدیگر شده و در نهایت، حتى از نجوا کردن هم بی‌نیاز می‌شوند و فقط به یکدیگر نگاه می‌کنند. این هنگامى است که دیگر هیچ فاصله‌اى بین قلب‌هاى آنها باقى نمانده است.

تنها علت فریاد زدن وجود فاصله‌ها میان قلب انسان‌ها است. فاصله‌های از هر اندازه و نوع که باشد آنها را مجبور می‌کند برای برقراری ارتباط و صحبت با یکدیگر با صدای بلند فریاد بزنند.

امیدوارم روزی برسد که قلب تمامی انسان ها به یکدیگر نزدیک شده و فاصله‌ها ازبین رفته باشد.

http://www.hamshahrionline.ir/details/205771

احکام فقهی و اخلاقی زبان


شروع درس اول
به نام آنكه ما را نام بخشيد                     زبان را در فصاحت كام بخشيد
ايجاد انگيزه
 امروز مي‌خواهيم در مورد موضوعي صحبت كنيم كه اميرالمؤمنين علي آن را اينچنين توصيف و تشبيه كردند: «جِرمش صغير وجُرمش كبير است.»
و نيز از روي دلسوزي به فرزندشان محمّد حنفيّه فرمودند:«فرزندم! بدان كه آن، همانند سگ درّنده‌اي است، ‌اگر آن را آزاد بگذاري تو و ديگران را زخمي خواهد كرد و نعمت را از تو دور كند و گناهان را به سوي تو مي‌آورد. آن را محكم نگهدار و او را زنداني كن و مواظب‌اش باش همانند نگهداري و مواظبت كسي كه طلا و نوشته‌هاي با ارزش خود را نگهداري مي‌كند،» حدس مي‌زنيد چه باشد؟
متن و محتوا
 دوستان، با توجّه به اين مطلب، سئوالاتي را كه از شما مي‌پرسم، جواب دهيد؟ من در ابتداي بحث، آيه‌اي از قرآن در مورد زبان مي‌گويم و از شما مي‌خواهم كه مطالب ديگر آن را شما كامل كنيد. (ضرب المثل،‌ پرسش،‌ حديث،‌ داستان،‌ لطيفه، سئوال و... )
 
قرآن كريم در سورة بقره مي‌فرمايد: قُولوا للنّاسِ حُسْناً مي‌توانيد آيه را ترجمه كنيد؟
آيا منظور از آية قُولُوا لِلنّاس حُسْناً اين است كه با مردم نيكو سخن بگوئيد يا اينكه سخن نيكو به مردم بگوييد؟ پاسخ: هر دو صحيح است، اما مفهوم دوّم نكته‌اي قابل توجّه دربر دارد. بنابر مفهوم اوّل، انسان بايد در روابط اجتماعي خود تعابير زننده و دور از نزاكت به كار نبرد، يعني با مردم حسن معاشرت داشته باشد و بنابر مفهوم دوّم بايد در معاشرت و برخورد، سخن نيك القا نمايد. يعني سخناني مطرح كند كه خطّ و جهت‌دهيِ صحيح و عبرت و پند در برداشته باشد و همة اقشار، ‌از هر عقيده و مكتبي، از سخنان او بهره گيرند. به عبارت ديگر، انسان وظيفه ندارد كه همه را راضي نگه داشته و با هر قشري آن هم با هر عقيده‌اي كه دارد، بسازد، ‌بلكه معاشرت او بايد جنبه تربيتي و سازندگي داشته باشد.
نكته‌هاي تفسيري آية مورد بحث
الف) احسان همراه با ادب و بدون منّت ارزش دارد.
ب) رابطة با خداوند در ميان رابطه با مردم مطرح است، لذا در ادامة آيه مي‌فرمايد: وأقيمُوا الصَّلوة
پيام‌هاي آيه
1. برخورد خوب نه تنها با مسلمانان و مؤمنان بلكه با همه مردم لازم است (للنّاسِ حُسْناً) 2. اگرچه به همه مردم نمي‌توان احسان كرد، ولي با همة مردم مي‌توان خوب سخن گفت. (قُولوا لِلنّاس حُسْنا).
حديث
قال رسول الله: «طُوبي لِمَن مَلِكَ لِسانَهُ»؛ خوشا به حال كسي كه اختيار زبانش را دارد.
هوش
حركت كردن زبان در حال نماز چه حكمي دارد؟
كلمه شناسي
حضرت موسي‌ را كليم­الله مي‌گويند يعني كسي كه با خدا سخن مي‌گويد (هم صحبت و هم سخن با خدا).
آداب
هنگام حرف زدن، دست طرف مقابلت را نگير و به شانه‌اش دست نزن، بايد مردم را با سخن گرفت نه با دست.
داستان
شخص بزرگواری به نام ابويوسف، يعقوب بن اسحاق معروف به ابن سكيّت فقيه بزرگ اهوازي‌، ‌شهيد ولايت است. او شاگرد امام جواد و امام هادي عليهما السّلام بوده و داراي 23 عنوان كتاب است. متوكّل عباسي او را ناگزير به معلّم بودن پسرانش (المعتزّ و المؤيّد) كرد. روزي به مناسبتي مجلس باشكوهي از طرف متوكّل تشكيل شد، ‌متوكّل از شيعه بودن ابن سكيّت اطّلاع داشت. از اين رو به او گفت: «‌اين دو پسرم (شاگردانت) را بيشتر دوست داري يا حسين و حسن عليهما السّلام را؟» جواب داد: «وَالله إنَّ قنبراً خادمُ عليَّ خيرٌ مِنكَ وَمِن إبنَتَيكَ؛ سوگند به خدا قنبر، غلام علي‌ از تو و پسرانت بهتر است.» متوكّل خشمگين شد و دستور داد، زبان‌اش را از پشت سرش بيرون بكشند و اينگونه به شهادت رسيد.
راه جلب محبوب
به سخن و گفتار طرف گفت‌ وگوي خود با دقّت گوش كن، تا پايان نرسانده جلو او را نگير، اگر با او موافق نبودي، بعد از تمام شدن سخنش به او بگو. هرچه با كنجكاوي بيشتري گوش كني مردم با دلخوشي بيشتري با تو به گفت و‌گو مي‌نشينند.
شوخي
امام رضا‌ فرمود: مرد عربي پيش رسول خدا‌ مي‌آمد و براي آن حضرت هديه مي‌آورد و همانجا مي‌گفت: «پول هديه مرا مرحمت كن.» رسول خدا‌ از زبان خوش اين اعرابي شاد مي‌شد و مي‌خنديد،‌ آن حضرت هر وقت غمناك مي‌شد، مي‌فرمود: «أعرابي چه شد؟ كاش مي‌آمد.»
سيره
رسول خدا‌ همواره هنگام سخن گفتن با كلام‌اش مردم را به هم نزديك مي‌نمود و از يكديگر متنفرّشان نمي‌كرد.
احكام
اگر كسي در نماز، سخن بي‌جا بگويد، بايد بعد از نماز، دو سجدة سهو انجام دهد.
لطيفه
شخصي به ديگري گفت: «‌بفرمائيد منزل ما،» آن شخص باورش شد و با خوشحالي گفت: «‌ميخ اسب خود را به كجا بكوبم.» گفت: «‌روي زبان من.»
شكل زبان
زبان‌ باز (چاپلوس) زبان بسته (كم‌رو، خاموش)،‌ زبان دراز (بي ادب)، دو زبان (منافق)،‌ زبان زد (مشهور)، زبان دراز (كسي كه مي‌تواند حرف خود را بزند)، زبان گنجشك (اسم درخت)،‌ چرب زبان،‌ نرم زبان، شيرين زبان، زبان ريزي، زبان‌مار،‌ زبان بسته،‌ خوش زبان، بي زبان، بد زبان، زخم زبان، زبان زرگري، زبان مادري، زبان بي‌زباني، زبان برّه،‌كه از اين نكته‌ها براي استفادة اخلاقي مي‌توان بهره برد.
سئوال
نام سه تن از شيعيان راستين كه زبانشان در راه اسلام بريده شد چيست؟ جواب: 1. ميثم تمّار به دست معاويه 2. ابن سكيّت به دست متوكّل عباسي 3. رشيد هجري، به دست عبيدالله بن زياد
ضرب المثل
يك كلمه بگو، يك كلمه بشنو يا با زبان خوش، مار‌ را از لانه بيرون مي‌كنند.
معمّا
تنها عضو بدن كه هرگز درد نمي‌گيرد، كدام است؟ زبان
روايت
امام معصوم‌: «‌شخصيّت هر كسي زير زبانش، پنهان است.»
خاطره
دوستي مي‌گفت: اوّلين‌بار كه جلو دوربين و پشت بلندگو رفتم، بعد از خواندن متني در خصوص تبريك نيمه شعبان و اعلام برنامه،‌ به جاي گفتن كلمة تكبير (تا مردم الله اكبر بگويند)، گفتم: تبريك
خوش زبان
به شخص پرخوري گفتند: «‌از آيات قرآن كريم كدام را بيشتر دوست داري؟» گفت: مالَكُم أن لا تَأكُلُوا؛ شما را چه مي‌شود كه نمي‌خوريد؟» گفتند: «كدام دستور قرآن را بيشتر عمل مي‌كني؟» گفت: كُلُوا وَاشرَبُوا؛ «بخوريد و بياشاميد.» گفتند: «كدام دعاي قرآن را همواره مي‌خواني؟» گفت: رَبّنا أنزِلْ عَلَينا مائدةًَ مِنَ السَّمآءِ؛ اي پروردگار ما، سفره طعامي از آسمان براي ما بفرست،» گفتند: «‌تجربه پرخوريت در اين مدّت عمر چيست؟»گفت: «نه چندان بخور كه از كامت بر آيد نه چندان كه از ضعف جانت بر آيد.»
خصوصيّت
بهترين و بدترين عضو بدن، زبان است.
پيام اعضا
قال علي بن الحسين‌: «حَقُّ اللِّسانِ... اَلْبرُّ بِالنّاسِ وَ حُسْنُ القَولِ فِيهِمْ».
امام سجّاد‌ مي‌فرمايند:
«(از جمله) حقوق زبان، نيكي كردن به مردم و نيكو سخن گفتن در ميان آنان است.»
طنز
گدائي به درِ خانه‌اي رفت. صاحبخانه تا او را ديد به مش غلام رو كرد و گفت: «‌به مش رجب بگو كه به مش قنبر بگويد كه به حبيب آقا بگويد كه به آقا ظفر بگويد كه به گدا بگويد چيزي در خانه نيست». گدا هم تا اين جمله را شنيد، سرش را بالا برد و گفت: «‌خدايا به جبرئيل بگو كه به ميكائيل بگويد كه به اسرافيل بگويد كه به عزرائيل بگويد كه جان صاحب‌خانه را بگيرد.»
موعظه
شخصي خدمت رسول خدا‌ رسيد. پيامبر‌ به او فرمود: «‌نمي‌خواهي تو را راهنمايي كنم تا خدا به وسيلة آن تو را به بهشت برد؟» عرض كرد: «‌بلي يا رسول‌الله،» فرمود: «‌از آنچه خدا به تو داده به ديگران بده،» عرض كرد: اگر خود، نيازمندتر باشم چه كنم؟» فرمود: « مظلومي را ياري كن.» عرض كرد: «‌اگر خود مظلوم‌تر و ناتوان‌تر باشم چه كنم؟» فرمود: «شخص نادان را راهنمايي كن.»  فرمود: «فَاصْمُت لِسانَكَ الا مِن خَير»؛« زبانت را جز در موارد خير، خاموش (و كنترل) كن. آيا دوست نداري كه يكي از اين خصال را داشته باشي و تو را به بهشت ببرد؟»
مزاح
شخصي ايستاده بود و نماز مي‌خواند، شخص ديگري وارد شد و زبان تعريف و تمجيد گشود: «به‌به چه نمازي، ‌چه نماز خوب و با صلابتي»‌، ‌شخص نمازگزار تا چنين شنيد در بين نماز زبان گشود و گفت: «البته روزه هم هستم.»
گفتگوي اعضاي بدن با زبان
در هر روز، اوّل صبح همه اعضاي بدن رو به زبان كرده،‌ مي‌گويند: «تو را به خداوند بزرگ قسم مي‌دهيم كه ما را به گناه و عذاب نيندازي، از خدا بترس، زيرا اگر تو راست باشي، همه ما سالم مي‌مانيم و اگر تو كج باشي همه ما را به خطر مي‌اندازي.»
نصيحت
شخصي نزد پيامبر اكرم‌ آمد و گفت: «‌اي پيامبر خدا مرا نصيحت كن.» حضرت فرمود: «برو زبانت را نگهدار!»‌ آن شخص بار ديگر گفت: «اي پيامبر خدا، باز مرا نصحيت كن». حضرت همچنان فرمود: «برو زبانت را نگهدار!» مرتبه سوم گفت: «اي پيامبر خدا، مرا نصحيت كن.» حضرت در مرتبه سوّم هم فرمود: «واي بر تو اي مرد، مردم به جهنّم ريخته نمي‌شوند مگر به وسيلة گناهاني كه زبانشان آن‌ها را جمع كرده است. اگر خداوند بخواهد به كسي خوبي كند، او را در نگهداري زبانش از زياد سخن گفتن كمك مي‌كند.»
ريشه يابي
ريشة اكثر گناهان، زبان است،‌ 40 گناه زبان عبارتند از:
1. تهمت زدن 2. عيبجوئي از ديگران 3. طعنه زدن 4. دروغ گفتن 5. زخم زبان زدن 6. آبرو ريزي 7. خشونت در گفتار 8. دل شكستن 9. سرزنش بي‌جا 10. قسم دروغ 11. تملّق و چاپلوسي 12. كبر در گفتار 13. نهي از منكر نكردن 14. بدعت در دين 15. حكم ناحق 16. رنجاندن مردم 17. اظهار حسد و بخل 18. سخن چيني 19. بد خلقي 20. تصديق كفر و شرك 21. بد زباني در معاشرت 22. غيبت 23. شايعه پراكني 24. فحش و ناسزا 25. فاش كردن اسرار مردم 26. نا‌اميد كردن 27. به نام بد صدا كردن 28. شوخي با نامحرم 29. ريا در گفتار 30. امر به منكر كردن 31. مزاح زياد 32. مسخره كردن ديگران 33. تحريف مسائل ديني 34. شهادت ناحق 35. وعدة دروغ 36. خبر را نداشتن و گفتن(شايعه پراکنی) 37. با مكر و حيله سخن گفتن 38. لعنت كردن مردم 39. تحقير كردن ديگران 40. تقليد صداي كسي براي مسخره كردن او.
تنوّع
دوستان، 40 گناه در مورد زبان شمرده شده دو نفر از عزيزان پاي تخته بيايند و هر كه در مدّت زمان 1 دقيقه تعداد بيشتري از گناهان زبان را بنويسد برنده است و نمره دارد.
تكليف
 از امروز هر فردي سعي كند يكي از گناهان زبان را كه در خود مي‌بيند ترك نمايد.
دعا
قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی . وَيسِّرْ لِی أَمْرِی . وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِی . يفْقَهُوا قَوْلِی؛ پروردگارا به من شرح صدر عطا فرما، و كار مرا آسان گردان و عقده را از زبانم بگشا تا مردم سخنم را فهم كرده و بپذيرند.

 
 
شروع درس دوم
از ازل چون سقف اين كاخِ زبرجد ساختند                  بام ايوانش بلند از نام احمد ساختند
ايجاد انگيزه
دو نفر از اصحاب رسول الله رفيقشان سلمان را خدمت پيامبر فرستاده بودند تا غذايي از آن حضرت گرفته و برايشان بياورد، پيامبر، سلمان را به سراغ اسامه بن زيد كه مسئول بيت المال بود فرستاد. اسامه گفت: «‌الان چيزي ندارم» سلمان برگشت و ماجرا را نقل كرد آن دو نفر گفتند: «‌اسامه بخل ورزيد.» آن‌ها در مورد سلمان هم گفتند: «‌اگر او را به سراغ چاه سميحه (چاه پرآبي) بفرستيم، آب آن فروكش خواهد كرد.» پس خودشان به راه افتادند تا به نزد اسامه بيايند و در مورد موضوع تجسّس كنند،‌ پيامبر آن- ها را ديد و فرمود: «‌من آثار خوردن گوشت را در دهان شما مي‌بينم!» عرض كردند: «‌اي رسول خدا، ما امروز مطلقاً گوشت نخورديم!» فرمود: «‌آري گوشت سلمان و اسامه را مي‌خورديد.»
متن و محتوا
 در اينجا بود كه آيه نازل شد وَلَا يغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا أَيحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ؛ و هيچ يك از شما ديگري را غيبت نکند، آيا كسي از شما دوست دارد گوشت برادر خود را بخورد به يقين همه شما از اين امر كراهت داريد.»
علّت تشبيه
دوستان، به نظر شما چرا قرآن، غيبت را  اينگونه تشبيه كرده؟ جواب:1. مرده،‌ روح ندارد تا از خود دفاع كند و شخصي هم كه مورد غيبت قرار مي‌گيرد، حضور ندارد تا از خود دفاع نمايد. 2. غيبت، ريختن آبرو است و آبرو كه رفت،‌ قابل جبران نيست، ‌همانگونه كه گوشت مرده، اگر كنده شود قابل جبران نيست. 3. گوشت به تدريج رشد مي‌كند ولي يكباره خورده مي‌شود،‌ آبرو هم به تدريج بدست می‌آيد ولي غيبت كننده يكباره آن را مي‌ريزد.
يك وقت انسان، يك عمر تلاش كرده و آبروئي بدست مي‌آورد ولي با يك غيبت، حالا چه از سر خوشي يا جدّي، نتيجه زحمات آن همه سال از بين مي‌رود.
تعريف فقهي غيبت چيست؟
«غيبت يعني تفهيم عيب پنهاني مؤمن در غياب وي».
نكات راجع به اين تعريف
1. تفهيم: چه با زبان اشاره چه با كنايه چه با چشم، همه اين‌ها را شامل مي‌شود. 2. بايد عيب باشد: وگرنه غيبت را شامل نمي‌شود و فرقي نمي‌كند عيب در نسب، در بدن، در شخصيّت، در افعال، و در اقوال‌اش باشد. 3. پنهاني باشد: اگر آشكارا گناهي انجام دهد و مخاطب آن را ببيند، غيبت را شامل نمي‌شود. 4. اگر غيبت غير مؤمن (يعني غير شيعه) كند، غيبت را شامل نمي‌شود 5. در غياب وي باشد: پس اگر آشكارا و جلويِ او مطلبي گفتيم غيبت را شامل نمي‌شود.
 
 
تذّكر: اگر خصوصيتی خارج از قيود ذكر شده باشد، غيبت محسوب نمی‌گردد ولي شايد عناوين ديگر مثل استهزاء و ... را شامل شود.
اما دوستان: مي‌دانيد چرا بعضي وقت‌ها دست به غيبت مي‌زنيم؟
انگيزه‌هاي اصلي غيبت چيست؟
1. حسادت: مثلاً طرف را مي‌بيند، دستش يك گوشي نوكياي جديد گرفته‌، به او حسادت مي­كند و پشت سرش مي‌گويد معلوم نيست آن را از كجا آورده! (البته مشورت‌هاي خاص)
2. عصبانيّت: مثلاً زنگ ورزش بوده توي مسابقه فوتبال به تيم مقابل باختند و بعداً كه دور هم جمع مي‌شوند چون از اين باخت عصباني هستند شروع مي‌كنند به بد گفتن بچه‌هاي تيم مقابل.
3. مسخره كردن: يكي از همكلاسي‌هايتان عيبي در بدن او وجود دارد شما شروع به گفتن عيب او مي‌كنيد.
4. هم سويي: طرف مي‌بيند ديگران از شخصي بدگوئي مي‌كنند براي اينكه كم نياورد و حرفي گفته باشد، شروع به همكاري مي‌كند غافل از آنكه طبق روايات، غضب نقد و قطعي خدا را مي‌خرد به اميّد محبوبيّت احتمالي نزد دوستان؛ بدانيد كه برتري دادن رضاي مردم بر رضاي خداوند، بزرگترين خسارت است.
اثرات دنيوي و اخروي غيبت
غيبت داراي اثرات دنيوي و اخروي است كه از جمله آثار دنيوي آن، پيدا شدن كينه، و از بين رفتن اعتماد و ايجاد اختلاف و فتنه در بين مردم و كنار زدن افراد مفيد جامعه است و از آثار اخروي آن اين است كه سبب از بين رفتن حسنات و خوبي‌ها مي‌شود. مثل اين روايت پيامبر‌ كه فرمودند: «‌در قيامت، هنگامي كه نامه اعمال انسان به عدّه‌اي داده مي‌شود، مي‌گويند، چرا كارهاي خوب ما در آن ثبت نشده است؟ به آن‌ها گفته مي‌‌شود؛‌ خداوند نه چيزي را كم مي‌كند و نه آن را فراموش مي‌كند، بلكه كارهاي خوب شما به خاطر غيبتي كه كرده‌ايد از بين رفته است. در مقابل، ‌افراد ديگري هستند كه كارهاي نيك فراواني در نامه عمل خود مي‌بينند و گمان مي‌كنند كه اين پرونده از آنان نيست و آن‌ها مي‌گويند بواسطة غيبت كردن نيكي‌هاي كسي كه از شما غيبت كرده براي شما ثبت شده است.»
موارد جواز غيبت
در مواردي، غيبت كردن، جايز است که به بعضي از موارد آن اشاره مي‌كنيم:
1. در مقام مشورت: يعني اگر شخصي درباره ديگري مشورت خواست، ما مي‌توانيم عيب‌هاي كسي كه مورد مشورت است را به مشورت كننده بگوئيم.
2. برای ردّ عقيدۀ باطلِ اشخاصي كه باعث انحراف مردم می­شوند، تا مبادا مردم دنباله‌رو آنان شوند.
3. براي گواهي دادن بر ضد خلافكار نزد قاضي؛ همانگونه كه براي ردّ ادّعاهاي نابجا بايد حقيقت را گفت.
4. براي رد گواهيِ شاهدي كه مورد اطمينان نيست.
5. براي اظهار مظلوميت: بيان كردن ظلم ظالمی مانعي ندارد.
6. كسي كه بدون حيا و آشكارا گناه مي‌كند غيبت ندارد.
7. براي تقيّه يا ردّ ادّعاهاي پوچ، غيبت مانعي ندارد. مثلاً مي‌گويد: من مجتهدم، دكترم، ‌سيّد هستم و مي‌دانيم كه او اهل اين صفات نيست، ‌جايز است به مردم‌، آگاهي دهيم كه او اهل اين صفات نيست.
خطرات غيبت
در غيبت كردن‌، گناهان ديگري نيز نهفته است. 1. اشاعه‌ی فحشاء:‌ نشر دادن بدي‌هاي مردم،‌ حتي علاقه به نشر آن عذابي دردناك دارد. 2. تحقير و خوار كردن مؤمن‌ 3.سخن چيني 4. جنگ و فتنه انگيزي.
توبه غيبت كننده
اما در مورد حلاليت طلبيدن و توبه در غيبت، دو نظريه در بين فقهاء وجود دارد. گروهي غيبت را حقّ الله مي‌دانند و گروهي غيبت را حقّ الناس مي‌خوانند‌. در صورت اوّل ابتدا توبه و سپس حلاليت طلبيدن احتياج است. و در صورت دوّم در ابتدا حلاليت طلبيدن (البته در صورت نداشتن مفسده) اگر نشد، استغفار و توبه براي غيبت شونده.
 
تنوّع
 خوب دوستان، از دو نفر مي‌خواهم كه تشريف بياورند و مسابقه‌اي را اجرا كنيم، اين مسابقه در مورد  غيبت است كه سئوالي مطرح مي‌كنم و فرد بايد بگويد، بله يا خير كه در صورت غيبت بودن‌، بله و در صورت غيبت نبودن، خير بگويد.
1. بيان آشكار نقص جسمي فردي ميان جمع؟ 
2. بيان اشاره‌اي عيب كافري در غياب او‌؟ 
3. بيان شراب خواري شيعه‌اي به طوري که نفهمند؟
4. در نامه‌اي عينكي بودنِ دوستم را به دوست ديگرم بگويم؟ 
5. بيان گناه علني فردي به ديگران در غياب او؟
6. براي استغاثه، هر عيب پنهاني ظالم را گفتن؟
7. در موقع مشورت خواهي، عيب مؤمني را بگويد؟ 
8. با اشارۀ دست، بي‌ادبي فردي را بيان كند؟
9.با كنايه نسبت بد، به مؤمني در حضور فردي گفتن، در حالي كه پنهاني و در غياب او باشد؟ 
10. براي جلوگيري از گمراهي افراد، عيب پنهان فردي را بيان كند؟
جواب سوالات تنوع:1.خير 2.خير 3.بلی 4.خير 5.خير 6.خير 7.خير 8.بلی 9.بلی 10.خير
تكليف
 تلاش كنيم هر روز يك غيبت را در زندگي خود ترك كنيم.
دعا
 «اللّهمَّ صَلِّ عَلي محمّدٍ وَ آل محمّدٍ ... وَ أُخالِفَ مَنِ اغتابَني إِلي حُسنِ الذِّكرِ؛ خدايا بر محمّد و آل پاكش درود فرست ... بارالها از تو مي‌خواهم از كسي كه از من غيبت نموده به نيكي ياد كنم.»

 
 
شروع درس سوم
به نام آنكه گل را رنگ و بو داد     ز شبنم لاله‌ها را آبرو داد
ايجاد انگيزه
 روزي پيامبر اكرم‌ با يكي از اصحاب كنار هم نشسته بودند، در اين موقع شخصي آمد و به آن صحابه دشنام داد،‌ پيامبر اكرم‌ ساكت و آرام نظاره‌گر بود، وقتي شخص دشنام دهنده ساكت شد، آن صحابه هم به دفاع از خود به جواب گوئي و دشنام دادنِ به او پرداخت، همين كه او زبان به ناسزا‌گوئي باز كرد رسول خدا‌ از جاي برخاست تا از نزد ايشان دور شود.
وقتي كه پيامبر‌‌ از جاي خود بلند می­شد به آن صحابه گفت: «‌در آن وقت كه آن شخص به تو دشنام مي‌داد فرشته‌اي از جانب خداوند به دفاع از تو جواب‌گويِ تو بود، اما همينكه تو شروع به ناسزاگوئي كردي، آن فرشته، شما را ترك كرده و از نزد شما دور شد و به جاي او شيطان آمد.»
 متن و محتوا
 چقدر زشت است فرد اينقدر بي‌ظرفيت باشد كه تا عصباني مي‌شود هرچه از دهانش بيرون مي‌آيد بگويد و نتواند خود را كنترل كند. آيا به بعضي افراد در هنگامي كه فوتبال بازي مي‌كنند توجّه كرده‌ايد؟ خدا نكند زمانيكه مي‌خواهند گل بزنند كسي به آن‌ها تنه يا پشت پا بزند، ديگر هر چه از دهانش بيرون بيايد مي‌گويد. در حاليكه خداوند بد زباني و هرزه‌گويي را دوست ندارد، زيرا پيامبر اكرم  فرمود: «إِنَّ اللهَ لا يُحِبُّ الفُحشَ وَ التَّفَحُّشَ؛ خدا شخص بد زبان و ناسزا دهنده را دوست ندارد» و در جاي ديگر مي‌فرمايد: «إِنَّ اللهَ يُبغِضُ الفاحِشَ المُتَفَحِّشَ؛ خداوند شخص بد زبان و ناسزا دهنده را دشمن مي‌دارد.»
دشنام در فتاوا
اما از لحاظ فقهی، دشنام جنسي، حرام است. از مراجع تقليد سئوال كرده‌اند كه فحاشي و ناسزاگوئي نسبت به يكديگر چه حكمي دارد؟
آيت الله خامنه‌اي: فحاشي جايز نيست.
آيت الله تبريزي: فحاشي و سباب مؤمن حرام است.
آيت الله مكارم شيرازي: سخنان ركيك و فحاشي شايسته انسان مؤمن نيست و در بسياري از موارد مصداق محرّمات است.
آيت الله سيستاني: اگر فحاشي و ناسزاگويي به مؤمن باشد جايز نيست.
حتي در بعضي موارد، مجازات تعزير دارد و در بعضي موارد حدّ قذف (80 تازيانه)‌كه بوسيله‌ی حاكم شرع انجام مي‌شود. زيرا از محضر آيت الله مكارم شيرازي سئوال كردند: «مردي كه دشنام خواهر و مادر به زنش مي‌دهد چه حكمي دارد؟» فرمودند: «دشنام دادن به ديگران در بعضي موارد مجازات تعزير دارد و در بعضي موارد حدّ قذف (80 تازيانه) كه بوسيله حاكم شرع انجام مي‌شود».
اما دوستان، ناسزاگويان نه تنها در آخرت بلكه در همين دنيا عواقب بدي در انتظارشان است.
عاقبت فحّاشي
ابن مقفّع، فردي تيز‌هوش و دانشمند بود و بعضي از كتاب‌هاي علمي را به زبان عربي ترجمه كرد. برتري هوش و فضل، ‌او را مغرور كرد و در برخوردهاي اجتماعي، ديگران را تحقير مي‌نمود و گاهي با زبان،‌ مطالب ركيك مي‌گفت. از كساني كه مورد تعرّض او قرار گرفت سفيان بن معاويه بود كه از طرف منصور دوانيقی دومين خليفه عبّاسي، فرمانداري بصره را بعهده داشت، سفيان، بيني بزرگ و ناموزوني داشت، هرگاه ابن مقفّع به فرمانداري مي‌آمد، با صداي بلند مي‌گفت: «سلام بر شما دو تا» (يكي او يكي دماغ بزرگش) و گاهي سفيان را به نام مادرش تحقير مي‌كرد‌. روزي در حضور مردم با صداي بلند گفت: «اي پسر زن شهوت پرست!» و در مجالسی ديگر با اهانت و ناسزاهاي مختلف او را مي‌آزرد. ‌سفيان منتظر روزی بود که تلافي كند، تا اينكه عبدالله بن علي بر برادر‌زادۀ خود منصور دواينقي خروج كرد. منصور، ابومسلم خراساني را به بصره مأمور دفع او نمود و مسلم پيروز شد و عبدالله فرار كرد و نزد (سليمان و عيسي) برادران خود پناهنده شد. آنان شفاعت خواهي كردند و منصور هم پذيرفت كه از گناهش در گذرد، عموهاي منصور به بصره بازگشتند و نزد ابن مقفّع رفتند تا امان نامه‌اي بنويسند! او با غروري كه داشت در امان نامه نوشت (اگر منصور دوانيقي به عموي خود عبدالله بن علي مكر كند و آزاري برساند،‌ اموالش وقف مردم، بندگانش آزاد و مسلمانان از بيعت او آزاد مي‌باشند). چون امان نامه را براي امضاء نزد منصور بردند، سخت ناراحت شد، امان‌ نامه را امضاء نكرد و محرمانه خواست نويسنده او را به قتل برساند. سفيان، فرماندار بصره كه از مدّت‌ها از زبان بد ابن مقفَّع به تنگ آمده بود، ‌دستور داد او را به اطاقی بردند و خود آمد و گفت: «‌يادت هست چه ناسزاها و نسبت‌ها  به مادرم و خودم دادي؟» آنگاه دستور داد، تنوري گداختند و ابن مقّفعِ سي و شش ساله را به دستور منصور دوانيقي در آتش انداختند و از بين بردند.
تنوّع
 او كيست؟
او كه محمّد‌ حسين نام داشت، ‌امين مردم، دوستدار واقعي اهل بيت آذر بيان، نداي او نداي توحيد،‌ نويسندۀ تفسير مهمّي از قرآن، شاگرد استاد عظيمي چون آيت الله سيّد‌علي قاضي، ‌تربيت كنندۀ شاگردان مهمّي چون شهيد بهشتي و شهيد مطهرّي، عاشق قرآن.
او روزي با دانشجوياني برخورد كرد که داشتند يک فرمول رياضی را حل می­کردند، از آنان خواست که اجازه بدهيد به شما کمک کنم، آن‌ها به او خنديدند، ‌گفتند: «آخه تو چی بلدي!» ولي او با تواضعي عجيب گفت: امتحان كنيد‌»آنان كاغذ را به او دادند و او فرمول را در چند لحظه حل نمود،‌ تعجّب كردند، با او دوست شدند، او گفت: «حال اين فرمول را حل كنيد،»‌ هيچكدام نتوانستند، پيش استادشان بردند، استادشان هم نتوانست حل كند. روزي در كوچه‌هاي قم به طرفي حركت مي‌كرد.‌ كسي او را زياد نمي‌شناخت، اعجوبه زمان، لباس كهنه با ظاهری عامّي، دوچرخه سواري با سرعت به او زد (تصادف كرد)، او را به سمتي پرتاب كرد، با اينكه حق با ايشان بود ولي دوچرخه سوار جلو آمد و حسابي به ايشان فحش و ناسزا گفت،‌ داد بر سرش كشيد،‌ اما او با نهايت تواضع،‌ فقط به او نگاه مي‌كرد، فكر مي‌كنيد او چه فردي بود، او كسي نيست جز علّامه‌ی طباطبائي صاحب تفسير الميزان.
تكليف
 از اين به بعد هركس به ما فحش داد قول بده براي خدا جوابش را ندهيم.
دعا
«اللهَّم صَلَّ عَلي محمّدٍ وَ آلِهِ ... وَ تَكذِيباً لِمَن قَصَبَني؛ بار خدايا بر محمّد و آلش درود فرست ... و در برابر كسي كه من دشنام دهد تكذيب عطا كن.»

 
 
شروع درس چهارم
به نام آن که جان را فكر آموخت               چراغ دل به نور جان بر افروخت
ايجاد انگيزه
امروز در مورد افرادي مي‌خواهيم صحبت كنيم كه در روز قيامت عذاب‌هاي ويژه دارند و در آستانه پرتگاه و خواري هستند، اين افراد بواسطه‌ی حقارتي كه دارند دست به اين گناه زده و كم‌كم دچار فراموشي مي‌شوند و روزيِ آن‌ها در صورت تكرار و عدم پشيماني كم مي‌گردد و به تدريج اعتماد به آن‌ها کاهش می­يابد.
امام علي‌ در مورد چنين افرادي فرمودند: «‌او با اين گناه‌اش سه چيز را بدست مي‌آورد:
«سَخَطَ اللهُ عَلَيهِ، وَ استِهانَةَ النّاسِ بِه وَ مَقتَ المَلآئِكةَ لَهُ؛ 1. خشم خدا را نسبت به خود 2. نگاه تحقير آميز مردم را نسبت به خود 3. دشمني فرشتگان را نسبت به خود.»
حدس مي‌زنيد كه اين فرد چه گناهي را انجام مي‌دهد؟ اگر مي‌خواهيد شما را بيشتر راهنمايي كنم به اين حديث زيبا از امام حسن عسگري‌ توجّه نمايد: «همه پليدي‌ها در يك خانه نهاده شده و كليد آن ... قرار داده شده است.»
متن و محتوا
 بله، آن فردِ درغگويي است كه گناهش دروغ بستن و عادتش به اين عمل زشت مي‌باشد.
دروغ از حرام‌هاي الهي است كه از انسان، شخصّيتي كاذب و وارونه ساخته و اعتبار او را از بين مي‌برد و اعتماد عمومي را سُست مي‌كند، ولي چون دروغ كار آساني است و مايه‌ی زيادي نمي‌خواهد، متأسفانه بعضي از مردم به گمان آنكه زودتر به مقصد برسند به آن متوسّل مي‌شوند و بدين منظور آسمان و ريسمان را به هم مي‌بافند و چه بسا در يك روز، ده‌ها دروغ مي‌گويند و نقطه اوج فاجعه آنجاست كه اينگونه افراد، نسبت به بازتاب‌هايِ منفي و عواقب شوم آن در زندگي فردي و اجتماعي نمي‌انديشند و دروغ را به حساب زرنگي و زيركي مي‌گذارند و راستگويان را افرادي بي‌عرضه و بي‌سياست مي‌پندارند، ولي آن‌ها از اين نكته مهم غافلند كه دروغ‌پردازي بر خلاف فطرت پاك و شخصيّت والاي انساني است. نمي‌دانند كه دروغ، دشمني و ستيزه‌جوئي با خداست و بر خلاف فلسفه آفرينشِ پرودگار می‌باشد.
اما معناي دروغ چيست؟ دروغ يعني خبر دادن بر خلاف واقع و فرقي نمي‌كند در حرام بودنش بين اينكه جدّي باشد يا شوخي. مثلاً استاد رياضي يك تمرين داده كه بايد حل كند، جلسه بعد مي‌شود و او تكليف را انجام نداده­ است، وقتي استاد از او دليل مي‌خواهد، می‌گويد: «ديشب تب شديد داشتم نتوانستم حل كنم» در حاليكه واقعيّت اينچنين نبود. يا شبي با دوستان به پارك رفته و دير وقت به خانه باز‌گشته، وقتي كه علّت تأخير را مي‌پرسند، جرياني را سرهم می­کند كه خلاف واقع است. يا زماني كه با تأخير به مدرسه مي‌رود و در جواب ناظم علّت تأخير را خلاف واقع می‌گويد، اين‌ها حرام است.
سپس بطور كلّي
يك موقع خبر دروغ، جدّي است و مخاطب بصورت جدّي تلقّي مي‌كند  حرام است
مثلاً فردی به صورت جدی به ديگری می‌گويد: ديروز يک تصادف وحشتناکی کردم که به پرسی طرف مقابل باورش می‌شود هر چند بعد بگويد آقا باورت نشه شوخی کردم، اين دروغ و حرام است. 
يك موقع خبر دروغ، غير جدّي است و مخاطب بصورت جدّي تلقّي مي‌كند حرام است.
مثلاً فردی به طور شوخی به دیگری می‌گويد: ديروز تصادفی وحشتناک کردم ولی طرف مقابل سخن شوخی او را جدی تصور کند. اين حرام است.
يك موقع خبر دروغ، غير جدّي است و مخاطب بصورت غير جدّي تلقّي مي‌كند جايز است ولی مکروه است.
مثلاً فردی به شوخی بگويد: من امروز يک ماشين کاديلاک خريدم طرف مقابل هم می‌داند که اين شوخی می‌کند زيرا اين ثروت را برای خريد اين ماشين گران قيمت ندارد. اين شوخی جايز است ولی مکروه.
تعارفات و دروغ
متأسفانه يكي از گناهاني كه بسياري از افراد به آن مبتلا هستند تعارفات معمول می‌باشد كه از حقيقت عاري و شائبه دروغ در آن مشهود است. مثلاً با اينكه به خوردن غذا و آشاميدن ميل دارد، هنگامي كه ميزبان، چيزي به او عرضه مي‌دارد، اظهار بي‌ميلي مي‌كند و همچنين با اينكه نسبت به شخصي علاقه قلبي ندارد، آنقدر اظهار محبّت و اخلاص‌ مي‌كند كه گاهي مطلب بر خود گوينده نيز مشتبه مي‌شود. اين‌ها در شريعت مقدس گناه و حرام است.
از اسماء بنت عميس نقل شده است كه در شب زفاف عايشه،‌ من با عدّه‌اي از بانوان، او را به حضور رسول‌ همراهي مي‌كرديم، آنگاه كه به حضور رسول خدا‌ شرفياب شديم،‌ پيامبر اكرم‌ ظرف شيري به عايشه داد، عاشيه از روي شرم از گرفتن آن امتناع نمود. من به او گفتم، دست رسول خدا را رد مكن و ظرف شير را بگير،‌ با شرمند‌گي ظرف را گرفت و قدري از آن نوشيد.
پس رسول خدا‌ به من فرمود: «ظرف شير را به زناني كه همراه تو هستند بده تا از آن بياشامند.» زن‌ها خجالت كشيدند و با اينكه ميل داشتند، گفتند: «ميل نداريم،» رسول خدا‌ فرمود: «ميان گرسنگي و دروغ جمع نكنيد و شما كه ميل داريد چرا دروغ مي‌گوئيد؟» اسماء مي‌گويد: خدمت آن حضرت عرض كردم: «يا رسول الله؛ اگر به چيزي كه ميل داريم اظهار بي‌ميلي كنيم دروغ گفته‌ايم؟» فرمود: «‌دروغ هر چند كوچك باشد در نامه عمل نوشته مي‌شود.»
راهكارهاي ترك دروغ
حالا شايد بپرسيد فردي كه تا حالا دروغ مي‌گفته،‌ اكنون مي‌خواهد اين عمل زشت را ترك نمايد بايد چكار كند؟ اوّلاً: بايد از دروغ‌هاي كوچك بپرهيزد، چون همين دروغ‌هاي كوچك است كه باعث جرأت پيدا كردن بر دروغ‌هاي بزرگ مي‌شود « تخم مرغ دزد، شتر دزد مي‌شود». كه در روايتي همين مطلب را گوشزد نموده است. امام باقر‌ فرمود، كه امام سجّاد‌ به فرزندان خود توصيه مي‌فرمود: «‌از دروغ بپرهيزيد،‌ خواه كوچك باشد خواه بزرگ، زيرا دروغ كوچك انسان را دلير مي‌كند كه از دروغ‌هاي بزرگ نهراسد.»
ثانياً: از دروغ شوخي هم دوري كنيد زيرا رسول خدا‌ در وصاياي خود به ابوذر فرمود: «‌اي اباذر، كسي كه در مجلسي سخن بگويد براي اين كه اهل آن مجلس را بخنداند در جهنّم سقوط مي‌كند تا آنجا كه گويي از آسمان به زمين سقوط كرده است.» سپس فرمود: «ای اباذر، واي به حال كسي كه سخن دروغ بگويد تا مردم را بخنداند. واي بر او، واي بر او.»
دروغ مصلحتي
اما دوستان، عدّه‌اي ديگر هر دروغي كه مي‌خواهند مي‌گويند و با تفكّر مصلحتي بودن، آن را توجيه مي‌كنند در حاليكه مجوزات دروغ فقط منحصر به موارد خاص و جايگاه خاص مي‌باشد.
1. دفع ضرر از خود يا ديگري 2. اصلاح بين مؤمنين، البته دروغ گفتن در اين موارد را هم بعضي از علما به شرطِ عدم امكان توريه دانسته‌اند. يعني تا جائيكه مي‌تواند توريه كند و باز هم از دروغ بپرهيزد.
توريه
شايد بپرسيد توريه چيست؟ توريه يعني ارادۀ معناي خلاف ظاهر. مثلاً: جان مسلماني در خطر است و به خانه شما پناه مي‌آورد، آن‌ها كه قصد كشتن او را دارند از شما مي‌پرسند در خانه‌ی شما است؟ شما مي‌گوئيد اينجا نيست در حاليكه منظور شما اين است كه جلوي پاي شما نيست.
در آخر، دوستان، يك نكته مهمّ مي‌گويم؛ كساني كه به دنبال پرستيژ اجتماعي هستند و خود را مي‌خواهند شخيص معرفي نمايند زياد گوش كنند. يكي از چيزهايي كه شخصيّت و كلاس افراد را در مقابل ديگران بالا مي‌برد و احترام ديگران را به خود جلب مي‌كند، در اين نكته است.
روانشناس بزرگ عالم حضرت علي‌ فرمودند: «هر‌ كس دروغ بگويد شخصيّت خود را تباه كرده است.»
تكليف
 بيائيم از اين به بعد سعی نمائيم حتّی از شوخی­های دروغ، بپرهيزيم.
دعا
 اي كه دانه‌هاي انار را مانند دانه‌هاي ياقوتِ سرخ، چنان به صف در پوستشان چيدي كه انگار با دست چيده شده‌اند و ميان آن‌ها لايه‌هاي نازك و ظريفِ زردي قرار دادي تا انتهاي دانه‌ها با پوست انار پيوند داشته باشد و غذا و آب به دانه‌ها برسد و رشد كنند، و پوستي روي آن‌ها كشيدي تا از هم نپاشند و حفظ شوند، زبان ما را از حرف‌هاي بد حفظ فرما.
جواب تنوّع
«مَن كَذِبَ أَفسَدَ مُرُوَّتَهُ».


http://www.daftarmags.ir/Journal/Text/Rahtooshe/Article/index.aspx?JournalNumber=1&ArticleNumber=29252

وقتی که صداها آستانه تحمل افراد را کم میکند!


صداهای بلندی که در هر جایی باعث بروز اختلال در سیستم عصبی خواهد شد و علایم آن بروز اختلال خواب با تنش های عصبی است.
به گزارش سرویس دانش دکتر من به نقل از باشگاه خبرنگاران:
دکتر حسین ابراهیمی مقدم، روانشناس  گفت: آلودگی ها به چند دسته هوا، صوتی، دیداری تقسیم می شوند که هر کدام به نوعی تأثیرات بدی در روحیات افراد می گذارد.

وی اظهار داشت: آلودگی های صوتی علاوه بر اینکه سطح آستانه تحمل افراد را پایین می آورد، تأثیر بسزایی در ویژگی های مثبت فرد هم می گذارد.

وی عنوان کرد: کم شدن بخشندگی(کینه توز شدن)، (خسیس شدن)، زود رنج شدن، خستگی روحی از تأثیرات آلودگی صوتی بر روی افراد است.

وی عنوان کرد: همچنین آلودگی صوتی، مشکلات خواب را به همراه دارد و مشکل در خواب در نهایت سیستم روانی را دچار اختلال می کند.

وی اظهار داشت: اختلال در خواب، تنش در فرد ایجاد می کند که گاهی در مواقعی با کوچکترین صدا، تحریک و عصبانی می شوند.

وی خاطر نشان کرد: جوان ها هم از این مشکل مصون نیستند و صدای موسیقی بلند، هدفن و ... از آلودگی صوتی به شمار می روند که در نهایت سیستم شنوایی را تحت تأثیر قرار می دهد.

وی در نهایت گفت: دوری از خوابیدن در مکان هایی که آلودگی صوتی است،‌ گوش کردن موسیقی با صدای ملایم، و ... کمک بسزایی در کاهش عصبانیت افراد دارد.

http://doctoreman.ir/

تاثیرات درونی صدا (موسیقی)

 

با اینکه سالهاست ما در کنارتمرینات یوگا از نتایج جادویی اصوات (موسیقی) بهره برده ایم شاید هنوز آنطور که باید از چگونگی عملکرد و تاثیر شان بر جسم، ذهن و روان خود آگاه نباشیم. آنچه مسلم است موسیقی هم نوا با تمرینات یوگا در هر نوع و سطح، با تاثیر بر مراکز انرژی بدن(چاکراها) بر کالبدهای مختلف ما نفوذ کرده و تاثیرات شگرفی را حاصل می کند. معمولأ با شنیدن موسیقی با ریتمها،تمها و ملودی های متفاوت احساسات متفاوتی به انسان دست می دهد .

همانطور که امروزه دستاوردهای علمی بشر تفسیر و تعبیری از رازهای سر به مهر چند هزار ساله یوگا به صورت کاملا علمی به عالمیان بازگو می کند اصوات و موسیقی نیز تابع همین قانون است.

امروزه بشر از موسیقی و آلات موسیقی نه فقط برای خوش گذرانی و گذران وقت سود میبرد، بلکه از آن به عنوان راهی برای تسکین دردهای جسمی، ذهنی و روانی بهره برده و به آن نگاهی دور نگر و کل نگر دارد.

در این مقاله سعی بر گردآوری اطلاعاتی از چگونگی تاثیرات موسیقی بر بدن فیزیکی و مراکز انرژی و در کنار آن به کل سیستم وجودی انسان شده است. با اندکی تامل می توان پی به ارتباط تنگاتنگ آن با تمرینات یوگا برد.

در طی سالهای طولانی، صدا و موسیقی ( که در مدارس مذهبی باستانی بعنوان یک علم بسیار پیشرفته محسوب می شدند) ، بعنوان ابزاری در کنار تمرینات یوگا بوده اند.

این هماهنگی بین یوگا و موسیقی برپایه ی جنبه ای از زندگی بنا شده که در آن ارتعاش بعنوان اساس و شالوده ی نیروی خلقت قرار داده شده است.صدا و نور، بلوکهای ساختمانی دنیا می باشند، قالبهایی که تمام خلقت به وجود آنها وابسته است.هر تک مولکول در هر چیز صدای مخصوص به خود را دارد. هربرگ، هر اتم، هر ذره، هرسلول بدن ما و تمام کائنات صدای خود را زمزمه می کنند.حتی زمانی که ما بدنیا آمدیم، زمانی که اندامهایمان در حال شکل گرفتن بود، صدایی نواخته می شد...صدای منحصر به فرد خودمان.موسیقی عمیقأ بر جسم و اندام های بدن ما تأثیر می گذارد.امواج صدا به بدن وارد می شوند، بدور اتمها می گردند، ساختار سلولی ما را مرتب کرده و ما را به حالت تعادل باز می گردانند.

در شکلهای پیشرفته اش این قدرت را دارد تا فشار خون را پایین بیاورد، تنفس را منظم کند، ساختار ملوکولی بدن را هارمونیزه و سازماندهی مجدد کند. موسیقی خلق را بالا برده و ما را از دنیای روزمره به دنیای معنوی و روحانی سعود می دهد ، هوشیاری را مسخ می کند و سرانجام روحمان را رها می کند.

نیچه می گوید:" بدون موسیقی زندگی اشتباهی بیش نبود."

شخصی بنام درتی رتاللک ، با انجام برخی تحقیقات برروی گیاهان ثابت کرده که بعضی از انواع موسیقی بر رشد گیاهان تأثیر گذار است. وی سه گروه از گیاهان را در ظرفهای شیشه ای قرار داد و به مدت ۳۰ روز انواع مختلفی از موسیقی را برای آنها به اجرا گذاشت.گروه اول گیاهانی که در معرض موسیقی های ناهنجار قرار گرفته شده بودند ، خود را از بلندگوهها دور می کردند تا از صدا دور شوند. این گیاهان پژمرده شدند و رشد بسیار کمی داشتند.

گروه دوم که در معرض موسیقی کلاسیک مانند آهنگ های باخ و مانند آن قرار گرفته شدند ، رشدی بهتر از حد نرمال داشتند.

برای گروه سوم، موسیقی های مقدس ( مذهبی، معنوی) نواخته شد، این گروه به طرف بلندگوها متمایل شدند و بدور سیمهای بلندگو ها پیچیدند تا به صدا نزدیکتر باشند. آنها نسبت به دو گروه دیگر، بهترین طرح رشد را دارا بودند.

با این آزمایش دوروتی نشان داد که چنانچه موسیقی های نا هنجار چنین بلایی را بر سر گیاهان می آورند، پس با گوش دادن مداوم به این نوع موسیقی ها چه بلایی بر سر کودکان ما خواهد آمد؟بنا به گزارش گروهی از پزشکان در جنوب فرانسه،آنها نوع خاصی از موسیقی را بعنوان دارو، برای بیماران تجویز کردند تا روزی سه بار به آن گوش دهند.گزارش دیگری حاکی از آ ن است که گاوها، پس از شنیدن موسیقی کلاسیک در آخورشان، شیر بیشتری می دهند.

به گفته ی دین رودپر : صدا یک سلول زنده است.... مظهر کائنات است که حقیقتا ً کائنات را بازتاب می کند، صدا کل هستی است.

موسیقی کلیدی است که منشا ما را ، به یادمان می آورد و باعث اتصال دوباره ما با مبدا مان در هستی می شود.روح ما، بی توجه به ملیت ، زمان و مکانی که در آن زندگی می کنیم، صدا را بعنوان راهی برای رسیدن به لایتناهی می داند. همانطور که در سماع عارفانه نیز اینچنین است و سماع یعنی شنیدن یعنی شنیدن صدای اصل.

ناهماهنگی و بی آسایشی درون سلولها، عمدتاً در طبیعت ذاتی است. خود جدا شده از سرمنشا، احساس جدایی از اصل و ریشه، باعث ایجاد ناهماهنگی می گردد. انواع خاصی از موسیقی می توانند به شخص کمک کنند تا ارتباط خود با سرمنشا را بیاد داشته باشد و در ضمن ، کسی که به یک موسیقی گوش می دهد میتواند به اندازه آهنگساز آن قطعه در زان ساختن آن، عمیق شود و به اوج برسد .

کـــز نیستان تا مـــــرا بــبـــریده اند / از نفیرم مرد و زن نالیده اند

سینه خواهم شرحه شرحه از فراغ / تا بگویم شرح درد اشتیـاق

● روانشناسی تم های موسیقی

حواس پنج گانه وسیله ارتباط آدمی با عالم خارج است.تحریکات محیط توسط گیرنده های حسی به صورت پیامهای الکترمغناطیسی به مرکز عصبی انتقال می یابد. پیام عصبی وقتی از گیرنده های حسی مانند چشم،گوش و پوست به مرکز عصبی یعنی کرتکس مغز (قشرمغز) منتقل می شود، فرایند احساس شکل می گیرد.اصوات موسیقی از طریق گوش به مغز می رسد و حواس و عواطف را تحریک می کند و با ایجاد انرژی موجب انگیزه و فعالیت می شوند.

نغمه های موسیقی بر حسب ترکیب فواصل و ریتم دارای ارتعاشات خاصی هستند که با تحریک ارتعاشات سلولهای عصبی،احساس و انگیزه ای را تقویت و یا منتقل می سازد.

بطور کلی موسیقی از طریق تحریک تخیل و تداعی و تهیج عواطف در روحیه شنونده اثر می گذارد.وقتی یک قطعه موسیقی را تجزیه و تحلیل می کنیم به اجزا و ارکانی می رسیم که هر کدام به نوعی در تاثیر گذاری نقش دارند.

ریتم و ملودی دو رکن اساسی موسیقی می باشند. ریتم در موسیقی به صورت ضرب آهنگهای منظمی احساس می شود.با موسیقی می توان ریتمهای متنوعی را بوجود آورد وانرژیهای مختلفی را در شنونده تحریک کرد.

از فعالیتهای ریتمیک در تحریک بسیاری از قوای حسی و حرکتی و کاهش و افزایش انرژی اشخاص استفاده می شود. کار اصلی ریتم،تحریک و تهییج احساسات است که انرژی روانی تولید می کند وانرژی این تحریک با کمک ملودی به جریان می افتد.

ملودی در ایجاد نوع احساس و ریتم در شدت و سرعت و یا سستی و رخوت آن نقش موثری دارد.ریتم و ملودی از هم جدا نیستند.ریتم ضربان و نظم هر آهنگ و ملودی محتوا و خود آهنگ است که از ترکیب اصوات به وجود می آید.

هر ملودی بر حسب ترکیب اصوات و فواصل موجود در آن احساسات خاصی را به شنونده منتقل می سازد.برخی از ملودی های غمگین و حزین،برخی ملایم و آرام بخش،تعدادی هیجانی و بی قرار و بعضی شاد و فرحبخش هستند که این احساسات بستگی به فواصل فیزیکی و ترکیب اصوات دارد.

بطور کلی اگر فواصلی که در آهنگ به کار می رود بزرگ باشد و ترکیب اصوات با پرش توام گردد ،انبساط و نشاط بیشتری را القاء می کند و اگر فواصل بزرگ توام با ریتم تند باشد شدت نشاط بیشتر می گردد.

به حدی که به قسمت نا آرامی و بی تابی سوق می یابد.اگر فواصل آهنگ کوتاه و فشرده و ریتم کند باشد،احساسات کند و گرفته تر خواهد بود. این مسئله به طول موج اصوات و تاثیر آن بر واسطه های شیمیایی مغز بستگی دارد. چنانچه ریتم با حال شنونده هماهنگ باشد انرژی روانی و احساسی بهتر تحریک می شود و ملودی بهتر به جریان می افتد.

● طبقه بندی تمهای موسیقی

تمهای موسیقی به پنج دسته تمهای شیدایی،حزین،هیجانی ،شاد و فرحبخش و آرامبخش تقسیم می شوند.

۱) تمهای شیدایی: واژه شیدا در روانشناسی معرف سرخوشی و شور و نشاط بیش از حد است.سر خوشی،هیجان بخشی احساس مدهوشی از خصوصیات تمهای شیدایی است.جنبه مدهوشی و جذبه آن، آرامبخش افراد بی قرار و شیداست.

بعضی از چهار مضرابها و ضربیهای موسیقی ایرانی استعداد القاء چنین حالتی را به خوبی دارا هستند.افراد مستعد با شنیدن چنین تمهایی احساس سر خوشی و وجد می یابند.شیدا صفتان اغلب با سیر در این تمها احساس نشاط ، تخیل و حالت جذبه پیدا می کنند.از تمهای شیدایی می توان برای تحریک خلق های خموده استفاده کرد.

۲) تمهای حزین: لحن تمهای حزین غم انگیز است و شکوه و شکایت دارد و در شنونده احساس ناکامی را تداعی می کند. این تمها بر انتقال دهنده های عصبی افراد مستعد تاثیر میکند و باعث کاهش ترشح واسطه های شیمیایی در مغز شده که در نتیجه ء انباشته شدن این عناصر حیاتی،حزن و اندوه احساس می گردد.

ارتعاشات این تم اغلب تداعی کننده خاطراتی از ناملایمات گذشته است.ملودیهایی که فواصل فشرده و نزدیک به هم و ریتم کند دارند،حزن را بهتر منتقل می سازند.تمهای حزین درحالت ملایم درد را تسکین می بخشند و در ایام سوگ و فراق تحمل تالمات را آسان تر می سازند.احساس ناکامی را تعدیل و غربت و تنهایی را از دل بیرون می کنند و انرژی و هیجان خون را تخلیه می سازند.

استفاده بیش از حد از این تم باعث رکود و کاهش انرژی شده و روحیه را خسته و حزین می سازد.بسیاری از نغمه های حزین موسیقی مشرق زمین حاصل همدردی با وقایع دشوار و گرفتاریهای اجتماعی مردم بوده و این قطعات تا حدودی دردمندی مردم را تسکین داده است.

۳) تمهای تهییج کننده: هیجان،واکنش انفعالی در این تم ها شدید و فوری است که غالبا با تظاهرات بارز اعصاب خودکار و واکنشهای فیزیولوژیک توام است و میل به جنبش و حرکت را به وجود می آورد.از تمهای هیجانی می توان با ایجاد انرژی روانی،رغبت و انگیزه در کاهش حالات افسردگی و غمگینی بهره جست.

بعضی از سازندگان موسیقی از این گونه برای تحریک و تحرک بدنی سود می جویندکه مورد استقبال جوانان نیز قرار می گیرد.بسیاری از این تمها ملودی های زیبایی دارند که اگر با متانت ارائه شوند و ارکستراسیون (ساز آرائی) مناسبی پیدا نمایند اثرات ارزنده ای خواهند داشت.

۴) تمهای شاد و فرحبخش: تمهایی هستند که شادمانی و نشاط را توام با آرامش و متانت منتقل می سازند.این تمها باعث انبساط خاطر و سرزندگی می شوند.تمهای فرحبخش احساس سرزندگی و شادمانی را برای کار و فعالیت افزایش می دهند.برای تقویت روحیه افراد یک اجتماع و سرزندگی و نشاط آنها مخصوصا کودکان و نوجوانان تمهای شاد و فرحبخش بسیار مفید و سازنده هستند.

۵) تمهای آرامبخش: تمهای مطبوعی هستند که نه تحریک کننده ،نه غم انگیز،نه هیجانی و نه وجد آورند.متن ملایم و یکنواخت ارتعاشات آنها احساس آرامش را منتقل می کند.تمهای آرامبخش به خاطر ریتم ملایم در فواصل وسیع و ارتعاشات موافق آن با استعداد مغز باعث احساس ملایمت و آرامش می شود.

استفاده از این تمها برای آرامش و تمرکز،بسیار مناسب است.این تمها توازن عواطف،تعادل تخیل و وحدت فرآیندهای ذهنی را تقویت می کنند و از آنها می توان در کاهش بسیاری از تنش ها استفاده کرد. موسیقی همچون دارو هر حالت روانی دارای ارتعاشات موجی خاصی است که بر حسب میزان و شدت آن احساس به وجود می آید.اصوات موسیقی می توانند ارتعاشات متنوعی ایجاد کنند و بر ترشحات و ارتعاشات سلولهای عصبی تاثیر بگذارند.

همانطور که در تاثیر دارو و میزان و ترکیب عناصر اهمیت دارد، در موسیقی نیز نوع ارتعاش و میزان آن در تناسب با حالات روانی مطرح است.با پیشرفت بشر در علوم پزشکی و کامپیوتر ، تاثیر ارتعاش موسیقی بر بدن و سلولهای مغز قابل بررسی است.بررسی تغییرات حاصله کمک می کندتا ملودیهای خاص برای ایجاد احساسات مختلف پیش بینی شود.

● چگونگی تأثیر اصوات هماهنگ کننده مغزی

▪ الگوهای امواج مغزی:

الکتروآنسفالوگراف دستگاهی است که فعالیت الکتریکی مغزرانشان می دهد.آزمایشگاههای متعددی درسراسرجهان بااین وسیله مطالعات وتجربیات زیادی برای درک بهتر ۴الگوی اصلی امواج مغزی (بتا، الفا، تتا، دلتا) انجام داده اند.

هر فرکانس دارای ویژگی مشخصی می باشدوحالت مشخصی ازآگاهی راایجادمی کند. امواج بتا(۱۴سیکل درثانیه وبالاتر) نشان دهنده وضعیت بیماری عادی وهنگامی که توجه فردجهان خارج می باشد ، امواج آلفا(۱۳ـ ۸ سیکل درثانیه ) درزمان خیال پردازی هنگامی که چشمهابسته هستند. امواج تتا(۷ـ ۴ سیکل در ثانیه) درهنگام خواب وحالات عمبق ذهنی و امواج دلتا(۳ـ ۵/۰ سیکل درثانیه ) درهنگام خواب عمیق رخ می دهد.مطالعات انجام شده نشان دهنده آن است که ارتعاشات ناشی ازاصوات ریتمیک تأثیرعمیقی روی فعالیت مغزی دارند. ریتم های ملایم وضربان دارنیزبه طریق متشابهی عمل می کنند. درصورت اینکه توسط کامپیوترتولید شود بسیاردقیق ویکنواخت بوده ومی توانندبرای ایجادحالت های مطلوب مغزی استفاده شود. این حالت بسیار شبیه تنظیم کردن یک رادیو روی ایستگاه مشخصی میباشد.

باتکنولوژی اصوات هماهنگ کننده ی مغزی می توانیم آگاهی خودراروی دامنه ی وسیعتری ازوضعیت های مغزی تنظیم کنیم : هوشیاری، تمرکز، توجه، ریلکسیشن، تجسم، خلاقیت الهام، حافظه، خواب عمیق و جدایی آگاهی . مانند امواج صوتی، مغزوارتعاشات مخصوص به خودراداشته وازآنهاجهت ارتباط باقسمتهای دیگربافت عصبی وبخش های مختلف بدن استفاده می کند.

دستگاه EEG با اندازه گیری پالسهای حاصله نورونها که بر حسب سیکل بر ثانیه بیان میشود امواج مختلف مغزی را تشخیص میدهد همانطور که ذکر شد امواج بتا در حد فاصل ۴۰ ۱۴ قرار داشته و با تمرکز بالا و هوشیاری توسعه یافته مرتبط می باشد. برخی از دانشمندان عقیده دارند که فرکانس بتای ۴۰ هرتز کلید ادراک می باشد.

امواج آلفا در حدود ۱۳ ۸ قرار گرفته و با ریلکسیشن عمیق مرتبطند ، در آلفا ما شروع به دستیابی ثروت عظیم خلاقیت می کنیم که درست در زیر سطح هوشیاری آگاه ما قرار گرفته است . آلفا در حقیقت دروازه ورود وضعیت های عمیق تر آگاهی می باشد. همچنین آلفا محل فرکانسی است که به عنوان فرکانس روزنانس میدان الکتریکی زمین شناخته میشود.

تتا در حد فاصل ۴ ۷ هرتز قرار داشته و ناحیه ی شگفت آوری که میتوانیم آن را مورد مکاشفه قرار دهیم؛تتا به عنوان وضعیت سایه روشن آگاهی نیز شناخته می شود . به طور معمول ما به صورت خیلی گذرا در هنگام بر خواستن از خواب (دلتای عمیق) و یا هنگام فرو رفتن در آن آنرا تجربه می کنیم.

در رؤیا ها، تصویر زنده لحظه ای در مقابل چشم ذهنی در وضعیت تتا رخ میدهند و در این حالت ما مستعد دریافت اطلاعاتی ماورای وضعیت عادی آگاهیمان هستیم. همچنین تتا برای یاد گیری و حافظه شناخته شده است. تمرکز در حالت تتا باعث افزایش خلاقیت، تقویت قدرت یادگیری، کاهش استرس و بیدار شدن قدرت اشراق و تواناییهای دیگری در زمینه ادراک فرا حسی می شود.

امواج دلتا در حدود ۴ ۰ هرتز قرارمی گیرند. دلتا با خواب عمیق مرتبط است و علاوه بر این فرکانسهای خاصی در محدوده دلتا باعث ترشح هورمون رشد که در بهبود بیماریها و ترمیم بافتها مؤثر است می شوند. این امر توضیح دهنده ضرورت یک خواب آسوده و عمیق در فرآیند بهبود امراض می باشد.

توضیحات بالا تا حدودی تاثیرات موسیقی را بر ابعاد مختلف انسانی را روشن ساخت حال شایان ذکر است که یوگیان بزرگ طی سالیان متمادی به طرق مختلف همانند گوش کردن به موسیقی ، نواختن آن سعی بر استفاده از این دست قوانین در راه کسب معرفت داشته اند؛سزاوار است که ما نیز با گسترش و تکمیل آگاهی خود نسبت به موسیقی زین پس نگاهی عمیق تر و دقیق تر به این علم و هنر داشته باشیم.

http://behdasht-o-ravan.blogfa.com/post-18.aspx

مهارت سخنرانی


یکی از مواردی که هر مدیر در دوران فعالیت مدیریتی خود، کم یا زیاد ناچار است انجام دهد، سخنرانی و صحبت در جمع کارکنان، مدعوین و سایر مردم به مناسبت‌های مختلف است. گاهی متن سخنرانی وی مسائل اداری و سازمانی، گاهی فنی و تخصصی و گاهی نیز مطالب عمومی است.
 
بعضی از مدیران در این اجتماعات، وقتی که در جلوی جمع کثیری می‌ایستند، در هنگام سخنرانی سست می‌شوند، دلهره دارند، صدایشان دو رگه می‌شود، دچار اضطراب و تپش می‌گردند و ...
 
این مدیران باید آگاه باشند که همانند سایر مهارت‌های مدیریت، در سخنرانی‌ها و صحبت‌کردن در اجتماعات هم تنها رعایت یک مجموعه از قواعد و آداب ارتباطی ساده کافی است. طبیعتاً هیچ فردی به طور ذاتی یک سخنران ماهر نمی باشد. حتی سخنرانان حرفه‌ای هم اذعان دارند که عصبی می‌شوند. بعضی از قواعد و آداب ارتباطات در سخنرانی و صحبت در مقابل دیگران به شرح زیر است :
 •از اضطراب اجتناب ورزیم! ◦اجازه ندهیم که حالت عصبی و اضطرابمان، مانع سخنرانی شود.
 ◦آگاه باشیم که بخش عمده‌ای از وظیفه و مسئولیت‌ ما، رهبری همکاران است.
 ◦باید یاد بگیریم که راحت و آسوده بایستیم و صحبت کنیم.
 ◦این کار را تمرین کنیم. اگر تمرین کنیم، کمتر احساس نگرانی خواهیم کرد.
 ◦برای سخنرانی برنامه داشته باشیم!
 

 •برای هر یک ازسخنرانی‌هایمان برنامه‌ای اصولی تنظیم کنیم.
 
 اجزای یک برنامه سخنرانی به شرح زیر است:
 •مقدمه‌چینی : برای جلب توجه و علاقه حاضرین
 •متن : ارائه متن سخنرانی در یک توالی منطقی
 •خلاصه : ارائه خلاصه ای که مجدداً نکات اصلی صحبت را به طور اختصار در برداشته باشد.
 •نتیجه‌گیری : طرح سؤال و پایان دادن به صحبت با یک نتیجه‌گیری به طوری که راه پیشرفت را در زمینه موضوع مطرح شده، نشان دهیم.
 •سرانجام، سخنان خود را با نظریه‌ای عالی به پایان ببریم. به طوری که حاضرین سر شوق بیایند و با انگیزه‌ای مضاعف جلسه را ترک نمایند.
 •از کارت یا فیش استفاده کنیم! ◦برای یادداشت‌ها و اجرای سخنرانی از کارت یا فیش استفاده کنیم.
 ◦کارت یا فیش‌های در قطع کارت تبریک، بسیار مناسب می‌باشد.
 ◦در بالای هر کارت موضوع (عنوان) را بنویسیم و در زیر آن مطالب مربوط به آن را درج کنیم.
 ◦کارت‌ها را شماره‌گذاری کنیم و به ترتیب در هنگام سخنرانی از آن‌ها استفاده نماییم.
 ◦بهتر است در سخنرانی‌ها از متن دست‌نویس استفاده نکنیم. مگر زیاده از حد مضطرب باشیم. زیرا، در جمع حاضرین که تعدادشان زیاد است و سخنرانی ما جنبه رسمی دارد، به کار بردن نادرست یک کلمه ممکن است معنای مورد نظرمان را عوض کند و یا مشکلات دیگری را به بار آورد. یادمان باشد که احتمال دارد از سخنرانی‌ ما در رسانه‌های گروهی مانند تلویزیون به عنوان گزارش استفاده شود! ...
 
•حاضرین را درباره سخنرانی آگاه کنیم!  ◦در مقدمه سخنرانی، قبل از هر چیز ارتباط موضوعی سخنرانی را با حاضرین کاملاً بیان کنیم.
 ◦توالی مطالب سخنرانی خود را ذکر کنیم.
 ◦این نکات را برای حاضرین روشن کنیم: ■سؤال‌هایشان را در بین سخنان ما و یا در پایان سخنرانی مطرح کنند!
 ■متن چاپ شده سخنرانی خود را به آنها خواهیم داد یا خیر؟
 

•صدای بلند را فراموش نکنیم! ◦همیشه با صدای بلند صحبت‌هایمان را تمرین و اجرا کنیم.
 ◦حتی در سخنرانی‌های نه چندان رسمی (در حضور همکاران و به مناسبت‌های خاص) با صدای رسا صحبت کنیم.
 ◦توجه داشته باشیم که هر چه شغل ما به مراتب بالاتر ارتقاء یابد، «چند کلمه صحبت کردن» از وظایف معمولی ما خواهد شد.
 
•کوتاه سخنرانی کنیم! ◦نگذاریم سخنرانی ما طولانی شود.
 ◦هنگامی که سخنرانی ما یکی از چند سخنرانی می‌باشدکه قرار است در یک اجلاس یا کنفرانس انجام شود، کوتاه بودن سخنرانی ضروری‌تر خواهد شد.
 ◦مؤدبانه‌تر این است که از وقتی که به ما اختصاص داده شده است، کمی کمتر صحبت کنیم.
 ◦تمرین قبل از سخنرانی به ما خواهد گفت که چقدر می‌توانیم از مطالب خود حذب کنیم.
 ◦می‌توانیم به عنوان یک ابتکار متن سخنرانی را پیشاپیش برای شرکت‌کنندگان ارسال نماییم.
 
•از مواد و وسایل سمعی ـ بصری استفاده کنیم! ◦برای جذاب کردن سخنرانی می‌توانیم از مواد وسایل سمعی ـ بصیری استفاده کنیم.
 ◦استفاده از طلق شفاف، وایت برد، فیلم، پوستر، نوار ویدئو، اسلاید، پاورپوینت، CD و امثال آن سخنرانی را بسیار جذاب خواهد کرد.
 ◦توجه داشته باشیم که مواد سمعی ـ بصری را از شرکت و افراد حرفه‌ای تهیه کنیم.
 ◦هنگامی که افراد حاضر در جلسه با معیارهای بالا خو گرفته‌اند، هر چیزی پایین‌تر از معیارهای آن‌ها باشد، از ارزش سخنرانی ما خواهد کاست. پس کیفیت مواد سمعی ـ بصری را فراموش نکنیم.
 ◦اگر از پوستر یا نمودار استفاده می‌کنیم، در صورت راست دست بودن، آن را در سمت چپ خود قرار دهیم.
 ◦از عکس و تصاویر برای درک بهتر مطالب استفاده کنیم.
 ◦از نوشته‌های بزرگ و رنگی برای علاقه‌مند کردن حاضرین استفاده نماییم.
 ◦نمایش دادن نوشته و تصاویر روی طلق شفاف بر روی پرده، بسیار مفید است.
 ◦در هنگام استفاده از مواد بصری، ارتباط با مخاطبان توسط چشمانمان را حفظ کنیم.
 ◦برای استفاده از وسایل سمعی ـ بصری (مانند پروژکتور اسلاید، اورهد و ...) از اپراتور ماهر کمک بگیریم.
 
•بدن خود را کنترل کنیم! ◦یادداشت‌هایمان را بر روی میز (تریبون) بگذاریم.
 ◦برای خواندن مطالب، روی یادداشت‌ها خم نشویم. زیرا، هم صدایمان پایین می‌رود و هم تنفس خود را محدود می‌کنیم.
 ◦خیلی از سخنرانان در هنگام سخنرانی نمی‌دانند با دست‌هایشان چکار کنند! دست‌ها را توی جیب‌هایمان نگذاریم! دست به سینه نایستیم!
 ◦کناره‌های تریبون بهترین راه‌حل است. به راحتی دو دست خود را به لبه‌های تریبون بگیریم. وقتی اعتماد به نفسمان بیشتر شد، به تدریج به طور طبیعی از حرکات دست و سر استفاده کرد.
 
•صدایمان را رساتر کنیم! ◦صدایمان را طوری بیرون بدهیم تا در تمام سالن طنین‌انداز شود. (فریاد نزنیم!)
 ◦فرض کنیم یک نفر در ردیف آخر سالن نشسته و کمی گوش او سنگین است!
 ◦سر خود را در طول سخنرانی بالا بگیریم.
 ◦سر هر یک از نشانه‌گذاری‌ها (نقطه، ویرگول و ...) کمی مکت کنیم و نفسی بکشیم.
 ◦برای تأکید کردن بر نکات مهم از سکوت کمک بگیریم.
 ◦شیوه سخنرانی سخنرانان ماهر و خبره را با دقت نگاه کنیم تا کسب تجربه کرده باشیم.
 
•با نگاه کردن ارتباط برقرار کنیم! ◦کوشش کنیم با همه حاضرین با نگاه کردن به آن‌ها ارتباط برقرار کنیم.
 ◦مراقب باشیم تنها به آن کسی که علاقه بیشتری به حرف‌های ما نشان می‌دهد، چشم ندوزیم.
 ◦طبق یک الگوی ثابت و معین، حاضرین را نفر به نفر نگاه نکنیم.
 ◦اجازه دهیم نگاهمان، دو سه ثانیه به هر ترتیبی که گرایش دارد، بر روی افراد حاضر متمرکز شود.
 
•به ظاهرمان اهمیت دهیم! ◦به ظاهر خود توجه کافی کنیم.
 ◦اگر ظاهرمان آراسته باشد، بیشتر احساس اطمینان خواهیم کرد و حاضران را هم تحت تأثیر قرار خواهیم داد.
 
•اصول پایان دادن به سخنرانی را به کار گیریم! ◦سخنرانی خود را با یک پایان معنی‌دار به اتمام برسانیم.
 ◦از حاضرین برای توجهی که نشان دادند، تشکر کنیم.
 ◦بدون درنگ پس از سخنرانی، سر جای خود بنشینیم.
 ◦آن‌قدر سخنرانی را کش ندهیم که حرفی برای گفتن و پایان دادن به آن نداشته باشیم.
 ◦کلام آخر و تأثیر آن در ذهن حاضرین ماندگار است.
 
•فقط به موضوع اهمیت ندهیم! ◦اهمیت ارائه سخنرانی کمتر از موضوع سخنرانی نیست.
 ◦بسیارند افرادی که دانش و اطلاعات غنی دارند. اما فن سخنرانی را نمی‌دانند و تأثیری قابل توجه به جای نمی‌گذارند.
 ◦سخنرانان قوی و نیرومند، مطالب پیش‌ افتاده را به گونه‌ای ارائه می‌کنند که در نهاد شنوندگان تأثیر عمیقی به جای می‌گذارند.
 
•برای ارائه پیام شش اصل زیر را رعایت کنیم:
 1.از کلمات تصویر بسازیم.
 2.با استفاده از مواد سمعی ـ بصری سخنان خود را حمایت کنیم.
 3.مطالب را توأم با نمایش و زبان رفتار ارائه کنیم.
 4.مثال‌هایی را به کار ببریم که آمیخته با داستان وحکایت باشند.
 5.سخن را درخور فهم شنوندگان تنظیم و ارائه نماییم.
 6.برنامه‌ریزی عصبی داشته باشیم.
 
برنامه‌ریزی عصبی، یعنی:
 •به افراد چشم بدوزیم.
 •به سخنان آنان گوش فرا دهیم.
 •ببینیم از چه کلماتی استفاده می‌کنند. ما با همان کلمات و تقلید لحن صدا، تغییر چهره، حالات و حرکات چشم‌های آنان صحبت کنیم.
 •به سیستم عصبی حاضرین توجه داشته باشیم!
 •هر فرد دارای سیستم عصبی خاص خود می‌باشد. در ارتباطات و از جمله سخنرانی باید سیستم عصبی حاضرین را مورد توجه قرار دهیم.
 •برای این که در ارائه سخنرانی موفق باشیم باید سیستم عصبی غالب حاضران را به کار ببریم. به طور کلی افراد از نظر سیستم عصبی به چهار دسته زیر تقسیم می‌‌شوند :
 1.افراد بصری
 •این افراد جهان را به صورت تصویر ادراک می‌کنند.
 •به هنگام شنیدن به طرف بالا نگاه می‌کنند.
 •با سرعت سخن می‌گویند و آهنگ صدایشان بلند است.
 •دست‌ها را حرکت می‌دهند و به طرف بالا می‌گیرند.
 •تنفس سریع، سطحی و نامرتب دارند.
 1.افراد سمعی
 •کلمات و جملات را درک می‌کنند.
 •به هنگام شنیدن به اطراف خود نگاه می‌کنند.
 •آرام و با آهنگی آهسته ولی پرطنین سخن می‌گویند.
 •دست‌ها را تا نیمه کمر بالا آورده و با آن ژست می‌گیرند.
 •آرام، منظم و از وسط قفسه سینه تنفس می‌کنند.
 1.افراد لمسی
 •در صحبت‌هایشان مفاهیم احساسی غالب است.
 •به هنگام اندیشیدن به پایین و طرف راست خود نگاه می‌کنند.
 •صدایشان عمیق است و کلمات به صورت شمرده از دهانشان خارج می‌شود.
 •حرکات دست، تغییرات چهره و اعمال جسمانی آنها زیاد است.
 •معمولاً دستشان را پایین نگه می‌دارند و بدن خود را لمس می‌کنند.
 •تنفس آن‌ها عمیق است و از تمام قفسه سینه برای تنفس استفاده می‌کنند.
 1.افراد حسابگر
 •کلمات آن‌ها آمیخته با منطق و استدلال است.
 •وقتی فکر می‌کنند به پایین و طرف چپ خود نگاه می‌کنند.
 •با لحنی آهسته و آرام، به گونه‌ای شیوا سخن می‌گویند.
 •حرکات دست و تغییرات قیافه در آن‌ها اندک است


http://mbacenter.persianblog.ir/post/64

 

اثرات صدا بر انسان

 

صدا به صورت امواج مکانیکی می تواند بر کل بدن از جمله دستگاه شنوائی تأثیر سوء داشته باشد . البته این تاثیر از نظر اپیدمیولوژیک زمانی می تواند اهمیت داشته باشد که سبب اختلال فیزیولوژیک در بدن نماید . در محیط های کاری نیز صدا از این دیدگاه مورد توجه قرار می گیرد . اثرات صدا بر انسان از چند جنبه مورد توجه می باشد :

۱-صدمه به دستگاه شنوائی
۲-تداخل با مکالمه :مکالمه در محیط های کاری به عنوان یکی از راه های ارتباط می باشد که در صورت وجود صدای زمینه مخصوصًا در فرکانسهای حدود مکالمه ( ۴٠٠٠- ١٠٠۰ هرتز ) می تواند ارتباط بین افراد را از طریق کلامی مختل سازد و باعث بروز اشتباه و نیز حوادث گردد .

۳-اثر روی اندام بینایی :درمواجهه با صدا ،کنترل تطابق وتعقیب اشیاء بهم می خورد وعکس العمل به نورکم می شود.

۴-اثر بر سیستم تعادلی :گیجی ، تهوع ، اختلال در راه رفتن .

۵-ناراحتی اجتماعی :مانند اثر بر خواب و روابط اجتماعی و خانوادگی خصوصًا هنگامی که افت شنوائی به ناحیه مکالمه سرایت نموده باشد . افرادی که دچار افت دائم شنوائی شوند میل دارند این عارضه مخفی بماند ، لذا در مناسبات اجتماعی کمتر شرکت می کنند .

۶-اثرات عصبی :اثربر دستگاه گوارش شامل اختلالات و حتی دردهای شکمی و ترشح زیاد اسید معده و تشدید بیماریهای مرتبط .

۷-اثر روی الکترولیت ها :مخصوصًا روی نگهداری سدیم در ادرار نقش محدود کننده ای دارد ، مواجهه با صدا در تطابق بدن با گرما نقش منفی دارد .

۸-اثرات جانبی :شامل کاهش راندمان کار ، افزایش ریسک حوادث .

۹-اثرات روانی:هیجان ، تحریک پذیری و اختلالات روانی ، مطالعات نشان داده است که افرادی که با صدا مواجهه دارند بیشتر به اختلالات روانی دچار می گردند .

۱۰ - اثرات فیزیولوژیک عمومی : صدا می تواند باعث تحریک عصبی شده و ضربان قلب ، فشارخون و مصرف اکسیژن و تعداد تنفس را افزایش دهد که این تغییرات بر عملکرد دستگاههای بدن اثر نامطلوب دارد . این عوارض برای کسانی که دارای بیماریهای قلب و عروق هستند و همچنین زنان باردار بسیار خطرناک است .

۱۱ -اثر ذهنی صدا :برای همه افراد چه در محیط کار و چه در اجتماع اثر ذهنی صدا یکسان نبوده و افراد مختلف ازنظر اثرات روانی و عصبی آن یکسان تحت تأثیر قرار نمی گیرند لذا ممکن است یک صدای واحد برای بعضی افراد قابل تحمل و برای دیگران آزار دهنده باشد . این عامل مستقل از تراز فشار است و منحصر به ترازهای بالا نیز نیست

http://sembehdasht.persianblog.ir/post/24

هنگام سرماخوردگی ‌زیاد صحبت نكنید

یك گفتار درمان در یزد با تاكید بر این كه افراد در زمان ابتلا به بیماری عفونت تنفسی و یا سرماخوردگی، از صحبت كردن طولانی مدت خودداری كنند، توصیه كرد: با مشاهده هرگونه احساس ناراحتی در حنجره و صدا به متخصص گفتار درمان مراجعه كنید.
دكتر مهدی برائتی در ادامه اظهار كرد: افراد به منظور رعایت بهداشت صدا از صحبت كردن در مكان‌های پر سر و صدا از جمله كارخانجات و اماكن ساختمان‌سازی اجتناب و در طول روز در یك اندازه متوسط صحبت كنند و با صدای غیرمعمول و بلند صحبت ننمایند.
وی همچنین توصیه كرد: افراد از رقابت با دیگران از طریق بلند كردن صدا، فشار آوردن بر روی حنجره، زیاد سرفه كردن، ‌صاف كردن گلو به طور ممتد و حتی خندیدن و یا گریه كردن با صدای بلند خودداری كنند.
این گفتار درمان با تاكید براجتناب از استعمال سیگار و نوشیدن مواد الكلی در موقع ناراحتی صدا، افزود: حتی توصیه می‌شود افراد در زمان ابتلا به بیماری عفونت تنفسی و یا سرماخوردگی، از صحبت كردن برای طولانی مدت خودداری كنند.
وی خاطرنشان كرد: افراد باید توجه داشته باشند كه به منظور رعایت بهداشت صدا حتی‌الامكان از انجام كار‌های سخت مانند بلند كردن، هل دادن و یا كشیدن اجسام سنگین جلوگیری كنند. همچنین سعی شود با صدای بلندتر از موزیك، ‌تلویزیون، ‌رادیو و یا ‌ضبط صوت صحبت نكنند و در هیچ موقعیتی اعم از ورزش‌های گروهی در مدرسه یا مواقع تماشای مسابقات ورزشی نیز فریاد نزنند.
دكتر برائتی در پایان یادآور شد: افراد به محض مشاهده هرگونه ناراحتی در حنجره و گرفتگی صدا به متخصص گفتار درمان مراجعه كنند.

 
 

اصل مهم شخصيت و متانت در گوينده و سخنران

 
دوستداران سخن گفتن و سخن خوب را خوب گفتن !

واژه ها در اختيار شما هستند. گوينده و سخنور به آنها رنگ و آهنگ ميدهد مناسب مي سازد و ...وبه گوش و هوش مخاطب مي رساند.

او بايد به کلامش شخصيت دهد و با فن بيان و مهارت اجرا هنر را در سخنش جلوه گر سازد و توجه و تحسين شنونده را برانگيزد.

صداي شما نشانه شخصيت شماست . اين جمله را قبلا هم شنيده بوديد ... اما اکنون تامل بفرماييد !

صداي شما نشانه خلق و خوي شماست جلوه گر هنر و تخصص و تجربه شماست . بله ...صداي شما / خط شما و مهر و امضاي شما نيز...

اگر بگوييم گوينده و سخنور بايد مخاطب را تسخير کند گزاف نگفته ايم.... ! حتي اگر دانش مخاطب شما به اندازه درک مطلب يا شعري نباشد که شما برايش مي خوانيد شما بايد کاري کنيد که فقط با شنيدن صدا/ لحن گيرا و آهنگ مهربان صدايتان ....شما را تحسين کند آن را درک کند و با اعتماد به آنچه مي گوييد گوش جان بسپارد.

يادمان باشد در بيان خود شيفتگي نداشته باشيم. اين تفکر از شخصيت و متانت شما مي کاهد. پس خودتان باشيد نه شبيه ديگران ! تا هويت فقط ( خودتان ) را داشته باشيد نه ديگري را...

از حرکات بيش از حد سر و صورت و دست و بدن هنگام سخن گفتن دوري کنيد چرا که هم جلوه ي خوشي ندارد و هم مخاطب از معني ومفهوم متن غافل مي شود.

تکرار بي مورد نيز از خطاها محسوب مي شود. برخي از دوستان تصور مي کنند اگر بخشي از يک شعر يا متن ادبي را تکرار کنند زيباتر به نظر مي رسد در حاليکه طولاني شدن کلام و تکرار مخاطب را به شما بي ميل مي کند واز ابهت شخصيت حرفه اي شما نيز ميکاهد. شما ! بله شما ...

بايد کاري کنید که شنونده تشنه شنيدن صدا / بيان و گفته هاي شما باشد....

http://servatebayan.blogfa.com/post/861

گفتاردرمانی و موارد لزوم مراجعه به گفتار درمان  

 

گفتاردرمانی یا آسیب‌شناسی گفتار و زبان رشته‌ای از علوم توانبخشی است که به بررسی ماهیت انواع اختلالات گفتار و زبان و نیز روشهای تشخیص و درمان این اختلالات می‌پردازد. عده‌ای ارزیابی و تشخیص اختلال در بلع را نیز در حیطه تخصص متخصصان گفتار درمانی می‌دانند.زبان از دو بخش درکی comprehensiv و بیانی expressive تشکیل شده و گفتار دارای چهار قسمت می‌باشد که عبارتند از:تولید articulation، روانی fluancy، صوت voic و تشدید resonance.

گفتار درمانگران به درمان کودکانی می‌پردازند که در فراگیری زبان مادری یا استفاده صحیح از گفتار دچار مشکل هستند و نیز بزرگسالانی که به دلیلی، توانایی گفتاری خود را از دست داده‌اند.متخصصین گفتاردرمانی در طول دوران تحصیل با آناتومی و فیزیولوژی اندام گفتار و نیز مباحث زبانشناسی و روانشناسی آشنا می‌شوند. به همین جهت گفتار درمانی یک رشته بین رشته‌ای به حساب می‌آید.

در موارد زیر مراجعه به یک گفتار درمانگر الزامی است:

۱- تاخیر در شروع گفتار در کودکان

۲- اشکال در تلفظ اصوات گفتاری

۳-عدم برقراری ارتباط کلامی یا غیر کلامی از سوی کودک

۴-کم شنوایی یا ناشنوایی

۵-اشکال در درک کلام

۶-اختلال در بلع

۷-در صورت تشخیص بروز هر یک از اختلالات فلج مغزی، اوتیسم، اختلال یادگیری

http://majlesi-st.com/index.php?option=com_content&view=article&id=95&Itemid=90

تمرینات بیان برای ادای شفاف حروف خاص (فن بیان)

 

یکی از تمرینات خوب برای ادای شفاف حروف کلمات بازی با واژه هاست هرچقدر شما زبان خود را به حرکت و پیچش وادار کنید ورزیده تر خواهد شد و در نهایت به بیان شما کمک خواهد کرد به تمرینات زیر دقت کنید:

@ق – ك – گ ( 1 - قیامت قامت و قامت ، قیامت قیامت می كند آن قد و قامت

موذن گر ببیند قامتت را به قد قامت بماند تا قیامت

جمله ای مشتمل بر چهل فعل

داشتم می رفتم برم بخرم بیارم بخورم بگیرم بخوابم ؛ اومدم دیدم رفت گرفت نشست ؛ گفتم بزاربرم بپرسم ببینم میاد ، نمیاد ؛ دیدم میگه نمیخوام بیام ؛ گفت میخوام برم بخرم بیارم بخورم بگیرم بخوابم ؛ گفتم بزار برم بخرم بیارم بخورم بگیرم بخوابم .


2 - قادر قدر قدرت ؛ قدر مطلق قدرت

3 - دراین درگه كه گه گه كه كه و كه كه شود ناگه ؛ به امروزت مشو غره ، زفردایت نیی آگه

@ق – ج : سپر جلوی ماشین عقبی خورد به سپر عقب ماشین جلویی

@ج – چ: ۱- جام جم جاجرود چارصدو چل چار تومن

۲- چاره ی چاه چمن جیم بده تو انجمن

۳- چهل استاد چوب تیرچه تراش سبز شور این ور جوبند

۴ -چهل استاد چوب تیرچه تراش سبز شور اون ور جوبند

۵-چهل استاد چوب تیرچه تراش سبز شور این ور جوب

۶-به چهل استاد چوب تیرچه تراش سبز شور اون ور جوب گفتند

۷-كه چهل استاد چوب تیرچه تراش سبز شور اون ور جوب

۸-چه چهل استاد چوب تیرچه تراش سبز شورند ؟

۹-كه چهل استاد چوب تیرچه تراش سبز شور این ور جوب

۱۰-چهل استاد چوب تیرچه تراش سبز شورند

@خ : دختر خر ما تو دخل و خرج خیط كاشته بود

@ل – ر : ۱- لر رلیتا - رل لریتا ۲- كارل كارارو رله كرد

@س – ش: ۱- سمسار سیاست مدار ، تو سمساریش ، پوست سوسمار سیاه سیسیلی داشت

2- امشب شب سه شنبه س ؛ فردا شبم ، سه شنبه س

این سه سه شب و اون سه سه شب هر سه سه شب ، سه شنبه س

@ب: ۱- آب لیمو ؛ آب آب لیمو ؛ آب آلبالو

2- این باد چه بد باد بدی بود كه من باد به بد بادی این باد دگر باد ندیدم

http://mollabashy.blogfa.com/cat-3.aspx

صدا و شخصیت

صدا و شخصیت


چنانچه از داوران بخواهید شخصیت های هم پیوند با صداهای مختلف را ارزیابی کنند ، سطح بالایی از توافق را در بین آنها خواهید یافت . با این همه ، بین این قضاوت ها و معیارهای عینی شخصیت تطابق کمتری دیده می شود .باید مقداری  ارتباط بین صدا و شخصیت قائل شویم ، زیرا مردم در عواطف و نگرش هایی که از خود ظاهر می سازند تا حدّی ثبات و پایداری نشان می دهند .
برون گرایی یکی از بهترین ابعاد استقرار یافتۀ شخصیت است و عملاً با صدا همبستگی دارد ؛ یعنی ارتفاع  بالاتر ( برای مردان) ؛ تأثیر کلامی بیشتر ، گفتار سریع تر و مکث کمتر (  برای زنان ).
شرر ( 1078 ) با ارائۀ یک مدل عدسی شکل نشان داد چگونه برون گرائی نزد مردان امریکایی به صورت تأثیر ارتفاع و کلام رمزگذاری و به شکل رسایی و (فقدان ) دلتنگی درک و تفسیر می شود .
در تعدادی از تجربه ها پژوهشگران با تغییر شیوه ی گفتاری گوینده قضاوت درباره ی شخصیت وی را مورد بررسی قرار داده اند . سرعت گفتار بکی از مؤثرترین متغیرها است . گفتار سریع تر به عنوان توانمندی ، برون گرایی و شایستگی تلقی می شود . ارتفاع صدا دارای دو تأثیر است ؛بالا رفتن ارتفاع به عنوان برون گرایی ، جسارت ، اعتماد به نفس و شایستگی و همین طور تنیدگی و عصبی بودن قضاوت می شود ؛ شاید به این دلیل که بالا رفتن ارتفاع سر نخی از برانگیختگی عاطفی است ؛ چیزی که دیگران آن را به نوعی ویژگی شخصیتی تعمیم می دهند .
افراد مضطرب دقیقاً از همان کیفیت های گفتاری که در موقعیت های اضطراب آور تولید می شوند ، برخوردار نیستند . این عده سریع اما با مکث های خاموش صحبت می کنند ، بخصوص مکث های طولانی ( پیش از 5 / 1 ثانیه ) ؛ شاید به این دلیل که به زمان طرح ریزی بیشتری نیاز دارند . به علاوه ، این عده در کنترل سایر انواع نارسایی های گفتاری موفقند.
گروه دیگری که طبق یافته های بدست .
گروه دیگری که طبق یافته های بدست آمده از نوع خاصی از صدا برخوردار ند ، شخصیت های تیپ A  هستند ؛ افرادی رقابت جو ، متهاجم ، شکیبا که  شوق زیادی برای کسب موفقیت دارند . این عده هر چند ممکن است موفق یاشند ، اما مستعد بیماری عروقی نیز هستند .آنان از صدا یی بلند ، سریع، همراه با مکث های انفجاری ، تنّوع  بسیار در سرعت حرف زدن و مکث کمتر در پیش از صحبت برخوردارند .
ما خصوصیت های آوایی عصب پریش ها و سایر بیماران را در فصل 17 بحث خواهیم کرد . این عده از نظر اسپکتوگرام گفتاری خود تفاوت های بسیار جالبی با دیگران دارند . تحقیق بر روی قضاوت از روی صدا سه بُعد اصلی را بدست داده است :
وضعیت اجتماعی – اقتصادی
خوشایند – ناخوشایند
فعاّل – منفعل
شواهد گسترده ای در مورد پندارهای قالبی ( کلیشه ای ) در ارتباط با صداهای مختلف وجود دارد . ادینگتُن ( 1968 ) از بازیگران مرد و زن خواست تا به 9 روش مختلف صحبت کنند تا داوران آنها را بر روی 40 مقیاس ارزیابی کنند . بیشترین توافق بر سر مقیاس های پیر – جوان ، مردانه – زنانه ، مشتاق – علاقه ، پر انرژی – تنبل و خوشگل – زشت بود ( با درجۀ اطمینان 80 /0 یا بیشتر بین داوری ها ) . برخی از خصوصیت های هم پیوند با شخصیت عبارت بودند از :
دمشی : جوان تر ، هنرمندانه تر
یکنواخت : مردانه ، وارفته ، سرد تر ، در خود فرو رفته
دماغی : نا خوشایند از نظر اجتماعی به جهات مختلف
تنیده : پیرتر ، سرکش ، تند خو
گلویی : پیر تر ، واقعگرا ، پخته ، فرهیخته ، سازگار
مطنطن : پر انرژی ، سالم ، هنرمندانه ، فرهیخته ، سرفراز ، جالب ، مشتاق
سریع : سوزنده ، برونگرا
ارتفاع متنوع : پویا ، زنانه ، مستعد ار لحاظ زیبایی شناختی
منشاء های این پندارهای قالبی کاملاًشناخته نشده اند . اینها ممکن است تا اندازه ای به پیوندهای واقعی با شخصیت ، تا حدی به صدای فرد از لحاظ سن ، جنس و گروههای فرهنگی مختلف ، و تا اندازه ای به قیاس ( برای مثال: خوشایند ،متزلزل ) مربوط باشند .
با این همه ،  قضاوت های انجام شده بر پایۀ صدا و مضمون های کلامی همبستگی دارند تا با قضاوت های صورت گرفته از روی صدا ، چهره و مضمون کلامی در مجموع .

http://www.behaviour.ir/showthread.php?tid=15

 

حاج‌آقا چند می‌گیری سخنرانی کنی!؟

حاج‌آقا چند می‌گیری سخنرانی کنی!؟


خبرنامه دانشجویان ایران:حاج‌آقا چند می‌گیری سخنرانی کنی!؟
برخی از شروط سخنرانان سرشناس و رسانه ای برای حضور در شهرستان ها که به استناد گفتگوهای حضوری و تلفنی برای دعوت به مراسم‌های مختلف به دست آمده.../ ذکر این نکته ضروری است که بسیاری از روحانیون اندیشمند و برجسته کشور نیز نسبت به رواج این رفتارها به شدت گلایه‌مندند و انتقادهای جدی دارند، لذا این گزارش ضمن تقبیح رفتار آن افراد، از سخنرانان اصیل تقدیر می‌کند.
سرویس فرهنگی ـ دعوت از روحانیون شناخته‌شده برای حضور در مراسم و همایش‌های مختلف در کشور، تقریبا به یک شغل تبدیل شده و مانند حضور ستاره‌ها در برنامه‌های مختلف، قلق‌های خاص خودش را دارد.
خبرنگار «تابناک» در گفت‌وگو با تنی چند از مسئولان هماهنگی همایش‌های بزرگ دانشجویی و ملی در استان‌های مختلف کشور، اطلاعات و آمار جالبی به دست آورده که بخشی از آن تقدیم کاربران می‌شود.
البته پیش از آن ذکر این نکته ضروری است که بسیاری از روحانیون اندیشمند و برجسته کشور نیز نسبت به رواج این رفتارها به شدت گلایه‌مندند و انتقادهای جدی دارند و بر همین اساس، این گزارش ضمن تقبیح رفتار آن افراد، از سخنرانان اصیل و منبری‌های باتقوای کشور تقدیر می‌کند.
به گزارش «تابناک»، برخی از این افراد که برای حضور در برنامه های تولیدی و موردی رسانه ملی مبلغی بین 80 تا 150 هزار تومان برای هر جلسه دریافت می کنند، حداقل نرخ دریافتی منبر و سخنرانی شان در مراسم‌های خارج از رسانه ملی 500 هزار تومان است که تا 1.5 میلیون تومان نیز متغیر است ضمن اینکه برخی آقایان که برای هر جلسه 45 دقیقه تا یک ساعته کمتر از 5 شب منبر را نمی پذیرند! البته به اینها بلیت رفت و برگشت هواپیما و یا هزینه رفت و برگشت ـ زمینی ـ و سوغاتی محلی را هم اضافه کنید.
بنابر این گزارش، اگرچه اغلب این افراد مدرس حوزه و دانشگاه هستند و معمولا به عنوان مشاور نیز در مراکز دولتی و خصوصی فعالیت می کنند و درآمد اصلی و پایه ای زندگی شان از راه وعظ و خطابه تامین نمی‌شود، با این حال در این بین اندک بزرگوارانی هم هستند که حضور در جمع مردم شهرهای مختلف را به چشم یک وظیفه تبلیغی صِرف و خدمتی بی مزد و منت می نگرند و اگر هیچ حق الزحمه ای نیز به آنها تعلق نگیرد خم به ابرو نمی آورند و حتی در پاره ای موارد، پاکت یا هدیه تعیین شده را به هیچ عنوان نمی پذیرند و به اصرار از میزبان می خواهند که این مبلغ را صرف امور خیر دیگری نماید.
برخی از شروط سخنرانان سرشناس و رسانه ای برای حضور در شهرستان ها که به استناد گفتگوهای حضوری و تلفنی برای دعوت به مراسم‌های مختلف به دست آمده به این شرح است:
توضیح ضروری آنکه «تابناک» از عنوان کردن نام برخی از این چهره‌ها که در شبکه‌های مختلف سیما و گاه برخی تریبون‌های رسمی به شکل مکرر حاضر می‌شوند، معذور است.
1 ـ بلیت مرا طوری تنظیم کنید که با هواپیمای ایرباس باشد. هواپیماهای دیگر امنیت ندارد!
2 ـ مرا از پاویون فرودگاه وارد کنید و حتما یکی از مقامات عالی رتبه استان باید به استقبال بیاید.
3 ـ در ظرف یک بار مصرف غذا نمی خورم. آب شرب شهری نمی خورم و حتما باید آب معدنی تهیه کنید. غذا ترجیحا از غذاهای محلی منطقه باشد.
4 ـ معمولا هر جا می رویم هدایایی هم به همراهانمان می دهند. شما هم علاوه بر تهیه بلیت رفت و برگشت هواپیما و پذیرایی از همراهان، هدیه ای هم برای آنها در نظر بگیرید.
5 ـ در برابر تماس مسئولان برپایی یک همایش یا جشنواره: آقا شما مسئولیتت چیست که با من تماس گرفتی؟! شما که نباید با من تماس بگیری، خود آقای استاندار باید مرا دعوت کند. ضمن این که وقت من تا 6 ماه آینده پُر است.
6 ـ اگر جمعیت حضار کم تر از 4-3 هزار نفر باشد نمی آیم!
7 ـ شما که می دانید تهران، دریاست! ـ این در حالی است که خیلی اوقات در مجالس تهران جمعیت حضار به صد نفر هم نمی رسد! ـ حالا ما وقت بگذاریم و بیاییم به شهر شما و آن وقت جمعیت کم باشد ـ کم از نظر حاج آقا زیر هزار نفر است ـ زمانمان به هدر رفته است! چندی قبل به مناسبت ایام محرم به شهری دعوت شدم. راننده جلوی یک طویله! ـ تعبیر وی برای یک ساختمان مسکونی معمولی در شهرستانی محروم ـ ایستاد، گفتم باید این جا استراحت کنیم؟ گفت بله؛ گفتم برگرد فرودگاه! خلاصه مردم جمع شدند که حاج آقا؟! گفتم حاج آقا و زهرمار! کوفی شده اید؟ ما سفیر حسینیم(ع)؛ این چه طرز برخورد است و... حالا شما از خودید تشریف بیاورید دفتر تا قرارداد تنظیم کنیم که انشاالله از این مشکلات پیش نیاید!
8 ـ در تهران معمولا 800-700 هزار تومان برای هر برنامه به ما می دهند شما چه قدر می توانید بدهید؟ ـ در پاسخ به اعتراض زیاد بودن حق المنبر ـ : شما که می دانید همه از ما کمک می خواهند بنابراین ما باید از کسانی که می توانند بدهند بگیریم تا بتوانیم به نیازمندانی که دائم به ما مراجعه می کنند کمک کنیم. هزینه شما جای دوری نمی رود انشاالله خدا قبول کند! بعد هم شما که پول ندارید چرا به ما زنگ می زنید مگر مجبورید؟!
9 ـ همراه نمودن فرزند و گاه خانواده و درخواست اقامت بیشتر در مناطقی که جنبه گردشگری و تفریحی دارند جهت بازدید از بناها و آثار تاریخی و بعضا خرید سوغات و صنایع دستی به هزینه میزبان!
10 ـ برنامه سخنرانی ما در هر دانشگاه را معاونت فرهنگی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در همان دانشگاه ها تنظیم می کند باید از این طریق هماهنگ کنید تا به دانشگاهتان بیاییم در این صورت، عمده هزینه را نهاد در تهران به ما پرداخت می کند البته شما هم باید یک سکه تمام بهار آزادی بدهید!
11 ـ امام جمعه و فرماندار شهر به تهران بیایند و حضوری دعوت کنند. دعوت نامه کتبی را نمی پذیرم!
12 ـ چون شهر شما فرودگاه ندارد نمی آیم! جانم را که از سر راه نیاورده ام که در جاده به خطر بیندازم و با اتومبیل مسیر فرودگاه (مرکز استان) تا شهر شما را زمینی طی کنم. من فقط در مرکز استان سخنرانی می کنم و به شهرستان نمی روم لطفا اصرار نکنید!
13 ـ به شرطی می آیم که در شهرستان های اطراف تان هم برایم برنامه بگذارید و لااقل صدا و سیمای مرکز استان سخنرانی مرا پوشش دهد!
در پایان لازم به تذکر است که با توجه به وضع عمومی زندگی اکثریت قریب به اتفاق طلاب و روحانیون که در حد اقشار متوسط جامعه و همراه با مشقات فراوان است، نهادهای مسئول و به ویژه رسانه ملی حواسشان باشد که با پر و بال دادن به چنین افرادی، آنها را به عنوان نمونه ای از جامعه روحانیون معرفی نکنند تا به تبع آن فضایی منفی نزد افکار عمومی در این باره شکل بگیرد.